1
00:00:01,625 --> 00:00:03,916
‫[قسمت پانزدهم]

2
00:00:07,375 --> 00:00:09,533
‫کاری که امروز کردم

3
00:00:09,583 --> 00:00:13,283
‫هیچ ربطی به این نداره که ازت خوشم میاد.

4
00:00:13,333 --> 00:00:14,958
‫فقط می‌خواستم

5
00:00:15,750 --> 00:00:19,200
‫آرومت کنم.

6
00:00:19,250 --> 00:00:21,625
‫واقعا از ته دل بود.

7
00:00:25,833 --> 00:00:28,958
‫چون ممکنه معذب بشی،

8
00:00:29,041 --> 00:00:30,916
‫عمدا ازت فاصله گرفتم.

9
00:00:33,500 --> 00:00:35,250
‫ولی امروز

10
00:00:36,500 --> 00:00:38,833
‫دیگه نتونستم این کارو بکنم.

11
00:00:42,583 --> 00:00:47,666
‫زیادی بهش فکر نکن.

12
00:00:49,083 --> 00:00:54,125
‫در مورد دونگ‌جین...تقصیر تو نیست.

13
00:00:57,333 --> 00:00:59,541
‫دیگه این کارو نکن.

14
00:01:01,125 --> 00:01:04,833
‫خودم همین‌طوری هم کلی چیز دارم که
‫ناراحتم می‌کنه و آزارم میده. دیگه تو یکی...

15
00:01:05,833 --> 00:01:15,833
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

16
00:01:23,166 --> 00:01:25,041
‫هی!

17
00:01:27,333 --> 00:01:28,833
‫تو...

18
00:01:30,125 --> 00:01:32,491
‫تو... چرا یهویی؟

19
00:01:32,541 --> 00:01:35,491
‫یهو...چی؟

20
00:01:35,541 --> 00:01:37,500
‫داری چیکار می‌کنی؟

21
00:01:38,750 --> 00:01:41,208
‫داشتم سعی می‌کردم آرومت کنم...

22
00:01:43,750 --> 00:01:45,416
‫آهان.

23
00:01:46,083 --> 00:01:48,116
‫می‌تونه باعث آرامشم بشه، ولی...

24
00:01:48,166 --> 00:01:52,241
‫تو هم برای آرامش دادن بهم همینکارو کردی.

25
00:01:52,291 --> 00:01:55,450
‫وقتی به خاطر برادرم ناراحت بودم، همینکارو کردی

26
00:01:55,500 --> 00:01:59,075
‫و وقتی می‌خواستی تشویقم کنی، بازم همینکارو کردی.

27
00:01:59,125 --> 00:02:01,250
‫برای همینه که منم...

28
00:02:04,791 --> 00:02:07,000
‫یعنی فقط برای همین بود؟

29
00:02:09,708 --> 00:02:11,541
‫واقعا؟

30
00:02:12,875 --> 00:02:14,750
‫واقعا.

31
00:02:29,875 --> 00:02:31,408
‫سردت نیست؟

32
00:02:31,458 --> 00:02:32,616
‫یکم.

33
00:02:32,666 --> 00:02:33,950
‫پس بریم داخل؟

34
00:02:34,000 --> 00:02:37,791
‫نه، مامان، وقتی با تو راه میرم، بهتر میشم.

35
00:02:38,583 --> 00:02:43,041
‫چون منو یاد وقتایی میندازه که
‫هر روز با بابا پیاده‌روی می‌کردم.

36
00:02:47,250 --> 00:02:51,083
‫یونگ‌سو، دلت برای بابا تنگ شده؟

37
00:02:56,791 --> 00:02:59,000
‫بپر بالا، کوچولو.

38
00:03:00,416 --> 00:03:02,450
‫می‌خوای مامان برات یه نوشیدنی گرم بخره؟

39
00:03:02,500 --> 00:03:04,333
‫آره.

40
00:03:11,458 --> 00:03:13,450
‫روی این نیمکت بشین و منتظر بمون، باشه؟

41
00:03:13,500 --> 00:03:16,083
‫مامان زود برمی‌گرده.

42
00:03:56,833 --> 00:03:59,083
‫خیلی سر و صدا می‌کنی.

43
00:04:24,916 --> 00:04:27,625
‫فکر کنم بارون بیاد.

44
00:04:28,958 --> 00:04:31,416
‫آسمون که صافه.

45
00:04:36,000 --> 00:04:39,833
‫ماه انگار اندازه یه پیتزاست.

46
00:04:44,416 --> 00:04:50,125
‫خوب که نگاش کنی، انگار یه پیتزای
‫پنیر ساده‌ست، بدون هیچ مخلفاتی.

47
00:04:55,166 --> 00:04:59,366
‫بابت اینکه سر موضوع دونگ‌جین
‫عصبانی شدم، متاسفم.

48
00:04:59,416 --> 00:05:02,616
‫اصلا ناراحت نیستم.

49
00:05:02,666 --> 00:05:04,875
‫از این به بعد دیگه این کارها رو نکن.

50
00:05:05,916 --> 00:05:07,791
‫باشه.

51
00:05:11,583 --> 00:05:15,625
‫شی‌اون، درباره خودمونم...

52
00:05:17,416 --> 00:05:21,158
‫فکر می‌کنی می‌تونیم برگردیم به همون
‫رابطه قبلی و دوباره با هم راحت باشیم؟

53
00:05:21,208 --> 00:05:23,666
‫من این کارو می‌کنم.

54
00:05:26,000 --> 00:05:31,158
‫از بچگی، آدم‌ها کنار من
‫احساس راحتی نمی‌کردن.

55
00:05:31,208 --> 00:05:33,741
‫برای همین بیشتر از اینکه حس
‫دوست داشته شدن رو بشناسم،

56
00:05:33,791 --> 00:05:36,625
‫با حس سربار بودن برای بقیه آشنا شدم.

57
00:05:37,500 --> 00:05:42,541
‫خودم خیلی خوب می‌دونم که
‫بودن کنار من برات سخته.

58
00:05:43,291 --> 00:05:47,075
‫و واقعا دوست ندارم این حس رو داشته باشی.

59
00:05:47,125 --> 00:05:49,700
‫این‌طور نیست که بودن کنارت برام سخت باشه.

60
00:05:49,750 --> 00:05:54,791
‫فقط می‌خوام از وقتم با تو لذت ببرم.

61
00:05:59,083 --> 00:06:02,575
‫شاید دارم خودخواهی می‌کنم.

62
00:06:02,625 --> 00:06:08,125
‫با اینکه می‌دونم چه حسی نسبت به من داری،
‫می‌خوام برگردیم به همون رابطه قبلی...

63
00:06:11,208 --> 00:06:15,083
‫اگه معذب میشی،
‫لازم نیست این کارو بکنیم.

64
00:06:17,833 --> 00:06:20,416
‫من معذب نمی‌شم.

65
00:06:21,291 --> 00:06:26,625
‫فقط چون دوستت دارم،
‫مثل بچه‌ها غر نمی‌زنم.

66
00:06:27,625 --> 00:06:33,208
‫هرچی زمان بگذره،
‫منم از نظر احساسی پخته‌تر می‌شم.

67
00:06:35,500 --> 00:06:38,625
‫فکر نمی‌کنی گذروندن
‫این دوره برات سخت باشه؟

68
00:06:39,583 --> 00:06:42,075
‫اصلا سخت نیست.

69
00:06:42,125 --> 00:06:45,575
‫می‌خوام همچنان غذا و نوشیدنی خوشمزه

70
00:06:45,625 --> 00:06:48,616
‫با تو بخورم.

71
00:06:48,666 --> 00:06:52,625
‫اگه نتونم این کارها رو با تو انجام بدم،
‫بیشتر کلافه می‌شم.

72
00:06:54,916 --> 00:06:57,333
‫ممنونم، شی‌اون.

73
00:07:00,708 --> 00:07:03,208
‫راستی، اون موقع تو...

74
00:07:04,416 --> 00:07:06,166
‫چی؟

75
00:07:07,500 --> 00:07:09,458
‫هیچی.

76
00:07:16,500 --> 00:07:18,083
‫بله؟

77
00:07:20,708 --> 00:07:22,583
‫چی گفتی؟

78
00:07:28,041 --> 00:07:29,075
‫چی شده؟

79
00:07:29,125 --> 00:07:31,866
‫این بچه بر اثر یه حمله
‫توی پارک به‌شدت زخمی شده.

80
00:07:31,916 --> 00:07:33,783
‫خونریزی شدیدی داره.
‫سریع برای انتقال خون آماده بشین!

81
00:07:33,833 --> 00:07:35,533
‫بررسی کن!

82
00:07:35,583 --> 00:07:37,366
‫اطراف کبدش خونریزی شدیدی داره.

83
00:07:37,416 --> 00:07:40,658
‫علاوه بر زخم ایلئوم و پانکراس،
‫آسیب‌های دیگه‌ای هم داره. همراهش کجاست؟

84
00:07:40,708 --> 00:07:42,991
‫خوشبختانه فقط یه زخم جزئی برداشته
‫و اون طرف دارن درمانش می‌کنن.

85
00:07:43,041 --> 00:07:46,916
‫یونگ‌سو!
‫خدایا، یونگ‌سو من!

86
00:07:48,000 --> 00:07:49,658
‫سریع ازش عکس بگیرین
‫و اتاق عمل رو آماده کنین.

87
00:07:49,708 --> 00:07:51,408
‫چشم.

88
00:07:51,458 --> 00:07:55,533
‫خواهش می‌کنم...فقط زنده بمون، یونگ‌سو.

89
00:07:55,583 --> 00:07:58,158
‫چطور ممکنه کسی یه بچه
‫به این کوچیکی رو زخمی کنه؟

90
00:07:58,208 --> 00:07:59,991
‫آخ، یونگ‌سو!

91
00:08:00,041 --> 00:08:01,950
‫پروفسور!

92
00:08:02,000 --> 00:08:04,450
‫وقتی داشتم می‌اومدم، در جریان قرار گرفتم.
‫سریع منتقلش کنین اتاق عمل!

93
00:08:04,500 --> 00:08:06,500
‫چشم، پروفسور.

94
00:08:09,458 --> 00:08:12,000
‫علاوه بر خونریزی داخلی شکم،
‫کبد و اندام‌های داخلی هم آسیب دیدن،

95
00:08:12,041 --> 00:08:15,575
‫اطراف دوازدهه پاره‌شده هم
‫عفونت کرده و پریتونیت داره.

96
00:08:15,625 --> 00:08:19,200
‫اول محل خونریزی رو پیدا و کنترل کنین،
‫بعد ناحیه دوازدهه رو بخیه بزنین.

97
00:08:19,250 --> 00:08:21,083
‫چشم.

98
00:08:44,708 --> 00:08:46,583
‫این قسمت.

99
00:08:53,375 --> 00:08:56,125
‫حالا آخرین مرحله.
‫قیچی.

100
00:08:57,208 --> 00:08:59,291
‫بخیه.

101
00:09:09,833 --> 00:09:13,658
‫ممنونم.
‫آه، ممنونم.

102
00:09:13,708 --> 00:09:16,208
‫امروز واقعا خیلی زحمت کشیدید.

103
00:09:18,666 --> 00:09:20,533
‫زیادی نگران نباش

104
00:09:20,583 --> 00:09:23,541
‫و خودت هم یه کم استراحت کن.

105
00:09:29,041 --> 00:09:32,325
‫راستی، تونستین مجرم رو دستگیر کنین؟

106
00:09:32,375 --> 00:09:34,291
‫بلافاصله بعد از ارتکاب جرم فرار کرد.

107
00:09:50,208 --> 00:09:53,908
‫پدرش آتش‌نشان بود،

108
00:09:53,958 --> 00:09:57,366
‫ولی دو سال پیش حین انجام وظیفه
‫جونش رو از دست داد.

109
00:09:57,416 --> 00:09:59,625
‫وقتی آتش می‌بینم...

110
00:10:01,166 --> 00:10:04,741
‫الان تنها کسی که برام مونده

111
00:10:04,791 --> 00:10:07,750
‫یونگ‌سوئه.

112
00:10:11,458 --> 00:10:13,241
‫اون مرد اصلا آدم نیست.

113
00:10:13,291 --> 00:10:15,166
‫واقعا دیوونه‌ست.

114
00:10:16,000 --> 00:10:18,616
‫حتی اگه دیوونه باشه،
‫مگه آدم می‌تونه همچین کاری بکنه؟

115
00:10:18,666 --> 00:10:21,950
‫یادتونه اوایل امسال یه بچه رو
‫به خاطر یه حمله بی‌دلیل آوردن اینجا؟

116
00:10:22,000 --> 00:10:25,700
‫همون موقع بود که مجرم با یه سنگ
‫یا همچین چیزی زد تو سر بچه، درسته؟

117
00:10:25,750 --> 00:10:27,325
‫قربانی‌های دیگه‌ای هم هستن؟

118
00:10:27,375 --> 00:10:31,283
‫شش نفر، همه‌شون بزرگسال بودن.
‫خوشبختانه فقط جراحات جزئی دارن.

119
00:10:31,333 --> 00:10:34,908
‫این قابل بخشش نیست.
‫باید دستگیر و مجازات بشه.

120
00:10:34,958 --> 00:10:37,708
‫این کافی نیست!
‫باید همون بلا رو سر خودش بیارن!

121
00:10:44,750 --> 00:10:46,116
‫خسته نباشین.

122
00:10:46,166 --> 00:10:49,583
‫نه، بیشتر کارها رو شما انجام دادین، پروفسور.

123
00:10:50,833 --> 00:10:54,033
‫دکتر هان و دکتر پارک با هم
‫پزشک معالج لی یونگ‌سو میشن.

124
00:10:54,083 --> 00:10:57,408
‫چون باید مدام وضعیتش رو زیر نظر داشته باشیم،
‫دکتر چا هم باید بهش سر بزنه.

125
00:10:57,458 --> 00:10:58,958
‫چشم، پروفسور.

126
00:11:00,875 --> 00:11:02,825
‫بازم داری منو بدرقه می‌کنی؟

127
00:11:02,875 --> 00:11:04,033
‫آره.

128
00:11:04,083 --> 00:11:06,700
‫پسر، این روزا خیلی رک حرف می‌زنی!

129
00:11:06,750 --> 00:11:08,991
‫نمی‌خوام دوباره برم چکش بخرم!

130
00:11:09,041 --> 00:11:12,325
‫فروشگاه ابزار ته‌یانگ سه ایستگاه
‫با اتوبوس محلی فاصله داره.

131
00:11:12,375 --> 00:11:13,583
‫خیلی دوره.

132
00:11:16,500 --> 00:11:18,325
‫معذب نباش.

133
00:11:18,375 --> 00:11:20,533
‫چون دنیا جای خشن و ترسناکیه،

134
00:11:20,583 --> 00:11:24,208
‫من که قوی‌ترم باید از آدم ضعیف‌تری
‫مثل تو محافظت کنم.

135
00:11:25,750 --> 00:11:29,991
‫همون‌طور که می‌گی...دنیا واقعا جای خشنیه.

136
00:11:30,041 --> 00:11:32,958
‫ولی تو واقعا قوی هستی؟

137
00:11:33,000 --> 00:11:37,991
‫از چیزی که به نظر میام قوی‌ترم. می‌تونم سیب رو
‫نصف کنم و قوطی تن ماهی رو هم یه‌ضرب باز کنم!

138
00:11:38,041 --> 00:11:41,833
‫وای، برای خودت هرکولی هستی!

139
00:11:42,291 --> 00:11:44,200
‫آه، راستی دکتر...

140
00:11:44,250 --> 00:11:45,125
‫چیه؟

141
00:11:45,166 --> 00:11:48,325
‫امیدوار بودم فردا بریم یه غذای خوشمزه بخوریم.

142
00:11:48,375 --> 00:11:49,708
‫مهمون من.

143
00:11:50,791 --> 00:11:52,241
‫واقعا؟

144
00:11:52,291 --> 00:11:53,575
‫آره.

145
00:11:53,625 --> 00:11:56,458
‫به یه غذایی که دوست داری فکر کن.

146
00:11:58,833 --> 00:12:00,583
‫باشه.

147
00:12:01,416 --> 00:12:04,575
‫من دیگه میرم خونه.
‫تو هم به کارت برس، باشه؟

148
00:12:04,625 --> 00:12:05,750
‫مواظب خودت باش.

149
00:12:06,250 --> 00:12:07,833
‫باشه.

150
00:12:20,208 --> 00:12:23,075
‫همین برای من کافیه.

151
00:12:23,125 --> 00:12:25,491
‫همین که لبخندت رو ببینم

152
00:12:25,541 --> 00:12:28,416
‫و همیشه کنارت باشم.

153
00:12:29,041 --> 00:12:31,583
‫همین برام کافیه.

154
00:12:32,291 --> 00:12:37,375
‫فکر کنم از نظر فکری 15 سانت رشد کردم!

155
00:13:44,250 --> 00:13:47,000
‫چرا اینجایی و نخوابیدی؟

156
00:13:50,125 --> 00:13:52,958
‫متاسفم، این‌هه.

157
00:13:53,375 --> 00:13:55,325
‫اشکالی نداره.

158
00:13:55,375 --> 00:13:59,491
‫این کار رو برای خودم کردی.
‫ببخشید که عصبانی شدم.

159
00:13:59,541 --> 00:14:02,583
‫نه. می‌فهمم چرا عصبانی شدی.

160
00:14:03,125 --> 00:14:06,750
‫بخاطر مخفی کردنش بین خودتون ناراحت نیستم.

161
00:14:07,750 --> 00:14:11,866
‫ناراحتم بخاطر اینکه فکر نمی‌کنم بین تو و خواهرم

162
00:14:11,916 --> 00:14:14,041
‫حتی ذره‌ای امیدی به موفقیت باشه.

163
00:14:14,375 --> 00:14:15,500
‫چرا؟

164
00:14:16,166 --> 00:14:19,416
‫قبل از این اتفاق، اگه می‌گفتی دوستش داری،

165
00:14:20,041 --> 00:14:24,208
‫هنوز یه امیدی بود.
‫ولی حالا دیگه هیچ امیدی نیست.

166
00:14:24,541 --> 00:14:29,666
‫چرا دکتری مثل تو باید با همچین کسی وارد رابطه بشه؟

167
00:14:30,541 --> 00:14:31,241
‫این‌هه.

168
00:14:31,291 --> 00:14:35,791
‫حتی اگه بگی دیگه خواهرم رو
‫دوست نداری، حرفی ندارم.

169
00:14:37,083 --> 00:14:40,625
‫منم خیلی تعجب کردم، ولی...

170
00:14:41,750 --> 00:14:46,283
‫بیشتر از قبل فهمیدم که این‌هیونگ

171
00:14:46,333 --> 00:14:48,500
‫چقدر دوستت داره
‫و حاضره برای تو خودش رو فدا کنه.

172
00:14:48,916 --> 00:14:53,208
‫برای خواهر عزیزش حتی کار سختی
‫مثل این رو هم قبول کرد.

173
00:14:54,291 --> 00:14:58,533
‫راستش، حتی اگه خانواده باشین،
‫همچین کاری سخته.

174
00:14:58,583 --> 00:15:01,500
‫وقتی بزرگ‌تر بشی، خودت می‌فهمی.

175
00:15:03,333 --> 00:15:05,366
‫من یکم عجیبم، می‌دونی؟

176
00:15:05,416 --> 00:15:08,708
‫برای همین بیشتر از چیزایی که می‌بینم،
‫به چیزایی که حس می‌کنم اعتماد دارم.

177
00:15:09,166 --> 00:15:12,033
‫توی زندگی، چیزایی هستن که دیده نمی‌شن،

178
00:15:12,083 --> 00:15:14,458
‫ولی از همه مهم‌ترن.

179
00:15:36,000 --> 00:15:38,583
‫مگه گاوم؟

180
00:15:38,625 --> 00:15:41,366
‫یه کاسه فرنی گذاشتی جلوم که بریزم تو دهنم!

181
00:15:41,416 --> 00:15:42,950
‫به‌جاش برنج بده! برنج!

182
00:15:43,000 --> 00:15:45,158
‫عمرا! باید همین‌طوری بخوریش.

183
00:15:45,208 --> 00:15:46,991
‫کی گفته نمی‌تونم؟

184
00:15:47,041 --> 00:15:50,533
‫اگه شماره یه رستوران چینی یا یه جای
‫نزدیک دیگه رو داری، همین الان بیارش.

185
00:15:50,583 --> 00:15:52,616
‫عمرا!

186
00:15:52,666 --> 00:15:56,041
‫هی! هی، با توام!
‫نمی‌تونی همین‌طوری بری!

187
00:15:58,291 --> 00:15:59,908
‫آه، آره! آره، آره!

188
00:15:59,958 --> 00:16:02,291
‫شی‌اون، شی‌اون، هی شی‌اون!

189
00:16:04,625 --> 00:16:08,291
‫چرا نمیری یه...

190
00:16:08,708 --> 00:16:11,333
‫سونده‌گوک بیاری؟

191
00:16:12,166 --> 00:16:14,875
‫همین الان برو بیار!

192
00:16:15,291 --> 00:16:17,208
‫نمی‌تونم این کارو بکنم.

193
00:16:18,333 --> 00:16:22,375
‫اگه چیزی غیر از فرنی بخوری،
‫به گلوت فشار میاد.

194
00:16:23,083 --> 00:16:26,908
‫چه احمق دست‌وپاچلفتی‌ای.
‫تو اصلا چی می‌فهمی؟

195
00:16:26,958 --> 00:16:30,750
‫من خوب می‌فهمم.
‫دکترم.

196
00:16:31,541 --> 00:16:35,750
‫لطفا طبق دستور پزشک معالج عمل کن.
‫بدون کم و کاستی!

197
00:16:36,333 --> 00:16:40,416
‫آه، ای پسره نفهم!

198
00:16:51,208 --> 00:16:53,958
‫چرا بهم نگفتی؟

199
00:16:54,541 --> 00:16:58,833
‫رئیس جونگ باعث مرگ پدرم شده.

200
00:17:01,000 --> 00:17:03,241
‫از کجا شنیدی؟

201
00:17:03,291 --> 00:17:05,583
‫الان این مهمه؟

202
00:17:06,541 --> 00:17:09,866
‫چون فکر می‌کردم هنوز حالت خوب نشده

203
00:17:09,916 --> 00:17:14,283
‫و اگه بفهمی، بیشتر اذیت میشی.
‫پدرت هم نمی‌خواست بهت بگم.

204
00:17:14,333 --> 00:17:17,958
‫پس باید بعدا بهم می‌گفتی!

205
00:17:19,791 --> 00:17:20,658
‫متاسفم.

206
00:17:20,708 --> 00:17:23,791
‫با یه عذرخواهی ساده همه‌چی درست میشه؟

207
00:17:24,625 --> 00:17:26,658
‫چرا همیشه

208
00:17:26,708 --> 00:17:29,333
‫منو آدم بده نشون میدی؟

209
00:17:36,583 --> 00:17:38,333
‫پروفسور.

210
00:17:38,791 --> 00:17:39,575
‫چی شده؟

211
00:17:39,625 --> 00:17:42,658
‫بخش جراحی اطفال یه درخواست
‫برای رئیس فرستاده.

212
00:17:42,708 --> 00:17:45,875
‫ولی رئیس گفت بیارمش پیش شما، پروفسور.

213
00:17:46,291 --> 00:17:51,366
‫بیمارستان کودکان بوستون از هیئت علمی
‫ما درخواست مشاوره کرده.

214
00:17:51,416 --> 00:17:54,958
‫برای یکی از بچه‌های بستریه،
‫درباره یه عمل جراحی.

215
00:17:55,375 --> 00:17:57,033
‫این هیدروسفاله.

216
00:17:57,083 --> 00:18:00,750
‫درسته. یه بازیکن بیسبال حدود 11 ساله‌ست

217
00:18:00,791 --> 00:18:03,658
‫که سر تمرین ضربه شدیدی به سرش خورده.

218
00:18:03,708 --> 00:18:06,241
‫هیدروسفالش از همون موقع شروع شده.

219
00:18:06,291 --> 00:18:08,575
‫پس میشه از طریق شکم
‫براش «شنت وی‌پی» گذاشت.

220
00:18:08,625 --> 00:18:10,700
‫ظاهرا احتمال موفقیتش کمه.

221
00:18:10,750 --> 00:18:15,125
‫تا حالا 10 بار عملش کردن، ولی بخاطر
‫مشکل شکمی دیگه نمیشه این کارو کرد.

222
00:18:16,708 --> 00:18:20,825
‫سوال اصلی اینه که غیر از شنت وی‌پی،
‫روش جراحی دیگه‌ای هست؟

223
00:18:20,875 --> 00:18:22,708
‫نه، روش دیگه‌ای وجود نداره.

224
00:18:25,291 --> 00:18:29,083
‫آه، راستی، گفتن این بچه کره‌ایه.

225
00:18:29,125 --> 00:18:29,991
‫بچه کره‌ای؟

226
00:18:30,041 --> 00:18:32,833
‫قبل از انتقالش به بوستون،
‫توی بیمارستان ته‌یانگ درمان می‌شده.

227
00:18:34,333 --> 00:18:36,083
‫دکتر پارک.

228
00:18:36,541 --> 00:18:38,916
‫می‌دونی این چیه؟

229
00:18:39,250 --> 00:18:41,283
‫می‌دونم.

230
00:18:41,333 --> 00:18:43,241
‫نظرت چیه؟

231
00:18:43,291 --> 00:18:47,208
‫به نظر من، به‌جز شنت وی‌پی
‫روش جراحی دیگه‌ای وجود نداره. ولی...

232
00:18:48,333 --> 00:18:50,875
‫روش دیگه‌ای نیست...ولی چی؟ بعدش چی؟

233
00:18:51,333 --> 00:18:55,791
‫همین. دیگه چیزی نیست.

234
00:18:58,333 --> 00:19:00,458
‫فکر کنم راه دیگه‌ای وجود نداره.

235
00:19:00,500 --> 00:19:02,033
‫پس همین نظر رو براشون می‌فرستیم.

236
00:19:02,083 --> 00:19:03,708
‫چشم.

237
00:19:14,166 --> 00:19:16,583
‫حالا می‌خوای وانمود کنی
‫که هیچ اتفاقی نیفتاده؟

238
00:19:17,458 --> 00:19:20,908
‫لطفا پیغام منو واضح به رئیس جونگ برسون.

239
00:19:20,958 --> 00:19:23,658
‫اگه این‌طوری فریبم بدی،

240
00:19:23,708 --> 00:19:26,575
‫یه روز تلافیش رو سرت درمیارم.

241
00:19:26,625 --> 00:19:28,250
‫تلافی کردن کاری نیست که...

242
00:19:28,833 --> 00:19:32,375
‫آدم ضعیف بتونه در برابر آدم قدرتمند انجام بده.

243
00:19:32,416 --> 00:19:34,950
‫فقط آدم‌های قدرتمند می‌تونن
‫از همدیگه تلافی کنن.

244
00:19:35,000 --> 00:19:36,283
‫پس...

245
00:19:36,333 --> 00:19:40,625
‫این موضوع ربطی به خانم مدیر یو
‫یا بنیاد سونگ‌وون نداره.

246
00:19:42,000 --> 00:19:44,116
‫مگه هدفت این نبود که رئیس لی رو کنار بزنی

247
00:19:44,166 --> 00:19:46,241
‫و بنیاد رو پس بگیری؟

248
00:19:46,291 --> 00:19:48,283
‫هدفم عوض شده،

249
00:19:48,333 --> 00:19:51,908
‫حالا می‌خوام از بنیادی که پدرم ساخته محافظت کنم.

250
00:19:51,958 --> 00:19:55,033
‫اینکه تو رو جای رئیس لی بذاریم،

251
00:19:55,083 --> 00:19:58,366
‫در واقع ملاحظه‌ای بود که
‫رئیس جونگ برای جبران گذشته

252
00:19:58,416 --> 00:20:00,158
‫و اتفاقات اون موقع در حقت کرد.

253
00:20:00,208 --> 00:20:02,500
‫من به عذرخواهی

254
00:20:02,541 --> 00:20:03,750
‫یا ملاحظه اون نیاز ندارم.

255
00:20:04,500 --> 00:20:06,333
‫اصلا بهش نیازی ندارم.

256
00:20:17,333 --> 00:20:20,658
‫باید خیلی منتظر بمونیم
‫تا بیمار رو به بخش بیارن؟

257
00:20:20,708 --> 00:20:21,991
‫خیلی زود میارنش.

258
00:20:22,041 --> 00:20:24,158
‫دوره بهبودی بیش از انتظار طول کشید.

259
00:20:24,208 --> 00:20:26,783
‫اگه بیدار بشه، فکر کنم خیلی می‌ترسه.

260
00:20:26,833 --> 00:20:28,116
‫برای همین نگرانم.

261
00:20:28,166 --> 00:20:30,916
‫این کثافت لعنتی!

262
00:20:32,125 --> 00:20:35,125
‫آخه چیز دیگه‌ای پیدا نکردی
‫که به یه بچه آسیب زدی؟

263
00:20:35,666 --> 00:20:40,075
‫فقط گیرم بیفتی، زندگیت رو نابود می‌کنم!

264
00:20:40,125 --> 00:20:44,158
‫اگه پیداش بشه، تو اولین نفری هستی
‫که فرار می‌کنی.

265
00:20:44,208 --> 00:20:45,783
‫واقعا؟

266
00:20:45,833 --> 00:20:48,500
‫نابودش می‌کنم؟ چی رو نابود کنم آخه؟

267
00:20:49,083 --> 00:20:51,541
‫اون نیست؟

268
00:21:01,166 --> 00:21:03,291
‫یونگ‌سو.

269
00:21:10,166 --> 00:21:13,033
‫هیچ‌کس مجرم رو ندیده.

270
00:21:13,083 --> 00:21:16,541
‫برای همین فکر کردم شاید این بچه دیده باشه.

271
00:21:18,500 --> 00:21:20,450
‫میشه بعدا بیای؟

272
00:21:20,500 --> 00:21:21,575
‫متاسفم.

273
00:21:21,625 --> 00:21:26,375
‫باید زود دستگیرش کنیم
‫تا نتونه به کس دیگه‌ای آسیب بزنه.

274
00:21:27,250 --> 00:21:29,408
‫یونگ‌سو هنوز حالش پایدار نشده،

275
00:21:29,458 --> 00:21:31,491
‫خیلی خیلی خسته میشه.

276
00:21:31,541 --> 00:21:33,750
‫ازتون می‌خوام درک کنین.

277
00:21:36,083 --> 00:21:38,291
‫لطفا یکم همکاری کنین.

278
00:21:44,583 --> 00:21:47,116
‫هی یونگ‌سو،

279
00:21:47,166 --> 00:21:52,041
‫می‌تونی قیافه اون مرد بد رو یادت بیاری؟

280
00:21:55,416 --> 00:21:58,575
‫نه! یونگ‌سوی منه!

281
00:21:58,625 --> 00:22:00,541
‫نه!

282
00:22:04,375 --> 00:22:06,333
‫یونگ‌سو، آه...

283
00:22:16,875 --> 00:22:21,041
‫یونگ‌سو، یونگ‌سو...یونگ‌سو.

284
00:22:23,416 --> 00:22:25,416
‫یونگ‌سو.

285
00:22:26,708 --> 00:22:30,166
‫فکر کنم شوکه شده.
‫امروز دیگه تا همینجا کافیه.

286
00:22:34,500 --> 00:22:36,575
‫مردم نمی‌دونن...

287
00:22:36,625 --> 00:22:39,200
‫آدم وقتی توی بچگی ضربه شدیدی می‌خوره
‫یا آسیب روحی می‌بینه،

288
00:22:39,250 --> 00:22:42,241
‫چه حسی پیدا می‌کنه.

289
00:22:42,291 --> 00:22:46,491
‫توی ذهنش زخمی به بزرگی
‫یه سالن ورزشی شکل می‌گیره.

290
00:22:46,541 --> 00:22:49,075
‫و به این راحتی از بین نمیره.

291
00:22:49,125 --> 00:22:51,866
‫هرچی بیشتر سعی کنی بهش فکر نکنی،

292
00:22:51,916 --> 00:22:56,083
‫اون زخم هر روز بیشتر درد می‌گیره.

293
00:22:57,833 --> 00:23:02,866
‫اگه اینو می‌دونی،
‫باید بدونی با یونگ‌سو چیکار کنی.

294
00:23:02,916 --> 00:23:04,333
‫بله.

295
00:23:05,000 --> 00:23:08,991
‫فقط باید باور کنه که
‫یه آدم خیلی قوی کنارش هست.

296
00:23:09,041 --> 00:23:10,908
‫یه آدم قوی؟

297
00:23:10,958 --> 00:23:13,158
‫ممکنه یه نفر باعث ترسش بشه،

298
00:23:13,208 --> 00:23:15,700
‫ولی در کنارش یه آدم قوی‌تر و مهربون هم هست.

299
00:23:15,750 --> 00:23:18,700
‫باید اینو بهش بفهمونم.

300
00:23:18,750 --> 00:23:21,366
‫برای من، هیونگ همون آدم بود،

301
00:23:21,416 --> 00:23:24,125
‫همچنین شما.

302
00:23:45,333 --> 00:23:46,491
‫چیکار می‌کنین؟

303
00:23:46,541 --> 00:23:48,033
‫مگه معلوم نیست؟

304
00:23:48,083 --> 00:23:49,616
‫داریم به کیسه بوکس ضربه می‌زنیم!

305
00:23:49,666 --> 00:23:51,075
‫چرا بهش ضربه می‌زنین؟

306
00:23:51,125 --> 00:23:53,825
‫گفتن اگه زیاد بهش ضربه بزنیم،
‫توی دعوا قوی‌تر میشیم.

307
00:23:53,875 --> 00:23:56,283
‫دعوا کردن کار بدیه.
‫نباید دعوا کنین.

308
00:23:56,333 --> 00:23:59,408
‫حتی اگه نخوام دعوا کنم،
‫وقتی بچه‌ها مدام اذیتم می‌کنن، چیکار کنم؟

309
00:23:59,458 --> 00:24:01,658
‫فقط بشینم و بذارم منو بزنن؟

310
00:24:01,708 --> 00:24:05,500
‫دکتر، تو هم امتحان کن.
‫خیلی باحاله.

311
00:24:07,500 --> 00:24:09,500
‫بزن!

312
00:24:12,416 --> 00:24:14,200
‫نه، این‌طوری نه.

313
00:24:14,250 --> 00:24:17,241
‫باید دستت رو این‌طوری بکشیش.

314
00:24:17,291 --> 00:24:19,833
‫بووم! این‌طوری.

315
00:24:21,416 --> 00:24:22,991
‫بووم.

316
00:24:23,041 --> 00:24:26,208
‫آفرین، دقیقا همینه.

317
00:24:27,583 --> 00:24:32,708
‫بووم... بووم. بووم. بووم. بووم.

318
00:24:43,708 --> 00:24:45,500
‫این‌هه،

319
00:24:46,833 --> 00:24:49,500
‫بیا با هم حرف بزنیم.

320
00:24:52,750 --> 00:24:56,825
‫می‌دونم. اشتباه کردم.

321
00:24:56,875 --> 00:24:59,908
‫من به خاطر اشتباه تو این‌طوری نیستم.

322
00:24:59,958 --> 00:25:02,375
‫تو هیچ کار اشتباهی نکردی.

323
00:25:03,041 --> 00:25:08,575
‫من عصبانی و ناراحتم، چون می‌دونم
‫همیشه سربار تو می‌مونم.

324
00:25:08,625 --> 00:25:13,625
‫تو تنها خواهر کوچیک منی.
‫این چه حرفیه که می‌زنی؟

325
00:25:17,250 --> 00:25:19,283
‫می‌خوام فردا از بیمارستان مرخص بشم.

326
00:25:19,333 --> 00:25:20,158
‫این‌هه!

327
00:25:20,208 --> 00:25:25,241
‫از دیروز حس می‌کنم روی تختی از خار خوابیدم.

328
00:25:25,291 --> 00:25:26,450
‫از بیمارستان خوشم نمیاد.

329
00:25:26,500 --> 00:25:28,625
‫اونجا استعفا دادم.

330
00:25:29,541 --> 00:25:32,125
‫دیگه اون کار رو نمی‌کنم.

331
00:25:33,500 --> 00:25:35,625
‫بیا عملت رو انجام بدیم.

332
00:25:36,500 --> 00:25:40,291
‫همه پولش رو جمع کردم.

333
00:26:11,125 --> 00:26:13,450
‫مادرت حالش خوبه؟

334
00:26:13,500 --> 00:26:15,325
‫شنیدم تیروئیدش مشکل داره.

335
00:26:15,375 --> 00:26:17,166
‫خوبه.

336
00:26:17,791 --> 00:26:20,408
‫راه درمان دیگه‌ای نیست؟

337
00:26:20,458 --> 00:26:22,416
‫نه.

338
00:26:23,041 --> 00:26:26,158
‫هیچ‌وقت راه‌حل ساده‌ای وجود نداره.

339
00:26:26,208 --> 00:26:28,333
‫سلام.

340
00:26:35,291 --> 00:26:38,658
‫کی بهت اجازه داد بشینی؟

341
00:26:38,708 --> 00:26:41,200
‫هنوز سال اولی،
‫بعد با خیال راحت غذا می‌خوری؟

342
00:26:41,250 --> 00:26:41,991
‫بله.

343
00:26:42,041 --> 00:26:46,291
‫سون‌جو گفت یه مدت کوتاه جای من
‫توی اورژانس می‌مونه، برای همین اومدم.

344
00:26:55,083 --> 00:26:59,750
‫آه، رئیس. باز هم یه روز بیا خونه‌مون.

345
00:27:00,375 --> 00:27:04,158
‫اگه دوباره اومدی، بیست بسته
‫سوپ گوشت تند برات سفارش دادم.

346
00:27:04,208 --> 00:27:06,825
‫درست قبل از اینکه تموم بشه،
‫تونستم سفارشش بدم.

347
00:27:06,875 --> 00:27:09,325
‫حالا می‌تونی هرچقدر خواستی، بخوری.

348
00:27:09,375 --> 00:27:12,783
‫چـ چـ چرا باید بیام خونه تو؟

349
00:27:12,833 --> 00:27:16,033
‫سونبه، تو هم بیا.

350
00:27:16,083 --> 00:27:20,366
‫من کار دارم.
‫فقط از رئیس خوب پذیرایی کن.

351
00:27:20,416 --> 00:27:21,875
‫هی.

352
00:27:30,791 --> 00:27:33,208
‫اون حق داره این‌طوری رفتار کنه.

353
00:27:34,166 --> 00:27:37,000
‫من حرفی برای گفتن به شی‌وون ندارم.

354
00:27:38,083 --> 00:27:42,625
‫دکتر پارک فقط ظاهرش این‌طوریه،
‫ولی باطنش این‌طور نیست.

355
00:27:43,208 --> 00:27:46,916
‫پدر یا مادر...

356
00:27:48,583 --> 00:27:52,333
‫هیچ‌کدوممون نتونستیم
‫به زندگی شی‌اون کمک کنیم.

357
00:27:53,250 --> 00:27:55,616
‫یه کم دیگه خودش می‌فهمه.

358
00:27:55,666 --> 00:28:00,125
‫می‌فهمه چقدر خوش‌شانسه
‫که شما دوتا رو داره.

359
00:28:03,375 --> 00:28:08,158
‫الان بزرگ شده،
‫ولی داره روزبه‌روز بیشتر بالغ میشه.

360
00:28:08,208 --> 00:28:12,166
‫پس فقط بهش اعتماد کنین
‫و یه کم دیگه صبر کنین.

361
00:28:17,666 --> 00:28:21,158
‫کارهایی که باید توی این 20 سال
‫براش انجام می‌دادم...

362
00:28:21,208 --> 00:28:25,125
‫دکتر، شما توی این چند ماه
‫براش انجامشون دادین.

363
00:28:28,083 --> 00:28:32,541
‫لطفا همیشه شی‌اون ما رو تشویق کنین

364
00:28:33,500 --> 00:28:37,250
‫و ممنونم که با محبت و گرمی
‫باهاش رفتار کردین.

365
00:28:53,666 --> 00:28:57,625
‫شنیدم قراره عمل کنی.

366
00:29:00,083 --> 00:29:02,491
‫نگران نباش، همه‌چی خوب پیش میره.

367
00:29:02,541 --> 00:29:04,658
‫دکتر...

368
00:29:04,708 --> 00:29:08,083
‫زندگی همیشه این‌قدر سخته؟

369
00:29:09,833 --> 00:29:12,241
‫دقیق نمی‌دونم،

370
00:29:12,291 --> 00:29:14,241
‫ولی فکر کنم همین‌طوره.

371
00:29:14,291 --> 00:29:18,825
‫حس می‌کنم حتی اگه عمل هم بکنم،
‫چیزی بهتر نمیشه.

372
00:29:18,875 --> 00:29:21,041
‫به خاطر خواهرت اینو میگی؟

373
00:29:22,750 --> 00:29:26,075
‫خواهرت خوشحال میشه.

374
00:29:26,125 --> 00:29:28,583
‫مطمئن باش واقعا خوشحال میشه.

375
00:29:34,125 --> 00:29:36,158
‫امروز کشیک نیستی؟

376
00:29:36,208 --> 00:29:40,208
‫امروز از سونبه هان خواستم
‫جای من کشیک بده.

377
00:29:40,666 --> 00:29:43,241
‫چون می‌خوای برام یه غذای خوشمزه بخری؟

378
00:29:43,291 --> 00:29:44,533
‫چی؟

379
00:29:44,583 --> 00:29:47,075
‫می‌خوای چی برام بخری؟

380
00:29:47,125 --> 00:29:49,041
‫می‌خوای چی برام بخری؟

381
00:29:58,333 --> 00:30:00,375
‫زود باش، بگو!

382
00:30:00,708 --> 00:30:02,158
‫یه رازه.

383
00:30:02,208 --> 00:30:05,958
‫بالاخره یه کم دیگه می‌خوریمش،
‫چرا راز نگهش می‌داری؟

384
00:30:06,500 --> 00:30:11,241
‫گالبی یا سوشی با ساشیمی،
‫خوک ترش و شیرین،

385
00:30:11,291 --> 00:30:15,625
‫خوراک ماهی...این روزا هوس کردم...

386
00:30:26,791 --> 00:30:29,741
‫مگه فقط روزها رانندگی می‌کنه؟

387
00:30:29,791 --> 00:30:32,000
‫چرا شب‌ها این‌قدر بد می‌بینه؟

388
00:30:32,750 --> 00:30:34,325
‫خوبی؟

389
00:30:34,375 --> 00:30:36,833
‫خوبم.

390
00:30:38,000 --> 00:30:41,708
‫هی، می‌خوای چی برام درست کنی؟

391
00:30:43,416 --> 00:30:45,083
‫یه رازه.

392
00:30:57,541 --> 00:31:00,750
‫مگه برای خرید اسپاگتی به ایتالیا رفتی؟

393
00:31:02,416 --> 00:31:05,325
‫ببخشید، یه کم صبر کن.

394
00:31:05,375 --> 00:31:08,366
‫فقط باید نودل‌ها رو بپزم.

395
00:31:08,416 --> 00:31:10,666
‫تازه می‌خوای نودل‌ها رو بجوشونی؟

396
00:31:23,666 --> 00:31:29,166
‫چطور با سوم‌یون، اسپاگتی درست می‌کنی؟

397
00:31:29,708 --> 00:31:34,000
‫یادم رفت و سوم‌یون خریدم. آخه...

398
00:31:35,000 --> 00:31:38,875
‫این دیگه نودل ضیافتی نیست، اسپاگتی ضیافتیه!

399
00:31:39,625 --> 00:31:41,750
‫مهم اینه خوشمزه باشه.

400
00:31:48,750 --> 00:31:50,625
‫چطوره؟

401
00:31:53,250 --> 00:31:56,625
‫هی، خودت امتحانش کن.

402
00:32:08,166 --> 00:32:12,500
‫طعمش مثل کچاپ تند
‫با پیاز خردشده و برنجه.

403
00:32:14,125 --> 00:32:17,333
‫دیگه به خودت اجازه نده
‫دوباره برام غذا درست کنی!

404
00:32:17,875 --> 00:32:20,166
‫ببخشید.

405
00:32:22,500 --> 00:32:24,666
‫بیا یه قرار بذاریم.

406
00:32:25,208 --> 00:32:28,708
‫هیچ‌کدوممون دیگه آشپزی نکنیم.

407
00:32:29,750 --> 00:32:32,125
‫فکر خوبیه.

408
00:32:32,666 --> 00:32:34,491
‫موافقم.

409
00:32:34,541 --> 00:32:37,408
‫خیلی زود موافقت می‌کنی.

410
00:32:37,458 --> 00:32:40,250
‫برو کیمباپ مثلثی بیار. گرسنه‌ام.

411
00:32:45,208 --> 00:32:47,458
‫آفرین.

412
00:32:56,166 --> 00:33:00,208
‫تمام روز کجا بودی؟
‫توی دفترت نبودی.

413
00:33:01,875 --> 00:33:05,875
‫همین‌طوری...این‌ور و اون‌ور.

414
00:33:07,708 --> 00:33:10,166
‫رابطه‌ام رو با رئیس جونگ تموم کردم.

415
00:33:11,791 --> 00:33:13,616
‫آفرین.

416
00:33:13,666 --> 00:33:15,583
‫چه فایده؟

417
00:33:16,958 --> 00:33:21,125
‫اطلاعات مالی صندوقمون رو...
‫قبلا در اختیارشون گذاشتم.

418
00:33:23,541 --> 00:33:25,625
‫حالا باید چیکار کنم؟

419
00:33:26,250 --> 00:33:28,958
‫از وقتی به دنیا اومدم،
‫هیچ‌وقت این‌قدر سردرگم نبودم.

420
00:33:29,750 --> 00:33:31,958
‫حتی وقتی پدرم فوت کرد،

421
00:33:33,416 --> 00:33:36,125
‫این‌قدر سردرگم نشدم.

422
00:33:36,541 --> 00:33:40,700
‫از این به بعد فقط باید درست پیش بری.
‫هنوز برای جبران دیر نشده.

423
00:33:40,750 --> 00:33:42,250
‫من...

424
00:33:43,416 --> 00:33:46,125
‫نمی‌دونم برای چی دارم زندگی می‌کنم.

425
00:33:48,791 --> 00:33:51,166
‫این کارها رو برای خودم نکردم.

426
00:33:51,833 --> 00:33:54,541
‫بخاطر شخص خاص دیگه‌ای هم نبود.

427
00:33:58,500 --> 00:34:00,033
‫واقعا نمی‌دونم.

428
00:34:00,083 --> 00:34:02,375
‫این کارو برای من کردی.

429
00:34:02,958 --> 00:34:04,333
‫نه.

430
00:34:05,125 --> 00:34:07,208
‫برای خودم کردم.

431
00:34:07,791 --> 00:34:10,041
‫فقط وانمود می‌کردم بخاطر توئه.

432
00:34:12,708 --> 00:34:17,750
‫می‌خوام خاطرات خوبمون رو دوباره پیدا کنم.

433
00:34:18,375 --> 00:34:21,041
‫خاطره اینکه واقعا می‌خواستم بهت کمک کنم، اوپا.

434
00:34:22,666 --> 00:34:25,166
‫وقتی سعی می‌کردم خاطرات بد رو پاک کنم،

435
00:34:27,541 --> 00:34:32,166
‫حتی خاطرات خوبمون هم از یادم رفت.

436
00:34:33,500 --> 00:34:36,200
‫اون روزایی که واقعا عاشق هم بودیم،

437
00:34:36,250 --> 00:34:38,500
‫خاطرات خوشبختیمون...

438
00:34:40,625 --> 00:34:43,291
‫حس می‌کنم ذهنم خالی شده.

439
00:34:44,375 --> 00:34:46,916
‫مثل یه خونه خالی که
‫هیچ‌کس توش زندگی نمی‌کنه.

440
00:35:00,187 --> 00:35:10,187
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

441
00:35:23,458 --> 00:35:25,241
‫اشکالی نداره، مامان.

442
00:35:25,291 --> 00:35:27,500
‫نمی‌خوام با اون پسر آشنا بشم.

443
00:35:29,541 --> 00:35:31,450
‫نمی‌خوام. نمی‌خوام.

444
00:35:31,500 --> 00:35:34,458
‫دادستان هم باشه، نه، حتی اگه
‫دادستان کل هم باشه، نمی‌خوام.

445
00:35:37,000 --> 00:35:41,000
‫اوه، صدا هی قطع و وصل میشه...

446
00:35:41,041 --> 00:35:42,450
‫الو؟

447
00:35:42,500 --> 00:35:45,450
‫اوه...مامان، صدات رو نمی‌شنوم...

448
00:35:45,500 --> 00:35:48,916
‫مامان؟ صدات رو نمی‌شنوم...اوه.

449
00:35:59,375 --> 00:36:03,000
‫آخه تو این سن و سال،
‫قرار گذاشتن دیگه چیه؟ خیلی خجالت‌آوره.

450
00:36:03,583 --> 00:36:05,283
‫فقط یه بار برو.

451
00:36:05,333 --> 00:36:08,083
‫اگه دادستانه، آدم خوبیه، مگه نه؟

452
00:36:08,708 --> 00:36:12,791
‫بسه دیگه.
‫فعلا دوست ندارم کسیو ببینم.

453
00:36:12,833 --> 00:36:17,166
‫منم دوست دارم در آینده نزدیک
‫با یکی آشنا بشم.

454
00:36:17,875 --> 00:36:20,500
‫اوه، واقعا؟

455
00:36:21,541 --> 00:36:24,033
‫بعدا یکی رو بهت معرفی کنم؟

456
00:36:24,083 --> 00:36:25,458
‫آره.

457
00:36:26,583 --> 00:36:30,541
‫حتما. دور و برمون که پر از آدم مجرده.

458
00:36:32,208 --> 00:36:36,283
‫هی، می‌خوای عکس طرف رو ببینی؟

459
00:36:36,333 --> 00:36:38,250
‫خیلی بامزه‌ست.

460
00:36:42,166 --> 00:36:43,541
‫چرا می‌خندی؟

461
00:36:44,250 --> 00:36:47,791
‫شبیه ولدمورتِ هری پاتره.

462
00:36:52,291 --> 00:36:56,408
‫پس من چی؟
‫شبیه هرماینی‌ام که هیکل خدادادی دارم؟

463
00:36:56,458 --> 00:36:58,458
‫همه‌چی لو رفت.

464
00:36:59,375 --> 00:37:00,616
‫چی لو رفت؟

465
00:37:00,666 --> 00:37:04,116
‫اینکه هیکل خدادادی سر شام کاری قبلی لو رفت.

466
00:37:04,166 --> 00:37:08,416
‫این لقب رو بقیه بهت نداده بودن،
‫بله خودت روی خودت گذاشتی.

467
00:37:10,208 --> 00:37:11,875
‫از دست این بچه‌ها...

468
00:37:13,083 --> 00:37:16,408
‫نمی‌دونم چرا اون شب گوشم هی می‌خارید.

469
00:37:16,458 --> 00:37:18,583
‫تو هم چیزی نگفتی؟

470
00:37:18,625 --> 00:37:22,125
‫وقتی فهمیدی حرفشون درسته،
‫باید ازم دفاع می‌کردی.

471
00:37:22,625 --> 00:37:25,916
‫این‌قدر حواسم به گوشت پرت بود که نتونستم.

472
00:37:26,000 --> 00:37:29,200
‫مگه تا اون موقع گوشت ندیدی و نخورده بودی؟

473
00:37:29,250 --> 00:37:31,700
‫خب من از کجا باید می‌دونستم؟

474
00:37:31,750 --> 00:37:36,408
‫نه، باید می‌گفتی حرفشون درسته،
‫حقیقت داره.

475
00:37:36,458 --> 00:37:39,958
‫من از کجا بدونم درسته یا نه؟!

476
00:37:40,666 --> 00:37:43,616
‫پس این حرفت یعنی حقیقت نداره.

477
00:37:43,666 --> 00:37:45,958
‫من می‌گم حقیقت داره.

478
00:37:47,875 --> 00:37:49,750
‫دکتر هیکل خدادادی.

479
00:38:03,500 --> 00:38:05,700
‫چیزی نیست، یونگ‌سو.

480
00:38:05,750 --> 00:38:07,875
‫این دکتره.

481
00:38:19,500 --> 00:38:23,950
‫فکر کنم از گوشی پزشکی می‌ترسه.

482
00:38:24,000 --> 00:38:26,908
‫علائم اختلال استرس پس از سانحه داره.

483
00:38:26,958 --> 00:38:30,125
‫گوشی پزشکی رو مثل یه سلاح می‌بینه.

484
00:38:31,000 --> 00:38:33,041
‫نباید فورا درمانش کنیم؟

485
00:38:33,791 --> 00:38:36,116
‫چرا، باید درمانش کنیم، ولی...

486
00:38:36,166 --> 00:38:39,491
‫برای اینکه درمان موثر باشه،
‫بدنش باید یه کم بهبود پیدا کنه.

487
00:38:39,541 --> 00:38:42,200
‫بعد از عمل، دردهای جسمی

488
00:38:42,250 --> 00:38:45,741
‫روی ترس و وضعیت روحیش اثر میذاره.

489
00:38:45,791 --> 00:38:48,866
‫پس تا وقتی وضعیت جسمیش بهتر بشه،
‫همین‌طوری رهاش کنیم؟

490
00:38:48,916 --> 00:38:52,783
‫خب، من می‌تونم از همین الان شروع کنم.

491
00:38:52,833 --> 00:38:54,625
‫درمان رو شروع کنیم؟

492
00:38:58,500 --> 00:38:59,991
‫فعلا بذارین به حال خودش باشه.

493
00:39:00,041 --> 00:39:01,916
‫ما خودمون سعی می‌کنیم ازش مراقبت کنیم.

494
00:39:26,375 --> 00:39:28,908
‫شما بچه‌ها اینجا چیکار می‌کنین؟

495
00:39:28,958 --> 00:39:30,283
‫داریم کلوچه می‌خوریم.

496
00:39:30,333 --> 00:39:32,866
‫می‌خوای با ما بخوری؟

497
00:39:32,916 --> 00:39:36,783
‫آها، راستی. از این به بعد می‌تونی
‫بدون هیچ شرطی وارد گروه ما بشی.

498
00:39:36,833 --> 00:39:38,583
‫درسته.

499
00:39:46,875 --> 00:39:49,908
‫یه‌اون، تا یه مدت نباید چیزهای آردی بخوری.

500
00:39:49,958 --> 00:39:52,241
‫وو رام، تو نباید غذای چرب بخوری.

501
00:39:52,291 --> 00:39:55,625
‫هو سوک، تو هم نباید شیرینی یا کلوچه بخوری.

502
00:39:56,333 --> 00:39:58,450
‫نمیشه فقط یه کم بخوریم؟

503
00:39:58,500 --> 00:39:59,616
‫نمیشه.

504
00:39:59,666 --> 00:40:02,533
‫باید حواست به غذایی که می‌خوری باشه
‫تا زودتر خوب بشی و مرخصتت کنن.

505
00:40:02,583 --> 00:40:04,408
‫همه این خوراکی‌ها رو ازتون می‌گیرم.

506
00:40:04,458 --> 00:40:07,750
‫می‌ذارمشون توی اتاق سرپرستار.
‫موقع مرخص شدن، می‌تونین برشون دارین.

507
00:40:24,625 --> 00:40:27,500
‫همه‌شو استفاده کرد.
‫واقعا همه‌شو استفاده کرد.

508
00:40:34,125 --> 00:40:36,408
‫ممکنه یه نفر باعث ترسش بشه،

509
00:40:36,458 --> 00:40:39,033
‫ولی در کنارش یه آدم قوی‌تر و مهربون هم هست.

510
00:40:39,083 --> 00:40:42,366
‫باید اینو بهش بفهمونم.

511
00:40:42,416 --> 00:40:45,325
‫برای من، هیونگ همون آدم بود،

512
00:40:45,375 --> 00:40:48,041
‫همچنین شما.

513
00:41:10,208 --> 00:41:12,450
‫این همون چیزیه که دیروز از بوستون فرستادن؟

514
00:41:12,500 --> 00:41:14,208
‫آره.

515
00:41:15,000 --> 00:41:19,083
‫بعد از اینکه پیشنهادمون رو دادیم،
‫یه کم احساس ناامیدی کردم.

516
00:41:19,791 --> 00:41:20,658
‫چی شده؟

517
00:41:20,708 --> 00:41:24,041
‫به نظرم باید یه راهی وجود داشته باشه.

518
00:41:24,666 --> 00:41:26,783
‫ذهنم رو درگیر کرده.

519
00:41:26,833 --> 00:41:29,366
‫پس اون‌قدر بهش فکر کن تا ذهنت باز بشه.

520
00:41:29,416 --> 00:41:30,708
‫باشه.

521
00:41:55,791 --> 00:41:59,416
‫از دیروز نتونستم مدام وضعیتش رو بررسی کنم.

522
00:42:05,875 --> 00:42:09,125
‫یونگ‌سو، قشنگه، نه؟

523
00:42:10,291 --> 00:42:14,083
‫چیز ترسناکی نیست، پس نترس.

524
00:42:28,458 --> 00:42:32,116
‫لازم نیست بترسی.
‫من توی دعوا خیلی واردم.

525
00:42:32,166 --> 00:42:34,700
‫این دکتر هم خوب می‌دونه.

526
00:42:34,750 --> 00:42:35,825
‫درسته، یونگ‌سو.

527
00:42:35,875 --> 00:42:39,958
‫پروفسورمون مثل وون‌بین
‫توی فیلم «مردی از هیچ‌کجا»ست.

528
00:42:57,500 --> 00:42:58,875
‫داری می‌خندی؟

529
00:43:00,291 --> 00:43:01,866
‫من نخندیدم.

530
00:43:01,916 --> 00:43:04,541
‫مدام زیرزیرکی می‌خندیدی.

531
00:43:07,000 --> 00:43:09,125
‫گوشی پزشکی...

532
00:43:14,416 --> 00:43:16,791
‫چیه؟ چشه؟

533
00:43:17,666 --> 00:43:20,333
‫ممنون که ازش استفاده کردی.

534
00:43:20,791 --> 00:43:22,825
‫پس میگی بندازمش یه گوشه همینطور بمونه؟

535
00:43:22,875 --> 00:43:26,791
‫نه، لطفا از این به بعد زیاد ازش استفاده کنین.

536
00:43:52,208 --> 00:43:54,250
‫چیه؟

537
00:43:57,625 --> 00:43:58,991
‫اون چیه؟

538
00:43:59,041 --> 00:44:02,541
‫کارت هدیه برای مجتمع تفریحی هتل پینکه.

539
00:44:03,708 --> 00:44:06,158
‫میگن اون مجتمع تفریحی واقعا حرف نداره.

540
00:44:06,208 --> 00:44:08,708
‫میگن امکانات مراقبت از پوستش هم خیلی خوبه.

541
00:44:09,833 --> 00:44:12,408
‫پرستار ارشد، شما باید برین.
‫من کی وقت تفریح دارم؟

542
00:44:12,458 --> 00:44:14,200
‫بعدا می‌تونی بری.

543
00:44:14,250 --> 00:44:17,333
‫اگه تاریخ انقضاش رو ببینی،
‫تا آخر امسال اعتبار داره.

544
00:44:24,458 --> 00:44:28,783
‫اگه کسی رو نداری که باهاش بری...من می‌تونم...

545
00:44:28,833 --> 00:44:31,491
‫چرا باید با تو برم؟

546
00:44:31,541 --> 00:44:34,533
‫ممکنه تنهایی حوصله‌ت سر بره.

547
00:44:34,583 --> 00:44:35,908
‫وای، واقعا که...

548
00:44:35,958 --> 00:44:38,533
‫باز شروع کردی؟

549
00:44:38,583 --> 00:44:40,575
‫منظورم خوب بود...

550
00:44:40,625 --> 00:44:42,700
‫داری با مافوقت چیکار می‌کنی؟!

551
00:44:42,750 --> 00:44:43,908
‫این دیگه آزار و اذیته.

552
00:44:43,958 --> 00:44:47,616
‫نه، نه. چه فکرهایی می‌کنی؟

553
00:44:47,666 --> 00:44:49,991
‫خوب گوش نمیدی.
‫گفتم اگه دوست داشتی منم میام.

554
00:44:50,041 --> 00:44:52,950
‫مهم نیست چی میگی.
‫همش داری سرمو می‌بری.

555
00:44:53,000 --> 00:44:54,700
‫دیگه رسما گزارشت رو میدم.

556
00:44:54,750 --> 00:44:57,325
‫واقعا رو اعصاب میری.

557
00:44:57,375 --> 00:44:59,583
‫این چه حرفیه.

558
00:45:05,125 --> 00:45:07,083
‫چرا؟

559
00:45:08,125 --> 00:45:13,000
‫عجیبه که هیچ کاری نمی‌کنم؟

560
00:45:15,916 --> 00:45:17,908
‫حتما خوشحالی.

561
00:45:17,958 --> 00:45:21,166
‫چون دیگه وقت زیادی برام نمونده.

562
00:45:21,541 --> 00:45:23,908
‫لطفا این حرف‌ها رو نزن.

563
00:45:23,958 --> 00:45:25,625
‫ولی...

564
00:45:26,500 --> 00:45:29,291
‫توی همین مدت باقی‌مونده...

565
00:45:29,958 --> 00:45:33,208
‫تو هم باید عذاب بکشی.

566
00:45:34,208 --> 00:45:36,325
‫فکر می‌کنی من می‌تونم...

567
00:45:36,375 --> 00:45:39,783
‫آروم و بی‌دردسر از این دنیا برم؟

568
00:45:39,833 --> 00:45:42,325
‫حالا با قلبت تصمیم بگیر.

569
00:45:42,375 --> 00:45:45,658
‫برای آخرین بار، برای شی‌اون پدر باش.

570
00:45:45,708 --> 00:45:48,450
‫مگه تو تا حالا براش مادری کردی؟

571
00:45:48,500 --> 00:45:50,575
‫فکر کردی داری این حرف‌ها رو به کی می‌زنی...

572
00:45:50,625 --> 00:45:52,866
‫التماس می‌کنم...

573
00:45:52,916 --> 00:45:56,166
‫تمام عمرم رو با التماس از شی‌اون می‌گذرونم.

574
00:45:56,708 --> 00:45:58,825
‫تو هم باید همین کارو بکنی.

575
00:45:58,875 --> 00:46:01,325
‫چرا باید این کارو بکنم؟

576
00:46:01,375 --> 00:46:04,366
‫چرا هی داری هیزم روی آتش می‌ریزی؟!

577
00:46:04,416 --> 00:46:06,750
‫- چرا؟
‫- نزنش!

578
00:46:08,000 --> 00:46:10,450
‫از زدن خوشم نمیاد.

579
00:46:10,500 --> 00:46:12,750
‫ای پسره...

580
00:46:18,791 --> 00:46:23,700
‫ای پسره‌ی نفهم!
‫داری با پدرت چیکار می‌کنی؟!

581
00:46:23,750 --> 00:46:28,116
‫حالا...من قوی‌ترم...

582
00:46:28,166 --> 00:46:31,283
‫برای همین نباید این کارو بکنی.

583
00:46:31,333 --> 00:46:34,250
‫با مامان این کارو نکن.

584
00:46:48,333 --> 00:46:50,825
‫ممنونم، شی‌اون.

585
00:46:50,875 --> 00:46:53,416
‫که ازم دفاع کردی.

586
00:46:55,625 --> 00:47:00,666
‫تا کی می‌خوای بذاری بابا کتکت بزنه؟

587
00:47:03,458 --> 00:47:08,333
‫وقتی یادم نمی‌اومد بابا کتکت زده، خوشحال بودم.

588
00:47:09,208 --> 00:47:11,700
‫ولی حالا که هنوز داره کتکت می‌زنه،

589
00:47:11,750 --> 00:47:15,416
‫چه اون موقع باشه چه الان، فرقی نداره...

590
00:47:18,958 --> 00:47:20,658
‫متاسفم، شی‌اون...

591
00:47:20,708 --> 00:47:23,625
‫لطفا این‌جوری نگو که متاسفی.

592
00:47:25,333 --> 00:47:30,625
‫چرا...از من معذرت می‌خوای؟

593
00:48:07,708 --> 00:48:10,075
‫چرا اومدی بیمارستان؟

594
00:48:10,125 --> 00:48:12,450
‫فکر کنم واضح بهت گفتم که اخراج شدی.

595
00:48:12,500 --> 00:48:16,791
‫نه به عنوان معاون، بلکه به عنوان
‫نماینده جدید صندوق باندز اومدم.

596
00:48:17,666 --> 00:48:21,575
‫داشتم بیمارستان رو به سرمایه‌گذارها نشون می‌دادم.

597
00:48:21,625 --> 00:48:24,333
‫قرار بود یه دور توی بیمارستان بزنیم.

598
00:48:25,500 --> 00:48:29,616
‫همه‌شون میگن اینجا هیچ ایرادی نمیشه پیدا کرد.

599
00:48:29,666 --> 00:48:33,041
‫همه اینا به لطف شماست.

600
00:48:35,833 --> 00:48:37,583
‫بریم.

601
00:48:47,333 --> 00:48:49,250
‫آره، همینه!

602
00:48:57,500 --> 00:48:58,950
‫اینو ببین.

603
00:48:59,000 --> 00:49:01,533
‫مگه این همون بیمار شنت وی‌پی دیروزی نیست؟

604
00:49:01,583 --> 00:49:05,450
‫درسته. به جز تخلیه از طریق شکم،
‫راه دیگه‌ای نداشتیم.

605
00:49:05,500 --> 00:49:06,950
‫آره.

606
00:49:07,000 --> 00:49:10,866
‫ولی اگه مشکل به خاطر اینکه
‫شکم نمی‌تونه مایع رو جذب کنه،

607
00:49:10,916 --> 00:49:13,491
‫چی میشه اگه مسیر جریان مایع
‫مغزی‌نخاعی رو عوض کنیم؟

608
00:49:13,541 --> 00:49:15,541
‫به سمت مثانه یا کیسه صفرا.

609
00:49:19,708 --> 00:49:23,333
‫خوب بهش فکر کن.

610
00:49:36,458 --> 00:49:40,616
‫اگه به سمت مثانه باشه،
‫ممکنه به خاطر تکرر ادرار مشکل‌ساز بشه،

611
00:49:40,666 --> 00:49:44,200
‫ولی اگه به سمت کیسه صفرا باشه،
‫مایع مغزی‌نخاعی وارد روده باریک میشه.

612
00:49:44,250 --> 00:49:46,241
‫در نتیجه، تخلیه مایع به‌خوبی انجام میشه.

613
00:49:46,291 --> 00:49:48,950
‫درسته؟ تو هم فکر می‌کنی شدنیه، مگه نه؟

614
00:49:49,000 --> 00:49:51,416
‫آره، فکر کنم بشه...

615
00:49:51,958 --> 00:49:54,158
‫شدنیه.

616
00:49:54,208 --> 00:49:56,083
‫آره!

617
00:50:05,333 --> 00:50:07,158
‫گفتی بدجوری ذهنت رو درگیر کرده.

618
00:50:07,208 --> 00:50:09,375
‫حالا دیگه خیالت راحت شد.

619
00:50:10,083 --> 00:50:12,658
‫بنظرتون از نظر تئوری شدنیه؟

620
00:50:12,708 --> 00:50:16,041
‫نه فقط از نظر تئوری، از نظر بالینی هم
‫امکانش وجود داره.

621
00:50:16,750 --> 00:50:18,325
‫البته خطرهایی هم داره.

622
00:50:18,375 --> 00:50:21,950
‫نمی‌دونیم چه تاثیری روی بقیه اندام‌ها می‌ذاره
‫یا اصلا علتش چی بوده.

623
00:50:22,000 --> 00:50:25,875
‫ولی با این حال،
‫به نظرم ارزش امتحان کردن رو داره.

624
00:50:26,458 --> 00:50:28,333
‫منم همین فکر رو می‌کنم.

625
00:50:29,541 --> 00:50:32,666
‫سعی کردم مثل پارک شی‌اون فکر کنم.

626
00:50:33,708 --> 00:50:37,075
‫توی ذهنم همه مراحل رو مجسم کردم.

627
00:50:37,125 --> 00:50:38,783
‫انگار واقعا داشتم عملش می‌کردم.

628
00:50:38,833 --> 00:50:41,533
‫یه نابغه دیگه هم پیدا کردیم.

629
00:50:41,583 --> 00:50:43,658
‫من از همون اول مغز خوبی داشتم.

630
00:50:43,708 --> 00:50:45,866
‫«شین‌نه‌دو». مغز خدادادی!

631
00:50:45,916 --> 00:50:47,783
‫برای خودت هم اسم گذاشتی؟

632
00:50:47,833 --> 00:50:49,408
‫با بیمارستان بوستون تماس بگیر.

633
00:50:49,458 --> 00:50:50,291
‫چشم.

634
00:50:59,875 --> 00:51:04,116
‫بیشتر از همه به دست‌هایی
‫حسودی می‌کنم که پینه بستن.

635
00:51:04,166 --> 00:51:06,158
‫اینا دست‌هایی هستن
‫که عمل‌های زیادی انجام دادن.

636
00:51:06,208 --> 00:51:10,158
‫منم می‌خوام زودتر جراح بشم
‫و مثل شما، رئیس،

637
00:51:10,208 --> 00:51:11,950
‫دستام پر از پینه و جای زخم بشه.

638
00:51:12,000 --> 00:51:14,241
‫منم جراحم!

639
00:51:14,291 --> 00:51:17,041
‫منم می‌خوام همین کارو بکنم.

640
00:51:24,458 --> 00:51:28,283
‫ایل‌گیو، پرونده تمام عمل‌های
‫بخش‌مون توی دو سال گذشته رو

641
00:51:28,333 --> 00:51:30,408
‫بریز روی فلش و بیار برام.

642
00:51:30,458 --> 00:51:33,416
‫تا آخر این هفته.

643
00:52:01,458 --> 00:52:04,375
‫پشت‌بوم خیلی بزرگه.

644
00:52:08,625 --> 00:52:09,991
‫حقیقت داره؟

645
00:52:10,041 --> 00:52:11,991
‫راهی برای انجام عمل پیدا شده؟

646
00:52:12,041 --> 00:52:14,991
‫آره. همین الان از پیش
‫پزشک معالجش برگشتیم.

647
00:52:15,041 --> 00:52:16,366
‫کی گفتن می‌تونن عملش کنن؟

648
00:52:16,416 --> 00:52:18,033
‫عمل رو میشه همین الان انجام داد،

649
00:52:18,083 --> 00:52:19,575
‫ولی گفتن بهتره عمل رو
‫به یه بیمارستان دیگه بسپریم.

650
00:52:19,625 --> 00:52:20,991
‫کدوم بیمارستان؟

651
00:52:21,041 --> 00:52:22,783
‫بیمارستان دانشگاه سونگ‌وون.

652
00:52:22,833 --> 00:52:24,950
‫گفتن این روش جراحی رو
‫خودشون ابداع کردن.

653
00:52:25,000 --> 00:52:26,033
‫کجا؟

654
00:52:26,083 --> 00:52:28,408
‫بیمارستان دانشگاه سونگ‌وون
‫بیشتر درباره این عمل می‌دونه،

655
00:52:28,458 --> 00:52:31,666
‫برای همین گفتن بریم اونجا.

656
00:52:39,625 --> 00:52:43,916
‫این رو بخور.
‫خیلی شیرین نیست و بافت خوبی داره.

657
00:52:44,875 --> 00:52:46,666
‫سرت شلوغه؟

658
00:52:48,291 --> 00:52:49,116
‫بله.

659
00:52:49,166 --> 00:52:52,950
‫ارشدها ازم خواستن قبل اینکه سرد بشه،
‫براشون ببرم.

660
00:52:53,000 --> 00:52:55,700
‫یکم بشین، بعد برو.

661
00:52:55,750 --> 00:53:00,116
‫همه‌شون سرشون شلوغه،
‫آخرش هم قهوه سرد می‌خورن.

662
00:53:00,166 --> 00:53:03,083
‫قهوه‌ پروفسور کیم دوهان هم همیشه سرد میشد.

663
00:53:03,916 --> 00:53:07,375
‫باشه. پس فقط یه کم.

664
00:53:15,583 --> 00:53:17,991
‫بهش ابراز علاقه کردی؟

665
00:53:18,041 --> 00:53:18,741
‫آره.

666
00:53:18,791 --> 00:53:20,583
‫چی شد؟

667
00:53:21,333 --> 00:53:22,833
‫نمی‌دونم.

668
00:53:25,083 --> 00:53:27,291
‫ظاهرا کامل ردت نکرده.

669
00:53:31,125 --> 00:53:33,583
‫ممنونم، دکتر پارک.

670
00:53:35,458 --> 00:53:38,491
‫ها؟ واسه چی ازم تشکر می‌کنی؟

671
00:53:38,541 --> 00:53:41,750
‫فقط ممنونم.

672
00:53:45,750 --> 00:53:47,783
‫راستی،

673
00:53:47,833 --> 00:53:51,616
‫واقعا امیدوارم عشقت با کسی که
‫بهش ابراز علاقه کردی به سرانجام برسه.

674
00:53:51,666 --> 00:53:55,783
‫اگه مشکلی پیش اومد،
‫هر وقت خواستی بیا پیشم.

675
00:53:55,833 --> 00:53:57,083
‫باشه.

676
00:53:57,625 --> 00:53:59,583
‫ممنونم.

677
00:54:01,750 --> 00:54:03,116
‫لطفا کمی بخورین.

678
00:54:03,166 --> 00:54:05,083
‫بخورم؟

679
00:54:05,708 --> 00:54:07,833
‫بیا باهم بخوریم.

680
00:54:16,333 --> 00:54:18,416
‫خوشمزه‌س.

681
00:54:23,291 --> 00:54:25,866
‫با مدیربرنامه‌ریزی دوست صمیمی هستی؟

682
00:54:25,916 --> 00:54:26,950
‫آره.

683
00:54:27,000 --> 00:54:31,491
‫به حرف‌هام گوش داد
‫و برام استیک خوشمزه خرید.

684
00:54:31,541 --> 00:54:33,866
‫چطور با هم صمیمی شدین؟

685
00:54:33,916 --> 00:54:36,116
‫همینطوری یهویی شد.

686
00:54:36,166 --> 00:54:39,166
‫چرا نگفتی باهاش صمیمی شدی؟

687
00:54:40,791 --> 00:54:41,916
‫یادم رفت.

688
00:54:44,250 --> 00:54:46,583
‫در مورد چه مشکلاتی باهاش حرف زدی؟

689
00:54:49,666 --> 00:54:52,333
‫در مورد تمام مشکلاتم ازش مشورت می‌گیرم.

690
00:54:54,958 --> 00:54:56,791
‫تو هیچ‌وقت همچین چیزایی رو به من نمی‌گی.

691
00:54:59,750 --> 00:55:01,866
‫خانم مدیر خیلی خوشگله، مگه نه؟

692
00:55:01,916 --> 00:55:03,741
‫آره. واقعا خوشگله.

693
00:55:03,791 --> 00:55:06,166
‫اخلاقش هم خوبه.

694
00:55:06,916 --> 00:55:08,950
‫خب...

695
00:55:09,000 --> 00:55:12,125
‫معلومه که خوشگله.

696
00:55:12,750 --> 00:55:15,833
‫انگار خیلی با هم صمیمی هستین.

697
00:55:16,500 --> 00:55:18,575
‫نه، اون‌قدرها هم صمیمی نیستیم.

698
00:55:18,625 --> 00:55:22,366
‫خانم مدیر آدم خوبیه،
‫سعی کن باهاش صمیمی‌تر بشی.

699
00:55:22,416 --> 00:55:24,625
‫در مورد مشکلاتت هم ازش مشورت بگیر.

700
00:55:25,458 --> 00:55:27,166
‫باشه.

701
00:55:27,208 --> 00:55:29,241
‫من میرم به بخش‌ها سر بزنم.

702
00:55:29,291 --> 00:55:31,083
‫خسته نباشی.

703
00:55:59,458 --> 00:56:02,166
‫هنوز کارت تموم نشده؟

704
00:56:03,083 --> 00:56:04,250
‫نه هنوز.

705
00:56:04,791 --> 00:56:07,625
‫گفتن فشار خون بیمار ظاهرا بالا رفته.

706
00:56:08,958 --> 00:56:12,533
‫مدیر رو از اون سال‌های دور یادتونه؟

707
00:56:12,583 --> 00:56:14,241
‫قبل از اینکه مدیر بشه،

708
00:56:14,291 --> 00:56:17,450
‫بیشتر شب‌ها به خاطر
‫سرکشی به بیمارها خونه نمی‌رفت.

709
00:56:17,500 --> 00:56:20,866
‫با رزیدنت‌ها توی اتاق کشیک می‌موند.

710
00:56:20,916 --> 00:56:23,325
‫خیلی آدم عجیبی بود.

711
00:56:23,375 --> 00:56:26,666
‫پروفسور، این روزها شما منو یاد اون میندازی.

712
00:56:28,541 --> 00:56:31,791
‫این اواخر خیلی از خودم سوال می‌کنم.

713
00:56:32,333 --> 00:56:34,908
‫واقعا پزشک خوبی هستم؟

714
00:56:34,958 --> 00:56:37,700
‫از اون سوال‌های کتابی، مثل همین.

715
00:56:37,750 --> 00:56:40,116
‫واقعا انگار از توی کتاب دراومده.

716
00:56:40,166 --> 00:56:42,158
‫دقیقا.

717
00:56:42,208 --> 00:56:45,366
‫ولی توی تیمم یه نفر دیگه هم هست
‫که عین کتابه،

718
00:56:45,416 --> 00:56:47,958
‫واسه همین این چیزا خودبه‌خود به ذهنم میاد.

719
00:56:48,625 --> 00:56:50,875
‫سرم رو درد آورده.

720
00:56:53,250 --> 00:56:54,916
‫دکتر.

721
00:57:02,916 --> 00:57:06,366
‫سبیل...

722
00:57:06,416 --> 00:57:10,950
‫یه جای زخم...روی ابروش...

723
00:57:11,000 --> 00:57:19,416
‫سبیل...یه جای زخم روی ابروش...

724
00:57:20,791 --> 00:57:26,741
‫سبیل... ابرو...

725
00:57:26,791 --> 00:57:29,325
‫نمی‌تونه چهره‌ش رو کامل توصیف کنه،

726
00:57:29,375 --> 00:57:31,741
‫ولی جای زخم می‌تونه
‫توی پیدا کردنش کمکمون کنه.

727
00:57:31,791 --> 00:57:35,700
‫اگه بعدا مظنون رو پیدا کنیم،
‫مدرک محکمی برامون میشه.

728
00:57:35,750 --> 00:57:39,908
‫اول از همه، یونگ‌سو چهره مجرم رو دیده.
‫براش خطرناک نیست؟

729
00:57:39,958 --> 00:57:42,783
‫بیشتر مجرم‌ها وقتی فرار می‌کنن،
‫دیگه برنمی‌گردن.

730
00:57:42,833 --> 00:57:48,325
‫این‌طور نیست که برگردن و کسی رو
‫که چهره‌شون رو دیده از بین ببرن.

731
00:57:48,375 --> 00:57:51,866
‫با این حال، از کجا معلوم؟
‫نمی‌شه پلیس بیاد و ازش محافظت کنه؟

732
00:57:51,916 --> 00:57:54,283
‫این اتفاق نمیفته.
‫لطفا نگران نباشین.

733
00:57:54,333 --> 00:57:56,741
‫ولی اگه یه وقت اتفاقی بیفته و کشته بشه، چی؟

734
00:57:56,791 --> 00:57:58,616
‫ما توی کارمون متخصصیم.

735
00:57:58,666 --> 00:58:00,958
‫لطفا حرفمون رو قبول کنین.

736
00:58:07,583 --> 00:58:10,541
‫به نگهبان‌های بیمارستان بگیم کمک کنن؟

737
00:58:11,125 --> 00:58:13,866
‫قبلا باهاشون تماس گرفتم،
‫ولی گفتن فقط می‌تونن گشت بزنن.

738
00:58:13,916 --> 00:58:17,583
‫مگر اینکه شرایط خاصی پیش بیاد،
‫چون برای شیفت شب نیرو کم دارن.

739
00:58:19,375 --> 00:58:23,741
‫شاید داریم زیادی بزرگش می‌کنیم.
‫خیلی نگران نباشین.

740
00:58:23,791 --> 00:58:25,533
‫دکتر چا، شما برین خونه.

741
00:58:25,583 --> 00:58:26,700
‫پس شما چی، پروفسور؟

742
00:58:26,750 --> 00:58:28,375
‫یه کاری دارم، بعدا میرم.

743
00:58:29,583 --> 00:58:31,491
‫یونگ‌سو حالش خوب میشه، مگه نه؟

744
00:58:31,541 --> 00:58:32,375
‫طوریش نمیشه.

745
01:00:50,458 --> 01:00:52,500
‫تو کی هستی؟

746
01:00:55,541 --> 01:00:58,541
‫یونگ‌سو. یونگ‌سو.

747
01:00:59,750 --> 01:01:02,825
‫همون مرده‌ست.

748
01:01:02,875 --> 01:01:05,033
‫همون مرده‌ست.

749
01:01:05,083 --> 01:01:09,291
‫تو همونی هستی که این بلا رو سرش آوردی؟

750
01:01:12,250 --> 01:01:16,075
‫آقا، تو آدم خیلی بدی هستی.

751
01:01:16,125 --> 01:01:20,000
‫خیلی خیلی آدم بدی هستی.

752
01:01:32,000 --> 01:01:33,616
‫یونگ‌سو رو بردار و برو!

753
01:01:33,666 --> 01:01:34,241
‫پروفسور.

754
01:01:34,291 --> 01:01:36,708
‫پارک شی‌اون، زودباش.

755
01:01:42,750 --> 01:01:45,200
‫لطفا کمک کنین!
‫کمک کنین.

756
01:01:45,250 --> 01:01:46,533
‫چی شده؟

757
01:01:46,583 --> 01:01:49,325
‫مجرم اومد سراغش.
‫خود مجرمه.

758
01:01:49,375 --> 01:01:50,866
‫لطفا همین الان به پلیس زنگ بزنین.

759
01:01:50,916 --> 01:01:53,708
‫فورا با پلیس تماس بگیر.

760
01:03:04,708 --> 01:03:06,533
‫پروفسور، فردا باید برام قهوه بخرین.

761
01:03:06,583 --> 01:03:08,158
‫پروفسور!

762
01:03:08,208 --> 01:03:09,866
‫چرا این کارو می‌کنی؟
‫باید چیکار کنم؟

763
01:03:09,916 --> 01:03:11,491
‫اگه فقط خودت اونجا باشی،
‫می‌خوای چیکار کنی؟

764
01:03:11,541 --> 01:03:12,825
‫من یه مغازه سمساری دارم.

765
01:03:12,875 --> 01:03:15,658
‫همه‌تونو یه‌جا می‌خورم، عوضیا!

766
01:03:15,708 --> 01:03:17,866
‫قرار بود که به هر حال به ارثش ببری.

767
01:03:17,916 --> 01:03:18,991
‫چرا یه کار بی‌خود کردی؟

768
01:03:19,041 --> 01:03:20,408
‫حتما به حالت اول برش می‌گردونم.

769
01:03:20,458 --> 01:03:22,408
‫بابت دیروز خیلی ممنونم.

770
01:03:22,458 --> 01:03:25,658
‫منو زیر نظر گرفتی؟
‫چرا یواشکی دنبالم میای؟

771
01:03:25,708 --> 01:03:27,075
‫جناب معاون، خیلی بی‌انصافین.

772
01:03:27,125 --> 01:03:31,625
‫وقتی فرصت زندگی کردن رو از دست بدی،
‫بیشتر غصه می‌خوری.

773
01:03:33,625 --> 01:03:43,625
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M