1
00:01:18,119 --> 00:01:28,129
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «TheFlashPoint»

2
00:01:29,129 --> 00:01:39,129
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:01:42,310 --> 00:01:44,145
‫می دونستی اونم خودزنی میکرده؟

4
00:01:46,773 --> 00:01:48,233
‫آره.

5
00:01:48,858 --> 00:01:52,604
‫به خاطر همین فقط دوست داشتنش کافی نیست، لیسی.

6
00:01:52,654 --> 00:01:53,655
‫باید...

7
00:01:54,113 --> 00:01:58,234
‫فقط...برای اون کافی نیست.
‫اون خیلی آسیب پذیره.

8
00:01:58,284 --> 00:01:59,953
‫باید ازش مراقبت کنی.

9
00:01:59,994 --> 00:02:02,330
‫باید با دنیا در ارتباط نگهش داری.

10
00:02:02,372 --> 00:02:03,998
‫می دونی، فقط...

11
00:02:04,666 --> 00:02:06,501
‫نذار خودشو از دنیا جدا کنه.

12
00:02:19,264 --> 00:02:21,766
‫بچه ها، ماجراجوییِ خوبی میشه.

13
00:02:23,476 --> 00:02:26,145
‫همه چیز که ماجراجویی نیست، آماندا.

14
00:02:28,481 --> 00:02:29,515
‫می دونید، بچه ها...

15
00:02:29,565 --> 00:02:31,442
‫من واقعاً نمی دونم داریم کجا میریم.

16
00:02:31,484 --> 00:02:33,611
‫من می دونم. از آماندا بپرس.

17
00:02:45,540 --> 00:02:47,291
‫جزیره رو ببینید.

18
00:02:49,502 --> 00:02:51,379
‫خیلی خب، اونا تلماسه ان.

19
00:02:53,881 --> 00:02:55,083
‫یه کم ترسناکه.

20
00:02:55,133 --> 00:02:56,676
‫باید بریم اونجا.

21
00:02:57,510 --> 00:03:01,639
‫دارلا، لیسی، بیاید اینجا.

22
00:03:01,681 --> 00:03:03,299
‫نامزد و طلا!

23
00:03:03,349 --> 00:03:06,352
‫نامزد و طلا!
‫نامزد و طلا!

24
00:03:06,436 --> 00:03:11,566
‫نامزد و طلا! نامزد و طلا! نامزد و طلا!

25
00:03:11,983 --> 00:03:13,401
‫نامزد!

26
00:03:15,903 --> 00:03:17,155
‫طلا!

27
00:03:30,543 --> 00:03:31,794
‫سلام.

28
00:03:33,755 --> 00:03:35,214
‫آماندا.

29
00:03:36,549 --> 00:03:38,551
‫عزیزم؟

30
00:03:44,515 --> 00:03:45,725
‫آماندا، هستی؟

31
00:03:46,559 --> 00:03:48,394
‫هیس، هیس، هیس.

32
00:03:49,729 --> 00:03:52,482
‫منم! دارلا هستم.

33
00:03:52,565 --> 00:03:56,778
‫ساکت، ساکت. ساکت باش.
‫میخوام ختمی های درختی رو ببینم.

34
00:03:56,861 --> 00:03:58,396
‫- هیس، هیس، هیس!
‫- کجایی عزیزم؟

35
00:03:58,446 --> 00:03:59,572
‫الان اونجـ...

36
00:03:59,614 --> 00:04:02,158
‫پسرک قد بلند ممکنه صدامون رو بشنوه.

37
00:04:09,415 --> 00:04:10,875
‫اون کیه؟

38
00:04:14,045 --> 00:04:19,300
‫هیــــــس!

39
00:04:22,053 --> 00:04:25,047
‫گرسنه ـست. خیلی گرسنه ـست.

40
00:04:25,097 --> 00:04:26,182
‫خب؟

41
00:04:26,265 --> 00:04:28,226
‫- خیلی گرسنه ـست.
‫- خیلی خب.

42
00:04:28,267 --> 00:04:31,354
‫جسدها رو میگیره و روح هاشون رو نگه میداره.

43
00:04:32,396 --> 00:04:34,398
‫خیلی خب، عزیزم.

44
00:04:35,274 --> 00:04:37,059
‫پسرکِ...

45
00:04:37,109 --> 00:04:41,063
‫من یه دوگانه ام. به خاطر همین می تونی منو ببینی.
‫به خاطر همین هنوز اینجام.

46
00:04:41,113 --> 00:04:44,617
‫به خاطر همین! آره. هیس!

47
00:05:29,620 --> 00:05:30,830
‫- الو؟
‫- سلام.

48
00:05:30,955 --> 00:05:32,873
‫خودتی دشمیل؟

49
00:05:32,915 --> 00:05:36,043
‫بله خودمم. چه سورپرایز دلچسبی، خانم لندن!

50
00:05:36,377 --> 00:05:38,412
‫نه، نه، قرار نیست دلچسب باشه.

51
00:05:38,462 --> 00:05:39,880
‫به هیچ وجه قرار نیست دلچسب باشه.

52
00:05:39,922 --> 00:05:43,668
‫میدونی، میخواستم این قضیه رو
‫بذارم به پای جنونِ کسب علم...

53
00:05:43,718 --> 00:05:44,710
‫و بیخیالش بشم.

54
00:05:44,760 --> 00:05:46,587
‫ولی بعدش دوستت باهام تماس گرفت.

55
00:05:46,637 --> 00:05:48,923
‫خانم لندن، نمی دونم دارید از چی حرف میزنید.

56
00:05:48,973 --> 00:05:49,974
‫عه، نمیدونی؟

57
00:05:50,016 --> 00:05:52,218
‫نمی دونی دوستت زنگ زد و
‫تهدیدم کرد که بهم آسیب میزنه؟

58
00:05:52,268 --> 00:05:54,478
‫مگر اینکه دست نوشته های اسکات رو بهش بدم...

59
00:05:54,520 --> 00:05:56,347
‫- تا اونا رو بده به تو!
‫- خانم لندن، من...

60
00:05:56,397 --> 00:05:58,774
‫نمی دونستی تهدید کرده بهم آسیب میزنه؟

61
00:05:58,858 --> 00:06:02,611
‫خب، من اجازۀ همچین کاری رو ندادم...
‫اسمش «دولی» ـه؟

62
00:06:03,863 --> 00:06:05,823
‫خب، خودش رو جیم دندی معرفی کرد.

63
00:06:05,865 --> 00:06:07,783
‫ولی گمون کنم اسم مستعارش باشه.

64
00:06:07,825 --> 00:06:10,536
‫باور کنید بهش گفتم که...

65
00:06:11,370 --> 00:06:14,615
‫اون...
‫توی یه کافۀ نزدیکِ دانشگاه دیدمش.

66
00:06:14,665 --> 00:06:16,450
‫گفتش از طرفدارهای دو آتیشۀ شوهرتونه...

67
00:06:16,500 --> 00:06:19,086
‫و می تونه قانعتون کنه که اونا رو بهم بدین.

68
00:06:19,128 --> 00:06:21,047
‫منظورم دست نوشته ها و داستان های چاپ نشده ـست.

69
00:06:21,088 --> 00:06:23,591
‫ولی بهش تأکید کردم که خشونت به کار نبره.

70
00:06:23,632 --> 00:06:25,376
‫به ذهنت خطور نکرد که همین که نیاز بوده...

71
00:06:25,426 --> 00:06:26,794
‫اینو بهش بگی، خودش زنگ خطریه؟

72
00:06:26,844 --> 00:06:29,263
‫از وقتیکه اسکات مُرد
‫با دیوونه بازی های زیادی طرف بودم،

73
00:06:29,305 --> 00:06:31,048
‫و فرهنگی ها دست همه رو از پشت بستن،

74
00:06:31,098 --> 00:06:32,550
‫ولی تو دیگه نوبرشی!

75
00:06:32,600 --> 00:06:34,719
‫خانم لندن، اگه اجازه بدید توضیح بدم...

76
00:06:34,769 --> 00:06:37,179
‫نمیخواد بگی. لطفاً برام توضیح نده.

77
00:06:37,229 --> 00:06:38,472
‫فقط به رفیقت بگو قضیه کنسله.

78
00:06:38,522 --> 00:06:39,974
‫من دوباره میرم پیش پلیس محلی...

79
00:06:40,024 --> 00:06:41,901
‫عه، نه، نه، نه، خانم لندن لطفاً این کار رو نکنید.

80
00:06:41,942 --> 00:06:43,652
‫گوش کنید، فقط یه نفس عمیق بکِشید...

81
00:06:43,694 --> 00:06:46,147
‫و بیاید منطقی در موردش صحبت کنیم.

82
00:06:46,197 --> 00:06:48,399
‫بهشون میگم که فعلاً با پلیس ایالتیِ تنسی...

83
00:06:48,449 --> 00:06:50,067
‫تماس برقرار نکنن...

84
00:06:50,117 --> 00:06:51,444
‫تا به جرم مزاحمت دستگیرت کنن.

85
00:06:51,494 --> 00:06:54,371
‫ولی اگه زودتر بهم خبر ندی
‫که رفیقت رو فرستادی ردِ کارش،

86
00:06:54,413 --> 00:06:56,198
‫- من...
‫- دقیقاً همین کاری که گفتم رو میکنم.

87
00:06:56,248 --> 00:06:58,501
‫اون فقط قرار بود قانعت کنه.

88
00:06:58,542 --> 00:07:01,162
‫من بهش تأکید کردم که بدون خشونت کارش رو بکنه.

89
00:07:01,212 --> 00:07:03,047
‫خب، فکر نکنم صدات رو شنیده باشه.

90
00:07:03,547 --> 00:07:08,052
‫پس بهش بگو بره رد کارش. وگرنه اینکه
‫پلیس بیاد دمِ خونه ـت کوچیکترین مشکلت میشه.

91
00:07:13,682 --> 00:07:15,142
‫لعنتی

92
00:07:20,481 --> 00:07:21,682
‫متأسفیم.

93
00:07:21,732 --> 00:07:23,225
‫شما با شماره ای تماس گرفته اید که قطع شده است...

94
00:07:23,275 --> 00:07:25,277
‫شوخیت گرفته؟

95
00:07:45,214 --> 00:07:46,590
‫سلام پروفسور دشمیل.

96
00:07:48,384 --> 00:07:49,843
‫سلام آقای دولی!

97
00:07:51,178 --> 00:07:52,930
‫دقیقاً شبیه عکستی.

98
00:07:54,014 --> 00:07:55,933
‫- جداً؟
‫- همون چهرۀ باهوش رو داری.

99
00:07:57,726 --> 00:07:59,937
‫- واقعاً؟
‫- واقعاً. همون چهرۀ باهوش.

100
00:08:04,775 --> 00:08:06,694
‫مرغ سوخاری میخوری؟

101
00:08:08,487 --> 00:08:09,780
‫گوشت سفید!

102
00:08:11,282 --> 00:08:12,733
‫متوجه منظورت نشدم.

103
00:08:12,783 --> 00:08:14,868
‫گوشت سفید از همه چی بهتره.
‫بدون حرف و حدیث ـه.

104
00:08:16,036 --> 00:08:17,288
‫واقعاً؟

105
00:08:17,746 --> 00:08:20,958
‫گوشت خوک هم یه نوع گوشت سفیده،
‫ولی من گوشت خورک نمیخورم.

106
00:08:21,959 --> 00:08:23,711
‫خیلی شبیه گوشت انسان می مونه.

107
00:08:25,462 --> 00:08:27,047
‫اینو یه جایی خوندم.

108
00:08:30,134 --> 00:08:32,720
‫اشکالی نداره گفتگومون رو ضبط کنم؟

109
00:08:32,803 --> 00:08:34,638
‫«همه چیز ضبط شده».

110
00:08:38,058 --> 00:08:39,393
‫«نبرد پرچم ها».
‫(کتاب اسکات لندن)

111
00:08:39,435 --> 00:08:41,979
‫یه جاش ستوان کلارک میگه: «همه چیز ضبط شده».
‫یادته؟

112
00:08:43,022 --> 00:08:47,818
‫نظراتی که توی سایت طرفدارانِ لندن دادی
‫و دیدگاه هات فوق العاده ان.

113
00:08:47,901 --> 00:08:50,154
‫اونم به عنوان کسی که فرهنگی نیست.

114
00:08:50,654 --> 00:08:52,573
‫ولی بازم دیدِ درستی نسبت به لندن داری.

115
00:08:52,656 --> 00:08:55,484
‫هنوزم دارم!
‫بهترین نویسندۀ داستان های غیرواقعیِ تمام ادوار ـه.

116
00:08:55,534 --> 00:08:57,119
‫خیلی زود ازمون گرفته شد.

117
00:08:57,453 --> 00:08:58,620
‫درسته.

118
00:09:01,206 --> 00:09:02,366
‫گفتم اگه باهات مصاحبه کنم،

119
00:09:02,416 --> 00:09:05,627
‫یه عمقی به کتابی که در پیش دارم، اضافه میشه.

120
00:09:05,669 --> 00:09:08,130
‫البته امیدوارم بهت برنخوره ولی میخواستم...

121
00:09:08,172 --> 00:09:12,551
‫به یه درک درستی از اینکه اسکات لندن
‫برای آدمای عادی از چه نظر ارزشمند بوده برسم.

122
00:09:14,887 --> 00:09:17,673
‫شایعه شده که یه سری مطلب،

123
00:09:17,723 --> 00:09:19,350
‫داستان و کتاب از خودش به جا گذاشته.

124
00:09:19,391 --> 00:09:20,434
‫این حقیقت داره؟

125
00:09:20,559 --> 00:09:22,936
‫بله، متأسفانه حقیقت داره.

126
00:09:23,729 --> 00:09:27,566
‫همسرش ولشون نمیکنه.

127
00:09:31,612 --> 00:09:35,365
‫- جداً؟
‫- بهترین پیشنهادهام رو رد کرده.

128
00:09:39,078 --> 00:09:41,080
‫می تونیم یه کاریش بکنیم.

129
00:09:45,250 --> 00:09:49,046
‫آقای دولی، اگه فکر خاصی داری
‫خوشحال میشم بشنوم.

130
00:09:55,052 --> 00:09:56,428
‫همسر داری؟

131
00:09:58,931 --> 00:10:00,432
‫آره.

132
00:10:02,101 --> 00:10:03,352
‫مراقب باش.

133
00:10:14,655 --> 00:10:15,773
‫پس باهات حرف زد؟

134
00:10:15,823 --> 00:10:16,899
‫سر از حرفاش در نیاوردم.

135
00:10:16,949 --> 00:10:19,952
‫گفتش یه دوگانه ـست و به خاطر همین می تونم ببینمش.

136
00:10:20,035 --> 00:10:23,163
‫و میخواسته ختمی های درختی رو ببینه؟

137
00:10:23,247 --> 00:10:26,083
‫این قسمتش رو فهمیدم.
‫یه بازی بود که بچگی هامون میکردیم.

138
00:10:26,166 --> 00:10:29,077
‫تظاهر میکردیم دزدان دریایی هستیم.
‫کِشتی هامون ختمی های درختی بود.

139
00:10:29,127 --> 00:10:31,997
‫از درخت نارونِ بزرگی که
‫توی حیاط پشتی ـمون بود سفرمون رو شروع میکردیم.

140
00:10:32,047 --> 00:10:33,590
‫دنبال دزدان دریایی و طلا می گشتیم.

141
00:10:33,674 --> 00:10:35,083
‫می دونم چقدر احمقانه به نظر میاد.

142
00:10:35,133 --> 00:10:38,053
‫اصلاً اینطور نیست.
‫تخیلات همینطور شکل می گیرن.

143
00:10:38,095 --> 00:10:40,305
‫فکر میکنی آماندا به خاطر اینکه چارلی ترکش کرده،

144
00:10:40,347 --> 00:10:41,640
‫برگشته به دوران کودکیش؟

145
00:10:42,140 --> 00:10:44,351
‫همین که حرف میزنه، خودش نشونۀ خوبیه.

146
00:10:44,643 --> 00:10:46,720
‫اون چیزِ دیگه ای که حرفش رو میزد چی؟

147
00:10:46,770 --> 00:10:49,314
‫اون...پسرکِ قلد بلند.

148
00:10:49,648 --> 00:10:53,277
‫خبر ندارم چیه. ولی بهش میخورد ترسیده باشه.

149
00:10:55,737 --> 00:10:57,614
‫سردرگُم و ترسیده!

150
00:10:59,074 --> 00:11:01,493
‫اسکات هم قبلنا بعضی وقتا این شکلی میشد.

151
00:11:01,577 --> 00:11:04,246
‫آماندا قبلاً میگفت:
‫«اون برادر من از یه مادر دیگه ـست».

152
00:11:04,329 --> 00:11:06,999
‫خب، اسکات تا حالا در مورد دوران کودکیش
‫با آماندا صحبت کرده؟

153
00:11:07,082 --> 00:11:09,117
‫اگه این درخت های ختمی از خاطرات آماندا باشن،

154
00:11:09,167 --> 00:11:11,370
‫شاید این پسرک قد بلند هم از خاطرات اسکات باشن.

155
00:11:11,420 --> 00:11:14,131
‫تنها کسی که اسکات در مورد دوران کودکیش
‫باهاش صحبت میکرد، لیسی بود.

156
00:11:14,172 --> 00:11:15,332
‫اونوقت لیسی چی میگه؟

157
00:11:15,382 --> 00:11:17,217
‫چیزی نمیگه. نمیخوام در مورد اسکات حرف بزنم.

158
00:11:17,801 --> 00:11:19,011
‫باشه.

159
00:11:21,179 --> 00:11:24,057
‫ولی اسکات و آماندا با هم صمیمی بودن.

160
00:11:24,474 --> 00:11:29,229
‫آره، با هم صمیمی بودن.
‫مثل اسکات و لیسی صمیمی نبودن، ولی صمیمی بودن.

161
00:11:32,691 --> 00:11:33,984
‫شاید از این حالت برگرده.

162
00:11:35,694 --> 00:11:39,489
‫یا شاید روی ختمی های درختی، سفر کنه و بره.

163
00:12:21,073 --> 00:12:22,240
‫سلام، اتراق کنندگان!

164
00:13:22,050 --> 00:13:24,795
‫لیسی، «دخترِ ساحل گرد» رو فروختم.

165
00:13:24,845 --> 00:13:28,006
‫یعنی پول پیشش خیلی نیست.
‫فقط 2500 دلاره.

166
00:13:28,056 --> 00:13:29,432
‫ولی قراره منتشر بشه.

167
00:13:29,474 --> 00:13:33,470
‫میخوایم شام رو بیرون بخوریم.
‫پیتزا نه! غذا و نوشیدنی درست و حسابی!

168
00:13:33,520 --> 00:13:36,857
‫فروختمش! عاشقتم، عزیزم.

169
00:13:43,113 --> 00:13:45,732
‫ولی وقتی در حالت تهاجمی باشند،

170
00:13:45,782 --> 00:13:47,909
‫کفتارها را پیدا...

171
00:13:52,497 --> 00:13:54,082
‫سلام اسکات.

172
00:13:54,124 --> 00:13:57,410
‫نه، خواهرِ خسته کنندۀ پیرت هستم.

173
00:13:57,460 --> 00:14:00,580
‫عه، سلام دارل! چه خبرا؟
‫دارم حاضر میشم برم بیرون.

174
00:14:00,630 --> 00:14:03,583
‫عه جدی؟ همینگویِ جوان با لیموزینش میاد دنبالت؟
‫(برندۀ نوبل ادبیات)

175
00:14:03,633 --> 00:14:07,629
‫لیموزین در کار نیست ولی کتابش رو فروخت.

176
00:14:07,679 --> 00:14:10,090
‫وای خدا! کتابش رو فروخت.
‫خیلی عالیه!

177
00:14:10,140 --> 00:14:12,759
‫عالیه! چقدر در ازاش گرفت؟

178
00:14:12,809 --> 00:14:15,395
‫2500 دلار. خب اون میگه پول زیادی نیست،

179
00:14:15,437 --> 00:14:18,481
‫ولی خدای من...این مبلغ بیشتر از حقوق سه ماهِ منه!

180
00:14:21,776 --> 00:14:24,070
‫احتمالاً فکر میکنن خوب فروش نمیره.

181
00:14:24,446 --> 00:14:25,939
‫چیزی میخواستی؟

182
00:14:25,989 --> 00:14:28,491
‫آره بابا. میخواستم بگم تولد آماندا رو یادت رفت.

183
00:14:28,658 --> 00:14:31,745
‫آره، آره. میدونم.
‫و...و بهش گفتم.

184
00:14:31,828 --> 00:14:35,582
‫با ماشینم تا «وترویل» می ترسم بیام
‫چه برسه «هارلو».

185
00:14:35,624 --> 00:14:38,418
‫فکر میکنی شاید با یکی از اون کارت های
‫«ببخشید دیر کردم»...

186
00:14:38,460 --> 00:14:40,086
‫فکر میکنی بتونی اونجوری حلش کنی؟

187
00:14:40,670 --> 00:14:42,130
‫خب، اون که ده سالش نیست.

188
00:14:42,172 --> 00:14:44,591
‫ای خدا! همیشه فقط خودتو می بینی.

189
00:14:44,674 --> 00:14:46,176
‫می دونی، بجز اون نامزد نویسنده ـت...

190
00:14:46,217 --> 00:14:48,712
‫که انقدر شیفته ـش شدی، یه خانواده هم داری.

191
00:14:48,762 --> 00:14:50,964
‫میمیری یه دلار خرج کنی...

192
00:14:51,014 --> 00:14:52,799
‫و یه کارت پستال کوفتی برای خواهرت بخری؟

193
00:14:52,849 --> 00:14:54,134
‫نه، نه، نه، لطفاً لطفاً...

194
00:14:54,184 --> 00:14:56,061
‫برای من حرف از مسائل خانوادگی نزن.

195
00:14:56,102 --> 00:14:59,097
‫- بورسیۀ تحصیلی دانشگاه ماساچوست رو ول کردم...
‫- بورسیۀ درصدی بود.

196
00:14:59,147 --> 00:15:00,640
‫- بورسیۀ درصدی بود.
‫- تا از مامان مراقبت کنم...

197
00:15:00,690 --> 00:15:02,392
‫- چون اون سکته کرده بود.
‫- در ضمن منم از مامان مراقبت کردم.

198
00:15:02,442 --> 00:15:05,437
‫بس کن دیگه. عه، عه، صبر کن.
‫فکر کنم اسکات اومده. باید برم.

199
00:15:05,487 --> 00:15:08,239
‫- آهای، نه، نه. گوشی رو به روم قطع نکن. لیسی!
‫- خداحافظ، خداحافظ، خداحافظ.

200
00:15:54,994 --> 00:15:58,331
‫سلام لیسی. ببخشید دیر کردم.

201
00:15:59,165 --> 00:16:00,500
‫من...

202
00:16:01,126 --> 00:16:05,839
‫یه سر رفتم دانشکدۀ ادبیات انگلیسی
‫و اتفاقی به مورت تالیور بر خوردم.

203
00:16:06,423 --> 00:16:08,792
‫خبرا رو بهش گفتم...

204
00:16:08,842 --> 00:16:11,961
‫و اون به زور یکی دوتا لیوان نوشیدنی مهمونم کرد.

205
00:16:12,011 --> 00:16:13,430
‫فقط نوشیدنی؟

206
00:16:13,847 --> 00:16:15,932
‫خب، یه کم هم مواد.

207
00:16:17,475 --> 00:16:20,970
‫گرم صحبت کردن شدیم.
‫یه جورایی زمان از دستم در رفت.

208
00:16:21,020 --> 00:16:22,105
‫اوهوم.

209
00:16:23,690 --> 00:16:25,358
‫واقعاً متأسفم.

210
00:16:26,734 --> 00:16:29,195
‫ولی فردا شب میریم بیرون شام میخوریم.

211
00:16:31,406 --> 00:16:32,532
‫غذا خوردی؟

212
00:16:32,574 --> 00:16:34,909
‫نه، چون منتظر تو بودم.

213
00:16:36,369 --> 00:16:37,654
‫و در این حین...

214
00:16:37,704 --> 00:16:41,916
‫خواهرم دارلا یه سری صحبت ها کرد
‫که باعث شد عذاب وجدان بگیرم.

215
00:16:42,375 --> 00:16:46,379
‫و توی تلویزیون دیدم که یه کفتار،
‫یه موش کیسه دار رو خورد.

216
00:16:46,796 --> 00:16:48,464
‫خیلی خشن بود.

217
00:16:48,715 --> 00:16:51,042
‫کل روز سر پا بودم...

218
00:16:51,092 --> 00:16:53,386
‫و امشب رو هم توی این آپارتمان مزخرف گذروندم،

219
00:16:53,428 --> 00:16:56,548
‫در حالیکه تو داشتی خبرهات رو
‫با کسی که من نمیشناسمش جشن میگرفتی.

220
00:16:56,598 --> 00:16:59,551
‫این کار رو نکن!
‫متنفرم از اینکه ناخن های کوفتیت رو گاز میگیری.

221
00:16:59,601 --> 00:17:01,895
‫مثل موشی میشی که داره یه تیکه پنیر می جوئه.

222
00:17:02,395 --> 00:17:05,557
‫فقط...خودتو تر و تمیز کن و روی کاناپه بخواب،

223
00:17:05,607 --> 00:17:07,859
‫چون به همچین آدمی نیاز ندارم.

224
00:17:08,651 --> 00:17:10,695
‫یه معتادِ خلاق توی زندگیم نیاز ندارم،

225
00:17:10,737 --> 00:17:12,697
‫چون همینجوریش هم به اندازۀ کافی مشکل دارم.

226
00:17:19,037 --> 00:17:20,205
‫صبر کن.

227
00:17:22,123 --> 00:17:23,625
‫برای چی صبر کنم؟

228
00:17:24,709 --> 00:17:27,795
‫فقط دو دقیقه! می تونم درستش کنم.

229
00:17:51,653 --> 00:17:53,738
‫عیسی مسیح! می شنوم که مردم...

230
00:18:12,382 --> 00:18:14,542
‫همانطور که خوک در گِل و لجن لذت می برد،

231
00:18:14,592 --> 00:18:16,177
‫شیطان از گناهانِ افراد لذت می برد.

232
00:18:16,219 --> 00:18:18,429
‫- یه «خدا رو شکر» میگید؟
‫- خدا رو شکر!

233
00:18:18,471 --> 00:18:20,264
‫- یه آمین میگید؟
‫- آمین!

234
00:18:20,306 --> 00:18:21,599
‫ممنونم.

235
00:18:25,269 --> 00:18:26,479
‫اسکات!

236
00:18:32,902 --> 00:18:34,779
‫اونجا کجاست؟

237
00:18:35,113 --> 00:18:36,489
‫جاییه که می تونی قایم بشی؟

238
00:18:37,949 --> 00:18:39,575
‫می دونم آخرش ولم میکنید.

239
00:18:40,326 --> 00:18:43,579
‫من شماها رو بزرگ کردم.
‫من به اینجا رسوندمتون.

240
00:18:43,621 --> 00:18:47,125
‫...تمام بدنتون، اما تا ابدالدهر!

241
00:18:47,166 --> 00:18:48,409
‫دوستت دارم.

242
00:18:48,459 --> 00:18:49,919
‫ولم کن!

243
00:18:50,795 --> 00:18:54,799
‫ولی شیطان میگه: «نه! الان نه!
‫تا هزاران سال دیگه نه.

244
00:18:54,841 --> 00:18:56,459
‫تا میلیون ها سال دیگه نه. هرگز».

245
00:18:56,509 --> 00:18:58,970
‫برادارن و خواهران، شماها دارید می سوزید،

246
00:18:59,095 --> 00:19:01,389
‫در صورتیکه می تونید دست در دست عیسی مسیح...

247
00:19:01,472 --> 00:19:03,508
‫در تالارهای بهشت قدم بزنید.

248
00:19:03,558 --> 00:19:04,676
‫یه «خدا رو شکر» میگید؟

249
00:19:04,726 --> 00:19:06,177
‫خدا رو شکر!

250
00:19:06,227 --> 00:19:07,728
‫اسکوتر!

251
00:19:07,812 --> 00:19:10,648
‫خدا رو به قلب هاتون دعوت کنید.
‫فقط همینو لازم دارید.

252
00:19:10,690 --> 00:19:12,525
‫به من نگاه کن، وامونده!

253
00:19:14,402 --> 00:19:16,195
‫تو هم مثل مامانتی.

254
00:19:16,279 --> 00:19:19,407
‫برو همون «بویامون» یا هر چی که اسمش هست.

255
00:19:21,659 --> 00:19:23,119
‫هممم.

256
00:19:25,455 --> 00:19:27,999
‫این صداها خفه نمیشن!
‫این صداها خفه نمیشن!

257
00:19:28,040 --> 00:19:30,668
‫این صداها خفه نمیشن!
‫هیچوقت دست بردار نیستن.

258
00:19:30,710 --> 00:19:31,961
‫فکر میکنی من خوشم میاد؟

259
00:19:32,044 --> 00:19:34,005
‫خوشم نمیاد، خوشم نمیاد، خوشم نمیاد.

260
00:19:50,980 --> 00:19:54,484
‫نه، نه، نه!

261
00:19:54,567 --> 00:19:57,570
‫نه، نه! خدا، نه!

262
00:20:03,242 --> 00:20:04,785
‫پسرِ شجاعم!

263
00:20:05,369 --> 00:20:08,039
‫پسرِ شجاعِ شجاعِ شجاعم!

264
00:20:24,722 --> 00:20:26,140
‫درستش کردم.

265
00:20:28,601 --> 00:20:30,186
‫دیگه مشکلی نیست.

266
00:20:34,523 --> 00:20:36,400
‫این برای توئه، لیسی.

267
00:20:39,403 --> 00:20:41,864
‫برای اینکه بگم ببخشید یادم رفت...

268
00:20:44,408 --> 00:20:48,371
‫و دیگه اتفاق نمیفته.

269
00:20:59,548 --> 00:21:02,251
‫پاول...پاول برادرته دیگه؟

270
00:21:02,301 --> 00:21:03,836
‫پاول کجا زندگی میکنه؟

271
00:21:03,886 --> 00:21:05,054
‫پاول مُرده.

272
00:21:06,889 --> 00:21:08,057
‫خیلی وقت پیش!

273
00:21:11,060 --> 00:21:15,106
‫خیلی خب، حالا بیا بریم اورژانس.

274
00:21:18,776 --> 00:21:23,614
‫می دونی، «دختر ساحل گرد» شاید خیلی فروش نره،

275
00:21:23,656 --> 00:21:26,067
‫ولی اینی که الان دارم روش کار میکنم
‫بدجوری می ترکونه.

276
00:21:26,117 --> 00:21:28,327
‫از اون چیزای پرفروش ـه.
‫باورت میشه؟

277
00:21:28,911 --> 00:21:31,205
‫آره. باورم میشه.

278
00:21:31,247 --> 00:21:35,668
‫- خوبه. بهم سیگار بده، جیگر طلا.
‫- نه، نه.

279
00:21:35,710 --> 00:21:38,329
‫- با این دستت نباید سیگار بکشی.
‫- نه اشکالی نداره.

280
00:21:38,379 --> 00:21:39,922
‫اشکالی نداره، اشکالی نداره.

281
00:21:43,050 --> 00:21:44,051
‫باشه.

282
00:21:50,433 --> 00:21:52,476
‫اونا خاطرات تلخی ان.

283
00:21:53,811 --> 00:21:55,312
‫دیوونه ای؟

284
00:21:57,148 --> 00:21:59,483
‫من دارم با یه آدم دیوونه زندگی میکنم؟

285
00:22:47,323 --> 00:22:49,325
‫عزیزم، باید بیام داخل.

286
00:23:06,926 --> 00:23:08,135
‫اسکات؟

287
00:24:27,214 --> 00:24:28,799
‫خدای من!

288
00:24:30,801 --> 00:24:33,253
‫هنوزم فکر میکنی باید برم اورژانس؟

289
00:24:33,303 --> 00:24:34,805
‫چون من اینطور فکر نمیکنم.

290
00:24:37,141 --> 00:24:38,475
‫به نظر خوب میاد، هان؟

291
00:24:38,517 --> 00:24:39,518
‫اوهوم.

292
00:24:39,977 --> 00:24:41,395
‫یه تخم مرغ یا دوتا؟

293
00:24:42,688 --> 00:24:43,772
‫دوتا به نظرم.

294
00:24:43,814 --> 00:24:46,817
‫دو طرفش پُخته بشه یا میخوای بهت نگاه کنن؟

295
00:24:48,235 --> 00:24:49,653
‫دو طرفش پُخته بشه.

296
00:24:53,657 --> 00:24:54,867
‫خب...

297
00:24:57,077 --> 00:24:58,537
‫ازدواج میکنیم؟

298
00:25:02,041 --> 00:25:03,500
‫مطمئنی؟

299
00:25:04,251 --> 00:25:05,836
‫بدجوری مطمئنم!

300
00:25:07,296 --> 00:25:09,006
‫نظرت چیه، جیگر طلا؟

301
00:25:11,925 --> 00:25:14,845
‫نظرِ جیگر طلا اینه که فکر خوبیه!

302
00:25:18,974 --> 00:25:20,434
‫خوبه.

303
00:25:21,518 --> 00:25:22,728
‫هممم.

304
00:25:26,523 --> 00:25:28,984
‫دیشب نصف شب از جات بلند شدی؟

305
00:25:29,026 --> 00:25:30,110
‫نه.

306
00:25:32,988 --> 00:25:34,698
‫حتماً خواب دیدم.

307
00:25:43,415 --> 00:25:46,126
‫مال ساعت 5:30 ـه.
‫خیلی خب، از این طرف بیاید.

308
00:26:05,145 --> 00:26:08,524
‫اسکات، اون چکی که از ناشر گرفتی رو
‫جوری بگیر که دیده بشه.

309
00:26:33,006 --> 00:26:36,176
‫[بول!]
‫[سرنخ سوم]

310
00:26:41,431 --> 00:26:43,100
‫♪ گفتم دکتر ♪

311
00:26:43,725 --> 00:26:45,435
‫♪ آقای ام.دی ♪

312
00:26:46,770 --> 00:26:49,731
‫♪ بهم بگو مشکلم چیه ♪

313
00:26:50,649 --> 00:26:52,651
‫♪ گفتم دکتر ♪

314
00:26:54,403 --> 00:26:56,196
‫خانم لندن...لیسی!

315
00:26:56,280 --> 00:26:57,948
‫وضعیت خواهرت تغییری نکرده.

316
00:26:58,031 --> 00:27:00,242
‫ولی فکر میکنم اگه بهش سر بزنی،
‫به وضعش کمک کنه.

317
00:27:00,325 --> 00:27:02,202
‫میخواستم فردا بیام.

318
00:27:02,244 --> 00:27:03,946
‫به خاطر چیز دیگه ای زنگ زدم.

319
00:27:03,996 --> 00:27:08,367
‫میخواستم یه چیزی رو ازت بپرسم.

320
00:27:08,417 --> 00:27:11,995
‫گفتی وقتی که اسکات اومد...

321
00:27:12,045 --> 00:27:13,171
‫تا راجع به آماندا صحبت کنه،

322
00:27:13,213 --> 00:27:14,798
‫کتاب هات رو امضا کرد؟

323
00:27:15,716 --> 00:27:18,010
‫آره. خیلی بهم لطف کرد.

324
00:27:18,093 --> 00:27:19,094
‫بهش...

325
00:27:19,970 --> 00:27:22,422
‫بهش گفتی کدوم کتاب رو بیشتر دوست داری؟

326
00:27:22,472 --> 00:27:23,890
‫آره اتفاقاً گفتم.

327
00:27:23,974 --> 00:27:27,678
‫«نبرد پرچم ها».
‫من همیشه طرفدار داستان های عاشقانه بودم و...

328
00:27:27,728 --> 00:27:30,480
‫هممم...میشه یه لطفی بکنی و داخل کتابت رو نگاه کنی؟

329
00:27:30,522 --> 00:27:34,017
‫چون فکر کنم اسکات یه پیام برام گذاشته باشه.

330
00:27:34,067 --> 00:27:36,570
‫هممم...میشه لطفاً بررسیش کنی؟

331
00:27:36,862 --> 00:27:38,572
‫اگه میخوای، آره.

332
00:28:08,185 --> 00:28:10,187
‫[صندوق چوبی، چهارمین سرنخ]
‫[بول!]

333
00:28:12,814 --> 00:28:15,275
‫لیسی، یه چیزی هست.

334
00:28:15,358 --> 00:28:16,568
‫چی نوشته؟

335
00:28:17,319 --> 00:28:23,066
‫صندوق چوبی، چهارمین سرنخ و بول!

336
00:28:23,116 --> 00:28:26,578
‫فوق العاده ـست!
‫ولی می دونی، اون مرد فوق العاده ای بود.

337
00:28:26,620 --> 00:28:28,872
‫همه ـش منو می کِشونه.

338
00:28:28,914 --> 00:28:33,460
‫یعنی درسته مُرده ولی همه ـش منو می کِشونه.

339
00:28:34,377 --> 00:28:36,505
‫به کجا می کِشونتت، لیسی؟

340
00:28:36,546 --> 00:28:41,384
‫- به گذشته ام. خانواده ام. خاطراتم. بگذریم!
‫- ولی...

341
00:28:41,468 --> 00:28:43,386
‫ممنونم. خیلی ممنونم.

342
00:28:43,428 --> 00:28:45,472
‫از کمکی که کردی ممنونم.
‫فردا می بینمت.

343
00:28:45,514 --> 00:28:47,307
‫ممنون. خداحافظ.

344
00:28:48,767 --> 00:28:52,187
‫انقدر منو اینور و اونور نکِشون، اسکات!

345
00:28:53,313 --> 00:28:55,273
‫تو دیگه مُردی، پس بس کن!

346
00:29:30,183 --> 00:29:31,810
‫خونه ـت اینجاست؟

347
00:29:31,852 --> 00:29:32,978
‫جانم؟

348
00:29:33,937 --> 00:29:36,147
‫آخه قبلاً اسکات لندن اینجا زندگی میکرد.

349
00:29:38,441 --> 00:29:39,442
‫کی؟

350
00:29:39,901 --> 00:29:42,028
‫اسکات لندن، نویسندۀ مشهور!

351
00:29:42,070 --> 00:29:44,698
‫پرچم های نبرد، شیاطین خالی، دختر ساحل گرد.

352
00:29:45,615 --> 00:29:48,994
‫من کتاب نمی خونم. تلویزیون می بینم.

353
00:29:49,452 --> 00:29:52,539
‫عه، پس تلویزیون می بینی.

354
00:29:53,290 --> 00:29:56,293
‫آره. فکر نکنم به تو ربطی داشته باشه.

355
00:29:56,376 --> 00:30:00,046
‫خیلی خب.
‫آره، تلویزیون...کثافتِ الکترونیکیِ بزرگ!

356
00:30:01,464 --> 00:30:02,716
‫چی چی؟

357
00:30:03,717 --> 00:30:08,930
‫باید زودتر می فهمیدم که برای همین چهار چشمی شدی.
‫توی هر چشمت یه تلویزیون داری.

358
00:30:09,806 --> 00:30:11,683
‫از چی حرف میزنی؟

359
00:30:11,766 --> 00:30:12,759
‫وقتی دهنت رو باز میکنی...

360
00:30:12,809 --> 00:30:15,178
‫می بینم نور تلویزیون داره از چشمات می درخشه...

361
00:30:15,228 --> 00:30:18,189
‫و از دندون هات میاد بیرون.

362
00:30:22,319 --> 00:30:23,903
‫برو پی کارِت!

363
00:30:27,741 --> 00:30:29,192
‫دارم بهت میگم برو پی کارِت.

364
00:30:29,242 --> 00:30:31,194
‫یه سر برو کتابخونه و در مورد اسکات لندن بخونی...

365
00:30:31,244 --> 00:30:32,829
‫و انقدر چشمات رو ننداز به تلویزیون.

366
00:30:35,206 --> 00:30:37,334
‫به نظرم باید همین کار رو بکنی، نه؟

367
00:30:42,589 --> 00:30:44,841
‫داری در محضر یه آدم بزرگ زندگی میکنی.

368
00:30:47,093 --> 00:30:48,219
‫زن داری؟

369
00:30:50,722 --> 00:30:52,766
‫- نه.
‫- خوبه.

370
00:30:53,725 --> 00:30:57,103
‫برو یه شام تلویزیونی ای چیزی برای خودت درست کن.

371
00:31:01,024 --> 00:31:02,484
‫زن نگیر!

372
00:31:04,486 --> 00:31:05,653
‫مجرد بمون.

373
00:32:13,304 --> 00:32:14,514
‫لیسی؟

374
00:32:14,639 --> 00:32:15,799
‫بله؟

375
00:32:15,849 --> 00:32:17,851
‫سلام. رئیس منتظرته.

376
00:32:20,186 --> 00:32:21,604
‫همراه من بیا.

377
00:32:22,605 --> 00:32:25,483
‫پروفسور ادعا میکنه بعد از اینکه تو بهش زنگ زدی...

378
00:32:25,525 --> 00:32:26,609
‫به دولی زنگ زده...

379
00:32:26,651 --> 00:32:29,279
‫ولی پیام صوتی بهش گفته تلفنش قطع شده.

380
00:32:29,362 --> 00:32:32,282
‫شوهرم اگه بود به این حرکت میگفت:
‫«چرخش داستانیِ شوم».

381
00:32:32,866 --> 00:32:35,151
‫میگه آدرس ایمیل دولی تا امروز کار میکرده،

382
00:32:35,201 --> 00:32:37,245
‫ولی الان ایمیل هاش برگشت میخورن.

383
00:32:37,871 --> 00:32:40,206
‫انگار نمیخواد کسی بهش بگه دست نگه دار!

384
00:32:40,748 --> 00:32:45,211
‫دشمیل میگه دولی یه تویوتای سدان
‫به شماره پلاک تنسی سوار میشه.

385
00:32:45,628 --> 00:32:47,747
‫یه برچسب قدیمی روی سپرش داره که روش نوشته:

386
00:32:47,797 --> 00:32:49,340
‫«اسکات لندن برای ریاست جمهوری».

387
00:32:49,382 --> 00:32:50,925
‫می دونی که نیروهامون محدودن،

388
00:32:50,967 --> 00:32:53,253
‫ولی همۀ افرادم مشخصات ماشینه رو دارن.

389
00:32:53,303 --> 00:32:54,929
‫- پلیس ایالتی هم همینطور.
‫- خوبه.

390
00:32:55,054 --> 00:32:57,048
‫از امروز بعد از ظهر ساعت 5، هر یکی دو ساعت...

391
00:32:57,098 --> 00:32:59,342
‫یه افسر پلیس می فرستم بهت سر بزنه.

392
00:32:59,392 --> 00:33:01,344
‫و امشب یه واحد گشت جلوی خونه ـت پارک میکنه،

393
00:33:01,394 --> 00:33:02,937
‫مگر اینکه مورد اورژانسی ای پیش بیاد.

394
00:33:02,979 --> 00:33:06,516
‫به نظرم این کارها زیاده روی ـه.
‫نمی دونم والا.

395
00:33:06,566 --> 00:33:09,277
‫ما به این میگیم یه خطر مؤثق!

396
00:33:09,777 --> 00:33:12,572
‫تازه کتابخونه و تفریحگاه...

397
00:33:13,114 --> 00:33:15,283
‫و بازسازی تالار شهر بعد از آتیش سوزی...

398
00:33:15,325 --> 00:33:16,659
‫همه ـش کار شماها بود.

399
00:33:16,701 --> 00:33:17,744
‫این شهر بهتون مدیونه.

400
00:33:19,829 --> 00:33:22,999
‫فکر میکنی امکانش باشه که اسکات...

401
00:33:23,041 --> 00:33:25,627
‫کسی مثل دولی رو پیش بینی کرده باشه...

402
00:33:25,668 --> 00:33:27,587
‫...و خواسته باشه جلوتر بهم هشدار بده؟

403
00:33:28,087 --> 00:33:30,131
‫یه روانی نزدیک بود اسکات رو بکُشه.

404
00:33:30,632 --> 00:33:32,425
‫اگه به خاطر تو نبود، حتماً کُشته میشد.

405
00:33:32,467 --> 00:33:34,460
‫اگه میخواسته تلافی کنه، چیز دور از ذهنی نیست.

406
00:33:34,510 --> 00:33:36,212
‫آره، درسته.

407
00:33:36,262 --> 00:33:38,264
‫ولی حتی اسکات لندن هم نمی تونسته آینده رو ببینه.

408
00:33:39,641 --> 00:33:42,101
‫با استعداد بوده ولی دیگه نه در اون حد.

409
00:33:44,395 --> 00:33:46,306
‫درسته.

410
00:33:46,356 --> 00:33:49,100
‫می دونی، دیگه سر و کلۀ دشمیل
‫دمِ خونه ـت پیدا نمیشه.

411
00:33:49,150 --> 00:33:52,862
‫اون درس عبرت گرفته.
‫ولی دولی نگران کننده ـست.

412
00:33:53,112 --> 00:33:56,240
‫اگه ببینیمش، به جُرم تهدیدِ مجرمانه دستگیر میشه.

413
00:33:56,282 --> 00:34:00,036
‫معمولاً اینجور آدما کلاً چیزی تو چنته ندارن.
‫ولی گوش به زنگ باش!

414
00:34:00,495 --> 00:34:02,163
‫همۀ درب ها رو هم قفل کن. باشه؟

415
00:34:02,455 --> 00:34:03,623
‫باشه.

416
00:34:04,290 --> 00:34:06,793
‫- سلاح گرم داری؟
‫- از تفنگ متنفرم.

417
00:34:07,877 --> 00:34:10,505
‫ولی یه چیزی دارم که قبلاً جواب داده.

418
00:37:54,520 --> 00:37:55,855
‫لعنتی!

419
00:38:07,825 --> 00:38:09,618
‫لعنت به این کثافتِ لعنتی!

420
00:38:29,180 --> 00:38:32,349
‫خانم، اون طرز داد زدنِ پشت گوشیت قشنگ نبود.

421
00:38:32,725 --> 00:38:36,312
‫داد زدن آسونه. اینکه آدم خوبی باشی سخته.
‫من عاشق حیواناتم.

422
00:38:37,396 --> 00:38:39,648
‫مامانم همیشه میگفت زیادی دوستشون دارم.

423
00:38:40,107 --> 00:38:41,817
‫خب، اونم منو زیادی دوست داشت.

424
00:38:42,109 --> 00:38:44,528
‫هر چیزی بالاخره یه موقعی حقشه آسیب ببینه.

425
00:38:44,570 --> 00:38:46,197
‫به گمونم الان نوبت اون پرنده هه بود.

426
00:38:46,572 --> 00:38:48,858
‫دست نوشته های اسکات لندن مال تو نیستن.

427
00:38:48,908 --> 00:38:50,025
‫باید زنگ بزنی به رئیس...

428
00:38:50,075 --> 00:38:52,036
‫و بهش بگی دست نوشته ها رو تحویلش میدی.

429
00:38:52,077 --> 00:38:53,621
‫به اندازۀ کافی معطلمون کردی.

430
00:38:53,662 --> 00:38:57,249
‫تو زن بدی هستی.
‫دوست دارم بذارمت داخل فِر!

431
00:38:57,750 --> 00:39:01,537
‫پس تا علف زیر پامون سبز نشده
‫این کار رو بکن تا بجز حیوونِ خونگیت...

432
00:39:01,587 --> 00:39:02,922
‫کسی آسیب نبینه.

433
00:39:05,424 --> 00:39:07,051
‫از طرفِ دوستت، جیم.

434
00:39:08,427 --> 00:39:11,347
‫کار خوبی کردید که گذاشتیدش داخل فریزر، خانم لندن.

435
00:39:11,388 --> 00:39:12,723
‫هوشمندانه بود.

436
00:39:12,765 --> 00:39:17,686
‫نشونه هایی از خفگی هست و بوی پختگی میده.

437
00:39:18,604 --> 00:39:21,857
‫شاید بد نباشه فعلاً بری یه جای دیگه زندگی کنی.

438
00:39:22,441 --> 00:39:25,903
‫اون هتل توی لوستون هست.
‫به نظر خوب میاد.

439
00:39:25,945 --> 00:39:27,196
‫به آماندا هم نزدیک میشی.

440
00:39:27,237 --> 00:39:28,656
‫نه.

441
00:39:28,739 --> 00:39:30,608
‫اگه پیداش بشه، ناکارش میکنم.

442
00:39:30,658 --> 00:39:32,618
‫مسخره بازی در نیار، لیسا.

443
00:39:32,701 --> 00:39:34,653
‫اگه واقعاً میخوای بمونی...

444
00:39:34,703 --> 00:39:36,789
‫سلاح گرم داشته باشی خیالم راحت تر میشه.

445
00:39:38,415 --> 00:39:40,000
‫خیال تو آره، ولی من نه!

446
00:39:40,334 --> 00:39:43,087
‫- آماندا اسلحه داره.
‫- چی؟

447
00:39:43,629 --> 00:39:45,923
‫آره، اون کالیبر 22 رو داره.
‫خیلی ساله که دارتش.

448
00:39:45,965 --> 00:39:48,250
‫خواهرمون که گرایش به خودکُشی داره
‫اسلحه داره و بهم نگفتی؟

449
00:39:48,300 --> 00:39:50,419
‫خب، خودش رو می بُره.
‫به خودش که شلیک نمیکنه!

450
00:39:50,469 --> 00:39:51,545
‫هر چیزی یه بار اولی داره!

451
00:39:51,595 --> 00:39:53,672
‫باشه، ببخشید، ببخشید. تو متخصص این چیزایی.

452
00:39:53,722 --> 00:39:54,757
‫آخ، چه فکری با خودم میکردم؟

453
00:39:54,807 --> 00:39:56,258
‫اون همه چیز رو می دونه.
‫همه چیز رو!

454
00:39:56,308 --> 00:40:00,312
‫یعنی بیشتر این چیزا رو بعد از پولدار شدنش یاد گرفت
‫ناراحت کننده ـست!

455
00:40:04,858 --> 00:40:06,268
‫خواهرتون کجاست؟

456
00:40:06,318 --> 00:40:09,655
‫اون...عذر میخوام،
‫اون توی این محل نیست، رئیس ریچاردز.

457
00:40:09,697 --> 00:40:11,490
‫لوستن ـه.

458
00:40:11,573 --> 00:40:14,284
‫گرین لاون. یه بیمارستانه.

459
00:40:14,785 --> 00:40:16,620
‫آره، می دونم چیه.

460
00:40:17,788 --> 00:40:20,165
‫به گمونم اونجا به اندازۀ کافی در امانه.

461
00:40:21,583 --> 00:40:23,661
‫تا حالا به کسی شلیک کردی؟

462
00:40:23,711 --> 00:40:25,462
‫دیدی کسی گلوله بخوره؟

463
00:40:28,382 --> 00:40:29,842
‫خوشبختانه، نه.

464
00:40:30,342 --> 00:40:33,262
‫من از نزدیک دیدم.

465
00:40:33,303 --> 00:40:35,723
‫پس اسلحه بی اسلحه.

466
00:40:36,890 --> 00:40:39,009
‫امشب و هر شب یه واحد بیرون خونه ـتون پارک میکنه،

467
00:40:39,059 --> 00:40:41,353
‫تا اینکه این یارو رو بگیریم.

468
00:40:42,479 --> 00:40:43,856
‫ممنونم.

469
00:40:45,107 --> 00:40:47,067
‫تا صبح میخواد بیدار بمونه و نگهبانی بده؟

470
00:40:47,109 --> 00:40:51,071
‫- نمی دونم. احتمالاً!
‫- احتمالاً؟ این که نشد حرف.

471
00:40:51,447 --> 00:40:52,906
‫من میرم اون هتله.

472
00:40:53,031 --> 00:40:55,651
‫باشه، یه اتاق خوب بگیر. یه سوئیت رزرو کن.

473
00:40:55,701 --> 00:40:56,944
‫عه واقعاً؟ تو پولشو میدی؟

474
00:40:56,994 --> 00:40:58,745
‫آره، میدم.

475
00:40:58,829 --> 00:41:00,572
‫خب، مطمئناً از پس هزینه ـش بر میای.

476
00:41:00,622 --> 00:41:02,708
‫- چقدر پول داری؟
‫- خیلی!

477
00:41:03,125 --> 00:41:05,244
‫خیلی خب.

478
00:41:05,294 --> 00:41:07,212
‫دیوونه ای که اینجا می مونی.

479
00:41:08,964 --> 00:41:11,258
‫یه حسی بهم میگه اون امشب برنمیگرده.

480
00:41:11,300 --> 00:41:12,668
‫عه، یه حسی بهت میگه؟

481
00:41:12,718 --> 00:41:16,263
‫خب، باشه.
‫اگه یه کم دیگه اینجوری حرف بزنی، میشی مثل آماندا.

482
00:41:19,683 --> 00:41:23,145
‫خبر داری جعبۀ چوبیِ مامان دست آمانداست یا نه؟

483
00:41:23,687 --> 00:41:26,064
‫اون یکی از چیزایی نبود که بعد از مراسم ختم...

484
00:41:26,148 --> 00:41:27,983
‫موقعی که خونه رو تمیز کردیم، برش داشت؟

485
00:41:28,901 --> 00:41:30,903
‫خدای من! چی شد که به فکر اون افتادی؟

486
00:41:30,944 --> 00:41:33,355
‫نمی دونم والا، ازش خوشم میومد.
‫داشتم بهش فکر میکردم.

487
00:41:33,405 --> 00:41:35,232
‫از بوش خوشم میومد.

488
00:41:35,282 --> 00:41:36,783
‫میشه ازش بپرسی؟

489
00:41:36,825 --> 00:41:37,985
‫آره.

490
00:41:38,035 --> 00:41:40,162
‫آره، فردا که دیدمش، اولین چیزی که ازش می پرسم...

491
00:41:40,204 --> 00:41:41,155
‫همینه!

492
00:41:41,205 --> 00:41:43,415
‫- تو هم میای؟
‫- آره، منم میام. ازش می پرسی؟

493
00:41:43,457 --> 00:41:45,117
‫- میای؟
‫- آره، میام.

494
00:41:45,167 --> 00:41:47,127
‫- آره، ازش می پرسم.
‫- ممنون.

495
00:41:50,005 --> 00:41:51,256
‫مراقب باش.

496
00:42:56,613 --> 00:42:58,073
‫واقعی نیست.

497
00:42:59,992 --> 00:43:01,243
‫واقعی نیست.

498
00:43:02,661 --> 00:43:04,162
‫واقعی نیست.

499
00:43:10,168 --> 00:43:14,006
‫- اون چیه؟
‫- هیس! صدات رو میشنوه.

500
00:43:18,343 --> 00:43:19,628
‫نمی خوام اینجا باشم.

501
00:43:19,678 --> 00:43:22,180
‫از اینجا خوشم نمیاد.
‫نمیخوام اینجا باشم.

502
00:43:22,222 --> 00:43:26,351
‫هیس! صدات رو میشنوه.

503
00:43:32,691 --> 00:43:35,060
‫نمیخوام اینجا باشم.

504
00:43:35,110 --> 00:43:40,482
‫ساکت باش!
‫باید به این فکر کنم که چرا این کار رو کردم.

505
00:43:40,532 --> 00:43:42,492
‫نمیخوام اینجا باشم.

506
00:43:42,534 --> 00:43:45,704
‫باید به این فکر کنم که چرا کُشتمشون.

507
00:43:46,455 --> 00:43:48,165
‫همه ـشون کُشتم.

508
00:43:53,837 --> 00:44:03,138
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «TheFlashPoint»

509
00:44:05,138 --> 00:44:15,138
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M