1
00:00:05,000 --> 00:00:05,080
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:05,130 --> 00:00:06,464
‫به تیم حفاظت ریاست جمهوری خوش اومدی.

3
00:00:06,548 --> 00:00:07,832
‫تا کِی می‌خوای بمونی؟

4
00:00:07,882 --> 00:00:09,634
‫تا هر وقت که خودش بخواد.

5
00:00:10,093 --> 00:00:11,503
‫دوره‌ی آزمایشی تمومه.

6
00:00:11,553 --> 00:00:14,130
‫حاضرم قسم بخورم یکی از اینا رو
‫اخیراً این دور و برا دیدم.

7
00:00:14,180 --> 00:00:16,257
‫جک پسر من از ازدواج اولم بود.

8
00:00:16,307 --> 00:00:17,384
‫پنج سال پیش فوت کرد.

9
00:00:17,434 --> 00:00:19,594
‫تو هم جزئی از این تحقیقاتی،
‫و خودتم اینو می‌دونی.

10
00:00:19,644 --> 00:00:21,262
‫همیشه امید داشتی که زنده باشه،

11
00:00:21,312 --> 00:00:24,983
‫ولی من باید به خودم می‌گفتم مُرده.

12
00:00:31,156 --> 00:00:32,365
‫[برای اَبی، در این روز خاصش]

13
00:00:33,867 --> 00:00:36,536
‫بی‌نظیره.

14
00:00:40,665 --> 00:00:42,325
‫اَبی، اگه تا پنج دقیقه‌ی دیگه نیای پایین،

15
00:00:42,375 --> 00:00:44,577
‫شام تمرینی عروسیت رو لغو می‌کنم.

16
00:00:44,627 --> 00:00:46,212
‫اصلاً کار جالبی نیست، مامان.

17
00:00:46,337 --> 00:00:47,288
‫بیا، اینو تو بگیر.

18
00:00:47,338 --> 00:00:48,957
‫منم نوشیدنی رو می‌گیرم.

19
00:00:49,007 --> 00:00:51,251
‫و تا پنج دقیقه‌ی دیگه، پدرخوانده‌ات

20
00:00:51,301 --> 00:00:52,919
‫در رو می‌شکنه میاد داخل!

21
00:00:52,969 --> 00:00:55,171
‫اوه، ارگانیکه،

22
00:00:55,221 --> 00:00:58,341
‫که به زبان فرانسوی یعنی غیرقابل نوشیدن.

23
00:00:58,391 --> 00:00:59,642
‫متنی که نوشتی چطوره؟

24
00:00:59,684 --> 00:01:02,137
‫می‌خوام از چرخ‌وفلک زدنش توی چمن‌ها بگم.

25
00:01:02,187 --> 00:01:03,730
‫یادته؟

26
00:01:03,813 --> 00:01:06,141
‫دختر کوچولومون داره ازدواج می‌کنه.

27
00:01:06,191 --> 00:01:07,892
‫اوه.

28
00:01:07,942 --> 00:01:09,652
‫اوه.

29
00:01:11,237 --> 00:01:12,439
‫عروس خانم.

30
00:01:12,489 --> 00:01:14,532
‫اَبی اومد.

31
00:01:14,616 --> 00:01:16,201
‫اوه، اَبی.

32
00:01:17,535 --> 00:01:22,540
‫«ترجمه از حـامـد»

33
00:01:25,043 --> 00:01:26,711
‫همم.

34
00:01:27,378 --> 00:01:30,915
‫توی بچگیم، آشپزخونه هیچوقت اینقدر ساکت بود؟

35
00:01:30,965 --> 00:01:34,002
‫یعنی دلت واسه صدای گوش‌نواز
‫چندتا مرد که هم‌زمان داد می‌زدن

36
00:01:34,052 --> 00:01:35,503
‫تا صداشون شنیده بشه تنگ نشده؟

37
00:01:35,553 --> 00:01:36,880
‫آره، دل منم تنگ نشده.

38
00:01:36,930 --> 00:01:38,506
‫باید ماشین ظرفشویی رو خالی کنم.

39
00:01:38,556 --> 00:01:39,724
‫قبلاً خالی کردم.

40
00:01:39,766 --> 00:01:43,011
‫توی همین یه هفته بیشتر از کل ۲۶ سالی که

41
00:01:43,061 --> 00:01:45,138
‫بابات ظرف شست، ظرف شستی.

42
00:01:45,188 --> 00:01:46,097
‫ممنونم.

43
00:01:46,147 --> 00:01:47,390
‫رشوه‌ست دیگه.

44
00:01:47,440 --> 00:01:49,559
‫می‌تونم اون کت تک‌دکمه‌ی خوشگلت رو قرض بگیرم؟

45
00:01:49,609 --> 00:01:50,610
‫حتماً.

46
00:01:54,405 --> 00:01:58,193
‫«یه بسته‌ی حاوی بمب
‫واسه وزیر کشاورزی فرستاده شده.

47
00:01:58,243 --> 00:02:00,403
‫بمب منفجر شده، ولی کسی آسیب ندیده.»

48
00:02:00,453 --> 00:02:01,454
‫خداروشکر.

49
00:02:01,579 --> 00:02:02,864
‫باید آژانس شما رو وارد ماجرا کنم.

50
00:02:02,914 --> 00:02:05,366
‫به بخش زنگ می‌زنی که پرونده رو بهت بدن؟

51
00:02:05,416 --> 00:02:08,536
‫از خدامه که بیشتر با هم وقت بگذرونیم

52
00:02:08,586 --> 00:02:10,246
‫و یه جرم دیگه رو با هم حل کنیم.

53
00:02:10,296 --> 00:02:13,166
‫وقتی نوجوون بودی، حاضر بودم
‫یه دست یا پام رو بدم

54
00:02:13,216 --> 00:02:14,751
‫تا بتونم اینطوری باهات کنار بیام.

55
00:02:14,801 --> 00:02:16,961
‫فقط کافی بود بذاری اون خالکوبی رو روی صورتم بزنم.

56
00:02:17,011 --> 00:02:18,296
‫اون موقع هم با هم خوب می‌شدیم.

57
00:02:18,346 --> 00:02:19,881
‫می‌دونی که واسه برگشتن به این خونه

58
00:02:19,931 --> 00:02:21,683
‫هیچ دینی به گردنم نداری، نه؟

59
00:02:21,766 --> 00:02:24,010
‫کلاً صبر و تحملت واسه
‫وقت گذروندن با خانواده کم بوده.

60
00:02:24,060 --> 00:02:26,104
‫اون موقع خانواده زیادی شلوغ بود.

61
00:02:26,229 --> 00:02:29,432
‫اما من و تو با هم می‌سازیم.

62
00:02:29,482 --> 00:02:30,558
‫رئیست ازت متنفر نیست.

63
00:02:30,608 --> 00:02:32,268
‫مگه تازه یه پرونده‌ی بزرگ رو حل نکردی؟

64
00:02:32,318 --> 00:02:34,896
‫آره، با نادیده گرفتنش و احمق جلوه دادنش.

65
00:02:34,946 --> 00:02:36,272
‫اوه، آره، پس صددرصد ازت متنفره.

66
00:02:36,322 --> 00:02:37,857
‫یه خروار کار ریخته سرم،

67
00:02:37,907 --> 00:02:39,784
‫چون می‌خواد شکست بخورم.

68
00:02:39,867 --> 00:02:41,903
‫قرار بود این آخر هفته خانواده‌ی ناتاشا رو ببینم،

69
00:02:41,953 --> 00:02:43,788
‫ولی الان باید کنسلش کنم.

70
00:02:43,955 --> 00:02:46,074
‫الان دقیقاً داری توی گوشم غذا می‌جوی.

71
00:02:46,124 --> 00:02:47,617
‫نه، نمی‌جوم.

72
00:02:47,667 --> 00:02:48,868
‫امشب کنارم می‌مونی تا اینا رو تموم کنم؟

73
00:02:48,918 --> 00:02:51,371
‫نمی‌تونم. منم آخر هفته‌ی کاری پرمشغله‌ای دارم.

74
00:02:51,421 --> 00:02:53,081
‫اسپارو داره می‌ره جزایر تورکس و کایکوس.

75
00:02:53,131 --> 00:02:55,959
‫آخر هفته‌ی کاری پرمشغله‌ی مایکا،
‫تعطیلات توی کارائیبه.

76
00:02:56,009 --> 00:02:57,635
‫دقیقاً بهت میاد.

77
00:02:57,760 --> 00:02:59,045
‫یادت میاد توی خونه‌تکونی بهاری،

78
00:02:59,095 --> 00:03:01,047
‫رفتم مسابقات کشتی توی هیلتون‌هد

79
00:03:01,097 --> 00:03:03,883
‫و مجبور شدی تنهایی کل زیرشیروانی رو
‫با یه عالمه عنکبوت تمیز کنی؟

80
00:03:03,933 --> 00:03:05,510
‫آره، آخر هفته‌ی خوبی داشته باشی.

81
00:03:05,560 --> 00:03:06,970
‫امیدوارم کوسه‌ها بخورنت.

82
00:03:07,020 --> 00:03:08,930
‫هیچ‌کس مجبورت نکرد ارتش رو ول کنی
‫و بیای پشت میز بشینی.

83
00:03:08,980 --> 00:03:10,773
‫این تقصیر خودته، داداش.

84
00:03:11,482 --> 00:03:12,942
‫اوه.

85
00:03:18,948 --> 00:03:21,109
‫باورم نمی‌شه فردا توی ساحلیم.

86
00:03:21,159 --> 00:03:23,494
‫توی کارائیب.

87
00:03:23,619 --> 00:03:24,737
‫از نظر فنی، اقیانوس اطلسه.

88
00:03:24,787 --> 00:03:26,114
‫صداتو نمی‌شنوم.

89
00:03:26,164 --> 00:03:28,199
‫حواسم زیادی روی بخش
‫«من و تو توی ساحل»ـه.

90
00:03:28,249 --> 00:03:30,626
‫تیم حفاظت کوچیک یعنی حریم خصوصی.

91
00:03:30,668 --> 00:03:32,787
‫تقریباً بدون قرار یواشکی و تظاهر کردن.

92
00:03:32,837 --> 00:03:36,833
‫می‌دونی، فاصله‌ی ساختگی می‌تونه واقعی بشه.

93
00:03:36,883 --> 00:03:39,293
‫اگه یه ماسک زیادی روی صورتت بمونه،
‫تبدیل به صورتت می‌شه.

94
00:03:39,343 --> 00:03:43,005
‫این جمله صددرصد از طرف منجم‌ توئه یا بتمن.

95
00:03:43,055 --> 00:03:45,633
‫یه نگرش احساسی از منجم منه،

96
00:03:45,683 --> 00:03:47,677
‫که خود بتمنه.

97
00:03:47,727 --> 00:03:49,679
‫تا ۲۴ ساعت دیگه، بدون ماسک،

98
00:03:49,729 --> 00:03:51,272
‫بدون تظاهر.

99
00:03:53,566 --> 00:03:55,518
‫اصلاً نمی‌دونم کی ارسالش کرده.

100
00:03:55,568 --> 00:03:56,811
‫من وزیر کشاورزی‌ام.

101
00:03:56,861 --> 00:03:59,313
‫شاید یه دیوونه‌ای فکر می‌کنه
‫توی شیر فلوئور می‌ریزم.

102
00:03:59,363 --> 00:04:00,732
‫می‌تونم برم؟

103
00:04:00,782 --> 00:04:02,859
‫وقتی تحقیقاتم تموم بشه، بله.

104
00:04:02,909 --> 00:04:04,610
‫بچه‌ام فردا داره ازدواج می‌کنه.

105
00:04:04,660 --> 00:04:06,946
‫نمی‌ذارم زندگی دخترم
‫به‌خاطر یه روانی خراب بشه.

106
00:04:06,996 --> 00:04:08,030
‫همین الان حلش کن.

107
00:04:08,080 --> 00:04:09,574
‫قربان، اینجا صحنه‌ی جرمه.

108
00:04:09,624 --> 00:04:11,200
‫به عنوان مامور ارشد، بهتون اجازه نمیدم که...

109
00:04:11,250 --> 00:04:13,169
‫سلام! پیتزا رسید.

110
00:04:13,252 --> 00:04:14,871
‫مایک هالینگزورث، سرویس مخفی.

111
00:04:14,921 --> 00:04:18,040
‫اینجاییم تا وقتی ماجرا حل بشه
‫امنیتتون رو تامین کنیم.

112
00:04:18,090 --> 00:04:21,752
‫ببینید، می‌دونم سخته، ولی پپرونی پریمو

113
00:04:21,802 --> 00:04:23,004
‫حالتون رو جا میاره.

114
00:04:23,054 --> 00:04:24,589
‫بفرمایید داخل. از خودتون پذیرایی کنید.

115
00:04:24,639 --> 00:04:26,257
‫بفرمایید، یه تیکه بردارید.

116
00:04:26,307 --> 00:04:27,842
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

117
00:04:27,892 --> 00:04:30,011
‫حواسمون بهتون هست. جاتون امنه.

118
00:04:30,061 --> 00:04:31,437
‫- بابا.
‫- بله.

119
00:04:31,521 --> 00:04:32,889
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

120
00:04:32,939 --> 00:04:35,516
‫وزیر کشاورزی نفر نهم در جانشینی ریاست‌جمهوریه.

121
00:04:35,566 --> 00:04:37,226
‫سرویس داره بررسی می‌کنه که

122
00:04:37,276 --> 00:04:38,561
‫به حفاظت بیشتری نیاز داره یا نه.

123
00:04:38,611 --> 00:04:39,645
‫اوضاع چطوره؟

124
00:04:39,695 --> 00:04:41,522
‫خب، می‌خواستم مصاحبه‌ها رو شروع کنم،

125
00:04:41,572 --> 00:04:43,399
‫ولی حالا رفتن واسه پیتزاخوری، پس...

126
00:04:43,449 --> 00:04:46,202
‫واسه محافظت از آدما، باید همکاری کنن.

127
00:04:46,244 --> 00:04:47,403
‫داشتم حلش می‌کردم.

128
00:04:47,453 --> 00:04:49,739
‫و منم دارم کمکت می‌کنم.

129
00:04:49,789 --> 00:04:51,199
‫فقط ۲۰ دقیقه آروم باش.

130
00:04:51,249 --> 00:04:52,617
‫بذار کارم رو بکنم.

131
00:04:52,667 --> 00:04:53,993
‫خیلی‌خب؟ یه تیکه بردار.

132
00:04:54,043 --> 00:04:56,796
‫سوسیس و فلفلی مخصوص خودت گرفتم.

133
00:04:57,338 --> 00:05:01,459
‫هی، اون که اونجا می‌بینم،
‫جام مسابقات کلاسیک بس‌مستر نیست؟

134
00:05:01,509 --> 00:05:02,752
‫خود خودشه.

135
00:05:02,802 --> 00:05:03,794
‫- آره.
‫- واقعاً؟

136
00:05:03,844 --> 00:05:05,588
‫هنک بکستر، وکیل خانوادگی.

137
00:05:05,638 --> 00:05:07,515
‫وکیل بازنشسته‌ی خانوادگی.

138
00:05:07,598 --> 00:05:09,517
‫ولی بهترین و تمام‌عیارترین رفیق.

139
00:05:09,600 --> 00:05:11,310
‫اون باباته؟

140
00:05:11,394 --> 00:05:12,395
‫آره.

141
00:05:12,436 --> 00:05:13,688
‫واقعاً؟

142
00:05:15,314 --> 00:05:17,650
‫آخه اصلاً حدس نمی‌زدم.

143
00:05:18,484 --> 00:05:19,860
‫سلام ناتاشا.
‫[وزارت دادگستری]

144
00:05:19,986 --> 00:05:22,563
‫رئیسم داره سعی می‌کنه
‫آخر هفته‌م رو خراب کنه،

145
00:05:22,613 --> 00:05:24,815
‫ولی کارها داره پیش می‌ره.

146
00:05:24,865 --> 00:05:26,275
‫فردا شب شام رو من آماده می‌کنم.

147
00:05:26,325 --> 00:05:27,610
‫روش حساب کن.

148
00:05:27,660 --> 00:05:29,070
‫قربان.

149
00:05:29,120 --> 00:05:31,906
‫درباره‌ی یکی از معاون‌های نخست‌وزیر قزاقستان

150
00:05:31,956 --> 00:05:33,074
‫و گردنبند دزدیده‌شده شنیدی؟

151
00:05:33,124 --> 00:05:35,159
‫دارید شوخی می‌کنید؟

152
00:05:35,209 --> 00:05:37,620
‫ماه پیش اینجا بود و مدعی شد گردنبند سنتیش

153
00:05:37,670 --> 00:05:38,871
‫توی کاخ سفید دزدیده شده.

154
00:05:38,921 --> 00:05:40,790
‫قرار شده واسه جلسات دیپلماتیک برگرده،

155
00:05:40,840 --> 00:05:43,125
‫و تا بهش نشون ندیم که پیگیرش هستیم، نمیاد.

156
00:05:43,175 --> 00:05:46,462
‫۱۱ نفر از نیروهای سرویس مخفی توی تیم حفاظت بودن.

157
00:05:46,512 --> 00:05:48,506
‫کمکم می‌کنی تا دوشنبه
‫از همه‌شون شهادت بگیریم.

158
00:05:48,556 --> 00:05:50,057
‫امروز جمعه‌ست.

159
00:05:50,182 --> 00:05:53,769
‫انگار باید تمام آخر هفته رو کار کنی.

160
00:06:00,526 --> 00:06:01,861
‫مایکا.

161
00:06:04,488 --> 00:06:06,190
‫اینجایی.

162
00:06:06,240 --> 00:06:08,401
‫حواست باشه، برنامه‌ی آخر هفته عوض شد.

163
00:06:08,451 --> 00:06:09,568
‫قراره ازمون بازجویی بشه.

164
00:06:09,618 --> 00:06:10,695
‫از توی جزایر تورکس و کایکوس؟

165
00:06:10,745 --> 00:06:12,113
‫نه، اون می‌ره تورکس و کایکوس.

166
00:06:12,163 --> 00:06:14,573
‫ما توی اتاق جلسات دادگستری با یه وکیل

167
00:06:14,623 --> 00:06:16,500
‫و برادرت صحبت می‌کنیم.

168
00:06:21,964 --> 00:06:24,625
‫[برای اَبی، در این روز خاصش]

169
00:06:24,675 --> 00:06:26,552
‫آها.

170
00:06:26,635 --> 00:06:28,087
‫آره، خب، اصل قضیه همینه.

171
00:06:28,137 --> 00:06:29,305
‫بسیار خب.

172
00:06:35,061 --> 00:06:36,554
‫اینا دیگه چیه؟

173
00:06:36,604 --> 00:06:38,055
‫صندوق تهدیدات شوهرتون،

174
00:06:38,105 --> 00:06:40,599
‫نامه‌های بررسی‌شده‌ی ماه‌های اخیر دفترش،

175
00:06:40,649 --> 00:06:42,101
‫شکایت‌ها و تهدیدهای توخالی

176
00:06:42,151 --> 00:06:44,145
‫که در دسته‌ی کم‌خطر ارزیابی شدن.

177
00:06:44,195 --> 00:06:46,188
‫دارم بررسی می‌کنم ببینم چیزی
‫از قلم نیفتاده باشه.

178
00:06:46,238 --> 00:06:48,149
‫همین الان یه نفر می‌خواست
‫خونه‌م رو بفرسته روی هوا.

179
00:06:48,199 --> 00:06:50,985
‫فکر کنم دیگه مشخصه
‫که یه مورد رو از قلم انداختن.

180
00:06:51,035 --> 00:06:53,446
‫این خانواده هنوز در خطره؟

181
00:06:53,496 --> 00:06:54,822
‫بمب‌گذاری کار پردردسریه.

182
00:06:54,872 --> 00:06:56,866
‫آدما معمولاً بی‌دلیل بمب نمی‌ترکونن.

183
00:06:56,916 --> 00:06:58,576
‫کسی رو می‌شناسید که دلیلی

184
00:06:58,626 --> 00:07:00,369
‫واسه آسیب زدن به خانواده‌تون داشته باشه؟

185
00:07:00,419 --> 00:07:02,213
‫نه.

186
00:07:08,552 --> 00:07:10,963
‫مامور هالینگزورث.

187
00:07:11,013 --> 00:07:12,681
‫جوهر قرمز.

188
00:07:12,765 --> 00:07:14,391
‫همون دستخط.

189
00:07:16,143 --> 00:07:18,971
‫همه‌شون دارن اَبی و مراسم
‫عروسی رو تهدید می‌کنن.

190
00:07:19,021 --> 00:07:20,389
‫این فقط کار یه آدم متعصب نیست.

191
00:07:20,439 --> 00:07:21,640
‫قضیه شخصیه.

192
00:07:21,690 --> 00:07:24,568
‫و باید سریع بفهمیم دلیلش چیه.

193
00:07:24,819 --> 00:07:26,320
‫[دخترت در ازای جرایمت]

194
00:07:26,487 --> 00:07:28,314
‫این یه درنای کاغذیه،

195
00:07:28,364 --> 00:07:30,107
‫مثل همونی که توی محلِ

196
00:07:30,157 --> 00:07:32,576
‫مرگ مامور ای‌تی‌اف، دنیل رایدر پیدا شد.

197
00:07:32,660 --> 00:07:35,696
‫به خودی خود چیز مشکوکی نیست،

198
00:07:35,746 --> 00:07:38,949
‫تا وقتی که یکی از این درناها رو
‫توی آشپزخونه‌ی هالینگزورث دیدم.

199
00:07:38,999 --> 00:07:41,118
‫مارشال هالینگزورث روی پرونده‌ی فارل کار می‌کرد.

200
00:07:41,168 --> 00:07:43,120
‫لوگان ولینگ هم توی خونه‌ی اون کشته شد.

201
00:07:43,170 --> 00:07:45,956
‫اگه قاتل توی هر کدوم از اونا درنا گذاشته باشه،

202
00:07:46,006 --> 00:07:47,750
‫قبل از ما به صحنه دسترسی داشته.

203
00:07:47,800 --> 00:07:51,045
‫ممکنه این درنا امضای کاری قاتل باشه

204
00:07:51,095 --> 00:07:53,672
‫و جین هالینگزورث نمی‌خواد ما بفهمیم؟

205
00:07:53,722 --> 00:07:56,550
‫به یه مارشال فدرال منصوب‌شده شک داری

206
00:07:56,600 --> 00:07:57,843
‫که مانع اجرای عدالت می‌شه؟

207
00:07:57,893 --> 00:07:59,386
‫معتقدم داره چیزی رو پنهان می‌کنه.

208
00:07:59,436 --> 00:08:02,189
‫چی رو؟ و چرا؟

209
00:08:05,442 --> 00:08:07,645
‫این مادر قبلاً یکی از بچه‌هاش رو از دست داده.

210
00:08:07,695 --> 00:08:11,565
‫شاید دروغ می‌گه تا مطمئن بشه
‫یکی دیگه‌شون رو از دست نمیده.

211
00:08:11,615 --> 00:08:13,651
‫داره از یکی از بچه‌هاش محافظت می‌کنه،

212
00:08:13,701 --> 00:08:16,704
‫و می‌فهمیم کدومشونه.

213
00:08:25,170 --> 00:08:28,591
‫پس ساعت ۱۰ صبح توی آیزنهاور می‌بینمت.

214
00:08:28,924 --> 00:08:30,050
‫عالیه.

215
00:08:32,970 --> 00:08:35,047
‫راسل هالینگزورث، اکسل متحرک.

216
00:08:35,097 --> 00:08:36,257
‫چطور می‌تونم کمکت کنم؟

217
00:08:36,307 --> 00:08:38,300
‫- بازجویی منو بنداز عقب.
‫- کاش می‌تونستم.

218
00:08:38,350 --> 00:08:41,220
‫نیمه‌ی پر لیوان رو ببین،
‫آخر هفته‌ی تو هم مثل من به فنا رفت.

219
00:08:41,270 --> 00:08:42,680
‫چی، فکر می‌کنی خنده‌داره؟

220
00:08:42,730 --> 00:08:45,516
‫تقاص هیلتون‌هد و یه عمر ترس از عنکبوت.

221
00:08:45,566 --> 00:08:48,352
‫زندگی منو به‌خاطر بی‌زندگی بودن خودت خراب نکن.

222
00:08:48,402 --> 00:08:50,771
‫این تحقیقات رسمی وزارت دادگستریه.

223
00:08:50,821 --> 00:08:52,147
‫شرمنده که برنزه کردنت رو خراب می‌کنه.

224
00:08:52,197 --> 00:08:53,732
‫قضیه فقط...

225
00:08:53,782 --> 00:08:55,651
‫فردا توی بازجویی می‌بینمت،

226
00:08:55,701 --> 00:08:57,695
‫که حالا می‌افته ساعت ۷ صبح،

227
00:08:57,745 --> 00:08:59,955
‫چون الان عصبیم کردی.

228
00:09:01,415 --> 00:09:04,410
‫یه روز قبل از عروسی بچه‌شون
‫به خونه‌شون حمله شده.

229
00:09:04,460 --> 00:09:05,494
‫نیاز به حواس‌پرتی دارن.

230
00:09:05,544 --> 00:09:07,162
‫نه، چیزی که نیاز دارن بازجویی شدن

231
00:09:07,212 --> 00:09:09,715
‫توی یه اتاق خلوت و خصوصیه.

232
00:09:09,798 --> 00:09:11,208
‫و باید بفهمیم کی ممکنه

233
00:09:11,258 --> 00:09:12,626
‫باهاشون کینه‌ی شخصی داشته باشه.

234
00:09:12,676 --> 00:09:14,795
‫درسته، ولی اینا اهداف خیلی مهمی هستن.

235
00:09:14,845 --> 00:09:16,839
‫این خونه پر از پنجره‌ست،

236
00:09:16,889 --> 00:09:19,800
‫و من می‌خوام توی امن‌ترین جای ممکن باشن.

237
00:09:19,850 --> 00:09:22,469
‫بمب‌گذار مراسم عروسی فردا رو هدف گرفته.

238
00:09:22,519 --> 00:09:25,647
‫پس اگه کمکم نمی‌کنی، مزاحم کارم نشو.

239
00:09:29,026 --> 00:09:32,521
‫فکر نمی‌کنی این ماجرا به اون کاری که کردیم
‫ربطی داشته باشه، نه؟

240
00:09:32,571 --> 00:09:34,648
‫اون مال چند دهه‌ی پیش بود.

241
00:09:34,698 --> 00:09:35,941
‫خیلی وقته دفن شده.

242
00:09:35,991 --> 00:09:38,152
‫شاید چیزی از دستمون در رفته.

243
00:09:38,202 --> 00:09:41,947
‫چطوره بگم باید برم محل عروسی رو ببینم،

244
00:09:41,997 --> 00:09:44,366
‫ببینم می‌ذارن برم بیرون، بعد پیگیرش بشم؟

245
00:09:44,416 --> 00:09:45,501
‫فکر خوبیه.

246
00:09:47,044 --> 00:09:48,370
‫بله، مامور والاس،

247
00:09:48,420 --> 00:09:50,831
‫الان مارشال هالینگزورث توی جورج‌تاونه.

248
00:09:50,881 --> 00:09:53,000
‫وقتی برگشت می‌گم بهتون زنگ بزنه.

249
00:09:53,050 --> 00:09:54,885
‫ممنون. لطف می‌کنید.

250
00:09:56,095 --> 00:09:57,504
‫جین و کلیر سر صحنه‌ان.

251
00:09:57,554 --> 00:09:58,756
‫این یعنی خونه خالیه.

252
00:09:58,806 --> 00:09:59,807
‫۱۰ دقیقه وقت می‌خوام.

253
00:09:59,848 --> 00:10:01,175
‫- من می‌رم داخل.
‫- بله، خانم.

254
00:10:01,225 --> 00:10:03,060
‫- دوربین رو خاموش کن.
‫- متوجه شدم.

255
00:11:45,912 --> 00:11:46,997
‫همه‌چی روبراهه.

256
00:12:06,350 --> 00:12:08,727
‫[محرمانه]

257
00:12:15,734 --> 00:12:17,652
‫[نیا والاس]

258
00:12:18,028 --> 00:12:19,730
‫خلاصه فردا شب منتفیه،

259
00:12:19,780 --> 00:12:22,190
‫ولی یه برنامه‌ی دقیق چیدم،

260
00:12:22,240 --> 00:12:24,318
‫که یکشنبه صبح خونه‌ی پدر و مادرت باشم

261
00:12:24,368 --> 00:12:27,362
‫و با صبحانه‌ی مخصوص راس هالینگزورث
‫شگفت‌زده‌شون کنم.

262
00:12:27,412 --> 00:12:28,538
‫سلام، قربان.

263
00:12:28,663 --> 00:12:29,990
‫همه‌چی واسه بازجویی آماده‌ست.

264
00:12:30,040 --> 00:12:31,783
‫گزارش رسیده که بیشتر از ۱۱ تا مامور

265
00:12:31,833 --> 00:12:33,460
‫به تیم قزاقستان دسترسی داشتن.

266
00:12:33,502 --> 00:12:36,163
‫حالا که اعلام شده،
‫باید از اونا هم بازجویی کنیم.

267
00:12:36,213 --> 00:12:37,247
‫گزارش؟

268
00:12:37,297 --> 00:12:39,833
‫از مامور...

269
00:12:39,883 --> 00:12:41,376
‫هالینگزورث.

270
00:12:41,426 --> 00:12:42,377
‫بابات بود؟

271
00:12:42,427 --> 00:12:43,879
‫یا برادرت؟

272
00:12:43,929 --> 00:12:47,557
‫به هر حال، یعنی ۲۳ تا مامور دیگه تا دوشنبه.

273
00:12:47,641 --> 00:12:50,477
‫گمونم اون صبحانه هم باید عقب بیفته.

274
00:12:56,608 --> 00:12:57,609
‫[راس: لعنت بهت]

275
00:12:59,361 --> 00:13:01,229
‫کسایی که فردا به‌جای ما می‌رن تورکس،

276
00:13:01,279 --> 00:13:04,232
‫دارن اسپری‌های برنزه رو آماده می‌کنن.

277
00:13:04,282 --> 00:13:05,859
‫لطفاً تمومش کن.

278
00:13:05,909 --> 00:13:08,445
‫کاش می‌تونستیم بریم یه نوشیدنی بخوریم.

279
00:13:08,495 --> 00:13:09,780
‫اونا چیه؟

280
00:13:09,830 --> 00:13:11,198
‫مراسم‌هایی که اسپارو بهشون دعوت شده.

281
00:13:11,248 --> 00:13:12,824
‫خوشگذرونی‌های دیگه‌ای که
‫احتمالاً از دستشون می‌دیم.

282
00:13:12,874 --> 00:13:13,492
‫اوهوم.

283
00:13:13,542 --> 00:13:15,035
‫یادم رفته، لیز کی بود؟

284
00:13:15,085 --> 00:13:16,328
‫دوست دوران دبیرستان اسپارو.

285
00:13:16,378 --> 00:13:17,537
‫- اوه، درسته.
‫- اوه، آره،

286
00:13:17,587 --> 00:13:19,372
‫توی هتل ولکات مهمونی داره.

287
00:13:19,422 --> 00:13:20,832
‫به‌خاطر تورکس ردش کردیم.

288
00:13:20,882 --> 00:13:22,292
‫تا حالا توی هتل ولکات ماموریت داشتی؟

289
00:13:22,342 --> 00:13:24,086
‫اوهوم، آره، پارسال.

290
00:13:24,136 --> 00:13:26,421
‫پنت‌هاوس کل طبقه رو گرفته،
‫یعنی همه می‌تونن برن

291
00:13:26,471 --> 00:13:28,215
‫استخر پشت‌بوم، به جز اون یه ماموری که

292
00:13:28,265 --> 00:13:29,466
‫کل شیفت باید پشت در بمونه.

293
00:13:29,516 --> 00:13:31,968
‫و من یکی اصلاً اون پست رو نمی‌خوام.

294
00:13:32,018 --> 00:13:32,969
‫چطور؟

295
00:13:33,019 --> 00:13:36,398
‫فکر می‌کنی به‌جای تورکس می‌ره اونجا؟

296
00:13:36,982 --> 00:13:39,067
‫گفت دلش واسه لیز خیلی تنگ شده.

297
00:13:44,322 --> 00:13:47,534
‫[اگه پایه هستی، برنامه رو عوض کنیم]

298
00:13:47,617 --> 00:13:49,736
‫من سال‌ها گلف رو گذاشته بودم کنار.

299
00:13:49,786 --> 00:13:52,489
‫از وقتی این دختر اومد توی زندگیمون،

300
00:13:52,539 --> 00:13:54,541
‫پدر بودن زیادی بهم مزه داد.

301
00:13:54,624 --> 00:13:57,202
‫خب، به فرزندی گرفتن بچه مسئولیت بزرگیه.

302
00:13:57,252 --> 00:13:59,212
‫اوه، نذار دوباره شروع کنه.

303
00:13:59,880 --> 00:14:01,756
‫بیل،

304
00:14:01,882 --> 00:14:03,124
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

305
00:14:03,174 --> 00:14:04,918
‫شیفتم شروع شد.

306
00:14:04,968 --> 00:14:05,961
‫بهت نگفتن؟

307
00:14:06,011 --> 00:14:07,095
‫نه.

308
00:14:07,220 --> 00:14:08,588
‫میرم خودمو به بقیه معرفی کنم.

309
00:14:08,638 --> 00:14:09,806
‫بسیار خب.

310
00:14:11,558 --> 00:14:12,634
‫سلام، من مامور وانگ هستم...

311
00:14:12,684 --> 00:14:14,177
‫کاری کردی منو بندازن بیرون؟

312
00:14:14,227 --> 00:14:16,471
‫از دفترت پرسیدم آیا مشکلی ندارن

313
00:14:16,521 --> 00:14:19,307
‫که یه مامور از تیم حفاظت رئیس‌جمهور
‫مسئول این پرونده باشه،

314
00:14:19,357 --> 00:14:20,934
‫به‌جای یه مامور از گروه مشترک ضد تروریسم.

315
00:14:20,984 --> 00:14:23,728
‫اگه زنگ نزده بودی،
‫می‌ذاشتن پرونده رو تموم کنم.

316
00:14:23,778 --> 00:14:26,189
‫آره، خب، اگه کار رو پیش می‌بردی
‫منم زنگ نمی‌زدم.

317
00:14:26,239 --> 00:14:28,149
‫یه بمب‌گذار داره عروسی فردا رو تهدید می‌کنه،

318
00:14:28,199 --> 00:14:29,484
‫و تو این وسط مجلس‌گرم‌کُن شدی.

319
00:14:29,534 --> 00:14:31,319
‫شناختن آدما خیلی مهمه.

320
00:14:31,369 --> 00:14:35,123
‫گاردشون رو باز می‌کنن، حرف دلشون رو می‌زنن
‫و یه چیزایی رو لو میدن.

321
00:14:38,877 --> 00:14:40,161
‫الو؟

322
00:14:40,211 --> 00:14:42,873
‫مردیت، به دنی گفتم پیگیر این ماجرا می‌شم.

323
00:14:42,923 --> 00:14:45,675
‫- هنک، چی شده؟
‫- فکر کنم فهمیدن.

324
00:14:46,009 --> 00:14:48,178
‫بمب‌ها حق دارن...

325
00:14:49,804 --> 00:14:53,425
‫خانم کین، الان با کی حرف می‌زدید؟

326
00:14:53,475 --> 00:14:54,593
‫فقط گل‌فروش بود.

327
00:14:54,643 --> 00:14:57,270
‫باید گل‌های پیونی رو عوض کنن.

328
00:15:18,500 --> 00:15:19,501
‫[اوریگامی]

329
00:15:23,421 --> 00:15:25,256
‫[هتل ولکات]

330
00:15:25,465 --> 00:15:26,625
‫جزئیات دقیقه به دقیقه؟

331
00:15:26,675 --> 00:15:28,501
‫دادگستری اصلاً اینو واسه چی می‌خواد؟

332
00:15:28,551 --> 00:15:29,761
‫می‌تونم حدس بزنم.

333
00:15:33,973 --> 00:15:35,008
‫[مقر اف‌بی‌آی]

334
00:15:35,058 --> 00:15:36,676
‫اتاق بی رو واسه خانواده آماده کن.

335
00:15:36,726 --> 00:15:38,219
‫تک‌تک توی اتاق سی ازشون بازجویی می‌کنم.

336
00:15:38,269 --> 00:15:39,888
‫بله، خانم.

337
00:15:39,938 --> 00:15:43,274
‫یه سوال، پرسیدن هنوز بستنی‌ای که بابات
‫قول داده رو بهشون میدن یا نه؟

338
00:15:44,401 --> 00:15:46,653
‫میرم اتاق‌ها رو آماده کنم.

339
00:15:49,406 --> 00:15:50,440
‫الو.

340
00:15:50,490 --> 00:15:52,984
‫مامان، به یه وکیل نیاز دارم،
‫چون می‌خوام بابا رو بکشم.

341
00:15:53,034 --> 00:15:54,277
‫چیکار کرده؟

342
00:15:54,327 --> 00:15:56,988
‫خب، به جز اینکه صحنه‌ی جرم منو
‫تبدیل به مهمونی محله کرده...

343
00:15:57,038 --> 00:15:58,865
‫می‌دونی تازه الان رسیدم به بازجویی؟

344
00:15:58,915 --> 00:16:01,201
‫اون مرد اصلاً نمی‌تونه متوجه موقعیت بشه.

345
00:16:01,251 --> 00:16:04,079
‫می‌گه داره از آدما محافظت می‌کنه،
‫ولی به نظر من دو حالت داره:

346
00:16:04,129 --> 00:16:06,873
‫یا فرار از نزاع یا اینکه مثل یه سگ
‫گلدن رتریور روی سرش دست بکشن.

347
00:16:06,923 --> 00:16:08,249
‫بابات همینه.

348
00:16:08,299 --> 00:16:11,169
‫آدما میان سمتش، گاردشون رو میارن پایین...

349
00:16:11,219 --> 00:16:12,379
‫خب، مهم نیست.

350
00:16:12,429 --> 00:16:14,005
‫دیگه فرستادمش رفت.

351
00:16:14,055 --> 00:16:15,965
‫یه لحظه صبر کن، عزیزم.

352
00:16:16,015 --> 00:16:17,509
‫نیا فکر می‌کنه کار مایکا بوده.

353
00:16:17,559 --> 00:16:18,635
‫این مسخره‌ست.

354
00:16:18,685 --> 00:16:19,844
‫از کجا فهمیدی؟

355
00:16:19,894 --> 00:16:21,179
‫اون بیرون دوربین گذاشته.

356
00:16:21,229 --> 00:16:22,180
‫منم داخل دوربین گذاشتم.

357
00:16:22,230 --> 00:16:23,973
‫نمی‌ذارم یه قاتل دوباره بیاد اینجا.

358
00:16:24,023 --> 00:16:25,809
‫خب، مایکا با دختر رئیس‌جمهور توی هتل ولکاته.

359
00:16:25,859 --> 00:16:29,104
‫شرمنده طول کشید، ولی درگیر بمب کلیر هستم.

360
00:16:29,154 --> 00:16:31,523
‫می‌گه اخراجت کرده.

361
00:16:31,573 --> 00:16:32,774
‫مگه تا حالا این چیزا جلوم رو گرفته؟

362
00:16:32,824 --> 00:16:35,777
‫اگه مامور والاس درباره‌ی درناها از مایکا بپرسه،

363
00:16:35,827 --> 00:16:38,446
‫اونم درباره‌ی جک کنجکاو می‌شه.

364
00:16:38,496 --> 00:16:40,115
‫باید قانعش کنم کار اون نیست.

365
00:16:40,165 --> 00:16:41,825
‫- کمک می‌خوای؟
‫- نه.

366
00:16:41,875 --> 00:16:42,867
‫تو به دخترمون کمک کن.

367
00:16:42,917 --> 00:16:44,035
‫منم به پسرمون کمک می‌کنم.

368
00:16:44,085 --> 00:16:45,712
‫جیـ...

369
00:16:47,172 --> 00:16:48,998
‫عزیزم، باید برم.

370
00:16:49,048 --> 00:16:50,875
‫بابات رو دست‌کم نگیر.

371
00:16:50,925 --> 00:16:52,085
‫کارش رو بلده.

372
00:16:52,135 --> 00:16:54,045
‫سگ‌های گلدن رتریور کارشون همینه.

373
00:16:54,095 --> 00:16:56,764
‫آره، ولی روی فرش هم جیش می‌کنن.

374
00:16:58,141 --> 00:16:59,509
‫اینم از ردگیری خط تلفن، خانم.

375
00:16:59,559 --> 00:17:01,019
‫کدوم ردگیری؟

376
00:17:01,102 --> 00:17:03,638
‫آقای هالینگزورث گفت شما
‫دستور شنود تلفن ثابت رو دادید.

377
00:17:03,688 --> 00:17:05,181
‫اون به شما گفت من...

378
00:17:05,231 --> 00:17:08,401
‫این موقعیت تماس خانم کین با گل‌فروشه.

379
00:17:10,028 --> 00:17:12,397
‫این که گل‌فروش نیست.

380
00:17:12,447 --> 00:17:13,731
‫یه ماشین آماده کن.

381
00:17:13,781 --> 00:17:15,575
‫باشه.

382
00:17:17,619 --> 00:17:19,704
‫با هنک بکستر حرف زدی.

383
00:17:19,787 --> 00:17:21,281
‫چرا دروغ گفتی؟

384
00:17:21,331 --> 00:17:23,658
‫یه مکالمه‌ی شخصی بود.

385
00:17:23,708 --> 00:17:25,910
‫و... محرمانه بود.

386
00:17:25,960 --> 00:17:27,662
‫هنک دوست و وکیلمونه.

387
00:17:27,712 --> 00:17:28,997
‫وکیل سابقتون.

388
00:17:29,047 --> 00:17:31,457
‫پارسال از شرکت اخراج شد.

389
00:17:31,507 --> 00:17:33,877
‫داری تحقیقات درباره‌ی بمب‌گذاری که

390
00:17:33,927 --> 00:17:37,388
‫بچه‌ت رو هدف گرفته به تاخیر میندازی.

391
00:17:37,472 --> 00:17:39,265
‫هنک یه آدم لاابالیه.

392
00:17:39,349 --> 00:17:41,768
‫و اوضاعش بدتر هم شده.

393
00:17:41,851 --> 00:17:44,178
‫چیزا یادش میره، از خودش حرف درمیاره.

394
00:17:44,228 --> 00:17:46,264
‫چون اینقدر از نزدیک باهاش کار می‌کردیم،

395
00:17:46,314 --> 00:17:48,016
‫ما اولین کسایی بودیم که متوجه شدیم.

396
00:17:48,066 --> 00:17:52,737
‫واسه همین شوهرم یواشکی به شرکت اطلاع داد.

397
00:17:52,820 --> 00:17:54,898
‫نمی‌خواستیم اخراجش کنن.

398
00:17:54,948 --> 00:17:56,608
‫ولی اخراج شد. شغلش نابود شد.

399
00:17:56,658 --> 00:17:58,401
‫زنش ولش کرد. خونه‌ش رو از دست داد.

400
00:17:58,451 --> 00:18:00,737
‫حتماً فهمیده تقصیر شوهرت بوده.

401
00:18:00,787 --> 00:18:01,738
‫انگیزه‌ش همینه.

402
00:18:01,788 --> 00:18:02,822
‫اون... اهل این کارا نیست.

403
00:18:02,872 --> 00:18:04,824
‫از یه انبار که توش واحد اجاره کرده بهت زنگ زد.

404
00:18:04,874 --> 00:18:06,701
‫اصلاً می‌دونی چرا اونجا بوده

405
00:18:06,751 --> 00:18:08,453
‫یا قراره چی توش پیدا کنیم؟

406
00:18:08,503 --> 00:18:10,004
‫بریم.

407
00:18:15,093 --> 00:18:16,886
‫در باز شد. بریم.

408
00:18:20,348 --> 00:18:22,100
‫این پشت امنه.

409
00:18:28,940 --> 00:18:30,775
‫باتری، باروت.

410
00:18:30,858 --> 00:18:32,143
‫انگار یه بمب ساخته.

411
00:18:32,193 --> 00:18:34,278
‫یه بمب بزرگ.

412
00:18:34,362 --> 00:18:36,064
‫و اینجا نیست.

413
00:18:36,114 --> 00:18:37,523
‫واسه هنک بکستر دستور بازداشت فوری بدید.

414
00:18:37,573 --> 00:18:40,068
‫سوژه یه بمب همراهشه و ناپدید شده.

415
00:18:40,118 --> 00:18:41,869
‫ممکنه هر جایی باشه.

416
00:18:55,425 --> 00:18:57,418
‫ببخشید.

417
00:18:57,468 --> 00:18:58,711
‫مامور والاس.

418
00:18:58,761 --> 00:19:01,005
‫مایکا هالینگزورث اینجا شیفت داره؟

419
00:19:01,055 --> 00:19:02,348
‫بذارید بررسی کنم.

420
00:19:05,518 --> 00:19:07,053
‫ممنون که اومدی.

421
00:19:07,103 --> 00:19:10,223
‫اومد داخل که آب ببره،
‫و منم توی حموم بودم،

422
00:19:10,273 --> 00:19:11,933
‫واسه همین نتونستم بهش هشدار بدم.

423
00:19:11,983 --> 00:19:14,727
‫اگه بفهمن سر شیفت مواد مصرف کرده، اخراج می‌شه.

424
00:19:14,777 --> 00:19:15,895
‫اینقدر اوضاع خرابه؟

425
00:19:15,945 --> 00:19:18,314
‫بیخیال بچه‌ها. من حالم خوبه.

426
00:19:18,364 --> 00:19:20,733
‫دیدن تو الان اصلاً حس خوبی نداره،

427
00:19:20,783 --> 00:19:22,777
‫ولی یه جورایی هم واسم مهم نیست.

428
00:19:22,827 --> 00:19:24,404
‫و حتماً باید به من زنگ می‌زدی؟

429
00:19:24,454 --> 00:19:25,988
‫گفت اگه روی یه نفر بتونه حساب کنه، تویی.

430
00:19:26,038 --> 00:19:27,281
‫شیفتش کِی تموم می‌شه؟

431
00:19:27,331 --> 00:19:28,658
‫نیم ساعت دیگه.

432
00:19:28,708 --> 00:19:30,410
‫الن میاد بالا که جاش رو بگیره.

433
00:19:30,460 --> 00:19:32,703
‫پس نیم ساعت وقت داریم حالش رو جا بیاریم.

434
00:19:32,753 --> 00:19:34,831
‫وقتی الن رسید، تو باهاش حرف بزن.

435
00:19:34,881 --> 00:19:37,800
‫منم این مایکای درب و داغون رو
‫صاف می‌برم سمت آسانسور.

436
00:19:38,885 --> 00:19:40,011
‫اوه.

437
00:19:41,971 --> 00:19:43,756
‫الو؟

438
00:19:43,806 --> 00:19:45,633
‫بله، یه لحظه.

439
00:19:45,683 --> 00:19:46,809
‫الن پشت خطه.

440
00:19:46,893 --> 00:19:48,311
‫اوه.

441
00:19:48,394 --> 00:19:50,354
‫سلام، ال.

442
00:19:50,438 --> 00:19:51,772
‫آها.

443
00:19:53,065 --> 00:19:54,809
‫آره، وصلش کن.

444
00:19:54,859 --> 00:19:56,644
‫سلام.

445
00:19:56,694 --> 00:19:57,937
‫آره، حتماً.

446
00:19:57,987 --> 00:20:00,031
‫بسیار خب، به زودی می‌بینمت.

447
00:20:02,158 --> 00:20:04,360
‫شما دوتا الکی نگران بودید.

448
00:20:04,410 --> 00:20:05,570
‫عالی بود.

449
00:20:05,620 --> 00:20:07,330
‫- کاملاً عادی بود.
‫- آره.

450
00:20:07,413 --> 00:20:09,115
‫چی... چی می‌خواست؟

451
00:20:09,165 --> 00:20:10,950
‫اون خانم مامور امنیت ملی که دنبال

452
00:20:11,000 --> 00:20:13,327
‫- قتل مامورها بود رو می‌شناسی؟
‫- اوهوم.

453
00:20:13,377 --> 00:20:14,787
‫الان طبقه پایینه

454
00:20:14,837 --> 00:20:17,540
‫و می‌گه من توی این پرونده مظنونم،

455
00:20:17,590 --> 00:20:20,384
‫و باید بعد از شیفتم باهام حرف بزنه.

456
00:20:21,302 --> 00:20:23,679
‫اوه، کُتم عجب حس خفنی داره.

457
00:20:24,972 --> 00:20:26,299
‫به آرکوری خوش اومدید،

458
00:20:26,349 --> 00:20:29,260
‫جایی که امشب شام تمرینی عروسی
‫اَبی کین برگزار می‌شه،

459
00:20:29,310 --> 00:20:31,137
‫یا حداقل هنک بکستر اینطوری فکر می‌کنه.

460
00:20:31,187 --> 00:20:33,431
‫شام اصلی به یه مکان نامعلوم منتقل شده،

461
00:20:33,481 --> 00:20:34,932
‫ولی سوژه‌ی ما خبر نداره.

462
00:20:34,982 --> 00:20:37,393
‫فکر می‌کنه شام طبق برنامه پیش می‌ره.

463
00:20:37,443 --> 00:20:41,314
‫و درواقع به جاش وارد یه عملیات نظارتی میشه.

464
00:20:41,364 --> 00:20:44,650
‫تک‌تک آدمایی که به این رستوران
‫رفت‌وآمد می‎کنن، از نیروهای خودمونن.

465
00:20:44,700 --> 00:20:47,778
‫اگه بخواد کاری که شروع کرده رو تموم کنه، منتظرشیم.

466
00:20:47,828 --> 00:20:50,114
‫واسه مشخص شدن وظایفتون
‫برید پیش مامور تامپکینز.

467
00:20:50,164 --> 00:20:51,832
‫بریم.

468
00:20:53,709 --> 00:20:56,037
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟ شیفتت تموم شد.

469
00:20:56,087 --> 00:20:59,415
‫طبق نظر رئیست، من مشاور ویژه‌ی این عملیاتم.

470
00:20:59,465 --> 00:21:01,417
‫رفتی سراغ مافوقم.

471
00:21:01,467 --> 00:21:03,502
‫از استادم یاد گرفتم.

472
00:21:03,552 --> 00:21:04,879
‫کلیر، بذار کمکت کنم.

473
00:21:04,929 --> 00:21:06,005
‫می‌دونم شک داری.

474
00:21:06,055 --> 00:21:07,974
‫شنود خط تلفن رو واست گرفتم.

475
00:21:09,350 --> 00:21:10,801
‫کین وزیر کابینه‌ست

476
00:21:10,851 --> 00:21:12,219
‫که چشم به ریاست‌جمهوری دوخته.

477
00:21:12,269 --> 00:21:14,221
‫حس نمی‌کنی این قضیه چیزی فراتر از

478
00:21:14,271 --> 00:21:15,848
‫کینه‌توزی یه دوست قدیمیه؟

479
00:21:15,898 --> 00:21:17,058
‫فرض کن تو هنک بکستر هستی.

480
00:21:17,108 --> 00:21:18,768
‫هر روز خانواده کین رو می‌بینی.

481
00:21:18,818 --> 00:21:19,936
‫می‌تونستی مسمومشون کنی.

482
00:21:19,986 --> 00:21:21,395
‫می‌تونستی سیم ترمز ماشینشون رو ببری.

483
00:21:21,445 --> 00:21:23,397
‫می‌تونستی ببریشون کوهنوردی
‫و بندازیشون ته دره.

484
00:21:23,447 --> 00:21:24,732
‫می‌دونی چه کاری رو نمی‌کنی؟

485
00:21:24,782 --> 00:21:27,068
‫بمب پستی درست نمی‌کنی واسه خانواده‌ای

486
00:21:27,118 --> 00:21:29,028
‫که اصلاً خودشون بسته‌ها رو باز نمی‌کنن.

487
00:21:29,078 --> 00:21:31,497
‫باهام موافقی.

488
00:21:31,539 --> 00:21:33,616
‫روش‌های من غیرحرفه‌ای نیستن، کلیر.

489
00:21:33,666 --> 00:21:35,117
‫فقط با روش‌های تو فرق دارن.

490
00:21:35,167 --> 00:21:36,911
‫وقتشه شروع کنیم.

491
00:21:36,961 --> 00:21:38,996
‫بسیار خب، هنک بکستر هنوز بهترین سرنخ ماست.

492
00:21:39,046 --> 00:21:40,706
‫تو تله‌ی بیل رو بچین، منم کار خودمو بکنم؟

493
00:21:40,756 --> 00:21:42,133
‫خیلی‌خب.

494
00:21:45,720 --> 00:21:47,213
‫شب خوبی داشته باشی، الن.

495
00:21:47,263 --> 00:21:48,673
‫چرا یه مامور امنیت ملی فکر می‌کنه تو...

496
00:21:48,723 --> 00:21:50,474
‫- الن.
‫- بله. چیزی شده؟

497
00:21:50,558 --> 00:21:54,687
‫می‌دونستی هانتر خیلی ازت خوشش میاد؟

498
00:22:01,444 --> 00:22:03,237
‫هوس ورزش کردیم.

499
00:22:06,782 --> 00:22:08,901
‫الن، پسرم رو ندیدی؟

500
00:22:08,951 --> 00:22:10,661
‫اوه، پیش پات رفتن.

501
00:22:11,996 --> 00:22:13,823
‫هی، اوه، خیلی‌خب.

502
00:22:13,873 --> 00:22:15,491
‫اوه، سعی کن سر و صدا نکنی.

503
00:22:15,541 --> 00:22:17,159
‫سر و صدا نیست، راس.

504
00:22:17,209 --> 00:22:18,210
‫موزیکه.

505
00:22:18,294 --> 00:22:19,503
‫باشه، باشه.

506
00:22:19,587 --> 00:22:20,588
‫زود باش.

507
00:22:20,629 --> 00:22:22,548
‫صبر کن. کجا داری می‌ری؟

508
00:22:30,014 --> 00:22:32,174
‫- برادرت رو ندیدی؟
‫- قرار بود ببینمش،

509
00:22:32,224 --> 00:22:34,343
‫ولی ظاهراً رفته.

510
00:22:34,393 --> 00:22:36,011
‫می‌خوای بهش زنگ بزنم؟

511
00:22:36,061 --> 00:22:37,471
‫برو کنار.

512
00:22:37,521 --> 00:22:39,098
‫امشب خیلی بهت خوش گذشته.

513
00:22:39,148 --> 00:22:40,683
‫اگه مجبور شم یه بار دیگه بگم بری کنار،

514
00:22:40,733 --> 00:22:43,444
‫اوضاع جور دیگه‌ای پیش می‌ره.

515
00:22:46,989 --> 00:22:49,775
‫خانم، آقا، باید اینجا رو تخلیه کنید.

516
00:22:49,825 --> 00:22:52,036
‫همگی از این طرف. ممنون.

517
00:22:53,329 --> 00:22:55,364
‫لطفاً برید بیرون.

518
00:22:55,414 --> 00:22:57,825
‫خانم، آقا، لطفاً دنبالم بیاید.

519
00:22:57,875 --> 00:23:00,920
‫چه خبر شده؟

520
00:23:15,481 --> 00:23:25,481
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

521
00:23:40,042 --> 00:23:41,035
‫چه خبر؟

522
00:23:41,085 --> 00:23:42,870
‫توی انباری‌ام.

523
00:23:42,920 --> 00:23:45,706
‫اثر انگشت‌های هنک اینجاست، ولی اشتباهن.

524
00:23:45,756 --> 00:23:48,042
‫تمام اثر انگشت‌هاش الگوی پخششون یکنواخته،

525
00:23:48,092 --> 00:23:49,210
‫به جز روی میز کار.

526
00:23:49,260 --> 00:23:51,212
‫اونجا متراکم و آشفته‌ان.

527
00:23:51,262 --> 00:23:53,547
‫وقتی دست زده به بمب، وحشت‌زده بوده.

528
00:23:53,597 --> 00:23:55,424
‫بمب با آدم همچین کاری رو می‌کنه.

529
00:23:55,474 --> 00:23:56,842
‫اگه توی اون وضعیت ذهنی باشی،

530
00:23:56,892 --> 00:23:58,552
‫موقع ساختن بمب، می‌ترکه.

531
00:23:58,602 --> 00:24:00,846
‫حدسم اینه که این اثر انگشت‌ها

532
00:24:00,896 --> 00:24:03,315
‫مال کسی نیست که یه بمب ساخته،

533
00:24:03,399 --> 00:24:05,726
‫بلکه مال کسیه که بمب رو دیده و هول کرده.

534
00:24:05,776 --> 00:24:07,269
‫گمونم واسه هنک پاپوش دوختن.

535
00:24:07,319 --> 00:24:09,396
‫اگه اینطوریه، پس چرا به پلیس زنگ نزد؟

536
00:24:09,446 --> 00:24:11,774
‫یعنی اصل ماجرا هر چی باشه، اون خبر داره.

537
00:24:11,824 --> 00:24:12,900
‫همه‌شون خبر دارن.

538
00:24:12,950 --> 00:24:14,410
‫بابا، هنک اومد اینجا.

539
00:24:24,003 --> 00:24:25,170
‫آقا.

540
00:24:28,549 --> 00:24:30,509
‫- ممنون.
‫- اوهوم.

541
00:24:37,808 --> 00:24:39,218
‫- بمب!
‫- بمب دستشه.

542
00:24:39,268 --> 00:24:40,511
‫بذارش زمین! بذارش زمین!

543
00:24:40,561 --> 00:24:41,804
‫این فقط یه کادوئه. من مهمونم.

544
00:24:41,854 --> 00:24:43,639
‫- همین الان بخواب روی زمین.
‫- مامور وانگ!

545
00:24:43,689 --> 00:24:44,690
‫چاشنی انفجار!

546
00:24:56,785 --> 00:24:57,820
‫بهش آب بده.

547
00:24:57,870 --> 00:24:58,871
‫یه عالمه.

548
00:24:58,912 --> 00:25:00,406
‫می‌تونه توی اتاقش بخوابه تا اثر قرص بپره.

549
00:25:00,456 --> 00:25:02,374
‫گمونم بهتره توضیح بدم.

550
00:25:02,458 --> 00:25:04,451
‫درست می‌گم که مایکا هیچ‌وقت عمداً

551
00:25:04,501 --> 00:25:06,996
‫خودشو به خطر نمیندازه؟

552
00:25:07,046 --> 00:25:08,047
‫البته.

553
00:25:08,088 --> 00:25:09,456
‫پس توضیحی لازم نیست.

554
00:25:09,506 --> 00:25:11,834
‫برو بخواب.

555
00:25:11,884 --> 00:25:13,836
‫هی، مامان. اون ماموره چی می‌خواست؟

556
00:25:13,886 --> 00:25:16,630
‫چرا می‌خواست با من حرف بزنه؟

557
00:25:16,680 --> 00:25:19,725
‫صبح می‌فهمیم.

558
00:25:32,529 --> 00:25:34,690
‫هنک بکستر یه بمب کادویی همراهش بود

559
00:25:34,740 --> 00:25:37,860
‫با جوهر قرمز روی برچسب و بدون چاشنی.

560
00:25:37,910 --> 00:25:39,111
‫با عقل جور درنمیاد.

561
00:25:39,161 --> 00:25:40,738
‫پرونده بسته شد، کلیر.

562
00:25:40,788 --> 00:25:42,781
‫بچه‌ها دارن آماده می‌شن
‫برن رستوران جشن بگیرن.

563
00:25:42,831 --> 00:25:44,450
‫یه جای کار می‌لنگه، خودتم می‌دونی.

564
00:25:44,500 --> 00:25:45,876
‫می‌دونم.

565
00:25:47,294 --> 00:25:50,164
‫حالا می‌خوام بدونم چطوری می‌خوای ثابتش کنی.

566
00:25:50,214 --> 00:25:52,082
‫می‌دونی چرا شرکت هنک اخراجش کرد؟

567
00:25:52,132 --> 00:25:53,584
‫چون لاابالی بود.

568
00:25:53,634 --> 00:25:55,169
‫رازداری موکل رو زیر پا گذاشت.

569
00:25:55,219 --> 00:25:57,504
‫اسرار موکل رو توی یه مراسم خیریه جار زد.

570
00:25:57,554 --> 00:26:00,599
‫یه آدم لاابالی بی‌عرضه که بمب‌های دقیق می‌ساخته.

571
00:26:00,641 --> 00:26:02,926
‫و کین‌ها رو گول زده که فکر کنن دوستشونه،

572
00:26:02,976 --> 00:26:04,720
‫اونم در حالی که کاملاً گیج و منگ بوده.

573
00:26:04,770 --> 00:26:06,180
‫این آدم اصلاً به این کارا نمی‌خوره.

574
00:26:06,230 --> 00:26:07,473
‫پس برو بشناسش.

575
00:26:07,523 --> 00:26:09,391
‫تنها کسایی که می‌تونن کمکم کنن کین‌ها هستن.

576
00:26:09,441 --> 00:26:11,643
‫خودت گفتی، پرونده بسته شده.

577
00:26:11,693 --> 00:26:14,363
‫هیچ‌وقت قبول نمی‌کنن با من حرف بزنن.

578
00:26:15,906 --> 00:26:17,566
‫ولی با تو حرف می‌زنن.

579
00:26:17,616 --> 00:26:19,568
‫چرا باید با من حرف بزنن؟

580
00:26:19,618 --> 00:26:22,079
‫چون تو همون پیتزارسون مهربونی.

581
00:26:27,209 --> 00:26:28,327
‫پسرت اینجاست.

582
00:26:28,377 --> 00:26:29,411
‫خب؟

583
00:26:29,461 --> 00:26:31,538
‫با من حرف می‌زنه یا باید حکم بیارم؟

584
00:26:31,588 --> 00:26:34,041
‫وقتی یواشکی اومدی توی خونه‌ی من حکم داشتی؟

585
00:26:34,091 --> 00:26:35,292
‫فیلمت رو دارم.

586
00:26:35,342 --> 00:26:36,627
‫جرم سنگینیه.

587
00:26:36,677 --> 00:26:39,588
‫اگه سعی کنی با مایکا حرف بزنی،

588
00:26:39,638 --> 00:26:41,215
‫آینده شغلیت رو واسه همیشه می‌بندم.

589
00:26:41,265 --> 00:26:44,134
‫می‌دونی، فکر می‌کردم
‫داری از بچه‌هات محافظت می‌کنی.

590
00:26:44,184 --> 00:26:47,429
‫ولی اینکه صدات رو آوردی پایین تا نشنون

591
00:26:47,479 --> 00:26:49,515
‫باعث می‌شه شک کنم همونقدر که از من مخفی می‌کنی

592
00:26:49,565 --> 00:26:51,775
‫از اونا هم مخفی می‌کنی.

593
00:27:07,249 --> 00:27:09,618
‫قبل از اینکه از هوش بری همه‌شو بخور.

594
00:27:09,668 --> 00:27:10,702
‫می‌تونی؟

595
00:27:10,752 --> 00:27:11,962
‫آره.

596
00:27:13,380 --> 00:27:14,798
‫اثرش داره می‌پره.

597
00:27:16,550 --> 00:27:18,293
‫ممنون.

598
00:27:18,343 --> 00:27:21,296
‫واقعاً نجاتم دادی.

599
00:27:21,346 --> 00:27:23,015
‫همیشه کارم همینه.

600
00:27:23,098 --> 00:27:25,300
‫صبر کن.

601
00:27:25,350 --> 00:27:26,643
‫عصبانی هستی؟

602
00:27:27,644 --> 00:27:29,137
‫بعداً حرف می‌زنیم.

603
00:27:29,187 --> 00:27:32,266
‫می‌دونی اتفاقی بود، نه؟

604
00:27:32,316 --> 00:27:35,185
‫روحمم خبر نداشت توی اون آب، مواد بوده.

605
00:27:35,235 --> 00:27:38,030
‫ولی می‌دونستی داری با دختر رئیس‌جمهور
‫رابطه نزدیک برقرار می‌کنی.

606
00:27:38,780 --> 00:27:40,023
‫اسپارو توی حموم بود،

607
00:27:40,073 --> 00:27:41,191
‫منم آب می‌خواستم.

608
00:27:41,241 --> 00:27:42,985
‫صورتم اینجاست.

609
00:27:43,035 --> 00:27:43,986
‫دوباره توی صورتم دروغ بگو.

610
00:27:44,036 --> 00:27:45,654
‫اینطوری نیست.

611
00:27:45,704 --> 00:27:47,447
‫راس، تو درک نمی‌کنی.

612
00:27:47,497 --> 00:27:49,658
‫تمام زندگیمون، هر غلطی دلت می‌خواد می‌کنی،

613
00:27:49,708 --> 00:27:51,201
‫من گندکاری‌هات رو جمع می‌کنم.

614
00:27:51,251 --> 00:27:52,202
‫کارمون همینه.

615
00:27:52,252 --> 00:27:53,537
‫می‌دونی من چی می‌خواستم؟

616
00:27:53,587 --> 00:27:56,381
‫اینکه پدر و مادر نامزدم رو ببینم.

617
00:27:56,715 --> 00:27:59,668
‫در عوض، از قصد کار اضافه واسم تراشیدی

618
00:27:59,718 --> 00:28:01,294
‫تا مطمئن بشی به قرارم نمی‌رسم.

619
00:28:01,344 --> 00:28:02,713
‫خودت شروع کردی.

620
00:28:02,763 --> 00:28:06,133
‫این بازجویی مسخره رو آخر هفته انداختی گردنم

621
00:28:06,183 --> 00:28:08,218
‫چون به آزادی من حسودیت می‌شد.

622
00:28:08,268 --> 00:28:10,762
‫فکر می‌کنی تحقیقات وزارت دادگستری رو راه انداختم

623
00:28:10,812 --> 00:28:13,640
‫واسه دزدی جواهر قزاقستان،
‫چون می‌خواستی بری ساحل؟

624
00:28:13,690 --> 00:28:16,893
‫مایکا، فقط یکی از ماست که
‫حاضره شغلش رو به خطر بندازه

625
00:28:16,943 --> 00:28:18,478
‫واسه یه چیز زودگذر و بی‌ارزش.

626
00:28:18,528 --> 00:28:20,022
‫و اون من نیستم.

627
00:28:20,072 --> 00:28:22,816
‫چیزی که من و اسپارو...
‫من و سیدنی داریم واقعیه،

628
00:28:22,866 --> 00:28:27,621
‫واقعی‌تر از هر چیزی که تو با اون زنه داری.

629
00:28:27,662 --> 00:28:29,990
‫واقعاً امیدوارم این حرفا اثر مواد باشه.

630
00:28:30,040 --> 00:28:31,908
‫هیچ‌کدوممون از وجود ناتاشا خبر نداشتیم

631
00:28:31,958 --> 00:28:34,369
‫تا وقتی که اومد اینجا.

632
00:28:34,419 --> 00:28:35,704
‫رابطه‌ی من باید مخفی باشه.

633
00:28:35,754 --> 00:28:37,372
‫از تو چرا مخفی بود؟

634
00:28:37,422 --> 00:28:40,459
‫می‌دونی این رابطه‌ت هیچ‌وقت
‫به جایی نمی‌رسه، درسته؟

635
00:28:40,509 --> 00:28:42,836
‫اگه کسی بفهمه،

636
00:28:42,886 --> 00:28:45,639
‫واسه همیشه بدنام و رسوا می‌شی.

637
00:28:46,264 --> 00:28:49,050
‫شاید یه روز اونو و منو بشناسی،

638
00:28:49,100 --> 00:28:52,521
‫بدون اینکه از قبل تصمیم بگیری
‫که فکر کنی ما کی هستیم.

639
00:28:58,151 --> 00:29:00,020
‫ممنون که امشب گزارش نهایی رو دادی.

640
00:29:00,070 --> 00:29:01,563
‫کار کمی نبود.

641
00:29:01,613 --> 00:29:03,398
‫خب، امنیتمون رو تامین کردی.

642
00:29:03,448 --> 00:29:05,442
‫کمترین کاریه که از دستمون برمیاد. ممنون، مایک.

643
00:29:05,492 --> 00:29:07,277
‫وظیفه‌م رو انجام دادم.

644
00:29:07,327 --> 00:29:09,696
‫یه چیزی هست که شاید نظری درموردش داشته باشید.

645
00:29:09,746 --> 00:29:13,116
‫انبار وکیلتون جای پارک اختصاصی داره،

646
00:29:13,166 --> 00:29:15,118
‫و اطلاعات ورود نشون میده بعد از چند ماه

647
00:29:15,168 --> 00:29:16,661
‫اولین بار بوده اونجا پارک کرده.

648
00:29:16,711 --> 00:29:18,497
‫یعنی داشت توش بمب می‌ساخت.

649
00:29:18,547 --> 00:29:20,499
‫نباید یه جای پارک دیگه پیدا می‌کرد

650
00:29:20,549 --> 00:29:22,125
‫تا ردش رو نزنن؟

651
00:29:22,175 --> 00:29:23,543
‫چرا امروز رفت اونجا؟

652
00:29:23,593 --> 00:29:25,720
‫چرا تمام مدت اینقدر محتاط بود

653
00:29:25,762 --> 00:29:29,090
‫و درست روز موعود اینقدر بی‌احتیاطی کرد؟ من...

654
00:29:29,140 --> 00:29:30,926
‫داشتم فکر می‌کردم اگه اولین بار بوده

655
00:29:30,976 --> 00:29:33,386
‫که بعد از چند ماه برگشته اونجا، چه معنایی داره.

656
00:29:33,436 --> 00:29:35,055
‫تصور کن چقدر وحشت‌زده می‌شدی

657
00:29:35,105 --> 00:29:36,848
‫اگه می‌رفتی توی انبارت

658
00:29:36,898 --> 00:29:38,608
‫و یه بمب داخلش می‌دیدی.

659
00:29:43,321 --> 00:29:45,991
‫بمب‌ها حق دارن بیان سراغمون!

660
00:29:47,450 --> 00:29:50,403
‫مردیت!

661
00:29:50,453 --> 00:29:53,949
‫آقای وزیر، مگه نگفتید وقتی زنگ زد،

662
00:29:53,999 --> 00:29:55,825
‫داشت چرت و پرت می‌گفت؟

663
00:29:55,875 --> 00:29:57,410
‫خب، من باهاش حرف نزدم.

664
00:29:57,460 --> 00:29:59,746
‫همسرم حرف زد.

665
00:29:59,796 --> 00:30:01,957
‫توی خونه‌ی هنک هیچ اثری از نوشیدنی قوی نبود،

666
00:30:02,007 --> 00:30:03,375
‫ولی توی قفسه‌ی داروهاش

667
00:30:03,425 --> 00:30:05,669
‫قرص خواب، ضد افسردگی،

668
00:30:05,719 --> 00:30:07,295
‫و داروی بی‌اختیاری ادرار بود.

669
00:30:07,345 --> 00:30:08,755
‫داروهای یه دائم‌الخمر.

670
00:30:08,805 --> 00:30:10,715
‫آره، و داروخونه‌ش یه نسخه‌ی

671
00:30:10,765 --> 00:30:12,968
‫دریافت‌نشده واسه ممانتین داشت.

672
00:30:13,018 --> 00:30:16,646
‫داروی مخصوص واسه آلزایمره.

673
00:30:17,105 --> 00:30:18,807
‫گمونم اینم یه فرضیه‌ست.

674
00:30:18,857 --> 00:30:21,935
‫آلزایمر، گیجی و لرزش دستای هنک رو توضیح میده.

675
00:30:21,985 --> 00:30:24,771
‫تا حالا واقعاً بوی نوشیدنی ازش حس کردید، قربان؟

676
00:30:24,821 --> 00:30:28,275
‫نه، ولی همسرم زیاد حس می‌کرد.

677
00:30:28,325 --> 00:30:30,068
‫چرا دروغ گفتید، خانم کین؟

678
00:30:30,118 --> 00:30:31,152
‫ببخشید؟

679
00:30:31,202 --> 00:30:32,445
‫من دروغ نمی‌گم.

680
00:30:32,495 --> 00:30:35,198
‫هنک بیماریش رو به شما گفته بود، مگه نه؟

681
00:30:35,248 --> 00:30:37,117
‫اخراجش کردید، چون می‌دونستید.

682
00:30:37,167 --> 00:30:39,160
‫دیدید که چطور کارش رو واسه لو دادنِ

683
00:30:39,210 --> 00:30:40,412
‫راز بقیه از دست داد.

684
00:30:40,462 --> 00:30:42,289
‫و وقتی این اتفاق افتاد، یهو ترسی افتاد به جونتون

685
00:30:42,339 --> 00:30:43,915
‫که دیگه نمی‌شه بهش اعتماد کرد.

686
00:30:43,965 --> 00:30:46,293
‫همونطور که عقل و جسمش تحلیل می‌رفت،

687
00:30:46,343 --> 00:30:48,378
‫توانایی رازداریش واسه شما هم از بین می‌رفت.

688
00:30:48,428 --> 00:30:49,587
‫درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

689
00:30:49,637 --> 00:30:52,674
‫سرویس مخفی زد هنک رو کشت.

690
00:30:52,724 --> 00:30:54,676
‫بهش بگو داره چرت می‌گه.

691
00:30:54,726 --> 00:30:57,095
‫به همون راحتی می‌تونستید بازداشتش کنید.

692
00:30:57,145 --> 00:30:59,639
‫نه وقتی که یه نفر طوری صحنه‌سازی کرده

693
00:30:59,689 --> 00:31:01,691
‫که مجبور بشیم شلیک منجر به مرگ بکنیم.

694
00:31:02,901 --> 00:31:04,894
‫اون تهدیدها رو شما فرستادید.

695
00:31:04,944 --> 00:31:07,188
‫بمب اول رو شما فرستادید،

696
00:31:07,238 --> 00:31:10,400
‫بعدش انگیزه‌ی هنک بکستر رو دادید دست ما

697
00:31:10,450 --> 00:31:13,203
‫و با یه بمب کشوندیدش توی یه خیابون شلوغ.

698
00:31:13,328 --> 00:31:15,697
‫شما هنک بکستر رو کشتید،
‫و اسلحه‌ای که به کار بردید

699
00:31:15,747 --> 00:31:18,158
‫سرویس مخفی و اف‌بی‌آی بود.

700
00:31:18,208 --> 00:31:19,659
‫ما دیگه می‌ریم.

701
00:31:19,709 --> 00:31:21,119
‫دکل‌های مخابراتی نشون میده هنک

702
00:31:21,169 --> 00:31:22,454
‫بعد از تماسش با شما کجا رفته...

703
00:31:22,504 --> 00:31:23,663
‫خونه‌ی دخترتون.

704
00:31:23,713 --> 00:31:24,998
‫کی بهش گفت بره اونجا؟

705
00:31:25,048 --> 00:31:26,541
‫کی اون کادو رو واسش گذاشت تا بیاره؟

706
00:31:26,591 --> 00:31:28,668
‫چه رازیه که واسش حاضر به قتل شدید؟

707
00:31:28,718 --> 00:31:29,878
‫اینا مدرک نیست.

708
00:31:29,928 --> 00:31:31,504
‫هیچکدومش.

709
00:31:31,554 --> 00:31:33,381
‫دن، اون کادو واسه کسی که دستاش می‌لرزیده

710
00:31:33,431 --> 00:31:35,266
‫بیش از حد تمیز کادوپیچ شده بود.

711
00:31:38,436 --> 00:31:39,971
‫اون... اون دوستمون بود.

712
00:31:40,021 --> 00:31:42,223
‫دنی، ساکت شو.

713
00:31:42,273 --> 00:31:44,234
‫اوه، این تاوانِ

714
00:31:44,317 --> 00:31:46,227
‫کاریه که کردیم.

715
00:31:46,277 --> 00:31:47,270
‫بس کن.

716
00:31:47,320 --> 00:31:48,313
‫به اَبی فکر کن.

717
00:31:48,363 --> 00:31:49,397
‫به فکرشم.

718
00:31:49,447 --> 00:31:51,783
‫چطور تونستی این کارو بکنی؟

719
00:31:53,326 --> 00:31:56,196
‫اگه بهتون بگم... اگه امکانش هست

720
00:31:56,246 --> 00:31:57,197
‫لطفاً به دخترم چیزی نگید.

721
00:31:57,247 --> 00:31:58,414
‫نه.

722
00:31:58,540 --> 00:31:59,949
‫ما بچه‌دار نمی‌شدیم.

723
00:31:59,999 --> 00:32:01,960
‫اَبی بچه‌ی خدمتکارمون بود،

724
00:32:02,043 --> 00:32:04,120
‫و اون زن صلاحیت مادری رو نداشت.

725
00:32:04,170 --> 00:32:06,623
‫این دختر خوشگل لیاقتش خیلی بیشتر بود.

726
00:32:06,673 --> 00:32:07,757
‫دنی.

727
00:32:07,841 --> 00:32:09,042
‫واسه همین برش داشتیم.

728
00:32:09,092 --> 00:32:10,794
‫فکر هنک بود.

729
00:32:10,844 --> 00:32:12,212
‫کمکمون کرد این کارو بکنیم.

730
00:32:12,262 --> 00:32:14,714
‫و به اَبی گفتیم کلیسا واسمون پیداش کرده.

731
00:32:14,764 --> 00:32:16,257
‫هفته‌ی پیش توی تالار

732
00:32:16,307 --> 00:32:17,967
‫هنک به برنامه‌ریز عروسی گفت که

733
00:32:18,017 --> 00:32:20,887
‫ما مادر واقعی اَبی رو می‌شناسیم.

734
00:32:20,937 --> 00:32:23,982
‫اَبی نشنید، ولی می‌دونستم هنک بیماره،

735
00:32:24,065 --> 00:32:26,184
‫و می‌دونستم بازم این کارو می‌کنه.

736
00:32:26,234 --> 00:32:28,102
‫هر چیزی رو لو می‌داد.

737
00:32:28,152 --> 00:32:29,988
‫مادر اَبی کجاست؟

738
00:32:30,071 --> 00:32:31,656
‫فرستادیمش رفت کشورش.

739
00:32:31,739 --> 00:32:32,816
‫می‌تونیم پیداش کنیم.

740
00:32:32,866 --> 00:32:35,151
‫سال‌ها پیش

741
00:32:35,201 --> 00:32:36,402
‫خودکشی کرد.

742
00:32:36,452 --> 00:32:38,905
‫زن مشکل‌داری بود.

743
00:32:38,955 --> 00:32:41,449
‫مادر وحشتناکی می‌شد.

744
00:32:41,499 --> 00:32:42,867
‫اَبی مال منه.

745
00:32:42,917 --> 00:32:45,336
‫من کاری رو کردم که بچه‌م لازم داشت.

746
00:32:46,880 --> 00:32:49,249
‫کاری رو کردم که یه مادر خوب می‌کنه.

747
00:32:49,299 --> 00:32:53,428
‫مردیت کین، تو به جرم
‫قتل هنک بکستر بازداشتی.

748
00:32:53,511 --> 00:32:55,179
‫بلند شو و برگرد.

749
00:33:05,648 --> 00:33:07,150
‫امشب کارت عالی بود.

750
00:33:07,275 --> 00:33:08,184
‫ممنون.

751
00:33:08,234 --> 00:33:09,819
‫تو هم همینطور.

752
00:33:10,820 --> 00:33:11,854
‫متاسفم.

753
00:33:11,904 --> 00:33:12,939
‫آدم بیشعوری بودم.

754
00:33:12,989 --> 00:33:13,940
‫نبودی.

755
00:33:13,990 --> 00:33:15,275
‫فقط خیلی با هم فرق داریم.

756
00:33:15,325 --> 00:33:16,776
‫اوه، شاید روش‌هامون فرق داره.

757
00:33:16,826 --> 00:33:18,194
‫شخصیت‌هامون متفاوته.

758
00:33:18,244 --> 00:33:20,029
‫شخصیت‌های مکمل،

759
00:33:20,079 --> 00:33:21,948
‫مثل من و مامانت

760
00:33:21,998 --> 00:33:23,958
‫یا تو و لوگان.

761
00:33:25,460 --> 00:33:29,163
‫بهم گفتی خوشت می‌اومد
‫چون یه آدم عادی بود که می‌خندوندت،

762
00:33:29,213 --> 00:33:31,499
‫کسی که توی روشنایی زندگی می‌کرد،

763
00:33:31,549 --> 00:33:33,551
‫و آرومت می‌کرد.

764
00:33:33,635 --> 00:33:36,596
‫به خاطر همین چیزا مامانت منو انتخاب کرد.

765
00:33:37,513 --> 00:33:40,016
‫لوگان چیزایی داشت که تو نمی‌دونی،

766
00:33:40,183 --> 00:33:41,426
‫فراتر از چیزی که خودم می‌دونستم.

767
00:33:41,476 --> 00:33:45,388
‫ولی آره، اون روشنایی رو داشت،
‫و دلم براش تنگ شده.

768
00:33:45,438 --> 00:33:48,191
‫خوشحالم که یه تیکه‌اش رو درون تو می‌بینم.

769
00:33:54,697 --> 00:33:56,858
‫وای خدا. اَبی بیچاره.

770
00:33:56,908 --> 00:33:58,484
‫پدر و مادرش چطوری به اسم عشق

771
00:33:58,534 --> 00:34:00,194
‫این راز وحشتناک رو ازش مخفی نگه داشتن؟

772
00:34:00,244 --> 00:34:02,914
‫حتماً از درون عذابشون می‌داده.

773
00:34:02,997 --> 00:34:04,082
‫سلام، مامان.

774
00:34:12,048 --> 00:34:14,050
‫حرف حق رو باید از بچه‌ها شنید.

775
00:34:15,468 --> 00:34:17,929
‫مامور والاس بهم شک کرده.

776
00:34:19,680 --> 00:34:21,766
‫می‌خوای بهش بگی؟

777
00:34:21,849 --> 00:34:23,768
‫می‌تونیم؟

778
00:34:23,851 --> 00:34:25,103
‫باید این کارو بکنیم؟

779
00:34:28,106 --> 00:34:29,599
‫شاید وقتشه به بچه‌ها بگیم.

780
00:34:29,649 --> 00:34:31,776
‫هیچ‌وقت ما رو نمی‌بخشن.

781
00:34:33,277 --> 00:34:34,479
‫تو که مطمئن نیستی.

782
00:34:34,529 --> 00:34:35,980
‫بهشون گفتیم داداششون مُرده.

783
00:34:36,030 --> 00:34:38,658
‫عزاداری کردن. اگه بفهمن...

784
00:34:39,200 --> 00:34:41,035
‫نمی‌تونم چنین ریسکی بکنم.

785
00:34:43,746 --> 00:34:45,706
‫پس روی خودمون ریسک کن.

786
00:34:55,633 --> 00:34:57,135
‫بسیار خب.

787
00:34:59,011 --> 00:35:00,888
‫آماده‌ی بازجوییت هستی؟

788
00:35:04,600 --> 00:35:06,602
‫نمی‌دونم چرا.

789
00:35:09,522 --> 00:35:12,100
‫راسل، من الان دارم واسه زندگیم می‌جنگم.

790
00:35:12,150 --> 00:35:14,560
‫باید دقیق‌تر بگی منظورت چیه.

791
00:35:14,610 --> 00:35:16,896
‫پرسیدی چرا هیچ‌وقت درمورد ناتاشا بهتون نگفتم.

792
00:35:16,946 --> 00:35:18,106
‫نمی‌دونم.

793
00:35:18,156 --> 00:35:20,274
‫من کلاً چیزی به شماها نمی‌گم.

794
00:35:20,324 --> 00:35:21,734
‫هیچ‌وقت نگفتم.

795
00:35:21,784 --> 00:35:25,279
‫از وقتی جک مُرد، انگار تو بابا رو داری،
‫و کلیر مامان رو،

796
00:35:25,329 --> 00:35:27,498
‫و منم فقط پادرهوا اون وسطم.

797
00:35:27,707 --> 00:35:29,617
‫ولی چطوری می‌تونم شاکی باشم
‫که منو نمی‌بینید

798
00:35:29,667 --> 00:35:31,794
‫اگه خودم خودمو نشونتون ندم؟

799
00:35:33,462 --> 00:35:34,622
‫اون آخر هفته من زیرشیروانی رو تمیز نکردم.

800
00:35:34,672 --> 00:35:36,541
‫به یکی پول دادم اون کارو بکنه.

801
00:35:36,591 --> 00:35:38,084
‫چی؟

802
00:35:38,134 --> 00:35:40,503
‫پولش رو با دزدیدن کارت‌های بیسبالت
‫و فروختنشون جور کردم.

803
00:35:40,553 --> 00:35:41,712
‫دزدیدیشون؟

804
00:35:41,762 --> 00:35:45,383
‫یعنی مامان الکی گفت که انداختشون دور؟

805
00:35:45,433 --> 00:35:48,052
‫بقیه‌ی پول رو هم برداشتم، رفتم کلوپ بازی کردم.

806
00:35:48,102 --> 00:35:49,896
‫و دلیلی که الان اینقدر عصبانی‌ام

807
00:35:49,937 --> 00:35:52,056
‫اینه که قرار بود پدر و مادر نامزدم رو ببینم،

808
00:35:52,106 --> 00:35:53,891
‫و هی عقبش انداختم، و حالا...

809
00:35:53,941 --> 00:35:56,644
‫هی، این آقا داداش منه.

810
00:35:56,694 --> 00:35:59,522
‫حضورش توی این بازجویی‌ها تضاد منافع نیست؟

811
00:35:59,572 --> 00:36:01,073
‫فکر می‌کنی هست؟

812
00:36:01,657 --> 00:36:05,328
‫اوه، نمی‌دونم.

813
00:36:06,162 --> 00:36:09,040
‫همون موقع که اینطوری شد
‫دربارش باهام حرف زد.

814
00:36:10,207 --> 00:36:11,158
‫تو می‌تونی بری.

815
00:36:11,208 --> 00:36:13,002
‫ما انجامش می‌دیم.

816
00:36:15,379 --> 00:36:18,841
‫با نامزدت بهت خوش بگذره، دزد کثافت.

817
00:36:23,262 --> 00:36:25,014
‫حلش کردم.

818
00:36:26,223 --> 00:36:28,384
‫پیتزای صبحونه گرفتی؟

819
00:36:28,434 --> 00:36:29,927
‫دلت برام تنگ شده بود، نه؟

820
00:36:29,977 --> 00:36:32,313
‫اوه، هشت ساعت گذشته بود، پس آره.

821
00:36:34,231 --> 00:36:36,609
‫صبر کن، مامان کجاست؟

822
00:36:37,360 --> 00:36:41,355
‫پنج سال پیش پسرمون جک اومد پیشمون

823
00:36:41,405 --> 00:36:44,442
‫و بهمون گفت بعد از شش سال خدمت
‫توی یگان ویژه نیروی دریایی

824
00:36:44,492 --> 00:36:47,403
‫بهش یه ماموریت مخفی پیشنهاد شده.

825
00:36:47,453 --> 00:36:50,197
‫ماموریتی واسه تا آخر عمرش.

826
00:36:50,247 --> 00:36:53,200
‫و واسه قبول کردنش

827
00:36:53,250 --> 00:36:55,911
‫باید می‌مُرد.

828
00:36:55,961 --> 00:36:59,423
‫جک توی ۸ نوامبر ۲۰۲۱ مُرد،

829
00:36:59,507 --> 00:37:02,168
‫واسه همه به جز من و پدرش.

830
00:37:02,218 --> 00:37:05,630
‫ما تنها کسایی بودیم که می‌دونستیم هنوز زنده‌ست.

831
00:37:05,680 --> 00:37:09,592
‫مجبور شدیم دروغ بگیم و به بچه‌هامون بگیم مُرده.

832
00:37:09,642 --> 00:37:11,344
‫خیلی دلمون براش تنگ شده.

833
00:37:11,394 --> 00:37:13,179
‫هنوزم نمی‌تونیم به عکساش نگاه کنیم.

834
00:37:13,229 --> 00:37:15,556
‫گفتی «می‌دونستیم» زنده‌ست.

835
00:37:15,606 --> 00:37:18,184
‫جک پسر خاصی بود.

836
00:37:18,234 --> 00:37:21,904
‫بچه‌ی من نبود، ولی تبدیل به بچه‌ی خودم شد.

837
00:37:22,029 --> 00:37:24,648
‫من بچه‌ی ارتشی بودم، همه‌جا بزرگ شدم،

838
00:37:24,698 --> 00:37:26,409
‫زندگی باثباتی نداشتم.

839
00:37:26,534 --> 00:37:29,528
‫ولی جک این ثبات رو بهم داد.

840
00:37:29,578 --> 00:37:34,492
‫با هم لگو و قلعه می‌ساختیم،

841
00:37:34,542 --> 00:37:36,994
‫برنامه‌ریزی، اجرا.

842
00:37:37,044 --> 00:37:40,206
‫وقتی فیلم «بلید رانر» رو دید، عاشقِ

843
00:37:40,256 --> 00:37:43,042
‫اوریگامی شد.

844
00:37:43,092 --> 00:37:45,961
‫همه‌جا واسه سورپرایز درنا می‌ذاشت.

845
00:37:46,011 --> 00:37:48,255
‫توی ماشینم پیداشون می‌کردم،

846
00:37:48,305 --> 00:37:50,015
‫توی کیفم، توی یخچال.

847
00:37:54,103 --> 00:37:56,263
‫این مال اونه،

848
00:37:56,313 --> 00:37:59,100
‫درست مثل همونی

849
00:37:59,150 --> 00:38:03,654
‫که از صحنه‌ی جرم لیبی فارل برداشتم

850
00:38:03,737 --> 00:38:07,158
‫و همونی که از صحنه‌ی لوگان ولینگ برداشتم.

851
00:38:07,241 --> 00:38:10,820
‫حالا طبق گفته‌ی یه نفر توی سازمان سیا،

852
00:38:10,870 --> 00:38:13,572
‫به نظر میاد پسرمون

853
00:38:13,622 --> 00:38:15,791
‫در حین ماموریت مخفیش

854
00:38:15,916 --> 00:38:18,828
‫توی این دو سال اخیر کشته شده.

855
00:38:18,878 --> 00:38:22,214
‫من و شوهرم باور داریم کسی که می‌شناختش

856
00:38:22,256 --> 00:38:24,625
‫با اینا داره سر به سر ما میذاره.

857
00:38:24,675 --> 00:38:26,752
‫نمی‌دونم این آدم کیه یا چی می‌خواد،

858
00:38:26,802 --> 00:38:29,088
‫ولی دیگه نمی‌خوام توی تحقیقاتت مانع‌تراشی کنم

859
00:38:29,138 --> 00:38:31,640
‫فقط واسه نجات دادن خودم.

860
00:38:31,724 --> 00:38:33,175
‫پس...

861
00:38:33,225 --> 00:38:36,679
‫هر چی بخوای بدونی بهت می‌گم

862
00:38:36,729 --> 00:38:39,481
‫در ازای یه چیز.

863
00:38:41,025 --> 00:38:42,484
‫چی؟

864
00:38:42,568 --> 00:38:45,771
‫پای بچه‌هام رو نکش وسط.

865
00:38:45,821 --> 00:38:48,616
‫اگه بفهمن بهشون دروغ گفتیم،

866
00:38:49,408 --> 00:38:52,328
‫واسه همیشه از دستشون می‌دیم.

867
00:39:06,175 --> 00:39:08,093
‫[راس: ممنون، پسر]

868
00:39:30,950 --> 00:39:35,955
‫«ترجمه از حـامـد»

869
00:39:37,955 --> 00:39:47,955
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M