1
00:00:01,042 --> 00:00:02,419
‫[داستان این سریال واقعی نیست. در حالی که یک سری
[از عناصر داستانی از وقایع تاریخی الهام گرفته شدند

2
00:00:02,460 --> 00:00:03,837
‫[مکان‌ها، اشخاص، سازمان‎‌ها، موقعیت‌ها
و وقایع این ‫این سریال ساختگی هستند.]

3
00:00:03,878 --> 00:00:06,965
‫[از بازیگران کودک در شرایط امن و با اجازه و
‫حضور سرپرستشان فیلمبرداری شده است.]

4
00:00:08,967 --> 00:00:11,845
‫وقت مراسم پایین کشیدن پرچمه.

5
00:00:11,928 --> 00:00:15,348
‫لطفاً با احترام رو به پرچم بایستید.

6
00:00:15,432 --> 00:00:17,058
‫شرط می‌بندم دارید فکر می‌کنید،

7
00:00:17,684 --> 00:00:20,186
‫ "این چیه، یه جور شوخیه؟"

8
00:00:20,270 --> 00:00:22,814
‫به این می‌گفتن ‫مراسم پایین کشیدن پرچم.

9
00:00:22,897 --> 00:00:25,108
‫اختراع خود آقای رئیس‌جمهور عزیزمون.

10
00:00:26,234 --> 00:00:27,402
‫و همه‌ش این نبود.

11
00:00:28,069 --> 00:00:31,322
‫بعد از نیمه‌شب، حتی نمی‌تونستید ‫توی خیابون‌ها باشید.

12
00:00:32,323 --> 00:00:33,700
‫حکومت نظامی.

13
00:00:33,783 --> 00:00:34,951
‫تجمعات ممنوع.

14
00:00:35,035 --> 00:00:36,244
‫اعتراضات ممنوع.

15
00:00:37,078 --> 00:00:39,205
‫موی بلند و دامن کوتاه هم ممنوع.

16
00:00:39,289 --> 00:00:40,582
‫برای بازگرداندن نظم اجتماعی

17
00:00:40,665 --> 00:00:41,916
[اخراج فوری]

18
00:00:42,000 --> 00:00:45,920
‫مردم تحت نظر بودن، بهشون حمله می‌شد،
‫کتک می‌خوردن و کشته می‌شدن.

19
00:00:48,298 --> 00:00:49,466
‫کیم ده‌جونگ به خانه بازگشت

20
00:00:49,549 --> 00:00:52,385
‫اگه می‌تونستن برن ‫سراغ سیاستمداران کله‌گنده مخالف،

21
00:00:53,011 --> 00:00:54,804
‫تصور کنید با مردم عادی چی‌کار می‌کردن.

22
00:00:55,430 --> 00:00:57,932
‫با ما اساساً مثل گله رفتار می‌شد، ‫مثل خوک‌ها.

23
00:00:58,850 --> 00:01:02,062
‫اما همون‌هایی که سرکوب‌ها رو رهبری می‌کردن؟

24
00:01:02,145 --> 00:01:03,855
‫اون‌ها بالاتر از هر ممنوعیتی زندگی می‌کردن.

25
00:01:04,856 --> 00:01:05,857
‫درسته.

26
00:01:05,940 --> 00:01:09,277
‫دارم درباره اولین آژانس اطلاعاتی کشور
‫حرف می‌زنم، سازمان سیای کره.

27
00:01:09,360 --> 00:01:10,361
‫حلقه جاسوسی جهانی لو رفت

28
00:01:11,112 --> 00:01:15,116
‫با قدرت عظیمی که حتی
‫قانون اساسی رو تحت‌الشعاع قرار می‌داد،

29
00:01:15,200 --> 00:01:18,578
‫سازمان سیای کره سلطنت طولانی ‫آقای
رئیس‌جمهور عزیزمون رو سرپا نگه داشته بود.

30
00:01:19,496 --> 00:01:24,042
‫فقط اسمش کافی بود ‫تا ترس ایجاد کنه.

31
00:01:24,125 --> 00:01:25,877
[پرونده جاسوسی حزب اتحاد انقلابی]

32
00:01:25,960 --> 00:01:30,590
‫خیلی از آدم‌های بی‌گناه رو کشیدن بردن،
‫و جونشون رو از دست دادن.

33
00:01:32,133 --> 00:01:33,259
‫هرچند راستش،

34
00:01:34,260 --> 00:01:36,805
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم من یکی از اون‌ها باشم.

35
00:01:39,808 --> 00:01:42,685
‫این عصر ممنوعیت بود، ‫و اسم من گویای همه‌چیزه.

36
00:01:42,769 --> 00:01:45,939
‫من گومجی هستم، به معنی ممنوعیت. به گومجی.

37
00:01:48,483 --> 00:01:52,028
‫دختر‏،‏ دختر بیرونی‏،‏ اسکورت، مهماندار.

38
00:01:52,862 --> 00:01:54,447
‫هر چی دلتون می‌خواد صدام کنید.

39
00:01:55,156 --> 00:01:57,951
‫چیزی که مهمه اینه که من

40
00:01:58,618 --> 00:02:01,037
‫توی کاری که می‌کردم عالی بودم‏.‏

41
00:02:03,289 --> 00:02:04,332
‫ولی هنوزم،

42
00:02:05,208 --> 00:02:07,043
‫این جرمی نیست که ارزش مردن داشته باشه، درسته؟

43
00:02:08,043 --> 00:02:18,043
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

44
00:03:07,729 --> 00:03:11,191
[فرودگاه گمیپو‏،‏ کره]

45
00:03:13,776 --> 00:03:17,947
‫مسافران برای سوار شدن، ‫لطفاً به گیت سه

46
00:03:18,031 --> 00:03:20,867
‫ترمینال بین‌المللی مراجعه کنید
‫بعد از تکمیل امور مهاجرت.

47
00:03:27,415 --> 00:03:28,416
‫جدی؟

48
00:03:28,958 --> 00:03:30,043
‫هیچ‌کس این‌جا نیست؟

49
00:03:30,126 --> 00:03:31,878
‫وای.

50
00:03:33,254 --> 00:03:35,215
‫این باورنکردنیه.

51
00:03:35,298 --> 00:03:36,799
‫بریم.

52
00:03:42,180 --> 00:03:45,642
‫قسمت ۳: ‫عصر ممنوعیت

53
00:03:59,072 --> 00:04:02,033
‫خیلی خب، خیلی خب.

54
00:05:46,012 --> 00:05:49,140
‫وقتی برسیم اون‌جا، ‫فقط آقای چون منتظر نیست.

55
00:05:49,891 --> 00:05:51,476
‫به گومجی هم اون‌جا خواهد بود.

56
00:05:51,559 --> 00:05:52,602
‫بله قربان. متوجه شدم.

57
00:05:54,437 --> 00:05:56,773
‫اون‌ها انقدر لطف داشتن ‫که فرستادنش آمریکا.

58
00:05:57,607 --> 00:06:00,026
‫باید همون‌جا می‌موند
‫و بی‌سروصدا بچه‌ش رو بزرگ می‌کرد.

59
00:06:00,109 --> 00:06:01,819
‫فکر می‌کرد چه خیری ‫از این کار می‌بینه؟

60
00:06:12,830 --> 00:06:15,666
‫شنیدم زنیه که ترس نداره.

61
00:06:17,418 --> 00:06:18,753
‫آره، این رو قبول دارم.

62
00:06:18,836 --> 00:06:20,630
‫که از بچه لعنتی خودش اون‌جوری استفاده می‌کنه.

63
00:06:21,255 --> 00:06:22,715
‫می‌دونید قربان؟

64
00:06:23,841 --> 00:06:25,218
‫پدر کیه.

65
00:06:25,301 --> 00:06:26,803
‫شایعات زیادی هست.

66
00:06:28,971 --> 00:06:29,972
‫هوی.

67
00:06:30,807 --> 00:06:32,058
‫بله قربان.

68
00:06:34,727 --> 00:06:36,354
حواست به جاده باشه‏.‏

69
00:06:37,355 --> 00:06:38,940
آرزوی مرگ کردی؟

70
00:07:25,528 --> 00:07:26,946
‫قبلاً آقای چون رو دیدی؟

71
00:07:27,822 --> 00:07:29,532
‫نه، این اولین بارمه که حضوری می‌بینمش.

72
00:07:33,786 --> 00:07:35,705
‫متولد قشر نخبه و

73
00:07:37,039 --> 00:07:38,916
‫نفر اول کلاسش توی دانشکده افسری.

74
00:07:39,000 --> 00:07:42,378
‫اون طی انقلاب نظر رئیس‌جمهور رو جلب کرد،

75
00:07:43,254 --> 00:07:46,466
‫و حالا، بیشتر از همیشه ‫نفوذ داره.

76
00:07:51,721 --> 00:07:52,722
‫نه.

77
00:07:55,641 --> 00:07:57,268
‫چون سوکجونگ

78
00:07:57,351 --> 00:07:59,103
‫...رئیس سرویس ‫امنیت ریاست‌جمهوری.

79
00:07:59,187 --> 00:08:02,106
‫نفر اول کلاسش توی دانشکده افسری،
‫مورد ستایش رئیس‌جمهور.

80
00:08:02,648 --> 00:08:06,110
‫قدرت رئیس‌جمهور عملاً
‫توی دست چون سوکجونگ بود تا ازش استفاده کنه،

81
00:08:06,194 --> 00:08:10,072
‫و سازمان سیای کره ‫ارتش خصوصی وفادارش بود.

82
00:08:10,156 --> 00:08:12,116
‫یعنی، ببین.

83
00:08:12,200 --> 00:08:14,076
‫به هر حال نمی‌تونم تا ابد مخفیانه زندگی کنم.

84
00:08:14,994 --> 00:08:16,579
‫این‌جور نیست که مجرم نباشم.

85
00:08:17,580 --> 00:08:19,165
‫باید یه جوری قضیه رو حل و فصل کنم،

86
00:08:20,333 --> 00:08:23,127
‫و پسرم سونگ‌گوک رو جوری بزرگ کنم
‫که پیش هیچ‌کس کم نیاره.

87
00:08:23,211 --> 00:08:26,464
‫واقعاً فکر می‌کنی ‫پدرش می‌شینه و تماشا می‌کنه؟

88
00:08:26,964 --> 00:08:29,133
‫چه جور پدری نمی‌تونه تحمل کنه

89
00:08:29,884 --> 00:08:31,135
‫موفقیت پسر خودش رو ببینه؟

90
00:08:32,512 --> 00:08:35,223
‫تو بهتر از هر کسی می‌دونی
‫اون مردی نیست که بشه باهاش شوخی کرد.

91
00:08:35,723 --> 00:08:38,267
‫و من هم زنی نیستم ‫که بشه باهاش شوخی کرد.

92
00:08:38,851 --> 00:08:39,852
‫بیخیال.

93
00:08:40,353 --> 00:08:43,022
‫انگار که درخواست کردم زنش بشم.

94
00:08:45,233 --> 00:08:47,401
‫سلام، آقای چون.

95
00:08:49,278 --> 00:08:50,696
‫حالتون چطوره قربان؟

96
00:08:50,780 --> 00:08:52,281
‫خیلی وقته ندیدمتون، آقای هوانگ.

97
00:08:53,616 --> 00:08:54,909
‫چرا این‌قدر سرتون شلوغ بوده؟

98
00:08:54,992 --> 00:08:57,203
‫نه. اصلاً.

99
00:08:57,787 --> 00:09:02,291
‫فقط بهم زنگ بزنید،
‫و من هر وقت بخواید با سر میام قربان.

100
00:09:05,086 --> 00:09:07,588
کلاه‌گیس می‌ذاری؟

101
00:09:20,017 --> 00:09:21,894
‫- بیاید قدم بزنیم.
 بله قربان.

102
00:09:31,112 --> 00:09:34,490
‫اون موقع بود که بک کیته ‫با چشم‌های خودش دید

103
00:09:34,574 --> 00:09:38,077
‫...قدرت واقعی و زنده چه شکلیه.

104
00:09:40,580 --> 00:09:42,123
‫متوجه شدم.

105
00:09:45,960 --> 00:09:47,253
‫و بعد تصمیم گرفت

106
00:09:47,837 --> 00:09:49,463
‫زندگی‌ای مثل اون مرد داشته باشه،

107
00:09:49,547 --> 00:09:52,717
‫با ثروت و قدرتی اون‌قدر بزرگ

108
00:09:53,426 --> 00:09:55,344
‫که کل دنیا رو به زانو دربیاره.

109
00:09:55,928 --> 00:09:57,179
‫سلام عزیزم.

110
00:10:02,852 --> 00:10:04,186
‫من دارم میرم دستشویی.

111
00:10:05,313 --> 00:10:06,397
‫مایلید همراهیم کنید؟

112
00:10:09,317 --> 00:10:11,485
‫و ما این‌طوری آشنا شدیم.

113
00:10:11,986 --> 00:10:15,031
‫توی رمانتیک‌ترین محیط، ‫همون‌طور که می‌بینید،

114
00:10:15,740 --> 00:10:18,200
‫در معیت اون احمق‌های حکومتی‏.‏

115
00:10:48,397 --> 00:10:50,775
‫این‌جا نیازی نیست ‫نگران شنود باشید قربان.

116
00:10:50,858 --> 00:10:52,234
‫این‌جا خیلی پرسروصداست.

117
00:10:52,318 --> 00:10:55,196
‫پرسروصدا و عالی ‫برای یه مقر تحقیقاتی مخفی.

118
00:10:56,364 --> 00:10:58,199
‫خیلی خب، بیاید بخوریم.

119
00:10:58,282 --> 00:10:59,283
‫بله قربان.

120
00:11:04,705 --> 00:11:08,334
‫بذارید دوباره بگم، محض اطمینان.

121
00:11:08,417 --> 00:11:10,836
‫هیچ‌کس دیگه‌ای جز ما ‫نباید درباره این مکان بدونه.

122
00:11:11,671 --> 00:11:12,672
‫- باشه؟
 بله قربان.

123
00:11:13,422 --> 00:11:15,299
‫جستجو برای کانگ ده‌ایل چطور پیش میره؟

124
00:11:15,383 --> 00:11:16,384
‫پیشرفتی بوده؟

125
00:11:16,467 --> 00:11:19,095
‫بله، ‫داریم از طریق گروهش ردش رو می‌زنیم.

126
00:11:19,178 --> 00:11:20,888
‫باید به‌زودی گیرش بندازیم.

127
00:11:20,971 --> 00:11:22,264
‫باید پیداش کنیم.

128
00:11:22,348 --> 00:11:23,641
‫بله قربان. متوجه شدم.

129
00:11:24,475 --> 00:11:28,521
‫ظاهراً، جو مانجه توی هر کسب‌وکاری
‫دست داشته و ثروت زیادی به جیب زده.

130
00:11:28,604 --> 00:11:30,147
‫قاچاق، برای شروع،

131
00:11:30,231 --> 00:11:32,942
‫بالا کشیدن تدارکات ارتش آمریکا، ‫دلالی املاک

132
00:11:33,526 --> 00:11:35,444
‫حتی دستمال توالت ‫توی ادارات دولتی

133
00:11:35,528 --> 00:11:37,238
‫باید از زیر دست اون رد بشه.

134
00:11:37,321 --> 00:11:38,531
‫همش رو خودش تنهایی خورده؟

135
00:11:38,614 --> 00:11:41,158
امکان نداره‫.

136
00:11:41,242 --> 00:11:44,036
‫یعنی، ببین. ما حتی نمی‌تونیم
‫یه وعده غذا رو بدون تقسیم کردن بخوریم.

137
00:11:44,829 --> 00:11:46,789
‫فکر می‌کنی اون می‌تونه همش رو بالا بکشه؟ چطوری؟

138
00:11:46,872 --> 00:11:47,957
‫اون پشتیبان داره.

139
00:11:48,833 --> 00:11:50,126
‫آقای جانگ.

140
00:11:50,209 --> 00:11:51,877
‫فکر می‌کنی سازمان سیای کره است، درسته؟

141
00:11:51,961 --> 00:11:55,214
‫معامله سازمان سیای کره با گانگسترها؟
‫چیز جدیدی نیست.

142
00:11:55,297 --> 00:11:56,340
‫من حتی تعجب نکردم.

143
00:11:56,424 --> 00:11:58,801
‫ولی فکر می‌کنی چرا جو مانجه رو گرفتن؟

144
00:11:59,385 --> 00:12:01,512
‫شرط می‌بندم یه کار مشکوکی کرده.

145
00:12:01,595 --> 00:12:03,389
‫حتماً به همین خاطر آوردنش تو.

146
00:12:03,472 --> 00:12:06,100
‫دمش رو قیچی کردن. ‫این‌طوری قطعش کردن.

147
00:12:06,183 --> 00:12:08,018
‫چی؟ فکر می‌کنی کشتنش؟

148
00:12:08,102 --> 00:12:11,272
‫جو مانجه مبالغ سنگینی
‫به سازمان سیای کره پرداخت می‌کرد.

149
00:12:11,772 --> 00:12:14,650
‫و اون پول مستقیم می‌رفت
‫توی گاوصندوق مدیر هوانگ.

150
00:12:16,318 --> 00:12:19,321
‫احتمالاً بخشی از اون هم می‌رفته ‫بالاتر توی زنجیره.

151
00:12:20,030 --> 00:12:22,283
‫منظورت اینه کسی بالاتر از هوانگ هست؟

152
00:12:22,992 --> 00:12:25,161
‫- درسته.
 و اون کی می‌تونه باشه؟

153
00:12:25,244 --> 00:12:27,747
‫خب، هنوز اون رو نمی‌دونم.

154
00:12:28,247 --> 00:12:30,124
‫ولی انتخابات همین ‫بغل‌گوشمونه،

155
00:12:30,207 --> 00:12:31,751
‫و جاهای زیادی نیاز به بودجه دارن.

156
00:12:31,834 --> 00:12:35,337
‫مطمئنم با جمع کردن باقی‌مانده باندش
‫عملیاتش رو دوباره راه می‌اندازن.

157
00:12:35,421 --> 00:12:39,717
‫برای انجام این کار، باید یا جو مانجه
‫یا کانگ ده‌ایل رو زنده نگه داشته باشن.

158
00:12:39,800 --> 00:12:41,844
‫و فکر می‌کنی کانگ ده‌ایله، درسته؟

159
00:12:42,511 --> 00:12:45,931
‫ما فقط در صورتی شانس داریم
‫که کانگ ده‌ایل زنده باشه.

160
00:13:02,072 --> 00:13:04,533
‫پاهام

161
00:13:26,722 --> 00:13:29,058
‫قبلاً ندیدمتون.

162
00:13:30,184 --> 00:13:31,685
‫من زیر دست مدیر هوانگ کار می‌کنم.

163
00:13:37,024 --> 00:13:38,651
‫ولی کار کردن

164
00:13:39,527 --> 00:13:40,986
‫زیر دست هوانگ هیچ آینده‌ای نداره.

165
00:13:42,863 --> 00:13:44,907
‫شاید زیر دست چون، ‫قضیه فرق کنه.

166
00:13:52,248 --> 00:13:53,833
‫اگه علاقه‌مندید،

167
00:13:55,751 --> 00:13:56,919
‫می‌تونم کمکتون کنم.

168
00:13:58,420 --> 00:13:59,547
‫منظورتون چیه؟

169
00:14:00,297 --> 00:14:03,342
‫بیاید بعداً یه جای خلوت همدیگه رو ببینیم.

170
00:14:03,843 --> 00:14:04,969
‫فقط ما دو نفر.

171
00:14:11,308 --> 00:14:13,853
‫توی ارتش مدتی

172
00:14:13,936 --> 00:14:15,229
‫زیر دستم بود.

173
00:14:15,312 --> 00:14:16,313
‫خیلی به درد بخوره.

174
00:14:16,397 --> 00:14:19,024
‫از چشم‌هاش عملاً جاه‌طلبی می‌چکه.

175
00:14:19,108 --> 00:14:22,194
‫شاید به خاطر اینه که با هیچی بزرگ شده.

176
00:14:22,278 --> 00:14:24,864
‫- ولی جایگاهش رو می‌دونه.
‫- دارم خوش می‌گذره‫. یکی دیگه بهم بده‫.

177
00:14:26,073 --> 00:14:27,575
‫اون‌ها زوج خوبی می‌شن.

178
00:14:28,158 --> 00:14:29,159
‫انتخاب بدی نیست.

179
00:14:30,244 --> 00:14:31,245
‫ممنون قربان.

180
00:14:33,080 --> 00:14:36,458
‫گومجی. به گومجی

181
00:14:36,542 --> 00:14:39,587
نمی‌دونم این زن می‌خواد با ما چی کار کنه‫.

182
00:14:40,921 --> 00:14:42,006
‫می‌خواید بکشمش؟

183
00:14:46,635 --> 00:14:47,803
‫متاسفم قربان.

184
00:14:48,429 --> 00:14:50,055
‫هیچ کار احمقانه‌ای نکن.

185
00:14:51,932 --> 00:14:54,101
‫فعلاً بگو بچسبه بهش.

186
00:14:54,602 --> 00:14:56,896
‫حواستون بهش باشه ‫تا نتونه کاری کنه.

187
00:14:58,731 --> 00:14:59,732
‫بله قربان.

188
00:15:25,674 --> 00:15:27,509
‫اون زن یه دفترچه داره.

189
00:15:29,178 --> 00:15:32,097
‫لیستی از تمام مردهایی که خواستتشون‫.

190
00:15:32,765 --> 00:15:35,100
پدر بچه هم هست‫.

191
00:15:37,353 --> 00:15:39,688
‫حالا، مشکل واقعی چیه؟ ‫کی پدره؟

192
00:15:40,606 --> 00:15:42,274
‫مشکل واقعی این نیست.

193
00:15:44,401 --> 00:15:46,737
‫لعنتی.

194
00:15:52,993 --> 00:15:56,914
‫چیزی که مهمه این نیست که کی پدره.

195
00:15:57,498 --> 00:15:58,666
‫اینه که

196
00:15:59,291 --> 00:16:02,294
‫تمام اون مردهایی که اسمشون
‫توی اون دفترچه‌ست خواب ندارن،

197
00:16:02,962 --> 00:16:04,538
‫و فکر می‌کنن که آیا اون پسر بچه مال اون‌هاست یا نه.

198
00:16:04,588 --> 00:16:06,006
‫مشکل واقعی اینه.

199
00:16:06,090 --> 00:16:09,176
‫می‌تونیم به اون اطلاعات اعتماد کنیم؟

200
00:16:09,259 --> 00:16:10,594
‫معلومه.

201
00:16:11,470 --> 00:16:14,014
‫اون یارویی که این رو به من داد؟
‫اسم اون هم توی اون دفترچه‌ست.

202
00:16:14,807 --> 00:16:16,934
‫بهتره حواست رو جمع کنی.

203
00:16:17,017 --> 00:16:19,186
‫اون از اون‌جور زن‌هاست که مردها
‫با یه نگاه عاشقش می‌شن.

204
00:16:19,269 --> 00:16:20,980
‫لازم نیست نگران من باشید قربان.

205
00:16:22,189 --> 00:16:23,190
‫زیرسیگاری.

206
00:16:27,778 --> 00:16:29,488
‫مراقب باش، باشه؟

207
00:16:30,155 --> 00:16:33,659
‫نمی‌خوای که اسم تو هم ‫توی اون دفترچه بره؟

208
00:16:42,042 --> 00:16:43,877
‫قسم می‌خورم،

209
00:16:44,586 --> 00:16:47,589
چرا همه نمی‌خوان سر به تن من باشه‫.

210
00:16:49,717 --> 00:16:51,969
‫مدیر هوانگ بهت گفت ‫که دفترچه رو بگیری؟

211
00:16:53,762 --> 00:16:54,972
‫چه دفترچه‌ای؟

212
00:16:57,766 --> 00:16:59,143
‫باید کنجکاو باشی،

213
00:16:59,643 --> 00:17:02,688
‫چون تنها کسی هستی که بی‌خبر مونده.

214
00:17:03,897 --> 00:17:05,566
‫علاقه‌ای ندارم.

215
00:17:06,817 --> 00:17:07,818
‫واقعاً؟

216
00:17:08,819 --> 00:17:11,405
‫چون همین الان می‌تونم بهت بگم

217
00:17:11,488 --> 00:17:13,032
‫که پدر واقعی کیه.

218
00:17:20,706 --> 00:17:22,750
‫ولی تو علاقه‌ای نداری، درسته؟

219
00:17:22,833 --> 00:17:25,544
‫داری منو دست می‌اندازی؟

220
00:17:25,627 --> 00:17:27,004
‫نه.

221
00:17:27,087 --> 00:17:28,756
‫فکر کردی واقعاً ‫می‌خوام بهت بگم؟

222
00:17:31,383 --> 00:17:32,634
‫بامزه‌ای.

223
00:17:35,179 --> 00:17:38,515
‫به هر حال، من دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گردم ‫آمریکا،

224
00:17:38,599 --> 00:17:40,309
‫پس بهشون بگو خیال‌بافی رو تموم کنن.

225
00:17:40,392 --> 00:17:41,560
‫من همین‌جا می‌مونم.

226
00:17:42,311 --> 00:17:44,396
‫شایدم با یه مرد خوش‌تیپ مثل تو قرار بذارم.

227
00:17:45,939 --> 00:17:47,566
‫دیگه تا الان حالت از مردها بهم نمی‌خوره؟

228
00:17:49,401 --> 00:17:51,820
‫بستگی داره اون مرد کی باشه.

229
00:17:55,824 --> 00:17:58,452
‫حالا که این‌جاییم، ‫چرا با هم روراست نباشیم؟

230
00:18:00,329 --> 00:18:03,499
‫اگه حس حرف زدن درباره قرار رو نداری،
‫می‌تونیم درباره کار حرف بزنیم.

231
00:18:04,958 --> 00:18:05,959
‫کار؟

232
00:18:07,961 --> 00:18:09,546
‫اون روز بهت گفتم، نگفتم؟

233
00:18:10,464 --> 00:18:12,257
‫می‌تونم کمکت کنم.

234
00:18:13,383 --> 00:18:15,719
‫کمکم کنی که چی بشه؟ ‫و دقیقاً چطوری؟

235
00:18:22,810 --> 00:18:25,104
‫ببین کی بالاخره یکم علاقه نشون داد.

236
00:18:33,695 --> 00:18:36,281
‫دست راست رئیس‌جمهور بودن ‫یا هر چی

237
00:18:36,365 --> 00:18:37,991
‫کی به این مزخرفات اهمیت میده؟

238
00:18:39,493 --> 00:18:41,578
‫چیزی که مهمه

239
00:18:42,079 --> 00:18:43,330
اینه که چطوری بهش رسیدی‫.

240
00:18:45,374 --> 00:18:46,375
‫تو خوب می‌دونی

241
00:18:47,209 --> 00:18:49,711
‫هوانگ چطوری تونست تا جایی که هست برسه،

242
00:18:49,795 --> 00:18:51,130
‫مگه نه؟

243
00:18:53,882 --> 00:18:58,762
‫حالا، فقط فکر کن چون چقدر بیشتر
‫باید فرستاده باشه اون بالا.

244
00:18:59,596 --> 00:19:01,348
‫یه جریان بی‌پایان پول.

245
00:19:01,431 --> 00:19:04,393
‫منبع واقعی قدرت اون‌ها اینه.

246
00:19:10,524 --> 00:19:11,525
‫پس

247
00:19:12,901 --> 00:19:14,653
‫اگه دستت روی اون جریان باشه،

248
00:19:15,779 --> 00:19:16,947
‫کی میگه

249
00:19:17,614 --> 00:19:20,367
‫نمی‌تونی به سطح چون برسی، ‫نه فقط هوانگ؟

250
00:19:21,160 --> 00:19:22,161
بد میگم؟

251
00:19:22,953 --> 00:19:23,954
‫آقای بک.

252
00:19:24,621 --> 00:19:26,415
‫بهم بگو چی می‌خوای.

253
00:19:27,875 --> 00:19:29,042
‫کمکت می‌کنم.

254
00:19:31,086 --> 00:19:33,672
‫شنیدم با یاکوزای ژاپن ‫ارتباط داری.

255
00:19:35,007 --> 00:19:36,216
‫رئیس ایکدا.

256
00:19:37,009 --> 00:19:39,136
‫تا حالا دیدیش؟

257
00:19:39,761 --> 00:19:41,138
‫رئیس!

258
00:19:46,768 --> 00:19:47,769
‫نه.

259
00:19:48,437 --> 00:19:51,607
‫ولی یه بار دخترش رو دیدم.

260
00:19:52,149 --> 00:19:53,233
‫ایکدا یوجی.

261
00:19:54,443 --> 00:19:56,361
‫اسم واقعی، چوی یوجی.

262
00:19:56,445 --> 00:19:57,821
‫بله، چوی یوجی.

263
00:19:58,447 --> 00:20:01,074
‫از کجا فهمیدی کره‌ایه؟

264
00:20:01,158 --> 00:20:02,910
‫خودم یه بار ملاقاتش کردم.

265
00:20:05,537 --> 00:20:07,664
‫اگه تبار کره‌ای نداشت،

266
00:20:07,748 --> 00:20:10,125
‫شاید حتی شانس این رو داشت ‫که جانشینش بشه.

267
00:20:10,792 --> 00:20:13,921
‫اون یه زاینیچیه، ولی اون بازم
‫به عنوان دخترخونده‌ش قبولش کرد.

268
00:20:15,297 --> 00:20:17,382
‫نمی‌دونم چطور نظرش رو جلب کرده،

269
00:20:17,925 --> 00:20:19,426
‫ولی مشخصه که خیلی براش عزیزه.

270
00:20:25,557 --> 00:20:28,936
‫به هر حال، مطمئنم که اون یکی از
‫قدرت‌های واقعی توی خاندان ایکداست.

271
00:20:30,145 --> 00:20:32,231
‫تو آخه از کجا همه این‌ها رو می‌دونی؟

272
00:20:33,482 --> 00:20:37,110
‫خب، چوی یوجی چی؟

273
00:20:38,570 --> 00:20:41,698
گمونم دوباره باید ببینمش‫.

274
00:20:43,951 --> 00:20:44,952
‫باشه.

275
00:20:49,373 --> 00:20:50,832
‫بهم زنگ بزن، آقای بک.

276
00:21:06,556 --> 00:21:09,810
‫بچه‌ها، این لی سونیونگه.

277
00:21:09,893 --> 00:21:11,853
‫عضو جدید باشگاه رزه.

278
00:21:11,937 --> 00:21:13,021
‫سلام کن.

279
00:21:13,105 --> 00:21:15,274
‫سلام، از آشنایی با همگی خوشبختم.

280
00:21:15,357 --> 00:21:18,652
‫من لی سونیونگ هستم.

281
00:21:18,735 --> 00:21:21,822
‫هرچند کارهای دستیم خیلی خوب نیست.

282
00:21:23,323 --> 00:21:25,284
‫به هر حال، هیجان‌زده‌ام که این‌جام.

283
00:21:25,367 --> 00:21:28,245
‫بیخیال، ‫هیچ‌کس از اولش خوب نیست.

284
00:21:28,328 --> 00:21:29,746
‫- به باشگاه خوش اومدی.
 ممنون.

285
00:21:29,830 --> 00:21:31,331
‫بیا، اول بافتن این رو امتحان کن.

286
00:21:32,874 --> 00:21:34,167
‫سلام، سویونگ.

287
00:21:34,251 --> 00:21:35,794
‫امروز یکم دیر از کار زدی بیرون.

288
00:21:35,877 --> 00:21:36,962
‫آره.

289
00:21:37,045 --> 00:21:39,506
‫می‌بینم که شماها شروع کردید.

290
00:21:39,589 --> 00:21:41,967
‫سویونگ، چیزی که ‫دفعه قبل خواستم رو گرفتی؟

291
00:21:42,050 --> 00:21:43,969
‫آره، ‫برگه اطلاعاتش رو آوردم.

292
00:21:45,429 --> 00:21:49,599
‫یه دوره سه ساله‌ست با نرخ سود سالانه ۱۷٫۴٪

293
00:21:49,683 --> 00:21:52,227
‫خدای من. خیلی ممنون، سویونگ.

294
00:21:55,188 --> 00:21:57,357
‫اهل سئولی؟

295
00:21:58,692 --> 00:22:00,152
‫ببخشید؟

296
00:22:00,235 --> 00:22:03,572
‫به نظر نمیاد لهجه بوسانی داشته باشی.

297
00:22:03,655 --> 00:22:08,327
‫به خاطر اینه که ‫سویونگ توی ژاپن بزرگ شده.

298
00:22:08,869 --> 00:22:10,579
‫سویونگ، سلام کن.

299
00:22:10,662 --> 00:22:14,291
‫این لی سونیونگه. ‫عضو جدید باشگاهمونه.

300
00:22:14,374 --> 00:22:15,959
‫البته.

301
00:22:16,626 --> 00:22:19,421
پس بگو چرا این‌قدر پوستت صافه‫.

302
00:22:19,504 --> 00:22:22,507
‫خدای من. چطور پوستت انقدر صافه؟

303
00:22:22,591 --> 00:22:25,761
‫خیلی لطف دارید.

304
00:22:25,844 --> 00:22:28,722
‫خب، ژنتیکم این‌طوریه.

305
00:22:28,805 --> 00:22:30,682
‫خیلی خوش‌شانسی.

306
00:22:31,641 --> 00:22:34,978
‫عموی من هم توی ژاپن زندگی می‌کنه. توی اوساکا.

307
00:22:35,062 --> 00:22:37,356
‫نه بابا! منم توی اوساکا زندگی می‌کردم!

308
00:22:37,439 --> 00:22:39,066
‫خدای من.

309
00:22:39,566 --> 00:22:42,194
‫چه تصادفی‫!

310
00:22:43,904 --> 00:22:46,907
‫- وای، توی بانک کار می‌کنی؟
 آره.

311
00:22:47,657 --> 00:22:50,285
‫شغل خودت چیه، سونیونگ؟

312
00:22:50,869 --> 00:22:51,870
‫خب

313
00:22:52,371 --> 00:22:54,664
‫پدر و مادرم یه... ‫اسمش چی بود؟

314
00:22:54,748 --> 00:22:56,083
‫یه کارگاه فلزکاری دارن

315
00:22:56,166 --> 00:22:59,002
‫...من هم با برادرهای بزرگترم اون‌جا کمک می‌کنم.

316
00:22:59,836 --> 00:23:00,962
‫تو چی، سویونگ؟

317
00:23:01,046 --> 00:23:02,339
‫برادر بزرگتر داری؟

318
00:23:03,048 --> 00:23:04,049
‫آره.

319
00:23:04,591 --> 00:23:07,677
‫خب، هیچ‌وقت به شماها نگفتم،

320
00:23:07,761 --> 00:23:10,722
‫ولی برادرم می‌تونه با شین سونگ‌ایل ‫رقابت کنه.

321
00:23:10,806 --> 00:23:12,307
‫برادرم شبیه آلن دلونه!

322
00:23:12,391 --> 00:23:14,559
‫واقعاً؟ چقدر تفاهم داریم!

323
00:23:14,643 --> 00:23:16,645
‫وای، ‫واقعاً انقدر خوش‌تیپن؟

324
00:23:16,728 --> 00:23:19,773
‫- باید یه وقت بیاریش این‌جا.
 نمی‌تونم. سرش شلوغه.

325
00:23:19,856 --> 00:23:21,942
‫- بیارش. 
 باید با چشم‌های خودم ببینم.

326
00:23:22,025 --> 00:23:24,319
‫- حتماً خیلی خوش‌تیپه. 
 معلومه.

327
00:23:26,279 --> 00:23:27,572
‫جنگ ویتنام؟

328
00:23:28,949 --> 00:23:30,075
‫بله.

329
00:23:30,158 --> 00:23:33,620
‫توی فرماندهی جنگ ویژه بود
‫ولی اون‌جا با سابقه بد اخراج شد.

330
00:23:33,703 --> 00:23:36,164
‫به نظر میاد یه جور حادثه‌ای رخ داده.

331
00:23:37,290 --> 00:23:40,794
‫قربان، شایعاتی شنیدم ‫که مدال لیاقت نظامی گرفتید،

332
00:23:40,877 --> 00:23:42,254
‫ولی حقیقت نداره، درسته؟

333
00:23:49,678 --> 00:23:50,679
‫خب

334
00:23:54,975 --> 00:23:57,727
‫یعنی، از طرف دولت بود،

335
00:23:58,812 --> 00:24:00,313
‫برای همین دقیقاً نمی‌تونستم ردش کنم.

336
00:24:00,397 --> 00:24:02,357
‫جدی؟

337
00:24:02,441 --> 00:24:05,402
‫سه تا چریک مسلح بودن.

338
00:24:05,485 --> 00:24:08,321
‫چریک مسلح؟

339
00:24:08,405 --> 00:24:10,240
‫می‌خواید بگید تیر هم خوردید؟

340
00:24:10,323 --> 00:24:11,324
‫این‌جا.

341
00:24:12,075 --> 00:24:13,326
‫- این‌جا.
صبر کن.

342
00:24:13,410 --> 00:24:15,996
‫واقعاً دارید میگید ‫این جای گلوله‌ست؟

343
00:24:16,079 --> 00:24:17,873
‫- از این‌جا رفت تو و...
آره؟

344
00:24:18,498 --> 00:24:20,959
‫- مطمئن نیستم بتونید ببینیدش. این‌جا. ‫
 وای، چی؟

345
00:24:21,042 --> 00:24:22,127
‫یه لحظه صبر کن.

346
00:24:22,210 --> 00:24:24,588
‫پس از این‌جا رفت تو و از این‌جا اومد بیرون؟

347
00:24:24,671 --> 00:24:27,549
‫وای، پس راسته!

348
00:24:27,632 --> 00:24:29,301
‫شما فوق‌العاده‌اید، آقای جانگ.

349
00:24:29,384 --> 00:24:32,429
‫خب، اگه نبودم که ‫بهم مدال نمی‌دادن.

350
00:24:35,390 --> 00:24:37,517
‫وای.

351
00:24:38,852 --> 00:24:39,853
‫خدای من.

352
00:24:40,520 --> 00:24:41,521
‫وای

353
00:24:42,314 --> 00:24:45,484
‫آقای جانگ، حتماً همیشه ورزش می‌کنید.

354
00:24:45,567 --> 00:24:48,028
‫آره، خب، فقط یکم شنا میرم.

355
00:24:48,111 --> 00:24:49,446
‫البته.

356
00:24:49,529 --> 00:24:51,490
‫جای تعجب نیست که توی کت‌وشلوار انقدر خوبید.

357
00:24:52,240 --> 00:24:53,450
‫چند تا میرید؟

358
00:24:53,533 --> 00:24:55,994
‫صد تا؟ آره، حدود صد تا.

359
00:24:56,495 --> 00:24:58,330
‫خب، چطور پیش رفت؟

360
00:24:58,413 --> 00:24:59,873
‫دیدیش؟

361
00:25:03,126 --> 00:25:05,253
‫خیلی خسته‌م.

362
00:25:05,337 --> 00:25:08,340
‫راسته که توی اوساکای ژاپن بزرگ شدن.

363
00:25:08,423 --> 00:25:10,091
‫- زاینیچی هستن؟ 
 بله.

364
00:25:10,175 --> 00:25:12,511
‫بعد از فوت والدینشون برگشتن کره.

365
00:25:12,594 --> 00:25:14,971
‫ظاهراً برای جا افتادن این‌جا خیلی سختی کشیدن.

366
00:25:15,055 --> 00:25:17,557
‫پس بک کیته مجبور بوده ‫نقش والدین رو بازی کنه.

367
00:25:17,641 --> 00:25:19,267
‫هر جور کاری که بشه ‫تصور کرد انجام داده

368
00:25:19,351 --> 00:25:21,061
‫تا خرج خواهر و برادرهای کوچیکترش رو بده.

369
00:25:21,144 --> 00:25:23,772
‫و چون زاینیچی بوده، ‫کلی تبعیض رو تحمل کرده.

370
00:25:23,855 --> 00:25:25,482
‫پس سرباز حرفه‌ای شد؟

371
00:25:25,565 --> 00:25:27,943
‫راستش یه سرباز دیگه هم توی خانواده هست.

372
00:25:28,860 --> 00:25:30,612
‫برادر کوچیکترشون، بک کی‌هیون.

373
00:25:30,695 --> 00:25:34,032
‫شاگرد اول کلاسش توی دانشکده افسری بوده.

374
00:25:34,115 --> 00:25:36,535
‫حالا هم به عنوان ستوان دوم توی جبهه خدمت می‌کنه.

375
00:25:36,618 --> 00:25:40,247
‫برادر بزرگتر توی سازمان سیا،
‫و کوچیکه از دانشکده افسری؟

376
00:25:40,789 --> 00:25:42,791
‫خب، به این میگن از هیچی به همه‌جا رسیدن.

377
00:25:42,874 --> 00:25:47,254
‫ولی به نظر می‌اومد وقتی برادر
کوچیکه بچه بوده ‫یه اتفاقی براش افتاده.

378
00:25:47,337 --> 00:25:48,755
‫چی شده؟

379
00:25:48,838 --> 00:25:53,093
‫خب، بک سویونگ وارد جزئیات نشد،
‫ولی به نظر خیلی نگرانش بود.

380
00:25:54,511 --> 00:25:55,512
‫باشه.

381
00:25:56,012 --> 00:25:58,139
‫خب، دوباره می‌بینیش؟

382
00:25:58,223 --> 00:26:01,101
‫آره، از هم خوشمون اومد و قرار شد
‫یه وقت با هم غذا بخوریم.

383
00:26:02,269 --> 00:26:04,104
‫راستی، کانگ ده‌ایل؟

384
00:26:04,688 --> 00:26:06,022
‫زنده‌ست.

385
00:26:08,275 --> 00:26:10,610
‫ردش رو زدید؟

386
00:26:10,694 --> 00:26:14,489
‫نه دقیقاً. ولی شایعه شده
‫داره دوباره باند رو دور هم جمع می‌کنه.

387
00:26:14,573 --> 00:26:15,824
‫حتی دنبال یه شیمیدان می‌گرده.

388
00:26:15,907 --> 00:26:18,827
‫دیدی؟ بهت گفتم، ‫کانگ ده‌ایل، اون عوضی، زنده‌ست.

389
00:26:18,910 --> 00:26:21,413
‫غریزه‌تون حرف نداره قربان.

390
00:26:21,496 --> 00:26:22,998
من میگم‫،

391
00:26:23,790 --> 00:26:26,126
‫کانگ ده‌ایل وصله به سازمان سیا.

392
00:26:29,879 --> 00:26:32,424
‫سازمان سیا می‌تونه هر کسی رو
‫که نشونه بگیره پایین بکشه.

393
00:26:33,174 --> 00:26:35,594
‫آقای جانگ، اگه زیادی فشار بیارید
‫و اوضاع بی‌ریخت بشه

394
00:26:35,677 --> 00:26:37,387
‫من گردن می‌گیرم.

395
00:26:37,470 --> 00:26:39,431
‫اگه قرار باشه کسی کارش رو از دست بده، ‫اون منم.

396
00:26:56,031 --> 00:26:58,450
‫از کره مهمون دارید.

397
00:27:34,069 --> 00:27:36,112
‫خیلی وقته ندیدمتون، خانم به.

398
00:27:36,613 --> 00:27:38,615
‫از دیدنتون خوشحالم، خانم ایکدا.

399
00:27:39,282 --> 00:27:41,743
‫مدت زیادی گذشته، آقای ماتسودا.

400
00:27:43,536 --> 00:27:45,789
‫یا باید الان آقای بک کیته صداتون کنم؟

401
00:27:46,373 --> 00:27:47,957
‫من بک کیته هستم.

402
00:27:49,167 --> 00:27:50,168
‫از دیدنتون خوشحالم.

403
00:27:56,925 --> 00:28:01,054
‫این‌جا جای دنج و قشنگی دارید.

404
00:28:03,807 --> 00:28:05,934
‫حال رئیس چطوره؟

405
00:28:06,810 --> 00:28:08,728
شنیدم یه مدته حالش خوب نیست‫.

406
00:28:10,397 --> 00:28:11,690
‫پسرتون خوبه؟

407
00:28:14,734 --> 00:28:17,946
‫اون... درست مثل پدرشه.

408
00:28:19,823 --> 00:28:20,865
‫این خوبه.

409
00:28:21,700 --> 00:28:23,326
‫کی برمی‌گردید آمریکا؟

410
00:28:23,410 --> 00:28:25,036
‫برنمی‌گردم.

411
00:28:25,120 --> 00:28:26,871
‫یه کارهایی دارم که باید توی کره انجام بدم.

412
00:28:29,499 --> 00:28:31,334
‫و با کسی آشنا شدم که ازش خوشم میاد.

413
00:28:32,961 --> 00:28:34,337
‫غذا نخوردید، درسته؟

414
00:28:34,421 --> 00:28:35,505
‫وای، دارم از گشنگی می‌میرم.

415
00:28:35,588 --> 00:28:38,133
‫شنیدم یه سوشی‌فروشی معروف این نزدیکیا هست.

416
00:28:38,216 --> 00:28:41,010
‫راستش وقتی شنیدم دارید میاید اون‌جا رزرو کردم.

417
00:28:43,012 --> 00:28:45,640
‫عزیزم، تو سوشی دوست داری، نه؟ این عالیه.

418
00:28:45,724 --> 00:28:47,892
‫آقای بک، شما باید به جاش با من یه نوشیدنی بخورید.

419
00:28:47,976 --> 00:28:49,769
‫یه چیزی هست که باید
خصوصی در موردش حرف بزنیم.

420
00:28:50,562 --> 00:28:52,522
‫کارکنانم شما رو همراهی می‌کنن، خانم به.

421
00:28:53,022 --> 00:28:55,316
‫شما سهم خودتون رو انجام دادید.

422
00:28:55,400 --> 00:28:57,777
‫حالا، نوبت آقای بکه که کار رو تموم کنه.

423
00:28:58,361 --> 00:29:02,490
‫مطمئنم این‌همه راه نیومده که فقط با من سوشی بخوره.

424
00:29:03,199 --> 00:29:04,868
‫درست میگم، آقای بک؟

425
00:29:08,204 --> 00:29:10,665
‫خانم به می‌دونه چرا داریم ملاقات می‌کنیم؟

426
00:29:12,459 --> 00:29:13,460
‫نه.

427
00:29:14,335 --> 00:29:16,129
‫روحش هم خبر نداره.

428
00:29:16,212 --> 00:29:18,757
‫پس می‌خوای توی محل جو مانجه باهام معامله کنی؟

429
00:29:18,840 --> 00:29:20,884
‫خود مامور ارشد سازمان سیای کره؟

430
00:29:21,718 --> 00:29:22,886
‫این مشکلیه؟

431
00:29:22,969 --> 00:29:24,220
‫مدیر هوانگ می‌دونه؟

432
00:29:24,763 --> 00:29:26,055
‫نیازیه بدونه؟

433
00:29:27,223 --> 00:29:29,893
راستی‫، از کجا می‌شناسیش؟

434
00:29:29,976 --> 00:29:31,644
‫قبلاً باهاش کار می‌کردم.

435
00:29:32,312 --> 00:29:33,313
‫روی چی؟

436
00:29:34,063 --> 00:29:35,064
‫فقط یه سری کاسبی.

437
00:29:40,028 --> 00:29:42,822
‫ "رئیس بنیاد تبادل فرهنگی کره و ژاپن."

438
00:29:42,906 --> 00:29:46,326
‫ "مدیر شورای توسعه کره و ژاپن."

439
00:29:48,328 --> 00:29:50,205
‫از کی تا حالا یاکوزا این‌جور کارها رو می‌کنن؟

440
00:29:57,420 --> 00:29:59,672
‫ما هر کاری که پول توش باشه می‌کنیم،

441
00:29:59,756 --> 00:30:01,007
‫درست مثل تو.

442
00:30:04,135 --> 00:30:06,387
‫در مورد درست انجام دادن این کار جدی هستی؟

443
00:30:07,555 --> 00:30:08,890
اگه نخوایم درست انجامش بدیم‫،

444
00:30:09,891 --> 00:30:11,392
اصلا انجامش ندیم بهتره‫.

445
00:30:26,783 --> 00:30:28,993
‫اگه دوباره سر قولت نمونی،

446
00:30:29,744 --> 00:30:33,122
‫کاری می‌کنم تاوانش رو بدی،
حتی برای تلف کردن وقتم.

447
00:30:34,749 --> 00:30:36,751
این یه تهدیده؟

448
00:30:39,045 --> 00:30:40,046
‫تهدیده.

449
00:30:41,047 --> 00:30:42,590
‫اگه نمی‌تونی از پسش بربیای، بکش کنار.

450
00:30:54,060 --> 00:30:56,354
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم.

451
00:31:00,316 --> 00:31:01,860
‫می‌خواستی منو ببینی؟

452
00:31:03,361 --> 00:31:05,989
‫می‌خواستم ببینمت.

453
00:31:12,412 --> 00:31:14,080
‫آقای بک!

454
00:31:17,709 --> 00:31:20,545
‫عزیزم، بدون من حالت خوب بود؟

455
00:31:21,337 --> 00:31:23,089
‫از خرید لذت بردید، خانم به؟

456
00:31:23,172 --> 00:31:26,885
‫آره، چند تا لباس زیرگ برای آقای بک عزیزم گرفتم.

457
00:31:45,570 --> 00:31:48,781
[روز شهروندان بوسانی مبارک]

458
00:31:52,243 --> 00:31:53,912
‫سلام، مدیر هوانگ.

459
00:31:54,787 --> 00:31:57,206
‫جانگ گون‌یانگ، تحقیقات ویژه، دفتر بوسان.

460
00:31:58,541 --> 00:32:00,043
‫درسته.

461
00:32:01,794 --> 00:32:05,548
‫شنیدم سخت مشغول تعقیب اون معتادها بودید.

462
00:32:05,632 --> 00:32:06,966
‫من؟ اصلاً.

463
00:32:07,467 --> 00:32:09,510
‫شما کسی هستید که حتماً کارتون سخته، قربان.

464
00:32:10,011 --> 00:32:12,472
‫با وجود تمام اسم‌های گنده
بوسان که توی مشتتون هستن،

465
00:32:12,555 --> 00:32:15,808
‫فقط می‌تونم تصور کنم چقدر کار می‌بره.

466
00:32:18,102 --> 00:32:20,980
‫نمی‌دونم دقیقاً چی شنیدید.

467
00:32:22,273 --> 00:32:23,483
‫ولی پرونده‌های مواد مخدر؟

468
00:32:23,983 --> 00:32:25,985
آخرش باید کل شب دور خودتون بچرخید‏.‏

469
00:32:26,527 --> 00:32:29,447
‫- شما هم دردسرهای خودتون رو دارید.
‫- برای همین‏.‏‏.‏‏.‏

470
00:32:29,948 --> 00:32:32,075
‫امیدوار بودم بتونم یه اطلاعاتی ازتون بگیرم.

471
00:32:32,742 --> 00:32:33,868
‫چه جور اطلاعاتی؟

472
00:32:33,952 --> 00:32:35,995
‫شما جو مانجه رو خوب می‌شناسید، درسته؟

473
00:32:36,996 --> 00:32:38,122
‫رئیس باند مانجه رو میگم‏.‏

474
00:32:38,748 --> 00:32:40,959
همون‌قدر که شما می‌شناسیدش منم می‌شناسمش‏.‏

475
00:32:42,126 --> 00:32:43,127
‫ولی بهم گفتن‏.‏‏.‏‏.‏

476
00:32:43,878 --> 00:32:46,506
‫غیبش زد. درسته؟

477
00:32:46,589 --> 00:32:47,840
‫بله، درسته.

478
00:32:47,924 --> 00:32:50,218
‫واقعاً غیبش زد، بدون هیچ ردی.

479
00:32:50,885 --> 00:32:53,262
‫ولی درست وقتی دوباره شروع به تحقیق کردم،

480
00:32:54,180 --> 00:32:57,433
‫یه شاهد پیدا شد که می‌گفت اون رو توی فیلیپین دیده.

481
00:32:57,976 --> 00:33:01,521
‫بعدش تا به خودم اومدم،
بالادستی‌ها همه‌چیز رو متوقف کردن.

482
00:33:02,855 --> 00:33:04,774
‫پس دقیقاً چی رو‏.‏‏.‏‏.‏

483
00:33:06,359 --> 00:33:07,735
می‌خواید بدونید؟

484
00:33:08,528 --> 00:33:11,447
‫اینکه اون توی فیلیپین زنده‌ست

485
00:33:11,531 --> 00:33:13,658
‫یا داره یه جایی می‌پوسه رو فعلا بی‌خیال‏.‏

486
00:33:13,741 --> 00:33:17,453
‫ولی کی عملیاتش رو به دست گرفته

487
00:33:17,537 --> 00:33:20,915
‫و داره تجارت مواد رو این‌جا توی بوسان می‌چرخونه؟

488
00:33:22,750 --> 00:33:24,460
‫این چیزیه که می‌خوام بدونم.

489
00:33:31,634 --> 00:33:33,011
اینو نمی‌دونستم‏.‏

490
00:33:33,594 --> 00:33:35,304
‫قطعاً یکی دستش گرفته.

491
00:33:35,805 --> 00:33:36,806
‫مطمئنم.

492
00:33:39,892 --> 00:33:41,811
‫نوچه‌های باقی‌مونده رو جمع کرده،

493
00:33:42,562 --> 00:33:44,522
‫و سعی داره یه آشپز جدید بیاره.

494
00:33:49,152 --> 00:33:50,153
‫راستی،

495
00:33:50,236 --> 00:33:52,822
‫آدمتون رو این‌جا نمی‌بینم. بک کیته؟

496
00:33:52,905 --> 00:33:54,157
‫معمولاً با شماست.

497
00:33:54,657 --> 00:33:57,201
‫فکر کنم سازمان سیای کره
این روزها سرش خیلی شلوغه.

498
00:34:02,081 --> 00:34:03,583
‫توی پوست کندن این‌ها خوب هستید.

499
00:34:03,666 --> 00:34:05,126
‫من هیچ‌وقت نمی‌تونم درست انجامش بدم.

500
00:34:05,918 --> 00:34:06,919
‫که این‌طور؟

501
00:34:07,545 --> 00:34:10,048
‫- می‌خواید یکی براتون پوست بکنم؟
‫- این کار رو می‌کنید؟

502
00:34:10,131 --> 00:34:11,132
‫حتماً.

503
00:34:14,093 --> 00:34:15,094
‫بیا.

504
00:34:15,762 --> 00:34:16,929
‫پاهاش رو می‌گیرید

505
00:34:18,514 --> 00:34:20,141
‫و این‌طوری پوستش رو می‌کنید.

506
00:34:20,224 --> 00:34:21,225
‫بفرما.

507
00:34:21,726 --> 00:34:23,269
‫- تقدیم به شما، قربان.
 ممنون.

508
00:34:29,025 --> 00:34:30,318
‫- بفرمایید
 باشه.

509
00:34:36,657 --> 00:34:37,658
‫آقای جانگ!

510
00:34:40,745 --> 00:34:41,954
‫چطور پیش رفت؟

511
00:34:43,456 --> 00:34:45,583
‫با توجه به اینکه خودش رو زد به اون راه،

512
00:34:45,666 --> 00:34:47,627
‫مشخصه که سازمان سیای
کره کار جو مانجه رو ساخته.

513
00:34:47,710 --> 00:34:51,047
‫پس یعنی مدیر هوانگ اون رو کشته

514
00:34:51,130 --> 00:34:53,216
‫و خودش داره مواد پخش می‌کنه؟

515
00:34:55,009 --> 00:34:58,137
‫فکر نمی‌کنم مدیر هوانگ
چیز زیادی درباره مواد بدونه.

516
00:35:01,432 --> 00:35:03,059
‫پس کار کدوم لعنتی‌ایه؟

517
00:35:03,142 --> 00:35:05,061
‫کی بک سویونگ رو می‌بینی؟

518
00:35:09,690 --> 00:35:11,025
‫فکر می‌کنی

519
00:35:12,068 --> 00:35:15,446
‫بک کیته داره سعی می‌کنه دور
از چشم هوانگ مواد پخش کنه؟

520
00:35:15,530 --> 00:35:17,240
من یه دستی‌ایه رو زدم‏.‏

521
00:35:18,366 --> 00:35:19,534
باید صبر کنم و ببینیم‏،‏

522
00:35:20,451 --> 00:35:23,287
که بک کیته داره مواد می‌چرخونه یا نه‏.‏

523
00:35:26,457 --> 00:35:27,875
‫عقلت رو از دست دادی؟

524
00:35:28,876 --> 00:35:30,495
‫یه مامور سازمان سیای کره که مواد می‌فروشه؟

525
00:35:30,545 --> 00:35:32,588
‫پیش خودت چی فکر کردی؟

526
00:35:32,672 --> 00:35:34,549
‫می‌خوای همه‌مون رو به کشتن بدی؟

527
00:35:38,427 --> 00:35:40,346
‫این کار رو می‌کنم تا همه‌مون بتونیم زنده بمونیم.

528
00:35:43,641 --> 00:35:44,976
‫بعد از اینکه مامان مرد،

529
00:35:45,810 --> 00:35:48,354
‫ما سه تا چطوری خودمون رو رسوندیم به بوسان؟

530
00:35:48,437 --> 00:35:50,231
‫و زندگیمون چه شکلی بوده؟

531
00:35:50,314 --> 00:35:53,734
‫اگه همین‌طوری به زندگی ادامه بدیم‏،‏
ده بیست سال دیگه هم هیچ فرقی نمی‌کنه‏.‏

532
00:35:53,818 --> 00:35:55,945
‫هیچ‌وقت از این زاغه‌نشین تپه‌ای لعنتی خلاص نمی‌شیم.

533
00:35:57,697 --> 00:35:58,865
‫سویونگ.

534
00:35:59,740 --> 00:36:00,825
‫به من اعتماد نداری؟

535
00:36:02,368 --> 00:36:05,037
‫فرض کن فقط یه کیلو بیارم. قیمتش دویست هزار وونه‏.‏

536
00:36:05,121 --> 00:36:08,791
‫بپزیمش و بفروشیمش، میشه ۵ میلیون.
بفرستیمش ژاپن‏،‏ میشه پونزده میلیون وون‏.‏

537
00:36:10,501 --> 00:36:11,502
‫پون

538
00:36:13,254 --> 00:36:15,339
‫پونزده میلیون وون؟

539
00:36:17,091 --> 00:36:18,926
‫تازه، من این کار رو تنهایی انجام نمیدم.

540
00:36:19,010 --> 00:36:20,469
‫آدم‌های بالای سرم

541
00:36:23,598 --> 00:36:24,891
‫همه‌مون توش دست داریم.

542
00:36:24,974 --> 00:36:27,018
‫بالای سرت؟ سازمان سیای کره؟

543
00:36:27,768 --> 00:36:28,811
‫چقدر بالا؟

544
00:36:28,895 --> 00:36:30,271
‫خیلی بالا.

545
00:36:32,023 --> 00:36:34,150
‫که یعنی هیچ خطری برای گیر افتادن نیست.

546
00:36:34,650 --> 00:36:36,360
‫نه.

547
00:36:36,944 --> 00:36:39,238
مردم به وجود میان‏.‏

548
00:36:39,739 --> 00:36:43,534
مملکت داغون میشه‏.‏ می‌خوان شرایط رو درست کنن‏.‏

549
00:36:44,118 --> 00:36:47,288
‫کیته، نه، خیلی احساس گناه می‌کنم.

550
00:36:47,788 --> 00:36:49,790
‫لازم نیست نگران اون باشی.

551
00:36:49,874 --> 00:36:51,918
‫ما این‌جا درستش می‌کنیم،

552
00:36:52,001 --> 00:36:53,669
‫ولی همه‌ش رو صادر می‌کنیم به ژاپن.

553
00:36:54,420 --> 00:36:55,588
‫ژاپن؟

554
00:36:55,671 --> 00:36:57,548
‫آره. ما ارز خارجی وارد می‌کنیم،

555
00:36:57,632 --> 00:36:59,675
‫و ما کسایی هستیم که صادرات رو پیش می‌بریم.

556
00:37:00,426 --> 00:37:01,677
‫اگه کاسبی خوب پیش بره،

557
00:37:02,386 --> 00:37:04,297
‫ما هم سهم خودمون رو توی
ساختن عصر جدید انجام میدیم.

558
00:37:04,347 --> 00:37:06,015
‫خانواده ما عقب نمی‌مونه.

559
00:37:06,098 --> 00:37:08,351
‫اگه با زمانه پیش بریم، اون جلوها خواهیم بود.

560
00:37:08,434 --> 00:37:10,436
‫یعنی داریم به کشور خدمت می‌کنیم.

561
00:37:10,519 --> 00:37:11,562
‫این کار میهن‌پرستانه‌ست.

562
00:37:12,313 --> 00:37:13,314
‫میهن‌پرستانه؟

563
00:37:14,398 --> 00:37:15,399
‫آره.

564
00:37:17,860 --> 00:37:20,196
‫به کی‌هیون نگو. لازم نیست بدونه.

565
00:37:21,530 --> 00:37:22,531
‫باشه.

566
00:37:24,075 --> 00:37:26,661
‫تو فقط باید حواست به پول باشه‏.‏

567
00:37:27,161 --> 00:37:29,914
کانگ ده‌ایل رو هم خوب بپا‏.‏ خب؟

568
00:37:49,793 --> 00:37:59,793
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

569
00:38:19,672 --> 00:38:21,007
‫آره. ممنون قربان.

570
00:38:30,975 --> 00:38:32,310
‫هدف ما

571
00:38:34,937 --> 00:38:36,522
‫اینه که بهترین محصول رو بسازیم

572
00:38:36,605 --> 00:38:38,232
‫و بازار ژاپن رو به دست بگیریم.

573
00:38:40,484 --> 00:38:41,694
‫کره چی؟

574
00:38:42,611 --> 00:38:44,405
‫فعلاً روی ژاپن تمرکز کن.

575
00:38:44,488 --> 00:38:46,532
‫بدون تایید من هیچی توی کره پخش نکن.

576
00:38:47,033 --> 00:38:48,034
‫متوجه شدم.

577
00:38:51,370 --> 00:38:53,247
‫شیمیدان چی؟

578
00:38:54,248 --> 00:38:57,585
‫ما یکی رو داریم که چشم‌های
تیز و دست‌های ماهری داره.

579
00:38:57,668 --> 00:39:00,212
‫توی این کار اسم و رسمی برای خودش بهم زده.

580
00:39:00,296 --> 00:39:02,548
‫آسون نبود، ولی تونستم بیارمش تو.

581
00:39:02,631 --> 00:39:07,219
‫بهترینِ بهترین‌ها، با بالاترین خلوص ممکن.

582
00:39:09,638 --> 00:39:12,099
‫این‌طوریه که ژاپنی‌ها رو جذب می‌کنیم.

583
00:39:12,183 --> 00:39:13,267
‫این رو می‌دونی، درسته؟

584
00:39:13,893 --> 00:39:14,894
‫متوجه شدم قربان.

585
00:39:18,105 --> 00:39:20,941
‫و یه نفر دیگه رو هم میارم توی کار.

586
00:39:22,818 --> 00:39:24,070
کی؟

587
00:39:25,446 --> 00:39:26,739
‫این‌جا منظره قشنگی داره.

588
00:39:27,948 --> 00:39:30,034
‫درسته. آره، خیلی قشنگه.

589
00:39:37,416 --> 00:39:38,626
‫بزن بریم!

590
00:39:40,461 --> 00:39:42,338
‫آره، بزن بریم!

591
00:40:02,274 --> 00:40:04,568
‫خیلی خب، خوک‌ها رسیدن.

592
00:40:16,372 --> 00:40:18,082
خیلی خب‏.‏ بیاید‏.‏

593
00:40:21,919 --> 00:40:23,337
یالا دیگه‏.‏

594
00:40:26,132 --> 00:40:27,216
‫یالا، برو توش.

595
00:40:34,849 --> 00:40:36,183
‫بوی گند میدن؟

596
00:40:36,267 --> 00:40:37,268
‫عیبی نداره.

597
00:40:44,024 --> 00:40:45,651
‫بیا، این کمک می‌کنه.

598
00:40:55,494 --> 00:40:56,620
‫من کانگ ده‌ایل هستم.

599
00:40:57,288 --> 00:40:58,789
خیلی تعریفتون رو شنیدم‏.‏

600
00:40:58,873 --> 00:41:00,833
‫اگه اوضاع سخت شد، فقط بهم خبر بده.

601
00:41:00,916 --> 00:41:01,917
‫سخت؟ اصلاً.

602
00:41:02,001 --> 00:41:03,461
‫هرچی باشه این کار میهن‌پرستانه‌ست.

603
00:41:05,588 --> 00:41:06,589
‫میهن‌پرستانه؟

604
00:41:07,590 --> 00:41:09,258
‫خوبه.

605
00:41:10,217 --> 00:41:12,720
چه بوی شیرینی میاد‏.‏

606
00:41:13,220 --> 00:41:14,722
خوب غذا بخورن‏،‏‌ها‏.‏

607
00:41:20,478 --> 00:41:21,979
‫خوک‌ها رو این‌جا داریم.

608
00:41:22,062 --> 00:41:23,230
‫می‌خوای شروع کنی؟

609
00:41:32,156 --> 00:41:33,157
‫آقای کانگ.

610
00:41:33,782 --> 00:41:35,242
‫یه سوال دارم.

611
00:41:35,326 --> 00:41:36,785
‫چرا خوک‌ها رو آوردی این‌جا؟

612
00:41:36,869 --> 00:41:38,579
خرج برنمی‌دارن؟

613
00:41:39,413 --> 00:41:42,082
مواد بو می‌ده دیگه‏.‏

614
00:41:42,166 --> 00:41:43,167
خب که چی؟

615
00:41:43,751 --> 00:41:45,503
‫با بوی پهن خوک می‌پوشونیش.

616
00:41:47,546 --> 00:41:48,547
میگم‏.‏‏.‏‏.‏

617
00:41:54,929 --> 00:41:55,930
میگم‏.‏‏.‏‏.‏

618
00:41:57,264 --> 00:41:58,265
‫چیه؟

619
00:42:17,493 --> 00:42:20,496
‫[مدیر کل هوانگ گوک‌پیونگ]

620
00:42:22,748 --> 00:42:24,708
‫درآمد این ماه یکم کم به نظر میاد.

621
00:42:26,877 --> 00:42:30,798
‫کانگ ده‌ایل هنوز داره سعی می‌کنه
‫باند رو دوباره جمع و جور کنه، واسه همین

622
00:42:33,759 --> 00:42:35,803
‫باشه. مهم‌تر از اون،

623
00:42:37,596 --> 00:42:39,014
‫توی اوساکا با کی ملاقات کرد؟

624
00:42:42,184 --> 00:42:43,185
‫به گومجی.

625
00:42:44,603 --> 00:42:46,272
شخص خاصی نبود‏.‏

626
00:42:47,231 --> 00:42:48,941
‫فقط رفت خرید و دیدن جاهای دیدنی.

627
00:42:49,608 --> 00:42:50,859
‫خرید؟

628
00:42:51,360 --> 00:42:53,362
دارم دیوونه می‌شم‏.‏

629
00:42:54,905 --> 00:42:56,240
اون عوضی الان کجاست؟

630
00:42:56,907 --> 00:42:59,285
‫پیش خانواده‌ش مونده ‫تا از بچه‌ش مراقبت کنه.

631
00:43:00,119 --> 00:43:01,537
‫لی الان حواسش بهش هست.

632
00:43:01,620 --> 00:43:03,330
‫فردا من دوباره شیفت رو تحویل می‌گیرم.

633
00:43:04,540 --> 00:43:05,666
‫درسته، ممنونم.

634
00:43:08,168 --> 00:43:09,378
‫هر دو ساعت زنگ بزن.

635
00:43:10,129 --> 00:43:11,130
‫بله قربان.

636
00:43:13,507 --> 00:43:14,508
‫می‌تونی بری.

637
00:43:34,111 --> 00:43:35,195
‫بله قربان.

638
00:43:35,779 --> 00:43:36,989
‫پیو رو بفرست تو.

639
00:43:37,948 --> 00:43:39,325
‫بله قربان. الان میگم.

640
00:43:40,075 --> 00:43:41,452
‫آقای پیو، ایشون الان می‌بیننتون.

641
00:43:54,673 --> 00:43:56,550
‫- فهمیدی؟ ‫
 بله قربان.

642
00:43:56,634 --> 00:43:59,803
‫بک کیته توی اوساکا با ایکدا یوجی ملاقات کرد.

643
00:44:00,721 --> 00:44:01,764
‫چوی یوجی؟

644
00:44:01,847 --> 00:44:02,848
‫بله قربان.

645
00:44:05,601 --> 00:44:06,685
‫بک کیته

646
00:44:07,895 --> 00:44:09,271
‫با چوی یوجی ملاقات کرد؟

647
00:44:10,564 --> 00:44:11,649
پسره عوضی‏.‏

648
00:44:12,441 --> 00:44:14,735
‫بهش گفتم کار مواد رو تعطیل کنه

649
00:44:14,818 --> 00:44:17,571
‫...و حالا داره تمام و کمال واردش میشه؟

650
00:44:17,655 --> 00:44:21,533
‫به نظر میاد اون و کانگ ده‌ایل
‫کل باند مانجه رو دست گرفتن.

651
00:44:25,037 --> 00:44:27,915
پس داشتم مار رو آستینم پرورش می‌دادم‏.‏

652
00:44:29,667 --> 00:44:34,088
‫اگه حرفش دربیاد که سازمان سیای
کره داره مواد پخش می‌کنه، ‫آبرومون میره‏.‏

653
00:44:38,634 --> 00:44:39,635
‫قربان.

654
00:44:41,637 --> 00:44:42,638
‫ولی قضیه اینه که،

655
00:44:43,681 --> 00:44:46,850
‫شنیدم سودش خیلی عظیمه.

656
00:44:47,893 --> 00:44:49,311
‫- واقعاً؟ ‫
 بله قربان.

657
00:44:59,113 --> 00:45:00,572
‫درباره چقدر داریم حرف می‌زنیم؟

658
00:45:01,865 --> 00:45:04,410
عدد دقیق رو بهتون اطلاع می‌دم‏.‏

659
00:45:22,052 --> 00:45:24,179
‫برای چی دعا کردی؟

660
00:45:25,180 --> 00:45:27,141
‫سلامتی کشور و صلح جهانی.

661
00:45:30,519 --> 00:45:31,520
‫جدی میگم.

662
00:45:34,022 --> 00:45:35,149
‫تو هیچ‌وقت دعا نمی‌کنی؟

663
00:45:38,152 --> 00:45:39,945
‫اون هیچ‌وقت جواب دعاهات رو میده؟

664
00:45:41,321 --> 00:45:42,322
‫معلومه.

665
00:45:43,073 --> 00:45:46,160
‫اگه واقعاً با تمام وجودت بخوای، میده.

666
00:45:49,204 --> 00:45:51,957
‫خانم به، ‫چیزی که واقعاً می‌خوای چیه؟

667
00:45:58,505 --> 00:46:01,175
‫اون دفترچه اصلاً وجود داره؟

668
00:46:08,140 --> 00:46:10,184
‫تو چی؟ تو واقعاً چی می‌خوای؟

669
00:46:12,728 --> 00:46:13,729
‫پول؟

670
00:46:14,646 --> 00:46:15,647
‫قدرت؟

671
00:46:16,940 --> 00:46:17,941
‫عشق؟

672
00:46:24,531 --> 00:46:25,783
‫تو همه‌ش رو می‌خوای، مگه نه؟

673
00:46:27,284 --> 00:46:29,077
‫تا هیچ‌کس دیگه نتونه تحقیرت کنه.

674
00:46:34,917 --> 00:46:35,918
‫منم همین‌طور.

675
00:46:38,212 --> 00:46:39,213
‫مثل تو.

676
00:46:46,261 --> 00:46:47,805
‫لعنتی.

677
00:46:50,057 --> 00:46:51,683
‫درست تعظیم کن، لعنتی!

678
00:47:00,025 --> 00:47:01,026
‫الو؟

679
00:47:01,527 --> 00:47:02,778
کدوم گوری هستی؟

680
00:47:02,861 --> 00:47:04,112
‫به گومجی کجاست؟

681
00:47:05,072 --> 00:47:06,490
‫داره توی مراسم کلیسا شرکت می‌کنه.

682
00:47:06,573 --> 00:47:09,201
‫اون زنیکه می‌خواد ‫امروز رئیس‌جمهور رو ببینه!

683
00:47:11,119 --> 00:47:13,580
یکم دیگه می‌خواد از دانشگاه ملی سئول بازدید کنه‏،‏

684
00:47:13,664 --> 00:47:16,250
اون زنیکه دیوونه هم می‌خواد بره اون‌جا‏.‏

685
00:47:17,584 --> 00:47:18,585
هی‫!

686
00:47:18,669 --> 00:47:21,630
‫اگه گمش کنی، کار من و تو تمومه.
‫این رو می‌فهمی، درسته؟

687
00:47:21,713 --> 00:47:24,091
‫می‌فهمی یا نه، آشغال کوچولو؟

688
00:47:38,897 --> 00:47:40,190
‫به گومجی!

689
00:47:49,575 --> 00:47:52,536
‫نا یونگ‌چول، ‫رئیس دفتر رئیس‌جمهور.

690
00:47:53,704 --> 00:47:57,082
‫تنها رقیب چون سوکجونگ ‫و نزدیک‌ترین دشمنش.

691
00:47:57,666 --> 00:48:01,420
‫فکر کردی می‌تونی همین‌جوری یه بچه پس بندازی
‫و زندگیت رو عوض کنی؟

692
00:48:03,922 --> 00:48:06,008
‫خب، ‫با خودم گفتم یه امتحانی بکنم.

693
00:48:07,551 --> 00:48:08,844
‫ببینم جواب میده یا نه.

694
00:48:10,762 --> 00:48:12,139
یه بچه‌ست دیگه‏.‏

695
00:48:13,015 --> 00:48:14,474
می‌خوای شق القمر کنی؟

696
00:48:15,350 --> 00:48:17,394
می‌خوای دردسر درست کنی؟

697
00:48:21,481 --> 00:48:23,108
‫من و تو‏.‏‏.‏‏.‏

698
00:48:24,151 --> 00:48:25,152
خوب می‌دونیم که‏.‏‏.‏‏.‏

699
00:48:25,861 --> 00:48:27,195
قضیه چیه‏.‏

700
00:48:27,279 --> 00:48:29,072
‫چیزی که مهمه حقیقت نیست.

701
00:48:29,156 --> 00:48:31,658
‫چیزی که مهمه اینه که

702
00:48:32,326 --> 00:48:34,953
مردم چی رو باور می‌کنن‏.‏

703
00:48:35,037 --> 00:48:38,582
‫به هر حال، اون‌ها همونی رو باور می‌کنن
‫که دلشون می‌خواد باور کنن.

704
00:48:39,249 --> 00:48:40,250
‫خب که چی؟

705
00:48:41,835 --> 00:48:44,004
‫می‌خوای همین‌جوری بذاری باور کنن؟

706
00:48:46,214 --> 00:48:47,799
‫چرا که نه؟ به من که ضرری نمی‌رسونه.

707
00:48:47,883 --> 00:48:51,595
دلیلی نداره براشون داستان تعریف کنم که‏.‏

708
00:48:51,678 --> 00:48:54,389
‫خب، ‫اگه انقدر اذیتت می‌کنه،

709
00:48:55,766 --> 00:48:57,976
‫چرا خودت نمیری ‫بهشون بگی؟

710
00:48:58,060 --> 00:49:01,104
‫پس کشور به درک بره،
‫تا وقتی که تو پوست خودت رو نجات بدی؟

711
00:49:01,188 --> 00:49:02,940
‫تمام اون مردهایی که گولشون می‌زنی‏.‏‏.‏‏.‏

712
00:49:03,607 --> 00:49:06,101
‫همون‌هایی هستن که دارن سخت کار می‌کنن
‫تا این کشور رو سرپا نگه دارن.

713
00:49:06,151 --> 00:49:07,152
‫دقیقاً.

714
00:49:07,903 --> 00:49:09,988
واسه همینه که ازت کمک می‌خوام‏.‏

715
00:49:11,323 --> 00:49:13,867
‫من هم می‌خوام بتونم ‫به کشور اهمیت بدم.

716
00:49:13,951 --> 00:49:14,952
‫می‌دونی،

717
00:49:15,619 --> 00:49:17,996
‫اگه این‌طوری ادامه بدی ‫ممکنه کشته بشی؟

718
00:49:18,080 --> 00:49:21,083
‫نمی‌دونی هر کدوم از اون‌ها می‌تونن راحت
‫از شر یکی مثل تو خلاص بشن؟

719
00:49:26,046 --> 00:49:27,047
‫مهم نیست.

720
00:49:28,090 --> 00:49:30,258
‫مهم نیست کی چی میگه، ‫من نمیرم.

721
00:49:33,136 --> 00:49:34,137
‫پس کمکم کن.

722
00:49:40,310 --> 00:49:42,938
‫بیخیال. بعد از اون همه ماجرا

723
00:49:45,565 --> 00:49:48,318
این‌قدر دیگه حقمه‏.‏ نه؟

724
00:49:50,821 --> 00:49:51,822
‫راستش،

725
00:49:52,698 --> 00:49:54,783
‫داشتم به راه انداختن ‫کار و کاسبی خودم فکر می‌کردم.

726
00:49:55,909 --> 00:49:57,536
خیلی وقت بود دلم می‌خواست این کارو بکنم‏.‏

727
00:49:58,161 --> 00:50:01,164
‫یه خانه تفریحی، بزرگ‌تر از چون‌اونگاک.

728
00:50:01,915 --> 00:50:03,125
‫چطوره؟

729
00:50:03,625 --> 00:50:06,086
‫همین الان ساختمون و زمینش رو ‫زیر نظر دارم.

730
00:50:07,963 --> 00:50:11,633
فکر کنم یه ویلا هم بسازم‏.‏ همه یکی دارن‏.‏

731
00:50:13,343 --> 00:50:14,344
‫نظرت چیه؟

732
00:50:21,226 --> 00:50:22,227
‫آقای نا.

733
00:50:25,147 --> 00:50:26,314
‫این رو دست‌کم نگیر.

734
00:50:28,483 --> 00:50:29,985
‫چون هر چی امروز گفتم‏.‏‏.‏‏.‏

735
00:50:32,821 --> 00:50:34,489
‫همه‌ش رو جدی گفتم.

736
00:50:38,410 --> 00:50:39,870
‫زنیکه دیوونه.

737
00:50:39,953 --> 00:50:41,580
‫الان داری منو تهدید می‌کنی؟

738
00:50:55,469 --> 00:50:56,595
‫پس، داری میگی

739
00:50:58,764 --> 00:50:59,973
‫اون رفت که

740
00:51:00,724 --> 00:51:02,726
‫رئیس نا رو ببینه، نه رئیس‌جمهور رو؟

741
00:51:02,809 --> 00:51:04,061
‫بله قربان.

742
00:51:04,144 --> 00:51:05,771
‫اون زنیکه دیوونه.

743
00:51:07,689 --> 00:51:10,442
‫داره گور خودش رو می‌کنه، مگه نه؟

744
00:51:13,612 --> 00:51:14,613
‫بک چی؟

745
00:51:15,655 --> 00:51:17,199
‫اون توی سئول منتظره.

746
00:51:18,075 --> 00:51:21,495
‫احمق لعنتی، ‫عاشق یه دیوونه شده‏.‏

747
00:51:26,083 --> 00:51:28,001
‫با این حال، اون زن عجب اعجوبه‌ایه.

748
00:51:28,919 --> 00:51:31,046
لونه زنبور رو بهم ریخت‏.‏‏.‏‏.‏

749
00:51:32,380 --> 00:51:34,716
و همه رو به جون هم انداخت‏.‏

750
00:51:35,842 --> 00:51:38,595
‫نمی‌فهمم ساده‌لوحه ‫یا فقط احمقه.

751
00:51:42,432 --> 00:51:43,934
بله قربان؟

752
00:51:44,684 --> 00:51:46,019
‫تا حالا عاشق شدی؟

753
00:51:48,522 --> 00:51:50,107
‫زیاد مطمئن نیستم.

754
00:51:55,529 --> 00:51:58,573
دلیل همه این گندکاری‌هاش اینه که
می‌خواد دوست داشته بشه‏.‏

755
00:52:08,750 --> 00:52:10,168
‫زنیکه عوضی.

756
00:52:11,586 --> 00:52:13,672
‫درسته.

757
00:52:14,506 --> 00:52:17,217
آخرین بار اون شب دیدمش‏.‏

758
00:52:19,177 --> 00:52:21,847
‫اولین بار بود که ‫خواسته بود همدیگه رو ببینیم،

759
00:52:22,889 --> 00:52:24,933
‫برای همین تعجب کردم قضیه چیه.

760
00:52:32,065 --> 00:52:33,066
‫عزیزم.

761
00:52:34,609 --> 00:52:36,403
‫از دستم عصبانی هستی؟

762
00:52:42,200 --> 00:52:43,410
‫برگرد.

763
00:52:44,536 --> 00:52:46,037
‫واقعاً می‌خوای این کار رو بکنی؟

764
00:52:47,122 --> 00:52:48,290
‫داری حال‌وهوا رو خراب می‌کنی.

765
00:52:57,757 --> 00:52:59,676
‫اون آدم‌ها نمی‌تونن هیچ کاری با من بکنن.

766
00:53:01,344 --> 00:53:02,804
‫من دفترچه‌م رو دارم.

767
00:53:03,638 --> 00:53:06,057
‫اون رو رد کن بیاد ‫و اگه می‌خوای زنده بمونی

768
00:53:06,725 --> 00:53:08,059
‫از کشور برو بیرون.

769
00:53:09,728 --> 00:53:10,896
‫اگه اون رو بدم

770
00:53:13,190 --> 00:53:14,357
‫منو می‌کشن.

771
00:53:14,441 --> 00:53:16,484
اگه ندی هم می‌کشنت‏.‏

772
00:53:21,031 --> 00:53:24,117
چرا می‌خوای منو بترسونی؟

773
00:53:34,377 --> 00:53:35,795
‫بازی دیگه کافیه.

774
00:53:36,755 --> 00:53:38,298
‫دفترچه رو رد کن بیاد، همین الان.

775
00:53:39,341 --> 00:53:40,675
اگه ندم‏،‏ چی میشه؟

776
00:53:42,344 --> 00:53:44,095
‫ممکنه امشب رو به صبح نرسونی.

777
00:53:47,807 --> 00:53:49,059
‫خدای من.

778
00:53:50,060 --> 00:53:52,103
‫آخه چطوری تهدید کردن رو انقدر باحال انجام میدی؟

779
00:53:52,687 --> 00:53:55,482
‫جلوی آینه تمرین می‌کنی؟

780
00:53:58,693 --> 00:53:59,819
‫وای، درد داشت.

781
00:54:07,118 --> 00:54:08,745
‫هیچ‌وقت وجود نداشت.

782
00:54:12,874 --> 00:54:14,000
‫دفترچه.

783
00:54:14,626 --> 00:54:15,877
‫هیچ‌وقت وجود نداشت.

784
00:54:16,378 --> 00:54:17,754
‫دارم بهت راستش رو میگم

785
00:54:18,463 --> 00:54:20,757
‫چون فکر کنم خیلی وقت پیش ‫فهمیدی.

786
00:54:30,392 --> 00:54:32,352
‫امشب پیشم بمون.

787
00:54:35,188 --> 00:54:36,481
‫نمی‌خوام تنها باشم.

788
00:54:37,232 --> 00:54:39,317
‫گفتی ممکنه امشب رو به صبح نرسونم.

789
00:54:40,318 --> 00:54:41,903
‫اگه اتفاقی برام بیفته،

790
00:54:43,363 --> 00:54:44,906
‫تو باید نجاتم بدی.

791
00:54:50,412 --> 00:54:52,038
‫چرا باید این کار رو بکنم؟

792
00:54:56,918 --> 00:54:58,295
‫فکر کردی نمی‌دونم؟

793
00:55:02,299 --> 00:55:04,926
‫درباره هر معامله‌ای ‫که با چوی یوجی داری.

794
00:55:06,386 --> 00:55:08,138
‫فکر کردی نمی‌فهمم؟

795
00:55:14,019 --> 00:55:16,938
‫نمی‌تونی این کار رو باهام بکنی.

796
00:55:17,939 --> 00:55:19,107
‫تو

797
00:55:19,607 --> 00:55:20,608
‫عزیزم.

798
00:55:21,943 --> 00:55:23,611
‫ازم خوشت میاد، نه؟

799
00:55:44,424 --> 00:55:45,800
‫آقای بک.

800
00:55:46,676 --> 00:55:47,677
‫عزیزم.

801
00:57:56,764 --> 00:57:59,267
‫هی، تولد سونگ‌گوک

802
00:57:59,350 --> 00:58:00,685
‫شنبه هفته‌ آینده‌ست‏.‏

803
00:58:04,439 --> 00:58:06,900
‫نظرت چیه ببریمش چانگ‌گیونگ‌وون؟

804
00:58:08,443 --> 00:58:09,819
‫و بهش فیل‌ها رو نشون بدیم.

805
00:58:09,903 --> 00:58:12,447
‫گومجی، ‫باید دیگه تمومش کنیم.

806
00:58:13,865 --> 00:58:16,326
‫بیا با سونگ‌گوک برگردیم آمریکا، باشه؟

807
00:58:16,868 --> 00:58:18,828
‫هر کاری لازم باشه می‌کنم ‫تا خوب بزرگش کنیم.

808
00:58:20,914 --> 00:58:22,373
تو عصبانی نیستی؟

809
00:58:26,836 --> 00:58:27,837
چون من عصبانی‌ام‏.‏

810
00:58:29,881 --> 00:58:30,882
‫از این دنیا.

811
00:58:54,239 --> 00:58:55,698
پیاده شو‏،‏‌ آشغال‏.‏

812
00:58:55,782 --> 00:58:57,116
‫شما دیگه کی هستید؟

813
00:58:57,200 --> 00:58:59,077
‫- از ماشین بیا پایین.
 شما کی هستید؟

814
00:58:59,160 --> 00:59:00,662
‫- یالا.
 ولم کن! ولم کنید!

815
00:59:00,745 --> 00:59:03,039
‫- درست راه برو، کثافت! 
 شما دیگه کی هستید؟

816
00:59:03,122 --> 00:59:04,499
سوارش کن‏.‏

817
00:59:05,208 --> 00:59:06,876
‫- بهم دست نزن
 برو بتمرگ تو!

818
00:59:21,516 --> 00:59:23,351
‫چه خبر شده؟ ترسوندی منو.

819
01:00:52,649 --> 01:00:54,359
میشه بذاری برم؟

820
01:01:15,755 --> 01:01:17,924
‫دلم می‌خواست دوباره عاشق بشم.

821
01:01:20,468 --> 01:01:25,431
‫‫«مترجم‏:‏‌ سمیر نعمتی نژاد‫»

822
01:01:27,431 --> 01:01:37,431
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M