1
00:00:11,819 --> 00:00:14,458
‫[سال ۲۰۱۶]

2
00:00:16,913 --> 00:00:17,997
‫بپر.

3
00:00:24,710 --> 00:00:29,929
‫«ترجمه از محمد سید»

4
00:00:30,929 --> 00:00:40,929
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

5
00:01:44,625 --> 00:01:45,917
‫سلام.

6
00:01:50,715 --> 00:01:52,383
‫برای مصاحبه اومدم.

7
00:01:53,760 --> 00:01:56,095
‫- لطفاً بفرما داخل و بشین.
‫- باشه.

8
00:02:01,184 --> 00:02:02,185
‫الان برمی‌گردم.

9
00:02:38,054 --> 00:02:39,305
‫از جات تکون نخوردی.

10
00:02:40,348 --> 00:02:41,983
‫بهم گفته شده بود منتظر بمونم.

11
00:02:46,729 --> 00:02:48,272
‫شب تا صبح رو اینجا موندی؟

12
00:02:49,023 --> 00:02:50,316
‫گفتی: «بفرما بشین.»

13
00:03:00,243 --> 00:03:01,703
‫می‌دونی من کی‌ام؟

14
00:03:03,246 --> 00:03:04,706
‫یه حدس‌هایی می‌زنم.

15
00:03:05,448 --> 00:03:06,350
‫شما یکی از نگهبانانی.

16
00:03:06,374 --> 00:03:07,917
‫دربارۀ ما چی بهت گفتن؟

17
00:03:08,000 --> 00:03:11,003
‫شما هیئت حاکمۀ جهانید،

18
00:03:11,671 --> 00:03:12,839
‫و بنیان‌گذار گروه لنترن‌ها.

19
00:03:12,922 --> 00:03:14,090
‫دوازده نفر بودید،

20
00:03:14,173 --> 00:03:15,675
‫که اخیراً یکی‌تون مُرد.

21
00:03:16,259 --> 00:03:17,343
‫تسلیت می‌گم.

22
00:03:17,427 --> 00:03:18,469
‫ممنون.

23
00:03:19,762 --> 00:03:22,140
‫در ضمن، همه‌تون هم آبی‌رنگید.

24
00:03:24,142 --> 00:03:27,186
‫به این نتیجه رسیدیم
‫که اگه در قالب یه انسان ظاهر بشم...

25
00:03:28,855 --> 00:03:30,606
‫ این مصاحبه راحت‌تر پیش می‌ره.

26
00:03:30,690 --> 00:03:32,608
‫- می‌شه من یه سؤال از شما بپرسم؟
‫- بفرما.

27
00:03:32,734 --> 00:03:35,236
‫گرین لنترن‌ها رو انگشترها انتخاب می‌کنن،

28
00:03:36,362 --> 00:03:39,198
‫پس چی شده که یهو دارین برای این شغل مصاحبه می‌کنین؟

29
00:03:39,282 --> 00:03:41,375
‫به‌خاطر همون تسلیت گفتنت.

30
00:03:47,206 --> 00:03:48,791
‫الان باید چیزی بگم؟

31
00:03:49,292 --> 00:03:52,211
‫این‌جور وقتا اکثر داوطلب‌ها می‌پرسن: «چرا من؟»

32
00:03:52,920 --> 00:03:54,005
‫آها.

33
00:03:55,006 --> 00:03:56,716
‫نه، من دقیقاً می‌دونم چرا من.

34
00:04:01,763 --> 00:04:03,014
‫مامان!

35
00:04:06,893 --> 00:04:08,019
‫مامان!

36
00:04:09,270 --> 00:04:10,897
‫اومدم مارکوس.

37
00:04:26,496 --> 00:04:28,581
‫می‌ترسی؟

38
00:04:29,248 --> 00:04:30,333
‫آره!

39
00:04:31,125 --> 00:04:32,251
‫آره!

40
00:04:39,675 --> 00:04:40,718
‫چی شد؟

41
00:04:45,014 --> 00:04:46,057
‫وای خدا.

42
00:05:02,406 --> 00:05:04,867
‫قهرمان مرموزی که با نام «گرین لنترن» شناخته می‌شه،

43
00:05:04,951 --> 00:05:08,079
‫دوباره یه شهر بزرگ رو از یه فاجعۀ حتمی نجات داد.

44
00:05:08,162 --> 00:05:10,248
‫هنوز هیچ اطلاعاتی از هویتش در دست نیست،

45
00:05:10,331 --> 00:05:12,375
‫اما امروز این بیانیه رو منتشر کرده.

46
00:05:12,458 --> 00:05:15,628
‫عیناً نقل می‌کنم:
‫«گرچه چهره‌م رو نمی‌بینید،

47
00:05:15,711 --> 00:05:19,006
‫بدونید تعهدم در جنگ با شرّ
‫هرگز متزلزل نمی‌شه.»

48
00:05:19,090 --> 00:05:22,301
‫«شبی که این انگشتر بهم رسید، فقط یه سؤال ازم پرسیدن؛

49
00:05:22,802 --> 00:05:24,095
‫اینکه می‌ترسم یا نه.»

50
00:05:24,178 --> 00:05:26,973
‫«من هنوز هم مثل همون زمان،
‫محکم و استوارم.»

51
00:05:27,473 --> 00:05:29,016
‫«من بی‌باکم.»

52
00:05:33,228 --> 00:05:34,814
‫زده به سرت؟!

53
00:05:36,023 --> 00:05:38,150
‫آخه چطور می‌تونستم نترسم؟

54
00:05:38,174 --> 00:05:40,003
‫روی تختم خوابیده بودم که رفتم هوا.

55
00:05:40,027 --> 00:05:42,926
‫- توی یه حباب بودم.
‫- اسلحه رو بده به من، جانی.

56
00:05:42,950 --> 00:05:44,073
‫نورش سبز بود.

57
00:05:44,991 --> 00:05:46,033
‫یه‌جور امتحان بود

58
00:05:46,868 --> 00:05:48,953
‫برای همین قضیۀ لنترن شدن.
‫اونا منو می‌خواستن!

59
00:05:49,620 --> 00:05:51,414
‫قبلاً هم در موردش حرف زدیم،
‫کابوس دیدی!

60
00:05:51,497 --> 00:05:53,791
‫- هیچ حبابی در کار نبود!
‫- بود! همین الان خودش گفت!

61
00:05:53,875 --> 00:05:55,626
‫کُلت رو بده به من، جانی.

62
00:05:55,650 --> 00:05:57,604
‫همون سؤالی رو ازش پرسیدن که از من پرسیده بودن!

63
00:05:57,628 --> 00:05:58,963
‫فکر می‌کنی اتفاقیه؟!

64
00:05:59,046 --> 00:06:01,215
‫- داری منو می‌ترسونی.
‫- «می‌ترسی؟»

65
00:06:04,051 --> 00:06:05,094
‫چرا حرفم رو باور نمی‌کنی؟

66
00:06:05,177 --> 00:06:06,888
‫چون اصلاً باورکردنی نیست!

67
00:06:07,388 --> 00:06:09,181
‫ولی باور کن که اگه اون تفنگ رو ندی به من،

68
00:06:09,265 --> 00:06:10,975
‫خودم می‌فرستمت اون دنیا!

69
00:06:21,319 --> 00:06:23,404
‫نمی‌خواستم به کسی آسیب بزنم، برنی.

70
00:06:26,866 --> 00:06:30,745
‫این قضیه عقلت رو زائل کرده،
‫ما دیگه نمی‌تونیم این وضع رو تحمل کنیم.

71
00:06:30,828 --> 00:06:33,414
‫وقتی از مدرسه برگشتیم،
‫دیگه اینجا نبینیمت!

72
00:06:54,894 --> 00:06:57,396
‫گروهبان استوارت تشریف دارن؟

73
00:06:59,106 --> 00:07:00,232
‫نه، نیستن.

74
00:07:01,275 --> 00:07:02,360
‫کمکی از دستم برمیاد؟

75
00:07:02,443 --> 00:07:05,279
‫- کِی برمی‌گردن؟
‫- دقیق نمی‌دونم.

76
00:07:07,198 --> 00:07:08,491
‫شما کی هستید؟

77
00:07:08,574 --> 00:07:10,539
‫همسر گروهبان استوارت هستید؟

78
00:07:11,369 --> 00:07:12,170
‫برنادت.

79
00:07:12,295 --> 00:07:14,559
‫لطفاً به همسرتون بگید که نگهبانان

80
00:07:14,583 --> 00:07:21,379
‫بابت آسیب‌های روحیِ ناشی از
‫آخرین گفتگومون، عمیقاً پوزش می‌خوان.

81
00:07:22,088 --> 00:07:24,590
‫مایلیم هرگونه دلخوری و ناراحتی‌ای

82
00:07:24,674 --> 00:07:28,344
‫که براتون پیش اومده رو جبران کنیم.

83
00:07:31,639 --> 00:07:33,557
‫متوجه نمی‌شم، من...

84
00:07:36,310 --> 00:07:39,355
‫گزارش‌هایی به دستمون رسیده که خیلی از داوطلب‌هایی

85
00:07:39,438 --> 00:07:43,275
‫که برای گرین لنترن در نظر گرفته شده بودن،

86
00:07:45,778 --> 00:07:47,503
‫دچار آشفتگیِ عاطفی شدن.

87
00:07:49,448 --> 00:07:51,575
‫یعنی می‌گی یه موجود فضایی هستی؟

88
00:07:51,659 --> 00:07:55,496
‫من از یه گونۀ بین‌کهکشانی‌ام
‫و بومیِ سیارۀ زمین نیستم. پس بله.

89
00:07:55,579 --> 00:07:56,664
‫ثابت کن.

90
00:07:57,832 --> 00:07:59,083
‫جانم؟

91
00:07:59,166 --> 00:08:02,795
‫از نظر من که صرفاً شبیه یه زن سفیدپوستِ بدبختی.

92
00:08:03,587 --> 00:08:04,672
‫ثابت کن.

93
00:08:08,342 --> 00:08:10,969
‫به این باور رسیدم که ظاهر طبیعی من

94
00:08:11,178 --> 00:08:13,314
‫برای انسان‌ها معذب‌کننده‌ست.

95
00:08:14,807 --> 00:08:16,475
‫من از چیزی معذب نمی‌شم.

96
00:08:17,101 --> 00:08:18,310
‫نشونم بده.

97
00:08:51,052 --> 00:08:52,470
‫قهوه می‌خوری؟

98
00:08:55,264 --> 00:08:58,726
‫ببخشید اینجا ریخت‌وپاشه،
‫بچه‌هام تازگی امتحان داشتن.

99
00:09:00,019 --> 00:09:01,645
‫به‌جز این، بازم بچه داری؟

100
00:09:02,313 --> 00:09:05,441
‫بله، منظورم شاگردهام بود؛ من معلمم.

101
00:09:06,609 --> 00:09:09,361
‫خب، شما شوهرم رو
‫از روی تخت بلند کردین و بردین هوا؟

102
00:09:09,987 --> 00:09:12,364
‫ما تا حالا هیچ گرین لنترنی از زمین نداشتیم.

103
00:09:14,366 --> 00:09:18,746
‫تازه متوجه شدیم که روند انتخابیِ انگشتر
‫برای گونۀ شما...

104
00:09:19,872 --> 00:09:21,349
‫غیرعادیه.

105
00:09:21,373 --> 00:09:23,250
‫قصد ندارید این وضعیت رو درست کنید؟

106
00:09:24,418 --> 00:09:27,922
‫جانی با هرکی حرف می‌زنه،
‫فکر می‌کنن عقلش رو از دست داده.

107
00:09:28,005 --> 00:09:30,150
‫هر شب انقدر زهرماری می‌خوره
‫که تا پای مرگ می‌ره.

108
00:09:30,174 --> 00:09:32,051
‫خانواده‌م داره از هم می‌پاشه.

109
00:09:32,134 --> 00:09:35,888
‫سیستم بی‌نقص نیست. این نهایت کاریه که از دستم برمیاد.

110
00:09:37,723 --> 00:09:40,142
‫اصلاً چیزی از تفاوت نژادها توی زمین می‌دونی؟

111
00:09:41,102 --> 00:09:44,021
‫می‌فهمی چقدر ناعادلانه‌ست

112
00:09:44,105 --> 00:09:46,857
‫که از یه مرد سیاه‌پوست توی آمریکا
‫بپرسی می‌ترسه یا نه؟

113
00:09:48,526 --> 00:09:50,202
‫منظورت از «سیاه‌پوست»...

114
00:09:51,529 --> 00:09:53,072
‫پوست قهوه‌ایه؟

115
00:09:53,155 --> 00:09:55,699
‫ما هر روز با ترس از تبعیض زندگی می‌کنیم،

116
00:09:55,783 --> 00:09:59,537
‫بااین‌حال بازم پای کاریم،
‫حتی گاهی بهتر از بقیه!

117
00:09:59,620 --> 00:10:00,704
‫اینو می‌دونستی؟

118
00:10:02,206 --> 00:10:03,290
‫نمی‌دونستم.

119
00:10:05,668 --> 00:10:07,711
‫حتی توی فضا هم ما رو نادیده می‌گیرین.

120
00:10:14,552 --> 00:10:17,763
‫طول عمر انسان‌ها نسبتاً کوتاهه.

121
00:10:21,642 --> 00:10:24,186
‫شاید این بتونه فرصت‌های خوبی ایجاد کنه.

122
00:10:25,229 --> 00:10:28,399
‫اون چیزی که انگشتر توی شوهرت دیده،
‫توی ساختار ژنتیکی‌شه.

123
00:10:28,482 --> 00:10:31,026
‫تو هم زن بسیار قوی‌ای هستی.

124
00:10:32,361 --> 00:10:35,364
‫فرزندتون ممکنه یه روزی...

125
00:10:36,907 --> 00:10:38,492
‫داوطلب فوق‌العاده‌ای بشه.

126
00:10:40,661 --> 00:10:44,623
‫خیلی مونده تا اون روز!
‫اگه اونم بترسه چی؟

127
00:10:45,124 --> 00:10:46,629
‫اون‌وقت اونم رد می‌شه.

128
00:10:49,461 --> 00:10:51,422
‫اگه جوری بزرگش کنم که بی‌باک باشه چی؟

129
00:10:52,965 --> 00:10:55,217
‫اون‌وقت قطعاً وقتی زمانش برسه...

130
00:10:57,386 --> 00:10:58,867
‫توجه ما رو جلب می‌کنه.

131
00:10:59,722 --> 00:11:01,307
‫وقتی زمانش رسید،

132
00:11:03,225 --> 00:11:05,269
‫از کجا بدونم یه فرصت عادلانه بهش می‌دید؟

133
00:11:05,811 --> 00:11:07,354
‫بهت قول می‌دم.

134
00:11:19,700 --> 00:11:22,494
‫شما همون کسی هستی که اومده بود پیش مامانم؟

135
00:11:22,578 --> 00:11:23,579
‫بله.

136
00:11:23,662 --> 00:11:26,603
‫می‌دونی، وقتی رفت اون الماس رو بفروشه و نقد کنه،

137
00:11:26,627 --> 00:11:28,250
‫پلیس اومد سراغش.

138
00:11:29,126 --> 00:11:30,419
‫باورشون نمی‌شد مال خودشه.

139
00:11:30,702 --> 00:11:33,247
‫متأسفم که مجبور شده چنین اتفاقی رو تجربه کنه.

140
00:11:34,432 --> 00:11:36,371
‫آره، حتماً عذرخواهی‌ت رو بهش منتقل می‌کنم.

141
00:11:36,508 --> 00:11:38,969
‫پدرت تفنگدار دریایی بود.
‫برای همین تو هم نظامی شدی؟

142
00:11:39,053 --> 00:11:42,431
‫بله خانم، اینم بخشی از مسیر بود.

143
00:11:42,455 --> 00:11:43,441
‫کدوم مسیر؟

144
00:11:43,482 --> 00:11:47,686
‫نظامی شدم تا بتونم برسم به اینجا،
‫روبه‌روی شما، پشت این میز.

145
00:11:49,063 --> 00:11:51,357
‫خب، پس از همین‌جا شروع کنیم، جان استوارت.

146
00:11:52,858 --> 00:11:55,903
‫یا... استوار یکم جان استوارت.

147
00:11:55,986 --> 00:11:59,240
‫- درسته؟
‫- استوار یکمِ سابق.

148
00:12:13,712 --> 00:12:15,756
‫لباس دیگه‌ای توی ماشینت نداری؟

149
00:12:15,839 --> 00:12:17,758
‫- ساک ورزشی‌ای چیزی؟
‫- خیر قربان.

150
00:12:19,093 --> 00:12:21,762
‫خب، من سفارش دادم. برات استیک و نوشیدنی گرفتم.

151
00:12:22,596 --> 00:12:25,349
‫- ممنون.
‫- قرار نبود با یونیفرم بیای.

152
00:12:26,058 --> 00:12:28,477
‫بهم گفتن پای امنیت ملی در میونه.

153
00:12:28,560 --> 00:12:31,500
‫اصلاً هدف از قرار گذاشتن توی «اوت‌بک»
‫این بود که جلب توجه نکنیم.

154
00:12:35,150 --> 00:12:37,069
‫تک‌تیراندازهای مثل تو خیلی نادر شدن.

155
00:12:37,152 --> 00:12:38,787
‫آمار هدف‌گیری‌هات بی‌نظیره.

156
00:12:39,446 --> 00:12:41,290
‫- آدم صبوری هستی.
‫- سوژه‌م اینه؟

157
00:12:41,744 --> 00:12:42,467
‫[محرمانه]

158
00:12:42,491 --> 00:12:44,410
‫اسم رمزش «گرگ خاکستری»ـه.

159
00:12:44,493 --> 00:12:46,120
‫- پول‌شویی می‌کنه.
‫- خودش برام مهم نیست.

160
00:12:46,203 --> 00:12:49,456
‫- از مأموریت بگید.
‫- هیچ‌جوره نمی‌شه ردّش رو زد.

161
00:12:49,480 --> 00:12:51,834
‫فقط یه جا هست که می‌دونیم بهش برمی‌گرده.

162
00:12:51,917 --> 00:12:54,670
‫یه مخفیگاه توی شبه‌جزیرۀ کامچاتکا
‫که معتقدیم مال خودشه.

163
00:12:54,753 --> 00:12:57,556
‫روحمون هم خبر نداره که چند وقت یه‌بار می‌ره
‫یا چقدر اونجا می‌مونه.

164
00:12:57,798 --> 00:13:01,343
‫پس ازم می‌خواین براش کمین کنم،
‫اونجا بمونم تا پیداش بشه.

165
00:13:01,885 --> 00:13:04,096
‫ممکنه چند هفته، شایدم دو سه ماه طول بکشه.

166
00:13:04,596 --> 00:13:05,931
‫قبل از من چند نفر رفتن؟

167
00:13:07,558 --> 00:13:09,059
‫چرا فکر می‌کنی نفر اول نیستی؟

168
00:13:09,143 --> 00:13:11,895
‫خب، از یه رشته‌کوه دورافتاده اطلاعات دارید

169
00:13:11,979 --> 00:13:14,740
‫به‌علاوۀ یه نقشۀ ساده و ابتدایی از مخفیگاه؛
‫پس قبلاً کسی اونجا بوده.

170
00:13:15,816 --> 00:13:16,900
‫سه نفر.

171
00:13:17,568 --> 00:13:19,820
‫ارتباط‌مون با تیم قبلی چند ماه پیش قطع شد.

172
00:13:20,612 --> 00:13:22,781
‫ولی اگه مأموریت رو قبول کنی،
‫برنامه‌مون عوض می‌شه.

173
00:13:22,805 --> 00:13:24,846
‫یه دکمۀ درخواست کمک بهت می‌دیم
‫که اگه ترسیدی، بیایم دنبالت.

174
00:13:24,870 --> 00:13:28,120
‫نیازی بهش ندارم،
‫ترس و وحشت تو کارم نیست، قربان.

175
00:13:31,415 --> 00:13:33,125
‫بهتره قبل از رفتن
‫به کارهات سروسامون بدی.

176
00:13:33,208 --> 00:13:34,960
‫- باشه.
‫- حال بابات چطوره؟

177
00:13:36,128 --> 00:13:37,129
‫جانم؟

178
00:13:37,713 --> 00:13:40,182
‫بعد از دورۀ مقدماتی با هم اعزام شدیم یه جا.

179
00:13:41,091 --> 00:13:42,718
‫شنیدم به یه‌سری مشکل برخورده.

180
00:13:45,846 --> 00:13:48,223
‫حالش خیلی بهتره قربان، ممنون.

181
00:14:05,583 --> 00:14:07,484
‫نشنیدم اومدی تو.

182
00:14:08,035 --> 00:14:09,832
‫کاناپه زیادی بهت چسبیده؟

183
00:14:10,162 --> 00:14:12,039
‫از مسافرخونه که بهتره.

184
00:14:15,125 --> 00:14:16,752
‫باید این وضعیت رو درستش کنیم، جانی.

185
00:14:17,636 --> 00:14:18,921
‫می‌دونم.

186
00:14:19,021 --> 00:14:21,173
‫تو هیچ‌وقت قرار نبود اون انگشتر رو دستت کنی.

187
00:14:21,256 --> 00:14:23,592
‫- می‌دونم حرفمو باور نمی‌کنی.
‫- الان دیگه باور می‌کنم.

188
00:14:23,675 --> 00:14:27,054
‫و متأسفم که همه
‫جوری باهات رفتار کردن انگار دیوونه شدی.

189
00:14:28,555 --> 00:14:32,351
‫- متأسفم که خودمم همین کار رو کردم.
‫- چرا الان اینا رو می‌گی؟ چی عوض شده؟

190
00:14:47,533 --> 00:14:50,452
‫چند روز پیش یکی از رئیس‌های گرین لنترن اومد اینجا.

191
00:14:51,620 --> 00:14:53,831
‫بابت انتخاب نکردنِ تو، عذرخواهی کردن.

192
00:15:02,673 --> 00:15:03,799
‫چی گفتن؟

193
00:15:04,925 --> 00:15:07,636
‫یه‌سری اراجیف دربارۀ بی‌نقص نبودنِ سیستم.

194
00:15:10,722 --> 00:15:12,441
‫ولی ممکنه «جان» گزینۀ مناسبی باشه.

195
00:15:14,143 --> 00:15:15,185
‫بچه‌مون؟

196
00:15:16,478 --> 00:15:17,479
‫آره.

197
00:15:19,231 --> 00:15:22,317
‫- نمی‌فهمم.
‫- تو چرا تفنگدار دریایی شدی؟

198
00:15:24,695 --> 00:15:26,755
‫من چرا از سر جام بلند می‌شم
‫و می‌رم درس می‌دم؟

199
00:15:27,698 --> 00:15:30,033
‫برای اینه که وضعمون از قبل، بهتر بشه.

200
00:15:30,117 --> 00:15:32,786
‫برای اینکه به این و اون، ثابت کنیم
‫بی‌ارزش نیستیم.

201
00:15:33,787 --> 00:15:35,747
‫ما تمام باورهای سنّتی رو زیر پا نذاشتیم

202
00:15:35,831 --> 00:15:38,709
‫و با تک‌تک ترس‌هامون روبه‌رو نشدیم که
‫آخرش تو رو مؤاخذه کنن...

203
00:15:38,792 --> 00:15:41,211
‫چون صرفاً می‌ترسیدی از پیش عزیزترین‌هات بری.

204
00:15:41,235 --> 00:15:43,505
‫اونا اصلاً ما رو نمی‌بینن، برنی،
‫خودتم خوب می‌دونی.

205
00:15:44,923 --> 00:15:46,216
‫چه اینجا روی زمین، چه اون بالا.

206
00:15:46,300 --> 00:15:49,470
‫منم همین رو گفتم، ولی نباید زیر بار بریم.

207
00:15:50,229 --> 00:15:51,730
‫نمی‌شه سه‌تا پسر بزرگ کنیم

208
00:15:51,754 --> 00:15:53,825
‫و اعتقاد داشته باشیم که هر چقدر هم خوب باشن،

209
00:15:53,849 --> 00:15:55,329
‫نادیده گرفته می‌شن.

210
00:15:55,476 --> 00:15:56,977
‫چرا آرون یا مارکوس نه؟

211
00:15:57,060 --> 00:15:58,775
‫نه، اونا از سنّ‌شون گذشته.

212
00:15:59,438 --> 00:16:01,194
‫دیگه طعم ترس رو چشیدن.

213
00:16:03,859 --> 00:16:06,069
‫تازه، فکر کنم نگهبانه هم از جان خوشش اومده.

214
00:16:07,404 --> 00:16:08,789
‫قشنگ معلوم بود.

215
00:16:14,286 --> 00:16:16,246
‫چطور می‌شه یه گرین لنترن ساخت؟

216
00:16:18,040 --> 00:16:19,582
‫نِشستم یه‌کم مطالعه کردم.

217
00:16:20,876 --> 00:16:23,261
‫شرطی‌ش می‌کنیم تا به ترس عادت کنه.

218
00:16:23,804 --> 00:16:26,652
‫بهش آموزش می‌دیم
‫تا تمام ویژگی‌هایی که توی وجود تو دیدن رو داشته باشه

219
00:16:26,676 --> 00:16:28,954
‫و هر نقصی که اون لنترنِ منتخب داره رو نداشته باشه.

220
00:16:31,428 --> 00:16:32,513
‫نمی‌دونم.

221
00:16:36,058 --> 00:16:37,768
‫همون شبی که تو رو رد کردن،

222
00:16:37,851 --> 00:16:40,646
‫شروعِ فروپاشیِ همه‌چیز بود.

223
00:16:43,190 --> 00:16:45,526
‫این فرصت خوبیه تا همه‌چیز رو دوباره درست کنیم.

224
00:16:54,826 --> 00:16:56,119
‫بچه‌مون ازمون متنفر می‌شه.

225
00:16:57,162 --> 00:16:58,413
‫بذار بشه.

226
00:17:16,389 --> 00:17:19,017
‫هوای مناسبی برای پرش نیست،
‫ولی تنها راه برای دیده نشدنه.

227
00:17:19,100 --> 00:17:20,519
‫پس کاملاً مناسبه.

228
00:17:20,601 --> 00:17:22,396
‫وقتی مأموریت تموم شد، این دکمه رو بزن.

229
00:17:22,479 --> 00:17:24,606
‫اگه مشکلی پیش اومد و نیاز به تخلیۀ هوایی داشتی...

230
00:17:24,690 --> 00:17:26,399
‫وقتی مأموریت تموم شد بهتون خبر می‌دم.

231
00:17:27,234 --> 00:17:27,910
‫موفق باشی.

232
00:17:27,934 --> 00:17:28,694
‫بپر.

233
00:18:40,515 --> 00:18:43,935
‫به‌علت عدم صلاحیت، اخراجم کردن.

234
00:18:45,020 --> 00:18:46,772
‫- بیشتر توضیح بده.
‫- کدوم بخشش رو؟

235
00:18:46,855 --> 00:18:48,649
‫عدم صلاحیت؟ یا اخراج؟

236
00:18:48,732 --> 00:18:50,400
‫من بیشتر نگرانِ سرپیچی‌ام.

237
00:18:50,424 --> 00:18:51,785
‫سرپیچی‌ای در کار نبود.

238
00:18:52,235 --> 00:18:54,504
‫یه مأموریت داشتم که نتونستم انجامش بدم.

239
00:18:56,615 --> 00:18:59,260
‫بهت نمی‌خوره آدمی باشی که بی‌دلیل پا پس بکِشی.

240
00:18:59,284 --> 00:19:02,621
‫خب، اگه دلیل یا علتی هم داشته بوده

241
00:19:02,704 --> 00:19:04,547
‫جزو اطلاعات محرمانه‌ست.

242
00:19:07,084 --> 00:19:10,011
‫خیلی از چیزهایی که من می‌گم هم محرمانه حساب می‌شن.

243
00:19:10,504 --> 00:19:12,464
‫بهت قول می‌دم هیچ‌چیزی از این اتاق بیرون نره.

244
00:19:17,010 --> 00:19:19,096
‫از سینسترو چی می‌دونی؟

245
00:19:19,179 --> 00:19:22,391
‫فقط همون چیزهایی که توی اخبار دیدم؛
‫خودسر شد.

246
00:19:22,474 --> 00:19:25,102
‫و یکی از شما نگهبانان رو کشت.

247
00:19:25,185 --> 00:19:27,187
‫هال جوردن نفله‌ش کرد و انداختش زندان.

248
00:19:27,270 --> 00:19:28,605
‫حالا نظرت در مورد هال جوردن چیه؟

249
00:19:28,629 --> 00:19:30,232
‫- نظری ندارم.
‫- یعنی چی؟

250
00:19:30,315 --> 00:19:33,026
‫- اصلاً بهش فکر نمی‌کنم.
‫- بالأخره باید یه نظری داشته باشی.

251
00:19:34,111 --> 00:19:35,904
‫به‌جای پدرت، اون انتخاب شد.

252
00:19:36,187 --> 00:19:39,065
‫بابام شرافتمندانه به این کشور خدمت کرد.

253
00:19:39,366 --> 00:19:42,244
‫اون به هر کسی که شغلش محافظت از مردمه احترام می‌ذاره،

254
00:19:42,327 --> 00:19:43,704
‫به منم یاد داد همین‌طور باشم.

255
00:19:45,872 --> 00:19:47,791
‫سینسترو استادِ جوردن بود.

256
00:19:49,501 --> 00:19:51,503
‫حکم پدرش رو داشت.

257
00:19:53,672 --> 00:19:56,800
‫اون هنوز علاقۀ شدیدی به مربی‌ش داره،
‫که خب واقعاً...

258
00:20:00,470 --> 00:20:01,596
‫نگران‌کننده‌ست.

259
00:20:01,620 --> 00:20:03,023
‫این یه حس انسانیه.

260
00:20:03,348 --> 00:20:05,642
‫ما کسایی که بزرگمون کردن رو دوست داریم.

261
00:20:08,437 --> 00:20:09,771
‫حتی اگه دیوونه باشن.

262
00:20:10,897 --> 00:20:15,244
‫♪ تولدت مبارک ♪

263
00:20:15,327 --> 00:20:19,489
‫♪ تولدت مبارک ♪

264
00:20:19,906 --> 00:20:25,120
‫♪ تولدت مبارک، جانِ عزیز ♪

265
00:20:25,203 --> 00:20:29,833
‫♪ تولدت مبارک ♪

266
00:20:31,501 --> 00:20:32,961
‫یه آرزو کن پسرم.

267
00:20:35,630 --> 00:20:38,091
‫یه چیزی برات گرفتیم عزیزم، چشمات رو ببند.

268
00:20:38,517 --> 00:20:40,435
‫مارکوس، تو چرا چشمات رو می‌بندی؟

269
00:20:40,519 --> 00:20:42,053
‫دلم می‌خواد پیرهن بیسبال باشه.

270
00:20:42,637 --> 00:20:44,856
‫- با اون شکمت توی لباس‌های جان جا نمی‌شی!
‫- هی.

271
00:20:46,308 --> 00:20:47,350
‫بازش کن.

272
00:20:59,070 --> 00:21:01,323
‫عه، من که مدادشمعی خواسته بودم.

273
00:21:02,357 --> 00:21:05,777
‫نظر من و بابات اینه که پنج‌سالگی
‫سنّ مناسبیه تا از سرنوشتت باخبر بشی.

274
00:21:17,756 --> 00:21:20,091
‫وقتی بزرگ بشی، قراره گرین لنترن بشی، پسرم.

275
00:21:22,594 --> 00:21:25,321
‫شاید برات سؤال شده باشه
‫چرا انقدر باهات متفاوت رفتار می‌کنیم.

276
00:21:25,597 --> 00:21:27,682
‫توی یه اتاق جدا از برادرهات می‌خوابی،

277
00:21:27,766 --> 00:21:28,984
‫با اونا مدرسه نمی‌ری.

278
00:21:29,008 --> 00:21:30,620
‫من که فکر می‌کردم اونو بیشتر دوست دارید.

279
00:21:30,644 --> 00:21:31,528
‫هی!

280
00:21:31,612 --> 00:21:33,271
‫پسرا، قضیه جدیه.

281
00:21:35,232 --> 00:21:37,818
‫وقتی نوزاد بودی، نگهبانان،

282
00:21:37,901 --> 00:21:40,028
‫همونایی که کل دنیا رو مدیریت می‌کنن،

283
00:21:40,111 --> 00:21:44,074
‫اومدن بهمون گفتن که می‌خوان تو گرین لنترنِ بعدی باشی.

284
00:21:44,157 --> 00:21:45,742
‫گفتن ما باید آموزشت بدیم

285
00:21:45,826 --> 00:21:47,828
‫و اونا پرنده‌ها رو می‌فرستن تا مراقب‌مون باشن.

286
00:21:48,328 --> 00:21:49,913
‫اون پرنده‌ها به نگهبانان گزارش می‌دن.

287
00:21:49,996 --> 00:21:52,048
‫برای همینه که انقدر پرنده‌ها رو دوست داری، پسرم.

288
00:21:53,375 --> 00:21:55,877
‫می‌دونم نقاشی کشیدن رو
‫دوست داری و مدادشمعی می‌خواستی،

289
00:21:55,961 --> 00:21:57,629
‫هنوزم می‌تونی یه‌کم نقاشی بکشی؛

290
00:21:58,588 --> 00:22:01,466
‫ولی از امسال، آموزش واقعی‌ت شروع می‌شه.

291
00:22:01,550 --> 00:22:02,884
‫باید چی‌کار کنم؟

292
00:22:04,636 --> 00:22:06,805
‫اونا می‌خوان مطمئن بشیم که نترس و شجاعی.

293
00:22:06,888 --> 00:22:09,599
‫- همیشه اونو انتخاب می‌کنید.
‫- هی! آرون!

294
00:22:12,469 --> 00:22:13,511
‫ببین...

295
00:22:15,355 --> 00:22:16,815
‫نباید نگران اون باشی.

296
00:22:17,691 --> 00:22:19,943
‫نباید نگران هیچ‌کس جز خودت باشی.

297
00:22:20,902 --> 00:22:24,531
‫تو که دلت نمی‌خواد نگهبانان
‫فکر کنن این کار رو دوست نداری؟

298
00:22:24,614 --> 00:22:25,866
‫نه، خانم.

299
00:22:28,535 --> 00:22:29,619
‫این چیه؟

300
00:22:29,703 --> 00:22:31,955
‫مواظب باش مارکوس،
‫بده دست جان.

301
00:22:36,209 --> 00:22:37,927
‫ما هدفت رو بهت دادیم، پسرم.

302
00:22:38,503 --> 00:22:41,047
‫حالا باید تیراندازی یاد بگیری. آماده‌ای؟

303
00:22:42,215 --> 00:22:44,301
‫برای همین تصمیم گرفتی تک‌تیرانداز بشی؟

304
00:22:44,843 --> 00:22:47,596
‫- تیراندازی‌م خوبه.
‫- سؤالم این نبود.

305
00:22:49,055 --> 00:22:52,642
‫می‌تونم یه هدف رو از فاصلۀ حدود دو کیلومتری بزنم.

306
00:23:06,656 --> 00:23:08,366
‫پس از فاصله خوشت میاد؟

307
00:23:10,702 --> 00:23:11,953
‫این یه‌جور استعاره‌ست؟

308
00:23:12,871 --> 00:23:18,084
‫سؤالت اینه که با کسی صمیمی هستم
‫یا مثلاً وسط کار حواسم پرت می‌شه؟

309
00:23:19,711 --> 00:23:21,963
‫بله، سؤالم دقیقاً همینه.

310
00:23:25,216 --> 00:23:28,470
‫تنهایی رو دوست دارم،
‫حواسم هم پرت نمی‌شه.

311
00:23:35,977 --> 00:23:37,362
‫پدر و مادرت چی؟

312
00:23:40,190 --> 00:23:42,450
‫از دستشون کینه‌ای به دل گرفتی؟
‫به‌خاطر آموزش‌های سختت.

313
00:23:43,109 --> 00:23:44,361
‫خودت خانواده داری؟

314
00:23:44,444 --> 00:23:48,531
‫ما تنها متولد می‌شیم و تنها هم می‌میریم.

315
00:23:49,658 --> 00:23:50,742
‫خیلی غم‌انگیزه.

316
00:23:52,911 --> 00:23:53,954
‫جداً؟

317
00:23:54,996 --> 00:23:59,834
‫نمی‌شه معنی خانواده رو
‫به کسی توضیح داد که خانواده‌ای نداشته،

318
00:23:59,918 --> 00:24:03,588
‫ولی سختی کشیدن هم جزوشه.

319
00:24:05,340 --> 00:24:08,051
‫ایول، عالی بود پسر.
‫واقعاً عالی بود.

320
00:24:08,593 --> 00:24:10,303
‫برو اونجا یه سیب دیگه بذار.

321
00:24:10,845 --> 00:24:13,682
‫مگه قرار نبود بیای اینجا
‫و کار این دیش رو تموم کنی؟

322
00:24:13,765 --> 00:24:15,675
‫فکر کردم منطقی‌تره که به اون آموزش بدم.

323
00:24:15,758 --> 00:24:17,060
‫فکر کردی؟!

324
00:24:17,143 --> 00:24:19,270
‫فکر کردن نمی‌خواد! باید کار دیش رو تموم کنیم.

325
00:24:19,354 --> 00:24:22,073
‫پول الماس تموم شده، برنی،
‫هنوز قطعات بیشتری لازم داریم.

326
00:24:22,097 --> 00:24:24,377
‫آخه من باید باهاشون تماس بگیرم
‫و بگم چقدر پیشرفت کرده.

327
00:24:24,401 --> 00:24:27,203
‫ما حتی نمی‌دونیم باید با کی تماس بگیریم،
‫تازه خودشون گفتن حواس‌شون هست.

328
00:24:27,370 --> 00:24:29,072
‫من قضیه رو به اونا واگذار نمی‌کنم.

329
00:24:29,155 --> 00:24:31,366
‫نگاه کن بابا، مثل فیلم «ویلیام تِل»!

330
00:24:32,575 --> 00:24:33,994
‫از روی سر من بزنش!

331
00:24:39,040 --> 00:24:40,083
‫بزن.

332
00:24:40,792 --> 00:24:43,294
‫- چی؟
‫- ببین می‌ترسه یا نه. بزن.

333
00:24:56,391 --> 00:24:57,642
‫ترس واگیر داره.

334
00:24:59,561 --> 00:25:01,321
‫همون چیزی رو ازش بپرس که از خودت پرسیدن.

335
00:25:13,033 --> 00:25:14,284
‫می‌ترسی؟

336
00:25:14,868 --> 00:25:15,994
‫نه، قربان.

337
00:25:22,292 --> 00:25:23,668
‫لازمه‌ش همینه،

338
00:25:24,586 --> 00:25:25,879
‫برای جفت‌تون.

339
00:25:36,056 --> 00:25:38,975
‫پوره شد؛ می‌شه یه‌کم ازش بخورم؟

340
00:25:40,518 --> 00:25:42,520
‫فکر کنم بابات بتونه یه چیز بهتر از این برات بگیره.

341
00:25:44,314 --> 00:25:46,149
‫یه چیزبرگر پیش من داری، پسرم.

342
00:25:46,432 --> 00:25:49,018
‫پسرِ خودمی! بیا بریم.

343
00:25:52,489 --> 00:25:55,450
‫پدر و مادرت چطور؟ دوستشون داری؟

344
00:25:56,034 --> 00:26:00,038
‫آره، معلومه که دوستشون دارم؛
‫همه‌چیزم رو مدیون اونام.

345
00:26:00,121 --> 00:26:01,831
‫- مدیونشونی؟
‫- بله.

346
00:26:02,740 --> 00:26:04,993
‫و چطور می‌خوای دِینت رو ادا کنی؟

347
00:26:05,293 --> 00:26:07,796
‫- با استخدام شدن توی این کار.
‫- اگه استخدام نشی چی؟

348
00:26:08,463 --> 00:26:09,506
‫می‌شم.

349
00:26:10,131 --> 00:26:13,259
‫- چطور انقدر مطمئنی؟
‫- طوری آموزش دیدم که مطمئن باشم.

350
00:26:51,306 --> 00:26:53,133
‫- چرت می‌گی!
‫- نه، می‌دونم حق با منه.

351
00:26:53,216 --> 00:26:54,509
‫متنش این نیست.

352
00:26:54,592 --> 00:26:55,635
‫- همینه!
‫- آره، همینه.

353
00:26:55,718 --> 00:26:57,595
‫فقط نمی‌تونن اون کلمۀ زشت رو توی رادیو بگن.

354
00:26:57,679 --> 00:26:59,055
‫یعنی شعر اصلیِ آهنگ اینه:

355
00:26:59,079 --> 00:27:01,232
‫«از ماهی و شوربا و تیپ آدمای عوضی خوشتون میاد»؟

356
00:27:01,766 --> 00:27:04,310
‫آخه اون از کجا می‌دونه؟ اون که اصلاً سیاه‌پوست نیست!

357
00:27:04,394 --> 00:27:06,271
‫این بچه فقط موسیقی‌های پیانویی گوش می‌ده!

358
00:27:06,354 --> 00:27:08,499
‫- می‌دونی که مامان مجبورش می‌کنه.
‫- ساکت شو.

359
00:27:08,523 --> 00:27:09,983
‫می‌دونی که مامان مجبورش می‌کنه.

360
00:27:10,066 --> 00:27:12,193
‫ولی یواشکی از پشت دیوار گوش می‌ده.
‫صداشو شنیدم!

361
00:27:13,820 --> 00:27:15,572
‫آره، متن اصلی‌ش اونه.

362
00:27:15,596 --> 00:27:16,915
‫- دیدی گفتم؟
‫- داری اینو می‌گی...

363
00:27:16,998 --> 00:27:20,702
‫- که پیش آرون خودشیرینی کنی!
‫- برو بابا! کل متنش رو بلدی؟

364
00:27:20,985 --> 00:27:22,195
‫بخون پس.

365
00:27:24,873 --> 00:27:26,833
‫قراره تمام عمرت ازشون بترسی؟

366
00:27:26,916 --> 00:27:29,836
‫اونا می‌خوان ازت یه پخمه بسازن!

367
00:27:32,338 --> 00:27:34,757
‫♪ گفتم دستاتون رو ببرید بالا ♪

368
00:27:34,841 --> 00:27:37,093
‫♪ و جوری تکون بدید انگار اصلاً مهم نیست ♪

369
00:27:37,177 --> 00:27:39,804
‫♪ و اگه از ماهی و شوربا و تیپ آدمای عوضی خوشتون میاد ♪

370
00:27:39,888 --> 00:27:41,264
‫♪ همه با هم بگید: ♪

371
00:27:41,347 --> 00:27:43,016
‫«اوه آره»؟

372
00:27:43,099 --> 00:27:45,059
‫- «اوه آره».
‫- «اوه آره»؟!

373
00:27:45,143 --> 00:27:47,320
‫مثل یه پسر سفیدپوست
‫که اسمش «هِنری‌» باشه حرف می‌زنه.

374
00:27:52,609 --> 00:27:55,445
‫- جان، پیاده شو.
‫- ولی مامان، ما ازش خواستیم بخونه!

375
00:27:56,070 --> 00:27:58,907
‫بحث یه آهنگ نیست؛ جزو آموزشه.

376
00:27:58,990 --> 00:28:01,430
‫اون بیرون دَووم نمیاره!
‫تا حالا همچین جاهایی نبوده...

377
00:28:01,454 --> 00:28:03,369
‫اگه نظرت رو می‌خواستیم، ازت می‌پرسیدیم.

378
00:28:05,121 --> 00:28:06,539
‫پیاده شو پسرم.

379
00:28:08,082 --> 00:28:09,209
‫ببخشید.

380
00:28:25,084 --> 00:28:35,084
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

381
00:28:50,959 --> 00:28:52,877
‫- همه‌چی ردیفه، پسر؟
‫- چطوری آقا کوچولو؟

382
00:28:52,984 --> 00:28:55,692
‫کنجکاوم بدونم چرا دکمۀ درخواست کمک رو نزدی؟

383
00:28:56,881 --> 00:28:58,383
‫باید مأموریتم رو تموم می‌کردم.

384
00:28:58,466 --> 00:28:59,968
‫شاید هم زیادی کله‌شق بودی.

385
00:29:00,051 --> 00:29:02,804
‫باید مأموریتم رو تموم می‌کردم.

386
00:29:05,848 --> 00:29:08,601
‫این آموزش‌ها لابد باعث شده خیلی احساس تنهایی کنی.

387
00:29:09,978 --> 00:29:13,481
‫از اونجا که انسان‌ها به پیوندهای
‫اجتماعیِ عمیقی نیاز دارن،

388
00:29:13,564 --> 00:29:17,652
‫ظاهراً این انزوا دقیقاً برخلافِ برنامه‌ایه که
‫بهتون داده شده.

389
00:29:19,404 --> 00:29:22,865
‫به آدما برنامه داده نمی‌شه،
‫ما تربیت می‌شیم.

390
00:29:24,158 --> 00:29:25,994
‫تفاوتش رو متوجه نمی‌شم.

391
00:29:26,995 --> 00:29:29,163
‫خب، فرق دارن.

392
00:29:39,799 --> 00:29:41,318
‫کجا می‌ری؟

393
00:29:41,342 --> 00:29:44,012
‫می‌خوام...
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی!

394
00:29:44,095 --> 00:29:46,014
‫- صبر کن! نه، برو، برو!
‫- نه نه نه!

395
00:29:47,890 --> 00:29:48,933
‫آره، همینه!

396
00:29:54,480 --> 00:29:55,732
‫جان.

397
00:29:58,735 --> 00:30:00,778
‫برات یه تیکه گوشت گذاشتم کنار.

398
00:30:02,363 --> 00:30:03,865
‫بشقابت توی ماکروویوه.

399
00:30:25,428 --> 00:30:26,971
‫اگه گرین لنترن بشی،

400
00:30:27,055 --> 00:30:29,265
‫بیشتر از خانواده‌ت فاصله می‌گیری.

401
00:30:30,850 --> 00:30:31,851
‫مشکلی نیست.

402
00:30:32,477 --> 00:30:34,758
‫دلشون برات...

403
00:30:34,979 --> 00:30:36,272
‫- تنگ نمی‌شه؟
‫- نه.

404
00:30:37,273 --> 00:30:40,193
‫تو دلت براشون تنگ نمی‌شه؟

405
00:30:41,903 --> 00:30:44,864
‫هجده سال همگی توی یه خونه زندگی کردیم،

406
00:30:45,865 --> 00:30:47,500
‫تمام این‌مدت با دلتنگی‌شون بزرگ شدم.

407
00:30:48,743 --> 00:30:49,786
‫مامان!

408
00:30:50,661 --> 00:30:53,515
‫می‌شه با مارکوس و آرون برم بیرون؟
‫کارم رو کردم.

409
00:30:53,539 --> 00:30:55,142
‫الانش هم از فاصلۀ بیشتر از ۴۰۰ متر شلیک می‌کنه...

410
00:30:55,166 --> 00:30:56,492
‫- مامان؟
‫- ...اونم با ده سال سن!

411
00:30:56,576 --> 00:30:59,337
‫هر روز نترس بودنش رو نشون می‌ده، اون...

412
00:30:59,420 --> 00:31:00,263
‫می‌شنوید؟

413
00:31:00,346 --> 00:31:03,091
‫یه چیزی بگید! شما قول داده بودید!

414
00:31:04,133 --> 00:31:05,593
‫داری با کی حرف می‌زنی؟

415
00:31:07,553 --> 00:31:10,640
‫نگهبانان بودن؟ چرا جواب نمی‌دادن؟

416
00:31:11,391 --> 00:31:14,852
‫شاید حرف نمی‌زنن چون هنوز نتیجۀ مثبت ندیدن.

417
00:31:15,520 --> 00:31:17,605
‫- تو هنوزم می‌ترسی.
‫- من از هیچی نمی‌ترسم!

418
00:31:17,688 --> 00:31:19,357
‫پرنده‌ها باید اینو بهشون بگن.

419
00:31:19,899 --> 00:31:23,069
‫- خب، نمی‌گن دیگه.
‫- پس پرنده‌ها دروغگوئن.

420
00:31:24,070 --> 00:31:25,571
‫ثابت کن.

421
00:31:32,078 --> 00:31:34,831
‫خوب بود جان، واقعاً خوب بود.

422
00:31:35,748 --> 00:31:37,375
‫بریم برات چیزبرگر بگیریم.

423
00:31:38,126 --> 00:31:40,211
‫- کارش تموم نشده.
‫- چی گفتی؟!

424
00:31:40,294 --> 00:31:41,379
‫بذار جان شلیک کنه.

425
00:31:44,132 --> 00:31:45,258
‫به چی؟

426
00:31:46,300 --> 00:31:47,468
‫سیبِ روی سر تو.

427
00:31:49,470 --> 00:31:50,805
‫گفت نمی‌ترسه.

428
00:31:52,640 --> 00:31:53,683
‫بذار ببینیم.

429
00:31:57,395 --> 00:31:58,938
‫از پسش برمیای پسرم؟

430
00:32:14,370 --> 00:32:15,997
‫عزیزم، نباید کم‌کم تمرین می‌کردیم؟

431
00:32:16,080 --> 00:32:18,040
‫جان می‌تونه یه شاپرک رو توی هوا بزنه.

432
00:32:20,501 --> 00:32:22,003
‫آره.

433
00:33:12,178 --> 00:33:14,096
‫به گمونم پرنده‌ها دروغ نمی‌گفتن.

434
00:33:32,949 --> 00:33:34,242
‫لازم نیست قایمش کنی.

435
00:33:35,952 --> 00:33:36,953
‫بذار ببینم.

436
00:33:45,169 --> 00:33:46,921
‫تو واقعاً بااستعدادی پسرم.

437
00:33:48,089 --> 00:33:51,259
‫می‌دونم اگه به خودت بود، خیلی بیشتر نقاشی می‌کشیدی.

438
00:33:51,342 --> 00:33:54,011
‫باید تمرین کنم، وقتی برای نقاشی نیست.

439
00:33:54,095 --> 00:33:56,264
‫ولی دلیل نمی‌شه علاقه‌ت بهش کم شده باشه.

440
00:33:58,266 --> 00:34:00,776
‫بعضی چیزها توی خونِ آدمه.

441
00:34:01,894 --> 00:34:03,938
‫مثل پرنده‌ها، نقاشی،

442
00:34:06,482 --> 00:34:08,071
‫دوست داشتنِ بابات...

443
00:34:08,943 --> 00:34:10,653
‫اصلاً خجالت نداره.

444
00:34:11,237 --> 00:34:14,373
‫می‌دونی چندتا پسربچه هستن که
‫اصلاً پدری ندارن که دوستش داشته باشن؟

445
00:34:17,118 --> 00:34:18,369
‫من ترسیدم.

446
00:34:22,789 --> 00:34:27,128
‫اینکه دلت نخواد به کسایی که دوستشون
‫داری آسیب بزنی، کاملاً طبیعیه.

447
00:34:29,130 --> 00:34:31,431
‫عشق مهم‌ترین چیزیه که داریم.

448
00:34:32,225 --> 00:34:34,055
‫برای همینه که انقدر آموزش‌های سخت بهت می‌دیم.

449
00:34:34,079 --> 00:34:36,220
‫چون دوستت داریم می‌خوایم موفقیتت رو ببینیم.

450
00:34:36,244 --> 00:34:39,807
‫حق با پرنده‌ها بود، من به درد این کار نمی‌خورم.

451
00:34:43,894 --> 00:34:45,404
‫قضیۀ پرنده‌ها رو از خودم درآوردم.

452
00:34:46,229 --> 00:34:48,189
‫انقدر همه‌چی رو فوری و اضطراری نشون دادیم...

453
00:34:51,151 --> 00:34:53,863
‫که انگار باید همین امروز آمادۀ پرواز باشی،

454
00:34:54,822 --> 00:34:56,740
‫آخه ما نمی‌دونیم کِی قراره بیان سراغت

455
00:34:56,824 --> 00:34:58,743
‫و ازت بخوان که یه لنترن بشی.

456
00:35:00,244 --> 00:35:02,204
‫و علت اینکه نمی‌دونیم، اینه که...

457
00:35:03,372 --> 00:35:04,457
‫درست حدس زدی؛

458
00:35:05,124 --> 00:35:07,168
‫نگهبانان اصلاً جوابمون رو نمی‌دن.

459
00:35:09,795 --> 00:35:11,047
‫دروغ گفتی؟

460
00:35:11,589 --> 00:35:15,176
‫صرفاً چون جواب نمی‌دن
‫دلیل بر این نیست که گوش نمی‌دن.

461
00:35:15,259 --> 00:35:17,303
‫احتمالاً حتی نمی‌دونن من کی هستم.

462
00:35:17,386 --> 00:35:19,597
‫چرا، خوب هم می‌دونن کی هستی.

463
00:35:22,183 --> 00:35:24,226
‫تو رو حتی بیشتر از هال جوردن می‌شناسن،

464
00:35:24,310 --> 00:35:25,645
‫و می‌دونن که از اون بهتری.

465
00:35:26,854 --> 00:35:28,898
‫و تنها دلیلی که اون انگشتر دستشه

466
00:35:28,981 --> 00:35:31,692
‫اینه که توی این دنیا انقدر بهش آسون گذشته

467
00:35:31,776 --> 00:35:33,611
‫که هیچ‌وقت طعم ترس رو نچشیده.

468
00:35:35,237 --> 00:35:37,823
‫ما هم داریم همین نعمت رو به تو می‌دیم.

469
00:35:38,949 --> 00:35:40,493
‫آینده‌ت رو دارم می‌بینم.

470
00:35:42,828 --> 00:35:45,873
‫می‌بینم که اون لباس مخصوص رو پوشیدی
‫و مایۀ افتخار همه‌مون شدی.

471
00:35:48,376 --> 00:35:49,919
‫ولی من که انتخاب نشدم.

472
00:35:55,633 --> 00:35:56,967
‫بعضی وقتا...

473
00:35:58,427 --> 00:36:01,305
‫سیاه‌پوست‌ها باید خودشون داوطلب بشن.

474
00:36:02,932 --> 00:36:04,517
‫معنی‌ش این نیست که خوب نیستی،

475
00:36:04,600 --> 00:36:08,252
‫معنی‌ش این نیست که بهتر نیستی؛
‫فقط معنی‌ش اینه که اونا ما رو نمی‌بینن.

476
00:36:09,397 --> 00:36:11,023
‫پس خودمون کاری می‌کنیم که دیده بشیم.

477
00:36:14,360 --> 00:36:17,780
‫حالا اگه می‌خوای به‌خاطر دروغمون دیگه ادامه ندی،
‫کاملاً درکت می‌کنم.

478
00:36:19,865 --> 00:36:22,034
‫ولی نباید نگرانِ این باشی که اونا انتخابت کنن یا نه.

479
00:36:27,164 --> 00:36:28,874
‫خودت، خودت رو انتخاب کن.

480
00:36:34,755 --> 00:36:36,215
‫الان حاضرم شلیک کنم.

481
00:36:39,009 --> 00:36:40,344
‫می‌رم بابات رو بیدار کنم.

482
00:36:41,011 --> 00:36:42,138
‫نه، بابا نه.

483
00:36:42,338 --> 00:36:43,589
‫تو.

484
00:37:15,546 --> 00:37:17,298
‫می‌دونستم از پسش برمیای، پسرم.

485
00:37:19,675 --> 00:37:21,427
‫بریم چیزبرگرت رو بگیریم.

486
00:37:22,553 --> 00:37:23,971
‫از چیزبرگر متنفرم.

487
00:37:29,226 --> 00:37:31,770
‫پس از این به بعد دیگه لازم نیست بخوری.

488
00:37:39,028 --> 00:37:41,363
‫صداقتت دربارۀ خانواده‌ت تحسین‌برانگیزه.

489
00:37:41,447 --> 00:37:44,909
‫چرا حس می‌کنم الان قراره بگی «ولی»؟

490
00:37:44,992 --> 00:37:47,995
‫چون هنوز چیزهای دیگه‌ای هم هست که از من پنهون می‌کنی.

491
00:37:48,078 --> 00:37:50,414
‫- مثل اخراجم از ارتش؟
‫- بله.

492
00:37:52,708 --> 00:37:55,010
‫هر چیزی که گفتنش برام معذب‌کننده نبود رو گفتم.

493
00:37:55,595 --> 00:37:57,596
‫اگه این شغل رو می‌خوای،

494
00:37:58,589 --> 00:38:00,960
‫باید همۀ چیزهایی که
‫با گفتنشون راحت نیستی هم بگی.

495
00:40:08,928 --> 00:40:11,221
‫- نُه ماه!
‫- خودتون گفتید ممکنه یه مدت طول بکشه.

496
00:40:11,245 --> 00:40:13,199
‫- این دیگه خیلی زیادی طول کشید!
‫- کاریش نمی‌شد کرد.

497
00:40:13,223 --> 00:40:14,350
‫فکر کردیم مُردی.

498
00:40:14,692 --> 00:40:16,453
‫مقامات بالا داشتن روانی می‌شدن.

499
00:40:16,477 --> 00:40:18,441
‫می‌تونستید هواپیمای شناسایی بفرستید.

500
00:40:18,938 --> 00:40:20,314
‫لزومی نداشت جوردن رو بفرستید.

501
00:40:20,397 --> 00:40:21,523
‫ما نفرستادیمش.

502
00:40:22,524 --> 00:40:23,567
‫دقیقاً.

503
00:40:29,531 --> 00:40:32,743
‫معاون وزیر دفاع توی یه کلوپ شبانه بوده،

504
00:40:32,826 --> 00:40:35,579
‫و حدس بزن کی اونجا پشت میز معرکه گرفته بوده؟
‫همین آقای هال جوردن!

505
00:40:36,121 --> 00:40:37,622
‫شروع می‌کنن به خوردنِ نوشیدنی‌هاشون.

506
00:40:37,706 --> 00:40:41,961
‫از دهن معاون می‌پره که خبردار شدن
‫«گرگ خاکستری» راهیِ مخفیگاهشه. بوم!

507
00:40:42,920 --> 00:40:45,631
‫جوردن هم یهو می‌ره توی آسمون و
‫یه‌راست عازم کامچاتکا می‌شه.

508
00:40:45,714 --> 00:40:49,551
‫محدوده رو منفجر می‌کنه، گرگ خاکستری رو می‌گیره
‫و تحویل گوانتانامو می‌ده.

509
00:40:52,388 --> 00:40:56,058
‫حالا ما یه تروریستِ تحت تعقیب داریم
‫که نمُرده، ولی بازداشت شده.

510
00:40:57,184 --> 00:40:58,560
‫یه مشت روسِ عصبانی هم داریم

511
00:40:58,644 --> 00:41:01,480
‫که می‌خوان بدونن کی ۱۲۰ هکتار
‫از خاک کشورشون رو به آتیش کشیده.

512
00:41:01,563 --> 00:41:03,078
‫خوشبختانه ارتش ایالات متحده

513
00:41:03,102 --> 00:41:05,359
‫می‌تونه مسئولیتِ این افتضاح رو گردن بگیره،

514
00:41:06,151 --> 00:41:07,611
‫البته با یه استثنای کوچیک.

515
00:41:08,654 --> 00:41:11,080
‫- ما قرار نبود اونجا باشیم.
‫- بله درسته.

516
00:41:12,241 --> 00:41:13,450
‫جوردن هم همین‌طور.

517
00:41:15,411 --> 00:41:16,954
‫و یکی باید این وسط فدا بشه،

518
00:41:17,037 --> 00:41:19,185
‫تا مبادا درز کنه که سیاست خارجی‌مون

519
00:41:19,209 --> 00:41:23,711
‫شده کمک گرفتن از یه مشت ابرقهرمانِ ناخوش‌احوال
‫توی کلوپ‌های شبانه.

520
00:41:23,794 --> 00:41:26,296
‫- بفرمایید آقایون.
‫- ممنون.

521
00:41:31,635 --> 00:41:32,720
‫خیلی‌خب، باشه.

522
00:41:33,429 --> 00:41:35,222
‫می‌دونی داری با چی موافقت می‌کنی پسرم؟

523
00:41:35,764 --> 00:41:37,482
‫باید بگی به خواستِ خودت اونجا بودی.

524
00:41:38,600 --> 00:41:40,602
‫اخراجت با «عدم صلاحیت» ثبت می‌شه،

525
00:41:40,886 --> 00:41:44,264
‫ولی تمام رده‌بالاها می‌دونن چه خدمتی به کشورت کردی.

526
00:41:50,571 --> 00:41:52,156
‫بله، متوجهم.

527
00:41:52,823 --> 00:41:54,363
‫خدا پشت و پناهت باشه، استوار.

528
00:42:07,671 --> 00:42:09,590
‫تا کِی می‌خوای توی خونۀ من
‫زانوی غم بغل بگیری؟

529
00:42:10,257 --> 00:42:11,738
‫تا هر وقت که اجازه بدی.

530
00:42:16,472 --> 00:42:17,765
‫لعنت به این هال جوردن.

531
00:42:19,516 --> 00:42:20,976
‫لعنت به این هال جوردن.

532
00:42:21,060 --> 00:42:22,478
‫هر چی براش زحمت کشیدم به باد رفت.

533
00:42:24,480 --> 00:42:26,315
‫چیزی از دست نرفته که نشه دوباره پسش گرفت.

534
00:42:26,398 --> 00:42:28,358
‫چند سال از عمرم رفت، مامان!

535
00:42:28,442 --> 00:42:32,196
‫نُه ماه تک‌و‌تنها،
‫فقط با خوردن حشرات و تمشک وحشی سر کردم.

536
00:42:32,279 --> 00:42:34,239
‫تو که در هر حال گوشت نمی‌خوری.

537
00:42:37,785 --> 00:42:39,495
‫بازش کن، من خودم بازش کردم.

538
00:42:40,329 --> 00:42:41,330
‫این چیه؟

539
00:42:53,467 --> 00:42:55,937
‫- من برای دانشکدۀ هنر درخواست نداده بودم.
‫- من دادم.

540
00:42:55,961 --> 00:42:58,013
‫- دلت می‌خواد بری، مگه نه؟
‫- چرا همچین کاری کردی؟

541
00:42:58,097 --> 00:43:00,182
‫چون وقتشه دوباره خودت رو جمع‌وجور کنی

542
00:43:00,265 --> 00:43:02,601
‫و انقدر برق خونه‌م رو هدر ندی!

543
00:43:02,684 --> 00:43:04,103
‫خیلی‌خب، پس...

544
00:43:05,104 --> 00:43:06,938
‫سرنوشتم چی می‌شه؟

545
00:43:08,816 --> 00:43:12,528
‫مسیرت عوض نشده، این فقط یه راهِ فرعیه.

546
00:43:13,078 --> 00:43:16,411
‫حالا اگه می‌خوای توی این اتاق کز کنی
‫و استرس داشته باشی که همه‌چی تموم شده باشه،

547
00:43:16,435 --> 00:43:17,624
‫پس یعنی ترسیدی.

548
00:43:18,242 --> 00:43:20,536
‫- و اگه بترسی...
‫- اون‌وقت همه‌چیز تمومه.

549
00:43:20,619 --> 00:43:21,620
‫دقیقاً.

550
00:43:22,287 --> 00:43:24,873
‫شجاعت یعنی ترسی که به خدا توکل کرده، پسرم.

551
00:43:26,250 --> 00:43:27,459
‫می‌تونی نگران باشی،

552
00:43:27,960 --> 00:43:30,762
‫ولی باید انقدر جیگر داشته باشی که بازم تلاشت رو بکنی.

553
00:43:31,672 --> 00:43:35,008
‫چون یه روزی می‌رسه که همۀ
‫پسربچه‌ها می‌خوان مثل تو باشن.

554
00:43:36,385 --> 00:43:37,719
‫ولی تا اون‌موقع،

555
00:43:38,637 --> 00:43:40,848
‫باید خودت رو شاد کنی.

556
00:43:43,100 --> 00:43:45,102
‫از کِی تا حالا شادی من برات مهم شده؟

557
00:43:45,769 --> 00:43:47,563
‫هنوز سر اون مدادشمعی‌ها دلخوری؟

558
00:44:07,082 --> 00:44:09,459
‫ممنون که دعوتم رو پذیرفتید، آقای استوارت.

559
00:44:09,543 --> 00:44:11,086
‫ممنون، خواهش می‌کنم.

560
00:44:11,170 --> 00:44:12,838
‫همون‌طور که احتمالاً بهتون گفتن،

561
00:44:12,921 --> 00:44:15,966
‫ما برای یه پروژۀ خیلی ویژه
‫دنبال یه دانشجوی ماهر می‌گردیم.

562
00:44:16,049 --> 00:44:18,135
‫خیلی ازتون تعریف کردن.

563
00:44:18,769 --> 00:44:20,729
‫ارزیابی‌مون کاملاً ساده‌ست؛

564
00:44:20,753 --> 00:44:24,057
‫ازتون می‌خوام طرح یه‌سری از اشیاء رو
‫حفظی بکِشید.

565
00:44:24,341 --> 00:44:26,927
‫هر چی جزئیاتش بیشتر باشه، بهتره.

566
00:44:27,311 --> 00:44:28,937
‫- شروع کنیم؟
‫- بله.

567
00:44:36,320 --> 00:44:39,406
‫لطفاً طرح ساختمونی رو که توش هستیم بکشید.

568
00:45:04,523 --> 00:45:06,016
‫می‌تونید یه ساعت مچی رو تجسم کنید؟

569
00:45:06,099 --> 00:45:08,644
‫ترجیحاً ساعتی که متعلق به مادر یا پدرتون بوده باشه.

570
00:45:08,727 --> 00:45:11,271
‫- بله، ساعت پدرم.
‫- عالیه.

571
00:45:12,564 --> 00:45:15,943
‫حالا آقای استوارت لطفاً...

572
00:45:19,404 --> 00:45:20,864
‫این انگشتر رو دست‌تون کنید،

573
00:45:21,698 --> 00:45:23,492
‫و ساعت پدرتون رو متجلی کنید.

574
00:45:39,466 --> 00:45:42,803
‫اگه بخواید جواب بده،
‫باید تمام قطعات داخلی‌ش رو هم در نظر بگیرید.

575
00:45:46,056 --> 00:45:48,267
‫فقط بهش فکر کنید، خودش متصور می‌شه.

576
00:46:22,009 --> 00:46:23,135
‫کارِتون عالی بود.

577
00:46:40,068 --> 00:46:42,029
‫ما پیشرفتت رو زیر نظر داشتیم.

578
00:46:44,072 --> 00:46:47,409
‫حالا زودتر راه بیفت،
‫وگرنه به مصاحبه‌ت نمی‌رسی.

579
00:46:51,288 --> 00:46:52,372
‫مصاحبه‌م؟

580
00:46:53,915 --> 00:46:55,584
‫همونی که یه عمر منتظرش بودی.

581
00:47:05,927 --> 00:47:07,054
‫بپر.

582
00:47:29,576 --> 00:47:33,497
‫می‌تونی تأیید کنی که به‌خاطر هال جوردن بود

583
00:47:33,580 --> 00:47:35,040
‫که دیگه توی ارتش نیستی؟

584
00:47:35,123 --> 00:47:36,124
‫بله.

585
00:47:37,667 --> 00:47:38,919
‫می‌شه گفت...

586
00:47:39,419 --> 00:47:42,756
‫به‌خاطر اینکه به‌جای پدرت، هال جوردن انتخاب شد،

587
00:47:42,839 --> 00:47:44,883
‫زندگیِ شخصی و خانوادگی‌ت انقدر...

588
00:47:47,677 --> 00:47:49,096
‫پیچیده شده؟

589
00:47:49,579 --> 00:47:50,656
‫بله.

590
00:47:50,680 --> 00:47:53,024
‫وگرنه با برادرهات صمیمی‌تر بودی؟

591
00:47:56,853 --> 00:47:57,896
‫بله.

592
00:47:57,979 --> 00:48:00,773
‫حالا هیچ‌کدوم از اینا باعث شده

593
00:48:01,733 --> 00:48:04,986
‫کینه‌ای از هال جوردن به دل بگیری؟

594
00:48:06,363 --> 00:48:07,364
‫نه.

595
00:48:07,447 --> 00:48:10,617
‫ولی همین الان گفتی که دلیلِ اخراجت از ارتش، اون بوده.

596
00:48:10,641 --> 00:48:12,470
‫تقصیر اون نیست، فقط دستورات رو اجرا کرده.

597
00:48:12,494 --> 00:48:13,787
‫نه اتفاقاً، نکرده.

598
00:48:13,811 --> 00:48:18,291
‫در واقع ما بارها بهش تذکر داده بودیم که از قدرت‌هاش

599
00:48:18,375 --> 00:48:20,293
‫برای دخالت در درگیری‌های زمینی استفاده نکنه.

600
00:48:31,430 --> 00:48:33,974
‫برات سخت نیست که جایگزین هال جوردن بشی؟

601
00:48:35,725 --> 00:48:38,311
‫با این پیش‌فرض که اون فکر می‌کنه

602
00:48:38,395 --> 00:48:40,480
‫تو فقط نیروی کمکی‌ش هستی.

603
00:48:44,234 --> 00:48:45,694
‫این دستور رو بهم می‌دین؟

604
00:48:45,777 --> 00:48:49,448
‫اگه این شغل بهت برسه، بله،
‫همین دستور رو بهت می‌دیم.

605
00:48:50,490 --> 00:48:52,951
‫خب، پس دیگه فرقی نمی‌کنه که برام سخت باشه یا نه.

606
00:49:08,800 --> 00:49:10,135
‫تبریک می‌گم...

607
00:49:13,305 --> 00:49:14,514
‫جان استوارت.

608
00:49:17,267 --> 00:49:19,186
‫مامان! بابا!

609
00:49:20,103 --> 00:49:21,771
‫باورتون نمی‌شه!

610
00:49:22,355 --> 00:49:24,316
‫ببین کی اینجاست! جان استوارتِ بی‌همتا!

611
00:49:24,340 --> 00:49:26,627
‫می‌گم، هم‌نام باباشه دیگه، آره؟
‫پس بهش می‌گین «جونیور»؟

612
00:49:26,651 --> 00:49:28,320
‫ما بهش همون «جان» می‌گیم.

613
00:49:28,403 --> 00:49:30,363
‫جونیور، هال جوردن هستم، خوشحالم از آشنایی‌ت.

614
00:49:30,447 --> 00:49:32,699
‫- بله، خوشوقتم.
‫- معلومه که هستی!

615
00:49:32,782 --> 00:49:36,161
‫الان داشتم به خانواده‌ت می‌گفتم که
‫حتماً باید شاگرد جدیدم رو می‌دیدم.

616
00:49:36,244 --> 00:49:39,581
‫و روحم هم خبر نداره
‫که این رئیس‌های آبی‌رنگ چطوری انتخابش کردن،

617
00:49:39,664 --> 00:49:42,634
‫ولی می‌دونم که اگه...
‫خب، اگه شما دوتا بزرگش کرده باشید،

618
00:49:42,676 --> 00:49:44,385
‫کارش حرف نداره.

619
00:49:45,962 --> 00:49:47,547
‫شما دوتا واقعاً خاکی و بااصالتید،

620
00:49:48,215 --> 00:49:49,883
‫مثل یه خانوادۀ نجیب و اشرافی!

621
00:49:51,092 --> 00:49:55,263
‫جونیور، نظرت چیه بریم بیرون
‫یه چرخی بزنیم و دربارۀ برنامه‌ها صحبت کنیم؟

622
00:49:55,347 --> 00:49:56,473
‫و...

623
00:49:56,973 --> 00:49:58,725
‫بابت مهمون‌نوازی‌تون هم خیلی ممنونم.

624
00:50:05,398 --> 00:50:06,483
‫نمیای جونیور؟

625
00:50:11,780 --> 00:50:13,540
‫ذوق‌زده شدی یا خجالت می‌کشی؟

626
00:50:14,449 --> 00:50:15,492
‫هیچ‌کدوم، قربان.

627
00:50:17,035 --> 00:50:18,828
‫ولی یه‌جورایی حس می‌کنم...

628
00:50:20,121 --> 00:50:21,422
‫یه‌کم رفتارت عجیبه.

629
00:50:21,706 --> 00:50:23,166
‫نه، نه، فقط...

630
00:50:24,626 --> 00:50:25,814
‫این قضیه خیلی برام ارزشمنده.

631
00:50:25,838 --> 00:50:27,754
‫دوست داشتم خودم خبرش رو بهشون بدم، همین.

632
00:50:31,633 --> 00:50:34,261
‫ای بابا، حال‌گیری کردم؟

633
00:50:35,345 --> 00:50:37,931
‫نه، نه قربان، طوری نیست.

634
00:50:38,014 --> 00:50:39,099
‫- واقعاً؟
‫- بله.

635
00:50:39,182 --> 00:50:40,475
‫- مهم نیست؟
‫- بله.

636
00:50:40,499 --> 00:50:41,601
‫مطمئنی؟

637
00:50:42,769 --> 00:50:44,437
‫خیلی‌خب، خوبه، خوبه، خوبه، خوبه.

638
00:50:45,063 --> 00:50:47,323
‫آخه راستش رو بخوای...

639
00:50:48,608 --> 00:50:50,694
‫پشیزی برام مهم نیست که
‫دوست داشتی چی بشه،

640
00:50:50,777 --> 00:50:52,696
‫ولی گمون کنم چشمت دنبال همین انگشتره.

641
00:50:52,779 --> 00:50:55,782
‫و من اصلاً نیازی به یه دستیار کوفتی ندارم،
‫نیروی کمکی هم نمی‌خوام.

642
00:50:55,806 --> 00:50:57,343
‫تنها راهی که به این انگشتر می‌رسی

643
00:50:57,367 --> 00:50:59,543
‫اینه که از روی جنازۀ من رد شی.

644
00:51:01,580 --> 00:51:04,612
‫دوشنبه صبح آموزش‌ها رو شروع می‌کنیم؛
‫براش لحظه‌شماری می‌کنم، جونیور.

645
00:51:21,516 --> 00:51:23,799
‫فکر کنم ازم خوشش اومد.

646
00:51:34,937 --> 00:51:39,936
‫«ترجمه از محمد سید»

647
00:51:41,936 --> 00:51:51,936
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M