1
00:01:15,408 --> 00:01:23,291
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «TheFlashPoint»

2
00:01:24,291 --> 00:01:34,291
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:02:21,266 --> 00:02:24,677
‫پروفسور، این محشره و تازه هنوز یه قسمت کوچیکشه.

4
00:02:24,727 --> 00:02:26,387
‫کلی چیزای دیگه هم هست.

5
00:02:26,437 --> 00:02:27,430
‫چیکار کردی؟

6
00:02:27,480 --> 00:02:29,724
‫ببین، دیگه هر کاری کردی بسه.

7
00:02:29,774 --> 00:02:31,142
‫گوش کن، گوش کن، گوش کن. یه...

8
00:02:31,192 --> 00:02:33,486
‫اینجا یه داستان هست راجع به یه پدره و دوتا پسرش.

9
00:02:33,528 --> 00:02:35,521
‫تقریباً مطمئنم پیش درآمدِ «دختر سال گرد» ـه.

10
00:02:35,571 --> 00:02:37,448
‫یه بار توی رادیوی عمومیِ ملی حرفش رو زد.

11
00:02:37,490 --> 00:02:40,576
‫فوق العاده ـست! وقتی...
‫وقتی ملت اینو بخونن...

12
00:02:40,660 --> 00:02:41,744
‫از کجا آوردیش؟

13
00:02:43,329 --> 00:02:46,082
‫اون بهم دادش.
‫مثل آب خوردن بود!

14
00:02:47,125 --> 00:02:49,369
‫گفتم کارم توی قانع کردنِ آدما خوبه.

15
00:02:49,419 --> 00:02:51,337
‫کاری که باهاش نکردی؟ کردی؟

16
00:02:52,588 --> 00:02:53,840
‫چی؟

17
00:02:53,881 --> 00:02:55,091
‫بهش آسیب نرسوندی؟

18
00:02:55,758 --> 00:02:57,927
‫- نه، دست بهش نذاشتم.
‫- خوبه.

19
00:02:58,011 --> 00:03:00,380
‫خوبه، همین خوبه.
‫ببین، ازت میخوام بس کنی.

20
00:03:00,430 --> 00:03:02,473
‫نظرم عوض شد. بذار به حال خودش باشه.

21
00:03:02,515 --> 00:03:04,884
‫نمی تونم این کار رو بکنم، پروفسور.
‫این قضیه خیلی مهمه.

22
00:03:04,934 --> 00:03:07,645
‫- دنیا منتظره.
‫- جیم، ازت میخوام...

23
00:03:22,076 --> 00:03:23,578
‫سلام.

24
00:03:25,038 --> 00:03:26,956
‫دوستت داشتم.

25
00:03:27,540 --> 00:03:28,958
‫باهام حرف بزن.

26
00:03:32,211 --> 00:03:33,755
‫کجایی؟

27
00:03:39,969 --> 00:03:41,637
‫باهام حرف بزن، باشه؟

28
00:03:43,347 --> 00:03:45,933
‫میخوای بیای خونه؟

29
00:03:47,018 --> 00:03:48,394
‫دستم رو فشار بده.

30
00:03:59,197 --> 00:04:01,616
‫کمکم کن.

31
00:04:01,699 --> 00:04:03,868
‫کمکم کن! کمکم کن!

32
00:05:21,529 --> 00:05:23,030
‫وای اسکات!

33
00:05:24,657 --> 00:05:26,993
‫خودت دست تنها برادرت رو خاک کردی.

34
00:05:29,036 --> 00:05:30,830
‫تنهایی خاکش کردی.

35
00:05:36,711 --> 00:05:38,671
‫یه چیز دیگه هست که باید بدونم.

36
00:05:40,464 --> 00:05:42,091
‫باید برادرت رو بیشتر بشناسم.

37
00:05:42,550 --> 00:05:45,845
‫بعدش...بعدش دیگه هیچوقت
‫دربارۀ این موضوع حرف نمیزنیم.

38
00:05:45,928 --> 00:05:48,180
‫فکر میکنی بابایی پاول رو کُشته؟

39
00:05:50,558 --> 00:05:53,352
‫می دونی، فکر میکنی که...

40
00:05:53,561 --> 00:05:55,813
‫قصۀ برادران خوب اینجوری تموم میشه؟

41
00:05:56,564 --> 00:05:58,849
‫خب، اگه می بردنش دادگاه...

42
00:05:58,899 --> 00:06:00,943
‫می تونستن بگن قتل بوده.

43
00:06:02,653 --> 00:06:06,991
‫می دونی، آخرش بعد از تمام اون کتک ها...

44
00:06:07,742 --> 00:06:10,319
‫و زخمی کردن ها و دیوونه بازی ها...

45
00:06:10,369 --> 00:06:13,414
‫بابام به پاول عشق نشون داد.

46
00:06:13,914 --> 00:06:15,082
‫رحم نشون داد.

47
00:06:16,917 --> 00:06:19,253
‫چون اون قتل نبود. عشق و رحم بود.

48
00:06:20,504 --> 00:06:21,922
‫رهایی بود.

49
00:06:23,549 --> 00:06:25,593
‫پاول بد شده بود.

50
00:06:25,634 --> 00:06:28,554
‫نمی دونم به خاطر اون موقع بود که
‫پسرک قد بلند بهش آسیب زد...

51
00:06:28,596 --> 00:06:31,390
‫یا به خاطر نسل داغونِ لندنی ـمون بود،

52
00:06:31,432 --> 00:06:33,384
‫ولی زیادی توی بدی غرق شده بود.

53
00:06:33,434 --> 00:06:36,312
‫اونقدر زیاد بود که بابایی باید زخمیش میکرد و
‫بیرون می آوردشون.

54
00:06:36,395 --> 00:06:39,231
‫ولی این اتفاق خیلی سریع پیش رفت.

55
00:06:52,328 --> 00:06:53,329
‫پسرا!

56
00:06:57,583 --> 00:06:58,667
‫لندن ها!

57
00:07:01,128 --> 00:07:02,630
‫تن لشتون رو بیارید این پایین.

58
00:07:06,967 --> 00:07:08,794
‫همانطور که خوک از گل و لای لذت می برد...

59
00:07:08,844 --> 00:07:11,046
‫- کمکم کنید اینا رو بیارم.
‫- ...شیطان از گناهان افراد لذت می بَرَد.

60
00:07:11,096 --> 00:07:12,973
‫- یه کار مفید بکنید!
‫- یه «خدا رو شکر» میگید؟

61
00:07:13,098 --> 00:07:14,717
‫- یه «آمین» میگید؟
‫- چیکار میکنید؟

62
00:07:14,767 --> 00:07:16,135
‫- آمین!
‫- ممنونم.

63
00:07:16,185 --> 00:07:19,021
‫- مگه کار مهمتری هم دارید؟
‫- حالا، بهشت در چنگال شماست...

64
00:07:19,146 --> 00:07:20,981
‫ولی جهنم منتظره تا شما رو به زیر بکِشه.

65
00:07:21,023 --> 00:07:22,817
‫یه جورایی خوشم میاد...

66
00:07:23,651 --> 00:07:25,069
‫بهشت منتظره...

67
00:07:26,987 --> 00:07:28,697
‫بابایی، کمک!

68
00:07:33,452 --> 00:07:36,288
‫بابایی! بابایی، کمک! بابایی!

69
00:07:36,372 --> 00:07:39,033
‫پاول بد شده! بابایی! خواهش میکنم!

70
00:07:39,083 --> 00:07:42,253
‫- آهای، اونجا چه خبره؟
‫- بابایی!

71
00:07:42,336 --> 00:07:44,129
‫پاول بد شده!

72
00:07:44,171 --> 00:07:46,632
‫بابایی! بابایی، کمک!

73
00:07:47,299 --> 00:07:49,385
‫بابایی! بابایی!

74
00:08:07,069 --> 00:08:08,487
‫مبتلا شدی.

75
00:08:11,574 --> 00:08:13,033
‫چون گازت گرفته.

76
00:08:16,120 --> 00:08:17,821
‫الان بدی توی وجودت رفته.

77
00:08:17,871 --> 00:08:20,157
‫در خونِت جریان داره و توی جسمت داره میچرخه...

78
00:08:20,207 --> 00:08:21,292
‫و...

79
00:08:23,252 --> 00:08:24,670
‫به فنا رفتی!

80
00:08:27,715 --> 00:08:29,216
‫لازمه بهتون یادآوری کنم...

81
00:08:45,399 --> 00:08:46,567
‫همینجوری بیا.

82
00:08:48,193 --> 00:08:49,528
‫پاهاش رو بلند کن.

83
00:09:14,762 --> 00:09:17,765
‫خب، فعلاً بی هوش ـه ولی...

84
00:09:18,098 --> 00:09:21,894
‫به زودی به هوش میاد. لعنت بهش!

85
00:09:44,583 --> 00:09:46,293
‫به هیچکس زنگ نزدین؟

86
00:09:46,418 --> 00:09:47,669
‫زنگ نزدین دکتر...

87
00:09:47,711 --> 00:09:49,838
‫- یا آمبولانس...؟
‫- شوخی میکنی؟

88
00:09:51,131 --> 00:09:55,677
‫بابام دکترها، پلیس و خدمات اجتماعی رو...

89
00:09:55,761 --> 00:09:59,798
‫بخشی از دسیسۀ جهانیِ یهودی ها...

90
00:09:59,848 --> 00:10:03,435
‫و فاشیست ها و مسیحی ها می دونست.

91
00:10:04,603 --> 00:10:06,105
‫ما تنها بودیم.

92
00:10:07,773 --> 00:10:09,399
‫فقط تنهایی رو می شناختیم.

93
00:10:11,527 --> 00:10:12,820
‫چیکار کردین؟

94
00:10:15,864 --> 00:10:17,324
‫دست و پاش رو بستیم.

95
00:10:20,035 --> 00:10:22,079
‫مثل خوکی که توی قفس ـه!

96
00:10:28,544 --> 00:10:30,045
‫میگفت: «می دونم دارم چیکار میکنم».

97
00:10:31,338 --> 00:10:33,048
‫«می دونم دارم چیکار میکنم».

98
00:10:36,385 --> 00:10:37,553
‫ولی نمی دونست.

99
00:10:38,512 --> 00:10:40,222
‫فقط حدس میزد.

100
00:10:42,599 --> 00:10:44,726
‫ولی من راستش رو فهمیدم.

101
00:10:45,769 --> 00:10:47,271
‫راستش چی بود؟

102
00:10:48,355 --> 00:10:49,815
‫اون پاول رو دوست داشت.

103
00:10:52,150 --> 00:10:53,735
‫جفتمون رو دوست داشت.

104
00:10:55,863 --> 00:10:59,074
‫می دونی، وقتی داشت وظایف پدریش رو انجام میداد...

105
00:10:59,491 --> 00:11:03,120
‫قشنگ نمی تونست عشقش رو نشون بده
‫ولی خیلی عاشقمون بود.

106
00:11:05,455 --> 00:11:06,707
‫واقعی بود!

107
00:11:54,212 --> 00:11:57,249
‫همونقدر که زشتی، احمق هم هستی.
‫به خدا قسم...

108
00:11:57,299 --> 00:12:00,502
‫اگه اون علامت ماه گرفتگی رو پشتت نداشتی...

109
00:12:00,552 --> 00:12:03,221
‫خیال میکردم بچۀ مأمور سم پاشی هستی.

110
00:12:03,263 --> 00:12:05,140
‫آخه مادرت قبلاً عاشقش بوده.

111
00:12:06,433 --> 00:12:09,595
‫مادرت اول با اون ازدواج کرده بود
‫ولی من بازم عاشقش بودم.

112
00:12:09,645 --> 00:12:11,229
‫عشق من بود!

113
00:12:13,023 --> 00:12:14,358
‫بهش شلیک نکن.

114
00:12:18,111 --> 00:12:20,655
‫طبق برنامۀ کوفتی پیش برو، سرباز!

115
00:12:20,989 --> 00:12:23,116
‫اون دیگه برادرت نیست.

116
00:12:23,158 --> 00:12:26,370
‫شبیه اونه؟
‫به چشمای کوفتیش نگاه کن.

117
00:12:27,954 --> 00:12:32,000
‫چشماش مثل یه گراز وحشی دارن می درخشن.

118
00:12:32,501 --> 00:12:34,286
‫می دونی چی توی بدنش ساکن شده؟

119
00:12:34,336 --> 00:12:36,671
‫می دونی چی توی رگ های لامصبش جریان داره؟

120
00:12:37,672 --> 00:12:40,384
‫می دونی چه شکلیه؟ این شکلیه.

121
00:12:41,385 --> 00:12:45,430
‫گل و لای!
‫توی رگ هاش گل و لای و سیاهی جریان داره.

122
00:12:49,351 --> 00:12:50,352
‫اون...

123
00:12:52,020 --> 00:12:53,522
‫اون هیچ چیزی حس نمیکنه.

124
00:12:54,648 --> 00:12:56,108
‫هیچ چیزی حس نمیکنه.

125
00:12:57,150 --> 00:12:59,978
‫بدی رفته توی وجودش.
‫کوچیکترین چیزی رو حس نمیکنه.

126
00:13:00,028 --> 00:13:03,031
‫میخوای به من چیز یاد بدی؟

127
00:13:03,365 --> 00:13:04,741
‫نمیخوام از دست بره.

128
00:13:05,408 --> 00:13:06,785
‫گوش نمیکنید دیگه، گوش...

129
00:13:09,621 --> 00:13:12,165
‫وروجک، بیا اینجا ببینم.

130
00:13:16,461 --> 00:13:18,004
‫نه، اینجوری نکن.

131
00:13:18,088 --> 00:13:20,298
‫وروجک! وروجک، اینجوری نکن.

132
00:13:21,466 --> 00:13:23,718
‫چشمات رو باز کن! بازشون کن!

133
00:13:26,930 --> 00:13:28,974
‫این...اینجوری نکن!

134
00:13:29,808 --> 00:13:32,477
‫گریه نمیکنی ها! حق نداری گریه کنی.

135
00:13:32,853 --> 00:13:35,564
‫ببین، منم الان گریه ام میگیره.
‫بس کن دیگه.

136
00:13:36,606 --> 00:13:38,024
‫گوش کن چی میگم.

137
00:13:38,900 --> 00:13:42,020
‫گوش کن...می دونی که بدی چیه؟
‫بدی رو میشناسی دیگه؟

138
00:13:42,070 --> 00:13:45,690
‫بَدی و اون دنیای دیگه.
‫«رفتگی» و اینجور چیزا رو بلدی دیگه؟

139
00:13:45,740 --> 00:13:48,618
‫یه جور نفرین ـه، خب؟
‫نفرین لندن هاست.

140
00:13:48,660 --> 00:13:50,579
‫یه جور نفرینه ولی از طرفی یه جور نعمت هم هست.

141
00:13:50,912 --> 00:13:53,999
‫پس اونایی که فقط روی نفرین تمرکز میکنن...

142
00:13:54,040 --> 00:13:57,752
‫بد میشن و میرن و دیگه هیچوقت برنمیگردن.

143
00:13:59,087 --> 00:14:04,384
‫ولی اونایی که به چشم نعمت می بیننش،
‫همینطور زندگیشون رو ادامه میدن و ادامه میدن.

144
00:14:04,426 --> 00:14:07,095
‫حتی بعد از اینکه مُردن، زندگی میکنن.

145
00:14:08,305 --> 00:14:11,716
‫و وقتی مُردی، در حقیقت نمُردی.

146
00:14:11,766 --> 00:14:15,053
‫بقیه تو رو به یاد میارن.

147
00:14:15,103 --> 00:14:16,938
‫میخوای کدوم گزینه باشی؟

148
00:14:53,725 --> 00:14:55,101
‫دیگه بس بود.

149
00:14:58,855 --> 00:15:00,982
‫سه هفته کافی بود.

150
00:15:02,067 --> 00:15:04,694
‫برادرم آخرین پاییزش رو اونجا گذروند.

151
00:15:05,445 --> 00:15:07,322
‫آخرین هفته های زندگیش رو...

152
00:15:08,323 --> 00:15:10,659
‫توی اون انبارِ بو گندو گذروند.

153
00:15:12,369 --> 00:15:15,246
‫فکرش هم نمی تونی بکنی اون سه هفته چطور بودن.

154
00:15:16,915 --> 00:15:19,951
‫مخصوصاً وقتی که بابایی سر کار بود
‫و من و پاول تنها بودیم.

155
00:15:20,001 --> 00:15:21,127
‫رفت سرِ کار؟

156
00:15:21,169 --> 00:15:22,587
‫باید خرج خوراکمون رو در می آورد.

157
00:15:23,171 --> 00:15:24,923
‫باید پول برقمون رو میداد.

158
00:15:25,799 --> 00:15:27,584
‫تازه نباید کاری میکردیم که مردم...

159
00:15:27,634 --> 00:15:29,719
‫به بابایی مشکوک بشن.

160
00:15:30,679 --> 00:15:32,347
‫مردم ازش خوششون نمیومد.

161
00:15:32,472 --> 00:15:34,007
‫جای تعجب نداره.

162
00:15:34,057 --> 00:15:35,934
‫بهش گفتم زخمیش کنه،

163
00:15:40,814 --> 00:15:43,316
‫مثل همیشه بدی ها رو بیرون بریزه.

164
00:15:43,525 --> 00:15:44,943
‫ولی گفتش فایده ای نداره...

165
00:15:44,984 --> 00:15:48,196
‫چون بدی وارد مغزش شده.

166
00:15:51,408 --> 00:15:53,368
‫بعدش یه روز...

167
00:15:53,660 --> 00:15:55,495
‫وقتی بابایی نبود...

168
00:15:57,414 --> 00:15:58,623
‫اسکاتی؟

169
00:16:00,458 --> 00:16:01,793
‫آهای، اسکاتی!

170
00:16:07,966 --> 00:16:09,717
‫منو باز کن.

171
00:16:11,928 --> 00:16:13,221
‫خواهش میکنم!

172
00:16:15,348 --> 00:16:16,891
‫برات شکارِ بول درست میکنم.

173
00:16:17,851 --> 00:16:19,269
‫یه بولِ خوب!

174
00:16:20,061 --> 00:16:21,563
‫بهترین بول!

175
00:16:23,648 --> 00:16:26,734
‫شصت تا سرنخ، اسکاتی! شصت تا!

176
00:16:27,360 --> 00:16:30,738
‫میشه بهترین و طولانی ترین شکارِ بولِ تاریخ!

177
00:16:35,535 --> 00:16:38,580
‫جایزه ـش یه شکلات و ماشین کنترلی ـه.

178
00:16:42,000 --> 00:16:43,084
‫بیا دیگه.

179
00:16:48,548 --> 00:16:50,216
‫آزادم کن.

180
00:16:50,925 --> 00:16:54,053
‫اون دیوونه ـست.
‫خودتم میدونی.

181
00:16:56,014 --> 00:16:57,432
‫اینا رو از خودش در میاره.

182
00:16:58,433 --> 00:16:59,475
‫من حالم خوبه.

183
00:17:00,185 --> 00:17:01,561
‫چیزیم نیست.

184
00:17:03,605 --> 00:17:06,274
‫فقط بذارم بیام بیرون. یالا!

185
00:17:07,734 --> 00:17:09,444
‫خواهش میکنم.

186
00:17:13,698 --> 00:17:15,525
‫اگه اون زنده بود چه فکری در موردت میکرد؟

187
00:17:15,575 --> 00:17:16,868
‫اگه مامان زنده بود و میدونست...

188
00:17:16,910 --> 00:17:19,287
‫داری باهام این کار رو میکنی
‫چه فکری در موردت میکرد؟

189
00:17:21,789 --> 00:17:23,458
‫اگه بود چی میگفت؟

190
00:17:30,423 --> 00:17:31,633
‫زود باش، اسکات!

191
00:17:33,718 --> 00:17:35,136
‫من برادرت نیستم؟

192
00:17:36,804 --> 00:17:38,097
‫فقط یه حیوونم!

193
00:17:47,315 --> 00:17:49,225
‫بهت گفته بودم وقتی باهات حرف زد...

194
00:17:49,275 --> 00:17:51,728
‫چیکار کنی؟ هان؟

195
00:17:51,778 --> 00:17:53,071
‫یه ریز باهاش حرف بزنم.

196
00:17:54,447 --> 00:17:56,783
‫یه ریز باهاش حرف بزن.
‫درسته. درسته.

197
00:17:56,824 --> 00:17:59,285
‫می دونی که اون مار خوش خط و خال
‫میخواد گولت بزنه،

198
00:17:59,327 --> 00:18:00,995
‫پرندۀ فسقلیِ احمق!

199
00:18:01,955 --> 00:18:04,666
‫دیگه چی گفته بودم؟ هان؟

200
00:18:06,250 --> 00:18:09,170
‫گفتم انگشت هات رو بکن توی گوشت.
‫حالا بکن.

201
00:18:09,212 --> 00:18:12,799
‫یالا اسکاتی. بذار بیام بیرون.
‫منو از اینجا بیار بیرون.

202
00:18:13,007 --> 00:18:14,959
‫بعدش میگی: «تو بد شدی...

203
00:18:15,009 --> 00:18:17,962
‫- صدات رو نمیشنوم. صدات رو نمیشنوم».
‫- صدات رو نمیشنوم.

204
00:18:18,012 --> 00:18:20,181
‫- دوباره بگو.
‫- صدات رو نمیشنوم.

205
00:18:20,223 --> 00:18:21,424
‫متوجه منظورم شدی؟

206
00:18:21,474 --> 00:18:23,643
‫از حرفم ناراحت نشو. دوستت دارم، اسکاتی.

207
00:18:25,687 --> 00:18:27,355
‫می دونی که دارم. می دونی که دوستت دارم.

208
00:18:28,564 --> 00:18:33,027
‫گمونم...گمونم وقت غذا دادن به هیولا باشه.

209
00:18:34,195 --> 00:18:36,197
‫میشه پای مرغِ آماده بخوریم؟

210
00:18:36,739 --> 00:18:38,533
‫میدونی الان قیمت گوشت چقدره؟

211
00:18:38,658 --> 00:18:41,411
‫چی در مورد من فکر میکنی؟
‫فکر میکنی از پول ساخته شدم؟

212
00:18:42,286 --> 00:18:43,538
‫نه، بابایی.

213
00:19:39,682 --> 00:19:49,682
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

214
00:20:45,826 --> 00:20:48,037
‫می دونستم توی خونه نمی تونستیم نجاتش بدیم.

215
00:20:51,082 --> 00:20:53,209
‫با خودم گفتم باید ببرمش.

216
00:20:54,460 --> 00:20:55,786
‫چسبیدن به پاول...

217
00:20:55,836 --> 00:20:58,798
‫تنها راهی بود که می تونستم ببرمش استخر.

218
00:21:00,508 --> 00:21:02,093
‫بویامون!

219
00:21:02,635 --> 00:21:04,428
‫همونطور که منو بُردی.

220
00:21:09,684 --> 00:21:11,102
‫زیادی نریز، بابایی.

221
00:21:12,228 --> 00:21:13,479
‫عه...

222
00:21:15,523 --> 00:21:17,233
‫با این قشنگ خوابش می بره.

223
00:21:18,275 --> 00:21:21,437
‫می دونی، نباید کنترل وضعیت رو از دست بدیم، وروجک.

224
00:21:21,487 --> 00:21:23,030
‫[کتامین؛ داروی بی هوشی]
‫[آرام بخشِ اسب]

225
00:21:23,072 --> 00:21:24,198
‫آره.

226
00:21:25,074 --> 00:21:28,119
‫نباید کنترلش از دستمون خارج بشه.

227
00:21:38,004 --> 00:21:39,588
‫غذای مورد علاقه ـت رو آوردم، پاولی.

228
00:21:39,630 --> 00:21:42,633
‫پای مرغِ آماده، به همون روشی که
‫بابایی قبلاً برات درست میکرد.

229
00:21:44,218 --> 00:21:45,928
‫همینقدر برات بسه.

230
00:21:45,970 --> 00:21:47,805
‫الان قیمت گوشت رو می دونی؟

231
00:21:48,389 --> 00:21:50,641
‫هان؟ همه چیز داره گرون میشه.

232
00:21:51,934 --> 00:21:55,062
‫اینم بخشی از آخرالزمانه دیگه.

233
00:21:55,604 --> 00:21:56,897
‫خدا رحمتمون کنه!

234
00:22:08,033 --> 00:22:11,162
‫بیخیال! الان مثل یه بچه خوابت می بره.

235
00:22:31,807 --> 00:22:34,977
‫اونو بده من.

236
00:23:18,646 --> 00:23:20,473
‫اول باید آب رو باز کرد.

237
00:23:20,523 --> 00:23:22,942
‫- آخه چرا باید همچین کاری...
‫- اینجوری راحت تر میشه.

238
00:23:22,983 --> 00:23:24,435
‫- نمیخواد بهم بگی.
‫- پاول نشونم داد...

239
00:23:24,485 --> 00:23:25,986
‫مثل تو که چای درمانی رو نشونم دادی.

240
00:23:26,028 --> 00:23:28,530
‫حتی وقتی میرفت، باید به آب نگاه میکرد.

241
00:23:29,156 --> 00:23:31,283
‫با این کار، به فکر استخر میفتاد.

242
00:23:31,659 --> 00:23:33,953
‫اون استخری که توی بویامونه و
‫همۀ آدمای درب و داغون...

243
00:23:33,994 --> 00:23:36,497
‫گوش کن. گفتم نمیخواد به من بگی.

244
00:23:37,331 --> 00:23:40,334
‫تنها چیزی که مهمه اینه که
‫اگه زیادی بهت نزدیک شد،

245
00:23:40,376 --> 00:23:43,170
‫با این بهش ضربه بزن.

246
00:23:44,213 --> 00:23:48,550
‫قشنگ بزن توی گردنش. باشه؟

247
00:23:55,683 --> 00:23:57,017
‫دوستت دارم، بابایی.

248
00:24:03,524 --> 00:24:07,361
‫منم دوستت دارم، بچه جون.
‫ببخشید.

249
00:24:09,446 --> 00:24:11,240
‫و گفتش اگه...

250
00:24:11,865 --> 00:24:14,535
‫درسته که توی انبار، کله ام رو از جاش نکَنده...

251
00:24:14,618 --> 00:24:17,288
‫ولی مطمئناً توی اون دنیا می کَنه.

252
00:24:17,329 --> 00:24:19,164
‫اون اینجوری میگفت.

253
00:24:19,248 --> 00:24:21,458
‫منم گفتم بابایی...

254
00:24:21,959 --> 00:24:24,586
‫از اون آرام بخشِ اسب...

255
00:24:24,628 --> 00:24:26,997
‫به اندازۀ کافی درست کنه تا گیج و منگش کنه.

256
00:24:27,047 --> 00:24:28,257
‫خدای من!

257
00:24:28,716 --> 00:24:31,844
‫بهم گفت: «داری با دُم شیر بازی میکنی، وروجک».

258
00:24:35,055 --> 00:24:36,849
‫گفتم: «می دونم...

259
00:24:37,016 --> 00:24:41,895
‫ولی باید تا زنجیرهاش رو نشکسته یه کاری بکنیم».

260
00:24:44,523 --> 00:24:45,899
‫بعدش این کار رو امتحان کردیم.

261
00:25:38,118 --> 00:25:39,244
‫وروجک!

262
00:25:40,954 --> 00:25:42,623
‫زود باش، وقتمون کمه.

263
00:25:43,832 --> 00:25:45,042
‫زود باش!

264
00:25:46,084 --> 00:25:48,545
‫زود باش! منتظر چی هستی؟

265
00:25:49,546 --> 00:25:51,048
‫نمی تونم، بابایی.

266
00:25:52,508 --> 00:25:53,842
‫جواب نمیده!

267
00:25:53,884 --> 00:25:54,968
‫زود باش، وروجک.

268
00:26:19,284 --> 00:26:22,287
‫وروجک! بخواب روی زمین. من دید ندارم.

269
00:26:23,747 --> 00:26:25,916
‫دست به پسرِ لعنتی من نزن!

270
00:26:29,169 --> 00:26:30,629
‫این کار رو نکن!

271
00:26:32,339 --> 00:26:35,133
‫تو بد شدی لعنتی!

272
00:29:24,719 --> 00:29:26,346
‫بابایی، بیا نگاه کن.

273
00:29:27,013 --> 00:29:28,306
‫چی میخوای؟

274
00:29:29,224 --> 00:29:30,475
‫بیا نگاه کن.

275
00:29:40,986 --> 00:29:43,196
‫چرا دیگه قیافه ـش مثل قبل نیست؟

276
00:29:44,281 --> 00:29:46,533
‫دلیلش اینه که اون دیگه مُرده، وروجک.

277
00:29:46,575 --> 00:29:48,151
‫بدی از بدنش رفته بیرون.

278
00:29:48,201 --> 00:29:50,203
‫با اون گلولۀ لامصب رفت بیرون.

279
00:29:50,704 --> 00:29:53,540
‫اون اولین بچۀ منه.

280
00:29:53,582 --> 00:29:55,834
‫لعنتی چقدر شبیه مادرشه.

281
00:29:56,459 --> 00:29:58,620
‫اگه اینجوری پیداش کنن، منو میندازن هلفدونی.

282
00:29:58,670 --> 00:30:01,673
‫یا میندازنم زندان دولتی یا دیوونه خونه.

283
00:30:01,715 --> 00:30:04,050
‫البته اگه قبلش اعدامم نکنن!

284
00:30:04,426 --> 00:30:06,303
‫من می تونم ببرمش، بابایی.

285
00:30:07,721 --> 00:30:09,055
‫چطور می تونی ببریش؟

286
00:30:09,389 --> 00:30:12,058
‫میخوای زنده ـش رو ببری
‫ولی مُرده ـش رو نمی تونستی؟

287
00:30:14,853 --> 00:30:16,229
‫الان فرق میکنه.

288
00:30:16,813 --> 00:30:18,315
‫الان نمی تونه مقاومت کنه.

289
00:30:18,356 --> 00:30:21,276
‫نمی تونه لنگر باشه.
‫می دونم که می تونم.

290
00:30:24,487 --> 00:30:26,156
‫برو عقب، بابایی.

291
00:30:26,197 --> 00:30:27,240
‫با من بودی؟

292
00:30:27,991 --> 00:30:29,159
‫برو عقب!

293
00:30:29,993 --> 00:30:32,028
‫وروجک، عقل کوفتیت رو از دست دادی؟

294
00:30:32,078 --> 00:30:33,204
‫برو عقب!

295
00:30:34,164 --> 00:30:37,826
‫جرئت داری یه بار دیگه بگو.
‫اگه جیگرش رو داری بگو!

296
00:30:37,876 --> 00:30:40,086
‫اگه دوباره این حرف رو بهم بزنی، بخدا قسم...

297
00:30:40,712 --> 00:30:41,755
‫برو عقب، بابایی!

298
00:31:27,383 --> 00:31:31,137
‫اونموقع که مُرده بود هم مثل همیشه...

299
00:31:33,348 --> 00:31:34,474
‫خیلی آسون بُردمش.

300
00:31:40,563 --> 00:31:46,069
‫می دونی...خاک اطراف درخت های تپۀ «عزیز دل»...

301
00:31:46,152 --> 00:31:48,029
‫نرم هستن.

302
00:32:01,376 --> 00:32:03,169
‫برای همین اونجا خوابوندمش.

303
00:32:19,769 --> 00:32:21,771
‫[روحش شاد]

304
00:32:56,973 --> 00:32:59,267
‫چرا کاری کردی همۀ اینا رو یادم بیاد؟

305
00:33:05,440 --> 00:33:09,611
‫همون بیل نقره ای که باهاش نجاتش دادی!

306
00:33:10,236 --> 00:33:14,532
‫اون گفت حتی قبل از اولین باری که ببینیش
‫اون بیل رو دیده بودی.

307
00:33:15,408 --> 00:33:16,826
‫دیده بودی؟

308
00:33:18,036 --> 00:33:19,287
‫آره.

309
00:33:22,832 --> 00:33:25,418
‫به خاطرِ...به خاطرِ آمانداست!

310
00:33:28,379 --> 00:33:30,840
‫به خاطر دولی نیست. به خاطر آمانداست.

311
00:33:32,133 --> 00:33:33,468
‫به خاطرِ...

312
00:33:51,694 --> 00:33:55,323
‫وقتی خواستیم در مورد این سفر حرف بزنیم،

313
00:33:55,615 --> 00:34:02,288
‫می تونیم بگیم که چقدر قشنگ بود و
‫چه برفی اومده بود.

314
00:34:03,247 --> 00:34:05,541
‫کل هتل تماماً در اختیار خودمون بود.

315
00:34:06,459 --> 00:34:08,378
‫ولی...چیزای دیگه...

316
00:34:08,503 --> 00:34:10,330
‫چیزای مربوط به برادرت و جایی که رفتیم...

317
00:34:10,380 --> 00:34:12,173
‫انگار اصلاً اتفاق نیفتاده.

318
00:34:13,633 --> 00:34:15,635
‫چون نمی تونم باهاشون کنار بیام.

319
00:34:17,011 --> 00:34:19,639
‫یعنی شاید پدرت هم همین حس رو داشته.

320
00:34:19,680 --> 00:34:23,101
‫ببین، یه چیزی در مورد استخر هست که باید بدونی.

321
00:34:23,142 --> 00:34:27,480
‫همۀ شاعرها و هنرمندها و داستان سراها
‫به اون استخر میرن.

322
00:34:27,897 --> 00:34:31,601
‫خطرناکه ولی از طرفی شفا میده و احیا میکنه!

323
00:34:31,651 --> 00:34:32,985
‫مثل قوۀ تخیل انسان ها!

324
00:34:33,069 --> 00:34:35,613
‫عالی شد. دیگه لازم نیست ازت بپرسم
‫ایده هات رو از کجا میاری.

325
00:34:35,655 --> 00:34:36,606
‫حالا میشه بیخیالش بشیم؟

326
00:34:36,656 --> 00:34:38,074
‫- حتماً.
‫- تا ابد؟

327
00:34:38,449 --> 00:34:43,246
‫ولی اگه یه موقع خواستی بری،
‫یادت باشه: آب بهترین گزینه ـست.

328
00:34:44,872 --> 00:34:46,040
‫باشه.

329
00:36:01,198 --> 00:36:03,075
‫خیلی نزدیکه، عزیزم.

330
00:36:03,993 --> 00:36:05,745
‫نمی فهمم چی میگی.

331
00:36:07,622 --> 00:36:09,081
‫می دونی.

332
00:36:11,918 --> 00:36:13,878
‫از خودش صدا در میاره!

333
00:37:13,854 --> 00:37:15,272
‫دستم رو فشار بده.

334
00:37:15,856 --> 00:37:18,192
‫اگه میخوای بری خونه، دستم رو فشار بده.

335
00:37:18,693 --> 00:37:20,736
‫باید ساکت باشید، خانم.

336
00:37:21,070 --> 00:37:22,571
‫وگرنه شاید اون بیاد.

337
00:37:26,117 --> 00:37:27,660
‫باید کمکم کنی.

338
00:37:28,327 --> 00:37:30,538
‫باید کمکم کنی.

339
00:37:30,579 --> 00:37:32,623
‫باید برگردیم خونه.

340
00:37:33,124 --> 00:37:36,210
‫ساکت باش! می کِشونیش این طرف!

341
00:37:36,585 --> 00:37:38,371
‫تو چِت شده؟

342
00:37:38,421 --> 00:37:39,663
‫مبارزه کرده.

343
00:37:39,713 --> 00:37:40,965
‫تو از کجا میدونی؟

344
00:37:42,466 --> 00:37:44,385
‫باید برگردی.

345
00:37:46,971 --> 00:37:49,390
‫فکر نمیکنم اینجا جایی داشته باشی.

346
00:37:55,604 --> 00:37:56,897
‫من...

347
00:37:59,400 --> 00:38:00,901
‫دارم فکر میکنم.

348
00:38:01,444 --> 00:38:05,114
‫نه، فکر نمیکنی.
‫لازم نیست اینجا باشی.

349
00:38:05,364 --> 00:38:07,858
‫به نظرم دلت نمیخواد اینجا باشی.

350
00:38:07,908 --> 00:38:09,785
‫به خاطر همین دوگانه هستی.

351
00:38:10,202 --> 00:38:12,863
‫برای همین لباس افغانیِ مامان رو آوردی.

352
00:38:12,913 --> 00:38:15,199
‫اگه غیر از این بود، بین این همه آدم...

353
00:38:15,249 --> 00:38:16,417
‫نمی تونستم پیدات کنم.

354
00:38:17,084 --> 00:38:18,586
‫تو استعداد ذاتی داری.

355
00:38:21,297 --> 00:38:24,792
‫فقط چشم هات رو ببند و برو.

356
00:38:24,842 --> 00:38:26,043
‫بدون تو؟

357
00:38:26,093 --> 00:38:28,846
‫هیس!

358
00:38:29,346 --> 00:38:30,848
‫نمیخوام ساکت باشم.

359
00:38:30,973 --> 00:38:33,100
‫هیس!

360
00:38:41,275 --> 00:38:42,985
‫باید بری!

361
00:38:51,952 --> 00:38:53,537
‫برمیگردم.

362
00:38:55,706 --> 00:38:57,416
‫اینو با خودم می برم.

363
00:38:58,209 --> 00:39:00,377
‫چون مال منه.

364
00:39:03,214 --> 00:39:05,007
‫اون چیه؟

365
00:39:05,049 --> 00:39:06,050
‫نمی دونم.

366
00:39:10,262 --> 00:39:12,056
‫دوست ندارم اینجا باشم.

367
00:39:12,723 --> 00:39:14,224
‫چیزی نیست.

368
00:39:18,062 --> 00:39:20,230
‫پاول!

369
00:39:38,832 --> 00:39:40,542
‫- اسکات!
‫- هیس!

370
00:39:40,584 --> 00:39:43,170
‫- اسکات!
‫- فقط ساکت باش. بیا بریم.

371
00:39:44,964 --> 00:39:46,298
‫تقصیر توئه!

372
00:39:47,967 --> 00:39:50,386
‫تمرکز کن. ما رو ببر خونه.

373
00:39:50,427 --> 00:39:52,012
‫فکر میکنی مشهوری...

374
00:39:52,513 --> 00:39:53,681
‫ولی نیستی!

375
00:39:56,308 --> 00:39:59,353
‫به خاطر لباس افغانی بود.
‫لنگرِ من به اینجا اون بود.

376
00:40:19,957 --> 00:40:21,659
‫شاید فکر کنی یه دنیایی هست.

377
00:40:21,709 --> 00:40:25,129
‫می دونم که خودم اینطور فکر میکردم،
‫چون اسکات کاری کرد باورش کنم،

378
00:40:25,963 --> 00:40:28,799
‫ولی بویامون واقعی نیست.

379
00:40:30,217 --> 00:40:34,555
‫جاییه که اسکات و برادرش وانمود میکردن میرفتن.

380
00:40:35,389 --> 00:40:37,266
‫برو، پاول. برو بولی مون...
‫(اسمش رو اشتباه گفت)

381
00:40:37,307 --> 00:40:39,643
‫یا هر چی که خودتون دوتا اسمش رو گذاشتید.

382
00:40:40,936 --> 00:40:43,230
‫من می تونم ببرمش، بابایی.

383
00:40:43,731 --> 00:40:45,065
‫جداً؟

384
00:40:45,357 --> 00:40:47,651
‫آره.

385
00:41:04,751 --> 00:41:08,881
‫نمیخوام اینجا باشم. لیسی! لیسی!

386
00:41:08,922 --> 00:41:11,800
‫ولی اگه یه موقع لازم شد بری، یادت باشه:

387
00:41:11,884 --> 00:41:13,218
‫آب بهترین گزینه ـست.

388
00:42:41,640 --> 00:42:45,018
‫[شاید بتونم به آماندا کمک کنم]

389
00:42:50,232 --> 00:42:53,485
‫[امشب ساعت نُه بیا اینجا]
‫[دوستت دارم]

390
00:43:59,718 --> 00:44:02,804
‫لیسی، مراقب باش!

391
00:44:13,356 --> 00:44:18,278
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «TheFlashPoint»

392
00:44:20,278 --> 00:44:30,278
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M