1
00:00:00,913 --> 00:00:03,028
‫اون‌ها خود مأموریت غیرممکنن.

2
00:00:03,060 --> 00:00:04,950
‫یه سرباز نخبه
‫که سرتاپا مخفی‌کاریه.

3
00:00:05,000 --> 00:00:05,832
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

4
00:00:05,882 --> 00:00:07,175
‫به همه‌جا اعزام می‌شن.

5
00:00:07,199 --> 00:00:09,099
‫الان هم در جاهایی
‫حضور دارن...

6
00:00:09,125 --> 00:00:10,175
‫که هیچ‌کس ازشون خبر نداره.

7
00:00:10,200 --> 00:00:12,624
‫تمرین دیدن تا با دقتی
‫مرگبار و قدرتی...

8
00:00:12,649 --> 00:00:15,041
‫مهارنشدنی، حمله کنن.

9
00:00:15,066 --> 00:00:17,788
‫نیروی دلتا زمانی
‫وارد عمل می‌شه...

10
00:00:17,812 --> 00:00:19,805
‫که جون آمریکایی‌ها
‫در خطر باشه.

11
00:00:19,829 --> 00:00:23,475
‫یه عمر تمرین،
‫برای لحظه‌ای عملیات.

12
00:00:23,499 --> 00:00:26,264
‫دیگه برام غریزی شده.
‫اگه تهدیدی ببینم، نابودش می‌کنم.

13
00:00:33,869 --> 00:00:35,829
‫جنگجویان زاده نمی‌شوند...

14
00:00:35,999 --> 00:00:38,159
‫بلکه ساخته می‌شوند.

15
00:00:40,600 --> 00:00:44,093
‫درکِ اینکه چطور به این نقطه رسیدند،

16
00:00:44,119 --> 00:00:46,699
‫عظمت واقعی‌شان رو آشکار می‌سازد.

17
00:00:46,861 --> 00:00:48,741
‫از گهواره تا گور،

18
00:00:48,897 --> 00:00:51,897
‫این مسیر شکل‌گیری...

19
00:00:52,104 --> 00:00:54,632
‫بزرگ‌ترین جنگجویان تاریخ است.

20
00:01:00,123 --> 00:01:06,101
‫‏[نیروی دلتا]‏

21
00:01:07,421 --> 00:01:09,461
‫برای یه مأمور نیروی دلتا،

22
00:01:09,750 --> 00:01:12,500
‫هیچ مأموریتی خیلی سخت نیست.

23
00:01:12,525 --> 00:01:15,578
‫مأمور نیروی دلتا
‫احتمالاً آموزش‌دیده‌ترین...

24
00:01:15,602 --> 00:01:18,222
‫و حرفه‌ای‌ترین سرباز دنیاست.

25
00:01:18,329 --> 00:01:20,645
‫آموزش و تخصصش ازش...

26
00:01:20,670 --> 00:01:24,159
‫یه جنگجوی نخبه
‫و بی‌نظیر می‌سازه.

27
00:01:24,184 --> 00:01:26,345
‫من در دوران کاریم
‫این شانس رو داشتم...

28
00:01:26,370 --> 00:01:30,225
‫که کنار آدم‌های بزرگی باشم،
‫کنار کسایی که...

29
00:01:30,250 --> 00:01:33,330
‫به نظرم جزو بزرگ‌ترین
‫جنگجوهای تاریخن.

30
00:01:33,539 --> 00:01:35,279
‫مردان نیروی دلتا...

31
00:01:35,305 --> 00:01:38,475
‫تمرین دیدن تا هر دشمنی رو
‫از پا دربیارن.

32
00:01:38,499 --> 00:01:41,635
‫می‌رن سراغ تحت‌تعقیب‌ترین
‫هدف‌های آمریکا.

33
00:01:41,667 --> 00:01:44,257
‫دشمن‌های مخفی،
‫شبکه‌های تروریستی...

34
00:01:44,455 --> 00:01:47,505
‫کارتل‌های مواد مخدر،
‫یا شبکه‌های تروریستی قاچاق مواد...

35
00:01:47,659 --> 00:01:49,289
‫و جنایتکارهای جنگی.

36
00:01:49,409 --> 00:01:52,342
‫می‌تونید ازشون به عنوان
‫یگان زبده و تراز اول...

37
00:01:52,369 --> 00:01:55,764
‫نیروهای ویژه ارتش
‫آمریکا یاد کنید.

38
00:01:55,788 --> 00:01:58,902
‫واقعاً گل سرسبد
‫و زبده‌ترین‌ها هستن،

39
00:01:58,936 --> 00:02:01,783
‫از نظر دقت،
‫تیراندازی و مهارت.

40
00:02:01,809 --> 00:02:03,399
‫نیروی دلتا زیر نظر...

41
00:02:03,449 --> 00:02:05,305
‫فرماندهی مشترک
‫عملیات ویژه فعالیت می‌کنه.

42
00:02:05,330 --> 00:02:08,648
‫این فرماندهی،
‫انتخاب اول رئیس‌جمهوره،

43
00:02:08,725 --> 00:02:12,159
‫یگان تراز اول ارتش
‫برای مبارزه با تروریسم.

44
00:02:12,289 --> 00:02:14,249
‫اگه وضعیت اضطراری‌ای پیش بیاد،
‫رئیس‌جمهور...

45
00:02:14,316 --> 00:02:16,606
‫تلفن رو برمی‌داره
‫و با نیروی دلتا تماس می‌گیره.

46
00:02:16,772 --> 00:02:19,410
‫ساختار این یگان همیشه
‫بر پایه‌ی تیم‌هاست،

47
00:02:19,434 --> 00:02:21,224
‫معمولاً تیم‌های چهار نفره.

48
00:02:21,249 --> 00:02:23,515
‫ممکنه هر کدوم مهارت‌های
‫متفاوتی داشته باشن.

49
00:02:23,540 --> 00:02:26,070
‫هر تیم بخشی از یه گروهانه،

50
00:02:26,094 --> 00:02:27,594
‫که اون هم بخشی
‫از یه گردانه.

51
00:02:27,620 --> 00:02:30,120
‫تا جایی که می‌دونیم،
‫در حال حاضر هفت گردان...

52
00:02:30,145 --> 00:02:31,845
‫در نیروی دلتا وجود داره.

53
00:02:31,870 --> 00:02:35,045
‫در پایگاه نیروی دلتا
‫در فورت لیبرتی مستقرن،

54
00:02:35,069 --> 00:02:37,344
‫که قبلاً به اسم فورت بِرگ
‫شناخته می‌شد.

55
00:02:37,368 --> 00:02:40,303
‫نیروی دلتا اسامی
‫و مخفف‌های زیادی داره.

56
00:02:40,328 --> 00:02:43,248
‫نام طبقه‌بندی‌شده
‫و محرمانه‌اش...

57
00:02:43,274 --> 00:02:45,779
‫یگان یکم عملیاتی
‫نیروهای ویژه‌ی دلتاست.

58
00:02:45,803 --> 00:02:47,844
‫به خود اعضای نیروی دلتا،

59
00:02:47,869 --> 00:02:51,131
‫خیلی وقت‌ها
‫در عموم می‌گن: یگان.

60
00:02:51,156 --> 00:02:53,991
‫‏[یگان]‏

61
00:02:54,017 --> 00:02:56,829
‫مسیر مأمور شدن
‫در نیروی دلتا،

62
00:02:56,949 --> 00:03:00,159
‫نیاز به ازخودگذشتگی
‫خیلی زیادی داره.

63
00:03:00,289 --> 00:03:02,345
‫یه مأمور باید سال‌ها
‫تمرین سخت رو تحمل کنه،

64
00:03:02,369 --> 00:03:05,594
‫در استفاده از تمام سلاح‌های
‫مدرن جنگی استاد بشه...

65
00:03:05,620 --> 00:03:09,040
‫و با استفاده از تدابیر
‫دقیق و خشونت،

66
00:03:09,200 --> 00:03:11,790
‫دشمن رو از پا دربیاره.

67
00:03:11,909 --> 00:03:14,159
‫این راهی بود
‫که اولین بار...

68
00:03:14,368 --> 00:03:16,959
‫توسط مردی با اراده‌ای
‫مصمم پایه‌گذاری شد.

69
00:03:17,059 --> 00:03:22,423
‫‏[مالایا - سال ۱۹۶۲]‏

70
00:03:22,448 --> 00:03:25,553
‫چارلی بکویث سروان...

71
00:03:25,578 --> 00:03:28,118
‫ارتش آمریکا بود.
‫یه کلاه‌سبز.

72
00:03:28,144 --> 00:03:31,330
‫اوایل دهه‌ی ۶۰، دید که نیروهای
‫ویژه‌ی هوایی بریتانیا چطور...

73
00:03:31,354 --> 00:03:33,474
‫تمرین می‌کردن؛ حتی
‫موقع اعزامشون به...

74
00:03:33,499 --> 00:03:35,860
‫مالزی امروزی،
‫همراهشون رفت...

75
00:03:35,885 --> 00:03:39,515
‫و کاملاً شیفته‌شون شد.

76
00:03:39,539 --> 00:03:41,344
‫همکاری بکویث با این...

77
00:03:41,370 --> 00:03:44,000
‫نیروهای ویژه هوایی بریتانیا،
‫واقعاً روش تأثیر گذاشت.

78
00:03:44,119 --> 00:03:46,079
‫آدم‌هایی رو می‌دید که...

79
00:03:46,123 --> 00:03:48,819
‫فقط آموزش‌دهنده نبودن،
‫بلکه مرد عمل بودن.

80
00:03:49,039 --> 00:03:51,344
‫می‌تونستن کاملاً
‫مستقل عمل کنن.

81
00:03:51,370 --> 00:03:53,160
‫و به شکل مخفیانه نفوذ کنن.

82
00:03:53,185 --> 00:03:56,234
‫بکویث متوجه شد که
‫آمریکا واقعاً...

83
00:03:56,265 --> 00:03:58,725
‫چنین نیروی تکاوری نداره.

84
00:03:58,749 --> 00:04:01,708
‫و می‌خواست یه همچین
‫نیرویی رو...

85
00:04:01,734 --> 00:04:03,805
‫وارد ارتش آمریکا کنه.

86
00:04:03,829 --> 00:04:06,765
‫مقامات رده‌بالا، نیازی به...

87
00:04:06,789 --> 00:04:10,369
‫چنین یگان تخصصی
‫و ویژه‌ای نمی‌دیدن.

88
00:04:10,538 --> 00:04:14,520
‫سال ۱۹۷۰،
‫جنگل‌های ویتنام تبدیل شد به...

89
00:04:14,546 --> 00:04:18,095
‫میدان آزمونی برای
‫نیروهای زبده‌ی آمریکا.

90
00:04:18,120 --> 00:04:21,200
‫ولی آزمونی بود
‫که براش آماده نبودن.

91
00:04:21,224 --> 00:04:23,911
‫بخش زیادی از این ایده
‫بعد از ناکامی...

92
00:04:23,936 --> 00:04:26,974
‫عملیات سون‌تای شکل گرفت؛
‫مأموریتی برای نجات اسرا.

93
00:04:26,998 --> 00:04:29,888
‫نیروهای نجات از بین
‫کلاه‌سبزها انتخاب شده بودن.

94
00:04:29,913 --> 00:04:32,054
‫اون موقع،
‫کلاه‌سبزها زبده‌ترین...

95
00:04:32,079 --> 00:04:34,079
‫نیروی عملیات ویژه
‫در آمریکا بودن.

96
00:04:34,395 --> 00:04:36,342
‫ولی هر چقدر هم که
‫کلاه‌سبزها خوب بودن،

97
00:04:36,366 --> 00:04:38,999
‫آماده شدنشون برای
‫اون عملیات خیلی طول کشید.

98
00:04:39,199 --> 00:04:43,329
‫تا وقتی که تیم بالاخره رسید،
‫اسرا خیلی وقت بود که منتقل شده بودن.

99
00:04:43,645 --> 00:04:46,437
‫اینجا بود که ارتش به چیزی
‫احساس نیاز کرد...

100
00:04:46,461 --> 00:04:48,711
‫که بعدها
‫شد نیروی دلتا.

101
00:04:48,749 --> 00:04:51,857
‫بینش واقعی چارلی
‫این بود که نمی‌شه...

102
00:04:51,882 --> 00:04:54,330
‫چنین یگانی رو در پاسخ به
‫یه وضعیت اضطراری ساخت.

103
00:04:54,450 --> 00:04:56,859
‫باید نیرویی داشته باشید
‫که از قبل آموزش‌ دیده،

104
00:04:56,884 --> 00:04:59,254
‫گزینش ‌شده و آماده‌ی
‫اعزامه.

105
00:05:01,538 --> 00:05:04,674
‫بعد، در دهه ۱۹۷۰،
‫موجی از تروریسم...

106
00:05:04,700 --> 00:05:06,660
‫سرتاسر دنیا رو گرفت.

107
00:05:06,880 --> 00:05:10,345
‫یه دنیای جدید بود و سبک
‫جنگیدن داشت عوض می‌شد.

108
00:05:10,515 --> 00:05:12,990
‫مثلاً یه هواپیمای
‫مسافربری سوئیسی...

109
00:05:13,015 --> 00:05:15,305
‫منفجر شد و کلی
‫آمریکایی توش کشته شدن.

110
00:05:15,329 --> 00:05:19,369
‫سفیر آمریکا
‫در سودان هم ترور شد.

111
00:05:19,675 --> 00:05:23,560
‫ژنرال‌ها رفتن سراغ چارلی
‫تا اون نیرو رو تشکیل بده،

112
00:05:23,584 --> 00:05:25,319
‫تا برنامه‌ی آموزشی رو
‫بچینه و مشخص کنه...

113
00:05:25,344 --> 00:05:27,554
‫این یگان چطور
‫باید ایجاد بشه.

114
00:05:27,579 --> 00:05:30,343
‫نیروی دلتا که برای مبارزه با تروریسم
‫و نجات گروگان‌ها ساخته شده،

115
00:05:30,370 --> 00:05:32,845
‫در موقعیت‌هایی به کار
‫گرفته می‌شه که...

116
00:05:32,870 --> 00:05:35,546
‫شبیه مأموریت
‫غیرممکن به نظر می‌رسن.

117
00:05:35,570 --> 00:05:39,499
‫[شهر پاناما، ۲۰ دسامبر ۱۹۸۹]

118
00:05:39,524 --> 00:05:41,174
‫‏[عملیات مانور اسید]‏

119
00:05:41,200 --> 00:05:43,320
‫سال ۱۹۸۹، کورت میوز...

120
00:05:43,345 --> 00:05:44,975
‫در پاناما کار می‌کرد.

121
00:05:45,000 --> 00:05:48,225
‫گفته می‌شه کارمند
‫سازمان سیا بوده.

122
00:05:48,249 --> 00:05:50,661
‫و نیروهای نوریگا اسیر...

123
00:05:50,686 --> 00:05:52,174
‫و زندانیش کرده بودن.

124
00:05:52,199 --> 00:05:54,028
‫چند تا هلی‌کوپتر لیتل برد...

125
00:05:54,053 --> 00:05:56,985
‫مأمورها رو روی سقف
‫زندان فرود آوردن.

126
00:05:57,039 --> 00:05:58,749
‫به زندان نفوذ کردن.

127
00:05:58,901 --> 00:06:01,149
‫رفتن به سمت سلولی...

128
00:06:01,175 --> 00:06:02,675
‫که کورت میوز
‫توش حبس شده بود.

129
00:06:02,699 --> 00:06:04,804
‫درِ سلول رو منفجر کردن،

130
00:06:04,828 --> 00:06:06,634
‫بهش جلیقه
‫و کلاه‌خود دادن...

131
00:06:06,660 --> 00:06:08,865
‫و سریع سوار
‫هلی‌کوپتر شدن...

132
00:06:08,889 --> 00:06:10,674
‫که بعد از اونجا خارجشون کرد.

133
00:06:10,701 --> 00:06:13,475
‫ظرف ۶ دقیقه نجاتش دادن.

134
00:06:13,500 --> 00:06:15,521
‫این دقیقاً همون
‫مأموریتی بود که...

135
00:06:15,546 --> 00:06:17,055
‫نیروی دلتا براش
‫به وجود اومده بود.

136
00:06:17,080 --> 00:06:21,264
‫اون‌ها اولین عملیات
‫نجات موفق ارتش...

137
00:06:21,289 --> 00:06:23,459
‫به رهبری خود آمریکایی‌ها
‫در تاریخ رو...

138
00:06:23,483 --> 00:06:25,514
‫برنامه‌ریزی و اجرا کردن.

139
00:06:25,540 --> 00:06:28,265
‫برای انجام
‫این مأموریت‌های پرخطر،

140
00:06:28,290 --> 00:06:32,195
‫نیروی دلتا به گروه خاصی
‫از جنگجوها نیاز داره.

141
00:06:33,101 --> 00:06:38,147
‫‏[گزینش]‏

142
00:06:38,983 --> 00:06:41,279
‫برخلاف بقیه‌ی
‫جنگجوهای تاریخ...

143
00:06:41,305 --> 00:06:43,107
‫که از بدو تولد برای
‫جنگیدن تربیت می‌شدن،

144
00:06:43,131 --> 00:06:46,076
‫فرایند گزینش مأمورهای دلتا،

145
00:06:46,101 --> 00:06:49,175
‫از بین کسانی شروع
‫می‌شه که خودشون...

146
00:06:49,200 --> 00:06:51,830
‫جزو «بهترینِِ بهترین‌ها» هستن.

147
00:06:52,039 --> 00:06:55,344
‫از سراسر
‫ارتش نیرو جذب می‌کنن،

148
00:06:55,370 --> 00:06:56,845
‫حتی از بخش‌های
‫دیگه‌ی نیروهای مسلح،

149
00:06:56,879 --> 00:06:58,384
‫متقاضی ممکنه
‫یه کلاه‌سبز باشه،

150
00:06:58,409 --> 00:07:00,851
‫یا یه تکاور، ولی در دلتا،

151
00:07:00,876 --> 00:07:02,555
‫همه‌چیز یه پله سخت‌تر می‌شه،

152
00:07:02,579 --> 00:07:04,149
‫دنبال کسی
‫می‌گردن که...

153
00:07:04,174 --> 00:07:05,489
‫ابتکار عمل فردی داشته باشه.

154
00:07:05,514 --> 00:07:07,359
‫کسی که بتونه در شرایط جنگی،

155
00:07:07,384 --> 00:07:09,174
‫تحت فشار و خستگی مفرط،

156
00:07:09,199 --> 00:07:11,249
‫سریع تصمیم بگیره.

157
00:07:11,515 --> 00:07:13,055
‫من در گردان سوم تکاوران بودم.

158
00:07:13,079 --> 00:07:15,610
‫همین که در مورد یگان شنیدم،

159
00:07:15,635 --> 00:07:17,781
‫خیلی انگیزه
‫و هیجان پیدا کردم...

160
00:07:17,806 --> 00:07:19,766
‫که راه خودم رو
‫به اونجا باز کنم.

161
00:07:19,791 --> 00:07:21,601
‫دو سال رو در
‫مدرسه‌ی چتربازی...

162
00:07:21,626 --> 00:07:23,176
‫نیروهای ویژه گذروندم.

163
00:07:23,201 --> 00:07:25,296
‫همیشه می‌خواستم پیشرفت
‫کنم و اولین باری که...

164
00:07:25,320 --> 00:07:27,345
‫اسم یگان رو شنیدم،
‫برام خیلی جالب بود.

165
00:07:27,369 --> 00:07:28,675
‫برای ما مثل
‫ابرقهرمان بودن.

166
00:07:28,701 --> 00:07:31,595
‫دقیقاً همون کسایی که بچگی
‫آرزو داشتیم مثلشون بشیم.

167
00:07:31,627 --> 00:07:33,425
‫راستش، مأمورهای
‫گزینش اومدن سراغم...

168
00:07:33,450 --> 00:07:35,370
‫و بهم گفتن: «فکر
‫می‌کنیم این کاره‌ای،

169
00:07:35,394 --> 00:07:36,804
‫بهتره بیای برای
‫آزمون گزینش.»

170
00:07:36,830 --> 00:07:39,950
‫نیروهای جدید با مجموعه‌ای
‫از آزمون‌های بی‌رحمانه روبه‌رو می‌شن.

171
00:07:40,001 --> 00:07:42,130
‫بیشترشون رد می‌شن.

172
00:07:42,155 --> 00:07:44,595
‫این آزمون طراحی
‫شده تا مشخص کنه...

173
00:07:44,619 --> 00:07:46,499
‫در شرایط جنگی،
‫چه کسی ممکنه جا بزنه.

174
00:07:47,602 --> 00:07:51,102
‫‏[مرحله‌ی فشار روانی
‫کارولینای شمالی، کوهستان یوواری]‏

175
00:07:51,241 --> 00:07:54,208
‫مرحله‌ی فشار روانی،
‫یه آزمون سخت جسمی و روحیه...

176
00:07:54,241 --> 00:07:58,974
‫که طراحی شده تا متقاضی‌ها رو
‫تا مرز فروپاشی ببره.

177
00:07:58,999 --> 00:08:00,910
‫قوانین و شرایط این بخش...

178
00:08:00,935 --> 00:08:04,725
‫عمداً مخفی و مبهم
‫نگه داشته می‌شن.

179
00:08:04,750 --> 00:08:06,231
‫همه چی نصفه‌شب شروع می‌شه،

180
00:08:06,256 --> 00:08:08,426
‫اولین محل
‫ملاقات رو به آدم می‌دن و...

181
00:08:08,451 --> 00:08:10,371
‫می‌زنه به دل جنگل.

182
00:08:10,539 --> 00:08:13,659
‫اینجا، تنهای تنها
‫در کوه‌های یوواری،

183
00:08:13,829 --> 00:08:16,286
‫آدم باید با خودش بجنگه.

184
00:08:16,311 --> 00:08:19,594
‫ازتون می‌خوان از نقطه‌ی
‫الف به نقطه‌ی ب برید.

185
00:08:19,618 --> 00:08:21,199
‫هیچ زمان مشخصی
‫بهتون اعلام نمی‌شه،

186
00:08:21,224 --> 00:08:23,909
‫فقط باید تا جایی که
‫می‌تونید سریع حرکت کنید.

187
00:08:23,935 --> 00:08:26,595
‫از پا در اومده بودم،
‫داغون شده بودم و حالم بد بود.

188
00:08:26,713 --> 00:08:28,343
‫پوتین‌هام خیس آب بودن.

189
00:08:28,369 --> 00:08:29,741
‫تمام کف پاهام تاول زده بود.

190
00:08:29,766 --> 00:08:31,304
‫کوله‌پشتیم
‫سنگین و سنگین‌تر می‌شد،

191
00:08:31,329 --> 00:08:33,829
‫چون بارون مداوم
‫حسابی خیسش کرده بود.

192
00:08:35,040 --> 00:08:36,910
‫متقاضی‌ها نمی‌دونن
‫کی تموم می‌شه.

193
00:08:37,055 --> 00:08:39,965
‫هدفش اینه که ببینن
‫فرد چقدر می‌تونه طاقت بیاره.

194
00:08:40,014 --> 00:08:42,224
‫که می‌تونه دووم
‫بیاره و از توان یه آدم عادی...

195
00:08:42,249 --> 00:08:44,329
‫فراتر بره یا نه.

196
00:08:47,901 --> 00:08:50,876
‫تسلط روی مسیریابی زمینی
‫در مناطق دشمن،

197
00:08:50,909 --> 00:08:53,909
‫برای ساختن یه جنگجوی
‫زبده حیاتیه.

198
00:08:54,110 --> 00:08:56,836
‫پشت خطوط دشمن،
‫همین مهارت‌هان که...

199
00:08:56,869 --> 00:08:59,999
‫مرز بین مرگ
‫و زندگی رو مشخص می‌کنن.

200
00:09:02,026 --> 00:09:03,906
‫به محض این‌که
‫فرد به یه هدف می‌رسه،

201
00:09:03,991 --> 00:09:06,901
‫بلافاصله یه مأموریت
‫جدید بهش می‌دن.

202
00:09:07,079 --> 00:09:10,199
‫کل این روند
‫در مورد اینه که فرد،

203
00:09:10,267 --> 00:09:12,937
‫با اراده و ذهن خودش بجنگه.

204
00:09:13,198 --> 00:09:15,328
‫فقط قدم پشت قدم برمی‌داشتم.

205
00:09:15,499 --> 00:09:18,215
‫به رفتن ادامه
‫دادم و واینستادم.

206
00:09:18,240 --> 00:09:20,924
‫با نهایت سرعت می‌رفتم.

207
00:09:20,949 --> 00:09:23,014
‫برای اون تعداد
‫اندکی که قبول می‌شن،

208
00:09:23,039 --> 00:09:25,249
‫یه مرحله‌ی دیگه در راهه.

209
00:09:26,870 --> 00:09:30,515
‫اینجا بحث جسم نیست،
‫بحث ذهنه که...

210
00:09:30,540 --> 00:09:32,830
‫تا آخرین حد توانش تحت
‫فشار قرار می‌گیره.

211
00:09:33,006 --> 00:09:35,344
‫در پایان مرحله‌ی فشار روانی، تقریباً...

212
00:09:35,369 --> 00:09:37,581
‫یه هفته ارزیابی
‫روان‌شناختی در پیش داشتیم.

213
00:09:37,895 --> 00:09:39,265
‫وارد اتاق شدم.

214
00:09:39,290 --> 00:09:42,160
‫پر از آدمایی بود که تا
‫حالا در زندگیم ندیدم.

215
00:09:42,329 --> 00:09:43,949
‫و شروع کردن
‫به سوال پرسیدن.

216
00:09:44,120 --> 00:09:47,500
‫هیچ راهی برای آماده شدن برای
‫همچین آزمونی وجود نداره.

217
00:09:47,656 --> 00:09:50,592
‫فقط کسایی که در بالاترین سطح،
‫زیر فشار شدید،

218
00:09:50,620 --> 00:09:53,280
‫کارایی دارن،
‫ادامه می‌دن.

219
00:09:53,305 --> 00:09:55,055
‫دلم می‌خواست موهام رو بِکنم.

220
00:09:55,080 --> 00:09:58,110
‫بعدش یه آزمون دیگه می‌گرفتن.
‫هزاران سوال.

221
00:09:58,134 --> 00:09:59,924
‫اون موقع همه‌اش
‫با خودم فکر می‌کردم:

222
00:09:59,949 --> 00:10:01,829
‫«این‌ها سوالای انحرافی‌ان.»

223
00:10:01,854 --> 00:10:04,410
‫این قضیه به روان
‫فردی و احساسات فرد...

224
00:10:04,434 --> 00:10:05,764
‫برمی‌گرده.

225
00:10:05,789 --> 00:10:08,424
‫اون‌ها خسته‌ان،
‫تحت فشارن، گرسنه‌ان...

226
00:10:08,449 --> 00:10:10,020
‫و واقعاً تا آخرین حد توانشون
‫تحت فشار قرار گرفتن.

227
00:10:10,045 --> 00:10:14,130
‫دقیقاً همین رو ارزیابی می‌کنن،
‫این‌که فرد چطور زیر فشار تصمیم‌گیری می‌کنه.

228
00:10:14,155 --> 00:10:16,595
‫وقتی خسته‌ان هم
‫می‌تونن این کار رو بکنن؟

229
00:10:16,620 --> 00:10:19,806
‫برای همین با یه نرخ ریزش
‫فوق‌العاده بالا روبه‌رو می‌شیم،

230
00:10:19,831 --> 00:10:22,191
‫که آخرش فقط...
‫نه تنها قوی‌ترین‌ها از نظر...

231
00:10:22,216 --> 00:10:25,636
‫جسمی، بلکه کسایی که قوی‌ترین
‫ذهن رو دارن، باقی می‌مونن.

232
00:10:25,661 --> 00:10:28,905
‫فقط ۵ درصد از کل
‫نیروهای ارتش...

233
00:10:28,930 --> 00:10:30,726
‫صلاحیت شرکت
‫در این آزمون رو پیدا می‌کنن.

234
00:10:30,751 --> 00:10:33,647
‫از بین اون‌ها هم،
‫۹۰ درصد نمی‌تونن...

235
00:10:33,672 --> 00:10:35,781
‫از مراحل اصلی
‫گزینش عبور کنن.

236
00:10:35,806 --> 00:10:38,726
‫این یعنی فقط نیم
‫درصد از کل نیروهای...

237
00:10:38,751 --> 00:10:42,041
‫ارتش موفق می‌شن
‫از سد گزینش بگذرن.

238
00:10:42,199 --> 00:10:45,554
‫بعد از پشت سر گذاشتن
‫کلی درگیری و هرج‌ومرج،

239
00:10:45,579 --> 00:10:48,990
‫داوطلب با سرنوشت‌سازترین
‫لحظه‌ی زندگیش روبه‌رو می‌شه.

240
00:10:49,015 --> 00:10:50,765
‫بهم نگاه کردن
‫و گفتن: «خیلی‌خب.

241
00:10:50,789 --> 00:10:53,289
‫تو جوونی.» شونه‌هام افتاد.

242
00:10:53,442 --> 00:10:54,992
‫«ولی خیلی جوونی.»

243
00:10:55,199 --> 00:10:56,987
‫همون لحظه دلم می‌خواست
‫بزنم زیر گریه...

244
00:10:57,013 --> 00:10:58,723
‫و از اتاق فرار کنم.

245
00:10:58,750 --> 00:11:01,910
‫ولی بعد جمله‌ی آخر رو گفتن:

246
00:11:01,934 --> 00:11:04,844
‫«ولی به نظرمون
‫مرد این کار هستی.

247
00:11:04,870 --> 00:11:07,580
‫به «یگان» خوش اومدی.»

248
00:11:07,749 --> 00:11:11,869
‫ولی فرآیند گزینش
‫تازه اول راهه.

249
00:11:12,040 --> 00:11:15,827
‫چیزی که در ادامه
‫میاد به‌مراتب سخت‌تره.

250
00:11:20,069 --> 00:11:23,200
‫بعد از نشون دادن پشتکار، استقامت...

251
00:11:23,366 --> 00:11:26,096
‫و سرسختی ذهنی،
‫این نیروی جدید بالاخره...

252
00:11:26,123 --> 00:11:28,844
‫برای پیوستن به نیروی دلتا
‫انتخاب می‌شه.

253
00:11:28,869 --> 00:11:31,765
‫حالا باید
‫روش‌های جدید ردیابی،

254
00:11:31,790 --> 00:11:34,640
‫جنگیدن و کشتن رو یاد بگیره.

255
00:11:34,851 --> 00:11:40,281
‫‏[آموزش]‏

256
00:11:40,335 --> 00:11:42,175
‫اگه فرد از سد گزینش رد
‫بشه و ازش بخوان که...

257
00:11:42,200 --> 00:11:45,099
‫در دوره‌ی آموزشی مامورها
‫شرکت کنه،

258
00:11:45,124 --> 00:11:48,528
‫دوباره برمی‌گرده به نقطه‌ی صفر
‫و همه‌چیز از اصول پایه شروع می‌شه.

259
00:11:48,553 --> 00:11:51,016
‫یه دوره‌ی تقریباً شش‌ماهه‌ست...

260
00:11:51,040 --> 00:11:53,591
‫که طراحی شده تا هر چیزی رو
‫که لازمه، به فرد یاد بده...

261
00:11:53,616 --> 00:11:57,925
‫تا به یه مامور یگان تبدیل بشه.

262
00:11:57,950 --> 00:12:01,175
‫با این فکر وارد دوره‌ی آموزشی شدم
‫که همه‌چیز این دنیا رو بلدم...

263
00:12:01,199 --> 00:12:03,249
‫و کاملاً آماده‌ی کارم.

264
00:12:03,410 --> 00:12:05,790
‫ولی بعد فهمیدم
‫که هیچی بلد نیستم.

265
00:12:05,909 --> 00:12:07,869
‫مجموعه‌ای از مهارت‌های کلیدی...

266
00:12:08,022 --> 00:12:10,974
‫سنگ بنای ساخت یه جنگجوی
‫نیروی ویژه‌ست.

267
00:12:10,999 --> 00:12:14,514
‫عملیات‌های نجات گروگان
‫شامل مواردی مثل...

268
00:12:14,540 --> 00:12:16,515
‫ورود اجباری، نفوذ...

269
00:12:16,540 --> 00:12:18,676
‫و استفاده از انواع
‫تسلیحات جنگی می‌شه.

270
00:12:18,700 --> 00:12:20,698
‫به افرادی با این مهارت‌های
‫متنوع نیاز دارید...

271
00:12:20,722 --> 00:12:23,189
‫تا با ترکیب
‫توانایی‌هاشون بتونید...

272
00:12:23,213 --> 00:12:26,173
‫با انعطاف و سرعت عمل
‫بیشتری وارد عمل بشید.

273
00:12:26,276 --> 00:12:27,656
‫به‌مدت شش ماه،

274
00:12:27,749 --> 00:12:30,369
‫ذهن نیروی جدید به‌طور
‫منظم پرورش داده می‌شه.

275
00:12:30,539 --> 00:12:32,900
‫یاد می‌گیره، رشد می‌کنه...

276
00:12:32,925 --> 00:12:34,345
‫و به تکامل می‌رسه.

277
00:12:34,504 --> 00:12:38,424
‫تمرین می‌بینه تا
‫به یه جنگجوی برتر تبدیل بشه.

278
00:12:38,467 --> 00:12:40,168
‫هر چیزی رو که ممکنه
‫آدم در میدون نبرد...

279
00:12:40,193 --> 00:12:41,924
‫باهاش روبه‌رو بشه، بهش یاد می‌دن.

280
00:12:41,949 --> 00:12:44,489
‫یاد گرفتیم چطور با هر نوع
‫وسیله‌ی نقلیه‌ای رانندگی کنیم،

281
00:12:44,514 --> 00:12:45,974
‫چه خارج جاده
‫و چه داخل جاده.

282
00:12:45,999 --> 00:12:47,819
‫از شاسی‌بلندهای بزرگ
‫گرفته تا خودروهای نظامی.

283
00:12:47,845 --> 00:12:50,120
‫یاد می‌گیریم چطور از شخصیت‌های
‫مهم در سراسر جهان محافظت کنیم،

284
00:12:50,144 --> 00:12:51,764
‫چه سفیر باشن و چه ژنرال.

285
00:12:51,795 --> 00:12:53,999
‫در نهایت چتربازی و سقوط
‫آزاد رو یاد می‌گیریم.

286
00:12:54,305 --> 00:12:55,975
‫روی روش‌های
‫مختلف نفوذ...

287
00:12:56,000 --> 00:12:57,750
‫و خروج از منطقه‌ی
‫عملیاتی تمرکز کردیم.

288
00:12:57,869 --> 00:13:00,474
‫حالا چه رسیدن
‫به هدف به شکل پیاده باشه،

289
00:13:00,499 --> 00:13:03,749
‫چه با خودرو یا هلیکوپتر.

290
00:13:03,882 --> 00:13:06,320
‫زمان زیادی رو صرف تمرین
‫نفوذ انفجاری کردم.

291
00:13:06,344 --> 00:13:08,357
‫هدف اینه که از حداقل
‫مواد منفجره‌ی ممکن...

292
00:13:08,382 --> 00:13:10,055
‫استفاده بشه.

293
00:13:10,080 --> 00:13:11,770
‫چون نمی‌خوایم
‫به هیچ‌چیز یا هیچ‌کسی...

294
00:13:11,795 --> 00:13:13,175
‫پشت در آسیبی برسه،

295
00:13:13,199 --> 00:13:15,051
‫به‌خصوص در سناریوی
‫نجات گروگان،

296
00:13:15,076 --> 00:13:16,554
‫این موضوع خیلی مهمه.

297
00:13:16,579 --> 00:13:20,269
‫مامور نیروی دلتا آموزش
‫می‌بینه تا با دشمن بجنگه...

298
00:13:20,294 --> 00:13:22,674
‫و از بی‌گناهان محافظت کنه.

299
00:13:22,699 --> 00:13:25,069
‫ازش خواسته می‌شه تا
‫مأموریت‌ها رو در مناطق بی‌رحم...

300
00:13:25,094 --> 00:13:26,850
‫و دشوار انجام بده.

301
00:13:26,875 --> 00:13:29,318
‫ایده‌ی پشت این آموزش‌های
‫طاقت‌فرسایی که...

302
00:13:29,343 --> 00:13:30,845
‫این بچه‌ها
‫می‌گذرونن اینه که...

303
00:13:30,869 --> 00:13:33,199
‫وقتی در دنیای واقعی
‫باهاش روبه‌رو می‌شن،

304
00:13:33,224 --> 00:13:34,844
‫براشون چیز جدیدی نباشه،
‫چیزی نباشه...

305
00:13:34,869 --> 00:13:36,489
‫که تا حالا تجربه نکرده باشن.

306
00:13:36,514 --> 00:13:38,141
‫به نظرم این قضیه توی افغانستان خیلی...

307
00:13:38,166 --> 00:13:39,686
‫به نفع این بچه‌ها تموم شد.

308
00:13:39,718 --> 00:13:42,194
‫‏[افغانستان، دسامبر ۲۰۰۱]‏

309
00:13:42,234 --> 00:13:45,172
‫‏[نبرد تورا بورا]‏

310
00:13:45,533 --> 00:13:46,913
‫نبرد تورا بورا...

311
00:13:46,937 --> 00:13:50,479
‫یه عملیات نظامی آمریکا
‫بود برای تعقیب...

312
00:13:50,504 --> 00:13:52,424
‫طالبان و القاعده.

313
00:13:52,450 --> 00:13:55,200
‫بن لادن در اون زمان،
‫در غارهای...

314
00:13:55,225 --> 00:13:57,225
‫رشته‌کوه تورا بورا
‫مخفی شده بود.

315
00:13:57,385 --> 00:13:59,520
‫در پی حملات ۱۱ سپتامبر،

316
00:13:59,545 --> 00:14:02,175
‫نیروی ویژه به افغانستان
‫اعزام شد.

317
00:14:02,200 --> 00:14:04,860
‫مأموریت، تعقیب
‫و کشتن اسامه بن لادن بود،

318
00:14:04,885 --> 00:14:07,015
‫دشمن علنی و شماره‌ی یک آمریکا.

319
00:14:07,040 --> 00:14:10,790
‫نیروهای دلتا اعزام شدن
‫و شناسایی منطقه رو شروع کردن.

320
00:14:10,941 --> 00:14:14,111
‫اینجاست که می‌بینید آموزش‌های دلتا،

321
00:14:14,144 --> 00:14:16,160
‫حمل کلی تجهیزات...

322
00:14:16,184 --> 00:14:17,479
‫و کوله‌پشتی‌های سنگین،

323
00:14:17,505 --> 00:14:19,675
‫چطور در افغانستان
‫نتیجه می‌ده.

324
00:14:19,699 --> 00:14:22,140
‫هر تمرینی که انجام می‌دیم
‫دقیقاً همون‌طوریه که...

325
00:14:22,165 --> 00:14:24,030
‫در جنگ انجامش می‌دیم،
‫چون زیر فشار روانی...

326
00:14:24,055 --> 00:14:26,225
‫آدم برمی‌گرده سراغ کاری
‫که بهتر از همه بلده.

327
00:14:26,347 --> 00:14:28,182
‫منطقه‌ی خیلی خطرناکیه.

328
00:14:28,215 --> 00:14:30,351
‫کوه‌ها اون‌قدر
‫مرتفع هستن که...

329
00:14:30,375 --> 00:14:32,489
‫وقتی بدن آدم اکسیژن کم میاره،

330
00:14:32,514 --> 00:14:35,735
‫ممکنه دچار ارتفاع‌زدگی
‫یا کمبود اکسیژن بشه.

331
00:14:35,760 --> 00:14:37,749
‫این سخت‌ترین شرایط ممکن بود.

332
00:14:37,774 --> 00:14:40,686
‫بن لادن و پیروان
‫وفادار و متعصبش،

333
00:14:40,711 --> 00:14:42,993
‫بین قله‌های بلند
‫کوه‌ها پنهان شدن.

334
00:14:43,017 --> 00:14:45,409
‫در سنگرهاشون
‫آماده‌ بودن تا...

335
00:14:45,434 --> 00:14:49,344
‫با یه حریف خیلی ماهر
‫روبه‌رو بشن: نیروی دلتا.

336
00:14:49,370 --> 00:14:51,725
‫در زمستون از اون
‫مسیرهای سخت بالا رفتن.

337
00:14:51,749 --> 00:14:53,764
‫توی برف‌ها،
‫تا دقیقاً بفهمن...

338
00:14:53,789 --> 00:14:55,344
‫چه بلایی سر دشمن اومده.

339
00:14:55,369 --> 00:14:57,522
‫و یه بی‌سیم
‫موج‌کوتاه که از یه...

340
00:14:57,547 --> 00:14:59,765
‫جنگجوی القاعده غنیمت گرفته شده،
‫به نیروهای دلتا اجازه داد...

341
00:14:59,791 --> 00:15:01,701
‫به مکالمات رادیویی
‫بن لادن گوش بدن.

342
00:15:01,869 --> 00:15:05,030
‫از این اطلاعات استفاده
‫کردن تا به مخفیگاه بن لادن...

343
00:15:05,054 --> 00:15:07,474
‫در غارها،
‫نزدیک و نزدیک‌تر بشن.

344
00:15:07,500 --> 00:15:09,520
‫تک‌تیراندازهای دلتا...

345
00:15:09,544 --> 00:15:12,174
‫مخفیگاه غاری اسامه بن
‫لادن رو شناسایی کردن.

346
00:15:12,199 --> 00:15:16,086
‫با محاصره‌ی هدف،
‫درخواست پشتیبانی سنگین‌تری دادن.

347
00:15:16,159 --> 00:15:18,740
‫اطلاعات جمع‌آوری‌شده در اون
‫زمان نشون می‌داد که...

348
00:15:18,764 --> 00:15:22,279
‫بن لادن واقعاً
‫در ارتفاعات تورا بورا بوده.

349
00:15:22,304 --> 00:15:23,974
‫درخواست
‫حمله‌ی هوایی دادن...

350
00:15:23,999 --> 00:15:26,159
‫و با لیزر اهداف رو
‫مشخص کردن.

351
00:15:32,198 --> 00:15:34,828
‫دژ کوهستانی
‫این دشمن مصمم...

352
00:15:34,853 --> 00:15:37,038
‫توسط ویرانگرترین بمب‌افکن‌های...

353
00:15:37,064 --> 00:15:39,142
‫نیروی هوایی آمریکا
‫در هم کوبیده شد.

354
00:15:39,248 --> 00:15:42,788
‫مامورهای نیروی دلتا
‫آوارها رو جست‌وجو کردن.

355
00:15:42,814 --> 00:15:44,975
‫مامورهای نیروی دلتا
‫در واقع...

356
00:15:45,000 --> 00:15:47,790
‫نوک پیکان عملیات در اونجان.
‫القاعده عقب‌نشینی کرد...

357
00:15:47,869 --> 00:15:50,235
‫و مامورهای دلتا
‫وارد غارها شدن.

358
00:15:50,289 --> 00:15:52,329
‫عملاً با اردوگاه‌های
‫خالی روبه‌رو شدن.

359
00:15:52,369 --> 00:15:54,029
‫پوکه‌های فشنگ روی
‫زمین ریخته بود...

360
00:15:54,055 --> 00:15:55,740
‫و سندهایی به زبان
‫عربی اونجا بود.

361
00:15:55,765 --> 00:15:58,283
‫ولی بن لادن رو پیدا نکردن.

362
00:15:58,308 --> 00:16:01,914
‫نبرد تورا بورا نشون داد
‫نیروی دلتا چه قدرت...

363
00:16:01,938 --> 00:16:03,898
‫وحشتناکی رو به نمایش گذاشته.

364
00:16:03,999 --> 00:16:06,829
‫اما هدف
‫از چنگشون فرار کرد.

365
00:16:07,038 --> 00:16:09,561
‫به نظر می‌رسه در طول
‫اون حملات بمباران،

366
00:16:09,586 --> 00:16:11,844
‫اسامه بن لادن
‫در واقع زخمی شده بود.

367
00:16:11,869 --> 00:16:14,329
‫تا آستانه‌ی دستگیریش رفتن،
‫قبل از این‌که...

368
00:16:14,493 --> 00:16:17,330
‫از مرز رد بشه
‫و به پاکستان فرار کنه.

369
00:16:17,369 --> 00:16:19,950
‫آموزش‌های نیروی دلتا
‫جنگجوهایی می‌سازه...

370
00:16:19,974 --> 00:16:22,014
‫که می‌تونن شرایط سخت رو
‫تحمل کنن،

371
00:16:22,039 --> 00:16:24,174
‫در میان سختی‌های
‫طاقت‌فرسا بجنگن...

372
00:16:24,199 --> 00:16:27,499
‫و در تمام این مدت،
‫تصمیمات استراتژیک درستی بگیرن.

373
00:16:27,619 --> 00:16:28,631
‫در نهایت،

374
00:16:28,657 --> 00:16:31,157
‫مغز انسان برترین سلاحه.

375
00:16:31,289 --> 00:16:34,989
‫این بچه‌ها باید به کلی
‫مهارت مختلف...

376
00:16:35,014 --> 00:16:37,724
‫مسلط بشن؛
‫از پزشکی رزمی گرفته...

377
00:16:37,749 --> 00:16:39,699
‫تا نفوذ انفجاری...

378
00:16:39,794 --> 00:16:41,998
‫و استفاده از تجهیزات
‫پیشرفته‌ی فناوری.

379
00:16:42,025 --> 00:16:43,950
‫برای سناریوهای متعددی آموزش می‌بینیم،
‫محض احتیاط، که...

380
00:16:43,974 --> 00:16:45,514
‫هر اتفاق غیرمنتظره‌ای
‫افتاد، آماده باشیم.

381
00:16:45,538 --> 00:16:47,579
‫همیشه برای بدترین
‫سناریوی ممکن تمرین می‌کنیم.

382
00:16:47,790 --> 00:16:51,024
‫‏[سومالی - سوم و چهارم اکتبر ۱۹۹۳]‏

383
00:16:51,095 --> 00:16:54,829
‫‏[عملیات افعی گوتیک]‏

384
00:16:55,392 --> 00:16:58,500
‫هر مأموریت درس‌های جدیدی
‫برای این جنگجوها به همراه داره،

385
00:16:58,659 --> 00:17:03,949
‫حتی درگیری‌هایی که
‫به تراژدی ختم می‌شن.

386
00:17:04,080 --> 00:17:06,885
‫اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰
‫بود و سومالی...

387
00:17:06,909 --> 00:17:09,499
‫درگیر یه قحطی
‫واقعاً وحشتناک شده بود.

388
00:17:09,698 --> 00:17:12,344
‫جنگ‌سالارها شروع به حمله به نیروهای
‫حافظ صلح سازمان ملل کردن...

389
00:17:12,370 --> 00:17:15,330
‫و جلوی ورود کمک‌های
‫بشردوستانه رو گرفتن.

390
00:17:15,500 --> 00:17:17,320
‫آمریکا نیروی دلتا
‫رو اعزام کرد...

391
00:17:17,344 --> 00:17:20,224
‫تا اون جنگ‌سالارها رو
‫سرکوب کنن.

392
00:17:20,250 --> 00:17:22,810
‫یه هلیکوپتر بلک
‫هاوک با شلیک سرنگون شد.

393
00:17:22,835 --> 00:17:25,925
‫تکاورها و مامورهای
‫دلتا هر دو...

394
00:17:26,042 --> 00:17:28,002
‫یک شب رو در شهر
‫موگادیشو گیر افتادن،

395
00:17:28,072 --> 00:17:30,626
‫در حالی که تقریباً کل
‫شهر علیهشون شورش کردن.

396
00:17:32,892 --> 00:17:34,740
‫من سال ۱۹۹۳
‫در سومالی بودم.

397
00:17:34,764 --> 00:17:37,119
‫ماجرای سقوط بلک هاوک.
‫و بدجوری به سمتمون هجوم آورده بودن.

398
00:17:37,144 --> 00:17:38,514
‫توی یه خونه گیر
‫افتاده بودیم.

399
00:17:38,538 --> 00:17:40,835
‫نمی‌تونستیم از خونه
‫خارج بشیم چون محل سقوط...

400
00:17:40,860 --> 00:17:42,974
‫درست بیرون خونه بود
‫و اونجا...

401
00:17:42,999 --> 00:17:45,336
‫جسد خلبان‌ها زیر
‫آوار گیر کرده بود.

402
00:17:45,361 --> 00:17:46,705
‫نمی‌تونستیم لاشه‌ی
‫هلیکوپتر رو از روشون برداریم،

403
00:17:46,729 --> 00:17:47,974
‫برای همین مجبور
‫بودیم منتظر بمونیم.

404
00:17:47,999 --> 00:17:50,015
‫اون شب واقعاً
‫یه جور...

405
00:17:50,040 --> 00:17:52,666
‫جنگ تمام‌عیار و فرسایشی شد،

406
00:17:52,720 --> 00:17:55,008
‫چون اون دو گروه
‫با هم می‌جنگیدن،

407
00:17:55,033 --> 00:17:56,722
‫جوری که یکی از مامورهای
‫دلتا برام توصیف کرد،

408
00:17:56,747 --> 00:17:58,931
‫انگار داشتن دسته‌ی
‫چرخ‌گوشت رو می‌چرخوندن.

409
00:18:01,249 --> 00:18:02,764
‫فاجعه رخ داد.

410
00:18:02,788 --> 00:18:06,115
‫مامورهای دلتا که تحت محاصره بودن، مجبور
‫شدن دست به ابتکار بزنن...

411
00:18:06,140 --> 00:18:08,220
‫تا در اون جنگ تمام‌عیار
‫برای بقا زنده بمونن.

412
00:18:09,815 --> 00:18:12,595
‫نخبه‌ترین جنگجوهای
‫مدرن جهان...

413
00:18:12,628 --> 00:18:15,208
‫دیگه راه پس و پیش نداشتن.

414
00:18:15,329 --> 00:18:16,845
‫ماجرای سقوط بلک هاوک،

415
00:18:16,869 --> 00:18:19,619
‫یه نقطه‌ی عطف برای عملیات‌های
‫ویژه به‌حساب میاد.

416
00:18:19,644 --> 00:18:22,500
‫در اون کمین، شش نفر
‫از نیروهای دلتا کشته شدن...

417
00:18:22,524 --> 00:18:24,174
‫و دو نفر دیگه هم
‫به‌شدت زخمی شدن.

418
00:18:24,199 --> 00:18:26,519
‫به دو بالگرد آمریکایی در درگیری روز
‫یک‌شنبه در سومالی،

419
00:18:26,544 --> 00:18:29,424
‫در آسمان شلیک شد...

420
00:18:29,449 --> 00:18:32,749
‫این عملیات تلخ و فراموش‌نشدنی
‫باعث ایجاد تغییرات زیادی شد...

421
00:18:32,869 --> 00:18:36,329
‫از خب، نحوه‌ی استفاده
‫از عینک‌های دید در شب گرفته تا...

422
00:18:36,450 --> 00:18:38,620
‫نحوه‌ی برنامه‌ریزی برای
‫شرایط اضطراری مختلف.

423
00:18:38,842 --> 00:18:42,483
‫نیروی دلتا اون
‫مأموریت رو بارها و بارها...

424
00:18:42,508 --> 00:18:45,514
‫تا سال‌ها بعد از اون ماجرا
‫تمرین و تکرار کرد، چون...

425
00:18:45,547 --> 00:18:48,610
‫اتفاقی که اونجا افتاد
‫خیلی عذابشون می‌داد.

426
00:18:50,860 --> 00:18:53,518
‫این فاجعه درس‌های
‫سختی بهشون داد.

427
00:18:53,790 --> 00:18:56,160
‫این یگان هیچ‌وقت
‫آموزش رو متوقف نمی‌کنه.

428
00:18:56,329 --> 00:19:00,079
‫میدان نبردِ همیشه در حال تغییر،
‫همیشه تلاش بیشتری می‌طلبه.

429
00:19:00,199 --> 00:19:01,555
‫مدام سعی می‌کنن تا...

430
00:19:01,580 --> 00:19:03,475
‫روزبه‌روز یه‌کم
‫بهتر و آماده‌تر بشن.

431
00:19:03,499 --> 00:19:06,949
‫و فکر کنم همین موضوع
‫نیروی دلتا رو...

432
00:19:06,975 --> 00:19:09,150
‫به نخبه‌ترین جنگجوهای
‫امروز تبدیل می‌کنه.

433
00:19:09,174 --> 00:19:11,949
‫شش ماه آموزش طاقت‌فرسا،

434
00:19:11,974 --> 00:19:14,515
‫سربازهایی رو که
‫از قبل هم ماهر بودن، به...

435
00:19:14,540 --> 00:19:16,620
‫زبده‌ترین جنگجوهای
‫تاریخ تبدیل می‌کنه.

436
00:19:16,749 --> 00:19:19,094
‫آخر کار، من یک میلیون
‫بار بهتر از...

437
00:19:19,119 --> 00:19:20,804
‫اون سربازی بودم که
‫اون دوره رو شروع کرد.

438
00:19:20,829 --> 00:19:23,779
‫مطمئنم اگه فردا
‫مجبور بشم برم جنگ،

439
00:19:23,803 --> 00:19:26,803
‫آدم بدون ذره‌ای شک می‌دونه که...

440
00:19:26,828 --> 00:19:29,618
‫یکی از آموزش‌دیده‌ترین
‫آدم‌های روی زمین در کارشه.

441
00:19:29,789 --> 00:19:33,406
‫مامور نیروی دلتا که کارش نجات
‫گروگان‌ها و نابودی اهدافه،

442
00:19:33,431 --> 00:19:35,600
‫حالا از نظر ذهنی و جسمی...

443
00:19:35,624 --> 00:19:37,674
‫کاملاً آموزش دیده.

444
00:19:37,699 --> 00:19:40,593
‫در قدم بعدی،
‫باید به سلاح‌هایی مجهز بشه...

445
00:19:40,618 --> 00:19:43,360
‫که قراره باهاشون جلوی
‫یه دشمن مصمم بجنگه.

446
00:19:45,798 --> 00:19:48,228
‫جسمش قوی‌تر شده...

447
00:19:48,253 --> 00:19:50,540
‫و ذهنش تیزتر.

448
00:19:50,566 --> 00:19:53,923
‫حالا وقتشه که
‫این جنگجو رو مسلح کنیم.

449
00:19:55,330 --> 00:19:58,861
‫‏[تسلیحات]‏

450
00:19:58,999 --> 00:20:01,329
‫وقتی مردم از آدم می‌پرسن:

451
00:20:01,540 --> 00:20:04,845
‫«چطور می‌تونی
‫به یه آدم شلیک کنی؟»

452
00:20:04,890 --> 00:20:06,955
‫بهشون نگاه می‌کنم و می‌گم:
‫«به‌خاطر آموزش‌هاست.»

453
00:20:07,038 --> 00:20:09,679
‫دقیقاً به خاطر همون آموزشیه که
‫تردید رو از وجود آدم پاک می‌کنه.

454
00:20:09,705 --> 00:20:12,660
‫دیگه برام غریزی شده.
‫اگه تهدیدی ببینم، نابودش می‌کنم.

455
00:20:12,867 --> 00:20:15,748
‫سطح اصلی مهارت
‫فرد بر اساس همون...

456
00:20:15,773 --> 00:20:17,835
‫سلاح‌های سازمانی
‫اصلی و ثانویه‌ایه که بهش می‌دن.

457
00:20:17,860 --> 00:20:20,158
‫سلاح اصلی، تفنگش.

458
00:20:20,202 --> 00:20:23,822
‫و سلاح ثانویه هم همون
‫تپانچه یا کلتش.

459
00:20:24,119 --> 00:20:25,975
‫آدم‌های مختلف
‫در تیم‌های مختلف،

460
00:20:26,000 --> 00:20:28,478
‫تفنگ‌هایی با لوله‌های
‫متفاوتی دارن.

461
00:20:28,538 --> 00:20:30,384
‫تک‌تیراندازها
‫و نیروهای شناسایی،

462
00:20:30,409 --> 00:20:33,619
‫تفنگ‌هایی با لوله‌های خیلی بلندتر
‫دارن تا بتونن از فاصله‌ی دورتر،

463
00:20:33,789 --> 00:20:35,289
‫شلیک‌های دقیق‌تری داشته باشن.

464
00:20:35,595 --> 00:20:37,055
‫اسلحه ۴۱۶ کوتاه‌تر بود.

465
00:20:37,080 --> 00:20:39,160
‫فکر کنم لوله‌اش ۳۵
‫سانتی‌متر بود.

466
00:20:39,330 --> 00:20:42,950
‫کار باهاش در فضاهای
‫بسته یه‌کم راحت‌تره.

467
00:20:43,119 --> 00:20:46,289
‫مامور نیروی دلتا آموزش دیده تا...

468
00:20:46,313 --> 00:20:48,563
‫با سلاح اصلیش
‫با دشمن درگیر بشه...

469
00:20:48,588 --> 00:20:50,474
‫ولی برای مواقع اضطراری...

470
00:20:50,500 --> 00:20:52,230
‫مرگ و زندگی،
‫یه سلاح پشتیبان هم همراهش داره.

471
00:20:52,255 --> 00:20:53,675
‫اگه تفنگتون گیر کرد،
‫سریع‌ترین کار...

472
00:20:53,700 --> 00:20:56,212
‫اینه‌که برید سراغ تپانچه‌تون.

473
00:20:56,249 --> 00:20:58,659
‫من یه کلت گلاک ۹
‫میلی‌متری دستم می‌گرفتم.

474
00:20:58,724 --> 00:21:00,660
‫خب، چه کثیف می‌شد یا خیس،

475
00:21:00,685 --> 00:21:02,490
‫یا گلی می‌شد یا هر چیز دیگه‌ای، 
‫می‌دونستم...

476
00:21:02,514 --> 00:21:04,409
‫ماشه رو که بکشم،
‫شلیک می‌کنه.

477
00:21:04,434 --> 00:21:06,989
‫عضو یگان باید برای...
‫[ماژول هدف‌گیری با لیزر]

478
00:21:07,014 --> 00:21:08,974
‫هر سناریوی جنگی‌ای مجهز باشه.
‫[عینک دید در شب]

479
00:21:08,999 --> 00:21:10,765
‫وقتی درگیری بالا می‌گیره،
‫[نارنجک دستی]

480
00:21:10,789 --> 00:21:13,659
‫به سلاحی متناسب با اون شرایط نیاز داره.
‫[صدا خفه‌کن]

481
00:21:13,820 --> 00:21:16,502
‫احتمالاً موقعیتی
‫که یه مامور از...

482
00:21:16,539 --> 00:21:18,829
‫نارنجک‌انداز استفاده می‌کنه،
‫وقتیه که زیر شلیک...

483
00:21:18,910 --> 00:21:22,000
‫سنگین دشمن قرار می‌گیره،
‫این‌جور وقت‌ها کلت ضعیفتون رو...

484
00:21:22,024 --> 00:21:24,519
‫کنار می‌ذارید
‫و می‌رید سراغ...

485
00:21:24,545 --> 00:21:26,385
‫یه سلاح سنگین‌تر و کارآمدتر.

486
00:21:26,410 --> 00:21:27,594
‫در یه مورد خاص،

487
00:21:27,618 --> 00:21:30,189
‫روی پشت‌بوم
‫یه هدف مستقر بودیم.

488
00:21:30,215 --> 00:21:32,175
‫ساختمون اون‌ور خیابون...

489
00:21:32,200 --> 00:21:34,990
‫پر از نیروهای دشمن
‫بود و تونستیم با...

490
00:21:35,015 --> 00:21:37,740
‫نارنجک‌انداز اون
‫ساختمون رو سرکوب کنیم،

491
00:21:37,765 --> 00:21:41,305
‫تا با مواد منفجره‌ی قوی
‫ضربه‌ی سختی بهشون بزنیم.

492
00:21:41,465 --> 00:21:42,780
‫سلاح‌های لازم برای...

493
00:21:42,805 --> 00:21:45,515
‫مقابله با هر تهدیدی آماده‌ست،

494
00:21:45,539 --> 00:21:48,249
‫ولی برای تبدیل شدن
‫به یه جنگجوی زبده‌ی نیروی دلتا،

495
00:21:48,409 --> 00:21:52,699
‫یه کارآموز باید از عالی
‫بودن به سطح استادی برسه.

496
00:21:52,869 --> 00:21:55,175
‫فرقی نمی‌کنه که فرد کلاه‌سبز باشه،

497
00:21:55,200 --> 00:21:58,190
‫تکاور ارتش،
‫یا حتی مکانیک ارتش باشه.

498
00:21:58,214 --> 00:21:59,844
‫همه‌چیز از نقطه‌ی
‫صفر شروع می‌شه.

499
00:21:59,869 --> 00:22:02,310
‫شروع می‌کنه به شلیک در فاصله‌های ۵۰ متری،
‫۱۰۰ متری...

500
00:22:02,335 --> 00:22:03,810
‫و ۲۰۰ متری و بعد،

501
00:22:03,835 --> 00:22:05,675
‫محل برخورد گلوله‌هاش رو
‫بررسی می‌کنه...

502
00:22:05,718 --> 00:22:08,320
‫و به تمرین اصول اولیه
‫ادامه می‌ده تا...

503
00:22:08,344 --> 00:22:10,674
‫پراکندگی شلیک‌ها
‫کم‌تر و متمرکزتر بشه.

504
00:22:10,699 --> 00:22:12,515
‫پس، چیزی که می‌خوام تقویتش
‫کنم، غریزه‌ست.

505
00:22:12,540 --> 00:22:14,030
‫انگشت نشونه‌ام
‫چطور کار می‌کنه؟

506
00:22:14,054 --> 00:22:16,070
‫گرفتن اسلحه‌ام چطوره؟
‫نفسم چطور؟

507
00:22:16,095 --> 00:22:17,305
‫کی باید مکث کنم؟

508
00:22:17,330 --> 00:22:19,564
‫مگسک جلو و شکاف درجه‌ی
‫عقب رو درست می‌بینم؟

509
00:22:19,589 --> 00:22:21,839
‫آدم همین‌طور تمرین رو سخت‌تر می‌کنه،
‫در حال حرکت شلیک می‌کنه،

510
00:22:21,870 --> 00:22:23,914
‫چه در حالت خوابیده،
‫چه زانوزده،

511
00:22:23,939 --> 00:22:24,769
‫یا ایستاده.

512
00:22:24,809 --> 00:22:27,280
‫بارها و بارها،
‫ماشه رو ناگهانی کشیدم؟

513
00:22:27,304 --> 00:22:29,014
‫انگشتم درست روی اون
‫ماشه قرار گرفته؟

514
00:22:29,039 --> 00:22:33,079
‫ولی می‌تونه به هدف بزنه
‫و فقط و فقط خود هدف؟

515
00:22:33,303 --> 00:22:35,633
‫هیچ جای اشتباهی وجود نداره.

516
00:22:35,749 --> 00:22:37,449
‫ممکنه غیرنظامی‌ها...

517
00:22:37,474 --> 00:22:39,938
‫و گروگان‌ها قاتی
‫تروریست‌ها باشن،

518
00:22:39,963 --> 00:22:43,423
‫پس باید در شلیک‌هاشون
‫خیلی دقیق باشن.

519
00:22:43,539 --> 00:22:45,515
‫باید سریع حمله کنه،
‫تهاجمی عمل کنه،

520
00:22:45,539 --> 00:22:47,674
‫بره سراغ هدف، سراغ تروریست،

521
00:22:47,700 --> 00:22:50,793
‫ولی در عین حال، حواسش به جون
‫آدم‌هایی که در خطرن هم باشه.

522
00:22:52,659 --> 00:22:56,474
‫هر چقدر هم که جنگجو برای
‫استفاده از سلاحش آموزش ببینه،

523
00:22:56,500 --> 00:23:00,410
‫چیزی که اون رو معرکه می‌کنه،
‫دونستن زمان مناسب برای شلیکه.

524
00:23:00,435 --> 00:23:02,845
‫آموزش‌هامون رو در محوطه‌ی
‫تیراندازی شروع کردیم.

525
00:23:02,870 --> 00:23:04,801
‫به همه‌ی سیبل‌های توی
‫اتاق نگاه کردم،

526
00:23:04,840 --> 00:23:06,175
‫دست همه‌شون اسلحه بود.

527
00:23:06,199 --> 00:23:09,014
‫با خودم گفتم: «چه راحته!»
‫بیرون دوباره به صف شدیم،

528
00:23:09,039 --> 00:23:10,949
‫به مربی نگاه کردم.
‫گفت: «آماده‌اید؟»

529
00:23:10,975 --> 00:23:12,805
‫گفتیم: «آره،
‫آماده‌ایم.» گفت: «حرکت!»

530
00:23:12,829 --> 00:23:15,305
‫وارد شدم، چرخیدم، تیرهای جنگی،
‫راست. شلیک، شلیک، شلیک.

531
00:23:15,330 --> 00:23:16,476
‫به هرچی توی اتاق
‫بود شلیک می‌کردیم.

532
00:23:16,500 --> 00:23:17,530
‫دو تا به سر، دو تا به سر.

533
00:23:17,555 --> 00:23:19,265
‫همه رو زدم و کارم تموم شد.

534
00:23:19,290 --> 00:23:20,551
‫مربی اومد تو و گفت:

535
00:23:20,580 --> 00:23:22,475
‫«چرا بهشون شلیک کردی؟»
‫بهش نگاه کردم...

536
00:23:22,514 --> 00:23:25,514
‫و بعد نگاهم افتاد
‫به دست‌های سیبل‌ها.

537
00:23:25,540 --> 00:23:28,160
‫هیچ‌کدومشون اسلحه نداشتن.

538
00:23:28,253 --> 00:23:30,264
‫حتی یه سیبل هم توی
‫اون اتاق مسلح نبود.

539
00:23:30,290 --> 00:23:32,500
‫گفت: «این اولین خطات.

540
00:23:32,675 --> 00:23:35,425
‫یه بار دیگه تکرار بشه، اخراجی.»

541
00:23:35,540 --> 00:23:37,740
‫وقتی آدم برای نجات
‫گروگان آموزش می‌بینه،

542
00:23:37,765 --> 00:23:40,515
‫روان‌فرساترین چیز
‫اینه ‌که بدونه شلیکی که...

543
00:23:40,540 --> 00:23:43,610
‫حتی دو سانتی‌متر
‫خطا داشته باشه،

544
00:23:43,635 --> 00:23:46,015
‫می‌تونه فاجعه‌بار تموم بشه.

545
00:23:46,039 --> 00:23:48,069
‫بعضی از سیبل‌ها رو
‫از اتاق‌ها برمی‌دارن...

546
00:23:48,095 --> 00:23:51,270
‫و جاشون کارآموزها رو
‫می‌شونن تا همون‌جا تماشا کنن.

547
00:23:51,294 --> 00:23:54,674
‫حالا توی اتاقی شلیک می‌کردم
‫که هم سیبل کاغذی داشت و هم آدم واقعی.

548
00:23:54,700 --> 00:23:57,250
‫فقط بی‌نقص بودن پذیرفته‌ست.

549
00:23:57,409 --> 00:23:59,659
‫هیچ راه میان‌بری وجود نداره.

550
00:23:59,797 --> 00:24:03,667
‫خیلی زود یاد گرفتم که
‫نباید به صورت‌ها نگاه کنم.

551
00:24:03,829 --> 00:24:06,370
‫برای تشخیص تهدید،
‫باید فقط به دست‌ها نگاه کرد.

552
00:24:06,396 --> 00:24:08,731
‫‏[مالی، باماکو
‫۲۰ نوامبر ۲۰۱۵]‏

553
00:24:08,839 --> 00:24:11,150
‫سلاح‌های قابل‌اعتماد
‫و آموزش‌های سرآمد...

554
00:24:11,174 --> 00:24:13,634
‫برای ساختن جنگجویی
‫که باید در برابر...

555
00:24:13,659 --> 00:24:17,619
‫غافلگیرکننده‌ترین حملات واکنش
‫نشون بده، حیاتی‌ان.

556
00:24:17,644 --> 00:24:19,860
‫سال ۲۰۱۵، در پایتخت مالی،

557
00:24:19,885 --> 00:24:22,345
‫تروریست‌ها هتل رادیسون بلو
‫ رو تصرف کردن.

558
00:24:22,369 --> 00:24:24,610
‫کایل مورگان،
‫مامور نیروی دلتا،

559
00:24:24,635 --> 00:24:27,925
‫به‌عنوان مشاور ویژه‌ی
‫سفیر خدمت می‌کرد.

560
00:24:27,949 --> 00:24:30,829
‫با یه تماس تلفنی از خواب
‫بیدار شد که بهش خبر دادن...

561
00:24:30,936 --> 00:24:33,862
‫در هتل رادیسون
‫صدای تیراندازی میاد.

562
00:24:33,887 --> 00:24:35,515
‫اون هم دست‌به‌کار شد.

563
00:24:35,540 --> 00:24:37,566
‫«باید واکنش نشون بدیم.
‫بیاید یه کاری بکنیم.»

564
00:24:37,685 --> 00:24:39,555
‫مردان مسلح شروع کردن
‫به کشتن مردم.

565
00:24:39,580 --> 00:24:40,910
‫کارشون همین بود.

566
00:24:41,039 --> 00:24:44,609
‫کایل مورگان وقتی
‫وارد سرسرای هتل شد،

567
00:24:44,635 --> 00:24:46,925
‫جسدها رو روی زمین دید.

568
00:24:46,949 --> 00:24:49,329
‫کایل به‌تنهایی
‫وارد عمل شد و...

569
00:24:49,353 --> 00:24:51,619
‫ابتکار عمل رو به دست
‫گرفت تا بتونه...

570
00:24:51,644 --> 00:24:53,554
‫تا جایی که می‌تونه آدم‌های
‫بیشتری رو نجات بده.

571
00:24:53,579 --> 00:24:55,200
‫اصلاً برای مأموریت
‫رزمی به اونجا اعزام نشده بود.

572
00:24:55,225 --> 00:24:57,110
‫ولی خب،
‫به‌عنوان مامور نیروی دلتا،

573
00:24:57,135 --> 00:24:59,345
‫تجهیزات رزمیش رو
‫همراهش داشت.

574
00:24:59,505 --> 00:25:01,675
‫کایل مورگان یه دوربین
‫روی بدنش داشت،

575
00:25:01,700 --> 00:25:05,750
‫که تصاویر ضبط‌شده‌اش دید اول‌شخصی
‫از چیزی که باهاش مواجه شد در اختیارمون گذاشت.

576
00:25:05,950 --> 00:25:08,856
‫نمی‌دونست چند تا دشمن اونجان.

577
00:25:08,935 --> 00:25:11,885
‫دقیقاً نمی‌دونست
‫کجا پنهان شدن.

578
00:25:12,045 --> 00:25:15,135
‫کایل مورگان به آموزش‌های
‫طاقت‌فرسای کار با سلاحش تکیه کرد،

579
00:25:15,160 --> 00:25:18,500
‫که بهش تمرکز
‫و استقامت بالایی داده بود.

580
00:25:18,698 --> 00:25:23,498
‫شش ساعت اونجا موند
‫و مردم رو نجات داد.

581
00:25:23,777 --> 00:25:25,659
‫در هتل جلو می‌رفت...

582
00:25:25,684 --> 00:25:27,094
‫و اتاق‌ها رو پاک‌سازی می‌کرد.

583
00:25:27,120 --> 00:25:30,215
‫اینجاست که آموزش رویارویی
‫با شرایط نامعلوم اهمیت پیدا می‌کنه.

584
00:25:30,261 --> 00:25:33,009
‫آدم باید هم‌زمان روی
‫چیزهای زیادی تمرکز کنه،

585
00:25:33,034 --> 00:25:34,963
‫پشت هر مانعی،

586
00:25:34,988 --> 00:25:37,288
‫هر دری،
‫هر پنجره و هر پشت‌بومی.

587
00:25:37,313 --> 00:25:40,333
‫‏[فیلم دوربین روی بدن کایل مورگان
‫هتل رادیسون بلو، ۲۰۱۵]‏

588
00:25:40,938 --> 00:25:42,724
‫جلوی پاش نارنجک پرتاب شد.

589
00:25:42,749 --> 00:25:45,499
‫در یه راه‌پله،
‫با دشمن روبه‌رو شد،

590
00:25:45,602 --> 00:25:48,431
‫بهش شلیک کردن و اون هم
‫متقابلاً شلیک کرد.

591
00:25:57,869 --> 00:26:00,999
‫شبه‌نظامی‌ها ۱۷۰ نفر رو
‫گروگان گرفتن...

592
00:26:01,151 --> 00:26:04,491
‫و در نهایت ۲۰ نفر
‫از اون‌ها رو کشتن.

593
00:26:04,700 --> 00:26:07,268
‫اگه کایل اونجا نبود،

594
00:26:07,292 --> 00:26:09,592
‫احتمالاً فاجعه‌ی
‫خیلی بزرگ‌تری برای...

595
00:26:09,659 --> 00:26:11,409
‫آدم‌های بیشتری رقم می‌خورد.

596
00:26:11,579 --> 00:26:13,619
‫کایل واقعاً یه قهرمانه.

597
00:26:16,134 --> 00:26:19,845
‫حالا این جنگجو بعد از انتخاب،
‫آموزش و مجهز شدن،

598
00:26:19,870 --> 00:26:23,160
‫باید عیار واقعی
‫خودش رو وسط میدون نبرد...

599
00:26:23,370 --> 00:26:24,910
‫نشون بده.

600
00:26:29,086 --> 00:26:32,569
‫بعد از ۷ ماه،
‫مامور نیروی دلتا...

601
00:26:32,595 --> 00:26:35,305
‫کاملاً آماده‌ی نبرد شده.

602
00:26:35,329 --> 00:26:37,329
‫آماده برای انجام مأموریت‌های...

603
00:26:37,436 --> 00:26:40,760
‫خطرناک،
‫مرگبار و فوق‌العاده دشوار.

604
00:26:40,785 --> 00:26:46,400
‫‏[مبارزه]‏

605
00:26:50,094 --> 00:26:53,651
‫وقتی نوبت به مبارزه‌ی
‫تن‌به‌تن واقعی می‌رسه،

606
00:26:53,829 --> 00:26:57,160
‫مامور نیروی دلتا احتمالاً
‫آموزش‌دیده‌ترین...

607
00:26:57,184 --> 00:26:59,199
‫و حرفه‌ای‌ترین سرباز در دنیاست.

608
00:26:59,225 --> 00:27:02,015
‫مامورهای نیروی دلتا
‫یه جورایی..

609
00:27:02,040 --> 00:27:03,500
‫سامورایی‌های امروز هستن.

610
00:27:03,659 --> 00:27:06,359
‫این کار جسارت می‌خواد،
‫شجاعت می‌خواد...

611
00:27:06,384 --> 00:27:10,150
‫و کسی رو می‌خواد که بتونه با تکیه بر آموزش،
‫خشمش رو برانگیخته کنه،

612
00:27:10,174 --> 00:27:12,674
‫ولی کنترلش کنه تا بتونه
‫مأموریتش رو انجام بده.

613
00:27:12,699 --> 00:27:14,999
‫این فرصت به ما داده
‫شده بود تا روی...

614
00:27:15,024 --> 00:27:16,274
‫هنرهای رزمی
‫ترکیبی کار کنیم،

615
00:27:16,299 --> 00:27:18,330
‫عملاً هر روزی
‫که خودمون می‌خواستیم.

616
00:27:18,499 --> 00:27:22,119
‫جنگجو آموزش دیده
‫تا با هر سلاحی بجنگه.

617
00:27:22,344 --> 00:27:23,974
‫و اگه سلاحی نداشته باشه،

618
00:27:23,999 --> 00:27:27,499
‫خودش باید تبدیل
‫به سلاح بشه.

619
00:27:27,700 --> 00:27:30,635
‫نیروی دلتا، مامورهاشون اصلاً دوست
‫ندارن وارد نبرد تن‌به‌تن بشن.

620
00:27:30,659 --> 00:27:32,853
‫ولی می‌دونن که باید
‫برای مبارزه...

621
00:27:32,878 --> 00:27:34,878
‫بدون هیچ سلاحی آماده باشن.

622
00:27:34,902 --> 00:27:37,822
‫‏[سوریه‌ی شرقی، دیر الزور
‫۱۵ مه ۲۰۱۵]‏

623
00:27:37,847 --> 00:27:40,555
‫‏[عملیات عزم راسخ]‏

624
00:27:40,908 --> 00:27:44,185
‫ابوسیاف فرمانده‌ی داعش بود،

625
00:27:44,210 --> 00:27:46,830
‫کسی که عملیات‌های نفت
‫و گاز رو کنترل می‌کرد.

626
00:27:46,869 --> 00:27:49,385
‫برای همین،
‫ارتش آمریکا رفت سراغش...

627
00:27:49,410 --> 00:27:52,346
‫و نیروهای دلتا برای این کار
‫پیشگام بودن.

628
00:27:52,385 --> 00:27:56,049
‫در واقع کایل مورگان هم
‫یکی از اعضای اون تیم بود.

629
00:27:56,227 --> 00:27:58,074
‫درگیر شلیک متقابل شدن،

630
00:27:58,119 --> 00:28:00,632
‫حتی نبرد تن‌به‌تن هم بین...

631
00:28:00,657 --> 00:28:03,157
‫جنگجوهای داعش و مامورهای
‫دلتا شکل گرفت.

632
00:28:05,254 --> 00:28:08,384
‫موفق شدن خودشون رو
‫به ابوسیاف برسونن.

633
00:28:08,410 --> 00:28:10,674
‫اون مقاومت و شلیک کرد،
‫اون‌ها هم کشتنش.

634
00:28:12,127 --> 00:28:14,385
‫بااین‌که آموزش
‫دیدن تا دشمن رو...

635
00:28:14,410 --> 00:28:16,330
‫با خشونتی ویرانگر شکست بدن،

636
00:28:16,540 --> 00:28:20,250
‫ولی استفاده از نیروی مرگبار
‫اغلب آخرین راه چاره‌ست.

637
00:28:20,415 --> 00:28:22,665
‫اصول نبرد نزدیک غافلگیری،

638
00:28:22,701 --> 00:28:24,401
‫سرعت و شدت عمل
‫در اقدامه.

639
00:28:24,426 --> 00:28:26,539
‫دوست دارم شب‌ها وقتی طرف توی تختش خوابه،
‫برم سراغش،

640
00:28:26,699 --> 00:28:28,249
‫بهش دستبند بزنم
‫و با خودم ببرمش.

641
00:28:28,368 --> 00:28:30,538
‫خب، تا مجبور نشم،
‫نمی‌خوام به کسی شلیک کنم.

642
00:28:30,659 --> 00:28:34,409
‫پس اگه بتونم غافلگیرش کنم،
‫این اولین قدمه.

643
00:28:34,579 --> 00:28:37,280
‫البته همیشه هم نمی‌شه
‫عنصر غافلگیری رو حفظ کرد.

644
00:28:37,305 --> 00:28:38,975
‫وقتی درگیری علنی می‌شه،

645
00:28:39,000 --> 00:28:41,790
‫باید اون حریف رو
‫خیلی سریع خنثی کنن.

646
00:28:41,877 --> 00:28:44,721
‫برای همین خبری از بازی
‫و دفاع و حمله نیست.

647
00:28:44,750 --> 00:28:47,000
‫بحث مرگ و زندگیه.

648
00:28:47,160 --> 00:28:50,950
‫یه جنگجوی نخبه،
‫حرکات دشمنش رو می‌خونه.

649
00:28:51,039 --> 00:28:52,949
‫باید کل بدنش رو
‫ارزیابی کنیم.

650
00:28:53,039 --> 00:28:55,224
‫طرز راه رفتنش،
‫مدل ایستادنش.

651
00:28:55,249 --> 00:28:57,212
‫در کسری از ثانیه،

652
00:28:57,237 --> 00:28:58,947
‫هزار و یک چیز
‫از ذهن آدم می‌گذره.

653
00:29:01,079 --> 00:29:03,829
‫بعضی سلاح‌ها،
‫تهدیدهای خاصی ایجاد می‌کنن.

654
00:29:04,095 --> 00:29:06,345
‫چاقوهای لبه‌دار،
‫من رو می‌برن به...

655
00:29:06,370 --> 00:29:09,660
‫دوران قرون وسطی که می‌گفتن:
‫«می‌خوای با شمشیر تیکه‌تیکه‌ام کنی؟»

656
00:29:09,684 --> 00:29:11,206
‫آدم باید کاملاً
‫حواسش باشه که...

657
00:29:11,231 --> 00:29:12,231
‫به هیچ وجه چاقو نخوره.

658
00:29:12,256 --> 00:29:14,781
‫همه‌مون معمولاً
‫حدود ۶ لیتر خون...

659
00:29:14,805 --> 00:29:17,925
‫در بدنمون داریم، ولی این خون
‫می‌تونه خیلی سریع بریزه بیرون.

660
00:29:20,791 --> 00:29:23,660
‫خب، دلم می‌خواد
‫درگیر جنگ با چاقو بشم؟

661
00:29:23,869 --> 00:29:26,499
‫ابداً. این کار هیچ‌وقت
‫عاقبت خوشی نداره.

662
00:29:26,651 --> 00:29:30,696
‫ولی هدف اینه که
‫به هر قیمتی برنده بشیم.

663
00:29:34,046 --> 00:29:35,635
‫قانون فاصله‌ی ۶ متری می‌گه:

664
00:29:35,659 --> 00:29:37,265
‫هر فرد ماهری با سلاح سرد،

665
00:29:37,290 --> 00:29:40,516
‫می‌تونه فاصله‌ی ۶
‫متری رو با فردی که...

666
00:29:40,541 --> 00:29:42,975
‫تپانچه داره پر کنه، قبل از این‌که
‫طرف بتونه سلاحش رو بکشه بیرون.

667
00:29:43,000 --> 00:29:45,040
‫اون موقع دیگه رسیده بهش
‫و با ضربات چاقو می‌کشه‌اش.

668
00:29:45,250 --> 00:29:47,830
‫خیلی بی‌رحمانه‌ست
‫و بارها هم ثابت شده.

669
00:29:47,937 --> 00:29:51,490
‫نبرد پر از هرج‌ومرجه و لازمه که...

670
00:29:51,514 --> 00:29:55,344
‫جنگجو درگیری
‫خشن رو در لحظه ارزیابی کنه.

671
00:29:55,369 --> 00:29:57,749
‫هدف،
‫دستگیری مهره‌های کلیدیه.

672
00:29:57,869 --> 00:30:00,578
‫اگه طرف سلاح بکشه
‫و سعی کنه بجنگه،

673
00:30:00,602 --> 00:30:02,718
‫اون وقت دیگه
‫جونش پای خودشه.

674
00:30:02,744 --> 00:30:03,853
‫ختم کلام.

675
00:30:03,885 --> 00:30:06,594
‫در نبردهای تن‌به‌تن،

676
00:30:06,620 --> 00:30:09,200
‫شاید سکوت بزرگترین
‫متحد مامورهای نیروی دلتا باشه.

677
00:30:09,369 --> 00:30:12,869
‫چون رسیدن نیروهای کمکی دشمن
‫می‌تونه به قیمت جونشون تموم بشه.

678
00:30:17,949 --> 00:30:19,595
‫یه ضربه‌ی کاری درست وسط گلو،

679
00:30:19,620 --> 00:30:22,040
‫دقیقاً روی
‫مجرای مری و نای.

680
00:30:22,385 --> 00:30:23,797
‫اگه ضربه‌ی محکمی
‫به اون‌جا بزنم،

681
00:30:23,822 --> 00:30:25,975
‫طرف تا یه مدت طولانی
‫نمی‌تونه حرف بزنه.

682
00:30:25,999 --> 00:30:28,699
‫آموزش دیدن در کنار گروه،

683
00:30:28,750 --> 00:30:31,493
‫جنگجو رو برای یکی از اصول
‫کلیدی نبرد آماده می‌کنه.

684
00:30:33,845 --> 00:30:38,039
‫بیشتر درگیری‌های تن‌به‌تن
‫آخرش به کف زمین کشیده می‌شن.

685
00:30:38,200 --> 00:30:42,000
‫مهار کردن کسی که تقلا
‫می‌کنه، واقعاً کار سختیه.

686
00:30:42,063 --> 00:30:44,196
‫وقتی بحث مرگ و زندگی باشه، آدم به انرژی
‫و قدرتی می‌رسه...

687
00:30:44,222 --> 00:30:46,182
‫که قبلاً هیچ‌وقت نداشته.

688
00:31:07,465 --> 00:31:09,812
‫مامورهای نیروی دلتا
‫به خوبی...

689
00:31:09,837 --> 00:31:11,765
‫در نبرد نزدیک
‫استاد شدن،

690
00:31:11,789 --> 00:31:13,561
‫اما بزرگترین
‫دستاوردهاشون...

691
00:31:13,586 --> 00:31:17,384
‫در کنار یگانشون و در
‫میدون جنگ رقم می‌خوره.

692
00:31:20,673 --> 00:31:24,500
‫جنگجو انتخاب شده،
‫آموزش دیده و مسلح شده.

693
00:31:27,261 --> 00:31:30,298
‫حالا، منتظر دستوره.

694
00:31:30,448 --> 00:31:33,789
‫ماموریت‌های فوق‌العاده
‫سختی به دلتا سپرده می‌شه.

695
00:31:33,829 --> 00:31:36,159
‫راستش رو بخواید، این ماموریت‌ها
‫عملاً ماموریت غیرممکن هستن.

696
00:31:36,184 --> 00:31:38,300
‫ولی مهم نیست ماموریت
‫چقدر سخت باشه،

697
00:31:38,325 --> 00:31:40,392
‫اگه رئیس‌جمهور دستور بده،
‫انجامش می‌دن.

698
00:31:40,556 --> 00:31:46,048
‫‏[ماموریت]‏

699
00:31:47,547 --> 00:31:50,345
‫یه وقت‌هایی شرایطی
‫پیش میاد که...

700
00:31:50,370 --> 00:31:52,884
‫شاید چند آمریکایی گروگان گرفته
‫بشن یا هواپیمایی ربوده بشه.

701
00:31:52,908 --> 00:31:55,014
‫و کنترل اوضاع دست
‫تروریست‌ها باشه.

702
00:31:55,039 --> 00:31:57,344
‫برای متوقف کردن اون‌ها،
‫نیاز به...

703
00:31:57,369 --> 00:32:00,304
‫اقدامی دقیق توسط گروه
‫کوچکی از افراد کاربلد هست،

704
00:32:00,328 --> 00:32:04,384
‫کسایی که بی‌سرصدا وارد عمل بشن،
‫درست وقتی که زمان طلاست.

705
00:32:04,409 --> 00:32:08,079
‫در هر ماموریتی،
‫سرعت حرف اول رو می‌زنه.

706
00:32:08,198 --> 00:32:11,344
‫اما وقتی هدف،
‫تحت‌تعقیب‌ترین مرد جهانه،

707
00:32:11,369 --> 00:32:13,789
‫حمله باید خیلی سریع...

708
00:32:13,886 --> 00:32:16,096
‫و با دقت تمام انجام بشه.

709
00:32:18,080 --> 00:32:22,079
‫‏[عراق، سال ۲۰۰۳]‏

710
00:32:22,104 --> 00:32:25,025
‫‏[عملیات سپیده‌دم سرخ]‏

711
00:32:25,199 --> 00:32:26,975
‫خب،
‫برای عملیات سپیده‌دم سرخ،

712
00:32:27,000 --> 00:32:30,016
‫من مسئول گروهی بودم
‫که در بغداد مستقر بود.

713
00:32:30,040 --> 00:32:32,765
‫پنتاگون برای شناسایی،
‫کارت‌های بازی چاپ کرده بود.

714
00:32:32,789 --> 00:32:35,110
‫یه دست کارت ۵۲ تایی داشتیم،

715
00:32:35,135 --> 00:32:37,925
‫که روی هر کدومش، عکس یکی
‫از مهره‌های کلیدی چاپ شده بود.

716
00:32:37,949 --> 00:32:39,439
‫داشتیم دنبال
‫صدام می‌گشتیم.

717
00:32:39,464 --> 00:32:41,674
‫نفر اول بود،
‫تک پیک.

718
00:32:41,699 --> 00:32:46,305
‫عملیات دستگیری صدام حسین،

719
00:32:46,330 --> 00:32:49,690
‫نتیجه‌ی ماه‌ها کار
‫اطلاعاتی دلتا بود.

720
00:32:49,767 --> 00:32:51,977
‫هدف خیلی خیلی مهمی بود.

721
00:32:52,002 --> 00:32:53,675
‫اون موقع، مهم‌ترین
‫مهره در کل کشور بود.

722
00:32:53,700 --> 00:32:56,080
‫تیم‌های نیروی دلتا با استفاده از...

723
00:32:56,198 --> 00:32:58,498
‫اطلاعات دقیق
‫و سطح بالاشون،

724
00:32:58,533 --> 00:33:01,663
‫همه‌جا رو دنبال پناهگاه
‫صدام حسین می‌گشتن.

725
00:33:01,688 --> 00:33:03,844
‫مدام گزارش‌هایی می‌رسید که...

726
00:33:03,869 --> 00:33:05,635
‫صدام فلان جاست.

727
00:33:05,683 --> 00:33:07,023
‫این‌جاست یا اون‌جاست.

728
00:33:07,048 --> 00:33:08,829
‫کل کشور رو
‫زیرورو می‌کردیم.

729
00:33:08,894 --> 00:33:11,092
‫تمام مدت
‫دنبال صدام بودیم.

730
00:33:11,118 --> 00:33:12,700
‫دنبال رابط‌هاش بودیم.

731
00:33:12,734 --> 00:33:13,980
‫دنبال خانواده‌اش بودیم،

732
00:33:14,004 --> 00:33:16,424
‫دنبال هر کسی که بهش
‫ربطی داشت می‌گشتیم.

733
00:33:16,449 --> 00:33:18,370
‫اطلاعاتی به دستمون می‌رسوندن...

734
00:33:18,395 --> 00:33:19,869
‫و سریع به سمت
‫هدف حرکت می‌کردیم.

735
00:33:19,894 --> 00:33:21,014
‫اما خیلی از اون سرنخ‌ها...

736
00:33:21,039 --> 00:33:24,289
‫در نهایت به بن‌بست می‌رسیدن.

737
00:33:24,449 --> 00:33:27,329
‫تک پیک پیدا نمی‌شد،

738
00:33:27,450 --> 00:33:31,250
‫ولی هر عملیات دلتا،
‫اطلاعات بیشتری رو رو می‌کرد...

739
00:33:31,369 --> 00:33:33,769
‫و سرعت تعقیب رو
‫بالاتر می‌برد.

740
00:33:33,794 --> 00:33:35,820
‫در نیروهای دلتا،
‫با کسی طرف نیستیم که فقط...

741
00:33:35,845 --> 00:33:38,345
‫یه تفنگ دستشه و دنبال
‫یه هدفه.

742
00:33:38,369 --> 00:33:40,989
‫در واقع تحلیلگرهای
‫اطلاعاتی کاربلدی هم هستن.

743
00:33:41,014 --> 00:33:44,014
‫دلتا برای شکار کسی مثل...

744
00:33:44,046 --> 00:33:46,924
‫صدام حسین به طرز خاصی مناسب بود،
‫چون مهارت‌های...

745
00:33:46,949 --> 00:33:48,665
‫ویژه‌ای در زمینه‌ی
‫پیدا کردن انسان به دست آوردن.

746
00:33:48,735 --> 00:33:50,764
‫نیروهای ویژه‌ی
‫آمریکا درگیر...

747
00:33:50,789 --> 00:33:54,344
‫یک پیکار سری برای دستگیری
‫یا کشتن صدام حسین بودن.

748
00:33:54,384 --> 00:33:55,609
‫قرار بود بریم و...

749
00:33:55,634 --> 00:33:57,304
‫پی‌درپی عملیات انجام بدیم.

750
00:33:57,330 --> 00:34:00,200
‫قرار بود به کلی هدف
‫کم‌اهمیت حمله کنیم تا...

751
00:34:00,225 --> 00:34:01,595
‫سرنخ‌هایی به دست
‫بیاریم که...

752
00:34:01,643 --> 00:34:02,940
‫ما رو به اهداف
‫بزرگتر برسونه.

753
00:34:02,964 --> 00:34:05,924
‫نزدیک به یک سال بود که
‫صدام رو تعقیب می‌کردیم.

754
00:34:05,949 --> 00:34:08,489
‫یه سرنخ
‫از یه نفر پیدا کردیم.

755
00:34:08,515 --> 00:34:09,515
‫بهش می‌گفتیم بلیت طلایی.

756
00:34:09,539 --> 00:34:12,094
‫اون ظاهراً تنها
‫کسی بود که...

757
00:34:12,119 --> 00:34:14,329
‫دقیقاً می‌دونست صدام کجاست.

758
00:34:14,497 --> 00:34:17,158
‫اون شب یه گزارش اطلاعاتی
‫به دستم رسید که...

759
00:34:17,183 --> 00:34:19,013
‫یکی از رابط‌های
‫صدام توی شهره.

760
00:34:19,039 --> 00:34:21,289
‫و موقعیتی که فکر می‌کردن اونجاست
‫رو هم گفته بود.

761
00:34:21,449 --> 00:34:23,594
‫با خودم گفتم: «این رو
‫قبلاً هم شنیدم.»

762
00:34:23,626 --> 00:34:26,298
‫می‌دونستم اینم به جایی نمی‌رسه،
‫ولی گفتم برم ببینم چه خبره.

763
00:34:28,539 --> 00:34:31,370
‫تام متوجه شده بود...
‫درست وقتی به هدف نزدیک می‌شدیم...

764
00:34:31,395 --> 00:34:33,490
‫چند نفر توی
‫خیابون راه می‌رن.

765
00:34:33,514 --> 00:34:35,514
‫و روی حساب شمّش،
‫فکر کرد: «می‌دونی چیه...

766
00:34:35,539 --> 00:34:36,975
‫شاید بهتره بریم یه سری
‫به اون‌جا بزنیم.»

767
00:34:37,000 --> 00:34:38,225
‫یهو از یه زمین خالی،

768
00:34:38,250 --> 00:34:39,950
‫اون دوردست‌ها،
‫به سمتمون شلیک کردن.

769
00:34:40,119 --> 00:34:42,249
‫داشتم با بچه‌ها حرف می‌زدم
‫و با خودم می‌گفتم: «آخه چرا؟»

770
00:34:42,409 --> 00:34:44,080
‫به نظرم فقط می‌خواستن
‫حواسمون رو پرت کنن.

771
00:34:44,160 --> 00:34:45,571
‫برای همین یه تیم
‫فرستادم اون‌جا.

772
00:34:45,595 --> 00:34:46,909
‫گفتم: «پیاده
‫برید سمت اون خونه.

773
00:34:46,934 --> 00:34:48,514
‫سه تا خونه پایین‌تره،
‫دنبال همون...

774
00:34:48,539 --> 00:34:50,014
‫یارویی بگردید
‫که رفت اون تو،

775
00:34:50,039 --> 00:34:51,360
‫بعدش خونه رو تصاحب کنید.»

776
00:34:51,398 --> 00:34:53,740
‫یه تیم رفت سراغ در طبقه‌ی بالا،
‫سمت چپ.

777
00:34:53,765 --> 00:34:56,345
‫تیم من هم رفت
‫سراغ در سمت راست.

778
00:34:56,369 --> 00:34:58,159
‫من مسئول نفوذ به درها بودم.

779
00:34:58,370 --> 00:35:00,530
‫اسلحه‌ام رو انداختم
‫پشت کمرم...

780
00:35:00,555 --> 00:35:02,345
‫و یه چاشنی
‫انفجاری رو درآوردم.

781
00:35:02,370 --> 00:35:04,691
‫یهو یه یارو به قدری
‫سریع اومد دم در که...

782
00:35:04,715 --> 00:35:07,861
‫تپانچه‌ام رو کشیدم،
‫گذاشتم روی پیشونیش و گفتم:

783
00:35:07,886 --> 00:35:10,308
‫«در رو باز کن.» اونم فقط
‫بهم زل زد و سرش رو تکون داد.

784
00:35:14,914 --> 00:35:17,994
‫بچه‌ها یه تشک روی
‫زمین دیدن...

785
00:35:18,330 --> 00:35:19,675
‫برعکسش کردن و دیدن...

786
00:35:19,700 --> 00:35:24,000
‫زیر تشک قایم شده و یه کلاشنیکف
‫اسباب‌بازی پلاستیکی هم دستشه.

787
00:35:24,198 --> 00:35:26,634
‫خودش بود،
‫همون بلیت طلایی.

788
00:35:26,659 --> 00:35:30,329
‫بردیمش به سلول
‫بازجوییمون در بغداد.

789
00:35:30,539 --> 00:35:32,319
‫اون هم سریع شروع
‫کرد به اعتراف کردن.

790
00:35:32,344 --> 00:35:34,474
‫دقیقاً می‌دونست صدام کجاست،

791
00:35:34,499 --> 00:35:38,329
‫می‌دونست چه کسایی دوروبرشن
‫و قرار شد ما رو ببره اون‌جا.

792
00:35:38,539 --> 00:35:41,909
‫حالا تیم‌های نیروی دلتا،
‫هدفشون رو نشونه رفته بودن.

793
00:35:42,079 --> 00:35:45,135
‫به زادگاه دیکتاتور
‫سقوط‌کرده نفوذ کردن.

794
00:35:45,166 --> 00:35:47,019
‫دو تا هدف رو
‫شناسایی کردن:

795
00:35:47,045 --> 00:35:49,095
‫یه خونه در یه روستا...

796
00:35:49,120 --> 00:35:51,700
‫و یه خونه‌باغ
‫بیرون اون روستا.

797
00:35:56,289 --> 00:35:58,345
‫نتیجه‌ی تلاش‌های
‫اطلاعاتی یک‌ساله،

798
00:35:58,369 --> 00:36:01,579
‫به این ماموریت
‫نهایی ختم شد.

799
00:36:01,699 --> 00:36:04,829
‫اون شب، رفتیم سراغ
‫همون خونه‌ای که توی شهر بود.

800
00:36:04,949 --> 00:36:08,124
‫رفتیم جلوی در بیرونی،
‫روی در چاشنی انفجاری گذاشتم...

801
00:36:08,149 --> 00:36:10,724
‫و در بیرونی رو
‫با انفجار باز کردم.

802
00:36:10,749 --> 00:36:12,999
‫در رو منفجر کردیم
‫و رفتیم تو...

803
00:36:14,516 --> 00:36:15,979
‫آشپز صدام رو پیدا کردیم!

804
00:36:16,102 --> 00:36:18,696
‫پشت بی‌سیم داد می‌زدم: «این
‫یارو می‌دونه صدام کجاست!»

805
00:36:21,040 --> 00:36:23,469
‫در همین حین، تیم دیگه
‫به خونه‌باغ بیرون روستا...

806
00:36:23,493 --> 00:36:25,474
‫حمله می‌کرد.
‫خیلی پیگیر بودن...

807
00:36:25,499 --> 00:36:27,489
‫و فقط به بررسی همون
‫یه نقطه بسنده نکردن.

808
00:36:27,514 --> 00:36:29,264
‫رفتن سراغ جاهای اطرافش.

809
00:36:29,289 --> 00:36:32,039
‫اولش هیچ اثری از صدام نبود.

810
00:36:32,071 --> 00:36:33,497
‫بچه‌هایی که
‫به خونه‌باغ زده بودن،

811
00:36:33,533 --> 00:36:34,635
‫دوروبر رو
‫نگاه می‌کردن.

812
00:36:34,660 --> 00:36:37,225
‫دنبال اتاق مخفی‌ای
‫چیزی می‌گشتن.

813
00:36:37,257 --> 00:36:39,315
‫مطمئن بودیم یه جایی
‫همون‌جاها قایم شده.

814
00:36:39,340 --> 00:36:40,640
‫فقط نمی‌دونستیم دقیقاً کجا.

815
00:36:42,502 --> 00:36:44,290
‫استوار
‫دوروبر رو بررسی می‌کرد،

816
00:36:44,409 --> 00:36:47,829
‫که چشمش به یه قالیچه
‫خورد که روی خاک افتاده بود،

817
00:36:47,941 --> 00:36:49,991
‫که اصلاً منطقی
‫به نظر نمی‌رسید.

818
00:36:52,118 --> 00:36:53,748
‫قالیچه رو زدن کنار...

819
00:37:10,345 --> 00:37:12,885
‫و صدام حسین رو
‫همونجا پیدا کردن.

820
00:37:12,910 --> 00:37:14,885
‫پیامی که پشت بی‌سیم فرستاده شد،
‫این بود:

821
00:37:14,909 --> 00:37:17,039
‫«احتمالاً هدف اول رو
‫شناسایی کردیم...»

822
00:37:17,200 --> 00:37:21,580
‫که برای همه‌مون
‫یعنی: گرفتیمش.

823
00:37:21,749 --> 00:37:25,609
‫این نتیجه‌ی کار اطلاعاتی خوب، پشتکار...

824
00:37:25,634 --> 00:37:28,384
‫و همین‌طور توانایی ارتباط
‫با منابع اطلاعاتی...

825
00:37:28,409 --> 00:37:30,586
‫و حرف زدن با آدم‌های
‫توی میدون عملیاتی بود.

826
00:37:30,611 --> 00:37:32,611
‫و عملیات
‫موفقیت‌آمیزی بود.

827
00:37:33,828 --> 00:37:35,998
‫با دست‌بند دیدمش که انگار، خب،

828
00:37:36,024 --> 00:37:38,282
‫یه برگ لای ریشش بود.
‫بهش گفتم:

829
00:37:38,307 --> 00:37:39,490
‫«شبیه عمو فستر کثیف شده...»

830
00:37:39,515 --> 00:37:41,225
‫و همون موقع بود
‫که بهم تف کرد.

831
00:37:41,250 --> 00:37:44,096
‫وقتی دیدم بیرون میومد، برای من،

832
00:37:44,121 --> 00:37:46,441
‫لحظه‌ی خیلی
‫عمیق و محسوسی بود.

833
00:37:46,499 --> 00:37:49,150
‫یه دیکتاتور خبیث رو...

834
00:37:49,174 --> 00:37:51,424
‫از رهبری یه کشور
‫پایین کشیده بودیم.

835
00:37:51,455 --> 00:37:54,808
‫مبارزه با تروریسم
‫در قرن بیست‌ویکم یعنی...

836
00:37:54,834 --> 00:37:58,134
‫عملیات در میدان نبردی که
‫به‌سرعت در حال تغییره.

837
00:37:58,160 --> 00:38:00,000
‫این امر حتی برای بزرگ‌ترین...

838
00:38:00,079 --> 00:38:02,330
‫جنگجوها، چالش‌برانگیزه.

839
00:38:06,501 --> 00:38:10,440
‫مامورهای نیروی دلتا نوک
‫پیکان حمله هستن،

840
00:38:10,539 --> 00:38:13,305
‫ساخته شدن، آموزش دیدن
‫و روشون حساب می‌شه...

841
00:38:13,337 --> 00:38:15,943
‫تا از آمریکایی‌ها
‫و متحدانشون در برابر...

842
00:38:15,968 --> 00:38:20,168
‫دشمن متجاوز و بی‌رحم
‫محافظت کنن.

843
00:38:20,729 --> 00:38:26,307
‫‏[آینده]‏

844
00:38:26,424 --> 00:38:29,780
‫نیروی دلتا در برخی
‫از برجسته‌ترین عملیات‌های نظامی...

845
00:38:29,804 --> 00:38:32,844
‫تاریخ که سرخط خبرها شدن،
‫حضور داشته.

846
00:38:32,869 --> 00:38:35,985
‫این همون یگان ویژه‌ایه که
‫البغدادی، رهبر داعش رو،

847
00:38:36,010 --> 00:38:37,765
‫در سوریه کشت،

848
00:38:37,790 --> 00:38:40,990
‫مامورهای دلتا موفق
‫شدن بهش برسن...

849
00:38:41,015 --> 00:38:45,765
‫و البغدادی با منفجر کردن جلیقه‌ی
‫انتحاریش کشته می‌شه.

850
00:38:45,790 --> 00:38:48,415
‫برای من، مثل حضور در
‫سوپربول لیگ فوتبال آمریکاست،

851
00:38:48,440 --> 00:38:52,225
‫اون هم هر روز؛ یعنی خورد
‫کردن جمجمه‌ها و بردن بازی.

852
00:38:52,250 --> 00:38:53,750
‫و این کار دردناکه.

853
00:38:53,909 --> 00:38:56,079
‫و هرچی سن بالاتر می‌ره،
‫آدم فرسوده‌تر می‌شه.

854
00:38:56,249 --> 00:38:57,829
‫این کار مخصوص جوون‌هاست.

855
00:38:58,039 --> 00:38:59,539
‫همین‌طوره.

856
00:38:59,699 --> 00:39:02,659
‫فشار زیادی
‫به جسم و روان...

857
00:39:02,870 --> 00:39:04,450
‫وارد می‌کنه...

858
00:39:04,620 --> 00:39:07,410
‫و همین‌طور به
‫خانواده‌ی این بچه‌ها.

859
00:39:07,579 --> 00:39:10,329
‫وقتی یه جنگجوی قدیمی
‫میدون جنگ رو ترک می‌کنه،

860
00:39:10,539 --> 00:39:13,199
‫یه جنگجوی تازه
‫جاش رو می‌گیره.

861
00:39:13,224 --> 00:39:16,269
‫در این زمینه،
‫تاریخچه‌ی پرماجرای نیروی دلتا...

862
00:39:16,294 --> 00:39:18,424
‫از خودش جلوتره.

863
00:39:18,449 --> 00:39:21,885
‫جنگجوی جدید، که با دقت
‫انتخاب و آموزش دیده،

864
00:39:21,910 --> 00:39:24,740
‫پا جای پای عده‌ی
‫معدودی از نخبگان...

865
00:39:24,764 --> 00:39:26,682
‫قبل از خودش می‌ذاره.

866
00:39:26,707 --> 00:39:29,975
‫جنگجو بودن با خودش
‫یه طرز تفکر خاص به همراه داره.

867
00:39:30,000 --> 00:39:32,860
‫کسایی موفق می‌شن
‫که تشنه‌ی کار هستن،

868
00:39:32,885 --> 00:39:35,400
‫آدم‌های اهل عمل، کسایی که
‫انگیزه دارن و نیازی ندارن...

869
00:39:35,424 --> 00:39:37,384
‫کسی بهشون بگه
‫کاری رو انجام بدن.

870
00:39:37,410 --> 00:39:38,765
‫این همون ویژگی
‫شخصیتیه که...

871
00:39:38,789 --> 00:39:40,789
‫باعث می‌شه آدم بخواد
‫سنگ تموم بذاره.

872
00:39:40,950 --> 00:39:43,845
‫یه جنگجوی واقعی نمی‌خواد
‫هیچی رو ببازه.

873
00:39:43,870 --> 00:39:46,765
‫یه جنگجوی واقعی
‫می‌خواد به هر مانعی...

874
00:39:46,789 --> 00:39:48,490
‫غلبه کنه و برای این کار،

875
00:39:48,515 --> 00:39:49,975
‫باید همیشه در حال
‫بهتر شدن باشه،

876
00:39:50,000 --> 00:39:52,479
‫همیشه رشد کنه.

877
00:39:52,510 --> 00:39:54,940
‫با نگاه به نبردهای
‫پیش رو در قرن بیست‌ویکم،

878
00:39:54,965 --> 00:39:58,079
‫نیاز به نیروی دلتا
‫هیچ‌وقت از بین نمی‌ره.

879
00:39:58,111 --> 00:40:01,225
‫روش‌هایی که چند سال پیش جواب می‌داد،
‫دیگه کارایی ندارن.

880
00:40:01,250 --> 00:40:04,158
‫دشمن خودش رو وفق می‌ده،
‫یاد می‌گیره،

881
00:40:04,183 --> 00:40:06,345
‫تغییر می‌کنه و قوی‌تر می‌شه.

882
00:40:06,369 --> 00:40:09,449
‫از تاکتیک‌های
‫عملیات ویژه استفاده می‌کنن.

883
00:40:09,619 --> 00:40:13,789
‫جنگی که پیش رو داریم،
‫این شکلیه.

884
00:40:13,925 --> 00:40:17,055
‫برای همین، نیاز بیشتری به...

885
00:40:17,080 --> 00:40:20,236
‫این یگان احساس می‌شه.

886
00:40:20,260 --> 00:40:22,884
‫مأموریت‌هاشون
‫در حوزه‌ی...

887
00:40:22,910 --> 00:40:24,950
‫سلاح‌های کشتار جمعی...

888
00:40:24,974 --> 00:40:27,474
‫و عملیات‌های ضدتکثیر،
‫حسابی رشد کرده.

889
00:40:27,499 --> 00:40:30,764
‫و دیگه، سناریوهایی شبیه
‫جنگ جهانی سوم وجود داره که...

890
00:40:30,789 --> 00:40:33,554
‫این یگان باید آمادگی
‫پاسخگویی بهشون رو داشته باشه.

891
00:40:33,579 --> 00:40:35,910
‫دلتا منتظر نمی‌مونه تا...

892
00:40:35,935 --> 00:40:38,055
‫تروریست‌ها دست به کاری بزنن.

893
00:40:38,079 --> 00:40:40,055
‫دلتا الان دیگه...

894
00:40:40,079 --> 00:40:43,305
‫مستقیماً تروریست‌ها رو
‫در جایی که...

895
00:40:43,330 --> 00:40:46,160
‫فعالیت می‌کنن و مقرهای فرماندهیشونه،
‫هدف قرار می‌ده،

896
00:40:46,288 --> 00:40:48,569
‫شبکه‌هاشون رو متلاشی می‌کنه،
‫دنبالشون می‌گرده،

897
00:40:48,594 --> 00:40:51,094
‫پیداشون می‌کنه و اون‌ها رو
‫می‌کشه یا دستگیر می‌کنه.

898
00:40:51,120 --> 00:40:54,080
‫همزمان با تغییر میدون
‫نبرد و پیشرفت دشمن،

899
00:40:54,104 --> 00:40:57,514
‫آموزش‌ها
‫و مهارت‌هایی که به...

900
00:40:57,538 --> 00:40:59,674
‫مامورهای جدید در طول
‫دوره یاد داده می‌شه هم...

901
00:40:59,699 --> 00:41:01,499
‫تغییر می‌کنه
‫و به‌روز می‌شه.

902
00:41:01,618 --> 00:41:03,844
‫به نظرم این یکی از مواردیه
‫که ما رو متمایز می‌کنه.

903
00:41:03,869 --> 00:41:07,799
‫آینده به‌نوعی همین
‫الان داره شکل می‌گیره...

904
00:41:07,845 --> 00:41:09,015
‫و بیشتر و بیشتر...

905
00:41:09,040 --> 00:41:11,620
‫شبیه فیلم‌های
‫علمی‌تخیلی می‌شه.

906
00:41:11,829 --> 00:41:14,570
‫اعزام مامورهای نیروی دلتا
‫به نقاط مختلف جهان...

907
00:41:14,594 --> 00:41:17,259
‫همچنان ادامه داره.

908
00:41:17,365 --> 00:41:19,160
‫توانایی‌هایی
‫دارن که دنیا...

909
00:41:19,184 --> 00:41:20,432
‫تا حالا به خودش ندیده.

910
00:41:20,456 --> 00:41:23,820
‫با سناریوهای بسیار متغیر
‫و پیچیده‌ای آموزش می‌بینن...

911
00:41:23,846 --> 00:41:25,180
‫که هیچ‌وقت فاش نشدن.

912
00:41:25,204 --> 00:41:27,529
‫و خوشبختانه، هیچ‌وقت هم
‫نیازی به فاش شدنشون نبوده.

913
00:41:27,554 --> 00:41:29,014
‫همیشه در حال
‫مأموریت هستن.

914
00:41:29,039 --> 00:41:31,455
‫همین الان، همه‌جا حضور دارن.

915
00:41:31,538 --> 00:41:33,279
‫الان در جاهایی هستن...

916
00:41:33,305 --> 00:41:34,805
‫که روح هیچ‌کس هم
‫ازشون خبر نداره.

917
00:41:34,830 --> 00:41:36,950
‫فقط همین‌قدر بگم که
‫این جنگجوها خیلی باهوشن.

918
00:41:36,974 --> 00:41:38,779
‫هیچ‌وقت به موفقیت‌های
‫گذشته‌شون دل خوش نمی‌کنن.

919
00:41:38,804 --> 00:41:40,844
‫حواسشون هست که دشمن
‫چطور خودش رو وفق می‌ده.

920
00:41:40,869 --> 00:41:42,663
‫می‌بینن که چطور تهدیدها
‫تغییر می‌کنن...

921
00:41:42,689 --> 00:41:46,729
‫و خودشون رو هم با شرایط
‫هماهنگ می‌کنن.

922
00:41:46,790 --> 00:41:50,370
‫تلاش‌های خارق‌العاده‌اش
‫برای بهترین شدن،

923
00:41:50,395 --> 00:41:54,345
‫پیشرفته‌ترین ترفندهاش
‫و آموزش‌های مخفیانه‌اش...

924
00:41:54,369 --> 00:41:56,909
‫و اراده‌ی راسخش
‫برای انجام...

925
00:41:56,934 --> 00:41:59,514
‫سخت‌ترین مأموریت‌های ممکن،

926
00:41:59,563 --> 00:42:01,774
‫باعث شده مامور نیروی دلتا...

927
00:42:01,799 --> 00:42:04,425
‫جایگاه شایسته‌ی
‫خودش رو در میان...

928
00:42:04,450 --> 00:42:06,660
‫بزرگ‌ترین جنگجوهای
‫تاریخ به دست بیاره.

929
00:42:06,685 --> 00:42:11,094
W W W . M O V I E S H O . C O M

930
00:42:13,094 --> 00:42:23,094
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M