1
00:00:00,399 --> 00:00:02,266
‫[این درام یک اثر تخیلی است که
‫براساس حقایق تاریخی خلق شده است.]

2
00:00:02,299 --> 00:00:04,233
‫[بیشتر جزئیات و تصویرسازی
شخصیت‌ها تخیلی هستند.]

3
00:00:05,233 --> 00:00:15,233
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

4
00:00:23,399 --> 00:00:27,966
‫- اعلیحضرت. ‫
 اعلیحضرت.

5
00:00:29,499 --> 00:00:31,566
‫- اعلیحضرت
اعلیحضرت.

6
00:00:35,266 --> 00:00:37,266
‫- اعلیحضرت. ‫
 اعلیحضرت.

7
00:00:41,999 --> 00:00:43,999
‫- اعلیحضرت. ‫
 اعلیحضرت.

8
00:00:47,966 --> 00:00:50,033
‫متجاوزین خارجی اومدن!

9
00:00:51,633 --> 00:00:52,699
‫متجاوزین

10
00:00:53,466 --> 00:00:55,966
‫اعلیحضرت رو اسیر کردن!

11
00:00:56,733 --> 00:00:58,099
‫چی گفتی؟

12
00:00:58,266 --> 00:01:00,499
‫- چطور ممکنه؟ ‫امکان نداره.

13
00:01:00,533 --> 00:01:02,733
‫- اونا برگشتن؟ ‫
چکار کنیم؟

14
00:01:03,233 --> 00:01:04,833
‫حقیقت داره؟

15
00:01:05,533 --> 00:01:07,633
‫چکار کنیم؟

16
00:01:08,633 --> 00:01:09,666
‫اعلیحضرت.

17
00:01:10,333 --> 00:01:12,433
‫چه خبر شده؟

18
00:01:14,199 --> 00:01:15,599
‫چکار کنیم؟

19
00:01:15,633 --> 00:01:17,666
‫اعلیحضرت.

20
00:01:31,866 --> 00:01:36,033
‫«عزیزترینم»

21
00:01:36,799 --> 00:01:38,733
‫«قسمت 3»

22
00:01:40,566 --> 00:01:47,566
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه و تنظیم از حـامـد «

23
00:01:55,066 --> 00:01:56,099
‫چی؟

24
00:01:56,633 --> 00:01:57,666
‫عجب.

25
00:02:02,766 --> 00:02:03,799
‫اوه.

26
00:02:12,533 --> 00:02:14,466
‫ما توی جنگیم.

27
00:02:14,899 --> 00:02:17,566
‫مشکلی نداره که داریم
این کار رو انجام میدیم؟

28
00:02:17,966 --> 00:02:19,366
‫متجاوزین خارجی اعلیحضرت رو اسیر کردن

29
00:02:19,399 --> 00:02:21,733
‫پس فعلا سراغ ما نمیان.

30
00:02:23,033 --> 00:02:24,899
‫امروز روز خاصیه.

31
00:02:25,599 --> 00:02:28,733
‫یکم خرمالوی نرم بخورید
‫و خوب استراحت کنید.

32
00:02:29,599 --> 00:02:32,766
‫می‌تونید مثل روز عروسی‌تون
‫با همدیگه حرفای عاشقانه بزنید.

33
00:02:33,399 --> 00:02:36,766
‫چطور می‌تونیم چنین موقعی اینکارو کنیم؟

34
00:02:41,766 --> 00:02:42,933
‫ارباب جوان.

35
00:02:45,599 --> 00:02:47,733
‫چرا اینقدر با من مهربونی؟

36
00:02:50,699 --> 00:02:52,799
‫چون استحقاقش رو داری.

37
00:03:13,166 --> 00:03:15,499
‫متجاوزین خارجی حمله کردن.

38
00:03:15,533 --> 00:03:17,366
‫کشور نابود شده.

39
00:03:17,699 --> 00:03:20,666
‫دولت فرو می‌پاشه.

40
00:03:21,066 --> 00:03:22,433
‫درها رو ببندید.

41
00:03:22,733 --> 00:03:25,299
‫خانم‌ها، قایم شید.

42
00:03:25,333 --> 00:03:27,766
‫آقایون اسلحه به دست بگیرید.

43
00:03:28,133 --> 00:03:30,883
‫خانم‌ها، قایم شید.

44
00:03:30,933 --> 00:03:32,366
‫قایم شید.

45
00:03:32,533 --> 00:03:36,233
‫خانم‌ها، قایم شید.

46
00:03:42,266 --> 00:03:43,333
‫پدر.

47
00:03:44,099 --> 00:03:45,166
‫پدر.

48
00:03:46,099 --> 00:03:48,166
‫پدر. پدر.

49
00:03:49,833 --> 00:03:51,033
‫پدر.

50
00:03:52,799 --> 00:03:53,999
‫پدر.

51
00:03:57,799 --> 00:03:59,133
‫پدر.

52
00:04:00,033 --> 00:04:01,233
‫پدر.

53
00:04:02,966 --> 00:04:04,033
‫خواهش می‌کنم.

54
00:04:04,766 --> 00:04:06,299
‫خواهش می‌کنم، پدر.

55
00:04:07,666 --> 00:04:09,899
‫پدر.

56
00:04:13,166 --> 00:04:14,166
‫پدر.

57
00:04:16,066 --> 00:04:17,066
‫پدر.

58
00:04:19,033 --> 00:04:20,066
‫پدر.

59
00:04:20,699 --> 00:04:21,833
‫چی شده؟

60
00:04:45,499 --> 00:04:47,366
‫اون بیرون

61
00:04:48,066 --> 00:04:49,566
‫چی اونقدر تو رو ترسوند؟

62
00:05:01,733 --> 00:05:03,866
‫پس جنگ بالاخره شروع شد.

63
00:05:05,266 --> 00:05:06,633
‫چکار می‌کنی؟

64
00:05:06,666 --> 00:05:08,666
‫من چکار می‌کنم؟ باید فرار کنم.

65
00:05:09,333 --> 00:05:11,833
‫لی جانگ هیون و فرار؟

66
00:05:12,933 --> 00:05:15,966
‫حتی منم اگه کسی روم شمشیر بکشه می‌میرم.

67
00:05:16,666 --> 00:05:19,066
‫بهرحال این متجاوزین خارجی

68
00:05:19,199 --> 00:05:21,966
‫مثل ده سال پیش در سال جانگمیو

69
00:05:21,999 --> 00:05:24,333
‫بعد از چند روز نمیرن؟

70
00:05:24,366 --> 00:05:25,466
‫نمی‌دونم.

71
00:05:26,233 --> 00:05:27,333
‫اعلیحضرت رو گروگان گرفتن.

72
00:05:27,366 --> 00:05:29,499
‫این دفعه با ده سال پیش فرق داره.

73
00:05:32,299 --> 00:05:35,232
‫اسم خودشو گذاشته امپراتور، نه متجاوز.

74
00:05:35,566 --> 00:05:37,899
‫جنگ شده، چطور می‌تونی لبخند بزنی؟

75
00:05:38,966 --> 00:05:41,299
‫عجب، من اگه گریه کنم

76
00:05:41,332 --> 00:05:43,699
‫جنگ که تموم نمیشه.

77
00:06:01,899 --> 00:06:03,966
‫آوازخوندن تو هنوزم بهترینه.

78
00:06:04,899 --> 00:06:06,732
‫خواننده‌ی بی‌همتا، ریانگ‌اوم.

79
00:06:06,766 --> 00:06:10,399
‫چکاوکی مثل تو هر 10 هزارسال
‫یک‌بار ظهور می‌کنه.

80
00:06:24,066 --> 00:06:26,966
‫[دروازه جنوبی]

81
00:06:33,932 --> 00:06:38,166
‫متجاوزین خارجی واقعا
‫قلعه‌ی نامهان رو محاصره کردن؟

82
00:06:38,632 --> 00:06:39,732
‫از اون گذشته

83
00:06:39,766 --> 00:06:41,299
‫وقتی متجاوزین اومدن

84
00:06:41,332 --> 00:06:43,832
‫اعلیحضرت باید می‌رفت جزیره‌ی گانگوا.

85
00:06:43,866 --> 00:06:45,899
‫چرا توی قلعه‌ست؟

86
00:06:50,566 --> 00:06:52,682
‫همین الان بهم خبر رسید.

87
00:06:52,732 --> 00:06:54,782
‫دشمنان سه روز پیش از پیونگ‌یانگ رد شدن

88
00:06:54,832 --> 00:06:56,816
‫و دو روز پیش رسیدن به سونگدو.

89
00:06:56,866 --> 00:06:58,682
‫اعلیحضرت وقت نداشته بره سمت جزیره گانگوا

90
00:06:58,732 --> 00:07:00,532
‫واسه همین رفته به قلعه‌ی نامهان.

91
00:07:00,566 --> 00:07:03,132
‫مهم نیست ارتش خارجی چقدر سریع بوده،

92
00:07:03,166 --> 00:07:06,299
‫چطور در عرض سه روز وارد هانیانگ شدن؟

93
00:07:06,866 --> 00:07:09,632
‫آیا اینا شایعاتی نیستن که
‫ترس‌آفرینان پخش می‌کنن؟

94
00:07:09,666 --> 00:07:10,799
‫نه.

95
00:07:11,466 --> 00:07:13,999
‫رودخانه یالو باید الان یخ زده باشه.

96
00:07:14,032 --> 00:07:15,699
‫اینکه سواره‌نظام خارجی

97
00:07:15,766 --> 00:07:19,399
‫به جای توقف در قلعه‌ها مستقیم
‫به سمت هانیانگ حرکت کرده،

98
00:07:19,432 --> 00:07:21,399
‫خیلی محتمله.

99
00:07:21,432 --> 00:07:23,982
‫یه حمله مستقیم؟
‫(پیشروی مستقیم به سمت جبهه‌ی نبرد)

100
00:07:24,032 --> 00:07:25,332
‫ولی

101
00:07:26,132 --> 00:07:28,116
‫سربازهای ما سرتاسر چوسان حضور دارن.

102
00:07:28,166 --> 00:07:31,266
‫چرا تصمیم گرفتن به عمق کشور حمله کنن؟

103
00:07:31,299 --> 00:07:33,766
‫چون هدف‌شون ارزش ریسک رو داره.

104
00:07:35,166 --> 00:07:36,699
‫پادشاه چوسان.

105
00:07:38,066 --> 00:07:41,166
‫اگه قلعه و اعلیحضرت محاصره شدن،

106
00:07:41,199 --> 00:07:43,599
‫اونا به هدفشون رسیدن.

107
00:07:46,466 --> 00:07:48,999
‫بیاید و فرمان اعلیحضرت رو دریافت کنید!

108
00:07:49,299 --> 00:07:51,599
‫فرمان سلطنتی رسیده!

109
00:07:52,166 --> 00:07:54,699
‫بیاید و فرمان اعلیحضرت رو دریافت کنید!

110
00:08:00,499 --> 00:08:02,632
‫به فرمان اعلیحضرت گوش بدید!

111
00:08:09,866 --> 00:08:13,732
‫ارتش جین به مرزهای ما تجاوز کرده.

112
00:08:14,432 --> 00:08:17,499
‫باشد که رعایای وفادار
‫حیله‌‌های رزمی خود را ارائه دهند

113
00:08:17,866 --> 00:08:20,666
‫و دانشمندان شجاع به ارتش بپیوندند

114
00:08:20,966 --> 00:08:23,332
‫تا دعای خیر ملت را جبران کنند.

115
00:08:35,499 --> 00:08:37,516
‫تا وقتی مودب و مطیع باشیم

116
00:08:37,566 --> 00:08:40,299
‫چطور می‌تونن به شما آسیب بزنن؟

117
00:08:40,566 --> 00:08:41,799
‫هرچند

118
00:08:41,966 --> 00:08:44,066
‫من وزیر نیستم

119
00:08:44,332 --> 00:08:47,532
‫و ارباب نونگ‌بونگون برادر اعلیحضرت نیست.

120
00:08:47,566 --> 00:08:49,399
‫اگه متوجه بشن

121
00:08:49,432 --> 00:08:52,899
‫چطوری یه عضو خاندان سلطنتی رو
‫از وزیر تشخیص میدن؟

122
00:08:53,432 --> 00:08:57,832
‫و چطور می‌تونی پیشنهاد بدی که به خواسته‌شون
‫تن بدیم و برادر اعلیحضرت رو بفرستیم؟

123
00:09:00,066 --> 00:09:04,166
‫تو در سال گیمی توسط
خارجی‌ها اسیر نشده بودی؟

124
00:09:04,432 --> 00:09:06,932
‫شنیدم بربرها خیلی خوب ازت مواظبت کردن

125
00:09:06,966 --> 00:09:09,032
‫که روحیه‌ات آسیب نبینه.

126
00:09:11,799 --> 00:09:13,799
‫بازم از کمکت قدردانی می‌کنیم.

127
00:09:17,132 --> 00:09:18,332
‫بله قربان.

128
00:09:27,132 --> 00:09:28,499
‫مشتاق دیدار.

129
00:09:33,166 --> 00:09:35,832
‫آره خیلی وقت گذشته.

130
00:09:41,866 --> 00:09:43,132
‫تو

131
00:09:43,699 --> 00:09:46,432
‫واقعا برادر پادشاه چوسان هستی؟

132
00:09:47,099 --> 00:09:50,432
‫می‌پرسه آیا برادر پادشاه چوسان هستی؟

133
00:09:53,999 --> 00:09:55,266
‫و وزیر؟

134
00:09:55,299 --> 00:09:57,299
‫می‌پرسه که آیا تو وزیر هستی؟

135
00:09:58,432 --> 00:09:59,566
‫درسته.

136
00:10:02,632 --> 00:10:03,766
‫بذار یک‌بار ازت بپرسم.

137
00:10:03,799 --> 00:10:05,166
‫بهم دروغ نگو.

138
00:10:05,799 --> 00:10:06,932
‫اونا

139
00:10:07,566 --> 00:10:10,366
‫واقعا برادر پادشاه و وزیر هستن؟

140
00:10:13,132 --> 00:10:14,266
‫بله.

141
00:10:14,666 --> 00:10:18,199
‫قطعا برادر پادشاه و وزیر هستن.

142
00:10:24,966 --> 00:10:26,499
‫بهتره برگردین.

143
00:10:27,132 --> 00:10:28,799
‫برید و به پادشاهتون بگید،

144
00:10:31,466 --> 00:10:32,832
‫که این دفعه

145
00:10:35,599 --> 00:10:36,799
‫این دفعه

146
00:10:38,632 --> 00:10:42,999
‫ولیعهد رو به عنوان گروگان می‌خواد.

147
00:10:44,066 --> 00:10:45,499
‫احمق گستاخ!

148
00:10:45,632 --> 00:10:47,899
‫چطور جرأت می‌کنی اسم عالیجناب رو بیاری؟

149
00:10:48,732 --> 00:10:51,232
‫اعلیحضرت، نباید از خواسته‌شون اطاعت کنید.

150
00:10:51,832 --> 00:10:53,899
‫نباید اطاعت کنید، اعلیحضرت!

151
00:10:54,666 --> 00:10:58,299
‫- نباید اطاعت کنید، اعلیحضرت!
‫- نباید اطاعت کنید، اعلیحضرت!

152
00:10:58,332 --> 00:11:02,032
‫- نباید اطاعت کنید، اعلیحضرت!
‫- نباید اطاعت کنید، اعلیحضرت!

153
00:11:02,132 --> 00:11:05,832
‫- نباید اطاعت کنید، اعلیحضرت!
‫- نباید اطاعت کنید، اعلیحضرت!

154
00:11:15,099 --> 00:11:17,632
‫تو کی هستی ارباب جوان؟

155
00:11:19,299 --> 00:11:21,565
‫اگه واقعا اصرار داری

156
00:11:23,132 --> 00:11:25,099
‫امروز

157
00:11:25,999 --> 00:11:28,699
‫بهم ابراز علاقه می‌کنی؟

158
00:11:47,799 --> 00:11:50,165
‫چه خبره؟

159
00:11:50,199 --> 00:11:51,599
‫باید عجله کنیم.

160
00:12:20,432 --> 00:12:22,699
‫اعلیحضرت اسیر شده.

161
00:12:23,299 --> 00:12:24,832
‫فرمانروای نیرومند ما

162
00:12:25,799 --> 00:12:28,699
‫با شور و شوق وفادارانش رو فرا می‌خونه.

163
00:12:30,032 --> 00:12:31,732
‫مردم عزیز چوسان،

164
00:12:32,832 --> 00:12:35,965
‫وقتش رسیده که به وظیفه‌تون عمل کنید.

165
00:12:36,732 --> 00:12:38,399
‫بیاید اعلیحضرت رو نجات بدیم.

166
00:12:39,932 --> 00:12:41,599
‫به تمام دنیا

167
00:12:42,432 --> 00:12:44,432
‫قدرت وفاداری‌تون رو نشون بدید!

168
00:12:46,532 --> 00:12:48,132
‫صدای خوبی داره.

169
00:12:48,399 --> 00:12:50,232
‫خواننده‌ی خوبی میشد.

170
00:12:50,265 --> 00:12:52,799
‫تا حالا دیدی یه نجیب‌زاده بره سمت خوانندگی؟

171
00:12:52,832 --> 00:12:54,499
‫فقط واسه رعایای ساده‌ست.

172
00:12:55,632 --> 00:12:57,899
‫پس می‌خوای از من یاد بگیری؟

173
00:12:58,165 --> 00:12:59,599
‫دوتامون رعیت ساده هستیم.

174
00:13:00,032 --> 00:13:01,199
‫چی؟

175
00:13:23,899 --> 00:13:26,499
‫چرا همش گریه می‌کنی، بانوی من؟

176
00:13:26,932 --> 00:13:30,565
‫گریه‌ی شما اشک منو هم درمیاره.

177
00:13:30,865 --> 00:13:31,999
‫چیزی نیست.

178
00:13:35,065 --> 00:13:37,265
‫اون دختره چش شده؟

179
00:13:43,132 --> 00:13:44,632
‫چرا گریه می‌کنی؟

180
00:13:47,099 --> 00:13:48,765
‫به تو چه؟

181
00:13:49,232 --> 00:13:51,965
‫فقط می‌خواستم بدونم واسه چی گریه می‌کنی.

182
00:13:53,399 --> 00:13:55,065
‫به تمام دنیا

183
00:13:55,765 --> 00:13:57,565
‫قدرت وفاداری‌تون رو نشون بدید!

184
00:13:59,165 --> 00:14:03,632
‫انگار از ته حلقش فریاد میزنه
‫تا داوطلب جمع کنه.

185
00:14:03,732 --> 00:14:04,982
‫معلومه.

186
00:14:05,032 --> 00:14:09,699
‫ارباب جوان یون‌جون شبیه آدمای
‫بزدل نیست که فقط فکر فرارن.

187
00:14:09,799 --> 00:14:10,999
‫عجب.

188
00:14:11,532 --> 00:14:14,399
‫از کجا می‌دونستی من تصمیم دارم فرار کنم؟

189
00:14:15,799 --> 00:14:17,832
‫قیافه‌ی زشتت بهم میگه.

190
00:14:18,332 --> 00:14:19,932
‫مهم نیست چه بلایی سر کشور میاد

191
00:14:19,965 --> 00:14:22,499
‫تو فقط فکر سلامتی و خوشی خودتی.

192
00:14:24,032 --> 00:14:26,465
‫قطعا درایت خوبی دارم.

193
00:14:26,732 --> 00:14:28,965
‫آدمای تیزهوش ارزش تبدیل شدن
‫به آدمای منو دارن

194
00:14:28,999 --> 00:14:31,799
‫اگه شما هم مشتاق هستید،
‫اعلام آمادگی کنید!

195
00:14:32,832 --> 00:14:35,665
‫اگه قلبتون پر از وفاداریه، بیاید جلو!

196
00:14:35,965 --> 00:14:37,165
‫من میام!

197
00:14:39,832 --> 00:14:41,432
‫کس دیگه‌ای هم هست؟

198
00:14:41,465 --> 00:14:43,599
‫- منم ملحق میشم!
منم همینطور!

199
00:14:43,799 --> 00:14:45,049
‫- منم همینطور! ‫
 آره!

200
00:14:45,099 --> 00:14:47,032
‫- منم ملحق میشم! ‫
 منم همینطور!

201
00:14:47,065 --> 00:14:49,299
‫هی، تو عقب وایسا.

202
00:14:49,365 --> 00:14:50,499
‫چرا؟

203
00:14:50,665 --> 00:14:51,932
‫بذارید منم ملحق شم!

204
00:14:52,499 --> 00:14:54,799
‫چقدر شجاع!

205
00:14:59,432 --> 00:15:01,665
‫تو چی؟

206
00:15:11,732 --> 00:15:12,899
‫من

207
00:15:14,899 --> 00:15:16,032
‫من

208
00:15:17,832 --> 00:15:20,799
‫فکر ملحق شدن به ارتش رو ندارم.

209
00:15:21,099 --> 00:15:22,432
‫اوه خدای من.

210
00:15:22,465 --> 00:15:23,965
‫اخلاقشو ببینید.

211
00:15:26,965 --> 00:15:28,199
‫کافیه، کافیه.

212
00:15:29,432 --> 00:15:30,699
‫داوطلبانه‌ست.

213
00:15:31,632 --> 00:15:33,932
‫ما از مردم می‌خوایم که از سر
‫وفاداری‌شون پا پیش بذارن.

214
00:15:33,965 --> 00:15:35,632
‫اجباری توش نیست.

215
00:15:37,499 --> 00:15:40,232
‫اگه واسه جنگیدن به
اندازه کافی سالم نیستی

216
00:15:40,299 --> 00:15:42,265
‫بدنم کاملا سالمه.

217
00:15:44,865 --> 00:15:47,065
‫ولی باید یه چیزی بپرسم.

218
00:15:48,232 --> 00:15:50,799
‫پادشاه فرار کرد، افرادش رو رها کرد.

219
00:15:51,032 --> 00:15:52,099
‫چرا

220
00:15:52,799 --> 00:15:55,165
‫مردم باید نجاتش بدن؟

221
00:15:58,799 --> 00:15:59,832
‫هووم؟

222
00:16:01,965 --> 00:16:04,432
‫ما داریم ریشه‌ی ملت‌مون رو نجات میدیم.

223
00:16:05,932 --> 00:16:08,399
‫فرار با اولین احساس خطر.

224
00:16:09,299 --> 00:16:10,899
‫این کاریه که ریشه‌ی ملت انجام میده؟

225
00:16:10,932 --> 00:16:13,032
‫- ای احمق بدردنخور!
‫- چطور جرأت می‌کنه؟

226
00:16:13,065 --> 00:16:14,432
‫چطور می‌تونه این حرفو بزنه؟

227
00:16:14,465 --> 00:16:16,765
‫چه مرگشه؟

228
00:16:16,799 --> 00:16:19,365
‫ما باید تمام تلاشمون رو بکنیم

229
00:16:19,765 --> 00:16:22,465
‫من اصلا اینو درک نمی‌کنم.

230
00:16:22,899 --> 00:16:25,899
‫شما تمام تلاشتون رو واسه
‫نجات پادشاهتون انجام بدید.

231
00:16:27,699 --> 00:16:29,099
‫خدای من

232
00:16:36,965 --> 00:16:40,398
‫حتی اون بچه دماغو دستشو واسه
‫داوطلب شدن برد بالا.

233
00:16:40,432 --> 00:16:42,332
‫خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.

234
00:16:53,198 --> 00:16:56,665
‫زمستونه، پس بیشتر نگران لباس‌هاشونم.

235
00:16:56,832 --> 00:16:58,582
‫مایلید هرکدوم 38 کیلو پنبه پشمی اهدا کنیم

236
00:16:58,632 --> 00:17:00,332
‫واسه دوختن لباس‌های چندلایه؟

237
00:17:00,598 --> 00:17:02,298
‫ایده‌ی خیلی خوبیه.

238
00:17:02,465 --> 00:17:05,365
‫من لباس‌های چندلایه
‫واسه ارباب جوان جون‌جوئل می‌دوزم

239
00:17:05,398 --> 00:17:08,398
‫و روی کراوات روبانیش اسمم رو می‌دوزم.

240
00:17:08,998 --> 00:17:10,465
‫من داخل لباس ارباب دائه‌هو

241
00:17:10,498 --> 00:17:13,165
‫یه طلسم پیچیده‌شده توی پارچه می‌دوزم.

242
00:17:13,198 --> 00:17:14,465
‫- که زنده نگهش داره؟ ‫
 نه.

243
00:17:14,498 --> 00:17:15,765
‫که مطمئن بشم نگاهش سمت کسی نره.

244
00:17:15,798 --> 00:17:18,332
‫خدای من. واسه این طلسم هست؟

245
00:17:18,998 --> 00:17:22,698
‫من اسمم رو روی لباس
ارباب یون‌جون می‌دوزم

246
00:17:33,498 --> 00:17:35,198
‫واقعا فرار می‌کنی؟

247
00:17:35,598 --> 00:17:37,032
‫اونم وقتی بقیه می‌جنگن؟

248
00:17:37,065 --> 00:17:38,298
‫آره.

249
00:17:38,332 --> 00:17:41,232
‫اون ژاکت موردعلاقه منه. با دقت تاش کن.

250
00:17:42,032 --> 00:17:43,132
‫عجب.

251
00:17:43,698 --> 00:17:47,598
‫اگه مرد هستی باید سوار بر اسب بری به جنگ

252
00:17:47,698 --> 00:17:49,665
‫و شمشیر بکشی.

253
00:17:50,732 --> 00:17:53,665
‫ابله خان، فکر کردی جنگ شوخیه؟

254
00:17:53,798 --> 00:17:56,132
‫بحث تنبیه افراد شروره.

255
00:17:56,265 --> 00:17:58,765
‫فکر می‌کنی خارجی‌ها چون شرورن حمله کردن؟

256
00:17:58,798 --> 00:18:02,415
‫اونا به یه کشور دیگه حمله کردن
‫و دارن مردم رو می‌کشن.

257
00:18:02,465 --> 00:18:04,332
‫آدمای خوب چنین کاری می‌کنن؟

258
00:18:06,698 --> 00:18:09,032
‫- اونا هم خوب نیستن. ‫
 درسته.

259
00:18:09,898 --> 00:18:10,898
‫بهرحال

260
00:18:12,098 --> 00:18:14,432
‫اگه تمام مردها به ارتش ملحق بشن

261
00:18:15,065 --> 00:18:16,898
‫پس کی اینجا می‌مونه؟

262
00:18:17,998 --> 00:18:19,032
‫خب

263
00:18:19,532 --> 00:18:22,598
‫افراد پیر، بچه‌ها و زن‌ها.

264
00:18:32,065 --> 00:18:33,465
‫اینطوری نمیشه.

265
00:18:33,865 --> 00:18:34,998
‫همینجا صبر کن.

266
00:18:35,665 --> 00:18:37,898
‫کجا داری میری؟ جانگ

267
00:18:38,532 --> 00:18:39,765
‫خداحافظ.

268
00:18:39,798 --> 00:18:41,498
‫- در تماس باش. ‫
 باشه.

269
00:18:43,065 --> 00:18:44,665
‫خیلی سرده.

270
00:18:48,532 --> 00:18:49,532
‫خداحافظ.

271
00:18:49,565 --> 00:18:50,898
‫- مواظب خودت باش. ‫
 باشه.

272
00:19:03,632 --> 00:19:04,632
‫بانوی من.

273
00:19:06,365 --> 00:19:07,498
‫دوباره همدیگه رو دیدیم.

274
00:19:08,665 --> 00:19:10,365
‫هنوز فرار نکردی؟

275
00:19:11,098 --> 00:19:12,132
‫به زودی.

276
00:19:15,498 --> 00:19:16,665
‫چرا تو

277
00:19:19,732 --> 00:19:21,498
‫با من فرار نمی‌کنی؟

278
00:19:21,532 --> 00:19:22,532
‫چی گفتی؟

279
00:19:27,132 --> 00:19:30,198
‫اگه بریم سمت جنوب، از قلعه دور بشیم

280
00:19:30,232 --> 00:19:31,765
‫من فرار نمی‌کنم.

281
00:19:32,032 --> 00:19:34,098
‫توام می‌تونی با سرعت هرچه تمام‌تر فرار کنی.

282
00:19:35,565 --> 00:19:37,098
‫اونا ممکنه بمیرن.

283
00:19:40,932 --> 00:19:42,465
‫منظورم ارتش وفادارهاست.

284
00:19:46,598 --> 00:19:49,065
‫توام مواظب باش که موقع فرار نخوری زمین

285
00:19:49,098 --> 00:19:50,732
‫و دماغت بشکنه.

286
00:19:50,765 --> 00:19:54,165
‫ارباب والا یون‌جون متجاوزین رو شکست میده

287
00:19:54,198 --> 00:19:56,132
‫تا حالا بربرها رو دیدی؟

288
00:19:57,132 --> 00:19:58,998
‫- خب... ‫
 ندیدی.

289
00:19:59,998 --> 00:20:02,832
‫تا حالا اینقدر سمت جنوب نیومده بودن.

290
00:20:03,732 --> 00:20:05,265
‫تو در موردشون

291
00:20:06,098 --> 00:20:07,198
‫چی می‌دونی؟

292
00:20:10,398 --> 00:20:13,215
‫اونا خون گرم می‌نوشن
‫و گوشت خام حیوانات رو می‌خورن

293
00:20:13,265 --> 00:20:16,082
‫و مرد و زنشون به هیچ
اصول اخلاقی پایبند نیستن.

294
00:20:16,132 --> 00:20:18,065
‫شنیدم بی‌تمدن هستن.

295
00:20:18,432 --> 00:20:19,598
‫نیستن؟

296
00:20:20,198 --> 00:20:23,098
‫اونا خون و گوشت حیوانات رو می‌بلعن.

297
00:20:23,832 --> 00:20:24,865
‫ولی

298
00:20:26,298 --> 00:20:29,065
‫نشنیدی اونقدر جنگجوهای ماهری هستن

299
00:20:29,098 --> 00:20:31,665
‫که می‌تونن روی اسب درحال
حرکت بخورن و بخوابن؟

300
00:20:33,232 --> 00:20:35,398
‫اونا کشاورزهای بدترکیبی هستن

301
00:20:35,432 --> 00:20:38,098
‫و بیشترشون نمی‌تونن کاغذ
رو از نوشته تشخیص بدن.

302
00:20:38,198 --> 00:20:39,232
‫با این حال

303
00:20:39,832 --> 00:20:41,498
‫با اینکه خوندن بلد نیستن

304
00:20:44,265 --> 00:20:46,365
‫کشتن رو خیلی خوب بلدن.

305
00:20:52,432 --> 00:20:55,032
‫ارباب یون‌جون بی‌نظیرت؟

306
00:20:56,398 --> 00:20:58,965
‫اون بیشتر روزای عمرش رو
‫پشت میز مشغول درس خوندن بوده

307
00:20:58,998 --> 00:21:01,165
‫و قلبش واسه مردمش به درد میاد.

308
00:21:01,198 --> 00:21:02,998
‫این ارباب یون‌جون واقعیه.

309
00:21:04,565 --> 00:21:06,732
‫من وفاداریش رو تحسین می‌کنم

310
00:21:07,165 --> 00:21:11,332
‫ولی فکر می‌کنی اصلا دستش به
‫موی سر یه بربر می‌رسه؟

311
00:21:14,932 --> 00:21:16,698
‫اوه، نه.

312
00:21:18,098 --> 00:21:21,698
‫باید بره به جنگ جنگجوهای بربری که
‫آدمکش‌های حرفه‌ای هستن.

313
00:21:24,598 --> 00:21:26,532
‫فکر می‌کنی زنده می‌مونه؟

314
00:21:52,398 --> 00:21:53,432
‫بیخیال!

315
00:21:55,798 --> 00:21:56,798
‫بجنگید!

316
00:22:13,598 --> 00:22:15,265
‫با اینکه خوندن بلد نیستن

317
00:22:15,831 --> 00:22:17,831
‫کشتن رو خیلی خوب بلدن.

318
00:22:18,698 --> 00:22:22,231
‫باید بره به جنگ جنگجوهای بربری که
‫آدمکش‌های حرفه‌ای هستن.

319
00:22:23,431 --> 00:22:25,365
‫فکر می‌کنی زنده می‌مونه؟

320
00:22:33,698 --> 00:22:34,698
‫بانوی من.

321
00:22:36,298 --> 00:22:37,631
‫اینجا چکار می‌کنین؟

322
00:22:38,265 --> 00:22:40,531
‫تمرینات آماده‌سازی خوب پیش میره؟

323
00:22:40,998 --> 00:22:41,998
‫آره.

324
00:22:42,531 --> 00:22:44,998
‫اسلحه‌ها زنگ‌زدن و بدن‌های ما خشکه

325
00:22:45,031 --> 00:22:47,931
‫واسه همین بعد از چند روز تمرین میریم.

326
00:22:48,598 --> 00:22:51,231
‫ولی نیاز به زره و اسب داریم.

327
00:22:51,265 --> 00:22:53,165
‫عضو ارتش نشو.

328
00:22:55,965 --> 00:22:56,965
‫چی؟

329
00:22:58,665 --> 00:23:00,331
‫جنگجوهای چینگ

330
00:23:00,665 --> 00:23:03,031
‫آدمکش‌های ماهری هستن.

331
00:23:03,698 --> 00:23:05,448
‫اگه یه نیزه از پشت اسب پرتاب کنن

332
00:23:05,498 --> 00:23:07,398
‫پنج شش نفر به سیخ کشیده میشن.

333
00:23:08,998 --> 00:23:12,498
‫تو به جای پرتاب تیر
‫تصمیم گرفتی درس و مطالعه رو انتخاب کنی.

334
00:23:12,531 --> 00:23:14,931
‫اونقدر دلت نازکه که
نمی‌تونی یه پرنده رو بکشی.

335
00:23:15,731 --> 00:23:19,765
‫توی جنگ رو در رو با بربرها، بدون شک

336
00:23:22,531 --> 00:23:23,731
‫ممکنه بمیرم؟

337
00:23:25,931 --> 00:23:29,198
‫ولی اعلیحضرت توی قلعه‌ی نامهان حبس شده.

338
00:23:30,765 --> 00:23:33,031
‫تمام مردم چوسان می‌تونن

339
00:23:33,431 --> 00:23:35,131
‫یا مثل یه بزدل زندگی کنن

340
00:23:36,465 --> 00:23:38,398
‫یا با افتخار بمیرن.

341
00:23:47,098 --> 00:23:48,131
‫ولی

342
00:23:49,765 --> 00:23:51,031
‫باید جلوشون رو بگیریم.

343
00:23:51,065 --> 00:23:53,231
‫ارتش چینگ سریع و بیرحمه

344
00:23:53,265 --> 00:23:56,431
‫- و دانشمندهای جوون درسخون...
‫- حریف اونا نیستن.

345
00:23:56,465 --> 00:24:00,498
‫می‌دونی ارباب جوان ممکنه بمیره

346
00:24:00,631 --> 00:24:02,515
‫و جلوشو نگرفتی؟

347
00:24:02,565 --> 00:24:05,231
‫جنگیدن فقط به قدرت مربوط نمیشه.

348
00:24:05,698 --> 00:24:08,215
‫ارباب یون‌جون یه
استراتژیست پرشور و وفاداره.

349
00:24:08,265 --> 00:24:10,015
‫بربرها استراتژیست نیستن

350
00:24:10,065 --> 00:24:12,148
‫و به ارباب‌شون وفادار نیستن؟

351
00:24:12,198 --> 00:24:14,531
‫ارباب یون‌جون تمام عمرش درس خونده

352
00:24:14,565 --> 00:24:17,031
‫تا یه شهروند وفادار باشه.

353
00:24:17,465 --> 00:24:19,731
‫چطور می‌تونه گرفتاری ملتش رو نادیده بگیره؟

354
00:24:19,765 --> 00:24:22,431
‫شهروند وفادار؟ آره، این عالیه.

355
00:24:22,498 --> 00:24:25,165
‫خدمت به مردم و پادشاه خوبه.

356
00:24:25,231 --> 00:24:27,698
‫واسم مهم نیست پادشاه زنده بمونه یا بمیره.

357
00:24:27,731 --> 00:24:28,731
‫گیل‌چائه.

358
00:24:28,765 --> 00:24:29,765
‫ولی

359
00:24:30,498 --> 00:24:34,515
‫وقتی به این فکر می‌کنم که ارباب‌های جوان
‫به قلبشون تیر بخوره

360
00:24:34,565 --> 00:24:36,698
‫و نیزه‌ها استخوناشون رو خرد کنن

361
00:24:41,265 --> 00:24:42,965
‫اجازه میدی بمیره؟

362
00:25:05,031 --> 00:25:06,031
‫آره.

363
00:25:08,065 --> 00:25:09,231
‫حق با توئه.

364
00:25:10,198 --> 00:25:12,331
‫ارباب یون‌جون ممکنه بمیره.

365
00:25:12,698 --> 00:25:14,565
‫ممکنه دیگه هرگز نبینمش.

366
00:25:37,998 --> 00:25:39,498
‫آره. همینه.

367
00:25:40,065 --> 00:25:42,065
‫داری کار درست رو انجام میدی.

368
00:25:45,198 --> 00:25:46,898
‫دارن چی میگن؟

369
00:25:51,398 --> 00:25:52,498
‫ایول.

370
00:25:52,598 --> 00:25:55,065
‫حتما صحبت‌هاشون به خوبی پیش رفته.

371
00:25:58,331 --> 00:25:59,498
‫اون‌ئه.

372
00:26:00,398 --> 00:26:01,531
‫گیل‌چائه.

373
00:26:01,631 --> 00:26:03,798
‫خب، خوب پیش رفت؟

374
00:26:05,398 --> 00:26:07,798
‫یعنی ارباب یون‌جون نمیره

375
00:26:07,831 --> 00:26:09,431
‫ارباب جوان گفت

376
00:26:10,165 --> 00:26:13,065
‫قبل از اینکه بره جنگ ازدواج می‌کنیم.

377
00:26:14,431 --> 00:26:15,598
‫چی؟

378
00:26:16,465 --> 00:26:17,565
‫ازدواج می‌کنید؟

379
00:26:18,931 --> 00:26:20,231
‫حق با تو بود.

380
00:26:20,965 --> 00:26:22,848
‫ارباب جوان ممکنه برنگرده

381
00:26:22,898 --> 00:26:25,798
‫و نمی‌تونم بذارم بدون برگزاری
‫مراسم عروسی بره.

382
00:26:28,998 --> 00:26:30,198
‫ممونم.

383
00:26:41,831 --> 00:26:44,531
‫چکار کنم؟

384
00:26:46,165 --> 00:26:47,665
‫گریه نکن.

385
00:26:47,698 --> 00:26:50,465
‫اگه زیاد گریه کنی چشمات زشت میشه.

386
00:26:50,498 --> 00:26:53,031
‫اونا که واقعا ازدواج نمی‌کنن، مگه نه؟

387
00:26:55,298 --> 00:26:58,898
‫اگه ارباب یون‌جون تصمیم بگیره
‫اینکارو بکنه، پس می‌کنه.

388
00:26:58,998 --> 00:27:00,031
‫نه.

389
00:27:00,431 --> 00:27:02,848
‫اون‌ئه وقتی تصمیم بگیره
کاری رو بکنه، می‌کنه.

390
00:27:02,898 --> 00:27:04,131
‫من داغونم.

391
00:27:04,165 --> 00:27:06,631
‫من حسابی داغونم.

392
00:27:06,665 --> 00:27:08,898
‫پس چرا رفتی اون‌ئه رو تشویق کردی که

393
00:27:08,931 --> 00:27:10,398
‫خفه شو.

394
00:27:10,631 --> 00:27:12,131
‫می‌خواستم اون نره جنگ.

395
00:27:12,165 --> 00:27:14,365
‫نمی‌خواستم که با اون‌ئه عروسی کنه.

396
00:27:15,698 --> 00:27:17,198
‫اصلا چرا اون‌ئه؟

397
00:27:17,465 --> 00:27:19,965
‫چرا اون‌ئه رو به من ترجیح داد؟

398
00:27:20,465 --> 00:27:21,865
‫دیگه داری زیادی

399
00:27:21,898 --> 00:27:22,965
‫زیادی چی؟

400
00:27:24,098 --> 00:27:26,165
‫خودت بهتر از هرکسی اینو می‌دونی.

401
00:27:26,298 --> 00:27:28,698
‫مردها اهمیتی به ماهی‌ای که از قبل
‫صیدش کرده باشن نمیدن

402
00:27:28,731 --> 00:27:31,931
‫و خیلی راحت از دست زنی که
‫بیفته دنبالشون خسته میشن.

403
00:27:37,598 --> 00:27:39,531
‫درسته. حق با توئه.

404
00:27:41,098 --> 00:27:42,165
‫جدی؟

405
00:27:42,498 --> 00:27:43,798
‫پس اینقدر فکر و ذهنت رو درگیر
‫ارباب یون‌جون نکن

406
00:27:43,831 --> 00:27:45,198
‫ارباب یون‌جون هیچوقت

407
00:27:45,231 --> 00:27:49,164
‫حتی به ذهنش خطور نکرده
‫که من ممکنه زن کس دیگه‌ای بشم.

408
00:27:49,198 --> 00:27:50,264
‫همینه.

409
00:27:53,964 --> 00:27:54,998
‫اگه

410
00:27:55,298 --> 00:27:57,764
‫قرار باشه زن کس دیگه‌ای بشم

411
00:27:57,798 --> 00:28:00,131
‫متوجه احساساتش میشه

412
00:28:00,398 --> 00:28:02,548
‫و بالاخره اعتراف می‌کنه

413
00:28:02,598 --> 00:28:05,398
‫که فقط عاشق منه.

414
00:28:06,598 --> 00:28:10,631
‫اونوقت تظاهر به مقاومت می‌کنم
‫و کاری می‌کنم بلند شه و بگه،

415
00:28:11,364 --> 00:28:13,498
‫ "منم تو رو دوست دارم."

416
00:28:14,664 --> 00:28:15,798
‫بانوی من!

417
00:28:17,031 --> 00:28:18,331
‫چته؟

418
00:28:30,598 --> 00:28:31,731
‫بانوی من.

419
00:28:32,531 --> 00:28:34,331
‫چرا می‌خواستید منو ببینید؟

420
00:28:40,498 --> 00:28:43,198
‫آماده‌ای که عضو جنگجویان غیرنظامی بشی؟

421
00:28:43,798 --> 00:28:44,931
‫بله.

422
00:28:45,798 --> 00:28:48,798
‫با همین دست سر دشمن رو از تنش
‫جدا می‌کنم و تقدیمت می‌کنم، بانو گیل‌چائه.

423
00:28:48,831 --> 00:28:50,031
‫وای خدا.

424
00:28:50,064 --> 00:28:52,264
‫نمی‌خوام چنین چیز وحشتناکی رو بشنوم.

425
00:28:52,298 --> 00:28:54,098
‫متأسفم.

426
00:28:54,498 --> 00:28:56,898
‫ولی جنگیدنت با دشمن

427
00:28:56,931 --> 00:28:58,864
‫واقعا دلگرم‌کننده‌ست، مگه نه؟

428
00:28:58,898 --> 00:28:59,998
‫ممنونم.

429
00:29:00,664 --> 00:29:01,664
‫نه

430
00:29:01,698 --> 00:29:03,231
‫باید ازتون تشکر کنم.

431
00:29:04,231 --> 00:29:05,331
‫ولی

432
00:29:05,798 --> 00:29:07,531
‫واقعا ناامیدکننده‌ست.

433
00:29:07,964 --> 00:29:10,098
‫چی؟ چی شده؟

434
00:29:10,498 --> 00:29:14,331
‫می‌دونم که بزرگترهای خونواده‌هامون
‫سال‌ها پیش درمورد ما صحبت کردن.

435
00:29:14,364 --> 00:29:18,264
‫که ما همسران خوبی واسه همدیگه میشیم.

436
00:29:18,864 --> 00:29:21,331
‫این خواسته‌ی بزرگتراست.

437
00:29:21,364 --> 00:29:24,498
‫امکان نداره شما به ابلهی مثل من اهمیت بدید.

438
00:29:24,531 --> 00:29:26,831
‫شنیدم ارباب یون‌جون تصمیم داره
‫قبل از رفتن با اون‌ئه عروسی کنه

439
00:29:26,864 --> 00:29:28,831
‫که عشقش رو بهش نشون بده.

440
00:29:30,864 --> 00:29:32,531
‫تو خیلی بی‌عاطفه‌ای.

441
00:29:34,464 --> 00:29:35,564
‫بانوی من.

442
00:29:46,298 --> 00:29:48,764
‫- ممنونم. 
 ممنون.

443
00:29:48,798 --> 00:29:49,998
‫ممنون.

444
00:29:54,898 --> 00:29:57,364
‫عجب.

445
00:29:58,464 --> 00:29:59,898
‫زیاد بخور.

446
00:29:59,931 --> 00:30:01,431
‫زیاد بخور پسرم.

447
00:30:05,764 --> 00:30:06,931
‫خداوندا!

448
00:30:08,498 --> 00:30:11,281
‫به زودی این مرد بی‌ارزش

449
00:30:11,331 --> 00:30:13,164
‫برای نجات اعلیحضرت میره.

450
00:30:15,731 --> 00:30:16,931
‫قبل از رفتن

451
00:30:18,031 --> 00:30:19,548
‫فقط یک آرزو دارم.

452
00:30:19,598 --> 00:30:21,764
‫بیخیال پسرم.

453
00:30:21,798 --> 00:30:24,364
‫نباید نگران ما باشی.

454
00:30:25,464 --> 00:30:26,564
‫والا.

455
00:30:27,064 --> 00:30:28,131
‫چی؟

456
00:30:28,531 --> 00:30:29,664
‫بانو گیل‌چائه.

457
00:30:30,498 --> 00:30:32,098
‫لطفا با من ازدواج کن.

458
00:30:33,031 --> 00:30:34,464
‫چی؟

459
00:30:34,598 --> 00:30:36,931
‫بانوی من.

460
00:30:48,598 --> 00:30:52,764
‫ارباب جوان، چطور می‌تونید
‫جلوی این همه آدم اینکارو بکنید؟

461
00:30:52,898 --> 00:30:54,331
‫چون قلبم

462
00:30:54,364 --> 00:30:57,298
‫پر از غروره و زیر آفتاب خجالت نمی‌کشه.

463
00:30:58,164 --> 00:31:01,998
‫اگه کسی بپرسه بهترین کاری که
‫توی عمرم کردم چی بوده،

464
00:31:02,031 --> 00:31:03,864
‫میگم شجاعتیه که امروز نشون دادم.

465
00:31:03,898 --> 00:31:05,064
‫پسرم!

466
00:31:06,064 --> 00:31:08,064
‫چرا جلوی این همه آدم آبروریزی می‌کنی؟

467
00:31:08,098 --> 00:31:09,731
‫- بابا! ‫
 خدای من.

468
00:31:09,964 --> 00:31:12,031
‫این تنها آرزوی منه.

469
00:31:12,931 --> 00:31:16,398
‫ممکنه توی میدون جنگ بمیرم.

470
00:31:17,564 --> 00:31:20,581
‫آرزوی منو نادیده می‌گیرید؟

471
00:31:20,631 --> 00:31:22,564
‫- خدای من.
 اوه خدا.

472
00:31:26,298 --> 00:31:27,998
‫- صبر کن. 
 صبر کن.

473
00:31:28,598 --> 00:31:29,598
‫خدای من.

474
00:31:35,498 --> 00:31:38,331
‫حرکت زیبایی بود.

475
00:31:38,464 --> 00:31:40,864
‫- خیلی به هم میان. ‫
 آره.

476
00:32:04,098 --> 00:32:05,731
‫لطفا با من ازدواج کن.

477
00:32:14,064 --> 00:32:15,431
‫چی؟ با اون ازدواج کنی؟

478
00:32:18,364 --> 00:32:20,698
‫داری در اوج خشم ازدواج می‌کنی؟

479
00:32:23,431 --> 00:32:25,181
‫به تو چه ربطی داره؟

480
00:32:25,231 --> 00:32:27,614
‫اون ارباب سون‌یاک خام
‫ممکنه با صدای بلند

481
00:32:27,664 --> 00:32:30,198
‫و بدون دلیل درست ازت خواستگاری کرده باشه،

482
00:32:31,698 --> 00:32:35,831
‫ولی آیا ارباب یون‌جون واقعا
‫به این دلیل نظرش عوض میشه؟

483
00:32:40,031 --> 00:32:42,431
‫ببین، ارباب یون‌جون

484
00:32:42,464 --> 00:32:44,098
‫یه مرد اهل عمله.

485
00:32:45,698 --> 00:32:47,498
‫ممکنه وانمود کرده باشه که شوکه شده

486
00:32:47,531 --> 00:32:49,631
‫ولی قصد ازدواج با تو رو نداره.

487
00:32:49,664 --> 00:32:50,931
‫می‌دونی چرا؟

488
00:32:53,364 --> 00:32:57,598
‫نمی‌تونه از پس زنی مثل تو بربیاد
‫که سابقه‌ی چندان درخشانی نداره.

489
00:32:58,098 --> 00:32:59,831
‫اون واسه اینکه

490
00:33:01,331 --> 00:33:04,781
‫از پس یکی مثل تو بربیاد، زیادی ضعیفه.

491
00:33:04,831 --> 00:33:05,898
‫چی؟

492
00:33:06,598 --> 00:33:09,664
‫ارباب یون‌جون اهل عمل و ضعیفه؟

493
00:33:09,998 --> 00:33:13,464
‫اونی که بارشو بسته تا
جون خودشو نجات بده تویی.

494
00:33:13,531 --> 00:33:15,798
‫ارباب یون‌جون داره جونشو بخاطر مردمش

495
00:33:15,831 --> 00:33:19,198
‫و پادشاهش به‌خطر میندازه،
‫و تو بازم تحقیرش می‌کنی؟

496
00:33:19,264 --> 00:33:21,097
‫اگه اسم ارباب یون‌جون رو

497
00:33:21,131 --> 00:33:24,097
‫توی اون دهان حقیرت بیاری

498
00:33:24,764 --> 00:33:26,397
‫می‌زنم اون صورت سنگیت رو

499
00:33:26,431 --> 00:33:27,831
‫پودر می‌کنم.

500
00:33:34,897 --> 00:33:37,631
‫پودر یکم زیادی خشنه، نه؟

501
00:33:40,231 --> 00:33:43,597
‫چی؟ ارباب یون‌جون اهل عمل و ضعیفه؟

502
00:33:43,697 --> 00:33:45,331
‫من سابقه‌ی درخشانی ندارم؟

503
00:33:45,364 --> 00:33:48,264
‫خب، سابقه‌ات همچین درجه یک نیست.

504
00:33:49,497 --> 00:33:50,731
‫حالا هرچی.

505
00:33:52,364 --> 00:33:54,431
‫تو خیلی عجیبی بانوی من.

506
00:33:54,897 --> 00:33:56,731
‫وقتی ارباب جانگ هیون باهات صحبت می‌کنه

507
00:33:56,764 --> 00:33:59,164
‫به تک تک کلماتش واکنش نشون میدی.

508
00:33:59,231 --> 00:34:00,764
‫وقتی بقیه ارباب‌های جوان اذیتت می‌کنن

509
00:34:00,797 --> 00:34:02,414
‫اجازه نمیدی بهت نزدیک بشن.

510
00:34:02,464 --> 00:34:03,631
‫کِی اینکارو کردم؟

511
00:34:03,831 --> 00:34:05,497
‫من هیچوقت اینکارو نکردم.

512
00:34:06,264 --> 00:34:07,564
‫لعنتی.

513
00:34:18,897 --> 00:34:19,931
‫گیل‌چائه.

514
00:34:21,831 --> 00:34:24,564
‫می‌خوای با ارباب سون‌یاک ازدواج کنی؟

515
00:34:26,397 --> 00:34:27,597
‫نمی‌دونم.

516
00:34:27,897 --> 00:34:29,097
‫راستش فکر می‌کردم

517
00:34:29,131 --> 00:34:31,931
‫تو به یه نفر دیگه علاقه داری.

518
00:34:35,631 --> 00:34:36,764
‫من؟

519
00:34:37,631 --> 00:34:38,614
‫کی؟

520
00:34:38,664 --> 00:34:40,464
‫روز جشن

521
00:34:40,497 --> 00:34:44,464
‫همه بخاطر خبر شروع جنگ شوکه شده بودیم.

522
00:34:44,531 --> 00:34:45,581
‫درسته.

523
00:34:45,631 --> 00:34:49,431
‫می‌دونی به محض شنیدن این خبر
‫اول به کی نگاه کردی؟

524
00:34:49,464 --> 00:34:50,497
‫چی؟

525
00:34:51,731 --> 00:34:53,464
‫خب یادم نیست

526
00:34:54,097 --> 00:34:58,064
‫فکر کردم شاید بهش علاقه داری.

527
00:35:00,231 --> 00:35:03,264
‫راستش این جلسه رو
‫به درخواست ارباب سون‌یاک برگزار کردم.

528
00:35:03,297 --> 00:35:04,964
‫الان میاد اینجا.

529
00:35:10,664 --> 00:35:14,397
‫معمولا تاریخ ازدواج باید به دقت انتخاب بشه.

530
00:35:14,597 --> 00:35:17,764
‫هرچند با این آشوب چنین امکانی نیست.

531
00:35:18,397 --> 00:35:20,597
‫پس می‌خوام بپرسم گیل‌چائه،

532
00:35:21,297 --> 00:35:22,531
‫تو می‌خوای

533
00:35:22,564 --> 00:35:26,397
‫با ارباب سون‌یاک قبل از
رفتنش به جنگ ازدواج کنی؟

534
00:35:37,931 --> 00:35:39,531
‫خب چون اون

535
00:35:39,764 --> 00:35:42,164
‫دامادیه که پدر و مادرم واسم انتخاب کردن

536
00:35:47,331 --> 00:35:48,364
‫بانوی من.

537
00:35:53,897 --> 00:35:54,931
‫در این صورت

538
00:35:55,464 --> 00:35:57,864
‫خوبه جشن عروسی‌مون رو با همدیگه بگیریم؟

539
00:35:58,964 --> 00:36:00,697
‫نظر تو چیه؟

540
00:36:07,564 --> 00:36:08,997
‫من موافقم.

541
00:36:27,197 --> 00:36:28,397
‫بانوی من.

542
00:36:31,664 --> 00:36:32,764
‫چقدر بیرحم.

543
00:36:33,764 --> 00:36:35,197
‫خیلی بیرحمانه‌ست.

544
00:36:42,947 --> 00:36:52,947
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

545
00:37:00,697 --> 00:37:01,964
‫اشکاتو پاک کن.

546
00:37:02,464 --> 00:37:05,831
‫اگه صورتت رو خشک نکنی
‫باد سرد پوستت رو خراب می‌کنه.

547
00:37:17,531 --> 00:37:20,664
‫اینقدر از ازدواج کردن یون‌جون ناراحتی؟

548
00:37:23,764 --> 00:37:25,764
‫کم مونده کشور و پادشاهمون رو از دست بدیم،

549
00:37:25,797 --> 00:37:28,114
‫- اونوقت تو از این موضوع ناراحتی؟
‫- آره؟

550
00:37:28,164 --> 00:37:31,131
‫این واسه من ناراحت‌کننده‌تر از
‫از دست دادن کشوره.

551
00:37:31,231 --> 00:37:34,797
‫درواقع جنگ و مرگ منو نمی‌ترسونه
‫یا پریشون نمی‌کنه!

552
00:37:41,164 --> 00:37:43,831
‫مرگ تو رو نمی‌ترسونه یا پریشون نمی‌کنه،
‫که اینطور.

553
00:37:44,031 --> 00:37:45,397
‫امیدی بهت نیست.

554
00:37:51,497 --> 00:37:55,231
‫در این صورت، چطوره جلوی
‫ازدواج کردن‌شون رو بگیری؟

555
00:37:55,597 --> 00:37:59,331
‫ناراحتم چون هرکاری کنم نمی‌تونم
‫جلوشون رو بگیرم!

556
00:38:00,997 --> 00:38:02,597
‫به کمک من نیاز داری؟

557
00:38:03,264 --> 00:38:04,264
‫بانوی من.

558
00:38:05,031 --> 00:38:08,364
‫اگه بهت کمک کنم، تو واسم چکار می‌کنی؟

559
00:38:09,164 --> 00:38:10,764
‫از تو برنمیاد.

560
00:38:11,564 --> 00:38:13,564
‫سربه‌سر من نذار و برو.

561
00:38:13,597 --> 00:38:14,597
‫فقط برو!

562
00:38:31,831 --> 00:38:35,431
‫شنیدم در تأمین زره و سلاح مشکلاتی دارین.

563
00:38:35,631 --> 00:38:38,881
‫اسلحه‌هایی که ده سال پیش
‫در طول جنگ بدست آوردیم

564
00:38:38,931 --> 00:38:40,397
‫قدیمی و زنگ‌زده‌ان.

565
00:38:41,897 --> 00:38:43,547
‫هرچند تعمیرشدن

566
00:38:43,597 --> 00:38:45,064
‫می‌تونم کمک کنم.

567
00:38:46,497 --> 00:38:49,631
‫من چند ماه پیش زره و سلاح خریدم.

568
00:38:50,131 --> 00:38:51,864
‫تو سلاح انبار کردی؟

569
00:38:52,064 --> 00:38:54,130
‫اسمشو بذارید شَم تجاری.

570
00:38:55,164 --> 00:38:57,264
‫از اونجایی که با خارجی‌ها معامله دارم،

571
00:38:57,697 --> 00:39:01,597
‫می‌دونستم که به زودی
یه اتفاق بزرگ قراره بیفته.

572
00:39:03,130 --> 00:39:04,797
‫واسه رفتن به میدون جنگ

573
00:39:05,330 --> 00:39:08,847
‫مردم باید سلاح و زره خودشون رو بخرن.

574
00:39:08,897 --> 00:39:11,697
‫می‌دونستم که این بیزینس خیلی خوبیه.

575
00:39:12,097 --> 00:39:13,564
‫تو یه نجیب‌زاده هستی

576
00:39:13,597 --> 00:39:15,530
‫با این‌حال پول کورت کرده.

577
00:39:15,997 --> 00:39:17,997
‫چطور می‌تونی به فکر ثروت‌اندوزی باشی

578
00:39:18,030 --> 00:39:19,530
‫وقتی که کشور توی دردسر افتاده؟

579
00:39:19,564 --> 00:39:21,297
‫عجب ابله مادی‌گرایی هستی!

580
00:39:21,330 --> 00:39:22,497
‫کافیه.

581
00:39:23,897 --> 00:39:25,564
‫این ماییم که بدهکاریم.

582
00:39:26,430 --> 00:39:29,964
‫هنوز پول برنجی که
‫به مدرسه دادی رو پرداخت نکردیم.

583
00:39:29,997 --> 00:39:32,397
‫این دفعه هم شرط و شروطی داری؟

584
00:39:34,964 --> 00:39:37,964
‫چون در ازای پذیرش توی مدرسه برنج تهیه کردی،

585
00:39:37,997 --> 00:39:40,730
‫حتما این دفعه هم یه شرطی داری.

586
00:39:41,064 --> 00:39:42,097
‫حالا

587
00:39:42,730 --> 00:39:43,997
‫این شد حرف حساب.

588
00:39:45,997 --> 00:39:48,147
‫قبل از رفتن نیروهای داوطلب

589
00:39:48,197 --> 00:39:50,830
‫شنیدم خیلیا واسه ازدواج عجله دارن.

590
00:39:50,864 --> 00:39:54,030
‫نظرتون چیه عروسی‌هارو به تعویق بندازید؟

591
00:39:56,030 --> 00:39:58,697
‫اگه قرار بود توی میدون جنگ بمیرید

592
00:39:59,930 --> 00:40:01,197
‫حرفت تموم شد؟

593
00:40:01,997 --> 00:40:04,130
‫فکر کردم قراره برید جنگ.

594
00:40:05,797 --> 00:40:08,664
‫واسه گذشتن از جونتون آماده نیستید؟

595
00:40:14,630 --> 00:40:15,697
‫واسه مردها

596
00:40:17,030 --> 00:40:18,664
‫ازدواج مجدد بعد از فوت زنشون

597
00:40:18,697 --> 00:40:21,597
‫عواقبی واسه بچه‌هاشون به دنبال نداره.

598
00:40:22,864 --> 00:40:26,130
‫ولی اگه یه زن بیوه بخواد ازدواج مجدد کنه،

599
00:40:26,164 --> 00:40:28,730
‫بچه‌هاشون از گذشته‌شون خجالت‌زده میشن

600
00:40:28,764 --> 00:40:31,030
‫و نمی‌تونن خودشون رو بالا بکشن.

601
00:40:31,664 --> 00:40:32,697
‫بنابراین

602
00:40:34,330 --> 00:40:37,230
‫یه مرد بیوه ممکنه بتونه به زندگیش ادامه بده

603
00:40:37,664 --> 00:40:39,597
‫ولی زندگی یه زن بیوه

604
00:40:40,064 --> 00:40:42,764
‫با مرگ شوهرش متوقف میشه.

605
00:40:46,530 --> 00:40:50,397
‫لطفا به فکر آینده‌ی
بانوان نونگ‌گان‌ری باشید.

606
00:40:51,597 --> 00:40:54,097
‫اونا با عشق و توجه بزرگ شدن.

607
00:40:54,497 --> 00:40:55,830
‫تصمیم دارید که

608
00:40:56,664 --> 00:40:59,530
‫آینده‌شون رو به نابودی بکشونید؟

609
00:41:30,697 --> 00:41:31,797
‫بانو گیل‌چائه.

610
00:41:33,097 --> 00:41:34,530
‫من به زودی میرم.

611
00:41:36,330 --> 00:41:37,330
‫قبلش

612
00:41:38,030 --> 00:41:39,864
‫یه تصمیم گرفتم

613
00:41:40,764 --> 00:41:42,430
‫چون خیلی واسم عزیز هستید.

614
00:41:43,730 --> 00:41:45,964
‫چه تصمیمی گرفتی؟

615
00:41:48,030 --> 00:41:49,697
‫من با شما ازدواج نمی‌کنم.

616
00:41:50,797 --> 00:41:51,797
‫چی؟

617
00:41:53,530 --> 00:41:56,430
‫یه مرد بیوه ممکنه بتونه به زندگیش ادامه بده

618
00:41:56,564 --> 00:41:58,730
‫ولی زندگی یه زن بیوه

619
00:41:59,497 --> 00:42:02,130
‫با مرگ شوهرش متوقف میشه.

620
00:42:02,164 --> 00:42:04,830
‫به همین دلیل تمام مردهای نونگ‌گان‌ری

621
00:42:05,864 --> 00:42:08,864
‫تصمیم گرفتن قبل از رفتن ازدواج نکنن.

622
00:42:12,530 --> 00:42:14,164
‫یعنی منظورت اینه

623
00:42:23,764 --> 00:42:25,564
‫واسه همین، من

624
00:42:25,597 --> 00:42:26,664
‫بانوی من.

625
00:42:27,464 --> 00:42:28,597
‫بانو گیل‌چائه.

626
00:42:30,364 --> 00:42:32,697
‫ولی ارباب جوان، من

627
00:42:38,497 --> 00:42:40,564
‫درمورد لی جانگ هیون اشتباه قضاوت کردم.

628
00:42:41,264 --> 00:42:44,014
‫به‌نظر میاد مرد بسیار باملاحظه‌ای باشه.

629
00:42:44,064 --> 00:42:45,064
‫ولی

630
00:42:51,697 --> 00:42:52,964
‫اشکال نداره.

631
00:42:53,964 --> 00:42:56,497
‫حداقل ازدواج نمی‌کنن.

632
00:42:58,297 --> 00:42:59,897
‫فعلا همین خوبه.

633
00:43:28,297 --> 00:43:30,147
‫ارباب سون‌یاک رو خبر کن.

634
00:43:30,197 --> 00:43:32,464
‫دوباره؟ واسه چی؟

635
00:43:53,030 --> 00:43:54,597
‫بانوی من.

636
00:43:56,964 --> 00:43:58,630
‫جونگ جونگ داره نگاه می‌کنه.

637
00:43:58,964 --> 00:43:59,997
‫اوه، درسته.

638
00:44:01,864 --> 00:44:04,597
‫توی نونگ‌گان‌ری، تو بهترین کماندار هستی

639
00:44:04,630 --> 00:44:07,014
‫و کارت با شمشیر عالیه، درسته؟

640
00:44:07,064 --> 00:44:09,864
‫توی روستای ما تو شجاع‌ترین مرد نیستی؟

641
00:44:10,630 --> 00:44:11,830
‫خب من

642
00:44:14,630 --> 00:44:15,730
‫اون‌ئه

643
00:44:16,430 --> 00:44:20,164
‫خیلی نگرانه که ارباب یون‌جون آسیب ببینه.

644
00:44:20,197 --> 00:44:21,797
‫من می‌خوام که تو

645
00:44:22,564 --> 00:44:24,030
‫بخاطر بانو اون‌ئه

646
00:44:24,064 --> 00:44:26,830
‫نزدیک ارباب یون‌جون بمونی.

647
00:44:31,030 --> 00:44:34,430
‫اگه نیاز شد با شونه‌های
ستبرت سپر اون بشی

648
00:44:35,297 --> 00:44:36,397
‫بانوی من.

649
00:44:36,430 --> 00:44:38,697
‫دوستم اون‌ئه خیلی خوشحال میشه

650
00:44:39,197 --> 00:44:40,597
‫و منم همینطور.

651
00:44:41,663 --> 00:44:42,863
‫بعدش

652
00:44:43,930 --> 00:44:45,130
‫بعدش؟

653
00:44:47,297 --> 00:44:50,130
‫وقتی برگشتی، دوتامون

654
00:44:50,197 --> 00:44:51,363
‫دوتامون؟

655
00:44:54,130 --> 00:44:56,797
‫- بدون جونگ جونگ.
‫- بدون جونگ جونگ؟

656
00:45:02,997 --> 00:45:04,197
‫اینکارو می‌کنم.

657
00:45:04,630 --> 00:45:05,997
‫بهت قول میدم.

658
00:45:12,330 --> 00:45:13,397
‫خداحافظ.

659
00:45:18,463 --> 00:45:19,630
‫خداحافظ.

660
00:45:24,397 --> 00:45:26,063
‫داره میره؟

661
00:45:26,797 --> 00:45:27,830
‫جونگ جونگ.

662
00:45:27,863 --> 00:45:29,530
‫اون ازدواج نمی‌کنه، درسته؟

663
00:45:33,130 --> 00:45:34,997
‫منو تعقیب می‌کنی؟

664
00:45:37,130 --> 00:45:38,830
‫چیزی واسم داری؟

665
00:45:38,863 --> 00:45:40,597
‫مثلا به نشانه‌ی سپاسگزاری؟

666
00:45:41,163 --> 00:45:43,297
‫این چه مزخرفیه میگی؟

667
00:45:44,897 --> 00:45:46,347
‫هنوز فکر می‌کنی

668
00:45:46,397 --> 00:45:49,230
‫من یه سنگ زشت و بزدل و بی‌مایه‌ام؟

669
00:45:50,230 --> 00:45:51,480
‫تو فکر می‌کنی

670
00:45:51,530 --> 00:45:54,430
‫پرسیدن مداوم، سنگ رو به طلا تبدیل می‌کنه؟

671
00:45:56,630 --> 00:45:58,630
‫اگه بخوام واسه محافظت از مردم کاری بکنم

672
00:45:58,663 --> 00:46:00,430
‫باعث نمیشه کمتر زشت باشم؟

673
00:46:05,763 --> 00:46:07,463
‫به استاد سون‌یاک

674
00:46:08,097 --> 00:46:12,197
‫در ازای محافظت از
ارباب یون‌جون یه قولی دادی.

675
00:46:12,230 --> 00:46:14,897
‫یه چیزی که جونگ جونگ توش نباشه.

676
00:46:15,197 --> 00:46:16,563
‫فالگوش ایستادی؟

677
00:46:16,897 --> 00:46:18,597
‫یه پیشنهاد دارم.

678
00:46:18,897 --> 00:46:21,363
‫اگه توی محافظت از مردم کمک کنم

679
00:46:21,630 --> 00:46:24,530
‫و اونقدر خوش‌شانس باشم که زنده برگردم

680
00:46:26,030 --> 00:46:27,130
‫اونوقت

681
00:46:31,563 --> 00:46:33,963
‫اجازه بده محبتم رو نثارت کنم.

682
00:46:51,430 --> 00:46:52,597
‫آفرین.

683
00:46:53,630 --> 00:46:55,163
‫باید همینکارو کنی.

684
00:47:00,497 --> 00:47:01,930
‫بعد از رفتن ما

685
00:47:03,730 --> 00:47:05,797
‫اگه گذرت به یه بربر افتاد

686
00:47:09,163 --> 00:47:11,963
‫با همین کاری که الان کردی از خودت دورش کن.

687
00:47:24,097 --> 00:47:25,130
‫خداحافظ.

688
00:47:47,497 --> 00:47:48,563
‫امروز

689
00:47:49,563 --> 00:47:52,897
‫ایستادم تا با مردم عهدی ببندم.

690
00:47:53,830 --> 00:47:55,097
‫قسم می‌خورم

691
00:47:55,730 --> 00:47:58,797
‫متجاوزینی که به سرزمین ما
‫تعدی کردن رو شکست بدم!

692
00:48:01,130 --> 00:48:03,730
‫تا ابد زنده باد چوسان!

693
00:48:04,563 --> 00:48:07,530
‫تا ابد سرزمین ما پربرکت!

694
00:48:33,163 --> 00:48:35,580
‫من امروز صبح زیادی آبنبات جینسینگ خوردم؟

695
00:48:35,630 --> 00:48:37,330
‫چرا قلبم داره تندتند می‌کوبه؟

696
00:48:37,563 --> 00:48:38,763
‫قلب توام؟

697
00:48:40,030 --> 00:48:41,230
‫قلب منم.

698
00:48:45,630 --> 00:48:46,963
‫آقایون.

699
00:48:48,397 --> 00:48:50,197
‫دیشب ازم خواست یه لطف درحقش کنم

700
00:48:50,230 --> 00:48:52,430
‫اگه بره از مردم محافظت کنه.

701
00:48:52,930 --> 00:48:55,730
‫تصمیم گرفت واسه تحت
تاثیر قراردادن من بره به جنگ.

702
00:48:56,263 --> 00:48:58,030
‫انگار که من بهش اهمیت میدم.

703
00:48:58,263 --> 00:48:59,530
‫عجب ابلهی.

704
00:49:00,963 --> 00:49:02,663
‫به ارتش ملحق میشی؟

705
00:49:03,630 --> 00:49:04,830
‫نه.

706
00:49:04,997 --> 00:49:06,247
‫دارم فرار می‌کنم.

707
00:49:06,297 --> 00:49:08,513
‫- داره با زره فرار می‌کنه؟
‫- نگاهش کنید.

708
00:49:08,563 --> 00:49:10,830
‫- معلومه. ‫
 می‌دونستم.

709
00:49:11,530 --> 00:49:13,330
‫آها، این زره؟

710
00:49:14,130 --> 00:49:16,630
‫اینو از ترس دیدن ارتش چینگ

711
00:49:16,930 --> 00:49:18,730
‫توی مسیرم پوشیدم.

712
00:49:25,897 --> 00:49:26,897
‫برمی‌گردم.

713
00:49:26,930 --> 00:49:28,297
‫مواظب خودتون باشید و شجاع باشید.

714
00:49:28,330 --> 00:49:30,663
‫- لطفا نگران من نباشید.
‫- مواظب باشید.

715
00:49:30,697 --> 00:49:32,630
‫کاش می‌تونستم همراهت بیام.

716
00:49:32,663 --> 00:49:35,930
‫خدای من، حتی یه نفر هم
‫ازمون خداحافظی نمی‌کنه.

717
00:49:36,563 --> 00:49:38,697
‫کی واسه کسی که تصمیم
گرفته فرار کنه اشک می‌ریزه؟

718
00:49:38,730 --> 00:49:40,630
‫برمی‌گردم.

719
00:49:45,230 --> 00:49:46,897
‫- مواظب باش. ‫
هستم.

720
00:50:00,163 --> 00:50:02,663
‫میگن هدیه از طرف یه زن

721
00:50:02,696 --> 00:50:04,296
‫آدم رو زنده نگه می‌داره.

722
00:50:04,830 --> 00:50:06,763
‫ما داریم فرار می‌کنیم، جنگ نمی‌کنیم.

723
00:50:07,463 --> 00:50:09,130
‫فرار هم ترسش کمتر نیست.

724
00:50:11,830 --> 00:50:12,963
‫وای خدا.

725
00:50:13,430 --> 00:50:15,230
‫کادوهام تموم شد.

726
00:50:16,896 --> 00:50:17,980
‫بذار ببینم.

727
00:50:18,030 --> 00:50:19,630
‫از کی می‌تونی کادو بگیری؟

728
00:50:21,696 --> 00:50:22,830
‫سون‌یاک!

729
00:50:23,096 --> 00:50:24,463
‫سون‌یاک.

730
00:50:25,463 --> 00:50:26,830
‫فقط یه لحظه.

731
00:50:32,130 --> 00:50:33,430
‫قولمون رو

732
00:50:33,730 --> 00:50:34,963
‫یادت نره.

733
00:50:35,863 --> 00:50:38,463
‫نگران نباش. از یون‌جون مواظبت می‌کنم

734
00:50:38,496 --> 00:50:39,696
‫منظورم خودته.

735
00:50:39,730 --> 00:50:41,896
‫بلایی سرت نیاد، باشه؟

736
00:50:42,996 --> 00:50:44,263
‫جدی منو میگی؟

737
00:50:45,030 --> 00:50:46,113
‫نگران نباش.

738
00:50:46,163 --> 00:50:48,430
‫یه تار مو هم از سرم کم نمیشه.

739
00:50:49,496 --> 00:50:50,596
‫سون‌یاک.

740
00:50:51,363 --> 00:50:52,863
‫بابا.

741
00:51:05,596 --> 00:51:07,230
‫- سلام.
گیل‌چائه.

742
00:51:13,163 --> 00:51:15,146
‫چیزی واسه ارباب جانگ هیون نداری؟

743
00:51:15,196 --> 00:51:16,663
‫هووم؟

744
00:51:23,796 --> 00:51:24,963
‫آها.

745
00:51:40,796 --> 00:51:43,530
‫من چیزی ندارم که به یه سنگ درحال فرار بدم.

746
00:51:46,630 --> 00:51:48,330
‫من یه چیزی واست دارم.

747
00:51:49,596 --> 00:51:50,730
‫بگیرش.

748
00:52:03,496 --> 00:52:05,263
‫عجب ترفند رایجی.

749
00:52:06,063 --> 00:52:09,230
‫به هر زنی که می‌بینی یه خنجر میدی؟

750
00:52:09,296 --> 00:52:10,430
‫واسه خودت.

751
00:52:10,596 --> 00:52:11,796
‫نگهش دار.

752
00:52:12,963 --> 00:52:14,630
‫و یه لطفی در حقم کن.

753
00:52:15,263 --> 00:52:16,463
‫اونجا.

754
00:52:18,463 --> 00:52:21,396
‫اگه از بالای اون کوه دود دیدی

755
00:52:21,630 --> 00:52:23,630
‫قول بده که فرار کنی.

756
00:52:24,796 --> 00:52:27,613
‫چرا باید فرار کنم
‫وقتی اربابان جوان واسمون می‌جنگن؟

757
00:52:27,663 --> 00:52:30,996
‫بعدشم، فکر می‌کنی کار آسونیه
‫که تمام روستا فرار کنن؟

758
00:52:31,030 --> 00:52:32,230
‫بعضیا باردارن

759
00:52:32,263 --> 00:52:34,030
‫پس خودت تنها فرار کن.

760
00:52:35,230 --> 00:52:37,296
‫بقیه واسم اهمیتی ندارن.

761
00:52:40,196 --> 00:52:41,430
‫قول دادی.

762
00:52:47,196 --> 00:52:48,863
‫بهت چی داد؟

763
00:52:50,296 --> 00:52:52,696
‫گفت چیزی نداره که بهم بده.

764
00:52:54,596 --> 00:52:56,330
‫ولی از شما ممنونم.

765
00:52:56,963 --> 00:52:59,230
‫با این آواره برخورد خیلی خوبی داشتین.

766
00:53:00,730 --> 00:53:02,996
‫تو لطف بزرگی به روستای ما کردی.

767
00:53:03,263 --> 00:53:04,413
‫بعدشم

768
00:53:04,463 --> 00:53:06,863
‫ممکنه خیلی نزدیک بشیم.

769
00:53:09,496 --> 00:53:10,830
‫منظورت چیه؟

770
00:53:11,830 --> 00:53:13,330
‫تو از گیل‌چائه خوشت میاد.

771
00:53:15,230 --> 00:53:16,230
‫نه.

772
00:53:17,963 --> 00:53:21,330
‫به هیچ وجه.

773
00:53:24,030 --> 00:53:25,963
‫من و گیل‌چائه با هم بزرگ شدیم.

774
00:53:25,996 --> 00:53:27,663
‫گیل‌چائه رو خوب می‌شناسم.

775
00:53:28,696 --> 00:53:31,963
‫ممکنه بیشتر از خودش خودشو بشناسم.

776
00:53:33,496 --> 00:53:37,063
‫می‌دونم گیل‌چائه به کی علاقه‌منده.

777
00:53:39,130 --> 00:53:41,530
‫می‌دونی چطوری اینو فهمیدم؟

778
00:53:45,163 --> 00:53:46,230
‫خانم‌ها

779
00:53:47,063 --> 00:53:49,963
‫نه، هر کسی اینجوریه.

780
00:53:51,196 --> 00:53:53,130
‫مثل یه بچه که دنبال مادرش می‌گرده.

781
00:53:53,163 --> 00:53:54,896
‫هروقت با خطر روبرو میشی

782
00:53:54,930 --> 00:53:57,596
‫دنبال یکی می‌گردی که بهش تکیه کنی.

783
00:54:00,230 --> 00:54:03,646
‫روز جشن شصتمین سالگرد عروسی
‫موقع خبر شروع جنگ

784
00:54:03,696 --> 00:54:06,730
‫متوجه شدم که دارم به
ارباب یون‌جون نگاه می‌کنم.

785
00:54:07,130 --> 00:54:10,196
‫و دیدم که گیل‌چائه داشت به کی نگاه می‌کرد.

786
00:54:14,063 --> 00:54:15,396
‫برو بسلامت.

787
00:54:16,663 --> 00:54:18,330
‫حتما برگرد.

788
00:54:18,796 --> 00:54:22,530
‫من و گیل‌چائه هردو منتظرت می‌مونیم.

789
00:54:27,696 --> 00:54:29,930
‫- برید بسلامت.
‫- مواظب خودتون باشید.

790
00:54:30,130 --> 00:54:31,796
‫منتظرتون می‌مونیم.

791
00:54:31,863 --> 00:54:33,596
‫- بسلامت. ‫
 حتما برگردید.

792
00:54:33,630 --> 00:54:35,663
‫بسلامت.

793
00:54:36,763 --> 00:54:37,863
‫بسلامت.

794
00:54:53,863 --> 00:54:55,663
‫بسلامت.

795
00:54:56,663 --> 00:54:58,330
‫مواظب خودتون باشید.

796
00:54:58,363 --> 00:54:59,630
‫حتما برگردین.

797
00:54:59,930 --> 00:55:01,296
‫لطفا برگردین.

798
00:55:02,496 --> 00:55:06,830
‫حتی زره هم به ارباب یون‌جون خیلی میاد.

799
00:55:09,030 --> 00:55:11,296
‫همون زرهیه که جانگ هیون بهش داد.

800
00:55:11,330 --> 00:55:14,263
‫- هووم؟
‫- هرچند شرطش خیلی چرت بود.

801
00:55:14,963 --> 00:55:16,163
‫چه شرطی؟

802
00:55:16,596 --> 00:55:20,563
‫به ارباب یون‌جون گفت که
‫قبل از رفتنش با اون‌ئه ازدواج نکنه.

803
00:55:21,596 --> 00:55:22,896
‫یعنی

804
00:55:22,930 --> 00:55:26,330
‫فقط بخاطر ارباب جانگ هیون ازدواج نکردن؟

805
00:55:26,363 --> 00:55:27,596
‫درسته.

806
00:55:27,930 --> 00:55:29,763
‫نمی‌خواد بقیه ازدواج کنن

807
00:55:29,796 --> 00:55:32,563
‫چون خودش اعتقادی به ازدواج نداره.

808
00:55:35,529 --> 00:55:37,596
‫چطوره جلوی ازدواج کردن‌شون رو بگیری؟

809
00:55:38,863 --> 00:55:40,463
‫به کمک من نیاز داری؟

810
00:55:44,796 --> 00:55:48,696
‫می‌دونی به محض شنیدن این خبر
‫اول به کی نگاه کردی؟

811
00:55:52,963 --> 00:55:53,963
‫من

812
00:55:54,829 --> 00:55:56,429
‫به اون سنگ نگاه کردم؟

813
00:56:16,263 --> 00:56:18,129
‫به چی فکر می‌کنی؟

814
00:56:21,263 --> 00:56:24,796
‫روز جشن شصتمین سالگرد
ازدواج پدربزرگ سونگ‌چو

815
00:56:24,829 --> 00:56:26,196
‫تو دیدی به محض اعلام خبر جنگ

816
00:56:26,229 --> 00:56:28,963
‫بانو گیل‌چائه اول به کی نگاه کرد؟

817
00:56:30,096 --> 00:56:31,163
‫متجاوزین

818
00:56:31,863 --> 00:56:34,229
‫اعلیحضرت رو اسیر کردن!

819
00:56:42,696 --> 00:56:45,096
‫به ارباب یون‌جون نگاه کرد.

820
00:56:49,429 --> 00:56:50,529
‫می‌دونستم.

821
00:57:12,529 --> 00:57:13,563
‫نگاه کنید.

822
00:57:22,896 --> 00:57:24,046
‫از نونگ‌گان‌ری اومدین.

823
00:57:24,096 --> 00:57:26,629
‫آره. فرمان اعلیحضرت رو دریافت کردیم.

824
00:57:26,829 --> 00:57:29,329
‫بخاطر زره چند روز دیرتر راه افتادیم.

825
00:57:29,363 --> 00:57:31,563
‫- عذر می‌خوایم.
 مشکلی نیست.

826
00:57:31,763 --> 00:57:35,096
‫من سعی داشتم از اوضاع سردربیارم.

827
00:57:36,263 --> 00:57:37,263
‫نگاه کن.

828
00:57:38,529 --> 00:57:40,263
‫اعلیحضرت اونجاست.

829
00:57:41,296 --> 00:57:42,463
‫خیلی نزدیکیم

830
00:57:42,496 --> 00:57:45,996
‫ولی اعلیحضرت نمی‌دونه که اینجا اردو زدیم.

831
00:57:48,463 --> 00:57:50,129
‫حالا بهش اطلاع میدیم.

832
00:57:50,663 --> 00:57:51,663
‫بله.

833
00:58:24,096 --> 00:58:27,696
‫اعلیحضرت، افسر اداره تبلیغات هستم.

834
00:58:29,329 --> 00:58:30,329
‫بیا داخل.

835
00:58:35,263 --> 00:58:36,246
‫اعلیحضرت

836
00:58:36,296 --> 00:58:38,313
‫تیرهای آتشین پرتاب کردن.

837
00:58:38,363 --> 00:58:39,896
‫نیروهای سلطنتی رسیدن.

838
00:58:45,429 --> 00:58:47,396
‫اعلیحضرت توی قلعه نامهان منتظرن،

839
00:58:47,429 --> 00:58:50,329
‫خون بالا میارن و منتظرن که نجاتش بدیم.

840
00:58:50,363 --> 00:58:52,029
‫اسم مردی که برای اعلیحضرت کشته بشه

841
00:58:52,063 --> 00:58:55,229
‫در تاریخ ثبت میشه
‫و تا چندین نسل به یادها سپرده میشه.

842
00:58:55,263 --> 00:58:56,463
‫پس نترسید.

843
00:58:56,996 --> 00:58:58,363
‫ترس به دلتون راه ندید.

844
00:58:58,863 --> 00:59:01,396
‫اگه امروز بمیریم، اعلیحضرت رو نجات میدیم،

845
00:59:01,429 --> 00:59:04,729
‫همینطور چوسان و دولت رو.

846
00:59:06,329 --> 00:59:08,329
‫به محض طلوع آفتاب فردا

847
00:59:08,363 --> 00:59:11,596
‫به ارتش چینگ که قلعه‌ی نامهان رو
‫محاصره کرده حمله می‌کنیم

848
00:59:11,629 --> 00:59:14,229
‫و اعلیحضرت رو می‌بریم به جزیره‌ی گانگوا.

849
00:59:14,629 --> 00:59:15,929
‫با دستاتون،

850
00:59:16,829 --> 00:59:19,729
‫با شمشیرهاتون، اعلیحضرت رو نجات میدید؟

851
00:59:32,596 --> 00:59:33,729
‫شبیخون!

852
00:59:34,363 --> 00:59:35,663
‫شبیخونه!

853
01:00:34,563 --> 01:00:36,729
‫مطمئن شو پشت من می‌مونی.

854
01:00:56,329 --> 01:00:57,329
‫هی!

855
01:01:51,629 --> 01:01:53,446
‫وقتی دیدم شمشیر کشیدی

856
01:01:53,496 --> 01:01:57,046
‫فکر کردم بالاخره می‌خوای
‫دشمن‌هارو از پا دربیاری.

857
01:01:57,096 --> 01:01:59,496
‫فقط داری خرمالو پوست می‌کَنی.

858
01:02:02,929 --> 01:02:04,029
‫برگشتی.

859
01:02:04,496 --> 01:02:05,629
‫چی شد؟

860
01:02:06,429 --> 01:02:08,296
‫همونطور که پیش‌بینی کردی.

861
01:02:09,662 --> 01:02:10,662
‫خدای من.

862
01:02:13,496 --> 01:02:15,796
‫نیروهای سلطنتی ژنرال جانگ سه‌گیو

863
01:02:15,829 --> 01:02:18,062
‫توی مسیر قلعه‌ی نامهان
‫خوردن به متجاوزین خارجی

864
01:02:18,096 --> 01:02:20,229
‫و به سختی شکست خوردن.

865
01:02:20,529 --> 01:02:22,429
‫نگفتن اربابان جوان نونگ‌گان‌ری هم

866
01:02:22,462 --> 01:02:24,529
‫با ژنرال جانگ بودن یا نه؟

867
01:02:29,462 --> 01:02:33,196
‫بهرحال اونایی که اون بالان
‫باید بجنگن و تصمیم بگیرن.

868
01:02:33,429 --> 01:02:35,496
‫این همه راه تا این پایین نمیان.

869
01:02:35,529 --> 01:02:38,462
‫شنیدم بعضی از متجاوزین جین

870
01:02:38,929 --> 01:02:40,596
‫سربازهای مغولی‌ان.

871
01:02:45,862 --> 01:02:48,029
‫سربازهای مغولی فرق دارن.

872
01:02:48,062 --> 01:02:49,762
‫فرق دارن؟ از چه نظر؟

873
01:02:52,029 --> 01:02:55,562
‫مردم هان و منچو از دستور
اکید کان پیروی می‌کنن.

874
01:02:55,929 --> 01:02:59,696
‫مغولی‌ها یه دلیل دیگه
‫واسه پیوستن به این جنگ دارن.

875
01:03:01,329 --> 01:03:02,362
‫چه دلیلی؟

876
01:03:04,696 --> 01:03:06,329
‫ثروت و زنان.

877
01:03:09,229 --> 01:03:10,262
‫ارباب.

878
01:03:11,896 --> 01:03:18,896
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه و تنظیم از حـامـد «

879
01:03:20,062 --> 01:03:23,496
‫«عزیزترینم»

880
01:03:41,996 --> 01:03:44,062
‫صدای اسب‌هارو می‌شنوم. دارن میان.

881
01:03:44,096 --> 01:03:45,196
‫میارمشون.

882
01:03:45,229 --> 01:03:46,762
‫برو بالای کوه و یه علامت دود بفرست.

883
01:03:46,796 --> 01:03:48,462
‫قایق رو نبر.

884
01:03:48,696 --> 01:03:49,829
‫یه راه دیگه

885
01:03:50,096 --> 01:03:51,396
‫باید از یه راه دیگه بریم.

886
01:03:51,429 --> 01:03:54,296
‫ارتش مغول اومده تا مردم چوسان رو غارت کنه.

887
01:03:54,329 --> 01:03:55,862
‫فقط باید از اون کوهستان رد شیم.

888
01:03:55,896 --> 01:03:57,479
‫بچه‌هاتو بردار و فرار کن! زود باش!

889
01:03:57,529 --> 01:03:58,596
‫الان کجایی؟

890
01:03:58,729 --> 01:04:00,496
‫می‌ترسم و خسته‌ام.

891
01:04:02,696 --> 01:04:04,079
‫در این روز

892
01:04:04,129 --> 01:04:05,896
‫هیچ اتفاقی واسه ما نیفتاد.

893
01:04:07,629 --> 01:04:09,496
‫باید این عوضیارو بگیرم.

894
01:04:11,496 --> 01:04:21,496
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M