1
00:00:12,012 --> 00:00:14,514
‫[سال ۲۰۲۶]

2
00:00:15,932 --> 00:00:18,218
‫می‌دونم عجیب به نظر میاد،

3
00:00:18,268 --> 00:00:19,469
‫ولی گوش بدید چی می‌گم.

4
00:00:19,519 --> 00:00:21,763
‫این شهر ۳۰ میلیارد دلار

5
00:00:21,813 --> 00:00:24,766
‫بودجۀ دولتی گرفته تا اسلحه بخره،

6
00:00:24,816 --> 00:00:27,986
‫و من ازتون می‌خوام
‫به‌جاش اون بودجه رو بدید به من.

7
00:00:28,278 --> 00:00:31,072
‫همه‌مون دیدیم توی متروپلیس
‫چه اتفاقی افتاد، مگه نه؟

8
00:00:32,240 --> 00:00:34,117
‫ولی شهر ما سوپرمن نداره،

9
00:00:34,534 --> 00:00:35,902
‫برای همین قابل درکه

10
00:00:35,952 --> 00:00:37,737
‫که پاسخمون به خطرات بین‌کهکشانی

11
00:00:37,787 --> 00:00:39,489
‫یا هر ستارۀ دریایی غول‌پیکری که

12
00:00:39,539 --> 00:00:41,282
‫دفعۀ بعد از اقیانوس بزنه بیرون،

13
00:00:41,332 --> 00:00:42,409
‫توانِ نظامی باشه

14
00:00:42,459 --> 00:00:45,587
‫ولی توان نظامی، جون کسی رو نجات نمی‌ده.

15
00:00:46,254 --> 00:00:50,050
‫دو سه سال پیش،
‫من وسط یکی از همین حمله‌ها بودم.

16
00:00:52,010 --> 00:00:53,553
‫کلی آدم بی‌گناه کشته شدن.

17
00:00:54,679 --> 00:00:58,049
‫ولی بدتر از اون، رعب و وحشتش بود.

18
00:00:58,099 --> 00:01:00,060
‫مردم نباید هیچ‌وقت انقدر بترسن.

19
00:01:01,978 --> 00:01:03,471
‫اون‌موقع فکر می‌کردم مسیرم درسته،

20
00:01:03,521 --> 00:01:04,889
‫ولی در واقع داشتم

21
00:01:04,939 --> 00:01:07,225
‫توی مسیر غلطی حرکت می‌کردم،
‫داشتم از خانواده‌م دور می‌شدم.

22
00:01:07,275 --> 00:01:09,561
‫برای همین دوباره با برادرم، مارکوس،
‫ارتباط برقرار کردم،

23
00:01:09,611 --> 00:01:11,938
‫و اون بهم یادآوری کرد که می‌خوام چی‌کاره بشم.

24
00:01:11,988 --> 00:01:13,323
‫من می‌خوام معمار بشم.

25
00:01:14,282 --> 00:01:16,526
‫برای همینه که امروز این جلسه رو تشکیل دادیم.

26
00:01:16,576 --> 00:01:18,953
‫چون ما یه شرکت تأسیس کردیم: «برادران استوارت».

27
00:01:19,829 --> 00:01:21,531
‫شرکتی که پایه‌ش اعتباره،

28
00:01:21,581 --> 00:01:23,116
‫اعتباری که حاصل ساختِ

29
00:01:23,166 --> 00:01:26,294
‫اتاق‌های امنِ باکیفیت و نفوذناپذیره.
‫(پناهگاه در برابر حملات خارجی و وقایع طبیعی)

30
00:01:26,336 --> 00:01:28,705
‫ولی توی یه اتاق امن فقط یه خانواده جا می‌شه.

31
00:01:28,755 --> 00:01:29,873
‫تا اونجا که می‌دونم،

32
00:01:29,923 --> 00:01:32,459
‫جمعیت «میدوی‌سیتی» چهار میلیون نفره.

33
00:01:32,509 --> 00:01:34,052
‫یعنی باید مقیاس کار رو ببریم بالا.

34
00:01:34,803 --> 00:01:38,807
‫این سازه در واقع یه ورزشگاه فوتبال زیرزمینیه.

35
00:01:39,307 --> 00:01:41,593
‫در صورت وقوع حمله، این ظرفیت رو داره

36
00:01:41,643 --> 00:01:43,762
‫که به ۲۰ هزار نفر پناه بده

37
00:01:43,812 --> 00:01:46,681
‫و هوا، آب و غذای کافی رو تأمین کنه.

38
00:01:46,731 --> 00:01:49,442
‫با پولی که دولت پیشاپیش داده...

39
00:01:50,860 --> 00:01:52,529
‫می‌تونم ۴۰تا از اینا بسازم.

40
00:01:54,364 --> 00:01:56,574
‫یعنی ۴۰تا کشتی نجات.

41
00:02:04,165 --> 00:02:05,708
‫یه شایعه‌ای در مورد تو هست.

42
00:02:05,875 --> 00:02:07,127
‫بفرمایید.

43
00:02:08,419 --> 00:02:10,755
‫شنیدیم قرار بوده گرین لنترن باشی.

44
00:02:13,716 --> 00:02:16,678
‫گرین لنترن هم بودم...
‫برای پنج دقیقه.

45
00:02:20,265 --> 00:02:21,841
‫چقدر بلدی توی سلسله‌مراتب،

46
00:02:21,891 --> 00:02:23,802
‫کارِت رو پیش ببری، آقای استوارت؟

47
00:02:23,852 --> 00:02:25,353
‫خب، من تفنگدار دریایی بودم، قربان.

48
00:02:25,687 --> 00:02:27,097
‫ضمناً می‌تونید «جان» صدام کنید.

49
00:02:27,147 --> 00:02:28,773
‫خب، بخت باهات یاره، جان.

50
00:02:29,315 --> 00:02:31,351
‫درسته که حرف من توی شورای شهر خریدار داره،

51
00:02:31,401 --> 00:02:34,020
‫ولی این ارتشه که کنترل پول دستشه.

52
00:02:34,070 --> 00:02:35,605
‫اگه بتونی سرهنگ دریکات رو راضی کنی،

53
00:02:35,655 --> 00:02:37,023
‫درست همون‌طور که منو راضی کردی،

54
00:02:37,073 --> 00:02:38,525
‫می‌تونی تا آخر عمرت

55
00:02:38,575 --> 00:02:40,110
‫هر چیزی که دلت خواست بسازی.

56
00:02:40,160 --> 00:02:41,319
‫پایه‌ای؟

57
00:02:41,369 --> 00:02:43,288
‫صد البته.
‫تا تهش هستم، قربان.

58
00:02:43,454 --> 00:02:45,165
‫پس بیا ردیفش کنیم، جان.

59
00:02:46,291 --> 00:02:48,159
‫- ممنون، لطف کردید.
‫- ممنونم.

60
00:02:48,209 --> 00:02:50,286
‫خیلی ممنون. ممنونم، قربان.

61
00:02:50,336 --> 00:02:51,746
‫خیلی لطف کردید.

62
00:02:51,796 --> 00:02:53,006
‫خسته نباشید.

63
00:02:53,965 --> 00:02:56,092
‫بالأخره موفق شدی!

64
00:02:57,844 --> 00:02:59,838
‫کارِت حرف نداشت، برگزیده.

65
00:02:59,888 --> 00:03:00,797
‫[تماس بی‌پاسخ از برنادت]

66
00:03:00,847 --> 00:03:01,890
‫جان؟

67
00:03:03,057 --> 00:03:04,100
‫مادرته.

68
00:03:11,941 --> 00:03:12,642
‫چه خبر؟

69
00:03:12,692 --> 00:03:14,727
‫بعد این‌همه وقت فقط می‌گی «چه خبر»؟

70
00:03:14,777 --> 00:03:17,238
‫سلام، برنادت. حال بابا خوبه؟

71
00:03:17,989 --> 00:03:19,365
‫- حالش خوبه.
‫- پس چی شده؟

72
00:03:19,741 --> 00:03:21,701
‫هال جوردن می‌خواد عذرخواهی کنه.

73
00:03:25,163 --> 00:03:26,956
‫الو؟ صدامو داری؟

74
00:03:27,498 --> 00:03:28,658
‫آره.

75
00:03:28,708 --> 00:03:30,627
‫شنیدی چی گفتم؟

76
00:03:31,711 --> 00:03:35,423
‫آره، به نظر اومد داری می‌گی:
‫«هال جوردن می‌خواد عذرخواهی کنه».

77
00:03:35,757 --> 00:03:37,342
‫اوهوم.

78
00:03:37,592 --> 00:03:40,962
‫ولی اون آدم اهل معذرت‌خواهی نیست،
‫و من درک نمی‌کنم که...

79
00:03:41,012 --> 00:03:43,056
‫تو از کجا می‌دونی چنین قصدی داره.

80
00:03:43,765 --> 00:03:44,849
‫با هم حرف می‌زنیم.

81
00:03:47,435 --> 00:03:48,519
‫چی؟

82
00:03:49,520 --> 00:03:50,930
‫گاهی با هم حرف می‌زنیم.

83
00:03:50,980 --> 00:03:52,348
‫من و هال، ما با هم...

84
00:03:52,398 --> 00:03:53,850
‫دوستیم.

85
00:03:53,900 --> 00:03:55,727
‫طفلکی هیچ قوم و خویشی نداره.

86
00:03:55,777 --> 00:03:57,896
‫وقتی زندان بود نیاز به یه هم‌صحبت داشت،

87
00:03:57,946 --> 00:03:59,989
‫بعد از آزادی‌ش هم به صحبت‌هامون ادامه دادیم.

88
00:04:00,698 --> 00:04:02,367
‫الان دیگه عوض شده.

89
00:04:02,742 --> 00:04:03,776
‫پخته‌تر شده.

90
00:04:03,826 --> 00:04:05,111
‫برگشته روشویل.

91
00:04:05,161 --> 00:04:06,738
‫هر شب، اواخر شب، توی کافه شام می‌خوره،

92
00:04:06,788 --> 00:04:08,414
‫پشیمونه و می‌خواد...

93
00:04:09,414 --> 00:04:19,414
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

94
00:04:33,106 --> 00:04:34,691
‫[کافه]

95
00:05:07,890 --> 00:05:09,142
‫خیلی‌خب، بگو می‌شنوم.

96
00:05:22,905 --> 00:05:23,898
‫چیو می‌شنوی؟

97
00:05:23,948 --> 00:05:25,450
‫عذرخواهیِ کوفتی‌ت رو دیگه.

98
00:05:28,494 --> 00:05:30,113
‫نمی‌فهمم داری از چی حرف می‌زنی.

99
00:05:30,163 --> 00:05:31,698
‫برنادت گفت اینجایی.

100
00:05:31,748 --> 00:05:33,324
‫چرا مادرت رو به اسم کوچیک صدا می‌زنی؟

101
00:05:33,374 --> 00:05:34,450
‫واقعاً بی‌احترامیه.

102
00:05:34,500 --> 00:05:37,754
‫اینکه تو با مادر من حرف می‌زنی
‫نهایت بی‌احترامیه، لامصب.

103
00:05:37,879 --> 00:05:40,623
‫خب، اون ترجیح می‌ده با تو حرف بزنه،
‫ولی دلشو شکستی، مگه نه؟

104
00:05:40,673 --> 00:05:41,708
‫برو گمشو.

105
00:05:41,758 --> 00:05:43,584
‫کِی انقدر بددهن شدی؟

106
00:05:43,634 --> 00:05:45,628
‫والا من ده سال توی زندان بودم،

107
00:05:45,678 --> 00:05:47,138
‫اونجا هم انقدر فحش نمی‌دادن.

108
00:05:48,306 --> 00:05:50,808
‫- چرا باید بهم دروغ بگه؟
‫- چه‌می‌دونم.

109
00:05:51,351 --> 00:05:52,427
‫ولی روابط خانوادگی شما

110
00:05:52,477 --> 00:05:54,429
‫خیلی عجیبه، قبول نداری؟

111
00:05:54,479 --> 00:05:55,513
‫پنکیک می‌خوری؟

112
00:05:55,563 --> 00:05:57,307
‫نه، من پنکیک نمی‌خوام.

113
00:05:57,357 --> 00:05:59,851
‫خیلی‌خب، این‌همه راه اومدی
‫برای عذرخواهی‌ای که قرار نیست بشنوی،

114
00:05:59,901 --> 00:06:01,944
‫حداقل یه چیزی بخور.

115
00:06:03,321 --> 00:06:05,031
‫آها، پس قرار نیست عذرخواهی کنی؟

116
00:06:11,162 --> 00:06:12,455
‫من تقصیرها رو گردن گرفتم.

117
00:06:13,873 --> 00:06:15,333
‫حبسش رو هم کشیدم.

118
00:06:17,418 --> 00:06:18,795
‫پس بی‌حساب شدیم.

119
00:06:19,879 --> 00:06:21,839
‫نه، تو تقصیرها رو گردن نگرفتی.

120
00:06:23,341 --> 00:06:24,634
‫مقصر بودی دیگه.

121
00:06:25,510 --> 00:06:27,378
‫و یه عده آدم کشته شدن.

122
00:06:27,428 --> 00:06:30,890
‫هنوز خیلی مونده تا با هم بی‌حساب بشیم.

123
00:06:42,860 --> 00:06:44,862
‫اون معلم ورزش توی تلویزیون رو دیدی؟

124
00:06:45,321 --> 00:06:47,273
‫اون پانداها رو از چین تا کالیفرنیا

125
00:06:47,323 --> 00:06:49,075
‫توی اون حباب جابه‌جا کرد.

126
00:06:49,117 --> 00:06:50,860
‫به گمونم کسی بهش نگفته تجلی‌های ذهنی...

127
00:06:50,910 --> 00:06:52,737
‫حتماً نباید انقدر سبز باشن، نه؟

128
00:06:52,787 --> 00:06:55,740
‫از اون خفاشه توی گاتهام هم اسکی رفته.

129
00:06:55,790 --> 00:06:58,284
‫یه نورافکن گذاشته وسط همین شهر کوفتی

130
00:06:58,334 --> 00:07:00,044
‫تا مردم بتونن خبرش کنن.

131
00:07:02,255 --> 00:07:03,631
‫می‌دونی چی گفته؟

132
00:07:05,216 --> 00:07:06,876
‫گفته برای جبران اشتباهی بوده که ما کردیم.

133
00:07:06,926 --> 00:07:08,219
‫اشتباهی که تو کردی.

134
00:07:13,975 --> 00:07:16,310
‫فقط یه دونه قاتل سر این میز نَشِسته.

135
00:07:17,061 --> 00:07:18,563
‫خودت اینو خوب می‌دونی، نه؟

136
00:07:30,199 --> 00:07:31,451
‫عجب!

137
00:07:32,410 --> 00:07:34,996
‫علت اینکه با مادرت حرف نمی‌زنی همینه؟

138
00:07:36,622 --> 00:07:38,291
‫چون با خونی که ریختی مشکلی نداره؟

139
00:07:39,500 --> 00:07:40,585
‫ای بابا، جونیور.

140
00:07:41,085 --> 00:07:43,921
‫چیزی که اون درکش نمی‌کنه،
‫رد کردن انگشتر بود.

141
00:07:44,547 --> 00:07:46,591
‫ولی من دقیقاً می‌دونم چرا این کار رو کردی.

142
00:07:47,758 --> 00:07:49,635
‫چون ترسیده بودی.

143
00:07:51,304 --> 00:07:52,430
‫وحشت کرده بودی.

144
00:07:53,806 --> 00:07:55,683
‫تا سر حد مرگ ترسیده...

145
00:08:01,105 --> 00:08:02,690
‫تو هیچی نمی‌دونی.

146
00:08:13,784 --> 00:08:14,869
‫جان!

147
00:08:17,580 --> 00:08:19,207
‫به کسی نگو اینجا بودی.

148
00:08:20,583 --> 00:08:21,626
‫خواهش می‌کنم.

149
00:08:22,585 --> 00:08:23,794
‫به هیچ‌کس.

150
00:08:26,339 --> 00:08:28,049
‫دیگه دور و بر خانوادۀ من پیدات نشه.

151
00:08:43,606 --> 00:08:48,319
‫«ترجمه از محمد سید»

152
00:09:07,421 --> 00:09:09,423
‫[کلانتر کین]

153
00:09:16,222 --> 00:09:17,348
‫کری.

154
00:09:22,353 --> 00:09:23,396
‫یا خدا...

155
00:09:24,063 --> 00:09:25,106
‫مطمئنی؟

156
00:09:28,776 --> 00:09:30,903
‫آره، باشه. آممم...

157
00:09:32,697 --> 00:09:33,898
‫آره، آره، من...

158
00:09:33,948 --> 00:09:35,866
‫سریع خودمو می‌رسونم.

159
00:09:38,160 --> 00:09:39,787
‫آره. فعلاً.

160
00:10:58,032 --> 00:10:59,775
‫هیچ شاهدی نداریم.

161
00:10:59,825 --> 00:11:03,287
‫دوربین‌های مداربسته هم
‫فقط روزهای مسابقه روشنه.

162
00:11:04,872 --> 00:11:08,000
‫هر کی دماغش رو شکسته
‫احتمالاً همونم کُشته‌ش، ولی...

163
00:11:09,335 --> 00:11:11,962
‫تک‌تک آدم‌های این شهر
‫می‌خواستن دماغش رو بشکنن.

164
00:11:15,800 --> 00:11:17,927
‫- چیه؟
‫- هیچی.

165
00:11:20,262 --> 00:11:22,807
‫فقط اینکه هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم واقعاً بمیره.

166
00:11:24,684 --> 00:11:26,352
‫نباید بهت زنگ می‌زدم.

167
00:11:27,728 --> 00:11:29,438
‫می‌دونم میونه‌تون خوب نبود...

168
00:11:33,651 --> 00:11:35,945
‫اینجا همه ازش متنفر بودن.

169
00:11:36,445 --> 00:11:37,613
‫همه!

170
00:11:38,864 --> 00:11:40,566
‫فقط می‌خواستم یه نفر دیگه کنارم باشه

171
00:11:40,616 --> 00:11:42,535
‫که نسبت به مرگش بی‌تفاوت نباشه.

172
00:11:49,834 --> 00:11:51,919
‫می‌دونی برای چی برگشته اینجا؟

173
00:11:53,003 --> 00:11:54,088
‫آره.

174
00:11:56,549 --> 00:11:58,050
‫به‌خاطر من برگشت.

175
00:12:09,395 --> 00:12:12,523
‫من و بیلی سه سالی می‌شد که جدا شده بودیم.

176
00:12:13,107 --> 00:12:15,151
‫همه‌چی با یه نامۀ احمقانه شروع شد.

177
00:12:15,693 --> 00:12:17,019
‫من جوابی ندادم،

178
00:12:17,069 --> 00:12:20,523
‫ولی بعدش هال یه نامۀ دیگه نوشت،
‫و یکی دیگه.

179
00:12:20,573 --> 00:12:23,067
‫حس کردم فقط در صورتی دست برمی‌داره

180
00:12:23,117 --> 00:12:26,237
‫که جواب بدم و بهش بگم تمومش کنه.

181
00:12:26,287 --> 00:12:27,496
‫همین‌طور هم شد.

182
00:12:29,039 --> 00:12:33,753
‫بعد از آزادی‌ش، یهویی اومد اینجا.

183
00:12:34,503 --> 00:12:36,539
‫گفت می‌خواد گذشته رو جبران کنه.

184
00:12:36,589 --> 00:12:39,875
‫و هر روز می‌رفت درِ خونه‌ها رو می‌زد،

185
00:12:39,925 --> 00:12:42,420
‫از مردم می‌پرسید کمکی می‌تونه بهشون بکنه یا نه.

186
00:12:42,470 --> 00:12:45,514
‫براشون خرید می‌کرد، چمن‌ها رو می‌زد...

187
00:12:46,140 --> 00:12:49,176
‫کلی بدوبیراه شنید و درها به روش کوبیده شد،

188
00:12:49,226 --> 00:12:51,729
‫ولی بازم می‌رفت در می‌زد.

189
00:12:52,271 --> 00:12:53,481
‫هر روز.

190
00:12:54,690 --> 00:12:58,944
‫بهش می‌گفتم این کار بی‌فایده و احمقانه‌ست ولی...

191
00:13:01,697 --> 00:13:04,909
‫ولی از نظر من قشنگ بود.

192
00:13:06,660 --> 00:13:08,738
‫جلوی نوآ هیچ حرفی در موردش نزدم،

193
00:13:08,788 --> 00:13:10,873
‫اصلاً بحثش مطرح نشد.

194
00:13:13,083 --> 00:13:15,536
‫لابد خسته و هلاک شدی.

195
00:13:15,586 --> 00:13:19,373
‫خب، حداقل کاری که می‌تونم بکنم
‫اینه که پیشنهاد بدم بیای روی کاناپۀ تخت‌خواب‌شوِ

196
00:13:19,423 --> 00:13:20,549
‫توی خونۀ من بخوابی.

197
00:13:21,175 --> 00:13:22,468
‫نه مرسی.

198
00:13:23,010 --> 00:13:24,178
‫من...

199
00:13:24,720 --> 00:13:26,430
‫می‌رم توی مسافرخونه می‌خوابم.

200
00:13:27,014 --> 00:13:29,725
‫مسافرخونه با خاک یکسان شد، جان.

201
00:13:30,976 --> 00:13:32,728
‫هیچ‌کس بازسازیش نکرد.

202
00:13:33,729 --> 00:13:35,431
‫اونایی که تونستن، ول کردن رفتن.

203
00:13:35,481 --> 00:13:37,983
‫بقیه هم موندن و
‫یه‌جوری با وضعیت کنار اومدن.

204
00:13:40,152 --> 00:13:41,479
‫کری، متأسفم.

205
00:13:41,529 --> 00:13:43,280
‫آره، می‌دونم.

206
00:13:44,949 --> 00:13:46,325
‫هال هم متأسف بود.

207
00:13:50,329 --> 00:13:52,865
‫توی شهر یه جایی رو اجاره کرده بود.

208
00:13:52,915 --> 00:13:56,035
‫البته جای آن‌چنان لوکسی نیست،

209
00:13:56,085 --> 00:13:58,087
‫ولی مجبورش می‌کردم ملافه‌ها رو عوض کنه.

210
00:14:01,590 --> 00:14:03,884
‫فقط تحت هر شرایطی، از درِ پشتی برو.

211
00:15:01,609 --> 00:15:03,152
‫امان از دست تو، جوردن.

212
00:15:34,683 --> 00:15:35,801
‫ارل.

213
00:15:35,851 --> 00:15:36,977
‫سلام رفیق.

214
00:15:41,398 --> 00:15:42,441
‫سلام.

215
00:15:43,108 --> 00:15:44,318
‫خوشحالم از دیدنت.

216
00:15:46,487 --> 00:15:48,238
‫باشه، باشه، الان برات میارم.

217
00:15:52,743 --> 00:15:54,620
‫[غذای ارل]

218
00:16:14,640 --> 00:16:16,558
‫- جونم مارکوس.
‫- کجایی؟

219
00:16:17,142 --> 00:16:19,011
‫- روشویل.
‫- چی؟

220
00:16:19,061 --> 00:16:20,846
‫برای چی دوباره پا شدی رفتی اونجا؟

221
00:16:20,896 --> 00:16:23,933
‫بی‌خیال پسر، یه خبر خوب بهم بده.

222
00:16:23,983 --> 00:16:25,601
‫جلسه با سرهنگ هماهنگ شد.

223
00:16:25,651 --> 00:16:26,819
‫کِی؟

224
00:16:27,361 --> 00:16:28,729
‫جمعه.

225
00:16:28,779 --> 00:16:30,147
‫اون صدای چیه دیگه؟

226
00:16:30,197 --> 00:16:33,067
‫دارم به گیاه هال جوردن غذا می‌دم.

227
00:16:33,117 --> 00:16:35,327
‫جوردن؟ عجب!

228
00:16:35,828 --> 00:16:37,988
‫فکر می‌کردم دور اون مسخره‌بازی‌ها رو خط کشیدی.

229
00:16:38,038 --> 00:16:39,657
‫چرا برگشتی اونجا؟

230
00:16:39,707 --> 00:16:40,958
‫اون مُرده.

231
00:16:44,586 --> 00:16:46,171
‫متأسفم، ارل.

232
00:16:47,840 --> 00:16:49,083
‫چی؟ ارل کیه؟

233
00:16:49,133 --> 00:16:50,926
‫گیاه جوردنه. فکر کنم الان...

234
00:16:52,177 --> 00:16:53,679
‫ناراحتش کردم.

235
00:16:55,556 --> 00:16:58,842
‫برگرد شهر خودمون، پسر.
‫اونجا اصلاً برات خوب نیست.

236
00:16:58,892 --> 00:17:02,855
‫آره، می‌دونم.
‫فقط دارم یه‌سری کارهای نصفه‌نیمه رو تموم می‌کنم.

237
00:17:03,022 --> 00:17:04,598
‫برای این قضیه کلی زحمت کشیدیم.

238
00:17:04,648 --> 00:17:06,692
‫دار و ندارِ توئه.

239
00:17:07,609 --> 00:17:10,446
‫- حواست هست دیگه برگزیده؟
‫- لطفاً منو این‌طوری صدا نزن.

240
00:17:12,322 --> 00:17:13,449
‫ولی آره.

241
00:17:14,783 --> 00:17:15,909
‫حواسم هست.

242
00:17:42,519 --> 00:17:43,520
‫سلام.

243
00:17:44,730 --> 00:17:46,598
‫می‌شه صبحونه مهمونت کنم؟

244
00:17:46,648 --> 00:17:49,318
‫کافه‌مون هنوزم بهترین قهوۀ کل ایالت رو داره.

245
00:17:50,069 --> 00:17:51,153
‫عالیه.

246
00:17:52,029 --> 00:17:54,031
‫[کافه]

247
00:18:00,579 --> 00:18:02,247
‫کجا می‌شِست؟

248
00:18:02,831 --> 00:18:05,292
‫همون جای همیشگی،
‫تا هر کی وارد می‌شد رو ببینه.

249
00:18:05,959 --> 00:18:06,960
‫شما چطور؟

250
00:18:07,586 --> 00:18:08,837
‫چی؟

251
00:18:10,172 --> 00:18:11,298
‫قهوه؟

252
00:18:14,551 --> 00:18:16,011
‫آره، حتماً. ممنون.

253
00:18:16,970 --> 00:18:20,432
‫- پس تنها بوده؟
‫- مگه همه‌مون تنها نیستیم، کلانتر؟

254
00:18:26,396 --> 00:18:28,065
‫چیزی میل داری بخوری، عزیز؟

255
00:18:28,941 --> 00:18:31,777
‫نه، همون قهوه عالیه. ممنون.

256
00:18:40,202 --> 00:18:41,245
‫بپرس دیگه.

257
00:18:41,870 --> 00:18:42,871
‫چیو؟

258
00:18:43,956 --> 00:18:45,874
‫بپرس من هال رو کشتم یا نه.

259
00:18:47,209 --> 00:18:49,169
‫ما با هم نامزد کرده بودیم.

260
00:18:50,712 --> 00:18:53,373
‫زنگ زدم بهت،
‫این‌همه راه کشوندمت اینجا،

261
00:18:53,423 --> 00:18:55,092
‫یه خرده هم الکی اشک ریختم.

262
00:18:56,218 --> 00:18:58,720
‫ترفند خیلی هوشمندانه‌ای
‫برای رفع سوءظن‌ـه.

263
00:18:59,763 --> 00:19:01,223
‫می‌دونم تو نکُشتی‌ش.

264
00:19:02,432 --> 00:19:03,934
‫از کجا انقدر مطمئنی؟

265
00:19:04,643 --> 00:19:06,520
‫رفتارهات واقعی‌تر از اونیه که الکی اشک بریزی.

266
00:19:16,488 --> 00:19:18,615
‫پزشک قانونی توی سردخونه باهام کار داره.

267
00:19:19,199 --> 00:19:21,326
‫همراه می‌خوای؟ من...

268
00:19:21,910 --> 00:19:23,153
‫عاشق کالبدشکافی‌ام.

269
00:19:23,203 --> 00:19:25,956
‫خیلی لطف داری ولی حرفت عجیب بود!

270
00:19:26,456 --> 00:19:28,117
‫آخه تو یه شهروند عادی هستی.

271
00:19:28,167 --> 00:19:30,127
‫بیا منو معاون خودت کن.

272
00:19:30,294 --> 00:19:31,420
‫همین الان.

273
00:19:35,591 --> 00:19:38,919
‫با اختیاراتی که به من داده شده،
‫رسماً معاونِ کوفتی‌م می‌شی!

274
00:19:38,969 --> 00:19:40,345
‫تمام!

275
00:19:40,846 --> 00:19:42,431
‫عجب آدم آشغالی بود.

276
00:19:43,473 --> 00:19:45,726
‫می‌دونم با هم بودید. تسلیت می‌گم.

277
00:19:46,310 --> 00:19:48,020
‫ولی خب، آشغال بود دیگه.

278
00:19:49,062 --> 00:19:50,522
‫تو هم آدم آشغالی هستی.

279
00:19:50,981 --> 00:19:52,649
‫بهتره همین اول کار تکلیف رو روشن کنم

280
00:19:52,691 --> 00:19:54,184
‫تا برات سؤال نشه چرا بهت محل نمی‌ذارم.

281
00:19:54,234 --> 00:19:56,820
‫نه... اتفاقاً ممنونم.
‫برای صداقتت. متشکرم.

282
00:19:57,404 --> 00:19:58,856
‫صداقت من برات بد تموم می‌شه، رفیق.

283
00:19:58,906 --> 00:20:00,357
‫بیتسی، می‌شه حاشیه نری؟

284
00:20:00,407 --> 00:20:02,192
‫همه‌چی واضح و مشخصه.
‫هیچ پیچیدگی‌ای نداره.

285
00:20:02,242 --> 00:20:03,485
‫یه تیر به سرش خورده.

286
00:20:03,535 --> 00:20:05,028
‫از فاصله نزدیک با کالیبر ۹ میلی‌متری.

287
00:20:05,078 --> 00:20:07,289
‫- اسلحه‌ای پیدا کردید؟
‫- نه.

288
00:20:08,165 --> 00:20:10,534
‫تجمع خون نشون می‌ده جسد جابه‌جا نشده.

289
00:20:10,584 --> 00:20:12,252
‫کار یکی از نزدیکانش بوده.

290
00:20:12,544 --> 00:20:14,663
‫اولش گفتم شاید از پشت سر غافلگیرش کرده،

291
00:20:14,713 --> 00:20:17,374
‫ولی مسیر گلوله از پیشونی
‫به سمت پشت جمجمه‌ست،

292
00:20:17,424 --> 00:20:19,760
‫پس تیرانداز صاف‌صاف به صورتِ بی‌روحش نگاه می‌کرده.

293
00:20:20,010 --> 00:20:22,379
‫- بی‌روح رو شوخی کردم.
‫- شکستگیِ بینی چی؟

294
00:20:22,429 --> 00:20:24,590
‫- مشت خورده؟
‫- تشخیصش سخته.

295
00:20:24,640 --> 00:20:26,049
‫ممکنه پنج دقیقه

296
00:20:26,099 --> 00:20:29,228
‫یا حتی دو ساعت قبل از مرگش مشت خورده باشه.

297
00:20:29,728 --> 00:20:32,139
‫در ضمن، هیچ نشانه‌ای
‫از مقاومت کردنش دیده نمی‌شه.

298
00:20:32,189 --> 00:20:33,974
‫دست‌ها و بند انگشت‌هاش تمیزن.

299
00:20:34,024 --> 00:20:36,185
‫ولی کسی که بهش ضربه زده،
‫شاید اثر خونش مونده باشه.

300
00:20:36,235 --> 00:20:40,355
‫آره شاید. از بینی‌ش نمونه برداشتم،
‫فرستادم برای اف‌بی‌آی

301
00:20:40,405 --> 00:20:42,774
‫تا هر خونی که مال خودش نیست رو آزمایش کنن.

302
00:20:42,824 --> 00:20:46,403
‫آره، جوابش میاد؛
‫حدوداً تا... چهار ماه دیگه!

303
00:20:46,453 --> 00:20:48,121
‫بی‌خیال، بیتسی!

304
00:20:48,664 --> 00:20:50,741
‫کلانتر، توی چارچوبِ کاری‌م
‫وظیفه‌م رو انجام دادم.

305
00:20:50,791 --> 00:20:54,461
‫برای چی باید به این و اون رو بندازم
‫تا بفهمم کی نفله‌ش کرده؟

306
00:20:56,380 --> 00:20:59,675
‫- ببخشید. نباید...
‫- نه. طوری نیست، می‌فهمم.

307
00:21:01,551 --> 00:21:04,713
‫نوآ جمعه قبل از بازی،
‫توی مراسم فارغ‌التحصیلی

308
00:21:04,763 --> 00:21:06,048
‫دانشگاهش رو انتخاب می‌کنه.

309
00:21:06,098 --> 00:21:07,307
‫این قضیه...

310
00:21:08,558 --> 00:21:09,768
‫بدموقع پیش اومد.

311
00:21:11,228 --> 00:21:12,971
‫به‌محض اینکه گواهی فوت رو امضا کنم،

312
00:21:13,021 --> 00:21:14,556
‫خبر قتل همه‌جا درز پیدا می‌کنه.

313
00:21:14,606 --> 00:21:16,975
‫خبرنگارها عاشق اینن که
‫یه مهره سوخته به قتل برسه.

314
00:21:17,025 --> 00:21:19,353
‫مثل کَنه بهمون می‌چسبن و ول نمی‌کنن.

315
00:21:19,403 --> 00:21:22,105
‫نمی‌تونم تشکیل پرونده رو چهار ماه عقب بندازم.

316
00:21:22,155 --> 00:21:23,448
‫ولی تا دوشنبه می‌تونم لفتش بدم.

317
00:21:26,243 --> 00:21:27,244
‫یکی طلبت.

318
00:21:28,161 --> 00:21:30,113
‫به‌جاش جلوی همه
‫از تیم «هاسکرز» تعریف کن.

319
00:21:30,163 --> 00:21:31,915
‫تکلیف اون چی می‌شه؟ جنازه رو می‌گم.

320
00:21:32,916 --> 00:21:34,626
‫مگه نگفتم بهت محل نمی‌ذارم؟

321
00:21:35,961 --> 00:21:39,081
‫توی ویکی‌پدیا دیدم.
‫پدر و مادرش فوت شدن، بچه‌ای هم نداره.

322
00:21:39,131 --> 00:21:42,843
‫نبودِ خویشاوند
‫یعنی جنازه رو می‌سوزونیم،

323
00:21:43,552 --> 00:21:45,796
‫خاکسترش رو می‌ریزیم توی قوطی،
‫و اگه به من باشه...

324
00:21:45,846 --> 00:21:48,473
‫مثل ماهی‌قرمزِ بچه‌م
‫میندازمش توی چاه توالت.

325
00:21:51,059 --> 00:21:54,563
‫اینم چیزهایی که توی جیبش بود.
‫شب خوش و موفق باشید.

326
00:21:58,191 --> 00:22:00,193
‫هی! بده‌ش به من.

327
00:22:08,327 --> 00:22:10,862
‫آخه چطوری قراره بفهمیم این کلید به چی می‌خوره؟

328
00:22:10,912 --> 00:22:13,991
‫خب، می‌تونیم اموالش رو بگردیم،

329
00:22:14,041 --> 00:22:17,202
‫نامه‌هاش رو بخونیم، گوشی‌ش رو هک کنیم

330
00:22:17,252 --> 00:22:19,546
‫و رد آخرین جاهایی که رفته رو بزنیم، یا...

331
00:22:20,422 --> 00:22:21,340
‫[قلعۀ انبارداری]

332
00:22:21,381 --> 00:22:23,300
‫یه سر بریم سراغ «قلعۀ انبارداری»؟

333
00:22:25,552 --> 00:22:27,554
‫[کلانتریِ شهرستان شریدان]

334
00:22:36,772 --> 00:22:38,265
‫این دیگه چه کوفتیه؟

335
00:22:38,315 --> 00:22:39,766
‫درود، هال جوردن.

336
00:22:39,816 --> 00:22:42,527
‫برای دسترسی به محفظه،
‫لطفاً هویت خود را تأیید کنید.

337
00:22:44,488 --> 00:22:47,115
‫خب، صداش رو توی گوشی‌ت داری؟

338
00:22:47,657 --> 00:22:49,526
‫چی؟ چرا؟

339
00:22:49,576 --> 00:22:51,653
‫این دستگاه برای باز شدن
‫صدای جوردن رو می‌خواد.

340
00:22:51,703 --> 00:22:54,623
‫پیام صوتی‌ای ازش ذخیره داری؟

341
00:23:08,428 --> 00:23:10,672
‫خیلی‌خب، یافتم! یافتم! آماده‌ای؟

342
00:23:10,722 --> 00:23:12,716
‫«جیگرطلا». می‌دونم، می‌دونم،

343
00:23:12,766 --> 00:23:14,509
‫حتی از «عزیزم» و «عشقم» هم لوس‌تره.

344
00:23:14,559 --> 00:23:16,470
‫ولی ببین، توی اون آهنگ، طرف می‌گه:

345
00:23:16,520 --> 00:23:18,221
‫«باهام راه بیا، دلمو نشکن»،

346
00:23:18,271 --> 00:23:20,265
‫چون دختره خیلی آدم بدقلقیه.

347
00:23:20,315 --> 00:23:23,185
‫پسره رو می‌پیچونه، غیبش می‌زنه،
‫پسره پای تلفن منتظر می‌مونه.

348
00:23:23,235 --> 00:23:25,854
‫قشنگ جون به لبش می‌کنه. پس این تویی.

349
00:23:25,904 --> 00:23:27,606
‫این دقیقاً وصف حال توئه.

350
00:23:27,656 --> 00:23:29,983
‫آره، آره، می‌دونم، می‌دونم.
‫الان از این لقب متنفری،

351
00:23:30,033 --> 00:23:31,651
‫ولی ببین، کم‌کم به دلت می‌شینه،

352
00:23:31,701 --> 00:23:33,028
‫درست مثل خودم.

353
00:23:33,078 --> 00:23:37,407
‫بگذریم، می‌دونم نوآ تمرین داره، پس...

354
00:23:37,457 --> 00:23:39,910
‫ببین، اگه خواستی بیای پیشم
‫تا با هم بازی رو ببینیم و...

355
00:23:39,960 --> 00:23:42,003
‫و... با هم پیتزا بخوریم، من...

356
00:23:42,629 --> 00:23:44,456
‫خیلی خوشحال می‌شم، جیگرطلا.

357
00:23:44,506 --> 00:23:46,049
‫خیلی‌خب، فعلاً خداحافظ.

358
00:23:47,342 --> 00:23:48,293
‫ممنون.

359
00:23:48,343 --> 00:23:49,961
‫صدای ضبط‌شده غیرقابل قبول است.

360
00:23:50,011 --> 00:23:51,880
‫نیاز به الگوی صوتی زنده است.

361
00:23:51,930 --> 00:23:53,632
‫در صورتی که هال جوردن نیستید،

362
00:23:53,682 --> 00:23:56,009
‫مجدداً برای ورود به محفظه تلاش نکنید.

363
00:23:56,059 --> 00:23:58,437
‫این اولین و آخرین اخطار شماست.

364
00:23:59,020 --> 00:24:00,230
‫عجب!

365
00:24:08,405 --> 00:24:10,440
‫امشب شام میای پیشمون؟

366
00:24:10,490 --> 00:24:11,566
‫ممنون،

367
00:24:11,616 --> 00:24:13,235
‫فکر کنم بهتر باشه برم خونه

368
00:24:13,285 --> 00:24:15,203
‫- چندتا تماس بگیرم.
‫- روم رو زمین نزن.

369
00:24:15,704 --> 00:24:17,239
‫نوآ خیلی دوست داره ببینتت،

370
00:24:17,289 --> 00:24:19,666
‫منم بهترین میتلف کل نبراسکا رو درست می‌کنم.

371
00:24:22,377 --> 00:24:24,621
‫ای بابا.
‫تو گوشت نمی‌خوری!

372
00:24:24,671 --> 00:24:26,631
‫اتفاقاً الان دیگه می‌خورم.

373
00:24:26,798 --> 00:24:28,708
‫عالیه. ساعت ۷ می‌بینمت؟

374
00:24:28,758 --> 00:24:30,177
‫- آره.
‫- نوشیدنی هم بیار.

375
00:24:31,136 --> 00:24:32,137
‫ممنونم.

376
00:24:33,555 --> 00:24:34,598
‫آهای!

377
00:24:40,145 --> 00:24:41,354
‫باید خاکش کنیم.

378
00:24:43,899 --> 00:24:44,983
‫چی؟

379
00:24:45,609 --> 00:24:46,902
‫جوردن رو می‌گم.

380
00:24:47,486 --> 00:24:49,362
‫من و اون با هم میونۀ خوبی...

381
00:24:50,572 --> 00:24:52,449
‫ولی حقشه که یه... می‌دونی...

382
00:24:53,867 --> 00:24:56,786
‫حرفم اینه که هر چی باشه
‫ماهی‌قرمز نیست!

383
00:25:01,124 --> 00:25:03,585
‫مسئول سالن کفن‌ودفن
‫بابت یه ماجرایی بهم مدیونه.

384
00:25:04,127 --> 00:25:06,371
‫پشت اونجا یه قبرستون قشنگ هست.

385
00:25:06,421 --> 00:25:09,257
‫دنج و آروم. با کلی چمن سرسبز.

386
00:25:11,051 --> 00:25:13,386
‫احتمالاً بتونم ردیفش کنم.

387
00:25:14,971 --> 00:25:16,139
‫باشه.

388
00:25:16,973 --> 00:25:18,683
‫- خیلی خوب می‌شه.
‫- اوهوم.

389
00:25:20,769 --> 00:25:23,221
‫میتلف، ساعت ۷.

390
00:25:23,271 --> 00:25:25,023
‫با نوشیدنی.

391
00:25:35,408 --> 00:25:36,401
‫جان استوارت هستم.

392
00:25:36,451 --> 00:25:38,487
‫سلام آقای استوارت. لیندا لاک‌هارت هستم،

393
00:25:38,537 --> 00:25:40,405
‫معاون مدیریتِ آسایشگاهِ «کامفورت کوو».

394
00:25:40,455 --> 00:25:42,240
‫پدرتون همین چند روز پیش اومدن اینجا ساکن شدن.

395
00:25:42,290 --> 00:25:44,409
‫ایشون از اندازۀ پنجره‌های اتاقشون ناراضی‌ان.

396
00:25:44,459 --> 00:25:45,835
‫با اینکه ما تلاشمون رو می‌کنیم

397
00:25:45,877 --> 00:25:48,914
‫نیازهای ساکنان رو برآورده کنیم،
‫ولی یک‌سری دستورالعمل‌های ایمنی داریم.

398
00:25:48,964 --> 00:25:50,457
‫لیندا خانم، اون الان پیش شماست؟

399
00:25:50,507 --> 00:25:53,460
‫بله، یه‌جورایی دارن اعتراض می‌کنن.
‫اصرار دارن حتماً...

400
00:25:53,510 --> 00:25:54,711
‫بهش بگو باهام تلفنی حرف بزنه.

401
00:25:54,761 --> 00:25:57,255
‫...با شما صحبت کنن.
‫می‌شه یه لحظه باهاشون صحبت کنید؟

402
00:25:57,305 --> 00:25:58,465
‫نه، اصلاً حرفش هم نزنید.

403
00:25:58,515 --> 00:25:59,674
‫آقای استوارت، پدرتون می‌گن

404
00:25:59,724 --> 00:26:01,343
‫بهتون بگم اگه باهاشون حرف نزنید...

405
00:26:01,393 --> 00:26:03,261
‫بهش بگو همین الان
‫باید به مادرش زنگ بزنه.

406
00:26:03,311 --> 00:26:05,146
‫چشم، الان بهشون می‌گم، قربان.

407
00:26:05,814 --> 00:26:07,557
‫می‌گن اگه حاضر نشید باهاشون حرف بزنید،

408
00:26:07,607 --> 00:26:09,401
‫براتون عواقب بدی داره.

409
00:26:11,987 --> 00:26:13,980
‫هر عواقبی می‌خواد داشته باشه.

410
00:26:14,030 --> 00:26:16,283
‫نه، نه، می‌شه گوشی رو بدی من؟

411
00:26:30,088 --> 00:26:32,966
‫[در تاریک‌ترین شب‌ها،
‫گرین لنترن را خبر کنید تا به کمک شما بیاید]

412
00:26:55,030 --> 00:26:56,865
‫این چه کوفتیه دیگه؟

413
00:27:01,036 --> 00:27:02,153
‫هی، عوضی.

414
00:27:02,203 --> 00:27:03,572
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

415
00:27:03,622 --> 00:27:04,990
‫نه، مسخره‌ست، می‌دونم.

416
00:27:05,040 --> 00:27:07,951
‫علامت خطرش رو
‫دقیقاً کنار بنای یادبود شما گذاشته.

417
00:27:08,001 --> 00:27:09,035
‫اصلاً معنای قشنگی نداره.

418
00:27:09,085 --> 00:27:10,545
‫اون چراغ‌خواب وامونده رو خاموش کن.

419
00:27:10,587 --> 00:27:12,372
‫هی، منم زیاد دل خوشی ازش ندارم، خب؟

420
00:27:12,422 --> 00:27:15,000
‫اون دندونِ طلا خودش رسماً جنایت علیه بشریته.

421
00:27:15,050 --> 00:27:17,886
‫پس باور کنید اگه چارۀ دیگه‌ای داشتم
‫قطعاً به این راه متوسل نمی‌شدم.

422
00:27:18,386 --> 00:27:19,596
‫خاموشش کن.

423
00:27:20,430 --> 00:27:21,431
‫جان؟

424
00:27:24,059 --> 00:27:27,304
‫یا خدا، جان استوارت!

425
00:27:27,354 --> 00:27:29,439
‫بیلی، ظاهرت...

426
00:27:30,607 --> 00:27:31,900
‫پسر، چطوری تو؟

427
00:27:33,485 --> 00:27:35,362
‫هی بیلی، بیا اینجا.

428
00:27:37,906 --> 00:27:40,158
‫می‌شه به این دوستان بگی برن پی کارشون؟

429
00:27:41,201 --> 00:27:42,777
‫من می‌خواستم به گرین لنترن یه پیامی...

430
00:27:42,827 --> 00:27:45,121
‫گرین لنترن اصلاً جایی توی این شهر نداره!

431
00:27:46,247 --> 00:27:47,874
‫یعنی متوجه نشده بودی؟

432
00:27:50,001 --> 00:27:51,795
‫یه پیشنهادی دارم. من تا سه می‌شمرم.

433
00:27:52,462 --> 00:27:54,673
‫اون‌وقت اگه اون کوفتی رو خاموش نکرده باشی

434
00:27:55,173 --> 00:27:57,425
‫همه‌مون با هم تو رو خاموش می‌کنیم.

435
00:27:59,427 --> 00:28:01,388
‫بی‌خیال بیلی، تو عاقل‌تر از این حرف‌هایی.

436
00:28:02,430 --> 00:28:03,807
‫به فکر پسرت نوآ باش.

437
00:28:04,683 --> 00:28:06,893
‫اسم پسرم رو به زبون نجست نیار!

438
00:28:08,061 --> 00:28:09,187
‫یک...

439
00:28:13,233 --> 00:28:14,484
‫دو...

440
00:28:16,277 --> 00:28:17,278
‫سه.

441
00:28:24,582 --> 00:28:34,582
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

442
00:28:41,886 --> 00:28:45,423
‫حرفم اینه که کی دلش می‌خواد بره توی «اتاق امن»؟

443
00:28:45,473 --> 00:28:48,343
‫برای خواب می‌رن توی اتاق‌خواب،
‫برای استحمام می‌رن حموم.

444
00:28:48,393 --> 00:28:50,478
‫- ممنون.
‫- برای آفتاب‌گرفتن می‌رن اتاق آفتاب‌گیر.

445
00:28:50,520 --> 00:28:51,388
‫ولی اتاق امن آخه؟!

446
00:28:51,438 --> 00:28:54,974
‫من از این راه نون درمیارم،
‫اون‌وقت دارین اذیتم می‌کنین؟

447
00:28:55,024 --> 00:28:57,811
‫- من اذیتت نکردم.
‫- نوآ، تو قضاوت کن.

448
00:28:57,861 --> 00:28:59,562
‫چرا، دقیقاً داره اذیت‌تون می‌کنه، آقا.

449
00:28:59,612 --> 00:29:03,483
‫ببین، مردم آرامش و امنیت می‌خوان، خب؟

450
00:29:03,533 --> 00:29:05,318
‫من امنیت رو می‌برم توی خونه‌های مردم.

451
00:29:05,368 --> 00:29:06,945
‫۹۹ درصد مشتری‌های من

452
00:29:06,995 --> 00:29:08,697
‫هیچ‌وقت لزومی نمی‌بینن که برن داخلش،

453
00:29:08,747 --> 00:29:10,281
‫ولی فقط همین که می‌دونن وجود داره،

454
00:29:10,331 --> 00:29:12,200
‫احساس امنیت رو بهشون القا می‌کنه، نه؟

455
00:29:12,250 --> 00:29:15,336
‫پس باید اسمش رو بذاری
‫«اتاق احساس امنیت».

456
00:29:16,463 --> 00:29:17,789
‫مشتری‌هاتون کیا هستن؟

457
00:29:17,839 --> 00:29:19,749
‫همونایی که حدس می‌زنی؛

458
00:29:19,799 --> 00:29:21,509
‫آدم‌های زیادی پولدار.

459
00:29:22,260 --> 00:29:23,878
‫سلبریتی‌ها، سناتورها.

460
00:29:23,928 --> 00:29:27,006
‫عه! نوآ هم می‌خواد سناتور بشه.

461
00:29:27,056 --> 00:29:28,842
‫- مامان، بی‌خیال.
‫- البته به‌عنوان پله‌ای...

462
00:29:28,892 --> 00:29:30,510
‫برای رسیدن به ریاست‌جمهوری.

463
00:29:30,560 --> 00:29:32,971
‫- اوه! جدی؟
‫- آره، از سیاست خوشم میاد.

464
00:29:33,021 --> 00:29:36,641
‫بعد از اتفاقی که اینجا افتاد،
‫نوآ به سازمان مدیریت بحران نامه نوشت

465
00:29:36,691 --> 00:29:40,311
‫تا بیان مدرسه رو بازسازی کنن،
‫انقدر نامه داد و پیگیری کرد

466
00:29:40,361 --> 00:29:42,856
‫تا بالأخره اومدن و درستش کردن.

467
00:29:42,906 --> 00:29:44,357
‫رهبری و ریاست توی خون‌شه.

468
00:29:44,407 --> 00:29:46,067
‫- مامان لطفاً!
‫- چیه؟

469
00:29:46,117 --> 00:29:48,578
‫حق دارم از تک‌فرزندم تعریف کنم.

470
00:29:49,579 --> 00:29:52,157
‫در ضمن، قطعاً حق دارم
‫سر به سر بقیه بذارم و اذیتشون کنم.

471
00:29:52,207 --> 00:29:53,783
‫دیدی؟ چی گفتم؟ می‌دونستم!

472
00:29:53,833 --> 00:29:55,293
‫خوب فهمیده بودین.

473
00:30:03,760 --> 00:30:04,928
‫سلام خواکین.

474
00:30:10,975 --> 00:30:13,061
‫باشه، ممنون.

475
00:30:13,937 --> 00:30:15,271
‫زود خودمو می‌رسونم.

476
00:30:19,359 --> 00:30:21,603
‫حال لایلا هم خوبه، ممنون که پرسیدی.

477
00:30:21,653 --> 00:30:24,439
‫نوآ، می‌شه بری توی اتاقت لطفاً؟

478
00:30:24,489 --> 00:30:26,316
‫چی؟ چرا؟ مگه چی شده؟

479
00:30:26,366 --> 00:30:28,535
‫می‌شه بری بالا و چیزی نپرسی لطفاً؟

480
00:30:29,077 --> 00:30:30,537
‫من و جان باید حرف بزنیم.

481
00:30:31,663 --> 00:30:33,740
‫- دربارۀ هال جوردن؟
‫- برو بالا.

482
00:30:33,790 --> 00:30:35,366
‫می‌دونی که لازم نیست هی وانمود کنی

483
00:30:35,416 --> 00:30:36,618
‫از کشته شدنش ناراحت نیستی؟

484
00:30:36,668 --> 00:30:38,411
‫مامان، ما رو خر فرض نکن، خب؟

485
00:30:38,461 --> 00:30:39,954
‫- نوآ...
‫- می‌دونم با هم بودین.

486
00:30:40,004 --> 00:30:41,331
‫فکر کنم بهتر باشه من برم.

487
00:30:41,381 --> 00:30:43,341
‫تو تازگی به شوهر سابق من حمله کردی؟

488
00:30:44,425 --> 00:30:46,127
‫نه، فقط جلوش از خودم دفاع کردم.

489
00:30:46,177 --> 00:30:49,380
‫- بابای منو زدی؟
‫- نه، من... ببین، به خدا...

490
00:30:49,430 --> 00:30:51,090
‫- با اون حرف نزن، با من حرف بزن.
‫- ریختن سرم.

491
00:30:51,140 --> 00:30:52,926
‫- من فقط از خودم دفاع کردم.
‫- چه مرگته جان؟!

492
00:30:52,976 --> 00:30:54,803
‫چهار نفر ریختن سرت، بعدش چی شد؟

493
00:30:54,853 --> 00:30:57,889
‫- تو راه رفتی نوشیدنی خریدی؟
‫- خب، با بیلی پنج نفر بودن.

494
00:30:57,939 --> 00:30:59,516
‫و اینکه نوشیدنی رو قبلش خریده بودم...

495
00:30:59,566 --> 00:31:01,734
‫باید بریم. کُتت رو بردار.

496
00:31:10,159 --> 00:31:13,112
‫- واقعاً لازم بود این کار رو بکنی؟
‫- انقدر ساده نباش.

497
00:31:13,162 --> 00:31:15,448
‫چشم کل شهر به منه، جان.

498
00:31:15,498 --> 00:31:16,908
‫خودت باید می‌اومدی بهم می‌گفتی.

499
00:31:16,958 --> 00:31:19,077
‫اون‌وقت بازم سر از اینجا درمی‌آوردم.

500
00:31:19,127 --> 00:31:20,837
‫از کجا معلوم؟

501
00:31:20,962 --> 00:31:23,298
‫خیلی‌خب. حالا کی ساده‌ست؟

502
00:31:23,882 --> 00:31:26,209
‫می‌دونی چیه؟ دارم ازت مراقبت می‌کنم.

503
00:31:26,259 --> 00:31:28,928
‫هر مرگت که هست،
‫بگیر بخواب تا از سرت بپره.

504
00:31:35,351 --> 00:31:36,436
‫لوپز.

505
00:31:36,978 --> 00:31:38,438
‫بذار تماسم رو بگیرم، رفیق.

506
00:31:40,315 --> 00:31:42,567
‫- کلاً نباید برمی‌گشتی.
‫- آره، گل گفتی.

507
00:31:47,238 --> 00:31:48,281
‫فقط یه تماس.

508
00:32:03,504 --> 00:32:05,540
‫تو رو خدا بگو داری برمی‌گردی.

509
00:32:05,590 --> 00:32:07,717
‫آدمای سرهنگ هر لحظه ممکنه زنگ بزنن.

510
00:32:07,884 --> 00:32:09,677
‫باید برام پول وثیقه واریز کنی.

511
00:32:10,595 --> 00:32:12,881
‫چی رو باید چی‌کار کنم؟!

512
00:32:12,931 --> 00:32:14,599
‫شنیدی چی گفتم، مارکوس.

513
00:32:15,391 --> 00:32:17,010
‫می‌خواستم بپرسم داری شوخی می‌کنی یا نه،

514
00:32:17,060 --> 00:32:18,895
‫ولی اون برای وقتیه که طرف بلد باشه شوخی کنه.

515
00:32:18,937 --> 00:32:20,263
‫ببین، کارت اعتباری قبول نمی‌کنن،

516
00:32:20,313 --> 00:32:22,140
‫برای همین باید از حساب شرکت واریزش کنی.

517
00:32:22,190 --> 00:32:23,308
‫فردا صبح زود!

518
00:32:23,358 --> 00:32:24,976
‫قراره صلاحیتمون رو بررسی کنن.

519
00:32:25,026 --> 00:32:27,353
‫ارزیابی می‌کنن، جان! نباید سابقۀ بازداشت داشته باشی.

520
00:32:27,403 --> 00:32:28,771
‫معلوم هست اونجا چه خبره؟

521
00:32:28,821 --> 00:32:30,523
‫گوش کن، همه‌چی تحت کنترله. حواسم هست.

522
00:32:30,573 --> 00:32:32,241
‫فقط پولو واریز کن، خب؟

523
00:32:33,743 --> 00:32:35,028
‫وثیقه که پرداخت شد،

524
00:32:35,078 --> 00:32:36,988
‫بی‌معطلی برمی‌گردی اینجا. شیرفهم شد؟

525
00:32:37,038 --> 00:32:38,206
‫باشه حله.

526
00:32:42,669 --> 00:32:45,546
‫[کلانتریِ شهرستان شریدان]

527
00:32:59,727 --> 00:33:00,979
‫احضارم کرده بودی؟

528
00:33:01,980 --> 00:33:03,690
‫گاردنر، اون کوفتی رو خاموش کن.

529
00:33:04,691 --> 00:33:07,026
‫- چطوری استوارت؟
‫- سلام. چه خبر؟

530
00:33:08,528 --> 00:33:10,104
‫می‌خوای یه چیز خیلی عجیب بشنوی؟

531
00:33:10,154 --> 00:33:11,314
‫آره.

532
00:33:11,364 --> 00:33:13,950
‫اولین باری که هال جوردن رو دیدم،
‫اونم توی زندان بود.

533
00:33:14,534 --> 00:33:17,487
‫البته این بازداشتگاهه. 
‫اون زندان فدرال بود.

534
00:33:17,537 --> 00:33:19,956
‫جای باحالی بود، زمین پیکل‌بال هم داشت.

535
00:33:20,665 --> 00:33:23,743
‫خلاصه، رفتم اونجا تا بهش...
‫ادای احترام کنم.

536
00:33:23,793 --> 00:33:25,161
‫می‌دونی، تا حالا همو ندیده بودیم.

537
00:33:25,211 --> 00:33:27,380
‫بعد از اون افتضاح بزرگی که...

538
00:33:28,006 --> 00:33:30,625
‫دوتایی به بار آوردید، افتاد زندان.

539
00:33:30,675 --> 00:33:32,961
‫در ضمن، حسابی اعتبار گرین لنترن رو خراب کرد.

540
00:33:33,011 --> 00:33:37,348
‫ولی ازش پرسیدم، چون رسم معرفت بود،

541
00:33:37,849 --> 00:33:39,467
‫که پند و نصیحتی برام داره یا نه.

542
00:33:39,517 --> 00:33:40,927
‫می‌دونی بهم چی گفت؟

543
00:33:40,977 --> 00:33:42,470
‫نه، چی گفت؟

544
00:33:42,520 --> 00:33:44,147
‫«برو طناب‌بازیت رو بکن.»

545
00:33:46,024 --> 00:33:49,394
‫- چون معلم ورزش بودی.
‫- نه، چون آدم عوضی‌ای بود.

546
00:33:49,444 --> 00:33:52,405
‫- در ضمن، من مدیر ورزشی بودم.
‫- ببخشید.

547
00:33:53,239 --> 00:33:55,066
‫خب، «گای»،

548
00:33:55,116 --> 00:33:56,818
‫آقای مدیر ورزشی،

549
00:33:56,868 --> 00:33:58,453
‫اون عوضی مُرده.

550
00:34:00,705 --> 00:34:01,489
‫چطوری؟

551
00:34:01,539 --> 00:34:02,824
‫یه نفر تیر زده توی سرش.

552
00:34:02,874 --> 00:34:03,958
‫یا خدا.

553
00:34:08,129 --> 00:34:09,047
‫خب...

554
00:34:10,506 --> 00:34:14,177
‫ببین، متوجهم که چرا چراغ منو روشن کردی، ولی خب...

555
00:34:15,136 --> 00:34:18,556
‫نمی‌تونم توی حل این معمای قتل کمکت کنم.
‫آخه...

556
00:34:20,349 --> 00:34:21,601
‫وجهۀ خوبی نداره.

557
00:34:23,019 --> 00:34:25,563
‫می‌دونی، اصلاً برای این خبرت نکردم بیای.

558
00:34:28,441 --> 00:34:30,068
‫قراره مراسم خاکسپاری بگیریم،

559
00:34:30,610 --> 00:34:31,686
‫فردا بعدازظهر.

560
00:34:31,736 --> 00:34:34,197
‫جوردن باید با لباس رسمی و انگشتر‌ش دفن بشه.

561
00:34:35,198 --> 00:34:37,984
‫- همچین چیزی رسم نیست.
‫- چی رسم نیست، گای؟

562
00:34:38,034 --> 00:34:41,237
‫همین قضیۀ لباس و انگشتر.

563
00:34:41,287 --> 00:34:43,539
‫این مسخره‌بازی‌ها مال ارتشه.
‫لنترن‌ها از این کارها نمی‌کنن.

564
00:34:43,581 --> 00:34:44,791
‫اون اولین لنترنِ زمینه.

565
00:34:44,832 --> 00:34:46,492
‫هر کاری دلمون بخواد می‌تونیم بکنیم.

566
00:34:46,542 --> 00:34:48,286
‫برات یه انگشتر جدید ساختن، درسته؟

567
00:34:48,336 --> 00:34:49,912
‫این یعنی انگشتر جوردن از رده خارج شده.

568
00:34:49,962 --> 00:34:52,874
‫آره، «نگهبانان» اون کوفتی رو
‫یه جایی توی «اوآ» نگهداری می‌کنن.

569
00:34:52,924 --> 00:34:54,884
‫نمی‌تونم پرواز کنم برم اونجا یه انگشتر بیارم.

570
00:34:55,468 --> 00:34:58,721
‫آهان. خب چرا از اول همینو نگفتی؟

571
00:34:59,472 --> 00:35:01,799
‫می‌ترسی برات دردسر بشه. اشکالی نداره.

572
00:35:01,849 --> 00:35:03,935
‫- گمشو بابا.
‫- بی‌معرفت، تو مدیون منی.

573
00:35:11,234 --> 00:35:15,113
‫گای، هر چی که الان داری 
‫به‌خاطر اینه که من قبول نکردم.

574
00:35:28,501 --> 00:35:29,994
‫شنیدی توی «اسپزکابان» چی شده؟

575
00:35:30,044 --> 00:35:33,247
‫- «اسپزکابان» دیگه کدوم قبرستونیه؟
‫- آزکابان فضاییه.

576
00:35:33,297 --> 00:35:36,300
‫جاییه که نگهبانان، 
‫تمام وحشی‌های خطرناکِ کهکشان رو

577
00:35:36,342 --> 00:35:37,677
‫میندازن اونجا.

578
00:35:38,928 --> 00:35:40,346
‫یه نفر سینسترو رو فراری داده.

579
00:35:41,139 --> 00:35:42,473
‫- نه بابا.
‫- آره.

580
00:35:43,266 --> 00:35:45,218
‫در حالت عادی می‌گفتیم مظنون اصلی جوردنه، ولی...

581
00:35:45,268 --> 00:35:46,686
‫عذرش موجه بود

582
00:35:46,727 --> 00:35:48,563
‫چون روی کرۀ زمین، گوشۀ زندان بود.

583
00:35:49,522 --> 00:35:52,358
‫انگار این چرخه هِی داره تکرار می‌شه.

584
00:35:57,947 --> 00:35:59,190
‫کمکم می‌کنی یا نه؟

585
00:35:59,240 --> 00:36:00,825
‫باشه، حالا فکرهام رو بکنم.

586
00:36:09,500 --> 00:36:10,710
‫بی‌شرف.

587
00:36:15,131 --> 00:36:16,132
‫وثیقه پرداخت شد.

588
00:36:16,924 --> 00:36:19,093
‫کلانتر ماشینت رو آورد جلوی ساختمون.

589
00:36:20,469 --> 00:36:21,554
‫و...

590
00:36:23,973 --> 00:36:25,892
‫باتریش تموم شده.
‫باید خاموشش می‌کردی.

591
00:36:26,851 --> 00:36:27,894
‫آره.

592
00:36:47,455 --> 00:36:49,582
‫[تماس‌های بی‌پاسخ
‫از مارکوس و برنادت و کامفورت کوو]

593
00:36:54,754 --> 00:36:55,955
‫[صندوق پیام‌های صوتی]

594
00:36:56,005 --> 00:36:57,131
‫[برنادت]

595
00:36:57,798 --> 00:37:00,084
‫می‌دونم از دستم عصبانی هستی که بهت دروغ گفتم،

596
00:37:00,134 --> 00:37:02,545
‫ولی می‌دونم هال می‌خواست عذرخواهی کنه.

597
00:37:02,595 --> 00:37:05,381
‫من اون دروغ رو گفتم
‫چون هم به صلاح تو بود، هم اون.

598
00:37:05,431 --> 00:37:07,717
‫آخرین باری که باهاش حرف زدم
‫نگران به نظر می‌رسید.

599
00:37:07,767 --> 00:37:10,102
‫الان اونجایی؟ باهام تماس بگیر.

600
00:37:11,103 --> 00:37:12,763
‫جان، هر وقت تونستی یه زنگ بهم بزن.

601
00:37:12,813 --> 00:37:15,600
‫جلسه امشبه. سرهنگ می‌گه یا الان یا هیچ‌وقت.

602
00:37:15,650 --> 00:37:17,727
‫خدا کنه همین الان تو راه برگشت باشی.

603
00:37:17,777 --> 00:37:19,320
‫لطفاً بهم زنگ بزن.

604
00:37:20,154 --> 00:37:22,023
‫آقای استوارت، لیندا لاک‌هارت هستم

605
00:37:22,073 --> 00:37:23,191
‫از «کامفورت کوو».

606
00:37:23,241 --> 00:37:26,235
‫پدرتون همین الان با سلاح کُلت
‫به پنجرۀ اتاقش شلیک کرد.

607
00:37:26,285 --> 00:37:29,864
‫حمل سلاح گرم اکیداً ممنوعه
‫و نقض قوانین ما محسوب می‌شه.

608
00:37:29,914 --> 00:37:32,575
‫اگه تا پایان امروز کسی نیاد دنبالش،

609
00:37:32,625 --> 00:37:35,044
‫مجبوریم پلیس رو خبر کنیم.

610
00:37:36,170 --> 00:37:37,038
‫[کامفورت کوو]

611
00:37:37,088 --> 00:37:38,130
‫[آرون]

612
00:37:38,172 --> 00:37:39,215
‫[در حال تماس]

613
00:37:42,009 --> 00:37:43,552
‫برای چی زنگ زدی، برگزیده؟

614
00:37:44,387 --> 00:37:46,297
‫بابا رو از خانۀ سالمندان اخراج کردن.

615
00:37:46,347 --> 00:37:47,715
‫یه نفر باید بره تحویلش بگیره،

616
00:37:47,765 --> 00:37:48,883
‫اونم همین الان.

617
00:37:48,933 --> 00:37:50,593
‫نه داداش کوچیکه، بدموقعست.

618
00:37:50,643 --> 00:37:52,511
‫من الان استودیو هستم. باید به مارکوس زنگ بزنی.

619
00:37:52,561 --> 00:37:53,554
‫مارکوس سرش شلوغه.

620
00:37:53,604 --> 00:37:55,014
‫آره، سرش با کارهای تو گرمه.

621
00:37:55,064 --> 00:37:56,349
‫آرون، الان وقت این حرف‌ها نیست.

622
00:37:56,399 --> 00:37:58,476
‫بابا هم این کارها رو می‌کنه
‫که توجه تو رو جلب کنه.

623
00:37:58,526 --> 00:37:59,685
‫همه‌چی فقط برای توئه.

624
00:37:59,735 --> 00:38:01,988
‫- همیشه همین بوده، بازم همینه.
‫- دادا...

625
00:38:04,490 --> 00:38:06,317
‫می‌دونی چیه؟ خیلی‌خب، باشه.

626
00:38:06,367 --> 00:38:08,277
‫اگه دیگه نمی‌خوای هیچ لطفی در حق من بکنی،

627
00:38:08,327 --> 00:38:09,862
‫منم دیگه کاری برات نمی‌کنم.

628
00:38:09,912 --> 00:38:11,489
‫الان منظورت چی بود دقیقاً؟

629
00:38:11,539 --> 00:38:13,324
‫چیه؟ می‌خوای ببینی چی می‌شه؟

630
00:38:13,374 --> 00:38:16,419
‫یا ترجیح می‌دی اون آلبومی رو
‫که تمام خرجش رو من می‌دم بذاری برای یه وقت دیگه

631
00:38:16,460 --> 00:38:17,545
‫و بری به پدرت برسی؟

632
00:38:17,586 --> 00:38:18,746
‫پدرمون!

633
00:38:18,796 --> 00:38:21,457
‫کسی که کل زندگی‌ش رو به پای تو سوزوند، برگزیده!

634
00:38:21,507 --> 00:38:24,001
‫برای همینه که رسیدگی به اون وظیفۀ توئه.

635
00:38:24,051 --> 00:38:25,720
‫آره. می‌دونی چیه؟ حق با توئه.

636
00:38:26,429 --> 00:38:28,264
‫کاملاً حق داری. رسیدگی به اون با منه.

637
00:38:29,223 --> 00:38:30,599
‫ولی رسیدگی به تو نه.

638
00:38:30,808 --> 00:38:32,226
‫[آرون]

639
00:38:32,518 --> 00:38:34,937
‫- تا کِی وقت دارم برم دنبالش؟
‫- همین الان، آرون!

640
00:38:45,197 --> 00:38:46,824
‫سلام، جذاب.

641
00:38:48,117 --> 00:38:50,202
‫یه فنجون قهوه برام می‌ریزی؟

642
00:38:55,624 --> 00:38:56,792
‫ساعت قشنگیه.

643
00:38:59,211 --> 00:39:00,963
‫یه‌جورایی خورهٔ ساعتم.

644
00:39:01,797 --> 00:39:03,958
‫یه‌بار توی یه تحقیق خوندم
‫اونایی که ساعت می‌بندن

645
00:39:04,008 --> 00:39:06,844
‫وظیفه‌شناس‌تر از آدم‌های عادی هستن.

646
00:39:07,345 --> 00:39:11,766
‫می‌دونی، آدم‌های صادق، با‌شرف و با‌وجدانی هستن.

647
00:39:13,142 --> 00:39:15,803
‫برای همین بود که توی کافه زیرآبم رو نزدی.

648
00:39:15,853 --> 00:39:17,680
‫زود دوزاریت می‌افته.

649
00:39:17,730 --> 00:39:19,732
‫بی‌خود نیست معمارِ کله‌گُنده‌ای شدی.

650
00:39:22,777 --> 00:39:24,111
‫من جوردن رو نکشتم.

651
00:39:24,945 --> 00:39:27,064
‫پس چرا به کلانتر نگفتی رفتی پیشش؟

652
00:39:27,114 --> 00:39:28,399
‫چون این شهر از من متنفره،

653
00:39:28,449 --> 00:39:31,402
‫چون خودش بهم گفت به هیچ‌کس چیزی نگم،

654
00:39:31,452 --> 00:39:32,745
‫ولی مهم‌تر از همه،

655
00:39:33,371 --> 00:39:35,990
‫چون من یه مرد سیاه‌پوست
‫توی یه منطقۀ روستایی نبراسکام.

656
00:39:36,040 --> 00:39:39,001
‫بی‌خیال، جان! ما که نژادپرست نیستیم.

657
00:39:39,752 --> 00:39:40,536
‫باشه.

658
00:39:40,586 --> 00:39:42,163
‫دوتا دلیل اولت منطقی بودن.

659
00:39:42,213 --> 00:39:43,714
‫چی می‌خوای، «مگی»؟

660
00:39:46,926 --> 00:39:54,058
‫غرامت، به مبلغِ ۳۱۴ هزار و ۵۳۶ دلار و ۲۷ سِنت.

661
00:39:55,184 --> 00:39:56,177
‫چقدر دقیق!

662
00:39:56,227 --> 00:40:03,818
‫این تا قرونِ آخرِ خسارتیه که تو
‫و همکار مرحومت به خونه و زندگی من زدین.

663
00:40:03,859 --> 00:40:05,019
‫البته با سودش.

664
00:40:05,069 --> 00:40:06,779
‫اون‌موقع اینجا بودی؟

665
00:40:08,114 --> 00:40:09,698
‫نُه سالم بود.

666
00:40:12,076 --> 00:40:13,160
‫متأسفم.

667
00:40:15,830 --> 00:40:17,281
‫می‌دونی، توی اون روز نحس

668
00:40:17,331 --> 00:40:19,041
‫دقیقاً همین حرف رو بهم زدی.

669
00:40:20,793 --> 00:40:22,962
‫واقعاً منو یادت نمیاد، نه جان؟

670
00:40:28,050 --> 00:40:30,586
‫۳۱۴ هزار و ۵۳۶ دلار

671
00:40:30,636 --> 00:40:31,796
‫و ۲۷ سِنت.

672
00:40:31,846 --> 00:40:33,464
‫ساعتت رو هم بذار روش.

673
00:40:33,514 --> 00:40:34,882
‫تا فردا شب ساعت دوازده وقت داری،

674
00:40:34,932 --> 00:40:36,642
‫وگرنه همه‌چی رو به کلانتر می‌گم.

675
00:40:53,617 --> 00:40:55,319
‫سلام آقای استوارت. بدموقع مزاحم شدم؟

676
00:40:55,369 --> 00:40:58,197
‫نه، اصلاً. همه‌چی روبه‌راهه؟

677
00:40:58,247 --> 00:40:59,615
‫داشتم می‌رفتم مدرسه.

678
00:40:59,665 --> 00:41:00,950
‫گفتم شاید برای خاکسپاری

679
00:41:01,000 --> 00:41:02,952
‫لباس مناسب لازم داشته باشید.

680
00:41:03,002 --> 00:41:05,546
‫خیلی لطف کردی نوآ، ممنون.

681
00:41:06,755 --> 00:41:08,883
‫قهرمان، تصمیم گرفتی کجا بری؟

682
00:41:09,675 --> 00:41:11,335
‫به هیچ‌کی نمی‌گم.

683
00:41:11,385 --> 00:41:13,504
‫خدایا، فقط کاش این هفته تموم شه.

684
00:41:13,554 --> 00:41:15,014
‫خیلی ازت انتظار دارن، آره؟

685
00:41:15,806 --> 00:41:16,891
‫بله، آقا.

686
00:41:17,183 --> 00:41:19,927
‫تنها معیاری که باید بهش برسی،
‫همونیه که خودت برای خودت تعیین می‌کنی.

687
00:41:19,977 --> 00:41:21,145
‫معیار بقیه اصلاً مهم نیست.

688
00:41:21,520 --> 00:41:24,315
‫- واقعاً نظرتون همینه؟
‫- نه، معلومه که نه.

689
00:41:25,232 --> 00:41:27,560
‫فقط می‌خوام مسیر برات راحت‌تر
‫از چیزی بشه که برای من بود.

690
00:41:27,610 --> 00:41:29,862
‫ولی الان دیگه از زندگی‌تون راضی‌اید، مگه نه؟

691
00:41:31,489 --> 00:41:32,490
‫صد درصد.

692
00:41:35,159 --> 00:41:36,285
‫من دیگه باید برم.

693
00:41:37,411 --> 00:41:39,121
‫توی خاکسپاری می‌بینمت؟

694
00:41:39,914 --> 00:41:40,990
‫اگه بیام جوّ عجیبی می‌شه.

695
00:41:41,040 --> 00:41:43,159
‫مامانم هنوز دربارۀ عشق‌شون باهام حرف نزده.

696
00:41:43,209 --> 00:41:45,161
‫بابام هم که طبیعتاً از اون مَرد متنفره.

697
00:41:45,211 --> 00:41:46,879
‫درسته. بیلی.

698
00:41:48,255 --> 00:41:51,167
‫راستی دربارۀ اون قضیه... 
‫عذر می‌خوام.

699
00:41:51,217 --> 00:41:53,552
‫نه بابا. احتمالاً حقش بوده.

700
00:42:32,174 --> 00:42:33,792
‫اگه نگهبانان از این قضیه بو ببرن،

701
00:42:33,842 --> 00:42:35,586
‫با اولین پرتو تبعید می‌شم به «ناحیۀ اشباح».

702
00:42:35,636 --> 00:42:37,588
‫خب، یه نگاه به دور و برت بنداز گاردنر.

703
00:42:37,638 --> 00:42:39,548
‫وقتی این پایین هیچ‌کی به جوردن اهمیت نمی‌ده،

704
00:42:39,598 --> 00:42:41,141
‫اون بالا هم ککِ هیچ‌کی نمی‌گزه.

705
00:42:41,642 --> 00:42:42,851
‫آره خب...

706
00:42:43,644 --> 00:42:45,521
‫لباسه سایز تو نیست، 
‫انگشتره هم از کار افتاده،

707
00:42:45,563 --> 00:42:46,597
‫پس به خودت زحمت نده.

708
00:42:46,647 --> 00:42:48,390
‫منو چه‌جور آدم مریض و روانی‌ای می‌بینی؟

709
00:42:48,440 --> 00:42:50,017
‫از اون روانی‌هایی که خوب بلدن

710
00:42:50,067 --> 00:42:51,560
‫مریض بودنشون رو قایم کنن.

711
00:42:51,610 --> 00:42:54,730
‫- نمی‌مونی؟
‫- نه، ادای احترامم رو کردم.

712
00:42:54,780 --> 00:42:57,408
‫- تازه بگذریم از اینکه...
‫- وجهۀ خوبی نداره.

713
00:43:00,202 --> 00:43:01,704
‫حسابمون صاف شد، استوئی.

714
00:43:11,589 --> 00:43:12,715
‫عوضی.

715
00:43:16,176 --> 00:43:17,253
‫مارکوس.

716
00:43:17,303 --> 00:43:18,879
‫تو رو خدا بگو که رسیدی خونه.

717
00:43:18,929 --> 00:43:20,589
‫ببین، نمی‌رسم بیام،

718
00:43:20,639 --> 00:43:22,132
‫ولی بازم می‌تونم قرارداد رو ببندم، خب؟

719
00:43:22,182 --> 00:43:25,302
‫فقط برو سر جلسه،
‫گوشی رو بده دست دریکات، خب؟

720
00:43:25,352 --> 00:43:27,137
‫می‌خوای این معامله جوش بخوره یا نه؟

721
00:43:27,187 --> 00:43:28,389
‫بیشتر از هر چیزی.

722
00:43:28,439 --> 00:43:29,348
‫مطمئنی داداش؟

723
00:43:29,398 --> 00:43:31,317
‫چون قبلاً هم یه‌سری چیزها رو
‫بیشتر از هر چیزی می‌خواستی،

724
00:43:31,358 --> 00:43:33,602
‫- ولی دیدیم تهش چی شد.
‫- ببین، اون اصلاً قسمت من نبود.

725
00:43:33,652 --> 00:43:34,820
‫ولی این یکی هست.

726
00:43:35,112 --> 00:43:37,197
‫- از پسش برمیای؟
‫- معلومه.

727
00:43:37,698 --> 00:43:39,400
‫نه داداش، می‌خوام از زبون خودت بشنوم.

728
00:43:39,450 --> 00:43:41,243
‫مارکوس، از پسش برمیام.

729
00:43:42,286 --> 00:43:44,905
‫شانس آوردی که معتقدم 
‫آدم بااستعدادی هستی.

730
00:43:44,955 --> 00:43:47,625
‫خیلی می‌خوامت، داداش. فعلاً.

731
00:43:49,209 --> 00:43:50,961
‫ببخشید، شما جان هستید؟

732
00:43:51,712 --> 00:43:53,706
‫- کارول فریس، سلام.
‫- سلام.

733
00:43:53,756 --> 00:43:56,000
‫سلام.
‫از کجا می‌دونستی باید بیای اینجا؟

734
00:43:56,050 --> 00:43:57,960
‫کلانتر کین بهم خبر داد.

735
00:43:58,010 --> 00:44:01,088
‫می‌دونست من و هال
‫یه زمان با هم در ارتباط بودیم.

736
00:44:01,138 --> 00:44:04,508
‫- تو دوستش بودی؟
‫- نه... نمی‌شه گفت «دوست».

737
00:44:04,558 --> 00:44:06,176
‫آره، جای تعجب نداره.

738
00:44:06,226 --> 00:44:09,104
‫تنها رفاقتی که براش موندگار شد،
‫همون انگشتر توی دستش بود.

739
00:44:10,397 --> 00:44:12,433
‫امیدوار بودم بتونم راضی‌ت کنم

740
00:44:12,483 --> 00:44:14,351
‫متن یادبود رو بخونی.

741
00:44:14,401 --> 00:44:16,395
‫حق داری بهم بگی «برو گمشو»

742
00:44:16,445 --> 00:44:20,566
‫ولی این متن یه جسارت خاصی می‌خواد

743
00:44:20,616 --> 00:44:22,701
‫که فکر نکنم از پسش بربیام.

744
00:44:23,661 --> 00:44:26,121
‫آره، برو گمشو، کارول.

745
00:44:28,290 --> 00:44:30,000
‫شرط می‌بندم ازت خوشش می‌اومده، جان.

746
00:44:31,710 --> 00:44:33,712
‫و شرط می‌بندم هیچ‌وقت اینو به زبون نیاورده.

747
00:44:36,965 --> 00:44:40,928
‫خب، سعی می‌کنم حق مطلبِ متنت رو ادا کنم.

748
00:44:41,428 --> 00:44:43,222
‫متن من نیست.

749
00:44:49,895 --> 00:44:52,064
‫آره دیگه! متن یادبودت رو هم باید خودت می‌نوشتی!

750
00:44:53,691 --> 00:44:54,767
‫[روشن‌ترین روز]
‫[به قلمِ هال جوردن]

751
00:44:54,817 --> 00:44:57,519
‫«خانم‌ها و آقایان، میهمانان گرامی،

752
00:44:57,569 --> 00:45:01,073
‫شخصیت‌های برجسته، چه خارجی و چه فضایی،

753
00:45:01,949 --> 00:45:04,284
‫چه زمینی و چه فرازمینی،

754
00:45:04,952 --> 00:45:09,790
‫رئیس‌جمهور محترم و همسر گرامی،

755
00:45:10,582 --> 00:45:13,460
‫و تمام جمعیتی که برای بزرگداشت من من گرد آمده‌اند...

756
00:45:14,294 --> 00:45:16,664
‫در برابر جان‌های بی‌شماری که نجات یافت،

757
00:45:16,714 --> 00:45:19,049
‫نبردهایی که درگرفت
‫و پیروزی‌هایی که در راه عدالت،

758
00:45:19,758 --> 00:45:22,386
‫آزادی و صلح رقم خورد؛ 
‫سر تعظیم فرود می‌آورم.»

759
00:45:24,263 --> 00:45:26,715
‫«خطاب به بدکارانی که نبودِ مرا

760
00:45:26,765 --> 00:45:29,852
‫فرصتی برای خود می‌دانند:
‫سخت در اشتباهید!

761
00:45:30,477 --> 00:45:33,397
‫انگشتر من بی‌تردید دلاوری سرسخت را برگزیده،

762
00:45:33,897 --> 00:45:35,858
‫که آماده است راهم را ادامه دهد؛

763
00:45:35,899 --> 00:45:38,444
‫و خطاب به آن مرد یا زن، ولی...

764
00:45:39,695 --> 00:45:41,647
‫زن، ولی خب احتمالاً مرد،

765
00:45:41,697 --> 00:45:44,608
‫منظورم این نیست که هیچ‌وقت لنترن زن نخواهیم داشت،

766
00:45:44,658 --> 00:45:47,077
‫صرفاً از روی احتمالات می‌گویم...»

767
00:45:50,664 --> 00:45:52,541
‫«تو را تحسین می‌کنم،

768
00:45:53,709 --> 00:45:56,003
‫زیرا افتخار و موهبتی بزرگ‌تر از این نیست.»

769
00:45:58,255 --> 00:46:00,124
‫«سنگینیِ انگشتر، باری گران است،

770
00:46:00,174 --> 00:46:01,959
‫باری که شجاعتی بی‌مانند،

771
00:46:02,009 --> 00:46:04,670
‫فداکاری و اراده‌ای پولادین می‌طلبد.

772
00:46:04,720 --> 00:46:07,347
‫و گاهی، حتی این‌ها نیز کافی نیستند،

773
00:46:08,015 --> 00:46:10,601
‫چرا که حتی در تاریک‌ترینِ شب‌ها...
‫(بخشی از سوگند لنترن‌ها)

774
00:46:14,271 --> 00:46:16,190
‫از تو می‌خواهم ادامه دهی.

775
00:46:16,732 --> 00:46:20,694
‫دنیا روی تو حساب کرده؛ من نیز روی تو حساب می‌کنم.

776
00:46:22,404 --> 00:46:25,449
‫گذشته از این مسائل، باورم نمی‌شه که واقعاً مُردم.

777
00:46:26,867 --> 00:46:30,279
‫اینو بیشتر برای شوخی نوشتم،
‫ولی اگه دارید می‌خونیدش...

778
00:46:30,329 --> 00:46:32,122
‫انگار شوخی‌شوخی جدی شده!

779
00:46:32,998 --> 00:46:35,242
‫از تمام کسانی که آزارشان دادم صمیمانه پوزش می‌طلبم.

780
00:46:35,292 --> 00:46:37,085
‫بهانۀ موجهی ندارم.

781
00:46:42,800 --> 00:46:45,252
‫شاید پرواز کردن خیلی آسان‌تر از این بود

782
00:46:45,302 --> 00:46:47,721
‫که روی زمین بمانم.

783
00:46:50,724 --> 00:46:52,434
‫امیدوارم انسان مؤثری بوده باشم.»

784
00:47:05,405 --> 00:47:08,450
‫عجب متنی بود.

785
00:47:09,868 --> 00:47:11,537
‫آره واقعاً، عجب چیزی بود.

786
00:47:12,412 --> 00:47:14,248
‫صد درصد خودِ هال بود.

787
00:47:15,499 --> 00:47:17,000
‫صد و ده درصد.

788
00:47:21,255 --> 00:47:22,623
‫می‌دونی، دارم فکر می‌کنم

789
00:47:22,673 --> 00:47:24,591
‫یکی دو روز دیگه اینجا بمونم.

790
00:47:25,092 --> 00:47:27,177
‫یکی باید به ارل غذا بده.

791
00:47:29,263 --> 00:47:30,547
‫به قول خودت، خوبه که

792
00:47:30,597 --> 00:47:33,058
‫یه نفر دیگه اینجا باشه که خب...

793
00:47:33,517 --> 00:47:35,561
‫چه‌می‌دونم، بی‌تفاوت نباشه!

794
00:47:36,645 --> 00:47:39,147
‫قصد نداری که دوباره شوهر سابقم رو کتک بزنی؟

795
00:47:41,149 --> 00:47:42,943
‫خب، هنوزم معاون کلانترم،

796
00:47:43,110 --> 00:47:45,612
‫پس اگه مجبور بشم، کاملاً قانونیه.

797
00:47:48,824 --> 00:47:50,659
‫صبح بریم کافه برای قهوه؟

798
00:47:51,243 --> 00:47:52,327
‫صد درصد.

799
00:48:36,455 --> 00:48:37,573
‫مارکوس.

800
00:48:37,623 --> 00:48:39,249
‫الان پیش سرهنگم.

801
00:48:39,333 --> 00:48:40,250
‫عالیه. آماده‌ام.

802
00:48:40,292 --> 00:48:41,627
‫گوشی رو بده بهش.

803
00:48:42,336 --> 00:48:43,462
‫آقای استوارت؟

804
00:48:43,587 --> 00:48:44,830
‫سرهنگ دریکات.

805
00:48:44,880 --> 00:48:46,874
‫باعث افتخارمه که صداتون رو می‌شنوم، قربان.

806
00:48:46,924 --> 00:48:48,375
‫شرمنده که نتونستم حضوری خدمت برسم،

807
00:48:48,425 --> 00:48:50,677
‫ولی وقتی طرحم رو بشنوید...

808
00:48:54,014 --> 00:48:55,015
‫الو؟

809
00:48:56,058 --> 00:48:57,100
‫الو؟

810
00:48:59,561 --> 00:49:00,562
‫لعنتی.

811
00:49:03,023 --> 00:49:05,275
‫- الو مارکوس.
‫- جان.

812
00:49:05,817 --> 00:49:07,436
‫خب، تماس قطع شد.

813
00:49:07,486 --> 00:49:08,896
‫می‌شه دوباره گوشی رو بدی به سرهنگ؟

814
00:49:08,946 --> 00:49:12,024
‫تماس قطع نشد.
‫قطع کرد و گذاشت رفت.

815
00:49:12,074 --> 00:49:13,325
‫نگفت چرا؟

816
00:49:14,743 --> 00:49:16,370
‫گفت ارزش وقتش رو نداری.

817
00:49:19,081 --> 00:49:21,783
‫معذرت می‌خوام داداش. 
‫ببین، درستش می‌کنم،

818
00:49:21,833 --> 00:49:25,379
‫فقط من باید چندتا کار نیمه‌تموم رو اینجا تموم کنم.

819
00:49:25,504 --> 00:49:28,040
‫همه‌ش «من، من، من». پس «ما» چی؟

820
00:49:28,090 --> 00:49:29,633
‫یا نکنه فقط توی جلسه‌ها می‌گی «ما»

821
00:49:29,675 --> 00:49:32,044
‫تا جبرانِ امتیازات ویژه‌ای بشه
‫که تو همیشه داشتی و من نداشتم؟

822
00:49:32,094 --> 00:49:35,097
‫ببین داداش.
‫سخت نگیر. می‌خوام برگردم خونه.

823
00:49:35,847 --> 00:49:37,215
‫تو هیچ‌وقت برنگشتی خونه.

824
00:49:37,265 --> 00:49:39,176
‫ده ساله توی روشویل گیر افتادی

825
00:49:39,226 --> 00:49:40,552
‫و تا وقتی هر کار کوفتی‌ای که

826
00:49:40,602 --> 00:49:42,971
‫تو و اون هال جوردنِ لامصب اونجا شروع کردین رو تموم نکنی

827
00:49:43,021 --> 00:49:44,189
‫برنمی‌گردی اینجا.

828
00:49:44,731 --> 00:49:48,276
‫فقط دعا می‌کنم تو رو هم
‫مثل اون به کشتن نده.

829
00:50:44,833 --> 00:50:46,877
‫انگشتر پنج درصد شارژ شد.

830
00:51:13,779 --> 00:51:14,905
‫گندش بزنن.

831
00:51:19,034 --> 00:51:25,082
‫«ترجمه از محمد سید»

832
00:51:27,082 --> 00:51:37,082
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M