1
00:00:01,083 --> 00:00:04,991
‫من... با شما نمیام.

2
00:00:05,041 --> 00:00:09,749
‫من بچه‌ام رو همینجا به دنیا میارم،
‫و جراحیم رو انجام میدم.

3
00:00:11,083 --> 00:00:12,866
‫جدی؟

4
00:00:12,916 --> 00:00:15,458
‫پس، بعد از طلاق جراحیت رو انجام بده.

5
00:00:16,249 --> 00:00:18,116
‫اگه بچه‌ رو اینجا به دنیا بیاری،

6
00:00:18,166 --> 00:00:20,333
‫من نه از تو مراقبت می‌کنم نه از بچه.

7
00:00:20,958 --> 00:00:22,916
‫باشه، همین کارو می‌کنم.

8
00:00:24,083 --> 00:00:28,958
‫منم دلم نمی‌خواد بچه‌ام رو
‫تو همچین خانواده‌ای بزرگ کنم...

9
00:00:33,791 --> 00:00:35,783
‫مادر... مادر تو خطره!

10
00:00:35,833 --> 00:00:37,583
‫خانم سوجین!

11
00:00:38,583 --> 00:00:48,583
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

12
00:00:56,208 --> 00:00:57,374
‫همین الان ببرینش اتاق درمان!

13
00:00:57,416 --> 00:00:58,824
‫سریع ازش نوار قلب بگیرید و
‫داروی ضدانقباض بزنین.

14
00:00:58,874 --> 00:01:00,374
‫عجله کنید!

15
00:01:06,583 --> 00:01:10,583
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

16
00:01:16,624 --> 00:01:18,241
‫نه می‌تونین از الکتروشوک استفاده کنین
‫نه از اپی‌نفرین.

17
00:01:18,291 --> 00:01:19,366
‫می‌دونیم.

18
00:01:19,416 --> 00:01:21,833
‫بچه چی؟ بچه؟

19
00:01:21,874 --> 00:01:24,749
‫نگران نباش، حال بچه خوب می‌شه.

20
00:01:26,333 --> 00:01:28,458
‫چی شد؟

21
00:01:31,958 --> 00:01:34,033
‫به حالت عادی برگشته.

22
00:01:34,083 --> 00:01:35,408
‫پس لطفاً همین الان ازش اکو بگیرید.

23
00:01:35,458 --> 00:01:38,124
‫اول باید وضعیت بچه رو بررسی کنیم.

24
00:01:41,249 --> 00:01:46,958
‫انگار...
‫دیگه نمی‌تونستم خودم رو ازتون پنهان کنم.

25
00:01:48,166 --> 00:01:50,199
‫متأسفم مدیر.

26
00:01:50,249 --> 00:01:52,241
‫آخه تو این ۲۰ سال....

27
00:01:52,291 --> 00:01:55,333
‫داشتی چیکار می‌کردی
‫که تازه الان پیدات شده؟!

28
00:01:56,499 --> 00:01:59,616
‫چرا همون موقع که رفتی زنگ نزدی؟

29
00:01:59,666 --> 00:02:02,324
‫همون موقع که رفتم،
‫یه شرایطی پیش اومد...

30
00:02:02,374 --> 00:02:06,666
‫چه شرایطی؟
‫بهم بگو چه اتفاقی افتاده بود!

31
00:02:06,708 --> 00:02:09,874
‫بعداً بهتون می‌گم.

32
00:02:11,291 --> 00:02:15,199
‫شی‌اون نمی‌دونه؟

33
00:02:15,249 --> 00:02:17,041
‫نه،

34
00:02:19,208 --> 00:02:22,333
‫با اینکه صورتم رو دید،
‫ولی منو نشناخت.

35
00:02:24,624 --> 00:02:26,916
‫تا وقتی که خودش بشناسه،

36
00:02:27,874 --> 00:02:30,791
‫منم جوری رفتار می‌کنم که
‫انگار نمی‌شناسمش.

37
00:02:32,749 --> 00:02:35,074
‫مدیر، لطفاً شما هم جوری رفتار کنین
‫که انگار نمی‌دونین.

38
00:02:35,124 --> 00:02:37,116
‫اگه بازم نتونه بشناستت چی؟

39
00:02:37,166 --> 00:02:39,749
‫بازم می‌خوای همین‌جوری
‫به حال خودش رهاش کنی و بهش نگی؟

40
00:02:42,749 --> 00:02:45,791
‫مجبورم...

41
00:02:47,249 --> 00:02:49,249
‫کسی که گناهکاره...

42
00:02:50,541 --> 00:02:54,499
‫تو این شرایط چطور می‌تونم
‫پا پیش بذارم و ادعا کنم مادرشم؟

43
00:03:11,916 --> 00:03:13,866
‫با مادرشوهرش چیکار کنیم؟

44
00:03:13,916 --> 00:03:15,741
‫آخه گانگستر و اینا هم که نیست...

45
00:03:15,791 --> 00:03:17,449
‫به هر حال، چندتا نگهبان...

46
00:03:17,499 --> 00:03:19,116
‫نزدیک اتاق لی سوجین بذارین.

47
00:03:19,166 --> 00:03:20,908
‫اگه اتفاقی افتاد،
‫بهشون بگید فوراً بهمون خبر بدن.

48
00:03:20,958 --> 00:03:22,241
‫چشم.

49
00:03:22,291 --> 00:03:25,283
‫راستی پروفسور، وضعیت جنین چطوره؟

50
00:03:25,333 --> 00:03:29,282
‫طبق اکویی که گرفتیم،
‫مشکل جدی‌ای نداشت.

51
00:03:29,332 --> 00:03:31,824
‫با یه اشتباه کوچیک ممکن بود
‫وضعیت خیلی خطرناکی پیش بیاد.

52
00:03:31,874 --> 00:03:33,407
‫انتظار نداشتم که دچار...

53
00:03:33,457 --> 00:03:34,949
‫کاردیومیوپاتی ناشی از استرس ناگهانی بشه.

54
00:03:34,999 --> 00:03:36,157
‫سابقه بیماری قبلی که نداشت، درسته؟

55
00:03:36,207 --> 00:03:38,657
‫نه، قلبش هیچ مشکلی نداشت.

56
00:03:38,707 --> 00:03:40,407
‫اما، بهتر نیست جراحی رو بذاریم برای...

57
00:03:40,457 --> 00:03:42,907
‫بعد از اینکه وضعیتش پایدار شد؟

58
00:03:42,957 --> 00:03:44,866
‫حداقل یه چند روز دیگه.

59
00:03:44,916 --> 00:03:46,082
‫مشکل بزرگتر اینه که...

60
00:03:46,124 --> 00:03:47,366
‫این جراحی یه سری محدودیت‌ها داره.

61
00:03:47,416 --> 00:03:49,991
‫به خاطر مشکل قلبی‌ش
‫و استفاده از داروی منقبض‌کننده‌ست؟

62
00:03:50,041 --> 00:03:53,241
‫بله.
‫نمی‌تونیم از دوز استاندارد استفاده کنیم.

63
00:03:53,291 --> 00:03:55,241
‫چون ممکنه فشار زیادی به قلبش بیاره.

64
00:03:55,291 --> 00:03:59,574
‫پس زمان لازم برای باز کردن
‫مجرای تنفسی جنین دیگه ۳۰ دقیقه نیست،

65
00:03:59,624 --> 00:04:01,741
‫۱۵ دقیقه‌ست.

66
00:04:01,791 --> 00:04:04,124
‫تو کمتر از ۱۵ دقیقه.

67
00:04:23,457 --> 00:04:25,699
‫بچه چی؟

68
00:04:25,749 --> 00:04:28,032
‫حالش خوبه؟

69
00:04:28,082 --> 00:04:30,199
‫حالش خوبه.

70
00:04:30,249 --> 00:04:32,407
‫و لطفاً نگران نباشید.

71
00:04:32,457 --> 00:04:35,032
‫چون بیرون یه سری آدم
‫شبیه بتمن وایستادن،

72
00:04:35,082 --> 00:04:39,166
‫و نمی‌ذارن اون زنی که شبیه جوکره
‫شما رو با خودش ببره.

73
00:04:40,791 --> 00:04:42,949
‫ممنونم دکتر.

74
00:04:42,999 --> 00:04:45,949
‫نه، من بیشتر ممنونم.

75
00:04:45,999 --> 00:04:49,449
‫چون قراره یه بچه سالم به دنیا بیارین و
‫بزرگش کنین.

76
00:04:49,499 --> 00:04:51,782
‫این حرفیه که یه شوهر باید بزنه.

77
00:04:51,832 --> 00:04:54,499
‫اما دارم از شما می‌شنومش.

78
00:04:57,124 --> 00:05:01,449
‫اوه.. ببخشید که بی‌ادبی کردم.

79
00:05:01,499 --> 00:05:03,074
‫نه.

80
00:05:03,124 --> 00:05:07,491
‫با اینکه از طرف یه دکتر بود،
‫ولی دلگرم شدم.

81
00:05:07,541 --> 00:05:09,707
‫مامانِ آینده،

82
00:05:11,832 --> 00:05:14,124
‫موفق باشی!

83
00:05:16,041 --> 00:05:18,249
‫ممنون.

84
00:05:20,749 --> 00:05:24,241
‫از اورژانس به بخش قلب
‫و بعد به زنان و زایمان،

85
00:05:24,291 --> 00:05:26,449
‫همه‌چی خیلی شلوغ‌پلوغ و درهم‌برهم شده.

86
00:05:26,499 --> 00:05:29,824
‫واقعاً از مادرشوهرش متنفرم.
‫واقعاً ازش بدم میاد.

87
00:05:29,874 --> 00:05:33,407
‫خیلی شبیه اون جادوگر بدجنس توی سفیدبرفیه.

88
00:05:33,457 --> 00:05:36,616
‫این روزا یه کم داری تند می‌ریا، نه؟

89
00:05:36,666 --> 00:05:40,907
‫فکر کنم الان می‌فهمم چرا آدما فحش میدن.

90
00:05:40,957 --> 00:05:43,949
‫تو که می‌گفتی از فحش دادن و شنیدنش متنفری.

91
00:05:43,999 --> 00:05:47,616
‫نه، منم بلدم فحش بدم.

92
00:05:47,666 --> 00:05:49,666
‫جدی؟

93
00:05:51,082 --> 00:05:54,457
‫بگو ببینم. بگو، بگو، بگو!

94
00:05:58,207 --> 00:05:59,866
‫- آخه توئه فسقلیِ...
‫- فسقلیِ...

95
00:05:59,916 --> 00:06:00,957
‫الهی شست پات بره تو چشمت...

96
00:06:00,999 --> 00:06:01,949
‫موقع خوردن کیمباپ
‫فویل بره زیر دندونت

97
00:06:01,999 --> 00:06:05,074
‫و موقع خاروندن سرت
‫جوشت بترکه!

98
00:06:05,124 --> 00:06:07,324
‫این الان فحش بود؟

99
00:06:07,374 --> 00:06:10,657
‫بیشتر از اینکه فحش باشه خنده‌دار بود.

100
00:06:10,707 --> 00:06:12,407
‫واقعاً بهت برنخورد؟

101
00:06:12,457 --> 00:06:15,416
‫اصلاً هم برنخورد!

102
00:06:17,207 --> 00:06:19,532
‫دکتر.

103
00:06:19,582 --> 00:06:21,116
‫بله، مادر.

104
00:06:21,166 --> 00:06:23,499
‫واقعاً؟

105
00:06:25,374 --> 00:06:28,824
‫راستش رو بخواین، ما هم خیلی دو دل بودیم.

106
00:06:28,874 --> 00:06:33,866
‫اینکه بخوایم یه بچه دیگه رو بزرگ کنیم
‫کار ساده‌ای نیست.

107
00:06:33,916 --> 00:06:38,116
‫اما گیوهیون خیلی اینو می‌خواد.

108
00:06:38,166 --> 00:06:40,749
‫و حالا که دوباره
‫شادیِ خانواده‌مون رو پیدا کردیم،

109
00:06:40,999 --> 00:06:43,666
‫دلمون می‌خواد در عوضش یه کار خوب بکنیم.

110
00:06:44,249 --> 00:06:46,407
‫خیلی ازتون ممنونم!

111
00:06:46,457 --> 00:06:50,624
‫به هر حال
‫ما می‌خواستیم بدیمش به پرورشگاه.

112
00:06:51,541 --> 00:06:54,741
‫نمی‌دونم می‌تونیم خوب بزرگش کنیم یا نه.

113
00:06:54,791 --> 00:06:57,574
‫حتماً می‌تونین خوب بزرگش کنین.

114
00:06:57,624 --> 00:07:01,540
‫مامان گیوهیون، شما بهترینین!

115
00:07:07,124 --> 00:07:10,749
‫خب، «غار مخفی»... تموم شد!

116
00:07:15,374 --> 00:07:16,490
‫منم میام! منم میام!

117
00:07:16,540 --> 00:07:18,407
‫دکتر، تو نیا.

118
00:07:18,457 --> 00:07:20,407
‫اینجا خیلی کوچیکه.

119
00:07:20,457 --> 00:07:22,665
‫باشه فهمیدم.

120
00:07:29,540 --> 00:07:31,699
‫متأسفم.

121
00:07:31,749 --> 00:07:34,624
‫دفعه قبل خیلی احساساتی حرف زدم.

122
00:07:36,582 --> 00:07:38,074
‫نه.

123
00:07:38,124 --> 00:07:40,624
‫منم خیلی احساساتی شده بودم.

124
00:07:45,374 --> 00:07:47,207
‫ببخشید.

125
00:07:53,249 --> 00:07:54,865
‫چه‌گیونگ،

126
00:07:54,915 --> 00:07:56,490
‫امیدوارم بتونی...

127
00:07:56,540 --> 00:07:58,082
‫در مورد برنامه‌ای که داری تجدید نظر کنی.

128
00:07:59,249 --> 00:08:02,282
‫درک می‌کنم چرا به این چیزا فکر کردی.

129
00:08:02,332 --> 00:08:04,699
‫اما این راهی نیست که ما بتونیم بریم.

130
00:08:04,749 --> 00:08:06,740
‫در موردش فکر می‌کنم.

131
00:08:06,790 --> 00:08:10,624
‫با اینکه برای برگشتن،
‫یه کم زیادی تند رفتم.

132
00:08:14,415 --> 00:08:16,124
‫باشه.

133
00:08:17,707 --> 00:08:21,582
‫فعلاً بیا یه مدت از هم دور باشیم.

134
00:08:22,999 --> 00:08:26,157
‫جفتمون خیلی خسته و درگیریم.

135
00:08:26,207 --> 00:08:28,407
‫فکر کنم داریم زیادی حساس می‌شیم.

136
00:08:28,457 --> 00:08:30,282
‫هر جور راحتی.

137
00:08:30,332 --> 00:08:32,874
‫من همیشه هستم.

138
00:08:41,249 --> 00:08:43,999
‫پس فکر کنم امروز نمی‌تونیم با هم باشیم...

139
00:08:50,290 --> 00:08:52,290
‫تولدت مبارک!

140
00:08:53,707 --> 00:08:55,457
‫ممنونم.

141
00:09:10,040 --> 00:09:11,199
‫تولدتون مبارک!

142
00:09:11,249 --> 00:09:13,240
‫تولدتون مبارک پروفسور.

143
00:09:13,290 --> 00:09:14,490
‫خب، شروع کنید!

144
00:09:14,540 --> 00:09:19,865
‫♪ تولدت مبارک! تولدت مبارک! ♪

145
00:09:19,915 --> 00:09:21,949
‫خیلی خب کافیه!

146
00:09:21,999 --> 00:09:23,532
‫نخونید.

147
00:09:23,582 --> 00:09:24,824
‫خجالت‌آوره.

148
00:09:24,874 --> 00:09:28,490
‫خب، برای ما هم هست..

149
00:09:28,540 --> 00:09:30,374
‫زودتر فوتشون کنین.

150
00:09:31,207 --> 00:09:33,249
‫فوت کنین!

151
00:09:37,832 --> 00:09:39,990
‫وقتتون رو صرف این چیزای مسخره نکنید.
‫به جاش درس بخونید!

152
00:09:40,040 --> 00:09:43,282
‫درس خوندن هم مهمه،
‫اما اول باید انسان باشیم.

153
00:09:43,332 --> 00:09:46,124
‫چیز قابل‌داری نیست، اما این هدیه ماست.

154
00:09:48,374 --> 00:09:49,999
‫ممنونم. اما...

155
00:09:50,040 --> 00:09:52,032
‫از سال دیگه، از این کارا نکنید.

156
00:09:52,082 --> 00:09:53,990
‫باشه؟

157
00:09:54,040 --> 00:09:56,582
‫منظورشون اینه که سال بعد هم
‫دوباره همین کارو بکنیم.

158
00:09:57,999 --> 00:09:59,157
‫زود بخورید و برگردید سر کارتون.

159
00:09:59,207 --> 00:10:01,207
‫چشم!

160
00:10:02,624 --> 00:10:04,282
‫بیاین بخوریم!

161
00:10:04,332 --> 00:10:07,782
‫نمی‌دونستم تولد پروفسوره.

162
00:10:07,832 --> 00:10:10,365
‫منم باید برای کادوش پول می‌دادم.

163
00:10:10,415 --> 00:10:12,074
‫ای بابا، بی‌خیال.

164
00:10:12,124 --> 00:10:14,407
‫کوچیکترین عضو که نباید از این کارا بکنه.

165
00:10:14,457 --> 00:10:16,249
‫بیا بخوریم.

166
00:10:17,040 --> 00:10:18,865
‫آخ جون، بذار من بخورم.

167
00:10:18,915 --> 00:10:21,240
‫آه، لطفاً یه تیکه بزرگ‌تر برای من ببر.

168
00:10:21,290 --> 00:10:24,665
‫هی، کیک نخورده کجا می‌ری؟

169
00:10:28,207 --> 00:10:30,407
‫آزمایش خون دادین؟

170
00:10:30,457 --> 00:10:33,073
‫همین الان دادم.

171
00:10:33,123 --> 00:10:35,573
‫با توجه به نتایج آزمایش چکاپت...

172
00:10:35,623 --> 00:10:38,082
‫فکر نکنم مشکل خاصی وجود داشته باشه.

173
00:10:39,207 --> 00:10:41,698
‫فکر کنم بتونم هزینه جراحی و درمان رو...

174
00:10:41,748 --> 00:10:44,240
‫تا ماه آینده آماده کنم.

175
00:10:44,290 --> 00:10:45,532
‫اون‌وقت،

176
00:10:45,582 --> 00:10:48,240
‫می‌شه بلافاصله
‫جراحی پیوند رو انجام داد، درسته؟

177
00:10:48,290 --> 00:10:50,282
‫بله.

178
00:10:50,332 --> 00:10:52,540
‫اما خانم نا این‌یونگ،

179
00:10:53,373 --> 00:10:57,207
‫قصد ندارید دوباره در موردش فکر کنید؟

180
00:10:57,665 --> 00:10:58,790
‫نه.

181
00:10:59,873 --> 00:11:01,990
‫من اینو بارها گفتم،

182
00:11:02,040 --> 00:11:05,365
‫اگه حین جراحی مشکلی پیش بیاد،

183
00:11:05,415 --> 00:11:07,915
‫ممکنه مجبور بشید مثل این‌هه،

184
00:11:07,957 --> 00:11:10,573
‫تا آخر عمر مواد مغذی رو
‫از طریق سرم دریافت کنید.

185
00:11:10,623 --> 00:11:12,032
‫دوم اینکه، ممکنه مجبور بشید...

186
00:11:12,082 --> 00:11:14,207
‫با خطر عفونت زندگی کنید.

187
00:11:15,665 --> 00:11:18,240
‫مـ... مهم نیست.

188
00:11:18,290 --> 00:11:21,165
‫تا زمانی که بشه
‫یه جراحی پیوند امن انجام داد مشکلی نیست.

189
00:11:24,248 --> 00:11:26,323
‫یه خواهشی ازتون دارم.

190
00:11:26,373 --> 00:11:28,990
‫لطفاً همچنان این موضوع رو...

191
00:11:29,040 --> 00:11:31,748
‫از خواهرم و بخش جراحی اطفال
‫مخفی نگه دارید.

192
00:11:39,665 --> 00:11:41,407
‫این چیه؟

193
00:11:41,457 --> 00:11:43,740
‫یه کادوعه.

194
00:11:43,790 --> 00:11:45,157
‫یه کم پیش کادو دادین که.

195
00:11:45,207 --> 00:11:47,532
‫من واسه اون پولی نداده بودم.

196
00:11:47,582 --> 00:11:50,873
‫برای همین یه کادوی جداگونه بهتون دادم.

197
00:11:52,832 --> 00:11:54,782
‫به خاطر اینکه ازم متنفر نیستید،

198
00:11:54,832 --> 00:11:56,790
‫ممنونم.

199
00:11:58,290 --> 00:12:02,282
‫چون دیگه ازم متنفر نیستید،
‫به نظرم دیگه اونقدرها هم ترسناک نیستین.

200
00:12:02,332 --> 00:12:05,948
‫قبلاً، به نظرم خیلی ترسناک بودین.

201
00:12:05,998 --> 00:12:08,457
‫البته هنوزم یه کم می‌ترسم.

202
00:12:09,332 --> 00:12:12,957
‫یه کم... یه کم ترسم کمتر شده.

203
00:12:17,957 --> 00:12:20,373
‫تولدتون مبارک.

204
00:12:49,082 --> 00:12:51,073
‫این هدیه منه.

205
00:12:51,123 --> 00:12:52,573
‫گفتی که واقعاً می‌خوای دکتر بشی.

206
00:12:52,623 --> 00:12:56,198
‫ممنونم، داداش کوچولو.

207
00:12:56,248 --> 00:13:00,873
‫اگه واقعاً دکتر شدی،
‫اول از همه باید منو خوب کنی.

208
00:13:10,165 --> 00:13:11,740
‫راستش رو بگو.

209
00:13:11,790 --> 00:13:13,657
‫کدوم یکی از ما سه نفر از همه خوش‌تیپ‌تره؟

210
00:13:13,707 --> 00:13:16,240
‫معلومه دکتر پارک!

211
00:13:16,290 --> 00:13:18,282
‫خیلی خوش‌قیافه‌ست!

212
00:13:18,332 --> 00:13:21,323
‫هی! قبل از اینکه دکتر پارک بیاد،
‫من اول بودم.

213
00:13:21,373 --> 00:13:23,115
‫پس من دومم.

214
00:13:23,165 --> 00:13:26,198
‫ای بابا! یه چیزی بگو که با عقل جور دربیاد.

215
00:13:26,248 --> 00:13:28,073
‫چطور می‌تونی دوم بشی، پرستار جو؟!

216
00:13:28,123 --> 00:13:31,323
‫خب نیستم.
‫چرا اینقدر عصبانی می‌شی؟

217
00:13:31,373 --> 00:13:33,248
‫خب راستش رو بگید، یعنی آدم‌هایی...

218
00:13:33,290 --> 00:13:35,490
‫به خوش‌تیپی دکتر پارک و دکتر هان
‫درآمد بیشتری دارن؟

219
00:13:35,540 --> 00:13:38,623
‫درسته. اونا بیشتر درمیارن.

220
00:13:39,832 --> 00:13:40,990
‫طبق نتایج یه تحلیل مشترک

221
00:13:41,040 --> 00:13:42,282
‫که توسط دانشگاه ملی استرالیا
‫و دانشگاه ملبورن انجام شده،

222
00:13:42,332 --> 00:13:44,073
‫با تحلیل داده‌هایی که نشون‌دهنده‌ی...

223
00:13:44,123 --> 00:13:45,782
‫ارتباط بین ظاهر جذاب
‫و وضعیت اقتصادیه،

224
00:13:45,832 --> 00:13:48,123
‫یه مرد جذاب، به طور میانگین،

225
00:13:48,207 --> 00:13:53,831
‫سالانه حدود 36 هزار دلار
‫بیشتر از مردایی که خوش‌قیافه نیستن درمیارن.

226
00:13:53,956 --> 00:13:58,531
‫پس پرستار ارشدمون هر سال
‫۳۶.۰۰۰ دلار کمتر درمیاره.

227
00:13:58,581 --> 00:14:02,123
‫چه پولی حیف می‌شه.
‫حیف این همه پول، ای بابا.

228
00:14:05,331 --> 00:14:07,156
‫می‌دونی، تازگیا...

229
00:14:07,206 --> 00:14:10,323
‫دکتر پارک اصلاً طرف من نیست.

230
00:14:10,373 --> 00:14:12,040
‫نیست.

231
00:14:12,456 --> 00:14:15,531
‫این‌هه، دوباره داری مزاحم دکترا می‌شی.

232
00:14:15,581 --> 00:14:17,206
‫خواهر.

233
00:14:20,915 --> 00:14:24,248
‫اوه، این حس معذب‌کننده...

234
00:14:26,248 --> 00:14:27,823
‫احیاناً...

235
00:14:27,873 --> 00:14:30,581
‫آزمایش خون دادین؟

236
00:14:31,290 --> 00:14:32,990
‫اوه...

237
00:14:33,040 --> 00:14:36,031
‫نه، یه کم زخمی شدم.

238
00:14:36,081 --> 00:14:40,623
‫این همون چسب زخمیه که
‫تو اتاق خون‌گیری دارن.

239
00:14:41,956 --> 00:14:43,956
‫واقعاً آزمایش خون دادی.

240
00:14:46,790 --> 00:14:49,406
‫این اواخر یکم احساس خستگی دارم،
‫واسه همین یه آزمایش خون دادم.

241
00:14:49,456 --> 00:14:52,865
‫برای همین بهت گفتم
‫اینقدر به خودت فشار نیار.

242
00:14:52,915 --> 00:14:54,915
‫بیا بریم داخل.

243
00:15:01,415 --> 00:15:03,406
‫خانم این‌یونگ.

244
00:15:03,456 --> 00:15:04,540
‫بله؟

245
00:15:05,206 --> 00:15:07,998
‫زیاد بد نیست، درسته؟

246
00:15:08,998 --> 00:15:11,448
‫چیزی نیست. فقط...

247
00:15:11,498 --> 00:15:14,115
‫ببخشید، خانم این‌یونگ،

248
00:15:14,165 --> 00:15:15,198
‫بله؟

249
00:15:15,248 --> 00:15:19,748
‫بابت اینکه دفعه قبل
‫معذبتون کردم عذر می‌خوام.

250
00:15:20,206 --> 00:15:22,406
‫اما اون یه شوخی نبود.

251
00:15:22,456 --> 00:15:25,373
‫قطعاً فقط یه توهم یا حس کنجکاوی

252
00:15:25,415 --> 00:15:27,365
‫بین یه دکتر و بیمار نبود.

253
00:15:27,415 --> 00:15:28,781
‫اون موقع،

254
00:15:28,831 --> 00:15:32,448
‫تنها راهی بود که
‫می‌تونستم احساسم رو بیان کنم.

255
00:15:32,498 --> 00:15:35,656
‫نمی‌دونستم چطور بیانش کنم که
‫باعث دردسرتون نشه

256
00:15:35,706 --> 00:15:39,906
‫و ناراحتتون نکنه.

257
00:15:39,956 --> 00:15:42,040
‫الان هم حسِ همون موقع رو دارم.

258
00:15:43,331 --> 00:15:46,540
‫برای همین اینقدر کلافه‌کننده‌ست.

259
00:15:47,456 --> 00:15:52,115
‫من هم می‌دونم که شما آدم سطحی‌نگری نیستید.

260
00:15:52,165 --> 00:15:54,665
‫من سال‌هاست که شما رو می‌شناسم.

261
00:15:57,831 --> 00:15:59,615
‫من...

262
00:15:59,665 --> 00:16:03,115
‫تو شرایطی نیستم که بتونم...

263
00:16:03,165 --> 00:16:05,790
‫پیشنهاد شما رو قبول کنم.

264
00:16:07,790 --> 00:16:10,290
‫من بیشتر متأسف شدم.

265
00:16:59,998 --> 00:17:02,206
‫چرا گریه می‌کنی؟

266
00:17:02,665 --> 00:17:05,331
‫به خاطر منه.

267
00:17:06,248 --> 00:17:09,448
‫برای اینکه هزینه جراحی
‫پیوند روده‌م رو جور کنه،

268
00:17:09,498 --> 00:17:11,748
‫داره کل روز رو کار می‌کنه.

269
00:17:12,498 --> 00:17:15,290
‫حتی یه روزم مرخصی نداره.

270
00:17:16,165 --> 00:17:18,873
‫اگه مامان و بابا هنوز زنده بودن،

271
00:17:19,665 --> 00:17:22,581
‫اون مجبور نبود این همه سختی بکشه.

272
00:17:24,581 --> 00:17:27,489
‫این کار خیلی پول می‌خواد...

273
00:17:27,539 --> 00:17:30,039
‫فقط باید بی‌خیالش بشه.

274
00:17:31,664 --> 00:17:34,156
‫اونا آدمای بدی‌ان!

275
00:17:34,206 --> 00:17:36,331
‫آدمایی که باعث این تصادف شدن.

276
00:17:38,081 --> 00:17:40,114
‫تصادف؟

277
00:17:40,164 --> 00:17:42,739
‫چون یه نفر بهم زد و فرار کرد،

278
00:17:42,789 --> 00:17:45,739
‫کل روده کوچیکم از بین رفت.

279
00:17:45,789 --> 00:17:48,323
‫اگه اون آدم دستگیر می‌شد،

280
00:17:48,373 --> 00:17:50,873
‫می‌تونستیم پول دیه بگیریم.

281
00:17:52,956 --> 00:17:54,448
‫نمی‌دونستم.

282
00:17:54,498 --> 00:17:56,573
‫خیلی متأسفم.

283
00:17:56,623 --> 00:18:00,239
‫لابد پرونده‌ت رو درست نخوندم.

284
00:18:00,289 --> 00:18:03,656
‫فکر می‌کردم به خاطر یه بیماری دیگه‌ست.

285
00:18:03,706 --> 00:18:05,623
‫واقعاً متأسفم.

286
00:18:06,498 --> 00:18:08,114
‫نه،

287
00:18:08,164 --> 00:18:10,448
‫منم نمی‌خواستم در موردش حرف بزنم.

288
00:18:10,498 --> 00:18:12,956
‫اگه در موردش حرف می‌زدم، عصبانی می‌شدم.

289
00:18:13,831 --> 00:18:17,531
‫دلم می‌خواد بدون جراحی زندگی کنم.

290
00:18:17,581 --> 00:18:20,739
‫دلم می‌خواد زندگی رو برای
‫خواهرم راحت‌تر کنم.

291
00:18:20,789 --> 00:18:22,531
‫این‌طور نیست، این‌هه.

292
00:18:22,581 --> 00:18:27,656
‫اگه منم مثل تو مریض بودم،
‫برادرم دقیقاً همین کارو می‌کرد.

293
00:18:27,706 --> 00:18:29,906
‫ولی...

294
00:18:29,956 --> 00:18:33,164
‫خواهرم خیلی گناه داره.

295
00:18:59,039 --> 00:19:01,623
‫می‌دونی که شایعات زیادی در مورد...

296
00:19:01,664 --> 00:19:03,989
‫تصاحب بیمارستان ما وجود داره.

297
00:19:04,039 --> 00:19:07,739
‫اما بازم، این دفعه فرق می‌کنه.

298
00:19:07,789 --> 00:19:11,281
‫می‌خوان کل بیمارستان رو تصاحب کنن

299
00:19:11,331 --> 00:19:14,823
‫و اون رو به بیمارستان اطفال تبدیل کنن.

300
00:19:14,873 --> 00:19:16,698
‫این کار اصلاً شدنی نیست.

301
00:19:16,748 --> 00:19:20,323
‫با توجه به قوانین بیمه ملی ما،
‫این کار هیچ سودی نداره.

302
00:19:20,373 --> 00:19:22,039
‫همه‌ش این نیست.

303
00:19:22,539 --> 00:19:25,948
‫شنیدم می‌خوان بیمارستان رو به‌عنوان
‫یه بیمارستان «سود محور» بازسازی کنن.

304
00:19:25,998 --> 00:19:27,823
‫«سود محور»؟

305
00:19:27,873 --> 00:19:30,781
‫این موضوع که هنوز قانونی نشده.

306
00:19:30,831 --> 00:19:34,864
‫فعلاً احتمالاً همین سیستم فعلی بیمارستان رو
‫نگه می‌دارن و منتظر فرصت مناسب می‌مونن.

307
00:19:34,914 --> 00:19:38,581
‫تا وقتی که ساخت بیمارستان‌های
‫«سود محور» قانونی بشه.

308
00:19:39,539 --> 00:19:41,406
‫هزینه‌های درمان بچه‌ها...

309
00:19:41,456 --> 00:19:43,448
‫خیلی وقته که از هزینهٔ بزرگسال‌ها زده بالا.

310
00:19:43,498 --> 00:19:45,031
‫عمل‌ها، داروها،

311
00:19:45,081 --> 00:19:46,906
‫تجهیزات، ویزیت‌های تخصصی...

312
00:19:46,956 --> 00:19:49,206
‫از اونجا که همه‌چیز باید....

313
00:19:49,248 --> 00:19:51,448
‫مناسب بچه‌ها باشه،
‫هزینه‌ش خیلی بالا می‌ره.

314
00:19:51,498 --> 00:19:53,323
‫اون وقت شرکت‌های بیمه که فقط دنبال سودن،

315
00:19:53,373 --> 00:19:55,081
‫کم‌کم بچه‌ها رو فقط
‫به چشم سود و زیان می‌بینن.

316
00:19:56,123 --> 00:19:58,323
‫با اینکه هزینه‌ها خیلی سنگینه،

317
00:19:58,373 --> 00:20:01,448
‫ولی پدر و مادرها قبولش می‌کنن
‫و میان بیمارستان.

318
00:20:01,498 --> 00:20:03,114
‫درسته.

319
00:20:03,164 --> 00:20:07,031
‫شاید این کار کیفیت خدمات درمانی رو
‫توی این حوزه ببره بالا،

320
00:20:07,081 --> 00:20:10,373
‫اما بار مالی بیمارها رو
‫چندین برابر می‌کنه.

321
00:20:15,456 --> 00:20:16,906
‫لطفاً برید خونه.

322
00:20:16,956 --> 00:20:20,698
‫با مدیر هم حسابی بهتون خوش بگذره.

323
00:20:20,748 --> 00:20:21,873
‫باشه.

324
00:20:26,998 --> 00:20:28,456
‫چا یون‌سو.

325
00:20:29,373 --> 00:20:30,656
‫بله؟

326
00:20:30,706 --> 00:20:32,664
‫امشب وقت داری؟

327
00:20:42,456 --> 00:20:45,206
‫با رئیس بخش دعوات شده؟

328
00:20:46,873 --> 00:20:48,281
‫نه.

329
00:20:48,331 --> 00:20:50,956
‫پس چرا نمی‌ری ببینیش؟

330
00:20:52,414 --> 00:20:53,531
‫یه مسئله‌ای پیش اومد.

331
00:20:53,581 --> 00:20:57,031
‫نمی‌دونم قضیه چیه، ولی...

332
00:20:57,081 --> 00:21:00,072
‫چطور دلت میاد تو این هوای قشنگ
‫نری ببینیش؟

333
00:21:00,122 --> 00:21:04,156
‫توی رابطه از این اتفاق‌ها می‌افته دیگه.

334
00:21:04,206 --> 00:21:07,372
‫تو که تا حالا یه بارم درست‌حسابی
‫قرار نذاشتی، از کجا می‌دونی؟

335
00:21:08,581 --> 00:21:10,739
‫چرا این‌طوری باهام رفتار می‌کنی؟!

336
00:21:10,789 --> 00:21:14,989
‫همین‌که نقش جایگزین رو دارم
‫به اندازهٔ کافی حالم رو می‌گیره.

337
00:21:15,039 --> 00:21:16,739
‫کم‌کم باید برم

338
00:21:16,789 --> 00:21:19,239
‫یه پسری رو تور کنم.

339
00:21:19,289 --> 00:21:21,031
‫تور کردنش به چه کارت میاد؟

340
00:21:21,081 --> 00:21:23,747
‫یه نوشیدنی باهات بزنن،
‫همه‌شون فرار می‌کنن.

341
00:21:24,706 --> 00:21:25,989
‫من...

342
00:21:26,039 --> 00:21:27,739
‫جلوی پسری که ازش خوشم بیاد،

343
00:21:27,789 --> 00:21:29,822
‫موقع نوشیدن عادت‌های بدم رو
‫رو نمی‌کنم!

344
00:21:29,872 --> 00:21:33,447
‫ولی اون قدیما روز معارفه
‫واسه من رو کردی.

345
00:21:33,497 --> 00:21:34,914
‫چی؟

346
00:21:35,664 --> 00:21:37,581
‫دکتر کیم...

347
00:21:38,581 --> 00:21:41,706
‫من می‌خواستم بپرسم...

348
00:21:43,039 --> 00:21:47,331
‫می‌خواستم... می‌خواستم بپرسم
‫ماهی پخته شده توی سس سویا دوست دارین؟

349
00:21:48,081 --> 00:21:49,281
‫اون چی بود دیگه؟

350
00:21:49,331 --> 00:21:51,989
‫اون رو از کجا یادتونه؟

351
00:21:52,039 --> 00:21:54,822
‫بوی گند اون شب رو عمراً یادم بره.

352
00:21:54,872 --> 00:21:57,039
‫اون موقع حتماً عقل از سرم پریده بوده!

353
00:22:00,247 --> 00:22:02,539
‫خیلی خجالت می‌کشم!

354
00:22:06,831 --> 00:22:08,706
‫ممنون.

355
00:22:29,706 --> 00:22:31,372
‫سلام.

356
00:22:32,039 --> 00:22:34,914
‫سلام.

357
00:22:43,372 --> 00:22:45,739
‫حالت خوبه؟

358
00:22:45,789 --> 00:22:47,322
‫انگار یه سیب‌زمینی که...

359
00:22:47,372 --> 00:22:49,331
‫تازه از قابلمه دراومده رو درسته قورت دادم.

360
00:22:57,247 --> 00:22:59,414
‫در موردش فکر کردی؟

361
00:23:00,414 --> 00:23:02,114
‫درباره چیزی که دفعه قبل بهت گفتم.

362
00:23:02,164 --> 00:23:04,914
‫اینکه ببینی چی به نفع پروفسور کیم دوهانه.

363
00:23:05,539 --> 00:23:08,372
‫بله. بهش فکر کردم.

364
00:23:10,331 --> 00:23:13,331
‫اولیش اینه که اصلاً دردسر درست نکنم.

365
00:23:13,372 --> 00:23:16,697
‫اگه پروفسور بگه یه کاری رو نکنم،
‫نباید انجامش بدم.

366
00:23:16,747 --> 00:23:17,997
‫دیگه چی؟

367
00:23:18,581 --> 00:23:21,114
‫دیگه...

368
00:23:21,164 --> 00:23:24,622
‫اینکه وقتی تنهاست برم پیشش تا تنها نمونه.

369
00:23:26,706 --> 00:23:29,072
‫مگه پروفسور زیاد تنها می‌مونه؟

370
00:23:29,122 --> 00:23:31,531
‫بله. تنهایی بسکتبال بازی می‌کنه،

371
00:23:31,581 --> 00:23:33,747
‫غذاشم تنهایی می‌خوره.

372
00:23:34,789 --> 00:23:37,197
‫تازه، خیلی کم هم لبخند می‌زنه.

373
00:23:37,247 --> 00:23:38,947
‫از این نظر شبیه خودمه.

374
00:23:38,997 --> 00:23:42,072
‫آدم برای اینکه لبخند بزنه
‫به ۱۷ تا ماهیچه نیاز داره.

375
00:23:42,122 --> 00:23:46,164
‫اما توی پروفسور کیم،
‫اون ماهیچه‌ها اصلاً کار نمی‌کنن.

376
00:24:02,206 --> 00:24:06,497
‫می‌خوره... می‌خوره... می‌خوره.

377
00:24:07,872 --> 00:24:10,039
‫ایول!

378
00:24:14,081 --> 00:24:15,906
‫دستات توی اتاق عمل طلائن،

379
00:24:15,956 --> 00:24:17,789
‫ولی چطور بولینگت این‌قدر افتضاحه؟

380
00:24:22,705 --> 00:24:25,530
‫بچه که نیستی، چرا از این چیزا خوشت میاد؟

381
00:24:25,580 --> 00:24:30,280
‫خودت بهار ۲۰۰۸ برای اولین بار
‫بچه‌های تیم رو آوردی اینجا.

382
00:24:30,330 --> 00:24:31,614
‫من؟

383
00:24:31,664 --> 00:24:34,405
‫اون موقع تنها کاری که می‌کردیم
‫فقط خوردن و خوابیدن بود.

384
00:24:34,455 --> 00:24:37,239
‫به ما گفتی تفریحات سالم داشته باشیم
‫و رفتی.

385
00:24:37,289 --> 00:24:39,322
‫راستی، فردای همون روزی بود

386
00:24:39,372 --> 00:24:41,497
‫که بهم گفتی ازم خوشت میاد؟

387
00:24:42,164 --> 00:24:43,197
‫یا دو روز بعدش بود؟

388
00:24:43,247 --> 00:24:46,364
‫باز دوباره حرفش رو پیش کشیدی؟!

389
00:24:46,414 --> 00:24:48,664
‫چی شد بعد اون روز
‫دیگه هیچ‌وقت نگفتی ازم خوشت میاد؟

390
00:24:50,664 --> 00:24:54,239
‫آخه بعدش با رئیس بخش وارد رابطه شدی.

391
00:24:54,289 --> 00:24:57,497
‫منم حسم رو نسبت بهت تغییر دادم.

392
00:24:59,164 --> 00:25:01,572
‫چه زود جا زدی...

393
00:25:01,622 --> 00:25:04,739
‫من معمولاً اصلاً جا نمی‌زنم،

394
00:25:04,789 --> 00:25:07,697
‫ولی در مقایسه با رئیس بخش هیچی نیستم.

395
00:25:07,747 --> 00:25:10,614
‫حتی تو دید یه زن هم خیلی خفنه.

396
00:25:10,664 --> 00:25:12,914
‫تو هم خفنی بچه جون.

397
00:25:13,830 --> 00:25:15,455
‫من؟

398
00:25:16,289 --> 00:25:18,447
‫من که هر وقت می‌تونم نوشیدنی می‌خورم...

399
00:25:18,497 --> 00:25:19,955
‫و همیشه با یه گان کثیف جراحی

400
00:25:19,997 --> 00:25:21,614
‫این‌ور اون‌ور می‌پلکم، کجام خفنه؟

401
00:25:21,664 --> 00:25:23,789
‫وقتی من می‌گم هستی، یعنی هستی.

402
00:25:25,080 --> 00:25:27,705
‫فکر کردی کی هستی که این‌طوری
‫با پررویی رو حرف من حرف می‌زنی؟

403
00:25:30,164 --> 00:25:31,447
‫امروز رو

404
00:25:31,497 --> 00:25:34,622
‫فقط چون تولدته چیزی بهت نمی‌گم!

405
00:25:58,080 --> 00:26:01,905
‫شی‌دوک... شی‌دوک... شی‌دوک...

406
00:26:01,955 --> 00:26:07,830
‫معذرت می‌خوام شی‌دوک... شی‌دوک... شی‌دوک...

407
00:26:37,247 --> 00:26:40,580
‫درست به من نگاه کن،

408
00:26:41,164 --> 00:26:44,247
‫دستت رو هم بیار پایین.

409
00:26:46,372 --> 00:26:48,280
‫حالا بعد از من تکرار کن.

410
00:26:48,330 --> 00:26:52,447
‫سـ... ـلام...

411
00:26:52,497 --> 00:26:56,780
‫د..لام...
‫نه، این‌طوری نه.

412
00:26:56,830 --> 00:26:58,864
‫دوباره بعد از من تکرار کن.

413
00:26:58,914 --> 00:27:02,447
‫سـ... ـلام...

414
00:27:02,497 --> 00:27:07,780
‫سـ... ـلام...

415
00:27:07,830 --> 00:27:09,997
‫آفرین، عالی بود.

416
00:27:33,414 --> 00:27:34,872
‫بله؟

417
00:27:38,539 --> 00:27:41,622
‫چی شده اومدی اینجا؟ اتفاقی افتاده؟

418
00:27:43,622 --> 00:27:45,164
‫شی‌اون...

419
00:27:47,372 --> 00:27:49,205
‫چند وقتیه که

420
00:27:49,747 --> 00:27:52,038
‫همش خواب می‌بینم.

421
00:27:52,705 --> 00:27:54,822
‫می‌بینم که توی اون معدن متروکه‌م...

422
00:27:54,872 --> 00:27:57,497
‫همون روزی که داداش رفت بهشت...
‫همون خواب رو می‌بینم.

423
00:27:59,872 --> 00:28:03,863
‫اون موقع چیز زیادی یادم نمی‌اومد،

424
00:28:03,913 --> 00:28:06,405
‫ولی همش دارم خوابش رو می‌بینم.

425
00:28:06,455 --> 00:28:10,372
‫و کم‌کم داره همه‌چیز یادم میاد.

426
00:28:11,622 --> 00:28:14,038
‫الان دیگه همه‌چی یادم اومده...

427
00:28:19,330 --> 00:28:20,955
‫ولی چرا،

428
00:28:22,955 --> 00:28:25,622
‫چرا من رو نجات دادی؟

429
00:28:27,205 --> 00:28:28,197
‫شی‌اون...

430
00:28:28,247 --> 00:28:29,747
‫چرا...

431
00:28:31,080 --> 00:28:34,113
‫چرا به‌جای من

432
00:28:34,163 --> 00:28:36,372
‫داداش رو نجات ندادی؟

433
00:28:38,080 --> 00:28:42,113
‫داداش از من قوی‌تر و باهوش‌تر بود.

434
00:28:42,163 --> 00:28:44,947
‫اگه اون رو نجات می‌دادی،
‫بقیه خوشحال‌تر می‌شدن.

435
00:28:44,997 --> 00:28:47,947
‫حتی اگه من یادم نیاد،
‫مامان و بابا هم خوشحال‌تر می‌شدن.

436
00:28:47,997 --> 00:28:48,905
‫اصلاً این‌طوری نیست.

437
00:28:48,955 --> 00:28:50,155
‫نه،

438
00:28:50,205 --> 00:28:54,405
‫من رو نجات دادی چون یه استعداد خاصی داشتم.

439
00:28:54,455 --> 00:28:55,822
‫من رو نجات دادی چون می‌خواستی

440
00:28:55,872 --> 00:28:57,613
‫مثل خودت ازم یه دکتر بسازی.

441
00:28:57,663 --> 00:28:59,113
‫دارم می‌گم اصلاً این‌طور نیست.

442
00:28:59,163 --> 00:29:04,955
‫من قرار بود...
‫اون موقع برم بهشت.

443
00:29:05,538 --> 00:29:08,122
‫داداش قرار بود زنده بمونه.

444
00:29:10,997 --> 00:29:15,038
‫دلیلی که من تو رو نجات دادم این بود که...

445
00:29:16,038 --> 00:29:17,872
‫واقعاً می‌خوای بدونی؟

446
00:29:25,830 --> 00:29:29,747
‫چون تو شانس بیشتری
‫برای زنده موندن داشتی.

447
00:29:30,580 --> 00:29:32,955
‫تنفس و نبضت.

448
00:29:33,497 --> 00:29:38,238
‫تو شانس زنده موندنت بیشتر بود.

449
00:29:38,288 --> 00:29:41,122
‫اگه شی‌دوک
‫شانس بیشتری برای زنده موندن داشت،

450
00:29:41,913 --> 00:29:44,497
‫من شی‌دوک رو نجات می‌دادم.

451
00:29:45,622 --> 00:29:50,163
‫چون... من یه دکترم.

452
00:30:19,559 --> 00:30:29,559
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

453
00:30:58,955 --> 00:31:01,905
‫ممنون که امروز جایگزین خوبی بودی.

454
00:31:01,955 --> 00:31:04,572
‫چیکار می‌تونم بکنم؟ اینم یه بخشی از کاره.

455
00:31:04,622 --> 00:31:07,330
‫باید پیش رئیس خودمو خوب نشون بدم.

456
00:31:08,663 --> 00:31:10,913
‫خب با احتیاط برو خونه.

457
00:31:16,163 --> 00:31:17,621
‫یون‌سو.

458
00:31:18,705 --> 00:31:19,996
‫بله؟

459
00:31:21,080 --> 00:31:23,705
‫ممنون که همیشه کنارمی.

460
00:31:56,621 --> 00:31:58,371
‫پارک شی‌اون.

461
00:32:04,038 --> 00:32:06,788
‫باز هم چیزی خوردی؟

462
00:32:13,621 --> 00:32:15,988
‫نذار این موضوع خیلی اذیتت کنه.

463
00:32:16,038 --> 00:32:18,705
‫جناب مدیر...

464
00:32:19,205 --> 00:32:21,705
‫تصمیم درستی گرفت.

465
00:32:23,663 --> 00:32:25,663
‫می‌دونم.

466
00:32:26,330 --> 00:32:31,788
‫منم می‌دونم که اون چاره‌ای
‫جز این کار نداشت.

467
00:32:33,246 --> 00:32:35,288
‫اما

468
00:32:36,913 --> 00:32:39,788
‫بیشتر دلم به حال داداش می‌سوزه.

469
00:32:40,830 --> 00:32:44,530
‫اون به خاطر من رفت تو معدن.

470
00:32:44,580 --> 00:32:47,913
‫به خاطر منم نتونست
‫ماسک اکسیژن بزنه.

471
00:32:48,538 --> 00:32:51,830
‫بهت گفتم این‌جوری فکر نکن!

472
00:32:52,746 --> 00:32:55,613
‫ببین، تو این دنیا چیزای زیادی هست

473
00:32:55,663 --> 00:32:58,413
‫که ما کاریش نمی‌تونیم بکنیم.

474
00:32:58,788 --> 00:33:01,163
‫ما دکتریم، مگه نه؟

475
00:33:02,455 --> 00:33:04,788
‫از این به بعد، قراره چیزایی مثل این رو

476
00:33:04,830 --> 00:33:07,246
‫بی‌نهایت بار تجربه کنی.

477
00:33:08,663 --> 00:33:11,071
‫به من نگاه کن.

478
00:33:11,121 --> 00:33:14,080
‫تو گذشته، وضعیت مین‌هی هم همین‌طور بود.

479
00:33:16,871 --> 00:33:18,788
‫شی‌اون.

480
00:33:20,913 --> 00:33:23,863
‫تو باید به همون اندازه‌ای که
‫برای زنده موندنت تلاش شده،

481
00:33:23,913 --> 00:33:26,738
‫دینت رو با کار سخت
‫به این دنیا ادا کنی.

482
00:33:26,788 --> 00:33:28,663
‫اگه با بچه‌ها خوب باشی

483
00:33:28,705 --> 00:33:31,830
‫و درمانشون کنی،
‫همین خودش یه جور جبران کردنه.

484
00:33:33,371 --> 00:33:35,780
‫با این حال

485
00:33:35,830 --> 00:33:39,738
‫این واقعیت که
‫داداشم خیلی بیچاره بود رو عوض نمی‌کنه.

486
00:33:39,788 --> 00:33:41,988
‫اگه من اصلاً...

487
00:33:42,038 --> 00:33:46,113
‫به این دنیا نمی‌اومدم خیلی بهتر میشد.

488
00:33:46,163 --> 00:33:52,113
‫اون‌وقت، مدیر هم مجبور نمی‌شد
‫این‌همه سختی بکشه.

489
00:33:52,163 --> 00:33:56,613
‫و شاید داداش هم
‫مجبور نمی‌شد بره بهشت.

490
00:33:56,663 --> 00:33:59,871
‫همه‌ش تقصیر منه.

491
00:34:09,871 --> 00:34:13,288
‫آخه کی می‌گه که تو مثل یه بچه کوچولویی؟

492
00:34:15,288 --> 00:34:18,113
‫این سرزنشی که خودت رو می‌کنی...

493
00:34:18,163 --> 00:34:20,788
‫چیزی نیست که از پس بچه‌ها بربیاد.

494
00:34:21,705 --> 00:34:23,780
‫این‌که خودتو سرزنش می‌کنی

495
00:34:23,830 --> 00:34:25,780
‫به خاطر اینه که
‫آدم‌ها رو خیلی زیاد دوست داری،

496
00:34:25,830 --> 00:34:29,205
‫حتی بزرگسالا هم نمی‌تونن
‫به این خوبی انجامش بدن.

497
00:34:29,830 --> 00:34:31,538
‫من

498
00:34:32,496 --> 00:34:35,455
‫من بدترینم.

499
00:34:39,913 --> 00:34:43,613
‫نه، این اصلاً درست نیست.

500
00:34:43,663 --> 00:34:46,204
‫تو آدم خیلی خوبی هستی.

501
00:34:49,579 --> 00:34:50,413
‫نه.

502
00:35:24,579 --> 00:35:26,571
‫بیمارستان سود محور؟

503
00:35:26,621 --> 00:35:27,863
‫درسته.

504
00:35:27,913 --> 00:35:30,954
‫این نقشه‌ایه که از قبل
‫با آینده‌نگری آماده شده.

505
00:35:31,704 --> 00:35:33,488
‫منبع این شایعه چیه؟

506
00:35:33,538 --> 00:35:35,779
‫این شایعه نیست.

507
00:35:35,829 --> 00:35:38,654
‫این چیزیه که معاون پیشنهاد داده.

508
00:35:38,704 --> 00:35:41,154
‫به نظر می‌رسه اون شخص، یعنی معاون

509
00:35:41,204 --> 00:35:44,038
‫حزبیه که می‌خواد بیمارستان ما رو تصاحب کنه.

510
00:35:45,454 --> 00:35:48,321
‫ازم خواست بعد از این‌که
‫بیمارستان رو به سود محور تبدیل کرد

511
00:35:48,371 --> 00:35:51,029
‫به عنوان مدیر تو سمتم بمونم.

512
00:35:51,079 --> 00:35:55,829
‫نقشه‌شون این بود که مدیریتِ
‫مرکز جراحی اطفال یکپارچه رو به تو بسپرن.

513
00:35:55,871 --> 00:35:59,163
‫و حزبی که داره کنترل رو
‫به دست می‌گیره، به شمایی که

514
00:35:59,204 --> 00:36:02,663
‫بیشترین نفوذ اخلاقی رو داری
‫و نماینده جامعه دانشگاهی هستی، نیاز داره.

515
00:36:05,788 --> 00:36:08,196
‫من حتی اینو نمی‌دونستم و...

516
00:36:08,246 --> 00:36:09,613
‫چرا؟

517
00:36:09,663 --> 00:36:11,488
‫به تو هم پیشنهادی داده بود؟

518
00:36:11,538 --> 00:36:14,246
‫طرح کلی رو فاش نکرد.

519
00:36:14,954 --> 00:36:17,113
‫ازم خواست اسم جراح‌های اطفالی...

520
00:36:17,163 --> 00:36:19,538
‫که تو سطح ملی
‫شناخته شده‌ هستن رو معرفی کنم.

521
00:36:20,621 --> 00:36:23,821
‫برای ساختن دیتابیسِ دکترهای احتمالی،

522
00:36:23,871 --> 00:36:26,488
‫حتماً از تو اینو خواسته.

523
00:36:26,538 --> 00:36:30,446
‫اولش، چون به نظر می‌رسید ممکنه به
‫پیشرفت جراحی اطفال کمک کنه، قبول کردم.

524
00:36:30,496 --> 00:36:32,571
‫اما چون یه چیزی دو به شَکم کرد، دست کشیدم.

525
00:36:32,621 --> 00:36:33,488
‫دلیلش چی بود؟

526
00:36:33,538 --> 00:36:35,988
‫با نگه‌داشتنِ پارک شی‌اون تو بیمارستان...

527
00:36:36,038 --> 00:36:38,738
‫قصد داشت ازش برای تبلیغات استفاده کنه.

528
00:36:38,788 --> 00:36:40,446
‫به عنوان یک نابغه متخصص تشخیص اطفال

529
00:36:40,496 --> 00:36:42,913
‫که تونسته بر ناتوانیش غلبه کنه.

530
00:36:44,621 --> 00:36:48,238
‫برای همینه که تظاهر می‌کرد
‫این‌قدر به شی‌اون اهمیت میده.

531
00:36:48,288 --> 00:36:49,988
‫ای آدمِ بی‌مصرف.

532
00:36:50,038 --> 00:36:52,696
‫اگه این شایعه نیست و حقیقت داره،

533
00:36:52,746 --> 00:36:55,363
‫فکر نمی‌کنین به زودی یه اتفاقی می‌افته؟

534
00:36:55,413 --> 00:36:57,946
‫فعلاً، دارم اوضاع رو زیر نظر می‌گیرم.

535
00:36:57,996 --> 00:37:00,071
‫چون هیچ تحرکی نمی‌بینم.

536
00:37:00,121 --> 00:37:02,371
‫رئیس کل لی در جریانه؟

537
00:37:03,038 --> 00:37:05,863
‫دیروز بهش گفتم.

538
00:37:05,913 --> 00:37:08,954
‫چه‌گیونگ هم باید اینو بدونه.

539
00:37:10,496 --> 00:37:11,996
‫اوه راستی...

540
00:37:12,871 --> 00:37:17,454
‫ممنون که شی‌اون رو رسماً پذیرفتی.

541
00:37:18,079 --> 00:37:21,946
‫اون الان دیگه شاگرد من نیست، شاگرد توئه.

542
00:37:21,996 --> 00:37:24,746
‫به روش خودت بهش آموزش بده.

543
00:37:34,829 --> 00:37:36,488
‫اون‌اوک...

544
00:37:36,538 --> 00:37:39,071
‫اونا واقعاً مامان و بابای خوبی هستن.

545
00:37:39,121 --> 00:37:43,496
‫پس باید خوب به حرفاشون گوش بدی.

546
00:37:56,621 --> 00:38:03,454
‫آقای دکتر...

547
00:38:04,538 --> 00:38:13,329
‫دوستت دارم.

548
00:38:15,329 --> 00:38:18,912
‫منم دوستت دارم، اون‌اوک.

549
00:38:31,787 --> 00:38:33,946
‫واقعاً ازتون ممنونم.

550
00:38:33,996 --> 00:38:35,571
‫نه...

551
00:38:35,621 --> 00:38:37,779
‫اتفاقاً به خاطر دکترهای اینجاست که

552
00:38:37,829 --> 00:38:39,954
‫من دارم با کلی درس و تجربه از اینجا می‌رم.

553
00:38:40,579 --> 00:38:42,987
‫ممنونم دکتر...

554
00:38:43,037 --> 00:38:45,696
‫بازم میام بهتون سر می‌زنم.

555
00:38:45,746 --> 00:38:50,571
‫باشه، وقتی کامل خوب شدی،
‫لطفاً برام یه آهنگ بخون.

556
00:38:50,621 --> 00:38:52,204
‫چشم.

557
00:39:11,829 --> 00:39:13,912
‫بریم.

558
00:39:20,829 --> 00:39:23,954
‫می‌دونی، این دنیا خیلی عجیبه.

559
00:39:24,496 --> 00:39:26,946
‫بعضی‌ها با نیت خوب بچه به سرپرستی می‌گیرن.

560
00:39:26,996 --> 00:39:30,204
‫بعضی‌ها هم با نیت بد،
‫بچه‌ها رو می‌فرستن برای پرورشگاه.

561
00:39:30,829 --> 00:39:34,871
‫موافقم. اما بچه‌دار شدن،
‫واقعاً چیز فوق‌العاده‌ایه.

562
00:39:39,704 --> 00:39:41,954
‫خب، خدانگهدار.

563
00:39:44,871 --> 00:39:46,912
‫خداحافظ.

564
00:39:58,412 --> 00:40:02,321
‫وای، کار خیلی بزرگی کردی،
‫دکتر پارک شی‌اون.

565
00:40:02,371 --> 00:40:04,621
‫اوه.. بله...

566
00:40:09,954 --> 00:40:11,621
‫من...

567
00:40:12,746 --> 00:40:15,121
‫دیگه میرم.

568
00:40:28,371 --> 00:40:30,829
‫ایست قلبی. ایست قلبی.

569
00:40:31,579 --> 00:40:34,162
‫فقط نفس بکش.

570
00:40:36,537 --> 00:40:38,112
‫دوباره رفتی تو حالت هشدار.

571
00:40:38,162 --> 00:40:41,079
‫من باید با این پسر مجردِ عاشق‌پیشه
‫چیکار کنم؟

572
00:40:41,496 --> 00:40:43,529
‫تا حالا سعی کردی غیرمستقیم
‫احساست رو بهش بگی؟

573
00:40:43,579 --> 00:40:45,904
‫مثلاً بگی «تو خوشگلی، تو جذابی»؟

574
00:40:45,954 --> 00:40:49,496
‫مشخصه که طرف مقابل
‫هیچ واکنشی نشون نمی‌ده، درسته؟

575
00:40:51,079 --> 00:40:52,571
‫فقط اعتراف کن!

576
00:40:52,621 --> 00:40:56,071
‫یه لباس قشنگ بپوش و
‫یه شاخه گل رز بگیر تو دستت.

577
00:40:56,121 --> 00:40:57,862
‫عشق برای اینه که ابراز بشه.

578
00:40:57,912 --> 00:40:59,737
‫اگه هی تو دلت نگهش داری،
‫آخرش تبدیل به شماره‌ دو می‌شه!

579
00:40:59,787 --> 00:41:01,162
‫شماره ‌دو؟

580
00:41:01,954 --> 00:41:05,779
‫اما هنوزم نمی‌تونم انجامش بدم.
‫خیلی ترسناکه.

581
00:41:05,829 --> 00:41:07,946
‫اگه یه وقت بگه از من خوشش نمیاد چی...

582
00:41:07,996 --> 00:41:09,904
‫چه ردت کنه چه نکنه،
‫تو با اعتراف کردن شروع کن.

583
00:41:09,954 --> 00:41:12,704
‫حداقل دلت سبک‌تر می‌شه.

584
00:41:13,746 --> 00:41:15,446
‫دکتر، اگه همین‌طوری پیش بری،
‫ممکنه از دست بری.

585
00:41:15,496 --> 00:41:17,779
‫کلی آدم هست که از بیماری عشق مُردن.

586
00:41:17,829 --> 00:41:20,404
‫بیماری عشق
‫یه بیماری واقعی و قابل‌تشخیص نیست.

587
00:41:20,454 --> 00:41:21,987
‫چون دلیلش یه چیز دیگه‌ست...

588
00:41:22,037 --> 00:41:23,487
‫زود باش بگو کیه دیگه.

589
00:41:23,537 --> 00:41:25,321
‫اگه بگی کیه، اون وقت می‌تونم

590
00:41:25,371 --> 00:41:26,996
‫یه مربی به‌دردبخورتر برات بشم.

591
00:41:30,996 --> 00:41:32,487
‫اگه نمی‌خوای بگی کیه،

592
00:41:32,537 --> 00:41:34,579
‫دفعه بعد دیگه ازم کمک نخواه، باشه؟

593
00:41:36,121 --> 00:41:40,579
‫خجالت می‌کشم به زبون بیارم،
‫واسه همین می‌نویسمش.

594
00:41:43,245 --> 00:41:47,537
‫آفرین!
‫از همون اول باید همین کار رو می‌کردی.

595
00:41:49,662 --> 00:41:52,120
‫خب، داری عالی پیش می‌ری!

596
00:42:06,162 --> 00:42:08,537
‫بهت نمی‌گم.

597
00:42:13,579 --> 00:42:16,287
‫همه‌چی واسه همین بود؟

598
00:42:16,329 --> 00:42:19,487
‫معذرت می‌خوام که از قبل بهت نگفتم.

599
00:42:19,537 --> 00:42:22,904
‫مدیر گفت که
‫ازت خواستن بیمارستان رو ترک کنی؟

600
00:42:22,954 --> 00:42:25,820
‫قبل از رفتنم باید کارای نصفه‌نیمه‌ای که
‫راه انداختم رو جمع کنم.

601
00:42:25,870 --> 00:42:26,779
‫فکر کنم حتی اگه همین‌طوری
‫به حال خودمون ولمون کنی هم...

602
00:42:26,829 --> 00:42:27,862
‫مشکل خاصی پیش نیاد.

603
00:42:27,912 --> 00:42:29,570
‫یه جوری باهام حرف می‌زنی انگار...

604
00:42:29,620 --> 00:42:33,412
‫گناه بزرگی چیزی مرتکب شدم.

605
00:42:34,495 --> 00:42:36,945
‫دقیقاً اسمش «گناه» نیست.

606
00:42:36,995 --> 00:42:38,820
‫فقط توی قضاوتتون اشتباه کردین.

607
00:42:38,870 --> 00:42:41,570
‫فکر کنم توضیح دادن جزئیاتش

608
00:42:41,620 --> 00:42:43,904
‫دیگه هیچ فایده‌ای نداشته باشه.

609
00:42:43,954 --> 00:42:47,029
‫هویت بیمارستان سونگ‌وون هیچ‌وقت

610
00:42:47,079 --> 00:42:48,862
‫دستخوش تغییر نمی‌شه.

611
00:42:48,912 --> 00:42:50,612
‫حیف شد.

612
00:42:50,662 --> 00:42:54,029
‫من به نوبهٔ خودم سعی داشتم به تو...

613
00:42:54,079 --> 00:42:56,995
‫و مدیر بالاترین اولویت رو بدم.

614
00:42:57,579 --> 00:42:59,737
‫نیازی به این کار نیست.

615
00:42:59,787 --> 00:43:04,037
‫امیدوارم وقتی از بیمارستان رفتی
‫دیگه به پُست هم نخوریم.

616
00:43:08,204 --> 00:43:10,870
‫بذار آخرین سوالم رو ازت بپرسم.

617
00:43:11,912 --> 00:43:14,620
‫نکنه مدیر یو چه‌گیونگ هم

618
00:43:15,329 --> 00:43:18,287
‫توی این نقشه دست داره؟

619
00:43:19,912 --> 00:43:22,370
‫مدیر یو؟

620
00:43:23,204 --> 00:43:24,787
‫بی‌خیال.

621
00:43:42,245 --> 00:43:43,279
‫سلام.

622
00:43:43,329 --> 00:43:44,954
‫پارک شی‌اون.

623
00:43:45,745 --> 00:43:46,612
‫بله.

624
00:43:46,662 --> 00:43:48,204
‫دنبال من بیا.

625
00:43:56,870 --> 00:44:00,579
‫اینا تمام کیس‌های جراحیِ
‫پایان‌نامه‌هاییه که....

626
00:44:00,620 --> 00:44:02,245
‫از سال ۱۹۸۵
‫به انجمن جراحی اطفال ارائه شدن.

627
00:44:02,287 --> 00:44:04,829
‫توی کوتاه‌ترین زمان ممکن
‫همه‌شون رو حفظ می‌کنی.

628
00:44:05,912 --> 00:44:07,537
‫چـ... چی؟

629
00:44:09,245 --> 00:44:13,570
‫بعد از اینکه همه‌ش رو حفظ شدی،
‫فصل‌به‌فصل میای پیشم تا ازت آزمون بگیرم.

630
00:44:13,620 --> 00:44:18,120
‫روش امتحان هم
‫صرفاً یه حفظ‌کردن ساده نیست.

631
00:44:18,162 --> 00:44:20,870
‫باید به سوالات کاربردی و تحلیلی‌ای
‫که بر اساس این داده‌ها طرح می‌کنم جواب بدی.

632
00:44:20,912 --> 00:44:23,704
‫البته سطح سختی‌ش هم در بالاترین حده.

633
00:44:26,412 --> 00:44:28,287
‫اگه توی جواب دادن به سوالا کم بیاری،

634
00:44:28,329 --> 00:44:30,454
‫برات جریمه در نظر گرفته می‌شه.

635
00:44:30,954 --> 00:44:33,112
‫جـ... جـ... جریمه؟!

636
00:44:33,162 --> 00:44:34,912
‫ورودت به اتاق عمل ممنوع می‌شه،

637
00:44:34,954 --> 00:44:36,787
‫چه به‌عنوان تماشاچی و چه به‌عنوان کمک‌جراح.

638
00:44:37,995 --> 00:44:41,487
‫پـ... پـ... پروفسور،
‫من تو حفظ کردن استعداد دارم، اما...

639
00:44:41,537 --> 00:44:43,070
‫اگه این‌طوری همه‌چیز رو
‫شلم‌شوربا کنین...

640
00:44:43,120 --> 00:44:45,529
‫تو توی حل مسائلی که
‫شلم‌شوربا و پیچیده‌ان مهارت داری.

641
00:44:45,579 --> 00:44:48,287
‫اگه اعتمادبه‌نفسش رو نداری، بی‌خیال شو.

642
00:44:53,829 --> 00:44:56,954
‫مـ... می‌تونم انجامش بدم.

643
00:45:02,037 --> 00:45:03,829
‫بگیرش.

644
00:45:15,620 --> 00:45:19,370
‫پسر، این کار واقعاً دور از انسانیته!

645
00:45:19,953 --> 00:45:21,737
‫راستی، این چند ترابایت اطلاعاته؟

646
00:45:21,787 --> 00:45:24,153
‫فکر کنم این حتی واسه کسایی که...

647
00:45:24,203 --> 00:45:25,612
‫استادیار یا بالاتر هستن هم
‫سخت باشه، نه؟

648
00:45:25,662 --> 00:45:27,195
‫فقط در حد استادیار نیست؛

649
00:45:27,245 --> 00:45:29,237
‫شرط می‌بندم حداقل باید در حد...

650
00:45:29,287 --> 00:45:31,612
‫یه استاد کهنه‌کار
‫و باتجربه باشی تا همه‌ش رو بفهمی.

651
00:45:31,662 --> 00:45:33,153
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

652
00:45:33,203 --> 00:45:34,903
‫مگه می‌خواد چیکار کنه؟

653
00:45:34,953 --> 00:45:37,412
‫این واسه پارک شی‌اون که سلطان حفظیاته،
‫ مثل آب خوردنه!

654
00:45:37,453 --> 00:45:39,195
‫داره می‌گه
‫این یه مسئلهٔ حفظیِ ساده نیست.

655
00:45:39,245 --> 00:45:42,237
‫ولش کن، بذار به حال خودش باشه.

656
00:45:42,287 --> 00:45:44,153
‫سر چه چیزای بی‌اهمیتی حرص می‌خورین.

657
00:45:44,203 --> 00:45:47,362
‫من حتی با فکر کردن بهش حالم به‌هم می‌خوره.

658
00:45:47,412 --> 00:45:49,487
‫منم همین‌طور، حالت تهوع گرفتم.

659
00:45:49,537 --> 00:45:51,495
‫انگار سه تا رول کامل کیمباپ خوردم

660
00:45:51,537 --> 00:45:53,537
‫و بلافاصله دارم دوی ۱۰۰ متر می‌دوئم!

661
00:45:53,620 --> 00:45:57,153
‫هی، بی‌خیال بابا.
‫خودت می‌دونی که از پسش برمیای.

662
00:45:57,203 --> 00:45:59,445
‫ما با امید بهت چشم دوختیم، دکتر پارک.

663
00:45:59,495 --> 00:46:01,120
‫موفق باشی!

664
00:46:09,162 --> 00:46:11,612
‫راستی، شنیدم یه وظیفهٔ وحشتناک و

665
00:46:11,662 --> 00:46:14,778
‫مثل باتلاق دادی دست پارک شی‌اون؟

666
00:46:14,828 --> 00:46:16,903
‫فکر نکنم حتی منم
‫ تا حالا همچین چیزی گرفته باشم.

667
00:46:16,953 --> 00:46:18,778
‫کنجکاوم ببینم چطوری از پسش برمیاد.

668
00:46:18,828 --> 00:46:21,487
‫اگه من بودم، از همون اول بی‌خیالش می‌شدم.

669
00:46:21,537 --> 00:46:23,653
‫تو... جا می‌زدی؟

670
00:46:23,703 --> 00:46:25,620
‫آخه یه پروژهٔ نامعقول و غیرمنطقیه،

671
00:46:25,662 --> 00:46:27,453
‫فراتر از ظرفیت و توان یه آدم معمولی.

672
00:46:27,495 --> 00:46:29,445
‫آهان...

673
00:46:29,495 --> 00:46:33,787
‫ولی چون به پارک شی‌اون اعتماد داری،
‫این کار رو کردی نه؟

674
00:46:34,787 --> 00:46:37,987
‫همون‌طور که انتظار می‌رفت،
‫پروفسورِ ما واقعاً آدم بزرگیه.

675
00:46:38,037 --> 00:46:40,112
‫این تازه اولشه.

676
00:46:40,162 --> 00:46:42,662
‫حتی اگه این هم پشت سر بذاره،
‫در نهایت چیز خاصی منتظرش نیست.

677
00:46:50,870 --> 00:46:52,570
‫بله، پروفسور.

678
00:46:52,620 --> 00:46:54,620
‫ابلاغیهٔ طلاق (تعیین نسب و حضانت).

679
00:47:05,912 --> 00:47:07,828
‫لطفاً یه لحظه صبر کنین.

680
00:47:11,203 --> 00:47:13,328
‫واقعاً واجبه این کار رو بکنین؟

681
00:47:13,370 --> 00:47:16,245
‫من صرفاً خواسته‌‌ی موکلم رو انجام می‌دم.

682
00:47:17,620 --> 00:47:20,820
‫خانم سوجین، لطفاً یه بار دیگه بهش فکر کنین.

683
00:47:20,870 --> 00:47:24,995
‫خواهش می‌کنم،
‫برای بار آخر با مادرشوهرتون صحبت کنین.

684
00:47:25,537 --> 00:47:27,820
‫اون کسی نیست که به حرفم گوش بده.

685
00:47:27,870 --> 00:47:32,278
‫پس حداقل با شوهرتون
‫که آمریکاست صحبت کنین.

686
00:47:32,328 --> 00:47:35,662
‫حرف‌هام با اونم تموم شده.

687
00:47:48,662 --> 00:47:52,078
‫لطفاً زمان عملم رو هماهنگ کنین.

688
00:48:00,745 --> 00:48:03,195
‫خوشبختانه وضعیت قلبش بهتر شده.

689
00:48:03,245 --> 00:48:05,362
‫درسته... ولی ممکنه موقتی باشه.

690
00:48:05,412 --> 00:48:07,653
‫باید با دقت تحت نظر بگیریمش.

691
00:48:07,703 --> 00:48:11,487
‫نگرانم مادر با این وضعیت ناپایداری که داره،

692
00:48:11,537 --> 00:48:12,778
‫تا کِی می‌تونه بچه رو نگه داره.

693
00:48:12,828 --> 00:48:14,820
‫با توجه به وضعیت قلبش، نمی‌شه مطمئن بود

694
00:48:14,870 --> 00:48:16,903
‫چه شرایط اورژانسیِ دیگه‌ای ممکنه پیش بیاد.

695
00:48:16,953 --> 00:48:18,570
‫اگه وضعیت اورژانسی بشه،

696
00:48:18,620 --> 00:48:20,278
‫تضمینی نیست که بتونیم
‫جون مادر یا بچه رو نجات بدیم.

697
00:48:20,328 --> 00:48:23,195
‫صبر کردن هم ممکنه
‫انتخاب بدتری از آب دربیاد.

698
00:48:23,245 --> 00:48:25,487
‫من سریع‌ترین راه ممکن رو انتخاب می‌کنم.

699
00:48:25,537 --> 00:48:27,328
‫نظر شما چیه، پروفسور؟

700
00:48:29,203 --> 00:48:31,862
‫باشه. بهتره با این بلاتکلیفی منتظر نمونیم

701
00:48:31,912 --> 00:48:33,653
‫و همین فردا دست‌به‌کار بشیم.

702
00:48:33,703 --> 00:48:36,695
‫من تا لحظهٔ تولد بچه رو پیش می‌برم،

703
00:48:36,745 --> 00:48:38,995
‫بعد از اون بقیه‌ش رو
‫شما به عهده بگیر، پروفسور کیم.

704
00:48:39,036 --> 00:48:40,778
‫بله، پروفسور.

705
00:48:40,828 --> 00:48:43,403
‫همین الان به بخش بیهوشی،
‫اطفال و گوش‌وحلق‌وبینی خبر بده.

706
00:48:43,453 --> 00:48:45,078
‫باشه.

707
00:49:19,661 --> 00:49:21,870
‫خب ببینم...

708
00:49:29,745 --> 00:49:34,203
‫وای، فقط واسه موردِ
‫انسداد مجاری صفراوی چقدر مطلب هست!

709
00:49:35,911 --> 00:49:38,036
‫همه‌ش رو فوتِ آب شدی، مگه نه؟

710
00:49:42,370 --> 00:49:44,736
‫باید تند و سریع جواب بدی‌ها!

711
00:49:44,786 --> 00:49:48,536
‫من... مطمـ...ـئنم.

712
00:49:49,995 --> 00:49:54,445
‫این یعنی پروفسور تو رو
‫به عنوان شاگردش قبول کرده.

713
00:49:54,495 --> 00:49:56,778
‫پس با اعتمادبه‌نفس
‫این وظیفه رو بگیر

714
00:49:56,828 --> 00:49:58,703
‫و اصلاً نترس، باشه؟

715
00:50:03,495 --> 00:50:04,861
‫من دیگه می‌رم.

716
00:50:04,911 --> 00:50:07,703
‫تکالیفت رو برای عمل فردا کامل کن.

717
00:50:47,703 --> 00:50:49,445
‫فقط بهش اعتراف کن!

718
00:50:49,495 --> 00:50:53,286
‫یه لباس قشنگ بپوش و
‫یه شاخه گل رز بگیر تو دستت.

719
00:51:30,786 --> 00:51:33,911
‫مـ... من...

720
00:51:35,995 --> 00:51:38,120
‫شما... خانم دکتر...

721
00:51:41,286 --> 00:51:43,370
‫خانم دکتر...

722
00:51:45,036 --> 00:51:46,536
‫ای بابا...

723
00:51:54,786 --> 00:51:57,070
‫داداشی،

724
00:51:57,120 --> 00:52:00,661
‫لطفاً تو این قضیه کمکم کن.

725
00:52:21,036 --> 00:52:22,903
‫جایی میری؟

726
00:52:22,953 --> 00:52:25,869
‫نصفه‌شبی چرا این‌طوری تیپ زدی؟

727
00:52:28,953 --> 00:52:30,161
‫چی شده؟

728
00:52:30,203 --> 00:52:33,036
‫حرفی داری؟

729
00:52:33,661 --> 00:52:35,453
‫بیا تو.

730
00:52:47,953 --> 00:52:49,403
‫هی.

731
00:52:49,453 --> 00:52:52,161
‫چقدر قشنگه!

732
00:52:52,744 --> 00:52:54,953
‫خوب بلدی فضا بسازیا.

733
00:52:57,953 --> 00:52:59,328
‫حالا که این رو برام آوردی،

734
00:52:59,369 --> 00:53:00,903
‫فکر کنم یه درخواستی ازم داری.

735
00:53:00,953 --> 00:53:03,453
‫درسته؟

736
00:53:05,161 --> 00:53:10,744
‫هر چی هست بگو،
‫هر کاری از دستم بربیاد برات انجام می‌دم.

737
00:53:15,744 --> 00:53:17,536
‫دکتر چا...

738
00:53:23,036 --> 00:53:25,286
‫کلافه‌م کردی! سریع بگو دیگه!

739
00:53:25,328 --> 00:53:27,328
‫شام خوردی؟

740
00:53:28,036 --> 00:53:29,994
‫آره، خوردم.

741
00:53:31,869 --> 00:53:35,569
‫وای، انگار کاغذدیواریت رو عوض کردی.

742
00:53:35,619 --> 00:53:39,078
‫یعنی چی عوض کردم؟
‫چیز خاصی نیست.

743
00:53:41,203 --> 00:53:43,786
‫پس حتما پتوت رو عوض کردی...

744
00:53:45,078 --> 00:53:48,486
‫چت شده آخه؟ زود باش بگو!

745
00:53:48,536 --> 00:53:52,528
‫هیچی، فقط اومدم یه سر بزنم.

746
00:53:52,578 --> 00:53:54,194
‫ولی این‌طور به نظر نمی‌رسه.

747
00:53:54,244 --> 00:53:58,819
‫واقعاً همینه.
‫می‌دونی که بلد نیستم دروغ بگم.

748
00:53:58,869 --> 00:54:01,036
‫پس چت شده؟

749
00:54:01,161 --> 00:54:03,411
‫چرا این شکلی لباس پوشیدی؟

750
00:54:06,911 --> 00:54:09,194
‫بعضی وقت‌ها دوشنبه‌شبا،

751
00:54:09,244 --> 00:54:12,411
‫این‌طوری تیپ می‌زنم. سرگرمیمه.

752
00:54:13,369 --> 00:54:16,953
‫تو سرگرمیاتم با بقیه فرق داره.

753
00:54:16,994 --> 00:54:20,119
‫خب من دیگه برم.

754
00:54:20,244 --> 00:54:23,403
‫هی، پارک شی‌اون.

755
00:54:23,453 --> 00:54:25,161
‫هی!

756
00:54:29,494 --> 00:54:31,661
‫یعنی چی؟

757
00:55:39,286 --> 00:55:40,786
‫دکتر پارک.

758
00:55:40,827 --> 00:55:42,111
‫سلام.

759
00:55:42,161 --> 00:55:43,744
‫صبر کن ببینم.

760
00:55:46,869 --> 00:55:49,661
‫مگه خلاف کردی که فرار می‌کنی؟

761
00:55:51,327 --> 00:55:53,911
‫داری با سرعت نور ازم فرار می‌کنی.

762
00:55:58,536 --> 00:56:03,744
‫عجب آدمیه... عجب!

763
00:56:05,036 --> 00:56:07,369
‫قطعاً یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست.

764
00:56:07,452 --> 00:56:10,244
‫از دیشب تا حالا رفتارت عجیب شده.

765
00:56:10,286 --> 00:56:12,194
‫نه.

766
00:56:12,244 --> 00:56:14,452
‫واقعاً نه.

767
00:56:15,452 --> 00:56:17,027
‫اگه بعداً مچت رو بگیرم،

768
00:56:17,077 --> 00:56:18,486
‫دویست برابر بیشتر به حسابت می‌رسم‌ها!

769
00:56:18,536 --> 00:56:23,036
‫وا... واقعاً این‌طوری نیست.

770
00:56:25,577 --> 00:56:27,702
‫خیلی‌خب.

771
00:56:29,577 --> 00:56:31,027
‫بیا امروز،

772
00:56:31,077 --> 00:56:34,569
‫عمل لی سوجین رو عالی تمومش کنیم،

773
00:56:34,619 --> 00:56:36,694
‫تا هم مادر و هم بچه...

774
00:56:36,744 --> 00:56:38,402
‫سالم بمونن.

775
00:56:38,452 --> 00:56:40,361
‫فهمیدی؟

776
00:56:40,411 --> 00:56:41,494
‫بله.

777
00:56:45,661 --> 00:56:47,611
‫زیاد نگران نباشین.

778
00:56:47,661 --> 00:56:49,577
‫همه‌چیز به خیر و خوشی تموم می‌شه.

779
00:56:53,119 --> 00:56:54,777
‫چرا گریه می‌کنین؟

780
00:56:54,827 --> 00:56:57,569
‫به‌زودی بچه‌ی خوشگلتون رو بغل می‌گیرین.

781
00:56:57,619 --> 00:56:59,611
‫فقط یه چیز،

782
00:56:59,661 --> 00:57:02,786
‫فقط یه قول بهم بدین.

783
00:57:04,619 --> 00:57:07,069
‫اگه کار به جایی رسید

784
00:57:07,119 --> 00:57:09,777
‫که بین من و بچه

785
00:57:09,827 --> 00:57:13,411
‫مجبور شدین فقط یکی رو انتخاب کنین،

786
00:57:14,536 --> 00:57:16,452
‫خواهش می‌کنم بچه رو نجات بدین.

787
00:57:20,244 --> 00:57:22,569
‫خواهش می‌کنم.

788
00:57:22,619 --> 00:57:25,402
‫خواهش می‌کنم بچه رو نجات بدین.

789
00:57:25,452 --> 00:57:29,027
‫ای بابا، این چه حرفیه می‌زنین؟

790
00:57:29,077 --> 00:57:30,661
‫فکرتون رو آروم کنین.

791
00:57:33,786 --> 00:57:35,819
‫هرچند احتمالاً خودتون هم می‌دونین،

792
00:57:35,869 --> 00:57:39,744
‫اما این جراحی فوق‌العاده سخت شده.

793
00:57:39,911 --> 00:57:42,819
‫به خاطر متغیرهای پیش‌بینی‌نشده،

794
00:57:42,869 --> 00:57:46,027
‫ممکنه حتی سخت‌تر از اینم بشه.

795
00:57:46,077 --> 00:57:49,744
‫ما فقط ۱۵ دقیقه وقت داریم. نه...

796
00:57:49,827 --> 00:57:52,744
‫شاید حتی کمتر از این هم فرصت داشته باشیم.

797
00:57:52,869 --> 00:57:54,527
‫اگه این ۱۵ دقیقه رو از دست بدیم،

798
00:57:54,577 --> 00:57:57,611
‫مادر قطعاً به خطر می‌افته

799
00:57:57,661 --> 00:57:59,827
‫و جون بچه هم به خطر می‌افته.

800
00:58:00,911 --> 00:58:04,111
‫لطفاً تمام تمرکزتون رو بذارین.

801
00:58:04,161 --> 00:58:07,569
‫بیاین برای هم آرزوی موفقیت کنیم.

802
00:58:07,619 --> 00:58:10,152
‫از بعد از مراسم عروسیتون تا حالا،

803
00:58:10,202 --> 00:58:12,411
‫اولین باره که این‌قدر مضطرب می‌بینمتون.

804
00:58:17,077 --> 00:58:18,827
‫خب،

805
00:58:18,952 --> 00:58:20,111
‫شروع کنیم.

806
00:58:20,161 --> 00:58:21,661
‫بله.

807
00:59:00,619 --> 00:59:02,319
‫عمل شروع می‌شه.

808
00:59:02,369 --> 00:59:03,660
‫چاقو.

809
00:59:16,119 --> 00:59:18,077
‫بچه رو بیرون میاریم.

810
00:59:19,827 --> 00:59:22,035
‫دکتر جونگ،
‫لطفاً لوله‌گذاری نای رو آماده کنین.

811
00:59:22,077 --> 00:59:22,902
‫چشم.

812
00:59:22,952 --> 00:59:24,069
‫شمارش معکوس رو شروع کنین.

813
00:59:24,119 --> 00:59:25,660
‫چشم.

814
00:59:29,244 --> 00:59:31,952
‫[مدت زمان جراحی]

815
00:59:32,660 --> 00:59:34,494
‫لوله‌گذاری نای رو شروع کنین.

816
00:59:46,202 --> 00:59:47,744
‫لوله درست جا نمی‌ره.

817
00:59:49,244 --> 00:59:51,160
‫باریک‌ترین سایز رو بدین به من.

818
00:59:54,494 --> 00:59:57,119
‫به نظر میاد ورم گردنش نسبت به
‫سونوگرافی دیروز خیلی بیشتر شده.

819
00:59:57,160 --> 00:59:59,277
‫با ام‌آر‌آی که دو روز پیش گرفتیم
‫خیلی تفاوت داره.

820
00:59:59,327 --> 01:00:00,577
‫فقط ظرف یکی دو روز،

821
01:00:00,619 --> 01:00:02,069
‫دلیلی نداره این‌قدر ورم کنه!

822
01:00:02,119 --> 01:00:04,819
‫به خاطر خونریزی داخلیه.

823
01:00:04,869 --> 01:00:06,902
‫به خاطر شوک وارده به قلب مادر،

824
01:00:06,952 --> 01:00:08,702
‫توی تودهٔ لنفانژیوم خونریزی داخلی رخ داده

825
01:00:08,744 --> 01:00:10,652
‫و اندازه‌ش بزرگ‌تر شده.

826
01:00:10,702 --> 01:00:12,527
‫به خاطر فشار
‫روی مجرای تنفسی دید ندارم

827
01:00:12,577 --> 01:00:14,444
‫و لوله‌گذاری خوب پیش نمی‌ره.

828
01:00:14,494 --> 01:00:16,535
‫من امتحانش می‌کنم.

829
01:00:21,119 --> 01:00:22,869
‫گاید رو بده.

830
01:00:36,744 --> 01:00:38,944
‫فکر کنم باید سریع بریم
‫سراغ نای‌شکافی.

831
01:00:38,994 --> 01:00:40,902
‫خونریزی مادر شروع شد.

832
01:00:40,952 --> 01:00:43,452
‫لطفاً عجله کنین، پروفسور کیم.

833
01:00:43,910 --> 01:00:44,994
‫چاقو.

834
01:00:49,910 --> 01:00:51,702
‫دکتر چا، اینجا رو نگه دارین.

835
01:00:51,952 --> 01:00:52,910
‫چشم.

836
01:01:01,119 --> 01:01:04,827
‫شاید هماتوم داخلی داره
‫مجرای تنفسی رو مسدود می‌کنه...

837
01:01:12,910 --> 01:01:15,494
‫میزان خونریزی حاد داخلی
‫توی لنفانژیوم خیلی بیشتر از حد تصورمه.

838
01:01:15,785 --> 01:01:18,785
‫- پس نای‌شکافی چی...؟
‫- امکان‌پذیر نیست.

839
01:01:18,869 --> 01:01:22,369
‫نمی‌شه نای‌شکافی انجام داد.

840
01:01:25,619 --> 01:01:27,402
‫خونریزی مادر شدیدتر شد.

841
01:01:27,452 --> 01:01:30,119
‫ادامه دادنش بیشتر از این خطرناکه.

842
01:01:35,785 --> 01:01:38,660
‫نبض ۱۲۰، فشار خون داره
‫از ۹۰ به ۶۰ افت می‌کنه.

843
01:01:38,702 --> 01:01:39,660
‫مادر در خطره.

844
01:01:39,702 --> 01:01:41,277
‫بیشتر از این نمی‌تونیم
‫منتظر انقباضات بمونیم.

845
01:01:41,327 --> 01:01:42,527
‫سریع پَک گلبول قرمز فشرده رو بیارین.

846
01:01:42,577 --> 01:01:43,869
‫چشم.

847
01:01:43,910 --> 01:01:45,994
‫پروفسور، نمی‌تونین جهت برشِ...

848
01:01:46,035 --> 01:01:47,702
‫برش نای رو عوض کنین؟

849
01:01:47,744 --> 01:01:49,944
‫نه، امکانش نیست.

850
01:01:49,994 --> 01:01:53,160
‫هر جا رو برش بدیم،
‫بچه ممکنه به خاطر خونریزی شدید از دست بره.

851
01:02:07,327 --> 01:02:09,444
‫پروفسور کیم...

852
01:02:09,494 --> 01:02:13,077
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

853
01:02:37,452 --> 01:02:38,743
‫امروز عالی بودی.

854
01:02:38,785 --> 01:02:40,952
‫اوه، بابا چیزی نبود که.

855
01:02:40,993 --> 01:02:42,943
‫داری کم‌کم می‌ری رو اعصابما.

856
01:02:42,993 --> 01:02:44,485
‫نمی‌تونی احساست رو نشون بدی،

857
01:02:44,535 --> 01:02:47,160
‫حتی نمی‌تونی اعتراف کنی.
‫وقتم رو واسه یاد دادن بهت هدر دادم.

858
01:02:47,285 --> 01:02:48,610
‫دکتر پارک، داری چیکار می‌کنی؟

859
01:02:48,660 --> 01:02:50,235
‫گفتی قراره توی تلویزیون نشونم بدن.

860
01:02:50,285 --> 01:02:51,485
‫قراره جراح ارشد باشی.

861
01:02:51,535 --> 01:02:54,360
‫نمی‌خوام جلوی مردم آبروریزی بشه.

862
01:02:54,410 --> 01:02:56,568
‫من هنوز خیلی جاها کم و کاستی دارم.

863
01:02:56,618 --> 01:02:59,318
‫- دنبال من می‌گشتی؟
‫- بله.

864
01:02:59,368 --> 01:03:00,443
‫ایست قلبی.

865
01:03:00,493 --> 01:03:02,443
‫وقتی جواب نمیده باید چیکار کنم؟

866
01:03:02,493 --> 01:03:05,118
‫تو جراحی نیستی که
‫با چاقوش آدما رو نجات می‌ده.

867
01:03:05,160 --> 01:03:08,785
‫تو هیچ فرقی با یه قاتلِ چاقوکش نداری.

868
01:03:10,785 --> 01:03:20,785
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M