1
00:00:50,467 --> 00:00:55,430
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «TheFlashPoint»

2
00:00:56,430 --> 00:01:06,430
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:01:12,405 --> 00:01:17,911
‫گل برای لذت خود شکوفا می شود.
‫«اسکار وایلد»

4
00:01:24,459 --> 00:01:25,877
‫اون لیسی رو بُرد؟

5
00:01:26,920 --> 00:01:29,506
‫نه. لیسی اونو بُرد.

6
00:01:29,839 --> 00:01:32,008
‫خب... تا کِی؟

7
00:01:32,050 --> 00:01:34,752
‫یعنی... کِی برمیگرده؟

8
00:01:34,802 --> 00:01:36,504
‫شاید برنگرده. خودت می دونی، مگه نه؟

9
00:01:36,554 --> 00:01:38,715
‫نه، نمی دونم. هیچی نمی دونم.
‫پس انقدر منو هول نکن، باشه؟

10
00:01:38,765 --> 00:01:40,433
‫همین الانش هم هول کردی.

11
00:01:41,559 --> 00:01:42,644
‫فقط می تونیم صبر کنیم.

12
00:01:43,102 --> 00:01:45,355
‫وقتی خشکت زده بود بیشتر ازت خوشم میومد.
‫جدی میگم!

13
00:01:45,396 --> 00:01:46,848
‫حرف واقعاً زشتی زدی.

14
00:01:46,898 --> 00:01:49,392
‫خیلی خب. الان چراغ ها رو روشن می کنم.
‫خوبی؟

15
00:01:49,442 --> 00:01:50,693
‫نه!

16
00:01:58,868 --> 00:02:00,078
‫لیسی؟

17
00:02:03,498 --> 00:02:04,582
‫لیسی؟

18
00:02:08,544 --> 00:02:09,921
‫لیسی.

19
00:02:32,277 --> 00:02:33,653
‫بیا اینطرف.

20
00:02:36,906 --> 00:02:38,700
‫بیا اینطرف.

21
00:03:29,000 --> 00:03:30,460
‫یالا!

22
00:05:10,726 --> 00:05:12,395
‫منو ببین!

23
00:05:35,001 --> 00:05:36,585
‫باهام چیکار کردی؟

24
00:05:43,426 --> 00:05:45,344
‫باهام چیکار کردی، کثافت؟

25
00:06:12,538 --> 00:06:14,832
‫من پسر اسکات لندن هستم.

26
00:06:18,544 --> 00:06:20,212
‫من پیشگوئم!

27
00:06:23,716 --> 00:06:25,551
‫من فانوس دریایی ام.

28
00:06:34,226 --> 00:06:35,561
‫من از اینجا ببر، اسکاتی.

29
00:09:07,046 --> 00:09:08,088
‫وای لیسی!

30
00:09:08,130 --> 00:09:10,341
‫- لیسی، عزیزم.
‫- سلام.

31
00:09:10,716 --> 00:09:13,844
‫- وای خدا.
‫- خدایا، لیسی. خیلی ترسیده بودیم.

32
00:09:16,764 --> 00:09:20,092
‫- حالت خوبه؟
‫- آره. اون دیگه مُرده.

33
00:09:20,142 --> 00:09:21,602
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

34
00:09:22,186 --> 00:09:23,312
‫خوبه.

35
00:09:24,355 --> 00:09:25,814
‫در مورد تفنگ دروغ گفتی!

36
00:09:25,856 --> 00:09:28,859
‫آره، دروغ گفتم.
‫الان می خوای بحث اونو بکشی وسط؟

37
00:09:29,568 --> 00:09:30,736
‫نه.

38
00:09:32,071 --> 00:09:33,897
‫خیلی خب.

39
00:09:33,947 --> 00:09:36,658
‫شماها اصلاً اینجا نیومدید.
‫می فهمید چی میگم؟

40
00:09:37,201 --> 00:09:38,861
‫- آره.
‫- آره.

41
00:09:38,911 --> 00:09:43,082
‫اسکات پیشت بود،
‫در تمام این مدت راهنماییت می کرد، مگه نه؟

42
00:09:43,874 --> 00:09:45,042
‫آره.

43
00:11:04,955 --> 00:11:06,373
‫آه، دَن!

44
00:11:08,375 --> 00:11:09,376
‫آه!

45
00:11:10,961 --> 00:11:12,546
‫واقعاً شرمنده ام.

46
00:12:37,464 --> 00:12:39,966
‫پلیس «کلیوز میلز».
‫افسر «روری هال» صحبت می کنه.

47
00:12:40,008 --> 00:12:41,676
‫سلام، لیسا لندن هستم.

48
00:12:41,718 --> 00:12:43,345
‫یه اتفاق وحشتناک افتاده.

49
00:12:43,387 --> 00:12:45,680
‫- حالتون خوبه، خانم لندن؟
‫- نه، من خوبم.

50
00:12:45,722 --> 00:12:49,810
‫فقط اومدم تا ببینم طوفان چقدر آسیب وارد کرده و...

51
00:12:52,729 --> 00:12:56,066
‫ازتون می خوام فوراً بیاید اینجا.

52
00:12:56,983 --> 00:12:58,402
‫باشه، حتماً.

53
00:12:58,819 --> 00:13:00,529
‫خب، ممنونم.

54
00:13:00,821 --> 00:13:03,657
‫- خیلی خب. ما داریم میایم.
‫- باشه.

55
00:13:09,121 --> 00:13:11,123
‫[قاتلِ سرکار دنیل بکمن همچنان متواری است]

56
00:13:33,436 --> 00:13:35,939
‫لیسی. میشه حرف بزنیم؟

57
00:13:36,773 --> 00:13:38,108
‫حتماً.

58
00:13:38,942 --> 00:13:41,069
‫میای غذاخوری؟

59
00:13:41,111 --> 00:13:42,612
‫پای می خوری؟

60
00:13:42,654 --> 00:13:44,239
‫- پای تمشک آبی!
‫- اوهوم.

61
00:13:47,200 --> 00:13:49,194
‫اولین بار بود که جلوی هیئت منصفۀ عالی قرار گرفتی؟

62
00:13:49,244 --> 00:13:50,570
‫آره.

63
00:13:50,620 --> 00:13:51,863
‫ترسناک بود؟

64
00:13:51,913 --> 00:13:53,406
‫نه واقعاً. فقط می خواستن بدونن...

65
00:13:53,456 --> 00:13:55,625
‫چطور سرکار بکمن رو پیدا کردم،
‫منم بهشون گفتم.

66
00:13:56,501 --> 00:13:58,537
‫اومدی بیرون تا ببینی طوفان چقدر آسیب وارد کرده.

67
00:13:58,587 --> 00:14:01,631
‫دقیقاً. کمک دیگه ای از دستم بر میاد؟

68
00:14:02,507 --> 00:14:03,633
‫هیچوقت نپرسیدی.

69
00:14:03,758 --> 00:14:05,135
‫چیو؟

70
00:14:05,260 --> 00:14:06,837
‫در مورد جیم دولی.

71
00:14:06,887 --> 00:14:09,139
‫آخ، آره.
‫پیداش کردن؟

72
00:14:09,180 --> 00:14:11,474
‫نه. ماشینی که سوارش شده بود رو پیدا کردن.

73
00:14:11,808 --> 00:14:14,644
‫ولی هیچ اثری از خودش نبود.

74
00:14:16,271 --> 00:14:19,357
‫شاید بعد از اینکه به دَن شلیک کرده ترسیده و
‫فرار کرده.

75
00:14:19,983 --> 00:14:22,944
‫بدون ماشینش؟ اینطور فکر می کنی؟

76
00:14:23,987 --> 00:14:25,780
‫چیزی میخوای بگی، کریگ؟

77
00:14:27,782 --> 00:14:28,950
‫خب...

78
00:14:30,201 --> 00:14:33,538
‫دَن بکمن افسر و دوست خوبی بود.

79
00:14:34,706 --> 00:14:37,334
‫دولی مثل سگ با گلوله کُشتش.

80
00:14:38,001 --> 00:14:39,953
‫اگه بلایی سر مَردی که این کار رو کرده اومده باشه،

81
00:14:40,003 --> 00:14:41,880
‫اینطور نیست که شب ها با گریه خوابم ببره!

82
00:14:42,964 --> 00:14:43,999
‫تو چی، لیسی؟

83
00:14:44,049 --> 00:14:45,592
‫به هیچ وجه.

84
00:14:49,137 --> 00:14:50,513
‫شاید مُرده باشه.

85
00:14:51,097 --> 00:14:52,432
‫شاید آره.

86
00:14:53,099 --> 00:14:56,853
‫اگه مُرده باشه، به گمونم بالاخره یه روز
‫یه نفر جسدش رو پیدا می کنه.

87
00:14:58,730 --> 00:15:00,690
‫فکر نکنم پیداش کنن.

88
00:15:00,815 --> 00:15:01,816
‫چرا؟

89
00:15:02,984 --> 00:15:04,361
‫فقط یه حسی بهم میگه!

90
00:15:07,113 --> 00:15:09,115
‫چیزی هست که بهم نگفتی؟

91
00:15:12,035 --> 00:15:13,203
‫آره.

92
00:15:22,212 --> 00:15:24,172
‫برو پای ـت رو بخور.
‫(پای: نوعی غذا مثل کیک)

93
00:15:25,465 --> 00:15:26,675
‫ازش لذت ببر.

94
00:15:28,885 --> 00:15:30,220
‫ممنونم.

95
00:15:59,749 --> 00:16:01,418
‫توی یه شکار بول ام.

96
00:16:03,044 --> 00:16:04,921
‫عزاداری یه شکار بول ـه.

97
00:16:07,590 --> 00:16:08,541
‫[جیگر طلا]

98
00:16:08,591 --> 00:16:10,760
‫اگه همۀ سرنخ ها رو پیدا کنی...

99
00:16:11,761 --> 00:16:13,596
‫اونوقت یه جایزه می گیری.

100
00:16:20,228 --> 00:16:22,272
‫اسکات یه حرفی زد.
‫[جیگر طلا، خرگوشه کمکت می کنه. بول!]

101
00:16:22,313 --> 00:16:25,692
‫یه چیزی در مورد یه داستان بود.
‫گفتش داستان لیسی!

102
00:17:08,318 --> 00:17:10,820
‫دیگه تمومه، خانم لندن.
‫می خواید برای آخرین بار نگاه کنید؟

103
00:17:11,988 --> 00:17:14,073
‫نه، بهتون اعتماد دارم.

104
00:17:19,162 --> 00:17:22,582
‫خب، نوشته هاش توی «فوگلر»
‫خونۀ خوبی پیدا می کنند.

105
00:17:23,082 --> 00:17:25,418
‫آره، مطمئنم همینطوره.
‫مطمئنم.

106
00:17:28,546 --> 00:17:31,674
‫من همۀ کتاب های شوهرتون رو خوندم، خانم لندن.

107
00:17:33,301 --> 00:17:36,220
‫پنج بار «اشیاء مقدس» رو خوندم.

108
00:17:36,262 --> 00:17:38,431
‫در شرایط سختی از زندگیم با اون کتاب کمکم کرد.

109
00:17:39,849 --> 00:17:42,518
‫واقعاً بابت مرگش بهتون تسلیت میگم، خانم.

110
00:17:46,189 --> 00:17:47,357
‫ممنون.

111
00:18:27,063 --> 00:18:30,066
‫باید در مورد کفن پوش ها برام بگی.

112
00:18:37,407 --> 00:18:39,942
‫چون اونا بیماران كاتاتونى  نیستن، مگه نه؟
‫(کسانی که خشکشون میزنه)

113
00:18:39,992 --> 00:18:41,661
‫توی کُما هم نیستن.

114
00:18:44,539 --> 00:18:46,124
‫جزء رفتگی ها هم نیستن.

115
00:18:49,043 --> 00:18:50,586
‫اونا مُردن.

116
00:18:52,422 --> 00:18:54,132
‫بیشترشون میرن...

117
00:18:54,924 --> 00:18:57,677
‫ولی بعضی هاشون می مونن.

118
00:19:01,431 --> 00:19:03,850
‫حداقل یه مدت صبر می کنن.

119
00:19:21,826 --> 00:19:23,119
‫می فهمم.

120
00:19:29,459 --> 00:19:33,838
‫درک می کنم. چیزی نیست. چیزی نیست.

121
00:20:03,910 --> 00:20:06,370
‫دارلا هستم.
‫لطفاً پیغام بگذارید.

122
00:20:06,412 --> 00:20:07,496
‫سلام آبجی.

123
00:20:10,291 --> 00:20:13,669
‫چون می دونم همیشه وقتی یوگا میری
‫گوشیت رو خاموش می کنی.

124
00:20:14,503 --> 00:20:17,924
‫خلاصه، من باید برم.

125
00:20:23,846 --> 00:20:27,016
‫ولی بر می گردم.
‫یعنی، امیدوارم برگردم.

126
00:20:28,643 --> 00:20:32,772
‫ولی اگه اتفاقی برای آماندا افتاد...

127
00:20:32,813 --> 00:20:36,692
‫فقط دوباره درست و درمونش کن. باشه؟

128
00:20:37,443 --> 00:20:40,196
‫می دونم که می کنی.
‫می تونم روت حساب کنم.

129
00:20:40,571 --> 00:20:43,482
‫هممم... ببین، نمی خوام نگرانت کنم.

130
00:20:43,532 --> 00:20:46,077
‫یعنی شاید الانش هم نگرانت کرده باشم.
‫ببخشید.

131
00:20:47,870 --> 00:20:49,038
‫دوستت دارم.

132
00:20:51,249 --> 00:20:52,750
‫جفتتون رو دوست دارم.

133
00:21:03,636 --> 00:21:05,846
‫گفتش داستان لیسی!

134
00:21:06,806 --> 00:21:09,725
‫ولی هیچوقت کتابی رو بهت تقدیم نکرد که؟ کرد؟

135
00:21:11,560 --> 00:21:13,187
‫همه ـشون مال من بودند.

136
00:22:00,698 --> 00:22:10,698
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

137
00:22:58,209 --> 00:23:01,045
‫[بول! پایان.]

138
00:23:17,770 --> 00:23:21,232
‫[داستان لیسی؛ اثر اسکات لندن]

139
00:23:26,070 --> 00:23:29,198
‫لیسی، روزی روزگاری...

140
00:23:29,365 --> 00:23:33,035
‫دوتا برادر بودن که در مزرعه ای دور افتاده...

141
00:23:33,077 --> 00:23:34,453
‫در پنسیلوانیا زندگی می کردن.

142
00:23:35,037 --> 00:23:39,708
‫یه سال توی فصل پاییز،
‫بدی اومد سراغ برادر بزرگتر!

143
00:23:40,292 --> 00:23:43,879
‫یا میشه گفت، متمایل به خودکُشی شده بود.

144
00:23:46,465 --> 00:23:50,636
‫برای همین، پدر پسرک مجبور شد اونو بکُشه.

145
00:23:55,641 --> 00:24:00,104
‫برادر کوچیکترش اون رو
‫در کنار تپۀ جادویی ای خاک کرد

146
00:24:01,105 --> 00:24:04,441
‫و زندگی در مزرعۀ دور افتاده ادامه پیدا کرد.

147
00:24:05,276 --> 00:24:07,111
‫ولی در ماه نوامبر...

148
00:24:07,528 --> 00:24:08,946
‫ساندویچم کجاست؟

149
00:24:08,988 --> 00:24:10,990
‫داره آماده میشه، بابایی.
‫داره آماده میشه.

150
00:24:11,115 --> 00:24:14,451
‫برای آن دو نفری که باقی مانده بودند
‫خیلی هم زندگی باقی نمانده بود.

151
00:24:15,703 --> 00:24:17,913
‫آمریکا داره به فنا میره، برادران و خواهران!

152
00:24:17,955 --> 00:24:20,791
‫کل دنیا داره به فنا میره.
‫هر جا که میرید خودتون می بینید.

153
00:24:20,916 --> 00:24:24,211
‫گوسالۀ طلایی و صدای فلوتِ کافرها.

154
00:24:24,253 --> 00:24:26,246
‫ساندویچ لامصب من کجاست؟

155
00:24:26,296 --> 00:24:27,915
‫بخدا قسم اگه نیای اینجا...

156
00:24:27,965 --> 00:24:29,466
‫و ساندویچ لعنتیم رو بهم ندی...

157
00:24:31,427 --> 00:24:32,428
‫عیسی!

158
00:24:36,640 --> 00:24:38,842
‫ولی فقط یه مسیر حقیقی به بهشت وجود داره.

159
00:24:38,892 --> 00:24:41,478
‫من راهشم. من حقیقتم. من روشنایی ام.

160
00:24:42,730 --> 00:24:43,847
‫و یه راه پیشروی داره،

161
00:24:43,897 --> 00:24:46,150
‫راهی برای بهتر شدن داره ولی باید تسلیم بشید.

162
00:24:46,275 --> 00:24:47,559
‫باید بیخیال کارهای بد بشید.

163
00:24:47,609 --> 00:24:50,029
‫روش کپک داره. اون کپکه. می بینیش؟

164
00:24:50,112 --> 00:24:54,283
‫آره. هممم... می تونم برم پایین
‫و از فروشگاه «مولی» نون تازه بگیرم.

165
00:24:55,325 --> 00:24:56,702
‫توی قوطی پول هست.

166
00:25:00,581 --> 00:25:01,915
‫خودت بخورش.

167
00:25:02,624 --> 00:25:04,126
‫بابایی!

168
00:25:08,047 --> 00:25:09,423
‫فقط یه کم کپکه.

169
00:25:11,508 --> 00:25:13,761
‫بخورش! گفتم بخورش! بخورش!

170
00:25:21,894 --> 00:25:24,304
‫اگه بالا بیاریش، مجبورت می کنم دوباره بخوریش.

171
00:25:24,354 --> 00:25:25,564
‫قورتش بده.

172
00:25:26,523 --> 00:25:28,016
‫حالا فرق کنید که فقط دست هاتون نیست،

173
00:25:28,066 --> 00:25:29,526
‫کل بدنتونه!

174
00:25:29,651 --> 00:25:31,061
‫اون پایین جیغ می زنید: «ولم کن».

175
00:25:31,111 --> 00:25:32,112
‫خوبه.

176
00:25:33,197 --> 00:25:35,365
‫خیلی خب، حالا بزن به چاک.

177
00:25:42,831 --> 00:25:44,208
‫می شنوی؟

178
00:25:47,169 --> 00:25:48,754
‫هممم...

179
00:25:48,796 --> 00:25:50,748
‫الان سر به سرم نذار. می دونم که می شنوی.

180
00:25:50,798 --> 00:25:52,216
‫آره، بابایی.

181
00:25:52,299 --> 00:25:53,884
‫- می شنویش؟
‫- آره، بابایی.

182
00:25:54,009 --> 00:25:55,677
‫- می دونی کیه؟
‫- نه.

183
00:25:56,970 --> 00:25:58,263
‫پاول ـه.

184
00:25:58,305 --> 00:26:00,098
‫- نه، بابایی.
‫- آره، خودشه.

185
00:26:00,140 --> 00:26:01,967
‫- یا موش ها هستن یا باده.
‫- می دونی...

186
00:26:02,017 --> 00:26:04,344
‫این صدای باد یا یه موش کوفتی نیست.

187
00:26:04,394 --> 00:26:06,313
‫بهم دروغ نگو. پاول ـه.

188
00:26:06,897 --> 00:26:08,732
‫گفتی می خوای خاکش کنی.

189
00:26:09,650 --> 00:26:10,776
‫خاکش کردی؟

190
00:26:10,817 --> 00:26:11,902
‫بله.

191
00:26:12,569 --> 00:26:13,820
‫- عمیق؟
‫- بله.

192
00:26:17,908 --> 00:26:21,161
‫خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب.
‫باشه، باشه، خیلی خب.

193
00:26:22,120 --> 00:26:25,082
‫گورت رو گُم کن.

194
00:26:26,583 --> 00:26:28,368
‫- یه «خدا رو شکر» میگید؟
‫- خدا رو شکر!

195
00:26:28,418 --> 00:26:30,587
‫- یه آمین میگید؟
‫- آمین!

196
00:26:30,671 --> 00:26:31,663
‫یه «خدا رو شکر» میگید؟

197
00:26:31,713 --> 00:26:33,665
‫دیگه کم کم بر می گردی سرِ کار؟

198
00:26:33,715 --> 00:26:35,217
‫چیه؟ داری کتاب می نویسی؟

199
00:26:35,968 --> 00:26:37,094
‫نه.

200
00:26:38,095 --> 00:26:39,930
‫نه، بر نمی گردم سرِ کار.

201
00:26:39,972 --> 00:26:42,432
‫هیچوقت بر نمی گردم سرِ کار. باشه؟ بر نمی گردم.

202
00:26:42,558 --> 00:26:45,644
‫به گمونم به خودت مربوطه.
‫من میرم فروشگاهِ پایین.

203
00:26:48,355 --> 00:26:49,606
‫وروجک!

204
00:26:52,484 --> 00:26:53,944
‫وروجک، رفیق، بیا اینجا.

205
00:27:05,455 --> 00:27:07,624
‫اونموقع که از بالای اون انبار پریدی رو یادت میاد؟

206
00:27:11,336 --> 00:27:13,547
‫اون روز شجاع بودی، پسرم.

207
00:27:15,632 --> 00:27:18,010
‫- بله، بابایی.
‫- باید شجاع باشی.

208
00:27:19,136 --> 00:27:22,973
‫چون هر چی که باشه، حالا میخواد...

209
00:27:23,348 --> 00:27:26,018
‫باد باشه یا میخواد موش باشه،

210
00:27:26,059 --> 00:27:30,522
‫یا میخواد روح باشه یا پاول باشه...

211
00:27:31,315 --> 00:27:33,817
‫نمیذارم بهت آسیبی بزنه.

212
00:27:36,236 --> 00:27:39,156
‫دیگه نمیذارم بهت آسیب بزنه، باشه؟

213
00:27:39,197 --> 00:27:40,282
‫باشه.

214
00:27:41,533 --> 00:27:43,327
‫ولی باید شجاع باشی.

215
00:27:44,119 --> 00:27:45,329
‫باشه.

216
00:27:46,455 --> 00:27:47,873
‫الان وقت توئه.

217
00:27:48,707 --> 00:27:49,958
‫می دونم، بابایی.

218
00:28:00,385 --> 00:28:06,183
‫برو دیگه تنهام بذار...

219
00:28:08,351 --> 00:28:10,103
‫کثافتا!

220
00:28:15,859 --> 00:28:19,946
‫حدود یکی دو هفته همینطور پیش رفت.

221
00:28:21,031 --> 00:28:23,784
‫و بعد یک روز صبح، حول و حوش ساعت 9...

222
00:28:36,379 --> 00:28:38,048
‫بابایی، اون چیه؟

223
00:28:38,090 --> 00:28:39,966
‫یه ماشین لامصبه، وروجک!

224
00:28:40,008 --> 00:28:41,384
‫مگه از صداش نمی فهمی؟

225
00:28:41,635 --> 00:28:46,556
‫فکر کنم دیگه به فنا رفتم!
‫دیگه تمومه. اونا همه چیز رو می دونن.

226
00:28:47,724 --> 00:28:49,976
‫قضیه اینه که دارن میان سراغم.

227
00:28:52,687 --> 00:28:53,847
‫فرانک لعنتی ـه.

228
00:28:53,897 --> 00:28:56,683
‫فرانک لامصب، همیشه سرش تو کار مردمه.

229
00:28:56,733 --> 00:28:58,435
‫- اینجا چیکار میکنه؟
‫- بابایی، بهش شلیک نکن.

230
00:28:58,485 --> 00:28:59,811
‫بیا اینجا.

231
00:28:59,861 --> 00:29:01,229
‫نمی خوای بهش شلیک کنم؟

232
00:29:01,279 --> 00:29:04,199
‫از خوندنِ این کتاب های وامونده خوشت میاد؟ هان؟

233
00:29:04,241 --> 00:29:05,450
‫از خوندنشون خوشت میاد؟

234
00:29:05,492 --> 00:29:08,119
‫پس وای به حالت اگه یه داستان خوب سر هم نکنی!
‫وای به حالت!

235
00:29:08,161 --> 00:29:10,197
‫هیس!

236
00:29:10,247 --> 00:29:12,115
‫خودم از شرش خلاص میشم.

237
00:29:12,165 --> 00:29:13,542
‫همین کار رو بکن.

238
00:29:22,926 --> 00:29:24,711
‫سلام، پسرم.

239
00:29:24,761 --> 00:29:27,047
‫تو باید یکی از پسرای اسپارکی باشی.

240
00:29:27,097 --> 00:29:28,932
‫بله آقا، همینطوره.

241
00:29:29,266 --> 00:29:31,935
‫من فرانک هالزی، رئیس کارگرهای کارخونه هستم.

242
00:29:32,561 --> 00:29:34,771
‫خوشوقتم، آقا.
‫من اسکاتم.

243
00:29:35,939 --> 00:29:37,891
‫یه جورایی دلمون واسه بابات تنگ شده.

244
00:29:37,941 --> 00:29:40,694
‫شاگردش بدون دفترچۀ راهنما حتی نمی تونه...

245
00:29:40,986 --> 00:29:42,612
‫یه لامپ رو عوض کنه.

246
00:29:43,488 --> 00:29:45,407
‫از فیلادلفیا بهتون زنگ نزده؟

247
00:29:46,032 --> 00:29:48,118
‫نه پسرم، اصلاً زنگی نزده.

248
00:29:48,785 --> 00:29:53,290
‫خب، هممم...
‫اون نگران خواهرشه.

249
00:29:53,999 --> 00:29:57,544
‫خواهرش بیماری ای رو گرفته که
‫بازیکن معروف بسکتبال رو کُشت.

250
00:29:57,586 --> 00:29:58,870
‫بازیکن تیم یانکی ها!

251
00:29:58,920 --> 00:30:00,630
‫لو گریک رو میگم.

252
00:30:00,714 --> 00:30:02,549
‫اون بیماری رو گرفته؟

253
00:30:02,591 --> 00:30:04,751
‫آخی! مایۀ تأسف ـه.

254
00:30:04,801 --> 00:30:06,928
‫من حتی نمی دونستم خواهر داره.

255
00:30:07,637 --> 00:30:08,930
‫اوهوم.

256
00:30:09,681 --> 00:30:11,975
‫کی از تو و برادرت مراقبت می کنه؟

257
00:30:15,520 --> 00:30:19,608
‫هممم... خانم کول که اونطرف جاده میشینه.

258
00:30:19,941 --> 00:30:21,685
‫هر روز میاد.

259
00:30:21,735 --> 00:30:25,530
‫تازه، پاول چهار روش مختلف
‫برای درست کردنِ «میت لوف» بلده.
‫(نوعی ساندویچ)

260
00:30:26,323 --> 00:30:27,824
‫چهارتا؟ آره؟

261
00:30:27,907 --> 00:30:29,784
‫باید بهش بگم بیاد به همسرم یاد بده!

262
00:30:30,493 --> 00:30:32,746
‫به نظرت اسپارکی کِی بر می گرده؟

263
00:30:33,997 --> 00:30:36,166
‫دقیق نمی دونم.

264
00:30:37,500 --> 00:30:39,627
‫خواهرش دیگه نمی تونه راه بره.

265
00:30:40,337 --> 00:30:43,173
‫و اینجوری نفس می کشه.

266
00:30:47,010 --> 00:30:50,297
‫عه، گندش... گندمک!
‫(میخواست نگه گندش بزنن)

267
00:30:50,347 --> 00:30:52,474
‫این تقریباً بدترین چیزیه که تا حالا شنیدم.

268
00:30:52,807 --> 00:30:54,017
‫آره.

269
00:30:56,686 --> 00:30:59,856
‫خب، وقتی زنگ زد، بهش بگو یه زنگ بهم بزنه، باشه؟

270
00:31:03,610 --> 00:31:04,652
‫باشه آقا.

271
00:31:04,694 --> 00:31:07,030
‫- چشم.
‫- یه برنامه ای می ریزیم.

272
00:31:07,155 --> 00:31:11,284
‫شرکت نمی تونه برقکار خوبی
‫مثل اسپارکی لندن رو از دست بده.

273
00:31:12,410 --> 00:31:14,496
‫حالا قبل از اینکه برم...

274
00:31:17,540 --> 00:31:20,043
‫بیا. بفرما، بگیرش.

275
00:31:20,543 --> 00:31:21,711
‫از طرف من به تو!

276
00:31:22,337 --> 00:31:23,838
‫این یکی هم برای برادرته.

277
00:31:26,424 --> 00:31:29,511
‫لیسی، ناگهان عجیب ترین اتفاق ممکن افتاد.

278
00:31:31,846 --> 00:31:34,224
‫کاش بابام او را می کُشت.

279
00:31:35,975 --> 00:31:37,936
‫- ممنونم.
‫- چیز قابل داری نبود.

280
00:31:38,228 --> 00:31:40,730
‫فقط بهش بگو یه زنگ بهم بزنه.

281
00:31:41,106 --> 00:31:42,857
‫- باشه؟
‫- چشم آقا.

282
00:31:43,399 --> 00:31:44,609
‫خیلی خب.

283
00:31:50,990 --> 00:31:53,868
‫گوش کن، من خیلی بهت افتخار می کنم.

284
00:31:54,619 --> 00:31:59,207
‫ولی دیگه تمومه، وروجک.
‫قراره بدبخت بشم. اون آخرین نفر نیست که میاد.

285
00:32:19,477 --> 00:32:22,021
‫یکی از ماها توی این مزرعه می میره، وروجک.

286
00:32:23,314 --> 00:32:24,983
‫جفتمون خوب می دونیم.

287
00:32:28,194 --> 00:32:31,739
‫کدوممون می میریم؟ من یا تو؟

288
00:32:34,659 --> 00:32:36,286
‫نمی دونم، بابایی.

289
00:32:43,918 --> 00:32:45,461
‫یه شکار بول درست کردم.

290
00:32:46,754 --> 00:32:48,882
‫دقیقاً همونطور که پاول قبلاً درست می کرد.

291
00:32:48,965 --> 00:32:51,417
‫یه سرنخ پیدا کن، جایزه ـش رو بگیر.

292
00:32:51,467 --> 00:32:53,386
‫ببینیم این چه سرنخی ـه.

293
00:33:06,816 --> 00:33:09,360
‫[اگه می خوایم حالمون خوب باشه باید آب بخوریم]

294
00:33:10,320 --> 00:33:11,980
‫بعضی هاشون سرنخ هایی از...

295
00:33:12,030 --> 00:33:14,324
‫بهترین شکارهای بولی بودند که
‫پاول تا حالا درست کرده بود.

296
00:33:16,159 --> 00:33:17,785
‫بزن به چاک!

297
00:34:28,898 --> 00:34:31,401
‫روح رو نمیشه کُشت.

298
00:34:32,568 --> 00:34:33,736
‫روح رو نمیشه کُشت.

299
00:35:14,902 --> 00:35:18,281
‫[آخرین سرنخ توی اتاق نشیمن ـه. جایزه ـت رو بگیر]

300
00:35:40,845 --> 00:35:42,638
‫شرمنده ام، اسکاتی.

301
00:35:44,473 --> 00:35:46,309
‫خیلی شرمنده ام.

302
00:35:47,935 --> 00:35:49,770
‫ای خدا!

303
00:37:27,034 --> 00:37:29,036
‫[منو بکُش و کنار پاول خاکم کن لطفاً، اسکات]

304
00:38:46,989 --> 00:38:48,741
‫سعی کردم ببرمش، لیسی.

305
00:38:49,325 --> 00:38:52,828
‫همونطور که پاول رو بردم.
‫خودش اینطور می خواست.

306
00:38:53,621 --> 00:38:56,665
‫سعی کردم و سعی کردم ولی نتونستم.

307
00:40:39,101 --> 00:40:42,855
‫روز بعدی، رفتم فروشگاه مولی و گفتم:

308
00:40:42,896 --> 00:40:46,817
‫«بابام برادر بزرگم رو با خودش برد
‫و فکر کنم منو تنها گذاشتن».

309
00:40:47,901 --> 00:40:50,654
‫مولیِ پیر منو بُرد پیش کلانتر بخش،

310
00:40:50,696 --> 00:40:53,323
‫و بعدش کلانتر منو بُرد سازمان رفاه بچه ها.

311
00:40:55,367 --> 00:40:58,404
‫خیال می کردم اونا یه سری سؤال می پرسن
‫و پیداش می کنن،

312
00:40:58,454 --> 00:40:59,663
‫ولی پیداش نکردن.

313
00:41:06,044 --> 00:41:09,089
‫تو تنها کسی بودی که منو میشناختی، جیگر طلا.

314
00:41:09,756 --> 00:41:13,252
‫کسی بودی که بهم روشنایی بخشید و
‫تاریکیم رو می شناخت.

315
00:41:13,302 --> 00:41:15,804
‫حالا آخرین قسمتِ داستان رو می دونی.

316
00:41:15,929 --> 00:41:18,307
‫و من با گفتنش آزاد شدم.

317
00:41:23,020 --> 00:41:26,732
‫تو لنگری بودی که تا یه مدت منو توی این دنیا...

318
00:41:26,773 --> 00:41:29,485
‫توی دنیای ما، نگه داشته بودی.

319
00:41:39,828 --> 00:41:42,247
‫همیشه داشتی منو نجات می دادی، لیسی.

320
00:41:42,289 --> 00:41:45,959
‫برای همین یه شکار بول برات گذاشتم
‫تا بتونی آماندا رو نجات بدی...

321
00:41:46,001 --> 00:41:47,995
‫و محض اینکه یه موقع کسی مثل کول...

322
00:41:48,045 --> 00:41:51,340
‫یا یه گاوچرون اعماق فضای دیگه اومد دنبالت.

323
00:41:55,761 --> 00:41:59,806
‫ولی اصلش برای این اون بازی رو گذاشتم
‫تا فراموش نکنی و ادامه بدی.

324
00:42:01,016 --> 00:42:03,185
‫- جایزۀ واقعیت همونه!
‫- «جایزۀ واقعیت همونه»

325
00:42:04,978 --> 00:42:08,482
‫و الان که تمام وجودم رو در اختیار داری
‫می دونم که می تونی.

326
00:42:09,566 --> 00:42:10,943
‫با عشق.

327
00:42:11,026 --> 00:42:12,694
‫عشقی بی حد و مرز!

328
00:42:17,783 --> 00:42:19,117
‫راستی لیسی...

329
00:42:21,203 --> 00:42:22,663
‫دوستت دارم.

330
00:42:25,874 --> 00:42:27,709
‫منم دوستت دارم، اسکات.

331
00:42:32,214 --> 00:42:33,840
‫منم دوستت دارم.

332
00:44:32,834 --> 00:44:35,003
‫باید یه بار دیگه ببینمش.

333
00:44:40,967 --> 00:44:42,052
‫وای خدا!

334
00:45:02,906 --> 00:45:04,115
‫اینو بگیر.

335
00:46:17,480 --> 00:46:18,815
‫اسکات!

336
00:46:32,996 --> 00:46:34,164
‫اسکات!

337
00:46:38,835 --> 00:46:40,086
‫جیگر!

338
00:46:45,300 --> 00:46:46,801
‫جیگر طلا!

339
00:46:48,970 --> 00:46:50,180
‫هممم.

340
00:46:51,556 --> 00:46:54,392
‫وقتی درب بسته میشه، ما چشم تو چشمیم.

341
00:46:54,642 --> 00:46:56,478
‫ازدواج کنیم؟

342
00:46:56,519 --> 00:46:59,147
‫جیگر طلا نظرش اینه که فکر خوبیه!

343
00:46:59,773 --> 00:47:01,316
‫الان وقت ماست!

344
00:47:02,525 --> 00:47:03,818
‫من و تو!

345
00:47:05,195 --> 00:47:07,405
‫می تونیم دنیای خودمون رو بسازیم.

346
00:47:42,357 --> 00:47:43,608
‫لیسی.

347
00:47:45,568 --> 00:47:46,903
‫دوستت دارم.

348
00:48:54,429 --> 00:48:56,005
‫شوهر و طلا!

349
00:48:56,055 --> 00:48:59,225
‫شوهر و طلا! دزدان دریایی و طلا!

350
00:48:59,309 --> 00:49:02,845
‫شوهر و طلا! شوهر و طلا!

351
00:49:02,895 --> 00:49:06,149
‫شوهر و طلا! شوهر و طلا!

352
00:49:07,692 --> 00:49:09,352
‫- دخترا بیاید اینجا.
‫- مامان جون!

353
00:49:09,402 --> 00:49:11,020
‫- دندی دیو!
‫- سلام، دخترا!

354
00:49:11,070 --> 00:49:13,273
‫اینو توی گاراژ براتون ساختیم.
‫امیدوارم ازش خوشتون بیاد.

355
00:49:13,323 --> 00:49:14,949
‫هورا!

356
00:49:15,992 --> 00:49:17,443
‫کشتی «ختمی» ـه.

357
00:49:17,493 --> 00:49:18,911
‫کِشتی «ختمی» ـه.

358
00:49:20,038 --> 00:49:22,040
‫- شبیه ملوان های واقعی شدین.
‫- ممنون!

359
00:49:22,081 --> 00:49:23,291
‫- دوستت دارم، بابایی.
‫- ممنون!

360
00:49:23,333 --> 00:49:25,668
‫ختمی ـه. ختمی ـه.

361
00:49:26,794 --> 00:49:28,037
‫باورم نمیشه اینو ساختین!

362
00:49:28,087 --> 00:49:30,882
‫آماندا! لیسی! این طرف رو نگاه کنید.

363
00:49:30,965 --> 00:49:33,051
‫مراقب باشید. انگار یه هیولای دریایی اونجاست.

364
00:49:34,260 --> 00:49:36,345
‫دزدان دریایی و طلا! دزدان دریایی و طلا!

365
00:49:36,387 --> 00:49:38,473
‫من عاشق کِشتی «ختمی» ام بابایی.

366
00:49:38,556 --> 00:49:39,716
‫باهاش کلی طلا در میارید؟

367
00:49:39,766 --> 00:49:42,143
‫یه صندوق گنج کامل داریم!

368
00:49:42,226 --> 00:49:43,428
‫یه هیولای دریایی هست...

369
00:49:43,478 --> 00:49:46,230
‫ولی من و لیسی و آماندا از پسش بر اومدیم.

370
00:50:19,013 --> 00:50:20,389
‫شماها اینجا چیکار می کنید؟

371
00:50:20,431 --> 00:50:22,642
‫ما از صبحه که اینجاییم.

372
00:50:22,683 --> 00:50:23,976
‫حالت خوبه؟

373
00:50:24,393 --> 00:50:27,396
‫آره، خوبم.

374
00:50:32,735 --> 00:50:34,487
‫اسکات هنوز اونجاست؟

375
00:50:36,072 --> 00:50:37,782
‫نه، دیگه رفته.

376
00:50:41,202 --> 00:50:42,578
‫ولی من نرفتم.

377
00:50:52,672 --> 00:50:54,423
‫می خواید یه چیزی بخوریم؟

378
00:50:54,924 --> 00:50:56,375
‫آره.

379
00:50:56,425 --> 00:50:58,461
‫می تونیم برای شام بریم رستوران دبی.

380
00:50:58,511 --> 00:51:00,346
‫- دوباره دبی؟
‫- چرا که نه؟

381
00:51:04,517 --> 00:51:05,768
‫باشه.

382
00:51:07,520 --> 00:51:10,022
‫- یه دقیقه دیگه میام.
‫- باشه.

383
00:51:28,457 --> 00:51:29,959
‫چیزیم نمیشه.

384
00:53:13,646 --> 00:53:19,610
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «TheFlashPoint»

385
00:53:21,610 --> 00:53:31,610
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M