1
00:00:00,958 --> 00:00:03,450
‫از الان می‌خوایم مسیر فیستول رو پیدا کنیم.

2
00:00:03,500 --> 00:00:06,616
‫عفونت تا اطراف ناحیه تیروئید هم پخش شده.

3
00:00:06,666 --> 00:00:10,825
‫ولی اگه درست انجامش بدیم،
‫مجبور نمی‌شیم تیروئیدش رو ببُریم.

4
00:00:10,875 --> 00:00:13,075
‫از جایی که فیستول رو واضح می‌بینی،
‫آروم شروع کن به جدا کردنش.

5
00:00:13,125 --> 00:00:14,458
‫بله.

6
00:00:16,791 --> 00:00:18,533
‫گیوهیون.

7
00:00:18,583 --> 00:00:21,866
‫من نمی‌ذارم رؤیات رو دور بندازی.

8
00:00:21,916 --> 00:00:25,833
‫داداشت برات انجامش میده.

9
00:00:32,958 --> 00:00:35,033
‫جدا کردن فیستول رو تموم کردم.

10
00:00:35,083 --> 00:00:36,908
‫همینجا ببندیم؟

11
00:00:36,958 --> 00:00:38,250
‫مراقب باش.

12
00:00:38,291 --> 00:00:39,991
‫اگه همین‌طوری ادامه بدی،
‫می‌رسی به جلوی غضروف.

13
00:00:40,041 --> 00:00:43,041
‫اینجوری ممکنه
‫حفظ عصب حنجره‌ای سخت بشه.

14
00:00:43,083 --> 00:00:45,533
‫چشم. پنس راست‌گوشه.

15
00:00:45,583 --> 00:00:47,416
‫یه لحظه صبر کنین.

16
00:00:48,000 --> 00:00:49,575
‫چرا؟

17
00:00:49,625 --> 00:00:53,833
‫گیوهیون می‌تونه آواز بخونه.

18
00:00:57,583 --> 00:01:02,041
‫ما می‌تونیم رویای گیوهیون رو
‫به واقعیت تبدیل کنیم.

19
00:01:05,291 --> 00:01:06,658
‫توضیح بده.

20
00:01:06,708 --> 00:01:08,491
‫وقتی سی‌تی اسکن رو چک کردیم،
‫به نظر می‌رسید...

21
00:01:08,541 --> 00:01:10,533
‫حفظ عصب حنجره‌ای غیرممکنه.

22
00:01:10,583 --> 00:01:13,700
‫ولی، وقتی به جهتی که فیستول
‫ازش جدا میشه نگاه می‌کنی،

23
00:01:13,750 --> 00:01:15,700
‫و اون رو با تصویر عکس‌برداری مری
‫تطبیق میدی،

24
00:01:15,750 --> 00:01:17,783
‫اگه یه کم نزدیک‌تر به غضروف حنجره‌ای

25
00:01:17,833 --> 00:01:19,158
‫و بالاترین قسمت نایژه وارد بشیم...

26
00:01:19,208 --> 00:01:21,741
‫اگه غضروف تیروئید رو
‫برخلاف عقربه‌های ساعت بچرخونی،

27
00:01:21,791 --> 00:01:24,825
‫می‌تونی در حین بستن فیستول،
‫عصب رو هم حفظ کنی.

28
00:01:24,875 --> 00:01:25,575
‫درسته!

29
00:01:25,625 --> 00:01:28,908
‫میشه بدون آسیب زدن به مسیر عصب،
‫اون رو جدا کرد.

30
00:01:28,958 --> 00:01:32,116
‫دکتر پارک حتی اعصابِ زیرِ بافتِ متورم رو هم

31
00:01:32,166 --> 00:01:33,575
‫تو ذهنش تصور کرده.

32
00:01:33,625 --> 00:01:35,866
‫یعنی گیوهیون می‌تونه دوباره آواز بخونه؟

33
00:01:35,916 --> 00:01:37,783
‫به شرطی که جراحی
‫بدون هیچ اشتباهی تموم بشه.

34
00:01:37,833 --> 00:01:40,541
‫اگه بعد از جراحی  خوب ریکاوری بشه
‫و هیچ عفونتی تو ناحیه عمل نداشته باشه،

35
00:01:40,583 --> 00:01:42,158
‫هیچ مشکلی پیش نمیاد.

36
00:01:42,208 --> 00:01:44,200
‫به نتایج، بعد از جراحی فکر کنین

37
00:01:44,250 --> 00:01:46,325
‫و فعلاً فقط روی جراحی تمرکز کنین.

38
00:01:46,375 --> 00:01:47,950
‫بله.

39
00:01:48,000 --> 00:01:49,950
‫از الان به بعد بیاید تمرکز کنیم.

40
00:01:50,000 --> 00:01:52,541
‫حتی صدای نفس کشیدنتون هم نیاد.

41
00:01:53,541 --> 00:01:56,616
‫ما جدا کردن رو از پشتِ
‫غضروف تیروئید شروع می‌کنیم.

42
00:01:56,666 --> 00:01:58,708
‫پنس راست‌گوشه.

43
00:02:00,250 --> 00:02:02,416
‫پنس عروقی.

44
00:02:03,416 --> 00:02:13,416
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

45
00:02:42,375 --> 00:02:45,625
‫قسمت انتهاییِ بستنِ فیستول انجام شد.

46
00:02:48,625 --> 00:02:49,950
‫خسته نباشید، دکتر.

47
00:02:50,000 --> 00:02:52,366
‫ممنون.

48
00:02:52,416 --> 00:02:54,791
‫کارت خوب بود، دکتر پارک.

49
00:02:58,583 --> 00:03:01,000
‫ممنون، پروفسور.

50
00:03:08,291 --> 00:03:13,783
‫دکتر پارک. قشنگ بخیه‌اش بزن.
‫حواست باشه بخیه‌ها یکدست باشن.

51
00:03:13,833 --> 00:03:15,708
‫چشم.

52
00:03:57,916 --> 00:04:00,083
‫دکتر پارک.

53
00:04:14,666 --> 00:04:17,158
‫چرا چیزی نمیگین؟

54
00:04:17,208 --> 00:04:19,166
‫چون چیزی برای گفتن ندارم.

55
00:04:19,833 --> 00:04:21,575
‫چطور ممکنه؟

56
00:04:21,625 --> 00:04:24,950
‫مگه معمولاً بلافاصله
‫بعد از جراحی دعوام نمی‌کنی؟

57
00:04:25,000 --> 00:04:27,166
‫امروز هیچ دلیلی ندارم که سرت داد بزنم.

58
00:04:30,166 --> 00:04:33,291
‫همه‌اش به خاطر دکتر پارک شی‌اونه.

59
00:04:34,041 --> 00:04:39,366
‫من تصمیمتون در مورد
‫تخصص دکتر پارک رو کاملاً درک می‌کنم.

60
00:04:39,416 --> 00:04:42,208
‫چون خیلی خوب می‌فهمم
‫چرا این کار رو کردین.

61
00:04:44,250 --> 00:04:49,375
‫نمی‌خوام بهتون بگم
‫دلم می‌خواد چطوری رفتار کنین.

62
00:04:50,333 --> 00:04:53,250
‫در عوض، بذارین یه درخواست ازتون بکنم.

63
00:04:54,000 --> 00:04:55,625
‫پارک شی‌اون رو،

64
00:04:56,458 --> 00:04:59,783
‫همون‌طوری که هست بپذیرین.

65
00:04:59,833 --> 00:05:02,166
‫دقیقاً همون‌طوری که هست.

66
00:05:50,500 --> 00:05:52,291
‫ببخشید...

67
00:05:53,291 --> 00:05:55,208
‫دکتر؟

68
00:05:56,250 --> 00:05:58,208
‫حالتون خوبه؟

69
00:05:59,166 --> 00:06:00,825
‫بله.

70
00:06:00,875 --> 00:06:03,366
‫یکم سرم گیج رفت.

71
00:06:03,416 --> 00:06:06,125
‫فکر کنم خیلی استرس داشتم.

72
00:06:10,250 --> 00:06:14,333
‫چرا این‌قدر استرس داشتین؟

73
00:06:15,083 --> 00:06:17,575
‫برای اولین بار، تو جراحی‌ای شرکت کردم...

74
00:06:17,625 --> 00:06:20,375
‫که مدت‌ها بود فقط از
‫گوشه و کنار تماشاش می‌کردم.

75
00:06:23,625 --> 00:06:25,658
‫خیلی ترسیده بودم.

76
00:06:25,708 --> 00:06:30,500
‫که نکنه واسه بیمار اتفاق بدی بیفته.

77
00:06:32,791 --> 00:06:35,241
‫احساس می‌کنم یه ترسوئم،

78
00:06:35,291 --> 00:06:39,291
‫مثل همون خرگوشی که قبلاً بزرگش می‌کردم.

79
00:06:40,291 --> 00:06:43,291
‫خرگوش مگه چشه؟

80
00:06:45,666 --> 00:06:47,533
‫می‌دونی خرگوش

81
00:06:47,583 --> 00:06:51,658
‫به عنوان یه حیوون
‫خیلی کوچیک و ترسو شناخته میشه، مگه نه؟

82
00:06:51,708 --> 00:06:53,158
‫ولی در واقع،

83
00:06:53,208 --> 00:06:57,075
‫چون خرگوش پاهای عقبی‌ای داره که
‫دو یا سه برابر پاهای جلوییش طول دارن،

84
00:06:57,125 --> 00:06:59,075
‫می‌تونه با سرعت شگفت‌انگیزی بدوئه.

85
00:06:59,125 --> 00:07:00,916
‫برای همین میگن حتی حیوونای درنده هم

86
00:07:00,958 --> 00:07:03,291
‫برای گرفتن خرگوش به دردسر می‌افتن.

87
00:07:04,750 --> 00:07:07,158
‫و هوش و ذکاوتش چی؟

88
00:07:07,208 --> 00:07:08,825
‫اون کبدش رو به لاک‌پشت نباخت.

89
00:07:08,875 --> 00:07:10,458
‫(اشاره به افسانه قدیمی
‫گول زدن لاک‌پشت توسط خرگوش)

90
00:07:12,125 --> 00:07:16,083
‫خرگوش حتی مدفوع خودش رو هم می‌خوره.

91
00:07:16,750 --> 00:07:18,791
‫درسته!

92
00:07:21,666 --> 00:07:23,408
‫دکتر.

93
00:07:23,458 --> 00:07:28,741
‫خرگوش نسبت به بقیه گونه‌ها
‫بلندترین پاهای عقبی رو داره.

94
00:07:28,791 --> 00:07:30,825
‫پس خودت رو جمع نکن و نترس...

95
00:07:30,875 --> 00:07:35,616
‫بلکه مثل خرگوش با قدرت بدو.

96
00:07:35,666 --> 00:07:37,666
‫ممنون.

97
00:07:44,083 --> 00:07:49,458
‫به عنوان یه مرد
‫ناخن‌هات خیلی قشنگن.

98
00:07:50,250 --> 00:07:52,541
‫شکل هلال ماهن.

99
00:08:02,041 --> 00:08:04,333
‫من دیگه میرم.

100
00:08:14,416 --> 00:08:17,083
‫شونه‌هات رو بده عقب.

101
00:09:31,708 --> 00:09:34,166
‫بیداری؟

102
00:09:35,166 --> 00:09:40,125
‫فقط امروز رو حرف نزن
‫تا به گلوت فشار نیاد، باشه؟

103
00:09:42,583 --> 00:09:48,166
‫گیوهیون. دیگه می‌تونی آواز بخونی.

104
00:09:49,000 --> 00:09:52,541
‫دکتر پارک یه راهی پیدا کرد...

105
00:09:54,458 --> 00:09:57,500
‫و جراحی موفقیت‌آمیز بود.

106
00:09:58,250 --> 00:10:02,583
‫پس، حالا می‌تونی کاری رو بکنی
‫که خوشحالت می‌کنه، باشه؟

107
00:10:06,916 --> 00:10:08,825
‫گریه نکن.

108
00:10:08,875 --> 00:10:11,416
‫اگه گریه کنی، به گلوت فشار میاد
‫و بیشتر درد می‌گیره.

109
00:10:14,208 --> 00:10:17,166
‫اوه، اونجا رو. دکتر پارک داره میاد.

110
00:10:23,750 --> 00:10:27,333
‫حالا که اثر بیهوشی از بین رفته،
‫حتما درد داری. درسته گیوهیون؟

111
00:10:29,500 --> 00:10:32,291
‫کارت عالی بود گیوهیون.

112
00:10:59,583 --> 00:11:02,075
‫واقعا نمی‌فهمم ولی...

113
00:11:02,125 --> 00:11:06,283
‫یعنی تو می‌تونی همه‌چیز رو
‫تو ذهنت سه‌بعدی ببینی؟

114
00:11:06,333 --> 00:11:09,658
‫سه‌بعدی به داشتن طول، عرض و ارتفاع

115
00:11:09,708 --> 00:11:11,575
‫توی مختصاتِ تعریف‌شده‌ی
‫ایکس، ایگرگ و زِد تعریف میشه،

116
00:11:11,625 --> 00:11:14,491
‫و از نظر هندسی به معنای
‫فضای سه‌بعدی یا فضاییه.

117
00:11:14,541 --> 00:11:18,241
‫ولی من یه چیز ساده رو سه بعدی نمی‌بینم.

118
00:11:18,291 --> 00:11:22,366
‫من می‌تونم اشیاء یا فضاهای سه‌بعدی رو
‫تو چندین جهت درک کنم.

119
00:11:22,416 --> 00:11:25,625
‫این یعنی چی؟

120
00:11:35,625 --> 00:11:40,333
‫آدمای عادی فقط تو همین حالت می‌بیننش.

121
00:11:40,375 --> 00:11:42,208
‫ولی من می‌تونم...

122
00:11:44,500 --> 00:11:49,041
‫این‌طوری... تو ذهنم رسمش کنم.

123
00:11:50,333 --> 00:11:53,750
‫پس چطوری
‫همش با سرگیجه زندگی می‌کنی؟

124
00:11:53,791 --> 00:11:55,658
‫همیشه این‌طوری نیست.

125
00:11:55,708 --> 00:11:58,708
‫فقط وقتی این‌طوری میشم که
‫تمرکز می‌کنم تا اون مدلی تصورش کنم.

126
00:12:02,166 --> 00:12:05,366
‫پس اون مهارت رو هم داری.

127
00:12:05,416 --> 00:12:08,658
‫مثلاً، مثل اشعه ایکس.

128
00:12:08,708 --> 00:12:13,450
‫می‌تونی حتی خطوط و مرزهای
‫جاهای پوشیده رو هم تشخیص بدی.

129
00:12:13,500 --> 00:12:14,875
‫درسته؟

130
00:12:15,875 --> 00:12:17,958
‫لطفاً بیا جلوم وایسا.

131
00:12:35,166 --> 00:12:36,916
‫چرا داری می‌خندی؟

132
00:12:37,833 --> 00:12:40,166
‫هیچی.

133
00:12:42,125 --> 00:12:46,416
‫هی. دقیقاً داری به چی نگاه می‌کنی و می‌خندی.

134
00:12:50,333 --> 00:12:53,616
‫هی! چی دیدی؟
‫به چی نگاه کردی؟

135
00:12:53,666 --> 00:12:56,583
‫آخه کی تو دنیا می‌تونه
‫همچین قابلیتی داشته باشه؟

136
00:12:58,458 --> 00:13:01,875
‫هی! تو! واقعا که...

137
00:13:04,708 --> 00:13:06,583
‫چقدر آب‌زیرکاهه...

138
00:13:18,125 --> 00:13:21,325
‫و هیچ دکتری محبوب‌تر از
‫پارک شی‌اون وجود نخواهد داشت.

139
00:13:21,375 --> 00:13:24,450
‫حتی مطبوعات هم علاقه زیادی نشون میدن.

140
00:13:24,500 --> 00:13:26,575
‫این یه موضوع بین‌المللیه.

141
00:13:26,625 --> 00:13:31,333
‫لطفاً پارک شی‌اون رو
‫همون‌طوری که هست بپذیرین.

142
00:13:32,708 --> 00:13:34,541
‫دقیقاً همون‌طوری که هست.

143
00:13:45,458 --> 00:13:46,950
‫بچه‌ها!

144
00:13:47,000 --> 00:13:50,366
‫برای جشن گرفتنِ موفقیتِ جراحی
‫یه چیزی برای خوردن گرفتم.

145
00:13:50,416 --> 00:13:53,575
‫خودت هم تحویلش گرفتی و آوردی. ایول!

146
00:13:53,625 --> 00:13:57,408
‫امروز خیلی زحمت کشیدید.
‫بیاید زودتر بخوریم.

147
00:13:57,458 --> 00:13:58,575
‫با کمال میل.

148
00:13:58,625 --> 00:14:02,500
‫با کمال میل. با کمال میل.
‫با کمال میل.

149
00:14:03,791 --> 00:14:06,250
‫مال شی‌اون چی؟

150
00:14:08,583 --> 00:14:09,908
‫چرا یدونش کمه؟

151
00:14:09,958 --> 00:14:12,000
‫فکر کنم اشتباه بریدنش.

152
00:14:12,958 --> 00:14:15,783
‫شی‌اون. بیا همینو شریک بشیم.

153
00:14:15,833 --> 00:14:17,116
‫نه نمی‌خوام.

154
00:14:17,166 --> 00:14:19,833
‫اصلاً گرسنه‌م نیست.

155
00:14:20,708 --> 00:14:24,041
‫تو اینو بخور.
‫من الان حالم زیاد خوب نیست.

156
00:14:24,583 --> 00:14:26,366
‫ماشینِ مخلوط‌کنِ انسانی، هونگ گیل‌نام...

157
00:14:26,416 --> 00:14:29,125
‫تو هم یه وقتایی حالت خوب نیست.

158
00:14:29,875 --> 00:14:31,700
‫با کمال میل می‌خورم.

159
00:14:31,750 --> 00:14:33,125
‫پارک شی‌اون.

160
00:14:33,958 --> 00:14:35,158
‫بله، پروفسور.

161
00:14:35,208 --> 00:14:38,158
‫از فردا، ۲۴ ساعته تو بیمارستان
‫آماده‌باش باش.

162
00:14:38,208 --> 00:14:40,041
‫امروز آخرین روزیه که رفت و آمد می‌کنی.

163
00:14:43,666 --> 00:14:47,408
‫پس پیج‌های خارج از بخشمون
‫و پیجج‌های اورژانس چی؟

164
00:14:47,458 --> 00:14:49,333
‫همون کاری رو بکن که
‫رزیدنت‌های سال اول معمولاً انجام میدن.

165
00:14:54,250 --> 00:14:57,491
‫ایول! بالاخره از پیج‌های شبانه خلاص شدم.

166
00:14:57,541 --> 00:14:58,791
‫هی.

167
00:14:59,458 --> 00:15:01,033
‫بپرید رو کمرش.

168
00:15:01,083 --> 00:15:03,866
‫رو کمرش!

169
00:15:03,916 --> 00:15:05,958
‫غذای هندی!
‫(یک نوع تنبیه در بازی‌های بچگانه)

170
00:15:12,583 --> 00:15:15,541
‫کی بود که با مشت زد بهم؟

171
00:15:18,208 --> 00:15:19,958
‫درد داره.

172
00:15:21,416 --> 00:15:23,658
‫شنیدم گذاشتی دکتر پارک شی‌اون

173
00:15:23,708 --> 00:15:25,875
‫تو بخش جراحی اطفال بمونه.

174
00:15:26,583 --> 00:15:27,908
‫بله.

175
00:15:27,958 --> 00:15:29,658
‫فکر کنم کار خوبی باشه.

176
00:15:29,708 --> 00:15:34,991
‫به خاطر نقشه‌ایه که برای
‫استفاده از دکتر پارک دارم؟

177
00:15:35,041 --> 00:15:38,741
‫اون یکی از دلایلشه، ولی دلیل اصلی...

178
00:15:38,791 --> 00:15:40,825
‫به خاطر خواست و اراده خودشه.

179
00:15:40,875 --> 00:15:42,950
‫پس حیف شد.

180
00:15:43,000 --> 00:15:45,291
‫من این پیشنهاد رو
‫برای یه هدف خوب بهت دادم.

181
00:15:46,333 --> 00:15:48,125
‫علاوه بر این،

182
00:15:48,166 --> 00:15:50,875
‫ برنامه استخدام جراح‌های اطفال
‫از بیمارستان‌های دیگه،

183
00:15:51,041 --> 00:15:53,116
‫و توافق برای دریافت حمایت مالی

184
00:15:53,166 --> 00:15:55,416
‫از صندوق‌های خارجی رو
‫یه کم به تعویق می‌ندازمشون.

185
00:15:57,833 --> 00:15:59,741
‫الان مهم‌تر از همه اینه که
‫اول یه راهی پیدا کنیم تا

186
00:15:59,791 --> 00:16:01,833
‫رقابت‌پذیری رو
‫داخل بیمارستانمون رو بالا ببریم.

187
00:16:02,041 --> 00:16:03,783
‫اول خودمون بهترین تیم رو می‌سازیم.

188
00:16:03,833 --> 00:16:08,583
‫منظورت از «تعویق» چیه؟
‫چقدر دیگه باید بهت وقت بدم؟

189
00:16:09,375 --> 00:16:11,458
‫نمی‌تونم با اطمینان بهت بگم.

190
00:16:12,416 --> 00:16:14,208
‫من دیگه میرم.

191
00:16:15,583 --> 00:16:17,333
‫پروفسور...

192
00:16:20,541 --> 00:16:23,616
‫امیدوارم این زمانِ تعویق خیلی طول نکشه.

193
00:16:23,666 --> 00:16:25,950
‫چون آدم...

194
00:16:26,000 --> 00:16:28,408
‫تمایل داره نقص‌های کسی که...

195
00:16:28,458 --> 00:16:31,166
‫منتظرش گذاشته رو محاسبه کنه.

196
00:17:13,750 --> 00:17:16,000
‫چیه؟ حرفی برای گفتن داری؟

197
00:17:17,500 --> 00:17:19,033
‫ممنونم.

198
00:17:19,083 --> 00:17:21,208
‫که ازم متنفر نیستین.

199
00:17:22,583 --> 00:17:24,450
‫تمام تلاشم رو می‌کنم.

200
00:17:24,500 --> 00:17:26,791
‫واقعاً تمام تلاشم رو می‌کنم.

201
00:17:32,708 --> 00:17:34,041
‫بندازش اونجا.

202
00:17:35,708 --> 00:17:37,458
‫گفتم بندازش.

203
00:18:17,500 --> 00:18:18,958
‫کجا داری میری؟

204
00:18:24,875 --> 00:18:26,375
‫دوباره.

205
00:18:52,208 --> 00:18:56,166
‫دوباره... دوباره... دوباره.

206
00:19:17,958 --> 00:19:20,291
‫اون روز جلوی بچه‌های جراحی اعصاب
‫خودت رو تحقیر کردی، مگه نه؟

207
00:19:21,333 --> 00:19:22,991
‫اگه یه بار دیگه بخش ما رو...

208
00:19:23,041 --> 00:19:25,408
‫جلوی یه بخش دیگه تحقیر کنی،

209
00:19:25,458 --> 00:19:28,166
‫می‌کشمت. فهمیدی؟

210
00:19:29,208 --> 00:19:30,325
‫بله.

211
00:19:30,375 --> 00:19:31,875
‫برو.

212
00:19:45,750 --> 00:19:47,416
‫دکتر پارک!

213
00:19:50,458 --> 00:19:52,408
‫تبریک، تبریک!

214
00:19:52,458 --> 00:19:55,408
‫شنیدم از فردا دیگه یه رزیدنت واقعی میشی.

215
00:19:55,458 --> 00:19:57,825
‫چرا من اینقدر خوشحالم؟

216
00:19:57,875 --> 00:19:59,075
‫ممنونم.

217
00:19:59,125 --> 00:20:02,325
‫دکتر پارک، منم بهت خیلی تبریک میگم.

218
00:20:02,375 --> 00:20:04,991
‫از این به بعد دیگه دردسر درست نمی‌کنم.

219
00:20:05,041 --> 00:20:07,166
‫لطفاً.

220
00:20:37,166 --> 00:20:39,408
‫همینطوری می‌خوای به زل زدنت ادامه بدی؟

221
00:20:39,458 --> 00:20:42,283
‫آخه امروز خوش‌تیپ‌تر از همیشه شدین.

222
00:20:42,333 --> 00:20:45,458
‫با اینکه کلاً خیلی خوش‌تیپین...

223
00:20:45,500 --> 00:20:47,833
‫خوشحالم که حداقل الان اینو فهمیدی.

224
00:20:48,750 --> 00:20:49,908
‫وای.

225
00:20:49,958 --> 00:20:53,333
‫چطور می‌تونین
‫بدون اینکه حتی پلک بزنین اینو بگین؟

226
00:20:55,291 --> 00:20:57,250
‫پروفسور کیم دوهان.

227
00:21:02,000 --> 00:21:04,158
‫وای، خیلی وقت بود ندیده بودمتون.

228
00:21:04,208 --> 00:21:07,033
‫سلام پروفسور.

229
00:21:07,083 --> 00:21:09,116
‫این روزا اصلاً پیدات نیست.

230
00:21:09,166 --> 00:21:10,875
‫خوش می‌گذره؟

231
00:21:11,458 --> 00:21:13,283
‫چه خوشی؟
‫فقط سرم شلوغ بود همین.

232
00:21:13,333 --> 00:21:15,208
‫وای خدا...

233
00:21:16,000 --> 00:21:17,950
‫تازگیا چی می‌خوری...

234
00:21:18,000 --> 00:21:20,491
‫که روز به روز داری خوشگل‌تر میشی؟

235
00:21:20,541 --> 00:21:22,283
‫چون پروفسور باهام خیلی خوبه،

236
00:21:22,333 --> 00:21:24,208
‫شاید برای همینه که دارم خوشگل‌تر میشم.

237
00:21:27,458 --> 00:21:30,166
‫آه راستی، یه چیزی هست
‫که باید باهات در موردش صحبت کنم.

238
00:21:33,000 --> 00:21:34,491
‫یه لنفانژیوم مادرزادیه.

239
00:21:34,541 --> 00:21:37,325
‫آره، نزدیک سر و گردن ایجاد شده.

240
00:21:37,375 --> 00:21:38,866
‫اندازه‌ش هم نسبتاً بزرگه.

241
00:21:38,916 --> 00:21:40,116
‫جنین چند وقتشه؟

242
00:21:40,166 --> 00:21:41,325
‫پسره، ۳۲ هفته.

243
00:21:41,375 --> 00:21:44,950
‫ حوالیِ هفته 24 متوجهش شدیم
‫و داره بزرگ‌تر میشه.

244
00:21:45,000 --> 00:21:47,575
‫نگرانم که موقع زایمان،
‫مجاری تنفسیِ بچه بسته بشه.

245
00:21:47,625 --> 00:21:49,866
‫فکر کنم با عملِ اگزیت (عمل حین تولد)
‫بشه حلش کرد.

246
00:21:49,916 --> 00:21:51,450
‫مشکل چیه؟

247
00:21:51,500 --> 00:21:53,658
‫شرایط مادر یکم سخته.

248
00:21:53,708 --> 00:21:55,200
‫اون زنِ پسر ارشد خونواده‌ست،

249
00:21:55,250 --> 00:21:57,033
‫و شوهرش هم تک‌فرزنده.
‫۳ نسله که تو خونواده‌شون وضع همینه.

250
00:21:57,083 --> 00:21:59,325
‫پدرشوهرش ۳ دوره نماینده مجلس بوده.

251
00:21:59,375 --> 00:22:00,541
‫اما خب،

252
00:22:00,666 --> 00:22:02,908
‫مادرشوهره اصرار داره
‫که زایمان تو خونه انجام بشه.

253
00:22:02,958 --> 00:22:04,241
‫دلیلش چیه؟

254
00:22:04,291 --> 00:22:05,866
‫به محض اینکه بچه به دنیا بیاد،

255
00:22:05,916 --> 00:22:08,616
‫مادرشوهره می‌خواد بچه رو بده
‫برای فرزندخوندگی.

256
00:22:08,666 --> 00:22:09,916
‫چی؟

257
00:22:09,958 --> 00:22:10,750
‫چرا فرزندخوندگی؟

258
00:22:10,791 --> 00:22:12,741
‫بعضی وقتا از این شرایط پیش میاد.

259
00:22:12,791 --> 00:22:14,833
‫وقتی تو آزمایشا می‌بینن بچه مشکلی داره،

260
00:22:14,875 --> 00:22:17,325
‫خونواده شوهر نمی‌ذارن
‫اون زن بچه رو نگه داره.

261
00:22:17,375 --> 00:22:20,908
‫اما تو این مورد،
‫اونا می‌خوان بچه رو به فرزندخوندگی بدن.

262
00:22:20,958 --> 00:22:22,783
‫مسخره‌ست.

263
00:22:22,833 --> 00:22:25,450
‫این حتی یه ناهنجاری هم نیست،
‫فقط یه کیسته.

264
00:22:25,500 --> 00:22:27,491
‫با جراحی کاملاً قابل درمانه.

265
00:22:27,541 --> 00:22:29,866
‫دکترِ اون بیمارستان براشون توضیح نداد؟

266
00:22:29,916 --> 00:22:31,866
‫حتی بعد از توضیح هم گوش ندادن.

267
00:22:31,916 --> 00:22:35,408
‫اونا معتقدن وقتی بچه بزرگ بشه
‫یه مشکلی براش پیش میاد.

268
00:22:35,458 --> 00:22:38,408
‫نمی‌خوان خونواده‌ی بی‌نقصشون لکه‌دار بشه.

269
00:22:38,458 --> 00:22:40,500
‫لکه‌دار...

270
00:22:40,958 --> 00:22:44,033
‫کدوم مادرشوهری اینقدر بی‌منطقه؟

271
00:22:44,083 --> 00:22:45,700
‫اگه بچه واقعاً ناهنجاری داشته باشه،

272
00:22:45,750 --> 00:22:47,908
‫اون موقع مشکلیه که پدرو مادر
‫باید بهش فکر کنن.

273
00:22:47,958 --> 00:22:49,491
‫برای آینده‌ی بچه.

274
00:22:49,541 --> 00:22:52,575
‫با این حال، تو این مورد،
‫خیلی چیزا اشتباه پیش رفته.

275
00:22:52,625 --> 00:22:54,783
‫برای همینه که مادر شجاعت به خرج داده

276
00:22:54,833 --> 00:22:57,200
‫و اومده بیمارستان ما تا عمل رو انجام بده.

277
00:22:57,250 --> 00:22:58,783
‫اما الان که تصمیمش رو گرفته،

278
00:22:58,833 --> 00:23:00,825
‫به خاطر مادرشوهرش دو دل شده.

279
00:23:00,875 --> 00:23:02,875
‫به نظر میاد امروز تصمیمش رو گرفته.

280
00:23:02,958 --> 00:23:03,833
‫چون اومده بود دنبال شما.

281
00:23:03,875 --> 00:23:05,491
‫یکی خوب قانعش کرده.

282
00:23:05,541 --> 00:23:06,533
‫کی؟

283
00:23:06,583 --> 00:23:09,200
‫کسی که تو بیمارستانمون معروفه...

284
00:23:09,250 --> 00:23:11,291
‫رزیدنتِ بخش شما.

285
00:23:17,125 --> 00:23:19,250
‫به مادره چی گفتی؟

286
00:23:21,125 --> 00:23:22,875
‫زود باش بهم بگو!

287
00:23:24,333 --> 00:23:26,741
‫پروفسور کیم دوهان از بخش جراحی اطفال،

288
00:23:26,791 --> 00:23:29,291
‫عمل رو انجام میده....

289
00:23:31,458 --> 00:23:33,575
‫این چیزی نبود که من گفتم.

290
00:23:33,625 --> 00:23:35,575
‫بهش گفتم که اول باید با...

291
00:23:35,625 --> 00:23:37,875
‫بخش زنان و زایمان مشورت کنه.

292
00:23:40,125 --> 00:23:42,158
‫طبق روال پیش رفتی.

293
00:23:42,208 --> 00:23:44,908
‫درسته، پروفسور؟

294
00:23:44,958 --> 00:23:46,750
‫بهش چی گفتی که قانع شد؟

295
00:23:48,666 --> 00:23:51,166
‫من یه بچه اوتیسمی بودم.

296
00:23:53,041 --> 00:23:55,408
‫اما با کمک خیلیا،

297
00:23:55,458 --> 00:23:57,833
‫تونستم بر ناتوانیم غلبه کنم.

298
00:23:58,625 --> 00:24:01,033
‫هرچند هنوز کاملاً خوب نشدم.

299
00:24:01,083 --> 00:24:04,250
‫اما با این حال، خیلی بهتر شدم.

300
00:24:05,333 --> 00:24:07,291
‫برای همینه که الان،

301
00:24:08,166 --> 00:24:10,541
‫تو مسیر دکتر شدنم.

302
00:24:12,125 --> 00:24:13,908
‫اما توی بچه شما،

303
00:24:13,958 --> 00:24:16,366
‫فقط کافیه کیستش رو دربیاریم.

304
00:24:16,416 --> 00:24:19,366
‫ناتوانیِ سختی نیست که نشه درمانش کرد.

305
00:24:19,416 --> 00:24:21,491
‫اگه جراحی خوب پیش بره،

306
00:24:21,541 --> 00:24:24,666
‫بچه می‌تونه سالم بزرگ بشه.

307
00:24:30,166 --> 00:24:32,958
‫فقط همین‌قدر بهش گفتم.

308
00:24:34,500 --> 00:24:35,866
‫اون زن باردار می‌تونه...

309
00:24:35,916 --> 00:24:38,325
‫عمل بشه؟

310
00:24:38,375 --> 00:24:40,366
‫گفت فردا مادرشوهرش رو میاره،

311
00:24:40,416 --> 00:24:42,458
‫بعد از اینکه حرف زدیم
‫باید ببینیم چی میشه.

312
00:24:43,250 --> 00:24:45,416
‫دکتر چا، مدارک مربوطه رو آماده کن.

313
00:24:45,458 --> 00:24:47,958
‫تا فردا بتونیم خیلی ساده
‫برای همراهش توضیح بدیم.

314
00:24:48,000 --> 00:24:49,458
‫چشم، پروفسور.

315
00:24:50,416 --> 00:24:51,666
‫دکتر پارک،

316
00:24:51,708 --> 00:24:53,958
‫چون امروز آخرین باریه که می‌تونی بری خونه،

317
00:24:54,000 --> 00:24:56,241
‫نمی‌تونیم همینطوری ازش بگذریم، مگه نه؟

318
00:24:56,291 --> 00:24:58,908
‫خب، باید چیکار کنیم؟

319
00:24:58,958 --> 00:25:01,875
‫چطوره امروز یه چیز خاص بخوریم؟

320
00:25:03,541 --> 00:25:07,833
‫نکنه دوباره می‌خوای یه چیزی درست کنی؟

321
00:25:09,375 --> 00:25:10,450
‫هی!

322
00:25:10,500 --> 00:25:12,866
‫این چه قیافه‌ایه گرفتی؟

323
00:25:12,916 --> 00:25:16,041
‫نگران نباش! من آشپزی نمی‌کنم!

324
00:25:17,958 --> 00:25:20,408
‫نظرت راجع به یه شام سنتی کره‌ای چیه؟

325
00:25:20,458 --> 00:25:23,491
‫شام سنتی کره‌ای؟
‫چند نوع غذا داره؟

326
00:25:23,541 --> 00:25:24,283
‫چند نوع غذا؟

327
00:25:24,333 --> 00:25:26,375
‫پنج نوع غذا برای مردم عادی بود
‫که تواناییش رو داشتن.

328
00:25:26,416 --> 00:25:27,708
‫هفت تا نُه نوع غذا...

329
00:25:27,750 --> 00:25:30,533
‫برای خونواده‌های اشرافی بود
‫و ۱۲ نوع غذا هم برای سفره‌ی پادشاه.

330
00:25:30,583 --> 00:25:33,575
‫من شخصاً دلم می‌خواد
‫بیشتر از هفت نوع غذا بخورم.

331
00:25:33,625 --> 00:25:36,408
‫اوه، اینطوریاست؟ هفت نوع غذا؟

332
00:25:36,458 --> 00:25:39,541
‫پس دلت می‌خواد قبل از غذا خوردن
‫هفت بار کتک بخوری؟

333
00:25:41,416 --> 00:25:43,533
‫پس، پنج نوع غذا.

334
00:25:43,583 --> 00:25:46,833
‫ترجیح میدم همون پنج بار کتک بخورم.

335
00:25:47,666 --> 00:25:51,541
‫راستی، یه نفرم هست
‫که قراره باهامون غذا بخوره.

336
00:26:08,166 --> 00:26:10,166
‫سلام.

337
00:26:15,083 --> 00:26:16,700
‫دکتر پارک،

338
00:26:16,750 --> 00:26:19,366
‫حالا واقعاً یه رزیدنت شده.

339
00:26:19,416 --> 00:26:21,541
‫مردم هم دارن کارش رو تایید می‌کنن.

340
00:26:22,583 --> 00:26:24,875
‫بله.

341
00:26:25,500 --> 00:26:27,658
‫چیزای زیادی می‌دونه واسه همین ارشدها

342
00:26:27,708 --> 00:26:29,875
‫و سال پایینی‌ها بعضی وقتا خیلی تعجب می‌کنن.

343
00:26:30,791 --> 00:26:35,000
‫بعد از چند سال، یه جراح ماهر میشه.

344
00:26:36,041 --> 00:26:38,741
‫اگه پدر و مادرت اینو می‌دونستن،

345
00:26:38,791 --> 00:26:41,491
‫خوشحال می‌شدن.

346
00:26:41,541 --> 00:26:43,708
‫خیلی خوشحال.

347
00:26:50,333 --> 00:26:52,950
‫شما هم باید بخورید، خانوم.

348
00:26:53,000 --> 00:26:55,458
‫من نمی‌خورم.

349
00:26:56,333 --> 00:26:59,875
‫دکتر باید زیاد غذا بخوره.

350
00:27:05,083 --> 00:27:07,208
‫چی شده، دکتر پارک؟

351
00:27:08,916 --> 00:27:11,041
‫هیچی.

352
00:27:14,083 --> 00:27:16,083
‫دکتر،

353
00:27:17,250 --> 00:27:20,958
‫از ارشدهای محترمت پیروی کن

354
00:27:21,541 --> 00:27:24,616
‫و امیدوارم دکتر خوبی بشی.

355
00:27:24,666 --> 00:27:25,708
‫بله.

356
00:27:25,750 --> 00:27:29,908
‫من به دستورات دکتر چا خوب گوش میدم.

357
00:27:29,958 --> 00:27:32,866
‫و یه دکتر خوب میشم.

358
00:27:32,916 --> 00:27:35,666
‫من به داداشم قول دادم.

359
00:27:42,833 --> 00:27:45,666
‫ببخشید.

360
00:27:54,812 --> 00:28:04,812
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

361
00:28:13,958 --> 00:28:15,708
‫اومدی.

362
00:28:20,333 --> 00:28:23,958
‫چرا دوباره دکتر پارک شی‌اون رو قبول کردی؟

363
00:28:24,041 --> 00:28:27,333
‫چرا باری رو به دوش می‌کشی
‫که نیازی نیست بکشی...

364
00:28:27,375 --> 00:28:29,208
‫بیا دیگه در این مورد حرف نزنیم.

365
00:28:31,500 --> 00:28:33,408
‫باز دوباره چی رو بس کنم؟

366
00:28:33,458 --> 00:28:36,116
‫وقتی تو حتی یه ذره هم به من فکر نمی‌کنی.

367
00:28:36,166 --> 00:28:39,458
‫می‌دونی دارم به خاطر تو چیکار می‌کنم؟

368
00:28:47,458 --> 00:28:49,458
‫منظورت چیه؟

369
00:28:51,875 --> 00:28:55,583
‫تعلیق بودجه‌ی بیمارستان کار من بود.

370
00:28:55,666 --> 00:28:58,783
‫این اولین قدمم
‫برای برکناری رئیس کل لی هستش.

371
00:28:58,833 --> 00:29:01,083
‫من مدیر عامل لی رو هم دور زدم.

372
00:29:02,208 --> 00:29:03,700
‫- تو...
‫- درسته!

373
00:29:03,750 --> 00:29:06,075
‫من قراره رئیس کل بشم.

374
00:29:06,125 --> 00:29:08,291
‫بعد از گرفتن یه حمایت مالی خوب
‫و بالا کشیدن بیمارستانمون،

375
00:29:08,333 --> 00:29:09,833
‫قراره تو رو مدیر کنم.

376
00:29:10,416 --> 00:29:11,333
‫دیگه هیچکس نمی‌تونه باهات دربیفته.

377
00:29:11,416 --> 00:29:12,791
‫چیزایی که الان گفتی، واقعیت دارن؟

378
00:29:12,833 --> 00:29:16,250
‫آره. تو آینده حتی بیشتر از اینا هم هست.

379
00:29:18,125 --> 00:29:20,700
‫چطور تونستی این کارا رو بکنی؟

380
00:29:20,750 --> 00:29:22,325
‫اونم با رئیس کل لی و مدیر عامل
‫به عنوان رقیبت؟

381
00:29:22,375 --> 00:29:23,991
‫یه روزی منو درک می‌کنی.

382
00:29:24,041 --> 00:29:25,825
‫دیگه کافیه، همین الان تمومش کن.

383
00:29:25,875 --> 00:29:28,208
‫فردا، فوراً.

384
00:29:28,250 --> 00:29:29,458
‫نمی‌کنم.

385
00:29:29,500 --> 00:29:30,616
‫چه‌گیونگ.

386
00:29:30,666 --> 00:29:33,033
‫تو همیشه بهم میگی

387
00:29:33,083 --> 00:29:35,116
‫که تو کارت دخالت نکنم.

388
00:29:35,166 --> 00:29:36,991
‫این قانون منه.

389
00:29:37,041 --> 00:29:38,833
‫تو هم دخالت نکن.

390
00:29:40,166 --> 00:29:42,283
‫باشه، دخالت نمی‌کنم.

391
00:29:42,333 --> 00:29:44,325
‫اما خب،

392
00:29:44,375 --> 00:29:46,625
‫اگه همین الان متوقفش نکنی...

393
00:29:47,625 --> 00:29:49,833
‫فکر نکنم در آینده بتونی منو ببینی.

394
00:30:02,375 --> 00:30:04,325
‫یه کم پیش...

395
00:30:04,375 --> 00:30:07,366
‫وقتی اون خانوم بهت اون مخلفات رو داد،

396
00:30:07,416 --> 00:30:09,750
‫چرا مکث کردی؟

397
00:30:10,416 --> 00:30:12,000
‫آخه...

398
00:30:12,708 --> 00:30:16,958
‫حس کردم انگار تو خواب دیدمش.

399
00:30:17,791 --> 00:30:19,991
‫یه چیزی مثل دژاوو؟

400
00:30:20,041 --> 00:30:23,166
‫نه. این‌طوری نیست.

401
00:30:24,208 --> 00:30:28,166
‫نمی‌دونم چطوری دقیق توضیحش بدم.

402
00:30:29,000 --> 00:30:33,408
‫پس از این به بعد،
‫به اتفاقات امروز بیشتر فکر کن.

403
00:30:33,458 --> 00:30:36,116
‫شاید چیز دیگه‌ای یادت بیاد.

404
00:30:36,166 --> 00:30:37,666
‫باشه.

405
00:30:38,208 --> 00:30:39,750
‫اوه، راستی!

406
00:30:40,416 --> 00:30:43,041
‫قبل از اینکه از فردا رسماً کشیک بشی،

407
00:30:43,083 --> 00:30:45,166
‫یه چیزی هست که باید ازش مطمئن بشم.

408
00:30:46,000 --> 00:30:48,000
‫دکتر پارک شی‌اون،

409
00:30:48,583 --> 00:30:51,625
‫از نظر تو دکتر یعنی چی؟

410
00:30:57,041 --> 00:30:59,458
‫آخرین امید.

411
00:31:00,708 --> 00:31:03,491
‫حتی وقتی که بقیه از بیمار قطع امید می‌کنن،

412
00:31:03,541 --> 00:31:07,875
‫آخرین کسی که در قبال بیمار مسئوله، دکتره.

413
00:31:08,583 --> 00:31:10,291
‫عالیه!

414
00:31:11,083 --> 00:31:14,583
‫خب از نظر تو بیمار کیه؟

415
00:31:19,125 --> 00:31:21,708
‫دوستی که باید ازش جدا بشم.

416
00:31:23,666 --> 00:31:26,658
‫بیمار کسیه که باید مثل یه دوست درمانش کنم،

417
00:31:26,708 --> 00:31:29,541
‫و کسیه که باید بهش کمک کنم
‫تا حتی بعد از جدا شدن از من...

418
00:31:29,583 --> 00:31:32,208
‫بتونه سالم زندگی کنه، این یعنی بیمار.

419
00:31:32,250 --> 00:31:34,041
‫تا دیگه سراغ من نیاد.

420
00:31:38,333 --> 00:31:40,541
‫عالیه! عالیه!

421
00:31:47,750 --> 00:31:49,250
‫شی‌اون.

422
00:31:50,541 --> 00:31:54,700
‫این تغییر توی تو،
‫به خاطر هیچ‌کس دیگه‌ای نیست.

423
00:31:54,750 --> 00:31:57,750
‫خودت یادش گرفتی.

424
00:31:58,750 --> 00:32:04,250
‫پس، از این به بعد
‫بیشتر خودت رو باور داشته باش. باشه؟

425
00:32:18,208 --> 00:32:23,041
‫حالا که دقت می‌کنم،
‫می‌بینم امروز اصلاً سکسکه نکردی.

426
00:32:23,958 --> 00:32:25,783
‫اوه، من...

427
00:32:25,833 --> 00:32:28,458
‫آره، دقیقاً.

428
00:32:35,291 --> 00:32:37,533
‫یه بچه ۱۲ ساله با تورم شکم تو اورژانسه.

429
00:32:37,583 --> 00:32:41,325
‫از دیروز ناشتا بوده
‫و درد شکم برگشتی داره.

430
00:32:41,375 --> 00:32:45,583
‫بهش مسکن دادم و خواستم
‫برای سونوگرافی آماده‌اش کنن.

431
00:32:48,333 --> 00:32:51,033
‫چت شده، همه‌ش داری یادداشت برمی‌داری؟

432
00:32:51,083 --> 00:32:53,616
‫برای اینکه وضعیت بیمار رو
‫با جزئیات به یاد بیارم،

433
00:32:53,666 --> 00:32:56,208
‫باید یادداشت بردارم.

434
00:33:14,458 --> 00:33:15,950
‫سلام.

435
00:33:16,000 --> 00:33:18,408
‫اوه، سلام.

436
00:33:18,458 --> 00:33:19,908
‫می‌دونی من کی‌ام، درسته؟

437
00:33:19,958 --> 00:33:21,908
‫بله، شما مدیر یو چه‌گیونگ

438
00:33:21,958 --> 00:33:23,950
‫از بخش مدیریت برنامه‌ریزی هستید.

439
00:33:24,000 --> 00:33:26,116
‫خوشحالی که
‫تونستی تو بخش جراحی اطفال بمونی؟

440
00:33:26,166 --> 00:33:27,825
‫بله. خیلی خوشحالم.

441
00:33:27,875 --> 00:33:30,200
‫انقدر خوشحالم که انگار روز اولیه که

442
00:33:30,250 --> 00:33:32,666
‫با جمع کردن پول توجیبی‌هام تونستم
‫یه ربات پلامدل بخرم.

443
00:33:33,916 --> 00:33:36,283
‫از این به بعد دیگه دردسر درست نکن.

444
00:33:36,333 --> 00:33:40,916
‫اگه انگیزه‌ای نداری، حداقل به خاطر
‫پروفسور کیم دوهان که گذاشت بمونی.

445
00:33:43,416 --> 00:33:45,408
‫حرف‌هام ناراحتت کرد؟

446
00:33:45,458 --> 00:33:47,825
‫نه، نه اصلاً.

447
00:33:47,875 --> 00:33:50,325
‫فقط متوجه نمی‌شم.

448
00:33:50,375 --> 00:33:51,658
‫چیو متوجه نمی‌شی؟

449
00:33:51,708 --> 00:33:53,783
‫کاری رو «به خاطر» کسی انجام دادن.

450
00:33:53,833 --> 00:33:58,416
‫هنوز معنی این کلمه رو نمی‌دونم.

451
00:33:59,666 --> 00:34:03,166
‫لطفاً بعداً بهم یادش بدین.

452
00:34:22,708 --> 00:34:25,750
‫امروز خیلی خسته به نظر میاین.

453
00:34:27,625 --> 00:34:28,533
‫نه.

454
00:34:28,583 --> 00:34:30,208
‫یعنی چی نه؟

455
00:34:30,250 --> 00:34:32,791
‫کاملاً مشخصه که اصلاً انرژی ندارین.

456
00:34:35,958 --> 00:34:37,825
‫چا یون‌سو.

457
00:34:37,875 --> 00:34:39,333
‫بله؟

458
00:34:40,416 --> 00:34:44,125
‫به نظرت کاری رو «به خاطر»
‫کسی انجام دادن یعنی چی؟

459
00:34:46,000 --> 00:34:49,291
‫این سؤال خیلی مبهمیه.

460
00:34:50,625 --> 00:34:55,250
‫منظورت بین یه زن و مرده یا بین همکاراست؟

461
00:34:55,791 --> 00:34:57,991
‫اگه مجبور باشم انتخاب کنم،

462
00:34:58,041 --> 00:35:00,041
‫بین یه زن و مرد.

463
00:35:01,208 --> 00:35:04,325
‫به خاطر اینه که زیاد به مدیر یو توجه نکردین

464
00:35:04,375 --> 00:35:07,333
‫الان احساس بدی دارین، درسته؟

465
00:35:12,333 --> 00:35:17,500
‫خب، من تا حالا تو رابطه‌ای نبودم
‫که از روی تجربه بدونم،

466
00:35:18,250 --> 00:35:20,500
‫اما کاری رو «به خاطر» کسی انجام دادن

467
00:35:21,708 --> 00:35:24,625
‫یعنی وقتی که حواست بهش باشه.

468
00:35:26,541 --> 00:35:29,241
‫نه از روی بی‌توجهی یا غفلت،

469
00:35:29,291 --> 00:35:32,208
‫بلکه واقعاً صرفاً مراقبش باشی.

470
00:35:33,750 --> 00:35:37,741
‫اما راستش رو بخوای،
‫این سخت‌ترین کار ممکنه.

471
00:35:37,791 --> 00:35:39,658
‫با اینکه سخته، اما کمک می‌کنه تا....

472
00:35:39,708 --> 00:35:42,116
‫رابطه برای مدت طولانی قوی بمونه.

473
00:35:42,166 --> 00:35:44,450
‫تو هم حواست به من هست؟

474
00:35:44,500 --> 00:35:46,000
‫بله؟!

475
00:35:50,500 --> 00:35:52,241
‫نه به عنوان یه زن و مرد.

476
00:35:52,291 --> 00:35:54,083
‫به عنوان یه همکار.

477
00:35:54,791 --> 00:35:56,333
‫اوه...

478
00:35:57,083 --> 00:35:58,866
‫خودتون خوب می‌دونین با اینکه...

479
00:35:58,916 --> 00:36:01,625
‫فقط یه فلوشیپ سال دومم،
‫خیلی اذیتتون می‌کنم.

480
00:36:05,250 --> 00:36:06,575
‫اما می‌دونین چیه؟

481
00:36:06,625 --> 00:36:08,833
‫من خیلی اذیتتون می‌کنم،

482
00:36:08,875 --> 00:36:12,125
‫اما شما همیشه به نتیجه درست می‌رسین.

483
00:36:12,541 --> 00:36:15,041
‫و اونی که داره اذیت می‌کنه رو
‫شرمنده می‌کنین.

484
00:36:15,750 --> 00:36:19,875
‫برای همین، همیشه در نهایت تسلیم میشم.

485
00:36:22,166 --> 00:36:23,991
‫ممنونم،

486
00:36:24,041 --> 00:36:26,791
‫که حداقل در آخر تسلیم میشی.

487
00:36:33,833 --> 00:36:36,450
‫واقعاً مجبورین این کارو بکنین؟

488
00:36:36,500 --> 00:36:38,825
‫قبلاً هم بهتون گفته بودم.

489
00:36:38,875 --> 00:36:40,166
‫حتی اگه از مدیریت استعفا بدم،

490
00:36:40,208 --> 00:36:42,075
‫باز هم یه دکترم.

491
00:36:42,125 --> 00:36:44,200
‫و کنار شما می‌مونم، رئیس کل لی.

492
00:36:44,250 --> 00:36:45,666
‫مدیر عامل لی الان رفته،

493
00:36:45,708 --> 00:36:47,750
‫پس دیگه کسی نیست که مزاحمتون بشه.

494
00:36:48,500 --> 00:36:50,033
‫معاونت هم بدون مدیر عامل

495
00:36:50,083 --> 00:36:51,825
‫نمی‌تونه کار زیادی بکنه.

496
00:36:51,875 --> 00:36:54,291
‫اون موضوع و استعفای من
‫دوتا مسئله‌ی متفاوتن.

497
00:36:54,333 --> 00:36:56,950
‫لطفاً استعفای منو قبول کنید.

498
00:36:57,000 --> 00:36:58,283
‫مدیر.

499
00:36:58,333 --> 00:37:00,991
‫خب، قرار نیست که به این زودیا برم.

500
00:37:01,041 --> 00:37:03,491
‫باید کارامو تموم کنم،

501
00:37:03,541 --> 00:37:05,625
‫و مطمئن بشم که معاون عوض شده.

502
00:37:05,666 --> 00:37:07,583
‫بعدش میرم.

503
00:37:08,166 --> 00:37:10,200
‫بهتره که...

504
00:37:10,250 --> 00:37:12,616
‫معاون رو عوض کنیم، نه؟

505
00:37:12,666 --> 00:37:15,200
‫مهارت بالایی داره،

506
00:37:15,250 --> 00:37:18,208
‫اما فکر نمی‌کنم به درد بیمارستان بخوره.

507
00:37:19,083 --> 00:37:22,075
‫لطفاً همون‌طور که خودتون صلاح می‌دونید
‫ رسیدگی کنید، جناب مدیر.

508
00:37:22,125 --> 00:37:23,916
‫باشه.

509
00:37:27,458 --> 00:37:28,908
‫دکتر وو...

510
00:37:28,958 --> 00:37:33,700
‫فرق اصلی بین گاستروشیزیس و امفالوسل چیه؟

511
00:37:33,750 --> 00:37:36,916
‫اوه، تفاوتشون اینه که...

512
00:37:37,291 --> 00:37:38,741
‫هی، سئون‌جو.

513
00:37:38,791 --> 00:37:43,241
‫به عنوان یه انترن، نیازی نیست
‫اینقدر وارد جزئیات بشی.

514
00:37:43,291 --> 00:37:44,950
‫تو حتی هنوز بخش خودت رو هم
‫انتخاب نکردی.

515
00:37:45,000 --> 00:37:46,116
‫فقط کنجکاو شدم...

516
00:37:46,166 --> 00:37:48,950
‫چون تو بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان
‫دو تا نوزاد هستن که این تشخیص رو دارن.

517
00:37:49,000 --> 00:37:51,616
‫هر وقت رزیدنت شدی یاد می‌گیری.

518
00:37:51,666 --> 00:37:53,083
‫تا حالا ندیدم دانشجویی
‫که بیشتر از حد نیازش درس می‌خونه،

519
00:37:53,125 --> 00:37:55,333
‫دانشجوی خوبی از آب در بیاد.

520
00:38:04,833 --> 00:38:07,291
‫اوه، دکتر پارک...

521
00:38:08,083 --> 00:38:09,700
‫بله؟

522
00:38:09,750 --> 00:38:14,708
‫احیاناً شما فرق بین این دو تا رو می‌دونید؟

523
00:38:15,750 --> 00:38:16,741
‫از این نظر شبیه هم هستن که...

524
00:38:16,791 --> 00:38:17,908
‫که شکل و محل ناف طبیعیه،

525
00:38:17,958 --> 00:38:19,991
‫و به خاطر نبودن مقدار کمی از بافت
‫در قسمت بالای ناف،

526
00:38:20,041 --> 00:38:22,033
‫روده کوچک یا بزرگ از ناف بیرون می‌زنه.

527
00:38:22,083 --> 00:38:25,241
‫اما تو گاستروشزیس،
‫روده‌ها توسط هیچ کیسه‌ای پوشیده نمیشن

528
00:38:25,291 --> 00:38:28,325
‫و بیشتر تو نوزادهای کم‌وزن
‫یا نارس شایعه.

529
00:38:28,375 --> 00:38:31,333
‫اوه که این‌طور.

530
00:38:32,333 --> 00:38:33,866
‫راستی، دکتر پارک

531
00:38:33,916 --> 00:38:35,991
‫چرا با من اینقدر رسمی حرف می‌زنید؟

532
00:38:36,041 --> 00:38:38,158
‫خب دلیلش اینه که

533
00:38:38,208 --> 00:38:41,916
‫اولین باریه که باهاتون حرف می‌زنم.

534
00:38:44,125 --> 00:38:47,416
‫فکر کنم همین‌طوره.

535
00:38:47,958 --> 00:38:50,700
‫از حالا به بعد می‌تونید
‫باهام غیررسمی حرف بزنید.

536
00:38:50,750 --> 00:38:52,708
‫بله (رسمی).
‫باشه (غیررسمی).

537
00:38:54,541 --> 00:38:57,033
‫آهان، در مورد این دو تا....
‫تو درمان و تشخیصشون هم...

538
00:38:57,083 --> 00:38:59,458
‫تفاوت‌هایی هست، درسته؟

539
00:39:01,791 --> 00:39:04,283
‫هی دکتر چا...
‫فکر نمی‌کنی پارک شی‌اون...

540
00:39:04,333 --> 00:39:06,866
‫تو این یکی دو روزه عوض شده؟

541
00:39:06,916 --> 00:39:10,791
‫یه مدت مثل بچه‌ها بود
‫و احساس می‌کرد جاش اینجا نیست.

542
00:39:13,208 --> 00:39:15,366
‫عوض نشده.

543
00:39:15,416 --> 00:39:17,450
‫احیاناً فکر نمی‌کنی برگشته
‫به همون حالتی که تازه اومده بود اینجا؟

544
00:39:17,500 --> 00:39:19,208
‫برگشته؟

545
00:39:21,416 --> 00:39:24,658
‫این نظر شخصی منه،

546
00:39:24,708 --> 00:39:27,658
‫اما قبل از اینکه
‫برای اولین بار بیاد به این بیمارستان،

547
00:39:27,708 --> 00:39:31,616
‫تو وضعیتی بود که
‫می‌دونست چطور خودشو کنترل کنه.

548
00:39:31,666 --> 00:39:35,916
‫مثلا وقتی داشت سونگ‌هو رو
‫توی ایستگاه قطار نجات می‌داد.

549
00:39:37,083 --> 00:39:40,041
‫اما تو بیمارستانِ
‫فوق‌العاده سخت‌گیر و درجه یک ما،

550
00:39:40,083 --> 00:39:43,200
‫کاری از دستش برنمی‌اومد.

551
00:39:43,250 --> 00:39:45,041
‫همیشه از کاری که می‌خواست بکنه منع می‌شد

552
00:39:45,083 --> 00:39:47,750
‫چون ما بهش به چشم حقارت نگاه می‌کردیم و
‫به مهارت‌هاش شک داشتیم.

553
00:39:48,333 --> 00:39:50,908
‫پس طبیعتاً، خودش رو عقب کشید.

554
00:39:50,958 --> 00:39:54,950
‫وقتی به روزای اولی که اومده بود فکر می‌کنم،
‫می‌بینم حق با توئه، دکتر چا.

555
00:39:55,000 --> 00:39:56,583
‫احتمالاً.

556
00:39:58,708 --> 00:40:01,200
‫اما این بار، بعد از جراحی گیوهیون،

557
00:40:01,250 --> 00:40:03,625
‫فکر کنم تونست به وضعیتش غلبه کنه.

558
00:40:04,125 --> 00:40:06,533
‫اعتماد به نفسش رو دوباره به دست آورد

559
00:40:06,583 --> 00:40:09,458
‫و کارش هم تایید شد.

560
00:40:17,750 --> 00:40:19,583
‫هی، احمقا!

561
00:40:20,500 --> 00:40:22,750
‫نمی‌خواید برای نشون دادن احترامتون
‫یه سلام درست و حسابی بکنید؟

562
00:40:23,333 --> 00:40:24,916
‫بله.

563
00:40:30,666 --> 00:40:32,750
‫سلام.

564
00:40:34,458 --> 00:40:36,625
‫هی!

565
00:40:39,500 --> 00:40:42,825
‫چرا تو سلام کردن اینقدر زیاده‌روی می‌کنی؟

566
00:40:42,875 --> 00:40:47,908
‫زیاده‌روی نیست. من این کار رو کردم
‫چون شما رئیسِ قابل احترامی هستید.

567
00:40:47,958 --> 00:40:52,541
‫رئیس، بعد از دیدنِ دستتون،
‫تصمیم گرفتم بهتون احترام بذارم.

568
00:40:55,625 --> 00:40:56,916
‫خب...

569
00:41:01,000 --> 00:41:04,750
‫این پسره، چرا هی گیر داده به دستِ من؟

570
00:41:05,666 --> 00:41:07,283
‫حتی بعد از جراحی هم،

571
00:41:07,333 --> 00:41:09,033
‫فرم سر بچه ممکنه
‫با بزرگ شدنش تغییر کنه، مگه نه؟

572
00:41:09,083 --> 00:41:12,325
‫همونطور که گفتم،
‫این یه تغییر شکلِ ناهنجار نیست.

573
00:41:12,375 --> 00:41:13,616
‫مشکل بزرگی برای...

574
00:41:13,666 --> 00:41:15,033
‫رشد یا هوشِ بچه به وجود نمیاد.

575
00:41:15,083 --> 00:41:18,575
‫چطور می‌تونین اینو تضمین کنین؟ بالاخره
‫یه چیزی به اسم «اما و اگر» هم وجود داره.

576
00:41:18,625 --> 00:41:21,000
‫اگه بخواید تمامِ «اما و اگر»ها رو
‫در نظر بگیرید،

577
00:41:21,041 --> 00:41:22,325
‫احتمالاتِ بی‌شماری وجود داره.

578
00:41:22,375 --> 00:41:24,075
‫برای بقیه بیماری‌ها هم همینطوره.

579
00:41:24,125 --> 00:41:26,075
‫دیگه کافیه.

580
00:41:26,125 --> 00:41:29,666
‫عروسم تو خونه زایمان می‌کنه.

581
00:41:33,791 --> 00:41:36,116
‫شنیدم که می‌خواید بچه رو
‫بدید برای فرزندخوندگی.

582
00:41:36,166 --> 00:41:39,416
‫اما این یعنی می‌خواید از بچه دست بکشید.

583
00:41:45,291 --> 00:41:48,283
‫مادرِ باردار می‌خواد بچه‌اش رو
‫به دنیا بیاره و بزرگش کنه.

584
00:41:48,333 --> 00:41:50,575
‫درسته، خانم لی سوجین؟

585
00:41:50,625 --> 00:41:53,333
‫لطفاً دیگه دخالت نکنید.

586
00:41:54,125 --> 00:41:56,033
‫ما خودمون با پزشک خانوادگیمون
‫بهش رسیدگی می‌کنیم.

587
00:41:56,083 --> 00:41:58,283
‫چند بار باید بهتون بگیم
‫که این معلولیت نیست؟

588
00:41:58,333 --> 00:41:58,908
‫دکتر چا.

589
00:41:58,958 --> 00:42:01,866
‫بچه فقط یه کیست داره. معلول نیست.

590
00:42:01,916 --> 00:42:04,366
‫و حتی اگه معلولیت هم داشت،

591
00:42:04,416 --> 00:42:05,616
‫به عنوان مادرشوهر حق ندارین...

592
00:42:05,666 --> 00:42:07,075
‫با جون یه آدم
‫هر کاری دلتون می‌خواد بکنید.

593
00:42:07,125 --> 00:42:09,500
‫چطور به خودت اجازه میدی
‫این‌قدر گستاخ باشی؟

594
00:42:10,458 --> 00:42:12,416
‫بلند شو.

595
00:42:14,791 --> 00:42:17,333
‫نمی‌خوای زودتر بلند شی؟

596
00:42:22,541 --> 00:42:24,075
‫لطفاً یه بار دیگه بهش فکر کنید.

597
00:42:24,125 --> 00:42:25,783
‫این بچه باید جراحی بشه.

598
00:42:25,833 --> 00:42:28,075
‫نیازی به تجدید نظر نمی‌بینم.

599
00:42:28,125 --> 00:42:29,616
‫بریم.

600
00:42:29,666 --> 00:42:31,833
‫سوجین.

601
00:42:32,250 --> 00:42:32,991
‫سوجین.

602
00:42:33,041 --> 00:42:35,166
‫کافیه دکتر چا.

603
00:42:43,166 --> 00:42:45,200
‫سلام.

604
00:42:45,250 --> 00:42:46,908
‫سلام.

605
00:42:46,958 --> 00:42:49,408
‫تصمیم گرفتید جراحی کنید؟

606
00:42:49,458 --> 00:42:51,908
‫چرا به عروسِ ما حرفای بی‌ربط زدی؟

607
00:42:51,958 --> 00:42:56,375
‫باید جراحی بشه.
‫سریع، سریع باید انجام بشه.

608
00:42:57,083 --> 00:42:59,916
‫تو خودتم که به نظر نرمال نمیای.

609
00:43:00,375 --> 00:43:02,125
‫تو حتی نمی‌تونی مشکل سلامتی خودت رو
‫برطرف کنی،

610
00:43:02,166 --> 00:43:05,250
‫اونوقت چطور می‌خوای بقیه رو درمان کنی؟

611
00:43:07,708 --> 00:43:09,866
‫شرمنده، دکتر.

612
00:43:09,916 --> 00:43:12,458
‫واقعاً شرمنده.

613
00:43:22,875 --> 00:43:24,458
‫بله، دکتر؟

614
00:43:25,166 --> 00:43:27,500
‫گریه نکنین.

615
00:43:28,750 --> 00:43:33,616
‫اگه شما گریه کنین،
‫آدمای زیادی ناراحت میشن.

616
00:43:33,666 --> 00:43:36,366
‫اما وقتی یه بچه با گریه به دنیا میاد،

617
00:43:36,416 --> 00:43:39,666
‫خیلی‌ها خوشحال میشن.

618
00:43:42,000 --> 00:43:44,625
‫چرا سوار ماشین نمیشی؟

619
00:43:45,250 --> 00:43:47,583
‫ممنون، دکتر.

620
00:44:08,083 --> 00:44:10,908
‫این‌قدر تکون نده.

621
00:44:10,958 --> 00:44:13,125
‫ببخشید.

622
00:44:15,916 --> 00:44:17,500
‫دکتر!

623
00:44:20,958 --> 00:44:22,825
‫از کجا فهمیدی اینجام که اومدی پیشم؟

624
00:44:22,875 --> 00:44:25,950
‫مگه میشه بعد این همه سال
‫تو این بیمارستان بودن اینجا رو بلد نباشم؟

625
00:44:26,000 --> 00:44:28,700
‫پس قراره ۲۴ ساعته تو بیمارستان بمونی، آره؟

626
00:44:28,750 --> 00:44:29,616
‫آره.

627
00:44:29,666 --> 00:44:32,700
‫حس می‌کنم داریم
‫تو یه خونه با هم زندگی می‌کنیم.

628
00:44:32,750 --> 00:44:34,533
‫این‌هه‌ست درسته؟

629
00:44:34,583 --> 00:44:36,533
‫چرا تا اینجا اومدی؟

630
00:44:36,583 --> 00:44:39,783
‫از پشت سر که
‫کاملاً شبیه دکتر هونگه.

631
00:44:39,833 --> 00:44:42,491
‫چرا این‌قدر می‌خوابی؟
‫تازه سرِ شبه.

632
00:44:42,541 --> 00:44:44,658
‫ولش کن!

633
00:44:44,708 --> 00:44:47,825
‫دکتر هونگ، لباست معلومه!

634
00:44:47,875 --> 00:44:49,666
‫ای بابا...

635
00:44:51,125 --> 00:44:53,783
‫شلوارت رفته لای پات.

636
00:44:53,833 --> 00:44:55,458
‫حسابی هم رفته.

637
00:44:55,500 --> 00:44:57,333
‫ای بابا...

638
00:45:05,041 --> 00:45:09,033
‫هنوزم وقتی می‌بینیش سکسکه می‌کنی؟

639
00:45:09,083 --> 00:45:10,575
‫نه.

640
00:45:10,625 --> 00:45:12,408
‫سکسکه نیست...

641
00:45:12,458 --> 00:45:15,533
‫قلبت تند می‌زنه؟

642
00:45:15,583 --> 00:45:17,950
‫آره، دقیقاً.

643
00:45:18,000 --> 00:45:19,866
‫بالاخره رسیدی به مرحله دوم.

644
00:45:19,916 --> 00:45:20,991
‫مرحله دوم؟

645
00:45:21,041 --> 00:45:22,783
‫آره. قلب‌درد.

646
00:45:22,833 --> 00:45:24,783
‫تشخیصش «بیماری عشقه».

647
00:45:24,833 --> 00:45:26,575
‫این مریضی این‌جوریه؟

648
00:45:26,625 --> 00:45:30,866
‫چی‌کار می‌شه کرد...
‫علائمت فقط بدتر می‌شن.

649
00:45:30,916 --> 00:45:33,450
‫نمی‌خوای بهش اعتراف کنی؟

650
00:45:33,500 --> 00:45:37,166
‫مثلاً بگی «ازت خوشم میاد»،
‫«دوستت دارم».

651
00:45:38,708 --> 00:45:40,116
‫نمی‌تونم.

652
00:45:40,166 --> 00:45:43,491
‫من از دوست داشتن و عاشق شدن
‫چیز زیادی نمی‌دونم.

653
00:45:43,541 --> 00:45:48,033
‫چرا نمی‌دونی؟ چیزی که
‫الان داری حس می‌کنی دقیقاً همینه.

654
00:45:48,083 --> 00:45:51,575
‫اگه واقعاً نمی‌تونی،
‫یه جور دیگه ابرازش کن.

655
00:45:51,625 --> 00:45:53,075
‫«خوشگلی»، «زیبایی».

656
00:45:53,125 --> 00:45:55,408
‫اینا حرفاییه که به اون‌اوک هم می‌زنم.

657
00:45:55,458 --> 00:45:58,575
‫اما با چیزی که به اون می‌گی فرق داره.

658
00:45:58,625 --> 00:46:01,200
‫دارم کلافه می‌شم!

659
00:46:01,250 --> 00:46:02,366
‫مگه یکی نیستن؟

660
00:46:02,416 --> 00:46:03,991
‫صد درصد فرق دارن.

661
00:46:04,041 --> 00:46:06,450
‫اگه نمی‌تونی اعتراف کنی، خب ابرازش کن.

662
00:46:06,500 --> 00:46:08,741
‫اشکالی نداره اگه مورمورت میشه.

663
00:46:08,791 --> 00:46:10,666
‫به هر حال باید ابرازش کنی.

664
00:46:11,583 --> 00:46:13,416
‫ابرازش کنم.

665
00:46:15,416 --> 00:46:20,116
‫اما خب... اون دختر هر کی که هست،
‫بهش حسودیم می‌شه.

666
00:46:20,166 --> 00:46:21,825
‫می‌دونی به قول معروف...

667
00:46:21,875 --> 00:46:24,116
‫بهترین معجزه بین تمام معجزه‌ها اینه که

668
00:46:24,166 --> 00:46:28,250
‫قلب کسی که دوستش داری
‫رو به تپش بندازی.

669
00:47:02,166 --> 00:47:05,908
‫دونگ‌سو خیلی بهتر شده.

670
00:47:05,958 --> 00:47:10,250
‫حق با توئه.
‫الان تقریباً به حالت عادی برگشته.

671
00:47:13,166 --> 00:47:18,575
‫حالا که سالمه چرا آه می‌کشی؟

672
00:47:18,625 --> 00:47:20,866
‫اون خانم بارداره رو یادته...

673
00:47:20,916 --> 00:47:23,041
‫خانم لی سوجین.

674
00:47:24,083 --> 00:47:26,658
‫همه‌اش دارم بهش فکر می‌کنم.

675
00:47:26,708 --> 00:47:28,116
‫اوه، آره.

676
00:47:28,166 --> 00:47:29,908
‫خانم لی سوجین.

677
00:47:29,958 --> 00:47:33,325
‫کار زیادی از دستمون برنمیاد.

678
00:47:33,375 --> 00:47:35,075
‫فقط در صورتی می‌تونیم کاری کنیم...

679
00:47:35,125 --> 00:47:37,625
‫ که اون تو بیمارستانمون بستری بشه و
‫بتونیم ازش مراقبت کنیم.

680
00:47:38,541 --> 00:47:42,541
‫نمی‌تونیم که بریم بیرون از بیمارستان
‫و بیمار رو متقاعد کنیم.

681
00:47:43,791 --> 00:47:48,575
‫من... دلم می‌خواست شما متقاعدش کنید.

682
00:47:48,625 --> 00:47:50,575
‫نه.

683
00:47:50,625 --> 00:47:53,908
‫هر چی هم بشه، قطعاً
‫چیزی به اسم حد و مرز وجود داره.

684
00:47:53,958 --> 00:47:57,158
‫که بحثش از قوانین یا اصول بیمارستان جداست.

685
00:47:57,208 --> 00:48:02,458
‫احترام گذاشتن به تصمیم بیمار،
‫چه خوشایند باشه و چه نباشه.

686
00:48:05,083 --> 00:48:07,375
‫اما این بار...

687
00:48:08,500 --> 00:48:11,783
‫احترام گذاشتن خیلی هم راحت نیست.

688
00:48:11,833 --> 00:48:16,458
‫قلب خیلی زیبایی داری.

689
00:48:18,333 --> 00:48:22,366
‫مدیر یتیم‌خونه‌ای که توش بودم
‫بهم می‌گفت....

690
00:48:22,416 --> 00:48:24,700
‫قلبِ زیبا مثل گرده‌ی گُله

691
00:48:24,750 --> 00:48:28,291
‫چون همیشه به یه سمتی پرواز می‌کنه
‫و باعث شکفتن گل‌ها می‌شه.

692
00:48:30,416 --> 00:48:34,583
‫کاش همون‌طور که مدیرت می‌گفت،
‫بتونه تا دوردست‌ها پرواز کنه.

693
00:48:50,458 --> 00:48:52,658
‫پرواز می‌کنه...

694
00:48:52,708 --> 00:48:55,000
‫به سمت دور دست‌ها.

695
00:49:11,250 --> 00:49:15,825
‫وقتی شما گریه می‌کنین، خیلیا ناراحت می‌شن.

696
00:49:15,875 --> 00:49:19,741
‫اما وقتی بچه‌ها
‫موقع به دنیا اومدن گریه می‌کنن،

697
00:49:19,791 --> 00:49:23,125
‫خیلیا خوشحال می‌شن.

698
00:49:33,083 --> 00:49:36,783
‫از مادرشوهرتون اجازه گرفتید، درسته؟

699
00:49:36,833 --> 00:49:39,241
‫نیازی به اجازه ندارم.

700
00:49:39,291 --> 00:49:41,500
‫چون اون بچه‌ی منه.

701
00:49:43,000 --> 00:49:44,958
‫همسرتون چطور؟

702
00:49:46,583 --> 00:49:48,158
‫اون آمریکاست.

703
00:49:48,208 --> 00:49:51,533
‫فقط آخر سال می‌تونه برگرده.

704
00:49:51,583 --> 00:49:53,825
‫اما پرسیدن ازش هم فایده‌ای نداره.

705
00:49:53,875 --> 00:49:57,741
‫چون به هر چی که مادرش بگه گوش می‌ده.

706
00:49:57,791 --> 00:49:59,866
‫اما وقتی مادرشوهرتون بفهمه

707
00:49:59,916 --> 00:50:01,991
‫همین‌جوری دست رو دست نمی‌ذاره.

708
00:50:02,041 --> 00:50:03,700
‫اشکالی نداره.

709
00:50:03,750 --> 00:50:06,625
‫این تصمیم منو عوض نمی‌کنه.

710
00:50:10,583 --> 00:50:15,075
‫پس ما هم به تصمیمتون احترام می‌ذاریم.

711
00:50:15,125 --> 00:50:17,491
‫شما چطور، پروفسور مین؟

712
00:50:17,541 --> 00:50:19,916
‫منم احترام می‌ذارم.

713
00:50:21,750 --> 00:50:25,616
‫همه‌اش به خاطر اون دکتر رزيدنته.

714
00:50:25,666 --> 00:50:27,575
‫اگه اون نبود،

715
00:50:27,625 --> 00:50:30,041
‫ نمی‌تونستم همچین شجاعتی پیدا کنم.

716
00:50:30,708 --> 00:50:33,416
‫واقعاً ازش ممنونم.

717
00:50:58,500 --> 00:51:00,500
‫نتونستی بخوابی؟

718
00:51:01,708 --> 00:51:02,950
‫نه.

719
00:51:03,000 --> 00:51:05,741
‫نزدیکای صبح، همزمان یه تصادفی،
‫یه بیمار سقوط از ارتفاع...

720
00:51:05,791 --> 00:51:08,616
‫و یه بیمار که مشکوک به فتق بود،
‫با هم اومدن.

721
00:51:08,666 --> 00:51:11,908
‫وای، اولین شیفت شبت حسابی سخت گذشته.

722
00:51:11,958 --> 00:51:14,241
‫خوشبختانه، وضعیت هیچ‌کدومشون وخیم نبود.

723
00:51:14,291 --> 00:51:16,958
‫نیازی به جراحی نداشتن.

724
00:51:18,458 --> 00:51:20,208
‫پارک شی‌اون.

725
00:51:21,625 --> 00:51:24,333
‫فکر کنم حق با توئه.

726
00:51:27,708 --> 00:51:29,500
‫قضیه‌ی گرده‌ی گل.

727
00:51:31,708 --> 00:51:33,416
‫گرده‌ی گل.

728
00:51:34,375 --> 00:51:36,416
‫گرده‌ی گل؟

729
00:51:49,750 --> 00:51:56,033
‫می‌خوام روند عمل اگزیت برای
‫لی سوجین رو توضیح بدم.

730
00:51:56,083 --> 00:52:00,250
‫اول، با سزارین،

731
00:52:02,041 --> 00:52:05,533
‫فقط نیم‌تنه‌ی بالای بچه رو بیرون میاریم.

732
00:52:05,583 --> 00:52:07,783
‫دکتر سونگ.

733
00:52:07,833 --> 00:52:10,450
‫بعد فوراً با لوله‌گذاری راه هوایی،
‫راه تنفسش رو باز نگه می‌داریم

734
00:52:10,500 --> 00:52:14,200
‫بعد بند ناف رو می‌بریم و
‫سریع زایمان رو کامل می‌کنیم.

735
00:52:14,250 --> 00:52:16,866
‫نکته‌ی مهم اینه که...

736
00:52:16,916 --> 00:52:19,283
‫برای کل این فرایند فقط 30  دقیقه وقت داریم.

737
00:52:19,333 --> 00:52:21,741
‫با ریتودرین و نیتروگلیسیرین...

738
00:52:21,791 --> 00:52:23,950
‫انقباض رو مهار می‌کنیم،

739
00:52:24,000 --> 00:52:26,991
‫ولی این مدت نباید از ۳۰ دقیقه بیشتر بشه.

740
00:52:27,041 --> 00:52:29,908
‫اگه بیشتر از این طول بکشه،
‫جون مادر به خطر میفته.

741
00:52:29,958 --> 00:52:32,408
‫ممکنه دچار خونریزی بشه،

742
00:52:32,458 --> 00:52:34,366
‫و اگه خونریزی ادامه پیدا کنه،

743
00:52:34,416 --> 00:52:38,583
‫ممکنه بر اثر شوک ناشی از کاهش حجم خون
‫جونش رو از دست بده.

744
00:52:41,875 --> 00:52:45,783
‫۳۰ دقیقه زمان زیادی به نظر میاد،
‫ولی اصلاً این‌طور نیست.

745
00:52:45,833 --> 00:52:48,658
‫لوله‌گذاری راه هوایی برای این بچه
‫آسون نیست.

746
00:52:48,708 --> 00:52:50,416
‫تو خیلی از موارد قبلی،

747
00:52:50,458 --> 00:52:54,000
‫یا بیشتر از ۳۰ دقیقه طول کشیده،
‫یا اصلاً ممکن نبوده.

748
00:52:54,166 --> 00:52:56,325
‫اگه نتونیم راه هوایی رو لوله‌گذاری کنیم،

749
00:52:56,375 --> 00:52:58,200
‫باید نای‌شکافی انجام بدیم؟

750
00:52:58,250 --> 00:52:59,700
‫درسته.

751
00:52:59,750 --> 00:53:02,575
‫باید خیلی سریع انجامش بدیم.

752
00:53:02,625 --> 00:53:05,041
‫یه سوال دارم.

753
00:53:08,708 --> 00:53:11,416
‫اگه نتونیم راه هوایی رو لوله‌گذاری کنیم

754
00:53:11,458 --> 00:53:13,075
‫و مجبور بشیم نای‌شکافی انجام بدیم،

755
00:53:13,125 --> 00:53:15,075
‫ولی به‌خاطر ضایعه‌ی لنفانژیوم،

756
00:53:15,125 --> 00:53:17,158
‫دسترسی به نای سخت بشه،

757
00:53:17,208 --> 00:53:20,283
‫یا به‌خاطر خونریزی ناگهانی داخل لنفانژیوم،

758
00:53:20,333 --> 00:53:23,541
‫نای‌شکافی سخت بشه،
‫اون‌وقت باید چیکار کنیم؟

759
00:53:25,083 --> 00:53:28,450
‫ممکنه این اتفاق بیفته، ولی
‫همون‌طور که تو ام‌آرآی بالایی می‌بینید،

760
00:53:28,500 --> 00:53:30,783
‫جلوی نای تقریباً هیچ ضایعه‌ای نمی‌بینم.

761
00:53:30,833 --> 00:53:35,616
‫اگه یه‌دفعه خونریزی کنه و باعث ورم بشه...

762
00:53:35,666 --> 00:53:37,541
‫دکتر پارک.

763
00:53:40,250 --> 00:53:42,166
‫بشین.

764
00:53:46,666 --> 00:53:48,408
‫به‌محض اینکه موفق بشیم
‫راه هوایی رو لوله‌گذاری کنیم،

765
00:53:48,458 --> 00:53:50,658
‫باید فوراً جراحی برداشتن
‫لنفانژیوم رو انجام بدیم.

766
00:53:50,708 --> 00:53:52,783
‫معمولاً بعد از اینکه بچه رو به
‫بخش مراقبت‌های ویژه‌ی نوزادان منتقل کردیم

767
00:53:52,833 --> 00:53:54,825
‫و از پایدار بودن حالش مطمئن شدیم،
‫جراحی می‌کنیم،

768
00:53:54,875 --> 00:53:59,000
‫ولی برای این بچه نمی‌تونیم
‫جراحی رو به تأخیر بندازیم.

769
00:54:01,000 --> 00:54:03,458
‫یه سوال دارم.

770
00:54:10,916 --> 00:54:15,450
‫اگه... فقط فرض کنیم....
‫واقعاً فقط یه فرضه‌ها...

771
00:54:15,500 --> 00:54:18,950
‫یه اتفاق ناگهانی و غیرمنتظره بیفته
‫و در شرایطی قرار بگیریم...

772
00:54:19,000 --> 00:54:22,283
‫که از بین مادر و نوزاد
‫فقط بتونیم جون یکی رو نجات بدیم،

773
00:54:22,333 --> 00:54:25,166
‫کدومشون رو باید نجات بدیم؟

774
00:54:30,583 --> 00:54:33,500
‫تو ۲۵ سال گذشته، هیچ زن بارداری

775
00:54:33,541 --> 00:54:36,575
‫هنگام زایمان تو بیمارستان ما
‫جونش رو از دست نداده.

776
00:54:36,625 --> 00:54:40,125
‫با این حال، اگه چنین شرایطی پیش بیاد،

777
00:54:42,708 --> 00:54:46,416
‫باید مادر رو نجات بدیم.
‫اولویت با مادره.

778
00:55:03,166 --> 00:55:04,958
‫ببخشید، دکتر.

779
00:55:05,000 --> 00:55:06,958
‫این تازه‌کارمون یه کم بی‌ملاحظه‌ست.

780
00:55:07,000 --> 00:55:09,000
‫نه، اصلاً.

781
00:55:09,041 --> 00:55:10,950
‫خیلی جالب بود.

782
00:55:11,000 --> 00:55:12,866
‫چطور یه رزیدنت سال اول می‌تونه...

783
00:55:12,916 --> 00:55:14,958
‫این‌همه حالت احتمالی رو به این خوبی بدونه؟

784
00:55:15,666 --> 00:55:19,000
‫یه جورایی یه کم خاصه.

785
00:55:19,750 --> 00:55:22,241
‫ممنون که این‌طور برداشت کردید.

786
00:55:22,291 --> 00:55:23,991
‫خوب بهش آموزش بده،

787
00:55:24,041 --> 00:55:27,583
‫اگه خوب پیش بره،
‫کیم دوهانِ دوم می‌شه.

788
00:55:33,166 --> 00:55:35,283
‫ای بابا، واقعاً که!!

789
00:55:35,333 --> 00:55:37,916
‫حتی اگه سوال هم داشتی
‫اول باید شرایط رو می‌سنجیدی!

790
00:55:37,958 --> 00:55:40,500
‫اونم تو جلسه‌ای که همه‌ی پروفسورها
‫حضور داشتن...

791
00:55:40,916 --> 00:55:43,325
‫باز هم سوال داشتم،
‫ولی خودمو نگه داشتم.

792
00:55:43,375 --> 00:55:44,825
‫وقتی می‌دیدم داری این سوال‌ها رو می‌پرسی،

793
00:55:44,875 --> 00:55:46,583
‫قلبم داشت از جا کنده می‌شد!

794
00:55:47,458 --> 00:55:49,875
‫تو درباره‌ی همه‌ی
‫بدترین سناریوهای ممکن پرسیدی.

795
00:55:49,916 --> 00:55:51,700
‫من درباره‌ی بدترین سناریوها نپرسیدم،

796
00:55:51,750 --> 00:55:54,916
‫درباره‌ی شرایطی پرسیدم که
‫تو مقالات تحقیقاتی دیدم.

797
00:55:56,166 --> 00:55:58,625
‫پس خودت جوابم رو بده،

798
00:55:59,416 --> 00:56:01,700
‫اگه مجبور باشی
‫فقط یکی از اون دوتا رو نجات بدی،

799
00:56:01,750 --> 00:56:03,958
‫کدومشون رو نجات می‌دی؟

800
00:56:04,416 --> 00:56:07,583
‫خب کسی که من نجات میدم...

801
00:56:09,333 --> 00:56:10,741
‫دکتر پارک!!!

802
00:56:10,791 --> 00:56:12,250
‫بله.

803
00:56:13,541 --> 00:56:16,408
‫برو فقط یه ساعت بخواب!

804
00:56:16,458 --> 00:56:19,575
‫از همین الان، فقط یه ساعت.

805
00:56:19,625 --> 00:56:21,241
‫ممنون.

806
00:56:21,291 --> 00:56:23,208
‫زود برو بخواب.

807
00:56:27,291 --> 00:56:28,658
‫فکر نکنم هم سرپرست...

808
00:56:28,708 --> 00:56:30,291
‫و هم بازیکن اصلی به این راحتی کوتاه بیان.

809
00:56:30,750 --> 00:56:32,375
‫ببخشید.

810
00:56:33,500 --> 00:56:36,250
‫حتی اگه بیشتر هم صبر کنیم،
‫فکر نکنم چیزی بهتر بشه.

811
00:56:37,833 --> 00:56:39,416
‫بله...

812
00:56:40,791 --> 00:56:45,041
‫فکر کنم دیگه وقتشه بیای.

813
00:57:33,125 --> 00:57:34,750
‫شی‌دوک...

814
00:57:35,125 --> 00:57:37,083
‫شی‌دوک... شی‌دوک...

815
00:57:37,125 --> 00:57:38,741
‫ببخشید، شی‌دوک.

816
00:57:38,791 --> 00:57:40,416
‫شی‌دوک، ببخشید.

817
00:57:41,041 --> 00:57:42,750
‫شی‌دوک...

818
00:57:47,833 --> 00:57:49,875
‫ببخشید...؟

819
00:57:50,416 --> 00:57:52,375
‫ببخشید...

820
00:58:03,416 --> 00:58:05,333
‫بله، پروفسور.

821
00:58:07,541 --> 00:58:10,041
‫...می‌تونید این‌طوری حلش کنید.

822
00:58:10,083 --> 00:58:12,491
‫پس لطفاً به کارتون ادامه بدید.

823
00:58:12,541 --> 00:58:14,166
‫بله.

824
00:58:58,333 --> 00:59:00,491
‫لطفاً خیلی نگران نباشید.

825
00:59:00,541 --> 00:59:03,116
‫بهترین تیم پزشکیِ مشترک
‫این عمل رو انجام می‌ده.

826
00:59:03,166 --> 00:59:05,366
‫من نگران نیستم.

827
00:59:05,416 --> 00:59:07,783
‫به تیم شما اعتماد دارم، دکتر.

828
00:59:07,833 --> 00:59:10,125
‫فقط یه کم دیگه تحمل کنید.

829
00:59:10,166 --> 00:59:13,825
‫چند روز دیگه گریه می‌کنید، نه از ناراحتی...

830
00:59:13,875 --> 00:59:16,625
‫بلکه از شدت خوشحالی.

831
00:59:18,541 --> 00:59:20,708
‫الان داری چیکار می‌کنی!؟

832
00:59:42,375 --> 00:59:45,750
‫حتما می‌دونی نقصت چقدر بزرگه.

833
00:59:46,375 --> 00:59:48,158
‫بله.

834
00:59:48,208 --> 00:59:50,325
‫برای غلبه بر اون،

835
00:59:50,375 --> 00:59:52,833
‫فقط خوب کار کردن کافی نیست.

836
00:59:54,625 --> 00:59:56,908
‫برای اینکه به چشم بیای،

837
00:59:56,958 --> 00:59:59,041
‫یه کاری هست که باید انجام بدی.

838
01:00:03,583 --> 01:00:05,708
‫از من بهتر باش.

839
01:00:09,041 --> 01:00:10,116
‫از اونجایی که تو فقط یه رزیدنتی،

840
01:00:10,166 --> 01:00:11,291
‫کاملاً درک می‌کنم تو شرایطی هستی که

841
01:00:11,333 --> 01:00:13,125
‫حتی نمی‌تونی دستیار باشی،
‫چه برسه به اینکه جراحی کنی.

842
01:00:13,333 --> 01:00:15,708
‫اما غیر از این،

843
01:00:15,750 --> 01:00:17,708
‫باید از من برتر باشی.

844
01:00:18,583 --> 01:00:21,166
‫اونقدری که بقیه رو مجبور کنی نقصت رو نبینن.

845
01:00:24,666 --> 01:00:28,700
‫اما... هنوز خیلی چیزا هست که نمی‌دونم.

846
01:00:28,750 --> 01:00:32,033
‫چطور می‌تونم از شما بهتر باشم، پروفسور؟

847
01:00:32,083 --> 01:00:35,916
‫من فقط دارم راهی رو بهت می‌گم که
‫بتونی تو این بیمارستان بمونی.

848
01:00:48,041 --> 01:00:49,625
‫بله.

849
01:00:50,875 --> 01:00:52,625
‫فهمیدم.

850
01:01:10,916 --> 01:01:12,708
‫لعنتی...

851
01:01:13,500 --> 01:01:14,950
‫ببخشید!

852
01:01:15,000 --> 01:01:16,916
‫لعنتی!

853
01:01:18,541 --> 01:01:19,908
‫همونجا وایسین!

854
01:01:19,958 --> 01:01:22,825
‫نمی‌تونی همینطوری ببریش!

855
01:01:22,875 --> 01:01:25,575
‫چطور می‌تونی
‫یه زن باردار رو به زور بکشی و ببری؟

856
01:01:25,625 --> 01:01:26,991
‫ولش نمی‌کنی!؟

857
01:01:27,041 --> 01:01:28,875
‫ولم کن!

858
01:01:32,333 --> 01:01:33,700
‫گفتم دستشو ول کن!

859
01:01:33,750 --> 01:01:36,283
‫وای، واقعاً که...

860
01:01:36,333 --> 01:01:38,333
‫الان داری چیکار می‌کنی؟

861
01:01:40,875 --> 01:01:43,200
‫خانم، شما همیشه
‫اوضاع رو اینطوری مدیریت می‌کنید؟

862
01:01:43,250 --> 01:01:46,075
‫دخالت نکن و برو به کارت برس.

863
01:01:46,125 --> 01:01:47,491
‫کار ما همینه،

864
01:01:47,541 --> 01:01:49,575
‫محافظت از بیمارمون!

865
01:01:49,625 --> 01:01:50,616
‫ببرینش.

866
01:01:50,666 --> 01:01:53,200
‫عمراً بتونید ببرینش!

867
01:01:53,250 --> 01:01:55,991
‫شما باید تو این بیمارستان بمونید.

868
01:01:56,041 --> 01:01:59,416
‫به هیچ‌وجه، به هیچ‌وجه نمی‌تونید برید!

869
01:02:03,250 --> 01:02:05,658
‫نکنه دلتون می‌خواد
‫روپوش پزشکی‌تون رو دربیارم؟

870
01:02:05,708 --> 01:02:08,583
‫اگه می‌تونی، بفرما.

871
01:02:09,708 --> 01:02:13,208
‫من... با شما نمیام.

872
01:02:14,541 --> 01:02:17,283
‫من بچه‌ام رو همینجا به دنیا میارم،

873
01:02:17,333 --> 01:02:19,750
‫و جراحیم رو انجام میدم.

874
01:02:22,000 --> 01:02:23,366
‫جدی؟

875
01:02:23,416 --> 01:02:26,208
‫پس، بعد از طلاق جراحیت رو انجام بده.

876
01:02:28,625 --> 01:02:30,541
‫اگه بچه‌ رو اینجا به دنیا بیاری،

877
01:02:30,583 --> 01:02:32,750
‫من نه از تو مراقبت می‌کنم نه از بچه.

878
01:02:34,416 --> 01:02:36,708
‫باشه، همین کارو می‌کنم.

879
01:02:37,708 --> 01:02:42,333
‫منم دلم نمی‌خواد بچه‌ام رو
‫تو همچین خانواده‌ای بزرگ کنم...

880
01:02:47,583 --> 01:02:49,658
‫این مادر... تو خطره!

881
01:02:49,708 --> 01:02:51,833
‫خانم سوجین!

882
01:03:11,375 --> 01:03:12,575
‫همین الان ببرینش اتاق درمان!

883
01:03:12,625 --> 01:03:13,866
‫سریع ازش نوار قلب بگیرید و عکسش رو بیارید.

884
01:03:13,916 --> 01:03:15,833
‫زود باشید!

885
01:03:16,125 --> 01:03:19,583
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

886
01:03:21,583 --> 01:03:31,583
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M