﻿1
00:00:00,200 --> 00:00:05,000
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

2
00:00:05,030 --> 00:00:08,000
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

3
00:00:08,480 --> 00:00:13,330
‫به لطف گوشواره‌هات فهمیدم همه‌چی همون‌طور که باید کار می‌کنه.

4
00:00:20,230 --> 00:00:26,840
‫بعد از شکست‌دادن جین، همه بالاخره مثل من فکر می‌کنن؟

5
00:00:33,400 --> 00:00:37,470
‫واقعاً نمی‌فهمم تو سرش چی می‌گذره.

6
00:00:40,140 --> 00:00:41,730
‫اون کنیزه غیبش زده!

7
00:00:41,730 --> 00:00:44,520
‫ها؟ ها؟ ها؟

8
00:00:45,110 --> 00:00:47,690
‫باز گم شده؟

9
00:00:47,690 --> 00:00:50,180
‫بانو موگه!

10
00:00:50,204 --> 00:01:29,204
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

11
00:02:28,620 --> 00:02:30,110
‫هی، فاطیما.

12
00:02:30,110 --> 00:02:31,210
‫اَه.

13
00:02:31,210 --> 00:02:33,340
‫پس اینجا بودی.

14
00:02:33,880 --> 00:02:35,960
‫چطور جرئت کردی از دستم فرار کنی!

15
00:02:36,270 --> 00:02:37,920
‫قاداق!

16
00:02:37,920 --> 00:02:39,350
‫کمک کن!

17
00:02:39,350 --> 00:02:40,890
‫چینقای؟

18
00:02:40,890 --> 00:02:43,520
‫تو خط اویغوری بلدی بنویسی، نه؟

19
00:02:49,360 --> 00:02:51,360
‫لطفاً اینا رو هم انجام بده.

20
00:02:51,360 --> 00:02:53,110
‫تمومی نداره؟

21
00:02:53,690 --> 00:02:55,030
‫ببخش بابت این همه کار.

22
00:02:55,430 --> 00:02:59,980
‫هرچی قاآن بزرگ خریده باید تو دفترهامون ثبت بشه.

23
00:03:00,960 --> 00:03:05,420
‫پس من اینجا چیکار می‌کنم؟ مگه این کار مردا نیست؟

24
00:03:05,420 --> 00:03:07,170
‫ساکت باش و کارتو بکن.

25
00:03:07,170 --> 00:03:11,630
‫خیلی از مغولا علاقه‌ای به خوندن و نوشتن ندارن.

26
00:03:11,630 --> 00:03:13,900
‫برای همین کاتب کم داریم.

27
00:03:14,380 --> 00:03:15,330
‫کتابا!

28
00:03:16,490 --> 00:03:18,020
‫اصلاً کی قراره اینا رو بخونه؟

29
00:03:18,940 --> 00:03:21,300
‫این مال جابر بن حیانه.

30
00:03:21,300 --> 00:03:22,000
‫ها؟

31
00:03:23,200 --> 00:03:24,280
‫اوه، هیچی.

32
00:03:31,120 --> 00:03:34,650
‫بانو، چرا این کتابو قایم کردین؟

33
00:03:35,400 --> 00:03:37,790
‫اوه، این کتاب جابرو می‌گی؟

34
00:03:38,170 --> 00:03:41,910
‫جابر مردی بود که خیلی وقت پیش تو توس زندگی می‌کرد.

35
00:03:42,760 --> 00:03:45,960
‫ولی کتاب خیلی خوش‌نامی نیست.

36
00:03:46,870 --> 00:03:48,460
‫کتابش دربارۀ چیه؟

37
00:03:51,830 --> 00:03:53,380
‫کیمیاگری.

38
00:03:57,060 --> 00:03:58,470
‫اون کتاب دربارۀ چیه؟

39
00:03:58,750 --> 00:04:04,180
‫توضیح می‌ده چطور می‌شه مواد مختلف مثل کانی‌ها رو گرم و با هم مخلوط کرد

40
00:04:05,240 --> 00:04:06,930
‫تا اکسیر درست بشه.

41
00:04:06,930 --> 00:04:08,520
‫«اکسیر»؟

42
00:04:08,520 --> 00:04:09,780
‫اون چیه؟

43
00:04:09,780 --> 00:04:13,150
‫یه چیزی مثل داروی همه‌درد؟ فکر کنم.

44
00:04:13,150 --> 00:04:14,900
‫خیلی باهاش آشنا نیستم.

45
00:04:14,900 --> 00:04:16,460
‫داروی همه‌درد؟

46
00:04:17,660 --> 00:04:18,820
‫بانو موگه.

47
00:04:18,820 --> 00:04:21,780
‫یعنی دارویی که هر بیماری‌ای رو درمان می‌کنه؟

48
00:04:27,220 --> 00:04:30,830
‫این فاطیماست، خدمتکار من.

49
00:04:31,190 --> 00:04:32,580
‫بوراقچین خاتون.

50
00:04:34,170 --> 00:04:37,260
‫پس این شهبانوی اول امپراتوری مغوله.

51
00:04:38,420 --> 00:04:39,680
‫خاتون بزرگ.

52
00:04:40,470 --> 00:04:43,970
‫چرا منو آوردن که ببینمش؟

53
00:04:44,190 --> 00:04:45,700
‫گوش کن، بوراقچین.

54
00:04:45,700 --> 00:04:48,180
‫این دختر می‌گه می‌تونه یه داروی همه‌درد درست کنه.

55
00:04:48,960 --> 00:04:50,100
‫منظورت دان‌یائوئه؟

56
00:04:50,100 --> 00:04:50,970
‫ها؟

57
00:04:51,430 --> 00:04:55,980
‫اِم، ببخشید. راستش نمی‌دونم این ماجرا از چه قراره.

58
00:04:56,300 --> 00:05:00,570
‫من فقط گفتم می‌تونم کتابایِ عربی رو بخونم.

59
00:05:00,970 --> 00:05:02,000
‫ها؟

60
00:05:02,000 --> 00:05:02,990
‫موگه.

61
00:05:02,990 --> 00:05:04,540
‫اوه، ولی...

62
00:05:04,540 --> 00:05:06,690
‫همین کافیه. می‌تونی بری.

63
00:05:07,530 --> 00:05:09,460
‫ببخش که این همه راه کشوندیمت اینجا.

64
00:05:13,160 --> 00:05:15,220
‫این دیگه چی بود؟

65
00:05:15,220 --> 00:05:16,250
‫کی می‌دونه؟

66
00:05:17,210 --> 00:05:18,920
‫صبر کن!

67
00:05:18,920 --> 00:05:20,130
‫بانو موگه؟

68
00:05:20,130 --> 00:05:23,090
‫راستی، یه چیزی هست که می‌خوام درباره‌ش باهات حرف بزنم.

69
00:05:23,460 --> 00:05:25,650
‫دلیل اینکه خواستم بیای اینجا...

70
00:05:27,850 --> 00:05:28,850
‫تنهامون بذار.

71
00:05:32,630 --> 00:05:35,480
‫یکی داره به بوراقچین سم می‌ده.

72
00:05:36,340 --> 00:05:40,070
‫دیدی چقدر لاغر و نحیف شده و پوستش پر از زخمه.

73
00:05:40,070 --> 00:05:43,280
‫سم؟ کار کیه؟ چرا؟

74
00:05:43,680 --> 00:05:45,010
‫مطمئن نیستم.

75
00:05:45,370 --> 00:05:49,520
‫ولی به پزشک بوراقچین شک دارم.

76
00:05:50,180 --> 00:05:55,210
‫خیلی وقت پیش، یه آموزۀ دائویی بود به اسم وایدان.

77
00:05:55,640 --> 00:05:56,920
‫وایدان؟

78
00:05:57,310 --> 00:06:00,580
‫با ترکیب چیزایی مثل گوگرد، جیوه و سنداراک،

79
00:06:00,580 --> 00:06:03,570
‫می‌شه اکسیر یا دارویی به اسم «دان‌یائو» ساخت.

80
00:06:03,950 --> 00:06:10,890
‫می‌گفتن خوردن دان‌یائو بدن رو مثل طلا جاودانه می‌کنه.

81
00:06:10,890 --> 00:06:12,170
‫واقعاً؟

82
00:06:12,170 --> 00:06:13,490
‫نه.

83
00:06:13,490 --> 00:06:18,150
‫هرکی خوردش مسموم شد و عمرش کوتاه‌تر شد.

84
00:06:18,530 --> 00:06:22,730
‫همین یکی از دلایلی بود که خیلی وقت پیش این روش رو کنار گذاشتن.

85
00:06:23,450 --> 00:06:26,530
‫مطمئنم شنیدم گفت «سم».

86
00:06:26,530 --> 00:06:29,270
‫می‌ترسم این برای نتیجه‌گرفتن کافی نباشه.

87
00:06:29,270 --> 00:06:32,250
‫اگه این‌قدر نگرانت کرده، فقط نذار اون پزشک بهش نزدیک بشه.

88
00:06:32,250 --> 00:06:36,440
‫تو خاتون بزرگی؛ عوض‌کردن یه پزشک که برات کاری نداره.

89
00:06:36,440 --> 00:06:37,540
‫تورگنه.

90
00:06:37,540 --> 00:06:39,290
‫بیا برگردیم، فاطیما.

91
00:06:39,290 --> 00:06:40,680
‫چـ ــ چشم!

92
00:06:47,550 --> 00:06:50,640
‫نباید خودمونو قاطی کار اون زن عجیب کنیم.

93
00:06:51,690 --> 00:06:52,980
‫واقعاً ترسناک بود.

94
00:06:53,780 --> 00:06:56,170
‫امروز اولین بار بود خاتون بزرگ رو می‌دیدم.

95
00:06:56,170 --> 00:07:00,430
‫خیلی از امپراتور اوگتای بزرگ‌تره، نه؟

96
00:07:00,430 --> 00:07:03,280
‫آره. قبلاً نامادریش بود.

97
00:07:03,280 --> 00:07:03,940
‫چی؟

98
00:07:04,190 --> 00:07:07,920
‫بوراقچین و موگه همسرایِ چنگیزخان بودن.

99
00:07:08,280 --> 00:07:10,810
‫بعداً اوگتای اونا رو به‌عنوان همسر به ارث برد.

100
00:07:10,810 --> 00:07:11,870
‫اوه؟

101
00:07:12,310 --> 00:07:15,750
‫پس این دوتا خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسن.

102
00:07:15,750 --> 00:07:20,580
‫وقتی پدر می‌میره، زن‌هاش به پسرش می‌رسن، به‌جز مادر خود اون پسر.

103
00:07:21,310 --> 00:07:23,210
‫اینجا رسم معمولیه.

104
00:07:26,470 --> 00:07:27,720
‫بوراقچین.

105
00:07:30,390 --> 00:07:34,350
‫پسری نداره و از خاندان خیلی بزرگی هم نیست.

106
00:07:35,320 --> 00:07:40,010
‫راستش اصلاً نمی‌فهمم چطور خاتون بزرگ شده.

107
00:07:43,190 --> 00:07:49,570
‫می‌گفتن خوردن دان‌یائو بدن رو مثل طلا جاودانه می‌کنه.

108
00:07:50,060 --> 00:07:52,280
‫این دقیقاً شبیه کیمیاگریه.

109
00:07:52,750 --> 00:07:55,290
‫کی فکرشو می‌کرد تو شرق هم یه چیز شبیهش داشته باشن؟

110
00:07:56,170 --> 00:07:58,250
‫بدنی جاودانه.

111
00:07:59,040 --> 00:08:00,210
‫منظورت دان‌یائوئه؟

112
00:08:04,120 --> 00:08:05,420
‫نکنه...

113
00:08:05,930 --> 00:08:07,610
‫اکسیر...

114
00:08:08,330 --> 00:08:11,420
‫موادش جیوه، گوگرد...

115
00:08:12,170 --> 00:08:14,880
‫و دیگه چی بود؟

116
00:08:18,680 --> 00:08:20,270
‫بانو تورگنه.

117
00:08:20,830 --> 00:08:23,690
‫بریم یه بار دیگه خاتون بزرگ رو ببینیم.

118
00:08:23,690 --> 00:08:26,400
‫ها؟ چرا؟

119
00:08:30,420 --> 00:08:32,530
‫یه چیزی تو سرت داری، نه؟

120
00:08:35,000 --> 00:08:38,360
‫می‌خوام قدرتتونو بهم قرض بدین، بانو تورگنه.

121
00:08:42,560 --> 00:08:47,220
‫اکسیر. داروی شگفت‌انگیزی که بدن آدمو جاودانه می‌کنه.

122
00:08:47,220 --> 00:08:51,550
‫اساس کیمیاگری ایرانیه.

123
00:08:51,780 --> 00:08:55,760
‫معلومه که تنهایی نمی‌تونم درستش کنم.

124
00:08:56,200 --> 00:09:01,020
‫ولی با کمک شما، خاتون بزرگ، شاید بتونم...

125
00:09:01,780 --> 00:09:03,650
‫چرا دوباره اینو پیش کشیدی؟

126
00:09:04,010 --> 00:09:07,110
‫چون این شمایین که دنبالش بودین.

127
00:09:08,100 --> 00:09:09,440
‫اشتباه می‌کنم؟

128
00:09:10,960 --> 00:09:12,280
‫صبر کن، واقعاً؟

129
00:09:12,820 --> 00:09:16,240
‫همون لحظه‌ای که اولین بار دیدمتون به ذهنم رسید.

130
00:09:16,460 --> 00:09:19,330
‫اگه اجازه بدین از روی ظاهرتون حدس بزنم...

131
00:09:20,480 --> 00:09:23,830
‫رهج‌الغار مصرف می‌کنین؟

132
00:09:23,830 --> 00:09:25,760
‫رهج‌الغار؟

133
00:09:27,420 --> 00:09:29,710
‫یه سنگ سرخه که تو آتشفشانا پیدا می‌شه،

134
00:09:29,710 --> 00:09:33,930
‫و شنیدم تو شرق بهش سنداراک می‌گن.

135
00:09:35,180 --> 00:09:36,530
‫پس درست حدس زدم.

136
00:09:37,230 --> 00:09:42,850
‫بالاخره رهج‌الغار یکی از مواد اصلی اکسیر و دان‌یائوئه.

137
00:09:43,580 --> 00:09:46,710
‫طبق گفتۀ پزشک باستانی، بقراط،

138
00:09:46,710 --> 00:09:50,490
‫رهج‌الغار تو مقدار کم واقعاً خاصیت دارویی داره.

139
00:09:50,960 --> 00:09:51,780
‫ولی...

140
00:09:52,220 --> 00:09:54,490
‫اگه مصرفش ادامه پیدا کنه، تبدیل به سم می‌شه.

141
00:09:55,040 --> 00:09:59,370
‫باعث بی‌اشتهایی، زخم‌هایِ پوستی و تومور می‌شه.

142
00:09:59,920 --> 00:10:02,170
‫که ظاهراً شما هم همین علائمو دارین.

143
00:10:03,150 --> 00:10:08,710
‫پس کسی مسمومت نکرده؟ خودت خواستی اینو بخوری؟

144
00:10:08,970 --> 00:10:12,530
ای بابا، موگه. فکر می‌کردی یکی داره مسمومم می‌کنه؟

145
00:10:13,270 --> 00:10:14,930
‫فاطیما بودی، نه؟

146
00:10:14,930 --> 00:10:17,570
‫یه نگاه به کشوهایِ اون قفسه بنداز.

147
00:10:21,140 --> 00:10:22,810
‫رهج‌الغار.

148
00:10:23,060 --> 00:10:25,520
‫چرا اینو می‌خوردی؟

149
00:10:29,680 --> 00:10:32,240
‫برای جاودانه شدن؟

150
00:10:36,780 --> 00:10:38,160
‫آره، درسته.

151
00:10:38,160 --> 00:10:39,870
‫دیگه دارم پیر می‌شم.

152
00:10:40,380 --> 00:10:42,240
‫می‌خوام عمر طولانی داشته باشم.

153
00:10:42,240 --> 00:10:43,580
‫بوراقچین.

154
00:10:43,980 --> 00:10:47,040
‫لطفاً یه مقدار از این بخورین، شهبانو بوراقچین.

155
00:10:47,610 --> 00:10:49,530
‫داروییه که مسمومیتتونو درمان می‌کنه.

156
00:11:01,560 --> 00:11:03,720
‫پس این دقیقاً چیه؟

157
00:11:03,720 --> 00:11:04,970
‫یه سنگ جاداست.

158
00:11:04,970 --> 00:11:06,340
‫سنگ جادا؟

159
00:11:06,340 --> 00:11:08,980
‫سنگ جادا رو که نمی‌خورن.

160
00:11:08,980 --> 00:11:10,360
‫اشتباه می‌کنین.

161
00:11:10,360 --> 00:11:14,700
‫تو ایران بهش سنگ پادزهر می‌گن و به‌عنوان پادزهر می‌شناسنش.

162
00:11:15,240 --> 00:11:17,660
‫روش طلسم نذاشتی، نه؟

163
00:11:17,660 --> 00:11:20,070
‫قیافۀ من شبیه کسیه که بخواد بهتون آسیب بزنه؟

164
00:11:32,860 --> 00:11:36,530
‫وقتی خوب شدین، لطفاً دوباره احضارمون کنین.

165
00:11:37,440 --> 00:11:40,890
‫اون موقع می‌تونم بیشتر دربارۀ اکسیر براتون بگم.

166
00:11:43,860 --> 00:11:45,890
‫خیلی ممنون.

167
00:11:45,890 --> 00:11:47,860
‫من که کاری نکردم.

168
00:11:47,860 --> 00:11:48,900
‫شوخی می‌کنین؟

169
00:11:49,620 --> 00:11:53,400
‫فقط چون تونستین اون پزشکایِ ایرانی رو برام پیدا کنین

170
00:11:53,400 --> 00:11:56,860
‫تونستم دربارۀ رهج‌الغار بفهمم.

171
00:11:57,620 --> 00:11:59,430
‫پس چغتای چی؟

172
00:11:59,430 --> 00:12:04,160
‫اینکه یهویی می‌خواستیم به شاهزاده چغتای نزدیک بشیم، زیادی عجولانه بود.

173
00:12:04,590 --> 00:12:08,920
‫در عوض، اگه اعتماد خاتون بزرگ رو جلب کنیم،

174
00:12:08,920 --> 00:12:10,930
‫حتماً یه راهی خودش باز می‌شه.

175
00:12:11,990 --> 00:12:14,300
‫راهی برای هر دومون.

176
00:12:15,100 --> 00:12:16,300
‫آره.

177
00:12:17,050 --> 00:12:18,380
‫دقیقاً همون‌طور که می‌گین.

178
00:12:20,260 --> 00:12:23,030
تابستان سال 1230 میلادی

179
00:12:27,780 --> 00:12:29,350
‫مدت زیادی از اون ماجرا نگذشته بود که

180
00:12:30,700 --> 00:12:35,210
‫امپراتور مغول برای جنگ با سلسلۀ جین لشکر کشید.

181
00:12:40,490 --> 00:12:43,720
منطقۀ شانشی
اردوگاه خط مقدم خاندان اوگتای

182
00:12:46,430 --> 00:12:49,130
‫اونا رو می‌تونین اونجا بذارین.

183
00:12:49,130 --> 00:12:50,180
‫موگه.

184
00:12:51,510 --> 00:12:52,880
‫بوراقچین.

185
00:12:53,390 --> 00:12:55,700
‫حالت اون‌قدر خوب شده که می‌تونی بیرون راه بری؟

186
00:12:56,460 --> 00:12:58,420
‫آره، همون‌طور که می‌بینی.

187
00:12:58,420 --> 00:13:00,200
‫همه‌ش به لطف فاطیماست.

188
00:13:00,200 --> 00:13:00,970
‫مگه نه؟

189
00:13:01,930 --> 00:13:03,080
‫دقیقاً.

190
00:13:04,880 --> 00:13:07,490
‫از طرف شهبانو بوراقچین پیغام آوردم.

191
00:13:07,930 --> 00:13:11,890
‫می‌خوان دوباره با بانو فاطیما حرف بزنن.

192
00:13:15,230 --> 00:13:20,820
‫سال بعد، برای محاصرۀ پایتخت جین، کایفنگ،

193
00:13:20,820 --> 00:13:24,520
‫سپاه تولوی برای عبور از قلمرو سونگ جنوبی اجازه خواست.

194
00:13:25,540 --> 00:13:26,830
‫اما...

195
00:13:27,790 --> 00:13:29,500
‫فرستادۀ ما رو کشتن؟

196
00:13:29,970 --> 00:13:32,290
‫پس جواب سونگ جنوبی اینه؟

197
00:13:32,880 --> 00:13:34,250
‫برگردیم؟

198
00:13:35,830 --> 00:13:36,880
‫نه.

199
00:13:37,220 --> 00:13:39,510
‫طبق نقشه به سمت جنوب ادامه می‌دیم.

200
00:13:39,510 --> 00:13:42,990
‫جوابمونو گرفتیم، حتی اگه جواب خوبی نبود.

201
00:13:42,990 --> 00:13:47,050
‫سونگ جنوبی از کنار این قضیه راحت نمی‌گذره.

202
00:13:49,380 --> 00:13:50,180
‫خب...

203
00:13:51,060 --> 00:13:53,380
‫پس سونگ جنوبی رو هم شکست می‌دیم.

204
00:14:11,720 --> 00:14:13,670
‫سپاه تولوی از گذرگاه مستحکم عبور کرد،

205
00:14:14,140 --> 00:14:16,590
‫و بعد راهشو از مسیرایِ خطرناک کوهستانی ادامه داد.

206
00:14:19,130 --> 00:14:22,760
‫این کوها هم نتونستن جلومونو بگیرن.

207
00:14:24,140 --> 00:14:26,730
‫قاآن بزرگ حتماً خیلی خوشحال می‌شه.

208
00:14:29,240 --> 00:14:30,860
‫درسته.

209
00:14:31,680 --> 00:14:34,820
‫می‌دونم برادرم از خوشحالی سر از پا نمی‌شناسه.

210
00:14:44,100 --> 00:14:45,530
‫خدایا.

211
00:14:46,000 --> 00:14:48,370
‫لطفاً مراقب تولوی باش.

212
00:14:49,230 --> 00:14:50,490
‫ای بابا.

213
00:14:51,110 --> 00:14:55,460
‫خودت می‌دونی پدر هیچ‌وقت نمی‌بازه، پس چرا دعا می‌کنی؟

214
00:14:55,460 --> 00:14:58,630
‫ای وای. جلوی خدا این چه حرفیه؟

215
00:14:59,280 --> 00:15:02,910
‫منم باور ندارم تولوی تو جنگ شکست بخوره.

216
00:15:03,390 --> 00:15:04,300
‫ولی...

217
00:15:04,840 --> 00:15:07,780
‫بدبختی فقط تو میدان جنگ اتفاق نمی‌افته.

218
00:15:08,470 --> 00:15:13,090
‫آدمایی که زیادی قدرت دارن، باعث ترس و کینه می‌شن.

219
00:15:13,090 --> 00:15:15,480
‫پس شما هم باید مراقب باشین، مادر.

220
00:15:15,850 --> 00:15:17,170
‫من؟

221
00:15:18,230 --> 00:15:21,320
‫کسی به من اهمیتی نمی‌ده.

222
00:15:24,480 --> 00:15:26,400
‫فقط می‌تونم امیدوار باشم همین‌طور باشه.

223
00:15:38,090 --> 00:15:39,570
‫هپ.

224
00:15:45,180 --> 00:15:46,740
‫بفرمایین.

225
00:15:46,740 --> 00:15:48,760
‫ممنون. همون‌جا بذارش.

226
00:16:07,000 --> 00:16:09,220
‫بفرما. تازه از دیگ دراومده.

227
00:16:09,220 --> 00:16:10,840
‫خیلی ممنون.

228
00:16:11,690 --> 00:16:14,510
‫براتون یه کم اوروم آوردم، بانو تورگنه.

229
00:16:16,400 --> 00:16:19,260
‫این وقت سال که حسابی رسیده، بیشتر از همیشه دوستش دارم.

230
00:16:22,840 --> 00:16:24,130
‫خوشمزه‌ست.

231
00:16:24,130 --> 00:16:28,490
‫پاییز نزدیکه و به‌زودی از اوروم برای درست کردن کره استفاده می‌کنن.

232
00:16:28,830 --> 00:16:31,010
‫این دیگه آخرین سری امساله.

233
00:16:31,500 --> 00:16:33,010
‫تو چرا یه کم نمی‌خوری؟

234
00:16:33,010 --> 00:16:37,520
‫اوه، نمی‌تونم. اتفاقاً شهبانو بوراقچین همین الان احضارم کردن.

235
00:16:37,520 --> 00:16:39,340
‫دوباره؟

236
00:16:39,340 --> 00:16:42,240
‫ببخشید. دیگه باید برم.

237
00:16:54,230 --> 00:16:56,280
‫من که مشکلی ندارم.

238
00:17:00,260 --> 00:17:04,960
‫تو طبیعت، ماده و ویژگیا با هم آمیخته‌ هستن.

239
00:17:05,190 --> 00:17:10,680
‫با تغییر دادن ویژگیاش می‌شه یه ماده رو به مادۀ دیگه‌ای تبدیل کرد.

240
00:17:11,210 --> 00:17:15,760
‫اگه ساده بگم، رسالۀ جابر همینو می‌گه.

241
00:17:16,510 --> 00:17:17,720
‫یعنی چی؟

242
00:17:17,950 --> 00:17:19,930
‫اگه ویژگیایِ یه چیزو بشناسیم،

243
00:17:20,200 --> 00:17:24,090
‫می‌تونیم هرچی می‌خوایم ازش بسازیم، چه اسلحه باشه چه دارو.

244
00:17:24,090 --> 00:17:25,650
‫وای! محشره.

245
00:17:25,970 --> 00:17:27,720
‫مثلاً سنداراکو در نظر بگیر.

246
00:17:27,720 --> 00:17:32,450
‫با گرم کردن رهج‌الغار، سفید می‌شه و سمی‌بودنش بیشتر می‌شه.

247
00:17:32,990 --> 00:17:35,610
‫انگار به حقیقت این دنیا نزدیک شده بودن.

248
00:17:35,610 --> 00:17:39,660
‫هم دانشمندایِ سرزمین تو، هم دائوئیستایِ سرزمین میانه.

249
00:17:42,540 --> 00:17:45,200
‫قاآن بزرگ و شهبانو بوراقچین.

250
00:17:45,200 --> 00:17:48,680
‫دارن به بعد از فتح جین فکر می‌کنن.

251
00:17:49,470 --> 00:17:52,180
‫دارن دنیا رو از دید وسیع‌تری می‌بینن.

252
00:17:56,420 --> 00:17:58,310
‫چی شده، فاطیما؟

253
00:17:58,610 --> 00:18:04,270
‫خب، جناب چینقای گفتن کاتب کم دارن.

254
00:18:04,990 --> 00:18:06,340
‫چرا باید این‌طوری باشه؟

255
00:18:06,340 --> 00:18:11,030
‫مگه مغولا از سراسر دنیا آدم و دانش به دست نیاوردن؟

256
00:18:12,980 --> 00:18:17,030
‫چون بیشتر اهل علم و دانشی که مغولا به دست آوردن...

257
00:18:17,310 --> 00:18:20,080
‫حالا زیر فرمان خاندان تولوی‌ان.

258
00:18:20,080 --> 00:18:21,240
‫چی؟

259
00:18:21,240 --> 00:18:25,280
‫درست مثل سپاه، خاندان تولوی به‌عنوان اوتچیگین حق اونا رو هم داره.

260
00:18:25,280 --> 00:18:29,490
‫قاآن بزرگ نمی‌تونه از اقتدارش استفاده کنه؟

261
00:18:29,490 --> 00:18:32,720
‫می‌خوای قاآن بزرگ اموال برادر خودشو بدزده؟

262
00:18:33,700 --> 00:18:34,990
‫ببخشید.

263
00:18:35,820 --> 00:18:38,640
‫پس از نظر دانش هم عدم تعادل وجود داره؟

264
00:18:39,600 --> 00:18:42,600
‫ولی این به نفع ماست.

265
00:18:43,840 --> 00:18:46,860
‫واقعاً این بهترین وضعه؟

266
00:18:48,570 --> 00:18:50,490
‫نمی‌تونم جلوی ترسمو بگیرم.

267
00:18:50,950 --> 00:18:54,650
‫خاندان تولوی هم بیشتر قدرت نظامی رو دستشه، هم بیشتر قدرت علمی رو.

268
00:18:55,370 --> 00:18:57,090
‫این فقط یعنی...

269
00:18:57,090 --> 00:19:00,370
‫همکاری با خاندان تولوی از قبل هم مهم‌تره.

270
00:19:01,990 --> 00:19:04,540
‫ولی شاهزاده تولوی هم همین حسو داره؟

271
00:19:06,480 --> 00:19:09,700
‫موگه. ببخش، می‌شه تنهامون بذاری؟

272
00:19:18,100 --> 00:19:23,350
‫تا قبل از اینکه موگه تو رو بیاره اینجا، یادم نمیاد اصلاً دیده باشمت.

273
00:19:24,000 --> 00:19:26,140
‫تو واقعاً کی هستی؟

274
00:19:27,200 --> 00:19:29,400
‫طبیعیه که منو نشناسین.

275
00:19:32,490 --> 00:19:36,030
‫بالاخره قبلاً در خدمت شاهدخت سرقویتی بیگی بودم.

276
00:19:36,950 --> 00:19:38,630
‫بهتون توصیه می‌کنم مراقب باشین.

277
00:19:38,630 --> 00:19:40,990
‫اون هنوز از جاه‌طلبیاش دست نکشیده.

278
00:19:41,240 --> 00:19:44,030
‫اینکه شاهزاده تولوی قاآن بزرگ بشه،

279
00:19:44,540 --> 00:19:47,000
‫و خودش خاتون بزرگ.

280
00:19:50,700 --> 00:19:52,590
‫سرقویتی بیگی، می‌گی؟

281
00:19:54,620 --> 00:19:58,300
‫فهمیدم. حواسم بهش هست.

282
00:19:59,320 --> 00:20:03,770
‫ولی چرا اینو به من گفتی، فاطیما؟

283
00:20:04,180 --> 00:20:07,230
‫جوابتو خوب انتخاب کن. ممکنه خیلی گرون برات تموم بشه.

284
00:20:07,670 --> 00:20:10,080
‫اشکالی نداره. از پسش برمیام.

285
00:20:10,500 --> 00:20:14,650
‫تقریباً می‌دونم تو ذهنش چی می‌گذره.

286
00:20:15,610 --> 00:20:20,240
‫راستش اصلاً نمی‌فهمم چطور خاتون بزرگ شده.

287
00:20:21,150 --> 00:20:23,630
‫خاتون بزرگ هرچقدر هم باهوش باشه،

288
00:20:23,630 --> 00:20:28,090
‫حتماً خیلیا مثل بانو تورگنه همین سؤال براشون پیش اومده.

289
00:20:28,630 --> 00:20:33,130
‫برای همین حتماً این‌قدر به زرنگی خودش تکیه داره.

290
00:20:34,150 --> 00:20:39,050
‫من به امپراتور اوگتای و شما امید بستم.

291
00:20:40,380 --> 00:20:46,520
‫خرد و دانشی که شما دوتا دارین نشون می‌ده شایستۀ حکومت بر این دنیا هستین.

292
00:20:52,010 --> 00:20:54,690
‫واقعاً این‌طور فکر می‌کنی؟

293
00:20:58,280 --> 00:20:59,990
‫معلومه.

294
00:21:01,860 --> 00:21:06,730
‫فکر می‌کردم خیلی مکار باشه، ولی برخلاف انتظار خیلی راحت بازی خورد.

295
00:21:07,040 --> 00:21:09,270
‫باید همین الان اینو به بانو تورگنه گزارش بدم.

296
00:21:09,270 --> 00:21:10,980
‫ببخشید!

297
00:21:11,690 --> 00:21:15,230
‫اِ... من داشتم کره درست می‌کردم.

298
00:21:15,230 --> 00:21:17,590
‫ولی هنوز درست بلد نیستم.

299
00:21:17,590 --> 00:21:21,050
‫همۀ شیری که امروز جمع کردیم هنوز مونده.

300
00:21:21,500 --> 00:21:23,510
‫نگران نباش. کمکت می‌کنم.

301
00:21:24,580 --> 00:21:26,420
‫خیلی ممنون.

302
00:21:29,360 --> 00:21:30,980
‫بانو تورگنه.

303
00:21:32,550 --> 00:21:33,940
‫می‌تونه بمونه برای بعد.

304
00:21:46,000 --> 00:21:47,450
‫بانو تورگنه؟

305
00:21:52,300 --> 00:21:54,980
‫لازم نیست این‌قدر مضطرب باشی، تورگنه.

306
00:21:56,460 --> 00:21:59,290
‫یه چیزی هست که می‌خوام درباره‌ش باهات حرف بزنم.

307
00:22:04,030 --> 00:22:08,060
قسمت هشتم: بوراقچین خاتون

308
00:22:09,700 --> 00:22:14,540
{\an8}‫بیا اینجا، همین‌طور که خوابت نمی‌بره

309
00:22:14,540 --> 00:22:20,060
{\an8}‫این لحظه‌ها، همین حالا، همیشه و هر بار،

310
00:22:20,060 --> 00:22:23,790
{\an8}‫چرخیدن و چرخیدن تا آخر به اینجا رسیدن، نه؟

311
00:22:23,790 --> 00:22:28,450
‫با این حال، نمی‌شه هرجوری شده از بین بردشون

312
00:22:28,450 --> 00:22:39,080
‫شکل اون قلبت رو فراموش نکن

313
00:22:42,490 --> 00:22:47,380
‫حتی اون روزهایی که سینه‌م رو پر می‌کردن،

314
00:22:47,380 --> 00:22:52,410
‫ناگهان و بی‌اونکه انتظارش رو داشته باشم، به پایان رسیدن

315
00:22:52,410 --> 00:22:56,970
‫چیزی به اسم ابدیت هیچ‌جا وجود نداره

316
00:22:56,970 --> 00:23:02,530
‫و من هنوز نتونستم به خودِ سابقم برگردم

317
00:23:02,530 --> 00:23:07,350
‫اگه می‌شد بی‌خبر از همه‌چیز زندگی کرد،

318
00:23:07,350 --> 00:23:10,940
‫حتماً یه جایی، زندگی راحت‌تر می‌بود

319
00:23:10,940 --> 00:23:15,620
‫بیا اینجا، همین‌طور که خوابت نمی‌بره

320
00:23:15,620 --> 00:23:21,060
‫این لحظه‌ها، همین حالا، همیشه و هر بار،

321
00:23:21,060 --> 00:23:24,910
‫چرخیدن و چرخیدن تا آخر به اینجا رسیدن، نه؟

322
00:23:24,910 --> 00:23:29,570
‫با این حال، نمی‌شه هرجوری شده از بین بردشون

323
00:23:29,570 --> 00:23:37,010
‫شکل اون قلبت رو فراموش نکن

324
00:23:38,020 --> 00:23:43,250
{\an8}قسمت نهم: تنگری

