1
00:00:16,641 --> 00:00:21,688
‫داستان پادشاهان به قدمت تاریخ است.

2
00:00:32,157 --> 00:00:35,952
‫اما برای پادشاه شدن...

3
00:00:36,036 --> 00:00:40,331
‫...در دشت‌های شرق آفریقا،
‫چه چیزی لازم است؟

4
00:00:41,331 --> 00:00:51,331
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

5
00:00:56,598 --> 00:01:03,229
‫این شیر جوان از تباری اصیل زاده شده است.

6
00:01:10,695 --> 00:01:15,033
‫اما او از هم پاشیدن خانواده‌اش را
‫به چشم دیده است.

7
00:01:18,369 --> 00:01:20,830
‫و نابودی خانه‌اش را.

8
00:01:39,390 --> 00:01:45,438
‫حالا این شاهزاده با بزرگ‌ترین
‫آزمون خود روبه‌روست.

9
00:01:49,818 --> 00:01:51,861
‫یک رقیب...

10
00:01:51,945 --> 00:01:55,115
‫مسن‌تر،

11
00:01:55,198 --> 00:01:57,367
‫بزرگ‌تر،

12
00:01:57,450 --> 00:01:59,369
‫و قوی‌تر.

13
00:02:05,291 --> 00:02:09,129
‫اگر قرار باشد روزی پادشاه شود...

14
00:02:14,509 --> 00:02:18,471
‫...باید محکم بایستد.

15
00:02:19,180 --> 00:02:24,185
‫» ترجمه از الهام صدر «

16
00:02:36,781 --> 00:02:43,997
‫[سه سال قبل]

17
00:02:57,302 --> 00:02:59,762
‫پنهان از چشم دنیا...

18
00:03:04,475 --> 00:03:06,978
‫...یک توله‌شیر.

19
00:03:18,990 --> 00:03:22,285
‫اسم او «کیو» است.

20
00:03:26,456 --> 00:03:28,833
‫مادرش، «سامر»،

21
00:03:28,917 --> 00:03:34,255
‫از زمان تولدش در هشت هفته پیش،
‫مراقب او بوده است.

22
00:03:48,436 --> 00:03:53,524
‫او توله‌های زیادی را در این پناهگاه
‫بزرگ کرده است.

23
00:04:04,494 --> 00:04:08,831
‫اما حالا به‌عنوان یک ماده‌شیر پیر،

24
00:04:08,915 --> 00:04:11,960
‫«کیو» می‌تواند آخرین توله‌اش باشد.

25
00:04:27,058 --> 00:04:29,644
‫او به‌سرعت در حال رشد است.

26
00:04:36,192 --> 00:04:41,406
‫اما هنوز محتاط است
‫و هرگز زیاد دور نمی‌شود.

27
00:04:54,252 --> 00:04:58,464
‫اما زندگی او در آستانۀ تغییر است.

28
00:05:04,095 --> 00:05:08,766
‫کیو حالا آن‌قدر بزرگ شده
‫که پناهگاه امنش را ترک کند...

29
00:05:13,229 --> 00:05:19,569
‫...و اولین قدم‌هایش را
‫در دنیای پهناور بردارد.

30
00:05:26,409 --> 00:05:29,537
‫دنیایی که در آن یک توله‌شیر...

31
00:05:29,620 --> 00:05:34,167
‫...می‌تواند روزی به یک شیرشاه تبدیل شود.

32
00:06:24,384 --> 00:06:27,720
‫زندگی یک توله‌شیر خطرناک است.

33
00:06:30,765 --> 00:06:34,602
‫نیمی از آن‌ها از سال اول جان سالم به در نمی‌برند.

34
00:06:39,857 --> 00:06:45,113
‫اما کیو خانواده بزرگی 
‫برای محافظت از خود دارد.

35
00:06:52,703 --> 00:06:56,791
‫این گله‌ی مادر اوست،

36
00:06:56,874 --> 00:07:00,628
‫یکی از بزرگ‌ترین گله‌ها در آفریقا.

37
00:07:02,380 --> 00:07:06,467
‫و حالا گله‌ی کیو نیز هست.

38
00:07:14,267 --> 00:07:17,145
‫توله‌های جوان دیگری هم اینجا هستند.

39
00:07:27,488 --> 00:07:30,116
‫برادرهای بزرگ‌تر و بازیگوش.

40
00:07:39,584 --> 00:07:43,004
‫آن‌ها برای دیدنش لحظه‌شماری می‌کنند.

41
00:07:52,346 --> 00:07:55,349
‫آن‌ها همگی خیلی از او بزرگ‌ترند.

42
00:07:58,728 --> 00:08:02,815
‫و خیلی خشن‌تر از چیزی که
‫او عادت دارد بازی می‌کنند.

43
00:08:12,950 --> 00:08:17,538
‫فعلاً تحمل این وضع برایش کمی سخت است.

44
00:08:29,008 --> 00:08:31,886
‫شجاعتش را پیدا می‌کند...

45
00:08:35,056 --> 00:08:39,393
‫...اما نه به این زودی.

46
00:08:48,736 --> 00:08:53,699
‫در حال حاضر، او در کنار سامر
‫بیشتر احساس امنیت می‌کند.

47
00:09:00,414 --> 00:09:05,044
‫مادرش و خواهرهای مادرش...

48
00:09:07,672 --> 00:09:10,091
‫...«وینتر»

49
00:09:10,174 --> 00:09:13,010
‫و «آتم»،

50
00:09:13,094 --> 00:09:14,762
‫ملکه‌ها

51
00:09:14,845 --> 00:09:18,766
‫و رهبران این گلۀ بزرگ هستند.

52
00:09:28,025 --> 00:09:32,071
‫اجداد آن‌ها بیش از یک میلیون سال...

53
00:09:32,154 --> 00:09:35,283
‫...بر این سرزمین‌ها حکومت کرده‌اند.

54
00:09:37,952 --> 00:09:44,792
‫این همان میراثی است که
‫ممکن است روزی به کیو برسد.

55
00:10:03,185 --> 00:10:05,688
‫سپیده‌دمی دیگر.

56
00:10:16,240 --> 00:10:20,328
‫امروز روز مهمی برای کیو
‫و خانواده‌اش خواهد بود.

57
00:10:31,756 --> 00:10:36,761
‫از زمانی که شیرها
‫در این سرزمین پرسه می‌زده‌اند،

58
00:10:36,844 --> 00:10:39,972
‫بوفالوها هم بوده‌اند.

59
00:11:00,951 --> 00:11:05,456
‫سامر، کیو را به جای امنی می‌برد.

60
00:11:05,539 --> 00:11:10,336
‫بوفالوها یکی از بزرگ‌ترین تهدیدها
‫برای توله‌ها هستند.

61
00:11:15,299 --> 00:11:18,969
‫خواهرها باید شکم گله را سیر کنند.

62
00:11:22,473 --> 00:11:27,978
‫کیو در آستانۀ درک معنای شیر بودن است...

63
00:11:29,939 --> 00:11:34,735
‫...و می‌خواهد روی جدیدی از مادرش را ببیند،

64
00:11:34,819 --> 00:11:37,071
‫یک شکارچی.

65
00:12:02,012 --> 00:12:07,893
‫آتم و وینتر با همکاری هم،
‫رهبری را به دست می‌گیرند.

66
00:12:14,692 --> 00:12:19,405
‫در ابتدا، سامر عقب می‌ماند.

67
00:12:24,368 --> 00:12:28,539
‫به نظر می‌رسد از تنها گذاشتن کیو مردد است.

68
00:12:38,549 --> 00:12:42,762
‫اما خواهرهایش امروز به او نیاز خواهند داشت.

69
00:13:14,668 --> 00:13:17,171
‫شیرها یکی از معدود درندگانی هستند

70
00:13:17,254 --> 00:13:20,633
‫که می‌توانند از پس بوفالوهای بالغ برآیند.

71
00:13:32,019 --> 00:13:35,856
‫اما بوفالوها مقاومت می‌کنند!

72
00:14:16,355 --> 00:14:21,193
‫یکی از خواهرها به‌شدت مجروح شده است.

73
00:14:41,839 --> 00:14:44,133
‫وینتر است.

74
00:14:52,266 --> 00:14:55,561
‫آتم هم زخمی شده است.

75
00:15:09,491 --> 00:15:12,870
‫فقط سامر آسیبی ندیده است.

76
00:15:15,706 --> 00:15:21,879
‫او و بقیۀ گله به کنار وینتر می‌آیند.

77
00:15:51,367 --> 00:15:55,496
‫کاری از دستشان برنمی‌آید.

78
00:15:58,582 --> 00:16:02,419
‫وینتر از دست رفت.

79
00:16:08,175 --> 00:16:13,806
‫کیو دیده است که این دنیا
‫چقدر می‌تواند خطرناک باشد.

80
00:16:35,786 --> 00:16:42,126
‫سامر خواهری را از دست داده
‫که تمام عمرش را در کنار او گذرانده بود.

81
00:17:25,419 --> 00:17:29,757
‫به نظر می‌رسد کیو اندوه مادرش را حس می‌کند.

82
00:17:59,036 --> 00:18:02,206
‫حتی برای خانواده‌ای به این قدرتمندی،

83
00:18:02,289 --> 00:18:07,086
‫زندگی در اینجا می‌تواند
‫در یک چشم به هم زدن تغییر کند.

84
00:18:55,384 --> 00:18:57,886
‫با وجود این فقدان،

85
00:18:58,178 --> 00:19:02,224
‫زندگی برای گله باید ادامه پیدا کند.

86
00:19:24,830 --> 00:19:29,084
‫بوفالویی که از گله‌اش جا مانده است.

87
00:19:43,307 --> 00:19:47,769
‫فرصتی تازه برای سیر کردن خانوادۀ گرسنه.

88
00:19:55,694 --> 00:20:01,617
‫این بار اول سامر وارد عمل می‌شود،

89
00:20:01,700 --> 00:20:04,703
‫آن هم به‌تنهایی.

90
00:20:35,859 --> 00:20:39,655
‫کیو یاد گرفته است...

91
00:20:39,738 --> 00:20:41,949
‫که پنهان بماند.

92
00:21:12,980 --> 00:21:17,442
‫یک اشتباه کوچک می‌تواند به قیمت جانش تمام شود.

93
00:21:32,958 --> 00:21:37,212
‫حالا بقیۀ گله از سامر پیروی می‌کنند.

94
00:22:03,243 --> 00:22:13,243
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

95
00:22:39,274 --> 00:22:42,694
‫شجاعت سامر نتیجه داد.

96
00:22:42,778 --> 00:22:46,073
‫این غذا بسیار به‌موقع بود.

97
00:22:59,044 --> 00:23:04,341
‫برای کیو،
‫این اولین تجربۀ چشیدن گوشت است.

98
00:23:06,385 --> 00:23:10,555
‫مرحله‌ای مهم در زندگی هر توله‌شیر.

99
00:23:13,934 --> 00:23:18,647
‫اما سر این سفره جای سوزن انداختن نیست.

100
00:23:38,250 --> 00:23:40,710
‫باید شجاعت به خرج دهد.

101
00:24:02,107 --> 00:24:03,775
‫موفق شد!

102
00:24:06,945 --> 00:24:09,990
‫یک مرحله با موفقیت طی شد.

103
00:24:45,275 --> 00:24:48,904
‫کیو حالا سه ماهه است.

104
00:24:59,664 --> 00:25:05,504
‫او با آزمو‌ن‌وخطا در حال یادگیری است.

105
00:25:14,304 --> 00:25:17,766
‫شاید این‌طور به نظر نرسد،

106
00:25:17,849 --> 00:25:21,853
‫اما سامر می‌داند که کیو آماده است.

107
00:25:24,523 --> 00:25:29,861
‫وقت آن است که جایگاه خودش را 
‫در این دنیا پیدا کند.

108
00:26:18,118 --> 00:26:20,287
‫چیزهای زیادی برای یادگیری وجود دارد،

109
00:26:20,370 --> 00:26:25,917
‫و هم‌پایی با بقیه
‫برای این پاهای کوچک سخت است.

110
00:26:45,604 --> 00:26:51,568
‫هرچه کیو بزرگ‌تر می‌شود،
‫کمی شجاع‌تر هم می‌شود.

111
00:27:16,134 --> 00:27:20,388
‫حداقل در برابر حیوانات هم‌قد و قوارۀ خودش.

112
00:27:31,941 --> 00:27:34,110
‫شناخت کامل قلمروی گله...

113
00:27:34,194 --> 00:27:36,529
‫...یک عمر زمان می‌برد.

114
00:27:46,206 --> 00:27:50,043
‫اما امروز باید درس جدیدی بیاموزد.

115
00:27:55,382 --> 00:27:56,883
‫صداهای ناآشنا...

116
00:27:57,926 --> 00:28:00,220
‫...و تهدیدآمیز.

117
00:28:22,992 --> 00:28:27,247
‫سه نر غول‌پیکر.

118
00:28:42,262 --> 00:28:44,848
‫پادشاهانی قدرتمند.

119
00:28:48,810 --> 00:28:50,395
‫خطرناک.

120
00:29:05,118 --> 00:29:06,953
‫خوفناک.

121
00:29:28,850 --> 00:29:32,228
‫نزدیک شدن به آن‌ها خطرناک است...

122
00:29:35,607 --> 00:29:40,945
‫...به‌خصوص با توله‌ای که این پادشاهان قبلاً ندیده‌اند.

123
00:29:53,833 --> 00:29:59,506
‫بااین‌حال، سامر مطمئن است.

124
00:30:07,096 --> 00:30:12,393
‫آن‌ها پدر تمام توله‌های خانواده هستند...

125
00:30:16,731 --> 00:30:19,734
‫...ازجمله کیو.

126
00:30:27,951 --> 00:30:31,371
‫آن‌ها نرهای گله‌اند.

127
00:30:32,956 --> 00:30:36,668
‫وظیفۀ آن‌ها محافظت از همه است.

128
00:30:44,008 --> 00:30:46,511
‫برای جلب پذیرش پدر،

129
00:30:46,594 --> 00:30:50,515
‫یک توله دست به هر کاری می‌زند.

130
00:30:53,434 --> 00:30:56,396
‫کیو نقشه‌ای دارد.

131
00:30:58,606 --> 00:31:03,069
‫هدیه‌ای عجیب برای یک پادشاه.

132
00:31:57,874 --> 00:32:01,044
‫به نظر می‌رسد کیو خود را
‫در دل او جا کرده است.

133
00:32:03,922 --> 00:32:08,551
‫شاید او بالاخره دارد شجاعتش را...

134
00:32:08,635 --> 00:32:10,428
‫...پیدا می‌کند.

135
00:32:19,646 --> 00:32:22,231
‫با کمی خوش‌شانسی، کیو می‌تواند روزی...

136
00:32:22,315 --> 00:32:27,195
‫...به بزرگی و قدرتمندی پدرش شود.

137
00:32:36,913 --> 00:32:39,958
‫اما قدرت یک شیرشاه...

138
00:32:40,041 --> 00:32:43,461
‫...تنها از زورش نشأت نمی‌گیرد.

139
00:32:47,298 --> 00:32:52,303
‫بلکه به حضور در جمع برادران وابسته است.

140
00:32:55,974 --> 00:32:59,394
‫این رسم شیرهاست.

141
00:33:03,398 --> 00:33:07,485
‫اگر قرار است روزی سرنوشت خود را محقق کند،

142
00:33:07,568 --> 00:33:12,073
‫کیو باید گروه برادری خودش را تشکیل دهد.

143
00:33:38,182 --> 00:33:39,809
‫زیر آفتاب ظهر،

144
00:33:39,892 --> 00:33:44,397
‫وقت سایه و استراحت است،

145
00:33:44,480 --> 00:33:46,065
‫برای همه.

146
00:33:53,573 --> 00:33:57,368
‫البته تقریباً برای همه.

147
00:34:07,920 --> 00:34:11,299
‫کیو فکرهای دیگری در سر دارد.

148
00:34:32,028 --> 00:34:35,990
‫کسی حوصلۀ بازی‌های او را ندارد.

149
00:34:46,793 --> 00:34:50,129
‫وقت یک ماجراجویی کوچک است.

150
00:34:55,426 --> 00:34:57,428
‫یک مارمولک آگاما.

151
00:35:01,390 --> 00:35:06,270
‫کوچک و وسوسه‌انگیز برای شکار.

152
00:35:13,444 --> 00:35:17,031
‫با این اعتماد‌به‌نفس تازه‌یافته،

153
00:35:17,115 --> 00:35:21,786
‫راحت می‌شود فراموش کرد که نباید دور شد.

154
00:35:39,303 --> 00:35:41,013
‫بوفالوها!

155
00:35:49,272 --> 00:35:51,566
‫اگر توله‌ها را تنها گیر بیاورند...

156
00:35:53,818 --> 00:35:55,695
‫...آن‌ها را می‌کشند.

157
00:36:02,910 --> 00:36:06,956
‫رسیدن به پناه گله، تنها امید کیو است.

158
00:36:31,689 --> 00:36:35,109
‫این حمله، کل خانواده را غافلگیر می‌کند.

159
00:36:37,528 --> 00:36:40,406
‫تنها کاری که می‌توانند بکنند،
‫فرار و پراکنده شدن است.

160
00:37:23,032 --> 00:37:26,285
‫همه‌چیز در چند دقیقه تمام می‌شود.

161
00:37:35,419 --> 00:37:39,966
‫اما مشکلی پیش آمده.

162
00:37:52,561 --> 00:37:57,358
‫صدای مادر باید خیلی زود جواب داده شود.

163
00:38:02,780 --> 00:38:07,285
‫اما سامر پاسخی نمی‌شنود.

164
00:38:09,954 --> 00:38:14,041
‫کیو کجاست؟

165
00:38:14,375 --> 00:38:19,338
‫» ترجمه از الهام صدر «

166
00:38:21,338 --> 00:38:31,338
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M