1
00:00:15,666 --> 00:00:16,999
‫خیلی‌خب دوستان.

2
00:00:18,416 --> 00:00:20,624
‫یه درس برای کسایی که
‫تا حالا بازی نکردن.

3
00:00:25,916 --> 00:00:29,833
‫این دو تا انگشت هم
‫می‌رن توی حفره‌های دیگه.

4
00:00:29,874 --> 00:00:32,583
‫و توپ رو محکم می‌گیرین.

5
00:00:33,416 --> 00:00:34,708
‫زود باش، تو امتحان کن.

6
00:00:35,708 --> 00:00:45,708
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

7
00:00:55,916 --> 00:00:56,999
‫همه حاضرین؟

8
00:01:06,333 --> 00:01:07,583
‫آشغال!

9
00:01:29,208 --> 00:01:31,541
‫اسم من عاصم نویانه.

10
00:01:31,583 --> 00:01:34,208
‫بذارین بهتون بگم چطوری
‫سر از این بلبشو در آوردیم.

11
00:01:35,624 --> 00:01:38,624
‫[تله‌ی پول: گنجینه‌ی قارون]

12
00:02:12,291 --> 00:02:13,583
‫ببین کی گفتم.

13
00:02:13,624 --> 00:02:17,583
‫هیچی بیشتر از موندن توی
‫این مالدیو وامونده حوصله‌ام رو سر نمی‌بره.

14
00:02:18,499 --> 00:02:20,166
‫نه، جدی، راست می‌گم.

15
00:02:20,874 --> 00:02:23,124
‫ببین، ببین،
‫رک و پوست‌کنده بگم،

16
00:02:23,166 --> 00:02:24,499
‫کلاً حوصله‌سربره.

17
00:02:24,541 --> 00:02:28,249
‫همون دریا، همون ماسه، همون قرارها...
‫بعد یه دقیقه بی‌مزه می‌شه.

18
00:02:28,291 --> 00:02:29,624
‫گوش نمی‌دی چی می‌گم.

19
00:02:29,666 --> 00:02:31,666
‫همون دریا، همون ماسه
‫و یه قرار افتضاح.

20
00:02:31,708 --> 00:02:34,166
‫یه ترکیب سه‌تایی که ترجیح
‫می‌دم بی‌خیالش بشم، ممنون.

21
00:02:35,499 --> 00:02:37,666
‫باشه عزیزم. شام می‌بینمت.

22
00:02:37,708 --> 00:02:39,458
‫اوه، یه لحظه صبر کن.

23
00:02:39,708 --> 00:02:42,458
‫ایلهامی گفت گوشت کوبه آوردن،
‫گفت بهت خبر بدم.

24
00:02:42,499 --> 00:02:44,958
‫خیلی‌خب، عالیه. بیا تو!

25
00:02:44,999 --> 00:02:47,374
‫باشه پس. فعلاً، فعلاً.

26
00:02:50,583 --> 00:02:51,999
‫انگار مزاحمتون شدم.

27
00:02:52,041 --> 00:02:53,999
‫ولی اگه فرضیه‌ام درست باشه،
‫که خودم باور دارم هست،

28
00:02:54,041 --> 00:02:56,124
‫اون‌وقت اصلاً مزاحم نشدم، برعکس!

29
00:02:56,166 --> 00:02:58,458
‫همین که خبر رو بگم،
‫خیلی هم خوشحال می‌شین.

30
00:03:00,624 --> 00:03:03,083
‫حالا یه بار دیگه با سرعتی
‫بگو که منم بفهمم.

31
00:03:03,124 --> 00:03:05,333
‫گازش رو گرفتی،
‫باید آروم‌تر بگی.

32
00:03:05,791 --> 00:03:08,999
‫بله، خب... فکر کنم هیجانم باعث
‫شده تندتند صحبت کنم، ببخشید.

33
00:03:09,041 --> 00:03:11,458
‫ولی واقعاً سختمه جلوی
‫این هیجانم رو بگیرم.

34
00:03:11,499 --> 00:03:14,041
‫می‌خوام دهنه‌ی اسب رو بکشم،
‫ولی آروم نمی‌گیره!

35
00:03:14,083 --> 00:03:17,166
‫توضیحاتت کلاً از دستم دررفت.
‫دوباره، آروم‌تر لطفاً.

36
00:03:18,416 --> 00:03:21,582
‫باشه، آروم‌تر. اول
‫بذارید خبر خوب رو بگم.

37
00:03:21,624 --> 00:03:23,832
‫- شروع خوبی بود.
‫- پس خوب آماده بشید، خانم نفیسه.

38
00:03:23,874 --> 00:03:26,582
‫اون تابوت سنگی که
‫دنبالش بودیم رو یادتونه؟

39
00:03:26,624 --> 00:03:27,032
‫معلومه.

40
00:03:27,082 --> 00:03:29,041
‫و این‌که تیم‌های
‫تخصصی‌مون...

41
00:03:29,082 --> 00:03:30,707
‫در مناطق مشکوک
‫تحقیقات می‌کردن؟

42
00:03:30,749 --> 00:03:31,874
‫بله، کاملاً یادمه.

43
00:03:31,916 --> 00:03:34,541
‫اون تابوت رو
‫پیدا کردیم خانم.

44
00:03:34,582 --> 00:03:35,541
‫واقعاً؟

45
00:03:36,582 --> 00:03:38,249
‫خب، خبر محشریه!

46
00:03:39,457 --> 00:03:41,374
‫پاک روزم رو ساختی.

47
00:03:42,874 --> 00:03:45,291
‫با این‌که ازت خوشم
‫نمیاد و رو مخی،

48
00:03:45,332 --> 00:03:47,207
‫ولی کم‌کم داری برام عزیز می‌شی.

49
00:03:47,249 --> 00:03:49,457
‫ممنونم، خیلی ممنونم.

50
00:03:51,666 --> 00:03:54,374
‫زود باش، بریم، بریم، بریم!

51
00:03:54,416 --> 00:03:57,249
‫پولمون رو که گرفتیم،
‫می‌تونیم سوار بالون بشیم؟

52
00:03:57,291 --> 00:03:58,332
‫چه بالونی؟

53
00:03:58,374 --> 00:04:01,374
‫از این بالون‌های
‫کاپادوکیا که می‌رن توی هوا.

54
00:04:01,416 --> 00:04:02,291
‫چرا نتونیم؟

55
00:04:02,332 --> 00:04:04,874
‫اصلاً هر رنگ بالونی که دلت
‫بخواد سوار می‌شی، داداش.

56
00:04:04,916 --> 00:04:07,832
‫- ۵۰۰ یوروئه.
‫- جدی؟ واسه یکی؟

57
00:04:09,124 --> 00:04:12,332
‫مگه قول ندادم؟
‫خب، وسعمون می‌رسه.

58
00:04:12,791 --> 00:04:13,457
‫هی واصف،

59
00:04:13,499 --> 00:04:16,374
‫خیلی شرمنده که گفتم اونجا رو
‫نَکنیم و این حرف‌ها، ولی...

60
00:04:16,416 --> 00:04:19,582
‫هیس! انکار،
‫آدم توی زندگی باید ریسک کنه.

61
00:04:19,624 --> 00:04:21,249
‫و شجاع باشه.

62
00:04:21,291 --> 00:04:24,124
‫ترسوها یک بار می‌میرن،
‫ولی شجاع‌ها هزار بار!

63
00:04:24,957 --> 00:04:28,291
‫- خب... فکر کنم برعکس گفتی.
‫- ای بابا، ول کن بابا، حالا هرچی.

64
00:04:29,249 --> 00:04:32,166
‫فقط اونجا ساکت بمون،
‫بذار من حرف بزنم. فهمیدی؟

65
00:04:32,207 --> 00:04:33,541
‫هیچی نمی‌گم.

66
00:04:36,749 --> 00:04:38,207
‫بریم. بیا داداش.

67
00:04:39,916 --> 00:04:41,916
‫خدایا، خودت کمکمون کن.

68
00:05:08,666 --> 00:05:10,666
‫سلام، با آقای بَصری
‫کار داشتیم...

69
00:05:10,707 --> 00:05:11,582
‫امانتی!

70
00:05:16,582 --> 00:05:17,582
‫بله، همینه.

71
00:05:22,707 --> 00:05:23,749
‫دنبالم بیاید، آقایون.

72
00:05:29,749 --> 00:05:32,124
‫آقای بصری روی نظافت
‫و نظم خیلی حساسن.

73
00:05:32,166 --> 00:05:34,374
‫تمام زندگی‌شون حول محور
‫تعادل و تقارن می‌چرخه...

74
00:05:34,416 --> 00:05:36,791
‫و وقتشون خیلی خیلی باارزشه.

75
00:05:36,832 --> 00:05:38,249
‫پس نه حرف می‌زنین،
‫نه دست می‌زنین...

76
00:05:38,291 --> 00:05:40,582
‫و اصلاً و ابداً هم
‫حرف اضافی نمی‌زنین.

77
00:05:47,749 --> 00:05:51,166
‫این رو ببین.
‫انگار کله‌ی یه بچه‌ی غمباد‌گرفته‌ست.

78
00:05:59,791 --> 00:06:02,957
‫قربان، قرار ساعت سه‌تون.

79
00:06:04,791 --> 00:06:07,166
‫تازه الان ساعت سه
‫خبر می‌دی کهربار؟

80
00:06:07,207 --> 00:06:08,916
‫دیروز خدمتتون
‫عرض کردم قربان.

81
00:06:08,957 --> 00:06:10,999
‫نخیر، دیروز با چند
‫نفر اومدی تو و گفتی:

82
00:06:11,041 --> 00:06:12,916
‫«قربان، قرار ساعت سه‌تون.»

83
00:06:12,957 --> 00:06:15,457
‫و گفتم فردا هم
‫ساعت سه قرار دارید،

84
00:06:15,499 --> 00:06:16,166
‫قربان.

85
00:06:16,207 --> 00:06:18,291
‫- کی؟
‫- دیروز ساعت سه، قربان.

86
00:06:18,332 --> 00:06:20,041
‫قراره تا سه ساعت دیگه
‫همین‌طوری ادامه بدی؟

87
00:06:20,082 --> 00:06:22,666
‫نه، طبیعتاً وقت شما
‫ارزشمنده قربان.

88
00:06:22,707 --> 00:06:23,991
‫فقط خواستم
‫یادآوری کنم، قربان،

89
00:06:24,041 --> 00:06:25,457
‫قرارتون با عتیقه‌فروش،

90
00:06:25,499 --> 00:06:27,157
‫آقای نکریس، ساعت سه‌ست.

91
00:06:27,207 --> 00:06:28,582
‫فردا، قربان.

92
00:06:31,124 --> 00:06:32,332
‫بصری، این رو می‌خوام.

93
00:06:32,374 --> 00:06:35,124
‫- ۱۰۰ هزار دلاره.
‫- کوتاه بیا شوهدا.

94
00:06:35,166 --> 00:06:37,532
‫ولی فقط ۱۰۰ هزار دلاره،
‫منم می‌خوامش عزیزم!

95
00:06:37,582 --> 00:06:39,166
‫عزیزم، مگه واضح نگفتم؟

96
00:06:39,207 --> 00:06:41,374
‫وسط جلسه‌م می‌پری
‫و تقاضا می‌کنی...

97
00:06:41,416 --> 00:06:43,541
‫حتی یه لحظه واینمیستی
‫ببینی من چی می‌گم.

98
00:06:43,916 --> 00:06:46,457
‫حالا برای این جنس بی‌ارزش
‫۱۰۰ هزار دلار می‌خوای؟

99
00:06:46,499 --> 00:06:48,624
‫ولی برای جنس باکیفیت
‫این قیمت مفته.

100
00:06:48,666 --> 00:06:51,165
‫فکر می‌کردم خوشحالی
‫من برات مهمه.

101
00:06:51,207 --> 00:06:54,157
‫- انگار اون قول‌هایی که بهم دادی...
‫- ولی الان اصلاً وقتش نیست،

102
00:06:54,207 --> 00:06:54,999
‫شوهدا.

103
00:06:55,040 --> 00:06:56,582
‫فهمیدم.
‫هیچ‌وقتم وقتش نمی‌رسه.

104
00:06:56,624 --> 00:06:59,249
‫چون همیشه ساعت سه
‫یه قرار کاری داری!

105
00:07:00,999 --> 00:07:01,833
‫- برید کنار.
‫- ببخشید.

106
00:07:02,582 --> 00:07:04,332
‫یک میلیارد دلار
‫سرمایه دارم،

107
00:07:04,374 --> 00:07:07,082
‫همین‌طور که اینجا نشستم
‫شد یک و نیم میلیارد.

108
00:07:07,124 --> 00:07:08,249
‫ولی نظم می‌خوام.

109
00:07:37,374 --> 00:07:39,124
‫خب کهربار،
‫شنیدم یه چیزهایی پیدا شده.

110
00:07:39,165 --> 00:07:41,249
‫ببینیم اصلاً حرفشون
‫راست بوده یا نه.

111
00:07:42,707 --> 00:07:44,082
‫بفرمایین، نوبت شماست.

112
00:07:45,165 --> 00:07:46,915
‫خب، وایستا. بذاز ببینم.

113
00:07:56,415 --> 00:07:58,249
‫- همینه؟
‫- فقط برای خود شماست.

114
00:08:08,290 --> 00:08:09,499
‫این دیگه چه زهر ماریه؟

115
00:08:09,540 --> 00:08:11,124
‫دادیم کارشناس‌ها نگاهش کردن، قربان،

116
00:08:11,165 --> 00:08:13,415
‫گفتن نقشه‌ی باارزشیه.

117
00:08:13,457 --> 00:08:14,540
‫نقشه؟

118
00:08:14,582 --> 00:08:17,124
‫بهش بگو داداش!
‫گفتن نقشه‌ی گنجه.

119
00:08:17,165 --> 00:08:18,249
‫گفتن گنجه؟

120
00:08:18,790 --> 00:08:21,374
‫بله، گفتن: «تنهایی
‫از پس درآوردنش برنمیاید.

121
00:08:21,415 --> 00:08:23,332
‫به کاربلد لازم دارید.»

122
00:08:23,374 --> 00:08:27,032
‫آدم‌های گردن‌کلفتی مثل شما که
‫توی کار کلکسیون‌داری دست دارن.

123
00:08:27,082 --> 00:08:28,657
‫مسئول قهوه‌خونه
‫شما رو پیشنهاد داد.

124
00:08:28,707 --> 00:08:29,915
‫قهوه‌خونه؟

125
00:08:31,957 --> 00:08:32,874
‫خب، بعدش؟

126
00:08:32,915 --> 00:08:34,457
‫خب، فکرمون این بود که،

127
00:08:34,499 --> 00:08:37,207
‫اگه گنج رو درآوردین،
‫یه سهمی هم به ما بدین.

128
00:08:37,249 --> 00:08:39,040
‫نقشه رو هم طبعاً جداگونه
‫باهاتون حساب می‌کنیم.

129
00:08:39,082 --> 00:08:41,332
‫انکار، بقیه‌اش با من، باشه؟

130
00:08:45,124 --> 00:08:46,957
‫به‌به، چه عالی!

131
00:08:48,124 --> 00:08:51,915
‫محشره. پس
‫باید همه‌چی رو ول کنم؟

132
00:08:53,207 --> 00:08:54,415
‫ریاست انجمن تجار...

133
00:08:54,457 --> 00:08:58,040
‫به این محترمی رو
‫بدم به یکی دیگه،

134
00:08:58,082 --> 00:09:00,582
‫با یه مشت عمله بیفتم تو
‫جاده‌ها به دنبال گنج؟

135
00:09:00,624 --> 00:09:01,915
‫بعد وقتی پیداش کردم،

136
00:09:01,957 --> 00:09:04,707
‫شما دو تا جنابان
‫از گنج سهم ببرین، درسته؟

137
00:09:06,874 --> 00:09:09,165
‫این نقشه‌ی نبوغ‌آمیز رو کجا کشیدین، ها؟

138
00:09:09,207 --> 00:09:11,124
‫- توی ناسا؟
‫- ناسا؟

139
00:09:12,624 --> 00:09:14,665
‫اگه قیمت خوبی
‫برای نقشه بدین،

140
00:09:14,707 --> 00:09:17,124
‫می‌فروشیمش و رفع
‫زحمت می‌کنیم.

141
00:09:25,249 --> 00:09:26,790
‫خب، دیگه؟

142
00:09:28,332 --> 00:09:31,040
‫پس تیم تخصصی تحقیقات
‫چی از زیر خاک درآورد؟

143
00:09:31,082 --> 00:09:32,999
‫خب... مثل این‌که
‫یه چیزهایی پیدا کردیم.

144
00:09:33,040 --> 00:09:33,957
‫مثل این‌که پیدا کردین؟

145
00:09:33,999 --> 00:09:36,499
‫تابوت سنگی رو پیدا کردیم،
‫ولی الان خالیه.

146
00:09:36,540 --> 00:09:38,457
‫- خب؟
‫- و تیمی که تابوت رو پیدا کرده...

147
00:09:38,499 --> 00:09:39,457
‫تیم ما نبوده.

148
00:09:39,499 --> 00:09:42,374
‫- پس تیم کی بوده؟
‫- نمی‌دونم.

149
00:09:43,499 --> 00:09:45,499
‫حالا روزم خراب شد.

150
00:09:46,165 --> 00:09:48,499
‫چرا خبر بد رو مثل خبر
‫خوب تحویلم می‌دی؟

151
00:09:48,540 --> 00:09:50,040
‫نه، نه، ببخشید تو رو خدا.

152
00:09:50,082 --> 00:09:52,832
‫خودتون رو ناراحت نکنید،
‫چون می‌دونیم کی پیداش کرده.

153
00:09:52,874 --> 00:09:55,832
‫حداقل... اگه بخوایم،
‫می‌تونیم پیداش کنیم.

154
00:09:55,874 --> 00:09:56,749
‫یعنی چی؟

155
00:09:56,790 --> 00:09:59,540
‫منظورم اینه که می‌دونیم
‫توی استانبولن.

156
00:09:59,582 --> 00:10:02,499
‫سریع پیداشون کنیم،
‫روزتون خراب نمی‌شه.

157
00:10:03,707 --> 00:10:04,832
‫خب، طبیعتاً...

158
00:10:04,874 --> 00:10:08,832
‫به کمک یه کاربلد
‫و حرفه‌ای نیاز داریم.

159
00:10:08,874 --> 00:10:10,040
‫مثل همیشه، خانم.

160
00:10:11,582 --> 00:10:12,915
‫خب پس زنگ بزن بهش.

161
00:10:12,957 --> 00:10:14,998
‫بله، همین الان خانم!
‫رفتم تو کارش.

162
00:10:22,290 --> 00:10:27,540
‫راستش مالدیو مشکلی نداشت،
‫برجان خودش رو اعصاب و رو مخ بود.

163
00:10:27,582 --> 00:10:29,665
‫برجان یا برکان؟

164
00:10:30,207 --> 00:10:31,582
‫اه، حالا هرچی!

165
00:10:34,082 --> 00:10:36,165
‫این نقشه رو از کجا
‫پیدا کردین؟

166
00:10:36,373 --> 00:10:38,790
‫توی یه قبر قدیمی پیداش کردیم
‫که کاملاً اتفاقی...

167
00:10:38,832 --> 00:10:40,873
‫دیدیمش، قربان.
‫وقتی داشتیم شخم می‌زدیم، قربان.

168
00:10:40,915 --> 00:10:42,040
‫یه تابوت سنگی؟

169
00:10:42,082 --> 00:10:45,290
‫جالبه. یعنی چیز دیگه‌ای...
‫چه می‌دونم... اون تو نبود؟

170
00:10:45,707 --> 00:10:48,707
‫نه. فقط یه اسکلت بود با نقشه‌ای
‫که کنارش افتاده بود...

171
00:10:48,748 --> 00:10:51,415
‫- توی دست مُرده بود!
‫- مُرده؟

172
00:10:57,790 --> 00:10:58,832
‫چی شده؟

173
00:10:59,165 --> 00:11:01,165
‫کسی تکون نخوره!
‫این یه حمله‌ست!

174
00:11:01,207 --> 00:11:03,582
‫بازداشتشون کنید!
‫همه‌شون رو بازداشت کنید!

175
00:11:03,623 --> 00:11:06,290
‫- دست‌ها بالا! دست‌ها رو ببینم!
‫- چه خبره اینجا؟

176
00:11:06,332 --> 00:11:07,623
‫من کاری نکردم!

177
00:11:07,665 --> 00:11:09,790
‫مثل خلافکارها
‫باهام رفتار نکنید!

178
00:11:09,832 --> 00:11:11,582
‫مامورها، لطفاً،
‫اصلاً نیازی به این کارها نیست.

179
00:11:11,623 --> 00:11:12,873
‫گروهبان نجاتی،

180
00:11:12,915 --> 00:11:15,165
‫از اداره‌ی مبارزه با قاچاق
‫و جرایم سازمان‌یافته.

181
00:11:15,207 --> 00:11:16,873
‫کسی حرکت ناگهانی‌ای نکنه.

182
00:11:16,915 --> 00:11:18,415
‫آرامشتون رو حفظ کنید
‫و طبق دستورات من عمل کنید،

183
00:11:18,457 --> 00:11:21,207
‫تا سریع و بی‌دردسر
‫تکلیفتون مشخص بشه.

184
00:11:21,248 --> 00:11:23,832
‫- حرکت کنید، فهمیدید؟
‫- چشم قربان، کارآگاه بوآچ.

185
00:11:23,873 --> 00:11:26,123
‫چی؟ نه، نمی‌فهمم.
‫این داد و بیدادها چیه؟

186
00:11:26,165 --> 00:11:27,082
‫اینجا چه خبره؟

187
00:11:27,123 --> 00:11:27,998
‫جناب، مدارکی داریم...

188
00:11:28,040 --> 00:11:30,998
‫که نشون می‌ده در معامله‌ی غیرقانونی
‫آثار تاریخی دست داشتید.

189
00:11:31,040 --> 00:11:33,540
‫- ای خدا، نه!
‫- چه خبره، واصف؟

190
00:11:33,582 --> 00:11:37,582
‫کوتاه بیاین بابا! چه مدرکی؟
‫چه جرمی؟ چه آثار تاریخی‌ای؟

191
00:11:37,623 --> 00:11:39,082
‫حتماً سوءتفاهم شده.

192
00:11:39,123 --> 00:11:41,457
‫جناب، اصلاً می‌دونی
‫داری با کی حرف می‌زنی؟

193
00:11:41,498 --> 00:11:43,332
‫- می‌شناسیمت آقای بصری.
‫- اوه!

194
00:11:43,373 --> 00:11:46,248
‫می‌شناسیمت، چون خیلی
‫وقته زیر نظرت داریم.

195
00:11:46,290 --> 00:11:51,498
‫از تمام کارهای قاچاق
‫عتیقه‌ات هم باخبریم.

196
00:11:52,957 --> 00:11:55,782
‫همگی رو بازداشت کنید.
‫بریم! زود باشید!

197
00:11:55,832 --> 00:11:57,873
‫- یه لحظه صبر کن ببینم!
‫- بریم.

198
00:11:57,957 --> 00:11:59,657
‫آخه یعنی چی؟
‫یه لحظه اجازه بدید لطفاً!

199
00:11:59,707 --> 00:12:01,248
‫همه‌شون رو ببرید،
‫بچه‌ها! بریم!

200
00:12:01,332 --> 00:12:02,290
‫شوهدا! وکیلم!

201
00:12:02,332 --> 00:12:03,415
‫به وکیلم زنگ بزن.

202
00:12:03,457 --> 00:12:05,832
‫به کانون وکلا زنگ بزن.
‫به وزیر دادگستری زنگ بزن!

203
00:12:05,873 --> 00:12:07,998
‫وزیر بهداشت!
‫هیئت مشاوران حقوقی!

204
00:12:08,040 --> 00:12:09,582
‫- بصری!
‫- برام پاپوش ساختن!

205
00:12:09,623 --> 00:12:10,915
‫بدون تو نمی‌تونم زندگی کنم، عشقم.

206
00:12:10,957 --> 00:12:12,373
‫من چی‌کار کنم؟
‫بهش نیاز دارم!

207
00:12:12,415 --> 00:12:13,873
‫هر دوتامون رو با هم می‌برن، عزیزم.

208
00:12:13,915 --> 00:12:15,498
‫ته‌ تهش شش سال حبس می‌خوریم.
‫نگران نباش.

209
00:12:15,540 --> 00:12:17,373
‫- یعنی چی؟ ای خدا!
‫- بریم عزیزم.

210
00:12:17,415 --> 00:12:20,207
‫- حرکت کنید! سوار ون شید!
‫- خبرگزاری‌ها رو خبر می‌کنم!

211
00:12:20,248 --> 00:12:21,415
‫بی‌خیالش نمی‌شم!

212
00:12:21,457 --> 00:12:23,457
‫لااقل بذارید کت
‫سیگارم رو دربیارم!

213
00:12:23,498 --> 00:12:25,457
‫بسه دیگه! حرکت کن!

214
00:12:25,498 --> 00:12:26,957
‫داری دستم رو می‌پیچونی!

215
00:12:32,957 --> 00:12:35,540
‫- چه بلایی سرمون اومد؟
‫- روحمم خبر نداره.

216
00:12:40,998 --> 00:12:42,457
‫اون دیگه چی بود؟

217
00:12:50,582 --> 00:12:51,998
‫پاشین بیاین دنبالم. بجنبید!

218
00:12:52,040 --> 00:12:53,498
‫این‌که کهرباره، پیشخدمته!

219
00:12:53,540 --> 00:12:54,498
‫- داداش!
‫- بدو!

220
00:12:57,373 --> 00:12:58,707
‫از این طرف! بجنب!

221
00:12:58,748 --> 00:12:59,707
‫باشه، اومدم.

222
00:13:04,165 --> 00:13:06,332
‫از این طرف، سریع.
‫بیاین دنبالم!

223
00:13:10,873 --> 00:13:13,540
‫باید از اینجا برید.
‫و دیگه هیچ وقت برنگردین.

224
00:13:13,582 --> 00:13:16,748
‫این شهر...
‫زندگیتون رو تباه می‌کنه.

225
00:13:16,790 --> 00:13:18,957
‫این شهر شما رو
‫می‌کشه توی دهنش،

226
00:13:18,998 --> 00:13:20,748
‫می‌جوه‌تون،
‫بعد تفتون می‌کنه بیرون.

227
00:13:20,790 --> 00:13:23,873
‫لهتون می‌کنه و تف می‌کنه
‫توی دهن یکی دیگه.

228
00:13:26,415 --> 00:13:30,623
‫این شهر... این شهر بی‌گناهیِ
‫آدم‌های شریف رو می‌مَکه.

229
00:13:30,665 --> 00:13:32,332
‫اگه همین الان برید،
‫نجات پیدا می‌کنین.

230
00:13:32,373 --> 00:13:34,082
‫و پشت سرتون رو هم نگاه نکنید.

231
00:13:36,123 --> 00:13:37,248
‫نگران نباشید.

232
00:13:38,082 --> 00:13:40,415
‫پلیس روحشم از وجود
‫شما باخبر نمی‌شه.

233
00:13:40,456 --> 00:13:42,790
‫برید دیگه.
‫از اینجا بزنین بیرون. برید!

234
00:13:42,831 --> 00:13:44,998
‫شما دو تا منتظر چی هستین؟
‫هان؟ برید!

235
00:13:45,623 --> 00:13:46,748
‫همین الان برید!

236
00:13:47,248 --> 00:13:48,873
‫خدا پشت و پناهتون باشه، آقا!

237
00:13:48,915 --> 00:13:51,790
‫بزنین به چاک.
‫دیگه هم برنگردین!

238
00:13:51,831 --> 00:13:54,790
‫- ولی هنوز کاور کفش‌ها پامونه!
‫- بزن بریم بابا! بی‌خیالشون شو!

239
00:14:33,831 --> 00:14:36,248
‫- بهم گفتی گنج دستشونه.
‫- به منم همین رو گفته بودن.

240
00:14:36,290 --> 00:14:38,748
‫- نمی‌دونم می‌خوای چی بگم.
‫- خب یه چیزی بگو!

241
00:14:38,790 --> 00:14:41,406
‫عاصم، عشقم، می‌دونم کلافه‌ای.
‫بذارش به‌حساب حادثه‌ی کاری.

242
00:14:41,456 --> 00:14:43,540
‫حادثه؟ همه چی زیر
‫سر احمق‌بازی ضیاست.

243
00:14:43,581 --> 00:14:44,998
‫خب آره، اونم احمقه.

244
00:14:45,040 --> 00:14:46,623
‫- خیلی بی‌ادبانه‌ست.
‫- خفه شو.

245
00:14:46,665 --> 00:14:48,373
‫تو هم لباس
‫پیرمردها رو پوشیدی.

246
00:14:48,415 --> 00:14:50,915
‫- خب...
‫- باید بیشتر مایه بذاری!

247
00:14:50,956 --> 00:14:54,165
‫کلی پول خرج کردیم،
‫فقط یه تیکه چرم گیرمون اومد!

248
00:15:04,165 --> 00:15:06,873
‫- خانم، اومدن.
‫- اوه! راهنماییش کنید تو.

249
00:15:08,623 --> 00:15:10,123
‫بفرمایین داخل، آقا.

250
00:15:18,498 --> 00:15:19,706
‫خوش اومدی.

251
00:15:20,581 --> 00:15:23,831
‫انرژی منفیت از پشت
‫دیوارها هم احساس می‌شه،

252
00:15:23,873 --> 00:15:24,540
‫عزیز دلم.

253
00:15:24,581 --> 00:15:26,956
‫ممنون، ولی منفی‌بافی خودته، نفیسه.

254
00:15:26,998 --> 00:15:28,290
‫آه.

255
00:15:30,206 --> 00:15:33,206
‫خیلی‌خب. سراپا گوشم.

256
00:15:33,498 --> 00:15:34,781
‫اوه!

257
00:15:34,831 --> 00:15:36,331
‫خب، چیزی نیست...

258
00:15:37,540 --> 00:15:40,748
‫فقط می‌خواستم بپرسم دوست داری
‫پولدارتر بشی یا نه.

259
00:15:40,790 --> 00:15:41,581
‫همین.

260
00:15:43,373 --> 00:15:44,790
‫فلمز عزیز.

261
00:15:53,540 --> 00:15:55,540
‫یکی از اون
‫سیب‌ها رو بده به من.

262
00:16:11,290 --> 00:16:14,581
‫عاصم، شاید بتونیم در ازای نقشه
‫یه پولی بگیریم، هوم؟

263
00:16:14,623 --> 00:16:17,123
‫بعید می‌دونم،
‫احتمالاً تقلبیه.

264
00:16:17,748 --> 00:16:19,331
‫مشاور املاک اذیتت کرد؟

265
00:16:19,373 --> 00:16:21,248
‫پشیمون شدیم
‫و اجاره نمی‌کنیم.

266
00:16:21,290 --> 00:16:22,790
‫- و بیعانه؟
‫- پرید.

267
00:16:23,331 --> 00:16:24,331
‫ای...

268
00:16:24,915 --> 00:16:26,748
‫اون‌همه پول و اون‌همه ریسک،

269
00:16:26,790 --> 00:16:28,706
‫بازم گند زدی! ای خدا!

270
00:16:28,748 --> 00:16:30,748
‫دلت نمی‌خواد کل شب رو فحش بدی،
‫مگه نه، عزیزم؟

271
00:16:30,790 --> 00:16:33,081
‫اگه نقشه‌ی واقعی باشه چی؟
‫می‌تونیم بفروشیمش، نه؟

272
00:16:33,123 --> 00:16:34,790
‫شاید یه نقشه‌ی واقعی
‫گنج پیدا کرده باشیم.

273
00:16:34,831 --> 00:16:36,365
‫به احتمالش فکر کن.

274
00:16:36,415 --> 00:16:38,456
‫هیچ احتمالی در کار نیست،
‫گنجی هم در کار نیست.

275
00:16:38,498 --> 00:16:39,998
‫این نقشه‌های قلابی
‫همه رو خر می‌کنه.

276
00:16:40,040 --> 00:16:43,540
‫چقدر منفی‌بافه. ببین،
‫این یه تیکه چرم خیلی قدیمیه.

277
00:16:43,581 --> 00:16:46,081
‫با نمادها و حروفی
‫که مرموز و جالبن!

278
00:16:46,123 --> 00:16:48,790
‫ضیا، خفه شو و تا
‫اجازه ندادم حرف نزن.

279
00:16:51,290 --> 00:16:53,665
‫می‌گم، چطوره بدیم
‫یه کارشناس بررسیش کنه؟

280
00:16:53,706 --> 00:16:54,831
‫آره.

281
00:17:01,415 --> 00:17:02,491
‫ببین کی اینجاست، بابام!

282
00:17:02,541 --> 00:17:03,456
‫- ها!
‫- اوه، عالی شد. بهادر اومد.

283
00:17:03,498 --> 00:17:05,039
‫آخ، دستت درد نکنه، بابا.

284
00:17:05,914 --> 00:17:07,748
‫خب برای چی اومدی اینجا، بهادر؟

285
00:17:07,789 --> 00:17:10,414
‫اومدم چون...

286
00:17:10,456 --> 00:17:12,664
‫فکر می‌کنم یه چیزی
‫هست که باید بدونی.

287
00:17:13,414 --> 00:17:15,998
‫چی شده؟
‫اتفاقی برای نازلی افتاده؟

288
00:17:17,456 --> 00:17:20,164
‫آره. ولی یه اتفاق
‫خیلی خوب!

289
00:17:22,164 --> 00:17:25,331
‫برای یه خبر بزرگ آماده‌ای؟
‫برای یه خبر بزرگ آماده‌ای؟

290
00:17:25,373 --> 00:17:26,623
‫آماده‌ام، بهادر!

291
00:17:26,664 --> 00:17:28,664
‫حالا چی؟
‫داریم بچه‌دار می‌شیم!

292
00:17:32,081 --> 00:17:35,289
‫یعنی نازلی بارداره.
‫قراره بچه‌دار بشیم!

293
00:17:35,331 --> 00:17:36,414
‫چی؟

294
00:17:41,123 --> 00:17:42,123
‫هان؟

295
00:17:43,039 --> 00:17:44,581
‫نمی‌خوای یه چیزی بگی؟

296
00:17:44,623 --> 00:17:46,664
‫آره عاصم، باید یه چیزی بگی!

297
00:17:46,706 --> 00:17:48,656
‫داری بابابزرگ می‌شی.

298
00:17:48,706 --> 00:17:49,581
‫یه چیزی بگو!

299
00:17:50,331 --> 00:17:51,831
‫مثلاً چی؟

300
00:17:52,581 --> 00:17:55,664
‫نازلی التماسم کرد بهت نگم،
‫ولی گفتم تو باید بدونی،

301
00:17:55,706 --> 00:17:57,498
‫داری بابابزرگ می‌شی، بابا،

302
00:17:57,539 --> 00:18:00,039
‫تو هم حق داری خوشحال باشی.

303
00:18:01,789 --> 00:18:03,164
‫مطمئنی بچه‌دار شده دیگه؟

304
00:18:03,206 --> 00:18:06,123
‫‏- ای بابا، عاصم!‏
‫‏- فقط یه سوال بود.‏

305
00:18:06,164 --> 00:18:07,623
‫چرا باید همچین
‫حرفی بهم بزنی؟

306
00:18:08,164 --> 00:18:10,331
‫از وقتی خبر رو شنیدم،
‫پلک روی هم نذاشتم.

307
00:18:10,373 --> 00:18:12,248
‫اولین کاری که کردم خریدن
‫یه سرهمی نوزاد بود.

308
00:18:12,289 --> 00:18:14,206
‫لوگوی تیم بشیکتاش رو داره،

309
00:18:14,248 --> 00:18:15,456
‫با یه عقاب.

310
00:18:15,498 --> 00:18:16,956
‫داشتیم به اسم فکر می‌کردیم.

311
00:18:16,998 --> 00:18:19,706
‫گفتم بذاریم حسنی‌یوسف.
‫اسم بابابزرگم.

312
00:18:19,748 --> 00:18:22,623
‫ولی اگه دختر باشه نمی‌شه،
‫پس... خب...

313
00:18:22,664 --> 00:18:25,164
‫برای همین صبر می‌کنیم
‫تا وقتی که به دنیا بیاد.

314
00:18:25,206 --> 00:18:28,081
‫تبریک می‌گم،
‫خیلی برات خوشحالم!

315
00:18:28,123 --> 00:18:29,748
‫آره! خیلی ممنون.

316
00:18:30,956 --> 00:18:32,456
‫داری بابابزرگ می‌شی!

317
00:18:34,206 --> 00:18:35,623
‫خیلی ذوق‌زده‌ست.

318
00:18:37,664 --> 00:18:38,831
‫بابابزرگ!

319
00:18:39,789 --> 00:18:42,164
‫بچه‌ام قراره دور و بر
‫اینجا راه بره...

320
00:18:49,331 --> 00:18:50,331
‫آه!

321
00:18:55,123 --> 00:18:57,748
‫باید این جا رو ببینی، عجیبه،

322
00:18:57,789 --> 00:18:58,823
‫یه فروشگاه خصوصی و...

323
00:18:58,873 --> 00:19:02,498
‫انحصاریه که فقط تعداد انگشت‌شماری
‫از مردم حتی ازش خبر دارن.

324
00:19:03,123 --> 00:19:07,664
‫یه استخر بزرگ رو تصور کن
‫با مسیرهای پیاده‌روی و پل‌های دورش.

325
00:19:08,414 --> 00:19:10,914
‫و این استخر،
‫پر از تمساحه. هوم؟

326
00:19:10,956 --> 00:19:12,123
‫تمساح؟

327
00:19:12,164 --> 00:19:13,706
‫آره، منم شوکه شدم.

328
00:19:14,831 --> 00:19:19,123
‫آره، اون موقع با یه بانکدار
‫بلژیکی بودم که من رو برد اونجا.

329
00:19:19,164 --> 00:19:22,789
‫قدم می‌زنی، تمساحی که خوشت
‫میاد رو انتخاب می‌کنی و تمام.

330
00:19:22,831 --> 00:19:24,539
‫خب، خانم نفیسه، ما...

331
00:19:25,539 --> 00:19:27,289
‫چرا تمساح انتخاب می‌کردین؟

332
00:19:27,331 --> 00:19:30,581
‫خب، برای ساختن کیف یا کفش
‫یا کمربند و چیزهای دیگه.

333
00:19:30,623 --> 00:19:32,289
‫درست همون‌جا،
‫سفارشی برای خودت.

334
00:19:32,331 --> 00:19:35,998
‫ببین ممکن و غیر ممکن گیر می‌کردیم.

335
00:19:36,706 --> 00:19:38,956
‫دیگه از قیمت‌هاش نگم برات.

336
00:19:38,998 --> 00:19:43,156
‫پس فلمز عزیزم، همچین
‫سطح از ثروتی هم وجود داره.

337
00:19:43,206 --> 00:19:46,116
‫و حالا، من و تو فرصی
‫داریم که به اونجا برسیم.

338
00:19:46,166 --> 00:19:47,622
‫ببخشید که
‫حرفتون رو قطع می‌کنم،

339
00:19:47,664 --> 00:19:48,706
‫نمی‌خوام بی‌ادب باشم،

340
00:19:48,747 --> 00:19:51,372
‫ولی فکر کردم اگه قطع نکنم،
‫حرف‌زدنتون تموم نمی‌شه.

341
00:19:51,414 --> 00:19:53,789
‫آره حتماً.
‫بریم سر اصل مطلب. بگو.

342
00:19:53,831 --> 00:19:56,664
‫ممنون. خب اولویت ما اینه که اون
‫اشخاص رو در اسرع وقت پیدا کنیم.

343
00:19:56,706 --> 00:19:59,247
‫نگرانم کرده که چیزی
‫به این ارزشمندی و قدمت،

344
00:19:59,289 --> 00:20:01,747
‫دست احمق‌هایی افتاده باشه
‫که ارزشش رو نمی‌فهمن.

345
00:20:01,789 --> 00:20:04,622
‫آره. باور نمی‌کنی از اون
‫موقع به بعد چقدر کم خوابیدم.

346
00:20:04,664 --> 00:20:07,289
‫خب، یه نقشه در کاره.
‫نقشه‌ی چی؟

347
00:20:07,331 --> 00:20:08,206
‫خب، راستش...

348
00:20:08,247 --> 00:20:11,706
‫به نظرم عاقلانه‌ست
‫اگه این قضیه مخفی بمونه.

349
00:20:11,747 --> 00:20:13,956
‫خب، خودمون هم هنوز مطمئن نیستیم.

350
00:20:13,997 --> 00:20:17,581
‫ولی تحقیقاتمون نشون می‌ده اون
‫اشخاص توی بازار بزرگ دیده شدن،

351
00:20:17,622 --> 00:20:19,206
‫توی قهوه‌خانه‌ی جویندگان گنج.

352
00:20:19,247 --> 00:20:19,831
‫پس،

353
00:20:19,872 --> 00:20:21,789
‫مثل بقیه‌ی جویندگان گنج
‫که میان به این شهر...

354
00:20:21,831 --> 00:20:24,539
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، باشه، فهمیدم.
‫دیگه توضیح نده، لطفاً.

355
00:20:25,706 --> 00:20:29,206
‫فلمز، اون یاروها رو
‫پیدا کن و نقشه رو بیار.

356
00:20:29,956 --> 00:20:33,206
‫تا با هم بادبان بکشیم
‫به‌سمت افق‌های بی‌نظیر.

357
00:20:34,039 --> 00:20:35,664
‫پس همین کار رو می‌کنیم.

358
00:20:49,747 --> 00:20:51,664
‫عاصم، کجا می‌ری، عزیزم؟

359
00:20:51,747 --> 00:20:52,581
‫خب...

360
00:20:52,622 --> 00:20:52,908
‫باید قبل این‌ از این‌که افسرده و بابابزرگ بشم،
‫یه‌کم خالی بشم.

361
00:20:52,958 --> 00:20:55,164
‫باید قبل این‌ از این‌که افسرده و بابابزرگ بشم،
‫یه‌کم خالی بشم.

362
00:20:55,206 --> 00:20:56,706
‫می‌دونم کجا می‌ری.

363
00:20:56,747 --> 00:20:58,206
‫قدم نوه خوش‌یُمنه، نه؟

364
00:20:58,247 --> 00:21:00,039
‫من که این‌طور فکر می‌کنم،
‫باید ازش استفاده کنم.

365
00:21:00,081 --> 00:21:02,622
‫بدجور زیر بدهی هستی عزیزم.
‫ورشکستمون می‌کنی!

366
00:21:02,664 --> 00:21:05,331
‫برای همینم بازی می‌کنم.
‫برای برد و تسویه‌ی بدهی‌ها.

367
00:21:05,372 --> 00:21:08,164
‫تا حالا کسی رو دیدی بدهی
‫بخت‌آزمایی رو با بخت‌آزمایی بده؟

368
00:21:08,206 --> 00:21:12,322
‫مگه کسی توی دنیا مثل من هست؟
‫می‌دونی که اسم من عاصمه.

369
00:21:12,372 --> 00:21:13,581
‫خواهش می‌کنم، عشقم.

370
00:21:13,664 --> 00:21:15,039
‫نگران هیچ‌چیزی نباش.

371
00:21:15,081 --> 00:21:16,247
‫کنترلم رو از دست نمی‌دم.

372
00:21:16,289 --> 00:21:19,331
‫اگه دیدم خوب پیش نمی‌ره،
‫دست می‌کشم و برمی‌گردم خونه.

373
00:21:19,372 --> 00:21:20,372
‫اون خبر واقعاً داغونم کرد.

374
00:21:20,414 --> 00:21:22,664
‫فقط باید ذهنم رو آزاد کنم.
‫لطفاً درک کن.

375
00:21:22,706 --> 00:21:23,781
‫نگران نباش.

376
00:21:23,831 --> 00:21:25,956
‫با تسویه‌ی کامل بدهی‌ها برمی‌گردم، خب؟

377
00:21:36,581 --> 00:21:38,747
‫- سلام.
‫- سلام. خوش اومدین، آقا.

378
00:21:38,789 --> 00:21:39,825
‫چه خبر، بایرو؟

379
00:21:39,875 --> 00:21:42,747
‫بذار دستت رو ببوسم
‫و ادای احترام کنم.

380
00:21:43,497 --> 00:21:45,831
‫- نیازی نیست.
‫- شُکران! حواست به این آقا باشه.

381
00:21:45,872 --> 00:21:48,581
‫آدم باکلاس و باشخصیتیه.
‫احترام بذارین.

382
00:21:48,622 --> 00:21:50,331
‫- چشم، آقا.
‫- موفق باشی.

383
00:21:50,372 --> 00:21:52,041
‫- اون یارو دیگه کدوم خری بود؟
‫- نمی‌دونم والا.

384
00:21:55,747 --> 00:21:58,414
‫به‌زودی یه شعر در موردت می‌نویسم
‫به اسم «ژولیت جذاب»،

385
00:21:58,497 --> 00:22:01,164
‫ولی می‌ترسم برداشت
‫اشتباهی بکنی.

386
00:22:01,206 --> 00:22:03,581
‫تا بدهیت رو ندی
‫حق نداری بازی کنی.

387
00:22:03,622 --> 00:22:05,706
‫آقای غفار گفت: «نذارید
‫عاصم نویان بیاد داخل،

388
00:22:05,747 --> 00:22:07,831
‫ولی اگه دیدینش،
‫بفرستینش دفتر من.»

389
00:22:07,872 --> 00:22:09,706
‫اوهوم. هنوزم
‫همون شماره رو داری؟

390
00:22:09,747 --> 00:22:11,664
‫به خدا نتونستم
‫باهات تماس بگیرم.

391
00:22:11,706 --> 00:22:13,581
‫نه، ولی شماره‌ی
‫تو همیشه همونه.

392
00:22:13,622 --> 00:22:15,247
‫لرزان باهات نیست؟

393
00:22:15,747 --> 00:22:17,664
‫امروز فرم بخت‌آزمایی
‫برای احمق‌ها به‌راهه.

394
00:22:19,122 --> 00:22:21,789
‫هنوزم حسودی می‌کنی.
‫چقدر بامزه‌ای!

395
00:22:47,205 --> 00:22:53,205
‫به‌به! دستگاه برنزه‌کننده چینی.
‫۳۵۰ لیر به‌علاوه‌ی مالیات.

396
00:22:53,247 --> 00:22:57,039
‫چقدر طول می‌کشه تا خوب مغزپخت بشی،
‫هان غفار؟

397
00:22:57,580 --> 00:23:00,164
‫وقتی آماده شدی دکمه‌ی
‫نافت می‌پره بیرون؟

398
00:23:00,205 --> 00:23:02,580
‫ببخشید ها عاصم، ولی
‫به نظرم خیلی عالی شدم.

399
00:23:02,622 --> 00:23:04,872
‫معلومه،
‫انگار یه ایزد طلایی شدی!

400
00:23:05,039 --> 00:23:06,789
‫شنیدم دلت برام تنگ شده بود.

401
00:23:06,830 --> 00:23:10,580
‫خب عاصم، یه خبر بد
‫دارم و یه خبر بدتر.

402
00:23:10,705 --> 00:23:12,122
‫اول کدومش رو می‌خوای بشنوی؟

403
00:23:12,164 --> 00:23:14,539
‫تو بگو، من حدس می‌زنم
‫کدوم، کدومه.

404
00:23:15,580 --> 00:23:17,122
‫دارم این‌جا رو می‌فروشم.

405
00:23:17,955 --> 00:23:20,539
‫می‌خوام برم سافران‌بولو
‫و بازنشسته بشم.

406
00:23:21,205 --> 00:23:24,414
‫برای همین،
‫دفتر بدهی‌ها رو تحویل دادم...

407
00:23:24,455 --> 00:23:27,247
‫به صاحب جدید
‫این کاسبی محترم.

408
00:23:28,039 --> 00:23:30,247
‫چون توی این سال‌ها
‫با هم رفیق شده بودیم،

409
00:23:30,289 --> 00:23:32,789
‫خودت می‌دونی،
‫همه‌اش باهات مدارا می‌کردم.

410
00:23:34,205 --> 00:23:37,830
‫ولی بعید می‌دونم صاحبان جدید
‫اون‌قدرها باهات راه بیان.

411
00:23:37,872 --> 00:23:38,914
‫سافران‌بولو...

412
00:23:39,664 --> 00:23:44,580
‫- معلومه که خبر بدتره.
‫- نه، این خبر بده بود.

413
00:23:44,622 --> 00:23:45,747
‫خبر بدتر اینه که...

414
00:23:45,789 --> 00:23:47,789
‫صاحب جدیدی که دارم
‫این‌جا رو بهش می‌فروشم...

415
00:23:47,830 --> 00:23:49,872
‫کسیه که همین الانشم
‫ازت خوشش نمیاد.

416
00:23:50,580 --> 00:23:52,414
‫کسی که باهاش خصومت داری.

417
00:23:52,455 --> 00:23:55,122
‫من با نصف استانبول خصومت دارم،
‫چیز خاصی نیست.

418
00:23:55,830 --> 00:23:57,872
‫خب، این آقای
‫خصومت‌دار کی هست؟

419
00:24:12,372 --> 00:24:15,289
‫مطمئنم به‌زودی می‌فهمی، رفیق.

420
00:24:15,330 --> 00:24:17,747
‫دارن از همه کسایی که بهش
‫بدهکارن وصول می‌کنن.

421
00:24:24,997 --> 00:24:27,789
‫خیلی دوستت دارم.
‫خدا حفظت کنه. هیس...

422
00:24:28,205 --> 00:24:30,330
‫چیزی نیست، گوش کن،

423
00:24:30,372 --> 00:24:32,664
‫دیوونه‌ی کوچولوی من...
‫من رو ببین.

424
00:24:33,497 --> 00:24:36,289
‫تو همه‌چیز منی.

425
00:24:37,205 --> 00:24:40,830
‫خیلی وقته حموم نرفتی،
‫نه کثیف‌خان؟ هوم؟

426
00:24:41,330 --> 00:24:42,330
‫رفتی؟

427
00:24:46,622 --> 00:24:48,872
‫برات می‌میرم،
‫خودت این رو می‌دونی؟

428
00:24:49,705 --> 00:24:50,747
‫ببر من.

429
00:24:51,705 --> 00:24:52,705
‫تو ببر منی.

430
00:25:01,330 --> 00:25:03,497
‫صبر کن، صبر کن قهرمان.

431
00:25:03,539 --> 00:25:06,039
‫عزیز دلم. خدا حفظت کنه.

432
00:25:14,080 --> 00:25:15,455
‫خوب گوشات رو باز کن.

433
00:25:17,247 --> 00:25:22,330
‫این شیلنگ این‌جا، این استخر رو
‫فقط ظرف یک ساعت پر می‌کنه.

434
00:25:22,539 --> 00:25:25,497
‫فهمیدی؟ خب این یعنی...

435
00:25:27,580 --> 00:25:31,830
‫فقط حدود ۱۰ دقیقه وقت داری
‫پولی رو که بهم بدهکاری برام بیاری.

436
00:25:33,622 --> 00:25:34,947
‫فهمیدی؟

437
00:25:34,997 --> 00:25:36,663
‫توی مدرسه همه‌اش
‫برام سوال بود...

438
00:25:36,705 --> 00:25:38,330
‫که محاسبه‌ی حجم...

439
00:25:38,372 --> 00:25:40,205
‫مکعبی استخرها در آینده
‫به چه دردی می‌خوره.

440
00:25:41,622 --> 00:25:43,705
‫معلوم شد همین‌جا
‫به کار میاد.

441
00:25:46,747 --> 00:25:50,413
‫تو... خیلی دوستت دارم،
‫قهرمان من.

442
00:25:52,330 --> 00:25:54,913
‫این رو می‌بینی؟
‫این پرنده این‌جا رو؟

443
00:25:55,247 --> 00:25:58,913
‫ماه پیش برام دو میلیون کاسبی کرد.
‫می‌دونستی؟ هان؟

444
00:25:59,122 --> 00:26:02,205
‫نگاه کن،
‫یک‌ضرب نه تا پشت‌ومعلق می‌زنه.

445
00:26:02,247 --> 00:26:03,747
‫این نیم‌وجبی!

446
00:26:03,788 --> 00:26:05,872
‫نه تا پشت‌ومعلق می‌زنه.
‫به خدا قسم داداش.

447
00:26:09,247 --> 00:26:12,913
‫تو برام یه دنیا ارزش داری.
‫این رو می‌دونی دیگه، مگه نه رفیق؟ هان؟

448
00:26:12,955 --> 00:26:14,913
‫خیلی دوستت دارم. سکبان!

449
00:26:15,330 --> 00:26:17,330
‫بگیرش. آها.

450
00:26:18,372 --> 00:26:20,122
‫یه پر از سرش کم بشه،

451
00:26:20,163 --> 00:26:21,747
‫سیاه‌وکبودت می‌کنم.

452
00:26:21,788 --> 00:26:23,913
‫آروم. بذارش اون‌جا.
‫مواظب باش، باشه؟

453
00:26:23,997 --> 00:26:27,247
‫به‌به، ببین کی این‌جاست!
‫خیلی وقته گذشته، نه؟

454
00:26:27,288 --> 00:26:30,830
‫تو راه به بچه‌ها گفتم که ما
‫از قبل هم‌دیگه رو می‌شناسیم.

455
00:26:30,872 --> 00:26:32,830
‫یعنی با هم سرگذشتی داریم.

456
00:26:33,122 --> 00:26:34,788
‫بشین اون‌جا.

457
00:26:39,788 --> 00:26:41,288
‫ممنون، آقایون.

458
00:26:42,163 --> 00:26:44,372
‫- عینکت رو دربیار.
‫- آها، باشه.

459
00:26:52,705 --> 00:26:54,538
‫این شیربرنج رو
‫این‌جا می‌بینی؟

460
00:26:55,580 --> 00:26:58,163
‫- آره.
‫- مردم سر قسمت سوخته‌ش دعوا می‌کنن.

461
00:26:59,122 --> 00:27:00,372
‫ولی نمی‌دونم چرا،

462
00:27:00,413 --> 00:27:03,955
‫معمولاً برنج رو
‫این‌قدر نمی‌سوزونن.

463
00:27:06,663 --> 00:27:09,080
‫می‌فهمی چی می‌گم؟
‫برای همین...

464
00:27:10,122 --> 00:27:14,622
‫وقتی ته سوخته‌ش تموم می‌شه،
‫دیگه میلم بهش نمی‌کشه.

465
00:27:15,747 --> 00:27:16,747
‫بعدشم وقتی...

466
00:27:18,872 --> 00:27:20,413
‫می‌رسم به برنجش...

467
00:27:24,330 --> 00:27:25,405
‫اشتهام می‌پره.

468
00:27:25,455 --> 00:27:26,622
‫آره، آره.

469
00:27:26,705 --> 00:27:30,580
‫من... فرنی سینه‌ی مرغ دوست دارم.
‫اونم خیلی خوشمزه‌ست.

470
00:27:31,247 --> 00:27:32,330
‫مرغ؟

471
00:27:32,372 --> 00:27:34,663
‫- آره.
‫- داریم در مورد دسر حرف می‌زنیم.

472
00:27:34,705 --> 00:27:36,747
‫فرنی سینه مرغ هم دسره دیگه.

473
00:27:36,830 --> 00:27:39,497
‫دسر مرغ؟
‫تا حالا همچین چیزی شنیدین؟

474
00:27:42,122 --> 00:27:43,622
‫منم تا حالا نشنیدم.

475
00:27:43,663 --> 00:27:46,122
‫جالبه! شما اولین
‫آدمایی هستین که دیدم...

476
00:27:46,163 --> 00:27:48,413
‫و تا حالا اسم فرنی سینه‌ی
‫مرغ به گوششون نخورده.

477
00:27:50,372 --> 00:27:52,622
‫ولی من می‌خواستم... می‌خواستم...

478
00:27:52,663 --> 00:27:55,163
‫می‌خواستم یه چیزی
‫ازتون بپرسم.

479
00:27:55,205 --> 00:27:56,663
‫اون‌جا چه خبره؟ اون یارو...

480
00:27:56,705 --> 00:27:58,163
‫داره تردستی اجرا می‌کنه؟

481
00:27:58,205 --> 00:28:00,538
‫- می‌خواد طناباش رو باز کنه؟
‫- اوه، اون؟ نه بابا، اون...

482
00:28:01,288 --> 00:28:03,580
‫چون بدهیش رو
‫بهم نداده اون‌جاست.

483
00:28:05,080 --> 00:28:08,080
‫منتظره پول رو
‫کارت‌به‌کارت کنن.

484
00:28:08,997 --> 00:28:09,955
‫آهان.

485
00:28:14,247 --> 00:28:16,997
‫فیلسوف، ژان پل
‫سارتر رو می‌شناسی؟

486
00:28:17,038 --> 00:28:17,830
‫کی؟

487
00:28:19,747 --> 00:28:22,705
‫ژان پل سارتر.
‫یه متفکر فرانسوی.

488
00:28:24,038 --> 00:28:27,622
‫می‌گه توی زندگی اشتباهات زیادی
‫هست که آدم ممکنه مرتکب بشه،

489
00:28:27,663 --> 00:28:30,997
‫ولی می‌گه تکرار پشت‌ سر ‌هم
‫یه اشتباه بیهوده‌ست.

490
00:28:32,997 --> 00:28:34,830
‫عجب فلسفه‌ی عمیقی!

491
00:28:36,872 --> 00:28:39,497
‫چه باور قشنگ و معرکه‌ای.

492
00:28:39,538 --> 00:28:41,247
‫آره، می‌دونم، دقیقاً.

493
00:28:47,955 --> 00:28:49,455
‫کجا بودیم؟

494
00:28:49,497 --> 00:28:53,497
‫خب، یه جایی بین سینه‌ی
‫مرغ و فرانسوی‌ها بودیم.

495
00:28:53,538 --> 00:28:56,872
‫دسر مرغ. روش پخت
‫یا دستور تهیه برام داری؟

496
00:28:56,913 --> 00:28:58,747
‫نه، نه،
‫دستور پختش رو بلد نیستم،

497
00:28:58,788 --> 00:29:00,905
‫ولی هرجا گیرم بیاد می‌خورم.

498
00:29:00,955 --> 00:29:02,746
‫اگه زحمتی نیست،

499
00:29:02,871 --> 00:29:04,996
‫می‌شه توی موتور
‫جست‌وجو سرچ کنی...

500
00:29:05,080 --> 00:29:07,038
‫و دستور پختش رو برام بخونی؟

501
00:29:09,455 --> 00:29:10,621
‫- همین الان؟
‫- آره.

502
00:29:11,038 --> 00:29:13,038
‫- برای فرنی سینه مرغ؟
‫- آره.

503
00:29:13,246 --> 00:29:14,496
‫«موتور جست‌وجو.»

504
00:29:15,330 --> 00:29:17,080
‫آره، بذار...
‫بذار ببینم این‌جا چی نوشته.

505
00:29:20,996 --> 00:29:22,080
‫خب...

506
00:29:22,205 --> 00:29:24,413
‫مواد لازم، خب طبق...

507
00:29:24,455 --> 00:29:27,621
‫خب بستگی داره
‫برای چند نفر باشه.

508
00:29:27,663 --> 00:29:29,496
‫خب، این‌جا چی نوشته؟
‫برای ۸ نفر.

509
00:29:30,080 --> 00:29:32,288
‫۱۲۵ گرم کره.

510
00:29:32,830 --> 00:29:34,155
‫یک پیمانه آرد.

511
00:29:34,205 --> 00:29:36,163
‫شکر، شیر.

512
00:29:36,246 --> 00:29:37,205
‫سینه‌ی مرغ...

513
00:29:37,955 --> 00:29:41,321
‫سینه‌ی مرغ ریش‌ریش‌شده.

514
00:29:41,371 --> 00:29:44,705
‫کره رو توی یه قابلمه عمیق
‫روی حرارت ملایم آب کنید.

515
00:29:46,455 --> 00:29:48,405
‫- ادامه بده، گوش می‌کنم.
‫- آها، خب...

516
00:29:48,455 --> 00:29:51,038
‫آرد الک‌شده رو اضافه کنید
‫و ۴ تا ۵ دقیقه تفت بدین...

517
00:29:51,080 --> 00:29:53,121
‫تا بوی خامی آرد گرفته بشه.

518
00:29:55,246 --> 00:29:58,538
‫خب، شیر و شکر رو اضافه
‫کنید تا غلیظ بشه...

519
00:29:58,663 --> 00:30:01,830
‫بعد از این‌که غلیظ شد،
‫از روی حرارت بردارین و وانیـ...

520
00:30:03,038 --> 00:30:06,038
‫وانیل. وانیل.

521
00:30:06,080 --> 00:30:09,155
‫ببین، ۳ روز وقت داری
‫پولم رو بدی. باشه؟

522
00:30:09,205 --> 00:30:11,871
‫اگه ظرف ۳ روز
‫بدهیت رو تسویه نکنی،

523
00:30:12,080 --> 00:30:13,538
‫می‌اندازمت اون تو.

524
00:30:14,080 --> 00:30:15,955
‫- تو رو هم می‌ندازم توی استخر.
‫- متوجهم.

525
00:30:15,996 --> 00:30:19,121
‫روحتم خبر نداره...

526
00:30:19,163 --> 00:30:22,038
‫که از آخرین آب‌تنیت
‫چقدر قراره کیف کنم.

527
00:30:22,413 --> 00:30:25,663
‫فهمیدی؟ هان؟
‫چون تو رو یادمه.

528
00:30:25,746 --> 00:30:27,121
‫تو رو یادمه.

529
00:30:27,163 --> 00:30:29,996
‫یادمه که چقدر ازت متنفرم.

530
00:30:31,330 --> 00:30:32,830
‫واقعاً ازت متنفرم.

531
00:30:32,871 --> 00:30:35,746
‫اون موقع یه سوءتفاهم
‫کوچک بینمون پیش اومد.

532
00:30:41,746 --> 00:30:43,163
‫ادامه بده.

533
00:30:43,955 --> 00:30:45,455
‫بیا زودتر تمومش کنیم...

534
00:30:45,496 --> 00:30:48,330
‫شیر و... شکر رو اضافه
‫کنید و هم بزنین تا غلیظ بشه.

535
00:30:48,371 --> 00:30:50,163
‫وانیل رو مخلوط کنید. بریزین...

536
00:30:50,580 --> 00:30:54,321
‫بریزین... توی ظرف مخصوص
‫فر که از قبل گرم شده بریزین.

537
00:30:54,371 --> 00:30:56,621
‫سطحش رو...
‫سطحش رو صاف کنید.

538
00:30:59,788 --> 00:31:02,538
‫۱۰ تا ۱۵ دقیقه در دمای
‫محیط استراحتش بدین،

539
00:31:02,580 --> 00:31:04,455
‫بعد ۲، ۳ ساعت توی
‫یخچال خنکش کنید.

540
00:31:04,496 --> 00:31:06,080
‫وقتی خنک شد...

541
00:31:06,496 --> 00:31:08,246
‫برشش بزنین و روش
‫دارچین بپاشین.

542
00:31:08,288 --> 00:31:10,621
‫مرغش کجاست؟
‫پس چرا مرغ نداره... اوه.

543
00:31:10,663 --> 00:31:14,163
‫انگار مرغش... توی فرنیه.

544
00:31:14,538 --> 00:31:20,038
W W W . M O V I E S H O . C O M

545
00:31:22,038 --> 00:31:32,038
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M