1
00:00:06,760 --> 00:00:11,760
‫«ترجمه از میثم موسویان»

2
00:00:11,960 --> 00:00:15,200
‫میوه ممنوعه دست‌نخورده می‌رسه

3
00:00:17,760 --> 00:00:20,720
‫وقتی بادهای صحرا
‫انحناهای نرم رو نوازش می‌کنن

4
00:00:20,760 --> 00:00:26,200
‫چسبناک، سمج با عجله برای تکثیر

5
00:00:26,240 --> 00:00:31,320
‫خوشمزه، قلقلکی مثل یه مورچه
‫زیر پوسته‌ی خط‌خطی درخت

6
00:00:31,360 --> 00:00:37,000
‫دنبال جاهای مخفی می‌گرده
‫دست و پاش مثل درخت مورت صیقل‌خورده‌ست

7
00:00:37,040 --> 00:00:41,800
‫- وقتی گلش با سپیده‌دم باز می‌شه
‫- گل؟

8
00:00:43,000 --> 00:00:48,120
‫طبیعت روحش رو به تن می‌کنه
‫خام، وحشی، بی‌ادب

9
00:00:48,720 --> 00:00:50,200
‫پس مرد چیست

10
00:00:50,760 --> 00:00:53,720
‫جز بوی الکل پشت درهای بسته

11
00:00:53,760 --> 00:00:58,280
‫که می‌خواد چیزی رو تصاحب کنه
‫که هیچ‌وقت مال اون نمی‌شه

12
00:00:58,320 --> 00:01:00,320
‫اصلاً نمی‌دونم چی بگم.

13
00:01:01,320 --> 00:01:11,320
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

14
00:01:16,480 --> 00:01:17,480
‫سیبیلا!

15
00:01:23,480 --> 00:01:26,880
‫سیبیلا! همین الان برگرد اینجا!

16
00:01:47,520 --> 00:01:49,280
‫گفتی گرمه!

17
00:01:49,320 --> 00:01:51,000
‫گفتم نشاط‌آوره.

18
00:01:53,320 --> 00:01:54,390
‫گرتی، صبر کن!

19
00:01:54,440 --> 00:01:55,440
‫[یک ماه قبل]

20
00:01:55,480 --> 00:01:59,760
‫- باید فعل معلوم رو یادمون باشه، گرت.
‫- مخم رو داغون کردی.

21
00:01:59,800 --> 00:02:00,800
‫همینه.

22
00:02:04,760 --> 00:02:06,160
‫«لوسی عزیزم،

23
00:02:06,840 --> 00:02:08,560
‫می‌دونم که با هم اختلافاتی داریم.

24
00:02:09,720 --> 00:02:14,160
‫اما امروز در مورد نوه
‫ارشدم، سیبیلا، می‌نویسم.

25
00:02:14,800 --> 00:02:15,880
‫سیب، وایسا!

26
00:02:15,920 --> 00:02:17,960
‫این دختر دیگه واقعاً به سن قانونی رسیده.

27
00:02:18,000 --> 00:02:20,960
‫و فکر کنم وقتشه که وارد اجتماع بشه.

28
00:02:22,560 --> 00:02:24,200
‫برام سواله که مثل تو شیرینه،

29
00:02:24,240 --> 00:02:27,480
‫یا گذاشتی مثل پدرش وحشی بار بیاد.»

30
00:02:27,520 --> 00:02:29,880
‫زن‌ها باید شنا کنن. باید فحش بدن.

31
00:02:29,920 --> 00:02:32,160
‫باید مثل یه مرد غذا بخورن.
‫مثل یه مرد اسب‌سواری کنن.

32
00:02:34,160 --> 00:02:38,040
‫- و باید سرنوشتشون رو خودشون تعیین کنن مثل...
‫- سیبیلا!

33
00:02:39,080 --> 00:02:40,640
‫سیبیلا!

34
00:02:41,840 --> 00:02:43,280
‫عشق چی می‌شه؟

35
00:02:44,280 --> 00:02:47,840
‫- می‌خوام خلق کنم، نه تولید مثل.
‫- سیبیلا ملون!

36
00:02:47,880 --> 00:02:50,840
‫اگه همین الان نیای پایین،
‫جوهرت رو توقیف می‌کنم.

37
00:02:51,360 --> 00:02:55,920
‫با این حال، اگه قراره این دختر
‫چشم‌انداز عاطفی داشته باشه،

38
00:02:55,960 --> 00:02:59,480
‫فکر می‌کنم ضروریه که بیاد
‫و پیش ما تو کدگت بمونه.»

39
00:02:59,520 --> 00:03:00,640
‫نه!

40
00:03:01,400 --> 00:03:04,920
‫چرا آینده عشقی من براش مهمه؟

41
00:03:04,960 --> 00:03:08,360
‫- من حتی تا حالا ندیدمش.
‫- فقط این نیست.

42
00:03:08,400 --> 00:03:13,800
‫- وقتشه که یه خانم بشی.
‫- اینو هیچ نویسنده مشتاقی نگفته.

43
00:03:16,840 --> 00:03:18,120
‫تو می‌ری.

44
00:03:24,080 --> 00:03:25,160
‫مامان!

45
00:03:26,280 --> 00:03:27,280
‫مامان!

46
00:03:27,440 --> 00:03:28,440
‫[پازم گالی]

47
00:03:28,560 --> 00:03:31,160
‫نامه مادربزرگت کاملاً بیخوده.

48
00:03:31,200 --> 00:03:32,320
‫ممنون، بابا.

49
00:03:32,360 --> 00:03:34,440
‫- تونسته یه تیکه‌ای هم به من بندازه.
‫- هی.

50
00:03:34,480 --> 00:03:37,560
‫- وحشی بار بیاد، واقعاً که.
‫- ربطی به تو نداره، ریچارد.

51
00:03:37,600 --> 00:03:40,080
‫اگه اون اینقدر فوق‌العاده‌ست،
‫چرا ما تا حالا ندیدیمش؟

52
00:03:40,120 --> 00:03:41,560
‫نکته عالی‌ایه، گرت.

53
00:03:41,600 --> 00:03:44,880
‫چون به محض اینکه مادرت با من
‫ازدواج کرد، اون ولش کرد.

54
00:03:44,920 --> 00:03:47,520
‫خب، این کاملاً درست نیست، ریچارد.

55
00:03:48,840 --> 00:03:49,880
‫آه.

56
00:03:51,480 --> 00:03:54,680
‫کدگت زیباترین جای دنیاست.

57
00:03:55,600 --> 00:03:57,120
‫پس چرا تو نمی‌ری؟

58
00:03:57,160 --> 00:03:59,640
‫من دیگه هیچ‌وقت پامو
‫تو اون خونه نمی‌ذارم.

59
00:04:00,160 --> 00:04:01,080
‫مشکلی برات پیش نمیاد.

60
00:04:02,600 --> 00:04:03,480
‫بابا!

61
00:04:03,520 --> 00:04:06,360
‫مادربزرگت یه پیرزن افاده‌ای و تلخه.

62
00:04:06,400 --> 00:04:10,000
‫اما بالاخره فهمیده
‫که تو نوه ارشدشی.

63
00:04:10,040 --> 00:04:12,880
‫و یه کتابخونه بزرگ و قشنگ داره.

64
00:04:12,920 --> 00:04:17,080
‫- صدها کتاب و یه پیانوی حسابی.
‫- تو دختر باهوشی هستی، سیب.

65
00:04:17,120 --> 00:04:19,880
‫باید از تمام
‫استعدادات استفاده کنی.

66
00:04:19,920 --> 00:04:22,280
‫تا بتونن مثل یه بوقلمون منو ببندن

67
00:04:22,320 --> 00:04:24,960
‫و وقتی حواسم نیست شوهرم
‫بدن به یه پیرمرد بوگندو.

68
00:04:25,000 --> 00:04:27,280
‫- مطمئنم که متوجه می‌شی.
‫- کمکی نمی‌کنه، ریچارد.

69
00:04:27,320 --> 00:04:30,840
‫ببین، مجبور نیستی هر کاری
‫مادربزرگت می‌گه انجام بدی.

70
00:04:30,880 --> 00:04:34,400
‫اما نمی‌تونی تمام عمرت تو پازم
‫گالی بمونی. خودتم اینو نمی‌خوای.

71
00:04:39,800 --> 00:04:41,240
‫مادربزرگ واقعاً خرپوله‌؟

72
00:04:42,360 --> 00:04:43,880
‫خیلی زیاد.

73
00:04:43,920 --> 00:04:46,320
‫- پس چرا مامان کدگت رو ترک کرد؟
‫- اوه نه.

74
00:04:46,360 --> 00:04:49,320
‫من یه قانونی دارم که هیچ‌وقت قاطی دعواهای

75
00:04:49,360 --> 00:04:51,200
‫زن‌های خانواده باسیئر نشم.

76
00:04:51,720 --> 00:04:53,960
‫اونا خشنن. مثل تو.

77
00:04:54,800 --> 00:04:56,880
‫من کله‌شق رو ترجیح می‌دم.

78
00:04:57,920 --> 00:04:59,400
‫مادربزرگت داره سعی می‌کنه کمک کنه.

79
00:04:59,440 --> 00:05:02,840
‫وگرنه چرا این همه زحمت
‫می‌کشید تا دعوتت کنه بری اونجا؟

80
00:05:02,880 --> 00:05:05,720
‫یه چیز به این خوبی حتماً یه
‫کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌شه، ریچارد.

81
00:05:05,760 --> 00:05:08,760
‫- این همون چیزیه که مامان همیشه بهت می‌گه.
‫- یا...

82
00:05:08,800 --> 00:05:12,200
‫درست وقتی که بیشتر از همیشه شانس
‫نیاز داری، در خونه‌ت رو می‌زنه.

83
00:05:12,240 --> 00:05:13,440
‫انتخاب خودمه؟

84
00:05:13,480 --> 00:05:15,160
‫همیشه.

85
00:05:16,640 --> 00:05:17,640
‫عالیه.

86
00:05:18,360 --> 00:05:20,680
‫پس من انتخاب می‌کنم که
‫با شماها تو پازم گالی بمونم.

87
00:05:20,720 --> 00:05:24,240
‫و تا چشم به هم بزنی، با یه
‫کارگر مزرعه احمق ازدواج می‌کنی

88
00:05:24,280 --> 00:05:26,360
‫و از ما هم فقیرتر می‌شی.

89
00:05:26,960 --> 00:05:28,200
‫اصلاً خنده‌دار نیست.

90
00:05:28,960 --> 00:05:31,160
‫فقط به خاطر لجبازی این فرصت رو از دست نده.

91
00:05:32,360 --> 00:05:34,880
‫خودم میام و نجاتت می‌دم.

92
00:05:35,640 --> 00:05:36,840
‫اگه از اونجا متنفر شدی.

93
00:05:38,720 --> 00:05:39,720
‫قول می‌دی؟

94
00:05:44,800 --> 00:05:47,880
‫گرت. هیزم‌ها رو بده من.

95
00:05:48,760 --> 00:05:50,720
‫می‌میرم برای یه فنجون چای.

96
00:05:54,280 --> 00:05:55,360
‫من لجباز نیستم.

97
00:05:58,200 --> 00:06:01,720
‫شاید یه غریبه خوش‌تیپ رو
‫ببینی و دیوانه‌وار عاشقش بشی.

98
00:06:02,560 --> 00:06:05,520
‫این رویای توئه، گرت. نه من.

99
00:06:09,440 --> 00:06:11,080
‫اگه نتونی جلوی خودت رو بگیری چی؟

100
00:06:11,120 --> 00:06:14,680
‫عشق این‌جوریه. یهو از
‫ناکجاآباد میاد و می‌گه: بوم!

101
00:06:15,560 --> 00:06:16,920
‫من خویشتن‌داری رو تمرین می‌کنم.

102
00:06:18,840 --> 00:06:24,160
‫نه کار خونه داری نه مشکل پول. هر
‫وقت بخوای چای و کیک هست.

103
00:06:27,200 --> 00:06:29,240
‫بدون تو از هیچ‌کدومشون لذت نمی‌برم.

104
00:06:30,680 --> 00:06:34,800
‫اما اگه خاله هلن و مادربزرگ ازت
‫خوششون بیاد، منم می‌تونم بیام دیدنت.

105
00:06:38,880 --> 00:06:40,120
‫سعی می‌کنم.

106
00:06:41,960 --> 00:06:43,240
‫اما من مثل تو نیستم، گرت.

107
00:06:44,640 --> 00:06:46,040
‫من باب میل همه نیستم.

108
00:06:46,640 --> 00:06:48,040
‫سعی می‌کنی؟

109
00:06:50,640 --> 00:06:53,400
‫دلم می‌خواد این آزادی رو داشته
‫باشم که هر وقت می‌خوام بنویسم.

110
00:06:54,920 --> 00:06:57,640
‫اون‌وقت می‌تونی در مورد تمام
‫ماجراهایی که داری برام نامه بنویسی.

111
00:07:01,840 --> 00:07:03,880
‫به چند تا داستان جدید نیاز دارم.

112
00:07:19,360 --> 00:07:22,160
‫تصمیم گرفتم که باید دنیا رو کاملاً تجربه کنم

113
00:07:22,200 --> 00:07:24,160
‫قبل از اینکه بتونم در موردش بنویسم.

114
00:07:24,200 --> 00:07:25,840
‫اوه، این خبر خوبیه، سیب.

115
00:07:25,880 --> 00:07:27,400
‫اما خبری از شوهر نیست.

116
00:07:29,880 --> 00:07:32,920
‫تو داری می‌ری کدگت!

117
00:07:41,880 --> 00:07:44,640
‫خداحافظ!

118
00:07:52,600 --> 00:07:54,800
‫[گول‌گول]

119
00:08:03,880 --> 00:08:05,040
‫ممنون، راننده.

120
00:08:26,000 --> 00:08:27,160
‫دوشیزه ملون؟

121
00:08:28,640 --> 00:08:29,840
‫کی می‌پرسه؟

122
00:08:31,200 --> 00:08:32,200
‫فرانک هادن.

123
00:08:32,920 --> 00:08:34,360
‫در خدمت شما.

124
00:08:36,360 --> 00:08:37,800
‫شما برای مادربزرگم کار می‌کنین؟

125
00:08:37,840 --> 00:08:40,920
‫من سرکارگر موقت کدگت
‫تو مرخصی یک‌ساله‌م هستم.

126
00:08:41,680 --> 00:08:42,600
‫از انگلیس.

127
00:08:42,640 --> 00:08:46,280
‫مادربزرگتون عذرخواهی کرد،
‫اما خیلی مشتاقه که شما رو ببینه.

128
00:08:48,680 --> 00:08:52,440
‫وایسا، وایسا، وایسا. دوشیزه ملون!
‫خواهش می‌کنم، دوشیزه ملون، من باید اول برم.

129
00:08:52,480 --> 00:08:54,760
‫دقت کردی مردا چطور از
‫فعل معلوم استفاده می‌کنن؟

130
00:08:54,800 --> 00:08:56,680
‫از زن‌ها انتظار می‌ره
‫که از مجهول استفاده کنن.

131
00:08:56,720 --> 00:08:58,720
‫اگه مایلین. اگه زحمتی نیست.

132
00:08:58,760 --> 00:09:01,120
‫وقتی هم‌سن تو بودم...

133
00:09:01,160 --> 00:09:05,000
‫اما اگه زن‌ها می‌تونستن آزادانه حرف
‫بزنن، خیلی کمتر دردسر درست می‌شد.

134
00:09:05,520 --> 00:09:08,680
‫حالت خوبه؟ اوه.

135
00:09:08,720 --> 00:09:11,760
‫داره می‌ره. داره می‌ره. اوه. و افتاد.

136
00:09:12,880 --> 00:09:14,680
‫یکم براش زوده، اما شد.

137
00:09:14,720 --> 00:09:17,920
‫- کمک می‌خوای؟
‫- اوه آره.

138
00:09:18,600 --> 00:09:21,200
‫- حداقل بذار کیفت رو بیارم.
‫- اوه. مراقب باش!

139
00:09:21,240 --> 00:09:23,640
‫نزدیک تو کبریت روشن نمی‌کنم. پاشو.

140
00:09:23,680 --> 00:09:24,920
‫من خوبم!

141
00:09:24,960 --> 00:09:26,800
‫- خوبی؟
‫- آره.

142
00:09:26,840 --> 00:09:28,120
‫دوستان قدیمی.

143
00:09:28,960 --> 00:09:29,960
‫کتاب‌.

144
00:09:31,520 --> 00:09:32,520
‫این طرف؟

145
00:09:34,080 --> 00:09:35,200
‫دوشیزه ملون.

146
00:09:47,240 --> 00:09:49,200
‫ای بابا...

147
00:09:55,520 --> 00:09:58,200
‫- هادن.
‫- بیچام. ایشون دوشیزه ملون هستن.

148
00:09:58,240 --> 00:10:00,480
‫یادداشتم در مورد اینکه خانواده اوداناهیو
‫مجبورن ملکشون رو بفروشن رو گرفتی؟

149
00:10:01,720 --> 00:10:03,640
‫باسیئر‌ها ملکی نمی‌خرن.

150
00:10:03,680 --> 00:10:05,600
‫این درباره کمک به همسایه‌مون
‫برای حفظ مزرعه‌شه.

151
00:10:05,640 --> 00:10:08,200
‫شاید نباید چیزی رو قرض
‫می‌گرفت که نمی‌تونست پس بده.

152
00:10:08,240 --> 00:10:10,280
‫اگه یه مزرعه شکست بخوره،
‫همه‌مون شکست می‌خوریم.

153
00:10:10,320 --> 00:10:12,720
‫برو حیوون!

154
00:10:21,600 --> 00:10:23,560
‫آقای بیچام همیشه اینقدر تنده؟

155
00:10:25,240 --> 00:10:27,240
‫هر جور دلش بخواد رفتار می‌کنه.

156
00:10:27,760 --> 00:10:30,400
‫تو این مناطق، خانواده بیچام
‫مثل خاندان سلطنتی استعمارین.

157
00:10:30,440 --> 00:10:33,640
‫من به نظام سلطنتی اعتقاد ندارم.
‫فدراسیون داره میاد، و من خوشحالم.

158
00:10:34,960 --> 00:10:37,240
‫پس با عمه‌اش، آگوستا بیچام، خوب کنار میای.

159
00:10:37,280 --> 00:10:42,520
‫از دوستان صمیمی مادربزرگته. همیشه یه هدف
‫جدید داره. یه طرفدار دوآتیشه حق رای زنانه.

160
00:10:44,160 --> 00:10:45,440
‫حالا مشتاق شدم که ببینمش.

161
00:10:45,480 --> 00:10:48,680
‫خب، شانس آوردی. ما به جشن تولدش دعوتیم.

162
00:10:50,400 --> 00:10:52,240
‫به این زودی اولین مهمونیم می‌رم؟

163
00:10:53,120 --> 00:10:54,680
‫این فوق‌العاده‌ست.

164
00:11:17,040 --> 00:11:19,360
‫[کدگت]

165
00:11:25,280 --> 00:11:26,280
‫آهای؟

166
00:11:46,040 --> 00:11:47,040
‫آهای؟

167
00:11:47,920 --> 00:11:49,200
‫کسی خونه نیست؟

168
00:12:46,280 --> 00:12:47,760
‫اینجایی.

169
00:12:56,000 --> 00:12:58,000
‫تو اینجایی.

170
00:13:11,960 --> 00:13:13,960
‫نفس طبیعت

171
00:13:14,760 --> 00:13:18,200
‫مثل یه نسیم تازه و پاک

172
00:13:19,160 --> 00:13:22,080
‫که با بوی شیرین کود اسب قاطی شده.

173
00:13:47,520 --> 00:13:48,640
‫سلام علیکم.

174
00:13:53,440 --> 00:13:54,640
‫آروم، پسر.

175
00:13:54,680 --> 00:13:57,680
‫چه اسب باشکوهی. می‌تونم بهش سلام کنم؟

176
00:13:59,640 --> 00:14:01,680
‫نباید اینجا باشی. این
‫زبون‌بسته هنوز نیمه‌وحشیه.

177
00:14:02,640 --> 00:14:04,120
‫اون خیره‌کننده‌ست.

178
00:14:11,080 --> 00:14:13,560
‫اسمت چیه، خوش‌تیپ؟

179
00:14:13,600 --> 00:14:14,640
‫بو.

180
00:14:15,240 --> 00:14:16,360
‫اسم برازنده‌ایه.

181
00:14:16,400 --> 00:14:18,560
‫تو اون تازه‌وارده هستی. نوه.

182
00:14:18,600 --> 00:14:20,760
‫خودمم. سیبیلا ملون.

183
00:14:22,760 --> 00:14:25,200
‫نل. نل کربی.

184
00:14:26,560 --> 00:14:30,280
‫- تو آموزشش می‌دی، نل؟
‫- هنوز اولشه، اما اسب خوبیه.

185
00:14:30,320 --> 00:14:33,360
‫- خانم باسیئر واقعاً می‌دونه چطور اسب‌ها رو انتخاب کنه.
‫- سیبیلا؟

186
00:14:34,280 --> 00:14:38,080
‫معلوم هست اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫همه‌جا رو دنبالت گشتیم.

187
00:14:38,600 --> 00:14:41,360
‫تقصیر منه، خانم.
‫فقط داشتم بو رو بهش نشون می‌دادم.

188
00:14:41,400 --> 00:14:44,600
‫ببرش به اصطبل. بعداً میام پیش جفتتون.

189
00:14:46,120 --> 00:14:48,680
‫مادربزرگ. بالاخره دیدمت.

190
00:14:53,720 --> 00:14:55,280
‫و شما باید خاله هلن باشین.

191
00:14:55,320 --> 00:14:57,920
‫نگاش کن، چقدر بزرگ شدی.

192
00:14:57,960 --> 00:14:59,840
‫خیلی خوشحالم که بالاخره اینجایی، سیبیلا.

193
00:14:59,880 --> 00:15:02,160
‫از چیزی که انتظار داشتم ریزه‌تری.

194
00:15:02,200 --> 00:15:03,840
‫عادت بدیه.

195
00:15:04,360 --> 00:15:06,640
‫چرا ژاکتت این‌جوری بازه؟

196
00:15:07,160 --> 00:15:10,960
‫تو روزی مثل امروز خیلی می‌چسبه
‫که هوا بخوری، این‌طور فکر نمی‌کنی؟

197
00:15:11,840 --> 00:15:12,840
‫بی‌فکره.

198
00:15:14,240 --> 00:15:18,000
‫خب، مطمئنم سیبیلا مشتاقه که یاد بگیره.

199
00:15:18,720 --> 00:15:19,560
‫هستم.

200
00:15:20,400 --> 00:15:24,200
‫شاید بهتر باشه سیبیلا رو تنها بذاریم تا
‫دست و رویی بشوره و لباسش رو عوض کنه.

201
00:15:25,880 --> 00:15:27,120
‫نل؟

202
00:15:27,720 --> 00:15:31,040
‫امروز صبح بردیش بیرون؟
‫زین کردن به کجا رسید؟

203
00:15:31,080 --> 00:15:32,720
‫این یکی از لباس‌های قدیمی مامانه.

204
00:15:32,760 --> 00:15:35,840
‫من که سر در نمیارم، اما گرتی
‫می‌گه خیلی از مد افتاده‌ست.

205
00:15:35,880 --> 00:15:37,000
‫هوم.

206
00:15:40,880 --> 00:15:43,640
‫در ضمن، تنها لباسمه.

207
00:15:45,640 --> 00:15:47,280
‫اتاقت همین پایین راهروئه.

208
00:15:48,040 --> 00:15:49,240
‫بفرمایید.

209
00:15:57,040 --> 00:15:58,400
‫می‌ترسم به چیزی دست بزنم.

210
00:15:58,440 --> 00:16:01,320
‫خب، حالا همه‌ش مال توئه.

211
00:16:08,360 --> 00:16:10,000
‫مادربزرگم همیشه اینقدر جذابه؟

212
00:16:10,040 --> 00:16:13,840
‫تو واقعاً دختر خواهرمی.

213
00:16:14,520 --> 00:16:17,720
‫ایناهاش. بیا تو، بتی. در رو ببند.

214
00:16:21,280 --> 00:16:22,560
‫سیبیلا ملون.

215
00:16:23,560 --> 00:16:25,000
‫بتی.

216
00:16:27,520 --> 00:16:31,320
‫آه. این... برای توئه.

217
00:16:31,360 --> 00:16:33,040
‫از طرف مامانم.

218
00:16:33,080 --> 00:16:35,400
‫ممنون.

219
00:16:35,440 --> 00:16:37,800
‫بیا اینو بین خودمون نگه داریم.

220
00:16:38,320 --> 00:16:41,720
‫من مثل یه کلاغ با رازها برخورد می‌کنم.
‫همه چیزهای براق رو برای خودم نگه می‌دارم.

221
00:16:41,760 --> 00:16:44,920
‫- مامان می‌گه بیوه‌ای.
‫- آه.

222
00:16:44,960 --> 00:16:46,240
‫متاسفم.

223
00:16:46,280 --> 00:16:48,000
‫افکار میان تو سرم و از دهنم خارج می‌شن

224
00:16:48,040 --> 00:16:50,360
‫قبل از اینکه اصلاً فرصت کنم جلوشون رو بگیرم.

225
00:16:50,400 --> 00:16:51,680
‫این قضیه مال خیلی وقت پیش بود.

226
00:16:52,200 --> 00:16:53,560
‫بیا لباس درست حسابی تنت کنیم.

227
00:16:54,480 --> 00:16:55,600
‫چی شد؟

228
00:16:57,760 --> 00:16:59,240
‫اوه...

229
00:17:00,960 --> 00:17:03,800
‫تو نیویورک ماه عسل بودیم.

230
00:17:05,040 --> 00:17:06,800
‫آنفولانزا گرفت، و...

231
00:17:08,160 --> 00:17:11,440
‫تا به خودم بیام، مرده
‫بود و من برگشتم اینجا.

232
00:17:12,040 --> 00:17:14,360
‫این غم‌انگیزترین داستانیه که تا حالا شنیدم.

233
00:17:18,040 --> 00:17:21,160
‫چرا دیگه ازدواج نکردی؟ تو خیلی زیبایی.

234
00:17:21,200 --> 00:17:25,200
‫اوه... گمونم هیچ‌وقت آدم مناسب رو ندیدم.

235
00:17:30,480 --> 00:17:31,520
‫بندازشون دور.

236
00:17:37,280 --> 00:17:39,440
‫نگاش کن. انگار از آسمون افتاده.

237
00:17:39,480 --> 00:17:41,400
‫خب، اون من نیستم. اون لوسیه.

238
00:17:41,440 --> 00:17:44,080
‫دقیقاً شبیه اونی.

239
00:17:44,120 --> 00:17:45,800
‫داری دروغ می‌گی.

240
00:17:45,840 --> 00:17:48,480
‫من به بابا رفتم. کله‌شقم با
‫یه دماغ کوچیک و سر بالا.

241
00:17:48,520 --> 00:17:51,280
‫برای همینه که نگاه مستقیم رو ترجیح می‌دم.

242
00:17:52,400 --> 00:17:53,400
‫بشین.

243
00:17:57,480 --> 00:17:59,720
‫ازدواج پدر و مادرم چه ایرادی داشت؟

244
00:18:01,760 --> 00:18:04,320
‫پدرت خیلی کله‌شق و با انرژی بود.

245
00:18:04,360 --> 00:18:07,600
‫همه‌مون مجذوبش شده بودیم، مخصوصاً لوسی.

246
00:18:08,800 --> 00:18:10,440
‫- اما اون...
‫- دمدمی‌مزاجه.

247
00:18:11,400 --> 00:18:14,800
‫- دقیقاً همون کلمه‌ایه که باید بگی.
‫- یکی از کلمه‌های مورد علاقه‌مه.

248
00:18:16,760 --> 00:18:17,760
‫حالا...

249
00:18:19,040 --> 00:18:21,840
‫یه چیزی پیدا کن که اندازه‌ت باشه.
‫اینا فقط بعضی از لباس‌های قدیمی منن.

250
00:18:21,880 --> 00:18:23,760
‫می‌خوام برات چند تا لباس زیر جدید بگیرم.

251
00:18:25,920 --> 00:18:29,760
‫تو برام انتخاب می‌کنی؟ روالش این‌جوریه؟

252
00:18:29,800 --> 00:18:31,280
‫می‌تونم یه امتحانی بکنم.

253
00:18:36,200 --> 00:18:38,040
‫همیشه این یکی رو دوست داشتم.

254
00:18:38,560 --> 00:18:40,080
‫ممنونم.

255
00:18:40,120 --> 00:18:43,360
‫واقعاً باید اتفاقات این روز رو
‫تا وقتی تو ذهنمه یادداشت کنم.

256
00:19:21,560 --> 00:19:23,080
‫دستت رو بذار رو دهنت.

257
00:19:29,040 --> 00:19:30,720
‫شاید بتونیم یه بازی کنیم.

258
00:19:31,840 --> 00:19:32,800
‫پانتومیم بلدی؟

259
00:19:33,560 --> 00:19:36,520
‫تا حالا اصلاً سعی کردین سر
‫صحبت رو باز کنین، آقای هادن؟

260
00:19:38,920 --> 00:19:41,160
‫شنیدم امروز با هری بیچام آشنا شدی.

261
00:19:42,720 --> 00:19:45,360
‫- همون مرد تندخو روی اسب خوش‌تیپ؟
‫- خودشه.

262
00:19:46,600 --> 00:19:47,800
‫خیلی بی‌ادب بود.

263
00:19:47,840 --> 00:19:50,120
‫اما به شدت دلم می‌خواد تو
‫مهمونیش با عمه‌اش صحبت کنم.

264
00:19:50,160 --> 00:19:52,160
‫اصلاً حرفش رو نزن.

265
00:19:52,200 --> 00:19:56,000
‫- آگوستا خیلی دوست داره دختر لوسی رو ببینه.
‫- سیبیلا آماده نیست.

266
00:19:56,600 --> 00:19:59,840
‫ما اصلاً نمی‌تونیم با جشن
‫تولد آگوستا بیچام شروع کنیم.

267
00:20:06,280 --> 00:20:08,160
‫حالا انگار برادرزاده‌ش اسوه ادبه.

268
00:20:08,200 --> 00:20:10,080
‫- بر اساس کدوم معیار؟
‫- بر اساس معیار من...

269
00:20:10,120 --> 00:20:11,320
‫هیس!

270
00:20:13,760 --> 00:20:15,640
‫- ببخشید، خانم باسیئر.
‫- آه، بتی.

271
00:20:15,680 --> 00:20:16,800
‫ببخشید مزاحم شدم.

272
00:20:16,840 --> 00:20:20,320
‫تمام روز بیرون بودم، و اسب به
‫استراحت و مقداری آب نیاز داره.

273
00:20:20,360 --> 00:20:21,600
‫اوه، مشکلی نیست.

274
00:20:21,640 --> 00:20:26,280
‫گروهبان بیکر، نوه‌م سیبیلا
‫ملون رو بهتون معرفی می‌کنم.

275
00:20:26,320 --> 00:20:27,680
‫از آشناییتون خوشحالم، خانم.

276
00:20:27,720 --> 00:20:30,760
‫بتی، می‌شه زحمت بکشی تا زمانی که
‫گروهبان بیکر منتظره ازشون پذیرایی کنی؟

277
00:20:30,800 --> 00:20:32,640
‫- اوهوم.
‫- ممنون.

278
00:20:39,360 --> 00:20:41,160
‫پس من اجازه دارم با مرد پلیس ملاقات کنم.

279
00:20:41,680 --> 00:20:43,680
‫اون از قشر طبقه بالای جامعه نیست.

280
00:20:47,120 --> 00:20:48,480
‫- من باید برم دستشویی.
‫- سرویس بهداشتی.

281
00:20:48,520 --> 00:20:50,120
‫- می‌تونم؟
‫- اجازه دارم؟

282
00:21:05,520 --> 00:21:09,240
‫جوهر سیاه در سراسر آسمان می‌چکد

283
00:21:09,280 --> 00:21:12,560
‫و ستاره‌ها مثل یک قول می‌درخشند

284
00:21:13,320 --> 00:21:15,240
‫چون اینجا هیچ چیزی نمی‌درخشد.

285
00:22:06,440 --> 00:22:07,440
‫واجبه این کارو بکنی؟

286
00:22:11,280 --> 00:22:12,280
‫می‌تونم...؟

287
00:22:13,960 --> 00:22:14,920
‫اجازه هست بنوازمش؟

288
00:22:15,920 --> 00:22:17,160
‫اوه، سیبیلا.

289
00:22:17,200 --> 00:22:18,600
‫لوسی عاشق پیانو بود.

290
00:22:19,520 --> 00:22:21,280
‫فکر می‌کنی کی به من یاد داد؟

291
00:22:49,140 --> 00:22:59,140
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

292
00:23:27,000 --> 00:23:28,440
‫غیرمنتظره بود.

293
00:23:29,200 --> 00:23:32,560
‫اون تو خیلی ساکت بود.

294
00:23:32,600 --> 00:23:37,360
‫تو خونه، ما نوبتی موسیقی می‌زنیم، آواز
‫می‌خونیم، می‌رقصیم، نمایش بازی می‌کنیم.

295
00:23:37,880 --> 00:23:39,120
‫فقط وقت می‌گذرونیم.

296
00:23:39,160 --> 00:23:40,520
‫جالب به نظر می‌رسه.

297
00:23:44,360 --> 00:23:45,640
‫حالا داری مسخره‌ام می‌کنی.

298
00:23:47,200 --> 00:23:48,560
‫راستش رو بخوای، شگفت‌زده‌ام می‌کنی.

299
00:23:51,760 --> 00:23:53,520
‫پس من یه چیز عجیبم؟

300
00:23:53,560 --> 00:23:55,000
‫قطعاً.

301
00:23:56,520 --> 00:24:01,240
‫در هر حال، مطمئنم همسر
‫دوست‌داشتنی‌ای برای یه نفر می‌شی.

302
00:24:01,280 --> 00:24:03,000
‫اما ما تازه همدیگه رو دیدیم.

303
00:24:11,640 --> 00:24:12,840
‫شوخی می‌کنم.

304
00:24:13,880 --> 00:24:15,400
‫به همین خیال باش.

305
00:24:24,760 --> 00:24:26,440
‫ولی مگه به همین خاطر اینجا نیستی؟

306
00:24:27,040 --> 00:24:28,920
‫این نقشه مامان‌بزرگه، نه من.

307
00:24:32,080 --> 00:24:36,000
‫اومدم اینجا که افقم رو گسترش بدم
‫و یکم فرهنگ جذب کنم.

308
00:24:38,040 --> 00:24:39,640
‫ما خیلی با این چیزا فاصله داریم.

309
00:24:42,880 --> 00:24:46,520
‫خانواده‌ام که قطعاً فرسنگ‌ها
‫ازم دور به نظر میان.

310
00:24:49,040 --> 00:24:51,600
‫نمی‌تونم تصور کنم برای
‫شما چه حسی داره، آقای هادن.

311
00:24:55,560 --> 00:24:57,320
‫مثل نفس کشیدن تو هوای آزاده.

312
00:25:04,720 --> 00:25:06,080
‫در ضمن، لطفاً فرانک صدام کن.

313
00:25:09,160 --> 00:25:10,440
‫شب بخیر، سیبیلا.

314
00:25:19,960 --> 00:25:21,920
‫اصلاً می‌دونستی نوه داره؟

315
00:25:22,520 --> 00:25:25,000
‫آره، مامان یه چیزایی درباره
‫دردسرهای چند سال پیش می‌گفت.

316
00:25:25,040 --> 00:25:26,400
‫هوم؟

317
00:25:26,440 --> 00:25:29,080
‫دختر کوچکتره،
‫با یه یاروی مزخرف ازدواج کرد.

318
00:25:29,120 --> 00:25:31,360
‫بعدش یه عالم پول قرض گرفتن.

319
00:25:31,400 --> 00:25:34,200
‫هیچ‌وقتم پسش ندادن.

320
00:25:37,440 --> 00:25:38,480
‫- هی.
‫- اوه، ببخشید.

321
00:25:38,520 --> 00:25:41,520
‫دارم سعی می‌کنم بفهمم اون
‫داستان چرند بود یا بوی توئه، آبجی.

322
00:25:43,000 --> 00:25:44,320
‫ای بابا، زشته!

323
00:25:44,360 --> 00:25:46,040
‫حدس بزن چی دیدم؟

324
00:25:46,080 --> 00:25:48,240
‫خب، اون جدیده.

325
00:25:48,280 --> 00:25:51,120
‫دیدمش تو حیاط پشتی
‫پشت بوته‌ها چمباتمه زده بود،

326
00:25:51,160 --> 00:25:54,120
‫یه مشت حرفای عجیب‌وغریب
‫می‌زد و سوت می‌زد.

327
00:25:54,160 --> 00:25:55,200
‫- نه بابا.
‫- آره.

328
00:25:55,240 --> 00:25:56,560
‫- نه!
‫- آره! این شکلی.

329
00:25:58,680 --> 00:26:00,920
‫«ستاره‌های آسمون می‌درخشن.»

330
00:26:00,960 --> 00:26:03,760
‫نه، اگه قراره شب‌ها
‫سوت بزنی سمت من نیا.

331
00:26:03,800 --> 00:26:05,600
‫قطعا.

332
00:26:05,640 --> 00:26:08,240
‫ولی دختر بدی نیست. از بو خوشش اومد.

333
00:26:08,840 --> 00:26:11,680
‫اگه یکم دیگه وقتت رو با اون اسب بگذرونی،
‫خودتم می‌شی یکی مثل اون.

334
00:26:12,400 --> 00:26:15,880
‫بهتر از اینه که بشم رئیس کوچولو.
‫«بله، خانم باسیئر.»

335
00:26:15,920 --> 00:26:19,520
‫- «اوه، بله حتماً. همین کافیه؟»
‫- من اصلاً این شکلی حرف نمی‌زنم.

336
00:26:22,280 --> 00:26:24,720
‫رئیس بودن چه عیبی داره؟

337
00:26:25,320 --> 00:26:26,400
‫درست می‌گی.

338
00:26:27,880 --> 00:26:29,280
‫خب، من دیگه می‌رم بخوابم.

339
00:26:29,800 --> 00:26:30,880
میای، آبجی؟

340
00:26:31,880 --> 00:26:35,200
‫- نه، همین‌جا خوبه.
‫- آها. باشه پس.

341
00:26:37,960 --> 00:26:39,160
‫شب بخیر، آبجی.

342
00:26:39,200 --> 00:26:40,200
‫شب بخیر.

343
00:26:44,880 --> 00:26:51,320
‫روح طبیعت با بیدار شدن کدگت اوج می‌گیره

344
00:26:52,600 --> 00:26:55,480
‫و روز طلوع می‌کنه مثل یک...

345
00:26:56,640 --> 00:26:58,640
‫بوسه طلایی

346
00:26:58,680 --> 00:26:59,960
‫نه.

347
00:27:01,560 --> 00:27:04,640
‫«عسل مذاب.»

348
00:27:06,040 --> 00:27:07,240
‫این بهتر شد.

349
00:27:40,040 --> 00:27:42,800
‫خورشید شبنم رو تبخیر می‌کنه

350
00:27:42,840 --> 00:27:47,080
‫مثل خشک شدن عرق روی استخون ترقوه یک مرد

351
00:27:54,080 --> 00:27:55,400
‫آی!

352
00:27:56,000 --> 00:27:56,960
‫اوه!

353
00:27:59,560 --> 00:28:01,080
‫سلام.

354
00:28:11,120 --> 00:28:12,360
‫خدمتکار جدیدی؟

355
00:28:14,320 --> 00:28:15,160
‫درسته آقا.

356
00:28:16,480 --> 00:28:17,480
‫اینم از این.

357
00:28:22,520 --> 00:28:24,640
‫خب، بهتره ببریمت
‫به یک جای کم‌خطرتر.

358
00:28:24,680 --> 00:28:25,800
‫اوهوم.

359
00:28:37,720 --> 00:28:40,120
‫می‌دونستی خودشون باغ سیب دارن؟

360
00:28:41,440 --> 00:28:44,320
‫امیدوارم بشه با رشوه دادن به
‫این اژدهای پیر ازش یه چیزی بخوام.

361
00:28:44,960 --> 00:28:46,520
‫مگه آتیش از دهنش میاد؟

362
00:28:47,760 --> 00:28:48,800
‫اگه بیاد،

363
00:28:50,000 --> 00:28:52,880
‫من اگه جای تو بودم نگران
‫این‌همه هیزم خشک می‌شدم.

364
00:28:56,280 --> 00:28:58,080
‫پس شما آقای بیچام هستید.

365
00:28:58,120 --> 00:29:00,280
‫شنیدم عمه‌تون داره مهمونی میده.

366
00:29:00,600 --> 00:29:04,760
‫برای همین اینجام.
‫ولی از چیزی خواستن متنفرم.

367
00:29:05,760 --> 00:29:06,800
‫هری!

368
00:29:12,800 --> 00:29:15,440
‫می‌بینم که با خواهرزاده‌م،
‫سیبیلا ملون آشنا شدی.

369
00:29:16,200 --> 00:29:17,720
‫بله، همین‌طوره.

370
00:29:18,720 --> 00:29:21,160
‫- چطور می‌تونستم اونو نادیده بگیرم؟
‫- صبح بخیر، هری.

371
00:29:21,680 --> 00:29:24,360
‫- خانم باسیئر.
‫- این بازی‌ها چیه؟

372
00:29:25,600 --> 00:29:27,360
‫اوه، تقصیر منه.

373
00:29:27,400 --> 00:29:29,480
‫من... سیبهام ریخت.

374
00:29:29,520 --> 00:29:31,640
‫مطمئنم تقصیر تو نیست.

375
00:29:33,640 --> 00:29:36,240
‫خب... سیب؟

376
00:29:36,800 --> 00:29:37,920
‫اه، یه بهانه بود.

377
00:29:39,040 --> 00:29:41,360
‫درباره مهمونی عمه‌ام هست. اواخر همین ماه.

378
00:29:41,400 --> 00:29:44,200
‫اوه، متأسفانه سیبیلا نمی‌تونه بیاد.

379
00:29:45,240 --> 00:29:46,520
‫اوه، خب، ام...

380
00:29:47,280 --> 00:29:51,080
‫فقط این‌که من... نگران سوپرایز کردنم،
‫اگه تو خونه خودمون باشه.

381
00:29:51,120 --> 00:29:53,000
‫اون هیچ‌چیزی رو از دست
‫نمیده و مچ همه‌چیو می‌گیره.

382
00:29:53,040 --> 00:29:55,280
‫کمک می‌خواد،
‫ولی باادب‌تر از اینه که مستقیم بگه.

383
00:29:55,320 --> 00:29:57,720
‫اوه، هیچ‌چیزی نیست که
‫نتونی از ما بخوای، هری.

384
00:29:58,960 --> 00:30:01,160
‫به نظرتون می‌تونیم مهمونی
‫گاسی رو اینجا بگیریم؟

385
00:30:03,600 --> 00:30:04,800
‫خوشحال می‌شیم.

386
00:30:05,480 --> 00:30:07,280
‫آه. عالیه. ام...

387
00:30:07,880 --> 00:30:10,920
‫همه‌چیز با منه البته، و
‫همه وسایلو خودم می‌فرستم.

388
00:30:11,880 --> 00:30:15,560
‫و لطفاً اجازه بدید نوه‌تون هم بیاد. مطمئنم
‫عمه‌ام اگه می‌دونست اصرار می‌کرد بیاد.

389
00:30:16,640 --> 00:30:17,640
‫حتماً.

390
00:30:25,720 --> 00:30:28,320
‫به‌طرز غیرمنتظره‌ای کلکی، سیبیلا.

391
00:30:29,560 --> 00:30:31,240
‫اون گناهی نکرده.

392
00:30:31,720 --> 00:30:34,720
‫یه چیزی بهم می‌گه
‫که این بی‌گناهی به ندرت پیش میاد.

393
00:30:34,760 --> 00:30:36,080
‫خداحافظ.

394
00:30:36,120 --> 00:30:38,680
‫ولی خب کاریش نمی‌شه
‫کرد. زمان زیادی هم نداریم.

395
00:30:38,720 --> 00:30:41,560
‫شونه‌ها عقب.
‫هیکل خوب و قوی‌ای داره.

396
00:30:41,600 --> 00:30:43,840
‫- ولی موهاش.
‫- خب، یه چیزی ازش درمیاریم.

397
00:30:43,880 --> 00:30:45,200
‫بدون اون برگ و آشغالاش.

398
00:30:45,240 --> 00:30:49,040
‫خب، قطعاً جلب توجه می‌کنه.
‫مطمئنم می‌تونی معجزه کنی، هلن.

399
00:30:49,560 --> 00:30:50,600
‫پس می‌تونم برم؟

400
00:30:51,520 --> 00:30:52,520
‫خواهیم دید.

401
00:31:03,960 --> 00:31:07,880
‫«گرت عزیزم،

402
00:31:10,960 --> 00:31:15,600
‫دارن منو خوشگل‌موشگل می‌کنن،

403
00:31:16,600 --> 00:31:18,520
‫صاف و اتوکشیده‌ام می‌کنن،

404
00:31:18,560 --> 00:31:22,720
‫و آروم آروم رو سیخ آداب
‫معاشرت کبابم می‌کنن.»

405
00:31:22,760 --> 00:31:24,400
‫آگوستا بیچام چه جور آدمیه؟

406
00:31:25,720 --> 00:31:27,200
‫آگوستا راه خودش رو می‌ره.

407
00:31:28,000 --> 00:31:33,960
‫«دارم انواع و اقسام
‫شعبده‌های جدید رو یاد می‌گیرم.»

408
00:31:34,480 --> 00:31:35,640
‫ظریف...

409
00:31:35,680 --> 00:31:37,720
‫«مثل... راه رفتن.»

410
00:31:37,760 --> 00:31:39,200
‫مثل یه آهو.

411
00:31:42,360 --> 00:31:43,600
‫دوباره.

412
00:31:43,640 --> 00:31:47,640
‫فرانک می‌گه اون طرفدار حقوق زنانه.
‫منم هستم. قطعاً.

413
00:31:48,320 --> 00:31:49,760
‫تو چی؟

414
00:31:51,080 --> 00:31:52,440
‫دوست ندارم سر و صدا کنم.

415
00:31:54,360 --> 00:31:55,600
‫«و غذا خوردن.»

416
00:31:59,040 --> 00:32:02,040
‫«ولی بالاخره داره اتفاق می‌افته، گرت.»

417
00:32:02,560 --> 00:32:03,640
‫به‌دردبخوره.

418
00:32:03,680 --> 00:32:07,000
‫زن‌ها نصف دنیا رو تشکیل میدن
‫و کل دنیا رو به دنیا میارن.

419
00:32:07,040 --> 00:32:10,040
‫چطور خواستن برابری میشه سر و صدا کردنه؟

420
00:32:10,720 --> 00:32:15,120
‫«دارم کم‌کم زندگی واقعی رو تجربه می‌کنم.»

421
00:32:39,360 --> 00:32:41,560
‫سوپرایز!

422
00:32:48,240 --> 00:32:50,000
‫این کیه دیگه؟

423
00:32:50,720 --> 00:32:52,760
‫من نیستم.

424
00:32:54,560 --> 00:32:56,960
‫کی می‌گه من نیستم؟

425
00:32:59,000 --> 00:33:05,280
‫اوه! پس این چیزیه که شما بهش می‌گید
‫یه شام کوچک با دوستای قدیمی.

426
00:33:06,640 --> 00:33:11,920
‫من از سورپرایز متنفرم.
‫ولی بهم لطف کردی، سیبیلا ملون.

427
00:33:15,160 --> 00:33:17,120
‫چشمات دقیقاً مثل مامانته.

428
00:33:18,480 --> 00:33:22,480
‫و راست می‌گفتی هری.
‫واقعاً آدم خاصیه.

429
00:33:23,920 --> 00:33:26,040
‫آه، جوزفین!

430
00:33:26,080 --> 00:33:30,640
‫چقدر خوشحال شدم همه‌تون رو دیدم.
‫نوشیدنی هست؟

431
00:33:30,680 --> 00:33:33,600
‫- آگوستا، تولدت مبارک.
‫- ممنونم.

432
00:33:33,640 --> 00:33:36,240
‫خیلی بابت این سورپرایز متأسفم.

433
00:33:37,160 --> 00:33:39,080
‫فکر کنم امشب، اون سورپرایز تویی.

434
00:33:45,800 --> 00:33:47,840
‫چه حسی داره که وارد جامعه شدی؟

435
00:33:48,680 --> 00:33:50,200
‫جالبه.

436
00:33:50,840 --> 00:33:54,400
‫این کلمه کلاً برازنده جامعه استرالیاست.

437
00:33:59,640 --> 00:34:03,200
‫می‌دونم تازه رسیدیم، ولی من
‫دوست ندارم تو جمع حرف بزنم،

438
00:34:03,240 --> 00:34:06,320
‫و عمه‌ام هم بدش میاد
‫مهمونی با سخنرانی تلف بشه.

439
00:34:06,360 --> 00:34:08,560
‫مهمونی یعنی نوشیدنی خوردن و غیبت کردن.

440
00:34:10,160 --> 00:34:14,440
‫پس بیاین سریع به افتخار
‫عمه فوق‌العاده‌ام نوشیدنی بخوریم.

441
00:34:14,480 --> 00:34:18,640
‫گاس، تو زندگی منو فوق‌العاده جذاب‌تر می‌کنی

442
00:34:18,680 --> 00:34:21,440
‫و خونه‌ام رو قطعاً پر از وسایل می‌کنی.

443
00:34:21,480 --> 00:34:23,000
‫به این می‌گن هنر، هل.

444
00:34:24,120 --> 00:34:25,560
‫نه تو هر جمعی.

445
00:34:26,960 --> 00:34:28,000
‫به افتخار آگوستا.

446
00:34:28,040 --> 00:34:29,760
‫- آگوستا!
‫- تولدت مبارک!

447
00:34:29,800 --> 00:34:31,720
‫- تولدت مبارک!
‫- تولدت مبارک.

448
00:34:31,760 --> 00:34:34,320
‫بس کنید. ادامه بدید.

449
00:34:36,400 --> 00:34:37,280
‫موفق باشی.

450
00:34:39,520 --> 00:34:41,840
‫- تولدت مبارک، آگوستا.
‫- نوش جان.

451
00:34:42,920 --> 00:34:45,320
‫- فکر کنم فوق‌العاده بود.
‫- دقیقاً.

452
00:34:45,360 --> 00:34:46,440
‫این‌طور فکر می‌کنی؟

453
00:34:54,440 --> 00:34:55,800
‫نوش جان!

454
00:34:55,840 --> 00:35:00,520
‫چیزی که می‌خوایم حدودا...

455
00:35:31,880 --> 00:35:32,960
‫بله.

456
00:35:33,520 --> 00:35:36,480
‫دختر مجلس‌گرم‌کن.

457
00:35:36,520 --> 00:35:39,600
‫قرار نیست باهات حرف بزنم،
‫ولی نتونستم جلو خودمو بگیرم.

458
00:35:39,640 --> 00:35:42,160
‫خب، امشب ستاره مجلس تویی.

459
00:35:42,200 --> 00:35:44,600
‫حق انتخاب با توئه.

460
00:35:45,440 --> 00:35:47,000
‫از بین پسرهای جوان.

461
00:35:47,040 --> 00:35:50,040
‫اوه! پس اینا چیزیه که اینجا پرورش میدن.

462
00:35:52,200 --> 00:35:56,920
‫به مامان‌بزرگ نگیا،
‫ولی من به پرورش یه چیز دیگه علاقه‌مندم.

463
00:35:56,960 --> 00:35:59,840
‫جالبه. چی هست حالا؟

464
00:35:59,880 --> 00:36:01,800
‫منو ببخش، آگوستا.

465
00:36:01,840 --> 00:36:04,200
‫فرانک هادن سراغتو می‌گرفت.

466
00:36:04,840 --> 00:36:05,840
‫همین الان.

467
00:36:06,520 --> 00:36:09,160
‫بعداً ادامه بحثو می‌ریم.

468
00:36:09,680 --> 00:36:12,880
‫اخيراً یه آسیبی دیدم، برای همین...

469
00:36:13,840 --> 00:36:16,640
‫- اومدم.
‫- اومدی.

470
00:36:18,280 --> 00:36:19,720
‫سراغ منو نگرفتی؟

471
00:36:23,560 --> 00:36:27,080
‫یه خانم حداقل باید تظاهر کنه
‫که دنبال کسی نمی‌گرده.

472
00:36:27,880 --> 00:36:30,040
‫- خب، آفرین دختر!
‫- خب.

473
00:36:31,480 --> 00:36:33,400
‫فکر کنم دیگه تظاهر کردن کافی باشه.

474
00:36:34,880 --> 00:36:37,840
‫سیبیلا. سیبیلا!

475
00:36:37,880 --> 00:36:38,880
‫سلام.

476
00:36:39,400 --> 00:36:41,320
‫می‌تونی یه آهنگ شاد بزنی؟

477
00:36:44,560 --> 00:36:46,840
‫- اه...
‫- یک، دو، سه...

478
00:36:50,760 --> 00:36:51,760
‫اوه.

479
00:36:53,520 --> 00:36:54,640
‫آخ.

480
00:37:07,040 --> 00:37:09,080
‫بالاخره یکم سکوت.

481
00:37:09,840 --> 00:37:11,800
‫دیدم داشتی با دوشیزه کارتر حرف می‌زدی.

482
00:37:11,840 --> 00:37:13,390
‫فکر کنم «گیر مادرش افتادم»

483
00:37:13,440 --> 00:37:14,880
‫قطعاً نه.

484
00:37:14,920 --> 00:37:17,960
‫خانواده‌ام می‌خوان ازدواج
‫کنم، ولی گزینه‌ها خیلی کمن.

485
00:37:18,920 --> 00:37:22,120
‫- شاید باید بری شهر امتحان کنی.
‫- نه طبق نظر بابام.

486
00:37:22,160 --> 00:37:25,000
‫«بهتره قبل از ‌جوجه‌کشی،
‫سالم‌ترین نژاد رو پیدا کنی.»

487
00:37:25,040 --> 00:37:26,200
‫حرفای اونه، نه من.

488
00:37:26,240 --> 00:37:29,520
‫- فکر می‌کنی دوشیزه ملون رو تایید می‌کنه؟
‫- به نظرم خوب به خودش رسیده.

489
00:37:29,560 --> 00:37:33,160
‫ولی می‌تونی اون آدم وحشی رو
‫تو لندن تصور کنی؟

490
00:37:33,200 --> 00:37:34,920
‫راستش خیلی هم خوش گذشت.

491
00:37:36,600 --> 00:37:40,600
‫از چی اون خوشت میاد؟
‫راستش وقتم داره تمام میشه.

492
00:37:40,640 --> 00:37:44,240
‫اگه با یه عروس برنگردم خونه،
‫بابام تهدید کرده که محرومم می‌کنه.

493
00:37:44,280 --> 00:37:45,800
‫کی گفته عشق و عاشقی تموم شده.

494
00:37:46,520 --> 00:37:47,960
‫اون باید ممنون هم باشه.

495
00:37:49,040 --> 00:37:53,000
‫شایعه شده که مادرش با یه
‫ولگرد دائم‌الخمر فرار کرده

496
00:37:53,040 --> 00:37:56,760
‫و یه مشت از توله‌های اون آدم
‫یه جایی تو کویر دارن جون می‌کنن.

497
00:37:56,800 --> 00:38:00,960
‫- فرستادتشون تا خزانه رو دوباره پر کنن.
‫- کلی دهن هست که باید سیر بشه.

498
00:38:01,000 --> 00:38:06,360
‫مشکلی ندارم که جهیزیه‌ای نداره،
‫ولی قرار نیست بقیه‌شون رو هم نون بدم.

499
00:38:06,880 --> 00:38:09,360
‫مسلماً این وظیفه توئه.

500
00:38:09,800 --> 00:38:12,400
‫نکته خوبی بود.
‫با این حال، باسیئر‌ها خانواده خوبی هستند.

501
00:38:12,760 --> 00:38:14,040
‫یه جور...

502
00:38:15,240 --> 00:38:19,840
‫روحیه بی‌ادبانه تو وجودشه
‫که در عین جذاب بودن، زننده‌ست.

503
00:38:20,320 --> 00:38:23,440
‫نمیشه دختره رو برای طمع باباش سرزنش کرد.

504
00:38:26,840 --> 00:38:29,400
‫پس تو مشکلی نداری، نه؟

505
00:38:30,680 --> 00:38:31,680
‫نگران نباش.

506
00:38:32,680 --> 00:38:34,320
‫جلوی راهت سبز نمی‌شم.

507
00:38:35,040 --> 00:38:37,240
‫راستش، هنوز مرددم.

508
00:38:43,240 --> 00:38:44,360
‫نوشیدنی؟

509
00:38:44,400 --> 00:38:46,320
‫چرا که نه؟

510
00:38:54,960 --> 00:38:57,190
‫اینکه باهات درباره‌اش حرف زدم
‫خیلی بار سنگینی رو از دوشم برداشت.

511
00:38:57,240 --> 00:39:00,400
‫آقایون، اینجایید.
‫لطف کردید به ما ملحق شدید.

512
00:39:10,920 --> 00:39:13,360
‫- میشه حواس همه‌تون به من باشه؟
‫- اصلاً و ابداً.

513
00:39:13,400 --> 00:39:15,720
‫مشکلی داری؟ جواب سوالت داده میشه.

514
00:39:15,760 --> 00:39:17,360
‫خیلی مشتاقم.

515
00:39:17,400 --> 00:39:20,320
‫فقط می‌خوام چیزی رو که
‫امشب شروع کردم بخونم.

516
00:39:20,360 --> 00:39:24,800
‫خیلی از این آقایون
‫و صحبت‌های جذابشون الهام گرفتم.

517
00:39:27,120 --> 00:39:28,120
‫منظورش شماهاییید.

518
00:39:28,160 --> 00:39:31,440
‫میوه ممنوعه دست‌نخورده می‌رسه

519
00:39:31,480 --> 00:39:32,520
‫سیبیلا!

520
00:39:32,560 --> 00:39:35,880
‫همون‌طور که بادهای کویر
‫انحناها رو نوازش می‌کنن

521
00:39:35,920 --> 00:39:38,960
‫چسبناک، سمج با عجله برای تکثیر

522
00:39:39,560 --> 00:39:41,320
‫وحشی، بی‌ادب

523
00:39:41,960 --> 00:39:43,560
‫پس مرد چیست

524
00:39:47,480 --> 00:39:50,480
‫جز بوی الکل پشت درهای بسته

525
00:39:50,520 --> 00:39:55,000
‫که می‌خواد چیزی رو تصاحب کنه
‫که هیچ‌وقت مال اون نمی‌شه

526
00:40:01,240 --> 00:40:02,240
‫خجالت‌آوره.

527
00:40:03,480 --> 00:40:06,520
‫چرا اصلاً من اینجام وقتی این‌قدر
‫از همه‌چیز من بدت میاد؟

528
00:40:06,560 --> 00:40:09,360
‫بعد از اون مزخرفاتت اینو از من می‌پرسی؟

529
00:40:09,400 --> 00:40:12,400
‫شعر بود. کاملاً مدرنه.

530
00:40:12,440 --> 00:40:14,840
‫هیچ شانس و فرجامی
‫با هری بیچام وجود نداشت.

531
00:40:14,880 --> 00:40:19,640
‫ولی فرانک هادن یه پسر جوان و عالیه
‫با یه ارث و میراث چشمگیر.

532
00:40:19,680 --> 00:40:21,560
‫و یه عمارت تو سامرست
‫که قرار بود بهش برسه.

533
00:40:21,600 --> 00:40:23,320
‫ظاهراً با شرط و شروطه.

534
00:40:23,360 --> 00:40:26,280
‫مگر اینکه با یه عروس برگرده خونه،
‫وگرنه باباش هیچ‌چیزی بهش نمیده.

535
00:40:26,320 --> 00:40:27,440
‫خب، اینم از این.

536
00:40:28,200 --> 00:40:31,120
‫یه موقعیت کاملاً عالی رو
‫برا جفتتون خراب کردی.

537
00:40:31,160 --> 00:40:36,120
‫و کاملاً جدی بگم سیبیلا،
‫با شرایط تو و تو این سن،

538
00:40:36,880 --> 00:40:39,520
‫باید ممنون باشی که اصلاً
‫کسی تو رو در نظر گرفته.

539
00:40:39,560 --> 00:40:42,440
‫- من شوهر نمی‌خوام.
‫- خب، قراره گیرت بیاد.

540
00:40:42,480 --> 00:40:44,360
‫- نمی‌تونی مجبورم کنی.
‫- واقعاً؟

541
00:40:45,760 --> 00:40:48,200
‫ولت می‌کنم که بهش فکر کنی.

542
00:40:49,160 --> 00:40:51,960
‫و وقتی نظرت عوض شد،
‫می‌تونی بیای بیرون.

543
00:40:56,880 --> 00:40:58,520
‫نظرم عوض نمیشه.

544
00:41:00,800 --> 00:41:03,760
‫[یک هفته بعد]

545
00:41:12,240 --> 00:41:14,280
‫نظرم عوض نشده.

546
00:41:14,320 --> 00:41:15,320
‫سیبیلا.

547
00:41:18,040 --> 00:41:19,040
‫مامان؟

548
00:41:27,520 --> 00:41:29,200
‫تو چطور اینجایی؟

549
00:41:47,560 --> 00:41:49,480
‫این رو تو جمع خوندی؟

550
00:41:50,080 --> 00:41:51,000
‫درباره طبیعته.

551
00:41:51,840 --> 00:41:53,520
‫کاملاً واضحه که قصدت چیز دیگه بوده.

552
00:41:53,560 --> 00:41:54,600
‫خب که چی؟

553
00:41:55,240 --> 00:41:57,200
‫می‌خوان منو شوهر بدن.

554
00:41:57,240 --> 00:41:59,600
‫و من می‌خوام برگردم خونه.

555
00:42:01,400 --> 00:42:04,160
‫هیچ آینده‌ای تو پاسام گالی برات نیست.

556
00:42:04,200 --> 00:42:07,560
‫حداقل اونجا آزادم. و ما خوشحالیم.

557
00:42:07,960 --> 00:42:09,480
‫ما فقیریم.

558
00:42:10,960 --> 00:42:17,440
‫سیب، تنها راهی که یه زن می‌تونه تو این دنیا
‫پول داشته باشه اینه‌که با پول ازدواج کنه.

559
00:42:19,240 --> 00:42:23,240
‫پس این تنها چیزیه که همه از من
‫انتظار دارن؟ فقط اینکه عاشق بشم؟

560
00:42:23,280 --> 00:42:26,800
‫اوه نه. آخرین چیزی که می‌خوام
‫اینه‌که غلط منو تکرار کنی.

561
00:42:28,000 --> 00:42:30,000
‫هیچ راه دیگه‌ای برات وجود نداشت.

562
00:42:30,640 --> 00:42:33,120
‫مجبور شدم به مادرم نامه بنویسم
‫و التماسش کنم که کمک کنه.

563
00:42:34,120 --> 00:42:35,480
‫تو بهش نامه نوشتی؟

564
00:42:37,600 --> 00:42:39,240
‫بهم دروغ گفتی.

565
00:42:39,280 --> 00:42:43,160
‫دیگه از پس مخارجت برنمیایم سیب.
‫از پس هیچ‌کدومتون برنمیایم.

566
00:42:43,200 --> 00:42:46,320
‫ولی حداقل تو می‌تونی
‫راهتو تو دنیا پیدا کنی.

567
00:42:47,640 --> 00:42:51,240
‫- نه، به بابا نامه می‌نویسم.
‫- فکر می‌کنی ایده کی بود؟

568
00:42:53,680 --> 00:42:55,440
‫ما زیر بار قرضیم سیب.

569
00:42:55,480 --> 00:42:57,920
‫اگه بابات بدهی‌شو به مک‌سوات‌ها پس نده،

570
00:42:57,960 --> 00:42:59,560
‫معلوم نیست کارمون به کجا می‌کشه.

571
00:43:00,080 --> 00:43:01,520
‫ما به تو چشم دوختیم.

572
00:43:03,320 --> 00:43:04,560
‫یک سال وقت داری.

573
00:43:07,240 --> 00:43:08,440
‫که ازدواج کنم؟

574
00:43:10,080 --> 00:43:11,280
‫به‌خاطر همه ما.

575
00:43:12,400 --> 00:43:17,400
‫«ترجمه از میثم موسویان»

576
00:43:19,400 --> 00:43:29,400
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M