1
00:00:03,291 --> 00:00:05,375
‫‏«قسمت هجدهم»‏

2
00:00:14,958 --> 00:00:17,625
‫چاقو.

3
00:00:25,875 --> 00:00:27,750
‫پروفسور.

4
00:00:39,000 --> 00:00:40,791
‫پروفسور.

5
00:00:40,833 --> 00:00:42,791
‫حالت خوبه؟

6
00:00:46,833 --> 00:00:48,625
‫پروفسور!

7
00:00:49,625 --> 00:00:51,833
‫پروفسور! سعی کن
‫به خودت بیای!

8
00:00:51,875 --> 00:00:53,875
‫پروفسور!

9
00:00:57,500 --> 00:00:59,666
‫حالم خوبه.

10
00:01:00,541 --> 00:01:02,166
‫پروفسور!

11
00:01:02,208 --> 00:01:05,583
‫زخمت ملتهب شده. مگه نه؟

12
00:01:07,250 --> 00:01:08,833
‫زود باشین،
‫پروفسور رو همراهی کنین بیرون.

13
00:01:08,875 --> 00:01:10,583
‫چشم.

14
00:01:11,250 --> 00:01:12,166
‫خوبم.

15
00:01:12,208 --> 00:01:13,791
‫با این زخم نمی‌تونی
‫ادامه بدی.

16
00:01:13,833 --> 00:01:15,291
‫هونگ گیل‌نام،

17
00:01:16,125 --> 00:01:17,041
‫نگهم دار.

18
00:01:17,083 --> 00:01:19,375
‫- پروفسور.
‫- زود باش!

19
00:01:24,250 --> 00:01:26,125
‫دکتر چا،

20
00:01:26,166 --> 00:01:28,166
‫از این به بعد،
‫تو کار رو به دست می‌گیری.

21
00:01:28,208 --> 00:01:29,000
‫چی؟

22
00:01:29,041 --> 00:01:32,375
‫و دکتر هان،
‫تو هم دستیار اول می‌شی.

23
00:01:32,416 --> 00:01:33,708
‫بله؟

24
00:01:35,250 --> 00:01:39,000
‫من از این به بعد توی
‫اتاق عمل می‌مونم...

25
00:01:39,041 --> 00:01:43,583
‫و شما هم از الان،
‫دست‌ها و چشم‌های من می‌شید.

26
00:01:43,625 --> 00:01:45,166
‫فهمیدید؟!

27
00:01:45,208 --> 00:01:46,833
‫بله!

28
00:01:47,500 --> 00:01:49,291
‫دکتر چا.

29
00:01:49,333 --> 00:01:52,041
‫همین الان برش پهلو رو
‫شروع کن و کیسه صفرا رو پیدا کن.

30
00:01:52,083 --> 00:01:54,208
‫چسبندگی شدیدی داره،

31
00:01:54,250 --> 00:01:56,875
‫پس باید بااحتیاط پیش بری.

32
00:01:56,916 --> 00:01:58,750
‫متوجه شدم.

33
00:01:59,750 --> 00:02:09,750
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

34
00:02:11,875 --> 00:02:13,375
‫چاقو.

35
00:02:19,041 --> 00:02:20,666
‫بافت‌کش دستی دو طرفه.

36
00:02:21,083 --> 00:02:22,666
‫یکی دیگه.

37
00:02:24,875 --> 00:02:26,408
‫پنس.

38
00:02:26,458 --> 00:02:27,241
‫پنس.

39
00:02:27,291 --> 00:02:29,208
‫پنس راست‌گوشه رو بده بهم.

40
00:02:39,750 --> 00:02:42,375
‫چسبندگی روده از چیزی
‫که فکر می‌کردیم شدیدتره.

41
00:02:42,416 --> 00:02:44,375
‫دسترسی بهشون راحت نیست.

42
00:02:44,416 --> 00:02:48,083
‫پارک شی‌اون، محدوده
‫چسبندگی روده رو تخمین بزن.

43
00:02:48,166 --> 00:02:49,541
‫چشم.

44
00:02:59,708 --> 00:03:02,125
‫فکر کنم باید جداسازی رو
‫از این بخش شروع کنیم.

45
00:03:02,166 --> 00:03:05,125
‫برای این‌که روده کوچیک
‫و کیسه صفرا آسیب نبینن،

46
00:03:05,166 --> 00:03:06,666
‫بااحتیاط بهشون نزدیک شو.

47
00:03:06,708 --> 00:03:08,125
‫چشم.

48
00:03:25,333 --> 00:03:26,791
‫کیسه صفرا رو پیدا کردم.

49
00:03:26,833 --> 00:03:28,333
‫سوند قرار می‌دم.

50
00:03:30,916 --> 00:03:32,833
‫طولش رو بیشتر بگیر.

51
00:03:32,875 --> 00:03:34,333
‫همین‌قدر
‫کافی نیست؟

52
00:03:34,416 --> 00:03:36,333
‫نمی‌شه که هر بار این بچه رشد می‌کنه،
‫ازش بخوایم...

53
00:03:36,375 --> 00:03:37,791
‫برای تعویض سوند بلندتر،
‫دوباره عمل کنه.

54
00:03:37,833 --> 00:03:39,708
‫باید با در نظر گرفتن این حاشیه،
‫اندازه‌ی کافی براش بذاریم.

55
00:03:39,750 --> 00:03:41,833
‫تشخیص دکتر چا درسته.

56
00:03:41,875 --> 00:03:43,541
‫وقتی می‌ذاریش،
‫طولش رو به اندازه در نظر بگیر.

57
00:03:43,583 --> 00:03:44,958
‫چشم.

58
00:03:47,041 --> 00:03:48,708
‫ببر.

59
00:03:49,916 --> 00:03:51,625
‫سوند رو وارد می‌کنم.

60
00:03:51,666 --> 00:03:54,083
‫اگه صفرا نشت کنه،
‫بدجوری مشکل‌ساز می‌شه.

61
00:03:55,958 --> 00:03:58,416
‫برای جلوگیری از این وضعیت،
‫پارک شی‌اون، باید چی‌کار کنیم؟

62
00:03:58,458 --> 00:04:02,291
‫باید دو بار بخیه کیسه‌تنی
‫و تونل‌زنی انجام بدید.

63
00:04:02,333 --> 00:04:05,291
‫درسته. همون‌طور
‫که گفت بخیه بزنید.

64
00:04:05,333 --> 00:04:06,708
‫نخ بخیه.

65
00:04:21,208 --> 00:04:23,833
‫وارد کردن سوند رو
‫تموم کردم.

66
00:04:26,583 --> 00:04:28,241
‫تمومه.

67
00:04:28,291 --> 00:04:31,000
‫- مرتب و بخیه کنید.
‫- چشم.

68
00:04:31,125 --> 00:04:33,875
‫دکتر چا، خسته نباشی.

69
00:04:34,791 --> 00:04:37,166
‫خیلی بهتر از دست‌های
‫من کار رو انجام دادی.

70
00:04:37,208 --> 00:04:38,833
‫این‌طورها هم نیست.

71
00:04:38,875 --> 00:04:40,541
‫همگی حسابی خسته نباشید.

72
00:04:40,583 --> 00:04:42,583
‫خسته نباشید.

73
00:05:13,041 --> 00:05:15,375
‫بدون در نظر گرفتن
‫موفقیت‌آمیز بودنش،

74
00:05:16,833 --> 00:05:18,541
‫عمل بی‌نقصی نبود.

75
00:05:18,583 --> 00:05:21,000
‫اگه فقط به ظاهر
‫قضیه نگاه کنی،

76
00:05:21,708 --> 00:05:23,791
‫حرفت درسته.

77
00:05:24,833 --> 00:05:27,250
‫ولی مطمئن بودم...‏

78
00:05:27,875 --> 00:05:30,291
‫موفقیت‌آمیز می‌شه.

79
00:05:43,208 --> 00:05:45,541
‫این رو جون‌‌یونگ
‫بهم داده بود.

80
00:05:46,916 --> 00:05:49,583
‫بهم گفت همون توپیه که
‫باهاش اولین ضربه‌اش رو زده.

81
00:05:51,666 --> 00:05:53,666
‫با همین توپ توی جیبم عمل رو
‫انجام دادم،

82
00:05:53,750 --> 00:05:55,916
‫و فقط به همین فکر می‌کردم.

83
00:05:57,416 --> 00:05:59,333
‫و به خاطر همین،

84
00:06:00,250 --> 00:06:03,166
‫نمی‌تونستم اتاق
‫عمل رو ترک کنم.

85
00:06:04,458 --> 00:06:09,000
‫تیم ما پا به خاطر آینده‌ی
‫۱۰ و ۲۰ سال بعد...

86
00:06:09,833 --> 00:06:13,291
‫این بچه‌ها، پا به اتاق عمل می‌ذاره.

87
00:06:14,375 --> 00:06:17,250
‫وقتی ما از آینده
‫بچه‌ها دست نکشیم،

88
00:06:17,958 --> 00:06:20,916
‫هیچ‌وقت عمل‌های
‫بچه‌ها رو رها نمی‌کنیم.

89
00:06:46,916 --> 00:06:48,750
‫تکون نخور.

90
00:06:49,041 --> 00:06:51,083
‫به عنوان بهترین جراح
‫بیمارستان دانشگاه سونگ‌وون،

91
00:06:51,166 --> 00:06:52,166
‫اصلاً خجالت نمی‌کشی؟

92
00:06:52,208 --> 00:06:55,250
‫گذاشتی زخمت ملتهب بشه.

93
00:06:55,291 --> 00:06:56,791
‫این دیگه چه وضعیه؟

94
00:06:56,833 --> 00:06:59,416
‫چیزی نگو، فقط پانسمانش کن.

95
00:07:00,333 --> 00:07:03,291
‫به خاطر بیمار چاقو خوردی،

96
00:07:03,416 --> 00:07:05,500
‫زخمت بدتر شد و بیهوش شدی،

97
00:07:05,541 --> 00:07:06,958
‫تازه بعدش هم
‫عمل داشتی!

98
00:07:07,000 --> 00:07:09,458
‫پروفسور، فکر کردی
‫مرد آهنی هستی؟

99
00:07:09,500 --> 00:07:11,333
‫بدن مرد آهنی هم
‫از پوست و گوشته ‌ها!

100
00:07:11,375 --> 00:07:13,916
‫ای بابا.
‫تو هم چقدر حرف می‌زنی!

101
00:07:15,958 --> 00:07:20,291
‫اگه نمی‌خوای بستری بشی،
‫برو خونه و استراحت کن.

102
00:07:20,333 --> 00:07:22,166
‫بسه دیگه.

103
00:07:22,208 --> 00:07:23,750
‫به حرفم گوش بده.

104
00:07:23,791 --> 00:07:26,125
‫می‌خوای دوباره غش کنی؟

105
00:07:26,166 --> 00:07:28,958
‫این کارت مایه دردسره، دردسر!

106
00:07:29,000 --> 00:07:31,291
‫- دردسر...
‫- آخ!

107
00:07:32,416 --> 00:07:34,458
‫تحملش کن.

108
00:07:34,500 --> 00:07:36,875
‫آخ...

109
00:07:58,708 --> 00:08:02,791
‫حالش وخیم‌تر شده.

110
00:08:03,375 --> 00:08:06,291
‫به‌زودی حتی نمی‌تونه
‫تکون بخوره.

111
00:08:07,416 --> 00:08:09,458
‫بیشتر بهش سر بزن.

112
00:08:10,000 --> 00:08:13,541
‫فرصت زیادی باقی نمونده.

113
00:08:29,125 --> 00:08:30,833
‫شی‌اون.

114
00:08:33,125 --> 00:08:34,250
‫از هر منظری که نگاه می‌کنم،

115
00:08:34,291 --> 00:08:37,750
‫فکر کنم مجبورم
‫بابات رو ببرم به ته‌بک.

116
00:08:38,041 --> 00:08:40,625
‫مـ... منظورت چیه؟

117
00:08:40,666 --> 00:08:44,333
‫الان پزشک‌ها می‌گن دیگه توی
‫بیمارستان کاری از دستشون برنمیاد.

118
00:08:44,833 --> 00:08:47,916
‫حتی اگه بیشتر بمونیم هم،
‫مگه دیگه قراره چی‌کار کنن؟

119
00:08:48,583 --> 00:08:53,166
‫برای تو و رئیس بیمارستان هم،
‫شدیم مایه زحمت.

120
00:08:53,916 --> 00:08:57,500
‫نه، نباید برید.

121
00:08:58,166 --> 00:09:02,708
‫اگه شما دو تا با هم تنها باشید،
‫ممکنه بابا دوباره کتکت بزنه، مامان.

122
00:09:03,166 --> 00:09:05,166
‫احتمالاً دیگه
‫این کار رو نمی‌کنه.

123
00:09:06,166 --> 00:09:09,041
‫گفتن دیگه به‌سختی
‫می‌تونه تکون بخوره.

124
00:09:09,208 --> 00:09:12,500
‫نمی‌شه. بازم نمی‌شه.

125
00:09:21,375 --> 00:09:23,166
‫کار خوبی کردی.

126
00:09:23,208 --> 00:09:27,750
‫اگه می‌خوای دردش کم‌تر بشه،
‫بیمارستان هنوز هم جای بهتریه.

127
00:09:27,791 --> 00:09:30,750
‫خیلی هم به فکر مامانت بودی.

128
00:09:32,250 --> 00:09:34,875
‫هردوشون گناه دارن.

129
00:09:35,541 --> 00:09:40,875
‫بابا که بعد رفتن مامان مجبور
‫شد تنها زندگی کنه، گناه داره...

130
00:09:40,916 --> 00:09:42,875
‫و مامان هم که در حین...

131
00:09:42,916 --> 00:09:44,916
‫کتک خوردن از بابا فرار کرد،
‫اونم گناه داره.

132
00:09:47,416 --> 00:09:50,333
‫ولی چون از ته دل
‫براشون دلسوزی می‌کنم،

133
00:09:50,375 --> 00:09:52,458
‫عصبانی می‌شم.

134
00:09:52,500 --> 00:09:55,000
‫خیلی خیلی عصبانی می‌شم.

135
00:09:56,500 --> 00:09:58,500
‫چرا عصبانی می‌شی؟

136
00:09:58,541 --> 00:10:01,750
‫اگه من رو دور انداختن و ۲۰
‫سال بدون من زندگی کردن،

137
00:10:01,791 --> 00:10:04,833
‫نباید الان هر دوشون
‫خوشبخت باشن؟

138
00:10:04,875 --> 00:10:08,208
‫اگه بدون یه پسر ناقص
‫مثل من زندگی کردن،

139
00:10:08,833 --> 00:10:11,500
‫نباید با خیال
‫راحت زندگی می‌کردن؟

140
00:10:11,541 --> 00:10:12,708
‫شی‌اون،

141
00:10:12,750 --> 00:10:15,708
‫واقعاً احمقن.

142
00:10:15,750 --> 00:10:17,791
‫هم مامان و هم بابا.

143
00:10:20,333 --> 00:10:23,416
‫از این‌که عصبانی هستی،
‫خیلی خیالم راحت شد.

144
00:10:25,208 --> 00:10:27,291
‫قابل‌اعتمادتر به نظر می‌رسی.

145
00:10:28,708 --> 00:10:32,166
‫چون حس می‌کنم الان اون‌قدر توانایی
‫داری که بتونی تکیه‌گاه مامان و بابات باشی.

146
00:10:34,875 --> 00:10:37,083
‫الان دیگه واقعاً
‫خیالم راحته.

147
00:10:43,541 --> 00:10:45,708
‫ازتون خواهش می‌کنم،
‫جناب رئیس‌ کل.

148
00:10:45,750 --> 00:10:49,958
‫حتی موسسات مالی غیربانکی هم
‫بهمون پشت می‌کنن.

149
00:10:51,125 --> 00:10:55,000
‫وقتی همه‌چیز به حالت عادی برگشت،
‫حتماً بدهی‌تون رو پرداخت می‌کنم.

150
00:10:55,041 --> 00:10:56,041
‫خواهش می‌کنم...

151
00:10:56,083 --> 00:10:58,833
‫شرمنده، خانم مدیر.
‫برای سرپا نگه داشتن زیرمجموعه ساخت‌وسازمون،

152
00:10:58,916 --> 00:11:00,541
‫خودم هم بودجه اضافی ندارم.

153
00:11:00,583 --> 00:11:05,208
‫می‌دونم باید بدهی‌ای که
‫به رئیس کل قبلی داشتم رو پس بدم،

154
00:11:05,250 --> 00:11:09,125
‫ولی در حال حاضر واقعاً
‫از پسش برنمیام. شرمنده.

155
00:11:10,583 --> 00:11:12,500
‫بودجه اضافی نداره؟

156
00:11:12,541 --> 00:11:14,166
‫یه شرکت بزرگ که بالای...

157
00:11:14,208 --> 00:11:16,333
‫۱۰۰ میلیارد وون فقط
‫از فروش ال‌سی‌دی درآمد داره؟

158
00:11:16,625 --> 00:11:18,625
‫بی‌خیال.

159
00:11:19,625 --> 00:11:21,625
‫آخه اصلاً منطقیه؟

160
00:11:22,583 --> 00:11:26,875
‫۲۰ سال پیش به لطف کی بود که
‫از ورشکستگی نجات پیدا کرد؟

161
00:11:26,916 --> 00:11:30,875
‫هیچ‌کس مقصر نیست.
‫همه‌چیز تقصیر منه.

162
00:11:33,166 --> 00:11:35,208
‫چه‌گیونگ.

163
00:11:35,250 --> 00:11:39,041
‫ممنون... که کنارم موندی.

164
00:11:46,750 --> 00:11:48,708
‫این فیلم مربوط به جراحی
‫فیستول سینوس گلابی‌شکله...

165
00:11:48,750 --> 00:11:50,458
‫که در موردش صحبت کرده بودید.

166
00:11:50,500 --> 00:11:52,375
‫بله، خودشه.

167
00:11:52,416 --> 00:11:54,500
‫شنیدم عمل جراحی‌تون،

168
00:11:54,541 --> 00:11:57,125
‫چطور بگم،
‫خیلی چشمگیر بوده.

169
00:11:58,666 --> 00:11:59,916
‫آه، بله.

170
00:11:59,958 --> 00:12:02,000
‫دوران فلوشیپ خیلی سخته،
‫مگه نه؟

171
00:12:02,041 --> 00:12:06,833
‫ولی این دوره،
‫زمان انتقال مهارت‌ها برای یک جراحه.

172
00:12:07,666 --> 00:12:10,083
‫خب، منم دارم می‌گذرونم.

173
00:12:11,208 --> 00:12:15,375
‫راستی دکتر چای ما...
‫همیشه همین‌قدر خوشگل بودی؟

174
00:12:15,416 --> 00:12:16,041
‫بله؟

175
00:12:16,083 --> 00:12:17,750
‫از چه سنی خوشگل بودی؟

176
00:12:17,791 --> 00:12:23,125
‫۳ سالگی؟ ۱۰ سالگی؟
‫یا نه، از بدو تولد؟

177
00:12:24,791 --> 00:12:27,250
‫خب، تعریف از خود نباشه،

178
00:12:27,291 --> 00:12:29,791
‫ولی تقریباً از همون
‫موقعی که به دنیا اومدم...

179
00:12:29,833 --> 00:12:31,500
‫دیدی گفتم!

180
00:12:31,541 --> 00:12:34,166
‫می‌دونستم خوشگلیت خدادادیه!

181
00:12:34,958 --> 00:12:38,375
‫پس امروز هم... پرانرژی باش!

182
00:12:38,416 --> 00:12:39,875
‫بله.

183
00:12:50,708 --> 00:12:53,000
‫حالت دیگه بهتر شده.

184
00:12:55,166 --> 00:12:59,666
‫از این به بعد،
‫باید داروهات رو منظم مصرف کنی، باشه؟

185
00:12:59,708 --> 00:13:00,958
‫چشم.

186
00:13:04,250 --> 00:13:07,666
‫- چرا این‌طوری زل زدی به من؟
‫- هوم؟

187
00:13:08,500 --> 00:13:10,333
‫چیزی نیست.

188
00:13:12,625 --> 00:13:14,166
‫دکتر.

189
00:13:14,958 --> 00:13:16,541
‫منم...

190
00:13:17,416 --> 00:13:21,125
‫بزرگ بشم مثل خواهرم خوشگل می‌شم،
‫مگه نه؟

191
00:13:21,666 --> 00:13:24,875
‫تو... همین الانش هم خوشگلی.

192
00:13:26,083 --> 00:13:27,958
‫پس... کی خوشگل‌تره،
‫من یا دکتر چا؟

193
00:13:28,000 --> 00:13:28,708
‫دکتر چا.

194
00:13:28,750 --> 00:13:31,583
‫عجب... چقدر هم
‫سریع جواب دادی.

195
00:13:31,625 --> 00:13:34,916
‫ببخشید. نمی‌خواستم
‫این‌قدر سریع جواب بدم.

196
00:13:47,583 --> 00:13:52,166
‫چرا؟ کجای وضعیت
‫این‌هه نگرانت کرده؟

197
00:13:52,208 --> 00:13:55,916
‫دقیقاً نمی‌دونم چیه.

198
00:13:55,958 --> 00:13:58,833
‫یه حسی دارم انگار گاز رو روشن
‫گذاشتم و از خونه زدم بیرون.

199
00:13:58,875 --> 00:14:00,250
‫و حس می‌کنم بدون خارج شدن از حسابم،
‫یه سیستم عمومی...

200
00:14:00,333 --> 00:14:02,000
‫توی کافی‌نت رو ول کردم.

201
00:14:02,041 --> 00:14:03,908
‫انگار یه کیمباپ مثلثی رو...

202
00:14:03,958 --> 00:14:06,250
‫بدون چک کردن تاریخ
‫انقضا خورده باشم.

203
00:14:06,291 --> 00:14:08,708
‫اگه این‌طوری بگی،
‫من چطوری بفهمم؟

204
00:14:08,750 --> 00:14:10,833
‫با این وضعیتی که داره،
‫نباید الان عملش کنیم.

205
00:14:10,875 --> 00:14:15,041
‫اول باید معاینات دقیق‌تری انجام بدیم،
‫بعد ببریمش اتاق عمل.

206
00:14:15,083 --> 00:14:18,791
‫دو هفته پیش که معاینه‌اش
‫کردیم هیچ مشکلی نداشت.

207
00:14:18,833 --> 00:14:22,000
‫با این حدس و گمان‌های
‫مبهم هم کار پیش نمی‌ره.

208
00:14:22,833 --> 00:14:25,625
‫چطوره عمل این‌یونگ رو بخش
‫کبد و صفرا انجام بده...

209
00:14:25,666 --> 00:14:28,333
‫و عمل این‌هه رو
‫ما انجام بدیم؟

210
00:14:29,708 --> 00:14:31,833
‫منم همین رو می‌خوام.

211
00:14:31,875 --> 00:14:36,625
‫دکتر،
‫یه درخواستی ازت دارم.

212
00:14:36,791 --> 00:14:37,625
‫چی هست؟

213
00:14:37,666 --> 00:14:40,875
‫کاریه که واقعاً
‫باید انجامش بدی.

214
00:14:43,166 --> 00:14:45,916
‫دکتر پارک می‌خواد
‫یه صحبتی با...

215
00:14:45,958 --> 00:14:48,791
‫شما، به عنوان پزشک
‫معالج این‌هه داشته باشه.

216
00:14:48,833 --> 00:14:50,291
‫چیه؟

217
00:14:50,333 --> 00:14:53,541
‫این‌هه در مقایسه با بقیه
‫بیماران سندرم روده کوتاه،

218
00:14:53,583 --> 00:14:55,583
‫تا الان بیشتر
‫دچار عفونت شده.

219
00:14:55,625 --> 00:15:00,000
‫این یعنی سیستم ایمنی
‫پایه‌اش خیلی ضعیفه.

220
00:15:00,041 --> 00:15:01,750
‫اگه از نوع خاص
‫و نادری باشه،

221
00:15:01,791 --> 00:15:04,625
‫احتمال عفونت موقع پیوند
‫عضو براش خیلی بالا می‌ره.

222
00:15:04,666 --> 00:15:07,500
‫و اگه ویژگی‌های پیوند اعضای
‫اطفال رو هم در نظر بگیریم،

223
00:15:07,541 --> 00:15:09,375
‫برای آمادگی در برابر بقیه اتفاقات
‫غیرمنتظره، باید...

224
00:15:09,416 --> 00:15:11,208
‫این الف‌بچه‌ها...

225
00:15:11,791 --> 00:15:14,375
‫شنیدید چی گفتم یا نه؟

226
00:15:15,416 --> 00:15:18,041
‫وقتی سرپرستتون
‫چیزی نمی‌گه،

227
00:15:18,083 --> 00:15:20,791
‫شماها با چه جرئتی راه می‌افتید
‫میاد با من حرف می‌زنید؟

228
00:15:21,500 --> 00:15:25,333
‫نه، ما فقط اومدیم نکاتی که
‫باید رعایت بشه رو بگیم...

229
00:15:25,375 --> 00:15:27,208
‫چا یون‌سو.

230
00:15:28,125 --> 00:15:30,541
‫سرت به کار خودت باشه.

231
00:15:31,708 --> 00:15:35,708
‫به‌جای این‌که این‌قدر سر و صدا راه بندازید
‫و یه نفر دیگه رو روی تخت عمل بکشید.

232
00:15:35,750 --> 00:15:39,250
‫فکر کنم خیلی
‫زیاده‌روی کردید.

233
00:15:39,333 --> 00:15:42,916
‫این حرفتون واقعاً
‫توهین‌آمیز بود و بهم بر خورد.

234
00:15:42,958 --> 00:15:44,125
‫لطفاً از دکتر چا
‫معذرت‌خواهی کنید.

235
00:15:44,166 --> 00:15:45,625
‫چی؟

236
00:15:48,250 --> 00:15:49,708
‫دکتر پارک.

237
00:15:51,125 --> 00:15:54,166
‫مرخص می‌شیم. ببخشید.

238
00:16:00,958 --> 00:16:03,375
‫ببین چه حرفایی می‌زنه،
‫واقعاً که...

239
00:16:03,416 --> 00:16:06,791
‫هی، هی، کجا می‌ری؟

240
00:16:06,833 --> 00:16:08,791
‫باید مجبورش کنیم
‫معذرت‌خواهی کنه!

241
00:16:08,833 --> 00:16:11,791
‫این پسره جدیداً چرا
‫این‌قدر عصبی شده؟

242
00:16:11,833 --> 00:16:13,833
‫می‌تونم توهین
‫به خودم رو تحمل کنم،

243
00:16:13,875 --> 00:16:17,083
‫ولی وقتی به شما توهین می‌کنه،
‫نمی‌تونم تحمل کنم.

244
00:16:19,291 --> 00:16:22,625
‫ببین. عضلات چشمت رو شل کن.

245
00:16:26,416 --> 00:16:29,041
‫فکر کنم سرگیجه دارم.

246
00:16:39,083 --> 00:16:42,825
‫دلیلتون برای این‌که
‫می‌خواید من رو...

247
00:16:42,875 --> 00:16:46,625
‫روی صندلی ریاست بنیاد
‫سونگ‌وون بنشونید چیه؟

248
00:16:46,708 --> 00:16:50,375
‫مگه کی جز شما
‫پیدا می‌شه که...

249
00:16:50,416 --> 00:16:53,500
‫بنیاد و بیمارستان رو
‫بهتر بشناسه؟

250
00:16:53,541 --> 00:16:57,708
‫تازه، شما کسی هستید که کل
‫زندگیتون رو پای این بنیاد گذاشتید.

251
00:16:57,750 --> 00:16:59,958
‫رئیس کل و مدیر یو بودن که...

252
00:17:00,000 --> 00:17:02,083
‫به شما با اون همه
‫فداکاری خیانت کردن.

253
00:17:03,666 --> 00:17:07,750
‫من باور دارم که کارتون رو
‫به بهترین شکل انجام می‌دید.

254
00:17:12,583 --> 00:17:15,875
‫لطفاً تجدید نظر کنید. اون
‫اصلاً در حد و اندازه ریاست نیست.

255
00:17:15,916 --> 00:17:18,666
‫فقط یه راهکار موقتیه.

256
00:17:18,708 --> 00:17:20,583
‫به محض این‌که کار...

257
00:17:20,625 --> 00:17:22,750
‫تعدیل نیروهای بیمارستان تموم بشه،
‫عذرش رو می‌خوایم.

258
00:17:24,000 --> 00:17:28,125
‫مگه امنیت شغلی کادر رو
‫تضمین نکرده بودی؟

259
00:17:28,166 --> 00:17:31,416
‫خب،
‫شرایط همیشه تغییر می‌کنه.

260
00:17:31,458 --> 00:17:33,583
‫اگه مشکلی پیش اومد
‫فوراً بهم زنگ بزن.

261
00:17:56,541 --> 00:17:58,458
‫واقعاً که...

262
00:17:59,000 --> 00:18:01,250
‫من که واضح بهت گفتم بری، نگفتم؟

263
00:18:01,291 --> 00:18:03,625
‫این رو که چک کنم،
‫فوراً می‌رم.

264
00:18:18,750 --> 00:18:20,750
‫چرا همراهان بیمار
‫همیشه باید بابت...

265
00:18:20,791 --> 00:18:23,333
‫دیر عوض کردن
‫ملافه‌ها گلایه کنن؟

266
00:18:23,375 --> 00:18:25,166
‫خب، بخش یهو پر از بیمار شد،

267
00:18:25,208 --> 00:18:26,500
‫برای همین یه‌کم
‫کمبود نیرو داشتیم.

268
00:18:26,541 --> 00:18:29,375
‫باز داری بهونه میاری؟

269
00:18:30,541 --> 00:18:32,583
‫اگه یه بار دیگه
‫گلایه‌ای بشنوم...

270
00:18:32,625 --> 00:18:34,291
‫داداش!

271
00:18:39,708 --> 00:18:40,458
‫وای!

272
00:18:40,500 --> 00:18:44,541
‫می‌دونی چقدر دنبالت گشتم؟

273
00:18:47,833 --> 00:18:49,375
‫چطوری پیدام کردی؟

274
00:18:52,666 --> 00:18:55,083
‫‏[سه قهرمانی که ضارب چاقوکشی
‫بی‌هدف رو دستگیر کردن]‏

275
00:18:56,125 --> 00:18:56,625
‫ای جان!

276
00:18:56,666 --> 00:18:59,791
‫همون‌طور که انتظار می‌رفت،
‫هنوزم دود از کنده بلند می‌شه.

277
00:18:59,833 --> 00:19:02,166
‫هنوزم سر حالی!

278
00:19:02,208 --> 00:19:06,750
‫پرستار ارشد، این‌ها...
‫این‌ها دیگه کی‌ان؟

279
00:19:07,416 --> 00:19:10,166
‫به داداش ما می‌گی خدنگ؟

280
00:19:10,208 --> 00:19:12,791
‫عجب آدم بی‌ادبی...!

281
00:19:12,833 --> 00:19:16,708
‫کلفت چیه، ارشد!

282
00:19:18,500 --> 00:19:20,000
‫دنبال من بیاید.

283
00:19:30,500 --> 00:19:32,916
‫فرض کنید من همون موقع
‫توی اینچئون مردم.

284
00:19:33,958 --> 00:19:35,166
‫دیگه هم هیچ‌وقت نیاین اینجا.

285
00:19:35,208 --> 00:19:35,916
‫داداش...

286
00:19:35,958 --> 00:19:37,583
‫من دیگه دور
‫خلاف رو خط کشیدم،

287
00:19:38,250 --> 00:19:40,875
‫و می‌خوام اینجا آروم
‫کنار این بچه‌ها زندگی کنم.

288
00:19:42,333 --> 00:19:44,583
‫پس اگه یه بار
‫دیگه بیاید سراغم،

289
00:19:45,166 --> 00:19:47,666
‫همه‌تون رو له می‌کنم.

290
00:19:51,208 --> 00:19:52,625
‫هیوم.

291
00:19:53,750 --> 00:19:58,791
‫تو، هیوم. زودتر خودت رو
‫جمع‌وجور کن و مثل آدم زندگی کن.

292
00:20:01,458 --> 00:20:03,375
‫مثل یه آدم.

293
00:20:06,791 --> 00:20:08,750
‫داداش!

294
00:20:08,916 --> 00:20:10,041
‫وای خدای من، وای خدای من!

295
00:20:10,166 --> 00:20:12,041
‫وای... وای...

296
00:20:16,166 --> 00:20:19,416
‫بچه‌محل‌های
‫بچگیام هستن.

297
00:20:19,458 --> 00:20:22,000
‫یهو تصمیم گرفتن
‫بیان بهم سر بزنن.

298
00:20:22,416 --> 00:20:24,041
‫سرپرستار.

299
00:20:24,208 --> 00:20:26,416
‫من کار دارم، دیگه باید برم.

300
00:20:31,208 --> 00:20:33,416
‫هی، هی، هی.

301
00:20:44,458 --> 00:20:46,416
‫هی، جون‌یونگ.

302
00:20:46,458 --> 00:20:48,750
‫عمل خوب پیش رفت.

303
00:20:49,791 --> 00:20:53,833
‫ولی... انگار یه چیزی
‫هست که من بهت نگفتم.

304
00:20:54,625 --> 00:20:56,875
‫چیه؟

305
00:21:00,875 --> 00:21:02,958
‫جون‌یونگ ما...

306
00:21:03,000 --> 00:21:06,375
‫از الان به بعد،
‫برات سخته که بازیکن بیسبال باشی.

307
00:21:07,000 --> 00:21:09,575
‫نباید خیلی فعالیت
‫شدید داشته باشی.

308
00:21:09,625 --> 00:21:12,083
‫خودم می‌دونستم.

309
00:21:15,125 --> 00:21:17,083
‫چطوری؟

310
00:21:24,625 --> 00:21:26,416
‫جون‌یونگ.

311
00:21:28,958 --> 00:21:30,541
‫این‌که ناراحتی که...

312
00:21:30,583 --> 00:21:32,291
‫...نمی‌تونی به آرزوت برسی،

313
00:21:33,416 --> 00:21:35,708
‫این رو خوب می‌دونم.

314
00:21:36,833 --> 00:21:39,958
‫ولی می‌دونی خوبی آرزوها چیه؟

315
00:21:40,000 --> 00:21:42,625
‫می‌تونی یه آرزوی
‫دیگه داشته باشی.

316
00:21:44,041 --> 00:21:48,000
‫درست مثل خواب‌هایی
‫که هر شب می‌بینی،

317
00:21:48,875 --> 00:21:51,000
‫می‌تونی یه خواب دیگه ببینی.

318
00:21:52,375 --> 00:21:56,125
‫آرزوت رو دور نمی‌ندازی،
‫فقط یه آرزوی دیگه داری.

319
00:22:00,916 --> 00:22:04,583
‫حالا به این نگاه کن،
‫اولین توپ بیسبالی که زدی.

320
00:22:08,875 --> 00:22:11,958
‫فقط کافیه یه «اولین»
‫دیگه بسازی.

321
00:22:13,500 --> 00:22:15,916
‫نمی‌دونم چی قراره باشه، ولی...

322
00:22:15,958 --> 00:22:19,408
‫مطمئن باش که اون رو هم
‫به من هدیه می‌دی.

323
00:22:19,458 --> 00:22:21,375
‫فهمیدی؟

324
00:22:25,666 --> 00:22:30,166
‫به خاطر همین، تصمیم گرفتم
‫یه آرزوی دیگه داشته باشم.

325
00:22:30,750 --> 00:22:35,458
‫می‌خوام... حسابی درس بخونم...

326
00:22:36,166 --> 00:22:39,166
‫و یه گزارشگر بیسبال بشم.

327
00:22:43,250 --> 00:22:46,333
‫شرمنده، بابا.

328
00:22:47,041 --> 00:22:51,375
‫اگه می‌دونستی که
‫من از قبل می‌دونستم،

329
00:22:51,416 --> 00:22:55,958
‫ممکن بود نگران بشی،
‫برای همین بهت نگفتم.

330
00:23:00,458 --> 00:23:02,125
‫اشکالی نداره.

331
00:23:05,833 --> 00:23:09,000
‫جون‌یونگ ما خیلی باحاله.

332
00:23:22,416 --> 00:23:23,750
‫سلام.

333
00:23:23,791 --> 00:23:26,458
‫من دکتر سونگ‌یون،
‫پارک شی‌اون هستم.

334
00:23:26,500 --> 00:23:28,958
‫آها، متوجهم.
‫اون رو به شما سپردم.

335
00:23:29,000 --> 00:23:31,458
‫اگه چیزی لازم داشت،
‫فقط به من بگید.

336
00:23:31,500 --> 00:23:32,875
‫هر موقعی بود.

337
00:23:32,916 --> 00:23:34,083
‫حتماً،

338
00:23:34,125 --> 00:23:38,250
‫ولی طرز حرف زدنتون
‫خیلی بامزه‌ست.

339
00:23:38,291 --> 00:23:39,833
‫آها، بله.

340
00:23:39,875 --> 00:23:42,291
‫سونگ‌یون تونسته ادرار کنه؟

341
00:23:42,333 --> 00:23:43,166
‫نه...

342
00:23:43,208 --> 00:23:45,041
‫پس باید سریع
‫ادرار کنه.

343
00:23:45,083 --> 00:23:47,541
‫اگه زیاد توی بدنش بمونه،
‫خوب نیست.

344
00:23:55,416 --> 00:23:56,791
‫ببخشید.

345
00:23:56,833 --> 00:23:59,458
‫من اغلب عمل دارم،
‫برای همین...

346
00:23:59,500 --> 00:24:03,083
‫برام سخته که وقت پیدا کنم.

347
00:24:04,083 --> 00:24:08,500
‫بله، برای من هم سخته
‫که پیام‌هام رو چک کنم.

348
00:24:08,541 --> 00:24:10,000
‫بله.

349
00:24:11,250 --> 00:24:13,658
‫بله. خداحافظ.

350
00:24:13,708 --> 00:24:15,250
‫بله.

351
00:24:20,083 --> 00:24:22,666
‫اصلاً متوجه نشدم اومدی تو!

352
00:24:22,708 --> 00:24:26,208
‫داشتی با دادستان
‫ولدمورت حرف می‌زدی؟

353
00:24:26,250 --> 00:24:27,750
‫آره.

354
00:24:28,500 --> 00:24:30,500
‫پرسید می‌تونیم دوباره
‫همدیگه رو ببینیم؟

355
00:24:30,541 --> 00:24:32,833
‫آها، متوجهم.

356
00:24:32,875 --> 00:24:34,916
‫قراره دوباره ببینیش؟

357
00:24:34,958 --> 00:24:36,458
‫نه!

358
00:24:36,500 --> 00:24:37,875
‫چرا باید ببینمش؟

359
00:24:37,916 --> 00:24:39,625
‫ولی وقتی داشتی
‫تلفنی حرف می‌زدی...

360
00:24:39,666 --> 00:24:42,750
‫چرا نگفتی که
‫نمی‌خوای ببینیش؟

361
00:24:42,791 --> 00:24:44,416
‫چی؟

362
00:24:44,458 --> 00:24:45,916
‫اگه ازش خوشت نمیاد،

363
00:24:45,958 --> 00:24:49,208
‫می‌تونی رک و راست بهش بگی،
‫مگه نه؟

364
00:24:50,375 --> 00:24:52,833
‫آره، می‌تونستم.

365
00:24:53,416 --> 00:24:56,375
‫دفعه‌ی بعد که زنگ زد،
‫باید این کار رو بکنم.

366
00:24:57,833 --> 00:25:01,375
‫ولی هی! چرا به صحبت
‫تلفنی بقیه گوش می‌دی؟

367
00:25:01,416 --> 00:25:02,875
‫گوش نمی‌دادم،

368
00:25:02,916 --> 00:25:05,083
‫از ۳ متری در صدات رو شنیدم.

369
00:25:05,125 --> 00:25:07,500
‫پس باید گوش‌هات رو بگیری.

370
00:25:09,166 --> 00:25:12,708
‫پروفسور دیگه رفته خونه؟

371
00:25:12,750 --> 00:25:14,416
‫آره.

372
00:25:14,458 --> 00:25:19,416
‫آها، راستی، گوش دادی
‫پروفسور به جون‌یونگ چی گفت؟

373
00:25:19,458 --> 00:25:21,291
‫داستان آرزو.

374
00:25:29,708 --> 00:25:39,708
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

375
00:25:48,125 --> 00:25:49,666
‫حلیم صدف.

376
00:25:49,708 --> 00:25:51,583
‫باید بخوریش.

377
00:25:51,625 --> 00:25:54,250
‫مسکن و ضد التهاب قوی هستن،
‫برای همین...

378
00:25:54,291 --> 00:25:56,125
‫باید بخوری.

379
00:25:56,916 --> 00:25:59,791
‫چرا به جای این‌که سر شیفتت باشی
‫اینجایی؟

380
00:26:02,416 --> 00:26:06,333
‫گفتم اگه پروفسور تنها باشه، نمی‌خوره‌اش.

381
00:26:07,041 --> 00:26:09,458
‫منم تنها زندگی می‌کنم،
‫برای همین می‌دونم.

382
00:26:09,500 --> 00:26:12,166
‫اگه تنبلی کنی،
‫خوب غذا نمی‌خوری.

383
00:26:13,458 --> 00:26:16,375
‫چون باهات راه اومدم،
‫داری از لاک دفاعی میای بیرون، ها؟

384
00:26:16,416 --> 00:26:17,625
‫هنوزم حواسم جمعه.

385
00:26:17,666 --> 00:26:20,125
‫الان می‌خوام برم بیمارستان.

386
00:26:21,791 --> 00:26:26,333
‫آها، راستی، شنیدم
‫به جون‌یونگ چی گفتی.

387
00:26:26,375 --> 00:26:30,916
‫راجع به آرزوها. انگار
‫واقعاً حرف خوبی بود.

388
00:26:32,125 --> 00:26:34,666
‫پروفسور، به عنوان یه دکتر، واقعاً...

389
00:26:34,708 --> 00:26:36,541
‫ادامه نده!

390
00:26:38,500 --> 00:26:40,416
‫آها، بله.

391
00:26:40,458 --> 00:26:42,250
‫ببخشید.

392
00:26:43,666 --> 00:26:45,708
‫زود برو تو.

393
00:26:45,750 --> 00:26:47,208
‫چشم.

394
00:26:53,083 --> 00:26:54,583
‫ولی،

395
00:26:54,625 --> 00:26:59,041
‫پروفسور، شما مثل
‫یه برادر بزرگ‌تر هستی.

396
00:27:00,375 --> 00:27:04,450
‫از وقتی که من رو از دست اون گانگسترها
‫نجات دادی، این حس رو داشتم.

397
00:27:04,500 --> 00:27:07,333
‫برادر بزرگ‌ترم هم
‫همین کار رو کرد.

398
00:27:10,041 --> 00:27:12,625
‫همیشه به خاطرش ازت ممنونم.

399
00:27:12,708 --> 00:27:16,125
‫پس دیگه خیلی سریع می‌رم.

400
00:27:33,750 --> 00:27:35,250
‫چون تبت اومده پایین،

401
00:27:35,291 --> 00:27:37,958
‫تاریخ عمل رو تغییر نمی‌دیم
‫و انجامش می‌دیم.

402
00:27:40,375 --> 00:27:42,750
‫هنوزم دوست نداری عمل بشی؟

403
00:27:43,125 --> 00:27:44,283
‫نه...

404
00:27:44,333 --> 00:27:47,375
‫پس هنوزم ناراحتی؟

405
00:27:47,416 --> 00:27:49,283
‫دکتر...

406
00:27:49,333 --> 00:27:51,583
‫من...

407
00:27:51,625 --> 00:27:54,208
‫یهو از مردن ترسیدم.

408
00:27:54,250 --> 00:27:57,666
‫چرا این فکرهای
‫بیخود رو می‌کنی؟

409
00:27:59,458 --> 00:28:02,333
‫وقتی توی خونه‌ی
‫دکتر چا غش کردم،

410
00:28:03,083 --> 00:28:05,833
‫با این‌که کوتاه بود،
‫حسش کردم.

411
00:28:06,416 --> 00:28:08,250
‫ترس رو...

412
00:28:09,083 --> 00:28:13,375
‫یهو حس کردم همه‌چیز توی
‫این دنیا داره تنهام می‌ذاره.

413
00:28:13,833 --> 00:28:15,541
‫این‌هه...

414
00:28:15,666 --> 00:28:18,041
‫نگران این‌جور چیزها نباش.

415
00:28:18,125 --> 00:28:19,666
‫دکتر...

416
00:28:19,791 --> 00:28:20,625
‫جانم؟

417
00:28:20,750 --> 00:28:23,875
‫منم خوش‌بخت می‌شم، مگه نه؟

418
00:28:23,916 --> 00:28:25,166
‫من و خواهرم.

419
00:28:25,208 --> 00:28:27,250
‫معلومه که می‌شین!

420
00:28:39,250 --> 00:28:40,791
‫ببخشید...

421
00:28:42,791 --> 00:28:46,500
‫فکر کنم روحیه‌ی
‫این‌هه خیلی ضعیف شده.

422
00:28:49,125 --> 00:28:52,291
‫بچه‌هایی که می‌خوان عمل بشن
‫معمولاً خیلی مضطرب می‌شن.

423
00:28:52,375 --> 00:28:56,708
‫این‌طوری خیالم راحت می‌شه،
‫ولی ظرف همین چند روز گذشته...

424
00:28:56,750 --> 00:28:58,916
‫خیلی یهویی عوض شده.

425
00:28:58,958 --> 00:29:00,666
‫تمام تلاشم رو
‫می‌کنم تا آرومش کنم.

426
00:29:00,708 --> 00:29:02,958
‫زیاد نگران نباشید.

427
00:29:06,666 --> 00:29:08,333
‫آقای دکتر.

428
00:29:09,250 --> 00:29:10,666
‫بله؟

429
00:29:11,875 --> 00:29:15,166
‫این‌روزا خوب می‌خوابید؟

430
00:29:16,916 --> 00:29:20,125
‫بله، خوب می‌خوابم.

431
00:29:20,541 --> 00:29:22,791
‫آه... که این‌طور.

432
00:29:23,583 --> 00:29:25,208
‫پس فعلاً.

433
00:29:38,208 --> 00:29:40,375
‫چرا پشت تلفن
‫بهش نگفتی که...

434
00:29:40,416 --> 00:29:42,583
‫نمی‌خوای بری دیدنش؟

435
00:29:43,000 --> 00:29:47,708
‫اگه ازش خوشت نمیاد،
‫خب مستقیم بهش بگو، نمی‌تونی؟

436
00:29:58,041 --> 00:30:01,208
‫بچه.
‫الکی عصبانی می‌شه.

437
00:30:06,916 --> 00:30:11,750
‫واقعاً از چیزی ناراحت نیستی،
‫مگه نه؟

438
00:30:13,541 --> 00:30:14,958
‫مطمئنی دیگه، نه؟

439
00:30:23,583 --> 00:30:25,708
‫یه مدتی بود غیبم زده بود، نه؟

440
00:30:26,541 --> 00:30:29,625
‫این‌هه،
‫چرا بیشتر دراز نمی‌کشی؟

441
00:30:30,166 --> 00:30:32,500
‫حداقل باید یه‌کم ورزش کنم.

442
00:30:33,041 --> 00:30:33,866
‫باشه.

443
00:30:33,916 --> 00:30:36,041
‫الان تحملش یه‌کم سخته،
‫مگه نه؟

444
00:30:36,083 --> 00:30:38,166
‫از روی پیشونیت
‫می‌فهمم.

445
00:30:38,208 --> 00:30:39,916
‫«بهم سخت می‌گذره.»

446
00:30:42,250 --> 00:30:42,833
‫نه.

447
00:30:42,875 --> 00:30:44,458
‫چیزی نیست.

448
00:30:45,083 --> 00:30:47,000
‫اگه عشق یک‌طرفه رو شروع کنی،

449
00:30:47,041 --> 00:30:49,791
‫درست از همون لحظه
‫وارد مسیر عذاب می‌شی.

450
00:30:50,875 --> 00:30:54,291
‫راست می‌گی، سخته.

451
00:30:54,333 --> 00:30:56,416
‫خیلی سخته.

452
00:31:06,166 --> 00:31:09,083
‫صدالبته، با این‌که
‫روشم اون موقع اشتباه بود...

453
00:31:09,125 --> 00:31:11,583
‫می‌خواستم
‫به هر قیمتی شده بذارم بمونی.

454
00:31:11,625 --> 00:31:14,625
‫فکر می‌کردم
‫این‌طوری موفق می‌شی.

455
00:31:20,291 --> 00:31:21,958
‫اومدی بخوابی؟

456
00:31:23,458 --> 00:31:24,991
‫نه.

457
00:31:25,041 --> 00:31:27,575
‫کتابم رو جا گذاشته بودم،
‫اومدم ببرمش.

458
00:31:27,625 --> 00:31:29,875
‫به من، ایل‌گیو، هم دروغ می‌گی؟

459
00:31:30,125 --> 00:31:32,250
‫نه، واقعاً دروغ نمی‌گم.

460
00:31:32,291 --> 00:31:34,291
‫دروغ نگو، بگیر بخواب.

461
00:31:34,333 --> 00:31:37,083
‫صبح چرت نزن.

462
00:31:50,208 --> 00:31:52,750
‫مدیر،
‫نمایش رو انتخاب کردی؟

463
00:31:52,791 --> 00:31:54,125
‫بله.

464
00:31:55,416 --> 00:31:57,333
‫پیتر پن.

465
00:31:58,625 --> 00:31:59,241
‫چرا؟

466
00:31:59,291 --> 00:32:00,833
‫اگه اجراش کنیم،
‫باید دوباره...

467
00:32:00,875 --> 00:32:02,375
‫لباسای عجیب بپوشیم
‫و کارهای مسخره بکنیم!

468
00:32:02,416 --> 00:32:05,291
‫بازم،
‫از سیندرلای پارسال بهتره.

469
00:32:05,333 --> 00:32:06,750
‫وقتی یاد دکتر چامون می‌افتم،

470
00:32:06,791 --> 00:32:09,750
‫که چطوری با کفش‌های
‫شیشه‌ای مچ پاش پیچ خورد...

471
00:32:11,000 --> 00:32:11,708
‫اون موقع،

472
00:32:11,791 --> 00:32:15,750
‫از خجالتت بیمارستان نرفتی درمان بشی،
‫رفتی سراغ طب سوزنی.

473
00:32:15,791 --> 00:32:17,083
‫کی این رو گفته؟

474
00:32:17,125 --> 00:32:18,500
‫پروفسور.

475
00:32:18,541 --> 00:32:19,625
‫واقعاً که.

476
00:32:19,666 --> 00:32:21,708
‫دهنش اصلاً چفت‌وبست نداره.

477
00:32:21,750 --> 00:32:23,541
‫پارک شی‌اون هم باید
‫باهامون بازی کنه.

478
00:32:23,583 --> 00:32:25,250
‫من خوب بازی می‌کنم.

479
00:32:25,291 --> 00:32:27,083
‫توی جشن‌های کریسمس پرورشگاه،

480
00:32:27,125 --> 00:32:29,583
‫همیشه نقش اول رو
‫بازی می‌کردم.

481
00:32:30,291 --> 00:32:33,625
‫عجب، دکتر پارکمون رو!
‫چقدرم عشق نقش اوله.

482
00:32:33,666 --> 00:32:37,083
‫فعلاً، من فردا لیست نقش‌ها رو
‫روی تابلوی اعلانات می‌زنم.

483
00:32:37,125 --> 00:32:40,333
‫کارت رو خوب انجام
‫بده تا مشکلی پیش نیاد.

484
00:32:40,375 --> 00:32:41,291
‫باشه.

485
00:32:41,333 --> 00:32:44,916
‫ولی پروفسور امسالم
‫شرکت نمی‌کنه؟

486
00:32:45,375 --> 00:32:49,166
‫خب، بیاید امسال
‫مجبورش کنیم شرکت کنه.

487
00:32:50,208 --> 00:32:51,750
‫عمراً.

488
00:32:52,750 --> 00:32:54,625
‫فکرش رو هم نکنید.

489
00:32:58,166 --> 00:32:59,700
‫حرف پروفسور مثل شمشیر برنده‌ست، شمشیر.

490
00:32:59,750 --> 00:33:01,041
‫بالاخره راضی می‌شه.

491
00:33:01,083 --> 00:33:01,833
‫خیلی سرسخت و یه کلامه.

492
00:33:01,875 --> 00:33:04,958
‫دزد دریایی! دزد دریایی!
‫همون چیزها. در مورد اون‌ها بهش بگو.

493
00:33:17,333 --> 00:33:18,708
‫آقای دکتر.

494
00:33:18,750 --> 00:33:21,750
‫جون‌یونگ،
‫یه خواهشی ازت دارم.

495
00:33:21,791 --> 00:33:23,458
‫چی شده؟

496
00:33:24,833 --> 00:33:27,833
‫فرقی نداره چه کسی بیمارستان رو بخره،
‫اگه باعث پیشرفت بیشتر بشه،

497
00:33:27,916 --> 00:33:29,291
‫باید باهاش هم‌مسیر بشیم.

498
00:33:29,333 --> 00:33:31,625
‫یعنی خصوصی‌سازی راه پیشرفته؟

499
00:33:31,666 --> 00:33:34,583
‫قبل از این،
‫اگه سیستم پرداخت تعرفه‌ای اجرا بشه،

500
00:33:34,625 --> 00:33:36,000
‫اوضاع خیلی بدتر می‌شه.

501
00:33:36,291 --> 00:33:38,000
‫اگه کیفیت خدمات
‫درمانی افت کنه...

502
00:33:38,041 --> 00:33:39,291
‫و بیمه‌های خصوصی
‫قدرت بگیرن...

503
00:33:39,333 --> 00:33:42,708
‫همه‌چیز خودبه‌خود
‫به سمت خصوصی‌سازی می‌ره.

504
00:33:42,958 --> 00:33:45,416
‫منم با رئیس کیم هم‌نظرم.

505
00:33:45,458 --> 00:33:47,125
‫قبل از این‌که اوضاع
‫دردسرساز بشه...

506
00:33:47,166 --> 00:33:49,750
‫اول از همه،
‫چیدن یه چارچوب درست کار صحیحیه‌،

507
00:33:49,791 --> 00:33:52,250
‫تا محیط بهتری هم
‫فراهم کنیم.

508
00:33:52,291 --> 00:33:53,583
‫چند بار باید بهتون بگم...

509
00:33:53,625 --> 00:33:55,116
‫که محیط همه‌چیز نیست؟!

510
00:33:55,166 --> 00:33:55,916
‫در ضمن،

511
00:33:55,958 --> 00:33:58,708
‫داریم در مورد خصوصی‌سازی
‫بیمارستان کودکان حرف می‌زنیم!

512
00:33:58,750 --> 00:34:00,166
‫اصلاً منطقیه
‫که بخوایم...

513
00:34:00,208 --> 00:34:01,666
‫بیمارها رو بر اساس سطح
‫درآمدشون سوا کنیم؟

514
00:34:01,708 --> 00:34:04,708
‫پروفسور، شما پزشکی یا نماینده‌ی
‫انجمن حمایت از بیمار؟

515
00:34:04,750 --> 00:34:06,291
‫خب، خب، آقایون، لطفاً.

516
00:34:06,333 --> 00:34:09,291
‫داریم از دستور جلسه‌ی
‫امروز خارج می‌شیم.

517
00:34:09,333 --> 00:34:14,208
‫دستور کار امروز در مورد اقدام
‫جمعی پزشک‌های بیمارستانه.

518
00:34:14,250 --> 00:34:16,875
‫برای رسوندن موضعمون
‫به طلبکارها...

519
00:34:16,916 --> 00:34:17,833
‫و اعتراض کردن...

520
00:34:17,875 --> 00:34:20,541
‫این مشکلی نیست که بشه
‫با اعتراض حلش کرد.

521
00:34:20,583 --> 00:34:22,166
‫ولی بازم، باید موضع
‫قاطعانه‌ی پزشک‌ها رو نشون بدیم،

522
00:34:22,250 --> 00:34:22,658
‫مگه نه؟

523
00:34:22,708 --> 00:34:26,083
‫وقتی این‌قدر اختلاف نظر هست،
‫کدوم موضع پزشک‌ها؟!

524
00:34:39,458 --> 00:34:41,250
‫اینجا، پروفسور کیم.

525
00:34:43,416 --> 00:34:47,708
‫شاید کاری باشه که بتونم
‫برای کمک انجام بدم؟

526
00:34:48,166 --> 00:34:49,125
‫اگه چیزی سر در میاوردم،

527
00:34:49,166 --> 00:34:51,666
‫حتماً منم باهات یه چیزی می‌گفتم، ولی...

528
00:34:51,708 --> 00:34:53,083
‫قضیه این نیست.

529
00:34:53,125 --> 00:34:57,666
‫تنها کاری که از دستم برمیاد
‫اینه که پشتت گرم به حضورم باشه.

530
00:34:58,625 --> 00:35:02,291
‫اگه با نظرم موافقی،
‫همین کافیه.

531
00:35:02,333 --> 00:35:04,875
‫موافقت با شما که معلومه،
‫حتماً موافقم...

532
00:35:04,916 --> 00:35:06,166
‫کسی که اسلحه دستشه حتماً...

533
00:35:06,208 --> 00:35:07,750
‫در سخت‌ترین موقعیته...

534
00:35:08,583 --> 00:35:12,208
‫ولی اسلحه رو... کسی باید
‫دستش بگیره که بهش عادت داره.

535
00:35:12,250 --> 00:35:15,958
‫اگه دست هر کسی باشه،
‫خلع سلاح می‌شه.

536
00:35:17,958 --> 00:35:19,408
‫ممنونم، دکتر گو.

537
00:35:19,458 --> 00:35:21,541
‫نه بابا، این چه حرفیه...

538
00:35:23,875 --> 00:35:25,958
‫ببین، اون یارو رو می‌بینی؟

539
00:35:26,000 --> 00:35:27,958
‫می‌دونستم آخرش
‫این‌طوری می‌کنه.

540
00:35:28,000 --> 00:35:31,458
‫مرتیکه‌ی فلان‌فلان‌شده...

541
00:35:40,833 --> 00:35:42,583
‫سلام.

542
00:35:43,125 --> 00:35:44,958
‫دکتر پارک.

543
00:35:45,000 --> 00:35:46,416
‫بله.

544
00:35:46,458 --> 00:35:50,750
‫هنوزم به نظرت آدم بدی میام؟

545
00:35:51,791 --> 00:35:54,750
‫مثل مرغ نصف سوخاری،
‫نصف تند. نصف‌نصف.

546
00:35:54,791 --> 00:35:56,291
‫چی؟

547
00:35:57,958 --> 00:36:02,916
‫پس اون بخش بدش
‫احتمالاً به خاطر کارمه.

548
00:36:02,958 --> 00:36:04,875
‫نیمه‌ی خوبش چیه؟

549
00:36:04,916 --> 00:36:07,875
‫این‌که به پروفسور
‫و ما اعتماد کردید.

550
00:36:07,916 --> 00:36:11,541
‫توی این دنیا، من بیشتر از همه مدیون
‫کسایی هستم که به بقیه اعتماد می‌کنن.

551
00:36:11,583 --> 00:36:13,916
‫وقتی بقیه به آدم اعتماد دارن،
‫احساس قدرت می‌کنه.

552
00:36:13,958 --> 00:36:16,166
‫دلش قرص می‌شه.

553
00:36:16,208 --> 00:36:17,541
‫قرص؟

554
00:36:17,583 --> 00:36:18,541
‫بله.

555
00:36:18,583 --> 00:36:23,000
‫اعتماد مثل تلنبه‌ایه که لاستیک
‫دوچرخه رو پر از باد می‌کنه.

556
00:36:23,041 --> 00:36:25,000
‫اگه خوب بادشون کنیم،

557
00:36:25,041 --> 00:36:27,875
‫مثل باد تند می‌رن.

558
00:36:31,791 --> 00:36:33,708
‫هووو هووو.

559
00:36:34,583 --> 00:36:36,625
‫هووو هووو.

560
00:36:39,958 --> 00:36:42,250
‫در مورد عمل این‌هه،

561
00:36:42,291 --> 00:36:46,708
‫نمی‌شد با رئیس کیم
‫محکم‌تر بحث کنی؟

562
00:36:46,750 --> 00:36:49,458
‫یادت میاد چند وقت پیش سر اون نوزاد نارس،
‫دونگ‌سو، چقدر جروبحث کردم،

563
00:36:49,500 --> 00:36:50,666
‫مگه نه؟

564
00:36:50,708 --> 00:36:54,458
‫معلومه، حتی کارت کشید
‫به کمیته‌ی انضباطی.

565
00:36:54,500 --> 00:36:55,333
‫پس شاید،

566
00:36:55,375 --> 00:36:57,791
‫چون نگرانی این دفعه هم
‫مشکلی پیش بیاد...

567
00:36:57,833 --> 00:36:59,333
‫نه.

568
00:36:59,833 --> 00:37:02,333
‫فقط منتظر یه دلیل محکمم.

569
00:37:02,375 --> 00:37:04,416
‫دلیل محکم؟

570
00:37:04,458 --> 00:37:06,625
‫اون زمان شایعه شده بود.

571
00:37:06,666 --> 00:37:09,000
‫در مورد اون نوزاد
‫نارس با التهاب روده...

572
00:37:09,208 --> 00:37:12,375
‫می‌گفتن چون جرئتش رو نداشتی،
‫بچه رو پس فرستادی،

573
00:37:12,416 --> 00:37:14,291
‫همه داشتن پشت
‫سرت حرف می‌زدن.

574
00:37:14,333 --> 00:37:17,416
‫حتی می‌گفتن دلیلش
‫این بوده که...

575
00:37:17,458 --> 00:37:20,666
‫نمی‌خواستی اگه عمل خراب شد،
‫مسئولیتش بیفته گردنت.

576
00:37:21,166 --> 00:37:24,666
‫اون موقع، با اطمینان
‫تصمیم به عمل گرفتم.

577
00:37:24,833 --> 00:37:29,125
‫نه به خاطر این‌که به غرورم برخورده بود،
‫بلکه فقط دلیل محکمی داشتم.

578
00:37:29,458 --> 00:37:31,916
‫دلیل محکم برای پذیرفتن
‫مسئولیت اون بیمار.

579
00:37:32,041 --> 00:37:34,041
‫از اولش هم می‌خواستی
‫انجامش بدی.

580
00:37:34,250 --> 00:37:36,791
‫ولی چنین دلیلی
‫باید بر پایه‌ی...

581
00:37:36,833 --> 00:37:39,241
‫یه اساس علمی محکم
‫و راه حل جایگزین باشه.

582
00:37:39,291 --> 00:37:42,458
‫اون زمان مبنای پزشکی
‫محکمی داشتیم...

583
00:37:42,500 --> 00:37:45,333
‫و پارک شی‌اون یه راه جایگزین
‫خوب پیشنهاد داده بود.

584
00:37:46,083 --> 00:37:47,875
‫برای همین منم...

585
00:37:51,208 --> 00:37:53,833
‫دارم یه دلیل محکم برای
‫پرونده‌ی این‌هه آماده می‌کنم.

586
00:37:54,291 --> 00:37:56,125
‫زیاد طول نمی‌کشه.

587
00:37:57,041 --> 00:38:00,791
‫پروفسور، تو واقعاً بهترین...

588
00:38:02,250 --> 00:38:04,500
‫اون انگشتت رو هم نیار بالا.

589
00:38:05,625 --> 00:38:08,291
‫بچه که نیستی...

590
00:38:25,500 --> 00:38:27,708
‫مرتیکه‌ی بی‌احساس.

591
00:38:27,750 --> 00:38:29,458
‫چطور حتی یه سر هم
‫بهمون نزدی؟

592
00:38:29,500 --> 00:38:31,700
‫خودت گفتی نیام خونه‌ات.

593
00:38:31,750 --> 00:38:33,708
‫پس واقعاً نمیای؟

594
00:38:34,000 --> 00:38:36,791
‫می‌دونی خواهر بزرگترت
‫چقدر سرم غر زده؟

595
00:38:36,833 --> 00:38:37,791
‫حالا غر زده باشه یا نه...

596
00:38:37,833 --> 00:38:39,458
‫الان چی گفتی؟

597
00:38:40,000 --> 00:38:44,375
‫ببین،  این آخرین فرصتته.

598
00:38:44,416 --> 00:38:47,583
‫آمار تمام کسایی که باهامون
‫مخالفت می‌کنن رو درمیاری.

599
00:38:47,625 --> 00:38:49,166
‫خب... من... چیز...

600
00:38:49,208 --> 00:38:50,333
‫چرا باید همچین کاری بکنم؟

601
00:38:50,375 --> 00:38:52,333
‫وقتی بهت می‌گم انجامش بدی،
‫انجامش بده!

602
00:38:52,375 --> 00:38:54,250
‫اگه کارت رو خوب انجام بدی،

603
00:38:54,291 --> 00:38:56,833
‫به‌جای ریاست شعبه،

604
00:38:56,875 --> 00:39:00,250
‫همینجا. می‌شی رئیس همین‌جا.

605
00:39:01,416 --> 00:39:05,958
‫پس حواست رو جمع کن.

606
00:39:06,000 --> 00:39:08,083
‫اینجا کارها رو
‫سرسری انجام نده.

607
00:39:27,541 --> 00:39:32,250
‫به چیز دیگه‌ای نیاز ندارم.

608
00:39:32,291 --> 00:39:36,541
‫حتی اگه معذرت‌خواهی هم نکنی،
‫اشکالی نداره.

609
00:39:36,583 --> 00:39:40,666
‫فقط مامان رو نزن.

610
00:39:41,416 --> 00:39:46,041
‫اون‌وقت ازت ممنون می‌شم، بابا.

611
00:40:04,583 --> 00:40:07,700
‫ناهار خوردی؟

612
00:40:07,750 --> 00:40:09,500
‫شی‌اون...

613
00:40:09,541 --> 00:40:12,375
‫هنوز نخوردم. کارم که
‫تموم بشه می‌خوام بخورم.

614
00:40:13,083 --> 00:40:15,875
‫منم هنوز نخوردم.

615
00:40:15,916 --> 00:40:17,916
‫پس زود باش برو اونجا بشین.

616
00:40:18,000 --> 00:40:19,416
‫نه.

617
00:40:19,500 --> 00:40:23,833
‫اینجا نه. می‌خوام بریم
‫بیرون با هم غذا بخوریم.

618
00:40:32,750 --> 00:40:36,750
‫چرا یهو گفتی می‌خوای
‫بیرون غذا بخوریم؟

619
00:40:37,208 --> 00:40:40,916
‫امروز روز واریز حقوقمه.

620
00:40:43,541 --> 00:40:47,783
‫آخه این‌طوری که همه‌ی
‫پولت رو خرج می‌کنی.

621
00:40:47,833 --> 00:40:49,125
‫زود باش بخور.

622
00:40:50,375 --> 00:40:53,583
‫باشه، حتماً می‌خورم.

623
00:41:17,291 --> 00:41:21,458
‫لازم نیست برام خوراک
‫سیب‌زمینی درست کنی.

624
00:41:22,666 --> 00:41:27,833
‫از این به بعد،
‫اگه غذای خوشمزه‌ای خواستی، فقط بهم بگو.

625
00:41:31,083 --> 00:41:35,833
‫فقط می‌خوام یه سوال بپرسم.

626
00:41:38,666 --> 00:41:43,833
‫بعد از این‌که رفتی،
‫چرا سعی نکردی برگردی و پیدام کنی؟

627
00:41:47,666 --> 00:41:50,750
‫دلم می‌خواد دلیل
‫واقعیش رو بدونم.

628
00:41:58,166 --> 00:42:01,416
‫می‌خواستم همون
‫موقع بیام دنبالت،

629
00:42:02,750 --> 00:42:06,375
‫ولی شنیدم که بابات
‫داره دنبالم می‌گرده.

630
00:42:07,708 --> 00:42:11,833
‫فکر کردم اگه جلوی
‫تو یا رئیس ظاهر بشم،

631
00:42:11,958 --> 00:42:14,875
‫شاید اوضاع رو بدتر کنم،

632
00:42:17,458 --> 00:42:19,583
‫می‌دونم لیاقتت رو نداشتم،

633
00:42:20,708 --> 00:42:24,541
‫ولی وقتی رئیس گفت
‫خودش تو رو بزرگ می‌کنه،

634
00:42:25,625 --> 00:42:28,541
‫چاره‌ای جز باورش نداشتم.

635
00:42:31,541 --> 00:42:33,750
‫خیلی شرمنده‌ام، شی‌اون.

636
00:42:42,333 --> 00:42:45,083
‫از همون اول هم لحن
‫حرف‌زدنش به نظرم عجیب بود.

637
00:42:45,166 --> 00:42:48,750
‫آخه چطور می‌تونم مراقبت
‫از پسرم رو به همچین آدمی بسپارم؟

638
00:42:48,833 --> 00:42:52,041
‫دکتر پارک شی‌اون
‫دستیار محشریه.

639
00:42:52,083 --> 00:42:53,708
‫هیچ دلیلی برای
‫نگرانی ندارید.

640
00:42:53,750 --> 00:42:55,000
‫اگه بچه‌ی خودتون بود،

641
00:42:55,041 --> 00:42:58,500
‫می‌ذاشتید بچه‌تون زیر دست کسی
‫باشه که قبلاً ناتوانی ذهنی داشته؟

642
00:42:58,625 --> 00:43:00,958
‫خیلی بی‌رحمانه حرف می‌زنید.

643
00:43:01,000 --> 00:43:04,583
‫بچه‌های ما هم بیمار
‫دکتر پارک شی‌اون هستن.

644
00:43:04,791 --> 00:43:06,291
‫بچه‌ی منم همین‌طور.

645
00:43:06,375 --> 00:43:08,916
‫دکتر پارک هیچ مشکلی نداره.

646
00:43:08,958 --> 00:43:11,208
‫اصلاً می‌دونید چقدر با...

647
00:43:11,333 --> 00:43:13,708
‫بچه‌ها خوب رفتار می‌کنه
‫و چقدر توی کارش دقیقه؟

648
00:43:13,750 --> 00:43:16,083
‫پس شما مادرها می‌تونید
‫بچه‌هاتون رو بسپرید دست اون،

649
00:43:16,125 --> 00:43:17,541
‫ولی من نمی‌خوام.

650
00:43:17,583 --> 00:43:20,333
‫پرونده‌تون رو می‌دم
‫به یه پزشک دیگه.

651
00:43:22,041 --> 00:43:26,333
‫پزشک معالج می‌تونه به خواست
‫همراه بیمار عوض بشه.

652
00:43:26,375 --> 00:43:30,125
‫دکتر چا، لطفاً کاری که
‫این مادر می‌خواد رو انجام بده.

653
00:43:39,833 --> 00:43:42,000
‫خوبی؟

654
00:43:42,500 --> 00:43:44,958
‫واقعاً خوبم.

655
00:43:47,625 --> 00:43:51,666
‫کسایی که بهم نزدیک هستن
‫شاید بهم اعتماد داشته باشن،

656
00:43:51,708 --> 00:43:55,200
‫ولی کسایی که برای اولین‌بار من رو
‫می‌بینن طبیعیه که این‌طور رفتار کنن.

657
00:43:55,250 --> 00:43:58,583
‫کاملاً درکشون می‌کنم.

658
00:44:02,416 --> 00:44:05,958
‫این حقیقت که من یه‌کم
‫با بقیه فرق دارم،

659
00:44:06,000 --> 00:44:08,166
‫دیگه زیاد ناراحتم نمی‌کنه.

660
00:44:08,208 --> 00:44:12,166
‫اگه کارم رو خوب انجام بدم،
‫نظر همه نسبت بهم عوض می‌شه.

661
00:44:12,208 --> 00:44:14,791
‫منم دقیقاً همین رو می‌گم.

662
00:44:17,125 --> 00:44:21,625
‫ولی، فقط یه چیز هست
‫که ناراحتم می‌کنه.

663
00:44:22,416 --> 00:44:24,833
‫این‌که با بقیه فرق دارم.

664
00:44:32,625 --> 00:44:35,916
‫چیزی نیست. اصلاً مهم نیست.

665
00:44:54,500 --> 00:44:56,666
‫به نظر من که حالش خوبه،

666
00:44:56,708 --> 00:45:00,208
‫ولی باز هم نگرانم که
‫از این قضیه ضربه خورده باشه.

667
00:45:00,583 --> 00:45:03,541
‫فکر کنم حالش خوب باشه.

668
00:45:05,166 --> 00:45:10,533
‫پارک شی‌اون الان دیگه
‫اعتمادبه‌نفس کافی رو به دست آورده.

669
00:45:10,583 --> 00:45:14,541
‫تعریف و تمجیدها و تایید
‫شدن‌ها رو خیلی خوب قبول می‌کنه.

670
00:45:14,583 --> 00:45:16,625
‫و از این هم مهم‌تر،

671
00:45:17,708 --> 00:45:20,041
‫استعداد نبوغ‌آمیز
‫و خارق‌العاده‌ی پارک شی‌اون،

672
00:45:20,208 --> 00:45:22,166
‫دیگه تنها ویژگی مطلقش نیست.

673
00:45:22,416 --> 00:45:24,375
‫تنها ویژگی مطلقش نیست؟

674
00:45:24,458 --> 00:45:28,000
‫آموزشش دادم چون می‌خواستم
‫این بخش از وجودش رو تقویت کنم.

675
00:45:28,041 --> 00:45:30,333
‫راه بقای پارک
‫شی‌اون توی این کار همین بود.

676
00:45:31,250 --> 00:45:35,416
‫ولی الان، این موضوع
‫دیگه چندان اهمیتی نداره.

677
00:45:35,750 --> 00:45:38,791
‫قبلاً فقط توانایی
‫نبوغ‌آمیز داشت،

678
00:45:38,833 --> 00:45:42,125
‫ولی الان خیلی فراتر
‫از این‌ها رفته.

679
00:45:42,166 --> 00:45:45,408
‫برای همین حتی اگه اون
‫توانایی رو هم نداشته باشه،

680
00:45:45,458 --> 00:45:48,541
‫می‌تونه پزشک خیلی خوبی بشه،

681
00:45:48,583 --> 00:45:49,958
‫حتی اگه یه‌کم
‫نقص داشته باشه.

682
00:45:50,000 --> 00:45:54,875
‫با توجه به حرفی که خیلی وقت پیش زدی،
‫این همون گزینه‌ی دومه.

683
00:45:56,458 --> 00:45:58,083
‫گزینه‌ی دوم؟

684
00:45:58,125 --> 00:46:02,666
‫اول، پزشک فوق‌العاده‌ای که
‫نمی‌تونه درست استدلال کنه.

685
00:46:02,708 --> 00:46:07,416
‫دوم، پزشک معمولی که
‫می‌تونه درست استدلال کنه.

686
00:46:07,458 --> 00:46:10,250
‫از این به بعد، گزینه‌ی دومه.

687
00:46:32,791 --> 00:46:34,958
‫آخ، چه خوب خوابیدم.

688
00:46:38,833 --> 00:46:42,041
‫من... من... واقعاً برای
‫خوابیدن نیومده بودم اینجا.

689
00:46:42,083 --> 00:46:44,416
‫خیلی‌خب، پسرجون.

690
00:46:45,333 --> 00:46:48,541
‫چرا یهو دلم غذای تند خواست؟

691
00:46:50,041 --> 00:46:51,458
‫هی.

692
00:46:51,666 --> 00:46:52,583
‫بله؟

693
00:46:52,625 --> 00:46:56,000
‫تو، برو خونه و از اون
‫سوپ‌های گوشت تند برام بیار.

694
00:46:56,041 --> 00:46:57,450
‫همین الان؟

695
00:46:57,500 --> 00:46:58,666
‫آره.

696
00:46:58,791 --> 00:47:02,500
‫خیلی... خوشمزه بودن.

697
00:47:04,000 --> 00:47:07,416
‫چشم. الان می‌رم و برمی‌گردم.

698
00:47:12,250 --> 00:47:14,500
‫یه‌کم دیگه بخوابم.

699
00:48:01,875 --> 00:48:04,500
‫این‌که یه‌کم
‫با بقیه فرق دارم،

700
00:48:04,541 --> 00:48:07,333
‫دیگه اون‌قدرها
‫ناراحتم نمی‌کنه،

701
00:48:07,541 --> 00:48:12,250
‫ولی فقط یه چیز هست
‫که عذابم می‌ده.

702
00:48:13,250 --> 00:48:15,583
‫این‌که با بقیه تفاوت دارم.

703
00:48:38,416 --> 00:48:43,333
‫ببخشید که قبلش
‫نتونستم بهت بگم.

704
00:48:44,041 --> 00:48:47,000
‫دلیل این‌که چرا از تفاوت
‫داشتنم با بقیه عذاب می‌کشم.

705
00:48:47,083 --> 00:48:49,458
‫این یه چیز رو.

706
00:48:58,541 --> 00:49:01,250
‫همه‌اش به‌خاطر توئه، دکتر.

707
00:49:02,333 --> 00:49:05,291
‫این‌که من با بقیه فرق دارم،

708
00:49:05,333 --> 00:49:08,416
‫الان دیگه واقعاً
‫برام مهم نیست.

709
00:49:08,500 --> 00:49:11,000
‫دلم از این بابت نمی‌شکنه.

710
00:49:11,708 --> 00:49:13,416
‫ولی...

711
00:49:17,416 --> 00:49:22,333
‫وقتی تو رو می‌بینم،
‫غصه می‌خورم.

712
00:49:23,833 --> 00:49:27,750
‫اگه من یه آدم خیلی
‫خیلی جذاب بودم،

713
00:49:27,916 --> 00:49:31,125
‫می‌تونستم بیشتر
‫خوشحالت کنم،

714
00:49:31,166 --> 00:49:34,125
‫می‌تونستم کارهای
‫بیشتری برات بکنم.

715
00:49:35,125 --> 00:49:39,041
‫می‌تونستم کلی آواز
‫دلنشین برات بخونم.

716
00:49:42,833 --> 00:49:48,916
‫حالا که حرفش شد، با این‌که خجالت می‌کشم،
‫برات آواز می‌خونم.

717
00:49:50,250 --> 00:49:52,750
‫صدام خوب نیست ولی
‫این آهنگیه‌ که...

718
00:49:52,791 --> 00:49:55,541
‫واقعاً دلم می‌خواست
‫برات بخونم.

719
00:50:02,541 --> 00:50:07,500
‫♪ اگه من آسمون بودم، ♪

720
00:50:09,916 --> 00:50:14,708
‫‏♪ دلم می‌خواست رنگ
‫روی صورتت بشم ♪‏

721
00:50:17,583 --> 00:50:21,250
‫♪ شبی پوشیده با آسمون سرخ ♪

722
00:50:21,291 --> 00:50:24,750
‫♪ مثل غروب آفتاب ♪

723
00:50:24,791 --> 00:50:30,208
‫♪ می‌خوام رنگ روی
‫گونه‌هات بشم ♪

724
00:50:56,083 --> 00:51:02,166
‫♪ ...دلم که چنین حسی داره ♪

725
00:51:24,000 --> 00:51:27,000
‫بریم پیتر پن رو ببینیم!

726
00:51:27,041 --> 00:51:28,958
‫اوناهاش!

727
00:51:29,000 --> 00:51:31,166
‫پیتر پنه.

728
00:51:33,291 --> 00:51:36,083
‫‏[نمایش «پیتر پن» بخش اطفال،
‫بیمارستان دانشگاهی سونگ‌وون]‏

729
00:51:36,125 --> 00:51:38,541
‫‏[تئاتر یادبود
‫افتتاح بخش جراحی]‏

730
00:51:39,291 --> 00:51:42,125
‫‏[اعلام بازیگران
‫نمایش «پیتر پن»!!]‏

731
00:51:44,750 --> 00:51:47,083
‫خب، نقش من
‫اون‌قدرها هم بد نیست.

732
00:51:47,125 --> 00:51:49,541
‫چرا من دوباره نقش دوم شدم؟!
‫دزد دریایی شماره‌ی دو؟؟

733
00:51:49,583 --> 00:51:52,250
‫ای بابا، غر نزن دیگه.

734
00:51:52,291 --> 00:51:54,833
‫انتخاب بازیگرها فقط
‫به‌عهده‌ی کارگردانه.

735
00:51:54,875 --> 00:51:56,791
‫وای، پارک شی‌اون.

736
00:51:56,833 --> 00:51:58,333
‫می‌تونم خوب بازی کنم.

737
00:51:58,375 --> 00:52:01,250
‫با تمام وجودم بازی می‌کنم.

738
00:52:01,666 --> 00:52:04,250
‫راستی، چرا هنوز معلوم نیست نقش
‫ناخدا هوک رو کی بازی می‌کنه؟

739
00:52:04,333 --> 00:52:05,950
‫یه‌کم صبر کنید، لطفاً.

740
00:52:06,000 --> 00:52:08,000
‫مگه نه، دکتر پارک؟

741
00:52:08,833 --> 00:52:11,208
‫هی، کیه مگه؟

742
00:52:11,541 --> 00:52:12,666
‫کیه؟

743
00:52:12,708 --> 00:52:15,000
‫هیس... برگ برنده‌مونه.

744
00:52:15,750 --> 00:52:18,000
‫جون‌یونگ، آخه این یه‌کم...

745
00:52:18,041 --> 00:52:20,166
‫این آرزوی منه.

746
00:52:20,208 --> 00:52:25,166
‫می‌خوام شما رو
‫توی نمایش ببینم.

747
00:52:26,500 --> 00:52:30,991
‫اگه ببینم، فکر کنم
‫حالم بهتر بشه...

748
00:52:31,041 --> 00:52:33,750
‫و زودتر خوب بشم.

749
00:52:35,916 --> 00:52:38,250
‫نمی‌شه کارهای
‫دیگه‌ای برات بکنم؟

750
00:52:38,291 --> 00:52:40,333
‫بی‌خیال.

751
00:52:40,875 --> 00:52:43,625
‫دیگه نمایش رو نگاه نمی‌کنم.

752
00:52:44,583 --> 00:52:48,541
‫فقط داروم رو می‌خورم و می‌خوابم، همین.

753
00:52:52,541 --> 00:52:53,916
‫پیتر پن!
‫ناخدا هوک داره...

754
00:52:53,958 --> 00:52:55,916
‫از اون طرف میاد این‌ور!

755
00:52:55,958 --> 00:52:58,283
‫آآآآ!

756
00:52:58,333 --> 00:52:59,916
‫همه‌ی نوچه‌هاش رو هم
‫با خودش آورده،

757
00:52:59,958 --> 00:53:02,208
‫حالا چی‌کار کنیم؟

758
00:53:02,250 --> 00:53:03,375
‫نگران نباش.

759
00:53:03,416 --> 00:53:06,333
‫این دفعه واقعاً می‌خوام
‫بهش یه درس حسابی بدم!

760
00:53:06,375 --> 00:53:09,866
‫ناخدا!
‫پیتر پن داره میاد!!

761
00:53:09,916 --> 00:53:13,041
‫درسته، پیتر پن وروجک...

762
00:53:14,958 --> 00:53:17,041
‫پرانتز باز،
‫شمشیرت رو بکش بیرون.

763
00:53:17,083 --> 00:53:18,833
‫ای بابا، شوخی نکن دیگه!
‫خدایا!!

764
00:53:18,875 --> 00:53:19,875
‫پروفسور!

765
00:53:19,916 --> 00:53:22,083
‫آخه چرا توضیحات توی
‫پرانتز رو هم می‌خونی؟

766
00:53:22,125 --> 00:53:24,875
‫واقعاً هیچی بلد نیستی.

767
00:53:26,166 --> 00:53:27,416
‫هی، خودم می‌دونم.

768
00:53:27,583 --> 00:53:30,491
‫چون تمرین اول بود می‌خواستم
‫دقیق انجامش بدم!

769
00:53:30,541 --> 00:53:32,208
‫شاید نباید
‫این رو بگم ولی...

770
00:53:32,375 --> 00:53:34,500
‫فکر کنم شما نقطه‌ضعفمون محسوب می‌شی.

771
00:53:34,541 --> 00:53:38,000
‫یه نقطه‌ضعف بزرگ با شعاع دو متری.

772
00:53:38,333 --> 00:53:40,791
‫ببینم، مگه خودتون از اول
‫بازیگرهای خوبی بودید؟

773
00:53:41,000 --> 00:53:43,166
‫تازه، با این که نمایش
‫مال بچه‌هاست،

774
00:53:43,208 --> 00:53:44,958
‫چطور نمایشنامه
‫این‌قدر افتضاحه؟

775
00:53:45,875 --> 00:53:48,041
‫به نظر من نمایشنامه خوبه،
‫حتی خیلی هم تمیزه.

776
00:53:48,083 --> 00:53:49,541
‫من دوستش دارم.

777
00:53:50,916 --> 00:53:52,458
‫بی‌خیال.

778
00:53:53,000 --> 00:53:54,833
‫بیاین از اول شروع کنیم.

779
00:53:54,875 --> 00:53:56,041
‫برگردید سر جاهاتون.

780
00:53:56,083 --> 00:53:58,500
‫دوباره. از اول.
‫یه بار دیگه.

781
00:53:58,541 --> 00:54:00,916
‫زود، شروع کنیم.

782
00:54:01,500 --> 00:54:04,500
‫دوباره شروع شد.

783
00:54:04,625 --> 00:54:06,416
‫آماده.

784
00:54:06,625 --> 00:54:07,750
‫حرکت!

785
00:54:07,791 --> 00:54:11,125
‫پیتر پن،
‫ناخدا هوک داره میاد!

786
00:54:14,333 --> 00:54:16,833
‫فکر کنم کلی از نوچه‌های دزد
‫دریاییش رو با خودش آورده.

787
00:54:16,875 --> 00:54:17,625
‫چی‌کار کنیم؟

788
00:54:17,666 --> 00:54:18,916
‫نگران نباش.

789
00:54:18,958 --> 00:54:22,000
‫این دفعه دیگه می‌خوام
‫حسابی بهش یه گوشمالی بدم.

790
00:54:22,041 --> 00:54:24,500
‫ناخدا هوک! پیتر پن اومده!

791
00:54:24,541 --> 00:54:27,708
‫آره، پیتر پن، ای آشغال!

792
00:54:29,583 --> 00:54:32,750
‫جان! مایکل!
‫حواستون به اینجا باشه!

793
00:54:42,250 --> 00:54:43,958
‫پاچانگ!

794
00:54:58,666 --> 00:55:01,500
‫آخه من چمه؟

795
00:55:21,041 --> 00:55:24,583
‫این‌هه. چرا دوباره
‫اومدی این بیرون؟

796
00:55:24,708 --> 00:55:28,291
‫از بس روی تخت دراز
‫کشیدم کمرم درد گرفته.

797
00:55:28,333 --> 00:55:31,250
‫پس یه‌کم بشین و زود برگرد تو، باشه؟

798
00:55:32,458 --> 00:55:33,916
‫دکتر!

799
00:55:34,916 --> 00:55:37,250
‫یه‌کم پیشم بشین.

800
00:55:42,375 --> 00:55:43,750
‫چرا؟

801
00:55:46,250 --> 00:55:48,833
‫دکتر پارک خیلی
‫داره عذاب می‌کشه.

802
00:55:49,416 --> 00:55:53,166
‫حتی بیشتر از بچه‌های توی
‫درمانگاه داره درد می‌کشه.

803
00:55:56,625 --> 00:55:59,375
‫با این‌که الان تو
‫این کار بهتر شدم،

804
00:55:59,791 --> 00:56:03,666
‫ولی در مقایسه با بقیه...

805
00:56:03,750 --> 00:56:06,666
‫زیاد بلد نیستم
‫احساساتم رو ابراز کنم.

806
00:56:09,333 --> 00:56:13,708
‫ولی این روزها،
‫فکر می‌کنم این اتفاق خوبیه.

807
00:56:14,291 --> 00:56:16,708
‫چون این‌طوری مجبور نیستم
‫جلوی دکتر چا بروزش بدم.

808
00:56:19,833 --> 00:56:25,583
‫ولی هر چند وقت یه بار،
‫دلم می‌خواد احساساتم رو نشون بدم.

809
00:56:26,458 --> 00:56:31,375
‫ولی وقتی هم سعی می‌کنم،
‫خوب از آب درنمیاد.

810
00:56:33,500 --> 00:56:35,958
‫می‌دونی،

811
00:56:36,583 --> 00:56:41,625
‫کاش روی قلبم یه صفحه
‫نمایش دیجیتالی بود.

812
00:56:41,833 --> 00:56:45,541
‫تا بتونه رنگ قرمز پررنگ رو،

813
00:56:45,583 --> 00:56:48,458
‫همون‌طور که آرزو داره،
‫نشون بده.

814
00:57:04,583 --> 00:57:06,833
‫دیوونه‌ی ساده‌دل.

815
00:57:22,166 --> 00:57:24,541
‫هنوز از دفتر نرفتی؟

816
00:57:25,625 --> 00:57:27,375
‫الان دیگه می‌رم.

817
00:57:27,625 --> 00:57:29,208
‫دیره.

818
00:57:29,250 --> 00:57:32,166
‫باید سریع بری، خیلی سریع.

819
00:57:36,541 --> 00:57:38,708
‫دیره. نمی‌خوای
‫من رو تا خونه برسونی؟

820
00:57:38,750 --> 00:57:42,575
‫آها، می‌تونم تا
‫جلوی ورودی برسونمت.

821
00:57:42,625 --> 00:57:46,283
‫نه. من رو تا خود
‫خونه برسون.

822
00:57:46,333 --> 00:57:47,458
‫چی؟

823
00:57:48,791 --> 00:57:50,791
‫آه، باشه.

824
00:57:55,583 --> 00:57:58,791
‫اتفاق بدی افتاده؟

825
00:57:59,500 --> 00:58:01,041
‫آره.

826
00:58:01,125 --> 00:58:04,041
‫می‌شه بپرسم ماجرا چیه؟

827
00:58:05,583 --> 00:58:08,583
‫یه آدم احمق داره
‫حرصم رو درمیاره.

828
00:58:08,875 --> 00:58:12,666
‫آخه کی می‌تونه
‫شما رو کلافه کنه؟

829
00:58:13,916 --> 00:58:17,750
‫واقعاً ها. ولی یه نفر
‫همین‌طور داره کلافه‌ام می‌کنه.

830
00:58:17,791 --> 00:58:19,250
‫درست نیست.

831
00:58:19,291 --> 00:58:23,125
‫شما همیشه باید
‫آرامش داشته باشی.

832
00:58:27,791 --> 00:58:30,416
‫ولی من اون‌قدرها هم
‫آروم نیستم.

833
00:58:31,625 --> 00:58:32,833
‫چی؟

834
00:58:35,250 --> 00:58:36,916
‫شی‌اون.

835
00:58:39,291 --> 00:58:43,375
‫چرا همیشه وانمود
‫می‌کنی درد نداری...

836
00:58:43,458 --> 00:58:45,958
‫و بعد تنهایی عذاب می‌کشی؟

837
00:58:50,250 --> 00:58:54,666
‫اونی که کلافه‌ات می‌کنه، نکنه...

838
00:58:55,458 --> 00:58:58,208
‫منم؟

839
00:58:59,833 --> 00:59:02,750
‫مگه به جز تو کی پیشمه؟

840
00:59:05,125 --> 00:59:07,958
‫همون‌طور که قبلاً بهت گفتم،

841
00:59:09,041 --> 00:59:12,458
‫داشتم سعی می‌کردم
‫معذبت نکنم.

842
00:59:18,541 --> 00:59:23,750
‫این‌قدر به فکر گذاشتن صفحه
‫نمایش روی قلبت نباش...

843
00:59:24,333 --> 00:59:27,250
‫و فقط راحت حرف دلت رو بزن.

844
00:59:29,666 --> 00:59:31,833
‫اون‌وقت دیگه نمی‌تونم...
‫دوباره با شما...

845
00:59:31,875 --> 00:59:33,625
‫دوباره با من چی؟

846
00:59:34,208 --> 00:59:36,791
‫دیگه نمی‌تونی من رو ببینی؟

847
00:59:40,583 --> 00:59:42,375
‫این‌طور نیست.

848
00:59:42,958 --> 00:59:45,250
‫می‌تونی ببینی.

849
00:59:47,166 --> 00:59:49,291
‫چون منم می‌خوام ببینمت...

850
00:59:53,541 --> 00:59:56,666
‫درست به همون
‫اندازه‌ای که تو می‌خوای.

851
01:00:03,125 --> 01:00:07,083
‫مطمئنم اصلاً نمی‌دونی...

852
01:00:08,166 --> 01:00:10,250
‫این روزها کی باعث گریه و خنده‌هام می‌شه،
‫مگه نه؟

853
01:00:11,833 --> 01:00:16,333
‫نمی‌دونی کی داره
‫دلم رو به درد میاره،

854
01:00:17,083 --> 01:00:19,166
‫مگه نه؟

855
01:00:22,541 --> 01:00:24,916
‫معلومه که نمی‌دونی.

856
01:00:27,416 --> 01:00:30,208
‫فکر کنم همه‌اش تقصیر منه.

857
01:00:31,125 --> 01:00:35,375
‫از همون روزهای اولی که اومدم اینجا،
‫کلی کم و کاستی داشتم.

858
01:00:35,500 --> 01:00:39,000
‫ولی تو مثل برادر
‫خودت باهام رفتار کردی.

859
01:00:40,916 --> 01:00:44,291
‫فکر کنم زیادی باعث
‫شدم نگرانم بشی.

860
01:00:46,000 --> 01:00:49,041
‫به خاطر این نیست
‫که برام مثل برادری.

861
01:00:50,708 --> 01:00:52,791
‫پس چرا؟

862
01:00:55,416 --> 01:00:57,333
‫این روزها، من...

863
01:00:58,791 --> 01:01:00,916
‫عجیب شدم.

864
01:01:03,000 --> 01:01:07,333
‫یعنی... نه این‌که عجیب شده باشم، ولی...

865
01:01:08,125 --> 01:01:10,666
‫در هر صورت...
‫یه‌جورایی این‌طوریه.

866
01:01:15,500 --> 01:01:17,583
‫برای همین،

867
01:01:18,166 --> 01:01:21,833
‫خوشم نمیاد با زن‌های
‫دیگه صمیمی بشی،

868
01:01:23,125 --> 01:01:26,833
‫یا وقتی ازم می‌خوای
‫برات قرار جور کنم،

869
01:01:27,083 --> 01:01:29,166
‫حرصم می‌گیره.

870
01:01:30,541 --> 01:01:32,375
‫جدی می‌گم.

871
01:01:36,416 --> 01:01:38,166
‫الان دیگه،

872
01:01:38,750 --> 01:01:41,291
‫این‌که به من وابسته باشی رو...

873
01:01:43,916 --> 01:01:45,916
‫دوست ندارم.

874
01:01:53,833 --> 01:01:55,500
‫الان،

875
01:01:56,625 --> 01:01:58,666
‫من...

876
01:02:00,333 --> 01:02:01,458
‫من...

877
01:02:02,250 --> 01:02:07,500
W W W . M O V I E S H O . C O M

878
01:02:09,500 --> 01:02:19,500
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M