1
00:00:12,262 --> 00:00:14,264
‫[سال ۲۰۱۶]

2
00:00:14,431 --> 00:00:17,058
‫[روشویل]

3
00:00:24,691 --> 00:00:28,945
‫«ترجمه از محمد سید»

4
00:00:33,533 --> 00:00:35,535
‫[مسافرخانه]

5
00:00:45,420 --> 00:00:46,463
‫دست نگه دارید.

6
00:00:48,089 --> 00:00:49,090
‫تموم شد.

7
00:00:49,716 --> 00:00:50,717
‫بذارین رد شه.

8
00:00:57,849 --> 00:00:58,850
‫هال کجاست؟

9
00:01:03,354 --> 00:01:04,439
‫توی مسافرخونه‌ست.

10
00:01:05,439 --> 00:01:15,439
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

11
00:01:21,873 --> 00:01:23,166
‫دکتر خبر کنم؟

12
00:01:24,918 --> 00:01:25,919
‫نه.

13
00:01:28,421 --> 00:01:29,631
‫خوبی؟

14
00:01:33,384 --> 00:01:34,719
‫چند نفر مُردن؟

15
00:01:37,013 --> 00:01:38,139
‫هنوز نمی‌دونم.

16
00:01:39,849 --> 00:01:40,934
‫اوضاع خرابه.

17
00:01:45,146 --> 00:01:46,397
‫ارزشش رو داشت؟

18
00:01:55,240 --> 00:01:56,241
‫چیه؟

19
00:01:58,743 --> 00:02:00,578
‫منم همین سؤال رو از جان پرسیدم.

20
00:02:04,499 --> 00:02:06,835
‫نگهبانان چی می‌گن؟

21
00:02:06,876 --> 00:02:09,003
‫بهشون خبر ندادم، و جون خیلی‌ها رو...

22
00:02:09,087 --> 00:02:10,797
‫به خطر انداختم، اونم...

23
00:02:13,883 --> 00:02:15,844
‫فقط از روی خودخواهی.

24
00:02:19,055 --> 00:02:20,723
‫و اینکه هیچ‌کس مخالفتی نمی‌کنه...

25
00:02:20,807 --> 00:02:24,894
‫که توی یه دادگاه
‫منو به جرمِ «به خطر انداختن دیگران» محکوم کنن.

26
00:02:27,897 --> 00:02:30,942
‫یه‌جور راه‌حلِ تر و تمیز برای مشکلشونه...

27
00:02:31,943 --> 00:02:33,361
‫مشکلی به اسم من.

28
00:02:36,072 --> 00:02:37,073
‫متأسفم.

29
00:02:38,199 --> 00:02:39,200
‫بهم گفته بودی.

30
00:02:40,577 --> 00:02:43,496
‫من از شهر نرفتم، پس هر اتفاقی که بعدش افتاد...

31
00:02:45,248 --> 00:02:46,583
‫تقصیر خودم بود.

32
00:02:47,083 --> 00:02:48,209
‫می‌دونم.

33
00:02:48,835 --> 00:02:49,836
‫همین‌طوره.

34
00:02:50,879 --> 00:02:53,214
‫ولی هنوزم می‌تونم از اینکه حق با من بوده، ناراحت باشم.

35
00:03:06,561 --> 00:03:08,563
‫[سال ۲۰۲۶]

36
00:04:06,246 --> 00:04:07,288
‫اومدی!

37
00:04:09,165 --> 00:04:10,250
‫آره.

38
00:04:15,380 --> 00:04:16,589
‫نوشیدنی آوردی.

39
00:04:42,573 --> 00:04:45,410
‫♪ عکسی از ما زیر نورافکن ♪

40
00:04:45,493 --> 00:04:49,664
‫♪ توی یه شبِ گرم، حواسم پرت بود ♪

41
00:04:49,747 --> 00:04:54,210
‫♪ ساکت بودم، تا مبادا زیاده‌روی کنم ♪

42
00:04:54,294 --> 00:04:56,879
‫♪ محتاج آرامشِ خاطر بودم ♪

43
00:05:10,560 --> 00:05:12,687
‫فکر کنم ایدۀ بدی بود.

44
00:05:12,729 --> 00:05:16,482
‫من یه زنِ عاقل و بالغم
‫و مجری قوانین این شهر!

45
00:05:16,524 --> 00:05:19,060
‫با اینکه خیلی خوش می‌گذره،
‫نمی‌خوام یه ماهِ دیگه هم...

46
00:05:19,110 --> 00:05:20,361
‫یواشکی با تو بگردم.

47
00:05:20,445 --> 00:05:22,363
‫متوجهی که روی چمنِ جلوی خونه‌م نوشتن:

48
00:05:22,405 --> 00:05:24,115
‫«گمشو عوضی»؟

49
00:05:24,198 --> 00:05:27,493
‫- می‌خوای شکایت کنی؟
‫- با مدفوع خودشون نوشته بودن.

50
00:05:27,994 --> 00:05:29,370
‫کار زمان‌بریه!

51
00:05:29,412 --> 00:05:31,831
‫و برای رسوندنِ منظورشون،
‫نیازی نبود کلمۀ «عوضی» رو بنویسن.

52
00:05:32,915 --> 00:05:35,793
‫مگه اینکه منظورشون دقیقاً همون «عوضی» بوده باشه.

53
00:05:41,507 --> 00:05:43,051
‫گوش کن.

54
00:05:43,092 --> 00:05:46,012
‫می‌دونم سال‌ها طول کشید تا
‫احترامِ این مردم رو به دست بیاری...

55
00:05:50,683 --> 00:05:52,935
‫نمی‌خوام به‌خاطر من از دستش بدی، همین.

56
00:06:00,568 --> 00:06:02,236
‫مردم، گوش کنید.

57
00:06:03,780 --> 00:06:06,282
‫می‌دونم از این مرد خوشتون نمیاد...

58
00:06:07,283 --> 00:06:08,659
‫ولی من ازش خوشم میاد.

59
00:06:09,285 --> 00:06:10,661
‫خیلی هم خوشم میاد.

60
00:06:11,621 --> 00:06:13,039
‫اون حبسش رو کشیده،

61
00:06:13,122 --> 00:06:16,626
‫و برگشته اینجا با اینکه می‌دونست قراره بهش زل بزنید،

62
00:06:16,709 --> 00:06:18,336
‫و لاستیک‌هاش رو پاره کنید،

63
00:06:18,419 --> 00:06:22,298
‫و با مدفوع روی چمنِ خونه‌ش چیز میز بنویسید.

64
00:06:22,382 --> 00:06:24,258
‫می‌تونست هر جایی بخواد بره.

65
00:06:24,300 --> 00:06:26,344
‫هنوزم توی خیلی جاها یه قهرمانه،

66
00:06:26,427 --> 00:06:30,098
‫ولی ترجیح داد برگرده اینجا، جایی که ازش متنفرن،

67
00:06:30,181 --> 00:06:33,101
‫و هر روز می‌ره بیرون

68
00:06:33,142 --> 00:06:35,978
‫و سعی می‌کنه یه چیزی رو که خراب کرده، درست کنه.

69
00:06:37,188 --> 00:06:40,316
‫منم ده‌سال پیش به اندازۀ تک‌تکِ شماها ضربه خوردم،

70
00:06:40,858 --> 00:06:42,068
‫ولی می‌بخشمش.

71
00:06:45,196 --> 00:06:48,074
‫پس می‌خوام همه‌تون بدونید، در پیشگاهِ خدا

72
00:06:48,116 --> 00:06:51,786
‫و در کنار بهترین نون‌‌سیرِ غربِ نبراسکا،

73
00:06:53,371 --> 00:06:56,457
‫شاید هال جوردن گند زده باشه،

74
00:06:56,499 --> 00:06:59,377
‫و شاید لیاقتِ بخششِ شما رو نداشته باشه،

75
00:06:59,460 --> 00:07:01,754
‫ولی لایق آرامشه.

76
00:07:02,630 --> 00:07:03,881
‫مثل همه‌مون.

77
00:07:04,841 --> 00:07:08,886
‫و هر کی که بخواد این آرامش رو به هم بزنه،
‫باید بدونه...

78
00:07:10,680 --> 00:07:12,223
‫این آقا با منه.

79
00:07:24,193 --> 00:07:25,236
‫چیه؟

80
00:07:31,409 --> 00:07:35,705
‫♪ تحملِ یه دردِ دیگه رو ندارم ♪

81
00:07:35,788 --> 00:07:37,206
‫♪ با اینکه می‌گی دوستِ منی ♪

82
00:07:37,290 --> 00:07:39,500
‫♪ دیگه عقلم به جایی قد نمی‌ده ♪

83
00:07:39,542 --> 00:07:42,545
‫♪ می‌گی عشقت واقعیه ♪

84
00:07:42,628 --> 00:07:47,508
‫♪ ولی با کارهایی که می‌کنی هم‌خونی نداره ♪

85
00:07:47,592 --> 00:07:51,721
‫♪ و وقتی ازت می‌خوام مهربون باشی ♪

86
00:07:51,804 --> 00:07:54,348
‫♪ می‌گی باید بی‌رحم باشی... ♪

87
00:07:55,850 --> 00:07:57,643
‫لعنتی!

88
00:08:00,271 --> 00:08:01,939
‫لعنتی!

89
00:09:13,511 --> 00:09:14,679
‫چه خبره؟

90
00:09:19,392 --> 00:09:20,893
‫بهتره بی‌حرکت بمونی.

91
00:09:24,814 --> 00:09:25,898
‫پوستت تازه‌ست.

92
00:09:28,317 --> 00:09:29,777
‫کاش یه راهی بود که می‌تونستم...

93
00:09:29,860 --> 00:09:31,946
‫بدونِ اینکه بفهمی من چی هستم، نجاتت بدم.

94
00:09:33,489 --> 00:09:35,491
‫حق نداری به مامانم بگی من خوبت کردم.

95
00:09:37,952 --> 00:09:39,787
‫اون نمی‌دونه که من می‌دونم.

96
00:09:47,920 --> 00:09:49,130
‫تو چی هستی؟

97
00:10:08,149 --> 00:10:09,525
‫یه من‌هانتر.

98
00:10:13,821 --> 00:10:17,450
‫یه مثبت برای یه کارآموزِ رفوزه‌شده!

99
00:10:17,533 --> 00:10:19,535
‫هال همۀ اینا رو بهت گفت؟

100
00:10:19,619 --> 00:10:21,871
‫دقیقاً همون جایی وایستاده بود که تو الان وایستادی.

101
00:10:23,080 --> 00:10:24,707
‫پس نوآ بود که تو رو فراری داد؟

102
00:10:24,790 --> 00:10:26,584
‫اون پسر دیگه مَرد شده.

103
00:10:27,585 --> 00:10:29,629
‫و خیلی هم قدرتمنده.

104
00:10:30,087 --> 00:10:32,715
‫- چقدر قدرتمند؟
‫- ببین من کجا نشستم.

105
00:10:35,343 --> 00:10:36,961
‫من الان آماده‌ام با هال حرف بزنم.

106
00:10:37,011 --> 00:10:38,721
‫شرمنده، در دسترس نیست.

107
00:10:38,804 --> 00:10:39,972
‫پس بگو بیاد.

108
00:10:40,806 --> 00:10:42,350
‫چرا اینجا؟

109
00:10:42,433 --> 00:10:45,311
‫هان؟ چرا باید به یه سیارۀ مُرده دروازه باز کنه...

110
00:10:45,353 --> 00:10:47,104
‫که آبِ سمی‌ای داره
‫که باعث می‌شه بخوای...

111
00:10:47,146 --> 00:10:49,857
‫- خودکشی کنی؟
‫- اون یکی من‌هانتر،

112
00:10:49,940 --> 00:10:53,277
‫همونی که پسره تکنولوژی‌ای که منو باهاش آزاد کرد،
‫ازش به ارث برده.

113
00:10:53,444 --> 00:10:55,696
‫همون مادربزرگه.

114
00:10:55,738 --> 00:10:58,232
‫اون اینو ساخت تا بتونه از جایی
‫که نابود کرده بود، دیدن کنه.

115
00:10:58,282 --> 00:10:59,533
‫چرا باید این کار رو می‌کرد؟

116
00:10:59,617 --> 00:11:02,161
‫به همون دلیلی که جوردن برگشت روشویل.

117
00:11:02,745 --> 00:11:04,955
‫ضعف و عذاب‌وجدان.

118
00:11:05,831 --> 00:11:07,208
‫نوآ با تو چی‌کار داره؟

119
00:11:07,249 --> 00:11:09,543
‫دیگه با یه کارآموز حرف نمی‌زنم.

120
00:11:09,627 --> 00:11:12,171
‫- باید با هال صحبت کنم.
‫- چی بگم والا.

121
00:11:13,881 --> 00:11:15,257
‫هیچ منطقی نداره.

122
00:11:16,175 --> 00:11:17,885
‫اونجا نشستی و به من می‌گی که...

123
00:11:17,968 --> 00:11:20,554
‫نوآ جونِ هال رو نجات داد، فقط برای اینکه بعدش بکشتش.

124
00:11:20,638 --> 00:11:21,806
‫اون یه من‌هانترـه.

125
00:11:21,889 --> 00:11:24,600
‫زندگی و مرگ برای اون یه‌جور معامله‌ست.

126
00:11:27,019 --> 00:11:29,271
‫حتماً هال دیگه براش فایده‌ای نداشته.

127
00:11:37,446 --> 00:11:39,407
‫پس معامله‌ش با تو چی بود؟

128
00:11:39,448 --> 00:11:41,242
‫دیگه باهات حرفی ندارم.

129
00:11:44,495 --> 00:11:46,238
‫مجبور نیستی این کار رو بکنی!

130
00:11:46,288 --> 00:11:47,373
‫نه! بس کن!

131
00:11:47,415 --> 00:11:48,991
‫- این کار رو نکن!
‫- اینجا چی‌کار می‌کردی؟

132
00:11:49,041 --> 00:11:50,835
‫- راستش رو بگو!
‫- دارم راستش رو می‌گم!

133
00:11:55,172 --> 00:11:56,257
‫بهم بگو!

134
00:11:56,799 --> 00:11:58,092
‫چی می‌بینی؟

135
00:12:01,303 --> 00:12:02,596
‫- هان؟
‫- اونو روی من استفاده نکن.

136
00:12:02,638 --> 00:12:03,255
‫از چی می‌ترسی؟

137
00:12:03,305 --> 00:12:04,598
‫روی من استفاده‌ش نکن!

138
00:12:09,311 --> 00:12:12,064
‫بس کن. خیلی‌خب. بس کن.

139
00:12:12,565 --> 00:12:13,816
‫بسه! بسه!

140
00:12:18,821 --> 00:12:20,364
‫براش یه فانوس ساختم.

141
00:12:50,352 --> 00:12:51,520
‫کار هم می‌کنه؟

142
00:12:53,230 --> 00:12:55,941
‫معلومه که کار می‌کنه. حالا بذار با جوردن حرف بزنم.

143
00:12:59,904 --> 00:13:03,115
‫- این رگه‌ها چیه؟
‫- خب، خودت بگو.

144
00:13:03,199 --> 00:13:05,493
‫تو همین‌جا ساختی‌ش.

145
00:13:05,534 --> 00:13:09,288
‫و هر چیزی که توی این رگه‌هاست، از آب و هوای اینجاست.

146
00:13:11,540 --> 00:13:12,541
‫ترس‌شون.

147
00:13:12,625 --> 00:13:15,503
‫نیروهای ارتشِ لنترن فکر می‌کنن
‫ترس باعث ضعف می‌شه.

148
00:13:15,544 --> 00:13:18,631
‫سخت در اشتباهن. اگه درست مهار بشه،

149
00:13:18,672 --> 00:13:22,009
‫ترس می‌تونه قدرتمندترین نیروی جهان باشه.

150
00:13:22,092 --> 00:13:24,470
‫ترس فقط یه‌جور هوشِ تکاملیه.

151
00:13:25,888 --> 00:13:27,681
‫یه گونۀ جانوریِ نترس بهم نشون بده،

152
00:13:27,723 --> 00:13:31,185
‫تا بهت بگم که چرا در معرض انقراضه.

153
00:13:31,268 --> 00:13:34,104
‫- این می‌تونه انگشترم رو شارژ کنه؟
‫- آره، می‌تونه.

154
00:13:42,613 --> 00:13:44,448
‫نکن.

155
00:13:44,657 --> 00:13:45,699
‫بالأخره اومدی.

156
00:13:45,783 --> 00:13:47,701
‫نمی‌دونی این فانوس ممکنه چی‌کار کنه.

157
00:13:47,785 --> 00:13:49,787
‫باید به حرفم گوش می‌کردی.

158
00:13:49,829 --> 00:13:51,322
‫بهت گفته بودم اگه برگردی اونجا،

159
00:13:51,372 --> 00:13:52,748
‫خودت رو به کشتن می‌دی.

160
00:13:54,124 --> 00:13:56,168
‫بگو چرا نوآ یه فانوس می‌خواست.

161
00:13:57,670 --> 00:13:59,421
‫یه ایده‌ای دارم.

162
00:13:59,463 --> 00:14:01,415
‫این‌طوری شاید مجبور نباشی برای هیچ و پوچ بمیری.

163
00:14:01,465 --> 00:14:03,175
‫من اینجا چی‌کار می‌کردم؟

164
00:14:03,217 --> 00:14:04,543
‫بعد از اینکه پسره تو رو خوب کرد،

165
00:14:04,593 --> 00:14:06,512
‫ازت قول گرفت که رازش رو به کسی نگی.

166
00:14:07,054 --> 00:14:08,264
‫ولی تو تعقیبش کردی.

167
00:14:14,937 --> 00:14:16,438
‫دروازه‌ش رو پیدا کردی.

168
00:14:17,690 --> 00:14:20,985
‫وقتی اون رفت بیرون، تو اومدی داخل.

169
00:14:23,404 --> 00:14:24,772
‫یه فکری افتاد توی سرت.

170
00:14:24,822 --> 00:14:28,075
‫می‌‌خواستی دروازه‌ رو ببندی و مخفی‌ش کنی.

171
00:14:28,158 --> 00:14:29,994
‫بهت گفتم که بستنِ دروازه،

172
00:14:30,035 --> 00:14:32,162
‫فقط پسره رو عصبانی می‌کنه.

173
00:14:33,372 --> 00:14:34,573
‫تو می‌خواستی بکُشمش.

174
00:14:34,623 --> 00:14:36,250
‫داشتی دل‌نازک می‌شدی.

175
00:14:36,292 --> 00:14:39,086
‫- اون یه من‌هانترـه.
‫- نوآ برای چی فانوس می‌خواست؟

176
00:14:39,295 --> 00:14:40,588
‫هنوزم می‌تونیم انجامش بدیم.

177
00:14:40,629 --> 00:14:42,631
‫اون نمی‌تونه تو رو از توی سرش بیرون کنه.

178
00:14:42,798 --> 00:14:44,091
‫تو کامل می‌مونی.

179
00:14:44,133 --> 00:14:45,634
‫اون انگشتر شارژش داره تموم می‌شه.

180
00:14:46,343 --> 00:14:47,761
‫می‌تونیم شکستش بدیم.

181
00:14:47,845 --> 00:14:49,263
‫ولی یه راهی بلدم.

182
00:14:51,557 --> 00:14:52,933
‫اگه انگشترت رو به دست بیاریم

183
00:14:52,975 --> 00:14:54,894
‫می‌تونم واقعاً زنده‌ت کنم.

184
00:15:03,652 --> 00:15:05,112
‫تو خیلی حرف می‌زنی.

185
00:15:06,113 --> 00:15:07,531
‫همیشه همین‌جوری بودی.

186
00:15:08,991 --> 00:15:09,992
‫رو اعصابه.

187
00:15:10,951 --> 00:15:12,611
‫در مورد انگشتر به حرفش گوش نکن.

188
00:15:12,661 --> 00:15:14,622
‫اون نمی‌خواد تو شارژش کنی.

189
00:15:14,663 --> 00:15:16,874
‫چون به‌محض اینکه این کار رو بکنی...

190
00:15:18,542 --> 00:15:22,755
‫کلِ وجودش پاک می‌شه.
‫یه‌کم خودخواهانه نیست؟

191
00:15:22,838 --> 00:15:24,465
‫چون این یعنی شاگردت باید...

192
00:15:24,506 --> 00:15:27,676
‫بدونِ سلاح با یه من‌هانتر روبه‌‌رو بشه.

193
00:15:29,303 --> 00:15:31,931
‫تو تنها کسی هستی که تا حالا یکی از نگهبانان رو کشته.

194
00:15:33,223 --> 00:15:35,142
‫برای همین بود که نوآ فراری‌ت داد.

195
00:15:37,019 --> 00:15:39,396
‫برای همین بود که ازت خواست این فانوس رو بسازی.

196
00:15:41,106 --> 00:15:42,691
‫اون دنبال انتقامه.

197
00:15:45,152 --> 00:15:47,112
‫پس چرا ازش استفاده نکرده؟

198
00:15:47,196 --> 00:15:49,031
‫خب، اول از همه یه انگشتر لازم داری.

199
00:15:49,114 --> 00:15:51,575
‫آره، ولی می‌تونست به گاردنر زنگ بزنه.

200
00:15:51,659 --> 00:15:53,535
‫با استفاده از اون چراغِ سیگنالِ مسخرۀ توی شهر.

201
00:15:53,577 --> 00:15:55,537
‫براش کمین کنه.
‫گاردنر اصلاً نمی‌فهمید از کجا خورده.

202
00:15:55,579 --> 00:15:56,789
‫انگشتر‌ش رو می‌گرفت.

203
00:15:58,415 --> 00:16:01,001
‫اون وجدان داره، مگه نه؟

204
00:16:01,085 --> 00:16:03,337
‫اون وجدان داره و این نکته حرص تو رو درآورده.

205
00:16:03,379 --> 00:16:05,631
‫این پسر فقط داره بینِ ذاتش...

206
00:16:05,714 --> 00:16:09,176
‫و تربیتِ سادۀ انسانی‌ش دست‌وپا می‌زنه.

207
00:16:09,259 --> 00:16:12,262
‫ذات همیشه برنده می‌شه. فقط زمان می‌بره.

208
00:16:13,305 --> 00:16:15,099
‫اگه نمی‌خوای اون پسره بکشتت،

209
00:16:15,140 --> 00:16:17,101
‫پیشنهاد می‌کنم اون انگشتر رو شارژ کنی.

210
00:16:38,872 --> 00:16:39,873
‫هال.

211
00:16:41,500 --> 00:16:43,168
‫نمی‌تونی همین‌طوری منو اینجا ول کنی.

212
00:16:46,213 --> 00:16:48,382
‫توی این دریاچه نمی‌شه شنا کرد.

213
00:16:48,465 --> 00:16:50,467
‫فقط جنون و مرگ میاره.

214
00:16:51,218 --> 00:16:52,219
‫هال!

215
00:16:52,803 --> 00:16:54,888
‫مثل این تبعیدی‌ها می‌شم.

216
00:16:54,930 --> 00:16:56,098
‫هال!

217
00:17:05,816 --> 00:17:07,901
‫ببین، حرفم رو پس می‌گیرم. باید انگشتر رو شارژ کنی.

218
00:17:07,943 --> 00:17:09,445
‫فقط حدودِ هفت دقیقه از شارژش مونده.

219
00:17:09,486 --> 00:17:11,697
‫می‌دونی چیه؟ الان واقعاً حس و حالِ حرف زدن ندارم.

220
00:17:11,905 --> 00:17:13,073
‫خب پس انگشتر رو شارژ کن.

221
00:17:13,115 --> 00:17:14,867
‫اون‌وقت برای همیشه از زندگی‌ت می‌رم بیرون.

222
00:17:15,868 --> 00:17:17,911
‫ببین، من دارم سعی می‌کنم ازت محافظت کنم.

223
00:17:17,995 --> 00:17:19,788
‫پس حالا داری از من محافظت می‌کنی؟

224
00:17:20,247 --> 00:17:21,331
‫وقتی که مُردی؟

225
00:17:22,499 --> 00:17:24,251
‫آخرین جمله‌ای که بهت گفتم چی بود؟

226
00:17:24,293 --> 00:17:25,919
‫از چی حرف می‌زنی؟

227
00:17:25,961 --> 00:17:27,463
‫تو بهم در موردِ اون مکالمه‌ای...

228
00:17:27,546 --> 00:17:29,715
‫که توی کافه داشتیم، گفتی.

229
00:17:29,757 --> 00:17:30,924
‫آره، خب که چی؟

230
00:17:30,966 --> 00:17:32,760
‫با هم حرف زدیم، تو یه مشتِ بی‌هوا بهم زدی،

231
00:17:32,801 --> 00:17:33,927
‫اون‌وقت آخرین جمله‌ای که...

232
00:17:34,011 --> 00:17:35,137
‫بهت گفتم چی بود؟

233
00:17:37,473 --> 00:17:40,225
‫بهم گفتی به هیچ‌کس نگم که توی روشویل هستم.

234
00:17:40,809 --> 00:17:42,436
‫و چرا باید این کار رو می‌کردم؟

235
00:17:43,437 --> 00:17:45,064
‫چون نوآ خیال می‌کرد...

236
00:17:45,147 --> 00:17:47,357
‫که رفتی اونو لو دادی.
‫داشتی سعی می‌کردی ازم محافظت کنی.

237
00:17:47,441 --> 00:17:48,609
‫بفرما.

238
00:17:48,650 --> 00:17:49,735
‫راضی شدی؟

239
00:17:49,818 --> 00:17:51,653
‫پس چرا انگشتر رو شارژ نمی‌کنی؟

240
00:17:52,362 --> 00:17:54,114
‫حس ششمم بهم می‌‌گه نوآ به من آسیب نمی‌زنه.

241
00:17:54,156 --> 00:17:55,157
‫حس ششمت اشتباه می‌کنه.

242
00:17:55,240 --> 00:17:57,409
‫پس حسِ ششم تو همیشه درسته، ولی حسِ ششم من اشتباهه.

243
00:17:57,451 --> 00:17:59,119
‫حس ششم من مُرده.

244
00:17:59,203 --> 00:18:00,829
‫اصلاً نمی‌فهمم چرا این قضیه برات مهمه.

245
00:18:00,913 --> 00:18:02,706
‫چون دارم سعی می‌کنم ازت محافظت کنم.

246
00:18:11,340 --> 00:18:14,093
‫انگشتر رو شارژ کن، وگرنه می‌میری، جان.

247
00:18:38,700 --> 00:18:40,119
‫نقشه چیه؟

248
00:18:45,249 --> 00:18:47,417
‫من از دروازۀ برج آب میام بیرون.

249
00:18:49,044 --> 00:18:50,754
‫نوآ مسابقۀ فوتبال داره.

250
00:18:52,339 --> 00:18:53,799
‫این‌جوری وقت می‌کنم 
‫بیشتر فکر کنم.

251
00:18:56,426 --> 00:18:57,427
‫از انگشتر استفاده کن.

252
00:18:58,262 --> 00:18:59,805
‫وگرنه می‌کشتت.

253
00:19:04,059 --> 00:19:05,144
‫نه، همچین کاری نمی‌کنه.

254
00:19:34,756 --> 00:19:36,383
‫می‌تونی رانندگی کنی؟

255
00:19:51,648 --> 00:19:53,150
‫فقط حواست به جاده باشه.

256
00:20:13,879 --> 00:20:15,923
‫- چرا مامان‌بزرگم رو کشتی؟
‫- اون یه من‌هانتر بود.

257
00:20:16,006 --> 00:20:17,007
‫منم هستم.

258
00:20:17,633 --> 00:20:18,759
‫آره، می‌دونم.

259
00:20:18,800 --> 00:20:21,094
‫فکر می‌کنی این دلیلِ خوبی
‫برای کشتنِ یه نفره؟

260
00:20:29,519 --> 00:20:31,355
‫می‌‌دونی، مامان‌بزرگت برام مهم بود.

261
00:20:32,314 --> 00:20:35,150
‫حس می‌کردم همدیگه رو می‌فهمیم.

262
00:20:36,610 --> 00:20:37,978
‫احتمالاً این قسمتش رو نمی‌دونی،

263
00:20:38,028 --> 00:20:41,865
‫ولی نزدیک بود توی ماشینم زنده‌زنده بسوزم.

264
00:20:43,533 --> 00:20:45,452
‫اون منو کشید بیرون و...

265
00:20:46,536 --> 00:20:48,288
‫منو برد پیش اون دستگاهی که الان...

266
00:20:48,330 --> 00:20:49,623
‫توی کشتارگاه داری.

267
00:20:50,791 --> 00:20:51,992
‫و جونم رو نجات داد.

268
00:20:52,042 --> 00:20:53,961
‫پس فقط به‌خاطر اونه که الان زنده‌ای؟

269
00:20:54,044 --> 00:20:55,128
‫آره.

270
00:20:55,170 --> 00:20:57,339
‫ولی از طرفی، می‌تونست منو زودتر از ماشین بکِشه بیرون،

271
00:20:57,381 --> 00:20:58,632
‫قبل از اینکه منفجر بشه.

272
00:21:00,175 --> 00:21:03,929
‫می‌خواست منو تا لبۀ مرگ ببره...

273
00:21:05,264 --> 00:21:06,807
‫چون می‌دونست بهم نیاز داره...

274
00:21:06,848 --> 00:21:08,350
‫تا هال جوردن رو بکُشم.

275
00:21:16,566 --> 00:21:18,068
‫مامان‌بزرگت خودش خواست خلاصش کنم.

276
00:21:25,826 --> 00:21:27,327
‫می‌دونست نمی‌تونه جلوی خودش رو بگیره،

277
00:21:27,369 --> 00:21:29,371
‫برای همین از من خواست خلاصش کنم.

278
00:21:35,711 --> 00:21:37,087
‫چرا؟

279
00:21:37,170 --> 00:21:38,672
‫چون اگه اون می‌مرد، دیگه هیچ‌کس...

280
00:21:38,755 --> 00:21:40,507
‫نمی‌اومد اینجا دنبال تو بگرده.

281
00:21:42,467 --> 00:21:43,719
‫یعنی الان تقصیر منه؟

282
00:21:44,219 --> 00:21:45,220
‫نه.

283
00:21:47,389 --> 00:21:51,518
‫اون خیلی وقت عمر کرده بود.
‫زندگی‌های مختلفی رو تجربه کرده بود.

284
00:21:51,560 --> 00:21:53,478
‫می‌گم شاید خسته شده بوده.

285
00:21:56,773 --> 00:21:57,983
‫باور نمی‌کنم.

286
00:22:22,549 --> 00:22:24,426
‫کدوم مسیر رو می‌خوای بری، نوآ؟

287
00:22:37,147 --> 00:22:38,357
‫تصمیمت چیه؟

288
00:22:59,362 --> 00:23:09,362
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

289
00:23:30,367 --> 00:23:32,244
‫من خونۀ هال رو آتیش نزدم.

290
00:23:33,745 --> 00:23:35,956
‫دود رو دیدم و رفتم تو تا کمکش کنم.

291
00:23:39,000 --> 00:23:41,128
‫خب، این دقیقاً برعکسِ سیستمیه که باهاش تنظیم شدی،

292
00:23:41,169 --> 00:23:42,796
‫پس تو اسیر تنظیماتت نیستی.

293
00:23:42,879 --> 00:23:45,048
‫بهش اعتماد کردم و هویتم فاش شد.

294
00:23:46,341 --> 00:23:48,093
‫فقط کافی بود بی‌خیال بشه.

295
00:23:52,347 --> 00:23:54,307
‫- چی می‌گی؟
‫- تعقیبم کرد.

296
00:23:54,349 --> 00:23:56,560
‫دروازه‌ و چیزی که داخلش بود رو پیدا کرد.

297
00:23:57,978 --> 00:24:00,806
‫نمی‌تونستم ریسک کنم که 
‫یه موقع به مامانم بگه دارم چی‌کار می‌کنم.

298
00:24:00,856 --> 00:24:02,774
‫خب، چی شد؟

299
00:24:11,283 --> 00:24:12,284
‫بهم بگو.

300
00:24:15,579 --> 00:24:16,580
‫بگو.

301
00:24:20,208 --> 00:24:21,376
‫چرا نمی‌تونی بگی؟

302
00:24:26,798 --> 00:24:28,091
‫من هال رو کشتم.

303
00:24:40,061 --> 00:24:42,355
‫هنوز داری سعی می‌کنی بفهمی که می‌خوام تو رو بکشم یا نه؟

304
00:24:42,397 --> 00:24:44,149
‫آره، همین‌طوره.

305
00:24:49,404 --> 00:24:52,115
‫فکر نمی‌کنی بتونم به برنامۀ سیستمی‌م غلبه کنم؟

306
00:24:54,993 --> 00:24:56,411
‫می‌دونی...

307
00:24:58,580 --> 00:25:00,081
‫تا یه مدتِ طولانی...

308
00:25:04,711 --> 00:25:06,546
‫نمی‌تونستم بفهمم...

309
00:25:06,588 --> 00:25:09,633
‫که از کجا شروع کردم و 
‫برنامه‌ای که بهم داده بودن کجا تموم می‌شه.

310
00:25:10,926 --> 00:25:13,762
‫همین موضوع خودشناسی و اینا رو می‌گم.

311
00:25:13,845 --> 00:25:16,465
‫می‌دونی، چه مقدارش فقط آموزشه... و تکرار،

312
00:25:16,515 --> 00:25:18,058
‫و اینکه یعنی دارم این کارها رو...

313
00:25:18,141 --> 00:25:19,559
‫فقط به‌خاطر مامان و بابام می‌کنم؟

314
00:25:19,601 --> 00:25:21,853
‫ولی بعدش، می‌دونی، به این نتیجه رسیدم که در واقع...

315
00:25:21,937 --> 00:25:24,439
‫همۀ اینا فقط یه بهونۀ الکیه.

316
00:25:27,817 --> 00:25:30,779
‫چون اگه بتونم این سؤال رو از خودم بپرسم،

317
00:25:30,862 --> 00:25:32,656
‫پس می‌تونم خودم هم بهش جواب بدم.

318
00:25:56,930 --> 00:25:58,640
‫جمع کردنِ یه گروه موسیقی رژه‌ایِ خوب...

319
00:25:58,723 --> 00:26:00,684
‫توی یه شهرِ کوچیک، کار سختیه.

320
00:26:01,851 --> 00:26:03,687
‫آره، تصور می‌کنم تستِ استعدادیابی...

321
00:26:03,770 --> 00:26:06,481
‫برای نوازندۀ سوم ترومبون یه‌کم خشن بشه.

322
00:26:07,857 --> 00:26:08,858
‫هوم.

323
00:26:10,110 --> 00:26:11,945
‫می‌دونی، یه بخشی از وجودم دلش می‌خواد...

324
00:26:11,987 --> 00:26:13,113
‫یه زندگیِ عادی داشته باشه.

325
00:26:13,321 --> 00:26:14,197
‫اوهوم.

326
00:26:14,281 --> 00:26:16,908
‫می‌تونم برم نبراسکا، اونجا فوتبال آمریکایی بازی کنم.

327
00:26:16,992 --> 00:26:18,702
‫ازش خوشم میاد. توش مهارت دارم.

328
00:26:20,120 --> 00:26:22,956
‫می‌دونی، با یکی آشنا شم،
‫ازدواج کنم، تشکیلِ خانواده بدم.

329
00:26:24,958 --> 00:26:26,209
‫فقط زندگی کنم.

330
00:26:32,591 --> 00:26:34,551
‫و اون یکی بخشِ وجودت چی می‌گه؟

331
00:26:36,553 --> 00:26:37,721
‫یه فکرهایی میاد تو سرم.

332
00:26:42,267 --> 00:26:43,518
‫انگار که درونِ من هستن.

333
00:26:45,520 --> 00:26:47,564
‫انگار اصلاً من بهشون فکر نمی‌کنم.

334
00:26:47,647 --> 00:26:50,025
‫- همین‌جوری صرفاً وجود دارن.
‫- چه‌جور فکرهایی؟

335
00:26:52,527 --> 00:26:54,946
‫- در مورد قدرت.
‫- یعنی چی؟

336
00:26:57,157 --> 00:27:01,494
‫اینکه می‌‌تونم برم آناپولیس
‫و سر از پنتاگون در بیارم،

337
00:27:01,578 --> 00:27:04,372
‫با فوتبال مشهور بشم، بعدش وارد سیاست بشم.

338
00:27:04,414 --> 00:27:05,790
‫می‌تونه خیلی راحت باشه.

339
00:27:07,125 --> 00:27:09,377
‫به همۀ اهرم‌های قدرت دسترسی پیدا می‌کنم،

340
00:27:10,003 --> 00:27:11,296
‫آدما، سلاح‌ها.

341
00:27:12,505 --> 00:27:16,384
‫و اگه کسی بخواد جلومو بگیره،
‫یه انگشتر و یه فانوس دارم...

342
00:27:16,426 --> 00:27:18,887
‫که حتی می‌تونن نگهبانان رو هم بکُشن.

343
00:27:26,019 --> 00:27:27,512
‫اگه می‌تونستی توی سرم رو ببینی،

344
00:27:27,562 --> 00:27:29,230
‫یه‌بند جیغ می‌کشیدی.

345
00:27:51,711 --> 00:27:53,713
‫ازت یه خواهشی دارم.

346
00:27:55,465 --> 00:27:56,800
‫خیلی‌خب.

347
00:27:59,344 --> 00:28:00,804
‫ازت می‌خوام منو بکشی.

348
00:28:09,104 --> 00:28:10,772
‫- متوجه نمی‌شم.
‫- چرا، می‌شی.

349
00:28:11,981 --> 00:28:13,566
‫سعی نمی‌کنی از این کار منصرفم کنی.

350
00:28:13,608 --> 00:28:15,026
‫فقط دارم گوش می‌دم.

351
00:28:19,280 --> 00:28:21,449
‫تو از روی ترحم، مامان‌بزرگم رو کشتی.

352
00:28:22,367 --> 00:28:24,536
‫ازت می‌خوام همین کار رو برای منم بکنی.

353
00:28:30,417 --> 00:28:32,836
‫فقط بذار این بازیِ آخر رو برای هم‌تیمی‌هام بازی کنم.

354
00:28:36,715 --> 00:28:37,882
‫یه خواهشِ دیگه.

355
00:28:44,723 --> 00:28:46,850
‫لطفاً نذار بفهمم کِی این کار رو می‌کنی.

356
00:29:12,041 --> 00:29:13,168
‫هال، هستی؟

357
00:29:20,258 --> 00:29:21,718
‫بی‌خیال رفیق، می‌دونم که...

358
00:29:23,428 --> 00:29:25,638
‫می‌دونم که داشتی گوش می‌دادی.

359
00:29:28,391 --> 00:29:29,392
‫هال؟

360
00:29:34,939 --> 00:29:36,524
‫هال، بهت نیاز دارم رفیق.

361
00:29:39,944 --> 00:29:41,029
‫بهت نیاز دارم رفیق.

362
00:29:46,951 --> 00:29:48,703
‫آماده‌اید؟

363
00:29:51,080 --> 00:29:53,917
‫آماده! حرکت!

364
00:30:31,204 --> 00:30:33,540
‫انقدر استرس داری که نمی‌تونی
‫پیش بقیۀ پدر و مادرها بشینی...

365
00:30:33,581 --> 00:30:34,582
‫تا بازی رو ببینی؟

366
00:30:34,666 --> 00:30:36,918
‫- من یه بیمارِ روانی‌ام.
‫- هوم.

367
00:30:38,336 --> 00:30:39,420
‫درکت می‌کنم.

368
00:30:42,757 --> 00:30:44,926
‫حواستون به شمارۀ ۵۰ باشه. آماده! حرکت!

369
00:30:45,760 --> 00:30:47,220
‫خوب بازی کرده؟

370
00:30:47,262 --> 00:30:50,223
‫پنج‌تا پاس از پنج‌تا موفقیت‌آمیز بوده.
‫داره با تمرکز بازی می‌کنه.

371
00:30:50,306 --> 00:30:52,350
‫نمی‌دونم چرا انقدر دیوونه می‌شم.

372
00:30:52,433 --> 00:30:53,893
‫هربار که پاشو می‌‌ذاره توی زمین،

373
00:30:53,935 --> 00:30:56,771
‫همه‌چیز براش آسون و آروم پیش می‌ره.

374
00:31:00,066 --> 00:31:02,151
‫نبراسکا کلِ کادرش رو فرستاده.

375
00:31:02,235 --> 00:31:04,737
‫از فلوریدا استیت هم یه دستیار اومده.

376
00:31:04,779 --> 00:31:07,115
‫میشیگان هم یکی از مربی‌هاش رو فرستاده.

377
00:31:07,824 --> 00:31:10,243
‫می‌دونی، دلیلِ اصلی اینکه 
‫انتخاب تیمش رو انقدر عقب انداخت...

378
00:31:10,285 --> 00:31:11,536
‫این بود که این استعدادیاب‌ها...

379
00:31:11,578 --> 00:31:13,913
‫بارها و بارها بیان، 
‫تا بلکه بعضی از هم‌تیمی‌هاش رو هم...

380
00:31:13,955 --> 00:31:15,164
‫با خودشون ببرن.

381
00:31:16,040 --> 00:31:19,410
‫برای بچه‌های شهرهای کوچیک سخته که دیده بشن،

382
00:31:19,460 --> 00:31:21,162
‫مخصوصاً اگه پول نداشته باشن که برن...

383
00:31:21,212 --> 00:31:22,714
‫اردوهای استعدادیابی.

384
00:31:23,631 --> 00:31:24,632
‫آره.

385
00:31:25,675 --> 00:31:26,885
‫نه، واقعاً پسر خوبیه.

386
00:31:30,013 --> 00:31:32,473
‫قراره تظاهر کنیم داریم در مورد فوتبال حرف می‌زنیم،

387
00:31:32,557 --> 00:31:34,976
‫یا قراره در مورد این حرف بزنیم که تو منو ول کردی...

388
00:31:35,059 --> 00:31:37,228
‫و تنهایی رفتی به اون انبار؟

389
00:31:38,646 --> 00:31:40,398
‫نمی‌دونستم می‌تونم بهت اعتماد کنم یا نه.

390
00:31:46,195 --> 00:31:47,238
‫الان چی؟

391
00:31:48,072 --> 00:31:49,324
‫ببین،

392
00:31:50,283 --> 00:31:51,409
‫بچه که بودم،

393
00:31:53,244 --> 00:31:55,622
‫مامانم عجیب‌ترین کارها رو می‌کرد...

394
00:31:55,705 --> 00:31:57,248
‫تا منو نترس بار بیاره.

395
00:31:59,250 --> 00:32:00,835
‫منو توی بدترین محله‌ها ول می‌کرد،

396
00:32:00,919 --> 00:32:03,212
‫و بهم می‌گفت خودم راهم رو به خونه پیدا کنم...

397
00:32:03,254 --> 00:32:05,006
‫و می‌ذاشت می‌رفت.

398
00:32:06,591 --> 00:32:07,592
‫خدای من.

399
00:32:08,259 --> 00:32:09,302
‫تو چی‌کار می‌کردی؟

400
00:32:09,344 --> 00:32:11,679
‫راهم رو به خونه پیدا می‌کردم. چی‌کار می‌تونستم بکنم؟

401
00:32:11,846 --> 00:32:14,098
‫ولی نکتۀ اصلی این نیست.

402
00:32:14,140 --> 00:32:18,645
‫نکته اینه که من تمامِ اون مدت متوجه نشدم،

403
00:32:18,686 --> 00:32:21,564
‫با اینکه داشت سعی می‌کرد منو نترس بار بیاره،

404
00:32:21,773 --> 00:32:23,900
‫خودش کاملاً وحشت‌زده بود.

405
00:32:23,983 --> 00:32:27,695
‫و اگه به خونه برنمی‌گشتم، دنیاش به سر می‌رسید.

406
00:32:28,696 --> 00:32:31,032
‫برای همین هربار که وارد خونه می‌شدم،

407
00:32:31,616 --> 00:32:33,526
‫انگار که تمامِ مدتی که بیرون بودم...

408
00:32:33,576 --> 00:32:35,161
‫نفسش رو حبس کرده بود.

409
00:32:38,039 --> 00:32:42,001
‫مادر من در تمامِ دورانِ بچگی‌م، نفسش رو حبس کرده بود.

410
00:32:45,922 --> 00:32:47,715
‫چرا داری اینا رو به من می‌گی؟

411
00:32:51,427 --> 00:32:54,055
‫چون فکر می‌کنم تو دقیقاً می‌دونی مادرم چه حسی داشته.

412
00:32:58,309 --> 00:33:01,562
‫تو حتماً هر روز برای نوآ خیلی می‌ترسیدی.

413
00:33:05,525 --> 00:33:07,727
‫نمی‌دونم اگه من جای تو بودم چی‌کار می‌کردم،

414
00:33:07,777 --> 00:33:10,863
‫اگه می‌ترسیدم که یه نفر بفهمه اون واقعاً کیه و چیه،

415
00:33:10,947 --> 00:33:16,577
‫ولی اینو می‌دونم که ترس و عشق،
‫آدما رو می‌ترسونه،

416
00:33:16,619 --> 00:33:18,955
‫و آدمای ترسیده ممکنه دست به هر کاری بزنن.

417
00:33:25,253 --> 00:33:26,838
‫من نترسیده بودم.

418
00:33:29,924 --> 00:33:31,634
‫وحشت‌زده بودم.

419
00:33:36,723 --> 00:33:38,725
‫تو از قبل اینجا بودی؟

420
00:33:39,767 --> 00:33:41,310
‫هال اومد پیشت؟

421
00:34:00,455 --> 00:34:01,456
‫سلام!

422
00:34:14,969 --> 00:34:16,637
‫- صورتت چی شده؟
‫- هیچی.

423
00:34:17,263 --> 00:34:18,264
‫نگو هیچی!

424
00:34:18,306 --> 00:34:19,757
‫- ذهنت رو درگیرش نکن.
‫- کسی کتکت زده؟

425
00:34:19,807 --> 00:34:20,933
‫- مهم نیست.
‫- کارِ بیلی بود؟

426
00:34:21,017 --> 00:34:22,602
‫- بیلی کتکت زد؟
‫- نه، کار بیلی نبود.

427
00:34:22,643 --> 00:34:25,438
‫- بگو کی این کار رو کرده تا من...
‫- ببین، بس کن.

428
00:34:26,981 --> 00:34:29,358
‫خیلی‌خب. چه خبر شده؟

429
00:34:31,277 --> 00:34:32,737
‫من قضیۀ نوآ رو می‌دونم.

430
00:34:37,158 --> 00:34:38,910
‫کدوم قضیۀ نوآ رو می‌‌دونی؟

431
00:34:40,536 --> 00:34:42,163
‫می‌دونم اون واقعاً چیه.

432
00:34:43,372 --> 00:34:46,167
‫- نمی‌فهمم منظورت چیه.
‫- این‌جوری نکن. نکن!

433
00:34:47,251 --> 00:34:48,294
‫خبر دارم!

434
00:34:52,882 --> 00:34:54,842
‫می‌خوام باهام روراست باشی.

435
00:34:55,927 --> 00:34:57,220
‫بازم هستن؟

436
00:34:59,847 --> 00:35:03,101
‫من‌هانترها رو می‌گم، کری.
‫بازم مثل نوآ هستن؟

437
00:35:11,025 --> 00:35:12,026
‫نه.

438
00:35:14,362 --> 00:35:15,947
‫فقط همونه.

439
00:35:20,576 --> 00:35:21,577
‫باشه.

440
00:35:27,959 --> 00:35:30,128
‫زوئی جون منو نجات داد. می‌دونستی؟

441
00:35:33,756 --> 00:35:35,758
‫یه عده دنبالم می‌گشتن.

442
00:35:37,635 --> 00:35:42,223
‫قصه‌ش مفصل‌ـه، ولی یه انگشتم قطع شد،

443
00:35:42,306 --> 00:35:44,684
‫و اون گفت می‌تونه کاری کنه دوباره در بیاد، ولی...

444
00:35:46,644 --> 00:35:49,814
‫حتماً توی اون فرآیند یه اتفاقی افتاده،

445
00:35:49,897 --> 00:35:51,524
‫چون بعدش فهمیدم حامله‌ام،

446
00:35:51,607 --> 00:35:54,277
‫در حالی که ماه‌ها بود با کسی نبودم.

447
00:35:56,904 --> 00:35:58,156
‫من بچه نمی‌خواستم.

448
00:35:59,365 --> 00:36:02,618
‫نمی‌خواستم ژنِ مزخرفم رو به کسی بدم، ولی...

449
00:36:05,496 --> 00:36:07,707
‫اون خیلی بی‌نقص بود.

450
00:36:11,335 --> 00:36:15,464
‫با خودم گفتم اگه درست تربیتش کنم، 
‫اگه به اندازۀ کافی بهش عشق بورزم...

451
00:36:19,135 --> 00:36:21,304
‫خواهش می‌کنم بهش نگو.

452
00:36:21,804 --> 00:36:22,930
‫بهم قول بده.

453
00:36:24,265 --> 00:36:26,017
‫چی می‌گی؟

454
00:36:26,100 --> 00:36:29,020
‫اون نمی‌دونه. من بهش نگفتم واقعاً چیه و کیه.

455
00:36:29,061 --> 00:36:31,272
‫کری، اون می‌دونه 
‫و داره برای یه چیز خیلی خطرناک...

456
00:36:31,314 --> 00:36:32,648
‫نقشه می‌کشه.

457
00:36:34,650 --> 00:36:36,861
‫- چی؟
‫- اینش مهم نیست.

458
00:36:36,903 --> 00:36:39,155
‫- معلومه که مهمه.
‫- می‌تونیم اون رو در امان نگه داریم،

459
00:36:39,197 --> 00:36:41,949
‫می‌تونیم از بقیۀ آدمای اینجا هم محافظت کنیم،
‫ولی باید از شهر بریم.

460
00:36:41,991 --> 00:36:43,367
‫نمی‌شه همین‌جوری بریم. کجا بریم؟

461
00:36:43,409 --> 00:36:45,786
‫من یه دوستِ قابل اعتماد توی گوادالاخارا دارم.

462
00:36:47,413 --> 00:36:50,333
‫من نمی‌خوام برم گوادالاخارا.

463
00:36:50,374 --> 00:36:52,201
‫فقط تا وقتی که بتونیم بفهمیم قدم بعدی‌مون چیه.

464
00:36:52,251 --> 00:36:54,295
‫بعدش سیاره‌های دیگه‌ای هم هستن که دورافتاده‌ترن.

465
00:36:54,337 --> 00:36:56,380
‫نه. نه.

466
00:36:56,464 --> 00:37:00,009
‫نوآ روز جمعه بازی قهرمانی داره.

467
00:37:00,092 --> 00:37:01,928
‫داره تصمیم می‌گیره کدوم دانشگاه بره.

468
00:37:01,969 --> 00:37:03,346
‫نمی‌تونی این چیزا رو نادیده بگیری.

469
00:37:03,387 --> 00:37:04,714
‫کری، این زندگی دیگه تموم شده.

470
00:37:04,764 --> 00:37:06,432
‫- دیگه حرف نزن.
‫- می‌فهمی؟

471
00:37:06,474 --> 00:37:07,550
‫دیگه تموم شده.

472
00:37:07,600 --> 00:37:08,893
‫اصلاً نباید می‌اومدی اینجا.

473
00:37:08,935 --> 00:37:11,312
‫- اینو از تهِ دل نمی‌گی.
‫- چرا، از تهِ دل می‌گم.

474
00:37:11,395 --> 00:37:13,689
‫تو کلاً نباید برمی‌گشتی اینجا!

475
00:37:13,773 --> 00:37:15,691
‫الان مسئله فقط تو نیستی.

476
00:37:15,775 --> 00:37:17,318
‫گوش کن چی می‌گم. مردم در خطرن...

477
00:37:17,360 --> 00:37:18,611
‫- ساکت شو دیگه!
‫- نوآ در خطره.

478
00:37:18,694 --> 00:37:20,071
‫لعنتی، من دوستت دارم.

479
00:37:21,864 --> 00:37:25,701
‫خیلی سریع اتفاق افتاد و 
‫نتونستم گندی که زدم رو درست کنم.

480
00:37:30,998 --> 00:37:33,376
‫چرا بهم زنگ زدی تا خبر مرگ هال رو بهم بدی؟

481
00:37:36,170 --> 00:37:38,047
‫فکر کردم بهتره بدونی.

482
00:37:41,634 --> 00:37:43,094
‫خودت ازم خواستی بیام اینجا.

483
00:37:45,429 --> 00:37:48,557
‫از تنها کسی که می‌تونست بررسی کنه هال چی می‌دونسته.

484
00:37:48,641 --> 00:37:50,017
‫تنها کسی که...

485
00:37:51,310 --> 00:37:53,521
‫می‌تونست کشف کنه تو چی‌کار کردی.

486
00:37:55,481 --> 00:37:58,359
‫پس دوباره می‌پرسم: چرا به من زنگ زدی؟

487
00:38:03,072 --> 00:38:06,200
‫من فرار کردم اومدم روشویل
‫تا از دستِ یه هیولا فرار کنم.

488
00:38:08,744 --> 00:38:11,706
‫می‌خواستم بفهمم 
‫خودم دارم یه هیولا بزرگ می‌کنم یا نه.

489
00:38:20,506 --> 00:38:21,507
‫باشه.

490
00:38:26,387 --> 00:38:27,972
‫بریم!

491
00:38:28,055 --> 00:38:29,974
‫اون می‌خواد آدمِ خوبی باشه.

492
00:38:30,016 --> 00:38:32,393
‫از کجا انقدر مطمئنی؟

493
00:38:34,478 --> 00:38:37,273
‫اون یه انگشتر و یه فانوس داشت که

494
00:38:37,315 --> 00:38:39,400
‫قدرتش توی مُخیلۀ من و تو نمی‌گنجه!

495
00:38:41,402 --> 00:38:43,029
‫ولی خیلی راحت دادش به من.

496
00:38:44,488 --> 00:38:46,699
‫ضمناً اعتراف کرد که هال رو کشته 
‫تا تو رو نجات بده.

497
00:38:46,741 --> 00:38:49,368
‫و این؛ 
‫این دیگه برنامۀ سیستمی نیست.

498
00:38:49,410 --> 00:38:50,703
‫این عشقه.

499
00:38:56,917 --> 00:38:58,336
‫خوب بزرگش کردی.

500
00:39:06,260 --> 00:39:08,346
‫یه چیزی هست که باید بدونی.

501
00:39:12,099 --> 00:39:14,769
‫نوآ امشب ازم خواست که بکشمش.

502
00:39:14,852 --> 00:39:15,686
‫چی؟

503
00:39:15,728 --> 00:39:18,314
‫از چیزی که ممکنه بهش تبدیل بشه، می‌ترسه.

504
00:39:22,735 --> 00:39:23,986
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟

505
00:39:24,070 --> 00:39:26,280
‫نه، قرار نیست بکشمش.
‫سؤالت همین بود؟

506
00:39:28,491 --> 00:39:30,785
‫ولی بعد از این رو، نمی‌دونم.

507
00:39:33,537 --> 00:39:35,873
‫اون از کاری که ممکنه بکنه می‌ترسه.

508
00:39:35,915 --> 00:39:39,377
‫ولی این نشونۀ خوبیه، چون با راهنماییِ درست،

509
00:39:39,919 --> 00:39:43,047
‫می‌تونه همون پسری بشه که 
‫تو بزرگش کردی و دوست داشتی بشه.

510
00:39:47,176 --> 00:39:50,721
‫اگه اسیر بدترین غرایزش بشه چی؟

511
00:39:56,894 --> 00:39:59,522
‫خب، اون‌وقت دنیا به یکی نیاز پیدا می‌کنه 
‫که بتونه جلوش رو بگیره.

512
00:40:13,786 --> 00:40:16,956
‫اشکالی نداره فقط تا آخرِ بازی رو ببینم؟

513
00:40:17,623 --> 00:40:20,668
‫بعدش خودم رو تسلیم پلیس می‌کنم. 
‫قول می‌دم.

514
00:40:24,505 --> 00:40:27,633
‫نمی‌دونم چرا ولی فکر نمی‌کنم 
‫هال اگه زنده بود همچین چیزی می‌خواست.

515
00:41:25,733 --> 00:41:27,902
‫این حمله برای تیمِ پایونیرز حیاتیه.

516
00:41:32,031 --> 00:41:34,033
‫[ورزشگاه تیم پایونیرز]

517
00:41:34,325 --> 00:41:36,076
‫حرکت!

518
00:41:44,210 --> 00:41:46,587
‫زمان داره می‌گذره. داونِ سوم.

519
00:41:48,672 --> 00:41:51,050
‫ده در برابر ده. بریم!

520
00:41:59,266 --> 00:42:00,476
‫هشت ثانیه باقی مونده.

521
00:42:05,064 --> 00:42:07,441
‫چدرون توی زمینِ روشویل عقب افتاده.

522
00:42:10,736 --> 00:42:12,905
‫روشویل فقط یه حرکتِ دیگه پیشِ رو داره.

523
00:42:13,614 --> 00:42:15,157
‫و برید!

524
00:42:23,207 --> 00:42:25,251
‫تاچ‌داون برای پایونیرز!

525
00:42:27,044 --> 00:42:30,047
‫روشویل بُرد! روشویل بُرد!

526
00:42:58,993 --> 00:43:00,953
‫فکر کنم امروز یادت رفت...

527
00:43:00,995 --> 00:43:02,538
‫اینو سرت کنی.

528
00:43:02,621 --> 00:43:05,499
‫- می‌خوای ببینی اندازه‌ست یا نه؟
‫- بله، آقا.

529
00:43:08,377 --> 00:43:09,545
‫چطوره؟

530
00:43:13,382 --> 00:43:15,384
‫[تیم نبراسکا هاسکرز]

531
00:43:23,267 --> 00:43:25,269
‫[کافه]

532
00:43:48,626 --> 00:43:50,336
‫ای خدا، باز تو؟

533
00:43:52,171 --> 00:43:53,547
‫آره، بازم من.

534
00:43:53,631 --> 00:43:56,759
‫پسر، اون چراغ برای مواقعِ اضطراریه.

535
00:43:58,552 --> 00:43:59,553
‫عجب...

536
00:44:00,804 --> 00:44:03,474
‫ببین، من کلی کار مهم دارم، خب؟ نمی‌تونم...

537
00:44:06,935 --> 00:44:08,604
‫اون انگشتر جوردنه؟

538
00:44:09,313 --> 00:44:10,397
‫نه، مالِ خودمه.

539
00:44:13,233 --> 00:44:14,526
‫بهم رکب زدی...

540
00:44:14,568 --> 00:44:16,695
‫تا بری یه انگشتر رو از دستِ یه جنازه دربیاری؟

541
00:44:16,737 --> 00:44:19,031
‫نه. بهت رکب زدم
‫تا بفهمم چه بلایی سرش اومده...

542
00:44:19,073 --> 00:44:21,158
‫چون به نظر می‌رسید تو اصلاً برات مهم نیست.

543
00:44:21,575 --> 00:44:23,202
‫خب، فهمیدی چی شده؟

544
00:44:23,243 --> 00:44:24,745
‫- آره.
‫- خب؟

545
00:44:24,828 --> 00:44:26,622
‫مثل یه قهرمان مُرده.

546
00:44:26,705 --> 00:44:29,667
‫و این تنها چیزیه که باید بدونی، داداش.

547
00:44:30,876 --> 00:44:31,877
‫وای.

548
00:44:32,544 --> 00:44:34,038
‫می‌دونی، برای آدمی که...

549
00:44:34,088 --> 00:44:36,131
‫یه انگشتر مُرده دستشه، خیلی ادعات می‌شه...

550
00:44:36,215 --> 00:44:38,759
‫اونم وقتی هیچی نداری که باهاش شارژش کنی.

551
00:44:40,594 --> 00:44:42,304
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

552
00:44:43,263 --> 00:44:44,431
‫آره، این مالِ منه.

553
00:44:44,515 --> 00:44:47,685
‫خب، به نظرِ من که یه فانوسِ غیرمجاز میاد.

554
00:44:50,771 --> 00:44:52,690
‫شاید بهتر باشه ازم بگیری‌ش.

555
00:44:58,654 --> 00:45:00,406
‫برای چی بهم زنگ زدی، استوارت؟

556
00:45:00,447 --> 00:45:01,990
‫تا یه پیغام به نگهبانان برسونی.

557
00:45:02,032 --> 00:45:03,742
‫خب، من پادوی تو نیستم.

558
00:45:03,784 --> 00:45:05,327
‫نه، ولی پادوی اونایی.

559
00:45:05,828 --> 00:45:07,830
‫- نیستم.
‫- گای، هستی.

560
00:45:07,913 --> 00:45:09,456
‫برای همین تو رو انتخاب کردن.

561
00:45:09,540 --> 00:45:10,791
‫و هیچ اشکالی هم نداره.

562
00:45:10,833 --> 00:45:11,700
‫به خودت افتخار کن.

563
00:45:11,750 --> 00:45:13,627
‫تو گرین لنترنِ بخشِ ۲۸۱۴ هستی،

564
00:45:13,711 --> 00:45:15,421
‫برگزیده‌شده و انگشتر‌به‌دست.

565
00:45:16,171 --> 00:45:17,840
‫ولی زمین مالِ منه.

566
00:45:20,008 --> 00:45:22,386
‫یعنی چی الان؟

567
00:45:22,428 --> 00:45:26,515
‫منو مثل یه پیمانکارِ مستقل در نظر بگیر.

568
00:45:27,307 --> 00:45:29,560
‫نه نگهبانان رو می‌خوام، نه ارتشی.

569
00:45:30,644 --> 00:45:32,521
‫ستاره‌ها مالِ تو. خوش بگذرون.

570
00:45:33,272 --> 00:45:35,107
‫خاک مالِ من.

571
00:45:35,149 --> 00:45:37,651
‫کاملاً مطمئنم که اصلاً توی دست‌و‌پای هم نمی‌پیچیم.

572
00:45:39,486 --> 00:45:41,780
‫جدی؟ خب من مطمئن نیستم.

573
00:45:42,281 --> 00:45:43,949
‫نه، زمین بخشی از منطقۀ منه.

574
00:45:44,032 --> 00:45:46,952
‫نمی‌تونی همین‌طوری برش داری. روالش این نیست.

575
00:45:46,994 --> 00:45:49,538
‫- یه سلسله مراتبی وجود داره.
‫- خب پس دارم نقضش می‌کنم.

576
00:45:51,957 --> 00:45:53,542
‫متوجهی که...

577
00:45:54,168 --> 00:45:57,671
‫وقتی این مزخرفات رو برم توی «اوآ» بگم،

578
00:45:57,755 --> 00:46:00,924
‫یه ارتش می‌فرستن تا تو رو از پا دربیارن.

579
00:46:05,554 --> 00:46:10,017
‫لطفاً بهشون بگو...
‫و دقیقاً از همین کلمات استفاده کن، خب؟

580
00:46:10,934 --> 00:46:13,520
‫بگو اگه به قلبشون رجوع کنن،

581
00:46:14,438 --> 00:46:17,816
‫می‌دونم این ظرفیت رو توی خودشون می‌بینن 
‫که کاری به کارم نداشته باشن.

582
00:46:18,275 --> 00:46:19,276
‫فهمیدی؟

583
00:46:20,694 --> 00:46:23,030
‫قلبشون؟ این چیه؟ یه رمزه؟

584
00:46:23,113 --> 00:46:25,199
‫آره. گای، رمزه.

585
00:46:27,075 --> 00:46:28,494
‫خب، تو می‌تونی...

586
00:46:31,580 --> 00:46:32,748
‫امر دیگه‌ای نبود؟

587
00:46:32,790 --> 00:46:36,376
‫چرا. اون دندون‌طلات رو بکش.
‫شبیه کودن‌ها شدی.

588
00:46:42,007 --> 00:46:44,593
‫- این قضیه تموم نشده، پسرجون.
‫- امیدوارم که تموم نشده باشه.

589
00:46:53,435 --> 00:46:55,103
‫عجب آدمِ مزخرفیه.

590
00:46:55,187 --> 00:46:57,439
‫مردکِ دندون‌طلا. ای خدا!

591
00:47:00,025 --> 00:47:02,236
‫معلوم هست کدوم گوری بودی؟

592
00:47:03,278 --> 00:47:07,074
‫- همین دور و بر.
‫- نه، همین دور و بر نبودی.

593
00:47:07,115 --> 00:47:09,026
‫خب، وقتی بهم نیاز داری میام. بهم نیازی نداشتی.

594
00:47:09,076 --> 00:47:11,954
‫- صدات کردم.
‫- تقصیر ضمیر ناخودآگاهته.

595
00:47:15,791 --> 00:47:17,459
‫داشتی گوش می‌دادی؟

596
00:47:17,543 --> 00:47:19,545
‫- همه‌چیز رو شنیدی؟
‫- همه‌چیز رو.

597
00:47:21,338 --> 00:47:22,965
‫داری ریسکِ خیلی بزرگی می‌کنی.

598
00:47:23,465 --> 00:47:24,508
‫آره، می‌دونم.

599
00:47:24,550 --> 00:47:26,009
‫باید قشنگ بهش فکر کنی.

600
00:47:26,093 --> 00:47:28,512
‫- این بچه ممکنه یه روز رئیس‌جمهور بشه.
‫- آره.

601
00:47:28,554 --> 00:47:29,972
‫ممکنه دستش روی دکمۀ بمب اتم باشه.

602
00:47:30,013 --> 00:47:33,058
‫خدایا! می‌فهمم، خب؟

603
00:47:37,855 --> 00:47:39,606
‫هال، تو بودی چی‌کار می‌کردی؟

604
00:47:39,940 --> 00:47:41,358
‫حالا توصیۀ منو می‌خوای؟

605
00:47:41,441 --> 00:47:42,985
‫واقعاً الان می‌‌خوای تیکه بندازی؟

606
00:47:43,026 --> 00:47:44,361
‫پیشرفتِ خیلی جالبیه، نه؟

607
00:47:44,403 --> 00:47:47,314
‫به نظرم این کمترین کاریه که می‌تونی بکنی، 
‫با توجه به اینکه یهو ول کردی رفتی.

608
00:47:47,364 --> 00:47:48,323
‫نه؟

609
00:47:52,911 --> 00:47:54,246
‫حس ششمم بهم می‌گه...

610
00:47:55,956 --> 00:47:57,374
‫تو قراره توی این کار...

611
00:47:57,416 --> 00:47:59,042
‫خیلی بهتر از من بشی.

612
00:48:00,669 --> 00:48:01,920
‫تو آماده‌ای.

613
00:48:05,799 --> 00:48:07,467
‫شارژِ انگشتر داره تموم می‌شه.

614
00:48:11,805 --> 00:48:14,266
‫- یه چیزی رو می‌دونی؟ اون بهت میاد.
‫- آره.

615
00:48:14,349 --> 00:48:17,227
‫بیشترِ مردها با جواهرات جور درنمیان.

616
00:48:17,269 --> 00:48:19,229
‫شانس آوردی. انگشتای ظریفی داری، مثل دخترا.

617
00:48:19,313 --> 00:48:21,231
‫- پسر، خفه‌خون بگیر.
‫- هوم.

618
00:48:26,403 --> 00:48:27,988
‫انگشتر رو شارژ کن.

619
00:48:29,531 --> 00:48:31,116
‫به من نگو چی‌کار کنم.

620
00:48:33,619 --> 00:48:36,997
‫از ترسیدن هراسی نداشته باش.

621
00:48:44,129 --> 00:48:45,464
‫حالا چی شده؟

622
00:48:47,174 --> 00:48:48,425
‫مشکلم با اون سوگنده.

623
00:48:48,467 --> 00:48:51,094
‫- سوگند؟
‫- آره، خیلی به من نمی‌خوره.

624
00:48:51,136 --> 00:48:53,597
‫- یعنی چی بهت نمی‌خوره...
‫- خیلی... خیلی سبکِ من نیست.

625
00:48:53,680 --> 00:48:55,724
‫خب، الان داری یه چارچوب جدید درست می‌کنی. عالیه.

626
00:48:55,766 --> 00:48:57,893
‫پس سوگند مخصوص خودت رو بنویس.

627
00:48:59,144 --> 00:49:01,063
‫آره، حق با توئه.

628
00:49:06,652 --> 00:49:09,446
‫هی. هی، یه لحظه وایستا. آه...

629
00:49:11,573 --> 00:49:13,158
‫من یه‌جورایی...

630
00:49:14,451 --> 00:49:17,454
‫وقتی داشتی با کری حرف می‌زدی، قطع شدم.

631
00:49:20,540 --> 00:49:22,918
‫آخرین جمله‌ای که گفتم چی بود؟

632
00:49:23,585 --> 00:49:25,712
‫یعنی دقیقاً چی بود.

633
00:49:28,298 --> 00:49:30,050
‫برای ثبت در تاریخ.

634
00:49:38,934 --> 00:49:39,935
‫«دوستت دارم.»

635
00:49:46,650 --> 00:49:48,777
‫تو هم برام عزیزی، جونیور.

636
00:51:03,852 --> 00:51:05,771
‫[همچنان شرمنده‌ام]

637
00:52:14,381 --> 00:52:17,634
‫«در روشن‌ترین روز، در تاریک‌ترین شب،

638
00:52:18,760 --> 00:52:20,762
‫ترسم را در آغوش می‌کشم...

639
00:52:21,721 --> 00:52:23,640
‫و کارِ درست را انجام می‌دهم.

640
00:52:26,226 --> 00:52:27,936
‫در راه خدمت به نورِ این فانوس،

641
00:52:29,354 --> 00:52:31,648
‫این انگشتر را برمی‌گزینم،

642
00:52:33,483 --> 00:52:37,445
‫این نبرد را در پیش می‌گیرم.»

643
00:53:27,996 --> 00:53:32,876
‫«ترجمه از محمد سید»

644
00:53:34,876 --> 00:53:44,876
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M