﻿1
00:00:00,366 --> 00:00:05,366
‫<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

2
00:00:06,390 --> 00:00:10,690
‫من به امپراتور اوگتای و شما امید بستم.

3
00:00:11,850 --> 00:00:17,450
‫خرد و دانشی که شما دو نفر دارین نشون می‌ده شایستۀ حکومت بر این دنیا هستین.

4
00:00:17,450 --> 00:00:19,830
‫واقعاً این‌طور فکر می‌کنی؟

5
00:00:20,650 --> 00:00:21,950
‫معلومه.

6
00:00:22,540 --> 00:00:25,260
‫لازم نیست این‌قدر مضطرب باشی، تورگنه.

7
00:00:26,890 --> 00:00:29,640
‫یه چیزی هست که می‌خوام درباره‌ش باهات حرف بزنم.

8
00:00:31,590 --> 00:00:34,610
بهار 1232 میلادی

9
00:00:43,730 --> 00:00:45,520
‫خبر خوب دارم، قاآن بزرگ.

10
00:00:45,850 --> 00:00:47,980
جناب ‫تولوی از رود هان گذشته.

11
00:00:48,250 --> 00:00:50,940
‫نیروهای دشمن دارن با عجله به سمت جنوب می‌رن.

12
00:00:52,410 --> 00:00:54,570
‫آفرین، تولوی.

13
00:00:55,630 --> 00:01:00,090
‫خیله‌خب. ما هم حرکت کنیم و از رود جلوی رومون بگذریم.

14
00:01:01,000 --> 00:01:11,000
‫<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

15
00:01:11,030 --> 00:01:15,000
‫<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

16
00:02:31,600 --> 00:02:33,750
‫پس برادرم از رود زرد گذشته؟

17
00:02:33,750 --> 00:02:37,360
‫بله. نیروهای کمکی قاآن بزرگ دارن به طرف ما میان.

18
00:02:37,360 --> 00:02:38,760
‫بهتره نیروهامونو به هم ملحق کنیم.

19
00:02:38,760 --> 00:02:40,420
‫ملحق کنیم، می‌گی؟

20
00:02:41,000 --> 00:02:42,180
‫جای خوبی سراغ داری؟

21
00:02:42,480 --> 00:02:44,660
‫کوه سان‌فنگ جای مناسبیه.

22
00:02:48,540 --> 00:02:51,650
‫قسمت نهم
تنگری

23
00:02:52,570 --> 00:02:56,900
‫حدود صدوسی کیلومتر دورتر از پایتخت جین، کایفنگ،

24
00:02:57,390 --> 00:03:02,080
‫سپاه تولوی پایین کوه سان‌فنگ موضع گرفت

25
00:03:02,450 --> 00:03:04,890
‫تا منتظر رسیدن نیروهای کمکی بمونه.

26
00:03:08,540 --> 00:03:13,080
‫و با اینکه سپاه جین مقابلشون آماده به نظر می‌رسید...

27
00:03:15,790 --> 00:03:18,010
‫دستور آوردی همین الان حمله کنیم؟

28
00:03:18,410 --> 00:03:20,510
‫مردای من از خستگی از پا افتادن.

29
00:03:20,510 --> 00:03:22,840
‫دشمن هم همین وضعو داره.

30
00:03:22,840 --> 00:03:26,030
‫نیروی اصلیشون چشم به پایتخت دوخته.

31
00:03:28,970 --> 00:03:30,940
‫همین الان از بین ببرینشون.

32
00:03:33,480 --> 00:03:35,150
‫چیکار کنیم؟

33
00:03:35,150 --> 00:03:38,850
‫باید از دستور پیروی کنیم. خوش‌شانسیم که تعدادمون بیشتره.

34
00:03:39,300 --> 00:03:40,910
‫محاصره‌شون می‌کنیم.

35
00:03:45,700 --> 00:03:47,870
‫کاملاً محاصره‌مون کردن.

36
00:03:47,870 --> 00:03:51,250
‫سپاه دشمن بیشتر از صد و پنجاه هزار نفره.

37
00:03:51,250 --> 00:03:53,230
‫اوه؟ ما چند نفریم؟

38
00:03:54,090 --> 00:03:55,690
‫یه کم کمتر از چهل هزار.

39
00:03:57,500 --> 00:03:58,380
‫ای بابا.

40
00:03:58,380 --> 00:04:01,970
‫اگه نیروهای کمکی قاآن بزرگ به‌موقع نرسن، کارمون تمومه.

41
00:04:02,290 --> 00:04:04,410
‫می‌رسن، پس جای نگرانی نیست.

42
00:04:08,690 --> 00:04:10,310
‫خیلی خب، پس...

43
00:04:10,920 --> 00:04:13,700
‫نظرتون چیه سرنوشتمونو به تنگری بسپریم؟

44
00:04:15,620 --> 00:04:16,460
‫چی گفتین؟

45
00:04:18,270 --> 00:04:21,190
‫یه سرباز برام بیارین که جادامیشی بلد باشه.

46
00:04:31,550 --> 00:04:34,870
‫جادامیشی طوفان احضار می‌کنه، درسته؟

47
00:04:34,870 --> 00:04:37,620
‫شاهزاده تولوی می‌خواد باهاش چیکار کنه؟

48
00:05:27,660 --> 00:05:28,860
‫داره...

49
00:05:28,860 --> 00:05:29,950
‫...برف میاد.

50
00:05:29,950 --> 00:05:31,260
‫باد هم داره شدیدتر می‌شه.

51
00:05:35,040 --> 00:05:39,110
‫تنگری، دعای ما رو اجابت کردی؟

52
00:05:41,450 --> 00:05:43,100
‫همه خوب گوش کنین!

53
00:05:44,650 --> 00:05:46,600
‫همین الان شروع کنین به کندن سنگر!

54
00:05:48,310 --> 00:05:51,620
‫قبل از رسیدن طوفان، همۀ مردا و اسبا رو ببرین پناه بگیرن!

55
00:05:53,080 --> 00:05:53,550
‫زود باشین!

56
00:05:53,550 --> 00:05:55,370
‫روی اسبا پتو بندازین.

57
00:05:55,370 --> 00:05:57,570
‫مردا هم تا جایی که می‌تونن خودشونو گرم بپوشونن!

58
00:06:00,880 --> 00:06:03,170
‫طوفان سه شبانه‌روز بی‌وقفه ادامه داشت...

59
00:06:05,830 --> 00:06:09,480
‫و سرنوشت دو سپاهو زیرورو کرد.

60
00:06:13,280 --> 00:06:15,120
‫و روز چهارم،

61
00:06:15,590 --> 00:06:22,190
‫سپاه صد و پنجاه هزار نفری جین که از سرما و خستگیِ عجله‌شون از پا افتاده بودن...

62
00:06:34,180 --> 00:06:37,870
‫...دیگه توان مقابله با حملۀ مغولا رو نداشتن.

63
00:06:40,960 --> 00:06:42,330
‫آتش!

64
00:06:51,620 --> 00:06:53,120
‫و کاملاً نابود شدن.

65
00:07:02,300 --> 00:07:05,770
‫باید برگردیم پایتخت.

66
00:07:14,280 --> 00:07:16,290
‫به‌موقع رسیدیم.

67
00:07:24,210 --> 00:07:25,670
‫برادر!

68
00:07:26,130 --> 00:07:26,970
‫تولوی.

69
00:07:27,590 --> 00:07:29,090
‫واقعاً انجامش دادی.

70
00:07:29,090 --> 00:07:30,350
‫من که کاری نکردم.

71
00:07:33,980 --> 00:07:37,180
‫این تنگری بود که تو جنگ طرف پرچم تو رو گرفت، برادر.

72
00:07:38,310 --> 00:07:41,680
‫خوشبختم که همچین برادر کوچیک خوبی دارم.

73
00:07:47,860 --> 00:07:49,570
‫ژنرال، چیزی شده؟

74
00:07:50,780 --> 00:07:52,910
‫فقط داشتم یاد گذشته می‌افتادم.

75
00:07:53,250 --> 00:07:56,830
‫وقتی چنگیزخان با بقیۀ رئیسای قبایل دشت می‌جنگید،

76
00:07:56,830 --> 00:07:59,530
‫دشمن جادامیشی اجرا کرد.

77
00:08:01,540 --> 00:08:06,800
‫ولی طوفان نه بالای سر چنگیزخان، بلکه بالای سپاه دشمن شروع شد.

78
00:08:13,120 --> 00:08:16,830
‫وقتی شاهزاده تولوی رو می‌بینم، انگار...

79
00:08:17,200 --> 00:08:20,720
‫ژنرال، بهتره همین‌جا تمومش کنیم.

80
00:08:22,910 --> 00:08:24,190
‫فراموش کن چی گفتم.

81
00:08:25,610 --> 00:08:28,610
‫بعد از اینکه زمستون تموم شد و بهار هم داشت به آخر می‌رسید،

82
00:08:29,860 --> 00:08:34,160
‫اوگتای و تولوی راه افتادن تا برگردن مغولستان،

83
00:08:34,160 --> 00:08:39,760
‫و فتح پایتخت جین، کایفنگ، رو به ژنرالای باتجربه‌شون سپردن.

84
00:08:40,160 --> 00:08:42,370
‫اونا برای تموم کردن کار کافی بودن.

85
00:08:45,500 --> 00:08:50,860
‫دو سال بعد، سلسلۀ جین به پایان می‌رسید.

86
00:09:01,540 --> 00:09:04,560
‫انگار نقشۀ شکار حلقه‌ای حسابی جواب داد.

87
00:09:04,940 --> 00:09:06,390
‫موافق نیستی، بورولدای؟

88
00:09:06,390 --> 00:09:07,980
‫من اوتایم، پدر.

89
00:09:10,380 --> 00:09:14,740
‫آخرش نه ضرر کردم، نه چیز زیادی گیرم اومد.

90
00:09:15,400 --> 00:09:17,760
‫کدومشون بیشتر از همه سود برد؟

91
00:09:18,990 --> 00:09:22,510
ناحیۀ شانژی
خاندان اوگتای - کمپ گروه پیشتاز

92
00:09:33,760 --> 00:09:36,220
‫اجازه بدین بابت این پیروزی بزرگ بهتون تبریک بگم.

93
00:09:37,720 --> 00:09:40,180
‫خوشحالم می‌بینم حالت این‌قدر خوبه، بوراقچین.

94
00:09:40,180 --> 00:09:42,120
‫یه هدیه برات گرفتم.

95
00:09:42,120 --> 00:09:44,930
‫به‌زودی می‌رسه، پس منتظرش باش.

96
00:09:46,420 --> 00:09:49,630
‫تدارک ضیافت آماده‌ست. لطفاً از این طرف بیاین.

97
00:09:50,750 --> 00:09:54,370
‫راستی، قاآن بزرگ، این هدیه چیه؟ برای منم چیزی هست؟

98
00:09:55,040 --> 00:09:56,010
‫معلومه که هست.

99
00:09:56,010 --> 00:09:58,570
‫اوه؟ چی می‌تونه باشه؟

100
00:10:06,370 --> 00:10:07,440
‫شیرا!

101
00:10:11,880 --> 00:10:13,260
‫هی. خیلی وقته ندیدمت.

102
00:10:13,260 --> 00:10:14,720
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

103
00:10:14,720 --> 00:10:18,610
‫شاهدخت سرقویتی بیگی دستور داده فعلاً در خدمت شاهزاده تولوی باشم.

104
00:10:30,320 --> 00:10:32,940
‫برادر، دفعۀ بعد به کجا حمله کنیم؟

105
00:10:34,070 --> 00:10:36,670
‫اول می‌خوام یه پایتخت بسازم.

106
00:10:38,890 --> 00:10:39,770
‫فاطیما.

107
00:10:39,770 --> 00:10:41,370
‫بله، بانو تورگنه؟

108
00:10:41,370 --> 00:10:43,170
‫امروز دیگه می‌تونی بری.

109
00:10:44,010 --> 00:10:47,080
‫و لطفاً تو چادرم مزاحمم نشو.

110
00:10:47,080 --> 00:10:47,690
‫چی؟

111
00:10:57,950 --> 00:11:02,430
‫بانو تورگنه دیگه زیاد باهام حرف نمی‌زنه.

112
00:11:03,360 --> 00:11:05,810
‫انگار داره ازم دوری می‌کنه.

113
00:11:08,340 --> 00:11:10,990
‫و گفت تو چادرش مزاحمش نشم؟

114
00:11:14,730 --> 00:11:16,100
‫قاآن بزرگ؟

115
00:11:17,980 --> 00:11:20,010
در موازات رود اونون

116
00:11:20,170 --> 00:11:25,420
‫در میون راه برگشت اوگتای و تولوی به قلمروهای خودشون...

117
00:11:28,650 --> 00:11:29,460
‫قاآن بزرگ؟

118
00:11:30,650 --> 00:11:31,560
‫قاآن بزرگ!

119
00:11:32,220 --> 00:11:33,220
‫وایسین!

120
00:11:33,570 --> 00:11:35,000
‫حالتون خوبه، قاآن بزرگ؟

121
00:11:35,760 --> 00:11:38,460
‫قاآن بزرگ؟ یکی بره پزشک بیاره!

122
00:11:38,460 --> 00:11:42,430
‫...امپراتور اوگتای ناگهان بیمار شد و از پا افتاد.

123
00:11:49,950 --> 00:11:51,710
‫قاآن بزرگ!

124
00:11:51,710 --> 00:11:54,120
‫مطمئنم فقط از سفر طولانی خسته شده.

125
00:11:54,120 --> 00:11:56,020
‫اوه، بیچاره!

126
00:11:57,840 --> 00:12:00,480
‫نمی‌تونم از شر این حس بد خلاص بشم.

127
00:12:01,050 --> 00:12:02,760
‫یه چیزی اینجا عجیبه.

128
00:12:03,180 --> 00:12:04,230
‫کنیزجون...

129
00:12:05,310 --> 00:12:06,580
‫باهام بیا.

130
00:12:08,790 --> 00:12:10,790
‫قاآن بزرگ مسموم شده.

131
00:12:10,790 --> 00:12:11,830
‫مسموم شده؟

132
00:12:12,210 --> 00:12:14,610
‫این بار دیگه فقط خیال من نیست.

133
00:12:14,610 --> 00:12:16,330
‫خود بوراقچین گفت.

134
00:12:17,130 --> 00:12:21,140
‫کنیزجون، تو جون بوراقچین رو نجات دادی.

135
00:12:21,580 --> 00:12:24,300
‫برای همین دلم نمی‌خواد بهت شک کنم.

136
00:12:24,300 --> 00:12:25,650
‫منظورتون چیه؟

137
00:12:27,370 --> 00:12:31,140
‫قاآن بزرگ همون علائمی رو داره که بوراقچین داشت.

138
00:12:31,560 --> 00:12:33,310
‫با رهج‌الغار مسموم شده.

139
00:12:34,160 --> 00:12:38,590
‫تازه، رهج‌الغاری که پیش بوراقچین بود هم ناپدید شده.

140
00:12:39,380 --> 00:12:42,440
‫فقط چند نفر از وجودش و جاش خبر داشتن.

141
00:12:42,690 --> 00:12:43,740
‫بانو موگه!

142
00:12:43,740 --> 00:12:46,530
‫قسم می‌خورم از چیزی که اتفاق افتاده هیچی نمی‌دونم!

143
00:12:46,530 --> 00:12:49,490
‫من هیچ‌وقت قصد جون قاآن بزرگ رو نمی‌کنم...

144
00:12:51,070 --> 00:12:53,060
‫ها؟ من که هنوز اصلاً از خودم دفاع نکردم.

145
00:12:53,060 --> 00:12:55,750
‫اشکالی نداره. من که از این چیزا سر درنمیارم.

146
00:12:56,240 --> 00:12:58,960
‫ولی می‌دونی، شاید خیلی باهوش نباشم،

147
00:12:58,960 --> 00:13:02,090
‫اما خوب می‌فهمم کی داره دروغ می‌گه و کی نه.

148
00:13:04,180 --> 00:13:05,810
‫حتماً گم شدی.

149
00:13:07,980 --> 00:13:10,810
‫هی! شک رو تو صورتت می‌بینم.

150
00:13:11,410 --> 00:13:13,980
‫ولی اگه کار تو نبوده...

151
00:13:14,260 --> 00:13:16,220
‫یعنی کار تورگنه بوده.

152
00:13:45,000 --> 00:13:46,080
‫دختر برده.

153
00:13:50,590 --> 00:13:53,060
‫معلوم شد رهج‌الغار پیش تورگنه بوده.

154
00:13:54,350 --> 00:13:57,370
‫تا وقتی تحقیق کنن، زندانیش کردن.

155
00:13:58,150 --> 00:13:59,400
‫بانو تورگنه.

156
00:14:00,190 --> 00:14:03,860
‫نمی‌شه. چطور؟ نکنه یه توطئه‌ست؟

157
00:14:04,270 --> 00:14:07,820
‫با این حال، دختر برده... یه خواهشی ازت دارم.

158
00:14:17,610 --> 00:14:19,960
‫چادر شهبانو بوراقچین؟

159
00:14:19,960 --> 00:14:20,860
‫برو داخل.

160
00:14:22,880 --> 00:14:24,210
‫ببخشید که مزاحم می‌شم.

161
00:14:26,100 --> 00:14:26,970
‫فاطیما.

162
00:14:27,870 --> 00:14:29,330
‫ممنون که اومدی.

163
00:14:33,700 --> 00:14:36,190
‫فقط به یه دلیل صدات کردم.

164
00:14:36,810 --> 00:14:39,260
‫می‌خوام قاآن بزرگ رو نجات بدی.

165
00:14:39,260 --> 00:14:41,270
‫پزشکا چی می‌گن؟

166
00:14:41,270 --> 00:14:45,750
‫ممکنه تورگنه با یکی از پزشکا همدست شده باشه.

167
00:14:45,750 --> 00:14:49,620
‫فعلاً اصلاً نمی‌دونیم به کی می‌شه اعتماد کرد.

168
00:14:51,150 --> 00:14:53,280
‫از تو خواهش می‌کنم. لطفاً کمکش کن.

169
00:15:02,740 --> 00:15:07,790
‫علائمش دقیقاً مثل علائمیه که شما داشتین.

170
00:15:07,790 --> 00:15:10,420
‫می‌شه گفت تقریباً قطعیه که با رهج‌الغار مسموم شده.

171
00:15:12,700 --> 00:15:15,220
‫بیشتر از نصف سنگو قبلاً مصرف کردم.

172
00:15:16,470 --> 00:15:19,650
‫بذارین به‌عنوان سنگ جادای جدیدتون بهتون خدمت کنم، اعلیحضرت.

173
00:15:20,860 --> 00:15:24,480
‫شهبانو بوراقچین، می‌تونم یه چیزی بپرسم؟

174
00:15:24,480 --> 00:15:25,620
‫چی؟

175
00:15:25,620 --> 00:15:28,900
‫چرا بانو تورگنه باید قاآن بزرگ رو مسموم کنه؟

176
00:15:29,280 --> 00:15:32,930
‫آهان، درسته. تورگنه بانوی تو بود.

177
00:15:32,930 --> 00:15:35,410
‫حتماً این ماجرا حسابی شوکه‌ت کرده.

178
00:15:35,840 --> 00:15:39,040
‫ولی اون زن احمقه.

179
00:15:39,910 --> 00:15:44,460
‫بارها و بارها آشکارا کینه‌ش رو از قاآن بزرگ نشون داده.

180
00:15:44,820 --> 00:15:49,440
‫و وقتی به دانشت دست پیدا کرد، دست به این کار کثیف زد.

181
00:15:49,850 --> 00:15:55,140
‫مطمئنم می‌خواست همۀ تقصیرا رو بندازه گردن تو و خودش از مجازات فرار کنه.

182
00:15:55,490 --> 00:15:56,410
‫امکان نداره!

183
00:15:58,330 --> 00:15:59,470
‫باورش نمی‌کنم.

184
00:15:59,470 --> 00:16:01,070
‫چطور این‌قدر مطمئنی؟

185
00:16:01,690 --> 00:16:02,490
‫چون...

186
00:16:03,450 --> 00:16:07,570
‫اون حاضر شد همه‌چی رو برام تعریف کنه.

187
00:16:08,510 --> 00:16:12,320
‫همۀ چیزایی که تو دلش دفن کرده بود.

188
00:16:12,790 --> 00:16:15,090
‫حتی دربارۀ آدمایی که یه زمانی دوستشون داشت.

189
00:16:15,680 --> 00:16:17,490
‫و خشمی که هنوز با خودش داره.

190
00:16:17,950 --> 00:16:19,700
‫واقعاً این‌طوره؟

191
00:16:20,850 --> 00:16:21,420
‫چی؟

192
00:16:21,800 --> 00:16:22,810
‫فاطیما.

193
00:16:23,240 --> 00:16:26,560
‫تو قبل از اومدن به اینجا در خدمت سرقویتی بیگی بودی.

194
00:16:26,560 --> 00:16:32,510
‫تورگنه اون‌قدر زرنگ هست که با دونستن این موضوع، به این راحتیا بهت اعتماد نکنه.

195
00:16:32,820 --> 00:16:34,370
‫خوب فکر کن.

196
00:16:34,370 --> 00:16:38,100
‫واقعاً هیچ کاری نکرده که به نظرت مشکوک بیاد؟

197
00:16:41,640 --> 00:16:44,120
‫نکنه بانو تورگنه واقعاً...

198
00:16:47,380 --> 00:16:48,650
‫شهبانو بوراقچین.

199
00:16:49,750 --> 00:16:53,530
‫لطفاً این سنگو پودر کنین و هر روز یه مقدارش رو به قاآن بزرگ بدین.

200
00:16:54,480 --> 00:16:58,020
‫اگه تموم شد، لطفاً یه سنگ جادای دیگه پیدا کنین.

201
00:16:58,020 --> 00:17:00,620
‫اگه بشه، سنگی که رنگش شبیه این باشه.

202
00:17:02,500 --> 00:17:04,090
‫ممنونتم.

203
00:17:12,150 --> 00:17:13,630
‫برادرم مریض شده؟!

204
00:17:13,630 --> 00:17:16,470
‫حالش چطوره؟ درمان می‌شه؟

205
00:17:16,470 --> 00:17:18,950
‫هنوز معلوم نبود چه بیماری‌ای گرفته،

206
00:17:18,950 --> 00:17:21,720
‫ولی پزشکایی از شرق و غرب جمع شدن تا درمانش کنن.

207
00:17:21,720 --> 00:17:24,490
‫شنیدم همین حالاش هم نشونه‌های بهبودی داره.

208
00:17:24,490 --> 00:17:25,690
‫واقعاً؟

209
00:17:25,980 --> 00:17:29,610
‫خاتون بوراقچین از کام‌ها خواسته مراسم جن‌گیری اجرا کنن،

210
00:17:29,610 --> 00:17:31,900
‫و از شما هم خواسته حاضر باشین، اعلیحضرت.

211
00:17:31,900 --> 00:17:33,570
‫فهمیدم! همین الان میام!

212
00:17:33,570 --> 00:17:34,860
‫صبر کن، تولوی!

213
00:17:37,020 --> 00:17:38,490
‫سرقویتی بیگی.

214
00:17:38,490 --> 00:17:41,600
‫یهو مریض شده؟ یه چیزی درست نیست.

215
00:17:43,040 --> 00:17:45,040
‫شیرا، فاطیما چی گفت؟

216
00:17:45,470 --> 00:17:46,540
‫خب...

217
00:17:47,250 --> 00:17:51,500
‫خیلیا خوششون نمیاد فقط به پزشکای خارجی تکیه کنن.

218
00:17:51,860 --> 00:17:55,980
‫برای همین با مراسم جن‌گیری دارن رسم مغولی رو هم رعایت می‌کنن.

219
00:17:56,350 --> 00:17:57,950
‫حداقل چیزی که به من گفتن اینه.

220
00:17:58,450 --> 00:17:59,970
‫منطقیه.

221
00:17:59,970 --> 00:18:01,890
‫این پیغامو به شاهدخت سرقویتی بیگی برسون.

222
00:18:03,530 --> 00:18:05,050
‫لطفاً نگران نباشین.

223
00:18:05,600 --> 00:18:09,700
‫شهبانو بوراقچین باهوشه و می‌شه بهش اعتماد کرد.

224
00:18:12,410 --> 00:18:16,580
‫شنیدم خاتون بوراقچین چقدر باهوشه.

225
00:18:17,100 --> 00:18:19,690
‫زیادی نگرانی، سرقویتی بیگی.

226
00:18:20,180 --> 00:18:23,490
‫فقط یه مراسم جن‌گیریه. چرا از همون اول بهش شک کنیم؟

227
00:18:24,010 --> 00:18:27,160
‫تنگری قبلاً تو جنگ طرف برادرم رو گرفته.

228
00:18:27,680 --> 00:18:31,250
‫مطمئنم اینجا هم ازش محافظت می‌کنه.

229
00:18:31,870 --> 00:18:32,630
‫آره.

230
00:18:41,160 --> 00:18:43,590
‫«چرا از همون اول بهش شک کنیم؟»

231
00:18:44,010 --> 00:18:45,370
‫فکر کنم راست می‌گه.

232
00:18:45,800 --> 00:18:47,980
‫به حرف فاطیما اعتماد می‌کنم.

233
00:18:57,330 --> 00:18:59,070
‫قاآن بزرگ مریض شده؟

234
00:18:59,470 --> 00:19:01,880
‫شنیدم یکی نفرینش کرده.

235
00:19:01,880 --> 00:19:04,870
‫هیس! این‌قدر راحت دربارۀ نفرین حرف نزن.

236
00:19:05,370 --> 00:19:06,850
‫بانو تورگنه.

237
00:19:06,850 --> 00:19:08,810
‫می‌خوام دوباره ببینمش و باهاش حرف بزنم.

238
00:19:09,370 --> 00:19:12,540
‫شاید وسط این شلوغی بهترین فرصتم باشه.

239
00:19:58,380 --> 00:20:02,420
‫ارواح پلید تو آب این کاسه مهر و موم شدن.

240
00:20:02,420 --> 00:20:04,650
‫ارواح نگهبان حرفشونو زدن.

241
00:20:04,650 --> 00:20:08,310
‫برای نجات بیمار باید یکی به جاش قربانی بشه.

242
00:20:08,760 --> 00:20:12,020
‫یکی از شما باید این آب رو تا آخرین قطره بخوره.

243
00:20:16,960 --> 00:20:18,690
‫بذار من انجامش بدم.

244
00:20:20,190 --> 00:20:22,700
‫دیگه از جوونیم گذشته.

245
00:20:24,210 --> 00:20:25,900
‫لطفاً صبر کنین.

246
00:20:27,030 --> 00:20:30,090
‫یکی از خویشاوندای خونی قربانی بهتریه.

247
00:20:31,260 --> 00:20:32,260
‫چی؟

248
00:20:32,260 --> 00:20:36,200
‫یعنی فرزند یا نوۀ قاآن بزرگ.

249
00:20:36,200 --> 00:20:39,100
‫یا شاید یکی از برادراش.

250
00:20:44,990 --> 00:20:46,930
‫پس باید من باشم.

251
00:20:47,870 --> 00:20:48,990
‫عمو.

252
00:21:08,850 --> 00:21:09,990
‫ای تنگری.

253
00:21:10,710 --> 00:21:14,300
‫اگه به‌خاطر گناه‌های برادرم روحشو ازش گرفتی،

254
00:21:14,690 --> 00:21:17,940
‫خودت می‌دونی روحی هست که گناهاش از اون بیشتره.

255
00:21:18,530 --> 00:21:23,300
‫این منم که آدمای بیشتری کشتم و بیشتر از اون غارت کردم.

256
00:21:28,250 --> 00:21:29,530
‫صبر کن، یه لحظه.

257
00:21:29,530 --> 00:21:33,780
‫اگه به‌خاطر توانایی‌هاش صداش کردی که کنارت خدمت کنه چی؟

258
00:21:34,760 --> 00:21:37,190
‫خب، حتی اون‌طوری هم من انتخاب بهتری‌ام.

259
00:21:38,000 --> 00:21:43,000
‫<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

260
00:21:43,030 --> 00:21:53,000
‫<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

261
00:22:09,700 --> 00:22:14,540
‫بیا اینجا، همین‌طور که خوابت نمی‌بره

262
00:22:14,540 --> 00:22:20,060
‫این لحظه‌ها، همین حالا، همیشه و هر بار،

263
00:22:20,060 --> 00:22:23,790
‫چرخیدن و چرخیدن تا آخر به اینجا رسیدن، نه؟

264
00:22:23,790 --> 00:22:28,450
‫با این حال، نمی‌شه هرجوری شده از بین بردشون

265
00:22:28,450 --> 00:22:39,080
‫شکل اون قلبت رو فراموش نکن

266
00:22:42,490 --> 00:22:47,380
‫حتی اون روزهایی که سینه‌م رو پر می‌کردن،

267
00:22:47,380 --> 00:22:52,410
‫ناگهان و بی‌اونکه انتظارش رو داشته باشم، به پایان رسیدن

268
00:22:52,410 --> 00:22:56,970
‫چیزی به اسم ابدیت هیچ‌جا وجود نداره

269
00:22:56,970 --> 00:23:02,530
‫و من هنوز نتونستم به خودِ سابقم برگردم

270
00:23:02,530 --> 00:23:07,350
‫اگه می‌شد بی‌خبر از همه‌چیز زندگی کرد،

271
00:23:07,350 --> 00:23:10,940
‫حتماً یه جایی، زندگی راحت‌تر می‌بود

272
00:23:10,940 --> 00:23:15,620
‫بیا اینجا، همین‌طور که خوابت نمی‌بره

273
00:23:15,620 --> 00:23:21,060
‫این لحظه‌ها، همین حالا، همیشه و هر بار،

274
00:23:21,060 --> 00:23:24,910
‫چرخیدن و چرخیدن تا آخر به اینجا رسیدن، نه؟

275
00:23:24,910 --> 00:23:29,570
‫با این حال، نمی‌شه هرجوری شده از بین بردشون

276
00:23:29,570 --> 00:23:37,010
‫شکل اون قلبت رو فراموش نکن

277
00:23:38,020 --> 00:23:43,250
{\an8}قسمت دهم: خرد

