1
00:00:25,734 --> 00:00:30,655
‫[بغداد]
‫[دسامبر ۲۰۰۳]

2
00:00:31,655 --> 00:00:41,655
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:00:45,587 --> 00:00:47,797
‫شش ماهِ تمام بن‌بست.

4
00:00:47,881 --> 00:00:50,341
‫نمی‌تونم این حسِ ناامیدی رو از خودم دور کنم

5
00:00:50,467 --> 00:00:53,219
‫که ما قرار نیست پیداش کنیم.

6
00:00:53,303 --> 00:00:54,804
‫اون مرد ناپدید شده.

7
00:00:55,889 --> 00:00:59,476
‫توی خیابون‌ها، تظاهرات‌های خودجوش
‫به شورش تبدیل شدن.

8
00:00:59,559 --> 00:01:01,478
‫هر روز، یه درگیریِ مسلحانه‌ی دیگه.

9
00:01:08,485 --> 00:01:12,155
‫امیدواریم پیدا کردنِ صدام
‫بتونه خشونت رو کاهش بده.

10
00:01:13,740 --> 00:01:17,160
‫تحلیل‌گرها ادعا می‌کنن که اون
‫حداقل سه تا بدل داشته.

11
00:01:17,285 --> 00:01:19,662
‫قبلاً بهشون می‌گفتم
‫هیوئی، دوئی و لوئی.

12
00:01:21,498 --> 00:01:24,209
‫اگه صدام حسین رو پیدا کنیم،

13
00:01:24,334 --> 00:01:26,336
‫شاید بخشی از خشونت‌ها رو سرکوب کنه.

14
00:01:46,022 --> 00:01:49,400
‫صدام خانواده‌اش رو هم
‫مثل کشورش اداره می‌کرد...

15
00:01:49,526 --> 00:01:52,612
‫بر اساس ترس و وفاداری به رئیس قبیله.

16
00:01:52,695 --> 00:01:56,533
‫اگه بوی خیانت به مشامش می‌رسید،
‫از بن و ریشه قطعش می‌کرد.

17
00:01:58,618 --> 00:02:00,320
‫یعنی، چطور میشه از مردی
‫مثل یوسف بازجویی کرد

18
00:02:00,370 --> 00:02:02,122
‫که توی اون محیط بزرگ شده؟

19
00:02:03,373 --> 00:02:04,874
‫من دیگه بریدم.

20
00:02:05,708 --> 00:02:07,293
‫اینجا همه این رو می‌دونن.

21
00:02:17,554 --> 00:02:19,055
‫خوبه. ممنون.

22
00:02:20,306 --> 00:02:22,058
‫داره رد میشه.

23
00:02:30,567 --> 00:02:31,693
‫[ابوغریب]

24
00:02:31,734 --> 00:02:33,570
‫صدام زندانی‌هاش رو اینجا نگه می‌داشت.

25
00:02:34,571 --> 00:02:36,072
‫مراقب باش کجا قدم می‌ذاری.

26
00:02:37,198 --> 00:02:38,992
طعمِ کاری رو می‌چشن
‫که با بقیه می‌کردن.

27
00:02:39,075 --> 00:02:40,618
‫از این خوشت نمیاد، نه؟

28
00:03:07,270 --> 00:03:08,771
‫یکم دیگه گریمش کن.

29
00:03:10,773 --> 00:03:12,358
‫چیزی نیست، عزیزم. فقط گریمه.

30
00:03:12,442 --> 00:03:13,943
‫زود پاکش می‌کنیم.

31
00:03:15,570 --> 00:03:17,447
‫- آماده‌ست؟
‫- نمی‌دونم.

32
00:03:34,130 --> 00:03:35,415
‫آره.

33
00:03:35,465 --> 00:03:36,966
‫چی گفتی؟

34
00:03:52,815 --> 00:03:54,317
‫هی!

35
00:03:54,400 --> 00:03:55,902
‫تمومش کن!

36
00:04:05,161 --> 00:04:06,663
‫هی! قطعش کنید!

37
00:04:08,623 --> 00:04:10,124
‫لباس تنش کنید.

38
00:04:22,929 --> 00:04:24,514
‫لعنتی!

39
00:04:26,516 --> 00:04:27,892
‫محمد امیر یوسف.

40
00:04:28,977 --> 00:04:30,687
‫نباید این‌طوری باهات رفتار می‌شد.

41
00:04:31,813 --> 00:04:33,064
‫خانواده‌ام کجاست؟

42
00:04:33,106 --> 00:04:34,474
‫سراغ خانواده‌اش رو می‌گیره.

43
00:04:34,524 --> 00:04:36,442
‫به ما کمک می‌کنی؟

44
00:04:36,526 --> 00:04:38,478
‫می‌تونم به تو و خانواده‌ات کمک کنم.

45
00:04:38,528 --> 00:04:41,072
‫اگه کمکش کنی،
‫می‌تونه به خودت و خانواده‌ات کمک کنه.

46
00:04:41,489 --> 00:04:42,907
‫نمی‌تونم کمک کنم.

47
00:04:42,949 --> 00:04:44,450
‫نمی‌خواد کمک کنه.

48
00:04:44,534 --> 00:04:46,911
‫یوسف، بیا این بازی‌ها رو تموم کنیم.

49
00:04:47,036 --> 00:04:49,706
‫می‌دونم انگلیسی بلدی،
‫پس بیا انگلیسی حرف بزنیم، باشه؟

50
00:04:52,125 --> 00:04:53,876
‫هی، هی، هی!

51
00:04:54,002 --> 00:04:56,546
‫فقط بهش زمان بده تا جواب بده.

52
00:04:56,629 --> 00:04:59,215
‫آره، اگه خواهش و تمنا کنی.

53
00:04:59,340 --> 00:05:01,342
‫من این کثافت‌کاری رو نمی‌خوام، می‌فهمی؟

54
00:05:04,804 --> 00:05:08,433
‫ببین، می‌دونم که از سال ۹۸
‫برای صدام کار می‌کردی.

55
00:05:08,558 --> 00:05:10,977
‫آگوستِ همون سال باهاش عکس داشتی،

56
00:05:11,060 --> 00:05:13,313
‫توی اکتبر، مارس ۹۹.

57
00:05:13,396 --> 00:05:15,273
‫من برای صدام کار نمی‌کنم.

58
00:05:15,398 --> 00:05:16,683
‫اون برای من کار می‌کنه.

59
00:05:16,733 --> 00:05:18,568
‫اون برای همه‌ی عراقی‌ها کار می‌کنه.

60
00:05:18,693 --> 00:05:20,144
‫تو محافظش بودی،

61
00:05:20,194 --> 00:05:23,865
‫و بعد دوباره چهارم آوریل توی المنصور
‫ازت باهاش عکس گرفته شده.

62
00:05:26,993 --> 00:05:28,578
‫جواب آقا رو بده.

63
00:05:33,583 --> 00:05:35,168
‫اشتباه گرفتید، آقا.

64
00:05:39,172 --> 00:05:41,841
‫هی، هی! تمومش کن!
‫لعنتی! بس کن!

65
00:05:41,924 --> 00:05:44,002
‫بهت گفتم این کثافت‌کاری رو تموم کن.

66
00:05:44,052 --> 00:05:45,378
‫اونی که توی عکسه من نیستم!

67
00:05:45,428 --> 00:05:46,671
‫نیازی به این کار نیست.

68
00:05:46,721 --> 00:05:48,056
‫اونی که توی عکسه من نیستم!

69
00:05:48,097 --> 00:05:50,683
‫بلندش کن! بلندش کن!

70
00:05:53,186 --> 00:05:55,480
‫اینجا سازمان ملل نیست.

71
00:05:55,605 --> 00:05:57,732
‫به زودی می‌فهمی اینجا روالِ کارها چطوره.

72
00:06:05,615 --> 00:06:07,408
‫لعنتی.

73
00:06:10,036 --> 00:06:11,404
‫محمد امیر یوسف،

74
00:06:11,454 --> 00:06:13,498
‫می‌دونم که تو پسرعموی سومِ صدامی.

75
00:06:13,623 --> 00:06:16,334
‫می‌خوام الان خیلی به دقت
‫به حرف‌هام گوش کنی.

76
00:06:16,459 --> 00:06:20,546
‫ایالات متحده حاضره
‫۲۵ میلیون دلار آمریکا بهت بده.

77
00:06:20,630 --> 00:06:22,298
‫تا بهمون بگی صدام کجا مخفی شده.

78
00:06:23,549 --> 00:06:25,551
‫واسه همچین پولی هر کاری می‌کنم.

79
00:06:25,635 --> 00:06:27,553
‫لعنتی.

80
00:06:39,482 --> 00:06:43,528
‫توی یه غار پشت تار عنکبوت،

81
00:06:43,653 --> 00:06:46,322
‫پنهان شده توسط درخت‌ها و لونه پرنده.

82
00:06:46,447 --> 00:06:48,157
‫کدوم غار؟ کجا؟

83
00:06:48,241 --> 00:06:50,326
‫داره ما رو مسخره می‌کنه.

84
00:06:50,410 --> 00:06:51,911
‫هجرت پیامبرشون به مدینه.

85
00:06:51,953 --> 00:06:55,790
‫گوش کن، این شوخی نیست!

86
00:06:56,082 --> 00:06:57,959
‫بهتره جوابشون رو بدی.

87
00:06:58,167 --> 00:07:00,044
‫اگه جواب ندی...

88
00:07:00,211 --> 00:07:01,746
‫من شهید میشم.

89
00:07:01,796 --> 00:07:03,122
‫شهید؟

90
00:07:03,172 --> 00:07:05,425
‫میگه می‌خواد شهید شه.

91
00:07:05,508 --> 00:07:08,594
‫می‌تونی این رو ترجمه کنی
‫که سوءتفاهمی پیش نیاد؟

92
00:07:08,678 --> 00:07:10,513
‫اگه بهمون نشون بدی
‫صدام کجا مخفی شده،

93
00:07:10,596 --> 00:07:11,923
‫یه مرد ثروتمند میشی،

94
00:07:11,973 --> 00:07:13,508
‫و دوباره خانواده‌ات رو می‌بینی.

95
00:07:13,558 --> 00:07:15,101
‫دوباره خانواده‌ات رو می‌بینی.

96
00:07:15,852 --> 00:07:17,353
‫دیگه لازم نیست ازش بترسی.

97
00:07:17,437 --> 00:07:19,147
‫اون هیچ قدرتی روی تو نداره.

98
00:07:20,815 --> 00:07:22,266
‫هر چه زودتر بهمون بگی کجاست،

99
00:07:22,316 --> 00:07:24,277
‫زودتر می‌تونم خانواده‌ات رو
‫در امان نگه دارم.

100
00:07:24,360 --> 00:07:26,195
‫من الان نمی‌تونم ازشون محافظت کنم.

101
00:07:26,279 --> 00:07:28,781
‫زنت و دخترت...

102
00:07:28,865 --> 00:07:30,867
‫الان چند سالشه؟ ۹؟ ۱۰؟

103
00:07:33,161 --> 00:07:35,705
‫پالی، بهش نشون بده.

104
00:07:39,083 --> 00:07:43,546
‫گوش کن، حیوون، اگه به اینا دروغ بگی،
‫برای خانواده‌ات گرون تموم میشه.

105
00:07:43,588 --> 00:07:46,757
‫اگه واسه خودت نمی‌ترسی،
‫واسه خانواده‌ات بترس.

106
00:07:47,216 --> 00:07:48,801
‫بهتره بهشون جواب بدی.

107
00:07:48,843 --> 00:07:50,553
‫تو صدام رو دوست نداری.
‫تو ازش می‌ترسی.

108
00:07:50,636 --> 00:07:52,722
‫و شما هم باید بترسید.

109
00:07:52,805 --> 00:07:54,640
‫بمب‌هاتون جلوش رو نگرفتن.

110
00:07:54,724 --> 00:07:56,225
‫جاسوس‌هاتون نکشتنش.

111
00:07:56,601 --> 00:08:02,356
‫شبی که از شهر فرار کردیم،
‫سربازهاتون توی چشم‌هاش چراغ‌قوه انداختن.

112
00:08:02,398 --> 00:08:04,976
‫سه بار گذاشتن رد شیم.

113
00:08:05,026 --> 00:08:08,229
‫نه سرما، نه گِل، نه تاریکی متوقفش نکردن.

114
00:08:08,279 --> 00:08:11,532
‫اون با دو دستش هرچی که
‫توی این دنیا می‌خوای بهت میده.

115
00:08:11,741 --> 00:08:13,326
‫شبی که از شهر فرار کردیم،

116
00:08:13,409 --> 00:08:16,996
‫سربازهاتون نور انداختن تو چشم‌هاش.

117
00:08:17,079 --> 00:08:18,915
‫سه بار گذاشتن رد شیم.

118
00:08:20,583 --> 00:08:22,585
‫نه تاریکی، نه گِل،

119
00:08:22,710 --> 00:08:25,254
‫نه سرما نتونست صدام رو متوقف کنه.

120
00:08:25,338 --> 00:08:29,842
‫با دو دستش هرچی که
‫توی این دنیا می‌خوای بهت میده.

121
00:08:29,926 --> 00:08:31,886
‫و این‌طوریه که نابودت می‌کنه.

122
00:08:33,679 --> 00:08:35,515
‫سعی نکن صدام حسین رو پیدا کنی.

123
00:08:35,598 --> 00:08:37,266
‫اگه جونت برات عزیزه، برو خونه.

124
00:08:37,350 --> 00:08:39,769
‫برو و فقط خدات رو عبادت کن.

125
00:08:40,895 --> 00:08:42,647
‫اگه جونت برات عزیزه، پیداش نکن.

126
00:08:42,772 --> 00:08:45,107
‫- از توی گِل رد شدن؟
‫- فقط خدات رو عبادت کن.

127
00:08:51,864 --> 00:08:53,616
‫دیگه هیچوقت دست به من نزن.

128
00:08:53,699 --> 00:08:56,369
‫- هی، هی، هی!
‫- بسه دیگه! هی، هی!

129
00:08:56,452 --> 00:08:57,904
‫چه مرگته، مرد؟

130
00:08:57,954 --> 00:08:59,405
‫فکر می‌کنی قراره اطلاعات درست بگیریم

131
00:08:59,455 --> 00:09:00,998
‫وقتی اون‌طوری کتکش می‌زنی؟

132
00:09:01,123 --> 00:09:02,625
‫هی! این چه وضعشه؟
‫جفتتون آروم باشید.

133
00:09:02,708 --> 00:09:04,210
‫اینجا پای جونِ آدم‌ها وسطه.

134
00:09:04,252 --> 00:09:06,045
‫پس قوانین احمقانه‌ات اینجا کاربرد نداره.

135
00:09:06,128 --> 00:09:08,381
‫هر کدوم از ما ممکنه همین‌طوری بمیریم.

136
00:09:08,464 --> 00:09:10,007
‫- مرد باش!
‫- تو، دویل.

137
00:09:10,132 --> 00:09:11,884
‫مسخره‌بازی‌های مردونه‌ات رو تموم کن.

138
00:09:17,473 --> 00:09:18,975
‫یه نقشه بهم بده.

139
00:09:23,312 --> 00:09:24,814
‫یه نقشه بیار، مرد.

140
00:09:28,025 --> 00:09:29,652
‫داری به چی فکر می‌کنی، جان؟

141
00:09:29,735 --> 00:09:31,904
‫آخرین حضور عمومی صدام
‫توی نهم آوریل بود.

142
00:09:31,988 --> 00:09:33,523
‫سربازان آمریکایی از غرب می‌اومدن.

143
00:09:33,573 --> 00:09:34,774
‫پس چرا نرفت شرق

144
00:09:34,824 --> 00:09:36,826
و هرچه سریع‌تر از کشور خارج نشد؟

145
00:09:36,951 --> 00:09:38,828
‫از کجا می‌دونی نرفته؟

146
00:09:38,911 --> 00:09:41,163
‫خب، یوسف گفت اونا موقع فرار سه بار

147
00:09:41,289 --> 00:09:43,207
‫تو چشم سربازهای آمریکایی نگاه کردن.

148
00:09:43,332 --> 00:09:45,418
‫حتماً از سه تا محدوده‌ی امنیتی رد شدن.

149
00:09:45,501 --> 00:09:47,003
‫دویل!

150
00:09:48,838 --> 00:09:51,173
‫- کِی کاخ رو تصرف کردید؟
‫- روز نهم.

151
00:09:51,257 --> 00:09:53,342
‫- چه ساعتی از روز؟
‫- ظهر.

152
00:09:53,426 --> 00:09:55,261
‫- ظهر؟
‫- آره.

153
00:09:55,344 --> 00:09:57,680
‫محدوده‌ی امنیتی اینجا بود.

154
00:09:57,763 --> 00:10:00,850
‫ولی یوسف گفت اونا از چراغ‌قوه استفاده کردن،

155
00:10:00,933 --> 00:10:02,852
‫که یعنی حتماً شب بوده،

156
00:10:02,935 --> 00:10:04,729
‫پس حداقل شش ساعت قبلش بوده.

157
00:10:04,854 --> 00:10:07,148
‫پس، محدوده‌ی امنیتی کجا بوده؟

158
00:10:08,774 --> 00:10:10,101
‫اینجا.

159
00:10:10,151 --> 00:10:12,028
‫- اون شب بارون می‌اومد؟
‫- نه.

160
00:10:12,111 --> 00:10:13,563
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

161
00:10:13,613 --> 00:10:15,231
‫خب، پس چرا از توی گِل و لای رانندگی کردن؟

162
00:10:15,281 --> 00:10:16,866
‫رود دجله‌ست. حتماً رفتن توی رودخونه.

163
00:10:16,991 --> 00:10:18,534
‫ولی چطور؟ با قایق؟ اصلاً قایق داشت؟

164
00:10:18,618 --> 00:10:20,119
‫برن کجا، کویت؟

165
00:10:21,495 --> 00:10:23,623
‫خب، فرض کن صدامی.

166
00:10:23,706 --> 00:10:27,043
‫کج‌خیالی. هر روزت مثل همه. بنده‌ی عادتی.

167
00:10:27,168 --> 00:10:29,837
‫هر روز، همون غذا، همون آدم‌ها.

168
00:10:30,796 --> 00:10:32,298
‫حالا هم که داری فرار می‌کنی.

169
00:10:33,215 --> 00:10:35,092
‫کجا میری؟

170
00:10:35,217 --> 00:10:37,386
‫- دجله؟ تکریت؟
‫- اون اینجا نیست.

171
00:10:37,470 --> 00:10:39,672
‫ارتش توی تکریت بوده،
‫همه جا رو زیر و رو کرده.

172
00:10:39,722 --> 00:10:41,007
‫بیشتر از یک بار.

173
00:10:41,057 --> 00:10:42,892
‫خیلی خب، پس صدام فکر می‌کرده

174
00:10:42,975 --> 00:10:44,343
‫چه بلایی قراره سرش بیاد؟

175
00:10:44,393 --> 00:10:46,729
‫یه چیزی رو داریم از قلم می‌اندازیم.

176
00:10:46,854 --> 00:10:48,356
‫تکریت.

177
00:10:54,570 --> 00:10:56,405
‫دجله.

178
00:10:56,489 --> 00:10:58,908
‫این رودخونه‌ی دوران جوونی‌شه.

179
00:10:59,033 --> 00:11:00,910
‫جاییه که با برادرهاش بازی می‌کرده.

180
00:11:04,914 --> 00:11:06,415
‫بریم.

181
00:11:14,090 --> 00:11:15,758
‫اون توی تکریته، درسته؟

182
00:11:21,889 --> 00:11:23,474
‫این یه انتخاب ساده‌ست.

183
00:11:23,599 --> 00:11:27,603
‫یا اون ۲۵ میلیون دلار رو می‌گیری
‫و با خانواده‌ت میری،

184
00:11:27,687 --> 00:11:29,605
‫یا بعد از این‌که صدام رو گرفتیم...

185
00:11:29,689 --> 00:11:31,857
‫و می‌دونی که قراره بگیریمش،

186
00:11:31,941 --> 00:11:33,776
‫فقط دیر و زود داره...

187
00:11:33,901 --> 00:11:36,529
‫به همه اعلام می‌کنیم که
‫تو کمک کردی بگیریمش.

188
00:11:36,612 --> 00:11:38,114
‫یه جاسوس.

189
00:11:44,453 --> 00:11:45,905
‫خانواده‌ام چی میشن؟

190
00:11:45,955 --> 00:11:47,623
‫هرجا بگی می‌فرستیمشون.

191
00:11:47,707 --> 00:11:49,158
‫بهت قول میدم.

192
00:11:49,208 --> 00:11:51,168
‫و اونا منتظرت می‌مونن، یوسف،

193
00:11:51,293 --> 00:11:54,463
‫با پولی بیشتر از اونی که هر کدوم
‫از ما توی عمرمون می‌بینیم.

194
00:11:54,588 --> 00:11:56,966
‫اگه همکاری کنی این اتفاق می‌افته.

195
00:11:57,049 --> 00:11:58,968
‫تو رو توی زندان می‌چرخونیم

196
00:11:59,051 --> 00:12:01,053
‫که همه ببیننت.

197
00:12:01,137 --> 00:12:03,514
‫و بعد از چند روز آزادت می‌کنیم.

198
00:12:03,639 --> 00:12:05,683
‫می‌تونی بری پیش خانواده‌ات،

199
00:12:05,808 --> 00:12:08,352
‫و بعد شایعه می‌کنیم
‫که اعدامت کردیم.

200
00:12:12,231 --> 00:12:14,066
‫انتخاب دیگه‌ای نداری.

201
00:12:15,234 --> 00:12:16,736
‫فقط بهمون بگو.

202
00:12:18,821 --> 00:12:19,980
‫مزرعه‌ی الدور.

203
00:12:20,030 --> 00:12:21,273
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه.

204
00:12:21,323 --> 00:12:22,825
‫ما قبلاً اونجا بودیم.

205
00:12:22,950 --> 00:12:25,745
‫قایم شده. پیداش نمی‌کنید.

206
00:12:25,828 --> 00:12:27,747
‫- دروغ میگی.
‫- نه، نمیگم.

207
00:12:28,914 --> 00:12:30,833
‫اونجاست.

208
00:12:30,916 --> 00:12:33,919
‫مزرعه‌ی الدور.

209
00:12:34,003 --> 00:12:36,422
‫این همون مزرعه‌ایه که
‫سپتامبر ۱۹۵۹ توش قایم شده بود

210
00:12:36,505 --> 00:12:38,833
‫بعد از این‌که سعی کرد قاسم رو ترور کنه.

211
00:12:38,883 --> 00:12:40,259
‫بازش کن.

212
00:12:43,554 --> 00:12:45,097
‫ممنون.

213
00:12:49,310 --> 00:12:50,936
‫بیاید بریم به اون مزرعه.

214
00:13:05,951 --> 00:13:08,287
‫- قربان.
‫- عراق الان کنیا رو برد.

215
00:13:08,370 --> 00:13:10,039
‫باورت میشه؟

216
00:13:11,373 --> 00:13:12,616
‫خیلی خب، سه تفنگدار.

217
00:13:12,666 --> 00:13:13,993
‫چی برام دارید؟

218
00:13:14,043 --> 00:13:15,453
‫یه رد از صدام داریم.

219
00:13:15,503 --> 00:13:16,996
‫و این یکی واقعاً از یه منبع معتبره.

220
00:13:17,046 --> 00:13:19,048
‫واقعاً؟

221
00:13:19,131 --> 00:13:20,674
‫خیلی خب، متقاعدم کنید.

222
00:13:20,758 --> 00:13:22,718
‫قربان. قربان.

223
00:13:22,843 --> 00:13:24,386
‫قربان!

224
00:13:24,470 --> 00:13:26,722
‫پیگیری نکردن این سرنخ اشتباه بزرگیه.

225
00:13:26,847 --> 00:13:29,225
‫من قبلاً سه بار اونجا بودم.

226
00:13:29,308 --> 00:13:32,895
‫- هفدهم آوریل. نهم ژوئن...
‫- بله، قربان، می‌دونیم.

227
00:13:32,978 --> 00:13:34,263
‫ولی با کمال احترام، اون موقع،

228
00:13:34,313 --> 00:13:36,482
‫دنبال هر رهبر بعثی که
‫می‌تونستیم پیدا کنیم بودیم.

229
00:13:36,565 --> 00:13:40,820
‫و دوباره بعد از عملیات عقرب صحرا در ژوئیه.

230
00:13:40,903 --> 00:13:44,156
‫حالا مگر این‌که شما سه نفر فکر می‌کنید
‫ما یه مشت سرباز احمقیم

231
00:13:44,240 --> 00:13:45,908
‫که کار بهتری برای انجام دادن نداریم...

232
00:13:46,033 --> 00:13:47,952
‫قربان، اونجا پر از مخفیگاهه. باید بریم.

233
00:13:48,077 --> 00:13:51,113
‫نمی‌دونم با یه بار دیگه رفتن به اونجا
‫چی گیرمون میاد. به خدا قسم.

234
00:13:51,163 --> 00:13:52,490
‫یعنی، ممکنه چیزی رو از قلم انداخته باشیم؟

235
00:13:52,540 --> 00:13:55,584
‫این اولین باره که یکی از نزدیکان هدف باارزش-۱
‫بهمون اطلاعات میده.

236
00:13:55,709 --> 00:13:58,838
‫فقط یه عوضی دیگه‌ست که می‌خواد
‫۲۵ میلیون دلار گیرش بیاد، جان.

237
00:13:58,921 --> 00:14:00,965
‫- سرهنگ، این فرق داره.
‫- چطور؟

238
00:14:01,090 --> 00:14:02,758
‫- محافظش رو به حرف آوردیم.
‫- چی؟

239
00:14:02,842 --> 00:14:04,802
‫و اون پسرعموی هدف باارزش-۱ـه.

240
00:14:04,927 --> 00:14:06,846
‫- محافظش رو به حرف آوردید؟
‫- بله، قربان.

241
00:14:08,013 --> 00:14:10,015
‫و واقعاً می‌خواید تمام اعتبارتون رو

242
00:14:10,099 --> 00:14:11,600
‫خرج این عملیات جستجو کنید؟

243
00:14:13,936 --> 00:14:15,521
‫پای این اطلاعات می‌ایستید؟

244
00:14:17,064 --> 00:14:19,692
‫- بله.
‫- منتظر بمونید.

245
00:14:19,775 --> 00:14:21,277
‫- گروهبان!
‫- بله، قربان.

246
00:14:21,402 --> 00:14:23,612
‫دویل رو برام بگیر.

247
00:14:23,696 --> 00:14:25,898
‫می‌خوام هلیکوپترها ساعت ۱۸:۰۰
‫به پرواز در بیان. فهمیدی؟

248
00:14:25,948 --> 00:14:27,449
‫متوجه شدم، قربان.
‫فوراً انجامش میدم.

249
00:14:27,533 --> 00:14:29,034
‫مسئولیتش با توئه.

250
00:14:31,453 --> 00:14:32,955
‫بریم.

251
00:14:40,045 --> 00:14:41,547
‫بریم!

252
00:14:46,635 --> 00:14:49,930
‫نیکسون! هاموی‌ها از الان
‫توی نقطه‌ی تجمع هستن.

253
00:14:50,014 --> 00:14:51,974
‫به این عوضی اعتماد ندارم
‫که بتونه شناساییش کنه.

254
00:14:52,099 --> 00:14:53,425
‫آره.

255
00:14:53,475 --> 00:14:55,102
‫این سؤال‌ها رو ازش بپرسید، قربان.

256
00:14:55,185 --> 00:14:56,687
‫فقط خود صدام جواب اینا رو می‌دونه.

257
00:14:56,770 --> 00:14:58,939
‫روی دست راستش هم خالکوبی داره.

258
00:14:59,023 --> 00:15:01,150
‫یه هلال و دو نقطه‌ست.
‫خالکوبی قبیله‌ای.

259
00:15:01,233 --> 00:15:03,611
‫یه جای زخم بزرگ هم
‫روی ساق پای چپش داره.

260
00:15:03,694 --> 00:15:05,195
‫اگه یکی از بدل‌هاش باشه چی؟

261
00:15:05,321 --> 00:15:06,772
‫بدلی در کار نیست. این مزخرفه.

262
00:15:06,822 --> 00:15:08,324
‫بریم.

263
00:15:12,119 --> 00:15:15,956
‫اگه نیای، پول رو از دست میدی
‫و برمی‌گردی زندان.

264
00:15:15,998 --> 00:15:17,374
‫خانواده‌ات در امانه، بهت قول میدم.

265
00:15:17,416 --> 00:15:19,293
‫یالا، یوسف. قبلاً این حرف‌ها رو زدیم،

266
00:15:19,376 --> 00:15:20,878
‫و قرار نیست دوباره تکرارش کنیم.

267
00:15:21,795 --> 00:15:23,297
‫ممنون.

268
00:15:23,339 --> 00:15:25,382
‫فقط به ما اعتماد کن.
‫هیچکس تو رو نمی‌شناسه.

269
00:15:25,507 --> 00:15:27,718
‫- مشکلش چیه؟
‫- نمی‌خواد بیاد.

270
00:15:27,843 --> 00:15:29,511
‫میگه صدام خانواده‌اش رو می‌کشه.

271
00:15:29,595 --> 00:15:31,680
‫- نمی‌تونیم روی اون حساب کنیم.
‫- شوخی می‌کنی؟

272
00:15:31,805 --> 00:15:33,974
‫سرگرد دویل!
‫آماده‌ی حرکتیم، قربان!

273
00:15:35,017 --> 00:15:36,810
‫- سوار هلیکوپتر شو.
‫- چی؟

274
00:15:36,894 --> 00:15:39,063
‫«چی» جواب قابل قبولی
‫تو عملیات میدانی نیست.

275
00:15:39,188 --> 00:15:41,357
‫سرهنگ منتظره. این مأموریت با توئه.

276
00:15:41,482 --> 00:15:42,983
‫سوار هلیکوپتر شو.

277
00:15:44,360 --> 00:15:45,861
‫یالا، جان.

278
00:15:47,613 --> 00:15:49,698
‫جان، قهرمان‌بازی در نیار.

279
00:15:49,823 --> 00:15:51,325
‫حواست جمع باشه، جان.

280
00:15:53,160 --> 00:15:55,037
‫- من برای این کار آموزش ندیدم.
‫- چی؟

281
00:15:55,162 --> 00:15:57,623
‫- من برای این کار آموزش ندیدم.
‫- نه بابا!

282
00:16:19,269 --> 00:16:22,356
‫[عملیات سپیده‌دم سرخ]

283
00:16:42,068 --> 00:16:52,068
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

284
00:17:11,780 --> 00:17:14,408
‫خواهش می‌کنم قربان، با من بمون.

285
00:17:50,652 --> 00:17:53,697
‫درِ سمت راست رو چک کنید!
‫آره، آره.

286
00:17:54,698 --> 00:17:56,992
‫- منطقه رو تخلیه کنید.
‫- دریافت شد.

287
00:18:12,007 --> 00:18:14,885
‫می‌خوام مرکز فرماندهی همین‌جا باشه!
‫حرکت کنید! یالا!

288
00:18:15,010 --> 00:18:17,262
‫پاکه، پاکه، پاکه!
‫برید، برید، برید!

289
00:18:37,825 --> 00:18:39,368
‫اینجا نیست. دوباره.

290
00:18:42,830 --> 00:18:44,331
‫همه جا امنه.

291
00:19:02,432 --> 00:19:04,226
‫همه جا امن و امانه؟

292
00:19:04,309 --> 00:19:06,228
‫- امنه؟
‫- امن و امانه.

293
00:19:10,149 --> 00:19:11,984
‫- اون صاحب مزرعه‌ست؟
‫- بله، قربان.

294
00:19:17,906 --> 00:19:19,108
‫امنه!

295
00:19:19,158 --> 00:19:21,577
‫- امن و امانه؟
‫- امن و امانه!

296
00:19:37,885 --> 00:19:39,428
‫فکر کنم صدام اونجاست.

297
00:19:39,511 --> 00:19:41,513
‫می‌خوام همین الان بری اونجا. یالا.

298
00:19:49,438 --> 00:19:51,190
‫برو.

299
00:19:51,273 --> 00:19:53,942
‫منتظر بمونید. منتظر باشید.

300
00:19:54,067 --> 00:19:55,394
‫این صاحبِ مزرعه‌ست.

301
00:19:55,444 --> 00:19:57,279
‫ادعا می‌کنه هیچی نمی‌دونه.

302
00:19:57,362 --> 00:19:58,647
‫صدام کجاست؟

303
00:19:58,697 --> 00:20:00,365
‫صدام نیست.

304
00:20:07,289 --> 00:20:10,000
‫- صدام نیست!
‫- کارت عالی بود، جان.

305
00:20:10,125 --> 00:20:12,703
‫بازم اطلاعاتی که ۲۵ میلیون دلار هزینه داشت
‫و به هیچ جا نرسید.

306
00:20:12,753 --> 00:20:14,254
‫- اون اینجاست.
‫- دیدی، نیکسون؟

307
00:20:14,338 --> 00:20:16,882
‫بهت گفتم یوسف دروغ گفته.

308
00:20:16,965 --> 00:20:19,301
‫اگه زیاد اینجا بمونیم لو میریم، قربان.

309
00:20:21,053 --> 00:20:22,888
‫خیلی‌خب، دستور رو صادر کن.
‫می‌خوایم بزنیم بیرون.

310
00:20:23,889 --> 00:20:25,557
‫اعلامش کن، جان.

311
00:20:25,641 --> 00:20:27,351
‫همگی، حرکت کنین.

312
00:20:27,476 --> 00:20:29,478
‫آماده‌ی رفتن بشین!

313
00:20:31,647 --> 00:20:34,650
‫جان، درسته که صدام یه شبکه
‫از تونل‌ها زیر بغداد ساخته؟

314
00:20:34,775 --> 00:20:36,226
‫آره.

315
00:20:36,276 --> 00:20:37,819
‫می‌تونه مثل یه شهر کامل باشه.

316
00:20:37,903 --> 00:20:39,988
‫مثل مخفیگاه زیرزمینی یه تبهکارِ جیمز باندی؟

317
00:20:40,113 --> 00:20:41,615
‫آره.

318
00:20:42,574 --> 00:20:44,159
‫هلیکوپتر آماده‌ست، قربان.

319
00:20:45,494 --> 00:20:46,945
‫- قربان.
‫- چی شده؟

320
00:20:46,995 --> 00:20:48,447
‫قربان.

321
00:20:48,497 --> 00:20:50,082
‫اون باید زیر زمین باشه.

322
00:20:50,165 --> 00:20:52,668
‫خیلی‌خب، باید...
‫باید یه بار دیگه بگردیم.

323
00:20:52,751 --> 00:20:54,203
‫فکر کردی تا حالا داشتیم چیکار می‌کردیم؟

324
00:20:54,253 --> 00:20:56,338
‫بیاین مشخصاً دنبال هواکش‌ها بگردیم.

325
00:20:56,421 --> 00:20:58,048
‫صدای سرهنگ رو شنیدین! حرکت کنین!

326
00:20:58,173 --> 00:20:59,625
‫- ما باید...
‫- آماده‌باش.

327
00:20:59,675 --> 00:21:00,751
‫ما که تا اینجا اومدیم، قربان.

328
00:21:00,801 --> 00:21:02,302
‫شش دقیقه فرصت دارین.

329
00:21:02,344 --> 00:21:03,887
‫باید... صدام حسین رو پیدا کنین.

330
00:21:04,012 --> 00:21:06,056
‫برام مهم نیست اگه لازم باشه
‫از گور درش بیارین.

331
00:21:06,181 --> 00:21:07,849
‫اون لعنتی رو بیارین اینجا.

332
00:21:07,933 --> 00:21:10,269
‫یه دور دیگه می‌گردیم، فقط یه دور دیگه.

333
00:21:10,352 --> 00:21:15,482
‫دنبال هواکش، تونل، زیرزمین، هر چیزی هستیم.

334
00:21:15,565 --> 00:21:18,110
‫- دریافت شد.
‫- حرکت کنین. پشت سر من!

335
00:21:18,193 --> 00:21:19,903
‫توی بی‌سیم چیزی نگین.

336
00:22:09,202 --> 00:22:10,704
‫یه چیزی پیدا کردم.

337
00:22:21,506 --> 00:22:23,175
‫قربان، یه چیزی پیدا کردم.

338
00:22:37,814 --> 00:22:39,316
‫کسی اونجاست؟

339
00:22:49,034 --> 00:22:51,244
‫هیس!

340
00:23:21,483 --> 00:23:22,984
‫یک، دو.

341
00:23:51,430 --> 00:23:54,891
‫من صدام حسینم، رئیس‌جمهور عراق.

342
00:23:55,934 --> 00:23:57,260
‫می‌خواد مذاکره کنه.

343
00:23:57,310 --> 00:23:58,854
‫خودشه؟

344
00:24:08,238 --> 00:24:10,031
‫این آشغال رو ببرین توی هلیکوپتر.

345
00:24:10,157 --> 00:24:11,700
‫وقتی برگشتیم پایگاه
‫هدف رو شناسایی می‌کنیم.

346
00:24:11,825 --> 00:24:13,869
‫- قربان، یه عکس می‌خوایم.
‫- وقت نداریم.

347
00:24:13,994 --> 00:24:15,662
‫مردم عراق باید اینو ببینن قربان.

348
00:24:15,745 --> 00:24:17,289
‫یه عکس می‌خوایم. لطفاً!

349
00:24:17,372 --> 00:24:19,749
‫قربان، برای ثبت توی تاریخ.
‫دنیا باید اینو ببینه.

350
00:24:19,875 --> 00:24:22,210
‫پس اون عکس لعنتی رو بگیر.
‫زود باش!

351
00:24:22,294 --> 00:24:23,795
‫نگهش دارین!

352
00:24:29,551 --> 00:24:31,261
‫باید بریم... همین الان!

353
00:24:32,846 --> 00:24:34,347
‫حرکت کنین!

354
00:24:54,075 --> 00:24:55,744
‫مطمئنیم که خودشه، مگه نه؟

355
00:26:23,665 --> 00:26:25,166
‫برو، برو، برو، برو.

356
00:26:59,534 --> 00:27:02,495
‫باشه، دست راستش رو
‫برای خالکوبی بگردین.

357
00:27:02,579 --> 00:27:04,205
‫باید یه هلال و دو تا نقطه باشه

358
00:27:04,289 --> 00:27:06,374
‫بین شست و انگشت اشاره‌ش.

359
00:27:18,928 --> 00:27:21,348
‫خیلی‌خب حالا
‫داخل ساق پای چپش رو نگاه کنین.

360
00:27:22,057 --> 00:27:23,767
‫یه جای زخم بزرگ اونجاست.

361
00:27:46,831 --> 00:27:49,000
‫می‌خواد خودتو معرفی کنی.

362
00:27:49,084 --> 00:27:50,493
‫من اینجام که سوال بپرسم،

363
00:27:50,543 --> 00:27:52,671
‫و تو باید صادقانه جواب بدی.

364
00:27:57,425 --> 00:27:59,678
‫اسم دکتر فرانسویت چی بود؟

365
00:28:09,270 --> 00:28:11,564
‫عراق بهترین دکترای دنیا رو داره.

366
00:28:11,648 --> 00:28:13,858
‫چرا باید به یه دکتر فرانسوی
‫نیاز داشته باشم؟

367
00:28:13,942 --> 00:28:16,277
‫آخرین باری که
‫همسرت، ساجده رو دیدی کی بود؟

368
00:28:27,288 --> 00:28:28,790
‫زن‌ها به شما ربطی ندارن.

369
00:28:28,832 --> 00:28:30,417
‫اینو نگفت.

370
00:28:30,500 --> 00:28:32,544
‫گفت زن‌ها جدا شدن.

371
00:28:32,627 --> 00:28:34,963
‫آره، سرگرد. این یه اصطلاحه که یعنی

372
00:28:35,046 --> 00:28:36,715
‫«زن‌ها به شما ربطی ندارن.»

373
00:28:36,798 --> 00:28:38,591
‫باشه، فقط حواست جمع باشه.

374
00:28:43,763 --> 00:28:45,473
‫داره بهم میگه خائن.

375
00:28:47,225 --> 00:28:49,352
‫داییت، خیرالله طلفاح.

376
00:28:50,645 --> 00:28:52,564
‫اسم پدربزرگش چی بود؟

377
00:28:54,566 --> 00:28:56,651
‫این سوال‌ها چه معنی‌ای دارن؟

378
00:28:58,486 --> 00:29:00,447
‫معنیش اینه که مغزتو متلاشی می‌کنم.

379
00:29:00,530 --> 00:29:02,532
‫حالا جواب سوال‌ها رو بده.

380
00:29:21,718 --> 00:29:25,346
‫من صدام حسین، رئیس‌جمهور عراقم،

381
00:29:25,430 --> 00:29:26,548
‫چه خوشت بیاد چه نیاد.

382
00:29:26,598 --> 00:29:28,099
‫تو کی هستی؟

383
00:29:31,936 --> 00:29:33,605
‫جواب می‌خواد.

384
00:29:42,447 --> 00:29:43,948
‫خودشه.

385
00:29:47,118 --> 00:29:48,620
‫خودشه.

386
00:29:57,712 --> 00:29:59,214
‫الو؟

387
00:30:01,549 --> 00:30:03,051
‫جان؟

388
00:30:03,718 --> 00:30:06,095
‫اونجایی؟ باهام حرف بزن.

389
00:30:07,555 --> 00:30:08,840
‫گرفتیمش.

390
00:30:08,890 --> 00:30:12,852
‫چی؟ وای خدای من!

391
00:30:12,936 --> 00:30:15,063
‫آره، گرفتیمش.

392
00:30:16,564 --> 00:30:20,193
‫و گوش کن، همه‌ش به‌خاطر
‫علاقه‌ی احمقانه‌ی تو به بانده.

393
00:30:20,276 --> 00:30:22,821
‫- مسخره‌بازی درنیار.
‫- نه، جدی میگم.

394
00:30:24,739 --> 00:30:27,242
‫تموم شد.

395
00:30:27,367 --> 00:30:30,328
‫- باورم نمیشه.
‫- منم باورم نمیشه.

396
00:30:30,411 --> 00:30:33,039
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

397
00:30:33,122 --> 00:30:36,960
‫گوش کن، من... باید برم.
‫زود بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

398
00:30:37,085 --> 00:30:38,453
‫عاشقتم.

399
00:30:38,503 --> 00:30:40,004
‫منم عاشقتم، خیلی زیاد.

400
00:30:42,757 --> 00:30:44,384
‫باشه. خداحافظ.

401
00:30:44,467 --> 00:30:46,761
‫منم عاشقت میشم
‫اگه اون گوشی رو قطع کنی.

402
00:30:50,598 --> 00:30:52,433
‫گرفتش!

403
00:31:01,442 --> 00:31:03,444
‫عصر بخیر.

404
00:31:03,570 --> 00:31:07,740
‫دیروز، ۱۳ دسامبر،

405
00:31:07,824 --> 00:31:11,202
‫حدود ساعت ۸:۳۰ شب به وقت بغداد...

406
00:31:11,286 --> 00:31:14,163
‫نیروهای ارتش ایالات متحده

407
00:31:14,289 --> 00:31:17,166
‫صدام حسین رو دستگیر کردن... زنده.

408
00:31:18,376 --> 00:31:21,004
‫اکثریت قریب‌به‌اتفاق شهروندهای عراقی

409
00:31:21,129 --> 00:31:24,048
‫آرزو دارن مثل مردان و زنان آزاد زندگی کنن.

410
00:31:24,132 --> 00:31:26,551
‫این اتفاق اطمینان بیشتری میده...

411
00:31:26,634 --> 00:31:28,344
‫ممنون.

412
00:31:28,469 --> 00:31:29,971
‫که شکنجه‌گاه‌ها برای همیشه از بین رفتن.

413
00:31:30,013 --> 00:31:32,307
‫این عملیات بر اساس کار فوق‌العاده‌ی

414
00:31:32,432 --> 00:31:34,142
‫تحلیلگرهای اطلاعاتی بود

415
00:31:34,267 --> 00:31:38,021
‫که ردپای دیکتاتور رو
‫توی یه کشور پهناور پیدا کردن.

416
00:31:38,146 --> 00:31:41,691
‫نیروهای مرد و زن ما
‫و متحدانمون در ائتلاف

417
00:31:41,816 --> 00:31:43,610
‫برای پیدا کردن اعضای رژیم سقوط‌کرده

418
00:31:43,693 --> 00:31:46,112
‫با خطرات زیادی روبه‌رو شدن.

419
00:31:46,195 --> 00:31:49,908
‫کارشون ادامه داره و خطرات هم همین‌طور.

420
00:31:51,159 --> 00:31:54,454
‫امروز، از طرف ملت،

421
00:31:54,537 --> 00:31:57,248
‫از اعضای نیروهای مسلحمون تشکر می‌کنم

422
00:31:57,332 --> 00:31:59,000
‫و بهشون تبریک میگم.

423
00:32:00,168 --> 00:32:03,046
‫همین‌طور یه پیام
‫برای همه‌ی آمریکایی‌ها دارم...

424
00:32:03,171 --> 00:32:05,381
‫دستگیری صدام حسین

425
00:32:05,506 --> 00:32:07,550
‫به‌معنی پایان خشونت توی عراق نیست.

426
00:32:07,675 --> 00:32:09,344
‫خانم‌ها و آقایون...

427
00:32:09,469 --> 00:32:10,795
‫ما هنوزم با تروریست‌ها روبه‌رو هستیم.

428
00:32:10,845 --> 00:32:13,181
‫لطفاً همه تشویق کنین.

429
00:32:13,306 --> 00:32:18,436
‫قهرمان خوش‌تیپ و متواضعمون،
‫آقای جان نیکسون.

430
00:32:21,272 --> 00:32:22,774
‫موفق شدی!

431
00:32:24,651 --> 00:32:26,152
‫اسطوره!

432
00:32:26,861 --> 00:32:29,948
‫ایناهاش.
‫مردی که صدام رو گرفت.

433
00:32:30,031 --> 00:32:32,700
‫کل.

434
00:32:36,579 --> 00:32:37,989
‫کل، اینجا چیکار می‌کنی؟

435
00:32:38,039 --> 00:32:39,749
‫اومدم از این‌همه توجه نجاتت بدم.

436
00:32:39,874 --> 00:32:42,710
‫ایشون بهترین دوست برادر کوچیکمه.

437
00:32:46,214 --> 00:32:48,424
‫بهت افتخار می‌کنم مرد.
‫چارلی هم حتماً افتخار می‌کرد.

438
00:32:48,549 --> 00:32:51,636
‫برادر بزرگش همین الان
‫به بزرگترین عوضی زمانه‌مون دستبند زد.

439
00:32:51,719 --> 00:32:53,171
‫ترکوندی، عزیزم.

440
00:32:53,221 --> 00:32:54,722
‫آره.

441
00:32:54,847 --> 00:32:56,049
‫خیلی دیوونه‌کننده‌ست.

442
00:32:56,099 --> 00:32:59,143
‫صبر کن. یه برگ بلوط، سرگرد؟

443
00:32:59,227 --> 00:33:00,979
‫آره. خیلی دیوونه‌کننده‌ست، نه؟

444
00:33:01,062 --> 00:33:02,855
‫آخه کی فکرشو می‌کرد

445
00:33:02,939 --> 00:33:05,233
‫از یواشکی رفتن به بازی‌های رنجر توی گاردن

446
00:33:05,316 --> 00:33:07,610
‫برسیم به این‌همه شن و ماسه‌ی لعنتی؟

447
00:33:07,735 --> 00:33:09,187
‫آره.

448
00:33:09,237 --> 00:33:12,240
‫طوفان صحرا خیلی وقت پیش بود، ولی من...

449
00:33:13,574 --> 00:33:17,245
‫می‌دونی، روزی نیست که بهش فکر نکنم،

450
00:33:17,370 --> 00:33:19,539
‫اینکه چطوری جون همه‌ی افرادشو نجات داد.

451
00:33:19,622 --> 00:33:22,458
‫همیشه الگوم بود.

452
00:33:23,960 --> 00:33:25,461
‫دوستت داشت.

453
00:33:25,545 --> 00:33:27,088
‫می‌دونم.

454
00:33:27,213 --> 00:33:30,466
‫ولی می‌خوام اونم به من افتخار کنه، می‌فهمی؟

455
00:33:33,636 --> 00:33:35,138
‫افتخار می‌کرد.

456
00:33:36,431 --> 00:33:37,932
‫- واقعاً میگم.
‫- آره.

457
00:33:41,394 --> 00:33:42,637
‫- هی، چارلز؟
‫- ها؟

458
00:33:42,687 --> 00:33:44,097
‫تلفن. میشه جواب بدی؟

459
00:33:44,147 --> 00:33:45,139
‫برش می‌داری؟

460
00:33:45,189 --> 00:33:48,151
‫آره. حتماً.

461
00:33:48,234 --> 00:33:49,819
‫الو.

462
00:33:49,902 --> 00:33:51,404
‫سلام، بابا.

463
00:33:51,529 --> 00:33:52,981
‫صبر کن.
‫توی خونه چیکار می‌کنی؟

464
00:33:53,031 --> 00:33:54,615
‫همه‌چی مرتبه؟ حال بکا خوبه؟

465
00:33:54,699 --> 00:33:56,576
‫آره، حالش کاملاً خوبه.

466
00:33:56,701 --> 00:33:59,162
‫اینجا نشسته و
‫داره تلویزیون تماشا می‌کنه.

467
00:33:59,245 --> 00:34:02,331
‫گفتم بیام اینجا
‫تا تماس بعدیتو خودم جواب بدم.

468
00:34:02,415 --> 00:34:05,084
‫آها. گوش کن،
‫می‌خواستم بهت زنگ بزنم،

469
00:34:05,209 --> 00:34:07,086
‫ولی اوضاع یه کم دیوونه‌کننده بوده.

470
00:34:07,211 --> 00:34:10,256
‫هنوزم... هنوزم یه کم دیوونه‌کننده‌ست.

471
00:34:11,257 --> 00:34:13,384
‫بکا... اون گفت...

472
00:34:13,509 --> 00:34:14,836
‫چی؟

473
00:34:14,886 --> 00:34:17,555
‫اون... گفت کار تو بوده.

474
00:34:18,556 --> 00:34:20,008
‫داری راجع‌به چی حرف می‌زنی؟

475
00:34:20,058 --> 00:34:22,393
‫تو... کسی هستی که پیداش کردی.

476
00:34:24,520 --> 00:34:26,022
‫صبر کن، صبر کن.

477
00:34:27,398 --> 00:34:29,358
‫همه‌جا... توی اخبار پخشه.

478
00:34:29,442 --> 00:34:32,111
‫خیلی خوشحالم.
‫کاش می‌تونستم به همه بگم.

479
00:34:32,236 --> 00:34:34,113
‫آره، خب، فکر کنم همین الان گفتی.

480
00:34:34,238 --> 00:34:35,356
‫خب، من...

481
00:34:35,406 --> 00:34:36,858
‫قرار نیست چیزی بگه.

482
00:34:36,908 --> 00:34:38,493
‫نه، نه.

483
00:34:38,576 --> 00:34:40,244
‫کی... کی برمی‌گردی؟

484
00:34:42,121 --> 00:34:44,415
‫ببخشید. ببخشید عزیزم.
‫یه کم شلوغ‌‌پلوغه.

485
00:34:47,085 --> 00:34:50,797
‫اینجا... ببخشید. اینجا یه...

486
00:34:50,922 --> 00:34:52,248
‫اینجا یه مهمونی کوچیک گرفتن،

487
00:34:52,298 --> 00:34:53,541
‫همون‌طور که می‌شنوی.

488
00:34:53,591 --> 00:34:56,094
‫عزیزم...

489
00:34:57,720 --> 00:34:59,430
‫برای کریسمس میام خونه.

490
00:35:01,766 --> 00:35:05,019
‫این بهترین هدیه‌ایه که می‌تونستم بخوام.

491
00:35:05,103 --> 00:35:08,856
‫هی. کریسمس می‌بینیمت.

492
00:35:08,940 --> 00:35:11,025
‫خیلی زود بهت زنگ می‌زنم، باشه؟
‫عاشقتم، خداحافظ.

493
00:35:17,115 --> 00:35:18,441
‫و حالا گزارشمون رو ادامه می‌دیم

494
00:35:18,491 --> 00:35:19,901
‫درباره‌ی دستگیری صدام حسین.

495
00:35:19,951 --> 00:35:21,452
‫مردم در سراسر دنیا

496
00:35:21,536 --> 00:35:24,163
‫دستگیری دیکتاتور سابق عراق رو جشن می‌گیرن،

497
00:35:24,247 --> 00:35:26,749
‫اما هیچ‌جا به‌اندازه‌ی عراق خوشحال نیستن.

498
00:35:26,874 --> 00:35:28,501
‫امروز این فرصت رو داشتم

499
00:35:28,584 --> 00:35:30,920
‫که وارد آخرین مخفیگاه این ظالم بشم.

500
00:35:31,003 --> 00:35:33,256
‫حالا تقریباً قطعیه که دیکتاتور سابق

501
00:35:33,339 --> 00:35:35,091
‫توی عراق محاکمه میشه،

502
00:35:35,216 --> 00:35:37,051
‫و بعضی از مقامات از همین الان میگن

503
00:35:37,135 --> 00:35:39,220
‫که ممکنه با مجازات اعدام روبه‌رو بشه.

504
00:35:39,303 --> 00:35:40,930
‫پاشو، عزیزم!

505
00:35:41,013 --> 00:35:42,557
‫وقت صبحونه‌ست! هی، عزیزم!

506
00:35:42,640 --> 00:35:44,433
‫زود باش عزیزم، بریم، بریم، بریم!

507
00:35:44,559 --> 00:35:46,060
‫موفق شدی! تو قهرمانی.

508
00:35:48,354 --> 00:35:51,440
‫- بیدار شو و بدرخش!
‫- اومدم! لعنتی.

509
00:35:52,316 --> 00:35:54,110
‫بیا دیگه، پسر!

510
00:36:02,535 --> 00:36:04,287
‫- سلام، جان!
‫- سلام، سلام.

511
00:36:04,370 --> 00:36:05,872
‫کارت خوب بود، جان.

512
00:36:06,706 --> 00:36:08,207
‫هی، چه‌خبر؟

513
00:36:12,461 --> 00:36:13,963
‫- نیکسون.
‫- سلام.

514
00:36:15,882 --> 00:36:17,466
‫- گرفتیش.
‫- آره، گرفتیمش.

515
00:36:19,177 --> 00:36:21,971
‫ببین، من...
‫واقعاً هیچ‌وقت بهت شک نداشتم.

516
00:36:22,096 --> 00:36:24,765
‫می‌دونستم که باهوشی.

517
00:36:24,849 --> 00:36:26,642
‫- کارت عالی بود.
‫- ممنونم.

518
00:36:26,767 --> 00:36:29,145
‫قربان، شما قراره صدام رو بازجویی کنین؟

519
00:36:29,270 --> 00:36:31,731
‫نه، تیم اف‌بی‌آی
‫۳۰ روز دیگه می‌رسه اینجا.

520
00:36:31,814 --> 00:36:34,108
‫حسین رو مثل یه چاه نفت می‌دوشن.

521
00:36:34,192 --> 00:36:35,735
‫۳۰ روز؟ یه ماه؟

522
00:36:35,818 --> 00:36:37,061
‫آره.

523
00:36:37,111 --> 00:36:38,779
‫این بهش زمان میده تا آماده بشه.

524
00:36:38,863 --> 00:36:41,282
‫منظورم اینه که ۳۶ ساعت اول،
‫حیاتی‌ترین زمانه.

525
00:36:41,365 --> 00:36:42,692
‫نیکسون، یه لحظه‌ای هست

526
00:36:42,742 --> 00:36:44,068
‫که شکارچی جاشو به آشپز میده.

527
00:36:44,118 --> 00:36:45,661
‫قبول دارم، ولی صدام از سال‌ها پیش

528
00:36:45,786 --> 00:36:48,748
‫برای دستگیری احتمالیش آماده شده.

529
00:36:48,831 --> 00:36:51,125
‫شورش روزبه‌روز داره قوی‌تر میشه.

530
00:36:51,209 --> 00:36:52,835
‫باید زودتر بهش رسیدگی کنیم.

531
00:36:52,919 --> 00:36:54,503
‫شورش کار ارتشه.

532
00:36:54,629 --> 00:36:56,464
‫اولویت، پیدا کردن سلاح‌های کشتارجمعیه.

533
00:36:56,547 --> 00:36:59,008
‫خب، که چی،
‫قراره یه ماه هدر بدیم تا ازش بپرسیم؟

534
00:36:59,091 --> 00:37:00,635
‫این فقط شبیه سیاست‌بازی‌های مزخرفه.

535
00:37:00,718 --> 00:37:02,637
‫روند کار این‌طوریه.

536
00:37:02,720 --> 00:37:04,805
‫اگه خوشت نمیاد،
‫باید توی همون سوراخ‌موشت می‌موندی

537
00:37:04,889 --> 00:37:06,682
‫به‌جای اینکه به آنجلا التماس کنی
‫تا بیارمت اینجا.

538
00:37:06,766 --> 00:37:08,434
‫من برای اومدن به اینجا التماس نکردم، باشه؟

539
00:37:08,517 --> 00:37:10,186
‫اومدم اینجا چون می‌خوام خدمت کنم،

540
00:37:10,311 --> 00:37:12,021
‫چون این یارو رو بهتر از هرکسی می‌شناسم.

541
00:37:12,146 --> 00:37:13,648
‫و این همون دلیلیه که گرفتیمش.

542
00:37:13,731 --> 00:37:15,233
‫هی، چه‌خبره؟

543
00:37:15,316 --> 00:37:16,817
‫و شما می‌خواین
‫تنها فرصتمون رو از بین ببرین؟

544
00:37:16,901 --> 00:37:18,311
‫تا هنوز آسیب‌پذیر و گیجه

545
00:37:18,361 --> 00:37:19,862
‫باید ازش بازجویی کنیم.

546
00:37:19,946 --> 00:37:21,864
‫فکر می‌کنی می‌تونی کاری کنی که
‫ما رو به سلاح‌های کشتارجمعی برسونه؟

547
00:37:21,989 --> 00:37:23,824
‫- آره.
‫- باشه.

548
00:37:23,908 --> 00:37:25,359
‫با آنجلا حرف می‌زنم.

549
00:37:25,409 --> 00:37:27,361
‫ولی بهتره اون
‫سلاح‌های کشتارجمعی رو پیدا کنی.

550
00:37:27,411 --> 00:37:29,280
‫خیلی متأسفم.
‫می‌تونم یه لحظه باهات حرف بزنم، جان؟

551
00:37:29,330 --> 00:37:31,207
‫ببخشید. بیا... بیا... با من بیا.

552
00:37:38,422 --> 00:37:40,007
‫داری بازی می‌خوری.

553
00:37:40,091 --> 00:37:41,500
‫اینو می‌فهمی؟

554
00:37:41,550 --> 00:37:42,919
‫استیل‌ول فقط می‌خواد خودشو نجات بده.

555
00:37:42,969 --> 00:37:44,887
‫اگه این خراب بشه، تو زمین می‌خوری.

556
00:37:44,971 --> 00:37:46,722
‫اگه اصلاً برات مهمه که چی میگم،

557
00:37:46,847 --> 00:37:48,808
‫این پیروزی رو بردار
‫و مثل یه قهرمان برو خونه.

558
00:37:48,891 --> 00:37:51,352
‫خیلی‌خب. جان.

559
00:37:51,435 --> 00:37:53,729
‫اگه در جریان نیستی،
‫ما ماه‌هاست که اینجاییم.

560
00:37:53,854 --> 00:37:55,523
‫آزمایشگاهای خالی، سیلوهای متروکه،

561
00:37:55,606 --> 00:37:57,441
‫زیرزمین‌های پر از شن و ماسه‌ی لعنتی.

562
00:37:57,566 --> 00:37:58,976
‫اینجا هیچی نیست.

563
00:37:59,026 --> 00:38:00,695
‫هیچ‌کس باور نداره که
‫اینجا چیزی باشه، جان.

564
00:38:00,778 --> 00:38:02,488
‫- هیچ‌کس.
‫- تو چی؟

565
00:38:02,571 --> 00:38:05,574
‫من فرصت رویارویی بی‌واسطه
‫با صدام رو پیدا کردم.

566
00:38:05,700 --> 00:38:07,410
‫این چیزیه که زندگیم رو وقفش کردم.

567
00:38:07,535 --> 00:38:08,736
‫برای همین اومدم اینجا.

568
00:38:08,786 --> 00:38:10,154
‫فکر کردین همین‌طوری ول می‌کنم میرم

569
00:38:10,204 --> 00:38:11,914
‫بدون اینکه حتی تلاش کنم؟ نه.

570
00:38:14,208 --> 00:38:17,211
‫[بی‌آی‌اف]
‫[مرکز بازجویی میدان نبرد]

571
00:38:20,881 --> 00:38:23,467
‫وقتشه به این عوضیای سیا کار یاد بدیم.

572
00:38:25,511 --> 00:38:27,096
‫- صبح بخیر.
‫- مطمئنین از پسش برمیاین؟

573
00:38:27,179 --> 00:38:28,681
‫بریم.

574
00:38:33,519 --> 00:38:34,929
‫گوش کنین.

575
00:38:34,979 --> 00:38:37,064
‫اجازه‌ی عکس گرفتن از زندانی رو ندارین.

576
00:38:37,148 --> 00:38:40,109
‫اجازه‌ی امضا گرفتن از زندانی رو ندارین.

577
00:38:40,192 --> 00:38:42,278
‫اجازه ندارین چیزی از زندانی قبول کنین.

578
00:38:42,403 --> 00:38:45,281
‫اجازه ندارین چیزی به زندانی بدین.

579
00:38:46,782 --> 00:38:48,284
‫یادتون نره دارین با کی سروکله می‌زنین.

580
00:38:48,367 --> 00:38:50,036
‫اگه فرصت گیر بیاره می‌کشتتون.

581
00:38:56,625 --> 00:38:58,127
‫کارت گردنیتون رو بدین به من.

582
00:38:59,128 --> 00:39:00,838
‫بدون اسم، بدون کارت شناسایی.

583
00:39:35,289 --> 00:39:41,253
«ترجمه از سینا صداقت و ایلیا»

584
00:39:43,253 --> 00:39:53,253
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M