1
00:00:11,386 --> 00:00:14,889
‫[سال ۱۹۷۵]

2
00:00:16,182 --> 00:00:21,229
‫«ترجمه از محمد سید»

3
00:00:24,065 --> 00:00:25,859
‫فکر می‌کردم اهل کار تیمی هستی.

4
00:00:29,070 --> 00:00:30,822
‫پسرم، تو اهل کار تیمی هستی؟

5
00:00:35,201 --> 00:00:38,363
‫ببخشید دیر کردم.

6
00:00:38,413 --> 00:00:39,990
‫مارتین جوردن هستم.

7
00:00:40,040 --> 00:00:41,875
‫خب، ممنون که تشریف آوردین، آقای جوردن.

8
00:00:44,210 --> 00:00:45,996
‫- سلام هال.
‫- سلام بابا.

9
00:00:46,046 --> 00:00:47,672
‫هی، اون چیه دستت؟

10
00:00:48,840 --> 00:00:51,418
‫توپ بازیه؟
‫«سنترال» رو بردین؟

11
00:00:51,468 --> 00:00:52,502
‫نه، شکست خوردیم،

12
00:00:52,552 --> 00:00:54,963
‫چون توپ رو به کسی نمی‌داد.

13
00:00:55,013 --> 00:00:55,797
‫راسته؟

14
00:00:55,847 --> 00:00:58,008
‫پرتاب‌کننده بودم و
‫تقریباً نذاشتم یه ضربه هم بزنن،

15
00:00:58,058 --> 00:01:00,435
‫تا اینکه مربی،
‫دنی باکنر رو آورد توی زمین.

16
00:01:00,477 --> 00:01:02,220
‫دنی باکنر رو، بابا!

17
00:01:02,270 --> 00:01:04,389
‫همین‌جوری اومد جلو و دستش رو دراز کرد.

18
00:01:04,439 --> 00:01:05,557
‫آخه مگه می‌شه؟!

19
00:01:05,607 --> 00:01:08,435
‫من واقعاً بیام توپ رو بدم دست دنی باکنر؟

20
00:01:08,485 --> 00:01:10,270
‫- دنی باکنر کتکت زد؟
‫- آره.

21
00:01:10,320 --> 00:01:12,188
‫- بعدش کایل آلوارز.
‫- همون شورت‌استاپ؟ (پُست بیسبال)

22
00:01:12,238 --> 00:01:15,567
‫آره، ایوان گرانستاین،
‫پال بنت، جیم گریفیث.

23
00:01:15,617 --> 00:01:18,611
‫جو کاکس هم همین‌طور.
‫دوقلوهای رافرتی هم هر دوتاشون.

24
00:01:18,661 --> 00:01:20,488
‫- البته فکر کنم.
‫- با کل تیمت دعوا کردی؟

25
00:01:20,538 --> 00:01:23,533
‫دو امتیاز جلو بودیم،
‫با یه اوت و بیس‌ها هم خالی.

26
00:01:23,583 --> 00:01:24,993
‫بازی تو مشتم بود!

27
00:01:25,043 --> 00:01:27,412
‫به هال گفتم هنوزم می‌تونه درستش کنه.

28
00:01:27,462 --> 00:01:29,706
‫فقط باید از بقیۀ بچه‌ها معذرت بخواد،

29
00:01:29,756 --> 00:01:31,624
‫دوتا بازی هم بره روی نیمکت.

30
00:01:31,674 --> 00:01:34,886
‫و مسلماً توپ رو هم باید پس بدی، پسرجان.

31
00:01:41,518 --> 00:01:43,103
‫بیس‌ها خالی؟

32
00:01:43,853 --> 00:01:45,271
‫چی؟

33
00:01:46,106 --> 00:01:48,308
‫این بچه فقط دوتا اوت تا یه بازی کامل فاصله داشته،

34
00:01:48,358 --> 00:01:49,692
‫اون‌وقت کشیدی‌ش بیرون؟

35
00:01:50,568 --> 00:01:52,228
‫مگه پرتاب‌های دنی باکنر چقدر خوبه؟

36
00:01:52,278 --> 00:01:55,573
‫اهمیتی نداره پرتاب‌های کوفتی‌ش چقدر خوبه.

37
00:01:57,992 --> 00:01:58,993
‫مرد حسابی...

38
00:02:02,163 --> 00:02:03,998
‫اتفاقاً تنها چیزیه که اهمیت داره!

39
00:02:07,293 --> 00:02:08,711
‫آخ!

40
00:02:18,972 --> 00:02:21,099
‫اگه بستنی یخی رو بذاری روی دماغت، باد نمی‌کنه.

41
00:02:22,851 --> 00:02:23,852
‫کی اینو یادت داده؟

42
00:02:24,602 --> 00:02:25,687
‫عقل خودم می‌گه.

43
00:02:26,687 --> 00:02:36,687
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

44
00:02:54,507 --> 00:02:56,050
‫بگیر، بندازش گردنت.

45
00:02:58,887 --> 00:02:59,971
‫این چیه؟

46
00:03:02,724 --> 00:03:03,725
‫ترسیدی؟

47
00:03:04,893 --> 00:03:05,894
‫نه.

48
00:03:06,728 --> 00:03:08,771
‫- اگه بترسی هم عیبی نداره.
‫- نترسیدم.

49
00:03:09,522 --> 00:03:10,523
‫پس بندازش.

50
00:03:13,985 --> 00:03:16,855
‫می‌دونی، وقتی یه‌کم از تو کوچیک‌تر بودم،

51
00:03:16,905 --> 00:03:19,115
‫بابام داشت می‌رفت که 
‫توی جنگ، خلبانی کنی.

52
00:03:20,158 --> 00:03:21,159
‫مثل کوه محکم بود.

53
00:03:22,744 --> 00:03:23,745
‫بدون ذره‌ای ترس.

54
00:03:25,371 --> 00:03:26,748
‫حتی هیجان‌زده هم بود.

55
00:03:29,292 --> 00:03:31,211
‫ولی بهم گفت هر چقدر هم که کارِت درست باشه،

56
00:03:31,920 --> 00:03:33,296
‫اتفاق غیرمنتظره پیش میاد.

57
00:03:34,297 --> 00:03:36,082
‫و اینکه فقط دوتا نتیجه ممکنه پیش بیاد؛

58
00:03:36,132 --> 00:03:37,959
‫یا موفق می‌شی،
‫یا شکست می‌خوری.

59
00:03:38,009 --> 00:03:41,045
‫و می‌گفت وظیفه یه مَرد اینه که
‫برای مواقعی که شکست می‌خوره...

60
00:03:41,095 --> 00:03:42,722
‫از قبل چاره‌اندیشی کنه.

61
00:03:43,932 --> 00:03:47,227
‫چارهٔ اونم توی یه گاوصندوق، ته کمدش بود.

62
00:03:48,144 --> 00:03:49,437
‫بعد یه کلید داد دستم.

63
00:03:51,314 --> 00:03:53,066
‫کلیدِ صندوق روز مباداش.

64
00:03:54,692 --> 00:03:56,778
‫بابابزرگت همچین آدمی بود.

65
00:03:59,030 --> 00:04:00,114
‫ولی دیگه برنگشت.

66
00:04:04,285 --> 00:04:05,286
‫نه، برنگشت.

67
00:04:10,792 --> 00:04:12,410
‫توی گاوصندوق چی بود؟

68
00:04:12,460 --> 00:04:14,963
‫پول. یادگاری.

69
00:04:18,299 --> 00:04:20,919
‫و چیزهای دیگه‌ای که به‌جز من و اون
‫هیچ‌کس نمی‌فهمه.

70
00:04:20,969 --> 00:04:24,347
‫درست مثل محتویات گاوصندوق من،
‫که بین خودم و خودت می‌مونه.

71
00:04:29,978 --> 00:04:31,396
‫زیر جعبه‌ابزارمه.

72
00:04:32,021 --> 00:04:33,273
‫بهتر نیست اینو بدی به مامان؟

73
00:04:34,023 --> 00:04:35,692
‫باری نیست که اون بتونه به دوش بکشه.

74
00:04:37,026 --> 00:04:39,445
‫ولی تو می‌تونی، هال.

75
00:04:41,155 --> 00:04:42,365
‫توی خون‌ته،

76
00:04:43,324 --> 00:04:44,826
‫همون‌طور که توی خون بابابزرگت بود،

77
00:04:45,660 --> 00:04:46,744
‫و توی خون من.

78
00:04:47,287 --> 00:04:49,038
‫میراث پسران خاندان جوردن.

79
00:04:52,333 --> 00:04:55,203
‫خوشبختانه من حالا حالاها پیشت هستم

80
00:04:55,253 --> 00:04:57,922
‫و هواپیماهای بوئینگ رو
‫از کوست سیتی به ژاپن می‌برم.

81
00:04:58,840 --> 00:05:01,384
‫تا صد سالگی که مجبورم کنن بازنشسته بشم.

82
00:05:08,224 --> 00:05:09,434
‫می‌تونی بندازی‌ش دور.

83
00:05:10,018 --> 00:05:10,852
‫چی؟

84
00:05:11,144 --> 00:05:12,937
‫تا ابد که نمی‌تونی نگهش داری.

85
00:05:15,064 --> 00:05:16,482
‫چرا نمی‌شه؟

86
00:05:20,069 --> 00:05:21,696
‫چون واقعاً خسته‌کننده می‌شه.

87
00:05:30,246 --> 00:05:31,247
‫پرتش کن بره.

88
00:05:32,248 --> 00:05:33,499
‫تا جایی که زورت می‌رسه.

89
00:05:36,794 --> 00:05:37,795
‫یالا.

90
00:05:51,893 --> 00:05:54,062
‫عجب زور بازویی داری، بچه‌جون.

91
00:07:01,963 --> 00:07:03,798
‫لعنت بهش.

92
00:07:04,173 --> 00:07:07,510
‫[سال ۲۰۲۶]

93
00:07:08,886 --> 00:07:10,505
‫جنازه رو پیدا کردن.

94
00:07:10,555 --> 00:07:12,590
‫جنازۀ تو رو!
‫توی ورزشگاه. متأسفم.

95
00:07:12,640 --> 00:07:13,925
‫تو کدوم خری هستی؟

96
00:07:13,975 --> 00:07:15,885
‫بهت...
‫بهش تیراندازی شد،

97
00:07:15,935 --> 00:07:18,429
‫منم دارم سعی می‌کنم بفهمم کی این کار رو کرده.
‫من جان استوارت هستم.

98
00:07:18,479 --> 00:07:20,807
‫وایستا ببینم، تو همون کارآموزی،
‫همونی که پیام رو بهش دادم.

99
00:07:20,857 --> 00:07:21,983
‫چند وقت پیش بود؟

100
00:07:22,483 --> 00:07:23,568
‫ده سال پیش.

101
00:07:28,656 --> 00:07:30,650
‫- اون انگشتر منه.
‫- آره.

102
00:07:30,700 --> 00:07:33,077
‫من بهت آموزش دادم.
‫اون‌وقت الان گرین لنترنِ زمین تویی؟

103
00:07:35,663 --> 00:07:37,457
‫ای بابا...

104
00:07:39,000 --> 00:07:40,751
‫گندش بزنن، گندش بزنن، گندش بزنن!

105
00:07:42,003 --> 00:07:44,881
‫البته... تبریک می‌گم.

106
00:07:45,923 --> 00:07:48,626
‫پس... تو حس داری؟

107
00:07:48,676 --> 00:07:50,628
‫- آره، حس دارم.
‫- ببین، می‌دونم یه نسخۀ پشتیبان

108
00:07:50,678 --> 00:07:52,547
‫از ضمیر ناخودآگاهشی، ولی چیز دیگه‌ای نمی‌دونم.

109
00:07:52,597 --> 00:07:53,923
‫یعنی چی نمی‌دونی؟
‫مگه می‌شه ندونی؟

110
00:07:53,973 --> 00:07:55,216
‫خب، الان وقت این حرف‌ها نیست.

111
00:07:55,266 --> 00:07:56,467
‫شارژ انگشتر داره تموم می‌شه.

112
00:07:56,517 --> 00:07:57,969
‫- حدود دو درصد داره.
‫- خب شارژش کن.

113
00:07:58,019 --> 00:07:59,854
‫نمی‌تونم شارژش کنم.
‫این اصلاً مال من نیست!

114
00:08:01,898 --> 00:08:03,232
‫من گرین لنترن نیستم.

115
00:08:05,526 --> 00:08:06,861
‫پس چه کاره‌ای اصلاً؟

116
00:08:08,112 --> 00:08:10,323
‫دارم سعی می‌کنم معمای قتلت رو حل کنم.

117
00:08:15,077 --> 00:08:16,821
‫- تو نبش قبرم کردی!
‫- دلیل موجهی داشتم.

118
00:08:16,871 --> 00:08:19,240
‫- خیلی دلم می‌خواد دلیلت رو بشنوم.
‫- ببین، یه صندوقچه هست،

119
00:08:19,290 --> 00:08:23,369
‫که فکر کنم چیزی که توشه
‫دلیل کشته شدنِ اون رو برامون روشن کنه.

120
00:08:23,419 --> 00:08:25,621
‫برای باز شدنش صدای یکی از شما لازمه.

121
00:08:25,671 --> 00:08:26,672
‫انگشتر رو پیدا کردم،

122
00:08:26,714 --> 00:08:30,585
‫با ترفندی که خودت یادم دادی زدمش به اینجا،
‫یه‌کم شارژ شد، و تو رو آوردم بالا.

123
00:08:30,635 --> 00:08:32,220
‫راستی، مراسم ختم چطور برگزار شد؟

124
00:08:34,430 --> 00:08:35,556
‫مراسم عالی بود.

125
00:08:37,099 --> 00:08:38,176
‫منظورت از «عالی» چیه؟

126
00:08:38,226 --> 00:08:40,978
‫یعنی عالی بود از این نظر که...
‫خیلی سوزناک و غمگین بود.

127
00:08:41,771 --> 00:08:42,847
‫همه هم اومده بودن؟

128
00:08:42,897 --> 00:08:44,348
‫از نگهبانان گرفته
‫تا ارتش لنترن؟

129
00:08:44,398 --> 00:08:46,517
‫آره، برات سنگ تموم گذاشتن.

130
00:08:46,567 --> 00:08:48,394
‫آسمون اصلاً...

131
00:08:48,444 --> 00:08:50,188
‫نوربارون شده بود. «هالِ قهرمان».

132
00:08:50,238 --> 00:08:51,939
‫- کل ارتش؟
‫- همه‌شون.

133
00:08:51,989 --> 00:08:53,691
‫- اون سنجابه هم اومد؟
‫- معلومه که اومد.

134
00:08:53,741 --> 00:08:55,193
‫- موگو چی؟
‫- شوخی‌ت گرفته؟

135
00:08:55,243 --> 00:08:56,786
‫من و موگو درست همین‌جا وایستاده بودیم.

136
00:08:57,411 --> 00:08:58,613
‫من و موگو!

137
00:08:58,663 --> 00:09:00,364
‫موگو اسم یه سیارۀ کوفتیه.

138
00:09:00,414 --> 00:09:03,201
‫چرا داری بهم دروغ می‌گی؟
‫و اینجا چه خبره؟

139
00:09:03,251 --> 00:09:04,460
‫مـ...

140
00:09:21,435 --> 00:09:22,762
‫با تو حرفی ندارم.

141
00:09:22,812 --> 00:09:23,971
‫آرون، یه لطفی در حقم می‌کنی؟

142
00:09:24,021 --> 00:09:25,264
‫گفتم که با تو حرفی ندارم.

143
00:09:25,314 --> 00:09:28,059
‫۳۱۵ هزار دلار پول نقد لازم دارم.

144
00:09:28,109 --> 00:09:29,560
‫اگه به‌محض باز شدن بانک بری،

145
00:09:29,610 --> 00:09:31,612
‫تا فردا غروب می‌تونی برسونی‌ش دستم.

146
00:09:31,904 --> 00:09:33,064
‫مارکوس،

147
00:09:33,114 --> 00:09:34,398
‫وصلت می‌کنم به جان.

148
00:09:34,448 --> 00:09:37,034
‫- سیصدهزار دلار می‌خواد.
‫- چی گفتی؟

149
00:09:37,076 --> 00:09:38,569
‫سلام مارکوس، چه خبر؟
‫خوبی پسر؟

150
00:09:38,619 --> 00:09:41,113
‫نظرت چیه بهمون بگی
‫سیصدهزار دلار رو دقیقاً برای چی می‌خوای؟

151
00:09:41,163 --> 00:09:43,282
‫گوش کن، هال جوردن مُرده، خب؟

152
00:09:43,332 --> 00:09:44,742
‫و من آخرین کسی بودم که باهاش بود.

153
00:09:44,792 --> 00:09:47,036
‫شبی که کشته شد،
‫من و اون با هم جروبحث کردیم،

154
00:09:47,086 --> 00:09:48,204
‫یه پیشخدمت هم دیدمون،

155
00:09:48,254 --> 00:09:50,039
‫الان هم حق‌السکوت می‌خواد تا دهنش رو ببنده.

156
00:09:50,089 --> 00:09:51,249
‫یا خدا، جان...
‫تو کُشتی‌ش؟

157
00:09:51,299 --> 00:09:52,959
‫بی‌خیال بابا!
‫فکر کردی من همچین کاری می‌کنم؟

158
00:09:53,009 --> 00:09:54,585
‫من که کلاً نمی‌دونم چی‌کار می‌کنی، برگزیده.

159
00:09:54,635 --> 00:09:55,586
‫کمکم می‌کنی یا نه؟

160
00:09:55,636 --> 00:09:57,088
‫نمی‌دونم داداش.
‫باید فکرام رو بکنم.

161
00:09:57,138 --> 00:09:58,931
‫یعنی چی باید فکرامو بکنم؟

162
00:10:00,474 --> 00:10:01,475
‫آرون!

163
00:10:03,019 --> 00:10:04,145
‫آرون!

164
00:10:06,480 --> 00:10:07,481
‫لعنتی!

165
00:10:17,992 --> 00:10:19,277
‫درود، هال جوردن.

166
00:10:19,327 --> 00:10:22,154
‫برای دسترسی به محفظه،
‫لطفاً هویت خود را تأیید کنید.

167
00:10:22,204 --> 00:10:23,781
‫یالا، خودت که می‌دونی قلق این چیه.

168
00:10:23,831 --> 00:10:25,166
‫باید حرف بزنی تا باز بشه.

169
00:10:28,252 --> 00:10:30,379
‫ببین، این کلیدیه که

170
00:10:30,421 --> 00:10:31,622
‫روی جنازه‌ت پیدا کردیم.

171
00:10:31,672 --> 00:10:33,883
‫من علاقۀ خاصی به پرنده‌ها دارم.
‫هال هم اینو می‌دونست.

172
00:10:37,011 --> 00:10:40,214
‫اون می‌خواست من اینو پیدا کنم
‫تا جعبه رو باز کنم،

173
00:10:40,264 --> 00:10:41,682
‫پس حرف بزن دیگه.

174
00:10:48,856 --> 00:10:50,141
‫چی؟

175
00:10:50,191 --> 00:10:52,318
‫می‌خوای این‌جوری پیش بری؟
‫می‌خوای پانتومیم بازی کنی؟

176
00:10:52,610 --> 00:10:53,611
‫شروع کن.

177
00:10:54,278 --> 00:10:57,448
‫دو کلمه. آره. کلمۀ اول.

178
00:11:00,826 --> 00:11:03,321
‫دیگه داره صبرم تموم می‌شه.

179
00:11:03,371 --> 00:11:04,447
‫- مارکوس کیه؟
‫- چی؟

180
00:11:04,497 --> 00:11:05,656
‫همون یارو توی ماشین، پشت تلفن.

181
00:11:05,706 --> 00:11:06,907
‫چی‌کاره‌ته؟ برادرته یا چی؟

182
00:11:06,957 --> 00:11:08,784
‫اصلاً چطور شنیدی؟
‫مگه خاموشت نکرده بودم؟

183
00:11:08,834 --> 00:11:09,827
‫ظاهراً که نکردی.

184
00:11:09,877 --> 00:11:11,787
‫ببین، من لازم نیست به تو جواب پس بدم.

185
00:11:11,837 --> 00:11:14,123
‫آهان، نمی‌خوای توضیح بدی
‫چرا دارن ازت حق‌السکوت می‌گیرن،

186
00:11:14,173 --> 00:11:15,458
‫ولی به نظرم حقمه بدونم.

187
00:11:15,508 --> 00:11:16,792
‫تو هیچ حقی نداری. مُردی!

188
00:11:16,842 --> 00:11:19,378
‫تنها کاربردت هم اینه که کمکم کنی
‫اون جعبه رو باز کنم.

189
00:11:19,428 --> 00:11:21,839
‫آره، تا بفهمی کی منو کشته.

190
00:11:21,889 --> 00:11:23,424
‫کی هال رو کشته.

191
00:11:23,474 --> 00:11:24,884
‫شاید خودت منو کشتی.

192
00:11:24,934 --> 00:11:26,435
‫نه، من می‌گم ای‌کاش کار من بود.

193
00:11:27,353 --> 00:11:28,396
‫اوهوم.

194
00:11:31,524 --> 00:11:32,808
‫می‌خوام با پلیس حرف بزنم.

195
00:11:32,858 --> 00:11:34,185
‫- با چی؟
‫- اینجا یه شهر کوچیکه.

196
00:11:34,235 --> 00:11:36,646
‫حتماً این دور و برها آقای کلانتر داره.
‫می‌خوام باهاش صحبت کنم.

197
00:11:36,696 --> 00:11:38,731
‫خانم کلانتر! در ضمن، به هیچ وجه.

198
00:11:38,781 --> 00:11:40,483
‫منظورت از «به هیچ وجه» چیه؟

199
00:11:40,533 --> 00:11:43,110
‫منظورم اینه که اصلاً و ابداً!
‫به نظرم بدترین فکر ممکنه.

200
00:11:43,160 --> 00:11:45,705
‫چه موضع غیرمنتظره‌ای،
‫از طرف کسی که احتمالاً قاتلمه!

201
00:11:46,622 --> 00:11:47,615
‫می‌دونی چیه؟

202
00:11:47,665 --> 00:11:51,702
‫گوش کن کپیِ نفهمِ یه عوضیِ نفهم!

203
00:11:51,752 --> 00:11:54,413
‫بعد از اینکه همه‌چیز رو به گند کشیدی،
‫کارِت به زندان کشید.

204
00:11:54,463 --> 00:11:56,082
‫و وقتی توی زندان بودی،

205
00:11:56,132 --> 00:11:57,416
‫یه سر و سِری با کلانتر پیدا کردی

206
00:11:57,466 --> 00:11:59,085
‫و بنا به دلایلی نامعلوم عاشقت شد.

207
00:11:59,135 --> 00:12:01,003
‫برای همینه که اینجایی.

208
00:12:01,053 --> 00:12:03,964
‫به‌خاطر اون،
‫و حالا اون برات عزادار شده.

209
00:12:04,014 --> 00:12:05,508
‫پس اینکه بری پیشش،
‫هر جا که هست،

210
00:12:05,558 --> 00:12:08,728
‫اونم با این حالت شبحی‌ت،
‫هیچ فایده‌ای برامون نداره.

211
00:12:10,563 --> 00:12:11,647
‫زندان بودم؟

212
00:12:12,898 --> 00:12:13,899
‫آره.

213
00:12:17,153 --> 00:12:18,320
‫عاشق شده بودم؟

214
00:12:20,823 --> 00:12:21,824
‫آره.

215
00:12:24,243 --> 00:12:25,911
‫- اسمش چی بود؟
‫- کری.

216
00:12:27,455 --> 00:12:28,581
‫کری.

217
00:12:31,459 --> 00:12:32,501
‫کری.

218
00:12:34,003 --> 00:12:36,338
‫تا منو نبری پیش کلانتر کری، جعبه باز نمی‌شه.

219
00:12:40,426 --> 00:12:43,713
‫می‌دونی که شارژ این انگشتر داره تموم می‌شه،

220
00:12:43,763 --> 00:12:46,841
‫و وقتی تموم بشه،
‫برای همیشه محو می‌شی.

221
00:12:46,891 --> 00:12:49,218
‫خب، طبق محاسبات من کمتر از یه ساعت

222
00:12:49,268 --> 00:12:50,553
‫زمان برای حرف زدن مونده،

223
00:12:50,603 --> 00:12:52,346
‫پس یا می‌تونیم با جروبحث تلفش کنیم،

224
00:12:52,396 --> 00:12:54,273
‫یا می‌تونی منو ببری پیش کلانتر.

225
00:12:55,941 --> 00:12:58,235
‫می‌دونی، مُرده‌ت از زنده‌ت هم بدتره!

226
00:13:04,158 --> 00:13:05,618
‫بی‌شرف.

227
00:13:12,458 --> 00:13:15,586
‫انجیل یوحنا، باب ۱۶، فراز ۱۳...

228
00:13:20,883 --> 00:13:22,510
‫[منزل]
‫[برنادت]

229
00:13:25,054 --> 00:13:26,347
‫[پیامگیر صوتی]

230
00:13:27,431 --> 00:13:29,642
‫برنادت... همسرته؟

231
00:13:30,559 --> 00:13:31,352
‫چی شد؟!

232
00:13:32,311 --> 00:13:33,854
‫این آهنگ رو خیلی دوست دارم.

233
00:13:34,146 --> 00:13:35,773
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫من احضارت نکردم!

234
00:13:35,815 --> 00:13:37,683
‫انگشتر هر چی که صاحبش فکر کنه رو مجسم می‌کنه،

235
00:13:37,733 --> 00:13:39,101
‫در نتیجه، داشتی به من فکر می‌کردی.

236
00:13:39,151 --> 00:13:40,936
‫بعدشم، «احضار» یعنی چی؟
‫مگه غول چراغ جادوتم؟

237
00:13:40,986 --> 00:13:42,605
‫من بهت فکر نمی‌کردم.

238
00:13:42,655 --> 00:13:44,690
‫ولی شواهد و قرائن، برعکس اینو می‌گن.

239
00:13:44,740 --> 00:13:46,066
‫برو پی کارت!

240
00:13:46,116 --> 00:13:48,035
‫دیگه دارم حس می‌کنم خصومت شخصی باهام داری.

241
00:13:48,536 --> 00:13:49,537
‫آره.

242
00:13:52,498 --> 00:13:53,666
‫اینو چی می‌گی؟!

243
00:13:56,544 --> 00:13:58,579
‫- چطوری داری این کار رو می‌کنی؟
‫- چه کاری؟

244
00:13:58,629 --> 00:14:00,422
‫من هنوز اینجام،
‫در حالی که انگشتر دستت نیست!

245
00:14:01,674 --> 00:14:02,666
‫غیرممکنه.

246
00:14:02,716 --> 00:14:03,843
‫نه خب، به گمونم ممکنه.

247
00:14:06,095 --> 00:14:07,505
‫هر لنترنی نمی‌تونه این کار رو بکنه.

248
00:14:07,555 --> 00:14:09,014
‫والا حتی منم نمی‌تونم.

249
00:14:11,058 --> 00:14:12,518
‫باریکلا!

250
00:14:12,726 --> 00:14:14,895
‫واقعاً کارت درسته، کارآموز!

251
00:14:15,479 --> 00:14:17,022
‫فوق‌العاده‌ست.

252
00:14:18,274 --> 00:14:19,308
‫جدی می‌گی؟

253
00:14:19,358 --> 00:14:21,277
‫معلومه که جدی می‌گم!
‫واقعاً معرکه‌ست.

254
00:14:27,741 --> 00:14:28,742
‫چیه؟

255
00:14:29,243 --> 00:14:30,244
‫چیزه...

256
00:14:31,328 --> 00:14:32,363
‫یه‌جورایی خنده‌داره.

257
00:14:32,413 --> 00:14:35,199
‫آخه هال تا حالا ازم تعریف نکرده بود...

258
00:14:35,249 --> 00:14:36,417
‫برای همین...

259
00:14:37,209 --> 00:14:38,544
‫خیلی عجیبه برام.

260
00:14:38,711 --> 00:14:40,170
‫واقعاً معرکه‌ست.

261
00:14:42,673 --> 00:14:47,678
‫[کلانتری شهرستان شریدان]

262
00:14:56,562 --> 00:14:59,106
‫[رفتم مراسم انتخاب تیم]
‫[دبیرستان روشویل]

263
00:14:59,481 --> 00:15:00,733
‫اون چیه؟

264
00:15:08,866 --> 00:15:11,994
‫[در تاریک‌ترین شب‌ها،
‫گرین لنترن را خبر کنید تا به کمک شما بیاید]

265
00:15:17,499 --> 00:15:19,785
‫این اسامی... همه‌شون مُردن؟

266
00:15:19,835 --> 00:15:21,662
‫آره. وقتی هال بهم آموزش می‌داد،

267
00:15:21,712 --> 00:15:23,414
‫منو آورد اینجا تا یه من‌هانتر پیدا کنیم،

268
00:15:23,464 --> 00:15:24,498
‫و اوضاع اصلاً خوب پیش نرفت.

269
00:15:24,548 --> 00:15:26,592
‫- من‌هانترها که منقرض شدن.
‫- یکی‌شون زنده مونده بود.

270
00:15:27,551 --> 00:15:28,761
‫اسمش زوئی بود.

271
00:15:31,430 --> 00:15:32,715
‫گمون کنم من تنها کسی نبودم

272
00:15:32,765 --> 00:15:34,558
‫که دلباختهٔ یه دختر روشویلی شده.

273
00:15:34,767 --> 00:15:36,051
‫خفه شو بابا.

274
00:15:36,101 --> 00:15:37,553
‫من‌هانترها خیلی مکارن،

275
00:15:37,603 --> 00:15:39,146
‫آدمو بازی می‌دن.

276
00:15:39,772 --> 00:15:41,732
‫شاید ذهنت رو شستشو داده؟

277
00:15:44,693 --> 00:15:46,028
‫هال کشتش، نه؟

278
00:15:48,614 --> 00:15:50,316
‫برای همینه که ازش متنفری.

279
00:15:50,366 --> 00:15:52,234
‫اصلاً نمی‌دونی داری در مورد چی حرف می‌زنی.

280
00:15:52,284 --> 00:15:53,402
‫من نمی‌دونم بعد از...

281
00:15:53,452 --> 00:15:56,205
‫آخرین باری که جوردن به‌روزرسانی‌م کرده چی شده،
‫ولی من آدمکش نیستم.

282
00:15:56,747 --> 00:15:57,990
‫حتی من‌هانترها رو هم نمی‌کُشم.

283
00:15:58,040 --> 00:16:00,993
‫هر کاری که اون کرده
‫که این آدما مُردن،

284
00:16:01,043 --> 00:16:02,503
‫من هر چی باشم...

285
00:16:03,462 --> 00:16:04,505
‫مثل اون نیستم.

286
00:16:07,466 --> 00:16:08,801
‫سوار ماشین شو ببینم.

287
00:16:14,014 --> 00:16:16,433
‫اون نورافکن علامت‌دهی که روش
‫یه دستۀ بازیِ سبز و بزرگ بود،

288
00:16:16,475 --> 00:16:18,435
‫- قضیه‌ش چیه؟
‫- مال گای‌ـه.

289
00:16:19,603 --> 00:16:20,763
‫چی شد؟!

290
00:16:20,813 --> 00:16:22,765
‫گای گاردنر، معلم ورزش سابق،

291
00:16:22,815 --> 00:16:25,809
‫گرین لنترن فعلیِ زمین.
‫یه دندون طلا هم داره.

292
00:16:25,859 --> 00:16:28,187
‫معلم ورزش با دندون طلا؟!

293
00:16:28,237 --> 00:16:29,780
‫بگو که شوخی می‌کنی!

294
00:16:29,822 --> 00:16:31,565
‫نه، خیلی هم دلم نمی‌خواد
‫در موردش حرف بزنم.

295
00:16:31,615 --> 00:16:32,942
‫من دلم می‌خواد در موردش حرف بزنم.

296
00:16:32,992 --> 00:16:34,068
‫چرا باید به‌جای تو،

297
00:16:34,118 --> 00:16:36,036
‫انگشتر رو بدن به یه معلم ورزش دندون‌طلا؟

298
00:16:36,078 --> 00:16:38,205
‫♪ لباس دیکی تمیزه و ماشینش برق افتاده ♪

299
00:16:38,539 --> 00:16:39,698
‫هان؟

300
00:16:39,748 --> 00:16:42,042
‫♪ لم ‌داده، چشمش به خیابونه ♪

301
00:16:42,167 --> 00:16:43,210
‫چی‌کار می‌کنی؟

302
00:16:43,252 --> 00:16:44,995
‫♪ بچه‌های اکیپ، بساطشون به راهه ♪

303
00:16:45,045 --> 00:16:46,956
‫آهان، فهمیدم. خیلی باهوشی، کارآموز!

304
00:16:47,006 --> 00:16:48,707
‫♪ دور دور می‌کنن و برای بقیه کُری می‌خونن ♪

305
00:16:48,757 --> 00:16:50,584
‫می‌خوای منو از ذهنت بیرون کنی.
‫خب بذار بهت بگم،

306
00:16:50,634 --> 00:16:52,294
‫می‌دونی چیه؟
‫فایده‌ای نداره!

307
00:16:52,344 --> 00:16:55,014
‫♪ داداش، کجا می‌خوای بری؟ ♪
‫♪ می‌دونی که! ♪

308
00:16:55,055 --> 00:16:57,683
‫♪ کلوپ تا ساعت چهار بازه ♪

309
00:17:19,872 --> 00:17:21,040
‫سلام مگی.

310
00:17:21,457 --> 00:17:24,159
‫داری می‌ری مراسم انتخاب تیم؟
‫(یک بازیکن برجستۀ دبیرستانی، تیم آینده‌ش رو انتخاب می‌کنه)

311
00:17:24,209 --> 00:17:26,870
‫بزرگ‌ترین اتفاق این شهر،
‫از زمانیه که تو و رفیقت داغونش کردین.

312
00:17:26,920 --> 00:17:28,789
‫اون رفیقم نیست.

313
00:17:28,839 --> 00:17:30,799
‫حالا هر چی.
‫پول رو آوردی؟

314
00:17:32,384 --> 00:17:33,886
‫تو راهه.

315
00:17:36,597 --> 00:17:38,465
‫می‌دونی، کلانتر الان داخل اون ساختمونه و...

316
00:17:38,515 --> 00:17:40,884
‫می‌خواد سخنرانی بچه‌ش در مورد آینده‌ش رو گوش کنه.

317
00:17:40,934 --> 00:17:42,978
‫واقعاً می‌خوای اون لحظه رو براش خراب کنم؟

318
00:17:43,020 --> 00:17:44,646
‫فقط بیشتر زمان می‌خوام.

319
00:17:45,689 --> 00:17:47,900
‫آهان. باشه، نه، خیلی‌خب، مشکلی نیست.

320
00:17:48,984 --> 00:17:50,019
‫عه، صبر کن ببینم،

321
00:17:50,069 --> 00:17:52,112
‫ولی این «زمان» رو با چی اندازه بگیرم؟

322
00:17:56,909 --> 00:17:57,910
‫هوم.

323
00:17:58,952 --> 00:18:00,329
‫بفرما.

324
00:18:02,498 --> 00:18:03,665
‫وقت داره تموم می‌شه.

325
00:18:19,515 --> 00:18:21,225
‫عجب روزی!

326
00:18:21,558 --> 00:18:22,601
‫از همه ممنونم.

327
00:18:22,643 --> 00:18:24,970
‫مرام و بزرگی این پسر در اینه که...

328
00:18:25,020 --> 00:18:28,766
‫حتی حاضر نشد مراسم انتخاب تیمش رو

329
00:18:28,816 --> 00:18:30,984
‫بدون بازیکنای تیم فعلی‌ش برگزار کنه.

330
00:18:31,652 --> 00:18:33,479
‫پس قبل از اینکه بریم سر اصل مطلب،

331
00:18:33,529 --> 00:18:35,114
‫معرفی می‌کنم:

332
00:18:36,073 --> 00:18:39,660
‫استو استِیلی، جک کاوینسکی،

333
00:18:40,702 --> 00:18:47,668
‫کولبی هال، جاش پرستون،
‫و جیم منلی.

334
00:18:48,669 --> 00:18:49,870
‫و حالا،

335
00:18:49,920 --> 00:18:53,298
‫کوارتربکی که مثل کوه پشتشن،
‫(کوارتربک: پُستی در فوتبال آمریکایی)

336
00:18:53,340 --> 00:18:56,677
‫نوآ میکن!

337
00:18:56,885 --> 00:18:57,970
‫آره!

338
00:18:58,720 --> 00:19:00,722
‫[نوآ میکن، با من دوست می‌شی؟]

339
00:19:02,224 --> 00:19:04,726
‫ممنونم بچه‌ها! ممنونم!

340
00:19:06,145 --> 00:19:08,263
‫از همه‌تون خیلی ممنونم که تشریف آوردین.

341
00:19:08,313 --> 00:19:10,190
‫امیدوارم امشب توی بازی ببینمتون.

342
00:19:12,609 --> 00:19:16,146
‫طبیعتاً خیلی به این لحظه فکر کردم.

343
00:19:16,196 --> 00:19:18,649
‫و به این نتیجه رسیدم که
‫علت این گردهمایی و دورهمی‌مون...

344
00:19:18,699 --> 00:19:20,033
‫من نیستم،

345
00:19:21,243 --> 00:19:23,412
‫علتش اینه که این شهر
‫خیلی وقته منتظر یه بهانه بوده...

346
00:19:23,453 --> 00:19:24,488
‫تا جشن بگیره.

347
00:19:24,538 --> 00:19:26,415
‫آره!

348
00:19:27,166 --> 00:19:29,751
‫و این اتفاق اون‌طور که باید و شاید نمی‌افته
‫مگر اینکه «چدرون» رو

349
00:19:29,793 --> 00:19:31,253
‫توی فینال شکست بدیم!

350
00:19:33,755 --> 00:19:37,134
‫[کلاه هر تیمی رو که برداره، یعنی قراره بره توی اون تیم]

351
00:19:41,638 --> 00:19:44,308
‫پس اگه اشکالی نداره،
‫می‌خوام تمام تمرکزم رو بذارم روی همون مسابقه.

352
00:19:45,017 --> 00:19:46,894
‫امروز تصمیمی نمی‌گیرم.

353
00:19:48,145 --> 00:19:50,772
‫این تصمیم رو می‌شه گذاشت برای بعد،
‫ولی مسابقه رو نمی‌شه.

354
00:19:52,566 --> 00:19:55,694
‫امشب می‌بینمتون.
‫زنده‌باد تیم پایونیرز!

355
00:19:55,736 --> 00:19:59,323
‫موافقین؟ آره!

356
00:20:05,412 --> 00:20:07,156
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

357
00:20:07,206 --> 00:20:08,949
‫پا شدی اومدی مدرسۀ پسرم؟

358
00:20:08,999 --> 00:20:10,701
‫ببین، من دنبال دردسر نیستم رفیق.

359
00:20:10,751 --> 00:20:12,452
‫اصلاً برام مهم نیست دنبال چی هستی.

360
00:20:12,502 --> 00:20:14,379
‫- هی! اون با منه.
‫- خب؟

361
00:20:16,840 --> 00:20:19,126
‫منظورت از «اون با منه» چیه دقیقاً؟

362
00:20:19,176 --> 00:20:20,919
‫شوخی‌ت گرفته؟

363
00:20:20,969 --> 00:20:23,964
‫چون لت‌وپارت کرده بود
‫مجبور شدم بازداشتش کنم!

364
00:20:24,014 --> 00:20:25,766
‫می‌خوای جلوی نوآ دوباره کتک بخوری؟

365
00:20:26,808 --> 00:20:27,926
‫باشه.

366
00:20:27,976 --> 00:20:30,220
‫توی خونۀ خودمون می‌بینمت.
‫سس مخصوصم رو درست کردم.

367
00:20:30,270 --> 00:20:33,440
‫بیلی، اونجا الان دیگه خونهٔ منه.
‫ولی بابت سس واقعاً ممنون.

368
00:20:36,068 --> 00:20:38,820
‫- اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫- می‌شه بریم یه جا با هم صحبت کنیم؟

369
00:20:39,655 --> 00:20:40,939
‫نمی‌شه بمونه برای بعد؟

370
00:20:40,989 --> 00:20:42,983
‫توی خونه‌م صد نفر مهمون دارم

371
00:20:43,033 --> 00:20:45,661
‫که می‌خوان بابت تصمیمی که پسرم هنوز نگرفته، جشن بگیرن.

372
00:20:47,037 --> 00:20:48,247
‫در مورد هال‌ـه.

373
00:20:50,791 --> 00:20:52,868
‫آزمایشگاه علوم، ته راهرو.

374
00:20:52,918 --> 00:20:55,003
‫یه دقیقه بهم وقت بده،
‫اونجا می‌بینمت.

375
00:20:59,716 --> 00:21:01,043
‫سلام، جاسیندا هستم،

376
00:21:01,093 --> 00:21:03,045
‫از خدمات مشتریان
‫بانک «فرست نشنال» تماس می‌گیرم.

377
00:21:03,095 --> 00:21:05,005
‫دارم با آقای جان استوارت جونیور صحبت می‌کنم؟

378
00:21:05,055 --> 00:21:05,973
‫بله، خودمم.

379
00:21:06,014 --> 00:21:08,550
‫قربان، برادرتون اطلاعات حساب
‫و رمزتون رو ارائه دادن.

380
00:21:08,600 --> 00:21:10,677
‫برای تکمیل برداشت نقدی،
‫فقط به تأیید شفاهی شما

381
00:21:10,727 --> 00:21:11,929
‫نیاز داریم.

382
00:21:11,979 --> 00:21:14,139
‫- بله، شفاهاً تأیید می‌کنم.
‫- سپاسگزارم.

383
00:21:14,189 --> 00:21:16,566
‫و اگه می‌شه لطف کنین مبلغ برداشت رو هم
‫تأیید بفرمایین.

384
00:21:16,900 --> 00:21:19,436
‫۳۱۵ هزار دلار.

385
00:21:19,486 --> 00:21:21,730
‫ببخشید قربان،
‫می‌شه تکرار کنین؟

386
00:21:21,780 --> 00:21:24,107
‫سیصد و پانزده هزار دلار.

387
00:21:24,157 --> 00:21:26,485
‫متشکرم آقای استوارت.
‫تراکنش تأیید شد.

388
00:21:26,535 --> 00:21:27,903
‫کار دیگه‌ای هست براتون انجام بدم؟

389
00:21:27,953 --> 00:21:29,663
‫نه، لطف کردین.
‫همین کافیه، ممنون.

390
00:21:30,455 --> 00:21:31,540
‫خیلی‌خب.

391
00:21:33,208 --> 00:21:34,993
‫قبل از اینکه اتفاقی بیفته،

392
00:21:35,043 --> 00:21:38,005
‫می‌خوام بدونی این ایدهٔ من نبود.

393
00:21:38,547 --> 00:21:39,748
‫و عذر می‌خوام.

394
00:21:39,798 --> 00:21:41,500
‫اگه جور دیگه‌ای می‌شد پیش رفت...

395
00:21:41,550 --> 00:21:42,709
‫- جان.
‫- بله؟

396
00:21:42,759 --> 00:21:44,419
‫چی برای خودت بلغور می‌کنی؟

397
00:21:44,469 --> 00:21:46,129
‫الان نشونت می‌دم. فقط باید بدونی

398
00:21:46,179 --> 00:21:48,348
‫این مَرد، اونی نیست که می‌شناختی.

399
00:21:49,099 --> 00:21:50,133
‫یعنی خودشه،

400
00:21:50,183 --> 00:21:52,227
‫ولی نسخهٔ قدیمی‌ترِ خودشه...

401
00:21:52,436 --> 00:21:53,428
‫مثل یه ویدیوی ضبط‌شده.

402
00:21:53,478 --> 00:21:55,147
‫ای خدا، چقدر توضیح می‌دی!

403
00:22:23,008 --> 00:22:24,051
‫سلام.

404
00:22:39,066 --> 00:22:40,901
‫تو... تو واقعی هستی.

405
00:22:41,985 --> 00:22:43,103
‫نه.

406
00:22:43,153 --> 00:22:45,564
‫اون یه تجلی از انگشتره. این...

407
00:22:45,614 --> 00:22:47,032
‫- خفه شو، جان.
‫- خفه شو، جان.

408
00:22:50,827 --> 00:22:52,446
‫حق با کارآموزه.

409
00:22:52,496 --> 00:22:55,407
‫من... چیز نیستم... اون نیستم.

410
00:22:55,457 --> 00:22:56,750
‫من هالِ تو نیستم.

411
00:22:58,085 --> 00:22:59,127
‫یعنی...

412
00:22:59,753 --> 00:23:00,837
‫دوست داشتم باشم.

413
00:23:01,421 --> 00:23:02,422
‫ولی...

414
00:23:03,048 --> 00:23:04,958
‫گمونم...

415
00:23:05,008 --> 00:23:09,054
‫در واقع قدیمای اونم.

416
00:23:16,019 --> 00:23:17,479
‫فقط می‌خواستم...

417
00:23:18,772 --> 00:23:20,065
‫ببینمت، همین.

418
00:23:26,238 --> 00:23:27,406
‫ما با هم...

419
00:23:28,240 --> 00:23:29,449
‫صمیمی بودیم؟

420
00:23:34,246 --> 00:23:35,330
‫خیلی.

421
00:23:38,083 --> 00:23:39,584
‫و من باهات...

422
00:23:40,293 --> 00:23:41,336
‫من باهات...

423
00:23:42,254 --> 00:23:43,580
‫صادق و روراست بودم؟

424
00:23:43,630 --> 00:23:46,466
‫همه‌چیز رو به هم می‌گفتیم.

425
00:23:54,975 --> 00:23:56,852
‫از پدرم هم حرف زدیم؟

426
00:24:01,606 --> 00:24:02,691
‫اینکه چطوری مُرد؟

427
00:24:07,654 --> 00:24:09,573
‫حالا کی منو کشته؟

428
00:24:11,908 --> 00:24:16,238
‫خب، کار هر کسی می‌تونست باشه.
‫کل شهر ازت متنفر بودن.

429
00:24:16,288 --> 00:24:19,166
‫- اون چطور؟ جان.
‫- جان؟

430
00:24:20,167 --> 00:24:21,626
‫در مورد اون چی بهت گفتم؟

431
00:24:24,421 --> 00:24:26,915
‫طوری از جان حرف می‌زدی
‫انگار یه تیم فوتباله،

432
00:24:26,965 --> 00:24:30,135
‫که همیشه امیدوارت می‌کنه
‫و بعدش ناامیدت می‌کنه.

433
00:24:31,678 --> 00:24:34,598
‫مثل همون تلویزیونیه که
‫هر یکشنبه سرش داد می‌زنی،

434
00:24:34,639 --> 00:24:36,842
‫ولی بازم تک‌تک مسابقه‌ها رو می‌بینی، چون...

435
00:24:36,892 --> 00:24:37,934
‫خب...

436
00:24:39,060 --> 00:24:40,520
‫طرفدار دوآتیشه‌ای.

437
00:24:44,399 --> 00:24:45,475
‫باید بریم.

438
00:24:45,525 --> 00:24:47,352
‫شارژ انگشتر داره تموم می‌شه،

439
00:24:47,402 --> 00:24:49,571
‫و وقتی شارژش تموم بشه،
‫اونم محو می‌شه.

440
00:24:50,822 --> 00:24:52,274
‫انگشتر‌ش رو از کجا آوردی؟

441
00:24:52,324 --> 00:24:53,617
‫منو نبش قبر کرد.

442
00:24:57,787 --> 00:25:00,040
‫قضیه سرِ صدای اونه!

443
00:25:00,081 --> 00:25:02,667
‫تا بتونی جعبهٔ توی انبار رو باز کنی.

444
00:25:04,252 --> 00:25:05,337
‫توش چی بود؟

445
00:25:05,629 --> 00:25:06,371
‫نمی‌دونم،

446
00:25:06,421 --> 00:25:08,039
‫شرط گذاشت تا تو رو نبینه
‫نشونم نمی‌ده.

447
00:25:08,089 --> 00:25:10,083
‫خیلی رمانتیک بود، نه؟

448
00:25:10,133 --> 00:25:12,969
‫آدمای رمانتیک جار نمی‌زنن که رمانتیکن، تگزاسی.

449
00:25:13,011 --> 00:25:14,463
‫حالا فهمیدم چرا ازت خوشم اومده بوده.

450
00:25:14,513 --> 00:25:16,181
‫خیلی‌خب، می‌شه بریم لطفاً؟

451
00:25:17,390 --> 00:25:19,851
‫وای، مهمونیِ نوآ!

452
00:25:20,519 --> 00:25:22,896
‫توی خونۀ منه. من میزبانم.

453
00:25:24,940 --> 00:25:26,308
‫بیا تا خونه بریم.

454
00:25:26,358 --> 00:25:29,895
‫وارد خونه نمی‌شی‌ها!
‫وگرنه بیلی سسش رو پرت می‌کنه طرفت.

455
00:25:29,945 --> 00:25:31,354
‫یه لحظه برم اونجا خودمو نشون بدم

456
00:25:31,404 --> 00:25:34,950
‫بعدش همه با هم می‌ریم سمت انبار.

457
00:25:36,201 --> 00:25:38,078
‫باشه. آره، خوبه.

458
00:25:43,625 --> 00:25:45,418
‫خوشحالم دوباره دیدمت.

459
00:26:13,905 --> 00:26:15,198
‫عجب بساطیه!

460
00:26:16,074 --> 00:26:17,692
‫- اون منو کشته.
‫- ببخشید، چی؟

461
00:26:17,742 --> 00:26:18,902
‫از طرز دست کشیدنش روی صورتم،

462
00:26:18,952 --> 00:26:20,946
‫از طرز نگاه کردنش...
‫داد می‌زد عذاب‌وجدان گرفته.

463
00:26:20,996 --> 00:26:22,038
‫داد نمی‌زد عاشقته؟

464
00:26:22,080 --> 00:26:23,373
‫خیلی‌خب، عاشقم بوده

465
00:26:23,415 --> 00:26:24,908
‫و منو کشته.
‫اتفاقاً خیلی هم جور درمیاد.

466
00:26:24,958 --> 00:26:26,993
‫یه ساعت پیش می‌گفتی من کشتمت.
‫بالأخره کدومش؟

467
00:26:27,043 --> 00:26:28,461
‫چون دارم به نتایج جدیدی می‌رسم!

468
00:26:28,503 --> 00:26:30,664
‫قرار هم نیست اینجا دست روی دست بذارم
‫و منتظر اون بمونم.

469
00:26:30,714 --> 00:26:33,341
‫ما الان جلوتر از اونیم.
‫باید سریع بریم اون محفظه رو باز کنیم.

470
00:26:35,927 --> 00:26:37,304
‫به نظرم الکی بدبین شدی.

471
00:26:38,722 --> 00:26:40,423
‫خب به نظرم وقتی کشته باشنت...

472
00:26:40,473 --> 00:26:41,600
‫حق داری یه‌کم بدبین بشی.

473
00:26:52,694 --> 00:26:53,937
‫درود، هال جوردن.

474
00:26:53,987 --> 00:26:56,481
‫برای دسترسی به محفظه،
‫لطفاً هویت خود را تأیید کنید.

475
00:26:56,531 --> 00:26:57,983
‫ببین، اگه بخوای پانتومیم بازی کنی،

476
00:26:58,033 --> 00:26:59,784
‫انگشت‌های خیالی‌ت رو می‌شکنم.

477
00:27:00,952 --> 00:27:03,622
‫اگه قصدم دور نگه داشتنِ بقیه نبوده باشه چی؟

478
00:27:04,331 --> 00:27:06,541
‫شاید می‌خواستم یه چیزی رو توش حبس نگه دارم.

479
00:27:08,543 --> 00:27:10,045
‫لعنتی!

480
00:27:32,484 --> 00:27:33,602
‫توی کوله چیه؟

481
00:27:33,652 --> 00:27:37,230
‫یه قمقمه، پانچو...

482
00:27:37,280 --> 00:27:38,523
‫چندتا پروتئین‌بار.

483
00:27:38,573 --> 00:27:40,075
‫حتماً می‌خواستی بری کوهنوردی.

484
00:27:43,662 --> 00:27:44,663
‫عجب.

485
00:27:57,926 --> 00:27:59,094
‫هی، تو هم...

486
00:28:00,178 --> 00:28:01,713
‫اون صدا رو می‌شنوی؟

487
00:28:01,763 --> 00:28:05,008
‫تا حالا در مورد «پل‌های انیشتین-روزن»
‫چیزی بهت یاد دادم، کارآموز؟

488
00:28:05,058 --> 00:28:07,636
‫تو دوتا چیز یادم دادی:
‫هیچی و هیچی!

489
00:28:07,686 --> 00:28:09,346
‫خب، همیشه برای یاد گرفتن وقت هست.

490
00:28:09,396 --> 00:28:11,348
‫فرضیهٔ انیشتین عالیه،
‫ولی این بیشتر شبیه یه تونله.

491
00:28:11,398 --> 00:28:14,809
‫دو نقطه از جهان رو وصل می‌کنه به هم،
‫به دستِ هر کی که راهش انداخته.

492
00:28:14,859 --> 00:28:16,653
‫اینی که الان اینجاست، نقطهٔ الف‌ـه،

493
00:28:16,695 --> 00:28:18,605
‫و به یه دریچهٔ دیگه از مادهٔ تاریک منتهی می‌شه،

494
00:28:18,655 --> 00:28:20,532
‫که می‌شه نقطهٔ ب
‫که ممکنه سر از هر جایی دربیاره.

495
00:28:20,573 --> 00:28:21,900
‫یه سیاره، یا یه کهکشان دیگه.

496
00:28:21,950 --> 00:28:23,568
‫وقتی می‌گی «هر کی که راهش انداخته»،

497
00:28:23,618 --> 00:28:25,412
‫منظورت خودته دیگه، نه؟

498
00:28:26,705 --> 00:28:27,706
‫احتمالاً.

499
00:28:36,798 --> 00:28:38,133
‫این دیگه چه کوفتیه؟!

500
00:28:38,633 --> 00:28:39,634
‫هی!

501
00:28:40,635 --> 00:28:42,837
‫آره بابا،
‫جدی‌جدی یه سیارهٔ دیگه‌ست!

502
00:28:42,887 --> 00:28:45,048
‫هواش قابل تنفس به نظر میاد، کارآموز.

503
00:28:45,098 --> 00:28:47,225
‫البته قاعدتاً مطمئن نیستم اصلاً نفس می‌کشم یا نه!

504
00:28:47,267 --> 00:28:48,601
‫ببخشید، بذار ببینم درست متوجه شدم؟

505
00:28:48,643 --> 00:28:52,305
‫تو یه سیاره رو چپوندی توی یه جعبه، توی یه انبار،

506
00:28:52,355 --> 00:28:54,140
‫وسط نبراسکا؟!

507
00:28:54,190 --> 00:28:55,900
‫یه پانچو و یه اسلحه هم هست!

508
00:28:57,068 --> 00:28:58,061
‫می‌دونی چیه؟ بیا بریم.

509
00:28:58,111 --> 00:29:00,480
‫صبر کن، صبر کن،
‫اول باید اینو جابه‌جا کنیم.

510
00:29:00,530 --> 00:29:03,608
‫اون کلانتر جذاب ولی احتمالاً خبیث
‫بعد از دورهمی‌ش برمی‌گرده.

511
00:29:03,658 --> 00:29:05,860
‫نباید بذاریم توی نقطۀ الف شیطنت کنه.

512
00:29:05,910 --> 00:29:07,570
‫مغزت واقعاً معیوبه، مَرد.

513
00:29:07,620 --> 00:29:08,830
‫یه گلوله هم توشه!

514
00:29:50,205 --> 00:29:52,081
‫ازم بپرس می‌ترسم یا نه.

515
00:29:52,582 --> 00:29:53,583
‫چی؟

516
00:29:54,751 --> 00:29:56,544
‫گفتم ازم بپرس می‌ترسم یا نه.

517
00:29:57,962 --> 00:29:58,963
‫می‌ترسی؟

518
00:30:00,465 --> 00:30:01,466
‫معلومه که نه.

519
00:30:34,082 --> 00:30:35,750
‫قبلاً اینجا بودی؟

520
00:30:40,755 --> 00:30:42,707
‫نمی‌دونم.

521
00:30:42,757 --> 00:30:45,043
‫کلی سیاره هست. بعد از یه مدت

522
00:30:45,093 --> 00:30:46,344
‫همه‌شون شبیه هم می‌شن برات.

523
00:30:53,226 --> 00:30:54,394
‫می‌دونی، عجیبه.

524
00:30:57,355 --> 00:30:58,648
‫حس می‌کنم قبلاً اومدم اینجا.

525
00:30:59,983 --> 00:31:02,143
‫اگه لنترن نشدی،
‫چطوری از زمین رفتی بیرون؟

526
00:31:02,193 --> 00:31:04,362
‫نرفتم،
‫برای همین برام عجیبه.

527
00:31:08,950 --> 00:31:12,036
‫هی، وسط اون دریاچه یه جزیره‌ست.

528
00:31:16,624 --> 00:31:17,625
‫آره.

529
00:31:18,376 --> 00:31:20,044
‫ولی چیزای دیگه‌ای هم هست.

530
00:31:24,507 --> 00:31:25,925
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

531
00:31:31,431 --> 00:31:34,434
‫چرا پرواز نمی‌کنی بری اون بالا
‫و یه نگاهی بندازی؟

532
00:31:34,475 --> 00:31:36,052
‫چون هنوز پرواز کردن رو یادت ندادم،

533
00:31:36,102 --> 00:31:37,345
‫تنها چیزی هم که بهت یاد دادم...

534
00:31:37,395 --> 00:31:38,897
‫هیچی و هیچی بوده!

535
00:31:39,314 --> 00:31:41,733
‫منو اون بالا متصور کن،
‫خودم یه نگاهی میندازم.

536
00:31:42,233 --> 00:31:43,276
‫فقط باید...

537
00:31:44,777 --> 00:31:47,488
‫فقط روی سازه‌ش تمرکز کن.

538
00:31:48,281 --> 00:31:50,909
‫- باشه.
‫- از تخیلت هم استفاده کن.

539
00:31:52,493 --> 00:31:53,745
‫ممنون بابت آموزشت.

540
00:32:55,390 --> 00:32:57,976
‫کل شهر متروکه‌ست.

541
00:33:03,314 --> 00:33:05,683
‫حتی یه موجود زنده هم اون بالا نیست.

542
00:33:05,733 --> 00:33:07,652
‫چون همه‌شون این پایینن.

543
00:33:21,666 --> 00:33:24,002
‫فقط ما نبودیم که دنبال من‌هانتر می‌گشتیم.

544
00:33:27,422 --> 00:33:30,008
‫یه یارویی به اسم آنتان گیرم انداخت.

545
00:33:31,467 --> 00:33:33,127
‫بهم گفت آخرین بازمانده از نژاد خودشه،

546
00:33:33,177 --> 00:33:34,929
‫منم باور نکردم، بعدش...

547
00:33:36,014 --> 00:33:39,517
‫خاطرات و تجربیات قومش رو بهم تزریق کرد و...

548
00:33:40,852 --> 00:33:42,437
‫من با تمام وجود حسش کردم.

549
00:33:44,355 --> 00:33:46,349
‫انگار سرِ خودم اومده بود.

550
00:33:46,399 --> 00:33:49,018
‫توی همین شهر بودم، یه گازی پخش شده بود،

551
00:33:49,068 --> 00:33:52,438
‫و وقتی گاز رو استنشاق کردن، جوری به وحشت افتادن که

552
00:33:52,488 --> 00:33:53,865
‫زهره‌ترک شدن.

553
00:33:56,117 --> 00:33:58,536
‫افتادن به جون همدیگه و همدیگه رو کشتن...

554
00:33:59,537 --> 00:34:01,122
‫خودکشی هم می‌کردن.

555
00:34:03,207 --> 00:34:05,418
‫فقط نمی‌دونستم این شهر روی هوا معلقه.

556
00:34:08,546 --> 00:34:10,631
‫نمی‌فهمیدم خودشون رو از کجا پرت می‌کنن پایین.

557
00:34:14,135 --> 00:34:15,219
‫حالا فهمیدم.

558
00:34:21,726 --> 00:34:23,519
‫هال اینجا چه غلطی می‌کرده؟

559
00:34:24,395 --> 00:34:26,272
‫خب، گمون کنم اون قایق اونجا مال اون باشه.

560
00:34:31,069 --> 00:34:32,570
‫بریم ته‌وتوش رو دربیاریم.

561
00:35:02,016 --> 00:35:04,469
‫کمک می‌کنی یا فقط می‌خوای به من زل بزنی؟

562
00:35:04,519 --> 00:35:05,895
‫نه نه، پارو زدن انرژی می‌بره.

563
00:35:07,105 --> 00:35:09,057
‫دلم نمی‌خواد وقت گپ زدنمون الکی هدر بره.

564
00:35:09,107 --> 00:35:11,484
‫- راستش من مشکلی با این قضیه ندارم.
‫- آره شکی توش نیست!

565
00:35:13,152 --> 00:35:14,395
‫چیزی ذهنت رو درگیر کرده؟

566
00:35:14,445 --> 00:35:15,646
‫آره.

567
00:35:15,696 --> 00:35:18,199
‫به برادرت گفتی آخرین نفری بودی که منو زنده دیده.

568
00:35:19,117 --> 00:35:20,693
‫تو توی نبراسکا زندگی نمی‌کنی.

569
00:35:20,743 --> 00:35:22,445
‫از نبراسکا خوشت نمیاد.

570
00:35:22,495 --> 00:35:24,072
‫از منم خوشت نمیاد.

571
00:35:24,122 --> 00:35:25,615
‫پس برای چی برگشتی؟

572
00:35:25,665 --> 00:35:27,867
‫- من نکُشتمت، داداش.
‫- منم فکر نمی‌کنم کار تو باشه،

573
00:35:27,917 --> 00:35:29,160
‫ولی این جواب سؤالم نیست.

574
00:35:29,210 --> 00:35:31,295
‫شاید اصلاً دلم نخواد جواب بدم.

575
00:35:33,131 --> 00:35:34,999
‫خب، من بعد از طلوع آفتاب دیگه وجود خارجی ندارم،

576
00:35:35,049 --> 00:35:37,301
‫پس چطوره با دلِ یه روح راه بیای، هان؟

577
00:35:40,888 --> 00:35:42,924
‫برگشتم چون مادرم بهم گفت

578
00:35:42,974 --> 00:35:44,767
‫می‌خواستی ازم عذرخواهی کنی.

579
00:35:45,852 --> 00:35:47,845
‫- مادرت؟
‫- اوهوم.

580
00:35:47,895 --> 00:35:49,597
‫گفت خودت بهش گفتی.

581
00:35:49,647 --> 00:35:52,225
‫- ظاهراً با هم رفیق بودین.
‫- چطوری آخه؟

582
00:35:52,275 --> 00:35:54,235
‫نمی‌دونم، اصلاً هم برام مهم نیست.

583
00:35:55,194 --> 00:35:56,229
‫گفتم؟

584
00:35:56,279 --> 00:35:59,273
‫- بهت گفتم معذرت می‌خوام؟
‫- نه، اتفاقاً نگفتی.

585
00:35:59,323 --> 00:36:01,484
‫بهم گفتی اونی که باید عذرخواهی کنه تویی،

586
00:36:01,534 --> 00:36:02,944
‫بعدش هم کلی برام سخنرانی کردی.

587
00:36:02,994 --> 00:36:05,404
‫- پس برای همین بی‌هوا بهم مشت زدی.
‫- آره، یه دلیلش همین بود.

588
00:36:05,454 --> 00:36:07,573
‫یکی‌ش؟ مگه لیست داری؟ بگو بشنویم!

589
00:36:07,623 --> 00:36:09,992
‫تا دلت بخواد! کاری کردی از
‫تفنگداران دریایی بندازنم بیرون.

590
00:36:10,042 --> 00:36:12,495
‫ماشینی که من توش بودم رو
‫از درّه پرت کردی پایین.

591
00:36:12,545 --> 00:36:13,579
‫بهم دروغ گفتی.

592
00:36:13,629 --> 00:36:16,124
‫ماشینم رو کوبیدی به تیر برق،
‫در حالی که خودم توش بودم!

593
00:36:16,174 --> 00:36:17,375
‫به من بی‌احترامی کردی،

594
00:36:17,425 --> 00:36:18,793
‫به تشکیلات هم بی‌احترامی کردی.

595
00:36:18,843 --> 00:36:21,337
‫چطوری هم پرتت کردم ته درّه، هم کوبیدمت به تیر برق؟!

596
00:36:21,387 --> 00:36:23,047
‫دوتا ماجرای جداگونه بود، بی‌شرف!

597
00:36:23,097 --> 00:36:24,348
‫خیلی‌خب، آروم باش.

598
00:36:27,185 --> 00:36:28,177
‫شرمنده.

599
00:36:28,227 --> 00:36:29,387
‫من عذرخواهی تو رو نمی‌خوام.

600
00:36:29,437 --> 00:36:30,805
‫- چی می‌خوای پس؟
‫- عذرخواهی اونو!

601
00:36:30,855 --> 00:36:33,232
‫خب، اون که مُرده.
‫و اگه به‌جای اینکه هر فرصتی گیرت اومد بهش بپری

602
00:36:33,274 --> 00:36:35,268
‫یه‌کم دقت می‌کردی
‫و می‌فهمیدی توی چه دردسری افتاده،

603
00:36:35,318 --> 00:36:35,977
‫شاید الان...

604
00:36:36,027 --> 00:36:37,069
‫♪ لباس دیکی تمیزه و ماشینش برق افتاده ♪

605
00:36:37,111 --> 00:36:38,604
‫عه، دوباره می‌خوای اون کار رو بکنی؟

606
00:36:38,654 --> 00:36:40,489
‫♪ لم ‌داده، چشمش به خیابونه ♪

607
00:36:40,531 --> 00:36:42,283
‫♪ بچه‌های اکیپ، بساطشون به راهه ♪

608
00:36:42,325 --> 00:36:44,152
‫این روش جواب نمی‌ده. می‌دونی چرا جواب نمی‌ده؟

609
00:36:44,202 --> 00:36:47,163
‫- ♪ دور دور می‌کنن و برای بقیه کُری می‌خونن ♪
‫- چون دلت نمی‌خواد من برم.

610
00:37:38,965 --> 00:37:40,633
‫هی، جونیور!

611
00:37:42,051 --> 00:37:43,920
‫هی، جونیور!

612
00:37:43,970 --> 00:37:45,096
‫هی، جونیور!

613
00:37:46,681 --> 00:37:47,932
‫بابا!

614
00:37:51,477 --> 00:37:52,895
‫منتظر چی هستی؟

615
00:37:58,776 --> 00:38:00,478
‫ترسیدی، سرباز؟

616
00:38:00,528 --> 00:38:02,563
‫- خیر قربان!
‫- صدات رو نمی‌شنوم، بی‌عرضه!

617
00:38:02,613 --> 00:38:04,782
‫- گفتم خیر قربان!
‫- پس شلیک کن لعنتی!

618
00:38:07,618 --> 00:38:09,237
‫تو می‌ترسی!

619
00:38:09,287 --> 00:38:11,872
‫می‌ترسی بفهمن هیچ‌وقت نمی‌خواستی لنترن بشی!

620
00:38:13,165 --> 00:38:14,408
‫این‌طور نیست!

621
00:38:14,458 --> 00:38:16,535
‫- فقط می‌خواستی اون نقاشی‌هات رو بکشی...
‫- خودت می‌دونی این‌طور نیست!

622
00:38:16,585 --> 00:38:18,162
‫- چون ترسویی! پس شلیک کن!
‫- خفه شو!

623
00:38:18,212 --> 00:38:19,747
‫شلیک کن کثافت عوضی، یالا!

624
00:38:19,797 --> 00:38:21,415
‫- بهم شلیک کن، بزدل لعنتی!
‫- خفه شو دیگه!

625
00:38:21,465 --> 00:38:23,759
‫- شلیک کن! شلیک کن!
‫- خفه‌خون بگیر!

626
00:38:34,145 --> 00:38:35,396
‫می‌خواستی غرقم کنی!

627
00:38:35,438 --> 00:38:37,773
‫چی چرت‌وپرت می‌گی؟ من الان نجاتت دادم، احمق!

628
00:38:42,069 --> 00:38:43,271
‫رد داده بودی.

629
00:38:43,321 --> 00:38:44,647
‫توهم زده بودی،

630
00:38:44,697 --> 00:38:46,107
‫داد می‌زدی و از بزدل بودن می‌گفتی،

631
00:38:46,157 --> 00:38:47,650
‫بعدش اون اسلحه رو درآوردی و...

632
00:38:47,700 --> 00:38:50,161
‫گذاشتی روی سرت
‫و داشتی ماشه رو می‌کشیدی تا اینکه پریدم روت.

633
00:38:51,162 --> 00:38:52,455
‫کارِ گازه.

634
00:38:52,496 --> 00:38:54,240
‫همون چیزی که باعث شد همه همدیگه رو بکشن

635
00:38:54,290 --> 00:38:56,667
‫و دست به خودکشی بزنن، هنوز توی ابرها...

636
00:38:56,709 --> 00:38:58,252
‫توی آب و توی بارونه.

637
00:39:01,922 --> 00:39:05,426
‫دیدی بهت گفتم اون پانچو خیلی مهمه؟
‫(پانچو نوعی بارانیِ ضدآب است)

638
00:39:44,173 --> 00:39:45,549
‫پدرم خودکشی کرد.

639
00:39:47,718 --> 00:39:49,837
‫خلبان آزمایشی بود،
‫برای همین دلیلی نداشت که...

640
00:39:49,887 --> 00:39:52,098
‫کسی فکر کنه
‫ماجرا چیزی غیر از یه حادثه بوده.

641
00:39:53,766 --> 00:39:55,601
‫دو سه ماه قبلش...

642
00:39:57,895 --> 00:39:59,013
‫بهم گفت یه گاوصندوق

643
00:39:59,063 --> 00:40:00,314
‫زیر میز کارش هست.

644
00:40:02,942 --> 00:40:04,110
‫اگه اتفاقی براش افتاد،

645
00:40:05,236 --> 00:40:07,488
‫می‌خواست من اولین نفری باشم که بازش می‌کنه.

646
00:40:09,990 --> 00:40:11,742
‫و خب آره، یه اتفاقی براش افتاد!

647
00:40:14,078 --> 00:40:15,913
‫منم بازش کردم.

648
00:40:18,416 --> 00:40:19,500
‫پول نقد و سکه.

649
00:40:20,918 --> 00:40:22,461
‫عکس‌های قدیمی.

650
00:40:27,883 --> 00:40:28,884
‫و یه یادداشت.

651
00:40:30,428 --> 00:40:33,764
‫بابام مجاب شده بود
‫که بدون اون زندگی‌مون بهتره.

652
00:40:34,640 --> 00:40:36,600
‫می‌گفت تمام عمرش این درد رو تحمل کرده.

653
00:40:38,644 --> 00:40:40,938
‫می‌گفت روزبه‌روز بدتر می‌شده.

654
00:40:43,274 --> 00:40:44,692
‫دیگه نمی‌تونست پنهونش کنه.

655
00:40:50,239 --> 00:40:51,907
‫طاقت نداشت بذاره ما این دردش رو ببینیم.

656
00:40:58,247 --> 00:41:00,416
‫طاقت نداشت بذاره خودِ واقعی‌ش رو ببینیم.

657
00:41:07,506 --> 00:41:09,500
‫اینا رو بهم گفت
‫چون پدربزرگم هم توی یه یادداشت

658
00:41:09,550 --> 00:41:10,885
‫همین چیزا رو براش نوشته.

659
00:41:12,553 --> 00:41:14,054
‫اونم دقیقاً همین درد رو داشت.

660
00:41:16,098 --> 00:41:18,134
‫نسل‌به‌نسل منتقل شده،

661
00:41:18,184 --> 00:41:19,268
‫از پدر به پسر.

662
00:41:23,230 --> 00:41:25,649
‫اسمش رو گذاشته بودن میراث پسران خاندان جوردن.

663
00:41:31,280 --> 00:41:33,065
‫پسر، نترس‌بودنِ من به‌خاطر شجاعتم نیست.

664
00:41:33,115 --> 00:41:35,034
‫نترس‌بودنِ من به‌خاطر داغون‌بودنمه.

665
00:41:37,703 --> 00:41:40,331
‫قضیۀ اون کلیده رو بهم گفتی که عکس یه پرنده روشه.

666
00:41:40,831 --> 00:41:42,791
‫کلید همون گاوصندوقیه که از خودم به‌جا گذاشتم.

667
00:41:45,503 --> 00:41:47,246
‫می‌گم شاید یه چیزی توش باشه

668
00:41:47,296 --> 00:41:48,756
‫که منو برسونه به یادداشتِ خودم.

669
00:41:49,840 --> 00:41:51,175
‫فکر می‌کنی...

670
00:41:55,054 --> 00:41:56,430
‫فکر می‌کنی خودت، خودت رو کشتی؟

671
00:41:57,765 --> 00:42:00,468
‫یادمه گفتی فکر می‌کنی کری تو رو کشته باشه.

672
00:42:00,518 --> 00:42:02,178
‫شاید صرفاً جنازه‌م رو پیدا کرده

673
00:42:02,228 --> 00:42:03,729
‫و اسلحه رو انداخته دور.

674
00:42:05,564 --> 00:42:07,441
‫لاپوشونی کرده تا آبروم نره.

675
00:42:07,691 --> 00:42:09,693
‫مثل تو که آبروی بابات رو حفظ کردی؟

676
00:42:09,985 --> 00:42:12,154
‫آره، مثل من که آبروی بابام رو حفظ کردم.

677
00:42:12,863 --> 00:42:16,033
‫هال... واقعاً متأسفم داداش.

678
00:42:19,245 --> 00:42:21,872
‫این اولین باریه که «هال» صدام کردی.

679
00:42:24,291 --> 00:42:25,084
‫آره.

680
00:42:44,270 --> 00:42:45,271
‫لعنتی.

681
00:42:46,438 --> 00:42:47,481
‫اسلحه رو گم کردم.

682
00:42:49,066 --> 00:42:50,935
‫خب، شانس آوردی قوی‌ترین سلاحِ

683
00:42:50,985 --> 00:42:53,020
‫کل جهان توی انگشتته.

684
00:42:53,070 --> 00:42:54,738
‫چقدر از شارژش مونده؟

685
00:42:57,324 --> 00:42:59,118
‫شاید بهتر بود اسلحه رو گم نمی‌کردی!

686
00:43:28,647 --> 00:43:31,692
‫بخواب روی زمین
‫وگرنه گلوش رو گوش‌تاگوش می‌بُرم!

687
00:43:32,401 --> 00:43:33,852
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

688
00:43:33,902 --> 00:43:36,522
‫من همونی‌ام که قایقتون رو می‌دزده،
‫شما هم همونایی هستین که می‌گین

689
00:43:36,572 --> 00:43:39,692
‫دروازهٔ خروج از این دنیای فراموش‌شدۀ بی‌روح کجاست!

690
00:43:39,742 --> 00:43:41,777
‫- نه، کور خوندی!
‫- می‌کُشمش‌ها!

691
00:43:41,827 --> 00:43:43,287
‫خب بفرما.
‫از این یارو خوشم نمیاد.

692
00:43:43,329 --> 00:43:44,738
‫راست می‌گه، اصلاً ازم خوشش نمیاد.

693
00:43:44,788 --> 00:43:46,949
‫- دیدی؟
‫- بلوف نمی‌زنم!

694
00:43:46,999 --> 00:43:48,000
‫کارآموز...

695
00:43:49,293 --> 00:43:51,378
‫- دارن آهنگ موردعلاقه‌مون رو پخش می‌کنن!
‫- ساکت شو!

696
00:44:08,103 --> 00:44:09,855
‫تو باید جان استوارت باشی.

697
00:44:16,153 --> 00:44:18,656
‫عجب زور بازویی داری، بچه‌جون.

698
00:45:05,494 --> 00:45:09,665
‫«ترجمه از محمد سید»

699
00:45:11,665 --> 00:45:21,665
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M