1
00:00:50,508 --> 00:00:56,431
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «TheFlashPoint»

2
00:00:57,431 --> 00:01:07,431
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:01:40,391 --> 00:01:42,810
‫«هر ازدواجی، اسرار خاص خودش را دارد».

4
00:01:45,063 --> 00:01:47,941
‫«اسکات لندن»

5
00:02:39,117 --> 00:02:40,944
‫باعث افتخارمه که...

6
00:02:40,994 --> 00:02:44,163
‫آقای اسکات لندن رو بهتون معرفی کنم،

7
00:02:45,289 --> 00:02:46,908
‫نویسندۀ کتاب «اشیاء مقدس»...

8
00:02:46,958 --> 00:02:50,253
‫و کتاب «دختر ساحل گرد» که برندۀ جایزۀ پولیتزر شد
‫(جایزۀ نویسندگی)

9
00:02:50,336 --> 00:02:52,213
‫دوستت داریم، اسکات.

10
00:02:52,255 --> 00:02:55,008
‫خب، اینو راست گفت.
‫ما عاشق کارهای این مردیم.

11
00:02:56,718 --> 00:02:58,553
‫هیچوقت نویسنده ای نبوده...

12
00:02:58,594 --> 00:03:03,016
‫که انقدر بی نقص،
‫واقعیت و فانتزی رو با هم ترکیب کرده باشه.

13
00:03:04,225 --> 00:03:06,227
‫اسکات لندن یه گنجینۀ ملی ـه.

14
00:03:07,145 --> 00:03:09,439
‫ولی اگه هر کتاب یه نور باشه...

15
00:03:09,856 --> 00:03:12,650
‫و هر کتابخونه یه آتیش بزرگ باشه...

16
00:03:12,692 --> 00:03:17,447
‫حدود 10 هزار نفر هر روز میان تا خودشون رو گرم کنن

17
00:03:18,156 --> 00:03:22,910
‫آغاز به کارِ این پروژۀ عمرانی رو اعلام میکنم.

18
00:03:28,833 --> 00:03:29,917
‫اسکات.

19
00:03:30,001 --> 00:03:32,128
‫اون یه اسلحه داره.

20
00:04:54,710 --> 00:04:58,172
‫دوستت دارم.

21
00:05:31,414 --> 00:05:33,249
‫تیرانداز!

22
00:05:47,888 --> 00:05:49,890
‫[جیگر طلا]

23
00:05:53,436 --> 00:05:56,939
‫[بازیِ «شکار بول»]
‫[اولین سرنخ: «گفتم دکتر، آقای ام.دی»]

24
00:07:04,423 --> 00:07:05,633
‫الو؟

25
00:07:06,592 --> 00:07:08,878
‫اگه بازاریاب تلفنی هستی،
‫لطفاً منو از لیستتون پاک کن.

26
00:07:08,928 --> 00:07:11,514
‫لیسی؟ لیسی؟

27
00:07:11,555 --> 00:07:13,474
‫آماندا؟ چرا به تلفن دفترم زنگ زدی؟

28
00:07:13,557 --> 00:07:16,677
‫همۀ شماره های دیگه ای که
‫توی دفترچه ام بود رو گرفتم.

29
00:07:16,727 --> 00:07:20,356
‫ولی خیلی شماره داری.

30
00:07:20,397 --> 00:07:23,567
‫آره، خب وقتی اسکات زنده بود
‫شماره های زیادی لازم داشتیم. ولی...

31
00:07:23,609 --> 00:07:25,820
‫آره، خب این...
‫این دیگه آخریش بود.

32
00:07:26,111 --> 00:07:27,980
‫مگه تو و دارلا نمیخواستید برای ناهار بیاید؟

33
00:07:28,030 --> 00:07:29,490
‫چرا. دارلا داره غذای آماده میگیره.

34
00:07:29,532 --> 00:07:32,117
‫الان باید اونجا می بودم، ولی خوابم بُرد.

35
00:07:33,160 --> 00:07:35,204
‫همون لیسیِ همیشگی!

36
00:07:35,246 --> 00:07:37,915
‫همون لیسی، خواهر کوچولوی خودمی.

37
00:07:38,457 --> 00:07:40,876
‫توی...توی دفتر اسکات بودی؟

38
00:07:42,044 --> 00:07:44,547
‫آره. دارلا اینو بهت گفت؟

39
00:07:44,588 --> 00:07:46,715
‫نه. می دونستم دیگه.

40
00:07:47,091 --> 00:07:49,969
‫چون اون برای تو هنوز زنده ـست، مگه نه؟

41
00:07:50,928 --> 00:07:52,429
‫حتی بعد از دو سال!

42
00:07:53,722 --> 00:07:55,891
‫ببینم، حالت خوبه؟

43
00:07:56,392 --> 00:07:59,895
‫چارلی ازدواج کرد.
‫می دونستی؟

44
00:07:59,937 --> 00:08:01,605
‫آره می دونم. خبرش رو شنیدم.

45
00:08:03,274 --> 00:08:06,193
‫آره، با یه دخترۀ خوشگلِ فرانسوی
‫توی «سنت جان ولی» ازدواج کرده.

46
00:08:06,235 --> 00:08:09,071
‫شک ندارم از این دختر خوشگل های عوضیِ ـه.

47
00:08:09,572 --> 00:08:12,449
‫آره، دارلا بهم گفت. متأسفم عزیزم.

48
00:08:13,242 --> 00:08:16,078
‫تمام اون مدتی که عاشق من شده بود
‫عاشق اونم بود.

49
00:08:17,913 --> 00:08:21,250
‫میگما...حالت خوبه؟

50
00:08:21,292 --> 00:08:24,712
‫تمام اون مدتی که عاشق من شده بود.

51
00:08:25,212 --> 00:08:26,672
‫داری چیکار میکنی؟

52
00:08:27,298 --> 00:08:29,133
‫اون چیه؟ داری چیکار میکنی؟

53
00:08:29,925 --> 00:08:31,802
‫چی بود؟ چیزی شکست؟

54
00:08:31,885 --> 00:08:35,347
‫نه، نه بابا. چیزی نیست.
‫فقط قلبم ـه.

55
00:08:35,723 --> 00:08:36,932
‫ماندا؟

56
00:08:38,267 --> 00:08:40,311
‫ببین...

57
00:08:40,352 --> 00:08:43,230
‫الو آماندا؟
‫الو آماندا؟

58
00:08:44,023 --> 00:08:46,859
‫آماندا! چه خبره؟

59
00:08:46,900 --> 00:08:48,610
‫عزیزم، چه خبره؟

60
00:08:56,827 --> 00:08:58,245
‫- لیسی؟
‫- سلام، دارلا.

61
00:08:58,287 --> 00:08:59,989
‫غذای آماده رو فراموش کن و برو اونجا.

62
00:09:00,039 --> 00:09:02,074
‫چون فکر کنم دوباره داره اون کار رو میکنه.

63
00:09:02,124 --> 00:09:03,250
‫خدای من!

64
00:09:05,461 --> 00:09:06,628
‫لعنتی.

65
00:09:34,740 --> 00:09:37,868
‫عصر بخیر، خانم لندن.
‫من بر حسب اتفاق توی این محل بودم.

66
00:09:37,910 --> 00:09:39,828
‫اینجا با «تنسی» خیلی فاصله داره!
‫پس بعید می دونم!

67
00:09:39,870 --> 00:09:42,581
‫خب، با خودم گفتم یه بار دیگه حضوری تلاش کنم.

68
00:09:42,664 --> 00:09:44,750
‫سعی کنم قانعت کنم که نوشته های شوهر مرحومت رو بدی

69
00:09:44,833 --> 00:09:46,618
‫- جای اونا توی کتابخونۀ شیپمن ـه.
‫- پروفسور دشمیل...

70
00:09:46,668 --> 00:09:47,911
‫- الان وقت این حرفا رو ندارم.
‫- این همه چیز وقفِ...

71
00:09:47,961 --> 00:09:50,839
‫یه مورد اورژانسی خانوادگی پیش اومده.
‫میشه ماشینت رو جابجا کنی تا من برم؟

72
00:09:50,881 --> 00:09:52,332
‫خواهش میکنم، خانم لندن!

73
00:09:52,382 --> 00:09:54,593
‫از بعد از مرگ نابهنگامِ اسکات لندن...

74
00:09:54,635 --> 00:09:57,179
‫در این دو سال، شهرتش بیشتر و بیشتر شده.

75
00:09:57,221 --> 00:09:59,848
‫حالا اون نوشته ها، اون آثار منتشر نشده،
‫باید جمع آوری بشن.

76
00:09:59,890 --> 00:10:00,883
‫- باید بررسی بشن.
‫- جالبه!

77
00:10:00,933 --> 00:10:03,435
‫- این این کار رو نمیشه...
‫- خیلی جالبه که...

78
00:10:03,477 --> 00:10:04,770
‫که امروز اومدی.

79
00:10:04,812 --> 00:10:07,189
‫آخه الان داشتم به تصویرت
‫ توی سالنامۀ هورلیکس نگاه میکردم.

80
00:10:07,231 --> 00:10:08,891
‫تصویر قهرمانی که...

81
00:10:08,941 --> 00:10:10,526
‫جونِ نویسندۀ مشهور رو نجات داد.

82
00:10:10,609 --> 00:10:13,821
‫ولی فکر میکنم در واقع مثل یه خرگوش فرار کردی.

83
00:10:13,862 --> 00:10:15,230
‫- خانم لندن!
‫- ولی خب برگشتی...

84
00:10:15,280 --> 00:10:16,982
‫تا عکست رو بگیری و ازت تمجید کنن.

85
00:10:17,032 --> 00:10:18,650
‫برام مهم نیست
‫هیچوقت تمجید برام مهم نبوده.

86
00:10:18,700 --> 00:10:21,028
‫اصلاً برام مهم نیست.
‫ولی نمیذارم بری داخل دفترش...

87
00:10:21,078 --> 00:10:23,288
‫و هیچوقت نوشته هاش رو نخواهی دید!

88
00:10:23,372 --> 00:10:27,334
‫اولین باری که توجهش به تو جلب شد
‫چیزی جز یه خدمتکار رستوران نبودی.

89
00:10:27,417 --> 00:10:29,328
‫اینکه شریک زندگیش شدی...

90
00:10:29,378 --> 00:10:32,214
‫بهت این حق رو نمیده که
‫نوشته های چاپ نشده ـش رو از بقیۀ دنیا...

91
00:10:32,256 --> 00:10:33,874
‫دریغ کنی.

92
00:10:33,924 --> 00:10:35,425
‫خدای من!

93
00:10:36,134 --> 00:10:37,886
‫گور بابات!

94
00:10:40,389 --> 00:10:43,350
‫گور بابات! الان زنگ میزنم پلیس.

95
00:10:43,433 --> 00:10:45,594
‫- خانم لندن.
‫- اگه نمیخوای یه شب توی هُلُفدونی بگذرونی...

96
00:10:45,644 --> 00:10:47,646
‫باید تا وقتی که پلیسا میرسن از اینجا رفته باشی.

97
00:10:48,146 --> 00:10:49,147
‫خانم لندن.

98
00:10:52,359 --> 00:10:53,569
‫خانم لندن.

99
00:11:01,368 --> 00:11:02,828
‫از سر راهم برو کنار.

100
00:11:36,069 --> 00:11:38,071
‫جیم؟ راجر دشمیل هستم.

101
00:11:40,949 --> 00:11:43,785
‫میشه...
‫ببینم، امروز...

102
00:11:43,827 --> 00:11:45,495
‫امروز تو توی استخر بودی؟

103
00:11:47,539 --> 00:11:48,582
‫نمی دونم، ولی اسکات...

104
00:11:48,624 --> 00:11:50,334
‫اسکات از اون یکی استخر خبر داشت. مگه نه؟

105
00:11:50,375 --> 00:11:51,752
‫خبر داشت. می دونست.

106
00:11:54,796 --> 00:11:57,457
‫تو نمیـ....تو می دونی.

107
00:11:57,507 --> 00:12:00,469
‫می دونی، ولی...
‫به خودت دروغ میگی.

108
00:12:00,510 --> 00:12:02,129
‫به خودت دروغ میگی و این...

109
00:12:02,179 --> 00:12:04,389
‫این استعدادیه که من هیچوقت نداشتمش.

110
00:12:40,425 --> 00:12:41,885
‫ماندا!

111
00:12:44,721 --> 00:12:46,098
‫ماندا!

112
00:12:54,231 --> 00:12:55,399
‫ماندا!

113
00:12:59,194 --> 00:13:01,988
‫خدای من! ماندا، چی شده؟

114
00:13:04,866 --> 00:13:06,034
‫خوبی؟

115
00:13:06,409 --> 00:13:07,702
‫گندش بزنن.

116
00:13:38,692 --> 00:13:39,810
‫توی اتاق خوابشه.

117
00:13:39,860 --> 00:13:41,728
‫عملاً مجبور شدم بغلش کنم ببرمش.

118
00:13:41,778 --> 00:13:43,063
‫- ولی تو اینجا نبودی.
‫- شرمنده.

119
00:13:43,113 --> 00:13:44,156
‫خیلی شرمنده ام. من...

120
00:13:44,197 --> 00:13:46,324
‫- باید یه موضوعی رو حل و فصل میکردم.
‫- اشکالی نداره.

121
00:13:46,908 --> 00:13:48,869
‫این بوی چیه؟ چیزی داره می سوزه؟

122
00:13:48,910 --> 00:13:51,163
‫ماکارونی و پنیرِ کوفتی ـه.

123
00:13:51,705 --> 00:13:53,331
‫قرص هاش رو میخوره؟

124
00:13:53,373 --> 00:13:56,543
‫چهار تا قوطی خالی توی سطل آشغال هست.
‫فکر کنم میریزتشون توی دستشویی.

125
00:13:57,419 --> 00:14:01,047
‫- حرف هم میزنه؟ یا مثل قبلاً...
‫- مثل دفعۀ قبلی؟ نه. هنوز نه.

126
00:14:01,089 --> 00:14:03,967
‫یعنی...فعلاً که اینطوری نیست.

127
00:14:12,267 --> 00:14:13,393
‫ماندا؟

128
00:14:16,104 --> 00:14:18,815
‫وقتی داشتم تر و تمیزش می کردم،
‫خیلی حرفا برای گفتن داشت.

129
00:14:19,566 --> 00:14:22,986
‫سلام، خواهر بزرگه، ماندی خرگوشه!

130
00:14:27,157 --> 00:14:28,950
‫آماندای طفلکی.

131
00:14:38,251 --> 00:14:40,337
‫- لیسی؟ لیسی؟
‫- آره.

132
00:14:49,220 --> 00:14:51,181
‫وقتی جایی خونی میشه، به همین راحتی پاک نمیشه.

133
00:14:51,556 --> 00:14:52,641
‫آره، می دونم.

134
00:14:53,433 --> 00:14:55,977
‫- چیزی خورد؟
‫- هیچی!

135
00:14:56,019 --> 00:14:57,762
‫دفعۀ قبلی هم همینطور بود. یادته؟

136
00:14:57,812 --> 00:14:59,764
‫اونموقع از این حالت در اومد. الان هم در میاد.

137
00:14:59,814 --> 00:15:02,442
‫- دفعۀ قبلی اسکات کمکش کرد.
‫- آره.

138
00:15:02,525 --> 00:15:04,060
‫احتمالاً بهتر باشه ببریمش اورژانس.

139
00:15:04,110 --> 00:15:05,562
‫نه، نه، نه. بیا فعلاً صبر کنیم.

140
00:15:05,612 --> 00:15:08,490
‫امشب من پیشش می مونم
‫تا فردا ببینیم حالش چطوریه.

141
00:15:08,698 --> 00:15:11,451
‫- مطمئنی؟
‫- آره. آره. نوبت منه.

142
00:15:16,081 --> 00:15:17,707
‫«مت» کِی از کانادا برمیگرده؟

143
00:15:18,416 --> 00:15:21,878
‫تا دو هفتۀ دیگه که نمیاد.
‫کاش همیشه همونجا می موند.

144
00:15:23,672 --> 00:15:25,173
‫چی بگم والا. ببخشید.

145
00:15:27,384 --> 00:15:29,010
‫عیبی نداره. خسته شدی.

146
00:15:30,512 --> 00:15:31,513
‫خودت خوبی؟

147
00:15:31,554 --> 00:15:33,807
‫آره. در هر صورت نمیخوام برم خونه.

148
00:15:33,890 --> 00:15:35,425
‫چون اون دشمیلِ احمق اونجاست.

149
00:15:35,475 --> 00:15:38,603
‫- خب، اگه حالش بدتر شد بهم زنگ بزن.
‫- حتماً.

150
00:15:39,020 --> 00:15:42,357
‫زنِ بد اخلاقِ دردسرسازیه، ولی دوستش دارم.

151
00:15:44,401 --> 00:15:47,237
‫آره، کلاً گیرِ عشق و عاشقی افتادی. مگه نه؟

152
00:16:07,632 --> 00:16:10,343
‫آخرین باری که این شکلی شدی، اسکات چیکار کرد؟

153
00:16:13,179 --> 00:16:15,056
‫حتماً یه کاری کرده دیگه.

154
00:16:16,766 --> 00:16:19,102
‫فقط بهم بگو چیکار کنم...

155
00:16:20,979 --> 00:16:22,647
‫تا بکنم.

156
00:16:23,773 --> 00:16:27,610
‫یه کم کاکائو میخوام.

157
00:16:30,613 --> 00:16:34,742
‫باشه، ماندا خرگوشه!
‫برات کاکائو میارم.

158
00:16:39,664 --> 00:16:41,166
‫آماندا؟

159
00:16:47,964 --> 00:16:49,340
‫آماندا؟

160
00:16:56,931 --> 00:16:58,766
‫لیسی میخواست بیاد.

161
00:17:02,478 --> 00:17:06,065
‫من گفتم نه!
‫اندفعه رو نیا.

162
00:17:07,942 --> 00:17:10,320
‫این قضیه فقط بین خودمون دوتاست.

163
00:17:20,788 --> 00:17:23,458
‫خیلی وقت پیش این روش رو یاد گرفتم.

164
00:17:24,709 --> 00:17:26,210
‫اونموقع که بچه بودم.

165
00:17:33,259 --> 00:17:34,761
‫حالت بهتر شد، مگه نه؟

166
00:17:36,137 --> 00:17:37,764
‫آب استخره.

167
00:17:38,973 --> 00:17:40,642
‫هیچی مثل اون نمیشه.

168
00:17:41,684 --> 00:17:43,394
‫لااقل توی این دنیا!

169
00:17:47,065 --> 00:17:51,069
‫باید راجع به لیسی صحبت کنیم.

170
00:17:52,445 --> 00:17:54,238
‫باشه. باشه.

171
00:18:01,996 --> 00:18:03,414
‫سلام، جیم.

172
00:18:05,333 --> 00:18:08,536
‫«یوکو لندن» هنوزم اون دست نوشته ها رو تحویل نمیده؟
‫(یوکو: بیوه ای موسیقی دان)

173
00:18:08,586 --> 00:18:10,672
‫خب، اون داره...

174
00:18:10,713 --> 00:18:12,131
‫عوضی بازی در میاره!

175
00:18:12,173 --> 00:18:14,342
‫مؤدبانه نگفتی ولی درست گفتی.

176
00:18:14,592 --> 00:18:17,303
‫کم کم دارم به این نتیجه میرسم
‫که میخواد شوهرش فراموش بشه.

177
00:18:17,345 --> 00:18:20,223
‫این اتفاق نباید بیفته. قبول داری؟

178
00:18:21,349 --> 00:18:22,850
‫می دونی که قبول دارم.

179
00:18:23,476 --> 00:18:25,311
‫اون گفتگویی که راجع به...

180
00:18:25,353 --> 00:18:28,189
‫اِعمالِ یه کم فشار داشتیم رو یادت میاد؟

181
00:18:28,690 --> 00:18:31,067
‫گفتی خوب می تونی آدما رو متقاعد کنی.

182
00:18:33,486 --> 00:18:36,197
‫آره، می تونم راجر. باور کن!

183
00:18:37,365 --> 00:18:39,492
‫و کمکشون میکنم درک کنن.

184
00:18:40,159 --> 00:18:41,577
‫آخه این قضیه خیلی مهمه.

185
00:18:41,953 --> 00:18:45,415
‫داستان های کوتاهِ چاپ نشدۀ لندن!
‫شاید حتی یه رمان باشه.

186
00:18:45,456 --> 00:18:48,543
‫فکرش رو بکن، جیم!
‫اونوقت اون زنه مثل مرغ تخم گذار روش نشسته.

187
00:18:49,335 --> 00:18:50,712
‫می تونم کمکت کنم.

188
00:18:51,129 --> 00:18:53,214
‫واقعاً فکر میکنی بتونی؟

189
00:18:54,340 --> 00:18:55,333
‫آره بابا.

190
00:18:55,383 --> 00:18:58,386
‫پول زیادی نمیتونم بهت بدم.
‫آدم خیلی پولداری نیستم.

191
00:19:01,305 --> 00:19:04,016
‫نگران اینش نباش، استاد.

192
00:19:05,268 --> 00:19:07,145
‫اسکات لندن همه چیزه!

193
00:19:08,646 --> 00:19:10,523
‫کتاب هاش منو عوض کرد.

194
00:19:12,024 --> 00:19:14,026
‫اون دست نوشته ها رو برات گیر میارم.

195
00:19:15,445 --> 00:19:17,780
‫هیچ زنی دست رد به سینۀ من نمیزنه.

196
00:19:20,158 --> 00:19:22,985
‫- یه کم داغه، پس فعلاً نگهش میدارم...
‫- اسکات بهم یه نوشیدنی داد،

197
00:19:23,035 --> 00:19:24,454
‫ولی کاکائویی نبود.

198
00:19:24,954 --> 00:19:28,416
‫آب خنک بود. یه آب خوشگل!

199
00:19:29,041 --> 00:19:31,419
‫گفتش مال استخره.

200
00:19:31,461 --> 00:19:33,004
‫استخری که توی «بویامون» ـه.

201
00:19:35,131 --> 00:19:37,425
‫- چه استخری؟
‫- فقط موضوع اینه که...

202
00:19:37,467 --> 00:19:39,177
‫اندفعه کی بهم نوشیدنی رو میده؟

203
00:19:43,973 --> 00:19:46,142
‫اون شیرین ترین آبی بود که توی زندگیم خورده بودم.

204
00:19:46,517 --> 00:19:49,312
‫لیسی کوچولو، کاش بازم خورده بودم.

205
00:19:49,353 --> 00:19:51,731
‫ولی اون گفت که استخر...

206
00:19:53,065 --> 00:19:54,609
‫خطرناکه.

207
00:19:54,650 --> 00:19:56,861
‫وقتی بهش نگاه کنی دیگه نمیخوای ازش چشم برداری.

208
00:19:57,737 --> 00:19:59,238
‫چه استخری؟

209
00:19:59,322 --> 00:20:01,908
‫خودت می دونی دارم چیو میگم، لیسی.

210
00:20:01,949 --> 00:20:05,328
‫نمیخوای به یاد بیاری، ولی مجبوری!

211
00:20:05,578 --> 00:20:07,580
‫یه بازی «شکار بول» برات گذاشت.

212
00:20:08,331 --> 00:20:09,874
‫خودش بهم گفت.

213
00:20:09,916 --> 00:20:12,076
‫اون روزی که نوشیدنیم رو بهم داد، بهم گفت.

214
00:20:12,126 --> 00:20:13,669
‫گفتش مثلِ...

215
00:20:15,338 --> 00:20:17,048
‫بازیِ «بگرد و پیدا کن» می مونه.

216
00:20:18,299 --> 00:20:19,759
‫«بگرد و پیدا کن».

217
00:20:21,636 --> 00:20:23,346
‫اولین سرنخ رو پیدا کردی؟

218
00:20:25,681 --> 00:20:27,725
‫چون اون بهم گفت بهت میگم.

219
00:20:27,808 --> 00:20:32,146
‫اون بیلِ نقره ایه که باهاش نجاتش دادی.

220
00:20:32,480 --> 00:20:37,151
‫گفتش حتی قبل از اینکه ببینیش، می تونستی ببینیش.

221
00:20:37,735 --> 00:20:39,111
‫می تونستی؟

222
00:20:40,321 --> 00:20:41,572
‫آره.

223
00:20:43,157 --> 00:20:46,535
‫یه سرنخ دیگه گذاشت و گفتش ازش سر در میاری.

224
00:20:47,578 --> 00:20:51,040
‫اون خاص بود! خاص بود!

225
00:20:51,082 --> 00:20:52,033
‫آماندا؟

226
00:20:52,083 --> 00:20:55,795
‫- می دونم بعضی وقتا یهویی میذاشت میرفت.
‫- آماندا؟

227
00:20:55,836 --> 00:20:58,506
‫هیچکس مثل اسکات لندن نمی تونست گُم و گور بشه.

228
00:20:58,547 --> 00:20:59,966
‫آماندا، چیه؟

229
00:21:00,049 --> 00:21:01,050
‫نه.

230
00:21:13,229 --> 00:21:15,815
‫هر کی همۀ معماها رو حل میکرد...

231
00:21:15,856 --> 00:21:17,900
‫و همۀ سرنخ ها رو پیدا میکرد...

232
00:21:20,027 --> 00:21:21,737
‫یه جایزۀ میگرفت.

233
00:21:23,406 --> 00:21:25,533
‫لابد خیلی این بازی رو دوست داشتی.

234
00:21:26,909 --> 00:21:28,119
‫آره.

235
00:21:30,037 --> 00:21:31,831
‫ولی تو رو بیشتر دوست دارم.

236
00:21:33,582 --> 00:21:34,792
‫واقعاً؟

237
00:21:35,918 --> 00:21:38,546
‫واقعاً!

238
00:21:39,797 --> 00:21:41,507
‫منم دوستت دارم.

239
00:21:53,728 --> 00:21:56,605
‫- تو میدونی...
‫- خفه شو!

240
00:21:57,231 --> 00:22:01,485
‫می دونی...میدونی...

241
00:22:28,763 --> 00:22:32,183
‫یه صدا از خودش در میاره.

242
00:22:51,118 --> 00:22:54,663
‫ناگفته نماند که آن سخنرانی لغو شد.

243
00:22:54,705 --> 00:22:56,415
‫مروری بر خبرهای اصلی:

244
00:22:56,457 --> 00:22:58,167
‫نویسندۀ پرفروش، اسکات لندن،

245
00:22:58,209 --> 00:23:01,120
‫امروز عصر، در حیاط دانشگاه هورلیکس
‫مورد اصابت گلوله قرار گرفت...

246
00:23:01,170 --> 00:23:03,422
‫و به بیمارستان «سیکرد هارت» برده شد...

247
00:23:03,464 --> 00:23:05,883
‫که در آنجا در لیست بیماران وضعیت بحرانی قرار گرفت.

248
00:23:06,884 --> 00:23:10,054
‫وضعیت شوهرت جدیه ولی ثبات پیدا کرده.

249
00:23:10,596 --> 00:23:12,306
‫حتی شاید تونستیم ریه ـش رو نجات بدیم.

250
00:23:12,348 --> 00:23:13,716
‫خدا رو شکر گلوله 22 میلی متری بود.

251
00:23:13,766 --> 00:23:15,893
‫- همونم خودش خیلیه.
‫- منظورم این بود که...

252
00:23:15,935 --> 00:23:18,762
‫نه، می دونم. می دونم منظورت چی بود.
‫ممنونم. ممنونم.

253
00:23:18,812 --> 00:23:20,606
‫واقعاً حالش خوب میشه؟

254
00:23:21,023 --> 00:23:24,109
‫این از اون قول هاست که هیچوقت نمیدم...

255
00:23:24,151 --> 00:23:25,402
‫ولی شانسش زیاده.

256
00:23:25,444 --> 00:23:27,446
‫البته، دورۀ نقاهت طولانی ای داره.

257
00:23:27,905 --> 00:23:31,700
‫شاید به اون طولانی ای که فکر میکنی نباشه.
‫لندن ها سریع خوب میشن.

258
00:23:33,285 --> 00:23:34,703
‫میشه ببینمش؟

259
00:23:34,954 --> 00:23:37,289
‫البته! ولی انتظار حرف زدن نداشته باش.

260
00:23:37,331 --> 00:23:38,374
‫دستگاه اکسیژن بهش وصله.

261
00:24:51,697 --> 00:24:53,240
‫کجا رفتی؟

262
00:24:57,119 --> 00:24:58,454
‫خودت می دونی.

263
00:24:59,163 --> 00:25:00,414
‫نه، نمی دونم.

264
00:25:05,127 --> 00:25:06,462
‫می دونی.

265
00:25:14,261 --> 00:25:15,721
‫حالم خوبه.

266
00:25:17,347 --> 00:25:21,435
‫- همۀ لندن ها...
‫- سریع خوب میشن. می دونم. می دونم.

267
00:25:26,273 --> 00:25:28,609
‫اون یارو که بهم شلیک کرد چی شد؟

268
00:25:28,984 --> 00:25:32,529
‫نمی دونم...نمی دونم.
‫نمی دونم و برام مهم نیست.

269
00:25:33,822 --> 00:25:36,492
‫خیلی می ترسیدم که همچین اتفاقی بیفته.

270
00:25:37,659 --> 00:25:39,244
‫آره، ولی بیشترشون...

271
00:25:39,286 --> 00:25:40,996
‫بیشترشون دوستت دارن،

272
00:25:41,288 --> 00:25:43,290
‫ولی فقط کافیه یه دونه ـشون دوستت نداشته باشه.

273
00:25:45,417 --> 00:25:47,711
‫اسکات، اون یه تفنگ داره.

274
00:25:49,463 --> 00:25:50,964
‫تو ذهن منو دزدیدی.

275
00:25:51,048 --> 00:25:52,082
‫پسر جون.

276
00:25:52,132 --> 00:25:53,884
‫دزد!

277
00:25:58,597 --> 00:26:02,351
‫- لیسی.
‫- هیس! هیس! هیس!

278
00:26:43,475 --> 00:26:45,435
‫سلام، جیگر طلا.

279
00:26:49,898 --> 00:26:51,775
‫خیلی دلم برات تنگ شده.

280
00:26:52,776 --> 00:26:54,611
‫الان توی بازی «شکار بول» هستی.

281
00:26:56,321 --> 00:26:57,406
‫نگاه کن.

282
00:26:57,489 --> 00:26:58,532
‫♪ آره ♪

283
00:26:59,741 --> 00:27:02,202
‫♪ دیگه خیلی دیره که بخوام برگردم ♪

284
00:27:03,662 --> 00:27:07,416
‫♪ آره، اگه اونم واقعاً دوستم داشت... ♪

285
00:27:07,499 --> 00:27:10,627
‫♪ از نظرم هیچ اشکالی نداشت ♪

286
00:27:12,087 --> 00:27:15,582
‫♪ ولی اصلاً دوست ندارم فکر کنم که ♪
‫♪ تنهایی عاشق شدم ♪

287
00:27:15,632 --> 00:27:18,677
‫♪ الان دیگه خیلی دیره که بخوام برگردم ♪

288
00:27:18,760 --> 00:27:21,722
‫♪ فکر کنم، فکر کنم، فکر کنم دارم عاشق میشم ♪

289
00:27:23,140 --> 00:27:26,143
‫این موسیقی دان های زحمتکش رو یه تشویق مرتب بکنید.

290
00:27:29,938 --> 00:27:33,275
‫خانم ها و آقایون، اسم من «دیو دبوشر» ـه.

291
00:27:33,358 --> 00:27:34,443
‫دندی دیو!

292
00:27:34,484 --> 00:27:36,611
‫درسته. دندی دیو دبوشر.

293
00:27:36,695 --> 00:27:39,448
‫و امروز صبح، با کمال میل دخترم رو به مردی دادم...

294
00:27:39,489 --> 00:27:41,908
‫- که لیاقتش رو نداره.
‫- بابایی!

295
00:27:41,950 --> 00:27:45,996
‫ولی شاید کم کم...
‫شاید کم کم لیاقتش رو پیدا کنه.

296
00:27:46,538 --> 00:27:48,707
‫لیسی میگه اون قراره یه نویسندۀ بزرگ بشه.

297
00:27:48,749 --> 00:27:52,419
‫یه چیزایی مربوط به سوررئالیسم ِ جادویی می نویسه.

298
00:27:53,170 --> 00:27:54,629
‫من شک دارم.

299
00:27:56,798 --> 00:28:00,260
‫ولی لیسی میگه برای کتابش قرارداد بسته.

300
00:28:02,596 --> 00:28:05,891
‫و عزمش رو جزم کرده،
‫و من و مامانش همین برامون کافیه.

301
00:28:06,725 --> 00:28:08,852
‫تا آخر شب همینجوری یه ریز حرف زد.

302
00:28:10,145 --> 00:28:12,189
‫اون عاشقت بود، عزیزم.

303
00:28:12,272 --> 00:28:13,398
‫یه چیز زده بود.

304
00:28:13,482 --> 00:28:15,901
‫آره. ولی دوستت هم داشت.

305
00:28:19,863 --> 00:28:21,323
‫چرا «شکارِ بول»؟

306
00:28:22,282 --> 00:28:23,492
‫چرا الان؟

307
00:28:25,243 --> 00:28:26,787
‫برادرت اسمش رو چی گذاشته بود؟

308
00:28:28,163 --> 00:28:29,748
‫یه شکار خونی ـه؟

309
00:28:31,333 --> 00:28:32,584
‫تو راهه.

310
00:28:35,545 --> 00:28:38,256
‫ولی الان باید مراقب آماندا باشی.

311
00:28:39,549 --> 00:28:43,428
‫سرنخ ها رو دنبال کن و جایزه ـت رو بگیر.

312
00:28:43,470 --> 00:28:44,471
‫اگه بهم اجازه بدید...

313
00:28:45,639 --> 00:28:47,599
‫♪ عشق ورزیدنِ خوب ♪

314
00:28:47,682 --> 00:28:48,767
‫♪ عشق ورزیدنِ خوب ♪

315
00:28:49,851 --> 00:28:53,730
‫♪ حس خیلی بدی داشتم ♪

316
00:28:53,855 --> 00:28:57,025
‫♪ مجبور شدم از دکتر خانوادگیم بپرسم که مشکلم چیه ♪

317
00:28:57,067 --> 00:28:58,685
‫- نگاه کن.
‫- ♪ پس گفتم دکتر... ♪

318
00:28:58,735 --> 00:29:00,111
‫♪ دکتر ♪

319
00:29:00,153 --> 00:29:01,655
‫♪ آقای ام.دی ♪

320
00:29:01,738 --> 00:29:03,865
‫♪ - دکتر ♪
‫♪ - بهم میگی؟ بهم بگو ♪

321
00:29:03,949 --> 00:29:04,983
‫نگاه کن، ما...

322
00:29:05,033 --> 00:29:07,619
‫- ♪ بهم بگو علت دردم چیه. ♪
‫- ♪ دکتر ♪

323
00:29:07,661 --> 00:29:09,913
‫اسکات؟ اسکات؟

324
00:29:12,707 --> 00:29:14,000
‫برگرد!

325
00:29:24,803 --> 00:29:27,806
‫[سرنخِ آقای ام.دی]

326
00:29:33,728 --> 00:29:35,063
‫آماندا؟

327
00:29:35,939 --> 00:29:37,315
‫آماندا؟

328
00:29:38,316 --> 00:29:39,609
‫آماندا؟

329
00:29:58,420 --> 00:29:59,671
‫آماندا؟

330
00:30:07,637 --> 00:30:08,930
‫ماندا؟

331
00:30:12,851 --> 00:30:13,935
‫آهای!

332
00:30:14,352 --> 00:30:15,562
‫آهای!

333
00:30:18,356 --> 00:30:22,277
‫آهای، خواهر بزرگه، ماندا خرگوشه! آهای!

334
00:30:22,319 --> 00:30:23,987
‫بیا برگردیم تو رختخوابمون.

335
00:30:26,114 --> 00:30:27,449
‫باشه؟

336
00:30:30,452 --> 00:30:33,121
‫به زودی می بندیم، آقا!

337
00:30:33,163 --> 00:30:36,416
‫می دونستید این کتاب مورد علاقۀ
‫بچگی های اسکات لندن بوده؟

338
00:30:38,126 --> 00:30:40,003
‫بالاخره تونستم بخونمش.

339
00:30:40,420 --> 00:30:42,464
‫نه، نمی دونستم.

340
00:30:43,256 --> 00:30:45,633
‫خب، حتماً اسکات رو میشناختید. مگه نه؟

341
00:30:45,717 --> 00:30:47,711
‫مگه بودجۀ این کتابخونه رو اون نداده؟

342
00:30:47,761 --> 00:30:49,763
‫در حد مختصری میشناختمش،

343
00:30:49,804 --> 00:30:52,140
‫ولی همسرش رو بیشتر میشناختم.

344
00:30:52,182 --> 00:30:54,476
‫لیسا! لیسی!

345
00:30:54,517 --> 00:30:56,177
‫آره، قبلنا خیلی میومد اینجا.

346
00:30:56,227 --> 00:30:58,438
‫بعضی وقتا برای بچه ها کتاب می خوند.

347
00:30:59,481 --> 00:31:02,692
‫در واقع، فکر میکنم اون بوده که بودجۀ اینجا رو...

348
00:31:02,734 --> 00:31:04,486
‫نه، پولش رو اسکات داده.

349
00:31:06,279 --> 00:31:08,031
‫غیر از اینه؟ همه چیز از طرف اون بوده.

350
00:31:08,490 --> 00:31:11,451
‫خب، به گمونم همینطور باشه.
‫البته یه جورایی!

351
00:31:11,493 --> 00:31:13,119
‫یه جورایی نداره دیگه.

352
00:31:14,037 --> 00:31:15,663
‫همه چیز از طرف اون بوده.

353
00:31:16,873 --> 00:31:18,249
‫چهار سالش بوده اینو خونده.

354
00:31:19,542 --> 00:31:22,295
‫میگفت بهش قدرت تخیلات رو یاد داده.

355
00:31:22,337 --> 00:31:24,414
‫عه، خیلی جالبه.

356
00:31:24,464 --> 00:31:27,217
‫قدرت تخیلات! بهش فکر کن.

357
00:31:28,009 --> 00:31:30,470
‫با این کتاب یه بذر کاشته شده و رشد کرده.

358
00:31:31,721 --> 00:31:33,389
‫می دونی اینو از کجا فهمیدم؟

359
00:31:35,141 --> 00:31:36,726
‫از پروفسوری که دوستمه...

360
00:31:36,768 --> 00:31:38,645
‫و همه چیزِ اسکات لندن رو می دونه فهمیدم.

361
00:31:38,728 --> 00:31:41,022
‫فامیلیش دشمیل ـه.
‫فامیلیِ خنده داریه.

362
00:31:41,064 --> 00:31:42,857
‫می تونه توی یکی از کتاب های اسکات باشه.

363
00:31:42,941 --> 00:31:45,985
‫ولی من چون احساس میکنم میشناسمش
‫اسکات صداش میزنم.

364
00:31:48,404 --> 00:31:50,490
‫آدم ها رو با اثرهاشون میشه شناخت.

365
00:31:51,658 --> 00:31:54,494
‫آقا، من دیگه واقعاً باید اینجا رو ببندم، پس...

366
00:31:54,536 --> 00:31:55,870
‫دشمیل.

367
00:31:56,913 --> 00:31:59,532
‫دشمیل! مثل یه دشتی می مونه...

368
00:31:59,582 --> 00:32:01,584
‫که توش کلی میله داشته باشه.

369
00:32:01,626 --> 00:32:04,254
‫گرفتی؟ دشمیل! دشت میله ها!

370
00:32:04,587 --> 00:32:07,465
‫می دونی، باید این کتاب رو
‫توی کاور مخصوص خودش بذاری.

371
00:32:08,591 --> 00:32:13,137
‫یه لوح کوچولو هم زیرش بزنی که روش نوشته:

372
00:32:13,179 --> 00:32:15,348
‫«اسکات لندن از اینجا شروع کرد».

373
00:32:16,307 --> 00:32:20,144
‫اینجوری می تونه به نسل های آینده الهام ببخشه.

374
00:32:21,855 --> 00:32:23,815
‫آره، به نظرم فکر خوبیه.

375
00:32:25,900 --> 00:32:28,444
‫آقا، من جداً دیگه باید اینجا رو ببندم.

376
00:32:31,072 --> 00:32:32,240
‫می تونی...

377
00:32:34,492 --> 00:32:37,245
‫بذاریش همینجا تا همۀ بچه ها هر روز بتونن ببیننش،

378
00:32:37,287 --> 00:32:38,538
‫و باهاش الهام بگیرن.

379
00:32:38,621 --> 00:32:41,124
‫آره، به نظرم فکر خوبیه.

380
00:32:42,417 --> 00:32:44,127
‫فکر کنم همین کار رو بکنیم.

381
00:32:45,879 --> 00:32:47,171
‫خب...

382
00:32:52,302 --> 00:32:54,262
‫از این نظر با هم موافقیم.

383
00:32:59,642 --> 00:33:01,311
‫اتراق کنندگان برای همیشه!

384
00:33:01,352 --> 00:33:02,770
‫اتراق کنندگان برای همیشه!

385
00:33:04,439 --> 00:33:05,857
‫من حاضرم، اسکاتی!

386
00:33:05,898 --> 00:33:07,233
‫من حاضرم، اسکاتی!

387
00:33:12,322 --> 00:33:13,731
‫دشمیل، دشت میله ها!

388
00:33:13,781 --> 00:33:15,617
‫بهش فکر کن چون یه نکته ای توشه.

389
00:33:15,700 --> 00:33:17,160
‫- حتماً!
‫- اون کتابه رو هم...

390
00:33:17,201 --> 00:33:18,319
‫توی یه کاور مخصوص خودش بذاره.

391
00:33:18,369 --> 00:33:20,079
‫فکر واقعاً خوبیه.

392
00:33:20,121 --> 00:33:22,407
‫اینجا به خاطر اون زنیکه ای که باهاش ازدواج کرده
‫سر پا نیست!

393
00:33:22,457 --> 00:33:23,875
‫به خاطر اونه!

394
00:33:30,965 --> 00:33:33,009
‫♪ گفتم دکتر ♪

395
00:33:34,969 --> 00:33:37,013
‫♪ آقای ام.دی ♪

396
00:33:38,306 --> 00:33:40,224
‫♪ بهم بگو ♪

397
00:33:41,768 --> 00:33:43,603
‫♪ مشکلم چیه ♪

398
00:33:48,024 --> 00:33:49,817
‫♪ گفتم دکتر ♪

399
00:33:51,819 --> 00:33:53,446
‫♪ آقای ام.دی ♪

400
00:34:12,048 --> 00:34:14,884
‫[دکتر هیو آلبرنس]
‫[مرکز توانبخشیِ گرین لاون]

401
00:34:14,967 --> 00:34:16,969
‫[جیگر طلا، سرنخ دوم]

402
00:34:23,768 --> 00:34:27,688
‫خیلی خب. حله.

403
00:34:27,730 --> 00:34:29,148
‫دوباره امتحان میکنیم. حاضری؟

404
00:34:29,732 --> 00:34:31,109
‫با شمارۀ سه!

405
00:34:31,150 --> 00:34:34,987
‫یک، دو، سه.

406
00:34:35,029 --> 00:34:37,323
‫حالا...زود باش، عزیزم.

407
00:34:37,990 --> 00:34:39,700
‫ماندا!

408
00:34:40,451 --> 00:34:43,496
‫- خانم لندن؟!
‫- سلام. بله من لیسا هستم.

409
00:34:43,538 --> 00:34:44,747
‫لیسی!

410
00:34:44,789 --> 00:34:49,377
‫خانم لندن، بذارید قبل از هر چیزی
‫بگم که چقدر از این فقدانتون متأثر شدم.

411
00:34:49,919 --> 00:34:52,213
‫شوهرتون چند تا از کتاب هاش رو با من قرارداد بست،

412
00:34:52,255 --> 00:34:56,000
‫و اون کتاب ها جزو ارزشمندترین دارایی هام هستن.

413
00:34:56,050 --> 00:34:58,928
‫ممنونم، دکتر آلبرنس.
‫خیلی خیلی لطف دارید.

414
00:34:58,970 --> 00:35:02,890
‫حالا حدس میزنم به خاطر خواهرتون تماس گرفتید:
‫آماندا دبوشر.

415
00:35:03,683 --> 00:35:04,725
‫از کجا می دونستید؟

416
00:35:04,767 --> 00:35:07,728
‫اسکات...
‫اون سه سال پیش منو ناهار دعوت کرد.

417
00:35:08,312 --> 00:35:11,482
‫گفتش خواهر زنش دچار یه دورۀ خودزنی شده.

418
00:35:12,358 --> 00:35:13,609
‫آره، خودش رو می بُرید.

419
00:35:14,026 --> 00:35:17,572
‫بله.
‫که با روان گسیختگی کاتاکونی همراه میشد.

420
00:35:18,281 --> 00:35:21,400
‫میگفت اون رفتارها ممکنه برگردن.
‫الان موضوع همینه؟

421
00:35:21,450 --> 00:35:26,497
‫همینطوره. ولی دکتر آلبرنس...

422
00:35:26,539 --> 00:35:27,748
‫بهم بگید «هیو».

423
00:35:28,875 --> 00:35:33,162
‫شماره ـتون رو توی دفترچه تلفنِ آماندا نوشته بود
‫تا پیداش کنم.

424
00:35:33,212 --> 00:35:34,839
‫احتمالاً محض احتیاط بوده.

425
00:35:35,381 --> 00:35:37,842
‫بعد از ناهارمون، یه دور توی ساختمونِ اینجا زدیم.

426
00:35:38,426 --> 00:35:41,804
‫و من بهش قول دادم که اگه خواهرتون
‫از فاصله گرفتن از واقعیت رنج می بره...

427
00:35:41,846 --> 00:35:44,765
‫- که اسکات می ترسید همچین چیزی باشه...
‫- اونموقع یه جا بهش اختصاص میدین.

428
00:35:46,058 --> 00:35:47,393
‫درسته.

429
00:35:48,311 --> 00:35:50,229
‫لابد خیلی دوستش داشته.

430
00:35:50,730 --> 00:35:52,690
‫اون جفت خواهرام رو دوست داشت.

431
00:35:53,441 --> 00:35:56,569
‫بذارید با زبون ساده
‫وضعیت رو براتون توضیح بدم، خانم لندن.

432
00:35:56,611 --> 00:35:59,071
‫خیلی خوشحال میشم که
‫یه کاری برای نویسندۀ مورد علاقه ام بکنم.

433
00:35:59,113 --> 00:36:00,323
‫و برای بیوه ـش!

434
00:36:02,241 --> 00:36:04,827
‫ممنون...ممنونم، ممنونم.
‫واقعاً متشکرم.

435
00:36:04,869 --> 00:36:07,747
‫پس اگه منو به بخش مالی ـتون وصل کنید...

436
00:36:07,788 --> 00:36:09,248
‫می تونم ترتیب هزینه هاش رو بدم.

437
00:36:12,043 --> 00:36:14,378
‫همسرتون خودش ترتیب هزینه ها رو داد.

438
00:36:15,463 --> 00:36:18,541
‫گفتش تنها کاری که باید بکنم اینه که یه تماس بگیرم
‫و هزینه ها پرداخت میشن.

439
00:36:18,591 --> 00:36:20,927
‫اوهوم. باشه، باشه، باشه. ممنون.

440
00:36:20,968 --> 00:36:23,429
‫- مرد سخاوتمندی بود.
‫- ممنونم. متشکرم.

441
00:36:23,471 --> 00:36:25,139
‫خواهش میکنم...خواهش میکنم.

442
00:36:49,914 --> 00:36:53,042
‫اینو باید قبل از ازدواجمون بهت میگفتم.

443
00:36:55,086 --> 00:36:57,922
‫نمی خوام در مورد چیز جدی ای صحبت کنم.

444
00:36:57,963 --> 00:36:59,632
‫اینجا خیلی قشنگه.

445
00:36:59,674 --> 00:37:03,636
‫اون شب که خودم رو زخمی کردم
‫و تو پرسیدی «مگه دیوونه شدی؟» رو یادته؟

446
00:37:06,180 --> 00:37:07,723
‫یه سری تصاویر بهم الهام میشه.

447
00:37:09,225 --> 00:37:11,769
‫می نویسمشون و ملت پول میدن تا بخوننش.

448
00:37:12,561 --> 00:37:15,523
‫ولی تو نویسنده ای. این کارِته!

449
00:37:15,564 --> 00:37:21,237
‫از خانواده ام پرسیدی. از بابام و داداشم.

450
00:37:23,614 --> 00:37:25,991
‫تو هم گفتی خاطرات تلخی ان.

451
00:37:27,535 --> 00:37:28,869
‫همینطورن.

452
00:38:04,196 --> 00:38:05,823
‫خوب ازش مراقبت کنید.

453
00:38:06,157 --> 00:38:07,450
‫حتماً، خانم!

454
00:38:16,250 --> 00:38:17,626
‫اون از کجا می دونست؟

455
00:38:18,878 --> 00:38:20,296
‫اسکات از کجا می دونست؟

456
00:38:22,131 --> 00:38:23,340
‫نمی دونم.

457
00:38:39,190 --> 00:38:40,649
‫الو؟

458
00:38:40,691 --> 00:38:41,942
‫خانم لندن؟

459
00:38:44,195 --> 00:38:46,864
‫بله. بله، کی هستی؟

460
00:38:47,573 --> 00:38:49,074
‫خب، می تونی جیم صدام بزنی.

461
00:38:49,116 --> 00:38:50,367
‫کدوم جیم؟

462
00:38:51,452 --> 00:38:52,778
‫نظرت با جیم دندی چیه؟

463
00:38:52,828 --> 00:38:56,907
‫آهان! باشه. خیلی خب. الان قطع میکنم.

464
00:38:56,957 --> 00:38:59,376
‫بیخیال خانم! فقط یه دقیقه وقت میخوام.

465
00:39:01,128 --> 00:39:03,839
‫یه مرد اومده بود به دیدنتون
‫و دست نوشته های شوهرتون رو میخواست.

466
00:39:03,881 --> 00:39:08,886
‫عه، عه، خیلی خب. باشه. عالی شد! عالی شد!

467
00:39:08,928 --> 00:39:12,473
‫پس تو باید از دوست های دشمیل باشی. درسته؟

468
00:39:12,514 --> 00:39:14,767
‫پس الان زنگ زدی که بازار گرمی کنی؟

469
00:39:15,100 --> 00:39:17,770
‫به گمونم بتونی اسمش رو یه همچین چیزی بذاری.

470
00:39:17,853 --> 00:39:21,482
‫- باشه، نه، نمیخوام. نمیخوام. نمیخوام.
‫- چیو نمیخوای؟

471
00:39:21,523 --> 00:39:24,059
‫آخه فکر میکردم منظورم رو خیلی واضح رسونده باشم.

472
00:39:24,109 --> 00:39:26,403
‫یعنی فکر میکردم که رسونده باشم.
‫به گمونم نرسوندم.

473
00:39:26,487 --> 00:39:29,315
‫شاید آشنایی شما دوتا خوب شروع نشده باشه، ولی...

474
00:39:29,365 --> 00:39:30,357
‫خب، قطعاً...

475
00:39:30,407 --> 00:39:32,242
‫همینطوره که آشناییمون خوب شروع نشده.

476
00:39:32,785 --> 00:39:35,329
‫پروفسور دشمیر بیشتر از هر کسِ دیگه ای روی زمین...

477
00:39:35,371 --> 00:39:36,830
‫از اسکات لندن می دونه.

478
00:39:36,872 --> 00:39:40,417
‫خدا! بیشتر می دونه؟
‫پس یعنی شریک زندگیش بودن حساب نمیشه؟

479
00:39:40,459 --> 00:39:41,835
‫فکر میکنی حساب نمیشه؟

480
00:39:41,877 --> 00:39:43,287
‫وقتی با یکی ازدواج میکنی، نمیشناسیش؟

481
00:39:43,337 --> 00:39:44,288
‫این حساب نمیشه؟

482
00:39:44,338 --> 00:39:46,498
‫شاید اینم بدونی که بهم گفت...

483
00:39:46,548 --> 00:39:48,759
‫چیزی جز یه خدمتکار رستوران نبودم.

484
00:39:48,801 --> 00:39:51,553
‫- منظور من این بود که...
‫- ای خدا! بیخیال!

485
00:39:51,595 --> 00:39:53,964
‫ازت خواستم زنگ بزنی؟ خواستم؟

486
00:39:54,014 --> 00:39:55,474
‫دعوتت کردم که بهم زنگ بزنی؟

487
00:39:57,726 --> 00:39:59,228
‫نه.

488
00:39:59,269 --> 00:40:01,397
‫نه! نه، نکردم.

489
00:40:01,480 --> 00:40:03,565
‫من همچین چیزی نخواستم.
‫تو رو خدا!

490
00:40:06,777 --> 00:40:09,071
‫خب، الان داری با من صحبت میکنی، نه استاد.

491
00:40:09,113 --> 00:40:12,032
‫اونوقت دارم بهت میگم،
‫چیزی که استاد میخواد رو بهش میدی.

492
00:40:13,283 --> 00:40:15,077
‫اما و اگر و شاید بعداً نداریم!

493
00:40:15,119 --> 00:40:16,704
‫اولش میدیش به من،

494
00:40:16,745 --> 00:40:18,163
‫بعدش من میدمش به اون.

495
00:40:18,497 --> 00:40:20,574
‫هیچ حق و حقوقی نسبت به اسکات لندن نداشتی.

496
00:40:20,624 --> 00:40:23,210
‫نه وقتی که زنده بود و نه حالا که مُرده.

497
00:40:23,961 --> 00:40:26,964
‫هیچوقت بزرگیش رو درک نکردی.
‫استاد اینطور میگه.

498
00:40:27,005 --> 00:40:30,259
‫پس بهش زنگ میزنی و میگی که همه چی روبراهه.

499
00:40:30,300 --> 00:40:32,052
‫میگی یوکو دست نوشته ها رو تحویل میده.

500
00:40:32,094 --> 00:40:34,930
‫یوکو؟ الان...
‫(یوکو اونو: بیوۀ جان لنون، خوانندۀ مشهور آمریکایی)

501
00:40:36,056 --> 00:40:37,725
‫الان به من گفتی یوکو؟

502
00:40:38,225 --> 00:40:39,551
‫حالا اگه زودتر این اتفاق نیفته...

503
00:40:39,601 --> 00:40:40,761
‫میام محل زندگیت...

504
00:40:40,811 --> 00:40:42,012
‫و به جاهاییت آسیب میزنم...

505
00:40:42,062 --> 00:40:44,898
‫که فکر نمیکردی قابل آسیب دیدن باشن.

506
00:40:46,233 --> 00:40:47,443
‫خانم...

507
00:40:50,320 --> 00:40:52,656
‫الان می فهمی دارم چی میگم؟

508
00:40:53,282 --> 00:40:54,491
‫آره.

509
00:40:55,075 --> 00:40:56,452
‫خانم لندن؟

510
00:40:57,453 --> 00:40:58,787
‫جیم؟

511
00:41:00,330 --> 00:41:03,208
‫- بله خانم؟
‫- صدام رو میشنوی؟

512
00:41:03,959 --> 00:41:06,670
‫خب، صداتون یه کم آروم شده ولی آره میشنوم.

513
00:41:13,135 --> 00:41:14,678
‫برو گمشو بابا!

514
00:42:58,073 --> 00:43:00,283
‫- یه اسلحه داره!
‫- تیرانداز!

515
00:43:00,367 --> 00:43:02,619
‫- تیرانداز! اسلحه!
‫- داستان های منو دزدیدی.

516
00:43:02,995 --> 00:43:04,913
‫ذهنم رو دزدیدی.

517
00:43:14,548 --> 00:43:16,216
‫خیلی نزدیکه، عزیزم.

518
00:43:18,802 --> 00:43:20,303
‫چهره های زیادی هستن.

519
00:43:20,387 --> 00:43:24,599
‫نمی فهمم. نمی فهمم.

520
00:43:25,976 --> 00:43:27,561
‫می دونی.

521
00:43:28,145 --> 00:43:29,771
‫می دونی.

522
00:43:43,827 --> 00:43:45,328
‫پسرک قد بلند.

523
00:43:45,662 --> 00:43:47,205
‫خفه شو!

524
00:43:48,582 --> 00:43:50,500
‫یه صدا از خودش در میاره.

525
00:44:08,643 --> 00:44:11,772
‫نه، نه، نه، نه، نه.
‫نگو که همچین اتفاقی افتاد.

526
00:44:12,898 --> 00:44:14,357
‫می دونی!

527
00:44:32,125 --> 00:44:35,337
‫[دست نوشته های چاپ نشده]

528
00:44:41,927 --> 00:44:47,682
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «TheFlashPoint»

529
00:44:49,682 --> 00:44:59,682
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M