1
00:00:01,125 --> 00:00:02,125
‫شرمنده بابانوئل.

2
00:00:05,250 --> 00:00:06,241
‫(آنچه گذشت...)

3
00:00:06,291 --> 00:00:09,875
‫نتانائیل؟ چیکارا می کنی، رفیق؟
‫همه چیز رو به راهه؟

4
00:00:11,208 --> 00:00:13,241
‫(می گه اگه نمی تونی واسه کریسمس
‫خودت رو برسونی خونه هم اشکالی نداره.)

5
00:00:13,291 --> 00:00:15,875
‫می دونی همونطور که گفتم خودم رو می رسونم.

6
00:00:17,250 --> 00:00:19,875
‫پس رونین مرده،
‫کسی که اون رو کشته هم مرده.

7
00:00:19,916 --> 00:00:22,000
‫چه خوب. این رو از کجا می دونی؟

8
00:00:22,041 --> 00:00:23,041
‫چون خودم اونجا بودم.

9
00:00:24,000 --> 00:00:25,416
‫قلم بعدی عتیقه ای هستش...

10
00:00:25,750 --> 00:00:29,250
‫که از بقایای عمارت مخروبه انتقام جویان جمع آوری کردیم.

11
00:00:29,625 --> 00:00:30,625
‫انبار اقلام.
‫(عمارت انتقام جویان)

12
00:00:34,375 --> 00:00:36,125
‫دیشب جسد آرماند دوکین، از اهالی تراز اول نیویورک،

13
00:00:36,166 --> 00:00:38,166
‫در منزلش پیدا شده.

14
00:00:38,291 --> 00:00:41,125
‫کارآگاه کادی از اداره پلیس نیویورک هستم.

15
00:00:41,166 --> 00:00:44,125
‫خانم بیشاپ، می شه
‫یه سر به پاسگاه بیاین تا یه صحبت مختصری با هم داشته باشیم؟

16
00:00:45,166 --> 00:00:46,375
‫گفتی آرماند چطوری کشته شده بود؟

17
00:00:46,500 --> 00:00:47,625
‫با شمشیر.

18
00:00:47,750 --> 00:00:49,291
‫ببین چیزی از کازی پیدا می کنی یا نه.

19
00:00:49,375 --> 00:00:52,625
‫این شرکت اسلون لیمیتد دیگه چیه؟ کازی کارمندشه؟

20
00:00:53,375 --> 00:00:55,166
‫بذار ببینم
‫از جک چی می تونم پیدا کنم.

21
00:00:56,625 --> 00:00:57,875
‫از حساب افتادم بیرون.

22
00:00:59,375 --> 00:01:00,375
‫تکون نخور.

23
00:01:01,375 --> 00:01:11,375
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

24
00:01:40,875 --> 00:01:43,875
‫اصلا از جات تکون نخور.

25
00:01:43,916 --> 00:01:45,375
‫جک، نه!

26
00:01:45,541 --> 00:01:47,375
‫اینجا چه خبره؟

27
00:01:48,416 --> 00:01:50,750
‫چرا یکی از اعضای انتقام جویان وسط اتاق غذاخوریم وایساده؟

28
00:01:51,041 --> 00:01:52,125
‫سلام.

29
00:01:52,250 --> 00:01:55,416
‫یا خدا...تو آرچری.

30
00:01:55,541 --> 00:01:56,916
‫- هاک آی هستن.
‫- کلینت هستم.

31
00:01:57,000 --> 00:01:59,750
‫- باور کن مشکل از برندسازیته.
‫- باشه، شما راست می گی.

32
00:02:01,416 --> 00:02:07,166
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: شهریار نادرمحمد

33
00:02:08,041 --> 00:02:11,666
‫من و هاک آی داریم روی یه موردی کار می کنیم،
‫باید می رفتیم دستشویی.

34
00:02:11,750 --> 00:02:15,291
‫یعنی اون باید می رفت دستشویی.
‫نزدیک خونه هم بودیم، واسه همین یه سر اومدیم تو. مسئله خاصی نیست.

35
00:02:15,500 --> 00:02:17,375
‫- با هم روی یه مورد کار می کنین؟
‫- چقدر خفن.

36
00:02:18,375 --> 00:02:19,916
‫اون هم تیمیمه.

37
00:02:20,250 --> 00:02:21,541
‫ما هم تیمی نیستیم.

38
00:02:21,625 --> 00:02:24,125
‫خب، دوست و هم تیمی ایم.

39
00:02:24,166 --> 00:02:25,791
‫حقیقتش به نظرم نمی شه گفت دوستیم.

40
00:02:28,125 --> 00:02:32,875
‫10 دقیقه پیش،
‫یکی از لپتاپم برای دسترسی به حساب کاربریم استفاده کرده.

41
00:02:33,000 --> 00:02:34,541
‫کیت، نظری داری؟

42
00:02:36,416 --> 00:02:37,666
‫هاک آی؟

43
00:02:37,750 --> 00:02:40,375
‫عمرا نمی تونین ازش حرف بکشین.

44
00:02:40,500 --> 00:02:42,541
‫ببینین، کلا دردو دل برای سی بی وان سخته.

45
00:02:42,625 --> 00:02:43,916
‫کسی به من نمی گه سی بی وان.

46
00:02:44,125 --> 00:02:45,625
‫فقط دارم امتحانش می کنم بابا.

47
00:02:45,750 --> 00:02:49,375
‫احتمالا بخاطر یه اتفاقیه که توی دوران بچگیش افتاده.
‫فکر می کنه از خودش چیزای زیادی بهم نمی گه...

48
00:02:49,416 --> 00:02:51,750
‫- ولی در واقع همه چیزش رو بهم می گه.
‫- هیچی بهش نمی گم.

49
00:02:51,875 --> 00:02:53,875
‫ولی آره، فکر کنم
‫بخاطر اینه که من کلا خیلی خونسردم و جوگیر نمی شم.

50
00:02:54,000 --> 00:02:55,750
‫اینطوری نیست که بگم: «یا خدا، هاک آی اومده!»

51
00:02:57,250 --> 00:02:58,416
‫قطعا جوگیری.

52
00:03:01,000 --> 00:03:04,375
‫راستی، ممنون...که دنیا رو نجات دادی.

53
00:03:05,791 --> 00:03:06,791
‫خواهش می کنم، کاری نکردم.

54
00:03:06,875 --> 00:03:09,791
‫می خوام دخترم دیگه کم کم حقیقت رو بهم بگه.

55
00:03:11,416 --> 00:03:14,416
‫واسه این وارد حسابت شدم
‫که به اطلاعات نیاز داشتم...

56
00:03:14,500 --> 00:03:18,875
‫بابت یه مورد واقعی
‫که راجع به آدمای واقعیه که جونشون واقعا در خطره.

57
00:03:19,000 --> 00:03:22,875
‫یعنی کیت داره بهت کمک می کنه
‫به یه تهدید در سطح انتقام جویان رسیدگی کنی؟

58
00:03:23,041 --> 00:03:24,375
‫خب، نه دقیقا.

59
00:03:24,500 --> 00:03:26,166
‫ولی همکاری می کنین؟

60
00:03:31,500 --> 00:03:35,250
‫بله. عجیب به نظر میاد، چون واقعا هم عجیبه.

61
00:03:37,875 --> 00:03:39,125
‫باشه.

62
00:03:40,250 --> 00:03:44,875
‫پس گمونم مجبورم به هر سه نفرتون
‫اعتماد کنم که تصمیمات درستی بگیرین.

63
00:03:48,291 --> 00:03:50,375
‫ایول. خوشحالم شدم دیدمتون.

64
00:03:50,500 --> 00:03:51,791
‫- لطفا بشین.
‫- دیگه باید...

65
00:03:55,166 --> 00:03:56,291
‫تا بیرون همراهیت کنم؟

66
00:03:57,250 --> 00:03:58,875
‫می رم کتم رو بردارم. خوشحال شدم، جک.

67
00:04:12,750 --> 00:04:14,125
‫بذار یه چیزی رو روشن کنم.

68
00:04:14,166 --> 00:04:15,166
‫باشه.

69
00:04:16,500 --> 00:04:18,041
‫اون ابرقهرمان نیست.

70
00:04:18,750 --> 00:04:20,250
‫آره بابا. خودم این رو می دونم.

71
00:04:21,375 --> 00:04:22,916
‫کارش درسته ها، ولی...

72
00:04:23,000 --> 00:04:25,875
‫کار ناتاشا رومانوف هم خیلی درست بود، نه؟

73
00:04:28,000 --> 00:04:30,416
‫این مسئله برای زنده نگه داشتن آدم کافی نیست.

74
00:04:34,125 --> 00:04:35,125
‫متوجه ام.

75
00:04:35,250 --> 00:04:36,250
‫- کلینت؟
‫- بله؟

76
00:04:36,375 --> 00:04:37,375
‫بچه داری؟

77
00:04:38,416 --> 00:04:40,125
‫آره، فرض می کنم که داری.

78
00:04:41,125 --> 00:04:43,375
‫این هفته به خانواده ام سخت گذشته.

79
00:04:44,750 --> 00:04:48,250
‫ولی می خوام بدونی
‫که نمی تونم کیت رو از دست بدم.

80
00:04:49,625 --> 00:04:53,000
‫من قبلا عزیزانم رو از دست داده ام.
‫می دونم که تو هم بخاطر کارت، این تجربه رو داشتی.

81
00:04:54,875 --> 00:04:57,291
‫متوجه ام. باشه.

82
00:05:00,250 --> 00:05:01,666
‫پس بیخیال این مورد می شی؟

83
00:05:02,500 --> 00:05:03,500
‫نمی تونم این کار رو بکنم.

84
00:05:04,500 --> 00:05:07,791
‫ولی می تونم مطمئن بشم
‫که خطری دخترت رو تهدید نمی کنه. خب؟

85
00:05:21,375 --> 00:05:30,625
‫(لورا - می شه یه لطفی کنی
‫و ته و توی «اسلون لیمیتد» رو برام دربیاری؟)

86
00:05:38,250 --> 00:05:40,625
‫منم، النور...

87
00:05:41,375 --> 00:05:44,125
‫می شه لطفا بهم زنگ بزنی؟
‫کارم واجبه.

88
00:05:46,875 --> 00:05:48,750
‫سلام. چیزی پیدا کردی؟

89
00:05:49,500 --> 00:05:53,125
‫با اون دوستت حرف زدم.
‫سرش خیلی شلوغه.

90
00:05:53,166 --> 00:05:56,500
‫داره روسی یاد می گیره
‫و کلی هم می دوئه.

91
00:05:57,250 --> 00:05:59,625
‫ورزشی پوشا. پس اسلون پوشش اوناست؟

92
00:05:59,750 --> 00:06:03,625
‫آره. گفت که رئیسش، جک دوکین،
‫یه روز هم بهش مرخصی نمی ده.

93
00:06:03,750 --> 00:06:07,000
‫مدیر عاملش جکه؟
‫واسه رئیسشون پولشویی می کنه؟

94
00:06:07,375 --> 00:06:09,500
‫بذار حدس بزنم،
‫یه روز دیگه باید اونجا بمونی.

95
00:06:10,166 --> 00:06:13,666
‫آره، ببین، این بچه ای
‫که دارم کمکش می کنم، بدجوری پاش گیره...

96
00:06:13,750 --> 00:06:15,500
‫واسه همین تا وقتی که مطمئن نشم
‫خطری تهدیدش نمی کنه، نمی تونم از اینجا برم.

97
00:06:16,125 --> 00:06:17,500
‫برام یه سوالی پیش اومده...

98
00:06:17,625 --> 00:06:19,541
‫چیز دیگه ای هم از عمارت گم شده بود؟

99
00:06:19,625 --> 00:06:20,666
‫منظورت اون ساعت رولکسه؟

100
00:06:21,541 --> 00:06:22,458
‫دقیقا.

101
00:06:23,000 --> 00:06:24,000
‫بابائه.

102
00:06:26,125 --> 00:06:28,625
‫فکر...فکر نکنم.

103
00:06:30,625 --> 00:06:33,291
‫چطور؟ مگه چندین سال پیش نابود نشده؟

104
00:06:33,375 --> 00:06:37,041
‫خب، من فکر می کردم که شده،
‫ولی راجع به اون لباس شیکت هم همین فکر رو می کردم.

105
00:06:39,250 --> 00:06:40,750
‫ارزش بررسی داره، نه؟

106
00:06:41,000 --> 00:06:43,625
‫اگه تونستی، موج فرستنده رو بررسی کن.

107
00:06:43,875 --> 00:06:46,750
‫باشه. انگار از صبح در تکاپو بودی. خسته ای؟

108
00:06:46,875 --> 00:06:49,875
‫آره، یکم کوفته ام،
‫ولی جاییم نشکسته.

109
00:06:49,916 --> 00:06:51,916
‫خیله خب. یکم استراحت کن.

110
00:06:52,000 --> 00:06:55,250
‫اگه نیاز شد، روی کوفتگی هات یخ بذار.
‫باشه؟ دوستت دارم.

111
00:06:55,375 --> 00:06:56,791
‫دلم برات تنگ شده.

112
00:06:58,500 --> 00:07:00,541
‫به زودی می بینمت. قول می دم.

113
00:07:00,625 --> 00:07:01,625
‫خداحافظ.

114
00:07:02,625 --> 00:07:06,500
‫بچه ها، انگار کار بابا یکم بیشتر طول می کشه.

115
00:07:10,625 --> 00:07:15,041
‫همه فکر و ذکرش کلینت بارتونه، از زمان...

116
00:07:15,375 --> 00:07:17,291
‫از زمان اون حمله، اینطوری بوده.

117
00:07:17,416 --> 00:07:20,000
‫اون مثلا الگوی زندگیشه ها، می پرستتش.
‫ولی دور و برش خیلی آروم و متین بود.

118
00:07:20,041 --> 00:07:22,500
‫من اگه هیوئی لوئیس رو ببینم، داغون می شم.

119
00:07:23,541 --> 00:07:25,416
‫کیت همیشه اعتماد به نفس داشته...

120
00:07:25,500 --> 00:07:27,500
‫هرگز نیازی نبود
‫که نگران کمبود اعتماد به نفسش باشم.

121
00:07:32,375 --> 00:07:35,875
‫عزیز دلم، قیافه ات شبیه وقتای ماقبل سردرد شده.
‫بذار یکم چای برات درست کنم.

122
00:07:37,500 --> 00:07:38,625
‫کیت، تو چیزی می خوای؟

123
00:07:39,166 --> 00:07:40,625
‫نه. ممنون.

124
00:07:45,291 --> 00:07:47,250
‫مامان، واقعا باید در مورد جک باهات حرف بزنم.

125
00:07:47,375 --> 00:07:50,375
‫می شه...می شه موضوع رو عوض کنیم؟

126
00:07:50,500 --> 00:07:52,375
‫باید یکم دست از سرش برداری. ولش کن دیگه.

127
00:07:52,416 --> 00:07:56,666
‫می خوام توی گرفتن چندتا تصمیم
‫واسه مهمونی کریسمس بیشاپ کمکم کنی.

128
00:07:56,750 --> 00:07:59,166
‫فکر نمی کنم توی فازش باشم.

129
00:07:59,250 --> 00:08:01,666
‫بیخیال کیت.
‫تو استاد اینجور چیزایی.

130
00:08:03,041 --> 00:08:04,500
‫افراد غیر مسیحی هم می تونن به این مهمونی بیان...

131
00:08:04,541 --> 00:08:07,625
‫اینطوری به کمک حال و هوای جشن،
‫پیوند بین کارکنا هم تقویت می شه.

132
00:08:08,250 --> 00:08:10,000
‫از همین الان معلومه که قراره خیلی خوش بگذره.

133
00:08:10,125 --> 00:08:12,125
‫کسی گفت مهمونی؟

134
00:08:13,250 --> 00:08:15,625
‫فقط حواستون باشه
‫که کلی حرکات موزونی در کار باشه.

135
00:08:15,666 --> 00:08:17,250
‫خب، مادر من که اهل حرکات موزون نیست.

136
00:08:18,291 --> 00:08:19,666
‫جدی می گی؟
‫

137
00:08:20,458 --> 00:08:22,458
‫فکر نکنم تا حالا اینطوری دیده باشمت.

138
00:08:24,541 --> 00:08:26,041
‫عجب!

139
00:08:26,583 --> 00:08:30,583
‫تو یه روز هم یه ابرقهرمان به خونه امون اومد
‫و هم نامزدم با آوازخوانی دلم رو برد.

140
00:08:30,666 --> 00:08:34,041
‫آره دیگه، به قول معروف...زندگی کوتاهه.

141
00:08:34,958 --> 00:08:36,833
‫آدم اصلا نمی دونه که چی براش پیش میاد.

142
00:08:40,791 --> 00:08:45,166
‫چیه؟ مگه چی گفتم؟
‫حرف بدی زدم یا...

143
00:08:45,208 --> 00:08:49,791
‫همیشه این سخنان قصار رو...اشتباه می گی.

144
00:08:50,708 --> 00:08:55,333
‫چی؟ نه. امکان نداره، داره؟
‫عزیز دلم. تو رو خدا.

145
00:08:56,708 --> 00:09:01,208
‫چند روز پیش گفته بودی: «فقدان، دل رو پیر می کنه.»

146
00:09:01,791 --> 00:09:04,208
‫چون می کنه دیگه.

147
00:09:10,291 --> 00:09:13,291
‫گمونم این که خانواده ام بهم بخندن...

148
00:09:13,416 --> 00:09:16,291
‫بهتر از اینه که تعطیلات رو تنهایی بگذرونم، نه؟

149
00:09:16,541 --> 00:09:20,958
‫چی از بودن با خانواده بهتره؟
‫خیلی خوشحالم که جفتتون اینجایین.

150
00:09:29,041 --> 00:09:30,958
‫باید یه بازی رومیزی بازی کنیم.

151
00:09:31,041 --> 00:09:32,541
‫چه فکر بانمکی.

152
00:09:32,583 --> 00:09:35,041
‫ریسک، یاهتزی، استراتیگو.

153
00:10:09,833 --> 00:10:12,791
‫منم. پیتزا و خوشحالی مخصوص تعطیلات آوردم. باز کن.

154
00:10:16,541 --> 00:10:18,916
‫برو، سگ پیتزا...خیله خب.

155
00:10:20,541 --> 00:10:22,041
‫- سلام!
‫- سلام.

156
00:10:22,791 --> 00:10:24,958
‫- می شه یکم کمکم کنی؟
‫- نخور بابا.

157
00:10:25,791 --> 00:10:29,041
‫خیله خب، این همون لباس کلاسیک هاک آیه
‫که منتظرش بودیم.

158
00:10:29,166 --> 00:10:30,208
‫اینا دیگه چی ان؟

159
00:10:30,291 --> 00:10:33,958
‫می خوام از خراب شدن تعطیلاتت جلوگیری کنم.

160
00:10:34,333 --> 00:10:35,458
‫جدا؟

161
00:10:35,541 --> 00:10:37,416
‫کاری می کنم
‫که شب کریسمس خونه باشی.

162
00:10:37,583 --> 00:10:39,458
‫پیش خودم گفتم
‫تا اون موقع خودمون می تونیم جشن بگیریم.

163
00:10:40,041 --> 00:10:44,791
‫امشب، شب ماراتن فیلمه، درسته؟
‫اینجا رو باش. فیلم آوردم.

164
00:10:46,541 --> 00:10:48,208
‫خیلی لطف کردی.

165
00:10:48,916 --> 00:10:49,916
‫متشکرم.

166
00:10:51,208 --> 00:10:55,208
‫می شه یه لحظه این مسئله رو بذاریم کنار
‫و در مورد پسر شمشیرزن حرف بزنیم؟

167
00:10:55,791 --> 00:10:58,166
‫- بچه، غریزه ات خوب کار می کنه.
‫- منظورت چیه؟

168
00:10:58,583 --> 00:11:00,916
‫خب، یکم تحقیق کردم و کاشف به عمل اومد...

169
00:11:01,291 --> 00:11:04,291
‫که اسلون یه شرکت کاغذیه
‫که واسه ورزشی پوشا پولشویی می کنه.

170
00:11:04,416 --> 00:11:07,166
‫جک دوکین هم مدیر عاملشه.

171
00:11:07,541 --> 00:11:08,583
‫مطمئنی؟

172
00:11:12,041 --> 00:11:15,916
‫باشه، پس باید یه نقشه ای برای به زمین زدن...

173
00:11:15,958 --> 00:11:17,708
‫باند خلافکاری سازمان یافته نامزد مامانم بکشیم...

174
00:11:17,791 --> 00:11:21,416
‫و در عین حال جشن سال نوی دلگرم کننده ای هم برگزار کنیم.

175
00:11:26,041 --> 00:11:27,583
‫باز هم از اون یخ در بهشتا داری؟

176
00:11:27,666 --> 00:11:29,041
‫- توی آشپزخونه است.
‫- باشه.

177
00:11:34,041 --> 00:11:37,833
‫خیله خب، پلیسا. باید کاری کنیم
‫که پلیسا دست از سرم بردارن.

178
00:11:37,916 --> 00:11:40,291
‫باید یه کاری کنیم که ورزشی پوشا
‫هم دست از سرمون بردارن.

179
00:11:40,333 --> 00:11:45,416
‫و باید بفهمیم که جک چرا
‫و چطوری به کل این قضایا ربط پیدا می کنه.

180
00:11:45,541 --> 00:11:47,041
‫آره، درسته.

181
00:11:47,166 --> 00:11:49,541
‫الان اون قسمتیه
‫که جمله ام رو با نقشه ات کامل می کنی.

182
00:11:49,666 --> 00:11:52,708
‫من حقیقتش زیاد اهل نقشه کشیدن نیستم.
‫مطمئنی اون ماژیک پاک می شه؟

183
00:11:56,666 --> 00:11:57,666
‫پسر خوب.

184
00:12:02,916 --> 00:12:04,416
‫از کجا می تونیم باز هم تیرای مخصوص گیر بیاریم؟

185
00:12:04,458 --> 00:12:06,333
‫خب، تیر مخصوص دیگه ای در کار نیست.

186
00:12:06,416 --> 00:12:07,541
‫یعنی کلا؟

187
00:12:07,583 --> 00:12:10,458
‫اساسا. چندتا سرتیر مخصوص دیگه دارم.

188
00:12:10,791 --> 00:12:12,333
‫ولی نمی شه روی هر تیری گذاشتشون.

189
00:12:12,416 --> 00:12:13,916
‫یعنی در واقع اینا رو بعد از استفاده
‫باید دوباره برداریم.

190
00:12:14,833 --> 00:12:15,958
‫چیکار می کنی؟

191
00:12:16,041 --> 00:12:19,041
‫دیدی؟ درخت اون نوشته هایی که پاک نمی شن رو می پوشونه.

192
00:12:19,583 --> 00:12:21,166
‫به به، همه مشکلاتمون حل شد.

193
00:12:22,041 --> 00:12:24,291
‫- تا حالا چیزی از تیرای بومرنگی شنیدی؟
‫- چی؟

194
00:12:24,791 --> 00:12:27,791
‫آخه چرا باید دلم بخواد
‫از تیرای بومرنگی استفاده کنم؟

195
00:12:27,916 --> 00:12:30,666
‫- چون بر می گردن.
‫- دقیقا.

196
00:12:30,708 --> 00:12:34,791
‫آره، خب اگه همه تیرای مخصوص
‫بومرنگی بودن، اصلا تیر کم نمیاوردیم.

197
00:12:35,416 --> 00:12:36,916
‫به سمت خودمون میان خب.

198
00:12:36,958 --> 00:12:39,583
‫باید...باید جاخالی بدی دیگه.

199
00:12:41,166 --> 00:12:42,791
‫نه، غیر ممکنه.

200
00:12:42,833 --> 00:12:44,958
‫اولین تیری که می زنی
‫باید چوبی باشه.

201
00:12:45,041 --> 00:12:47,833
‫واسه همین وقتی دومی رو می زنی،
‫از وسط نصف می شه.

202
00:12:47,916 --> 00:12:51,333
‫- به نظرم چرند می گی. خودم امتحان کردم.
‫- خب، من یه چند باری این کار رو کرده ام.

203
00:12:53,333 --> 00:12:54,666
‫ترفند باحال دیگه ای هم بلدی؟

204
00:12:55,916 --> 00:12:59,916
‫خب، با این می تونم کسی که شیش متر
‫اونورتر وایساده رو بیهوش کنم.

205
00:13:00,083 --> 00:13:01,083
‫نه، نمی تونی.

206
00:13:01,166 --> 00:13:03,833
‫سکه یه کوارتری یا یه نیکلی رو ترجیح می دم.
‫ده سنتی زیادی سبکه.

207
00:13:04,583 --> 00:13:05,666
‫ثابتش کن.

208
00:13:06,666 --> 00:13:07,666
‫یعنی بیهوشت کنم؟

209
00:13:07,791 --> 00:13:10,416
‫نه، می خوام یه چیزی رو بزنی.

210
00:13:10,916 --> 00:13:12,708
‫باشه، می تونی تا ابد با دونستن این که من
‫حرفت رو باور نکردم، زندگی کنی.

211
00:13:12,791 --> 00:13:15,833
‫به همه غریبه هایی که می بینم
‫می گم که هاک آی آدم خالی بندیه.

212
00:13:17,708 --> 00:13:18,791
‫وای!

213
00:13:21,916 --> 00:13:23,666
‫باید نشونم بدی که چطوری این کار رو کردی.

214
00:13:30,541 --> 00:13:31,666
‫خیله خب، آماده ای؟

215
00:13:31,791 --> 00:13:32,791
‫آره.

216
00:13:33,041 --> 00:13:35,541
‫خوب بشکن می زنی.
‫فقط حواست رو جمع کن که به سمت راست منحرف بشه.

217
00:13:35,666 --> 00:13:37,458
‫فقط یکم.
‫خیله خب، حله دیگه؟

218
00:13:39,541 --> 00:13:40,541
‫ای خدا.

219
00:13:42,208 --> 00:13:43,416
‫چیکار می کنی؟

220
00:13:43,708 --> 00:13:44,708
‫انگشت اشاره.

221
00:13:45,833 --> 00:13:47,083
‫- محکم بگیرش.
‫- آره.

222
00:13:48,333 --> 00:13:49,416
‫این بهتر بود.

223
00:13:49,541 --> 00:13:50,916
‫این دفعه دیگه می تونی.

224
00:13:51,041 --> 00:13:52,083
‫خیله خب.

225
00:13:56,666 --> 00:13:57,791
‫- یا خدا!
‫- چی؟

226
00:13:58,166 --> 00:14:00,333
‫- یا خدا، تونستم.
‫- ایول.

227
00:14:01,958 --> 00:14:03,208
‫خیلی خفن بود.

228
00:14:04,291 --> 00:14:05,541
‫بد نبود، بچه.

229
00:14:05,583 --> 00:14:10,041
‫بد نبود. خیله خب.
‫بهترین تیری که تا حالا زدی، کدوم بوده؟

230
00:14:11,291 --> 00:14:14,291
‫- اونی که نزدم.
‫- منظورت چیه؟

231
00:14:15,458 --> 00:14:19,791
‫یعنی...بیخیال،
‫نباید این رو می گفتم.

232
00:14:19,916 --> 00:14:22,333
‫- اذیت نکن دیگه، الان که نمی شه نگی.
‫- بیخیال، چیزی نیست.

233
00:14:22,416 --> 00:14:24,458
‫چی؟ بیخیال،
‫به چشم کادوی کریسمسم بهش نگاه کن.

234
00:14:24,791 --> 00:14:26,291
‫- نه، الان وقتش نیست.
‫- چرا.

235
00:14:26,333 --> 00:14:30,708
‫- ببین، داستان خوبی می شه، مطمئنم...
‫- داستان خوبی نیست، خب؟

236
00:14:34,333 --> 00:14:35,458
‫داستان...

237
00:14:38,458 --> 00:14:40,416
‫آشناییم با یه نفره.

238
00:14:43,583 --> 00:14:45,166
‫من رو فرستاده بودن که اون رو بکشم.

239
00:14:47,958 --> 00:14:50,583
‫وقتی که پیداش کردم، وقتی که باید...

240
00:14:54,666 --> 00:14:55,666
‫نتونستم این کار رو بکنم.

241
00:14:59,916 --> 00:15:02,916
‫حس می کردم
‫که می خواد از بازی خارج شه.

242
00:15:05,666 --> 00:15:07,041
‫مشخص شد که حق با من بود.

243
00:15:08,791 --> 00:15:09,958
‫منظورت ناتاشاست.

244
00:15:11,041 --> 00:15:12,041
‫آره.

245
00:15:17,541 --> 00:15:18,708
‫اون بهترین بود.

246
00:15:26,791 --> 00:15:27,791
‫ببخشید.

247
00:15:28,541 --> 00:15:32,083
‫مسئله ای نیست.
‫توی حرفه من...

248
00:15:34,333 --> 00:15:38,333
‫باید فقدان هات رو مدیریت کنی، درسته؟ واسه همین...

249
00:15:46,041 --> 00:15:48,541
‫بچه ها، جینی، جینی، تامی!

250
00:15:51,333 --> 00:15:53,833
‫نگاهشون کن.
‫وای، خیلی دوستتون دارم.

251
00:15:54,833 --> 00:15:57,208
‫- مادرتون کو؟
‫- رفت دنبالت بگرده.

252
00:15:57,291 --> 00:15:58,916
‫خانواده ات رو در جریان بشکن از دست دادی؟

253
00:16:00,833 --> 00:16:03,666
‫آره. مثل نصف مردم دنیا.

254
00:16:06,291 --> 00:16:07,916
‫حتما خیلی آسیب دیده بودی.

255
00:16:10,291 --> 00:16:11,833
‫آره، نمی شه توصیفش کرد.

256
00:16:18,041 --> 00:16:19,541
‫همونجا با رونین آشنا شدی؟

257
00:16:31,916 --> 00:16:33,041
‫خودتی، نه؟

258
00:16:36,583 --> 00:16:38,666
‫هر کسی به شیوه خودش
‫با بشکن کنار اومد.

259
00:16:41,541 --> 00:16:43,708
‫من کاری رو ادامه دادم
‫که براش آموزش دیده بودم.

260
00:16:45,041 --> 00:16:46,208
‫محافظت از دیگران.

261
00:16:46,416 --> 00:16:49,291
‫آسیب زدن به دیگران.
‫اول تحقیق و بررسی می کنم...

262
00:16:49,333 --> 00:16:52,708
‫ولی در نهایت،
‫کارم از اول هم آسیب زدن به دیگران بوده.

263
00:16:52,791 --> 00:16:53,958
‫تو یه قهرمان بودی.

264
00:16:54,041 --> 00:16:55,291
‫یه سلاح بودم.

265
00:16:56,958 --> 00:17:01,041
‫آدمای درستی من
‫رو به سمت سیبل های درستی هدف گرفته بودن...

266
00:17:01,166 --> 00:17:03,791
‫ببین، اشتباهاتی کردی،
‫ولی اونا گذشته ان.

267
00:17:03,833 --> 00:17:04,958
‫نه، این اشتباهات بهم پیوند خورده ان.

268
00:17:07,958 --> 00:17:09,166
‫به خانواده ام پیوند خورده ان.

269
00:17:12,541 --> 00:17:17,458
‫برای همین هم اینجام.
‫تا وقتی درستش نکنم هم نمی تونم برگردم خونه.

270
00:17:27,791 --> 00:17:30,041
‫بابت کاری که امشب کردی
‫ازت خیلی ممنونم.

271
00:17:31,833 --> 00:17:32,833
‫برام خیلی ارزشمنده.

272
00:17:36,083 --> 00:17:40,958
‫باید یکم استراحت کنی.
‫روز بزرگی در پیش داری.

273
00:17:44,791 --> 00:17:48,791
‫- چشم رئیس. شب بخیر.
‫- شب خوش.

274
00:17:49,166 --> 00:17:50,666
‫بیا بریم!

275
00:17:56,437 --> 00:18:06,437
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

276
00:18:12,208 --> 00:18:13,291
‫الان چطوره؟

277
00:18:13,416 --> 00:18:15,916
‫کشتن این همه آدم
‫باعث نمی شه خانواده ات برگرده.

278
00:18:23,833 --> 00:18:25,166
‫اشکالی نداره.

279
00:18:25,208 --> 00:18:26,208
‫خواهش می کنم.

280
00:18:27,791 --> 00:18:28,791
‫نه!

281
00:18:33,916 --> 00:18:35,708
‫سه روز تا کریسمس مونده...

282
00:18:35,833 --> 00:18:38,416
‫و برای آهنگای مخصوص تعطیلات
‫هم می تونین ایستگاه ما رو گوش کنین.

283
00:18:38,458 --> 00:18:42,208
‫شما شنونده موج 1076 لایت اِف اِم رادیو نیویورک هستین.

284
00:18:46,333 --> 00:18:47,916
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

285
00:18:49,208 --> 00:18:51,458
‫- یکم قهوه هست.
‫- خدا رو شکر.

286
00:18:51,791 --> 00:18:54,291
‫خیله خب، امروز صبح می خوام
‫یه سر برم پیش دوستمون، کازی و باهاش صحبت کنم.

287
00:18:54,416 --> 00:18:57,333
‫می خوام تو هم بری پیش اون رفقامون که نقش آفرینی...

288
00:18:57,416 --> 00:18:58,666
‫در دنیای واقعی بازی می کنن
‫و به کمکشون تیرای مخصوص رو پیدا کنی.

289
00:18:59,916 --> 00:19:02,708
‫- وایسا ببینم، چی؟
‫- تیر ردیابم متوقف شده...

290
00:19:02,791 --> 00:19:05,208
‫کنار یکی از ساختمونای پلیسه که دور و بر پله.

291
00:19:05,291 --> 00:19:08,166
‫اونایی که نقش آفرینی در دنیای واقعی بازی می کنن
‫هم معمولا نیروهای امدادی ان. یکیشون پلیسه.

292
00:19:08,291 --> 00:19:10,791
‫ببین می تونی وارد اون ساختمون پلیس بشی یا نه.

293
00:19:10,916 --> 00:19:11,916
‫رفقایی که نقش آفرینی در دنیای واقعی بازی می کنن.

294
00:19:12,041 --> 00:19:14,916
‫آره، خیلی...خیلی باحالن. عاشقشون می شی.

295
00:19:15,041 --> 00:19:18,708
‫من حقیقتش دوست دارم
‫به اونا به چشم تیرامون نگاه کنم.

296
00:19:19,416 --> 00:19:21,166
‫باشه. برو تیرامون رو گیر بیار.

297
00:19:26,291 --> 00:19:27,291
‫ضربه بزنین!

298
00:19:27,416 --> 00:19:29,291
‫صاعقه!
‫یک، دو، سه، چهار، پنج.

299
00:19:29,333 --> 00:19:34,416
‫عقب نشینی!
‫آرایشتون رو حفظ کنین. ضربه بزنین!

300
00:19:36,083 --> 00:19:37,416
‫دیوار یخی!

301
00:19:40,291 --> 00:19:41,666
‫ابرقدرت تباهی!

302
00:19:43,083 --> 00:19:46,541
‫سلام...نمی خوام مزاحم کارتون بشم...

303
00:19:48,291 --> 00:19:50,041
‫- وای. شماها...
‫- عقب نشینی!

304
00:19:50,666 --> 00:19:51,708
‫بازی رو حسابی جدی می گیرین ها.

305
00:19:51,791 --> 00:19:52,791
‫تو دیگه کی هستی؟

306
00:19:53,583 --> 00:19:56,416
‫هاک آی من رو بابت یه کاری فرستاده.
‫رسما از طرف انتقام جویان اومده ام.

307
00:19:56,541 --> 00:19:58,666
‫کیت هستم، هم تیمی و بهترین دوستش.

308
00:19:59,208 --> 00:20:01,541
‫گفت شماها می تونین کمکمون کنین.
‫یکیتون پلیسه؟

309
00:20:01,666 --> 00:20:05,541
‫آره، من پلیسم، سرکار وندی کانرد.
‫بیشتر به اسم الزبث دیپدیلی شناخته می شم.

310
00:20:06,666 --> 00:20:10,083
‫سلام سرکار. اساسا فقط کافیه...

311
00:20:10,166 --> 00:20:12,166
‫خیلی عادی یه سری مدارک رو دستکاری کنیم.

312
00:20:12,416 --> 00:20:15,916
‫تیرای مخصوص هاک آی توی اون ساختمون پلیس نیویورکن
‫که نزدیک پل منهتنه.

313
00:20:17,916 --> 00:20:19,666
‫احتمالا بتونم کمکت کنم...

314
00:20:19,791 --> 00:20:21,791
‫البته به شرطی که کاری کنی
‫ارزش وقتم رو داشته باشه.

315
00:20:22,416 --> 00:20:24,291
‫ارزش وقتمون.

316
00:20:26,166 --> 00:20:30,791
‫باشه. باشه، حتما.
‫هر چیزی که بخواین. باشه.

317
00:20:31,666 --> 00:20:33,416
‫همه پایه ان؟ باشه. عالی می شه.

318
00:20:33,458 --> 00:20:37,166
‫شماها خیلی باحالین، لباسا و...واقعا خیلی باحاله.

319
00:20:56,541 --> 00:20:59,291
‫سورپرایز. آروم، آروم،
‫فقط می خوام باهات صحبت کنم.

320
00:21:01,416 --> 00:21:03,041
‫باید از شهر برم.

321
00:21:03,083 --> 00:21:06,166
‫ولی قبل از این که برم،
‫باید قضیه رونین رو حل و فصل کنم.

322
00:21:06,291 --> 00:21:08,208
‫ببین، می دونم مایا به حرفت گوش می ده...

323
00:21:08,416 --> 00:21:11,916
‫و به نظر میاد که آدم نسبتا عاقلی باشی.

324
00:21:12,041 --> 00:21:15,541
‫اگه داری سعی می کنی
‫با تعریف نرمم کنی، داری بدجوری اشتباه می زنی.

325
00:21:15,583 --> 00:21:17,541
‫بد برداشت نکن،
‫به نظرم نوچه ای بیش نیستی.

326
00:21:18,666 --> 00:21:19,916
‫ببین، تو حدود چهار سال...

327
00:21:20,041 --> 00:21:22,791
‫یکی از زیردستای ارشد ویلیام لوپز بودی، درسته؟

328
00:21:23,791 --> 00:21:25,833
‫چند سالی هم هست
‫که زیر دست مایایی.

329
00:21:27,458 --> 00:21:29,333
‫بهتر از هر کس دیگه ای
‫از کارای این گروه سر درمیاری.

330
00:21:30,708 --> 00:21:32,916
‫می دونی که خواسته رئیس مایا چیه.

331
00:21:33,708 --> 00:21:35,958
‫این رو هم می دونی
‫که تا الان برای رسیدن به خواسته اش، چیکار کرده.

332
00:21:38,083 --> 00:21:39,208
‫خب، تو چی می دونی؟

333
00:21:39,291 --> 00:21:41,708
‫می دونم که قطعا از جلب توجه خوشش نمیاد.

334
00:21:42,916 --> 00:21:49,166
‫می دونم چیزی که فکر و ذکر مایا رو مشغول کرده،
‫یعنی پیدا کردن و کشتن رونین، خطرناکه.

335
00:21:50,166 --> 00:21:52,083
‫باعث می شه نتونه منطقی عمل کنه، قبول داری؟

336
00:21:52,541 --> 00:21:57,333
‫پس نگران گروه و جایگاه من در اونی؟

337
00:21:59,166 --> 00:22:00,166
‫چی می خوای؟

338
00:22:01,333 --> 00:22:02,791
‫نمی خوام کس دیگه ای بمیره.

339
00:22:05,541 --> 00:22:08,208
‫ولی نیاز مایا به انتقام
‫اون رو به کشتن می ده.

340
00:22:09,666 --> 00:22:10,666
‫مطمئن باش.

341
00:22:14,291 --> 00:22:18,208
‫دنبال این می گردی؟
‫شاید هم دنبال موکت بری هستی که زیر صندلیته.

342
00:22:18,416 --> 00:22:19,541
‫ببین، حرفات تموم شدن؟

343
00:22:21,041 --> 00:22:22,291
‫مایا داره دنبال یه شبح می گرده.

344
00:22:24,541 --> 00:22:27,916
‫فکر می کنم این رو بدونی.
‫ولی من نمی تونم راضیش کنم که این رو قبول کنه.

345
00:22:29,041 --> 00:22:31,291
‫و حدس می زنم
‫فقط تو از پس این کار بربیای.

346
00:22:32,833 --> 00:22:36,666
‫این آخرین هشداره.
‫یه جوری راضیش کن.

347
00:22:38,666 --> 00:22:40,291
‫می شه تفنگم رو پس بدی؟

348
00:22:40,666 --> 00:22:42,083
‫خودت چطور فکر می کنی؟

349
00:22:46,916 --> 00:22:48,291
‫عجب گیری کردیما.

350
00:22:58,708 --> 00:23:00,416
‫- به به، اصل کاری اومد.
‫- سلام.

351
00:23:00,458 --> 00:23:02,416
‫اسنیکردودل می خوری؟ هنوز گرمن.

352
00:23:02,541 --> 00:23:04,333
‫- باشه.
‫- بفرما داخل.

353
00:23:04,416 --> 00:23:07,166
‫- سلام کلینت. روزت چطور بود؟
‫- سلام.

354
00:23:07,291 --> 00:23:11,208
‫روزم...خوب بود.
‫خودت چطوری؟

355
00:23:11,291 --> 00:23:13,916
‫عالی بود. به نظرم از مال تو بهتر بوده.

356
00:23:15,458 --> 00:23:18,333
‫خب...وسایلم رو گیر آوردی؟

357
00:23:18,416 --> 00:23:20,041
‫آره، آره. تو راهن.

358
00:23:20,083 --> 00:23:22,416
‫الاناست که برسن. خیالت راحت.

359
00:23:22,958 --> 00:23:24,208
‫- چی؟
‫- این رو ببین.

360
00:23:26,291 --> 00:23:28,541
‫حقیقتا وایکینگ خوشگلی می شم.

361
00:23:28,666 --> 00:23:32,166
‫- من...این رو خودم درست کردم ها.
‫- برو بابا!

362
00:23:32,208 --> 00:23:35,041
‫- دستی.
‫- شاید بشه بهت پول بدم که لباس بعدیم رو تو واسه ام درست کنی؟

363
00:23:35,083 --> 00:23:37,166
‫آره. با کمال میل.

364
00:23:37,208 --> 00:23:40,583
‫یه لحظه وایسا ببینم.
‫اگه معامله امون اینطوری باشه چی؟

365
00:23:40,666 --> 00:23:44,083
‫- چه معامله ای؟
‫- ما تیرا و اطلاعات مورد نیازتون رو بهتون می دیم...

366
00:23:44,166 --> 00:23:46,666
‫شما هم الیاف و بقیه چیزای لازم برای یه لباس جدید رو برامون جور کنین.

367
00:23:46,791 --> 00:23:52,416
‫خیله خب، نظرتون چیه انقدری پارچه بهتون بدیم
‫که علاوه بر لباسای مخصوص خودتون، دوتا دیگه هم درست کنین؟

368
00:23:54,041 --> 00:23:56,458
‫یه شخص خاصی رو می شناسم
‫که برای لباسش به کمک نیاز داره.

369
00:23:57,958 --> 00:23:59,166
‫- من که پایه ام.
‫- عالیه!

370
00:23:59,333 --> 00:24:02,208
‫اوروال، شنیدی؟
‫قراره لباسای جدیدی گیرمون بیان.

371
00:24:02,250 --> 00:24:02,666
‫لباس؟

372
00:24:02,708 --> 00:24:06,916
‫کیت، فقط ازت خواسته بودم
‫که تیرام رو گیر بیاری، نه این که نمایش طراحی کنی.

373
00:24:07,041 --> 00:24:08,541
‫این یه...انجمنه.

374
00:24:10,416 --> 00:24:15,741
‫(لورا: ساعت رولکس توی عمارت انتقام جویان نابود نشده.
‫فرستنده داره از این آدرس موج مخابره می کنه: پلاک 3715، خیابون گادفری)

375
00:24:15,791 --> 00:24:17,916
‫خیله خب. باید برم.

376
00:24:18,916 --> 00:24:20,916
‫باید بریم.
‫با هم به این قضیه رسیدگی می کنیم، درسته؟

377
00:24:20,958 --> 00:24:22,791
‫- ببخشید، عذر می خوام.
‫- باید لباست رو عوض کنی.

378
00:24:22,833 --> 00:24:23,916
‫- هاک آی.
‫- سلام.

379
00:24:24,166 --> 00:24:25,916
‫ماموریت بازیابی تیرا انجام شد.

380
00:24:26,208 --> 00:24:28,333
‫بله. خیلی ممنون. متشکرم.

381
00:24:28,416 --> 00:24:29,541
‫این ساک منه.

382
00:24:31,791 --> 00:24:33,583
‫- باشه.
‫- خودت ساک نیاوردی؟

383
00:24:34,541 --> 00:24:35,666
‫نه، آخه...

384
00:24:35,791 --> 00:24:39,541
‫بهترین دوستم این ساک رو بهم داده.
‫گلدوزی داره. نوشته «آخرِ جذابیت.»

385
00:24:39,666 --> 00:24:42,208
‫می بینم که...برات خیلی مهمه.

386
00:24:42,291 --> 00:24:44,708
‫برات پسش میاره.
‫مطمئن می شم که پس بیاره.

387
00:24:45,458 --> 00:24:46,666
‫- باشه؟
‫- قول می دم.

388
00:24:46,791 --> 00:24:47,791
‫- بریم دیگه.
‫- باشه. خیله خب.

389
00:24:47,916 --> 00:24:49,166
‫- متشکرم. می بینمتون.
‫- خیله خب.

390
00:24:49,208 --> 00:24:50,791
‫- خیلی ممنون.
‫- چه ساک قشنگی.

391
00:24:50,916 --> 00:24:51,916
‫ممنون.

392
00:25:01,166 --> 00:25:02,916
‫می خوای بهم بگی
‫که چرا به اینجا اومدیم؟

393
00:25:03,416 --> 00:25:06,416
‫یه چیزی اون تو هست
‫که داره امواج مخابره می کنه و برام خیلی مهمه.

394
00:25:06,458 --> 00:25:09,333
‫از یه مزایده بازار سیاه دزدیده شده.
‫باید پسش بگیرم.

395
00:25:09,958 --> 00:25:12,416
‫نور و حرکتی نمی بینم.

396
00:25:14,541 --> 00:25:15,666
‫وقتشه که بریم.

397
00:25:16,333 --> 00:25:18,791
‫اگه روی سقف بلندتری بودیم،
‫خیلی راحت تر می شد.

398
00:25:18,916 --> 00:25:19,916
‫این چیزیه که تو فکر می کنی.

399
00:25:20,958 --> 00:25:23,208
‫آره، دقیقا.
‫برای همین هم گفتم.

400
00:25:23,291 --> 00:25:26,916
‫کیت، بهتره همیشه
‫خروج سریع رو در اولویت بالاتری نسبت به...

401
00:25:27,041 --> 00:25:29,708
‫ورود سریع قرار بدی،
‫تا وقتی اوضاع به هم می ریزه، که معمولا هم به هم می ریزه...

402
00:25:30,458 --> 00:25:31,666
‫استراتژی خروج داشته باشی.

403
00:25:31,708 --> 00:25:33,541
‫برای همین هم اینجا رو انتخاب کردم.

404
00:25:33,583 --> 00:25:35,791
‫از اینجا همه خروجی های مد نظرم
‫رو می شه دید.

405
00:25:36,458 --> 00:25:37,708
‫ورود باید آسون باشه.

406
00:25:37,791 --> 00:25:40,833
‫فکر کنم حدود سه و نیم دقیقه طول بکشه
‫که برم داخل.

407
00:25:40,916 --> 00:25:44,583
‫کیت، واسه همین اگه چیزی دیدی،
‫بهم علامت بده، باشه؟

408
00:25:47,166 --> 00:25:48,166
‫کیت؟

409
00:25:50,666 --> 00:25:52,416
‫چیکار می کنی؟

410
00:25:54,916 --> 00:25:56,541
‫کیت؟ کیت؟

411
00:25:56,583 --> 00:25:59,291
‫- ایناهاشی.
‫- بهت گفته بودم که قراره اینجا وایسی و نگهبانی بدی.

412
00:25:59,333 --> 00:26:02,583
‫آره، ولی روی کدوممون می شه بیشتر حساب کرد
‫که حواسش اون بالا پرت نشه؟

413
00:26:02,666 --> 00:26:04,541
‫منصفانه نیست که ناتوانیت...

414
00:26:04,583 --> 00:26:07,666
‫در بزرگسالانه رفتار کردن،
‫باعث بشه هر کار دلت می خواد بکنی.

415
00:26:07,916 --> 00:26:11,083
‫نه، نیست.
‫ولی همینه که هست.

416
00:26:12,208 --> 00:26:15,166
‫می خوام با تیر قلاب افکنت
‫بری روی سقف.

417
00:26:15,208 --> 00:26:17,416
‫بعدش از سقف بیای پایین، به سمت پنجره بری.

418
00:26:17,458 --> 00:26:20,166
‫اگه قفل بود، بی سر و صدا بازش کن.

419
00:26:20,291 --> 00:26:23,666
‫آره، عاشق نقشه اتم.
‫نقشه عالی ایه، فقط می خوام یکم تغییرش بدم.

420
00:26:23,708 --> 00:26:26,291
‫شبتون بخیر، جناب.
‫می خواین کمکتون کنم که اونا رو ببرین؟

421
00:26:26,416 --> 00:26:27,708
‫- ممنونم.
‫- خواهش می کنم.

422
00:26:27,791 --> 00:26:29,666
‫چیکار...نه، نه، نه.

423
00:26:29,791 --> 00:26:31,916
‫نه، نه، نه.
‫نه...با کسی ارتباط برقرار نکن.

424
00:26:32,041 --> 00:26:34,333
‫- می بینم که کرفس و یکم کاشی خریدین.
‫- کیت.

425
00:26:34,416 --> 00:26:35,666
‫یکم چوب شور هم خریدین؟

426
00:26:36,708 --> 00:26:37,791
‫کجایی؟

427
00:26:37,833 --> 00:26:39,708
‫آروم باش بابا. سوار آسانسورم.

428
00:26:40,208 --> 00:26:41,458
‫ببخشید، چی فرمودین؟

429
00:26:43,208 --> 00:26:46,083
‫اوه...ببخشید،
‫با شما نبودم.

430
00:26:49,666 --> 00:26:50,958
‫می شه یه رازی رو بهتون بگم؟

431
00:26:51,416 --> 00:26:52,541
‫لطفا این کار رو نکن.

432
00:26:52,666 --> 00:26:54,666
‫داشتم با یکی از انتقام جویان حرف می زدم.

433
00:26:55,666 --> 00:26:56,666
‫الان از طریق بی سیم باهاش در ارتباطم.

434
00:26:56,791 --> 00:26:58,291
‫شاید بهتر باشه دیگه چیزی نگی.

435
00:26:58,583 --> 00:27:00,083
‫آره، من هم تیمیشم.

436
00:27:00,166 --> 00:27:01,666
‫این رو خودم می برم.

437
00:27:01,791 --> 00:27:03,916
‫می تونم تا جلوی درتون بیارما، مسئله ای نیست.

438
00:27:04,041 --> 00:27:06,458
‫نه، مسئله ای نیست.
‫خودم می برم.

439
00:27:06,541 --> 00:27:08,916
‫باشه، مطمئنین؟
‫واقعا اشکالی نداره ها.

440
00:27:10,166 --> 00:27:11,541
‫باشه، مراقب خودتون باشین.

441
00:27:12,916 --> 00:27:15,791
‫با مشکل غول آسا بودن تیر و کمون چطوری کنار میای؟

442
00:27:15,833 --> 00:27:17,166
‫مال من جمع می شه.

443
00:27:17,291 --> 00:27:19,041
‫اوه، منطقیه.

444
00:27:21,166 --> 00:27:24,041
‫خیله خب. رسیدم جلوی در.

445
00:27:25,041 --> 00:27:26,041
‫می تونی بری.

446
00:27:50,916 --> 00:27:54,291
‫خیله خب. اتاق نشیمن که خالیه.

447
00:27:56,041 --> 00:27:57,166
‫اوه اوه.

448
00:28:01,541 --> 00:28:02,541
‫اون دیگه چی بود؟

449
00:28:03,541 --> 00:28:06,166
‫نمی دونم. یه سری چراغ چشمک زن به دیوار زده ان.

450
00:28:06,291 --> 00:28:08,833
‫- منظورت از چراغ چشمک زن چیه؟
‫- نمی دونم.

451
00:28:10,166 --> 00:28:11,416
‫خب، چی می بینی؟

452
00:28:12,083 --> 00:28:14,041
‫دنبال چی بگردم؟

453
00:28:14,708 --> 00:28:17,416
‫یه ساعت مچی،
‫رولکس مدل قدیمی.

454
00:28:18,416 --> 00:28:20,166
‫مال یکی از همکارای سابقمه.

455
00:28:20,666 --> 00:28:22,208
‫کلینت، فقط همین یا مسئله دیگه ای هم هست؟

456
00:28:22,291 --> 00:28:24,166
‫خیلی وقته که این کاره نیست...

457
00:28:24,291 --> 00:28:26,158
‫ولی هویتش هنوز هم به اون ساعت الحاقه شده است.

458
00:28:26,208 --> 00:28:28,541
‫اگه ورزشی پوشا قضیه اش رو بفهمن، چی می شه؟

459
00:28:30,291 --> 00:28:32,416
‫دوستم لو می ره.
‫باید غزل خداحافظی رو بخونه.

460
00:28:40,541 --> 00:28:41,666
‫ساعت رو پیدا کردم.

461
00:28:43,291 --> 00:28:44,291
‫عالیه.

462
00:28:48,166 --> 00:28:49,416
‫یه دقیقه وایسا.

463
00:28:51,666 --> 00:28:54,041
‫کلینت، یکی داره از خانواده ات یادداشت برداری می کنه.

464
00:28:54,083 --> 00:28:55,166
‫چی؟

465
00:28:55,208 --> 00:28:57,666
‫«کلینت بارتون، همسر، لورا،
‫دختر، لایلا، 14 ساله،

466
00:28:57,791 --> 00:29:00,583
‫پسر، کوپر، 16 ساله، پسر، نیت.» چی...

467
00:29:00,666 --> 00:29:02,541
‫کیت، همین الان بیا بیرون.

468
00:29:02,666 --> 00:29:04,333
‫چی؟ چرا؟

469
00:29:04,416 --> 00:29:07,791
‫اون نور یه زنگ خطره.
‫یه زنگ خطر بی صدا برای ناشنوایان.

470
00:29:07,916 --> 00:29:09,041
‫وای خدا.

471
00:29:09,166 --> 00:29:10,208
‫اون خونه مایائه.

472
00:29:10,291 --> 00:29:11,666
‫خیله خب، دارم...

473
00:29:13,291 --> 00:29:14,916
‫کلینت، چی شده؟

474
00:29:16,083 --> 00:29:17,166
‫کلینت؟

475
00:29:22,958 --> 00:29:23,958
‫مایا اومده.

476
00:29:24,041 --> 00:29:25,166
‫آره، می بینمش.

477
00:29:26,291 --> 00:29:27,666
‫پس چرا بهم نگفتی؟

478
00:29:28,416 --> 00:29:30,708
‫گفتم. مایا روی سقفه، جلوی چشممه.

479
00:29:31,083 --> 00:29:33,083
‫نه، مایا قطعا اینجاست.

480
00:29:37,208 --> 00:29:39,041
‫پس من دارم با کی مبارزه می کنم؟

481
00:29:42,041 --> 00:29:43,791
‫می شه یکم کمک کنی؟

482
00:29:45,291 --> 00:29:48,916
‫یه لحظه بهم وقت بده. دارم میام.

483
00:29:52,291 --> 00:29:53,333
‫از زیپ لاین استفاده کن.

484
00:30:11,958 --> 00:30:13,916
‫عالی شد.

485
00:30:15,541 --> 00:30:17,416
‫بجنب. بجنب.

486
00:30:25,916 --> 00:30:27,583
‫آخ، دردم اومد.

487
00:31:07,541 --> 00:31:10,458
‫نه، نه، نه! نه، نه!

488
00:31:22,833 --> 00:31:23,833
‫من رو بکش بالا!

489
00:31:27,833 --> 00:31:28,833
‫برو بابا.

490
00:32:49,583 --> 00:32:51,791
‫اون دیگه کی بود؟

491
00:32:52,833 --> 00:32:54,291
‫کیت، به نفعته ندونی.

492
00:32:54,333 --> 00:32:57,416
‫اگه بهم نگی چی به چیه،
‫نمی تونم هم تیمیت باشم.

493
00:32:58,291 --> 00:33:00,583
‫تو هم تیمی من نیستی.
‫متوجه ای؟

494
00:33:00,666 --> 00:33:01,666
‫از اولش هم نبودی.

495
00:33:03,541 --> 00:33:06,541
‫یکی یه قاتل بیوه سیاه اجیر کرده.

496
00:33:08,208 --> 00:33:11,041
‫وضعیت خیلی یهویی، خیلی خطرناک شد.

497
00:33:12,291 --> 00:33:13,708
‫واسه همین بقیه اش رو تنهایی انجام می دم.

498
00:33:15,833 --> 00:33:16,833
‫نه، نمی شه.

499
00:33:19,166 --> 00:33:22,291
‫ببین، می دونم امشب طبق نقشه پیش نرفت،
‫ولی خودم تصمیم گرفتم بیام اینجا.

500
00:33:22,333 --> 00:33:25,166
‫می فهمم که خطرناکه و از اینجور بحثا.

501
00:33:25,291 --> 00:33:26,541
‫نمی ذارم بیای.

502
00:33:27,333 --> 00:33:28,333
‫می شنوی؟

503
00:33:30,791 --> 00:33:31,791
‫می شنوی؟

504
00:33:36,208 --> 00:33:37,708
‫کیت، برو خونه.

505
00:33:38,916 --> 00:33:40,208
‫دیگه تمومه.

506
00:33:42,208 --> 00:33:52,208
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M