1
00:00:00,959 --> 00:00:04,295
‫[داستان این سریال واقعی نیست. و مکان‌ها، اشخاص،
‫سازمان‌ها، موقعیت‌ها و وقایع این سریال ساختگی هستند]

2
00:00:11,094 --> 00:00:14,631
‫وقتی کتکت می‌زنن، صدات درنمیاد.
‫وقتی میگن زانو بزن، زانو میزنی.

3
00:00:14,681 --> 00:00:17,384
‫ضعیف‌ها توسط قدرتمندها له میشن.
‫رسم دنیا همینه.

4
00:00:17,434 --> 00:00:18,468
‫[پونزده سال پیش، بوسان]

5
00:00:18,518 --> 00:00:22,097
‫بیا اینجا! واسه چی این رو
‫آوردی اینجا؟

6
00:00:22,147 --> 00:00:25,859
‫چیه؟ می‌خواستی باهاش بهم شلیک کنی؟ ها؟

7
00:00:27,193 --> 00:00:29,604
‫یه ژاپنی آشغالی مثل تو باید
‫حد خودش رو بدونه.

8
00:00:29,654 --> 00:00:33,191
‫برادرت احتمالاً رفته گزارش گم شدن
‫اسلحه‌ش رو بده،

9
00:00:33,241 --> 00:00:34,993
‫ولی خودت دزدیدیش!

10
00:00:39,289 --> 00:00:40,957
‫می‌بینی چی میشه، عوضی؟

11
00:00:41,541 --> 00:00:44,169
‫جایگاه خودت رو بدون، بچه جون.
‫خب؟

12
00:00:46,921 --> 00:00:48,256
‫اینم با خودم می‌برم.

13
00:00:49,132 --> 00:00:50,508
‫عوضی نکبت.

14
00:00:54,053 --> 00:00:55,638
‫گمشو کنار!

15
00:00:56,638 --> 00:01:06,638
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

16
00:01:11,070 --> 00:01:12,489
‫برادرم همیشه می‌گفت،

17
00:01:13,031 --> 00:01:16,693
‫«اگه نمی‌خوای دشمنانت لهت کنن،
‫اول خودت لهشون کن.»

18
00:01:16,743 --> 00:01:17,911
‫کجاست؟

19
00:01:22,916 --> 00:01:24,292
‫اسلحه رو بده به من.

20
00:01:31,508 --> 00:01:33,134
‫برو خونه و منتظر بمون.

21
00:02:16,094 --> 00:02:18,763
‫کیته هیچوقت نپرسید چرا
‫طرف رو کشتم،

22
00:02:20,056 --> 00:02:22,258
‫و منم هیچوقت نپرسیدم با جنازه‌ش
‫چیکار کرده.

23
00:02:22,308 --> 00:02:24,060
‫یه توافق ناگفته.

24
00:02:28,606 --> 00:02:31,559
‫و اون روز، روزی که فکر می‌کردم
‫همه چیز تموم شده،

25
00:02:31,609 --> 00:02:32,986
‫همه چیز در واقع شروع شد.

26
00:03:36,674 --> 00:03:37,875
‫بک کی‌هیون هستم.

27
00:03:37,925 --> 00:03:39,427
‫جانگ برگشته؟

28
00:03:44,432 --> 00:03:46,559
‫بله. کمکی از دستم برمیاد؟

29
00:03:47,477 --> 00:03:49,604
‫دفتر حساب بودجه سیاه رو پیدا کرده.

30
00:03:50,313 --> 00:03:53,149
‫حواست رو جمع کن، ببین چه خبره
‫و بهم گزارش بده.

31
00:03:53,941 --> 00:03:55,560
‫۷۲۰-۱۸۷۹.

32
00:03:55,610 --> 00:03:58,863
‫اگه اتفاقی افتاد بهم زنگ بزن. خب؟

33
00:04:26,807 --> 00:04:28,634
‫اگه می‌خوای خواهرت زنده بمونه

34
00:04:28,684 --> 00:04:30,978
‫و خواهرزاده‌ت یه زندگی عادی داشته باشه،

35
00:04:32,063 --> 00:04:34,524
‫اول خودت باید زنده بمونی.

36
00:05:00,174 --> 00:05:01,209
‫- قربان.
‫- بله.

37
00:05:01,259 --> 00:05:02,877
‫آماده‌ی رفتنیم.

38
00:05:02,927 --> 00:05:05,505
‫اگه چون سوک‌جونگ رو دستگیر کنیم،
‫خودتون ازش بازجویی می‌کنید

39
00:05:05,555 --> 00:05:06,964
‫یا یه نفر دیگه؟

40
00:05:07,014 --> 00:05:08,391
‫بک کی‌هیون بازجویی می‌کنه.

41
00:05:09,225 --> 00:05:10,468
‫بک کی‌هیون خیلی حسوده.

42
00:05:10,518 --> 00:05:11,727
‫بیا یه فرصت بهش بدیم.

43
00:05:12,853 --> 00:05:16,265
‫برای چون درخواست حکم دادید؟
‫راستش رو بگید.

44
00:05:16,315 --> 00:05:17,316
‫آره.

45
00:05:18,109 --> 00:05:20,486
‫- ناراحتی؟
‫- چه اتهامی بهش زدی؟

46
00:05:25,366 --> 00:05:28,027
‫گفتم که، واسه بودجه سیاهش
‫دستگیرش می‌کنیم!

47
00:05:28,077 --> 00:05:30,112
‫و باند مواد چی؟

48
00:05:30,162 --> 00:05:32,657
‫مسیر تحقیقات رو به بودجه سیاه
‫تغییر دادیم،

49
00:05:32,707 --> 00:05:34,458
‫- نه مواد، خانم اوه.
‫- قربان، دست بردارید.

50
00:05:35,334 --> 00:05:37,286
‫مطمئنید می‌خواید این پرونده
‫رنگ و روی سیاسی به خودش بگیره؟

51
00:05:37,336 --> 00:05:38,871
‫- از دست این دختره.
‫- «این دختره؟»

52
00:05:38,921 --> 00:05:41,090
‫- با من درست صحبت کن!
‫- سرهنگ آن!

53
00:05:42,508 --> 00:05:44,010
‫جفتتون آروم باشید.

54
00:05:45,720 --> 00:05:47,430
‫آن، برو. راه بیفت.

55
00:05:50,933 --> 00:05:52,310
‫قربان، با اجازه.

56
00:06:04,196 --> 00:06:06,282
‫وقتی سوک‌جونگ رو دستگیر کنیم...

57
00:06:10,453 --> 00:06:12,830
‫اگه بذاری این سربازهای سیاسی
‫کنترلت کنن،

58
00:06:13,831 --> 00:06:15,708
‫بهت نارو میزنن.

59
00:06:18,586 --> 00:06:21,047
‫[مشاور ویژه جانگ گون‌یونگ]

60
00:06:40,357 --> 00:06:41,358
‫الو؟

61
00:06:42,109 --> 00:06:44,779
‫بک کی‌هیون هستم.
‫برادرم کجاست؟

62
00:06:45,738 --> 00:06:47,073
‫همراه رئیس چون.

63
00:06:48,824 --> 00:06:52,036
‫خیلی خب، چون قراره دستگیر بشه.
‫دستورش اومده.

64
00:06:54,455 --> 00:06:56,123
‫به نظرت از پسش برمیای؟

65
00:06:56,832 --> 00:06:58,250
‫باعث افتخاره.

66
00:07:00,836 --> 00:07:03,047
‫به سبک خودم انجامش میدم.

67
00:07:23,192 --> 00:07:25,569
‫حکم بازداشت رئیس چون رو
‫صادر کردن.

68
00:07:31,992 --> 00:07:32,993
‫چی گفت؟

69
00:07:33,494 --> 00:07:37,331
‫ستاد تحقیقاتی مشترک حکم داره.
‫به زودی میان سراغتون، قربان.

70
00:07:42,503 --> 00:07:44,213
‫پس بالاخره دارن زهرشون رو می‌ریزن.

71
00:07:46,006 --> 00:07:47,424
‫دارن یه حرکتی میزنن.

72
00:07:48,551 --> 00:07:49,927
‫بهتره برید.

73
00:07:56,225 --> 00:07:57,434
‫ولش کن.

74
00:08:00,187 --> 00:08:02,314
‫فرار کردنم چیزی رو حل نمی‌کنه.

75
00:08:05,150 --> 00:08:07,528
‫هوانگ رو برای همیشه از این
‫معادله حذف کن، کیته.

76
00:08:08,237 --> 00:08:09,822
‫من فقط اینجوری دووم میارم.

77
00:08:12,658 --> 00:08:14,118
‫بگو فهمیدی.

78
00:08:15,411 --> 00:08:16,662
‫بله، فهمیدم.

79
00:08:26,797 --> 00:08:30,092
‫برو هتلت، دوش بگیر و استراحت کن.

80
00:08:31,510 --> 00:08:34,680
‫بازپرس‌ها فردا صحیح و سالم
‫می‌رسوننت فرودگاه.

81
00:08:37,016 --> 00:08:39,435
‫امیدوارم دیگه هیچوقت همدیگه
‫رو تو کره نبینیم.

82
00:08:57,870 --> 00:08:59,163
‫رئیس چون سوک‌جونگ.

83
00:08:59,872 --> 00:09:02,499
‫من جانگ گون‌یونگ هستم.
‫خوشبختم.

84
00:09:04,168 --> 00:09:05,794
‫همیشه دلم می‌خواست خودم رو به
‫شما معرفی کنم.

85
00:09:06,378 --> 00:09:07,838
‫خوشحالم که بالاخره دیدمتون.

86
00:09:08,756 --> 00:09:09,798
‫خب، بریم؟

87
00:09:11,008 --> 00:09:12,009
‫از این طرف.

88
00:09:20,684 --> 00:09:21,852
‫راه بیفتید دیگه.

89
00:09:25,356 --> 00:09:26,565
‫چوی یوجی.

90
00:09:28,942 --> 00:09:30,027
‫کارت عالی بود.

91
00:09:50,214 --> 00:09:53,801
‫گوش کن، می‌خوام خودت از رئیس چون
‫بازجویی کنی.

92
00:09:54,384 --> 00:09:58,430
‫دستور مستقیم مشاور جانگه،
‫پس ناامیدمون نکن.

93
00:10:08,190 --> 00:10:11,443
‫مطمئنی باید از سرهنگ بک
‫استفاده کنیم؟

94
00:10:11,985 --> 00:10:14,696
‫- من که مطمئن نیستم.
‫- آها.

95
00:10:15,823 --> 00:10:17,074
‫بک از پسش برمیاد.

96
00:10:17,825 --> 00:10:19,993
‫می‌خوام ببینم استراتژیش چیه.

97
00:10:23,664 --> 00:10:26,241
‫این دفتر هفتاد میلیارد وون
‫بودجه سیاه رو ثبت کرده،

98
00:10:26,291 --> 00:10:27,584
‫که به ژاپن منتقلش کردید.

99
00:10:28,919 --> 00:10:31,830
‫چوی یوجی، رئیس خاندان ایکدا،
‫شهادت داده.

100
00:10:31,880 --> 00:10:33,340
‫گفته مدیر بودجه بوده.

101
00:10:35,676 --> 00:10:37,928
‫شما چه ارتباطی با خاندان ایکدا دارید؟

102
00:10:41,807 --> 00:10:44,434
‫بذارید یه جور دیگه بپرسم.
‫پول رو از کجا آوردید؟

103
00:10:48,397 --> 00:10:49,523
‫رئیس چون.

104
00:10:51,149 --> 00:10:52,768
‫اگه بخواید ساکت بمونید،

105
00:10:52,818 --> 00:10:56,029
‫چاره‌ای نداریم جز اینکه سکوتتون رو
‫یه اعتراف در نظر بگیریم.

106
00:11:04,830 --> 00:11:05,831
‫واقعاً...

107
00:11:09,376 --> 00:11:11,503
‫می‌خوای روراست باشم؟

108
00:11:19,970 --> 00:11:21,513
‫فقط یادت باشه که...

109
00:11:25,267 --> 00:11:27,144
‫پای برادرت هم گیره.

110
00:11:32,482 --> 00:11:33,900
‫شبیه میدون مین می‌مونه، نه؟

111
00:11:40,032 --> 00:11:42,534
‫می‌تونی وانمود کنی، ولی می‌دونم
‫داری دروغ میگی.

112
00:11:54,212 --> 00:11:55,747
‫یک دو.
‫می‌تونن صدام رو بشنون، درسته؟

113
00:11:55,797 --> 00:11:57,549
‫بله.

114
00:11:58,425 --> 00:11:59,710
‫خب، سرهنگ.

115
00:11:59,760 --> 00:12:01,511
‫به نظرم برای امروز کافیه.

116
00:12:02,095 --> 00:12:03,680
‫حتماً خسته شدی.

117
00:12:42,427 --> 00:12:44,846
‫شوخی می‌کنی دیگه.

118
00:12:46,640 --> 00:12:48,892
‫چقدر کثیفه.

119
00:13:00,278 --> 00:13:01,571
‫چون چطوره؟

120
00:13:02,781 --> 00:13:06,159
‫چیزی نگفته،
‫ولی نمی‌تونه زیاد مقاومت کنه.

121
00:13:07,828 --> 00:13:10,914
‫همین که به حرف بیاد، همه چی تمومه.
‫می‌دونی دیگه؟

122
00:13:11,832 --> 00:13:14,459
‫نه، می‌خوام تمومش کنم.
‫باید یه مقدار دیگه تحمل کنه.

123
00:13:15,502 --> 00:13:16,953
‫می‌خوای چیکار کنی؟

124
00:13:17,003 --> 00:13:18,955
‫حواست بهش باشه، خب؟

125
00:13:19,005 --> 00:13:21,091
‫راستی، چوی یوجی کجاست؟

126
00:13:22,050 --> 00:13:24,086
‫آزاد شده. رفته هتل.

127
00:13:24,136 --> 00:13:26,254
‫فردا با اولین پرواز برمی‌گرده ژاپن.

128
00:13:26,304 --> 00:13:27,430
‫کدوم هتل؟

129
00:13:27,973 --> 00:13:31,134
‫نمی‌تونی ببینیش.
‫اونجا پر نیروهای مسلحه.

130
00:13:31,184 --> 00:13:33,061
‫میگم کدوم هتل؟

131
00:13:35,981 --> 00:13:38,024
‫هتل تاور، اتاق ۹۲۵.

132
00:14:16,521 --> 00:14:17,772
‫سرهنگ بک...

133
00:14:25,655 --> 00:14:26,740
‫نمیری خونه؟

134
00:14:28,617 --> 00:14:30,535
‫کارم تموم نشده، قربان.

135
00:14:32,829 --> 00:14:34,497
‫زیاد به خودت فشار نیار.

136
00:14:36,124 --> 00:14:37,208
‫فردا می‌بینمت.

137
00:15:29,719 --> 00:15:32,347
‫مدیر بک، اجازه ندارید ببینیدش.

138
00:16:28,653 --> 00:16:29,779
‫خوبی؟

139
00:16:34,075 --> 00:16:35,326
‫متاسفم.

140
00:16:36,327 --> 00:16:37,871
‫چاره‌ای نداشتم.

141
00:16:42,333 --> 00:16:43,918
‫منم جات بودم همین کار رو می‌کردم.

142
00:16:44,711 --> 00:16:46,129
‫عذرخواهی نکن.

143
00:16:51,092 --> 00:16:52,594
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

144
00:16:54,220 --> 00:16:55,430
‫گفتم که.

145
00:16:56,681 --> 00:16:59,184
‫باید حلش کنم.
‫تا اینجای راه رو که اومدم.

146
00:17:06,191 --> 00:17:08,234
‫می‌تونیم با هم بریم ژاپن، مگه نه؟

147
00:17:09,402 --> 00:17:10,403
‫می‌تونیم...

148
00:17:11,362 --> 00:17:12,605
‫از نو شروع کنیم.

149
00:17:12,655 --> 00:17:14,732
‫می‌دونی که دستم بسته‌ست.

150
00:17:14,782 --> 00:17:15,783
‫کیته.

151
00:17:18,119 --> 00:17:19,537
‫ممکنه اینجا بمیری.

152
00:17:25,418 --> 00:17:26,920
‫برو ژاپن منتظرم بمون.

153
00:17:27,879 --> 00:17:29,422
‫همین که همه چیز رو حل کردم،

154
00:17:30,757 --> 00:17:32,133
‫از نو شروع می‌کنیم، خب؟

155
00:17:35,553 --> 00:17:37,680
‫مطمئنم داری باهام خداحافظی می‌کنی،
‫درسته؟

156
00:18:14,759 --> 00:18:17,595
‫ارتباط خوبی داشتیم، مگه نه؟

157
00:18:20,890 --> 00:18:22,392
‫عالی بود.

158
00:18:25,061 --> 00:18:26,437
‫خوب بود.

159
00:18:30,149 --> 00:18:33,194
‫یعنی می‌تونیم... دوباره همدیگه رو ببینیم؟

160
00:18:34,612 --> 00:18:35,863
‫آره.

161
00:18:44,622 --> 00:18:47,166
‫تو ایکاینو می‌بینمت و یه کاسه بزرگ
‫سوپ برنج می‌خوریم.

162
00:18:47,667 --> 00:18:49,293
‫درست مثل قدیما.

163
00:18:51,879 --> 00:18:53,631
‫قول بده...

164
00:18:57,009 --> 00:18:58,553
‫که زنده می‌مونی.

165
00:19:02,557 --> 00:19:03,766
‫قول میدم.

166
00:19:04,517 --> 00:19:05,685
‫خودم رو می‌رسونم ژاپن.

167
00:19:19,782 --> 00:19:20,950
‫خواهش می‌کنم، کیته...

168
00:19:22,493 --> 00:19:25,029
‫اون روز که از راه رسید،
‫بیا باهاش راه بیایم.

169
00:19:25,079 --> 00:19:26,998
‫دیگه خرابش نکنیم.

170
00:19:32,670 --> 00:19:34,130
‫عشق حس خیلی خاصیه.

171
00:19:38,468 --> 00:19:39,635
‫خرابش نمی‌کنیم.

172
00:19:41,679 --> 00:19:42,763
‫قول میدم، یوجی.

173
00:19:53,441 --> 00:19:55,059
‫[مقر ارتش]

174
00:19:55,109 --> 00:19:57,603
‫می‌خوام از تمام فرماندهانی که

175
00:19:57,653 --> 00:19:59,322
‫تو جلسه امروز شرکت کردن تشکر کنم.

176
00:20:00,531 --> 00:20:01,566
‫از همه مهم‌تر،

177
00:20:01,616 --> 00:20:04,360
‫ازتون انتظار دارم امنیت ملی رو
‫در اولویت قرار بدید.

178
00:20:04,410 --> 00:20:05,444
‫[رئیس ستاد، ارتش جمهوری کره]

179
00:20:05,494 --> 00:20:08,364
‫لطفاً به قانون و نظم متعهد باشید،

180
00:20:08,414 --> 00:20:11,334
‫و خستگی ناپذیر کار کنید تا ثبات
‫اقتصادی برقرار بشه.

181
00:20:13,085 --> 00:20:15,213
‫لعنتی، شرمنده.

182
00:20:15,963 --> 00:20:17,798
‫ببخشید دیر کردم. عذر می‌خوام.

183
00:20:25,598 --> 00:20:28,392
‫اوه، شرمنده، ژنرال.
‫بفرمایید.

184
00:20:29,018 --> 00:20:30,478
‫آب میل دارید، قربان؟

185
00:20:33,940 --> 00:20:36,684
‫خیلی خب. اگه مخالفتی ندارید...

186
00:20:36,734 --> 00:20:39,979
‫می‌خوام یه سوال کوتاه از رئیس
‫ستاد تحقیقاتی مشترک بپرسم.

187
00:20:40,029 --> 00:20:41,948
‫می‌دونید، قبل از اینکه ادامه بدیم.

188
00:20:43,032 --> 00:20:44,400
‫بله، ژنرال جانگ؟

189
00:20:44,450 --> 00:20:46,410
‫شنیدم خیلی سرتون شلوغه.

190
00:20:48,287 --> 00:20:50,656
‫خیلی؟ نه، قربان. نه، فقط...

191
00:20:50,706 --> 00:20:53,117
‫دارم سعی می‌کنم وظیفه‌م
‫رو انجام بدم.

192
00:20:53,167 --> 00:20:54,952
‫جدی؟

193
00:20:55,002 --> 00:20:57,254
‫- بله.
‫- پس جوابم رو بدید.

194
00:20:58,381 --> 00:21:00,374
‫من دستور دادم

195
00:21:00,424 --> 00:21:04,387
‫که بشی رئیس شورای معاونان وزرا؟

196
00:21:05,513 --> 00:21:08,382
‫اه، با برقراری حکومت نظامی،

197
00:21:08,432 --> 00:21:09,926
‫انگار همه درباره

198
00:21:09,976 --> 00:21:11,969
‫حوزه قضایی وزارت‌خونه‌های مختلف گیج
‫شده بودن،

199
00:21:12,019 --> 00:21:14,055
‫منم حس کردم برای ستاد خوبه که...

200
00:21:14,105 --> 00:21:18,351
‫و برای حبس کیفری رئیس چون
‫بدون اجازه من چه توضیحی داری؟

201
00:21:18,401 --> 00:21:22,530
‫بذار حدس بزنم،
‫بعدش می‌خواستی گزارش بدی؟

202
00:21:23,364 --> 00:21:25,074
‫اه، نه، قربان.

203
00:21:25,866 --> 00:21:28,361
‫یادتونه که درباره شک‌های معتبری

204
00:21:28,411 --> 00:21:29,987
‫در ارتباط با معاملات غیرقانونی...

205
00:21:30,037 --> 00:21:32,289
‫اصلاً تو کی باشی؟

206
00:21:35,167 --> 00:21:37,336
‫هوانگ ده‌سیک، خوشبختم.

207
00:21:38,838 --> 00:21:40,665
‫- قربان، هوانگ مرد خوبیه.
‫- تو...

208
00:21:40,715 --> 00:21:43,042
‫از قصد بی‌خبر از شما کاری نمی‌کنه.

209
00:21:43,092 --> 00:21:44,877
‫لطفاً بهش سخت نگیرید.

210
00:21:44,927 --> 00:21:48,422
‫موافقم، قربان. ژنرال هوانگ
‫الان کلی بدبختی داره.

211
00:21:48,472 --> 00:21:50,558
‫مطمئنم این اتفاق یه اشتباه خیرخواهانه بوده.

212
00:21:53,602 --> 00:21:56,514
‫این وظیفه یه سرباز صادقه؟

213
00:21:56,564 --> 00:22:00,518
‫نه، سربازهای خوب وظیفه‌شون رو بلدن
‫و درست کارشون رو انجام میدن!

214
00:22:00,568 --> 00:22:03,229
‫اگه می‌خواید یواشکی سیاسی بازی کنید،

215
00:22:03,279 --> 00:22:06,657
‫لطف کنید و برید بیرون!

216
00:22:16,292 --> 00:22:17,668
‫ژنرال جانگ.

217
00:22:19,587 --> 00:22:22,006
‫هر کاری کردم به خاطر احساس
‫وفاداریم بود.

218
00:22:23,215 --> 00:22:24,800
‫دیگه حواسم رو بیشتر جمع می‌کنم.

219
00:22:25,843 --> 00:22:27,086
‫«وفاداری؟»

220
00:22:27,136 --> 00:22:28,471
‫در ضمن،

221
00:22:29,388 --> 00:22:31,465
‫ما هنوز قصد داریم

222
00:22:31,515 --> 00:22:35,728
‫تحقیقات کاملی رو درباره کسایی که به صورت
‫غیرقانونی ثروتمند شدن انجام بدیم.

223
00:22:42,234 --> 00:22:44,979
‫[بودجه سیاه غیرقانونی لو رفت،
‫ممکن است پای سیای کره وسط باشد]

224
00:22:45,029 --> 00:22:49,283
‫«نقشه دفتر حساب بودجه سیاه رئیس
‫دفتر رئیس‌جمهور چون سوک‌جونگ لو رفت.

225
00:22:49,783 --> 00:22:54,405
‫همه چیز به صورت مستقیم به...
‫دخالت سازمان سیای کره اشاره دارد.»

226
00:22:54,455 --> 00:22:56,457
‫[معاون پیو هاک‌سو]

227
00:22:57,750 --> 00:22:59,543
‫آره، تیتر جذابیه.

228
00:23:11,889 --> 00:23:12,923
‫مدیر بک!

229
00:23:12,973 --> 00:23:16,051
‫ستاد تحقیقاتی مشترک امروز صبح
‫اعلام کرد...

230
00:23:16,101 --> 00:23:19,346
‫- هی. چه خبر شده؟
‫- ...دفتر حسابی که شامل بودجه‌های سیاه

231
00:23:19,396 --> 00:23:22,016
‫غیرقانونی است در دست رئیس دفتر
‫رئیس‌جمهور، چون سوک‌جونگ قرار داشته است.

232
00:23:22,066 --> 00:23:24,768
‫این خبر کل کشور را شوکه کرده است...

233
00:23:24,818 --> 00:23:26,395
‫تو در جریان بودی؟

234
00:23:26,445 --> 00:23:29,523
‫...ده‌ها میلیارد بودجه غیرقانونی که
‫نشان‌دهنده...

235
00:23:29,573 --> 00:23:31,901
‫لعنتی، بدبخت شدیم! گندش بزنه...

236
00:23:31,951 --> 00:23:33,652
‫سازمان سیای کره است. بر اساس گزارشات،

237
00:23:33,702 --> 00:23:35,154
‫دفتر حساب شامل...

238
00:23:35,204 --> 00:23:36,989
‫سوابق چندین سال گذشته است،

239
00:23:37,039 --> 00:23:40,201
‫و نحوه به دست آوردی و توزیع
‫بودجه را ثبت کرده است.

240
00:23:40,251 --> 00:23:43,454
‫رئیس دفتر رئیس‌جمهور چون سوک‌جونگ
‫در حال حاضر برای بازجویی

241
00:23:43,504 --> 00:23:45,122
‫در ستاد تحقیقاتی مشترک بازداشت است،

242
00:23:45,172 --> 00:23:47,708
‫و مسئولین دولتی به تحقیق

243
00:23:47,758 --> 00:23:51,003
‫درباره ساخت و محل خرج شدن
‫بودجه سیاه ادامه می‌دهند.

244
00:23:51,053 --> 00:23:54,048
‫ستاد تحقیقاتی مشترک گفت که...

245
00:23:54,098 --> 00:23:55,099
‫الو؟

246
00:24:07,236 --> 00:24:10,656
‫اون هوانگ عوضی.
‫به ما هیچ گزارشی نداده بود.

247
00:24:11,699 --> 00:24:14,443
‫کارش دیوونگیه.

248
00:24:14,493 --> 00:24:17,871
‫حتماً اون عوضی فکر کرده من سریع
‫تسلیم میشم.

249
00:24:19,039 --> 00:24:22,242
‫بانو شین،
‫به نظرتون بهتره چیکار کنیم؟

250
00:24:22,292 --> 00:24:24,161
‫با اون عوضی چیکار کنم؟

251
00:24:24,211 --> 00:24:27,581
‫خب، حتماً الان به خودش می‌نازه.

252
00:24:27,631 --> 00:24:31,969
‫گاهی اوقات خوبه که بذاریم یه مرد
‫تا فرصت هست از پیروزی‌های کوچیکش لذت ببره.

253
00:24:32,553 --> 00:24:34,221
‫یه مقدار مقاومت کنه.

254
00:24:34,722 --> 00:24:37,808
‫موافقید، مدیر بک؟

255
00:24:40,811 --> 00:24:44,231
‫ژنرال، نگران نباشید. خودم حلش می‌کنم.

256
00:24:45,065 --> 00:24:46,475
‫یه بحران فرصت به حساب میاد.

257
00:24:46,525 --> 00:24:48,519
‫چی رو حل می‌کنی؟

258
00:24:48,569 --> 00:24:49,945
‫ژنرال جانگ.

259
00:24:51,697 --> 00:24:54,450
‫صبور باشید. اون از کارش سر درمیاره.

260
00:24:55,868 --> 00:24:57,661
‫بک، راستش رو بگو.

261
00:24:58,454 --> 00:25:01,040
‫حقیقت داره؟ هفتاد میلیارد؟

262
00:25:01,707 --> 00:25:03,909
‫نه، مزخرفه.

263
00:25:03,959 --> 00:25:06,920
‫هوانگ این رقم رو از خودش درآورده.

264
00:25:10,299 --> 00:25:12,509
‫درسته.

265
00:25:13,010 --> 00:25:16,672
‫چون همچین آدمی نیست.

266
00:25:16,722 --> 00:25:20,934
‫اگه یه چیزی رو درباره‌ش بدونم اینه که
‫پول رو الکی تلف نمی‌کنه.

267
00:25:21,643 --> 00:25:23,512
‫من و سوک‌جونگ با هم فارغ‌التحصیل شدیم.

268
00:25:23,562 --> 00:25:25,439
‫اون رتبه اول شد.

269
00:25:26,940 --> 00:25:28,734
‫و من دوم.

270
00:25:32,613 --> 00:25:37,109
‫در هر حال، به خودت می‌سپرمش، مدیر.

271
00:25:37,159 --> 00:25:38,160
‫باشه، قربان.

272
00:25:55,969 --> 00:25:57,179
‫پس باهاتون تماس می‌گیرم.

273
00:26:10,442 --> 00:26:13,529
‫می‌دونی عمارت ابر بهشتی کجاست؟

274
00:26:14,947 --> 00:26:17,900
‫به گومجی اونجا کار می‌کرد.

275
00:26:17,950 --> 00:26:19,910
‫تو یکی از اون عمارت‌های معروف.

276
00:26:20,536 --> 00:26:23,622
‫هوانگ ده‌سیک برای نوشیدن میره اونجا.

277
00:26:26,124 --> 00:26:28,961
‫مگه نمی‌خواستی زودتر قضیه رو فیصله بدی
‫و بکشیش؟

278
00:26:31,588 --> 00:26:32,881
‫شما خبر داشتید؟

279
00:26:35,175 --> 00:26:39,054
‫احتمالاً به بدبختی افتادی، نه؟
‫چاره‌ای برات نمونده.

280
00:26:40,806 --> 00:26:41,890
‫کی میره اونجا؟

281
00:26:45,519 --> 00:26:46,979
‫قلب یه دختر رو شکستی.

282
00:26:49,314 --> 00:26:51,900
‫دیشب خوابت رو دیدم، مدیر بک.

283
00:26:53,318 --> 00:26:56,605
‫یادمه داشتی تو دریای عمیق
‫آبی شنا می‌کردی.

284
00:26:56,655 --> 00:27:00,117
‫هی اسمم رو صدا می‌کردی و می‌گفتی
‫باید بهت ملحق بشم.

285
00:27:04,413 --> 00:27:08,166
‫امروز صبح قبل از دعا کردنم،
‫یه تشریفات پاکسازی انجام دادم و...

286
00:27:09,001 --> 00:27:10,127
‫خیلی سورپرایز شدم...

287
00:27:11,712 --> 00:27:13,588
‫چون دوباره صورتت رو دیدم.

288
00:27:14,339 --> 00:27:16,091
‫واضح و شفاف مشخص بود.

289
00:27:16,717 --> 00:27:18,093
‫و حدس بزن چی شد؟

290
00:27:19,845 --> 00:27:22,339
‫مشخص بود از یکی جدا شدی.

291
00:27:22,389 --> 00:27:24,057
‫از قیافه‌ت مشخص بود.

292
00:27:25,809 --> 00:27:28,178
‫ولی چیزی که زیاده زنه.

293
00:27:28,228 --> 00:27:31,732
‫پس خاطرات رو تو قلبت دفن کن و
‫حسرت‌های گذشته‌ت رو رها کن.

294
00:27:34,443 --> 00:27:37,404
‫ناراحت نباش، کیته.
‫یه آدم جدید منتظرته.

295
00:27:38,071 --> 00:27:39,531
‫هوم؟

296
00:27:42,868 --> 00:27:45,871
‫اوه، درباره هوانگ ده‌سیک هم بهت خبر میدم.

297
00:27:53,086 --> 00:27:56,256
‫[عمارت ابر بهشتی]

298
00:28:16,401 --> 00:28:18,020
‫عمارت ابر بهشتیه.

299
00:28:18,070 --> 00:28:20,989
‫مطمئن شدم که سرهنگ آن اونجا
‫جا رزرو کرده، قربان.

300
00:28:21,573 --> 00:28:22,824
‫سیزدهم؟

301
00:28:24,117 --> 00:28:25,235
‫بله.

302
00:28:25,285 --> 00:28:27,279
‫چند نفر قابل اعتماد رو بردار و
‫بگو آماده باشن.

303
00:28:27,329 --> 00:28:28,822
‫پیو نباید بفهمه.

304
00:28:28,872 --> 00:28:30,248
‫چشم، قربان. رسیدگی می‌کنم.

305
00:28:51,019 --> 00:28:52,554
‫تحقیق کردم.

306
00:28:52,604 --> 00:28:54,181
‫اون یارو جانگ گون‌یونگ؟

307
00:28:54,231 --> 00:28:57,609
‫سعی کردم بیشتر درباره‌ش تحقیق کنم
‫ولی چیزی نفهمیدم.

308
00:28:59,861 --> 00:29:01,238
‫هیچکس بهش نزدیک نیست.

309
00:29:02,405 --> 00:29:05,075
‫شبیه جزیره دور افتاده می‌مونه.
‫تنهاست.

310
00:29:15,919 --> 00:29:17,128
‫اه، خب...

311
00:29:18,171 --> 00:29:19,339
‫شرمنده.

312
00:29:20,632 --> 00:29:22,425
‫بگذریم، میرم سر اصل مطلب...

313
00:29:23,426 --> 00:29:28,048
‫یکی هست که ممکنه به اندازه کافی
‫بهش نزدیک باشه.

314
00:29:28,098 --> 00:29:30,100
‫اوه یه‌جین، خانم دادستان.

315
00:29:32,602 --> 00:29:33,687
‫خواهر کوچیکه‌ش نه؟

316
00:29:34,938 --> 00:29:38,066
‫خب، خواهرش تنها زندگی می‌کنه،
‫دوست صمیمی نداره،

317
00:29:39,651 --> 00:29:41,236
‫دیگه گیتار هم نمیزنه.

318
00:29:42,487 --> 00:29:44,147
‫هنوز تو یه کارخونه کار می‌کنه،

319
00:29:44,197 --> 00:29:46,525
‫ولی مهم نیست چقدر بگردم،
‫هیچی درباره‌ش پیدا نمیشه.

320
00:29:46,575 --> 00:29:48,118
‫ولی از یه کار جانگ مطمئنم.

321
00:29:49,411 --> 00:29:51,871
‫نُه سال منتظر فرصت بوده.

322
00:29:54,124 --> 00:29:55,667
‫که شما رو نابود کنه.

323
00:30:00,964 --> 00:30:02,257
‫می‌تونی بری.

324
00:30:16,563 --> 00:30:17,897
‫قربان، عذر می‌خوام.

325
00:30:27,240 --> 00:30:30,076
‫پیو هاک‌سو. چیز دیگه‌ای نفهمیدی؟

326
00:30:30,827 --> 00:30:34,164
‫چیزی نبود که نشون بده تا الان با
‫ستاد تحقیقاتی مشترک در ارتباط بوده.

327
00:30:36,166 --> 00:30:37,792
‫باز زیر نظر می‌گیرمش.

328
00:30:39,753 --> 00:30:41,629
‫چرا می‌خواستی باز من رو ببینی؟

329
00:30:42,630 --> 00:30:44,541
‫اونقدری صمیمی نیستیم

330
00:30:44,591 --> 00:30:46,634
‫که بیایم با هم قهوه بنوشیم.

331
00:30:49,012 --> 00:30:51,089
‫پس نباید میومدی.

332
00:30:51,139 --> 00:30:52,140
‫چی؟

333
00:30:53,933 --> 00:30:55,143
‫واو، چه تلخه.

334
00:30:56,519 --> 00:30:59,105
‫مطمئنم چون نگران شدی اومدی، نه؟

335
00:31:00,148 --> 00:31:02,350
‫عکس چون سوک‌جونگ رفته روی
‫صفحه اول روزنامه‌ها،

336
00:31:02,400 --> 00:31:03,610
‫همه دارن بهش اتهام میزنن،

337
00:31:04,527 --> 00:31:06,438
‫و برادرت هیچی بهت نمیگه.

338
00:31:06,488 --> 00:31:08,031
‫از همه جا بی‌خبری.

339
00:31:09,783 --> 00:31:11,034
‫می‌دونم استرس داری.

340
00:31:11,576 --> 00:31:12,610
‫هی.

341
00:31:12,660 --> 00:31:15,413
‫حرفی که برای گفتنش اومدی رو بگو.

342
00:31:16,289 --> 00:31:17,290
‫خیلی خب.

343
00:31:20,293 --> 00:31:21,294
‫پارک چانگ‌به.

344
00:31:21,920 --> 00:31:23,004
‫کجاست؟

345
00:31:26,257 --> 00:31:28,927
‫همه جا دنبالش گشتیم و هنوز نمی‌دونیم.

346
00:31:30,011 --> 00:31:32,555
‫نمی‌دونیم مُرده یا زنده‌ست.

347
00:31:33,306 --> 00:31:35,433
‫تو هم بهش دسترسی پیدا نکردی، نه؟

348
00:31:37,936 --> 00:31:41,648
‫مطمئنم برادرت از بس طرف رو
‫ترسونده که از کشور فرار کرده.

349
00:31:44,150 --> 00:31:45,193
‫ولی خب،

350
00:31:46,402 --> 00:31:48,947
‫وقتی دید کانگ ده‌ایل مُرده،
‫نمی‌خواست به همون سرنوشت دچار بشه.

351
00:31:50,281 --> 00:31:53,777
‫آشغال! حرف دهنت رو بفهم، عوضی.

352
00:31:53,827 --> 00:31:57,372
‫یادت رفته عاقبت به چالش کشیدن
‫برادر من چیه؟

353
00:31:59,415 --> 00:32:00,834
‫اوه، معلومه که نه.

354
00:32:01,459 --> 00:32:04,462
‫خوب می‌دونم که مدیر بک کیته
‫از پس چه کارهایی برمیاد.

355
00:32:05,296 --> 00:32:08,633
‫و خوب می‌دونم کی کانگ ده‌ایل رو کشته.

356
00:32:14,264 --> 00:32:17,433
‫درسته. خودکشی نکرده بود.

357
00:32:19,936 --> 00:32:21,062
‫کار خودش بود.

358
00:32:21,688 --> 00:32:24,566
‫برادر خودت کشتش. فهمیدی؟

359
00:32:29,612 --> 00:32:31,030
‫ای بابا.

360
00:32:47,797 --> 00:32:50,550
‫الو، مینجو. منم دایی کی‌هیون.
‫مامانت هست؟

361
00:32:53,469 --> 00:32:54,846
‫کجا رفته؟

362
00:33:02,103 --> 00:33:04,606
‫یادت نره به مامانت بگی به من
‫زنگ بزنه، خب؟

363
00:33:05,356 --> 00:33:06,983
‫اوهوم.

364
00:33:23,082 --> 00:33:24,917
‫- زود برمی‌گردم.
‫- بله، قربان.

365
00:33:28,463 --> 00:33:29,839
‫تو نبودم اتفاقی نیفتاد؟

366
00:33:30,923 --> 00:33:32,500
‫خانم اوه.

367
00:33:32,550 --> 00:33:35,511
‫آقای جانگ می‌خواد باهاتون صحبت کنه.

368
00:33:47,899 --> 00:33:49,150
‫بله؟

369
00:33:50,234 --> 00:33:51,486
‫می‌خواستید من رو ببینید، قربان؟

370
00:33:52,987 --> 00:33:54,697
‫خب، خیلی غیبت میزنه.

371
00:33:55,656 --> 00:33:56,991
‫بیا بشین.

372
00:34:06,709 --> 00:34:10,663
‫این سوابق پول‌شویی ایکدا یوجی

373
00:34:10,713 --> 00:34:12,915
‫برای بودجه سیاه چون تو ژاپنه.

374
00:34:12,965 --> 00:34:13,966
‫یه نگاه بنداز.

375
00:34:20,139 --> 00:34:22,308
‫امروز کجا بودی؟

376
00:34:24,811 --> 00:34:26,646
‫با بک سویونگ یه قهوه خوردیم.

377
00:34:27,522 --> 00:34:29,315
‫چرا؟

378
00:34:32,026 --> 00:34:34,896
‫به خاطر دلالی به اسم پارک چانگ‌به
‫که براش کار می‌کنه.

379
00:34:34,946 --> 00:34:38,491
‫تو بوسان مواد توزیع می‌کرده
‫ولی یه دفعه غیبش زد، واسه همین...

380
00:34:39,325 --> 00:34:41,027
‫یه ملاقات کوتاه با هم داشتیم.
‫زیاد مهم نیست.

381
00:34:41,077 --> 00:34:42,995
‫گفتم فعلاً دست نگه دار.

382
00:34:47,125 --> 00:34:48,835
‫من همچین کاری نمی‌کنم، قربان.

383
00:34:50,128 --> 00:34:52,672
‫می‌خوای برت گردونم بوسان، یه‌جین؟

384
00:34:55,883 --> 00:34:58,261
‫من برای دستگیری دلال‌های مواد اینجام.

385
00:35:00,429 --> 00:35:03,007
‫هیچ اهمیتی به بودجه سیاه نمیدم.

386
00:35:03,057 --> 00:35:06,844
‫یه دلال مواد باید به خاطر موادفروشی
‫دستگیر بشه. بک کیته هم جزوشونه.

387
00:35:06,894 --> 00:35:09,097
‫جاش تو زندانه، و تا وقتی دستگیرش نکنم،

388
00:35:09,147 --> 00:35:10,515
‫جایی نمیرم، خب؟

389
00:35:10,565 --> 00:35:12,558
‫پولی که از امپراتوری موادش درآورده

390
00:35:12,608 --> 00:35:14,060
‫تو بودجه سیاهه!

391
00:35:14,110 --> 00:35:17,864
‫پس جوابم رو بده. چرا؟
‫چرا اتهامات مربوط به مواد رو پس گرفتی؟

392
00:35:20,908 --> 00:35:22,618
‫کجاش رو نمی‌فهمی؟

393
00:35:25,079 --> 00:35:26,330
‫گوش کن.

394
00:35:27,957 --> 00:35:31,085
‫یه مدته حسابی داری گیجم می‌کنی.

395
00:35:31,919 --> 00:35:34,755
‫می‌خوای سلطان مواد رو دستگیر کنی،

396
00:35:35,256 --> 00:35:39,176
‫یا می‌خوای هوای ارتشی‌های آشغال رو
‫داشته باشی که بعداً قدرتمند بشی؟

397
00:35:40,928 --> 00:35:41,971
‫پس بگو ببینم...

398
00:35:44,348 --> 00:35:46,601
‫هدفت دقیقاً چیه؟

399
00:36:37,693 --> 00:36:39,779
‫مینجو. مینجو؟ هی، مینجو.

400
00:36:41,030 --> 00:36:42,198
‫خوبی؟

401
00:36:43,115 --> 00:36:44,533
‫- دایی کی‌هیون.
‫- هوم؟

402
00:36:50,122 --> 00:36:52,625
‫اه، لعنتی.

403
00:36:58,756 --> 00:37:01,217
‫سویونگ. سویونگ. هی.

404
00:37:03,094 --> 00:37:06,047
‫سویونگ. هی، چی شده؟ ها؟

405
00:37:06,097 --> 00:37:07,181
‫چت شده؟

406
00:37:11,185 --> 00:37:12,520
‫هی!

407
00:37:22,238 --> 00:37:24,990
‫- برو اونور!
‫- سویونگ! سویونگ!

408
00:37:28,369 --> 00:37:30,363
‫نزدیک من نشو!

409
00:37:30,413 --> 00:37:33,699
‫نه، نه! گمشو!

410
00:37:33,749 --> 00:37:35,201
‫منم! سویونگ!

411
00:37:35,251 --> 00:37:38,254
‫هی! منم، کی‌هیون. منم کی‌هیون.

412
00:37:39,130 --> 00:37:40,881
‫آره.

413
00:37:44,802 --> 00:37:46,178
‫منم. منم.

414
00:37:54,937 --> 00:37:56,564
‫ده... ده‌ایل.

415
00:38:02,486 --> 00:38:04,196
‫متاسفم.

416
00:38:07,700 --> 00:38:09,243
‫واقعاً متاسفم.

417
00:38:10,202 --> 00:38:11,328
‫متاسفم.

418
00:38:14,081 --> 00:38:15,833
‫متاسفم.

419
00:38:20,462 --> 00:38:22,456
‫ببخشید.

420
00:38:22,506 --> 00:38:23,674
‫باشه، آروم باش.

421
00:38:24,466 --> 00:38:25,709
‫چیزی نیست.

422
00:38:25,759 --> 00:38:28,304
‫- فدای سرت.
‫- ببخشید.

423
00:38:34,143 --> 00:38:36,387
‫- مینجو...
‫- هی، مینجو خوبه. حالش خوبه.

424
00:38:36,437 --> 00:38:38,180
‫- مینجو.
‫- خوبه، خب؟

425
00:38:38,230 --> 00:38:39,306
‫مینجو.

426
00:38:39,356 --> 00:38:42,151
‫مینجو. بابا اومده! نترس!

427
00:38:42,860 --> 00:38:44,270
‫- مینجو، بابا اومده!
‫- هی، نه...

428
00:38:44,320 --> 00:38:45,729
‫- نه، بس کن، سویونگ.
‫- هی، مینجو!

429
00:38:45,779 --> 00:38:47,439
‫- مینجو!
‫- بسه.

430
00:38:47,489 --> 00:38:49,316
‫- سویونگ، نه!
‫- مینجو!

431
00:38:49,366 --> 00:38:52,119
‫مینجو!

432
00:39:04,340 --> 00:39:07,468
‫[بیمارستان دانشگاه هانگوک]

433
00:39:43,671 --> 00:39:45,881
‫می‌دونستی سویونگ همچین مشکلی داره؟

434
00:39:46,632 --> 00:39:47,841
‫که وضعیتش اینقدر حاده؟

435
00:39:53,389 --> 00:39:55,474
‫اگه می‌دونستم تنهاش نمی‌ذاشتم.

436
00:39:58,310 --> 00:40:00,179
‫درمان که بشه خوب میشه.

437
00:40:00,229 --> 00:40:02,231
‫هر کاری از دستم بربیاد برای کمک کردن
‫بهش انجام میدم.

438
00:40:04,858 --> 00:40:06,610
‫تو چیزی از پشیمونی می‌دونی؟

439
00:40:08,946 --> 00:40:09,947
‫چی؟

440
00:40:10,906 --> 00:40:12,241
‫تا حالا از سبک زندگیت...

441
00:40:14,118 --> 00:40:15,703
‫پشیمون شدی؟

442
00:40:31,176 --> 00:40:32,761
‫چه زری زدی؟

443
00:40:33,595 --> 00:40:36,390
‫فکر کردی اینهمه سال کی
‫شکمت رو سیر کرده؟

444
00:40:37,433 --> 00:40:40,060
‫من با پولی که درآوردم سیرت کردم
‫و لباس تنت کردم.

445
00:40:42,354 --> 00:40:44,648
‫فرستادمت دانشکده افسری.

446
00:40:46,066 --> 00:40:47,685
‫اینهمه مدت دهنت رو باز نکردی،

447
00:40:47,735 --> 00:40:49,945
‫و یه دفعه با وجدان شدی؟

448
00:40:50,487 --> 00:40:51,772
‫و حواست شد؟

449
00:40:51,822 --> 00:40:55,325
‫تازه فهمیدی خواهرت چشه!

450
00:40:56,410 --> 00:40:58,237
‫پس مثل همیشه فراموشش کن!

451
00:40:58,287 --> 00:41:00,030
‫خودم همه چی رو درست می‌کنم!

452
00:41:00,080 --> 00:41:01,457
‫این حرف رو نزن!

453
00:41:03,250 --> 00:41:06,787
‫اینقدر مسئولیت همه چیز رو
‫گردن نگیر.

454
00:41:06,837 --> 00:41:08,914
‫من و سویونگ همیشه گوش به
‫فرمانت بودیم.

455
00:41:08,964 --> 00:41:11,300
‫کل عمرمون هر چی گفتی گفتیم چشم.

456
00:41:12,926 --> 00:41:15,379
‫اگه می‌دونستم آخرش قراره همچین
‫آدمی بشی،

457
00:41:15,429 --> 00:41:17,681
‫هیچوقت اونجوری زندگی نمی‌کردم.

458
00:41:19,975 --> 00:41:22,311
‫درسته، واسه ما یه باند مواد ساختی.

459
00:41:24,730 --> 00:41:27,566
‫نه به خاطر جاه‌طلبی تموم نشدنیت.

460
00:41:44,791 --> 00:41:46,460
‫عوضی پررو.

461
00:42:10,984 --> 00:42:12,945
‫اون موقع هم دقیقاً همین کار رو کردی.

462
00:42:14,655 --> 00:42:16,865
‫هیچوقت نپرسیدی چرا اسلحه رو دزدیدم...

463
00:42:19,785 --> 00:42:22,037
‫یا چرا به یارو شلیک کردم.

464
00:42:23,580 --> 00:42:26,250
‫برات مهم نبود کارم درسته یا غلط.

465
00:42:29,127 --> 00:42:31,546
‫هیچوقت هیچی نگفتی.

466
00:42:34,174 --> 00:42:36,551
‫از همون لحظه همه چیز نابود شد.

467
00:42:49,731 --> 00:42:52,267
‫اگه اینقدر ناراحت بودی که جونت
‫رو نجات دادم،

468
00:42:52,317 --> 00:42:53,652
‫یه چیزی می‌گفتی.

469
00:42:54,236 --> 00:42:56,238
‫از الان به بعد، هر جور می‌خوای
‫زندگی کن.

470
00:43:21,722 --> 00:43:24,891
‫رئیس چون، امیدوارم تونسته باشید
‫بخوابید.

471
00:43:27,144 --> 00:43:28,895
‫شام پنج ستاره نیست،

472
00:43:29,563 --> 00:43:31,640
‫ولی گفتم بهتره یه چیزی بیارم بخورید.

473
00:43:31,690 --> 00:43:32,691
‫بفرمایید.

474
00:43:33,900 --> 00:43:36,069
‫یه مقدار بنوشید.

475
00:44:10,103 --> 00:44:13,106
‫[رئیس دفتر رئیس‌جمهور،
‫رسوایی بودجه سیاه چون]

476
00:44:15,984 --> 00:44:17,110
‫خب، اون پول.

477
00:44:18,528 --> 00:44:20,564
‫می‌خواستی باهاش چیکار کنی؟

478
00:44:20,614 --> 00:44:23,783
‫همه‌ش پول مواده، نه؟
‫کل اون هفتاد میلیارد؟

479
00:44:24,993 --> 00:44:28,455
‫انگار می‌خواستی با اون پول
‫رئیس‌جمهور بشی.

480
00:44:29,080 --> 00:44:30,081
‫وایسا ببینم.

481
00:44:31,082 --> 00:44:33,034
‫اگه موفق می‌شدی،

482
00:44:33,084 --> 00:44:36,087
‫مواد بزرگترین صنعت ملی ما میشد.

483
00:44:41,968 --> 00:44:44,012
‫ولی ایده‌ی بک کیته بود، نه؟

484
00:44:50,060 --> 00:44:53,855
‫پسر، واقعاً در به در دنبال
‫بک کیته‌ای، نه؟

485
00:44:57,776 --> 00:44:59,903
‫حتماً هنوز بابت کاری که باهات کرد...

486
00:45:01,696 --> 00:45:04,199
‫ازش کینه به دل داری.

487
00:45:05,825 --> 00:45:07,244
‫بیخیال، تو و کیته؟

488
00:45:08,912 --> 00:45:12,165
‫وقتی خوب بشینی فکر کنی
‫می‌بینی تو و کیته شبیه همید،

489
00:45:13,333 --> 00:45:14,334
‫نه؟

490
00:45:32,060 --> 00:45:33,270
‫هوم.

491
00:45:36,773 --> 00:45:38,733
‫انگار حرف زدن بی‌نتیجه‌ست.

492
00:45:43,530 --> 00:45:46,116
‫- چیه، حالا نوبت شکنجه‌ست؟
‫- شکنجه؟

493
00:45:47,117 --> 00:45:48,702
‫اون که همیشه تخصص شما بوده.

494
00:45:49,244 --> 00:45:51,279
‫می‌دونی، غرق مصنوعی و این حرفا؟

495
00:45:51,329 --> 00:45:54,040
‫قبلاً با همین روش خیلی‌ها
‫رو کشتی، نه؟

496
00:45:55,083 --> 00:45:58,044
‫تکنیک‌های قدیمیت هنوز از مد نیفتادن.

497
00:45:59,212 --> 00:46:02,382
‫این روش‌ها دارن به نسل بعدی
‫منتقل میشن.

498
00:46:05,760 --> 00:46:07,387
‫حاضریم.

499
00:46:10,890 --> 00:46:12,225
‫لباس‌هات رو دربیار.

500
00:46:41,087 --> 00:46:44,591
‫به نظرم بانو دیگه خیلی خوب
‫هوانگ ده‌سیک رو می‌شناسه.

501
00:46:45,091 --> 00:46:47,752
‫هر وقت برنامه داره یواشکی یکی رو ببینه،
‫میاردشون اینجا.

502
00:46:47,802 --> 00:46:48,803
‫[عمارت ابر بهشتی]

503
00:46:48,887 --> 00:46:51,431
‫معمولاً شب‌ها و می‌رسه و سه
‫ساعتی می‌مونه.

504
00:46:52,057 --> 00:46:54,926
‫این خونه صد متر با عمارت ابر بهشتی
‫فاصله داره،

505
00:46:54,976 --> 00:46:57,270
‫پس میشه مقر عملیاتی.

506
00:46:58,021 --> 00:47:01,232
‫صاحب‌خونه و خانواده‌ش رو فرستادیم
‫برن بیرون شهر.

507
00:47:06,821 --> 00:47:07,939
‫این مواد منفجره‌ست.

508
00:47:07,989 --> 00:47:10,492
‫تو جنگ ویتنام باهاش دیوارها رو می‌شکستن
‫یا جاهای مختلف رو خراب می‌کردن.

509
00:47:12,327 --> 00:47:14,162
‫تا شعاع پنجاه متریش کشنده‌ست،

510
00:47:14,954 --> 00:47:17,866
‫و قدرت انفجاریش اندازه شش‌تا
‫نارنجک دستیه.

511
00:47:17,916 --> 00:47:20,293
‫همونطور که می‎بینید، تایمر هم داره.

512
00:47:21,127 --> 00:47:24,172
‫همین که از دور تو مقر عملیاتی
‫چاشنی رو فعال کنیم،

513
00:47:25,340 --> 00:47:27,592
‫شمارش معکوسش شروع میشه.

514
00:47:28,218 --> 00:47:31,337
‫اگه سیم قرمز رو ببرید،
‫شمارش معکوس متوقف میشه.

515
00:47:31,387 --> 00:47:33,131
‫ولی فقط سیم قرمز.

516
00:47:33,181 --> 00:47:36,226
‫اگه اشتباهی آبی رو ببرید،
‫بلافاصله منفجر میشه.

517
00:47:38,478 --> 00:47:39,813
‫همه چیز سر جاش قرار گرفته.

518
00:47:41,147 --> 00:47:42,148
‫مدیر.

519
00:47:44,025 --> 00:47:45,193
‫شروع کنیم؟

520
00:48:39,455 --> 00:48:40,456
‫شروع کنید.

521
00:48:50,800 --> 00:48:54,712
‫اه، می‌دونم همه مشغول خدمت
‫به کشور هستن،

522
00:48:54,762 --> 00:48:56,639
‫واسه همین ممنونم که وقت گذاشتید.

523
00:48:57,265 --> 00:48:59,801
‫در عوض، می‌تونم یه قول بهتون بدم...

524
00:48:59,851 --> 00:49:02,979
‫چون دوستام هستید،
‫امروز حسابی ازتون پذیرایی میشه!

525
00:49:05,648 --> 00:49:07,900
‫خب، پس...

526
00:49:10,695 --> 00:49:11,946
‫لیوان‌هاتون رو بیارید بالا.

527
00:49:14,532 --> 00:49:16,868
‫- ما...
‫- ما یکی هستیم!

528
00:49:21,497 --> 00:49:24,542
‫ها؟

529
00:49:45,605 --> 00:49:48,599
‫امروز همه‌تون رو واسه خوش گذرونی
‫جمع نکردم اینجا.

530
00:49:48,649 --> 00:49:53,112
‫می‌خواستم جدیدترین عضو ستاد
‫تحقیقاتی مشترک رو بهتون معرفی کنم.

531
00:49:55,323 --> 00:49:58,117
‫این مرد، چطور بگم...

532
00:49:58,743 --> 00:50:02,622
‫مغز متفکر آخرین عملیاتمونه.

533
00:50:03,372 --> 00:50:05,158
‫ژوگه لیانگ خودمونه.
‫[نام یک استراتژیست نظامی]

534
00:50:05,208 --> 00:50:08,419
‫بیاید به مشاورمون، جانگ گون‌یونگ
‫خوش‌آمد بگیم.

535
00:50:19,055 --> 00:50:20,306
‫خوشبختم دوستان.

536
00:50:21,224 --> 00:50:23,509
‫با توجه به افزایش بی‌ثباتی و جرم،

537
00:50:23,559 --> 00:50:27,263
‫می‌خوام نهایت تلاشم رو برای ستاد
‫تحقیقاتی مشترک بکنم،

538
00:50:27,313 --> 00:50:30,349
‫فساد، سوءاستفاده از قدرت دولت،

539
00:50:30,399 --> 00:50:32,485
‫و پول‌شویی‌های خارجی رو ریشه‌کن کنم.

540
00:50:33,444 --> 00:50:34,779
‫ممنون از حمایتتون.

541
00:50:35,279 --> 00:50:36,280
‫یه کف مرتب.

542
00:50:42,870 --> 00:50:44,413
‫وایسا ببینم، اون...

543
00:50:45,414 --> 00:50:46,415
‫مدیر.

544
00:50:48,209 --> 00:50:49,502
‫اون برادرتون نیست؟

545
00:50:50,294 --> 00:50:51,295
‫چی گفتی؟

546
00:51:31,460 --> 00:51:32,837
‫قربان!

547
00:51:34,547 --> 00:51:37,300
‫سر راه یه تصادف کوچیک داشتم.
‫ببخشید دیر کردم.

548
00:51:37,883 --> 00:51:40,503
‫ای وای. آسیب که ندیدی؟

549
00:51:40,553 --> 00:51:41,921
‫نه، قربان. خوبم.

550
00:51:41,971 --> 00:51:44,340
‫می‌بینم که هم خوش قیافه‌ای
‫هم روحیه خوبی داری.

551
00:51:44,390 --> 00:51:45,424
‫اسمت چی بود؟

552
00:51:45,474 --> 00:51:47,385
‫سرهنگ دوم بک کی‌هیون، قربان!

553
00:51:47,435 --> 00:51:49,929
‫خیلی خب. خوش اومدی.

554
00:51:49,979 --> 00:51:51,013
‫ممنونم.

555
00:51:51,063 --> 00:51:53,808
‫سرهنگ بک، اونجا بشین.

556
00:51:53,858 --> 00:51:54,859
‫چشم.

557
00:51:58,112 --> 00:51:59,113
‫ممنون.

558
00:52:22,053 --> 00:52:24,922
‫این دفعه، می‌سپریمش به سرهنگ بک.

559
00:52:24,972 --> 00:52:27,308
‫با صدای بلند بگو، «ما.»

560
00:52:28,184 --> 00:52:29,185
‫ما!

561
00:52:29,810 --> 00:52:30,978
‫یکی هستیم!

562
00:52:42,990 --> 00:52:45,785
‫- چه خبره؟
‫- هی، الان زوده. چه خبره؟

563
00:52:46,369 --> 00:52:48,195
‫من که صداتون نکردم.

564
00:52:48,245 --> 00:52:51,782
‫خب، ژنرال، نتونستم جلوی خودم رو بگیرم.

565
00:52:51,832 --> 00:52:53,501
‫من صداشون کردم، قربان.

566
00:52:55,501 --> 00:53:05,501
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M