1
00:00:13,500 --> 00:00:15,625
‫خبر خوب اینه که ضربه مغزی نشده!

2
00:00:15,750 --> 00:00:17,625
‫بخیه‌هاش رو می‌تونیم یک هفته
‫دیگه بکشیم.

3
00:00:17,666 --> 00:00:20,375
‫با موافقت دکتر، فردا مرخص میشه.

4
00:00:20,500 --> 00:00:22,875
‫تاثیر نوشیدنی که بره،
‫برمی‌گرده به حالت عادیش.

5
00:00:23,000 --> 00:00:24,625
‫- باشه، ممنون، آبجی.
‫- ممنون.

6
00:00:30,291 --> 00:00:33,916
‫هی، کجا؟

7
00:00:35,791 --> 00:00:37,500
‫مهمونی هنوز تموم نشده.

8
00:00:40,166 --> 00:00:42,750
‫به کسی درباره آسیب دیدنم چیزی نگو.

9
00:00:45,291 --> 00:00:47,041
‫از این اتفاق متنفرم.

10
00:00:48,791 --> 00:00:50,875
‫شش سالم بود.

11
00:00:55,250 --> 00:00:59,875
‫عادت داشتم از درخت پشت خونه‌مون
‫برم بالا.

12
00:01:00,625 --> 00:01:06,375
‫یه روز سُر خوردم،
‫ولی شانس آوردم و مامانم من رو گرفت.

13
00:01:06,500 --> 00:01:09,250
‫بابا اومد و درخت رو از ریشه قطع کرد.

14
00:01:09,375 --> 00:01:11,125
‫دلم برای مامان تنگ شده.

15
00:01:15,375 --> 00:01:17,250
‫خیلی دلم براش تنگ شده.

16
00:01:19,791 --> 00:01:21,125
‫و برای جی.

17
00:01:24,541 --> 00:01:27,041
‫تو کلانتری دیدمش.

18
00:01:27,791 --> 00:01:30,250
‫کل روز تو یه سلول بودیم.

19
00:01:31,000 --> 00:01:35,750
‫اش کنترلم می‌کنه،
‫جی بهم جو میده.

20
00:01:39,291 --> 00:01:41,625
‫از دستشون خیلی عصبانیم.

21
00:01:45,916 --> 00:01:47,625
‫ولی تارا...

22
00:01:50,125 --> 00:01:52,500
‫اصلاً از دست تارا عصبانی نیستم.

23
00:01:57,541 --> 00:01:59,991
‫[عشق یعنی جاذبه]

24
00:02:00,041 --> 00:02:03,991
‫[عشق یعنی سازگاری]

25
00:02:04,041 --> 00:02:08,041
‫[هشتگ عشق]

26
00:02:09,041 --> 00:02:19,041
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

27
00:02:41,166 --> 00:02:43,541
‫- رسید، قربان.
‫- نه، نیاز نیست.

28
00:02:44,500 --> 00:02:45,541
‫- سلام!
‫- سلام!

29
00:02:46,666 --> 00:02:49,000
‫حالش چطوره؟ امیدوارم درد داشته باشه.

30
00:02:50,000 --> 00:02:52,250
‫شورش رو درنیار.
‫می‌دونم الکی میگی.

31
00:02:53,125 --> 00:02:57,625
‫و آره، خوبه. ضربه مغزی نشده،
‫و بخیه‌ش رو می‌تونن طی یک هفته بکشن.

32
00:02:58,500 --> 00:03:01,750
‫- خوبه. پس ما میریم.
‫- هی، وایسا. حالا بذار یه کم بمونیم.

33
00:03:01,791 --> 00:03:04,000
‫می‌دونم حق داری عصبانی باشی. ولی...

34
00:03:05,000 --> 00:03:07,375
‫فکر کنم اونم از رفتارهاش پشیمونه.

35
00:03:08,666 --> 00:03:10,791
‫کل شب درباره جفتتون صحبت کرد.

36
00:03:11,500 --> 00:03:12,750
‫جدی؟ چی گفت؟

37
00:03:13,541 --> 00:03:15,875
‫بذار هر چی می‌خواد بگه.
‫برامون مهم نیست.

38
00:03:15,916 --> 00:03:19,875
‫- ببین، مریتولا، ما هم عزت نفس داریم.
‫- واقعاً؟

39
00:03:20,000 --> 00:03:22,125
‫اگه ناراحته، خودش باید بهمون
‫زنگ بزنه.

40
00:03:22,166 --> 00:03:26,000
‫تا اون موقع، ما نمیریم خونه‌ش.
‫دیگه خسته‌م کرده.

41
00:03:30,125 --> 00:03:32,291
‫- چته؟
‫- خیلی خب. خداحافظ.

42
00:03:39,375 --> 00:03:42,291
‫[به هاریش: چطوری؟]
‫از بس درد دارم نمی‌تونم تایپ کنم.

43
00:03:44,541 --> 00:03:46,666
‫شب افتضاحی بود، آرون.

44
00:03:50,708 --> 00:03:52,950
‫[مریتولا]

45
00:03:53,000 --> 00:03:53,875
‫الو؟

46
00:03:53,916 --> 00:03:58,791
‫سلام، تارا. متیو بدجور افتاده زمین.
‫الان بیمارستانه.

47
00:03:58,875 --> 00:04:00,291
‫حالش خوبه؟

48
00:04:00,375 --> 00:04:02,291
‫آره، وضعیتش ثابت شده.
‫نگران نباش.

49
00:04:02,375 --> 00:04:05,625
‫[روز چهل و دوم از شصت روز]

50
00:04:07,125 --> 00:04:08,875
‫سلام. متیو جباراج؟

51
00:04:09,000 --> 00:04:10,250
‫- اتاق ۳۰۱.
‫- ممنون.

52
00:04:35,291 --> 00:04:38,375
‫با یه پسره رفتم سر قرار که تو
‫برنامه دوست‌یابی فاند باهاش آشنا شدم.

53
00:04:38,416 --> 00:04:40,416
‫مثل یه جنتلمن به تمام معنا بهم
‫پیام داد.

54
00:04:40,500 --> 00:04:43,041
‫ولی وقتی دیدمش، دیدم یارو
‫یه روانی واقعیه.

55
00:04:43,125 --> 00:04:45,041
‫رفتارش واقعاً ترسناک بود.

56
00:04:45,125 --> 00:04:47,000
‫ممکنه بپرسید، «چرا میگی تقصیر برنامه‌ست؟»

57
00:04:47,125 --> 00:04:51,000
‫شما برنامه فاند رو به عنوان
‫یه برنامه ارتباطی بی‌نقص معرفی می‌کنید، درسته؟

58
00:04:51,041 --> 00:04:54,250
‫ارتباط بی‌نقصتون این شکلیه؟
‫ببخشید، برنامه‌نویس‌ها...

59
00:04:54,375 --> 00:04:56,125
‫باید مسئولیت این اتفاق رو قبول کنید.

60
00:04:56,750 --> 00:05:00,500
‫پرانیتا، واقعاً متاسفم.
‫درکت می‌کنم.

61
00:05:00,541 --> 00:05:02,750
‫این همون ارتباط واقعی بود که
‫قولش رو داده بودید؟

62
00:05:02,791 --> 00:05:05,791
‫الو؟ الو؟

63
00:05:13,791 --> 00:05:15,166
‫خیلی خب، باید یه نامه عذرخواهی بنویسیم.

64
00:05:15,250 --> 00:05:16,500
‫نه. وایسا، وایسا.

65
00:05:21,000 --> 00:05:22,666
‫خیلی خب، بیاید یه کارزار شروع کنیم.

66
00:05:23,666 --> 00:05:25,041
‫کارزار هشتگ «پسر خوبی باش.»

67
00:05:25,125 --> 00:05:26,791
‫پسر خوبی باش؟

68
00:05:27,625 --> 00:05:30,750
‫آره. باید روش‌های امن قرار گذاشتن
‫رو تبلیغ کنیم.

69
00:05:31,625 --> 00:05:34,375
‫فکر کنم فقط همینجوری می‌تونیم
‫نظر مردم رو عوض کنیم، نه؟

70
00:05:34,500 --> 00:05:35,291
‫خیلی خب.

71
00:05:36,750 --> 00:05:39,000
‫[برنامه و نقشه اعلام کارزار
‫هشتگ پسر خوبی باش.]

72
00:05:39,791 --> 00:05:41,000
‫تو تمام شبکه‌های مجازیمون
‫پستش کن.

73
00:05:42,125 --> 00:05:44,000
‫بعدش بلافاصله شروع می‌کنیم.

74
00:05:44,041 --> 00:05:47,625
‫- باید با برند خودمون هماهنگ باشه و...
‫- هی، گوش کن.

75
00:05:47,750 --> 00:05:50,125
‫می‌تونیم هزینه‌های این ماه رو
‫مدیریت کنیم.

76
00:05:50,166 --> 00:05:53,166
‫ولی واسه ماه بعد حتی نمی‌تونیم
‫حقوق کارمندان رو بدیم.

77
00:05:53,250 --> 00:05:56,375
‫اگه این ماه سرمایه‌گذار پیدا نکنیم،
‫مجبور میشیم در اینجا رو تخته کنیم

78
00:05:56,416 --> 00:05:58,375
‫- و بریم خونه.
‫- آره.

79
00:06:05,375 --> 00:06:07,750
‫[هشتگ بایکوت برنامه فاند]

80
00:06:09,500 --> 00:06:11,500
‫- قربان.
‫- بله، دیپتی.

81
00:06:11,541 --> 00:06:13,541
‫خانم اومدن دیدنتون.

82
00:06:13,625 --> 00:06:16,500
‫تارا رو میگی؟ بهش بگو الان میام.
‫ممنون.

83
00:06:23,291 --> 00:06:24,416
‫مریتولا؟

84
00:06:27,625 --> 00:06:29,750
‫سلام، بیا.

85
00:06:35,041 --> 00:06:37,375
‫- یه کم دیگه، قربان؟
‫- ممنون، دیپتی.

86
00:06:37,416 --> 00:06:38,625
‫- چشم، قربان.
‫- بسه.

87
00:06:48,125 --> 00:06:50,250
‫از کجا می‌دونستی این غذاها
‫رو دوست داشتم؟

88
00:06:50,291 --> 00:06:52,250
‫غذاییه که مامانت درست می‌کنه.

89
00:06:52,291 --> 00:06:54,000
‫یادت رفته؟

90
00:06:54,125 --> 00:06:56,750
‫مگه اون روز تو بیمارستان وقتی بی‌حال
‫بودی داستانش رو برام تعریف نکردی؟

91
00:07:02,500 --> 00:07:06,250
‫ممنون. واقعاً خوشحالم کردی.

92
00:07:07,625 --> 00:07:09,166
‫دیگه نیاز نیست عاشقم بشی.

93
00:07:17,916 --> 00:07:18,750
‫چیه؟

94
00:07:21,000 --> 00:07:25,750
‫هیچی، اگه جی و اش اینجا بودن،
‫اونا هم از غذا لذت می‌بردن.

95
00:07:25,875 --> 00:07:29,875
‫حتی اگه کارشون غلط بود،
‫نیت خوبی داشتن.

96
00:07:31,000 --> 00:07:36,000
‫واسه همین به نظرم نباید می‌گفتی برن.
‫بهشون زنگ بزن.

97
00:07:36,041 --> 00:07:38,791
‫بذار به قول خودت بیان از غذا
‫لذت ببرن.

98
00:07:39,625 --> 00:07:40,500
‫باشه.

99
00:07:45,875 --> 00:07:48,041
‫- بگو.
‫- نباید اونجوری باهاتون صحبت می‌کردم.

100
00:07:50,250 --> 00:07:52,625
‫حالم خوب نبود و چرت و پرت گفتم.

101
00:07:52,750 --> 00:07:54,166
‫منظورم رو می‌فهمی دیگه؟

102
00:07:55,541 --> 00:07:56,750
‫نه. نمی‌فهمم.

103
00:07:59,000 --> 00:08:01,416
‫- ببخشید.
‫- نمی‌شنوم. بلندتر.

104
00:08:05,291 --> 00:08:07,500
‫ببخشید.

105
00:08:07,541 --> 00:08:11,250
‫آها! اون روز که جلوی پسرها
‫مسخره‌م کردی چی؟

106
00:08:11,291 --> 00:08:16,291
‫هی، داری قضیه دو سال پیش رو
‫بهونه می‌کنی؟ مسخره‌بازی درنیار.

107
00:08:16,791 --> 00:08:19,625
‫خیلی خب، گریه نکن. می‌بخشیمت.

108
00:08:20,625 --> 00:08:25,250
‫- تو...
‫- چیه؟ نمی‌تونی بزنی، نه؟ ولش کن.

109
00:08:25,291 --> 00:08:28,000
‫می‌دونم چون به فکرم بودی گفتی.

110
00:08:28,041 --> 00:08:30,875
‫ولی دفعه بعدی لطفاً ازم بپرس.

111
00:08:30,916 --> 00:08:34,041
‫- ببخشید، متی.
‫- بیخیال. دستت رو ببینم.

112
00:08:34,791 --> 00:08:37,416
‫حقته، رفیق.
‫هی، جلوم رو نگیر، پسر.

113
00:08:37,500 --> 00:08:39,500
‫خیلی خب، بشینید غذاتون رو بخورید.
‫بعداً می‌بینمتون.

114
00:08:39,541 --> 00:08:43,250
‫کجا میری؟
‫بشین. لطفاً، مریتولا، اصرار می‌کنم.

115
00:08:43,375 --> 00:08:44,416
‫بیاید، پسرها!

116
00:08:49,750 --> 00:08:52,375
‫- مرغش چطوره؟
‫- عالیه.

117
00:08:52,500 --> 00:08:56,291
‫- بورانی نداریم؟
‫- الان برمی‌گردم.

118
00:09:01,000 --> 00:09:01,875
‫متی.

119
00:09:03,291 --> 00:09:07,375
‫اگه به خاطر اون این چالش رو
‫به تارا ببازی، من مشکلی ندارم.

120
00:09:16,125 --> 00:09:19,500
‫[تارا: خوبی؟ شنیدم چه اتفاقی برات افتاده.]

121
00:09:23,375 --> 00:09:24,750
‫[زنده‌م.]

122
00:09:24,791 --> 00:09:26,500
‫[تارا: چه خوب. فردا همدیگه رو ببینیم؟]

123
00:09:26,541 --> 00:09:30,000
‫[قبول. می‌بینمت.]

124
00:09:33,125 --> 00:09:35,750
‫خب، کِی قراره من رو به بقیه رفقات
‫معرفی کنی؟

125
00:09:35,791 --> 00:09:37,541
‫تا الان کلی فرصت داشتی.

126
00:09:38,625 --> 00:09:41,875
‫نه که نخوام.
‫ولی دفعه بعد!

127
00:09:41,916 --> 00:09:45,375
‫باشه. شاید من اونقدرا هم باهات
‫صمیمی نیستم؟

128
00:09:45,416 --> 00:09:46,375
‫شاید.

129
00:09:48,666 --> 00:09:50,375
‫ولی از این ایده خوشت اومد؟

130
00:09:54,041 --> 00:09:56,625
‫چرا اینجوری نگاه می‌کنی؟
‫کافیه خود واقعیت باشی. همین.

131
00:09:57,500 --> 00:10:01,166
‫به همین سادگی نیست.
‫خودم بودن خیلی سخته.

132
00:10:02,125 --> 00:10:04,250
‫خیلی خب، می‌خوای یه راه‌حل
‫ساده بهت بدم؟

133
00:10:05,125 --> 00:10:08,125
‫اگه یه عکس بگیری و تو فضای
‫مجازی پستش کنی،

134
00:10:08,916 --> 00:10:13,666
‫همه می‌فهمن جریان چیه.
‫در ضمن، راحت‌تر می‌تونی حرف دلت رو بزنی.

135
00:10:13,750 --> 00:10:16,250
‫- پس نمیشه گفت یه تیر و دو نشونه؟
‫- مسخره‌بازی درنیار، کیشور.

136
00:10:16,375 --> 00:10:18,875
‫هی، شوخی کردم.
‫می‌دونی که هیچوقت همچین کاری نمی‌کنم. بیا.

137
00:10:20,666 --> 00:10:22,000
‫آرون... آرون...

138
00:10:23,250 --> 00:10:24,750
‫فکر کردی من همچین کاری می‌کنم؟

139
00:10:24,791 --> 00:10:29,166
‫آرون، من درکت می‌کنم، خب؟
‫می‌دونم کار سختیه.

140
00:10:30,750 --> 00:10:32,375
‫می‌دونی سخت‌ترین بخشش کجاشه؟

141
00:10:32,500 --> 00:10:36,375
‫اونش نیست که بخوای خودت رو
‫به دوست و خانواده‌ت ثابت کنی.

142
00:10:36,500 --> 00:10:40,500
‫اینه که بخوای خودت رو به خودت
‫ثابت کنی.

143
00:10:41,875 --> 00:10:44,250
‫وقتی شروع می‌کنی به پذیرفتن خودت

144
00:10:45,291 --> 00:10:48,500
‫دیگه از دیگران نمی‌ترسی.

145
00:11:06,500 --> 00:11:08,875
‫فکر می‌کردم آسیبت جدی‌تر از اینا باشه.

146
00:11:09,000 --> 00:11:10,250
‫ببخشید که ناامیدت کردم.

147
00:11:11,250 --> 00:11:12,791
‫نه، منظوری نداشتم.

148
00:11:12,875 --> 00:11:15,166
‫عیبی نداره. بیا.

149
00:11:19,000 --> 00:11:20,625
‫هشتگ بایکوت رو دیدم.

150
00:11:21,125 --> 00:11:24,750
‫می‌دونستی یک روزه چقدر معروف شدم؟

151
00:11:24,791 --> 00:11:26,000
‫کار چاکریه، نه؟

152
00:11:27,250 --> 00:11:30,500
‫- متیو.
‫- نگران نباش. دیگه مزاحمت نمیشه.

153
00:11:30,541 --> 00:11:34,000
‫نه، متیو. این بین من و اونه.

154
00:11:34,041 --> 00:11:37,750
‫- خودم حلش می‌کنم. به کمک تو نیاز ندارم.
‫- چرا؟ چرا نمی‌ذاری کمکت کنم؟

155
00:11:39,166 --> 00:11:40,875
‫چون ازت نخواستم.

156
00:11:41,000 --> 00:11:44,125
‫- آره، چرا باید بخوای؟
‫- منظور؟

157
00:11:45,750 --> 00:11:49,291
‫- گوش کن. ولش کن. نمی‌خوام بدونم.
‫- چرا، می‌خوای.

158
00:11:50,125 --> 00:11:53,416
‫داری انکارش می‌کنی، همونطور که
‫احساساتت به من رو انکار می‌کنی.

159
00:11:53,500 --> 00:11:55,000
‫بس کن.

160
00:11:55,125 --> 00:11:57,750
‫بهت ثابت میشه که تعریفی که
‫از عشق داری غلطه، درسته؟

161
00:11:57,875 --> 00:12:02,125
‫می‌ترسی که دوباره آسیب ببینی.
‫پس احساساتت رو سرکوب می‌کنی.

162
00:12:02,666 --> 00:12:07,000
‫قبل از اینکه تو ساحل اون کار رو انجام بدی
‫از هوش مصنوعی پرسیدی؟ نپرسیدی، درسته؟

163
00:12:07,041 --> 00:12:09,166
‫اتفاقی بود که یک دفعه افتاد، نه؟

164
00:12:09,250 --> 00:12:12,125
‫متیو، نمی‌خوام دوباره درباره‌ش باهات
‫صحبت کنم.

165
00:12:12,166 --> 00:12:16,000
‫تارا، می‌ترسی که اعتراف کنی چه
‫حسی به من داری.

166
00:12:16,041 --> 00:12:18,625
‫چه اعتراف کنی چه نکنی،
‫حقیقت همینه.

167
00:12:20,125 --> 00:12:23,000
‫حتی اگه قرار باشه تمام سرمایه‌گذارهای
‫این ماه رو رد کنی

168
00:12:23,041 --> 00:12:25,791
‫هم حاضر نیستی شعار شرکتت رو
‫زیر سوال ببری.

169
00:12:25,875 --> 00:12:28,000
‫ولی من فکر می‌کردم لجبازیت
‫نقطه قوتته.

170
00:12:29,166 --> 00:12:31,250
‫بهم اعتماد کن. این اخلاقت نقطه ضعفته.

171
00:12:32,125 --> 00:12:34,625
‫واسه همینه که شرکتت داره فرو می‌پاشه.

172
00:12:51,625 --> 00:12:54,666
‫[فاند]

173
00:12:55,166 --> 00:12:58,125
‫پس کاری که باید بکنیم همینه. آره.

174
00:12:58,166 --> 00:13:00,291
‫چی شده؟ چرا اینجا وایسادین؟

175
00:13:02,125 --> 00:13:03,375
‫چی شده؟

176
00:13:20,375 --> 00:13:24,375
‫[حضور دوستان قدیمی در
‫دو شرکت رقیب]

177
00:13:32,750 --> 00:13:35,666
‫آرون. به خدا نمی‌دونم چی شد، آرون.
‫اصلاً خودمم...

178
00:13:35,750 --> 00:13:38,000
‫مگه نمی‌خواستی نسخه آزمایشی رو
‫امتحان کنی، کیشور؟

179
00:13:38,041 --> 00:13:41,375
‫من بهت اعتماد کرده بودم.
‫ولی به من نارو زدی.

180
00:13:41,416 --> 00:13:45,750
‫آرون، واقعاً متاسفم. خواهش می‌کنم
‫درک کن که این کارم عمدی نبود.

181
00:13:45,791 --> 00:13:49,625
‫انتظار نداشتم چاکری ازش سوءاستفاده کنه.

182
00:13:56,375 --> 00:13:57,500
‫چاکری آشغال.

183
00:13:58,625 --> 00:14:02,750
‫دیگه نمی‌تونم ساکت بمونم.
‫وقت تلافیه.

184
00:14:05,625 --> 00:14:10,000
‫- الو، می‌تونی صحبت کنی؟
‫- برای تو همیشه وقت دارم!

185
00:14:10,125 --> 00:14:12,166
‫خیلی خب، الان لینک رو برات می‌فرستم.
‫چکش کن.

186
00:14:13,041 --> 00:14:15,791
‫تارا، چاکری داره یه حمله ناشناس رو
‫روی برنامه‌ت انجام میده.

187
00:14:15,875 --> 00:14:18,541
‫اسمش رو گذاشته «پروژه سی‌تی‌سی.»
‫یعنی نابود کردن رقیب.

188
00:14:18,625 --> 00:14:20,125
‫چطوری می‌خوای جوابش رو بدی؟

189
00:14:20,166 --> 00:14:24,666
‫آره. نقطه ضعف سرور احراز هویت
‫رو پیدا کردم.

190
00:14:24,750 --> 00:14:27,000
‫- از همینجا باید بهشون ضربه بزنیم.
‫- حله، تارا.

191
00:14:30,375 --> 00:14:32,916
‫- وارد شدیم. حالا چی؟
‫- آره.

192
00:14:33,000 --> 00:14:35,375
‫- از اینجا به بعدش رو بسپر به من.
‫- باشه، تارا.

193
00:14:43,750 --> 00:14:44,875
‫لغو.

194
00:14:46,000 --> 00:14:47,416
‫[رخنه به سرور اطلاعاتی فایند مای بی]

195
00:14:48,375 --> 00:14:49,250
‫می‌تونی چک کنی؟

196
00:14:51,000 --> 00:14:52,625
‫عرفان، برنامه فایند مای بی رو باز کن.

197
00:14:54,416 --> 00:14:57,000
‫- داره چیکار می‌کنه؟
‫- انتقام، عرفان.

198
00:14:59,791 --> 00:15:00,750
‫قربان،

199
00:15:02,125 --> 00:15:03,250
‫یه مشکلی پیش اومده.

200
00:15:03,375 --> 00:15:04,875
‫چرا فایند مای بی باز نمیشه؟

201
00:15:12,625 --> 00:15:13,625
‫چه خبر شده؟

202
00:15:15,750 --> 00:15:20,000
‫چیه؟ چرا به من زل زدین؟
‫یه کاری کنین. حلش کنین!

203
00:15:30,791 --> 00:15:32,375
‫قربان، نمی‌تونیم رد هکر رو بزنیم.

204
00:15:36,750 --> 00:15:40,375
‫اگه برنامه تا پنج دقیقه دیگه درست نشه،
‫همه‌تون اخراجید.

205
00:15:47,000 --> 00:15:50,166
‫- هی، چاکری؟
‫- چیه؟ داری مسخره‌م می‌کنی؟

206
00:15:50,250 --> 00:15:53,000
‫مشکل حل شد.
‫هکر میفته زندان.

207
00:15:54,375 --> 00:16:00,500
‫جدی؟ نمی‌خوای بدونی تایمر که به پایان رسید
‫بعدش چی میشه؟

208
00:16:00,625 --> 00:16:03,375
‫با عواقب حقوقی کارت آشنایی؟

209
00:16:03,500 --> 00:16:08,541
‫پس خودت هم با عواقب حقوقی کارت و
‫پروژه سی‌تی‌سیت آشنایی دیگه؟

210
00:16:12,416 --> 00:16:14,791
‫خیلی خب، تایمر که تموم بشه چی میشه؟

211
00:16:16,250 --> 00:16:20,166
‫خیلی بی‌صبر و قراری، چاکری.
‫نمی‌تونی ده ثانیه صبر کنی؟

212
00:16:20,250 --> 00:16:23,125
‫- بعد از ده ثانیه چی میشه؟
‫- حالا می‌بینی.

213
00:16:25,125 --> 00:16:26,791
‫خیلی خب، بگو ببینم چی می‌خوای.

214
00:16:28,041 --> 00:16:30,291
‫برای پرسیدن این سوال یه مقدار
‫دیر نیست؟

215
00:16:33,000 --> 00:16:34,750
‫[منتظر سورپرایز باشید]

216
00:16:37,500 --> 00:16:40,750
‫[فایند مای بی، پسر خوبی باش]

217
00:16:49,125 --> 00:16:49,916
‫باورم نمیشه!

218
00:16:52,500 --> 00:16:57,000
‫پسر خوبی باش، چاکری.
‫وگرنه بهت رحم نمی‌کنم.

219
00:16:59,250 --> 00:17:02,250
‫[فایند مای بی]

220
00:17:10,250 --> 00:17:12,875
‫قربان، برنامه درست شد.

221
00:17:12,916 --> 00:17:16,291
‫واو، ممنون بابت اطلاع‌رسانی.

222
00:17:17,291 --> 00:17:20,541
‫- برو بهشون بگو عملیات سی‌تی‌سی رو متوقف کنن.
‫- چشم، رئیس.

223
00:17:23,750 --> 00:17:26,166
‫- سلام.
‫- به خدا که آدم نیستی.

224
00:17:27,750 --> 00:17:28,541
‫من استعفا میدم.

225
00:17:29,125 --> 00:17:30,500
‫باشه، خداحافظ!

226
00:17:32,375 --> 00:17:37,125
‫ما هیجان‌زده‌ایم که از کارزار برنامه
‫فاند یعنی هشتگ پسر خوبی باش حمایت کنیم

227
00:17:37,250 --> 00:17:40,916
‫که تبلیغ‌کننده احترام و ادب است،
‫ور ور ور...

228
00:17:41,875 --> 00:17:44,041
‫با احترام، تیم فایند مای بی.

229
00:17:46,250 --> 00:17:48,375
‫- چرا اینقدر راحت تسلیم شدن؟
‫- ایول!

230
00:17:49,791 --> 00:17:52,166
‫دفعه بعدی قبل از اینکه غلط خاصی
‫بکنن یه دور دیگه درباره‌ش فکر می‌کنن.

231
00:17:56,125 --> 00:17:57,625
‫آرون تماسش رو جواب نمیده؟

232
00:18:01,500 --> 00:18:03,166
‫می‌خوام یه چیزی بهتون بگم.

233
00:18:07,000 --> 00:18:12,125
‫امروز پیکتوگرام پیکتوبوک یه مقاله
‫درباره من منتشر کرد.

234
00:18:14,250 --> 00:18:16,875
‫قبل از اینکه فک و فامیل چیزی بگن،

235
00:18:17,875 --> 00:18:19,666
‫خواستم خودم بهتون بگم.

236
00:18:29,125 --> 00:18:32,125
‫چند ساله که واسه من دنبال زن می‌گردید.

237
00:18:32,250 --> 00:18:35,625
‫و منم هر دفعه یه بهونه میارم.

238
00:18:37,041 --> 00:18:41,666
‫نه اینکه از دخترهایی که برام
‫انتخاب می‌کنید خوشم نیاد.

239
00:18:42,791 --> 00:18:46,500
‫ولی من کلاً دلم نمی‌خواد ازدواج کنم.

240
00:18:51,750 --> 00:18:53,375
‫می‌خوام مجرد بمونم.

241
00:18:55,750 --> 00:18:59,541
‫می‌خواستم قبل از بقیه خودم
‫بهتون بگم.

242
00:19:01,291 --> 00:19:04,250
‫می‌دونستم ناراحت میشید.

243
00:19:04,291 --> 00:19:06,750
‫واسه همین این همه سال هیچی نگفتم.

244
00:19:07,916 --> 00:19:12,250
‫منتظر فضولی فک و فامیل باشید.

245
00:19:12,375 --> 00:19:16,000
‫ولی لطفاً تا دو هفته جواب
‫تلفن رو ندید.

246
00:19:16,875 --> 00:19:18,875
‫خودم با همه صحبت می‌کنم.

247
00:19:25,666 --> 00:19:27,000
‫یه چیزی بگو، مامان.

248
00:19:33,916 --> 00:19:39,041
‫الو. آره، منم، خواهرزن. می‌دونم.

249
00:19:41,416 --> 00:19:42,291
‫آرون گفت.

250
00:19:47,416 --> 00:19:49,166
‫چه فرقی داره؟

251
00:19:50,666 --> 00:19:52,333
‫ما که اصلاً ناراحت نشدیم.

252
00:19:52,833 --> 00:19:53,666
‫به شما چه؟

253
00:20:00,541 --> 00:20:10,541
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

254
00:20:17,416 --> 00:20:19,291
‫پس دیگه نیاز نیست برات
‫دنبال زن بگردیم؟

255
00:20:29,041 --> 00:20:32,458
‫راستش از واکنش مامان و بابات
‫غافلگیر شدم.

256
00:20:33,916 --> 00:20:35,583
‫حرف ندارن!

257
00:20:36,791 --> 00:20:39,958
‫الان که فکر می‌کنم، می‌بینم بیخودی
‫این همه سال ترسیده بودم.

258
00:20:40,916 --> 00:20:43,833
‫از همون اول باید راستش رو
‫بهشون می‌گفتم.

259
00:20:48,416 --> 00:20:51,416
‫سیل، من دارم میرم.

260
00:20:52,916 --> 00:20:56,291
‫- بمون و غذات رو بخور.
‫- نه، منظورم اون نبود.

261
00:20:56,333 --> 00:20:58,041
‫سفر با کشتیم...

262
00:21:01,166 --> 00:21:04,791
‫نمی‌دونم کِی قراره برگردم چنای.

263
00:21:08,916 --> 00:21:11,958
‫هی، ولی می‌تونیم در تماس بمونیم.
‫می‌دونی دیگه؟

264
00:21:13,958 --> 00:21:15,208
‫آره.

265
00:21:23,916 --> 00:21:25,166
‫- هی!
‫- سلام!

266
00:21:28,166 --> 00:21:30,083
‫- خیلی خب، می‌بینمت.
‫- باشه، می‌بینمت.

267
00:21:30,166 --> 00:21:31,583
‫- خداحافظ، مراقب خودت باش.
‫- خداحافظ.

268
00:21:35,166 --> 00:21:37,166
‫- سلام، سیلویا.
‫- سلام.

269
00:21:37,291 --> 00:21:40,208
‫- برای نوشیدنی به ما ملحق میشی؟
‫- نه، ممنون.

270
00:21:42,083 --> 00:21:42,958
‫خوبی؟

271
00:21:44,333 --> 00:21:46,541
‫آره، خوبم.

272
00:21:47,666 --> 00:21:49,708
‫خب، تارا چطوره؟

273
00:21:50,583 --> 00:21:52,541
‫چطور؟ مگه نمی‌دونی؟

274
00:21:52,583 --> 00:21:54,291
‫نه، یه مدت میشه که با هم
‫صحبت نکردیم.

275
00:21:56,291 --> 00:21:57,166
‫خوبه.

276
00:22:00,541 --> 00:22:02,541
‫خب، بگو ببینم.

277
00:22:03,541 --> 00:22:05,291
‫تارا همیشه اینقدر لجباز بوده؟

278
00:22:08,416 --> 00:22:11,666
‫می‌ترسه دوباره قلبش بشکنه.

279
00:22:13,041 --> 00:22:15,041
‫تو در جریان جدایی قبلیش نیستی.

280
00:22:15,166 --> 00:22:17,791
‫خیلی سخت بود. خیلی درد کشید.

281
00:22:18,291 --> 00:22:20,083
‫زیر و روش کرد.

282
00:22:21,583 --> 00:22:23,708
‫اگه علی‌رغم اون اتفاق یکی رو انتخاب کنه،

283
00:22:23,791 --> 00:22:25,791
‫طرف باید باهاش سازگار باشه.

284
00:22:27,791 --> 00:22:31,291
‫فکر کنم داره سعی می‌کنه به تنها
‫روشی که بلده مراقب قلبش باشه.

285
00:22:32,208 --> 00:22:33,291
‫با لجبازی.

286
00:22:39,041 --> 00:22:40,541
‫دیگه هیچوقت بهت اعتماد نمی‌کنم، متی.

287
00:22:40,666 --> 00:22:42,958
‫گفتی قراره بریم پیاده‌روی.
‫ولی ما رو آوردی سفر.

288
00:22:43,041 --> 00:22:47,458
‫هر وقت مقصد رو پیدا کردید به ما زنگ بزنید.
‫بعدش میایم.

289
00:22:50,833 --> 00:22:51,916
‫مراقب باش.

290
00:22:53,541 --> 00:22:56,791
‫ممنون که دعوتم کردی.
‫داره بهم خوش می‌گذره.

291
00:22:57,541 --> 00:23:00,416
‫خوبه که یکی هست که بتونه
‫پا به پام بیاد.

292
00:23:00,958 --> 00:23:05,166
‫اون دوتا از بس استراحت می‌کنن...
‫خسته‌م می‌کنن.

293
00:23:07,291 --> 00:23:10,041
‫- خب، کی قراره بری کوهنوردی؟
‫- دو هفته دیگه.

294
00:23:11,166 --> 00:23:14,916
‫برگشتن به جایی که سقوط کردی
‫شجاعت زیادی می‌طلبه.

295
00:23:18,791 --> 00:23:22,583
‫اون روز تو بیمارستان که درباره
‫بچگیت صحبت کردی

296
00:23:22,666 --> 00:23:24,791
‫فهمیدم چقدر اهل ماجراجویی هستی.

297
00:23:26,416 --> 00:23:28,166
‫مگه تو بیمارستان صحبت کردیم؟

298
00:23:29,291 --> 00:23:33,041
‫یادت نیست که کل شب داشتی
‫باهام صحبت می‌کردی؟

299
00:23:36,791 --> 00:23:38,916
‫یادم نیست. چی گفتم؟

300
00:23:39,041 --> 00:23:40,541
‫بگو چی نگفتی.

301
00:23:40,583 --> 00:23:45,833
‫از عشق دیوونه سابقت گرفته تا
‫خاطرات بچگیت. و داستان‌های دیگه.

302
00:23:46,833 --> 00:23:49,541
‫حتی خاطرات خاصت رو هم برام تعریف کردی.

303
00:23:50,958 --> 00:23:55,541
‫می‌دونم قصد نداشتی. ولی تونستم یه جنبه‌ی
‫متفاوت و آسیب‌پذیری از تو رو ببینم.

304
00:23:58,083 --> 00:24:00,833
‫و درباره تارا هم صحبت کردی.

305
00:24:02,166 --> 00:24:06,083
‫- بین شما دوتا چه خبره؟
‫- داستانش مفصله.

306
00:24:09,083 --> 00:24:11,333
‫خیلی خب، چالش خیلی عجیبیه.

307
00:24:12,083 --> 00:24:15,208
‫پس من آخرین امید تارا برای
‫نجات پیدا کردن شرکتش هستم؟

308
00:24:16,208 --> 00:24:18,166
‫فشار زیادیه.

309
00:24:18,208 --> 00:24:21,666
‫من سر چالش استرس ندارم.
‫تو چرا باید استرس داشته باشی؟

310
00:24:23,416 --> 00:24:26,958
‫- بریم شنا؟
‫- امروز نه.

311
00:24:27,041 --> 00:24:30,291
‫هیچوقت نگفتی چرا شنا رو گذاشتی کنار.

312
00:24:33,791 --> 00:24:34,583
‫خیلی خب.

313
00:24:35,791 --> 00:24:39,791
‫چهار سال پیش، تو تیمز یه مسابقه شنا
‫تو آب‌های آزاد بود.

314
00:24:39,833 --> 00:24:41,791
‫آب خیلی سردتر از همیشه بود.

315
00:24:41,833 --> 00:24:43,541
‫واسه همین هر موج خیلی سنگین بود.

316
00:24:45,291 --> 00:24:48,833
‫از بس دلم می‌خواست ببرم کلی
‫تمرین کردم.

317
00:24:49,541 --> 00:24:52,333
‫ولی نفهمیده بودم که براش آماده نیستم.

318
00:24:52,416 --> 00:24:54,416
‫یه دفعه عضلاتم گرفتن.

319
00:24:56,041 --> 00:25:00,541
‫رفتم زیر آب. از یه جایی به بعد،

320
00:25:00,666 --> 00:25:02,208
‫تسلیم شدم.

321
00:25:03,416 --> 00:25:07,166
‫شانس آوردم بقیه من رو دیدن
‫و نجاتم دادن.

322
00:25:08,291 --> 00:25:10,833
‫اون لحظه زندگیم رو عوض کرد.

323
00:25:10,916 --> 00:25:13,291
‫یه نقطه عطف تو زندگیم بود.

324
00:25:16,708 --> 00:25:19,041
‫بعدش فهمیدم.

325
00:25:19,958 --> 00:25:22,166
‫هیچکس نمی‌تونه تا ابد به بُردن
‫ادامه بده.

326
00:25:22,208 --> 00:25:26,041
‫و با وقار باختن هم قشنگیِ خودش رو داره.

327
00:25:29,291 --> 00:25:31,208
‫معنیش اینه که هنوز برای بُردن
‫آماده نیستی.

328
00:25:33,208 --> 00:25:35,916
‫هی، تا کِی قراره صحبت کنید؟
‫میاید یا نه؟

329
00:25:39,416 --> 00:25:41,416
‫می‌دونی چیه؟
‫حق با توئه.

330
00:25:42,541 --> 00:25:45,791
‫هر وقت آماده بودی بپر.

331
00:25:45,833 --> 00:25:47,541
‫بهت فشار نمیارم.

332
00:25:48,666 --> 00:25:52,416
‫پریدن تو آب رو میگی یا چالش
‫قرار گذاشتنت؟

333
00:25:54,041 --> 00:25:55,041
‫جفتش.

334
00:26:00,583 --> 00:26:02,541
‫کِی با سرمایه‌گذارها جلسه داریم؟

335
00:26:03,291 --> 00:26:04,916
‫جلسه عقب افتاده.

336
00:26:05,791 --> 00:26:08,666
‫احتمالاً بایکوت فاند رو دیدن و
‫ترسیدن و در رفتن.

337
00:26:08,708 --> 00:26:10,541
‫اینترنت هیچوقت فراموش نمی‌کنه، تارا.

338
00:26:12,500 --> 00:26:14,875
‫تارا، تارا. یه چیز جالب پیدا کردم.

339
00:26:18,833 --> 00:26:22,708
‫رفتم پشت ویکاش سلفی بگیریم.
‫یه دفعه یه چیزی شنیدم.

340
00:26:22,791 --> 00:26:24,666
‫چی؟ بگو.

341
00:26:25,416 --> 00:26:28,541
‫میگن ویکاش از طریق فاند با
‫عشقش آنانیا آشنا شده.

342
00:26:29,416 --> 00:26:31,416
‫- چی؟
‫- آره.

343
00:26:31,541 --> 00:26:37,166
‫یه چیز دیگه. قصد داره تو کنسرت بعدیش
‫با خواستگاری کردن سورپرایزش کنه.

344
00:26:37,791 --> 00:26:40,916
‫وایسا ببینم. یعنی هیولای صنعت موسیقی
‫با فاند عشقش رو پیدا کرده؟

345
00:26:41,041 --> 00:26:43,791
‫دقیقاً! فکرش رو بکنید.

346
00:26:43,833 --> 00:26:46,291
‫خواستگاریش حسابی تو فضای مجازی
‫سر و صدا می‌کنه.

347
00:26:46,416 --> 00:26:49,041
‫فکر کنید فاند رو تگ کنه،

348
00:26:49,166 --> 00:26:50,833
‫اسممون رو زبون همه میفته.

349
00:26:50,916 --> 00:26:53,416
‫- خسته نباشی، دیپتی.
‫- ممنون.

350
00:26:53,541 --> 00:26:55,666
‫سیل. یه ایده دارم.

351
00:27:01,416 --> 00:27:03,291
‫این نقشه جواب میده؟

352
00:27:03,416 --> 00:27:06,833
‫مدیربرنامه‌ش برام قرار ملاقات تعیین نکرد.
‫چیکار باید می‌کردم؟

353
00:27:10,041 --> 00:27:11,916
‫اون موقع چطوری متن موزیکش
‫رو نوشته بود؟

354
00:27:12,041 --> 00:27:13,791
‫دیروز باهاش سلفی گرفتم.

355
00:27:16,083 --> 00:27:17,208
‫چک می‌کنم.

356
00:27:32,333 --> 00:27:33,791
‫گواتام...

357
00:27:38,958 --> 00:27:41,041
‫- سلام. ویکاش، من تارا هستم.
‫- سلام. بله.

358
00:27:41,083 --> 00:27:43,250
‫می‌خواستم باهات صحبت کنم.

359
00:27:43,291 --> 00:27:46,208
‫[درباره سورپرایز خواستگاری، لطفاً!]
‫درباره این! دو دقیقه؟

360
00:27:47,916 --> 00:27:48,916
‫دو دقیقه.

361
00:27:54,416 --> 00:27:58,666
‫اگه بتونی تو خواستگاری اسم
‫فاند رو هم بیاری...

362
00:27:59,666 --> 00:28:02,666
‫با توجه به شرایط فعلیمون،
‫خیلی خوب میشه.

363
00:28:03,583 --> 00:28:06,541
‫میشه یه داستان الهام‌بخش درباره
‫برنامه‌مون که به گوش همه می‌رسه.

364
00:28:07,708 --> 00:28:10,916
‫درکتون می‌کنم.
‫ولی متاسفانه نمی‌تونم.

365
00:28:11,791 --> 00:28:14,791
‫من کلاً از کسی حمایت نمی‌کنم.
‫شرمنده. امیدوارم درک کنید.

366
00:28:16,708 --> 00:28:19,916
‫ولی ما کمکت کردیم عشق زندگیت،
‫نیمه گم‌شده‌ت رو پیدا کنی.

367
00:28:19,958 --> 00:28:22,208
‫حداقل به خاطر همین.

368
00:28:23,041 --> 00:28:24,916
‫سلام، دو دقیقه‌تون تموم شد.

369
00:28:26,916 --> 00:28:28,541
‫باشه.

370
00:28:32,208 --> 00:28:34,333
‫خیلی به هم میاید.

371
00:28:34,416 --> 00:28:36,416
‫- ممنون.
‫- ممنون.

372
00:28:36,541 --> 00:28:37,333
‫خداحافظ.

373
00:28:37,375 --> 00:28:39,458
‫[کنسرت ویکاش]

374
00:28:43,208 --> 00:28:45,041
‫- تارا.
‫- بسه.

375
00:28:45,083 --> 00:28:47,041
‫از هنرمند متنفر باش، نه از هنرش.

376
00:28:47,166 --> 00:28:49,666
‫امروز قراره به لطف برنامه ما

377
00:28:49,791 --> 00:28:52,666
‫روی استیج خواستگاری کنه.
‫ولی قدرشناس نیست.

378
00:28:52,791 --> 00:28:54,208
‫این اصلاً کی باشه که بخواد از
‫ما حمایت کنه؟

379
00:28:54,958 --> 00:28:58,041
‫بیاید منتظر نسخه جدید هوش مصنوعی سم باشیم.
‫به کسی نیاز نداریم.

380
00:28:58,083 --> 00:29:00,541
‫- خیلی خب.
‫- تو برو. یه جوری سم رو به روز رسانی کن.

381
00:29:00,666 --> 00:29:04,208
‫ممنون. ممنون، دوستان.
‫میشه آنانیا بیاد روی استیج؟

382
00:29:04,791 --> 00:29:07,416
‫در ضمن، آپدیت‌هاش هم هستن.
‫اصلاً وقت ندارم.

383
00:29:07,458 --> 00:29:10,541
‫دوستت دارم. و حس کردم اینجا
‫بهترین جای ممکن برای پرسیدن این سواله.

384
00:29:11,416 --> 00:29:14,666
‫- خیلی خب، شما تماشا کنید. من میرم.
‫- خداحافظ.

385
00:29:14,708 --> 00:29:16,916
‫- با من ازدواج می‌کنی؟
‫- آره.

386
00:29:21,458 --> 00:29:26,416
‫ممنون، ممنون، دوستان. و دم برنامه فاند هم
‫گرم که آنانیا رو وارد زندگی من کرد.

387
00:29:28,333 --> 00:29:30,916
‫چی؟ چی گفت؟

388
00:29:32,041 --> 00:29:33,416
‫چی گفت؟

389
00:29:33,541 --> 00:29:36,416
‫فکر کنم ازمون حمایت کرد.

390
00:29:38,791 --> 00:29:41,291
‫- وای خدا. وای خدا.
‫- واو!

391
00:29:41,416 --> 00:29:43,208
‫- واقعاً؟ گفت؟
‫- آره.

392
00:29:43,750 --> 00:29:49,750
‫[ستاره راک ویکاش عشق زندگی‌اش را
‫از طریق برنامه فاند پیدا کرد]

393
00:29:54,458 --> 00:29:57,083
‫وای خدا. موفق شدیم.

394
00:30:00,291 --> 00:30:02,291
‫[با فاند عشقتون رو پیدا کنید]

395
00:30:03,583 --> 00:30:07,541
‫دوستان، چون دیروز ترند بودیم،

396
00:30:07,583 --> 00:30:12,541
‫فاند این هفته پر دانلودترین برنامه
‫هند شده.

397
00:30:14,041 --> 00:30:16,458
‫در ضمن، کل سرمایه‌گذارهایی که
‫جلسه رو کنسل کرده بودن

398
00:30:16,541 --> 00:30:18,791
‫زنگ زدن که دوباره باهامون جلسه بذارن.

399
00:30:19,333 --> 00:30:20,541
‫عالیه.

400
00:30:21,166 --> 00:30:23,166
‫می‌خواستم بهتون بگم،

401
00:30:23,208 --> 00:30:26,666
‫فاند قرار نیست به این زودی‌ها
‫تعطیل بشه.

402
00:30:26,708 --> 00:30:30,125
‫این دفعه جواهر بود، دفعه بعدی چیه،
‫کلیه؟

403
00:30:30,250 --> 00:30:32,625
‫باید حقوق بچه‌ها رو بدم دیگه، خب؟
‫وامه، مامان.

404
00:30:32,666 --> 00:30:34,541
‫چیزی رو نمی‌فروشم. بهش میگن وام.

405
00:30:34,625 --> 00:30:37,791
‫باید حقوقشون رو بدم.
‫روم حساب باز کردن.

406
00:30:37,875 --> 00:30:40,750
‫- خیلی خب.
‫- الان سرمایه‌گذارها پیداشون شده.

407
00:30:40,875 --> 00:30:43,750
‫نگران نباش. همه چی درست میشه، خب؟

408
00:30:44,375 --> 00:30:46,625
‫- خیلی خب، مامان. شب بخیر. خداحافظ.
‫- شب بخیر. مراقب خودت باش.

409
00:30:48,791 --> 00:30:50,075
‫مریتولا؟ مریتولا؟

410
00:30:50,125 --> 00:30:52,125
‫- سلام، تارا!
‫- سلام.

411
00:30:52,166 --> 00:30:55,250
‫اومدم چندتا وسیله بردارم.

412
00:30:55,375 --> 00:30:58,625
‫- تا چشم بهم بزنی میرم. اجازه هست؟
‫- راحت باش.

413
00:31:27,541 --> 00:31:29,791
‫سلام. چیزی که می‌خواستم رو برداشتم.
‫دیگه مزاحم نمیشم.

414
00:31:29,833 --> 00:31:32,291
‫چرا قبل رفتن یه چیزی نمی‌خوری؟
‫غذا حاضره.

415
00:31:32,416 --> 00:31:35,208
‫نه. باشه واسه بعد.
‫خیلی کار دارم.

416
00:31:36,291 --> 00:31:38,958
‫- تارا، یه سوال داشتم.
‫- بله.

417
00:31:39,916 --> 00:31:44,041
‫من خیلی از متیو خوشم اومد.
‫ولی نمی‌خوام بین شما قرار بگیرم.

418
00:31:44,583 --> 00:31:47,666
‫می‌خواستم بدونم بین شما خبریه یا نه.

419
00:31:47,791 --> 00:31:51,083
‫اوه، نه. چیزی بین من و متیو نیست.

420
00:31:53,291 --> 00:31:55,666
‫ببخشید اگه ناراحتت کردم.
‫می‌خواستم تکلیفم روشن بشه.

421
00:31:55,791 --> 00:31:59,541
‫نه، می‌فهمم.
‫اتفاقاً خیلی به متیو میای.

422
00:31:59,666 --> 00:32:02,541
‫برنامه من شما رو به هم معرفی کرد، نه؟
‫یادت رفته؟

423
00:32:02,666 --> 00:32:05,333
‫پس بلیط برگشتت رو کنسل کن.

424
00:32:05,416 --> 00:32:08,791
‫اگه اونم همین حس رو داشته باشه،
‫شاید این کار رو بکنم.

425
00:32:10,583 --> 00:32:13,208
‫- باشه. پس می‌بینمت. خداحافظ.
‫- خداحافظ.

426
00:32:15,208 --> 00:32:25,208
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M