1
00:00:50,550 --> 00:00:56,764
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «TheFlashPoint»

2
00:00:57,764 --> 00:01:07,764
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:01:50,693 --> 00:01:52,362
‫- سلام، دارلا.
‫- سلام.

4
00:01:52,695 --> 00:01:55,240
‫آماندا میخواد بدونه کِی به دیدنش میای.

5
00:01:55,823 --> 00:01:59,235
‫- واقعاً؟
‫- نه، واقعاً که نه. اون حرف نمیزنه.

6
00:01:59,285 --> 00:02:01,446
‫من میخوام بدونم کِی به دیدنش میای.

7
00:02:01,496 --> 00:02:04,207
‫دارم...دارم میام.
‫هر چی زودتر خودمو می رسونم.

8
00:02:04,290 --> 00:02:07,877
‫ازش پرسیدی جعبۀ چوبی مامان دستش هست یا نه؟

9
00:02:07,961 --> 00:02:09,454
‫یا یادت رفت؟

10
00:02:09,504 --> 00:02:12,465
‫مگه نمی فهمی که میگم «اون حرف نمیزنه»؟

11
00:02:13,716 --> 00:02:14,926
‫آره، می فهمم.

12
00:02:15,009 --> 00:02:16,219
‫خیلی خب، ببخشید.

13
00:02:16,886 --> 00:02:18,504
‫اتفاقاً ازش پرسیدم...

14
00:02:18,554 --> 00:02:21,307
‫و برای یه لحظه متوجه شد منم توی اتاقم.

15
00:02:21,349 --> 00:02:23,518
‫پس شاید دستش باشه.

16
00:02:24,227 --> 00:02:26,054
‫- میخوای چیزی با خودم بیارم؟
‫- آره.

17
00:02:26,104 --> 00:02:27,680
‫پیژامه بیار.

18
00:02:27,730 --> 00:02:30,308
‫این پیراهن آبی رنگی که تنش کردن
‫خیلی وحشتناکه.

19
00:02:30,358 --> 00:02:31,651
‫بیسکویت «اوریو» هم بیار.

20
00:02:31,693 --> 00:02:33,019
‫همیشه با اون بیسکویت ها شاد میشد.

21
00:02:33,069 --> 00:02:34,729
‫باشه، ولی اجازه داره بخورتشون؟

22
00:02:34,779 --> 00:02:36,064
‫میدونی؟ از دکتر پرسیدی...

23
00:02:36,114 --> 00:02:37,899
‫- که اجازه داره بخورتشون یا نه؟
‫- من نمی دونم دیگه.

24
00:02:37,949 --> 00:02:40,109
‫کتاب قانونِ دیوونه خونه رو حفظ نکردم.

25
00:02:40,159 --> 00:02:42,120
‫اینجوری خطابش نکن. دیوونه خونه نیست.

26
00:02:42,161 --> 00:02:43,905
‫- اینجوری نگو، دارلا.
‫- چرا هست.

27
00:02:43,955 --> 00:02:45,365
‫فقط بیسکویت ها رو بیار.

28
00:02:45,415 --> 00:02:48,326
‫مطمئنم اگه تو بپرسی، آلبرنس میذاره بخورتشون.

29
00:02:48,376 --> 00:02:51,504
‫نصف عمرت رو با نویسندۀ مورد علاقه ـش هدر دادی.

30
00:03:02,932 --> 00:03:04,058
‫سلام.

31
00:03:09,397 --> 00:03:10,732
‫فقط منم.

32
00:03:17,030 --> 00:03:18,740
‫بیخیال ماندا!

33
00:03:23,578 --> 00:03:25,538
‫انگار فرق کردی.

34
00:03:29,792 --> 00:03:31,794
‫کجا میری، عزیزم؟

35
00:03:42,638 --> 00:03:43,890
‫منم!

36
00:03:45,057 --> 00:03:47,810
‫چرا بدنت انگار کلی فرق کرده؟

37
00:04:11,209 --> 00:04:12,418
‫سلام.

38
00:04:13,252 --> 00:04:15,755
‫رئیس ریچاردز گفت یه سری چیزا از دولی می دونید.

39
00:04:15,797 --> 00:04:19,509
‫بله خانم.
‫آخرین محل سکونت مشخصش کالومی سیتیِ تنسی ـه.

40
00:04:19,634 --> 00:04:21,344
‫این 22 سالگیشه.

41
00:04:21,385 --> 00:04:24,464
‫- اونوقت چرا دستگیر شده؟
‫- تا حالا دستگیر نشده.

42
00:04:24,514 --> 00:04:26,757
‫و چهار سال توی مزرعۀ میوه چینی خدمت کرده.

43
00:04:26,807 --> 00:04:29,810
‫حضور داوطلبانه!
‫به خاطر این.

44
00:04:29,852 --> 00:04:32,013
‫دانشگاه جورجیا.

45
00:04:32,063 --> 00:04:34,015
‫اسم اون استاده، برنارد والش ـه.

46
00:04:34,065 --> 00:04:35,766
‫- داشته سخنرانیش رو ضبط میکرده.
‫- آخه چی میشه از اسکات لندنی گفت...

47
00:04:35,816 --> 00:04:38,644
‫که هیچوقت نتونسته یه جملۀ اورجینال بنویسه؟

48
00:04:38,694 --> 00:04:41,314
‫اون هایی که در کمال ناامیدی این موضوع رو می فهمن،

49
00:04:41,364 --> 00:04:45,234
‫متوجه میشن که این فرقۀ کذاییِ لندن
‫صرفاً یه چیز زودگذره.

50
00:04:45,284 --> 00:04:46,661
‫مثل عروسک های لوبیایی...

51
00:04:46,702 --> 00:04:48,412
‫دروغگو! تو دروغگویی!

52
00:04:48,496 --> 00:04:49,622
‫اوه!

53
00:04:52,959 --> 00:04:54,794
‫کیکِ مرگ!

54
00:04:55,670 --> 00:04:56,754
‫ببخشید؟

55
00:04:56,796 --> 00:04:58,756
‫از کتاب «اشیا مقدس» ـه.
‫یکی از کتاب های شوهرم!

56
00:04:58,798 --> 00:05:03,135
‫جادوگرِ شرور، دشمنانش رو با...

57
00:05:03,177 --> 00:05:04,587
‫کیک مرگ می کُشه.

58
00:05:04,637 --> 00:05:06,055
‫طرفدارها عاشق این هستن.

59
00:05:07,223 --> 00:05:08,724
‫اون کتاب رو خیلی دوست دارم.

60
00:05:09,850 --> 00:05:11,511
‫شوهرم طرفدارهای زیادی داشت...

61
00:05:11,561 --> 00:05:13,980
‫که خیلی هم عقل درست و حسابی ای نداشتن.

62
00:05:14,021 --> 00:05:17,850
‫هممم...اسمشون رو گذاشته بود
‫«گاوچرون های اعماق فضا».

63
00:05:17,900 --> 00:05:19,485
‫اکثرشون رو خیلی دوست داشت.

64
00:05:20,403 --> 00:05:21,988
‫[برنارد والش: «فرقۀ اسکات لندن»]

65
00:05:22,029 --> 00:05:23,406
‫احترام!

66
00:05:25,241 --> 00:05:26,867
‫- احترام!
‫- کجا بستری شده بوده؟

67
00:05:27,410 --> 00:05:30,371
‫یه جا به اسم توشکا در پنسیلوانیای غربی.

68
00:05:30,913 --> 00:05:32,456
‫اونجا مشکلی نداشت.

69
00:05:32,498 --> 00:05:34,116
‫وقتی خوب شد آزاد شد.

70
00:05:34,166 --> 00:05:36,585
‫خب، فکر کنم احتمالاً در این مورد
‫یه اشتباه کوچیکی کردن.

71
00:05:37,378 --> 00:05:38,587
‫این مال پارساله.

72
00:05:39,130 --> 00:05:41,874
‫باربارا دانتون اینو توی سایت آقای لندن پیدا کرد،

73
00:05:41,924 --> 00:05:43,884
‫که طرفدارها میتونن توش پُست بذارن.

74
00:05:46,304 --> 00:05:47,346
‫خیلی خب، اتراق کنندگان!

75
00:05:47,680 --> 00:05:52,018
‫من به این میگم «دیوار لندن».

76
00:05:53,436 --> 00:05:56,731
‫با این تونست جایزۀ کتاب ملی رو برنده بشه.

77
00:05:56,772 --> 00:05:57,940
‫کتاب اشیا مقدس!

78
00:05:57,982 --> 00:06:01,694
‫جایزۀ کتابخانۀ آمریکا با کتاب «مرگ پیشگویی».

79
00:06:02,278 --> 00:06:04,447
‫و کاور مجلۀ «لیتراری دایجست».

80
00:06:05,656 --> 00:06:07,783
‫ولی جایزه ها مهم نیستن.

81
00:06:08,325 --> 00:06:10,119
‫داستان ها مهمن.

82
00:06:16,042 --> 00:06:18,244
‫هر کسی که تا حالا کتاب اسکات لندن رو خونده باشه،

83
00:06:18,294 --> 00:06:19,286
‫زندگیش عوض شده.

84
00:06:19,336 --> 00:06:21,047
‫و هر کسی که خلاف اینو بگه،

85
00:06:21,464 --> 00:06:23,340
‫یه دروغگوی کثیفه!

86
00:06:24,717 --> 00:06:27,762
‫توی خونه تعلیم داده شدم.
‫هیچوقت تحصیلات درست و حسابی ای نداشتم.

87
00:06:28,179 --> 00:06:32,099
‫و مطالعات خاصی نداشتم
‫تا اینکه به کتاب های اسکات رسیدم.

88
00:06:35,311 --> 00:06:36,812
‫اون خوندن رو بهم یاد داد.

89
00:06:38,022 --> 00:06:39,607
‫فکر کردن رو بهم یاد دادن.

90
00:06:42,860 --> 00:06:44,528
‫احساس کردن رو بهم یاد داد.

91
00:06:46,072 --> 00:06:48,783
‫نبـ...نباید انقدر زود می مُرد،

92
00:06:48,824 --> 00:06:50,735
‫و باید همۀ جوایز بزرگ رو می بُرد،

93
00:06:50,785 --> 00:06:54,163
‫مثلاً جوایز پولیتزر و نوبل!

94
00:06:59,668 --> 00:07:02,338
‫ولی خیلی زود مُرد.

95
00:07:04,006 --> 00:07:05,624
‫و اگه می تونستن بقیۀ اون داستان ها رو...

96
00:07:05,674 --> 00:07:08,177
‫پیدا کنن، بازم می تونستن جوایز دیگه ای بهش بدن.

97
00:07:12,181 --> 00:07:13,599
‫بقیۀ اون داستان ها!

98
00:07:16,852 --> 00:07:18,646
‫ما همگی اتراق کننده ایم.

99
00:07:18,687 --> 00:07:21,190
‫همگی تا لحظۀ مرگمون عاشق اسکات لندن خواهیم بود.

100
00:07:21,273 --> 00:07:22,942
‫تو تنها دلیل زنده بودنِ منی.

101
00:07:23,025 --> 00:07:25,653
‫اسکات لندن تا ابد! همسر بی همسر!

102
00:07:26,070 --> 00:07:27,196
‫مجرد بمونید.

103
00:07:29,573 --> 00:07:32,034
‫- یا خدا!
‫- آره.

104
00:07:35,538 --> 00:07:37,331
‫حداقل می دونم قیافه ـش چه شکلی ـه.

105
00:07:40,751 --> 00:07:43,003
‫خب، من میذارم به کارِتون برسید.

106
00:07:44,004 --> 00:07:45,548
‫اگه کاری داشتید همینجام. باشه؟

107
00:08:43,939 --> 00:08:46,358
‫آخ آماندا!

108
00:08:50,779 --> 00:08:51,989
‫وای خدا!

109
00:08:55,451 --> 00:08:56,702
‫بول!

110
00:09:14,136 --> 00:09:15,637
‫وای آماندا!

111
00:09:32,154 --> 00:09:33,522
‫آماندای عزیز،

112
00:09:33,572 --> 00:09:35,783
‫با وجود برف، به اینجا رسیدیم.

113
00:09:36,950 --> 00:09:40,746
‫وای، خیلی قشنگه و ما تنها مهمون های اینجاییم.

114
00:09:41,789 --> 00:09:43,290
‫با عشق، از طرفِ لیسی.

115
00:10:05,354 --> 00:10:08,766
‫به به، فکر میکردم تا آخر تعطیلات هیچکس نیاد اینجا.

116
00:10:08,816 --> 00:10:10,484
‫چطور از پسِ برف بر اومدین؟

117
00:10:10,567 --> 00:10:12,653
‫آره، خیلی شدید داشت برف میومد.

118
00:10:13,320 --> 00:10:14,646
‫شماها همون تازه عروس و دومادید.

119
00:10:14,696 --> 00:10:17,775
‫بله، یه اتاق رزرو کردیم.

120
00:10:17,825 --> 00:10:19,401
‫ولی ظاهراً بهش نیازی پیدا نمیکنیم.
‫(همۀ اتاق ها خالیه)

121
00:10:19,451 --> 00:10:21,695
‫آره، این موقع از سال خیلی سرمون کساده.

122
00:10:21,745 --> 00:10:24,915
‫اونایی که میومدن هم به خاطر توفان
‫رزروشون رو کنسل کردن.

123
00:10:24,957 --> 00:10:26,250
‫همه بجز شما.

124
00:10:28,001 --> 00:10:30,871
‫بذارید بگم چیکار کنیم.
‫چون کل اینجا در اختیار خودتونه...

125
00:10:30,921 --> 00:10:34,249
‫میخوام اتاقتون رو به اتاق 200 ارتقا بدم.
‫سوئیتِ ماه عسل!

126
00:10:34,299 --> 00:10:39,096
‫لازم نیست هزینۀ اضافی بدید.
‫همسرم، خانم فنتون، عاشق زوج های تازه وصلت کرده ـست

127
00:10:40,013 --> 00:10:41,974
‫همسرم آشپز خیلی خوبیه.

128
00:10:42,015 --> 00:10:44,852
‫برید مستقر بشید.
‫برای ناهار بیاید پایین توی رستوران.

129
00:10:45,143 --> 00:10:47,688
‫رانندگی توی توفان، آدما رو گرسنه میکنه.

130
00:10:59,116 --> 00:11:02,160
‫دوستت دارم.

131
00:11:03,370 --> 00:11:05,247
‫دوستت دارم.

132
00:11:30,314 --> 00:11:31,773
‫دسر؟

133
00:11:32,441 --> 00:11:35,569
‫شربت آب پرتقال دارم.
‫خودم درستش کردم.

134
00:11:35,611 --> 00:11:38,113
‫- یا...
‫- هممم...

135
00:11:38,155 --> 00:11:41,575
‫نه، ممنون.
‫دیگه کاملاً سیر شدم. نمی تونم چیز دیگه ای بخورم.

136
00:11:43,076 --> 00:11:46,330
‫فکر کنم همسرم میخواد یه چیزی بهتون بده.

137
00:11:59,468 --> 00:12:02,929
‫یه کادوی ناچیزِ عروسی.
‫بومیه ولی بد نیست.

138
00:12:03,430 --> 00:12:05,140
‫به به، خیلی لطف کردین.

139
00:12:05,223 --> 00:12:06,683
‫- ممنونم.
‫- ممنون!

140
00:12:07,351 --> 00:12:10,270
‫هممم...اینجا نوشته چند تا مسیر داره.

141
00:12:10,812 --> 00:12:13,482
‫از اون عقب شروع کنید.
‫حتماً می بینیدش.

142
00:12:14,024 --> 00:12:18,070
‫بعد از حدود یک کیلومتر که وارد جنگل شدین
‫به یه فضای مسطح میرسین.

143
00:12:19,529 --> 00:12:22,699
‫اونجا یه منظره داره که خیلی خوبه.

144
00:12:22,783 --> 00:12:24,493
‫میشه یه عکس بگیرین؟

145
00:13:01,279 --> 00:13:02,614
‫وای!

146
00:13:15,877 --> 00:13:17,045
‫دستمو بگیر.

147
00:13:21,675 --> 00:13:25,178
‫اون بیرون زمستونه، این تو تابستونه.

148
00:13:34,187 --> 00:13:36,515
‫اون شب رو یادت میاد که خودمو زخمی کردم،

149
00:13:36,565 --> 00:13:38,525
‫و تو پرسیدی که دیوونه ام یا نه؟

150
00:13:40,777 --> 00:13:41,903
‫آره.

151
00:13:44,322 --> 00:13:45,824
‫یه سری الهامات بهم میشه.

152
00:13:48,743 --> 00:13:50,871
‫من می نویسمشون، ملت هم پول میدن تا بخوننشون.

153
00:13:51,955 --> 00:13:53,824
‫آخه تو نویسنده ای.

154
00:13:53,874 --> 00:13:55,325
‫کارِت همینه!

155
00:13:55,375 --> 00:13:57,252
‫در مورد خانواده ام ازم پرسیدی.

156
00:13:59,921 --> 00:14:02,090
‫هیچوقت از دوران کودکیم حرف نزدم.

157
00:14:04,676 --> 00:14:06,469
‫چقدر بد بود؟

158
00:14:10,181 --> 00:14:12,142
‫خیلی خیلی بد!

159
00:14:57,604 --> 00:15:00,148
‫خیلی خب، اسکات، میخوام یه چیزی رو بدونی.

160
00:15:00,398 --> 00:15:04,944
‫این به گردنِ توئه.
‫من نیستم که این کار رو میکنم. تویی!

161
00:15:10,492 --> 00:15:13,244
‫اگه تو از اون مراقبت نکنی،
‫اونم از تو مراقبت نمیکنه.

162
00:15:13,286 --> 00:15:14,329
‫یعنی...

163
00:15:16,915 --> 00:15:18,583
‫متأسفم.

164
00:15:18,667 --> 00:15:20,960
‫آخ!

165
00:15:21,002 --> 00:15:22,420
‫نمیخوام این کار رو بکنم.

166
00:15:23,672 --> 00:15:25,465
‫نمیخوام این کار رو بکنم.

167
00:15:32,806 --> 00:15:34,140
‫بپر، وروجک!

168
00:15:34,849 --> 00:15:37,519
‫- بپر!
‫- مجبور نیستی بپری، اسکاتی!

169
00:15:38,686 --> 00:15:40,230
‫چرا مجبوری.

170
00:15:40,271 --> 00:15:41,806
‫خیلی هم مجبوری. میدونی چرا؟

171
00:15:41,856 --> 00:15:44,150
‫چون «رفتگی» رو توی تو دیدم.

172
00:15:44,192 --> 00:15:45,819
‫و بدی رو در اون دیدم.

173
00:15:47,195 --> 00:15:49,197
‫ولی اجازه ـش رو نمیدم.
‫توی خونه ام نمیذارم!

174
00:15:50,031 --> 00:15:51,366
‫توی خونۀ من نه!

175
00:15:51,449 --> 00:15:53,701
‫نه نه!
‫نه نه!

176
00:15:55,203 --> 00:15:56,988
‫این توی خون ماست.
‫توی خون واموندۀ ماست.

177
00:15:57,038 --> 00:15:58,206
‫بابابزرگ بهم گفت.

178
00:16:00,500 --> 00:16:01,709
‫وروجک!

179
00:16:04,045 --> 00:16:05,588
‫من شوخی ندارم!

180
00:16:07,799 --> 00:16:09,426
‫فکر نکنی نمیکنم.

181
00:16:09,467 --> 00:16:12,470
‫زود باش امتحانم کن.
‫امتحانم کن ببین میکنم یا نمیکنم.

182
00:16:18,226 --> 00:16:20,061
‫حالا همین برات کافی بود یا...

183
00:16:20,145 --> 00:16:21,938
‫میخوای دوباره بکنم؟

184
00:16:25,358 --> 00:16:27,152
‫مجبور نیستی، اسکاتی.

185
00:16:27,235 --> 00:16:28,236
‫هممم.

186
00:16:31,114 --> 00:16:32,157
‫این چاقو رو بگیر.

187
00:16:32,991 --> 00:16:34,367
‫بگیرش.

188
00:16:34,576 --> 00:16:36,744
‫بذارش زیرِ گردنِ لامصبم.

189
00:16:40,081 --> 00:16:43,293
‫یالا، پاول.
‫بزن! بزن! بزن!

190
00:16:44,085 --> 00:16:45,587
‫یالا، بزن!

191
00:16:46,880 --> 00:16:48,089
‫اون مجبور نیست؟

192
00:16:51,759 --> 00:16:53,344
‫فکرش رو میکردم.

193
00:16:55,180 --> 00:16:56,723
‫کاری میکنم از خونریزی بمیری.

194
00:16:56,764 --> 00:16:57,932
‫آخ!

195
00:17:05,440 --> 00:17:07,392
‫آخرین شانسته، وروجک.

196
00:17:07,442 --> 00:17:08,610
‫آخرین شانسته.

197
00:17:08,902 --> 00:17:10,728
‫حالا یا می پری، می پری، می پری.

198
00:17:10,778 --> 00:17:13,323
‫حتی اگه این آخرین کاری باشه که میکنی...

199
00:17:13,364 --> 00:17:15,074
‫از بالای اون انبارِ کوفتی می پری.

200
00:17:15,116 --> 00:17:17,785
‫زود باش. منو امتحان کن. امتحانم کن، وروجک.

201
00:17:18,119 --> 00:17:19,412
‫یالا، وروجک.

202
00:17:21,289 --> 00:17:23,791
‫وروجک، یا می پری...

203
00:17:25,418 --> 00:17:29,714
‫یا این گوشش رو از کله ـش جدا میکنم.

204
00:17:30,840 --> 00:17:33,092
‫میخوای این کار رو بکنم؟
‫باشه، عیبی نداره.

205
00:17:39,891 --> 00:17:42,226
‫کجاست؟ پسر شجاعم کجاست؟

206
00:17:44,312 --> 00:17:46,189
‫ایناهاشش.
‫پیداش کردم.

207
00:17:47,231 --> 00:17:48,483
‫پریدم.

208
00:17:49,233 --> 00:17:51,235
‫معلومه که می پری. تو از نژاد لندن ها هستی.

209
00:17:51,694 --> 00:17:53,529
‫هنوز نرفتی.

210
00:17:55,281 --> 00:17:56,741
‫میتونی بری.

211
00:17:58,117 --> 00:17:59,577
‫ولی جزو رفتگان نشدی.

212
00:18:09,128 --> 00:18:11,798
‫فکر میکنی فقط برای اینکه اونو مجبور کنم بپره
‫زخمیت کردم؟

213
00:18:12,423 --> 00:18:14,008
‫نمی دونم، بابایی.

214
00:18:14,759 --> 00:18:16,344
‫تو میتونی بهتر زندگی کنی، پسر.

215
00:18:16,969 --> 00:18:18,805
‫چون پسر باهوشی هستی.

216
00:18:20,723 --> 00:18:22,642
‫باید بدی ها رو بیرون میکردی.

217
00:18:23,518 --> 00:18:25,269
‫درسته، اونوقت به این کار چی میگیم؟

218
00:18:26,688 --> 00:18:28,731
‫- بولِ خونی.
‫- درسته.

219
00:18:29,482 --> 00:18:31,359
‫چون بدی رو در تو دیدم.

220
00:18:32,360 --> 00:18:34,362
‫و رفتگی رو در اون دیدم.

221
00:18:36,322 --> 00:18:39,117
‫و اونایی که می تونن برن،
‫بعضی وقتا جزو رفتگان باقی می مونن.

222
00:18:39,909 --> 00:18:41,744
‫و دیگه هیچوقت برنمیگردن.

223
00:18:44,122 --> 00:18:46,541
‫من اونو از دست نمیدم. نمیدم!

224
00:18:48,126 --> 00:18:50,002
‫بابا، اون فقط دوست داره که...

225
00:18:50,086 --> 00:18:51,212
‫هیس!

226
00:18:53,131 --> 00:18:56,050
‫وروجک، تو بدی رو در اون دیدی.
‫وروجک!

227
00:18:57,635 --> 00:18:59,262
‫بدی رو در اون دیدی.

228
00:18:59,804 --> 00:19:01,556
‫مثل روز روشن دیدی.

229
00:19:02,056 --> 00:19:03,766
‫بله، بابایی.

230
00:19:07,270 --> 00:19:11,399
‫اهریمن چیه؟ آلودگیِ اهریمنی چیه؟

231
00:19:12,233 --> 00:19:13,518
‫بد بودن!

232
00:19:13,568 --> 00:19:15,486
‫میخوام جفتتون بگید.
‫همین الان بگید!

233
00:19:16,237 --> 00:19:18,356
‫- بد بودن، بابایی.
‫- دوباره بگید.

234
00:19:18,406 --> 00:19:20,316
‫- بد بودن، بابایی.
‫- یه بار دیگه.

235
00:19:20,366 --> 00:19:21,701
‫بد بودن، بابایی.

236
00:19:22,243 --> 00:19:24,112
‫از کجا میاد؟

237
00:19:24,162 --> 00:19:25,329
‫اون یکی جا!

238
00:19:25,371 --> 00:19:27,031
‫اونجا خوبی هم هست، بابایی.

239
00:19:27,081 --> 00:19:30,543
‫من پشیزی به خوبی اهمیت نمیدم.
‫خوبی خودش از خودش محافظت میکنه.

240
00:19:31,085 --> 00:19:32,587
‫این...

241
00:19:32,670 --> 00:19:35,540
‫این بدیه که باید بهش رسیدگی بشه.

242
00:19:35,590 --> 00:19:37,542
‫فکر میکنی از این کار خوشم میاد؟

243
00:19:37,592 --> 00:19:39,218
‫فکر میکنی از این خوشم میاد؟

244
00:19:40,052 --> 00:19:41,262
‫نه، بابایی.

245
00:19:46,809 --> 00:19:48,269
‫بغلم کنید.

246
00:19:50,188 --> 00:19:51,439
‫لطفاً!

247
00:19:59,780 --> 00:20:03,784
‫می دونید که دوستتون دارم، پسرا.
‫پسرای احمق! مثل سگ دوستتون دارم.

248
00:20:09,957 --> 00:20:12,210
‫خیلی خب. برید. برید بولی مون...

249
00:20:12,251 --> 00:20:14,795
‫یا هر چی که اسمش رو گذاشتید.

250
00:20:14,837 --> 00:20:16,547
‫برید خودتون رو تر و تمیز کنید.

251
00:20:17,506 --> 00:20:19,091
‫من دیگه نمیتونم برم، بابایی.

252
00:20:21,302 --> 00:20:23,387
‫منظورت چیه که نمیتونی؟

253
00:20:24,972 --> 00:20:27,475
‫نمی دونم.
‫نمی تونم دیگه.

254
00:20:30,895 --> 00:20:32,939
‫من می تونم ببرمش، بابایی.

255
00:20:34,106 --> 00:20:35,608
‫عه واقعاً؟

256
00:20:35,650 --> 00:20:36,901
‫آره.

257
00:20:37,318 --> 00:20:39,028
‫- آره؟
‫- آره.

258
00:20:39,070 --> 00:20:41,155
‫فکر میکنی آدم خیلی مهمی هستی، آره؟

259
00:20:43,157 --> 00:20:44,325
‫آره.

260
00:20:52,917 --> 00:20:54,118
‫منم فکر میکنم آدم مهمی هستی.

261
00:20:54,168 --> 00:20:56,754
‫خیلی سریع از بالای اون ساختمون پریدی پایین.

262
00:20:58,047 --> 00:20:59,215
‫خیلی خب.

263
00:21:01,008 --> 00:21:03,794
‫برید پسرا. برید خودتون رو تر و تمیز کنید.

264
00:21:03,844 --> 00:21:06,305
‫گفتم برید! برید!
‫برید، از اینجا برید.

265
00:21:10,685 --> 00:21:13,187
‫برید خودتون رو تر و تمیز کنید
‫و تا وقتی که نکردید، برنگردید.

266
00:21:26,742 --> 00:21:29,578
‫احتمالاً اونقدرا هم ارتفاعش زیاد نبود.

267
00:21:30,621 --> 00:21:33,165
‫ولی برای یه بچۀ هشت ساله زیاد به نظر میومد.

268
00:21:34,542 --> 00:21:36,377
‫یا اینکه فکر میکنم هشت سالَم بود.

269
00:21:37,253 --> 00:21:40,006
‫توی مزرعه، تولدهامون رو جشن نمی گرفتیم.

270
00:21:40,881 --> 00:21:42,717
‫چند وقت یه بار اینجوری میشد؟

271
00:21:44,427 --> 00:21:46,011
‫بیشتر وقتا.

272
00:21:47,054 --> 00:21:48,681
‫چیزی مصرف میکرد؟

273
00:21:48,723 --> 00:21:49,890
‫نه.

274
00:21:50,891 --> 00:21:53,185
‫بابا لب به چیزای زهرِ ماری نمیزد.

275
00:21:54,311 --> 00:21:55,646
‫به خاطر بدی بود.

276
00:21:56,397 --> 00:21:58,941
‫پاول رو زخمی کرد تا بیرون بیارتش.

277
00:22:00,025 --> 00:22:01,652
‫بدش خودش رو زخمی کرد.

278
00:22:03,070 --> 00:22:04,530
‫تو رو هم زخمی کرد؟

279
00:22:06,157 --> 00:22:07,616
‫یکی دو بار.

280
00:22:09,452 --> 00:22:12,246
‫ولی در مورد من، نگران بدی نبود.

281
00:22:13,247 --> 00:22:16,542
‫نگران چیز دیگه ای بود.
‫می دونست که ممکنه برم.

282
00:22:17,835 --> 00:22:20,371
‫می ترسید برم و برنگردم.

283
00:22:20,421 --> 00:22:23,424
‫- نمی فهمم.
‫- اون عاشق ما بود، لیسی.

284
00:22:25,301 --> 00:22:27,303
‫و می دونم تو عشق رو درک میکنی،

285
00:22:27,344 --> 00:22:28,879
‫چون اگه درک نمیکردی، اون شب که...

286
00:22:28,929 --> 00:22:31,015
‫خودمو با پنجره زخمی کردم، ولم میکردی.

287
00:22:34,894 --> 00:22:37,229
‫ولی من و پاول، لحظات خوبی رو با هم گذروندیم.

288
00:22:41,442 --> 00:22:43,444
‫از این شکارهای بول درست میکرد.

289
00:22:44,528 --> 00:22:45,988
‫بهت گفتم، مگه نه؟

290
00:22:46,113 --> 00:22:48,741
‫دنبال سرنخ ها میری تا جایزه رو بگیری.

291
00:22:50,367 --> 00:22:52,119
‫وقتی بابایی سرِ کار بود...

292
00:22:53,787 --> 00:22:57,458
‫جایزه یه شکلات یا نوشابه بود.

293
00:22:58,792 --> 00:23:00,836
‫از مغازۀ «میولی» می خریدیم.

294
00:23:00,920 --> 00:23:02,922
‫[بول!]
‫[سرنخ اول، طبقۀ پایین توی یه چیز شیرین]

295
00:23:22,691 --> 00:23:24,985
‫[بول!]
‫[سرنخ دوم، من پشت عکس عاشقانه ام]

296
00:23:31,742 --> 00:23:33,702
‫اون بهترین روز زندگیم بود، لیسی.

297
00:23:35,079 --> 00:23:37,039
‫بهترین شکارِ بول!

298
00:23:48,092 --> 00:23:50,052
‫انگار تا ابد ادامه داشت.

299
00:23:53,514 --> 00:23:56,308
‫ولی ما می دونستیم بابایی چندین ساعت خونه نیست.

300
00:24:01,063 --> 00:24:03,274
‫پاول هم همه جا باهام بود.

301
00:24:08,112 --> 00:24:09,989
‫هم برای اینکه خوشیم رو ببینه،

302
00:24:15,619 --> 00:24:17,329
‫هم اینکه ازم مراقبت کنه.

303
00:24:20,958 --> 00:24:23,836
‫[بول!]
‫[جایی که ملوانان نگاه میکنند منو پیدا کن]

304
00:24:28,090 --> 00:24:30,050
‫به خاطر همین خیلی دوستش داشتم.

305
00:24:34,346 --> 00:24:37,850
‫هیچوقت اونقدر کسی رو دوست نداشتم،
‫تا اینکه با تو آشنا شدم.

306
00:24:47,443 --> 00:24:48,902
‫بالاخره تموم شد.

307
00:24:51,989 --> 00:24:54,366
‫به نظر میومد وقت زیادی گذشته.

308
00:24:57,870 --> 00:24:59,913
‫احتمالاً اصلاً وقت زیادی نبوده.

309
00:25:05,335 --> 00:25:06,837
‫پاول!

310
00:25:06,879 --> 00:25:07,880
‫[بول!]
‫[پایان!]

311
00:25:07,921 --> 00:25:09,298
‫خیلی طولش دادی، اسکاتی.

312
00:25:10,424 --> 00:25:12,176
‫ولی بالاخره پیداش کردی.

313
00:25:12,217 --> 00:25:14,261
‫بهترین شکار بول دنیا بود.

314
00:25:14,511 --> 00:25:16,889
‫آره، خوب بود.

315
00:25:17,681 --> 00:25:18,891
‫صبر کن.

316
00:25:19,558 --> 00:25:21,143
‫قبلش باید یه خواسته ای رو در نظر بگیریم.

317
00:25:21,185 --> 00:25:23,562
‫- چی چی؟
‫- یه خواسته!

318
00:25:24,146 --> 00:25:25,939
‫بطری هامون رو میزنیم به هم و یه آرزو میکنیم.

319
00:25:26,523 --> 00:25:28,192
‫چه آرزویی کردی، اسکاتی؟

320
00:25:28,942 --> 00:25:31,311
‫آرزو کردم که کتابخانۀ سیار، تابستون برگرده.

321
00:25:31,361 --> 00:25:32,738
‫تو چه آرزویی کردی؟

322
00:25:36,909 --> 00:25:39,203
‫آرزو کردم بابا سرِ کار، برق کُش بشه.

323
00:25:40,370 --> 00:25:42,498
‫که برق بگیرتش و بمیره.

324
00:25:55,636 --> 00:25:57,513
‫نباید بهت می گفتم.

325
00:26:01,391 --> 00:26:04,428
‫بابایی گفت نباید از مردگان حرف بزنیم.

326
00:26:04,478 --> 00:26:06,730
‫چرا، باید بهم میگفتی.

327
00:26:06,772 --> 00:26:08,140
‫باید بهم بگی.

328
00:26:08,190 --> 00:26:10,309
‫باید تمومش کنی و بعد قول میدم...

329
00:26:10,359 --> 00:26:12,653
‫دیگه هیچوقت در موردش صحبت نمیکنیم.

330
00:26:18,700 --> 00:26:20,702
‫پاول موقعی که مُرد چند سالش بود؟

331
00:26:29,419 --> 00:26:31,338
‫دوستش داشتم، لیسی.

332
00:26:31,380 --> 00:26:32,798
‫می دونم داشتی.

333
00:26:39,513 --> 00:26:41,306
‫چی شده؟ چی شده؟

334
00:26:41,348 --> 00:26:44,301
‫چی...چه خبره؟

335
00:26:44,351 --> 00:26:46,687
‫چیزی نیست. چیزی نیست.

336
00:26:46,728 --> 00:26:50,315
‫- اسکات!
‫- ببین، چیزی نیست.

337
00:26:59,866 --> 00:27:01,368
‫این چیه؟

338
00:27:02,869 --> 00:27:04,079
‫کجاییم؟

339
00:27:04,705 --> 00:27:06,456
‫«تپۀ عزیز دل»

340
00:27:07,791 --> 00:27:09,459
‫باید ساکت باشیم.

341
00:27:10,585 --> 00:27:11,962
‫دیگه کافیه.

342
00:27:21,763 --> 00:27:24,433
‫پس، وقتی راجع به این سفر حرف میزنیم،

343
00:27:24,474 --> 00:27:30,147
‫می تونیم بگیم که چقدر زیبا بود
‫و عجب برفی اومده بود.

344
00:27:31,315 --> 00:27:33,392
‫ولی بقیۀ چیزها.

345
00:27:33,442 --> 00:27:35,277
‫چیزهای مربوط به برادرت و جایی که رفتیم،

346
00:27:35,902 --> 00:27:37,654
‫فرض میکنیم هیچوقت اتفاق نیفتادن!

347
00:27:39,197 --> 00:27:41,325
‫چون...چون نمی تونم باهاشون کنار بیام.

348
00:29:06,910 --> 00:29:08,328
‫آماندا!

349
00:29:37,566 --> 00:29:40,860
‫آماندا، داری میری قدم بزنی؟

350
00:29:41,319 --> 00:29:43,029
‫خوشحالم می بینم دوباره سرِ پا شدی.

351
00:30:26,682 --> 00:30:36,682
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

352
00:31:20,335 --> 00:31:23,713
‫[عزیز طلا، خرگوشه بهت کمک میکنه]
‫[بول!]

353
00:32:44,502 --> 00:32:46,713
‫اینجا نیستم. با شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید.

354
00:32:47,755 --> 00:32:50,008
‫خانم، فکر میکردم با هم یه قراری گذاشتیم.

355
00:32:57,682 --> 00:32:59,884
‫سلام، آمانادا.

356
00:32:59,934 --> 00:33:01,978
‫شنیدم امروز رفته بودی بیرون پیاده روی.

357
00:33:04,647 --> 00:33:06,816
‫این چه وضعشه؟

358
00:33:07,191 --> 00:33:09,652
‫ماندا، چیکار کردی؟

359
00:33:09,736 --> 00:33:11,271
‫ماندا!

360
00:33:11,321 --> 00:33:14,949
‫پرستار! کمک! پرستار!

361
00:33:15,450 --> 00:33:17,777
‫اینجا به کمک نیاز داریم، لطفاً!

362
00:33:17,827 --> 00:33:20,330
‫چه جوری دستت به قیچی رسیده؟
‫پس کجایید؟

363
00:33:20,413 --> 00:33:23,583
‫خدای من! اون چیکار کرده؟

364
00:33:23,791 --> 00:33:26,044
‫خیر سرتون باید ازش مراقبت کنید!

365
00:33:29,756 --> 00:33:32,091
‫ممکن بود جون خودشو بگیره.

366
00:33:32,216 --> 00:33:34,886
‫چه جوری دستش به قیچی رسیده؟ لعنت بهش!

367
00:33:34,969 --> 00:33:37,680
‫قرار بود اونو زیر نظر بگیرید.
‫اون خود زنی میکنه!

368
00:33:37,722 --> 00:33:41,100
‫پدرتون رو در میارم.
‫بدجوری به فنا میدمتون.

369
00:33:42,518 --> 00:33:43,853
‫ماندا!

370
00:33:43,978 --> 00:33:47,065
‫ماندا، چیزی نیست.

371
00:33:47,106 --> 00:33:51,361
‫ببخشید. ببخشید. ببخشید عزیزم. ببخشید.

372
00:33:52,028 --> 00:33:53,738
‫چیزی نیست.

373
00:34:13,216 --> 00:34:14,384
‫لعنتی!

374
00:34:18,221 --> 00:34:19,555
‫بیداره؟

375
00:34:19,972 --> 00:34:23,309
‫آره، هنوز حرف نمیزنه.

376
00:34:25,311 --> 00:34:27,430
‫پیژامه و بیسکویت ها رو توی ماشین جا گذاشتم.

377
00:34:27,480 --> 00:34:28,473
‫میری بیاریشون؟

378
00:34:28,523 --> 00:34:29,565
‫باشه.

379
00:35:49,979 --> 00:35:51,731
‫می دونی این چیه؟

380
00:35:58,362 --> 00:36:01,908
‫می دونی، مگه نه؟

381
00:36:09,373 --> 00:36:10,666
‫دلخوشی!

382
00:36:11,167 --> 00:36:13,002
‫یه «دلخوشی» ـه.

383
00:36:13,419 --> 00:36:17,173
‫توی جعبۀ چوبی پیداش کردم.

384
00:36:18,007 --> 00:36:23,179
‫خیلی وقته اون لباس افغانستانی ای که
‫این کلاه رو باهاش می پوشید رو ندیدم.

385
00:36:23,304 --> 00:36:26,766
‫یعنی از اونموقع که...
‫از اونموقع ندیدمش که...

386
00:36:28,309 --> 00:36:29,810
‫اسکات!

387
00:36:33,981 --> 00:36:35,524
‫برگرد توی خونه.

388
00:36:36,275 --> 00:36:38,152
‫اینجا یخ میزنی!

389
00:36:39,278 --> 00:36:40,655
‫آهای!

390
00:36:42,782 --> 00:36:44,450
‫انقدر مسخره بازی در نیار.

391
00:36:47,995 --> 00:36:49,705
‫تو خرگوش منی.

392
00:36:50,414 --> 00:36:51,666
‫مگه نه؟

393
00:36:54,043 --> 00:36:56,379
‫تو آبجی بزرگه، ماندا خرگوشۀ منی.

394
00:37:06,806 --> 00:37:10,434
‫میخوام برگردم.

395
00:37:10,476 --> 00:37:11,510
‫از کجا؟

396
00:37:11,560 --> 00:37:15,731
‫- میخوام بیام خونه.
‫- باشه، باشه.

397
00:37:16,399 --> 00:37:19,810
‫- می دونی از کجا. می دونی.
‫- نه، نه.

398
00:37:19,860 --> 00:37:22,980
‫نه، این چیزا رو داری توی سرت میسازی.

399
00:37:23,030 --> 00:37:25,866
‫توی سرِ بیچاره ـت.

400
00:37:25,908 --> 00:37:29,412
‫- تو اونو آوردی. تو منو میاری.
‫- نه.

401
00:37:29,954 --> 00:37:32,498
‫نه، نه، نیاوردم. نیاوردم.

402
00:37:40,423 --> 00:37:42,591
‫میخوام برم خونه.

403
00:37:42,633 --> 00:37:45,302
‫- ساکت باش.
‫- میخوام برم خونه.

404
00:37:45,386 --> 00:37:46,929
‫میخوام برم خونه.

405
00:37:46,971 --> 00:37:50,683
‫همه ـشون اینجا.
‫پسرک قد بلند!

406
00:37:53,644 --> 00:37:55,020
‫چهره ها!

407
00:37:55,521 --> 00:37:58,482
‫برام مهم نیست. میخوام برم...

408
00:38:00,401 --> 00:38:01,527
‫اسکات!

409
00:38:02,653 --> 00:38:04,530
‫هیس!

410
00:38:06,073 --> 00:38:08,659
‫هیس!

411
00:38:17,293 --> 00:38:19,336
‫اینجا خونه ـته.

412
00:38:24,508 --> 00:38:25,759
‫آماندا!

413
00:38:27,803 --> 00:38:29,346
‫آماندا!

414
00:38:33,642 --> 00:38:35,269
‫آمانـ...

415
00:38:43,569 --> 00:38:45,404
‫خیلی خب.

416
00:38:48,449 --> 00:38:49,700
‫خیلی خب.

417
00:38:52,828 --> 00:38:54,788
‫شاید فکر کنی یه جایی هست.

418
00:38:55,748 --> 00:38:59,076
‫می دونم که خودم این فکر رو میکردم،
‫چون اسکات کاری کرد این عقیده رو پیدا کنم،

419
00:38:59,126 --> 00:39:01,503
‫ولی «بویامون» واقعی نیست.

420
00:39:03,005 --> 00:39:07,676
‫جاییه که اسکات و برادرش وانمود میکردن میرن.

421
00:39:07,718 --> 00:39:09,803
‫چون پدرشون باهاشون بدرفتاری میکرد.

422
00:39:11,513 --> 00:39:14,975
‫شاید فکر کنی اونجایی، ولی نیستی.

423
00:39:15,893 --> 00:39:17,019
‫نیستی!

424
00:39:18,187 --> 00:39:20,147
‫و من نمی تونم برت گردونم.

425
00:39:23,484 --> 00:39:26,320
‫تنها کسی که می تونه برت گردونه، خودتی.

426
00:39:27,988 --> 00:39:29,323
‫خیلی خب.

427
00:40:11,281 --> 00:40:12,324
‫بول!

428
00:40:13,909 --> 00:40:15,452
‫پایان!

429
00:40:30,384 --> 00:40:33,345
‫واحد سه، آتش سوزی در
‫جادۀ «بلک استرپ» به وجود اومده.

430
00:40:33,387 --> 00:40:37,466
‫منزل قدیمی «مک آفی» .
‫انبار کاملاً شعله ور شده. آتش نشانی تو راهه.

431
00:40:37,516 --> 00:40:38,767
‫خیلی خب، دارم میرم.

432
00:41:16,805 --> 00:41:17,806
‫سلام.

433
00:41:19,892 --> 00:41:21,718
‫مگه نگفتی میری خونه؟

434
00:41:21,768 --> 00:41:24,480
‫چرا، ولی بعدش برگشتم.

435
00:41:24,646 --> 00:41:26,565
‫میخواستم عذرخواهی کنم.

436
00:41:27,024 --> 00:41:31,653
‫این مدت دلشوره داشتم و ترسیده بودم
‫و این چیزا منو بدجنس میکنه.

437
00:41:31,695 --> 00:41:33,981
‫پس، ببخشید.

438
00:41:34,031 --> 00:41:35,282
‫این چند وقت خواب درست داشتی؟

439
00:41:35,324 --> 00:41:38,535
‫- نه، خیلی نه. تو چی؟
‫- نه، اصلاً

440
00:41:39,703 --> 00:41:42,539
‫سگ نگهبانت کجاست؟ وقتی ماشین رو پارک کردم ندیدمش.
‫(پلیسه رو میگه)

441
00:41:43,248 --> 00:41:46,627
‫عه. احتمالاً تماس کاری بهش شده.

442
00:41:46,877 --> 00:41:50,747
‫دَن گفتش اون یارو دیوونه هه احتمالاً دیگه
‫شرش کم شده باشه.

443
00:41:50,797 --> 00:41:52,249
‫دَن کیه؟

444
00:41:52,299 --> 00:41:53,834
‫معاون «بکمن».

445
00:41:53,884 --> 00:41:55,969
‫عه، که اینطور! ببخشید.

446
00:41:56,720 --> 00:41:59,181
‫زولپیدم یا از اینجور چیزا میخوای؟
‫(قرص خواب آور)

447
00:41:59,223 --> 00:42:00,549
‫- چی؟
‫- یا زاناکس؟

448
00:42:00,599 --> 00:42:03,677
‫نه. چرا از این قرص ها داری؟

449
00:42:03,727 --> 00:42:05,604
‫چون کمکم میکنن بخوابم.

450
00:42:48,981 --> 00:42:51,024
‫عه، نه! نکِش!

451
00:42:54,027 --> 00:42:57,940
‫وقتی این بسته تموم بشه، دوباره ترکش میکنم.

452
00:42:57,990 --> 00:43:00,701
‫خیلی خب، برای اینکه کمک کنم زودتر ترک کنی...

453
00:43:08,125 --> 00:43:09,751
‫من توی یه شکار بولم.

454
00:43:11,211 --> 00:43:12,963
‫عزا خودش یه شکار بول ـه.

455
00:43:14,715 --> 00:43:16,216
‫شکار بول چیه؟

456
00:43:20,095 --> 00:43:21,638
‫یه بازیه.

457
00:43:21,680 --> 00:43:24,007
‫یه بازیه که اسکات و داداشش درست کردن.

458
00:43:24,057 --> 00:43:25,600
‫مثل بازی «بگرد و پیدا کن» می مونه.

459
00:43:25,684 --> 00:43:31,064
‫بچگی هاشون، جایزۀ این بازی یه شکلات یا نوشابه بود.

460
00:43:31,648 --> 00:43:36,361
‫ولی جایزۀ من اینه که یاد بگیرم
‫چطور تنها باشم.

461
00:43:39,156 --> 00:43:41,575
‫که البته نمیشه بهش گفت جایزه!

462
00:43:46,663 --> 00:43:49,082
‫آره، می دونم. می دونم.

463
00:43:49,791 --> 00:43:51,827
‫می دونم مشکل آماندا چیه.

464
00:43:51,877 --> 00:43:53,545
‫می دونم چیه.

465
00:43:54,337 --> 00:43:55,756
‫باید یه ربطی به اسکات داشته باشه.

466
00:43:56,214 --> 00:44:00,218
‫خودش رفته، ولی تأثیرش هنوز هست.

467
00:44:00,260 --> 00:44:04,222
‫چون مردم مدام به دنیاهایی که
‫اون ساخته سر میزنن.

468
00:44:05,432 --> 00:44:08,009
‫ولی واقعاً...فقط یه دنیاست.

469
00:44:08,059 --> 00:44:10,604
‫دنیاییه که اون و برادرش ساختن.

470
00:44:10,937 --> 00:44:15,892
‫و اونقدر واقعیه که حتی من...حتی من باورش کردم.

471
00:44:15,942 --> 00:44:19,404
‫انقدر واقعیه!
‫قوۀ تخیلش هم انقدر واقعیه!

472
00:44:19,446 --> 00:44:22,908
‫نمی...نمی فهمم. متأسفم.

473
00:44:22,949 --> 00:44:26,077
‫فراموشش کن. اشکالی نداره. فراموشش کن. بیخیال.

474
00:44:27,662 --> 00:44:29,080
‫شام میخوری؟

475
00:44:29,414 --> 00:44:30,707
‫چی داری؟

476
00:44:31,583 --> 00:44:35,212
‫نیم کیلو گوشت چرخ کرده
‫و یه بسته همبرگر آماده دارم.

477
00:44:35,253 --> 00:44:37,756
‫به به! اولش نوشیدنی، بعد سیگار،

478
00:44:37,797 --> 00:44:39,341
‫الانم که همبرگر آماده!

479
00:44:39,799 --> 00:44:42,135
‫اگه «دندی دیو» اینجا بود میگفت:

480
00:44:42,219 --> 00:44:44,221
‫«چرت و پرت خوری».

481
00:45:09,663 --> 00:45:12,582
‫آخریش! بعدش ترک میکنیم.

482
00:45:15,418 --> 00:45:17,629
‫توی کتاب ها اسمش «بنالا»ست.

483
00:45:18,213 --> 00:45:21,341
‫احتمالاً فکر کرده بویامون خیلی بچگونه ـست.

484
00:45:21,383 --> 00:45:24,427
‫البته منطقیه.
‫چون بچه ها ساخته بودنش.

485
00:45:24,928 --> 00:45:26,137
‫بنالا!

486
00:45:26,846 --> 00:45:28,757
‫خانۀ آب های شفا دهنده...

487
00:45:28,807 --> 00:45:32,477
‫که کاپیتان بلک در «شیاطین خالی» قایم شد.

488
00:45:34,062 --> 00:45:36,223
‫فکر میکردی کتاب هاش رو نخوندم؟

489
00:45:36,273 --> 00:45:38,692
‫همه ـشون رو خوندم. بد نیستن.

490
00:45:41,069 --> 00:45:45,699
‫اون آب، فقط شفا نمیداد.
‫قدرت مسحور کردن هم داشت.

491
00:45:46,241 --> 00:45:48,535
‫نگهبان های هیولایی رو یادت نره!

492
00:45:49,869 --> 00:45:51,913
‫خیلی نزدیکه، عزیزم.

493
00:45:54,541 --> 00:45:56,293
‫چهره های زیاد...

494
00:45:59,170 --> 00:46:00,505
‫و دهان های زیادی هستن.

495
00:46:01,881 --> 00:46:03,299
‫همه ـشون گرسنه ان.

496
00:46:07,345 --> 00:46:10,090
‫تو رو خدا بگو که حتی یه لحظه هم این مزخرفات رو...

497
00:46:10,140 --> 00:46:11,800
‫باور نکردی.

498
00:46:11,850 --> 00:46:14,019
‫آخه تو از همه ـمون بیشتر عمل گرا بودی.

499
00:46:40,795 --> 00:46:42,839
‫- چیه؟
‫- هیچی.

500
00:47:35,183 --> 00:47:37,352
‫- تفنگش رو گرفتی؟
‫- چه تفنگی؟

501
00:47:37,769 --> 00:47:40,605
‫آماندا! مگه نگفتی یه تفنگ کالیبر 22 داره؟

502
00:47:40,647 --> 00:47:42,682
‫آخ گندش بزنن.
‫آره، یادم رفت.

503
00:47:42,732 --> 00:47:44,601
‫خب، وقتی میره خونه نباید داشته باشتش.

504
00:47:44,651 --> 00:47:45,693
‫اگه بره خونه!

505
00:48:31,656 --> 00:48:34,492
‫گفتم فکر کنم اینطور باشه. مطمئن نیستم.

506
00:48:35,910 --> 00:48:37,370
‫باید مشغول به کار بشم.

507
00:48:37,412 --> 00:48:39,038
‫اونجا کلی کار هست.

508
00:48:39,080 --> 00:48:41,199
‫میخوام از پوشه هاش یه فهرست تهیه کنم.

509
00:48:41,249 --> 00:48:44,335
‫فکر کنم رُمان هایی اونجا داشته باشه که
‫فرصت نکرده تمومشون کنه.

510
00:48:45,837 --> 00:48:47,422
‫ببین.

511
00:48:47,588 --> 00:48:50,917
‫اگه بازم سیگار پیدا کردی، بندازشون دور.

512
00:48:50,967 --> 00:48:52,093
‫خداحافظ.

513
00:49:18,119 --> 00:49:24,500
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «TheFlashPoint»

514
00:49:26,500 --> 00:49:36,500
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M