1
00:00:02,249 --> 00:00:04,208
‫«قسمت سیزدهم»

2
00:00:12,666 --> 00:00:14,666
‫شی‌اون.

3
00:00:20,874 --> 00:00:22,749
‫پارک شی‌اون!

4
00:00:24,791 --> 00:00:26,158
‫ای بچه‌ پررو.

5
00:00:26,208 --> 00:00:28,791
‫اصلاً عوض نشدی.

6
00:00:29,499 --> 00:00:31,074
‫ای عوضی احمق!

7
00:00:31,124 --> 00:00:33,074
‫عوضی احمق!

8
00:00:33,124 --> 00:00:36,116
‫چرا اصلاً یه همچین چیزی به دنیا اومد؟!!

9
00:00:36,166 --> 00:00:39,491
‫بمیر! برو با مامانت بمیر!

10
00:00:39,541 --> 00:00:43,033
‫بمیر! بمیر!

11
00:00:43,083 --> 00:00:45,166
‫بمیر!

12
00:00:55,291 --> 00:00:57,583
‫من پدرتم، شی‌اون.

13
00:00:59,208 --> 00:01:00,699
‫من پدرتم.

14
00:01:00,749 --> 00:01:03,866
‫دارم میگم من پدرتم!

15
00:01:03,916 --> 00:01:06,166
‫نمی‌خوای بیای جلو!

16
00:01:07,166 --> 00:01:17,166
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

17
00:01:26,374 --> 00:01:28,208
‫دکتر پارک!
‫دکتر پارک!

18
00:01:29,458 --> 00:01:30,616
‫به خودت بیا، پارک شی‌اون!

19
00:01:30,666 --> 00:01:32,783
‫شی‌اون!!

20
00:01:32,833 --> 00:01:34,658
‫ای عوضی!

21
00:01:34,708 --> 00:01:36,991
‫زودتر بلند شو!

22
00:01:37,041 --> 00:01:38,408
‫شی‌اون!

23
00:01:38,458 --> 00:01:41,449
‫شی‌اون! یه حرفی بزن!

24
00:01:41,499 --> 00:01:43,499
‫شی‌اون!

25
00:01:45,416 --> 00:01:47,533
‫شی‌اون! شی‌اون!

26
00:01:47,583 --> 00:01:49,374
‫شی‌اون!

27
00:01:50,166 --> 00:01:52,283
‫- پارک شی‌اون!
‫- پارک شی‌اون!

28
00:01:52,333 --> 00:01:54,291
‫شی‌اون!

29
00:01:55,249 --> 00:01:57,866
‫چطور تونستی بچه رو حبس کنی، عزیزم؟

30
00:01:57,916 --> 00:02:02,033
‫وقتی میره بیرون،
‫فقط آبروی خانواده‌مون رو می‌بره!

31
00:02:02,083 --> 00:02:04,491
‫کدوم بی‌آبرویی‌ای؟

32
00:02:04,541 --> 00:02:05,783
‫خواهش می‌کنم اینطوری نباش!

33
00:02:05,833 --> 00:02:07,199
‫ولم کن!

34
00:02:07,249 --> 00:02:10,699
‫باید پای اون توله‌سگ رو بشکونم
‫تا دیگه نتونه بره بیرون!

35
00:02:10,749 --> 00:02:13,083
‫ای...!

36
00:02:18,416 --> 00:02:20,333
‫دکتر پارک!

37
00:02:32,083 --> 00:02:35,541
‫دکتر پارک، یه حرفی بزن.

38
00:02:37,416 --> 00:02:39,041
‫من...

39
00:02:39,666 --> 00:02:41,666
‫من خوبم.

40
00:02:47,541 --> 00:02:50,458
‫پـ... پدرم...

41
00:02:52,874 --> 00:02:54,874
‫بیرونه.

42
00:03:21,749 --> 00:03:23,208
‫پدر.

43
00:03:25,583 --> 00:03:26,958
‫بله؟

44
00:03:35,791 --> 00:03:37,824
‫صبر کن ببینم...

45
00:03:37,874 --> 00:03:42,166
‫یعنی اون عوضی به خودش اومده؟

46
00:03:49,749 --> 00:03:51,157
‫داری چیکار می‌کنی؟

47
00:03:51,207 --> 00:03:52,574
‫پسرتون رو بعداً ببینید.

48
00:03:52,624 --> 00:03:53,199
‫چی؟

49
00:03:53,249 --> 00:03:55,574
‫اون الان در وضعیت پایداری نیست.

50
00:03:55,624 --> 00:03:58,449
‫وقتی حالش بهتر شد،
‫اون‌وقت بهتون اجازه میدم ببینیدش.

51
00:03:58,499 --> 00:04:00,366
‫تو کی هستی؟

52
00:04:00,416 --> 00:04:02,032
‫تو کی باشی که به من بگی کی ببینمش یا نبینم؟

53
00:04:02,082 --> 00:04:04,449
‫دکتر پارک شی‌اون شاگرد منه.

54
00:04:04,499 --> 00:04:06,866
‫یه استادی دیگه...

55
00:04:06,916 --> 00:04:09,116
‫چرا بین یه پدر و پسر دخالت می‌کنی؟
‫می‌خوام ببینمش. برو کنار!

56
00:04:09,166 --> 00:04:11,416
‫به حرف پروفسور گوش کن!

57
00:04:17,916 --> 00:04:21,407
‫فکر کردی اینجا کجاست
‫که داری آشوب به پا می‌کنی؟

58
00:04:21,457 --> 00:04:24,116
‫می‌دونستم. . .

59
00:04:24,166 --> 00:04:27,074
‫می‌دونستم اینطوری میشه!

60
00:04:27,124 --> 00:04:28,991
‫چرا اینطوری می‌کنین؟

61
00:04:29,041 --> 00:04:30,866
‫می‌دونستم اینطوری میشه!

62
00:04:30,916 --> 00:04:32,616
‫می‌دونستم اینطوری میشه!

63
00:04:32,666 --> 00:04:34,116
‫خواهش می‌کنم آروم باشید!

64
00:04:34,166 --> 00:04:34,532
‫ولم کن!

65
00:04:34,582 --> 00:04:36,366
‫شما کی هستین خانوم؟

66
00:04:36,416 --> 00:04:39,241
‫ولم کن! ولم کن!

67
00:04:39,291 --> 00:04:40,741
‫گفتم ولم کن!

68
00:04:40,791 --> 00:04:42,707
‫مادر جان...

69
00:04:43,832 --> 00:04:44,657
‫اینجا نمی‌تونید سر و صدا کنید!

70
00:04:44,707 --> 00:04:46,782
‫فکر می‌کردی نمی‌تونم گیرت بیارم؟

71
00:04:46,832 --> 00:04:50,824
‫فکر می‌کردی نمی‌تونم گیرت بیارم؟

72
00:04:50,874 --> 00:04:53,791
‫فکر می‌کردی پیدات نمی‌کنم!!!

73
00:04:55,624 --> 00:04:56,199
‫ولم کنید!!!

74
00:04:56,249 --> 00:04:58,282
‫متاسفم.

75
00:04:58,332 --> 00:05:00,157
‫فکر می‌کردی نمی‌تونم پیدات کنم!

76
00:05:00,207 --> 00:05:03,907
‫فکر می‌کردی پیدات نمی‌کنم!
‫فکر می‌کردی پیدات نمی‌کنم!

77
00:05:03,957 --> 00:05:06,574
‫عوضی‌های بی‌ارزش!

78
00:05:06,624 --> 00:05:07,407
‫برو!

79
00:05:07,457 --> 00:05:09,907
‫می‌کشمتون!

80
00:05:09,957 --> 00:05:12,116
‫فکر می‌کردی پیدات نمی‌کنم؟!

81
00:05:12,166 --> 00:05:15,041
‫فکر می‌کردی گیرت نمیارم؟

82
00:05:25,957 --> 00:05:27,874
‫چرا بهم نگفتی؟

83
00:05:28,666 --> 00:05:31,324
‫مادرش ازم خواست که رازش رو نگه دارم.

84
00:05:31,374 --> 00:05:34,574
‫باز هم باید بهم می‌گفتی.

85
00:05:34,624 --> 00:05:37,416
‫با تمام وجودش ازم خواهش کرد.

86
00:05:38,457 --> 00:05:41,041
‫با توجه به این که
‫تا حد غش کردن پیش رفت،

87
00:05:41,082 --> 00:05:43,616
‫به نظر میاد ضربه‌ی روحیش
‫شدیدتر از اون چیزیه که فکر می‌کردم.

88
00:05:43,666 --> 00:05:45,907
‫ولی بازم نمی‌تونه تا ابد
‫از دیدن پدرش فرار کنه.

89
00:05:45,957 --> 00:05:49,616
‫فکر نکنم قلبش به این زودی‌ها آماده بشه.

90
00:05:49,666 --> 00:05:51,499
‫پس مادرش چی؟

91
00:05:53,999 --> 00:05:56,416
‫نمی‌تونیم مادرش رو هم قایم کنیم.

92
00:06:18,666 --> 00:06:20,616
‫با هم تو خفا زندگی می‌کردین...

93
00:06:20,666 --> 00:06:23,116
‫فکر می‌کردین تا آخر عمرتون
‫تو ناز و نعمت زندگی می‌کنین؟!

94
00:06:23,166 --> 00:06:25,282
‫به نظرت این شبیه زندگی تو ناز و نعمته؟

95
00:06:25,332 --> 00:06:26,907
‫نگاش کن!

96
00:06:26,957 --> 00:06:31,241
‫حالا دیگه می‌تونی با چشمای گشاد کرده
‫سر من داد هم بزنی!

97
00:06:31,291 --> 00:06:33,949
‫شی‌اون حتی نمی‌دونه من کی‌ام.

98
00:06:33,999 --> 00:06:35,491
‫حتی صورتم رو هم نمی‌شناسه.

99
00:06:35,541 --> 00:06:38,699
‫اون حتی من رو شناخت!
‫چطور ممکنه تو رو نشناسه؟

100
00:06:38,749 --> 00:06:40,949
‫تو حتی دروغ هم میگی!

101
00:06:40,999 --> 00:06:42,657
‫خواهش می‌کنم برو!

102
00:06:42,707 --> 00:06:44,574
‫دیگه جلوی چشم شی‌اون پیدات نشه!

103
00:06:44,624 --> 00:06:47,157
‫رفتن من به نفع کیه؟!

104
00:06:47,207 --> 00:06:51,407
‫اگه پول لازم داری، هرچی دارم بهت میدم.

105
00:06:51,457 --> 00:06:53,616
‫فقط خواهش می‌کنم برو!

106
00:06:53,666 --> 00:06:56,666
‫فکر کردی من برای پول اومدم؟

107
00:06:57,374 --> 00:07:00,115
‫تمام زندگیم دنبالت دویدم!

108
00:07:00,165 --> 00:07:03,749
‫تا گیرت بیارم و با دستای خودم بکشمت!

109
00:07:06,207 --> 00:07:09,074
‫خوب شد.

110
00:07:09,124 --> 00:07:11,490
‫بیا با هم بمیریم.

111
00:07:11,540 --> 00:07:13,282
‫حداقل به خاطر شی‌اون.

112
00:07:13,332 --> 00:07:15,790
‫چی؟!

113
00:07:40,124 --> 00:07:41,949
‫دقیقاً کیه؟

114
00:07:41,999 --> 00:07:44,115
‫کی بنیاد رو به خطر انداخته؟!

115
00:07:44,165 --> 00:07:46,532
‫مگه قبلاً بهتون نگفتم...

116
00:07:46,582 --> 00:07:50,457
‫که اگه پیشنهادم رو رد کنید،
‫اتفاق بزرگتری می‌افته.

117
00:07:51,749 --> 00:07:54,615
‫هدف من اداره‌ی بیمارستانی بود که شما...

118
00:07:54,665 --> 00:07:57,115
‫و پروفسور کیم دوهان
‫دوتا ستون اصلیش باشید.

119
00:07:57,165 --> 00:07:58,832
‫چون اگه شما دو نفر جزوش نباشید،

120
00:07:58,874 --> 00:08:00,615
‫مثل اینه که بیمارستان
‫بزرگترین تکیه‌گاه‌هاش رو از دست داده.

121
00:08:00,665 --> 00:08:02,949
‫من مطلقاً هیچ تمایلی ندارم
‫با آدمی مثل تو...

122
00:08:02,999 --> 00:08:06,407
‫که بیمارستان رو یه
‫سازمان پول‌سازی می‌بینه کار کنم.

123
00:08:06,457 --> 00:08:07,699
‫لطفاً فوراً برو بیرون!

124
00:08:07,749 --> 00:08:10,657
‫من با اختیارات خودم
‫و بدون نیاز به هیئت مدیره،

125
00:08:10,707 --> 00:08:11,782
‫شما رو اخراج می‌کنم.

126
00:08:11,832 --> 00:08:12,907
‫بله.

127
00:08:12,957 --> 00:08:14,324
‫میرم.

128
00:08:14,374 --> 00:08:18,865
‫اما چند روز دیگه،
‫به همین‌جا برمی‌گردم.

129
00:08:18,915 --> 00:08:24,782
‫به هر حال، من...
‫مدیر این بیمارستان خواهم شد.

130
00:08:24,832 --> 00:08:27,324
‫من حتی تو این لحظه هم ...

131
00:08:27,374 --> 00:08:30,115
‫احترام بی‌چون‌وچرایی براتون قائلم.

132
00:08:30,165 --> 00:08:34,115
‫به زودی تماسی برای مذاکره دریافت می‌کنین.

133
00:08:34,165 --> 00:08:38,240
‫لطفاً برای آخرین بار تجدید نظر کنید.

134
00:08:38,290 --> 00:08:40,249
‫جناب مدیر.

135
00:08:46,040 --> 00:08:51,157
‫من فعلاً پدر شی‌اون رو می‌برم خونه...

136
00:08:51,207 --> 00:08:54,407
‫پس لطفاً شی‌اون رو آروم کنید.

137
00:08:54,457 --> 00:08:56,782
‫متاسفم.

138
00:08:56,832 --> 00:08:59,082
‫واقعاً متاسفم.

139
00:09:07,624 --> 00:09:12,532
‫پـ... پدرم رفت؟

140
00:09:12,582 --> 00:09:15,540
‫آره، رفت.

141
00:09:18,207 --> 00:09:21,115
‫جای دیگه‌ت که آسیب ندیده؟

142
00:09:21,165 --> 00:09:23,615
‫نه.

143
00:09:23,665 --> 00:09:25,824
‫واقعاً از پدرت ترسیده بودی، نه؟

144
00:09:25,874 --> 00:09:28,532
‫الان دیگه نمی‌ترسم.

145
00:09:28,582 --> 00:09:30,499
‫ولی انگار سوار ماشین زمان شدم

146
00:09:30,540 --> 00:09:33,207
‫و به هفت سالگیم برگشتم.

147
00:09:34,499 --> 00:09:36,740
‫اگه نمی‌خوای پدرت بیاد،

148
00:09:36,790 --> 00:09:39,415
‫کاری می‌کنم که
‫تا یه مدتی نتونه بیاد ملاقات.

149
00:09:40,207 --> 00:09:42,199
‫شی‌اون،

150
00:09:42,249 --> 00:09:45,532
‫احیاناً وقتی به چهره‌ی پدرت فکر می‌کنی

151
00:09:45,582 --> 00:09:48,457
‫چهره‌ی مادرت هم یادت میاد؟

152
00:09:51,499 --> 00:09:54,082
‫با اینکه صورتش رو یادم نمی‌اومد،

153
00:09:54,999 --> 00:09:57,582
‫تصویرش یهو اومد جلوی چشمم.

154
00:09:58,749 --> 00:10:02,115
‫مادرم هم کتک می‌خورد.

155
00:10:02,165 --> 00:10:04,249
‫خیلی زیاد.

156
00:10:05,249 --> 00:10:09,990
‫کاش یادم نمی‌اومد مادرم چه شکلیه.

157
00:10:10,040 --> 00:10:13,199
‫اگه اونم مثل من
‫زخم و و رنج داشته باشه،

158
00:10:13,249 --> 00:10:15,999
‫فکر کنم خیلی بیشتر درد بکشم.

159
00:10:50,290 --> 00:10:53,490
‫یه کم دیگه میرم پایین.

160
00:10:53,540 --> 00:10:56,332
‫می‌خوام یه مدت تنها باشم.

161
00:10:57,082 --> 00:10:58,698
‫آها،

162
00:10:58,748 --> 00:11:00,373
‫باشه.

163
00:11:38,082 --> 00:11:41,865
‫انگار خیلی چیزا رو
‫در مورد شی‌اون نمی‌دونستیم.

164
00:11:41,915 --> 00:11:44,448
‫طوری باهاش رفتار کنین که
‫انگار اتفاق خاصی نیفتاده.

165
00:11:44,498 --> 00:11:46,740
‫خیلی سعی نکنین بهش دلداری بدین،

166
00:11:46,790 --> 00:11:49,248
‫فقط مثل همیشه، خیلی عادی باهاش رفتار کنین.

167
00:11:49,790 --> 00:11:51,948
‫چیزی که شی‌اون الان نیاز داره همینه.

168
00:11:51,998 --> 00:11:55,198
‫یعنی دردهای دوران کودکش چقدر وحشتناک بوده؟

169
00:11:55,248 --> 00:11:57,240
‫راستی، اون یارو، پدرش...

170
00:11:57,290 --> 00:11:58,948
‫اگه دوباره پیداش بشه چی؟

171
00:11:58,998 --> 00:12:01,123
‫نباید بذاریم با شی‌اون روبرو بشه، مگه نه؟

172
00:12:09,915 --> 00:12:11,240
‫بریم به اتاق کنفرانس...

173
00:12:11,290 --> 00:12:13,615
‫کجا بودی؟ باید واسه جلسه آماده بشی.

174
00:12:13,665 --> 00:12:14,915
‫هی، پارک شی‌اون!

175
00:12:14,957 --> 00:12:16,240
‫عکس‌های رادیولوژی رو بردار و
‫سریع ببرشون اتاق جلسه.

176
00:12:16,290 --> 00:12:17,957
‫باشه.

177
00:12:33,040 --> 00:12:35,407
‫خوشبختانه، به نظر میاد همراهش...

178
00:12:35,457 --> 00:12:37,782
‫نقص عضو در روده کوچک یا قلب وجود نداره.

179
00:12:37,832 --> 00:12:40,207
‫در مورد فتق دیافراگم مادرزادی،

180
00:12:40,248 --> 00:12:42,790
‫معمولاً عوارضی که دکتر چا گفتن وجود داره.

181
00:12:42,832 --> 00:12:44,865
‫اما خوشبختانه،
‫هیچ کدوم از اون دو عارضه وجود نداره.

182
00:12:44,915 --> 00:12:48,365
‫در عوض، مجرای شریانی باز تایید شده.

183
00:12:48,415 --> 00:12:51,365
‫[رگ خونی قلب جنین که باید بلافاصله
‫بعد از تولد بسته شود ولی نشده است.]

184
00:12:51,415 --> 00:12:52,873
‫پارک شی‌اون.

185
00:12:53,915 --> 00:12:54,615
‫بله؟

186
00:12:54,665 --> 00:12:57,207
‫عمل جراحی مربوطه رو برای بقیه شرح بده.

187
00:13:01,790 --> 00:13:03,415
‫زود باش!

188
00:13:06,873 --> 00:13:09,990
‫من... من... نمی‌دونم.

189
00:13:10,040 --> 00:13:13,665
‫اصلاً... هیچی... به ذهنم نمیاد.

190
00:13:22,165 --> 00:13:23,948
‫خب با توجه به عکس رادیولوژی...

191
00:13:23,998 --> 00:13:26,998
‫به نظرت کبد به کدوم سمت
‫جابجا شده؟

192
00:13:48,832 --> 00:13:50,290
‫دکتر پارک!

193
00:13:56,623 --> 00:13:58,865
‫نمی‌تونم ببینمش.

194
00:13:58,915 --> 00:14:00,781
‫نمی‌تونم توی ذهنم...

195
00:14:00,831 --> 00:14:03,331
‫ترسیمش کنم.

196
00:14:12,915 --> 00:14:15,490
‫فکر می‌کنی این وضعیت موقتی باشه؟

197
00:14:15,540 --> 00:14:17,623
‫از کجا بدونم؟

198
00:14:18,623 --> 00:14:19,948
‫اگه...

199
00:14:19,998 --> 00:14:22,656
‫این شرایط ادامه پیدا کنه چی؟

200
00:14:22,706 --> 00:14:25,406
‫اون وقت فکر کنم
‫دیگه از پس هیچ کاری برنمیاد.

201
00:14:25,456 --> 00:14:28,748
‫چون این تنها مهارتیه که پارک شی‌اون داره.

202
00:14:32,790 --> 00:14:35,531
‫واقعاً چطور کسی که
‫خودش رو پدر می‌دونه می‌تونه...

203
00:14:35,581 --> 00:14:38,365
‫اصلاً نمی‌دونم...

204
00:14:38,415 --> 00:14:39,531
‫چه کمکی از دستم برمیاد.

205
00:14:39,581 --> 00:14:41,706
‫چه کمکی از دستت برمیاد؟!

206
00:14:43,706 --> 00:14:46,040
‫هیچ کاری نمی‌تونیم براش بکنیم.

207
00:15:05,915 --> 00:15:07,615
‫خوش اومدین.

208
00:15:07,665 --> 00:15:10,240
‫خب، همگی خسته نباشید.

209
00:15:10,290 --> 00:15:12,323
‫راستی،

210
00:15:12,373 --> 00:15:16,156
‫به عنوان یه برنامه تیم‌سازی برای
‫بخش جراحی کودکان،

211
00:15:16,206 --> 00:15:17,615
‫نظرتون چیه بریم بیرون غذا بخوریم؟

212
00:15:17,665 --> 00:15:19,823
‫من کلی مریض دارم که باید بهشون برسم،

213
00:15:19,873 --> 00:15:21,956
‫چون دیشب کلی مورد اورژانسی داشتیم.

214
00:15:22,706 --> 00:15:23,323
‫آهان، فهمیدم.

215
00:15:23,373 --> 00:15:27,323
‫منم که کلی نوزاد نارس
‫توی بخش مراقبت‌های ویژه دارم که...

216
00:15:27,373 --> 00:15:28,665
‫که اینطور.

217
00:15:29,331 --> 00:15:30,706
‫ایل‌گیو، تو چی؟

218
00:15:31,581 --> 00:15:32,740
‫اوه، بله.

219
00:15:32,790 --> 00:15:35,748
‫من امروز رزیدنت کشیکِ بخش هستم.

220
00:15:43,998 --> 00:15:44,906
‫خیلی خب.

221
00:15:44,956 --> 00:15:47,873
‫به کارتون برسین.

222
00:15:50,581 --> 00:15:53,281
‫این دورهمی یهویی دیگه چی بود؟

223
00:15:53,331 --> 00:15:54,865
‫اگه خوب فکر کنی،

224
00:15:54,915 --> 00:15:58,456
‫نه تنها یهویی نیست، بلکه اولین بارم هست.

225
00:16:07,915 --> 00:16:10,498
‫ببخشید که نشناختمتون.

226
00:16:10,998 --> 00:16:12,781
‫دوست داشتم بدونم چطور...

227
00:16:12,831 --> 00:16:17,290
‫یه آدم با این همه سابقه،
‫سر از بیمارستان ما درآورده.

228
00:16:18,623 --> 00:16:20,656
‫اگه خوب بهش فکر کنین...

229
00:16:20,706 --> 00:16:22,656
‫شما مسئول سخت‌ترین کار هستین، مگه نه؟

230
00:16:22,706 --> 00:16:25,323
‫هم راضی کردنِ مدیر بیمارستان و هم...

231
00:16:25,373 --> 00:16:28,198
‫پروفسور کیم دوهان.

232
00:16:28,248 --> 00:16:30,573
‫این کار با پول انجام نمیشه.

233
00:16:30,623 --> 00:16:31,990
‫بله، حق با شماست.

234
00:16:32,040 --> 00:16:34,906
‫این‌ها کسایی هستن که من
‫برای اولین بار تو راضی کردنشون شکست خوردم.

235
00:16:34,956 --> 00:16:37,198
‫به هر حال، چون کلیدِ این مذاکرات دست شماست،

236
00:16:37,248 --> 00:16:39,198
‫فکر کنم حتی بعد از استعفا از سمت معاونت
‫باز هم ببینیمتون، درسته؟

237
00:16:39,248 --> 00:16:40,873
‫کلید اصلی دست خودتونه...

238
00:16:40,915 --> 00:16:43,081
‫مدیر برنامه‌ریزی یو.

239
00:16:43,790 --> 00:16:46,615
‫قطع حمایت‌های شرکتی از بیمارستان...

240
00:16:46,665 --> 00:16:49,123
‫کار شما بود، درسته؟

241
00:16:51,748 --> 00:16:53,823
‫رئیس جونگ اینو بهتون گفته؟

242
00:16:53,873 --> 00:16:55,906
‫اوه... عزیزم.

243
00:16:55,956 --> 00:16:59,415
‫من که نگفتم رئیس جونگ به من چیزی گفته.

244
00:17:03,623 --> 00:17:05,906
‫به عنوان دو نفر که توی یه کشتی هستیم،

245
00:17:05,956 --> 00:17:08,331
‫بیا بین خودمون حساسیت ایجاد نکنیم.

246
00:17:10,123 --> 00:17:13,331
‫اسب تروایِ تو... خیلی باحال بود!

247
00:17:24,873 --> 00:17:28,031
‫برای جلسه هیئت اجرایی درخواست دادی؟

248
00:17:28,081 --> 00:17:29,989
‫آره، برای فردا.

249
00:17:30,039 --> 00:17:33,489
‫اما، ما هیچ راه جایگزینی نداریم. ما...

250
00:17:33,539 --> 00:17:36,406
‫اوضاع چقدر وخیمه؟

251
00:17:36,456 --> 00:17:40,281
‫اگه اوضاع همین‌طور بمونه،
‫بنیاد ما کارش تمومه.

252
00:17:40,331 --> 00:17:42,364
‫گردش سرمایه متوقف میشه،

253
00:17:42,414 --> 00:17:45,623
‫و فعالیت بیمارستان دیگه ممکن نیست.

254
00:17:46,373 --> 00:17:50,448
‫هنوز نمی‌دونی که مسئول این وضع کیه؟

255
00:17:50,498 --> 00:17:52,573
‫دارم در موردِ سمتِ معاونت تحقیق می‌کنم،

256
00:17:52,623 --> 00:17:54,364
‫ولی هنوز چیزی مشخص نشده.

257
00:17:54,414 --> 00:17:57,114
‫به زودی باهاتون تماس گرفته میشه.

258
00:17:57,164 --> 00:17:58,281
‫قبل از پایانِ مهلت،

259
00:17:58,331 --> 00:18:00,039
‫درخواستی برای مذاکره می‌فرستن.

260
00:18:02,456 --> 00:18:04,364
‫بهتون هشدار داده بودم.

261
00:18:04,414 --> 00:18:06,698
‫باید حواست رو جمع می‌کردی.

262
00:18:06,748 --> 00:18:08,614
‫چه‌گیونگ!

263
00:18:08,664 --> 00:18:11,323
‫این رو میگم
‫چون منم خیلی عصبانی و مستأصلم.

264
00:18:11,373 --> 00:18:15,664
‫چطور ممکنه بدون حتی یه دفاع،
‫اینطوری گیر بیفتیم؟

265
00:18:16,414 --> 00:18:18,573
‫حق با توئه.

266
00:18:18,623 --> 00:18:22,498
‫چون من ناتوانم... واقعاً ناتوانم.

267
00:18:28,039 --> 00:18:31,156
‫نمی‌تونم با قطعیت بهت بگم.

268
00:18:31,206 --> 00:18:32,581
‫پس یعنی میگی معلوم نیست که...

269
00:18:32,623 --> 00:18:34,156
‫مهارت شی‌اون برمی‌گرده یا نه؟

270
00:18:34,206 --> 00:18:35,281
‫بله.

271
00:18:35,331 --> 00:18:37,406
‫اگه این فقط یه موردِ ساده‌ی اختلالِ...

272
00:18:37,456 --> 00:18:39,448
‫هویت تجزیه‌ای بود،
‫زمان و درمان می‌تونست کمک کنه.

273
00:18:39,498 --> 00:18:41,489
‫اما این ترومای فعلی،

274
00:18:41,539 --> 00:18:44,248
‫ناشی از خاطرات سرکوب‌ شده‌ایه که...

275
00:18:44,289 --> 00:18:46,239
‫مدت‌ها آگاهانه فراموش شده بودن،

276
00:18:46,289 --> 00:18:48,989
‫پس اثرش خیلی بیشتره
‫حتی اگه از بیرون جور دیگه‌ای به نظر بیاد.

277
00:18:49,039 --> 00:18:51,198
‫یعنی میشه آگاهانه خاطره‌ای رو پاک کرد؟

278
00:18:51,248 --> 00:18:54,323
‫نادره، ولی کاملاً ممکنه.

279
00:18:54,373 --> 00:18:56,364
‫مخصوصاً برای کسی مثل پارک شی‌اون که

280
00:18:56,414 --> 00:18:58,831
‫اختلال طیف اوتیسم داره.

281
00:19:02,248 --> 00:19:04,331
‫هیچ راه حلی وجود نداره؟

282
00:19:05,498 --> 00:19:08,906
‫راه حل سریع و فوری
‫برای برگردوندنِ مهارت‌هاش نیست.

283
00:19:08,956 --> 00:19:10,281
‫به هر حال،

284
00:19:10,331 --> 00:19:13,206
‫یه چیزی هست که می‌تونه کمک کنه.

285
00:19:14,248 --> 00:19:15,698
‫باید بهش کمک کنی بفهمه که...

286
00:19:15,748 --> 00:19:19,948
‫موردِ محبت و توجه قرار داره.

287
00:19:19,998 --> 00:19:21,739
‫این نوع درکِ وضعیتِ کنونی،

288
00:19:21,789 --> 00:19:25,081
‫می‌تونه آسیب گذشته رو درمان کنه.

289
00:19:30,123 --> 00:19:33,456
‫ولی این واقعاً یه موردِ عجیبه.

290
00:19:33,914 --> 00:19:36,831
‫به نظرت عادی‌تر نبود که
‫آدم اینجور توانایی‌ها رو نداشته باشه؟

291
00:19:42,123 --> 00:19:44,614
‫نمی‌دونم موقتیه یا نه، ولی...

292
00:19:44,664 --> 00:19:47,789
‫شرایطِ فعلیش همینه.

293
00:19:48,789 --> 00:19:50,239
‫از کِی...

294
00:19:50,289 --> 00:19:53,073
‫درباره مادر شی‌اون می‌دونستی؟

295
00:19:53,123 --> 00:19:55,531
‫چند هفته‌ای میشه.

296
00:19:55,581 --> 00:19:58,914
‫ببخشید که زودتر بهتون نگفتم.

297
00:19:59,331 --> 00:20:00,831
‫نه، نه، اصلاً.

298
00:20:01,748 --> 00:20:04,914
‫پدر و مادر شی‌اون رو خوب می‌شناسین؟

299
00:20:05,998 --> 00:20:07,406
‫خوب می‌شناسمشون.

300
00:20:07,456 --> 00:20:12,573
‫فکر کنم خودتون باید
‫به این قضیه رسیدگی کنین، مدیر.

301
00:20:12,623 --> 00:20:14,948
‫باشه، متوجهم.

302
00:20:14,998 --> 00:20:18,364
‫تو و دوهان باید بیشتر
‫حواستون به شی‌اون باشه.

303
00:20:18,414 --> 00:20:19,956
‫بله، جناب مدیر.

304
00:20:30,956 --> 00:20:32,914
‫واقعاً از پدرت می‌ترسی، نه؟

305
00:20:35,414 --> 00:20:37,956
‫خب توی این دنیا
‫از چی بیشتر از همه می‌ترسی؟

306
00:20:38,831 --> 00:20:40,456
‫اون هم پدرته؟

307
00:20:42,164 --> 00:20:44,198
‫نه.

308
00:20:44,248 --> 00:20:46,456
‫مرگِ یه بیمار.

309
00:20:48,706 --> 00:20:50,364
‫درسته.

310
00:20:50,414 --> 00:20:52,622
‫اینکه یه بیمار جلوی چشمت بمیره.

311
00:20:54,081 --> 00:20:57,081
‫خب برای اینکه بیمار نمیره باید چیکار کنی؟

312
00:20:57,122 --> 00:20:59,081
‫باید درست تشخیص بدم و درمانش کنم.

313
00:20:59,122 --> 00:21:01,164
‫ولی الان نمی‌تونی این کار رو بکنی.

314
00:21:04,331 --> 00:21:05,747
‫خوب بهش فکر کن.

315
00:21:06,831 --> 00:21:10,289
‫ترست از پدرت ممکنه باعث مرگِ بیمار بشه،

316
00:21:10,706 --> 00:21:13,206
‫چون نمی‌ذاره از استعدادی که داری
‫استفاده کنی.

317
00:21:17,122 --> 00:21:20,364
‫وقتی تازه اومدی اینجا،
‫به دکتر چا گفتم...

318
00:21:20,414 --> 00:21:24,456
‫که تواناییت فقط یه جور
‫عارضه جانبی و اثر منفیه.

319
00:21:25,247 --> 00:21:27,656
‫اما با در نظر گرفتنِ وضعیت بیمارا،

320
00:21:27,706 --> 00:21:30,789
‫با خودم گفتم داشتنِ یکی مثل تو خوبه.

321
00:21:31,622 --> 00:21:33,456
‫اثر منفی... عارضه جانبی...

322
00:21:33,914 --> 00:21:36,581
‫اینا فقط معیارهای آدم‌های عادی و ناوارده.

323
00:21:42,997 --> 00:21:45,414
‫و از همه مهم‌تر،

324
00:21:46,914 --> 00:21:48,956
‫باید به قولی که بهم دادی عمل کنی.

325
00:21:49,747 --> 00:21:51,831
‫باید از منم بهتر بشی.

326
00:21:55,997 --> 00:21:58,289
‫سریع با این مشکلت کنار بیا.

327
00:21:58,331 --> 00:22:00,864
‫اصلاً به این حرفا که
‫«زمان همه چیزو حل میکنه» فکر نکن.

328
00:22:00,914 --> 00:22:05,997
‫هرچی بیشتر بهش فکر کنی،
‫بیمارهای کمتری رو می‌تونی نجات بدی.

329
00:22:30,914 --> 00:22:32,697
‫این موضوع رو...

330
00:22:32,747 --> 00:22:34,997
‫جداگونه بهتون گفتم،

331
00:22:35,039 --> 00:22:37,114
‫چون شما از همون اول
‫خیلی هوای دکتر پارک رو داشتین.

332
00:22:37,164 --> 00:22:39,906
‫حالا باید با دکتر پارک‌مون چیکار کنیم؟

333
00:22:39,956 --> 00:22:43,372
‫فکر می‌کردم حالِ روحیِ دکتر پارک بهتر شده،
‫اما...

334
00:22:50,706 --> 00:22:52,322
‫تموم شد.

335
00:22:52,372 --> 00:22:55,531
‫خیلی وقته دکتر پارک رو ندیدم.
‫جایی رفته؟

336
00:22:55,581 --> 00:22:57,531
‫باز دوباره یادت رفت، نه؟

337
00:22:57,581 --> 00:22:59,581
‫بخاطر پیج‌های اورژانس سرش خیلی شلوغه.

338
00:23:00,706 --> 00:23:03,706
‫اوه، درسته.
‫دیگه واسه خودش یه رزیدنت واقعی شده.

339
00:23:04,706 --> 00:23:07,447
‫راستی، دکتر چا
‫واقعاً هیچ‌کس تو زندگیتون نیست؟

340
00:23:07,497 --> 00:23:08,914
‫نه، واقعاً نیست.

341
00:23:09,622 --> 00:23:10,656
‫چطور؟ می‌خوای کسی رو بهم معرفی کنی؟

342
00:23:10,706 --> 00:23:12,914
‫با پسرهای دوره راهنمایی مشکلی نداری؟

343
00:23:13,414 --> 00:23:16,489
‫دنبال پسرخونده نیستم که.

344
00:23:16,539 --> 00:23:20,906
‫یعنی حالِ اون‌اوک خوبه؟

345
00:23:20,956 --> 00:23:23,581
‫گیوهیون یه عکس فرستاده.

346
00:23:25,914 --> 00:23:27,914
‫ببین.

347
00:23:33,747 --> 00:23:36,281
‫ببین دختره چطوری داره می‌خنده.

348
00:23:36,331 --> 00:23:37,739
‫خیلی خوشحال به نظر میاد.

349
00:23:37,789 --> 00:23:42,706
‫معلومه. مگه نمی‌دونی گیوهیون
‫چقدر به اون‌اوک می‌رسه؟

350
00:23:44,706 --> 00:23:48,664
‫دکتر، قضیه این گل رز چیه؟

351
00:23:49,414 --> 00:23:52,739
‫اوه، اینو دکتر پارک بهم داد.

352
00:23:52,789 --> 00:23:53,739
‫کِی؟

353
00:23:53,789 --> 00:23:55,031
‫چند روز پیش.

354
00:23:55,081 --> 00:23:57,031
‫چرا بهت دادش؟

355
00:23:57,081 --> 00:24:00,539
‫خب... همین‌طوری به عنوان کادو؟

356
00:24:03,581 --> 00:24:05,281
‫چرا اینجوری نگاه می‌کنی؟

357
00:24:05,331 --> 00:24:07,039
‫هیچی.

358
00:24:12,747 --> 00:24:13,781
‫به نظرم دکتر پارک

359
00:24:13,831 --> 00:24:15,864
‫رتبه اول رضایت بیمار رو داره.
‫رتبه یک!

360
00:24:15,914 --> 00:24:17,531
‫اوه واقعاً؟

361
00:24:17,581 --> 00:24:19,697
‫آره حتماً. رزیدنت‌های دیگه
‫اگه یه بار به بیمار سر بزنن،

362
00:24:19,747 --> 00:24:21,989
‫دکتر پارک ۵ بار بهشون سر می‌زنه.

363
00:24:22,039 --> 00:24:23,614
‫توی تجویز دارو و درمان،

364
00:24:23,664 --> 00:24:25,739
‫حتی یه اشتباه خطرناک هم نکرده،
‫مگه نمی‌دونستین؟

365
00:24:25,789 --> 00:24:27,155
‫وای واقعاً؟! دکتر پارک ما....

366
00:24:27,205 --> 00:24:28,780
‫از رزیدنت‌های سال ۳ و ۴ خیلی بهتره!!

367
00:24:28,830 --> 00:24:32,114
‫ای بابا، معلومه!
‫اصلاً گفتن نداره!

368
00:24:32,164 --> 00:24:33,830
‫مگه نه، دکتر پارک؟

369
00:24:49,164 --> 00:24:53,747
‫بفرمایید! رسیدیم خونه.
‫مامان، کجایی؟

370
00:24:55,622 --> 00:24:59,530
‫بفرمایید. یه لحظه صبر کن، باشه؟

371
00:24:59,580 --> 00:25:03,197
‫وای، وای چقدر سنگین شدی!

372
00:25:03,247 --> 00:25:07,497
‫وای، شی‌اون، واقعاً سنگین شدی‌ها.

373
00:25:15,039 --> 00:25:18,789
‫شی‌اون، همین‌جا بمون. تکون نخور، باشه؟

374
00:26:16,914 --> 00:26:18,364
‫پارک شی‌اون.

375
00:26:18,414 --> 00:26:20,114
‫بله.

376
00:26:20,164 --> 00:26:23,322
‫امروز تعطیله. برو خونه استراحت کن.

377
00:26:23,372 --> 00:26:24,697
‫من حالم خوبه.

378
00:26:24,747 --> 00:26:27,289
‫تمرکز حواست سر جاش نیست،
‫موندنت تو بیمارستان چه فایده‌ای داره؟

379
00:26:28,539 --> 00:26:31,114
‫راست میگه. خوب بخواب و بعد برگرد.

380
00:26:31,164 --> 00:26:33,530
‫چند روزه اصلاً درست نخوابیدی.

381
00:26:33,580 --> 00:26:35,155
‫دکتر چا.

382
00:26:35,205 --> 00:26:36,947
‫اگه خودش نمیره،
‫به زور ببرش خونه و بعدشم

383
00:26:36,997 --> 00:26:38,739
‫کارت ورودش رو ازش بگیر.

384
00:26:38,789 --> 00:26:40,122
‫چشم.

385
00:27:04,955 --> 00:27:06,364
‫چرا؟

386
00:27:06,414 --> 00:27:08,197
‫می‌خوای دوباره فرار کنی؟

387
00:27:08,247 --> 00:27:10,080
‫فرار؟!

388
00:27:11,205 --> 00:27:13,530
‫قرار نیست فرار کنم.

389
00:27:13,580 --> 00:27:15,030
‫معلومه.

390
00:27:15,080 --> 00:27:17,989
‫پسرت توی همچین بیمارستان بزرگیه.

391
00:27:18,039 --> 00:27:21,955
‫باید بهش بچسبی دیگه. مگه نه؟

392
00:27:24,705 --> 00:27:27,864
‫با من بیا بریم یه جای دور از سئول.

393
00:27:27,914 --> 00:27:32,364
‫عمراً! می‌خوام تو پیریم از پسرم خیر ببینم.

394
00:27:32,414 --> 00:27:33,864
‫پسرم دکتره!

395
00:27:33,914 --> 00:27:36,030
‫مگه تو چیکار براش کردی که توقع داری؟

396
00:27:36,080 --> 00:27:38,197
‫چرا هیچی براش نکردم؟

397
00:27:38,247 --> 00:27:40,989
‫من بابای شی‌اونم. پدرشم!

398
00:27:41,039 --> 00:27:43,280
‫وقتی این حرف رو بزن که
‫وظیفه پدریت رو انجام داده باشی.

399
00:27:43,330 --> 00:27:45,947
‫ای...

400
00:27:45,997 --> 00:27:48,497
‫الان بهت نشون میدم...

401
00:28:06,122 --> 00:28:08,238
‫مشتاق دیدار، پدرِ شی‌اون.

402
00:28:08,288 --> 00:28:13,072
‫درسته. پس بگو قضیه از چه قراره!

403
00:28:13,122 --> 00:28:15,955
‫همینه.

404
00:28:17,163 --> 00:28:18,655
‫شما دوتا عوضی!

405
00:28:18,705 --> 00:28:20,363
‫آخرش کار خودتونو کردین!

406
00:28:20,413 --> 00:28:22,447
‫لطفاً اینطوری حرف نزنید.

407
00:28:22,497 --> 00:28:25,572
‫عوضی! ادای آدمای خوب رو درمیاری،

408
00:28:25,622 --> 00:28:27,405
‫بعد زن مردم رو می‌دزدی!

409
00:28:27,455 --> 00:28:28,488
‫لطفاً تمومش کن!

410
00:28:28,538 --> 00:28:30,238
‫اول دستتو بکش بعد حرف بزن.

411
00:28:30,288 --> 00:28:32,030
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

412
00:28:32,080 --> 00:28:35,405
‫لطفاً شی‌اون رو به حال خودش بذار.

413
00:28:35,455 --> 00:28:37,030
‫فقط از دور حواست بهش باشه.

414
00:28:37,080 --> 00:28:39,988
‫پسرمه. هر جور دلم بخواد باهاش رفتار می‌کنم.

415
00:28:40,038 --> 00:28:43,205
‫به تو چه ربطی داره؟

416
00:28:53,080 --> 00:28:56,447
‫پدر شی‌اون... پدر شی‌اون!

417
00:28:56,497 --> 00:28:58,488
‫از وقتی اومده اینجا همینطوری بوده؟

418
00:28:58,538 --> 00:29:01,705
‫آره. روزها هم همینطوره!

419
00:29:20,163 --> 00:29:24,822
‫هی، شی‌اون.
‫درباره حرفایی که دیروز بهم زدی...

420
00:29:24,872 --> 00:29:27,572
‫لطفاً وانمود کن نشنیدیشون.

421
00:29:27,622 --> 00:29:30,447
‫وقتی شنیدم، چطوری وانمود کنم نشنیدم؟

422
00:29:30,497 --> 00:29:32,413
‫من...

423
00:29:33,038 --> 00:29:34,955
‫اشتباه کردم.

424
00:29:36,663 --> 00:29:40,155
‫وقتی دبستان بودم،

425
00:29:40,205 --> 00:29:43,613
‫معلم کلاسمون رو خیلی دوست داشتم.

426
00:29:43,663 --> 00:29:47,663
‫اون خوشگل بود و همیشه باهام مهربون بود.

427
00:29:48,205 --> 00:29:51,663
‫تو هم درست مثل اون هستی.

428
00:29:53,205 --> 00:29:55,947
‫چون بچه‌ام این کار رو کردم.

429
00:29:55,997 --> 00:29:58,705
‫نیازی نیست چیزی بگی.

430
00:29:59,538 --> 00:30:01,863
‫داری دروغ میگی، نه؟

431
00:30:01,913 --> 00:30:05,447
‫من نمی‌تونم دروغ بگم.

432
00:30:05,497 --> 00:30:09,780
‫حرفایی که اون روز موقع گل دادن زدی...

433
00:30:09,830 --> 00:30:12,322
‫و حرفی که
‫درباره خریدنِ چکش از فروشگاه زدی هم...

434
00:30:12,372 --> 00:30:15,038
‫دروغ بودن.

435
00:30:18,413 --> 00:30:20,155
‫شی‌اون،

436
00:30:20,205 --> 00:30:22,197
‫حرفایی که بهم زدی

437
00:30:22,247 --> 00:30:24,163
‫حرف‌های یه بچه نبود،

438
00:30:24,205 --> 00:30:25,705
‫و چیزی هم نیست که بخاطرش شرمنده باشی.

439
00:30:27,455 --> 00:30:30,288
‫چون من حس کردم از ته دلت بود.

440
00:30:31,955 --> 00:30:34,747
‫اگه صداقتت رو حس نکرده بودم،

441
00:30:34,788 --> 00:30:36,988
‫بهش می‌خندیدم و ازش رد می‌شدم.

442
00:30:37,038 --> 00:30:39,288
‫ولی این کارو نکردم.

443
00:30:56,247 --> 00:31:00,705
‫احیاناً... من عشق اولتم؟

444
00:31:04,538 --> 00:31:08,747
‫خیلی ممنون که منو به عنوان
‫عشق اولت انتخاب کردی.

445
00:31:12,663 --> 00:31:14,238
‫عشق اول من سال اول دبیرستان،

446
00:31:14,288 --> 00:31:16,080
‫یه پسره توی کلیسای کاتولیک بود.

447
00:31:17,038 --> 00:31:19,530
‫البته یه عشق یه طرفه بود.

448
00:31:19,580 --> 00:31:23,238
‫وقتی بهش نگاه می‌کردم قلبم
‫مثل تو تند تند می‌زد،

449
00:31:23,288 --> 00:31:26,321
‫خوابم نمی‌برد و از این جور چیزا.

450
00:31:26,371 --> 00:31:29,080
‫اون موقع خیلی بچه بودم.

451
00:31:30,163 --> 00:31:34,830
‫فکر کنم با دوست داشتنِ اون،
‫بزرگ‌تر و پخته‌تر شدم.

452
00:31:35,871 --> 00:31:39,705
‫دردش رو تنهایی کشیدم
‫و تنهایی هم باهاش کنار اومدم.

453
00:31:42,413 --> 00:31:46,655
‫عشق اول باعث میشه روحت رشد کنه.

454
00:31:46,705 --> 00:31:48,705
‫اونم خیلی خیلی سریع.

455
00:31:49,955 --> 00:31:54,621
‫شی‌اون، رشد کردنِ تو هم
‫تازه از الان شروع شده.

456
00:31:58,663 --> 00:32:03,038
‫منم خیلی دوستت دارم.

457
00:32:03,580 --> 00:32:08,746
‫به عنوان یه همکارِ سال‌پایینی،
‫و مثل یه برادر کوچیکترِ عزیز.

458
00:32:09,871 --> 00:32:12,621
‫اینم یه جور دوست داشتنه.

459
00:32:18,288 --> 00:32:19,738
‫شاید از دستم ناراحت بشی که نمی‌تونم...

460
00:32:19,788 --> 00:32:23,405
‫یهویی به چشم یه مرد بهت نگاه کنم
‫و عاشقت بشم.

461
00:32:23,455 --> 00:32:27,946
‫ولی زمان که بگذره، دلت آروم‌تر میشه

462
00:32:27,996 --> 00:32:32,705
‫و حتماً مثل خواهر و برادرهای واقعی
‫با هم صمیمی میشیم.

463
00:32:33,371 --> 00:32:35,288
‫اگه احیاناً...

464
00:32:35,913 --> 00:32:39,288
‫زمان بگذره و اینطوری نشه چی؟

465
00:32:40,038 --> 00:32:42,205
‫اون وقت باید چیکار کنم؟

466
00:32:44,996 --> 00:32:48,205
‫اگه زمان بگذره و من هنوز همینجوری بمونم،

467
00:32:48,996 --> 00:32:51,830
‫اون وقت باید چیکار کنم؟

468
00:32:54,330 --> 00:32:56,955
‫فکر کنم اون موقع از الان هم...

469
00:32:56,996 --> 00:32:59,996
‫بیشتر دلم بگیره و کلافه بشم.

470
00:33:01,663 --> 00:33:05,705
‫فکر کنم حتی از اون موقعی که
‫توی اون معدن متروکه گیر افتاده بودم،

471
00:33:06,413 --> 00:33:09,288
‫بیشتر حس خفگی بهم دست بده.

472
00:33:13,996 --> 00:33:15,788
‫با این حال،

473
00:33:16,413 --> 00:33:19,113
‫حالا که اینا رو بهت گفتم،

474
00:33:19,163 --> 00:33:21,746
‫دلم آروم‌تر شده.

475
00:33:22,496 --> 00:33:26,871
‫هنوز ناراحتم، ولی خیالم راحته.

476
00:33:29,121 --> 00:33:33,330
‫حس می‌کنم بی‌خودی به دردسر انداختمت.

477
00:34:02,038 --> 00:34:04,121
‫سلام.

478
00:34:06,205 --> 00:34:09,530
‫هان؟ وروجک،
‫چرا به جای بیمارستان داری میری خونه؟

479
00:34:09,580 --> 00:34:11,196
‫خب راستش...

480
00:34:11,246 --> 00:34:13,580
‫اصلاً ولش کن. برو.

481
00:34:21,788 --> 00:34:23,288
‫هی!

482
00:34:25,246 --> 00:34:27,030
‫بله؟

483
00:34:27,080 --> 00:34:29,621
‫بلدی نوشیدنی بخوری؟

484
00:34:31,455 --> 00:34:33,080
‫اصولاً توی بخش جراحی اطفال،

485
00:34:33,121 --> 00:34:35,280
‫پستی به اسم «رئیس» وجود نداره.

486
00:34:35,330 --> 00:34:36,530
‫چرا؟

487
00:34:36,580 --> 00:34:38,955
‫چون بخشیه که مستقیماً
‫زیر نظر مدیر بیمارستانه.

488
00:34:39,455 --> 00:34:41,613
‫مستقیماً زیر نظر!

489
00:34:41,663 --> 00:34:43,363
‫می‌فهمی یعنی چی؟!

490
00:34:43,413 --> 00:34:44,946
‫این بار هشتمه که...

491
00:34:44,996 --> 00:34:47,196
‫که دارین همین حرفو پشت سر هم می‌زنین.

492
00:34:47,246 --> 00:34:50,029
‫پس برای نهمین بار هم گوش کن، بچه!

493
00:34:50,079 --> 00:34:51,404
‫وقتی از بیمارستانِ شعبه برگشتم،

494
00:34:51,454 --> 00:34:52,863
‫هیچ پست خالی‌ای برای ریاست بخش نبود.

495
00:34:52,913 --> 00:34:55,154
‫همه دوستام تا اون موقع
‫رئیس بخش شده بودن،

496
00:34:55,204 --> 00:34:59,571
‫واسه همین با پارتی‌بازیِ برادر زنم رئیس شدم.

497
00:34:59,621 --> 00:35:02,454
‫چیه؟ چندشت شد؟

498
00:35:02,996 --> 00:35:05,654
‫اصلاً چندشم نشد.

499
00:35:05,704 --> 00:35:07,571
‫مگه دلیلی هم داره که...

500
00:35:07,621 --> 00:35:10,404
‫ شما بچه‌های مغرور
‫به یه رئیسِ بی‌خاصیت احترام بذارین؟

501
00:35:10,454 --> 00:35:13,496
‫مخصوصاً اون کیم دوهانِ کثافت.

502
00:35:14,246 --> 00:35:17,704
‫خب، حتی اگه بهم محل هم نذاره هم
‫حرفی واسه گفتن ندارم.

503
00:35:19,121 --> 00:35:21,196
‫چون جوون‌ترین عضو رسمیِ

504
00:35:21,246 --> 00:35:24,113
‫تاریخ آکادمی جراحان اطفاله.

505
00:35:24,163 --> 00:35:25,946
‫منم اینو شنیدم.

506
00:35:25,996 --> 00:35:30,154
‫اینکه هر کسی نمی‌تونه عضو رسمی بشه.

507
00:35:30,204 --> 00:35:32,946
‫منم جراحم!

508
00:35:32,996 --> 00:35:37,246
‫توی تمام مدتی که اینجا بودم
‫کلی عمل جراحی انجام دادم!

509
00:35:37,829 --> 00:35:41,621
‫دارم میگم منم جراحم! منم دکترم!

510
00:35:42,204 --> 00:35:43,863
‫ولی...

511
00:35:43,913 --> 00:35:47,371
‫چرا هیچ‌کس منو آدم حساب نمی‌کنه؟

512
00:35:48,579 --> 00:35:52,154
‫من بهتون احترام می‌ذارم، رئیس.

513
00:35:52,204 --> 00:35:53,863
‫ساکت شو فسقلی!

514
00:35:53,913 --> 00:35:56,621
‫احترام گذاشتنِ یکی مثل تو
‫به چه درد من می‌خوره؟

515
00:35:58,371 --> 00:35:59,946
‫معذرت می‌خوام

516
00:35:59,996 --> 00:36:03,829
‫که گفتم کسی مثل من بهتون احترام می‌ذاره.

517
00:36:06,996 --> 00:36:11,863
‫خب... منظور بدی نداشتم.
‫ناراحت نشو حالا.

518
00:36:11,913 --> 00:36:13,363
‫ناراحت نشدم.

519
00:36:13,413 --> 00:36:15,446
‫دروغ نگو!

520
00:36:15,496 --> 00:36:18,121
‫وروجک چقدرم نازک‌نارنجیه!

521
00:36:29,163 --> 00:36:30,246
‫بفرمایید.

522
00:36:33,163 --> 00:36:35,113
‫لطفاً بگین خونتون کجاست.

523
00:36:35,163 --> 00:36:38,113
‫اینطوری می‌تونم به راننده تاکسی آدرس بدم.

524
00:36:38,163 --> 00:36:40,404
‫دبی. بریم دبی.

525
00:36:40,454 --> 00:36:42,071
‫بله؟

526
00:36:42,121 --> 00:36:44,704
‫چون من یه جراحم!

527
00:36:50,079 --> 00:36:52,079
‫اگه احیاناً...

528
00:36:52,663 --> 00:36:56,121
‫زمان بگذره و اینطوری نشه،

529
00:36:56,746 --> 00:36:59,279
‫باید چیکار کنیم؟

530
00:36:59,329 --> 00:37:02,913
‫اگه زمان بگذره و همه چی همینطوری بمونه،

531
00:37:03,454 --> 00:37:05,696
‫اون وقت باید چیکار کنم؟

532
00:37:05,746 --> 00:37:07,746
‫اون رو...

533
00:37:08,329 --> 00:37:11,288
‫خودمم واقعاً نمی‌دونم، شی‌اون.

534
00:37:12,496 --> 00:37:17,663
‫فکر کنم اون موقع از الان هم
‫بیشتر دلم بگیره و کلافه بشم.

535
00:37:18,496 --> 00:37:23,196
‫فکر کنم حتی از اون موقعی که
‫توی اون معدن متروکه گیر افتاده بودم،

536
00:37:23,246 --> 00:37:26,329
‫بیشتر حس خفگی بهم دست بده.

537
00:37:29,704 --> 00:37:31,329
‫با این حال،

538
00:37:31,829 --> 00:37:34,779
‫حالا که بهت گفتم،

539
00:37:34,829 --> 00:37:37,496
‫دلم آروم‌تر شده.

540
00:37:38,163 --> 00:37:42,829
‫ناراحتم، ولی خیالم راحته.

541
00:38:05,829 --> 00:38:07,329
‫تو...

542
00:38:09,996 --> 00:38:12,029
‫بیدار شدین؟

543
00:38:12,079 --> 00:38:15,821
‫منو آوردی... خونه خودت؟

544
00:38:15,871 --> 00:38:17,246
‫بله.

545
00:38:17,746 --> 00:38:20,079
‫بفرمایید بخورین.

546
00:38:23,412 --> 00:38:25,287
‫ای وای من...

547
00:38:34,204 --> 00:38:37,996
‫چیز زیادی آماده نکردم،
‫ولی لطفاً زیاد بخورین.

548
00:38:38,746 --> 00:38:41,446
‫یعنی میگی اینو به عنوان صبحانه بخورم؟

549
00:38:41,496 --> 00:38:42,696
‫بله.

550
00:38:42,746 --> 00:38:45,204
‫مال من ماهی تن با مایونزه،

551
00:38:45,246 --> 00:38:48,121
‫مال شما هم بیبیم‌باپ جئونجوئه.

552
00:38:50,787 --> 00:38:56,446
‫ممنون که دیشب باهام نوشیدنی خوردین.

553
00:38:56,496 --> 00:38:57,654
‫من کِی این کار رو کردم؟

554
00:38:57,704 --> 00:39:02,662
‫راستی رئیس،
‫دیشب واقعاً باحال و خفن بودین.

555
00:39:05,121 --> 00:39:07,287
‫«منم یه جراحم!»

556
00:39:09,454 --> 00:39:11,862
‫منم می‌خوام این کارو بکنم.

557
00:39:11,912 --> 00:39:14,912
‫وروجک چقدرم چاپلوسی بلده...

558
00:39:34,371 --> 00:39:36,246
‫پارک شی‌اون چطوره؟

559
00:39:37,037 --> 00:39:39,871
‫به نظر تغییری نکرده.

560
00:39:42,829 --> 00:39:45,496
‫همین قضیه پدرش
‫به اندازه کافی براش سنگینه...

561
00:39:47,412 --> 00:39:49,329
‫مشکل دیگه‌ای هم هست؟

562
00:39:50,162 --> 00:39:51,704
‫نه.

563
00:39:52,496 --> 00:39:56,454
‫دفعه پیش هم انگار می‌خواستی
‫یه چیزی بهم بگی.

564
00:39:58,246 --> 00:40:00,204
‫چیز خاصی نیست.

565
00:40:06,246 --> 00:40:08,871
‫توضیح بده بیماری سلول زایا چیه.

566
00:40:09,537 --> 00:40:12,404
‫در امتداد خط وسط بدن،

567
00:40:12,454 --> 00:40:14,446
‫توی سلول‌های زایای اولیه‌ی جنین تشکیل میشه،

568
00:40:14,496 --> 00:40:17,037
‫ در نوزادها یه جور...

569
00:40:17,329 --> 00:40:19,196
‫کیسته.

570
00:40:19,246 --> 00:40:21,196
‫کیست نه، توموره.

571
00:40:21,246 --> 00:40:22,321
‫تومور.

572
00:40:22,371 --> 00:40:26,112
‫به عنوان یه تومور، بین تومورهای کودکان،

573
00:40:26,162 --> 00:40:28,162
‫چهار...

574
00:40:29,662 --> 00:40:31,112
‫پنج درصد رو تشکیل میده و...

575
00:40:31,162 --> 00:40:32,946
‫سه درصد.

576
00:40:32,996 --> 00:40:35,487
‫سه درصد رو تشکیل میده و...

577
00:40:35,537 --> 00:40:37,154
‫توی یه جنین...

578
00:40:37,204 --> 00:40:39,571
‫پـ... پروتوبلاست...

579
00:40:39,621 --> 00:40:41,912
‫کافیه. تمومش کن.

580
00:40:44,371 --> 00:40:45,662
‫می‌تونی بری.

581
00:40:58,412 --> 00:40:59,821
‫اکو...

582
00:40:59,871 --> 00:41:02,321
‫اکوکار... اکوکار...

583
00:41:02,371 --> 00:41:03,529
‫پریکار...

584
00:41:03,579 --> 00:41:04,737
‫پریکارد...

585
00:41:04,787 --> 00:41:06,071
‫هتاویزن...

586
00:41:06,121 --> 00:41:08,371
‫گزارش شده که در صورت تزریق به کودکان،

587
00:41:08,412 --> 00:41:10,529
‫باعث کلستاز، پانکراتیت حاد و خونریزی میشه.

588
00:41:10,579 --> 00:41:14,904
‫لـ... لوله... لوله تخلیه... تخلیه.

589
00:41:14,954 --> 00:41:16,904
‫اینجا... این قسمت.

590
00:41:16,954 --> 00:41:20,329
‫اینجا غضروف‌های حلقویِ
‫دوم و سومِ نای قرار گرفتن.

591
00:41:42,454 --> 00:41:44,487
‫فقط اسمت
‫روی در به عنوان پزشک معالج خورده.

592
00:41:44,537 --> 00:41:47,279
‫نه غذایی بهم میدی،
‫نه زخمم رو ضدعفونی می‌کنی.

593
00:41:47,329 --> 00:41:48,570
‫ببخشید.

594
00:41:48,620 --> 00:41:50,737
‫این روزا یکم حواسم سر جاش نیست.

595
00:41:50,787 --> 00:41:54,912
‫بعد از یه اعتراف شجاعانه،
‫قهرمانانه اما رقت‌انگیز رد شدی، مگه نه؟

596
00:41:56,204 --> 00:41:59,745
‫دلم گرفته.

597
00:42:01,162 --> 00:42:03,445
‫یه جورایی عجیب و غریب شدم.

598
00:42:03,495 --> 00:42:07,487
‫یهو عصبی می‌شم، حتی دروغم می‌گم.

599
00:42:07,537 --> 00:42:09,070
‫با این وضع،

600
00:42:09,120 --> 00:42:11,654
‫اگه واقعاً ازم بدش بیاد باید چیکار کنم؟

601
00:42:11,704 --> 00:42:14,862
‫دکتر چا همچین آدمی نیست
‫که بخواد این کارو بکنه.

602
00:42:14,912 --> 00:42:17,954
‫راست می‌گی. دکتر چا...

603
00:42:20,412 --> 00:42:23,237
‫تو... تو از کجا فهمیدی؟

604
00:42:23,287 --> 00:42:25,737
‫ماه پشت ابر نمی‌مونه.

605
00:42:25,787 --> 00:42:27,654
‫جداً از کجا فهمیدی؟

606
00:42:27,704 --> 00:42:31,695
‫از عکس گل رزی که
‫توی گوشی دکتر چا دیدم.

607
00:42:31,745 --> 00:42:34,404
‫گـل... آهان، همون گل رزه.

608
00:42:34,454 --> 00:42:37,695
‫حرف دفعه قبلم رو پس می‌گیرم
‫که گفتم «کدوم عوضی‌ای؟»

609
00:42:37,745 --> 00:42:41,362
‫اگه طرف مقابلم دکتر چا باشه،
‫هیچ حرفی برای گفتن ندارم.

610
00:42:41,412 --> 00:42:42,945
‫تو...

611
00:42:42,995 --> 00:42:45,529
‫واقعاً نباید به هیچ‌کس چیزی بگی‌ها.

612
00:42:45,579 --> 00:42:46,987
‫فهمیدی؟

613
00:42:47,037 --> 00:42:49,954
‫نگران نباش و بشین سر جات.

614
00:42:52,787 --> 00:42:55,404
‫طبیعتاً دکتر چا حست رو قبول نکرده، درسته؟

615
00:42:55,454 --> 00:42:58,245
‫بهت گفت که رابطه‌تون
‫مثل خواهر و برادره، نه؟

616
00:43:00,245 --> 00:43:04,362
‫قضیه حسابی پیچیده و سخت شد.

617
00:43:04,412 --> 00:43:06,320
‫از حالا به بعد به چیز دیگه‌ای نیاز نداری.

618
00:43:06,370 --> 00:43:09,987
‫فقط مدام صداقتت رو بهش نشون بده.

619
00:43:10,037 --> 00:43:11,320
‫صداقت؟

620
00:43:11,370 --> 00:43:15,195
‫این تنها برگ برنده‌ته.

621
00:43:15,245 --> 00:43:17,662
‫صداقت...

622
00:43:18,745 --> 00:43:20,787
‫شی‌اون.

623
00:43:22,579 --> 00:43:25,329
‫بیا با هم یه جایی بریم.

624
00:43:52,704 --> 00:43:57,279
‫می‌خوام برم، لطفاً دستمو ول کنید.

625
00:43:57,329 --> 00:43:59,904
‫شی‌اون،

626
00:43:59,954 --> 00:44:02,195
‫پدرت...

627
00:44:02,245 --> 00:44:05,245
‫سرطان حنجره‌ی پیشرفته داره.

628
00:44:06,245 --> 00:44:08,445
‫آزمایش‌ها انجام شده

629
00:44:08,495 --> 00:44:11,862
‫ولی بیماری همین الانشم خیلی پخش شده.

630
00:44:11,912 --> 00:44:17,154
‫اشکالی نداره که الان نخوای ببینیش،
‫ولی فقط در جریان باش.

631
00:44:17,204 --> 00:44:18,612
‫می‌دونم.

632
00:44:18,662 --> 00:44:21,320
‫می‌دونم که از پدرت می‌ترسی.

633
00:44:21,370 --> 00:44:24,029
‫و می‌دونم مدام خاطرات بد یادت میاد.

634
00:44:24,079 --> 00:44:25,662
‫اما،

635
00:44:25,704 --> 00:44:28,570
‫سعی کن از الان جور دیگه‌ای فکر کنی.

636
00:44:28,620 --> 00:44:31,820
‫نه به عنوان پدری که فقط عذابت داده،

637
00:44:31,870 --> 00:44:33,820
‫بلکه به عنوان آدمی که جلوی بیماری زانو زده،

638
00:44:33,870 --> 00:44:37,079
‫و به عنوان یه بیمار سرطانی مرحله آخر.

639
00:45:16,787 --> 00:45:18,195
‫اون افتاده روی آسفالت ولی می‌گه...

640
00:45:18,245 --> 00:45:20,037
‫روی زمین تیکه‌های خرده‌شیشه بوده.

641
00:45:20,495 --> 00:45:23,278
‫خواست جلوی افتادن منو بگیره،

642
00:45:23,328 --> 00:45:24,945
‫بچه‌م به جای من افتاد زمین.

643
00:45:24,995 --> 00:45:26,487
‫آهان، که اینطور.

644
00:45:26,537 --> 00:45:30,203
‫باید خیلی درد داشته باشه، یه کم صبر کن.

645
00:45:34,537 --> 00:45:37,028
‫به نظر میاد خیلی درد داشته باشه.

646
00:45:37,078 --> 00:45:39,620
‫فقط یه ذره تحمل کن.

647
00:45:44,287 --> 00:45:46,070
‫ببخشید، دخترم.

648
00:45:46,120 --> 00:45:50,162
‫طوری نیست بابا، نگران نباش.

649
00:46:02,328 --> 00:46:04,445
‫داری جایی می‌ری؟

650
00:46:04,495 --> 00:46:06,320
‫بله، برای پرداخت هزینه‌های بیمارستان میرم.

651
00:46:06,370 --> 00:46:08,528
‫آهان، درسته.

652
00:46:08,578 --> 00:46:11,570
‫نباید فعالیت سنگین داشته باشی.

653
00:46:11,620 --> 00:46:14,028
‫چشم حتماً. ممنون آقای دکتر.

654
00:46:14,078 --> 00:46:15,912
‫اما...

655
00:46:17,620 --> 00:46:18,695
‫مامانت کجاست؟

656
00:46:18,745 --> 00:46:21,162
‫سرِ کاره.

657
00:46:22,120 --> 00:46:25,112
‫چشمای بابات همیشه اینجوری بوده؟

658
00:46:25,162 --> 00:46:27,745
‫بله، وقتی هفت سالم بود

659
00:46:27,787 --> 00:46:30,953
‫به خاطر آب سیاه حاد اینطوری شد.

660
00:46:32,620 --> 00:46:33,737
‫پس...

661
00:46:33,787 --> 00:46:35,653
‫هر روز تو مراقبشی؟

662
00:46:35,703 --> 00:46:38,070
‫نه، فقط بعد از مدرسه.

663
00:46:38,120 --> 00:46:41,153
‫بابام کار موسیقی می‌کنه، آهنگسازه.

664
00:46:41,203 --> 00:46:45,037
‫واسه همین وقتی از استودیو برمی‌گرده
‫می‌رم دنبالش.

665
00:46:47,453 --> 00:46:49,945
‫خیلی دختر مهربونی هستی.

666
00:46:49,995 --> 00:46:54,028
‫مهربون چیه؟ اون پدرمه.

667
00:46:54,078 --> 00:47:00,153
‫اولش خیلی ناراحت و خجالت‌زده می‌شدم،
‫ولی الان دیگه نه.

668
00:47:00,203 --> 00:47:06,237
‫وقتی به این فکر می‌کنم که بابام
‫توی این دنیا نباشه، خیلی دلم می‌گیره.

669
00:47:06,287 --> 00:47:08,070
‫من دیگه میرم.

670
00:47:08,120 --> 00:47:10,570
‫ممنون که انقدر قشنگ بخیه‌ش زدید.

671
00:47:10,620 --> 00:47:12,445
‫خواهش می‌کنم.

672
00:47:12,495 --> 00:47:14,412
‫خداحافظ.

673
00:47:16,328 --> 00:47:18,203
‫بابا، بیا بریم.

674
00:47:39,037 --> 00:47:40,537
‫ببخ...

675
00:47:43,662 --> 00:47:45,745
‫ببخشید، خانم این‌یونگ.

676
00:47:46,870 --> 00:47:48,612
‫چرا دوباره اومدید؟

677
00:47:48,662 --> 00:47:52,945
‫چون باید برگردم بیمارستان
‫حرفمو خلاصه می‌گم.

678
00:47:52,995 --> 00:47:55,153
‫می‌دونم به من ربطی نداره،

679
00:47:55,203 --> 00:47:58,987
‫اما دلم می‌خواد این کارو ول کنید.

680
00:47:59,037 --> 00:48:02,578
‫دلیل دیگه‌ای نداره...
‫به خاطر این‌هه‌.

681
00:48:02,662 --> 00:48:03,828
‫اگه این‌هه بفهمه چی...

682
00:48:03,870 --> 00:48:05,320
‫اگه متوجه نشه مشکلی پیش نمیاد،

683
00:48:05,370 --> 00:48:07,278
‫منم همون کاری که به نظرم درسته رو
‫انجام میدم.

684
00:48:07,328 --> 00:48:09,028
‫در ضمن، این کار...

685
00:48:09,078 --> 00:48:10,820
‫اونقدرام خجالت‌آور نیست.

686
00:48:10,870 --> 00:48:12,945
‫حرفتون درسته ولی...

687
00:48:12,995 --> 00:48:15,112
‫مجبور می‌شید نوشیدنی بخورین...

688
00:48:15,162 --> 00:48:18,320
‫و ریتم زندگیتون هم کلاً به هم می‌ریزه.

689
00:48:18,370 --> 00:48:20,278
‫آقای دکتر،

690
00:48:20,328 --> 00:48:23,903
‫خودتون خوب می‌دونید پیوند روده
‫چقدر هزینه داره.

691
00:48:23,953 --> 00:48:25,987
‫ما آه در بساط نداریم.

692
00:48:26,037 --> 00:48:28,612
‫هر چقدرم سخت باشه،
‫باید تحملش کنیم.

693
00:48:28,662 --> 00:48:33,153
‫پس چطوره یه کار دیگه پیدا کنین....

694
00:48:33,203 --> 00:48:35,453
‫یا اصلاً من بهتون پول قرض میدم.

695
00:48:35,537 --> 00:48:37,745
‫فرقی نداره ۱۰ سال دیگه پسش بدید
‫یا ۲۰ سال دیگه...

696
00:48:37,786 --> 00:48:39,445
‫حتماً حس خیلی خوبی داره.

697
00:48:39,495 --> 00:48:40,870
‫اینکه این همه پول داشته باشید.

698
00:48:40,911 --> 00:48:44,111
‫نه، منظورم اصلاً اون نبود.

699
00:48:44,161 --> 00:48:45,861
‫به جای من،

700
00:48:45,911 --> 00:48:49,278
‫دنبال یکی بگردید که به خودتون بیاد.

701
00:48:49,328 --> 00:48:51,820
‫من...

702
00:48:51,870 --> 00:48:54,036
‫به درد شما نمی‌خورم.

703
00:48:55,536 --> 00:48:57,411
‫صبر کنید...

704
00:49:15,536 --> 00:49:18,036
‫شی‌اون، خوابیدی؟

705
00:49:19,370 --> 00:49:21,611
‫نخوابیدم.

706
00:49:21,661 --> 00:49:23,403
‫حدس می‌زدم.

707
00:49:23,453 --> 00:49:25,986
‫داری به چی فکر می‌کنی؟

708
00:49:26,036 --> 00:49:27,611
‫همین‌طوری...

709
00:49:27,661 --> 00:49:30,245
‫به چیزهای مختلف.

710
00:49:31,661 --> 00:49:33,695
‫فکر تو هم حسابی درگیره، نه؟

711
00:49:33,745 --> 00:49:36,195
‫قبلاً این شکلی نبودم.

712
00:49:36,245 --> 00:49:41,161
‫توی سرم انگار یه سیم هندزفریه
‫که بدجوری گره خورده.

713
00:49:43,120 --> 00:49:44,861
‫شی‌اون،

714
00:49:44,911 --> 00:49:46,820
‫تا حالا شده...

715
00:49:46,870 --> 00:49:49,953
‫از کسی خوشت بیاد یا عاشقش بشی؟

716
00:49:51,953 --> 00:49:54,578
‫معلومه که شده. تو هم مردی بالاخره.

717
00:49:55,911 --> 00:50:00,778
‫تو هم کسی رو دوست داری؟

718
00:50:00,828 --> 00:50:02,161
‫آره.

719
00:50:04,245 --> 00:50:05,953
‫احیاناً...

720
00:50:07,286 --> 00:50:10,445
‫خواهر این‌هه‌ست؟

721
00:50:10,495 --> 00:50:12,736
‫شایعه‌ش همه جا پیچیده.

722
00:50:12,786 --> 00:50:17,945
‫تو واقعاً صلاحتیش رو داری.

723
00:50:17,995 --> 00:50:19,361
‫صلاحیت؟

724
00:50:19,411 --> 00:50:20,745
‫آره.

725
00:50:21,328 --> 00:50:24,236
‫صلاحیت دوست داشتنِ یه نفر.

726
00:50:24,286 --> 00:50:26,361
‫معیار این صلاحیت چیه؟

727
00:50:26,411 --> 00:50:31,153
‫اینکه مثل تو خفن باشی
‫و هیچ کم و کسری نداشته باشی.

728
00:50:31,203 --> 00:50:32,903
‫همیشه اعتمادبه‌نفس داشته باشی و...

729
00:50:32,953 --> 00:50:35,195
‫چیزی برای خجالت کشیدن نباشه.

730
00:50:35,245 --> 00:50:37,328
‫و اینکه...

731
00:50:38,495 --> 00:50:40,411
‫پخته باشی.

732
00:50:46,411 --> 00:50:50,070
‫عاشقِ کسی شدن هیچ صلاحیتی نمی‌خواد.

733
00:50:50,120 --> 00:50:51,786
‫بلکه...

734
00:50:52,745 --> 00:50:57,320
‫اگه بی‌قید و شرط
‫کسی رو دوست داشته باشی...

735
00:50:57,370 --> 00:51:00,786
‫اون‌وقت صلاحیت مراقبت از اون آدمو داری.

736
00:51:01,495 --> 00:51:04,870
‫صلاحیتی که درون خود آدمه.

737
00:51:06,328 --> 00:51:11,445
‫دارم دست و پا می‌زنم تا
‫ اون صلاحیت رو به دست بیارم.

738
00:51:11,495 --> 00:51:13,861
‫بهش اعتراف کردی؟

739
00:51:13,911 --> 00:51:17,320
‫معلومه که نه، نکردم.

740
00:51:17,370 --> 00:51:20,070
‫این سخت‌ترین کارِ روی زمینه.

741
00:51:20,120 --> 00:51:22,320
‫فکر کنم حتی از اولین باری که
‫یه جسد رو تشریح کردم هم....

742
00:51:22,370 --> 00:51:24,736
‫بیشتر استرس داشته باشه.

743
00:51:24,786 --> 00:51:27,111
‫تو چی؟

744
00:51:27,161 --> 00:51:32,153
‫آره... یه جوری بالاخره بهش گفتم.

745
00:51:32,203 --> 00:51:34,986
‫تو خیلی از من بهتری.

746
00:51:35,036 --> 00:51:37,528
‫هی، پارک شی‌اون.

747
00:51:37,578 --> 00:51:42,911
‫پس اون کسی که بهش اعتراف کردی رو
‫واقعاً خیلی دوست داری.

748
00:51:43,828 --> 00:51:45,828
‫کارت درسته.

749
00:52:03,411 --> 00:52:05,986
‫همین الان معاون زنگ زد.

750
00:52:06,036 --> 00:52:07,819
‫پیشنهاد توافق و مصالحه دادن.

751
00:52:07,869 --> 00:52:10,578
‫از شما هم خواستن تشریف بیارید، مدیر.

752
00:52:19,036 --> 00:52:20,403
‫شما!

753
00:52:20,453 --> 00:52:22,444
‫مشتاق دیدار، مدیر لی یو وون.

754
00:52:22,494 --> 00:52:25,161
‫یعنی در واقع، رئیس کل لی.

755
00:52:25,953 --> 00:52:28,528
‫رئیس جونگ، کار شما بود؟

756
00:52:28,578 --> 00:52:30,203
‫چرا انقدر خشک برخورد می‌کنی؟

757
00:52:30,244 --> 00:52:33,528
‫اون هم بعد از این همه وقت
‫که همدیگه رو دیدیم.

758
00:52:33,578 --> 00:52:36,328
‫شما هنوزم مثل قدیما هستید، مدیر.

759
00:52:37,744 --> 00:52:39,278
‫بیاین بشینیم.

760
00:52:39,328 --> 00:52:43,619
‫اول یه چیزی بخوریم
‫و بعد کم‌کم بریم سر اصل مطلب.

761
00:52:57,411 --> 00:52:59,653
‫نه، این چیه دیگه؟

762
00:52:59,703 --> 00:53:01,861
‫مُسکنه.

763
00:53:01,911 --> 00:53:04,194
‫من این آشغالو نمی‌خوام. من مریض نیستم!

764
00:53:04,244 --> 00:53:06,153
‫نباید این‌طوری رفتار کنید.

765
00:53:06,203 --> 00:53:08,111
‫لطفاً این کارو نکنید.

766
00:53:08,161 --> 00:53:10,328
‫گفتم که نیازی بهش ندارم!

767
00:53:11,119 --> 00:53:13,536
‫من مریض نیستم!

768
00:53:18,828 --> 00:53:21,453
‫من مریض نیستم!

769
00:53:25,578 --> 00:53:28,278
‫یک سرویس مدرسه در مسیر رفتن به مدرسه

770
00:53:28,328 --> 00:53:30,236
‫واژگون شده.

771
00:53:30,286 --> 00:53:32,694
‫بیشتر دانش‌آموزها مجروح شدند.

772
00:53:32,744 --> 00:53:35,369
‫این حادثه صبح امروز
‫ حوالی ساعت ۸:۳۰

773
00:53:35,411 --> 00:53:38,036
‫در بزرگراه المپیک، به سمت
‫جنوب پل سونگ‌سو رخ داده.

774
00:53:51,453 --> 00:53:54,494
‫سه‌ران! وای نه!

775
00:54:08,244 --> 00:54:10,828
‫مامان...

776
00:54:18,078 --> 00:54:19,869
‫مامان...

777
00:54:21,911 --> 00:54:23,611
‫در مجموع ۱۱ تا مصدوم
‫از تصادف رانندگی آوردن.

778
00:54:23,661 --> 00:54:24,528
‫علت حادثه چی بوده؟

779
00:54:24,578 --> 00:54:26,903
‫به خاطر خواب‌آلودگی راننده پشت فرمون،
‫اتوبوس سرویس مدرسه چپ کرده.

780
00:54:26,953 --> 00:54:28,453
‫کلاً ۲۷ نفر سرنشین داشته...

781
00:54:28,494 --> 00:54:29,236
‫و فوتی نداشتیم،

782
00:54:29,286 --> 00:54:31,444
‫ولی چون بچه‌ها کمربند ایمنی نبسته بودن،
‫هر ۲۷ نفر آسیب دیدن.

783
00:54:31,494 --> 00:54:33,569
‫از این مصدوما، ۲۰ نفر اومدن بیمارستان ما.

784
00:54:33,619 --> 00:54:36,236
‫هی! چطور همه‌شونو فرستادن پیش ما؟

785
00:54:36,286 --> 00:54:39,361
‫بقیه بیمارستان‌های اطراف
‫امکانات کافی نداشتن.

786
00:54:39,411 --> 00:54:40,653
‫تعداد بچه‌ها خیلی زیاده.

787
00:54:40,703 --> 00:54:42,194
‫باید برای جراحی اورژانسی آماده بشیم.

788
00:54:42,244 --> 00:54:44,736
‫اول اون ۹ تا بیماری که
‫آسیب سر و شکستگی استخوان داشتن رو

789
00:54:44,786 --> 00:54:46,611
‫به جراحی مغز و اعصاب و ارتوپدی ارجاع دادم.

790
00:54:46,661 --> 00:54:48,569
‫بقیه‌شون همه اینجان.

791
00:54:48,619 --> 00:54:50,861
‫اول به جراحی عمومی بگید
‫هر کمکی از دستشون برمیاد بکنن

792
00:54:50,911 --> 00:54:52,028
‫و تک‌تک بچه‌ها رو معاینه کنید.

793
00:54:52,078 --> 00:54:53,994
‫چشم.

794
00:54:56,286 --> 00:54:59,028
‫سریع کاتتر ورید مرکزی رو بیار.
‫زود باش!

795
00:54:59,078 --> 00:55:00,486
‫انگار خونریزی داخل شکمی داره.
‫سریع ببریدش سی‌تی‌اسکن.

796
00:55:00,536 --> 00:55:01,569
‫چشم.

797
00:55:01,619 --> 00:55:03,528
‫مشکوک به پنوموتوراکسه.
‫سریع عکس قفسه سینه بگیرید.

798
00:55:03,578 --> 00:55:04,569
‫چشم.

799
00:55:04,619 --> 00:55:06,244
‫تعداد مریضای توی صف زیاده،

800
00:55:06,286 --> 00:55:07,819
‫طول می‌کشه تا نوبتشون برای عکس
‫یا سی‌تی برسه.

801
00:55:07,869 --> 00:55:09,444
‫این موارد اورژانسیه،
‫بهشون بگو اولویت با ایناست.

802
00:55:09,494 --> 00:55:10,528
‫باشه.

803
00:55:10,578 --> 00:55:13,536
‫خونریزی شکمش خیلی شدیده، پروفسور.

804
00:55:16,703 --> 00:55:18,986
‫به خاطر ضربه به شکم، رگش پاره شده.

805
00:55:19,036 --> 00:55:19,903
‫ست بخیه.

806
00:55:19,953 --> 00:55:21,828
‫بله.

807
00:55:43,952 --> 00:55:45,402
‫کل ناحیه شکم به درد حساسیت داره،

808
00:55:45,452 --> 00:55:48,111
‫درد شکم برگشتی و تب هم داره.
‫سوراخ‌شدگی روده‌ست.

809
00:55:48,161 --> 00:55:50,527
‫باید سریع بره عمل.

810
00:55:50,577 --> 00:55:51,619
‫اگه دیر بشه حسابی به دردسر می‌افتیم.

811
00:55:51,661 --> 00:55:52,652
‫سریع یه اتاق عمل خالی هماهنگ کنید.

812
00:55:52,702 --> 00:55:53,819
‫چشم.

813
00:55:53,869 --> 00:55:56,202
‫منتقلش کنید.

814
00:56:04,494 --> 00:56:07,111
‫۹ تا بیمار داریم که
‫به جراحی فوری نیاز دارن.

815
00:56:07,161 --> 00:56:10,236
‫رئیس بخش همین الان
‫یه بیمار رو برد اتاق عمل، پس می‌شن ۸ تا.

816
00:56:10,286 --> 00:56:12,486
‫من ۹ تا اتاق عمل رو هماهنگ کردم.

817
00:56:12,536 --> 00:56:14,319
‫اتاق عمل‌ها رو هم آماده کردم.

818
00:56:14,369 --> 00:56:16,611
‫هماهنگی با بخش بیهوشی هم انجام شده.

819
00:56:16,661 --> 00:56:20,111
‫حتی اگه ۹ تا اتاق داشته باشیم،
‫جراح کافی داریم؟

820
00:56:20,161 --> 00:56:21,736
‫جراحی‌های بقیه بخش‌ها رو عقب انداختیم

821
00:56:21,786 --> 00:56:23,486
‫و انترن‌هاشونم توی حالت آماده‌باش هستن.

822
00:56:23,536 --> 00:56:26,027
‫ولی بازم جراح برای عمل کم نمیاریم؟

823
00:56:26,077 --> 00:56:27,902
‫۳ تا جراح از بخش خودتون بردارید.

824
00:56:27,952 --> 00:56:30,411
‫اون ۴ تای دیگه رو هم ما رسیدگی می‌کنیم.

825
00:56:30,869 --> 00:56:32,319
‫باز هم یکی دیگه باقی می‌مونه.

826
00:56:32,369 --> 00:56:34,902
‫مگه نمی‌بینین جراح کم داریم؟

827
00:56:34,952 --> 00:56:36,444
‫بیمار آخری رو اعزام کنید.

828
00:56:36,494 --> 00:56:37,152
‫اما اون...

829
00:56:37,202 --> 00:56:39,411
‫وقت نداریم. آماده بشید.

830
00:56:39,786 --> 00:56:43,036
‫پروفسور، باید چیکار کنیم؟

831
00:56:43,411 --> 00:56:44,611
‫هان جین‌ووک.

832
00:56:44,661 --> 00:56:45,694
‫بله.

833
00:56:45,744 --> 00:56:47,694
‫تو جراح ارشد یکی از این بیمارها می‌شی.

834
00:56:47,744 --> 00:56:49,277
‫پارگی بزرگ‌سیاهرگ زیرین داره.

835
00:56:49,327 --> 00:56:50,869
‫از پسش برمیای، نه؟

836
00:56:51,369 --> 00:56:52,777
‫بله.

837
00:56:52,827 --> 00:56:55,027
‫همین الان مریضا رو منتقل کنید اتاق عمل.

838
00:56:55,077 --> 00:56:56,744
‫چشم.

839
00:56:58,577 --> 00:56:59,661
‫حین عمل اگه به هر دلیلی گیر کردین،

840
00:56:59,702 --> 00:57:00,861
‫بلافاصله از طریق پیامگیر بهم خبر بدین،
‫فهمیدین؟

841
00:57:00,911 --> 00:57:02,452
‫بله.

842
00:57:04,494 --> 00:57:06,902
‫دکتر! لطفاً یه رزیدنت بفرستید اورژانس.

843
00:57:06,952 --> 00:57:07,777
‫چرا؟

844
00:57:07,827 --> 00:57:11,152
‫بیمارستان هویونگ
‫یکی از مصدومای تصادف رو فرستاده اینجا.

845
00:57:11,202 --> 00:57:12,194
‫چی؟

846
00:57:12,244 --> 00:57:15,869
‫اونجا هم جراح نداشتن، نشد عملش کنن.

847
00:57:17,827 --> 00:57:21,694
‫دکتر پارک، من می‌رم اتاق عمل.
‫تو سریع برو اورژانس.

848
00:57:21,744 --> 00:57:22,986
‫باشه.

849
00:57:23,036 --> 00:57:24,619
‫عجله کن.

850
00:57:36,619 --> 00:57:38,494
‫بابا، بیا بریم.

851
00:57:47,452 --> 00:57:49,902
‫یون‌جونگ!

852
00:57:49,952 --> 00:57:50,611
‫یون‌جونگ!

853
00:57:50,661 --> 00:57:52,277
‫دکتر، تورو خدا نجاتش بدید.

854
00:57:52,327 --> 00:57:54,152
‫خواهش می‌کنم دخترمو نجات بدید.

855
00:57:54,202 --> 00:57:54,902
‫چشم.

856
00:57:54,952 --> 00:57:56,027
‫طبق معاینات بیمارستان قبلی..

857
00:57:56,077 --> 00:57:57,361
‫شکستگی دنده به طحالش آسیب زده

858
00:57:57,411 --> 00:57:58,944
‫و خونریزی شدیدی داره.

859
00:57:58,994 --> 00:58:02,277
‫با توجه به علائم حیاتی،
‫دیگه نمی‌تونیم عمل رو عقب بندازیم.

860
00:58:02,327 --> 00:58:05,277
‫اول باید ببریمش توی یه اتاق عمل خالی.

861
00:58:05,327 --> 00:58:07,194
‫سریع، باید سریع منتقلش کنیم.

862
00:58:07,244 --> 00:58:10,277
‫بردنش مشکلی نیست،
‫ولی جراح ارشد کی باید باشه؟

863
00:58:10,327 --> 00:58:11,402
‫اگه ببریمش به اتاق عملی که...

864
00:58:11,452 --> 00:58:12,527
‫کنارِ اتاق عمل پروفسور کیم دوهانه حل میشه.

865
00:58:12,577 --> 00:58:14,736
‫پروفسور می‌تونه هر دوتا مریض رو عمل کنه.

866
00:58:14,786 --> 00:58:17,161
‫قبلاً هم یه بار این کارو کرده.

867
00:58:19,994 --> 00:58:20,744
‫ساکشن.

868
00:58:20,786 --> 00:58:22,619
‫ساکشن.

869
00:58:34,744 --> 00:58:36,452
‫گاز.

870
00:58:37,661 --> 00:58:39,411
‫یکی دیگه.

871
00:58:40,494 --> 00:58:42,244
‫پنس راست‌گوشه.

872
00:58:44,661 --> 00:58:46,369
‫متزن.

873
00:58:49,911 --> 00:58:51,536
‫پنس عروقی.

874
00:58:53,869 --> 00:58:55,119
‫- چاقوی برقی رو بده.
‫- متزن.

875
00:58:56,994 --> 00:58:59,994
‫سریع، زود منتقلش کنید.

876
00:59:00,952 --> 00:59:03,119
‫یک، دو.

877
00:59:16,035 --> 00:59:17,735
‫چه خبر شده؟

878
00:59:17,785 --> 00:59:19,194
‫یه بیمار دیگه هم بعدش آوردن.

879
00:59:19,244 --> 00:59:21,610
‫شکستگی چند دنده و پارگی طحال داره.

880
00:59:21,660 --> 00:59:23,277
‫علائم حیاتی‌ش اصلاً پایدار نیست.

881
00:59:23,327 --> 00:59:26,152
‫معنیش این نیست که
‫سرِ خود بیاریدش توی این اتاق عمل!

882
00:59:26,202 --> 00:59:31,160
‫فکر کردم مثل دفعه قبل،
‫می‌تونین هر دوتاشون رو عمل می‌کنید.

883
00:59:34,244 --> 00:59:36,569
‫سریع متخصص بیهوشی
‫و پرستارها رو هماهنگ کن.

884
00:59:36,619 --> 00:59:38,202
‫چشم.

885
00:59:53,827 --> 00:59:55,319
‫بیهوشی انجام شد.

886
00:59:55,369 --> 00:59:57,702
‫باشه. الان خودمو می‌رسونم.

887
00:59:59,785 --> 01:00:02,485
‫علائم حیاتی داره به شدت افت می‌کنه!

888
01:00:02,535 --> 01:00:03,819
‫دور کبدش دچار خونریزی شده.

889
01:00:03,869 --> 01:00:04,819
‫گاز.

890
01:00:04,869 --> 01:00:07,160
‫اول با گاز پانسمانش می‌کنیم.

891
01:00:08,535 --> 01:00:10,944
‫پروفسور، پس اون یکی مریض چی؟

892
01:00:10,994 --> 01:00:13,202
‫صبر کن!

893
01:00:14,952 --> 01:00:16,402
‫فشار خونش داره می‌افته.

894
01:00:16,452 --> 01:00:18,577
‫باید سریع شروع کنید!

895
01:00:19,369 --> 01:00:20,277
‫پروفسور...

896
01:00:20,327 --> 01:00:22,360
‫پایینو چسب بافتی بزنید
‫و تزریق خون بیشتری انجام بدید.

897
01:00:22,410 --> 01:00:23,027
‫چشم.

898
01:00:23,077 --> 01:00:25,035
‫چسب.

899
01:00:27,660 --> 01:00:28,485
‫پروفسور.

900
01:00:28,535 --> 01:00:31,652
‫الان نمی‌تونم این اتاقو ترک کنم.

901
01:00:31,702 --> 01:00:33,577
‫پس باید چیکار...

902
01:00:34,577 --> 01:00:36,327
‫پارک شی‌اون.

903
01:00:37,202 --> 01:00:39,535
‫تو جراح ارشد باش.

904
01:00:46,077 --> 01:00:49,452
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

905
01:01:18,452 --> 01:01:19,860
‫من از پسش برنمیام.

906
01:01:19,910 --> 01:01:21,819
‫من فقط یه رزیدنت سال اولم.

907
01:01:21,869 --> 01:01:24,110
‫شی‌اون یه آدم بالغه که احساسات داره.

908
01:01:24,160 --> 01:01:25,902
‫زیادی مثل بچه‌ها باهاش رفتار کردم.

909
01:01:25,952 --> 01:01:26,985
‫تو طرف کسی رو گرفتی...

910
01:01:27,035 --> 01:01:28,485
‫که پدرت رو به کام مرگ کشوند.

911
01:01:28,535 --> 01:01:31,235
‫تو یکی خفه شو.
‫به چه جرئتی ما رو اینجوری بازی دادی؟

912
01:01:31,285 --> 01:01:34,235
‫توی موقعیتی نیستی که بخوای
‫چیزی رو دوست داشته باشی یا نداشته باشی.

913
01:01:34,285 --> 01:01:35,944
‫چرا بهم نگفتی؟

914
01:01:35,994 --> 01:01:37,485
‫دکتر، واقعاً که خیلی بدی.

915
01:01:37,535 --> 01:01:40,735
‫رفتارت با دکتر پارک شی‌اون
‫واقعاً زیاده‌روی بود.

916
01:01:40,785 --> 01:01:41,985
‫دیگه خیلی دیر شده.

917
01:01:42,035 --> 01:01:44,777
‫شیمی‌درمانی هم کمک چندانی نمی‌کنه.

918
01:01:44,827 --> 01:01:47,694
‫این اواخر دیگه زیاد هوای شی‌اون رو نداری.

919
01:01:47,744 --> 01:01:49,569
‫فکر می‌کنی اگه اینطوری باشی،
‫خیالم راحت‌تر می‌شه؟

920
01:01:49,619 --> 01:01:51,152
‫چرا کاری می‌کنی آدم احساس حماقت کنه؟

921
01:01:51,202 --> 01:01:53,152
‫از مادر داشتن خوشم نمیاد.

922
01:01:53,202 --> 01:01:56,285
‫من به مادر نیازی ندارم.

923
01:01:58,285 --> 01:02:08,285
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M