1
00:00:00,708 --> 00:00:03,833
‫این‌هه!
‫زود بیدار شو.

2
00:00:05,874 --> 00:00:10,116
‫باید زود بریم بیمارستان
‫تا سرمت رو بگیری و ضدعفونیت کنن.

3
00:00:10,166 --> 00:00:12,291
‫فقط یکم دیگه.

4
00:00:22,499 --> 00:00:24,208
‫چرا اومدی اینجا؟

5
00:00:25,291 --> 00:00:27,783
‫اومدم دنبال این‌هه.

6
00:00:27,833 --> 00:00:30,874
‫لازم نیست نگران باشی،
‫خودم خوب ازش مراقبت می‌کنم.

7
00:00:31,874 --> 00:00:33,824
‫چشم‌هات رو ببین!

8
00:00:33,874 --> 00:00:35,666
‫مگه صورتت رو نشسته اومدی؟

9
00:00:39,666 --> 00:00:41,333
‫دکتر...

10
00:00:42,499 --> 00:00:44,541
‫من...

11
00:00:54,833 --> 00:00:56,491
‫- این‌هه!
‫- این‌هه!

12
00:00:56,541 --> 00:00:58,874
‫بیدارشو!

13
00:01:01,833 --> 00:01:04,124
‫این‌هه!  این‌هه!

14
00:01:12,124 --> 00:01:14,491
‫تبش 39.6 درجه‌ست و فشار خونش پایینه.

15
00:01:14,541 --> 00:01:15,783
‫ولی چرا یه‌دفعه خون بالا آورده؟

16
00:01:15,833 --> 00:01:17,866
‫چون داروی مهارکننده
‫اسید معده‌ش رو مصرف نکرده.

17
00:01:17,916 --> 00:01:21,533
‫به‌خاطر اسید زیاد معده، مخاط معده‌ش جدا
‫شده و باعث شده خون داخل معده جمع بشه.

18
00:01:21,583 --> 00:01:24,574
‫این‌هه دوباره عفونت کرده؟

19
00:01:24,624 --> 00:01:28,283
‫بله. دچار سپتی‌سمی حاد شده.

20
00:01:28,333 --> 00:01:29,916
‫این‌هه...

21
00:01:31,374 --> 00:01:32,658
‫شوک سپتیکه؟

22
00:01:32,708 --> 00:01:33,741
‫بله.

23
00:01:33,791 --> 00:01:36,241
‫همین الان آزمایش خونش رو بفرستین
‫و کموپورتش رو عوض کنین.

24
00:01:36,291 --> 00:01:37,949
‫بله.

25
00:01:37,999 --> 00:01:42,291
‫[کموپورت: کاتتری که برای تزریق دارو و
‫انتقال خون در سیاهرگ مرکزی قرار می‌گیره.]

26
00:01:48,083 --> 00:01:52,374
‫مطمئنم بهت گفتم که
‫نمی‌خوام دیگه ریختت رو ببینم.

27
00:01:52,874 --> 00:01:54,158
‫برو.

28
00:01:54,208 --> 00:01:56,908
‫دیگه خودت رو درگیر کارهای بنیاد نکن.
‫همه‌چیز رو خودم...

29
00:01:56,958 --> 00:01:59,083
‫عذر می‌خوام.

30
00:02:00,958 --> 00:02:02,749
‫از ته قلبم می‌گم.

31
00:02:04,749 --> 00:02:07,374
‫عذرخواهی می‌کنم.

32
00:02:07,916 --> 00:02:11,458
‫فکر کنم این اولین باره که از دوران
‫راهنمایی دارم این حرف رو می‌زنم.

33
00:02:13,666 --> 00:02:18,874
‫می‌دونم کاری که کردم قابل جبران نیست.

34
00:02:18,916 --> 00:02:20,541
‫درعوض،

35
00:02:21,124 --> 00:02:24,791
‫حداقل فرصت جبرانش رو بهم بده.

36
00:02:26,791 --> 00:02:28,749
‫چه‌گیونگ،

37
00:02:28,791 --> 00:02:33,241
‫فعلا هیچ کاری برای بنیاد از دستت برنمیاد.

38
00:02:33,291 --> 00:02:36,083
‫به‌خاطر بنیاد نیست.

39
00:02:36,541 --> 00:02:39,374
‫به‌خاطر پدر، مدیر...

40
00:02:40,749 --> 00:02:42,116
‫و همچنین...

41
00:02:42,166 --> 00:02:44,999
‫خود شماست.

42
00:02:50,916 --> 00:02:53,999
‫خدا رو شکر، چون هنوز رگ‌های خونیش سالمه.

43
00:02:55,458 --> 00:02:57,783
‫نباید می‌بردمش خونه.

44
00:02:57,833 --> 00:03:01,616
‫حتی اگه بیمارستان هم بود، باز همین
‫اتفاق می‌افتاد. خودت رو زیاد سرزنش نکن.

45
00:03:01,666 --> 00:03:03,033
‫درسته.

46
00:03:03,083 --> 00:03:08,124
‫حداقل از یک تا دو هفته قبل،
‫عفونت توی بدنش در حال شکل‌گیری بوده.

47
00:03:09,208 --> 00:03:11,833
‫تا همین دیروز تب نداشت.

48
00:03:11,874 --> 00:03:15,249
‫شوک سپتیک معمولا بدون هیچ هشداری اتفاق می‌افته.

49
00:03:20,541 --> 00:03:22,249
‫بیاین به دفترم.

50
00:03:31,499 --> 00:03:34,499
‫شماها دقیقا دارین چه غلطی می‌کنین؟

51
00:03:35,499 --> 00:03:36,991
‫پارک شی‌اون،

52
00:03:37,041 --> 00:03:39,907
‫چطور تونستی به‌عنوان پزشک معالجش،
‫برنامه دارویش رو فراموش کنی؟!

53
00:03:39,957 --> 00:03:41,491
‫عذر می‌خوام.

54
00:03:41,541 --> 00:03:43,032
‫هان جین‌ووک،

55
00:03:43,082 --> 00:03:46,532
‫تو که از همه بیشتر زیر نظرش داشتی،
‫باید بیشتر مراقبش می‌بودی!

56
00:03:46,582 --> 00:03:47,366
‫متاسفم.

57
00:03:47,416 --> 00:03:48,957
‫چا یون‌سو،

58
00:03:49,457 --> 00:03:53,407
‫باید اون بچه رو برمی‌گردوندی بیمارستان.
‫چطور به ذهنت رسید بذاری خونه‌ت بخوابه؟

59
00:03:53,457 --> 00:03:57,332
‫چه فایده‌ای داره مثل خواهرزاده‌تون
‫باهاش رفتار کنین، وقتی از پا درش بیارین؟

60
00:03:58,291 --> 00:04:00,241
‫کیم دوهان!

61
00:04:00,291 --> 00:04:03,116
‫حتی نمی‌تونی درست از یه بیمار مراقبت کنی؟

62
00:04:03,166 --> 00:04:05,574
‫برای عمل اون بچه‌ وقت تعیین شده.

63
00:04:05,624 --> 00:04:08,957
‫وقتی عفونت داشت، چرا آوردیش بیرون؟!

64
00:04:09,499 --> 00:04:12,749
‫اگه تا تاریخ عملش خوب نشه،
‫می‌خوای چه کار کنی؟

65
00:04:12,791 --> 00:04:13,782
‫متاسفم.

66
00:04:13,832 --> 00:04:16,082
‫اگه نمی‌خواین

67
00:04:16,124 --> 00:04:19,416
‫قبل از پیوند بیمار رو بکشین،
‫کارتون رو درست انجام بدین.

68
00:04:20,416 --> 00:04:30,416
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

69
00:04:37,707 --> 00:04:39,916
‫واقعا متاسفم، این‌یونگ.

70
00:04:40,832 --> 00:04:45,207
‫من به‌عنوان پزشک معالج این‌هه،
‫از همه‌مون بیشتر مقصرم.

71
00:04:45,499 --> 00:04:49,707
‫نه، تقصیر منه.

72
00:04:50,624 --> 00:04:53,166
‫به‌خاطر من بود که قلبش درد گرفت

73
00:04:53,666 --> 00:04:56,457
‫و رفت بیرون توی سرما.

74
00:05:10,249 --> 00:05:12,491
‫نقشت توی تیم چی بود؟

75
00:05:12,541 --> 00:05:14,366
‫من بازیکن بیرون زمین بودم

76
00:05:14,416 --> 00:05:16,491
‫و پنجمین ضربه‌زن بودم.

77
00:05:16,541 --> 00:05:19,366
‫وای، تو هم یکی از اون سه بازیکن معروف بودی؟

78
00:05:19,416 --> 00:05:20,199
‫بله.

79
00:05:20,249 --> 00:05:23,407
‫درست مثل لی بیونگ‌گیو.

80
00:05:23,457 --> 00:05:26,532
‫می‌خوام بازیکن بزرگی بشم.

81
00:05:26,582 --> 00:05:28,574
‫حتما،

82
00:05:28,624 --> 00:05:30,832
‫مطمئنم بازیکن بزرگی می‌شی.

83
00:05:34,041 --> 00:05:35,499
‫راستی...

84
00:05:36,999 --> 00:05:38,574
‫این...

85
00:05:38,624 --> 00:05:40,407
‫لطفا اینو بگیرین.

86
00:05:40,457 --> 00:05:43,699
‫این توپیه که باهاش اولین ضربه‌م رو زدم.

87
00:05:43,749 --> 00:05:45,491
‫پسرم، چرا این چیز باارزش رو به من می‌دی؟

88
00:05:45,541 --> 00:05:47,574
‫هدیه‌ست.

89
00:05:47,624 --> 00:05:50,249
‫لطفا هوامو داشته باشین.

90
00:05:59,332 --> 00:06:01,032
‫مرسی، جون‌یونگ.

91
00:06:01,082 --> 00:06:03,074
‫اشکالی نداره.

92
00:06:03,124 --> 00:06:05,707
‫لطفا بگیرش.

93
00:06:32,582 --> 00:06:35,457
‫هفته دیگه می‌خوایم بریم ژاپن.

94
00:06:36,291 --> 00:06:39,166
‫از پروفسور میودا دایسوکه در بیمارستان گامدا هست،

95
00:06:39,207 --> 00:06:41,416
‫وقت معاینه گرفتم.

96
00:06:43,582 --> 00:06:47,041
‫ایشون یکی از بهترین متخصص‌های اطفال دنیاست.

97
00:06:47,791 --> 00:06:51,699
‫نمی‌خوام به غرور شما لطمه بزنم، پس...

98
00:06:51,749 --> 00:06:53,416
‫لطفا...

99
00:06:53,457 --> 00:06:55,574
‫لطفا درکم کنین.

100
00:06:55,624 --> 00:06:57,032
‫آره.

101
00:06:57,082 --> 00:06:59,240
‫همه پرونده‌هامون رو در اختیارتون می‌ذاریم.

102
00:06:59,290 --> 00:07:00,332
‫باشه.

103
00:07:00,874 --> 00:07:02,790
‫ممنونم.

104
00:07:06,415 --> 00:07:08,165
‫جناب معاون.

105
00:07:12,332 --> 00:07:14,665
‫حداقل فکر می‌کنم این بهتره.

106
00:07:15,915 --> 00:07:18,949
‫چون تصویری که از آخرین
‫دیدارمون توی ذهنم می‌مونه،

107
00:07:18,999 --> 00:07:22,040
‫تصویرت به‌عنوان پدر اون بچه‌ست.

108
00:07:44,665 --> 00:07:46,615
‫چرا نمی‌پوشیش؟

109
00:07:46,665 --> 00:07:48,657
‫دوستش نداری؟

110
00:07:48,707 --> 00:07:52,824
‫نه، فقط انقدر گرونه که معذبم می‌کنه.

111
00:07:52,874 --> 00:07:55,282
‫اشکالی نداره، بپوشش.

112
00:07:55,332 --> 00:07:58,624
‫نه، ممنون. نمی‌تونم.

113
00:08:00,749 --> 00:08:05,457
‫به نظر نمیاد دلیلش گرون بودنش باشه.

114
00:08:06,082 --> 00:08:07,324
‫مشکل چیه؟

115
00:08:07,374 --> 00:08:09,615
‫کسی بهت گفته نپوشیش؟

116
00:08:09,665 --> 00:08:12,749
‫کسی حسودیش شده
‫که من برات خریدمش؟

117
00:08:15,540 --> 00:08:17,449
‫اون کسی که بهش اعتراف کردی،

118
00:08:17,499 --> 00:08:20,374
‫حتما خیلی دوستت داره.

119
00:08:20,415 --> 00:08:24,290
‫اگه بین شما دوتا چیزی نبود،
‫همچین حرفی نمی‌زد.

120
00:08:26,040 --> 00:08:30,082
‫واقعا؟ فکر می‌کنی دلیلش همینه؟

121
00:08:34,415 --> 00:08:38,207
‫پس واقعا به خاطر اون شخص نمی‌پوشیش.

122
00:08:38,249 --> 00:08:40,782
‫فقط یه چیزی بود که به ذهنم رسید بگم.

123
00:08:40,832 --> 00:08:43,207
‫وای! گول خوردم.

124
00:08:43,749 --> 00:08:45,824
‫خانم مدیر،

125
00:08:45,874 --> 00:08:48,749
‫حس می‌کنم با این کارات اینقدر
‫ازت بدم اومد.

126
00:08:54,165 --> 00:08:55,749
‫چه بامزه‌ست.

127
00:09:36,582 --> 00:09:39,082
‫اگه کار احمقانه‌ای بکنی...

128
00:09:40,040 --> 00:09:42,207
‫اون‌وقت تیکه بزرگت گوشته.

129
00:09:43,082 --> 00:09:46,124
‫فهمیدی، عوضی؟

130
00:09:53,540 --> 00:09:55,740
‫دارم به چی فکر می‌کنم؟

131
00:09:55,790 --> 00:09:57,249
‫وای! وای!

132
00:09:59,082 --> 00:10:01,290
‫داری به من فکر می‌کنی؟

133
00:10:02,374 --> 00:10:05,915
‫به چی فکر می‌کنی
‫که اینطوری لبخند می‌زنی؟

134
00:10:06,790 --> 00:10:08,282
‫به تو چه ربطی داره؟

135
00:10:08,332 --> 00:10:09,907
‫بذار حدس بزنم.

136
00:10:09,957 --> 00:10:13,407
‫من ذهن‌خوان بیمارستانم، می‌دونی که؟

137
00:10:13,457 --> 00:10:15,949
‫اوم مانی پادمه هوم.

138
00:10:15,999 --> 00:10:18,199
‫اوم مانی پادمه هوم.

139
00:10:18,249 --> 00:10:20,032
‫ای بابا، بی‌خیال.

140
00:10:20,082 --> 00:10:21,907
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

141
00:10:21,957 --> 00:10:24,032
‫وقتشه.

142
00:10:24,082 --> 00:10:26,115
‫سالگرد بخش عمل اطفاله!

143
00:10:26,165 --> 00:10:28,073
‫وای، راست می‌گی.
‫دوباره این موقع از سال رسید.

144
00:10:28,123 --> 00:10:30,823
‫نباید از الان برای برنامه آماده بشیم؟

145
00:10:30,873 --> 00:10:32,990
‫اول برو با بخش داخلی هماهنگ کن.

146
00:10:33,040 --> 00:10:35,282
‫مثل نمایش سیندرلای پارسال نباشه.

147
00:10:35,332 --> 00:10:37,415
‫بچه‌ها اصلا خوششون نیومد.

148
00:10:37,457 --> 00:10:41,498
‫این بار یه برنامه فوق‌العاده سرگرم‌کننده می‌چینم.

149
00:10:44,498 --> 00:10:45,323
‫حالا می‌تونی بری.

150
00:10:45,373 --> 00:10:46,623
‫باشه.

151
00:10:59,582 --> 00:11:01,990
‫زخمت بهتر شده؟

152
00:11:02,040 --> 00:11:05,040
‫بله، بهتره.

153
00:11:05,498 --> 00:11:07,740
‫چون سرت شلوغه، درمان خودت رو عقب ننداز.

154
00:11:07,790 --> 00:11:10,948
‫دکتر اول باید خودش سالم باشه
‫تا بتونه به بیمار خدمت کنه.

155
00:11:10,998 --> 00:11:12,915
‫یادم می‌مونه.

156
00:11:13,498 --> 00:11:15,157
‫راستی،

157
00:11:15,207 --> 00:11:18,415
‫بازسازی بنیاد خوب پیش می‌ره؟

158
00:11:20,832 --> 00:11:24,698
‫رئیس لی و کارکنانش دارن
‫با تمام توان تلاش می‌کنن،

159
00:11:24,748 --> 00:11:26,915
‫ولی فکر نمی‌کنم خیلی خوب پیش بره.

160
00:11:28,498 --> 00:11:32,073
‫مشکل، واگذار کردن بیمارستان به اونا نیست.

161
00:11:32,123 --> 00:11:36,448
‫می‌ترسم با گذشت زمان،
‫آدم‌های توانمند بیمارستان ما

162
00:11:36,498 --> 00:11:39,323
‫بیش از حد تحت تاثیر ساختار سرمایه‌داری قرار بگیرن.

163
00:11:39,373 --> 00:11:41,790
‫ترس من از اینه.

164
00:11:41,832 --> 00:11:44,332
‫حرفتون درسته،

165
00:11:44,998 --> 00:11:49,207
‫ولی به نظر می‌رسه فقط
‫با پایبندی به اصول نمی‌شه دوام آورد.

166
00:11:50,832 --> 00:11:53,323
‫معلومه که سخته.

167
00:11:53,373 --> 00:11:57,332
‫ولی اصول مثل غلاف شمشیرن.

168
00:11:57,373 --> 00:12:00,323
‫خودشون لبه تیزی برای بریدن ندارن،

169
00:12:00,373 --> 00:12:03,198
‫ولی می‌تونن اون لبه تیز رو بپوشونن.

170
00:12:03,248 --> 00:12:05,832
‫تا کسی زخمی نشه.

171
00:13:00,623 --> 00:13:02,957
‫چرا هنوز اینا رو نگه داشتی؟

172
00:13:04,290 --> 00:13:05,698
‫آه، خب.

173
00:13:05,748 --> 00:13:09,415
‫چه عمل انجام بشه چه نشه،
‫می‌خوام درباره این موضوع یه مقاله مستقل بنویسم.

174
00:13:11,207 --> 00:13:15,490
‫معاون می‌گه می‌خواد بره پیش میورا دایسوکه.

175
00:13:15,540 --> 00:13:17,082
‫چی؟

176
00:13:18,165 --> 00:13:22,748
‫همونه که توی جراحی کیسه صفرای اطفال
‫حرف اول رو می‌زنه، نه؟

177
00:13:23,415 --> 00:13:24,707
‫آره.

178
00:13:28,123 --> 00:13:30,748
‫اگه نمی‌تونی درست بهش رسیدگی کنی، ولش کن و برو سراغ یه کار دیگه.

179
00:13:39,832 --> 00:13:41,832
‫حالت خوبه؟

180
00:13:42,665 --> 00:13:45,248
‫زخمت عفونت کرده؟

181
00:13:46,540 --> 00:13:48,373
‫نه.

182
00:13:55,998 --> 00:13:59,040
‫آه، بردم.

183
00:14:03,456 --> 00:14:05,206
‫شی‌اون.

184
00:14:07,123 --> 00:14:10,206
‫شی‌اون، منم.

185
00:14:11,081 --> 00:14:12,748
‫دونگ‌گو.

186
00:14:13,331 --> 00:14:15,406
‫جانگ دونگ‌گو.

187
00:14:15,456 --> 00:14:17,623
‫دونگ‌گو...

188
00:14:19,665 --> 00:14:24,623
‫هی، برای اینکه اونم باهامون بیاد، یه شرط داره.

189
00:14:25,123 --> 00:14:26,573
‫چیه؟

190
00:14:26,623 --> 00:14:28,573
‫باید بری اونجا،

191
00:14:28,623 --> 00:14:30,740
‫یه قطعه از قطار هست.

192
00:14:30,790 --> 00:14:32,581
‫اونو بیار برام.

193
00:14:38,206 --> 00:14:40,081
‫دونگ‌گو.

194
00:14:42,956 --> 00:14:44,706
‫جانگ دونگ‌گو.

195
00:14:49,998 --> 00:14:53,198
‫گفتن بچه‌م تومور ساکروکوکسیژیال داره.

196
00:14:53,248 --> 00:14:55,248
‫[تراتوم ساکروکوکسیژیال (تومور): توموری در نزدیکی دنبالچه]

197
00:14:55,290 --> 00:14:58,331
‫فردا روز عملشه.

198
00:15:00,373 --> 00:15:04,706
‫وقتی سال آخر دانشگاه بودم،
‫صاحب این بچه شدم.

199
00:15:06,331 --> 00:15:10,123
‫بزرگ کردنش برام سخت بود
‫ولی بالاخره پاره تنمه.

200
00:15:11,748 --> 00:15:16,040
‫راستش، پریروز دیدمت.

201
00:15:16,581 --> 00:15:20,248
‫ولی نتونستم باهات حرف بزنم.

202
00:15:21,831 --> 00:15:24,331
‫جراتش رو نداشتم.

203
00:15:24,373 --> 00:15:27,956
‫با اینکه اون اتفاق وقتی بچه بودیم افتاد،

204
00:15:29,581 --> 00:15:33,040
‫در حق تو و هیونگ شی‌دوک،

205
00:15:33,873 --> 00:15:36,373
‫من خیلی بدی کردم.

206
00:15:38,040 --> 00:15:40,290
‫برای همین، اون مجازات،

207
00:15:41,915 --> 00:15:44,073
‫جونی نامِ من،

208
00:15:44,123 --> 00:15:45,823
‫انگار به شکل بیماری داره خودش رو نشون میده.

209
00:15:45,873 --> 00:15:48,240
‫این حرف‌ها رو نسبت به بچه‌ نزن.

210
00:15:48,290 --> 00:15:50,031
‫بچه‌ فقط مریضه.

211
00:15:50,081 --> 00:15:52,290
‫مجازات نمی‌شه.

212
00:15:54,290 --> 00:15:56,865
‫خیلی وقت پیش،

213
00:15:56,915 --> 00:15:59,331
‫فرصت عذرخواهی ازت رو از دست دادم.

214
00:16:00,248 --> 00:16:02,248
‫متاسفم.

215
00:16:03,665 --> 00:16:07,206
‫لطفا منو ببخش، رفیق.

216
00:16:11,790 --> 00:16:13,623
‫شی‌اون!

217
00:16:33,706 --> 00:16:36,156
‫چرا اینجا نشستی؟

218
00:16:36,206 --> 00:16:39,748
‫اوه. چشم، بلند میشم.

219
00:16:43,040 --> 00:16:44,915
‫پروفسور.

220
00:16:45,873 --> 00:16:47,156
‫چیه؟

221
00:16:47,206 --> 00:16:49,706
‫یه چیزی می‌خواستم ازتون بپرسم.

222
00:16:50,248 --> 00:16:51,406
‫باز چی شده؟

223
00:16:51,456 --> 00:16:55,706
‫یه نفر یه کار خیلی بدی در حقم کرده.

224
00:16:55,748 --> 00:16:58,281
‫اگه بیاد عذرخواهی کنه،

225
00:16:58,331 --> 00:17:00,623
‫باید ببخشمش؟

226
00:17:01,373 --> 00:17:03,790
‫بستگی داره چه آدمی باشه.

227
00:17:04,415 --> 00:17:08,240
‫اگه فقط برای اینکه خودش راحت بشه
‫عذرخواهی می‌کنه، نبخشش.

228
00:17:08,290 --> 00:17:11,790
‫ولی اگه از ته قلبش داره طلب بخشش می‌کنه،
‫پس مشکلی نداره که ببخشیش.

229
00:17:12,623 --> 00:17:14,248
‫من نمی‌دونم

230
00:17:14,290 --> 00:17:15,906
‫توی سر اون شخص چی می‌گذره.

231
00:17:15,956 --> 00:17:19,781
‫ساده‌ست. ببین تا حالا چطور زندگی کرده

232
00:17:19,831 --> 00:17:22,331
‫و الان چطور زندگی می‌کنه.

233
00:17:33,248 --> 00:17:34,406
‫دکتر پارک.

234
00:17:34,456 --> 00:17:35,831
‫بله؟

235
00:17:37,831 --> 00:17:40,873
‫باز حواست یه جای دیگه‌ست.

236
00:17:44,331 --> 00:17:46,498
‫حواسم رو جمع کردم.

237
00:17:48,081 --> 00:17:51,248
‫بعدا برای شام یه ساعت وقت داری؟

238
00:17:51,289 --> 00:17:53,831
‫برای چی؟

239
00:17:54,664 --> 00:17:57,781
‫یه بار کارت ویزیتت رو توی قرعه‌کشی
‫یه رستوران خانوادگی انداختم.

240
00:17:57,831 --> 00:18:00,239
‫گفتن برنده شدم.

241
00:18:00,289 --> 00:18:02,781
‫می‌خواستم برات یه غذای خوب بخرم.

242
00:18:02,831 --> 00:18:05,073
‫کارت ویزیت؟

243
00:18:05,123 --> 00:18:06,914
‫بعدا می‌بینمت.

244
00:18:15,623 --> 00:18:19,281
‫مبارکه! مبارکه! مبارکه!

245
00:18:19,331 --> 00:18:20,448
‫هی.

246
00:18:20,498 --> 00:18:23,739
‫بعد خوردن غذاها بیاین.

247
00:18:23,789 --> 00:18:25,989
‫پس بعد اینکه غذاتونو خوردین،

248
00:18:26,039 --> 00:18:28,323
‫میگیم مبارکه! مبارکه!

249
00:18:28,373 --> 00:18:29,406
‫عذر می‌خوام.

250
00:18:29,456 --> 00:18:33,039
‫ما فقط همکاریم.

251
00:18:35,164 --> 00:18:36,956
‫یعنی چی فقط همکارین؟

252
00:18:37,373 --> 00:18:39,656
‫نگاه‌تون یه چیز دیگه میگه!

253
00:18:39,706 --> 00:18:42,364
‫مبارکه! مبارکه!

254
00:18:42,414 --> 00:18:45,331
‫مبارکه! مبارکه!

255
00:18:47,956 --> 00:18:51,281
‫فکر می‌کردم فقط غذا بردم.

256
00:18:51,331 --> 00:18:53,656
‫نمی‌دونستم مخصوص زوجینه.

257
00:18:53,706 --> 00:18:54,948
‫اشکالی نداره.

258
00:18:54,998 --> 00:18:57,623
‫من فقط می‌خوام غذامو بخورم.

259
00:19:02,331 --> 00:19:06,164
‫حالا بعد غذا اگه بیان بگن ازش خواستگاری کن چی؟

260
00:19:09,248 --> 00:19:11,114
‫اونوقت چیکار می‌کنی؟

261
00:19:11,164 --> 00:19:13,831
‫نمیشه. نمی‌کنم.

262
00:19:15,248 --> 00:19:18,448
‫به شوخی ازت پرسیدم،
‫ولی انگار خیلی بدت اومد.

263
00:19:18,498 --> 00:19:19,781
‫اینطور نیست.

264
00:19:19,831 --> 00:19:22,906
‫فقط شنیدم این جور کارها رو باید
‫توی محیط آروم و خانوادگی انجام بدی.

265
00:19:22,956 --> 00:19:25,123
‫برای همین نمی‌تونم.

266
00:19:26,039 --> 00:19:28,539
‫کی همچین حرفی زده؟ کی؟

267
00:19:30,706 --> 00:19:33,039
‫یعنی اشتباه شنیدم؟

268
00:19:33,081 --> 00:19:35,831
‫یعنی مشکل نداره هرجا از یکی خواستگاری کنم؟

269
00:19:37,998 --> 00:19:42,206
‫همیشه، توی هر زمانی و مکانی میشه.

270
00:19:45,331 --> 00:19:48,373
‫آهان، پس ربطی به زمان و مکان نداره.

271
00:19:55,498 --> 00:19:58,531
‫چرا منو اینجا آوردی؟

272
00:19:58,581 --> 00:20:01,873
‫خودت قبلا گفتی می‌خوای
‫خاطرات خوبت برگرده.

273
00:20:04,789 --> 00:20:07,039
‫همینجا بهت گفتم دوستت دارم.

274
00:20:12,123 --> 00:20:13,739
‫راست میگی.

275
00:20:13,789 --> 00:20:15,989
‫الان یادم اومد.

276
00:20:16,039 --> 00:20:18,739
‫اون موقع چی بهم گفتی؟

277
00:20:18,789 --> 00:20:20,573
‫یه حرف خیلی قشنگی زدی.

278
00:20:20,623 --> 00:20:22,456
‫اصلا هم قشنگ نبود.

279
00:20:26,873 --> 00:20:29,906
‫اینو گفتم:

280
00:20:29,956 --> 00:20:32,248
‫«بعد کلی فکر کردن درباره‌ش،
‫فهمیدم که از تنهایی حالم بهم می‌خوره».

281
00:20:37,956 --> 00:20:39,239
‫همین؟

282
00:20:39,289 --> 00:20:40,364
‫آره.

283
00:20:40,414 --> 00:20:42,281
‫واقعا فقط همین بود؟

284
00:20:42,331 --> 00:20:43,706
‫آره.

285
00:20:44,373 --> 00:20:47,206
‫این چیه آخه؟

286
00:20:49,164 --> 00:20:51,872
‫پس چرا من یه جمله خفن عاشقانه یادمه؟

287
00:20:52,414 --> 00:20:55,081
‫فکر کنم خودم از جمله‌ام خفن‌تر بودم.

288
00:20:57,872 --> 00:20:59,447
‫شاید.

289
00:20:59,497 --> 00:21:04,081
‫وقتی با عینک خوش‌بینی به گذشته نگاه می‌کنی،
‫مگه چیزی هست که خوب به نظر نیاد؟

290
00:21:05,872 --> 00:21:09,322
‫اگه خوب بهش فکر کنی،
‫یه خاطره خوب...

291
00:21:09,372 --> 00:21:11,906
‫چیزی نیست که بشه با کلمات به یادش آورد.

292
00:21:11,956 --> 00:21:13,914
‫آره، همین‌طوره.

293
00:21:14,581 --> 00:21:19,739
‫فقط یادمه، دمای حدود 36.7 درجه بود،

294
00:21:19,789 --> 00:21:23,081
‫و یه زن با خیلی لاغر و استخونی،
‫جلوم نشسته بود.

295
00:21:47,206 --> 00:21:52,872
‫تو و جین‌ووک گاهی درباره مسائل
‫عاطفی‌تون با هم حرف می‌زنین؟

296
00:21:53,747 --> 00:21:56,206
‫آره، بعضی وقت‌ها.

297
00:21:57,914 --> 00:22:01,114
‫در مورد اعترافی که به من کردی
‫هم بهش گفتی؟

298
00:22:01,164 --> 00:22:03,164
‫نه.

299
00:22:03,456 --> 00:22:04,989
‫چون خجالت می‌کشیدی؟

300
00:22:05,039 --> 00:22:10,497
‫نه، خیلی هم خجالت نمی‌کشیدم...
‫فقط نمی‌خواستم بهش بگم.

301
00:22:12,039 --> 00:22:15,039
‫چرا نمی‌خواستی بگی؟

302
00:22:15,789 --> 00:22:18,872
‫نمی‌خواستی صادقانه درد و دل کنی؟

303
00:22:18,914 --> 00:22:22,497
‫راستش، می‌خواستم این کارو بکنم.

304
00:22:24,664 --> 00:22:29,322
‫ولی فکر می‌کردم اگه احساساتم رو صادقانه بگم

305
00:22:29,372 --> 00:22:34,122
‫ممکنه به کسی که دوستش دارم آسیب بزنم.

306
00:22:35,289 --> 00:22:37,331
‫چه جور آسیبی؟

307
00:22:38,247 --> 00:22:42,747
‫چون من با بقیه فرق دارم.

308
00:22:43,414 --> 00:22:48,447
‫کسی که دوستش دارم،
‫به خاطر من مورد تمسخر قرار بگیره.

309
00:22:48,497 --> 00:22:51,072
‫دوستای منم مسخره می‌شدن.

310
00:22:51,122 --> 00:22:53,706
‫چون با من صمیمی بودن.

311
00:22:55,164 --> 00:22:59,497
‫برای همین، تنها بودن برام راحت‌تر بود.

312
00:22:59,872 --> 00:23:04,206
‫اینکه فقط خودم رو مسخره کنن، راحت‌تر بود.

313
00:23:21,997 --> 00:23:24,539
‫چرا یکم نمی‌خوابی؟

314
00:23:25,456 --> 00:23:27,114
‫آه... آره...

315
00:23:27,164 --> 00:23:28,531
‫خوابم نمیاد.

316
00:23:28,581 --> 00:23:31,947
‫هنوز یکم تب داره، ولی...خودت که می‌دونی.

317
00:23:31,997 --> 00:23:36,164
‫عفونت خون یه کم طول می‌کشه
‫تا وضعیتش ثابت بشه.

318
00:23:36,956 --> 00:23:41,497
‫این‌قدر نگران نباش.
‫چند روز دیگه حالش بهتر میشه.

319
00:23:46,122 --> 00:23:48,081
‫ببخشید، دکتر.

320
00:23:48,581 --> 00:23:49,872
‫بله؟

321
00:23:51,872 --> 00:23:54,114
‫خوب بخواب.

322
00:23:54,164 --> 00:23:56,697
‫این‌قدر غلت نزن.

323
00:23:56,747 --> 00:23:58,281
‫چی؟

324
00:23:58,331 --> 00:24:00,914
‫بعد از عمل پیوند،

325
00:24:01,581 --> 00:24:04,414
‫دیگه نمی‌تونم مثل یه زن معمولی زندگی کنم.

326
00:24:06,081 --> 00:24:08,247
‫با هر کسی که آشنا بشم،

327
00:24:08,914 --> 00:24:15,789
‫آخرش برای اون آدم تبدیل به یه سربار می‌شم.

328
00:24:20,872 --> 00:24:22,955
‫خواهش می‌کنم

329
00:24:24,289 --> 00:24:27,539
‫همینجا تمومش کنی.

330
00:24:29,539 --> 00:24:32,247
‫بخاطر این میگم چون واسه خودمم سخته.

331
00:24:36,330 --> 00:24:41,372
‫این‌یونگ، این‌هه برای تو مثل یه سرباره؟

332
00:24:44,330 --> 00:24:46,789
‫برای منم همین‌طوره.

333
00:24:48,164 --> 00:24:50,497
‫هرچقدر بهش فکر می‌کنم،

334
00:24:51,455 --> 00:24:55,997
‫تو برای من هیچ‌وقت یه سربار نمی‌شی.

335
00:25:13,247 --> 00:25:14,989
‫هی، پارک شی‌اون!

336
00:25:15,039 --> 00:25:17,405
‫کار خودت بود، مگه نه؟
‫فقط تو می‌دونی. زود بگو!

337
00:25:17,455 --> 00:25:18,572
‫تو بودی که به این‌یونگ گفتی، مگه نه؟

338
00:25:18,622 --> 00:25:20,989
‫ببخشید! ببخشید!

339
00:25:21,039 --> 00:25:23,372
‫ناخواسته از دهنم پرید...

340
00:25:28,039 --> 00:25:31,914
‫با این حال، ممنون که به‌جای من بهش گفتی.

341
00:25:32,955 --> 00:25:36,530
‫واکنش این‌یونگ چطور بود؟

342
00:25:36,580 --> 00:25:38,614
‫فکر می‌کنی چه واکنشی نشون می‌داد؟

343
00:25:38,664 --> 00:25:42,205
‫از قیافه‌ت معلومه خیلی خوشحال نیستی.

344
00:25:42,705 --> 00:25:44,497
‫واقعا این‌طوری به نظر میام؟

345
00:25:49,289 --> 00:25:53,372
‫ولی کاریش نمیشه کرد.
‫عشقی که آدم رو عذاب بده، باز هم عشقه.

346
00:25:58,705 --> 00:26:02,330
‫عشقی که آدم رو عذاب بده، باز هم عشقه؟

347
00:26:08,080 --> 00:26:12,122
‫چون من با بقیه فرق دارم.

348
00:26:13,039 --> 00:26:18,289
‫کسی که دوستش دارم،
‫به خاطر من مورد تمسخر قرار بگیره.

349
00:26:35,955 --> 00:26:39,864
‫خیلی‌وقت پیش فرصت عذرخواهی ازت رو از دست دادم.

350
00:26:39,914 --> 00:26:41,447
‫متاسفم.

351
00:26:41,497 --> 00:26:44,914
‫لطفا منو ببخش، رفیق.

352
00:27:10,997 --> 00:27:13,122
‫بیدار شدی؟

353
00:27:14,705 --> 00:27:17,455
‫فکر کردم مُردم.

354
00:27:18,164 --> 00:27:20,914
‫چرا بمیری؟

355
00:27:21,789 --> 00:27:24,114
‫متاسفم، دکتر.

356
00:27:24,164 --> 00:27:26,539
‫بی‌دلیل، بخاطر من...

357
00:27:27,164 --> 00:27:28,572
‫طوری نیست.

358
00:27:28,622 --> 00:27:33,289
‫لطفا به دکتر چا هم بگو که متاسفم.

359
00:27:34,122 --> 00:27:36,414
‫باشه، بهش میگم.

360
00:27:37,080 --> 00:27:39,530
‫از این به بعد داروهات رو مرتب بخور.

361
00:27:39,580 --> 00:27:42,580
‫تو هم باید درمانت رو جدی بگیری.

362
00:27:52,705 --> 00:27:54,705
‫گریه نکن.

363
00:27:55,705 --> 00:27:57,413
‫باشه.

364
00:27:58,247 --> 00:28:00,580
‫دیگه گریه نمی‌کنم.

365
00:28:01,913 --> 00:28:06,538
‫و من...نمی‌خوام بمیرم.

366
00:28:08,288 --> 00:28:09,997
‫باشه.

367
00:28:34,122 --> 00:28:35,947
‫یک ساعت دیگه میریم اتاق عمل.

368
00:28:35,997 --> 00:28:39,113
‫بله، لطفا خوب مراقبش باشین.

369
00:28:39,163 --> 00:28:42,455
‫منم ازتون می‌خوام خوب مراقبش باشین.

370
00:28:43,913 --> 00:28:45,697
‫اون دوست دوران بچگی منه.

371
00:28:45,747 --> 00:28:49,030
‫و جونی نام پسر دوستمه.

372
00:28:49,080 --> 00:28:51,497
‫پروفسور، لطفا خوب مراقبش باشین.

373
00:28:52,205 --> 00:28:54,030
‫دوستت بود؟

374
00:28:54,080 --> 00:28:56,663
‫پس چرا از قبل چیزی نگفتی؟

375
00:29:06,497 --> 00:29:09,288
‫ممنونم، شی‌اون.

376
00:29:10,163 --> 00:29:12,280
‫لازم نیست تشکر کنی.

377
00:29:12,330 --> 00:29:15,163
‫معلومه که عمل باید خوب پیش بره.

378
00:29:16,330 --> 00:29:19,363
‫خیلی جونی نام رو دوست داری، مگه نه؟

379
00:29:19,413 --> 00:29:21,155
‫معلومه!

380
00:29:21,205 --> 00:29:24,863
‫اون بچه منه.
‫با اینکه بزرگ کردنش خیلی سخته،

381
00:29:24,913 --> 00:29:27,238
‫ولی اون تنها امید منه.

382
00:29:27,288 --> 00:29:29,872
‫پس بذار فقط یه سوال ازت بپرسم.

383
00:29:30,622 --> 00:29:32,372
‫من...

384
00:29:33,705 --> 00:29:35,072
‫درسته که من دوستت هستم؟

385
00:29:35,122 --> 00:29:37,572
‫البته که هستی!

386
00:29:37,622 --> 00:29:39,497
‫تو دوست منی.

387
00:29:40,705 --> 00:29:47,413
‫قبلا دوست خوبی برات نبودم،
‫ولی حالا دوستی هستم که ازت ممنونه.

388
00:29:49,413 --> 00:29:52,663
‫پس می‌بخشمت.

389
00:29:54,038 --> 00:29:57,655
‫ولی در عوض، یه شرط دارم.

390
00:29:57,705 --> 00:29:58,863
‫چی؟

391
00:29:58,913 --> 00:30:03,405
‫جونی نام رو طوری بزرگ کن که سالم و سلامت باشه.

392
00:30:03,455 --> 00:30:07,163
‫قوی و سالم، درست مثل خودت.

393
00:30:11,122 --> 00:30:12,830
‫متوجه شدم.

394
00:30:55,705 --> 00:30:58,413
‫دوباره میگم، مهم‌ترین کار اینه که

395
00:30:59,288 --> 00:31:02,572
‫توموری رو برداریم که به عصبی فشار میاره
‫و از کنار این مجرا به سمت پا میره.

396
00:31:02,622 --> 00:31:06,405
‫چون تومور به عصب فشار میاره، باید با دقت
‫بیشتری بُرش بدیم و وارد اون قسمت بشیم.

397
00:31:06,455 --> 00:31:07,822
‫درسته.

398
00:31:07,872 --> 00:31:11,238
‫اگه فقط بتونیم این مشکل رو حل کنیم، تقریبا
‫بقیه کارها هم حل میشن. همه متوجه شدن؟

399
00:31:11,288 --> 00:31:12,872
‫بله.

400
00:31:13,580 --> 00:31:15,163
‫بریم سر عمل.

401
00:31:19,663 --> 00:31:21,288
‫بله.

402
00:31:22,413 --> 00:31:24,530
‫باشه، فهمیدم.

403
00:31:24,580 --> 00:31:27,571
‫توی اورژانس یه بیمار داریم
‫که دل‌درد داره و به فتق مشکوکیم.

404
00:31:27,621 --> 00:31:28,821
‫زود برو ببینش.

405
00:31:28,871 --> 00:31:31,413
‫پس تکلیف عمل چی میشه؟

406
00:31:32,288 --> 00:31:35,030
‫این بار توی عمل شرکت نکن.
‫زود برو اونو معاینه کن.

407
00:31:35,080 --> 00:31:36,538
‫باشه.

408
00:31:43,038 --> 00:31:45,321
‫چهار ساعته که از درد قفسه سینه
‫و شکم شکایت داره.

409
00:31:45,371 --> 00:31:47,071
‫گفتی چهار ساعته؟

410
00:31:47,121 --> 00:31:50,238
‫وسط کلاس ورزش یه‌دفعه از حال رفته،
‫ولی مدت زیادی توی بهداری مدرسه بوده.

411
00:31:50,288 --> 00:31:53,280
‫توی راه بیمارستان هم به خاطر ترافیک،
‫یک ساعت دیگه دیر رسیدن.

412
00:31:53,330 --> 00:31:55,196
‫دکتر.

413
00:31:55,246 --> 00:31:57,913
‫مشکلش چیه؟

414
00:31:58,955 --> 00:32:00,655
‫بعد از معاینه مشخص میشه.

415
00:32:00,705 --> 00:32:03,446
‫اول چون حال بچه خوب نیست،
‫فورا ازش سی‌تی‌اسکن می‌گیریم.

416
00:32:03,496 --> 00:32:04,913
‫چشم.

417
00:32:28,288 --> 00:32:29,580
‫متزنباوم.

418
00:32:31,330 --> 00:32:32,663
‫ببُر.

419
00:32:36,413 --> 00:32:38,330
‫بیشتر سفتش کن.

420
00:32:49,496 --> 00:32:52,246
‫آه، دکتر پارک! سی‌تی‌اسکن رو بیار.

421
00:32:55,996 --> 00:32:59,280
‫چطور ممکنه فتق دیافراگم داشته باشه؟
‫چطور ممکنه چیزی به این بزرگی...

422
00:32:59,330 --> 00:33:02,655
‫علائم نبودن دیافراگم قفسه سینه دیر ظاهر شده،
‫برای همین به‌طور اتفاقی تشخیص داده شده.

423
00:33:02,705 --> 00:33:05,780
‫روده‌ها بیش از حد وارد قفسه سینه شدن
‫و دارن به ریه‌ها فشار میارن.

424
00:33:05,830 --> 00:33:08,655
‫روده‌ها داخل دیافراگم گیر افتادن
‫و بیشتر قسمت‌هاشون دچار نکروز شدن.

425
00:33:08,705 --> 00:33:11,530
‫باید فورا عملش کنیم. زود، زود!

426
00:33:11,580 --> 00:33:13,155
‫دیگه دیر شده.

427
00:33:13,205 --> 00:33:14,663
‫اگه شکمش رو باز کنیم...

428
00:33:15,621 --> 00:33:17,621
‫ایست قلبی می‌کنه.

429
00:33:26,330 --> 00:33:27,705
‫باشه، متوجه شدم.

430
00:33:30,080 --> 00:33:33,663
‫میگن وضعیتش خیلی وخیمه.
‫رئیس گو هم هنوز تصمیم نگرفته عملش کنه.

431
00:33:34,330 --> 00:33:36,113
‫آه، شانس رو ببین.

432
00:33:36,163 --> 00:33:37,405
‫چقدر نکروز کرده؟

433
00:33:37,455 --> 00:33:39,663
‫چون خیلی دیر آوردنش،
‫وضعیتش خیلی پیشرفت کرده.

434
00:33:42,871 --> 00:33:44,746
‫من میرم ببینم.

435
00:33:45,413 --> 00:33:46,613
‫فکر می‌کنی از پسش بربیای؟

436
00:33:46,663 --> 00:33:49,413
‫هر اتفاقی هم بیفته، اول باید شکمش رو
‫باز کنیم و ببینیم وضعیتش چطوره.

437
00:33:55,996 --> 00:33:59,655
‫دیگه خیلی دیره. میگم که خیلی دیره.
‫وقتی شکمش رو باز کنیم، دیگه کار تمومه.

438
00:33:59,705 --> 00:34:01,155
‫رئیس...

439
00:34:01,205 --> 00:34:02,913
‫ساکت شو، بچه!

440
00:34:04,080 --> 00:34:05,321
‫دارم دیوونه میشم.

441
00:34:05,371 --> 00:34:07,321
‫زمان داره از دست میره.

442
00:34:07,371 --> 00:34:09,496
‫می‌دونم، بچه!

443
00:34:24,830 --> 00:34:28,363
‫دکتر پارک، اتاق عمل و متخصص بیهوشی رو آماده کن.

444
00:34:28,413 --> 00:34:30,621
‫رزیدنت‌های بخش جراحی عمومی رو هم خبر کن.

445
00:34:31,996 --> 00:34:33,530
‫پس چرا وایستادی؟

446
00:34:33,580 --> 00:34:34,996
‫چشم.

447
00:34:42,913 --> 00:34:43,988
‫اون بیمار که دیافراگمش پاره شده بود کجاست؟

448
00:34:44,038 --> 00:34:45,071
‫رفته اتاق عمل.

449
00:34:45,121 --> 00:34:46,113
‫کی داره عملش می‌کنه؟

450
00:34:46,163 --> 00:34:48,988
‫میگن رئیس گو عملش می‌کنه.

451
00:34:49,038 --> 00:34:50,829
‫رئیس؟

452
00:34:53,246 --> 00:34:55,579
‫میگن رئیس داره عملش می‌کنه.

453
00:35:00,871 --> 00:35:03,163
‫تو دستیار اول جراحی هستی.

454
00:35:04,038 --> 00:35:05,404
‫چی؟

455
00:35:05,454 --> 00:35:07,238
‫توی اتاق عمل، فقط من و تو جراح اطفال هستیم.

456
00:35:07,288 --> 00:35:09,746
‫پس تو دستیار اولی.

457
00:35:11,663 --> 00:35:13,538
‫متوجه شدم.

458
00:35:14,621 --> 00:35:16,746
‫بیهوشی کامل شد.

459
00:35:17,996 --> 00:35:19,496
‫چاقو.

460
00:35:31,913 --> 00:35:33,613
‫گاز.

461
00:35:33,663 --> 00:35:36,204
‫- ساکشن.
‫- ساکشن.

462
00:35:46,329 --> 00:35:47,363
‫ایست قلبی! ایست قلبی!

463
00:35:47,413 --> 00:35:48,913
‫علائم حیاتی داره افت می‌کنه.

464
00:35:48,996 --> 00:35:49,821
‫نمی‌تونم بهش تنفس بدم.

465
00:35:49,871 --> 00:35:52,029
‫اول باید روده‌هایی رو که داخل دیافراگم
‫گیر کردن رو بیرون بیاریم تا راه تنفس باز بشه.

466
00:35:52,079 --> 00:35:54,621
‫بعدش فورا قسمت‌های نکروزشده رو برمی‌دارم.

467
00:35:59,579 --> 00:36:01,788
‫تنها راه همینه.

468
00:36:03,663 --> 00:36:05,663
‫فشار خون داره باز هم پایین‌تر میاد!

469
00:36:09,121 --> 00:36:10,788
‫بیرون نمیاد...!

470
00:36:25,371 --> 00:36:27,954
‫رئیس، بافت‌کش.

471
00:36:35,496 --> 00:36:37,246
‫سمت چپ دیافراگم.

472
00:36:43,329 --> 00:36:45,079
‫بیرونش آوردم!

473
00:36:47,996 --> 00:36:49,904
‫علائم حیاتی هنوز برنگشته،

474
00:36:49,954 --> 00:36:50,946
‫تاکی‌کاردی بطنیه.
‫[تاکی‌کاردی بطنی: ضربان قلب غیرطبیعی و بسیار سریع]

475
00:36:50,996 --> 00:36:54,954
‫قسمت نکروزشده رو بعدا برمی‌داریم.
‫دستگاه الکتروشوک رو آماده کنین.

476
00:37:02,329 --> 00:37:04,988
‫50 ژول.
‫همه کنار!

477
00:37:05,038 --> 00:37:07,329
‫- شوک.
‫- شوک.

478
00:37:10,079 --> 00:37:11,571
‫ریتم قلب همونه!

479
00:37:11,621 --> 00:37:14,488
‫- 100 ژول.
‫- 100 ژول. همه کنار!

480
00:37:14,538 --> 00:37:17,163
‫- شوک.
‫- شوک.

481
00:37:23,454 --> 00:37:24,871
‫رئیس.

482
00:37:25,954 --> 00:37:27,621
‫رئیس!

483
00:37:28,621 --> 00:37:29,654
‫چی؟ شاید...

484
00:37:29,704 --> 00:37:33,163
‫قلب. ماساژ قلبی.

485
00:37:41,496 --> 00:37:43,246
‫بجنب.

486
00:37:44,454 --> 00:37:46,329
‫بجنب.

487
00:37:49,704 --> 00:37:51,954
‫نبضش...برگشت!

488
00:37:52,538 --> 00:37:54,454
‫علائم حیاتی داره بهتر میشه.

489
00:38:00,121 --> 00:38:03,954
‫حالا می‌تونی قسمت نکروزشده رو برداری.

490
00:38:06,496 --> 00:38:07,746
‫باشه.

491
00:38:15,412 --> 00:38:17,496
‫پنس.

492
00:38:18,037 --> 00:38:19,412
‫نخ بخیه.

493
00:38:25,912 --> 00:38:28,246
‫گره بزن.

494
00:38:30,371 --> 00:38:31,746
‫قیچی.

495
00:38:35,162 --> 00:38:36,329
‫ببر.

496
00:38:40,037 --> 00:38:41,487
‫تموم شد.

497
00:38:41,537 --> 00:38:44,487
‫دکتر پارک، بقیه‌ش رو خودت تموم کن.

498
00:38:44,537 --> 00:38:45,954
‫چشم.

499
00:38:46,579 --> 00:38:48,537
‫خسته نباشین.

500
00:39:09,662 --> 00:39:11,204
‫خیلی زحمت کشیدی.

501
00:39:13,079 --> 00:39:14,987
‫چه زحمتی؟

502
00:39:15,037 --> 00:39:17,946
‫فکر می‌کردم دوباره دستور انتقال میدین.

503
00:39:17,996 --> 00:39:20,362
‫دلیلی داره بذاریم یه بچه توی خیابون بمیره؟

504
00:39:20,412 --> 00:39:21,871
‫پس لطفا استراحت کنین.

505
00:39:24,329 --> 00:39:25,704
‫پروفسور کیم.

506
00:39:26,662 --> 00:39:28,196
‫بله.

507
00:39:28,246 --> 00:39:30,112
‫ممنونم.

508
00:39:30,162 --> 00:39:31,537
‫حرفشم نزنین.

509
00:39:37,579 --> 00:39:39,987
‫چرا این‌قدر دور و بر آدم می‌پلکی
‫و رو اعصابش میری؟

510
00:39:40,037 --> 00:39:42,029
‫رئیس، شما حرف ندارین!

511
00:39:42,079 --> 00:39:43,696
‫آخ، ترسوندیم.

512
00:39:43,746 --> 00:39:47,737
‫همون‌طور که فکر می‌کردم،
‫واقعا لیاقت احترام گذاشتن رو داری.

513
00:39:47,787 --> 00:39:50,496
‫تو دیگه هر روز داری منو دست میندازی.

514
00:39:55,621 --> 00:39:58,862
‫این همون سایز بزرگه‌ست که
‫فلفل هالوپینیوهاش رو درآوردین، درسته؟

515
00:39:58,912 --> 00:40:01,079
‫- بله.
‫- ممنون!

516
00:40:02,079 --> 00:40:03,571
‫وااای! مهمونمون می‌کنی؟

517
00:40:03,621 --> 00:40:05,196
‫تادا!

518
00:40:05,246 --> 00:40:07,487
‫امروز، روز واریزحقوقه،

519
00:40:07,537 --> 00:40:08,654
‫منم باید حداقل یه بار مهمونتون کنم.

520
00:40:08,704 --> 00:40:13,196
‫واو، چه الگوی خوبی برای بقیه شدی.
‫واقعا عالیه.

521
00:40:13,246 --> 00:40:14,071
‫با دل و جون می‌خورم.

522
00:40:14,121 --> 00:40:15,029
‫همه از خوردنش لذت می‌بریم.

523
00:40:15,079 --> 00:40:17,737
‫آره، نوش جان کنین.

524
00:40:17,787 --> 00:40:19,779
‫ولی چرا دکتر پارک نیومد؟

525
00:40:19,829 --> 00:40:21,821
‫داره به رئیس در مرتب کردن پرونده‌ها کمک می‌کنه.

526
00:40:21,871 --> 00:40:24,446
‫ولی میگم رئیس یه کم عجیب نشده؟

527
00:40:24,496 --> 00:40:28,487
‫آره. آره. مثلا تموم کردن عمل بدون وقفه.

528
00:40:28,537 --> 00:40:32,321
‫درسته. این روزها خیلی میره
‫اتاق پرونده‌ها و آزمایشگاه.

529
00:40:32,371 --> 00:40:34,487
‫واقعا چه خبره؟

530
00:40:34,537 --> 00:40:37,196
‫خیلی عجیبه.

531
00:40:37,246 --> 00:40:41,071
‫آره. نکنه روحش با یکی دیگه عوض شده...؟

532
00:40:41,121 --> 00:40:44,696
‫شنیدم این روزها میره خونه دکتر پارک.

533
00:40:44,746 --> 00:40:46,279
‫خونه دکتر پارک؟ چرا؟

534
00:40:46,329 --> 00:40:47,404
‫نمی‌دونم.

535
00:40:47,454 --> 00:40:51,496
‫پارک شی‌اون به رئیس گفت سوپ
‫آماده کرده و ازش خواسته بیاد خونه‌ش.

536
00:40:52,371 --> 00:40:54,954
‫واقعا این دوتا چه ترکیب عجیبی‌ان؟

537
00:40:55,787 --> 00:40:58,079
‫اصلا به هم نمیان.
‫واقعا نمیان.

538
00:41:07,704 --> 00:41:10,612
‫همه‌چیز مرتبه.
‫چیز غیرعادی‌ای نیست.

539
00:41:10,662 --> 00:41:14,996
‫دکتر، بیسبال دوست داری؟

540
00:41:16,371 --> 00:41:19,704
‫زیاد از بیسبال سر درنمیارم.
‫قوانینش رو هم نمی‌دونم.

541
00:41:21,079 --> 00:41:22,279
‫ولی یه چیز رو می‌دونم.

542
00:41:22,329 --> 00:41:25,862
‫اگه سه بار اوت بشی، نوبت ضربه‌زن
‫عوض میشه و می‌تونه هوم‌ران بزنه.

543
00:41:25,912 --> 00:41:28,196
‫بیسبال سرگرم‌کننده‌ست.

544
00:41:28,246 --> 00:41:30,279
‫باید یادش بگیری.

545
00:41:30,329 --> 00:41:32,904
‫پس می‌خوای بهم یاد بدی؟

546
00:41:32,954 --> 00:41:37,037
‫حتما. هر موقع وقت داشتی بیا.

547
00:41:38,454 --> 00:41:40,529
‫من واقعا هر روز میام.

548
00:41:40,579 --> 00:41:42,654
‫خیلی خوبه.

549
00:41:42,704 --> 00:41:47,829
‫بالاخره یه چیزی هست که می‌تونم
‫به یه دکتر باهوش یاد بدم.

550
00:41:54,079 --> 00:41:58,904
‫فعلا بستریش می‌کنیم و به‌زودی
‫جزئیات و تاریخ عمل رو بهتون اطلاع میدیم.

551
00:41:58,954 --> 00:42:00,945
‫دخترم رو به شما می‌سپارم، دکتر.

552
00:42:00,995 --> 00:42:02,154
‫نگران نباشین.

553
00:42:02,204 --> 00:42:05,862
‫اگه پیش پرستار برین، جزئیات رو بهت میگه.

554
00:42:05,912 --> 00:42:07,112
‫ممنونم.

555
00:42:07,162 --> 00:42:08,704
‫بریم.

556
00:42:10,037 --> 00:42:12,412
‫خداحافظ، یه‌ رین.

557
00:42:14,329 --> 00:42:15,820
‫اون آخرین بیمار بود؟

558
00:42:15,870 --> 00:42:17,820
‫بله.

559
00:42:17,870 --> 00:42:20,570
‫ولی رئیس...

560
00:42:20,620 --> 00:42:22,454
‫اون...

561
00:42:26,495 --> 00:42:28,954
‫حالا به جلو نگاه کن.

562
00:42:34,870 --> 00:42:38,195
‫من به خاطر تو این‌طوری نشدم،

563
00:42:38,245 --> 00:42:40,745
‫پس این‌قدر اخم نکن.

564
00:42:41,829 --> 00:42:44,154
‫فقط بابت کاری که باهات کردم شرمنده‌ام.

565
00:42:44,204 --> 00:42:45,904
‫واقعا که.

566
00:42:45,954 --> 00:42:48,154
‫گفتم که لازم نیست شرمنده باشی.

567
00:42:48,204 --> 00:42:51,829
‫اگه ادامه بدی، عصبانی میشم.

568
00:42:53,329 --> 00:42:55,079
‫دکتر،

569
00:42:56,204 --> 00:43:02,204
‫خودت نمی‌دونی دکتر پارک
‫چقدر دوستت داره، مگه نه؟

570
00:43:06,037 --> 00:43:10,704
‫وقتی عشق کم باشه،
‫راحت‌تر می‌تونی ببینیش.

571
00:43:11,787 --> 00:43:17,120
‫ولی وقتی خیلی زیاد باشه،
‫اتفاقا سخت‌تر میشه متوجهش شد.

572
00:43:19,162 --> 00:43:20,912
‫برای همین...

573
00:43:21,745 --> 00:43:25,245
‫منم نتونستم بفهمم خواهرم چقدر دوستم داره.

574
00:43:32,620 --> 00:43:34,579
‫ولی وقتی...

575
00:43:35,579 --> 00:43:38,662
‫از حال رفتم، همون لحظه حسش کردم.

576
00:43:39,787 --> 00:43:42,579
‫خودمم نمی‌دونم چرا.

577
00:43:43,537 --> 00:43:47,120
‫وقتی به هوش اومدم،
‫واقعا دلم می‌خواست زنده بمونم.

578
00:43:48,079 --> 00:43:50,412
‫به خاطر خواهرم.

579
00:43:55,162 --> 00:44:00,329
‫به هر حال، فکر کردم
‫شاید ما دوتا خیلی شبیه همیم.

580
00:44:01,079 --> 00:44:03,662
‫چون هیچ‌کدوممون واقعا
‫نمی‌تونیم این چیزها رو ببینیم.

581
00:44:17,704 --> 00:44:21,779
‫یه سواله که خیلی وقته می‌خوام ازت بپرسم.

582
00:44:21,829 --> 00:44:23,870
‫چیه؟

583
00:44:25,870 --> 00:44:28,987
‫زود باش بگو، عوضی!
‫تا بتونیم با خیال راحت غذامونو بخوریم.

584
00:44:29,037 --> 00:44:32,745
‫- اون موقع که داشتم رد می‌شدم...
‫- خب.

585
00:44:33,954 --> 00:44:36,412
‫چرا نمره بالایی بهم دادی؟

586
00:44:38,620 --> 00:44:40,412
‫لطفا بهم بگو.

587
00:44:41,329 --> 00:44:43,779
‫نکنه مامانم بهت پول داده بود؟

588
00:44:43,829 --> 00:44:47,537
‫چی میگی، عوضی؟!
‫منو چی فرض کردی؟

589
00:44:53,329 --> 00:44:56,529
‫چرا نمره‌هات رو بالا بردم؟

590
00:44:56,579 --> 00:44:58,195
‫همنیو می‌خوای بدونی؟

591
00:44:58,245 --> 00:44:59,070
‫آره.

592
00:44:59,120 --> 00:45:01,204
‫توی عوضی...

593
00:45:02,537 --> 00:45:04,412
‫شبیه خودمی.

594
00:45:05,204 --> 00:45:07,570
‫منم خیلی دوست داشتم جراح بشم،

595
00:45:07,620 --> 00:45:11,570
‫ولی این رشته پر از نابغه‌ست.

596
00:45:11,620 --> 00:45:16,370
‫هرچی تلاش می‌کردم، به‌جای اینکه بهشون برسم،
‫بیشتر ازشون عقب می‌موندم.

597
00:45:18,953 --> 00:45:21,987
‫منم به زور تونستم توی بیمارستان دووم بیارم.

598
00:45:22,037 --> 00:45:23,495
‫ولی...

599
00:45:24,203 --> 00:45:26,703
‫تو دقیقا مثل من توی اون روزها بودی.

600
00:45:28,578 --> 00:45:32,028
‫باشه، قبول. کار من اشتباه بود.

601
00:45:32,078 --> 00:45:36,278
‫ولی می‌خواستم تسلیم نشی و ادامه بدی.

602
00:45:36,328 --> 00:45:39,370
‫چون فکر کردم اگه بذارم بمونی،
‫از پسش برمیای.

603
00:45:42,995 --> 00:45:47,370
‫ولی برای من...کسی نبود که این کارو برام بکنه.

604
00:46:14,412 --> 00:46:19,620
‫هان جین‌ووک، من میرم خونه
‫یه کم استراحت کنم.

605
00:46:20,245 --> 00:46:21,945
‫فردا بیا سر کار.

606
00:46:21,995 --> 00:46:23,737
‫سه روزه نخوابیدی.

607
00:46:23,787 --> 00:46:25,112
‫خوبم.

608
00:46:25,162 --> 00:46:28,537
‫اگه تمرکز نداشته باشی، ممکنه یه
‫اتفاقی بیفته. راحت بخواب و بعد بیا.

609
00:46:30,370 --> 00:46:32,578
‫ممنونم.

610
00:46:55,745 --> 00:46:59,195
‫وقتی بسته رو باز کردم،
‫دیدم سرخس زیادی توش نیست.

611
00:46:59,245 --> 00:47:01,662
‫برای همین قبلا خریدمش.

612
00:47:04,370 --> 00:47:06,453
‫حسابی بخورین.

613
00:47:07,328 --> 00:47:10,287
‫باشه، اول غذا بخوریم.

614
00:47:11,662 --> 00:47:14,412
‫تو هم بخور، دکتر.

615
00:47:14,703 --> 00:47:16,203
‫باشه.

616
00:47:20,537 --> 00:47:22,195
‫لباساهاتون هنوز خشک نشدن.

617
00:47:22,245 --> 00:47:24,745
‫می‌تونین از لباس‌های من بپوشین.

618
00:47:34,578 --> 00:47:37,570
‫حالا بازیکن‌ها، آماده!

619
00:47:37,620 --> 00:47:39,078
‫شروع!

620
00:47:40,453 --> 00:47:44,162
‫حالا بازیکن، لی هیو رام!

621
00:47:46,078 --> 00:47:49,245
‫بقیه بازیکن‌ها حرکت نمی‌کنن.

622
00:47:50,453 --> 00:47:52,237
‫بازیکن لی هیو رام...

623
00:47:52,287 --> 00:47:54,412
‫برنده شد!

624
00:47:56,537 --> 00:47:58,487
‫هی، اون یکی رو بده من.

625
00:47:58,537 --> 00:48:03,445
‫باید خسته باشه.
‫بهتر بود توی اتاقش می‌موند.

626
00:48:03,495 --> 00:48:04,403
‫همه بازیکن‌ها، لطفا توی صف قرار بگیرین.

627
00:48:04,453 --> 00:48:06,987
‫دلش می‌خواست با بچه‌های دیگه بازی کنه.

628
00:48:07,037 --> 00:48:08,403
‫شروع!

629
00:48:08,453 --> 00:48:09,820
‫اوه! بازم داره برنده میشه.

630
00:48:09,870 --> 00:48:13,195
‫با وقتی که توی آمریکا بود خیلی فرق کرده.

631
00:48:13,245 --> 00:48:17,370
‫دکترها رو دوست داره و خیلی سرحاله.

632
00:48:21,037 --> 00:48:25,745
‫انگار به اندازه بیسبال داره از اینم لذت می‌بره.

633
00:48:29,370 --> 00:48:32,287
‫آماده، شروع!

634
00:48:47,828 --> 00:48:51,320
‫چرا خودت وقت ملاقات تعیین کردی؟

635
00:48:51,370 --> 00:48:55,028
‫من چرا باید برم اونجا که آبروی خاله حفظ بشه؟

636
00:48:55,078 --> 00:48:57,236
‫واقعا دارم دیوونه میشم.

637
00:48:57,286 --> 00:49:00,778
‫باشه، پس میرم و فقط یه ساعت می‌شینم.

638
00:49:00,828 --> 00:49:03,495
‫دیگه چیزی نگو. فهمیدی؟

639
00:49:07,703 --> 00:49:09,536
‫ای بابا.

640
00:49:17,453 --> 00:49:19,361
‫امروز زود میری؟

641
00:49:19,411 --> 00:49:21,611
‫آره! با چندتا از همکلاسی‌هام قرار دارم.

642
00:49:21,661 --> 00:49:23,320
‫آه...

643
00:49:23,370 --> 00:49:26,328
‫خوش بگذره.

644
00:49:27,870 --> 00:49:30,370
‫همکلاسی؟

645
00:49:35,078 --> 00:49:37,286
‫پس سرگرمی‌ت چیه؟

646
00:49:37,995 --> 00:49:40,786
‫اکثر وقتم رو توی بیمارستان کار می‌کنم.

647
00:49:41,578 --> 00:49:45,070
‫پس بلد نیستی گلف بازی کنی؟

648
00:49:45,120 --> 00:49:47,786
‫نه، بلد نیستم.

649
00:49:49,495 --> 00:49:50,995
‫اصالتا اهل کجایی؟

650
00:49:52,953 --> 00:49:55,245
‫سئول.

651
00:49:56,703 --> 00:49:58,370
‫آره.

652
00:50:02,703 --> 00:50:06,536
‫ولدمورت...این ولدمورت دیگه از کجا پیداش شد؟

653
00:50:28,745 --> 00:50:30,370
‫شی‌اون!

654
00:50:32,078 --> 00:50:34,445
‫واو! واو! واو! چه خوشگل شدی!

655
00:50:34,495 --> 00:50:37,870
‫شبیه مجری اخبار ساعت 9 شب شدی.

656
00:50:38,995 --> 00:50:41,028
‫حالا می‌رسیم به خبر بعدی.

657
00:50:41,078 --> 00:50:46,120
‫ولی چرا به‌جای اینکه مستقیم بری خونه،
‫اومدی اینجا؟

658
00:50:47,203 --> 00:50:49,370
‫خودم اینطور دوست داشتم.
‫مشکلی داری؟

659
00:51:00,120 --> 00:51:03,495
‫من با دادستان ولدمورت قرار داشتم.

660
00:51:04,828 --> 00:51:06,495
‫آها، باشه.

661
00:51:08,203 --> 00:51:11,111
‫مامانم یه‌جوری شلوغش کرد که...

662
00:51:11,161 --> 00:51:14,036
‫برای همین یه کم اونجا موندم...

663
00:51:18,328 --> 00:51:21,995
‫احیانا یه کم ناراحت نیستی؟

664
00:51:23,245 --> 00:51:25,070
‫منظورت چیه؟

665
00:51:25,120 --> 00:51:28,745
‫قبلا بهت دروغ گفتم...
‫گفتم میرم دیدن همکلاسی‌هام.

666
00:51:29,661 --> 00:51:31,361
‫آها... اونو میگی.

667
00:51:31,411 --> 00:51:33,745
‫ناراحت نیستم.

668
00:51:34,870 --> 00:51:37,995
‫چرا همیشه اینو میگی؟

669
00:51:41,745 --> 00:51:44,161
‫داری منو معذب می‌کنی.

670
00:51:46,078 --> 00:51:47,695
‫ولی این اولین باره...

671
00:51:47,745 --> 00:51:51,286
‫از وقتی اینجا کار می‌کنم، اولین باره
‫که می‌بینم لباس قشنگ پوشیدی.

672
00:51:53,286 --> 00:51:54,695
‫واقعا؟

673
00:51:54,745 --> 00:51:56,203
‫آره.

674
00:51:58,161 --> 00:51:59,745
‫تو...

675
00:52:00,578 --> 00:52:03,578
‫واقعا عصبانی نیستی؟

676
00:52:06,036 --> 00:52:08,244
‫مطمئنی دیگه، آره؟

677
00:52:08,286 --> 00:52:09,369
‫آره.

678
00:52:10,036 --> 00:52:11,869
‫باشه پس.

679
00:52:16,161 --> 00:52:18,786
‫من دیگه میرم خونه.

680
00:52:58,661 --> 00:53:00,369
‫بابا...

681
00:53:01,119 --> 00:53:04,036
‫از این بیمارستان خیلی خوشم میاد.

682
00:53:05,286 --> 00:53:10,278
‫به‌طرز عجیبی بعد اومدن به اینجا، دردم کمتر شده.

683
00:53:10,328 --> 00:53:12,703
‫مثل قبل از آسیب‌دیدگیم شدم.

684
00:53:13,786 --> 00:53:14,903
‫واقعا؟

685
00:53:14,953 --> 00:53:15,861
‫آره.

686
00:53:15,911 --> 00:53:21,819
‫یادت میاد وقتی رفتم مدرسه سونگ‌تان
‫و تیمم رو عوض کردم؟

687
00:53:21,869 --> 00:53:23,694
‫آره، یادمه.

688
00:53:23,744 --> 00:53:29,236
‫اونجا رفتم چون می‌گفتن یه مربی معروف داره.

689
00:53:29,286 --> 00:53:32,369
‫ولی عملکردم بدتر شد.

690
00:53:33,161 --> 00:53:36,153
‫برای همین برگشتم مدرسه خودمون.

691
00:53:36,203 --> 00:53:37,528
‫آره.

692
00:53:37,578 --> 00:53:39,536
‫همین کارو کردیم، نه؟

693
00:53:39,953 --> 00:53:44,194
‫مربی مدرسه خودمون معروف نبود، ولی...

694
00:53:44,244 --> 00:53:47,328
‫کنارش احساس راحتی می‌کردم.

695
00:53:48,036 --> 00:53:51,369
‫برای همین هوم‌ران‌های زیادی می‌زدم.

696
00:53:51,994 --> 00:53:54,411
‫اینجا هم دقیقا همین حس رو دارم.

697
00:53:54,911 --> 00:53:57,819
‫وقتی توی بوستون به اون بیمارستان بزرگ رفتم...

698
00:53:57,869 --> 00:54:00,486
‫اونجا بیشتر درد می‌کشیدم.

699
00:54:00,536 --> 00:54:02,703
‫هم از نظر جسمی...

700
00:54:03,369 --> 00:54:05,411
‫هم از نظر روحی.

701
00:54:11,536 --> 00:54:13,411
‫واقعا؟

702
00:54:58,703 --> 00:55:00,869
‫جون‌یونگ من...

703
00:55:02,953 --> 00:55:05,703
‫لطفا خودت عملش کن.

704
00:55:08,244 --> 00:55:12,119
‫امیدوارم عملش موفقیت‌آمیز باشه.

705
00:55:14,078 --> 00:55:16,286
‫چرا نظرتون عوض شد؟

706
00:55:16,869 --> 00:55:19,036
‫می‌تونم بپرسم چرا؟

707
00:55:19,703 --> 00:55:22,403
‫پسرم می‌خواد همین‌جا عمل بشه.

708
00:55:22,453 --> 00:55:26,786
‫ولی این تنها دلیلش نیست.

709
00:55:32,161 --> 00:55:33,869
‫من...

710
00:55:34,952 --> 00:55:38,527
‫می‌خواستم یکی امیدم رو برآورده کنه.

711
00:55:38,577 --> 00:55:40,244
‫اما...

712
00:55:40,869 --> 00:55:45,494
‫باید خودم انتخاب می‌کردم به چی امید داشته باشم.
‫کسی نمی‌تونست به‌جام انتخاب کنه.

713
00:55:47,411 --> 00:55:54,411
‫نگرانی من به‌عنوان پدر باعث شد
‫انتخابش رو ازش بگیرم.

714
00:55:56,202 --> 00:55:58,577
‫حالا که اینو فهمیدم،

715
00:55:59,786 --> 00:56:02,494
‫باعث شد تصمیمم رو عوض کنم.

716
00:56:05,411 --> 00:56:08,411
‫خوب می‌فهمم منظورتون چیه.

717
00:56:10,744 --> 00:56:14,777
‫ولی می‌خوام یه چیز رو روشن کنم.

718
00:56:14,827 --> 00:56:18,861
‫این موضوع با تصاحب بیمارستان کاملا فرق داره.

719
00:56:18,911 --> 00:56:21,202
‫- اگه احیانا...
‫- منم همین فکر رو می‌کنم.

720
00:56:22,202 --> 00:56:26,027
‫من به‌عنوان قیم بیمار دارم باهاتون صحبت می‌کنم.

721
00:56:26,077 --> 00:56:29,786
‫موضوعات دیگه وسط نمی‌کشیم.

722
00:56:32,119 --> 00:56:33,911
‫ممنونم.

723
00:56:39,577 --> 00:56:41,444
‫ای وای! ای وای!

724
00:56:41,494 --> 00:56:44,611
‫پدرش داره می‌میره،

725
00:56:44,661 --> 00:56:47,986
‫اون‌وقت این شی‌اونِ لعنتی چرا ازم فرار می‌کنه؟

726
00:56:48,036 --> 00:56:50,277
‫چون سرش شلوغه.

727
00:56:50,327 --> 00:56:53,736
‫بیمار زیاد داره و باید بهشون رسیدگی کنه.

728
00:56:53,786 --> 00:56:56,694
‫آخه به اون احمق اعتماد می‌کنه بیمار رو درمان کنه؟

729
00:56:56,744 --> 00:56:59,819
‫لطفا دیگه این‌قدر نگو «احمق»!

730
00:56:59,869 --> 00:57:01,694
‫فکر می‌کنی این بیمارستان
‫به هر کسی اجازه میده طبابت کنه؟

731
00:57:01,744 --> 00:57:04,236
‫فکر کردی خودم نمی‌دونم؟

732
00:57:04,286 --> 00:57:06,944
‫با حمایت رئیس بیمارستان وارد اینجا شد.

733
00:57:06,994 --> 00:57:09,486
‫لطفا این حرف‌ها رو نزن!

734
00:57:09,536 --> 00:57:13,036
‫- بدون مهارت نمی‌تونی اینجا دووم بیاری.
‫- ساکت شو.

735
00:57:13,702 --> 00:57:15,411
‫آه، من...

736
00:57:15,869 --> 00:57:20,411
‫من...باید یه کم قدم بزنم.

737
00:57:21,702 --> 00:57:23,569
‫کمکم کن.

738
00:57:23,619 --> 00:57:25,152
‫روی تختت بمون.

739
00:57:25,202 --> 00:57:27,152
‫دکتر گفت باید ثابت بمونی.

740
00:57:27,202 --> 00:57:31,577
‫چرا این‌قدر حرف می‌زنی؟!
‫گفتم کمکم کن.

741
00:57:33,327 --> 00:57:35,236
‫کمکم کن بلند بشم.

742
00:57:35,286 --> 00:57:38,494
‫بلندم کن!

743
00:57:51,911 --> 00:57:53,444
‫منو ببین!

744
00:57:53,494 --> 00:57:55,869
‫چی شد...شی‌اون...

745
00:57:56,827 --> 00:58:00,236
‫پرستار! پرستار!

746
00:58:00,286 --> 00:58:04,236
‫همون‌طور که می‌بینین، جون‌یونگ
‫توی حفره شکمی چسبندگی روده داره.

747
00:58:04,286 --> 00:58:06,319
‫برای همین، یه کاتتر به کیسه صفراش وصل می‌کنیم

748
00:58:06,369 --> 00:58:08,861
‫تا مایع مغزی‌نخاعی رو
‫از طریق دریچه‌اش خارج کنیم.

749
00:58:08,911 --> 00:58:10,652
‫این مایع توسط روده‌ها جذب میشه.

750
00:58:10,702 --> 00:58:12,902
‫بوستون درباره چه مشکلی بهمون گفته بود؟

751
00:58:12,952 --> 00:58:15,027
‫اول از همه، مشکل چسبندگی روده‌ست.

752
00:58:15,077 --> 00:58:17,152
‫همچنین، موقع وصل کردن کاتتر

753
00:58:17,202 --> 00:58:20,736
‫ممکنه محل ورودش بازتر بشه و کاتتر
‫داخلش بیفته. این هم یکی از خطراتشه.

754
00:58:20,786 --> 00:58:23,194
‫اگه این اتفاق بیفته،
‫چه مشکلی پیش میاد؟

755
00:58:23,244 --> 00:58:24,777
‫ممکنه مایع مغزی‌نخاعی نشت کنه

756
00:58:24,827 --> 00:58:27,994
‫و بعدش التهاب ایجاد بشه
‫که می‌تونه خطرناک باشه.

757
00:58:33,411 --> 00:58:34,944
‫دکتر پارک.

758
00:58:34,994 --> 00:58:37,236
‫مشکلی پیش اومده؟

759
00:58:37,286 --> 00:58:39,902
‫منم با دکتر چا موافقم.

760
00:58:39,952 --> 00:58:43,819
‫به نظر میاد مشکل اصلی،
‫محل اتصال کاتتره.

761
00:58:43,869 --> 00:58:47,952
‫این مشکل رو بعد از باز کردن بدن
‫بیمار باید بررسی کنیم.

762
00:58:48,661 --> 00:58:52,069
‫دکتر لی، چیزی می‌خوای بگی؟

763
00:58:52,119 --> 00:58:54,569
‫جراح مغز و اعصابمون پوست سر رو باز می‌کنه،

764
00:58:54,619 --> 00:58:57,819
‫بعد کاتتر رو از مغز تا انتهای حفره شکمی می‌بره.

765
00:58:57,869 --> 00:59:01,694
‫شما باید از اونجا مسیر کاتتر رو بگیرین
‫و به کیسه صفرا برسونین.

766
00:59:01,744 --> 00:59:03,160
‫باشه.

767
00:59:04,035 --> 00:59:07,735
‫این عمل وی‌پی شنت از عمل‌های
‫وی‌پی شنت دیگه سخت‌تر نیست.

768
00:59:07,785 --> 00:59:12,610
‫اما تبدیل این ایده به واقعیت،
‫قدم خیلی مهمی بود.

769
00:59:12,660 --> 00:59:15,735
‫خوشبختانه دکتر چا خیلی خوب از پسش براومد.

770
00:59:15,785 --> 00:59:19,819
‫[وی‌پی شنت: کاتتری که از مغز تا حفره شکمی
‫میره و مایع مغزی‌نخاعی رو خارج می‌کنه.]

771
00:59:19,869 --> 00:59:22,735
‫حالا همه بلند شین.

772
00:59:22,785 --> 00:59:24,452
‫چشم!

773
00:59:35,452 --> 00:59:37,119
‫چاقو.

774
00:59:46,452 --> 00:59:48,369
‫پنس.

775
01:00:19,577 --> 01:00:22,952
‫کاتتر رو وارد حفره شکمی کردیم.

776
01:00:24,119 --> 01:00:27,369
‫بله، خسته نباشین.

777
01:00:57,452 --> 01:00:59,535
‫دکتر.

778
01:01:10,160 --> 01:01:12,235
‫دکتر!

779
01:01:12,285 --> 01:01:14,494
‫حالتون خوبه؟

780
01:01:18,660 --> 01:01:20,494
‫پروفسور!

781
01:01:21,202 --> 01:01:23,485
‫پروفسور، لطفا حواستون رو جمع کنین!

782
01:01:23,535 --> 01:01:25,619
‫پروفسور!

783
01:01:29,202 --> 01:01:31,160
‫خوبم.

784
01:01:31,744 --> 01:01:34,702
‫پروفسور! پروفسور! پروفسور!

785
01:02:03,744 --> 01:02:05,402
‫عملی انجام دادین که بی‌نقص نبود.

786
01:02:05,452 --> 01:02:07,485
‫ممکنه مجبور بشم پدرت رو بردارم

787
01:02:07,535 --> 01:02:09,069
‫و به ته‌بک برم.

788
01:02:09,119 --> 01:02:12,027
‫اینکه بیماران رو بر اساس
‫درآمدشون انتخاب کنیم، منطقیه؟

789
01:02:12,077 --> 01:02:14,860
‫لطفا تجدیدنظر کنین.
‫اون اصلا مناسب ریاست نیست.

790
01:02:14,910 --> 01:02:16,194
‫چرا باید این کارو بکنم؟

791
01:02:16,244 --> 01:02:17,777
‫وقتی میگم انجامش بده، انجامش بده!

792
01:02:17,827 --> 01:02:18,819
‫مدیر اینجا...

793
01:02:18,869 --> 01:02:20,860
‫من از آینده اون بچه‌ها دست نمی‌کشم.

794
01:02:20,910 --> 01:02:24,452
‫از این عمل هم دست نمی‌کشم.

795
01:02:26,452 --> 01:02:36,452
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M