1
00:00:00,366 --> 00:00:02,366
‫[این درام یک اثر تخیلی است که
‫براساس حقایق تاریخی خلق شده است.]

2
00:00:02,399 --> 00:00:04,333
‫[بیشتر جزئیات و تصویرسازی
شخصیت‌ها تخیلی هستند.]

3
00:00:04,899 --> 00:00:06,899
‫«قسمت 6»

4
00:00:10,666 --> 00:00:17,666
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه و تنظیم از حـامـد «

5
00:00:24,633 --> 00:00:26,233
‫پس بیا اینکارو بکنیم.

6
00:00:28,799 --> 00:00:30,999
‫به نور ماه قسم می‌خورم.

7
00:00:34,266 --> 00:00:35,933
‫برو به جزیره‌ی گانگوا.

8
00:00:37,899 --> 00:00:39,766
‫ایندفعه هرجا که باشی

9
00:00:43,233 --> 00:00:44,766
‫مطمئن میشم که

10
00:00:47,133 --> 00:00:48,399
‫پیدات می‌کنم.

11
00:00:56,699 --> 00:01:00,333
‫اگه می‌گفتم نمیام می‌خواستی چکار کنی؟

12
00:01:00,366 --> 00:01:03,266
‫فکر کردی هرجا بری دنبالت میام؟

13
00:01:03,299 --> 00:01:04,299
‫آره.

14
00:01:05,433 --> 00:01:09,299
‫بهت گفتم منو "داداش بزرگه" صدا بزن، ها؟

15
00:01:11,066 --> 00:01:13,599
‫راستی، اینو چطوری می‌بندی؟

16
00:01:13,633 --> 00:01:15,699
‫بذار. باز داری عجله می‌کنی.

17
00:01:18,766 --> 00:01:19,766
‫ریانگ‌اوم.

18
00:01:20,799 --> 00:01:23,599
‫فکر می‌کنی ایندفعه آهنگت جواب میده؟

19
00:01:24,966 --> 00:01:26,099
‫نگران نباش.

20
00:01:26,533 --> 00:01:29,499
‫بقیه چیزارو نمی‌دونم،
ولی می‌دونم که اون آهنگ

21
00:01:29,633 --> 00:01:31,066
‫روی متجاوزین جواب میده.

22
00:01:31,099 --> 00:01:32,766
‫خیلی مطمئن هستی.

23
00:01:34,599 --> 00:01:37,633
‫اگه جواب نده، با همدیگه می‌میریم.
‫چیز مهمی نیست.

24
00:01:37,666 --> 00:01:39,266
‫چی داری میگی؟

25
00:01:40,966 --> 00:01:43,466
‫بریم. با گروه پیک برید

26
00:01:43,499 --> 00:01:45,933
‫و منتظر زمان مناسب باشید
‫که توی نوجین بمونید.

27
00:01:45,966 --> 00:01:46,933
‫بریم.

28
00:01:46,966 --> 00:01:48,833
‫[نوجین: اردوگاه نظامی جین]

29
00:01:55,266 --> 00:01:56,966
‫ترسی ندارم از

30
00:01:58,133 --> 00:01:59,166
‫با هم مردنمون.

31
00:01:59,499 --> 00:02:02,866
‫«عزیزترینم»

32
00:02:10,399 --> 00:02:11,899
‫اهل کجایی؟

33
00:02:12,633 --> 00:02:13,666
‫توسان.

34
00:02:14,233 --> 00:02:15,899
‫فکر می‌کردم مردم چوسان مطیع باشن

35
00:02:15,933 --> 00:02:18,066
‫ولی به شکل عجیبی سرسختن.

36
00:02:19,233 --> 00:02:21,033
‫واقعا سرسختن.

37
00:02:22,566 --> 00:02:24,333
‫حتی سگ‌هاشون هم سرسختن.

38
00:02:24,799 --> 00:02:28,399
‫این دوستم رو سگ گاز گرفته
‫و هنوز داره می‌لنگه.

39
00:02:32,899 --> 00:02:33,966
‫نگاه کنید!

40
00:02:34,366 --> 00:02:35,783
‫سجده کنید.

41
00:02:35,833 --> 00:02:37,833
‫- اعلیحضرت. ‫- اعلیحضرت.

42
00:02:42,533 --> 00:02:44,133
‫این علامت خان‌ـه.

43
00:02:44,166 --> 00:02:46,633
‫اون پرچم همیشه با خان جابجا میشه.

44
00:02:47,233 --> 00:02:49,033
‫هرجا که اون پرچم بره، خان اونجاست.

45
00:02:49,066 --> 00:02:50,733
‫و هرجا که خان باشه

46
00:02:51,166 --> 00:02:52,699
‫اون پرچم اونجاست.

47
00:02:54,299 --> 00:02:55,966
‫پس خان واقعا اومده اینجا؟

48
00:02:58,533 --> 00:02:59,533
‫به احتمال زیاد.

49
00:03:01,899 --> 00:03:04,166
‫باید با چشمای خودم ببینم.

50
00:03:05,166 --> 00:03:15,166
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

51
00:03:24,266 --> 00:03:30,166
‫♪ عزیزم، عزیزم، عزیزم. ♪

52
00:03:30,199 --> 00:03:35,833
‫♪ عزیزم، عزیزم، عزیز دلبندم ♪

53
00:03:36,099 --> 00:03:38,783
‫♪ - همه‌کس من ♪ ‫- ساکتش می‌کنم.

54
00:03:38,833 --> 00:03:41,933
‫♪ برو بخواب ♪

55
00:03:42,533 --> 00:03:47,799
‫♪ خوب رشد کن، عزیز کوچولوی من ♪

56
00:03:48,199 --> 00:03:53,699
‫♪ باد آروم و کوچیک ♪

57
00:03:54,199 --> 00:03:59,733
‫♪ حتی پرنده‌ها هم پرواز
می‌کنن سمت لونه‌هاشون ♪

58
00:04:00,166 --> 00:04:04,866
‫♪ برو بخواب، عزیز دلبندم ♪

59
00:04:04,899 --> 00:04:05,933
‫ژنرال!

60
00:04:22,799 --> 00:04:23,833
‫اعلیحضرت.

61
00:04:23,866 --> 00:04:24,933
‫داخل شو.

62
00:05:00,999 --> 00:05:01,999
‫این خان‌ـه.

63
00:05:57,099 --> 00:05:58,766
‫چطوری آهنگت می‌تونه

64
00:05:59,732 --> 00:06:01,166
‫اینقدر غم‌انگیز باشه؟

65
00:06:01,666 --> 00:06:04,099
‫با فکر همرزمانم که در میدان جنگ کشته شدن،

66
00:06:04,132 --> 00:06:05,166
‫خیلی غمگین شدم.

67
00:06:05,199 --> 00:06:06,532
‫از وطنم

68
00:06:07,266 --> 00:06:09,266
‫لباس و غذا آوردم.

69
00:06:10,899 --> 00:06:14,999
‫ولی نتونستم با خودم موسیقی بیارم،
‫و همیشه حس خلاء می‌کردم.

70
00:06:15,432 --> 00:06:17,166
‫خوشحالم که امروز شما رو دیدم.

71
00:06:20,832 --> 00:06:22,966
‫اعلیحضرت، باعث افتخارمه.

72
00:06:50,566 --> 00:06:53,566
‫روزی یک‌بار میای اینجا و واسم آواز می‌خونی.

73
00:07:07,666 --> 00:07:08,799
‫اعلیحضرت

74
00:07:08,999 --> 00:07:11,732
‫اینقدر سخت‌گیره که حتی آمار
‫هیزم دشمن رو هم داره

75
00:07:11,766 --> 00:07:15,132
‫ولی گهگاهی بی‌ملاحظه میشه
‫که باعث میشه حالت دفاعیش از بین بره.

76
00:07:15,766 --> 00:07:16,966
‫بخصوص

77
00:07:17,866 --> 00:07:19,666
‫نسبت به جنگجوهای چاهار.

78
00:07:20,466 --> 00:07:22,932
‫از کجا فهمیدین که ما اهل چاهار هستیم؟

79
00:07:23,632 --> 00:07:27,499
‫[چاهار: استانی از مغولستان داخلی
‫تا زمان فتح چینگ در سال 1635]

80
00:07:27,532 --> 00:07:28,966
‫اینو شناختین!

81
00:07:29,266 --> 00:07:31,132
‫آره، خاک چاهاره.

82
00:07:31,732 --> 00:07:34,949
‫اعلیحضرت در چاهار به پیروزی بزرگی
‫دست یافت و مهر شاهی خودشو گرفت.

83
00:07:34,999 --> 00:07:37,666
‫بهمون گفتن که نگه‌داشتن خاک اونجا

84
00:07:37,699 --> 00:07:39,566
‫باعث خوش‌شانسی میشه.

85
00:07:41,499 --> 00:07:42,666
‫جدی؟

86
00:07:43,932 --> 00:07:46,732
‫چه طلسم خوش‌شانسی باشه چه نباشه،

87
00:07:47,066 --> 00:07:48,499
‫متوجه میشیم.

88
00:07:51,766 --> 00:07:52,966
‫ژنرال!

89
00:08:07,032 --> 00:08:09,732
‫این هیچی نیست. بس کن!

90
00:08:10,432 --> 00:08:11,699
‫چیزی نیست!

91
00:08:25,732 --> 00:08:27,332
‫قسر در میریم؟

92
00:08:27,366 --> 00:08:28,799
‫آره، نگران نباش.

93
00:08:29,432 --> 00:08:32,366
‫تا حالا متجاوزینی ندیدم
‫که از پول بدشون بیاد.

94
00:08:32,966 --> 00:08:35,649
‫می‌دونی چرا خان همیشه مشغول جنگ‌افروزیه؟

95
00:08:35,699 --> 00:08:39,232
‫چون باید واسه سیرکردن مردمش ثروت جمع کنه.

96
00:08:39,766 --> 00:08:42,799
‫بهرحال نباید اون مرد،
‫یونگ گول‌ده رو دست کم بگیریم.

97
00:08:42,832 --> 00:08:43,899
‫خب

98
00:08:44,599 --> 00:08:46,732
‫ولی بازم یه بربر محضه.

99
00:09:02,299 --> 00:09:03,432
‫تو.

100
00:09:04,299 --> 00:09:05,999
‫مغولی نیستی.

101
00:09:06,699 --> 00:09:08,399
‫منچوری هم نیستی.

102
00:09:10,399 --> 00:09:12,199
‫- هان چینی هستی؟ ‫- نه.

103
00:09:12,599 --> 00:09:13,966
‫اهل چوسانم.

104
00:09:14,366 --> 00:09:15,732
‫چوسان؟

105
00:09:16,232 --> 00:09:19,832
‫در سال جانگمیو توی جنگ اسیر شدم.

106
00:09:20,599 --> 00:09:23,066
‫اومدم اینجا چون بهم گفتن
‫میذارن عضو ارتش بشم،

107
00:09:23,099 --> 00:09:26,299
‫به شرطی که به عنوان راهنما بتونم کمک کنم.

108
00:09:27,866 --> 00:09:31,266
‫داری راهنمایی‌شون می‌کنی
‫که بتونن وطنت رو فتح کنن؟

109
00:09:31,299 --> 00:09:32,899
‫خجالت نمی‌کشی؟

110
00:09:35,032 --> 00:09:36,332
‫توی چوسان

111
00:09:37,532 --> 00:09:39,266
‫تمام عمرم یه برده بودم.

112
00:09:39,966 --> 00:09:41,632
‫با تمام وجود از چوسان متنفرم.

113
00:09:49,466 --> 00:09:51,332
‫این طلا رو از کجا آوردی؟

114
00:09:52,432 --> 00:09:53,899
‫نمی‌دونی که

115
00:09:54,499 --> 00:09:57,699
‫تمام دارایی باربرها متعلق به ارباب‌هاشونه؟

116
00:09:58,532 --> 00:10:00,466
‫بعد از اینکه اربابم منو رها کرد

117
00:10:00,799 --> 00:10:03,332
‫یه صندوق با یه مقدار طلا داخلش پیدا کردم.

118
00:10:04,332 --> 00:10:07,132
‫چون خیلی بزرگ و سنگین بود
‫نتونستم همه‌شو با خودم بیارم.

119
00:10:07,166 --> 00:10:08,599
‫فقط یه مقدارشو برداشتم.

120
00:10:08,632 --> 00:10:09,932
‫پس

121
00:10:10,432 --> 00:10:11,966
‫بازم طلا هست؟

122
00:10:12,499 --> 00:10:13,666
‫بله.

123
00:10:14,332 --> 00:10:16,032
‫چون اهل چوسان هستم

124
00:10:16,399 --> 00:10:20,632
‫می‌دونم مردم چوسان
‫چیزای باارزششون رو کجا قایم می‌کنن.

125
00:10:21,632 --> 00:10:22,999
‫اگه منو آزاد کنید

126
00:10:24,399 --> 00:10:26,299
‫جاش رو بهتون میگم.

127
00:10:49,866 --> 00:10:52,066
‫مردی بود به اسم ها سوگوک.

128
00:10:52,999 --> 00:10:54,599
‫پادشاه سابقتون

129
00:10:55,266 --> 00:10:56,466
‫گوانگ‌هه،

130
00:10:57,632 --> 00:11:01,532
‫اونو به عنوان جاسوس فرستاده بود
‫که بفهمه سلسله جین داره چکار می‌کنه.

131
00:11:01,566 --> 00:11:04,899
‫و اون تونست من و اعلیحضرت رو فریب بده.

132
00:11:05,732 --> 00:11:06,965
‫ولی شاید

133
00:11:07,699 --> 00:11:09,899
‫میشه گفت اون مرد بیچاره

134
00:11:10,832 --> 00:11:13,632
‫هم توسط چوسان و هم جین
مورد استفاده قرار گرفت.

135
00:11:15,865 --> 00:11:17,065
‫نـه!

136
00:11:35,965 --> 00:11:37,165
‫پس تویی.

137
00:11:39,899 --> 00:11:41,165
‫ببندینش.

138
00:11:53,765 --> 00:11:56,499
‫تماشای آسیب دیدن دوستت واست دردناکه

139
00:11:57,332 --> 00:11:58,815
‫که واسه همین ما

140
00:11:58,865 --> 00:12:01,049
‫درست جلوی چشمات شکنجه‌اش می‌کنیم.

141
00:12:01,099 --> 00:12:03,199
‫بدون دروغ به سوالاتم جواب بده

142
00:12:03,532 --> 00:12:06,432
‫وگرنه ناخن‌های پاشو دونه دونه می‌کشم.

143
00:12:09,099 --> 00:12:10,299
‫ژنرال.

144
00:12:14,099 --> 00:12:15,365
‫دیدی؟

145
00:12:15,465 --> 00:12:17,332
‫این ابله اوضاعش خراب‌تره.

146
00:12:17,832 --> 00:12:20,432
‫می‌دونستم اصل جنس رو تشخیص میدم.

147
00:12:30,599 --> 00:12:32,332
‫حالا بذار دوباره ازت بپرسم.

148
00:12:32,965 --> 00:12:34,532
‫اهل کجایین؟

149
00:12:36,932 --> 00:12:38,632
‫و چطوری با هم آشنا شدین؟

150
00:12:40,332 --> 00:12:43,132
‫اگه فکر کنم که راستشو نمیگی،

151
00:12:46,799 --> 00:12:48,065
‫اون ابله

152
00:12:49,699 --> 00:12:50,899
‫می‌میره.

153
00:13:00,432 --> 00:13:02,649
‫[جزیره گانگوا]

154
00:13:02,699 --> 00:13:04,299
‫باید کجا بریم؟

155
00:13:21,465 --> 00:13:24,799
‫چرا رو به بالاست؟
‫ممکنه علامت بدشگونی باشه؟

156
00:13:46,032 --> 00:13:49,199
‫مادرم توی هوئریونگ یه جورچن چادرنشین بود.

157
00:13:49,232 --> 00:13:52,432
‫[هوئریونگ: استان هامگیونگ شمالی،
‫نزدیک رود تومن]

158
00:13:52,465 --> 00:13:54,465
‫و پدرم اهل چوسان بود.

159
00:13:55,699 --> 00:13:59,232
‫پدر و مادرم رو به دلیل
تصرف چوسان از دست دادم

160
00:14:00,632 --> 00:14:03,699
‫و تبدیل به یه برده توی
اداره محلی در اونسان شدم.

161
00:14:07,799 --> 00:14:10,699
‫یه حیوان وحشی منو گاز
گرفت و تا دم مرگ رفتم،

162
00:14:11,465 --> 00:14:13,265
‫ولی این مرد که اینجاست جونمو نجات داد.

163
00:14:20,399 --> 00:14:22,732
‫متوجه شدم که صدای خوبی داری.

164
00:14:23,165 --> 00:14:26,065
‫چندتا آهنگ جورچنی از مادرم یاد گرفتم.

165
00:14:26,499 --> 00:14:30,599
‫ولی چرا امروز همینجور یهویی زدی زیر آواز؟

166
00:14:33,199 --> 00:14:34,932
‫که اعلیحضرت بشنوه؟

167
00:14:34,965 --> 00:14:36,132
‫نه.

168
00:14:36,799 --> 00:14:40,132
‫من تصورشم نمی‌کردم که اعلیحضرت بشنوه.

169
00:14:41,765 --> 00:14:42,965
‫باشه.

170
00:14:43,665 --> 00:14:44,865
‫پس

171
00:14:45,499 --> 00:14:47,132
‫اهل کجایی؟

172
00:14:48,532 --> 00:14:50,232
‫و چطوری با هم آشنا شدین؟

173
00:14:50,832 --> 00:14:54,032
‫حتما باید این سوال رو هی تکرار کنی؟

174
00:15:00,565 --> 00:15:01,832
‫منو به جاش بکش.

175
00:15:01,865 --> 00:15:03,232
‫منو بکش!

176
00:15:08,265 --> 00:15:09,565
‫من

177
00:15:09,599 --> 00:15:11,699
‫الان زبونمو گاز می‌گیرم
‫که از شدت خونریزی بمیرم.

178
00:15:11,732 --> 00:15:16,332
‫اگه اعلیحضرت بخواد آهنگ‌های
‫وطنی خودشو بشنوه چکار می‌کنی؟

179
00:15:21,832 --> 00:15:23,299
‫دروغ نمیگی.

180
00:15:29,699 --> 00:15:30,865
‫باشه.

181
00:15:37,965 --> 00:15:41,732
‫می‌تونی واسه اعلیحضرت آواز بخونی،
‫ولی از ته قلبت بخون.

182
00:15:47,065 --> 00:15:49,199
‫باید اعلیحضرت رو شاد کنی.

183
00:15:49,265 --> 00:15:50,632
‫بیاید.

184
00:16:12,099 --> 00:16:13,299
‫جانگ هیون.

185
00:16:13,832 --> 00:16:15,032
‫جانگ هیون

186
00:16:19,232 --> 00:16:20,499
‫ریانگ‌اوم.

187
00:16:23,899 --> 00:16:25,132
‫کارت عالی بود.

188
00:16:30,865 --> 00:16:32,132
‫آفرین.

189
00:16:43,432 --> 00:16:44,532
‫عالیجناب.

190
00:16:45,265 --> 00:16:46,298
‫بیا داخل.

191
00:16:51,865 --> 00:16:52,998
‫عالیجناب.

192
00:16:53,198 --> 00:16:55,365
‫یه نامه‌ی محرمانه از
جانگ هیون به دستم رسیده.

193
00:17:08,065 --> 00:17:11,165
‫با چشمای خودم دیدم که خان
‫توی تانچئون اردو زده.

194
00:17:34,432 --> 00:17:35,482
‫دورگون اومده.

195
00:17:35,532 --> 00:17:37,398
‫(دورگون: چهاردمین پسر نورهاچی)

196
00:17:37,432 --> 00:17:38,765
‫ولی اونا کی‌ان؟

197
00:17:44,032 --> 00:17:45,015
‫چرا دارن

198
00:17:45,065 --> 00:17:47,298
‫سربازهای نخبه رو مثل سگ تفتیش می‌کنن؟

199
00:17:48,265 --> 00:17:49,932
‫کمربند قرمز دارن.

200
00:17:54,098 --> 00:17:55,132
‫راه بیفتید!

201
00:18:00,498 --> 00:18:03,065
‫نیروهای دونگرو به رهبری دورگون رسیدن.

202
00:18:03,098 --> 00:18:05,365
‫نیروهای دودو توپ چینی با خودشون آوردن.

203
00:18:05,998 --> 00:18:08,465
‫درمجموع 34 توپ هست.

204
00:18:08,632 --> 00:18:10,315
‫و تمام سربازهای چینگ

205
00:18:10,365 --> 00:18:12,565
‫زیر قلعه جمع شدن.

206
00:18:22,665 --> 00:18:24,098
‫هی، توسانی!

207
00:18:24,132 --> 00:18:25,932
‫- یکم بچش. ‫- سبکه.

208
00:18:25,965 --> 00:18:27,332
‫زود باش.

209
00:18:28,365 --> 00:18:29,432
‫زود باش.

210
00:18:29,798 --> 00:18:30,865
‫بنوش!

211
00:19:32,965 --> 00:19:36,465
‫اونا یه عالمه برنج از
اداره‌ی انبار غله دولتی

212
00:19:36,498 --> 00:19:39,032
‫و گوانگ هونگ‌چانگ، اداره‌ی
‫امور اجرایی بدست آوردن.

213
00:19:39,065 --> 00:19:41,715
‫اسباشون هم خوب تغذیه شدن و استراحت کردن،

214
00:19:41,765 --> 00:19:43,465
‫پس سرحال بودن.

215
00:19:44,965 --> 00:19:47,115
‫ترجیح میدی بمیری ولی موهاتو کوتاه نکنی؟

216
00:19:47,165 --> 00:19:50,332
‫منو بکشید، احمقا! فقط منو بکشید!

217
00:19:50,965 --> 00:19:52,032
‫بکشیدش.

218
00:19:52,132 --> 00:19:54,332
‫ولی نمی‌تونیم بذاریم مرگ راحتی داشته باشه.

219
00:19:54,832 --> 00:19:56,432
‫اول پوست سرش رو بکنید

220
00:19:56,865 --> 00:19:57,965
‫بعد بکشیدش.

221
00:20:12,765 --> 00:20:16,098
‫لطفا رحم کنید. منو نکشید، خواهش می‌کنم.

222
00:20:16,598 --> 00:20:20,232
‫خواهش می‌کنم. منو نکشید.

223
00:20:22,965 --> 00:20:24,398
‫تروخدا رحم کنید. خواهش می‌کنم منو نکشید.

224
00:20:24,432 --> 00:20:28,265
‫از مُردن و کُشتن ابایی ندارن.

225
00:20:28,965 --> 00:20:30,032
‫از همه مهمتر

226
00:20:30,565 --> 00:20:33,232
‫توی چشمانشون ترسی نبود.

227
00:20:34,398 --> 00:20:36,132
‫خان توی چوسانـه.

228
00:20:37,032 --> 00:20:39,198
‫اومدن توی جنگی بجنگن که هرگز

229
00:20:39,232 --> 00:20:42,865
‫نه، اومدن توی جنگی بجنگن
‫که نمی‌تونن توش شکست بخورن.

230
00:20:47,832 --> 00:20:49,032
‫خان اینجاست.

231
00:20:50,398 --> 00:20:52,582
‫اگه جنگیدن رو انتخاب کنیم،
‫آسیب سختی خواهیم دید.

232
00:20:52,632 --> 00:20:55,482
‫اینقدر از متجاوزین خارجی می‌ترسی؟

233
00:20:55,532 --> 00:20:57,098
‫بخاطر ترسم نیست.

234
00:20:57,132 --> 00:20:58,582
‫واسه نجات حکومته.

235
00:20:58,632 --> 00:21:00,982
‫با سر خم کردن جلوی دشمن
‫چیزی رو نجات نمیدیم.

236
00:21:01,032 --> 00:21:03,498
‫کافیه! خان اینجاست!

237
00:21:03,532 --> 00:21:05,632
‫این چیزی رو تغییر نمیده!

238
00:21:05,665 --> 00:21:06,698
‫گوش کنید.

239
00:21:08,498 --> 00:21:11,432
‫در سال جانگمیو،
‫بعد از اینکه جورچن‌ها بهمون حمله کردن،

240
00:21:12,665 --> 00:21:14,632
‫روز به روز ترس ظهورِ

241
00:21:14,665 --> 00:21:16,665
‫جین رو داشتیم.

242
00:21:18,165 --> 00:21:20,998
‫برخلاف تهاجم‌شون در سال جانگمیو

243
00:21:21,032 --> 00:21:24,498
‫بطور غیرمنتظره‌ای تصمیم به
‫انجام یه حمله‌ی مستقیم گرفتن

244
00:21:24,698 --> 00:21:26,898
‫و به سرعت رفتن سمت جنوب.

245
00:21:27,532 --> 00:21:29,832
‫و امروز، من اینجا زندانی شدم.

246
00:21:32,832 --> 00:21:36,998
‫تا همین الان توی صلح کردن تردید داشتم

247
00:21:38,498 --> 00:21:41,165
‫ولی دیگه جایی واسه وفاداری نیست

248
00:21:41,398 --> 00:21:44,298
‫و خان الانشم خودشو به تانچئون رسونده.

249
00:21:45,498 --> 00:21:46,532
‫بنابراین

250
00:21:48,132 --> 00:21:50,932
‫حالا درخواست مذاکره‌ی صلح رو میدم

251
00:21:51,865 --> 00:21:54,198
‫و جلوی آسیب بیشتر رو می‌گیرم.

252
00:22:11,065 --> 00:22:12,732
‫پادشاه چوسان

253
00:22:12,798 --> 00:22:13,898
‫هنوزم

254
00:22:14,965 --> 00:22:17,431
‫بهتر از چو دائه‌سوی دالینگهه‌ست.

255
00:22:18,431 --> 00:22:20,665
‫واسم یه پیام فرستاده

256
00:22:22,465 --> 00:22:24,998
‫گفته که اشتباه بزرگی مرتکب شده.

257
00:22:26,898 --> 00:22:28,965
‫می‌خواید یه جواب واسش بفرستم؟

258
00:22:31,765 --> 00:22:33,465
‫اینطوری شروع میشه.

259
00:22:37,431 --> 00:22:42,031
‫من، امپراتور تای‌زونگ چینگ،

260
00:22:43,831 --> 00:22:45,498
‫فرمانی صادر خواهم کرد

261
00:22:46,731 --> 00:22:48,398
‫به پادشاه چوسان.

262
00:22:49,731 --> 00:22:53,331
‫مهم نیست که نامه‌های گذشته‌ی
‫متجاوزین چقدر سرکشانه و متکبرانه بوده،

263
00:22:53,365 --> 00:22:55,665
‫هرگز کلمه‌ی "فرمان" توشون آورده نشده بود.

264
00:22:55,965 --> 00:22:58,631
‫چقدر گستاخانه‌ست!

265
00:22:59,031 --> 00:23:02,331
‫دیگه نمی‌تونیم باهاشون صلح کنیم.

266
00:23:02,831 --> 00:23:04,565
‫اگه اینکارو بکنید،

267
00:23:05,031 --> 00:23:07,381
‫نسل‌های آینده برای افتادن

268
00:23:07,431 --> 00:23:10,831
‫در دام متجاوزین از شما انتقاد خواهند کرد!

269
00:23:11,831 --> 00:23:14,131
‫چطور جرأت کرده فرمان صادر کنه!

270
00:23:14,298 --> 00:23:16,731
‫من اصول آسمان و زمین رو یاد گرفتم

271
00:23:16,765 --> 00:23:18,631
‫و یک دعوت دریافت کردم.

272
00:23:19,031 --> 00:23:22,198
‫من سخاوتمندانه کسی که
نقص داشته باشه رو می‌پذیرم

273
00:23:23,231 --> 00:23:26,065
‫و به کسی که تسلیم میشه امان میدم.

274
00:23:27,265 --> 00:23:29,198
‫کسی که لجوجانه حاضر به تسلیم نیست

275
00:23:29,231 --> 00:23:30,365
‫بدون شک

276
00:23:31,165 --> 00:23:33,031
‫به زور مطیع خواهد شد.

277
00:23:41,665 --> 00:23:43,665
‫حتما شیرت کافی نیست.

278
00:23:46,631 --> 00:23:49,465
‫مطمئنی اینجا امنه، آره؟

279
00:23:52,431 --> 00:23:54,098
‫چه پیروز بشیم چه شکست بخوریم

280
00:23:54,231 --> 00:23:56,831
‫فقط می‌خوام این جنگ تموم بشه.

281
00:23:57,298 --> 00:23:58,398
‫ولی

282
00:23:59,031 --> 00:24:00,698
‫اگه شکست بخوریم

283
00:24:01,831 --> 00:24:04,798
‫شنیدم متجاوزین تمام زن‌هارو می‌گیرن

284
00:24:04,831 --> 00:24:06,031
‫و آزار و اذیت می‌کنن

285
00:24:07,631 --> 00:24:08,765
‫و می‌کشنشون.

286
00:24:10,865 --> 00:24:13,465
‫واسه همین شنیدم اگه شکست بخوریم

287
00:24:14,531 --> 00:24:17,231
‫هر زنی بهتره خودشو بکشه.

288
00:24:19,831 --> 00:24:21,631
‫می‌دونی، بانوی من،

289
00:24:23,231 --> 00:24:24,898
‫من نمی‌خوام بمیرم.

290
00:24:25,065 --> 00:24:26,198
‫چرت و پرت نگو.

291
00:24:39,098 --> 00:24:40,998
‫ما باید شکستشون بدیم!

292
00:24:41,065 --> 00:24:44,498
‫نمی‌تونیم باهاشون صلح کنیم، اعلیحضرت!

293
00:24:44,865 --> 00:24:47,448
‫- باید شکستشون بدیم!
‫- باید شکستشون بدیم!

294
00:24:47,498 --> 00:24:48,981
‫- شکستشون بدیم. ‫- شکستشون بدیم.

295
00:24:49,031 --> 00:24:51,031
‫- اعلیحضرت! ‫- اعلیحضرت!

296
00:24:51,331 --> 00:24:54,065
‫- اونا تقاضای...
‫- باید شکستشون بدیم!

297
00:24:54,098 --> 00:24:56,431
‫به گروگان گرفتن ولیعهد رو دارن

298
00:24:56,865 --> 00:25:00,198
‫و اینکه پادشاهشون رو "اعلیحضرت" صدا بزنیم.

299
00:25:01,498 --> 00:25:02,498
‫بنابراین

300
00:25:03,798 --> 00:25:05,331
‫من اومدم

301
00:25:05,631 --> 00:25:08,531
‫تا درمورد دعوت پادشاهشون صحبت کنیم

302
00:25:10,965 --> 00:25:12,231
‫بهشون خبر بده

303
00:25:13,431 --> 00:25:15,415
‫که من قلعه رو ترک می‌کنم.

304
00:25:15,465 --> 00:25:16,948
‫عالیجناب!

305
00:25:16,998 --> 00:25:19,698
‫- عالیجناب! ‫- عالیجناب!

306
00:25:32,465 --> 00:25:35,931
‫از امروز، هرکسی که حرفی از
‫به گروگان فرستادن عالیجناب

307
00:25:35,965 --> 00:25:39,331
‫یا "اعلیحضرت" صدازدن پادشاهشون بزنه

308
00:25:39,598 --> 00:25:42,265
‫باهاش مثل دشمنم که
‫پدر و مادرم رو کشتن برخورد میشه،

309
00:25:42,298 --> 00:25:45,098
‫و دیگه باهاش همنشینی نخواهم داشت.

310
00:25:49,431 --> 00:25:50,465
‫اعلیحضرت

311
00:25:51,031 --> 00:25:54,998
‫من الانشم با پاره کردن پیام یه پادشاه
‫مرتکب گناه مرگباری شدم.

312
00:25:55,031 --> 00:25:56,931
‫اول منو تنبیه کنید.

313
00:25:57,631 --> 00:26:00,598
‫بعدش به دقت درمورد همه‌چیز
‫تجدید نظر کنید، اعلیحضرت.

314
00:26:03,265 --> 00:26:06,665
‫اگه تو پاره‌اش کردی، من دوباره چسبش می‌زنم.

315
00:26:08,765 --> 00:26:10,365
‫اگه بازم پاره‌اش کنی

316
00:26:12,198 --> 00:26:14,331
‫دوباره چسبش می‌زنم.

317
00:26:14,365 --> 00:26:15,398
‫اعلیحضرت

318
00:26:15,865 --> 00:26:18,265
‫اگه پادشاهشون رو "اعلیحضرت" خطاب کنیم

319
00:26:18,765 --> 00:26:21,965
‫دیگه نمی‌تونید از خارج
شدن از قلعه اجتناب کنید.

320
00:26:22,465 --> 00:26:24,165
‫خارج شدن از قلعه؟

321
00:26:24,465 --> 00:26:26,165
‫حرف نامعقول نزن.

322
00:26:26,465 --> 00:26:28,331
‫به محض اینکه از قلعه خارج بشید

323
00:26:29,065 --> 00:26:33,665
‫باید شرم برده شدن به شمال رو به جون بخرید.

324
00:26:33,698 --> 00:26:35,898
‫از قدیم‌الایام، حتی یک مورد هم نشده

325
00:26:35,931 --> 00:26:38,065
‫که مردم و پادشاه بعد از ورود متجاوزین

326
00:26:38,098 --> 00:26:41,298
‫به داخل قلعه محفوظ مونده باشن، اعلیحضرت.

327
00:26:58,598 --> 00:26:59,648
‫اعلیحضرت.

328
00:26:59,698 --> 00:27:03,015
‫پادشاه چوسان یه نامه فرستاده
‫و خودشو مطیع خطاب کرده.

329
00:27:03,065 --> 00:27:06,098
‫حتی ولیعهد هم به عنوان گروگان فرستاده میشه.

330
00:27:07,231 --> 00:27:08,931
‫بالاخره اومدیم اینجا.

331
00:27:08,998 --> 00:27:11,431
‫حالا به پادشاه چوسان فرمان بده

332
00:27:12,331 --> 00:27:14,331
‫که از قلعه خارج بشه

333
00:27:14,865 --> 00:27:16,698
‫و مطیع من بشه.

334
00:27:17,931 --> 00:27:19,065
‫ولی

335
00:27:19,665 --> 00:27:23,298
‫اجازه نمیدن پادشاه برای رویارویی
‫با مرگ از قلعه خارج بشه.

336
00:27:23,331 --> 00:27:25,348
‫می‌ترسن سرنوشت حادثه‌ی جینکانگ

337
00:27:25,398 --> 00:27:27,865
‫درصورت خارج شدنش از قلعه واسش رخ بده.

338
00:27:29,298 --> 00:27:30,431
‫درسته.

339
00:27:31,465 --> 00:27:32,731
‫بهرحال

340
00:27:34,098 --> 00:27:35,865
‫چون من اومدم چوسان

341
00:27:37,031 --> 00:27:38,331
‫پادشاه باید

342
00:27:40,998 --> 00:27:42,998
‫از قلعه خارج بشه.

343
00:27:43,265 --> 00:27:45,331
‫اعلیحضرت

344
00:27:45,531 --> 00:27:50,398
‫شما نباید از قلعه برید بیرون.

345
00:27:50,531 --> 00:27:52,198
‫تمام این اتفاقات

346
00:27:52,364 --> 00:27:54,364
‫بخاطر گناه چوی میونگ‌گیل رخ داد.

347
00:27:54,398 --> 00:27:55,998
‫با درخواستش واسه فرستادن پیک‌ها،

348
00:27:56,031 --> 00:27:58,231
‫باعث رسوایی غیرقابل تصوری شد.

349
00:27:58,598 --> 00:28:00,431
‫با مجبورکردن ما برای ارسال یه جواب،

350
00:28:00,464 --> 00:28:02,348
‫ترسید که از

351
00:28:02,398 --> 00:28:04,398
‫خواسته‌ی دشمن سرپیچی کنه.

352
00:28:04,764 --> 00:28:07,248
‫حتی اگه تک‌تک موهای
چوی میونگ‌گیل رو هم بکَنیم

353
00:28:07,298 --> 00:28:09,564
‫بازم کفاره‌ی گناهانش نمیشه.

354
00:28:10,031 --> 00:28:12,331
‫چوی میونگ‌گیل رو مجازات کنید.

355
00:28:12,731 --> 00:28:17,198
‫- چوی میونگ‌گیل رو مجازات کنید.
‫- چوی میونگ‌گیل رو مجازات کنید.

356
00:28:17,764 --> 00:28:21,998
‫- چوی میونگ‌گیل رو مجازات کنید.
‫- چوی میونگ‌گیل رو مجازات کنید.

357
00:28:22,598 --> 00:28:25,831
‫- اعلیحضرت. ‫- اعلیحضرت.

358
00:28:26,131 --> 00:28:29,064
‫- چوی میونگ‌گیل رو مجازات کنید.
‫- چوی میونگ‌گیل رو مجازات کنید.

359
00:28:29,098 --> 00:28:32,731
‫- چوی میونگ‌گیل رو مجازات کنید.
‫- چوی میونگ‌گیل رو مجازات کنید.

360
00:28:33,331 --> 00:28:34,898
‫باید واقعا

361
00:28:35,898 --> 00:28:38,298
‫از قلعه خارج بشم؟

362
00:28:39,364 --> 00:28:41,048
‫اگه می‌خوان از جون اعلیحضرت بگذرن

363
00:28:41,098 --> 00:28:43,131
‫و تاج و تخت شما رو حفظ کنن

364
00:28:43,964 --> 00:28:47,431
‫چطور می‌تونن اجازه بدن
که از قلعه خارج بشید؟

365
00:28:48,098 --> 00:28:49,764
‫بدون شک

366
00:28:50,631 --> 00:28:53,864
‫منتظر می‌مونن اعلیحضرت از قلعه خارج بشه

367
00:28:54,431 --> 00:28:57,831
‫تا وضعیتی مثل حادثه‌ی جینکانگ رو رقم بزنن.

368
00:28:58,164 --> 00:28:59,298
‫اعلیحضرت،

369
00:29:00,964 --> 00:29:02,898
‫هرکاری مجبور باشم انجام میدم

370
00:29:04,864 --> 00:29:08,564
‫تا نذارم شما از قلعه خارج بشین.

371
00:29:09,731 --> 00:29:11,064
‫عجب.

372
00:29:13,698 --> 00:29:15,431
‫چون من هنوز زنده‌ام

373
00:29:17,431 --> 00:29:20,531
‫توی چنین وضعیت اسفباری قرار گرفتم.

374
00:29:26,564 --> 00:29:27,831
‫اعلیحضرت.

375
00:29:30,998 --> 00:29:32,964
‫- اعلیحضرت. ‫- اعلیحضرت.

376
00:29:32,998 --> 00:29:35,598
‫اعلیحضرت.

377
00:29:35,664 --> 00:29:38,131
‫- اعلیحضرت. ‫- اعلیحضرت.

378
00:29:41,264 --> 00:29:45,098
‫- اعلیحضرت. ‫- اعلیحضرت.

379
00:29:53,298 --> 00:29:54,764
‫طبق خواسته‌ی شما،

380
00:29:55,064 --> 00:29:57,498
‫مقاماتی که مخالف صلح هستن رو
‫شناسایی خواهیم کرد،

381
00:29:57,531 --> 00:29:59,531
‫اونارو از قلعه بیرون می‌کنیم

382
00:29:59,631 --> 00:30:01,998
‫و ولیعهد رو به عنوان گروگان می‌فرستیم.

383
00:30:02,031 --> 00:30:03,464
‫با این وجود،

384
00:30:03,498 --> 00:30:06,431
‫خواهش می‌کنیم حداقل اجازه بدید
‫پادشاه ما از قلعه خارج نشه.

385
00:30:07,298 --> 00:30:10,598
‫مقاماتی که مخالف صلح هستن رو
‫از قلعه میندازن بیرون،

386
00:30:10,631 --> 00:30:12,848
‫و ولیعهد رو به عنوان گروگان می‌فرستن.

387
00:30:12,898 --> 00:30:14,198
‫اما

388
00:30:14,331 --> 00:30:16,331
‫نمی‌تونن پادشاه رو از قلعه بیرون کنن.

389
00:30:21,964 --> 00:30:24,298
‫می‌خواید از پادشاه ما سرپیچی کنید

390
00:30:25,064 --> 00:30:28,098
‫فقط برای ریختن خون و ایجاد یه درگیری بزرگ؟

391
00:30:28,698 --> 00:30:30,198
‫این واقعا چیزیه که

392
00:30:30,498 --> 00:30:32,164
‫پادشاه چوسان دلش می‌خواد؟

393
00:30:32,198 --> 00:30:33,931
‫نه! به هیچ وجه اینطور نیست!

394
00:30:34,298 --> 00:30:36,198
‫من به اعلیحضرت میگم که

395
00:30:36,231 --> 00:30:38,964
‫گویا پادشاه چوسان نگاه تحقیرانه
‫به پادشاه ما داره.

396
00:30:38,998 --> 00:30:41,998
‫باید عواقب اتفاقات بعدش رو بپذیرید!

397
00:30:42,498 --> 00:30:43,631
‫ژنرال!

398
00:30:44,864 --> 00:30:46,864
‫این خواسته‌ی پادشاه نیست.

399
00:30:46,931 --> 00:30:49,798
‫صرفاً خطا و اشتباه زیردست‌هاشه.

400
00:30:51,264 --> 00:30:52,481
‫ما زیردست‌ها،

401
00:30:52,531 --> 00:30:54,931
‫نمی‌تونیم خودمونو قانع کنیم
‫که اعلیحضرت رو از قصر بیرون کنیم.

402
00:30:58,698 --> 00:31:01,931
‫اگه میشد، دلم می‌خواست یه شمشیر
‫توی شکم خودم فرو کنم

403
00:31:01,964 --> 00:31:04,964
‫که نیت واقعی پادشاه خیرخواهمون آشکار بشه.

404
00:31:08,698 --> 00:31:09,964
‫ژنرال.

405
00:31:13,798 --> 00:31:16,398
‫پادشاهشون حتی به جنگ هم ملحق نشده

406
00:31:16,664 --> 00:31:18,848
‫اونوقت چطور می‌تونن اینقدر
‫بهش وفادار بمونن؟

407
00:31:18,898 --> 00:31:20,498
‫مردم چوسان

408
00:31:21,064 --> 00:31:22,498
‫واقعا جالبن.

409
00:31:25,164 --> 00:31:28,514
‫اگه خبر خروج پادشاه چوسان
‫از قلعه رو نیاوردن

410
00:31:28,564 --> 00:31:30,964
‫دیگه پیکی رو قبول نمی‌کنیم.

411
00:31:31,231 --> 00:31:32,431
‫اطاعت.

412
00:31:43,198 --> 00:31:45,798
‫هنوز جوابی دریافت نکردیم؟

413
00:31:46,598 --> 00:31:48,831
‫خان دستور داده دیگه پیکی فرستاده نشه

414
00:31:48,864 --> 00:31:52,631
‫تا وقتی که پادشاه چوسان از قلعه خارج شه.

415
00:31:52,764 --> 00:31:56,731
‫این روزا صدای مرغ و خروس‌هارو نمی‌شنوم.

416
00:31:57,064 --> 00:32:01,314
‫گمونم چون همه‌شونو واسه من
‫سرو کردن، مرغ و خروسی نمونده.

417
00:32:01,364 --> 00:32:04,331
‫بهشون بگو از الان به بعد
‫واسه من مرغ و خروس سرو نکنن.

418
00:32:58,598 --> 00:32:59,731
‫بیا از اینجا بریم.

419
00:33:01,898 --> 00:33:03,598
‫خان دستور داده هیچ پیکی فرستاده نشه

420
00:33:03,631 --> 00:33:06,531
‫تا وقتی پادشاه چوسان از قلعه خارج شه.

421
00:33:06,731 --> 00:33:10,081
‫اما اعلیحضرت از ترس ترور،
‫در برابر هرگونه خروج ایستادگی می‌کنه.

422
00:33:10,131 --> 00:33:12,464
‫دیگه کاری نمونده انجام بدیم.

423
00:33:13,331 --> 00:33:17,031
‫به یه چیزی نیاز داریم
‫که بتونه سریع جنگ رو خاتمه بده.

424
00:33:17,064 --> 00:33:18,364
‫چرا یهویی نگران کشور شدی؟

425
00:33:18,398 --> 00:33:21,297
‫از کی تا حالا نگران مردم شدی؟

426
00:33:22,397 --> 00:33:24,164
‫درسته.

427
00:33:25,997 --> 00:33:29,697
‫ولی یجورایی الان دیگه درمورد
‫سرنوشت این کشور کنجکاو شدم.

428
00:33:29,731 --> 00:33:32,231
‫چرا جونت رو واسش به خطر میندازی؟

429
00:33:32,264 --> 00:33:36,197
‫تا حالا پاسخ مناسبی از
طرف ولیعهد دریافت کردی؟

430
00:33:36,231 --> 00:33:37,797
‫اصلا بهت اعتماد دارن؟

431
00:33:37,831 --> 00:33:41,664
‫مهم نیست ولیعهد بهم اعتماد داره یا نه.

432
00:33:58,064 --> 00:33:59,731
‫اعلیحضرت بهتون دستور میده.

433
00:34:00,631 --> 00:34:02,931
‫پادشاه چوسان

434
00:34:02,964 --> 00:34:04,897
‫همین حالا از قلعه بیا بیرون.

435
00:34:05,397 --> 00:34:06,597
‫اگه نمی‌خوای بیای

436
00:34:06,631 --> 00:34:07,964
‫بیا بجنگیم!

437
00:34:07,997 --> 00:34:10,631
‫آسمون تصمیم می‌گیره!

438
00:34:20,331 --> 00:34:22,564
‫دشمن یهویی داره با خشم فشار میاره

439
00:34:22,597 --> 00:34:25,197
‫و با شلیک توپ ما رو تهدید می‌کنه.

440
00:34:29,097 --> 00:34:30,531
‫حتما

441
00:34:30,564 --> 00:34:32,797
‫یه اتفاق اضطراری واسه دشمن رخ داده.

442
00:34:33,197 --> 00:34:37,097
‫شاید نیروهای سلطنتی رسیدن
‫و از پشت بهشون حمله کردن.

443
00:34:37,131 --> 00:34:38,564
‫اگه این نباشه

444
00:34:39,164 --> 00:34:42,931
‫شاید یه اتفاق اضطراری توی کشورشون رخ داده.

445
00:34:46,097 --> 00:34:48,364
‫دشمن یهویی واسه یه نبرد سرنوشت‌ساز

446
00:34:48,397 --> 00:34:52,081
‫یا تکمیل مأموریت دیپلماتیک فشار میاره،
‫چه پادشاه ما از قصر خارج بشه چه نشه.

447
00:34:52,131 --> 00:34:54,581
‫آیا ممکنه به دلیل حمله‌ی
نیروهای سلطنتی باشه؟

448
00:34:54,631 --> 00:34:57,297
‫یا مشکلی توی کشورشون وجود داره؟

449
00:34:57,331 --> 00:34:58,997
‫لطفا سریعا به ما اطلاع بدید.

450
00:35:02,964 --> 00:35:05,297
‫حتما واسه تماس با ما عجله دارن.

451
00:35:05,331 --> 00:35:07,097
‫اگه نیروهای سلطنتی بهشون حمله کرده بودن

452
00:35:07,131 --> 00:35:09,164
‫باید تلفات بیشتری می‌بود.

453
00:35:09,197 --> 00:35:10,397
‫این نیست.

454
00:35:18,497 --> 00:35:19,881
‫چیزی که الان گفتی حقیقت داره؟

455
00:35:19,931 --> 00:35:21,631
‫حرفی که زدی درسته؟

456
00:35:23,531 --> 00:35:26,064
‫داری اعلیحضرت رو توی خطر میندازی.

457
00:35:30,131 --> 00:35:31,864
‫دوست داری هنوزم زنده بمونی؟

458
00:35:47,131 --> 00:35:49,397
‫اومدم واسه اعلیحضرت آواز بخونم.

459
00:35:50,997 --> 00:35:53,064
‫دیگه نباید بیاید اینجا.

460
00:36:01,231 --> 00:36:03,231
‫گفت مقامش چیه؟

461
00:36:03,364 --> 00:36:04,464
‫کمربند قرمز.

462
00:36:05,664 --> 00:36:07,731
‫شاید بازرس طاعونه.

463
00:36:09,231 --> 00:36:10,731
‫بازرس طاعون؟

464
00:36:11,097 --> 00:36:15,497
‫کسایی که مسئول کشف بیماری‌های عفونی
‫و گزارششون هستن.

465
00:36:48,397 --> 00:36:50,064
‫اینجا چکار می‌کنی؟

466
00:36:55,431 --> 00:36:57,564
‫گفتم دیگه نیاز نیست
‫واسه اعلیحضرت آواز بخونید.

467
00:37:01,931 --> 00:37:02,964
‫خاکم.

468
00:37:04,631 --> 00:37:05,831
‫می‌خوام پسش بگیرم.

469
00:37:08,697 --> 00:37:10,897
‫ازم محافظت می‌کنه و مواظبمه.

470
00:37:11,331 --> 00:37:12,431
‫بخصوص

471
00:37:14,897 --> 00:37:17,097
‫توی لحظات خطرناکی مثل الان.

472
00:37:18,731 --> 00:37:21,464
‫همه می‌دونن جریان از چه قراره!

473
00:37:22,297 --> 00:37:25,497
‫چند روزه که دودو و یوتو رو ندیدم.

474
00:37:26,064 --> 00:37:27,197
‫پس

475
00:37:28,231 --> 00:37:30,531
‫گمونم ممکنه به‌زودی اینجا بمیرم

476
00:37:32,731 --> 00:37:34,031
‫پسش بده!

477
00:37:39,431 --> 00:37:41,297
‫توی دردسر افتاده بودم

478
00:37:42,031 --> 00:37:46,564
‫چون همه از ترس جونشون
از این کار طفره می‌رفتن.

479
00:37:47,964 --> 00:37:49,331
‫خوبه.

480
00:37:49,797 --> 00:37:52,531
‫تو مرد خوش‌شانسی هستی،
‫پس زنده می‌مونی.

481
00:37:52,597 --> 00:37:53,664
‫تو

482
00:37:53,897 --> 00:37:55,631
‫به بقیه‌ی باربرها هم کمک می‌کنی.

483
00:38:29,231 --> 00:38:30,631
‫آبله‌ست.

484
00:38:41,031 --> 00:38:43,231
‫آبله داره بینشون پخش میشه.

485
00:38:44,764 --> 00:38:48,164
‫فورا برو و خبرشو به عالیجناب ولیعهد بده.

486
00:38:48,697 --> 00:38:49,731
‫با من بیا.

487
00:38:49,997 --> 00:38:51,264
‫تو تا حالا آبله نگرفتی.

488
00:38:51,297 --> 00:38:52,797
‫الان نمی‌تونم برم.

489
00:38:53,331 --> 00:38:55,130
‫خان هیچ کجا پیداش نیست.

490
00:38:56,697 --> 00:38:58,164
‫خان آبله گرفته؟

491
00:38:58,197 --> 00:39:01,030
‫یا فقط قایم شده؟ باید بفهمم.

492
00:39:01,064 --> 00:39:02,597
‫پس عجله کن و برو.

493
00:39:06,964 --> 00:39:07,997
‫آبله؟

494
00:39:09,597 --> 00:39:11,464
‫واسه صلح عجله داشتن

495
00:39:11,664 --> 00:39:14,564
‫چون آبله داره توی اردوگاه
اصلی چینگ پخش میشه.

496
00:39:15,264 --> 00:39:18,214
‫مسئولش یه بازرس طاعون بود و کشته شد.

497
00:39:18,264 --> 00:39:20,764
‫خان و شاهزاده‌ها از جمله یوتو و دودو

498
00:39:20,797 --> 00:39:24,264
‫هیچ‌کجا پیداشون نیست.
‫الان چند روزیه که نیستن.

499
00:39:24,297 --> 00:39:26,597
‫نمی‌دونم خان بخاطر اینکه
‫تا حالا آبله نگرفته قایم شده

500
00:39:26,630 --> 00:39:29,530
‫یا اینکه درگیر بیماری شده.

501
00:39:30,530 --> 00:39:32,197
‫ولی اگه خان زنده باشه

502
00:39:32,964 --> 00:39:36,630
‫دیگه بیشتر از این منتظر
تسلیم شدن شما نمی‌مونه.

503
00:39:38,030 --> 00:39:40,047
‫هرکاری لازم باشه می‌کنه

504
00:39:40,097 --> 00:39:42,764
‫تا اعلیحضرت رو توی قلعه تحت فشار قرار بده.

505
00:39:43,297 --> 00:39:44,497
‫یا زود دست بکار شید

506
00:39:45,330 --> 00:39:47,197
‫یا یه قتل‌عام در راهه.

507
00:39:50,530 --> 00:39:51,930
‫ممکنه اونا

508
00:39:57,564 --> 00:39:58,664
‫خان

509
00:39:59,530 --> 00:40:03,697
‫گفت اگه تسلیم بشید میذاره
‫پادشاهیتون دست نخورده باقی بمونه.

510
00:40:05,164 --> 00:40:06,197
‫اعلیحضرت،

511
00:40:06,664 --> 00:40:09,064
‫درک می‌کنم که اونا دروغگوان

512
00:40:09,097 --> 00:40:10,697
‫ولی ازتون خواهش می‌کنم

513
00:40:11,364 --> 00:40:13,730
‫فقط همین یک‌بار بهشون اعتماد کنید.

514
00:40:13,764 --> 00:40:14,764
‫نه.

515
00:40:15,330 --> 00:40:19,430
‫با اینکه پیش از این قول دادیم
‫که به عنوان امپراتور به خان خدمت کنیم،

516
00:40:19,597 --> 00:40:22,564
‫می‌خوان منو از قلعه بکشن بیرون.

517
00:40:23,164 --> 00:40:27,897
‫مطمئنم دارن نقشه‌ی یه دسیسه
‫مثل حادثه‌ی جینکانگ رو می‌کشن.

518
00:40:28,597 --> 00:40:30,264
‫تو می‌دونی چه اتفاقی افتاد.

519
00:40:30,664 --> 00:40:32,964
‫درحالیکه امپراتور
هوئی‌زونگ رو برده بودن جین،

520
00:40:32,997 --> 00:40:36,230
‫یکی از جنگجویان جین
‫نوشیدنی و گوشت رو ریخت روی زمین

521
00:40:36,264 --> 00:40:38,030
‫و مجبورش کرد اونو بخوره.

522
00:40:38,830 --> 00:40:39,930
‫بازم هست.

523
00:40:40,764 --> 00:40:43,797
‫حتی ملکه جو رو مجبور کردن
‫واسشون نوشیدنی بریزه.

524
00:40:45,197 --> 00:40:47,397
‫ترجیح میدم بمیرم تا اینکه
‫چنین تحقیری رو تحمل کنم

525
00:40:47,430 --> 00:40:48,497
‫با این وجود

526
00:40:49,097 --> 00:40:52,480
‫اگه واسه صلح عجله نکنیم
‫ممکنه نشه جلوی یه قتل‌عام رو گرفت.

527
00:40:52,530 --> 00:40:53,664
‫قتل‌عام؟

528
00:40:54,164 --> 00:40:55,780
‫در گذشته گفتن

529
00:40:55,830 --> 00:40:59,997
‫که به جزیره‌ی گانگوا حمله می‌کنن.
‫شاید بلوف نمی‌زدن.

530
00:41:01,630 --> 00:41:03,464
‫ممکنه توی خشکی خوب بجنگن

531
00:41:03,497 --> 00:41:05,064
‫ولی روی آب نه.

532
00:41:05,797 --> 00:41:08,664
‫- جزیره گانگوا امنه. ‫- اعلیحضرت،

533
00:41:08,697 --> 00:41:10,697
‫با این‌حال خان این همه راه تا اینجا اومده.

534
00:41:10,730 --> 00:41:12,697
‫اگه پادشاه چوسان از قلعه خارج نشه

535
00:41:12,730 --> 00:41:15,197
‫می‌خوای من از قلعه خارج بشم؟

536
00:41:21,030 --> 00:41:22,564
‫نه، فقط

537
00:41:24,130 --> 00:41:27,097
‫فقط می‌خوام کمک کنم از
پادشاهی‌تون محافظت کنید.

538
00:41:27,664 --> 00:41:29,414
‫گفتن اجازه میدن پادشاهی‌‌تون رو نگه دارید

539
00:41:29,464 --> 00:41:31,164
‫به شرطی که از قلعه خارج شید.

540
00:41:31,230 --> 00:41:33,964
‫چطور بین این همه آدم
‫تو می‌تونی چنین حرفی بزنی؟

541
00:41:33,997 --> 00:41:36,730
‫اعلیحضرت! لطفا منو مجازات کنید.

542
00:41:44,897 --> 00:41:46,264
‫خب

543
00:41:47,164 --> 00:41:50,164
‫اجازه نمیدن پادشاهشون قلعه رو ترک کنه.

544
00:41:50,797 --> 00:41:51,864
‫درسته.

545
00:41:53,064 --> 00:41:55,397
‫شرط می‌بندم مردم چوسان فکر کردن

546
00:41:55,430 --> 00:41:57,097
‫که من مشغول سروکله‌زدن با مینگ هستم

547
00:41:57,130 --> 00:41:59,930
‫و حتی به چوسان اهمیت نمی‌دادم.

548
00:42:00,930 --> 00:42:02,230
‫اشتباه می‌کردن.

549
00:42:03,330 --> 00:42:06,530
‫من واسه اومدن به چوسان همه‌چیزو فدا کردم.

550
00:42:07,930 --> 00:42:09,930
‫چوسان به مینگ وفادار بوده.

551
00:42:10,197 --> 00:42:13,064
‫باید چوسان رو مجبور به تسلیم کنم

552
00:42:13,830 --> 00:42:16,930
‫تا همون امپراتور حقیقی بشم
‫که از آسمان‌ها فرستاده شده.

553
00:42:18,764 --> 00:42:20,430
‫آبله پخش شده،

554
00:42:22,964 --> 00:42:24,630
‫ولی تسلیم نمیشم.

555
00:42:26,130 --> 00:42:28,130
‫هرکاری لازم باشه انجام میدم

556
00:42:29,464 --> 00:42:31,397
‫تا توی چوسان به پیروزی برسم.

557
00:42:33,730 --> 00:42:35,730
‫یه کشتی بفرست به جزیره گانگوا.

558
00:42:36,730 --> 00:42:38,780
‫واسم مهم نیست باید چی رو فدا کنیم.

559
00:42:38,830 --> 00:42:40,530
‫جزیره گانگوا رو فتح کنید.

560
00:42:40,697 --> 00:42:41,897
‫مال منه!

561
00:42:41,930 --> 00:42:43,264
‫این سر دیگ منه!

562
00:42:43,297 --> 00:42:45,164
‫چی میگی؟ نمی‌بینی اینجاش لب‌پر شده؟

563
00:42:45,197 --> 00:42:48,897
‫ای بابا، فکرشم نمی‌کردم
‫کسی رو ببینم که سر دیگ می‌دزده.

564
00:42:48,930 --> 00:42:50,130
‫حرفات تموم شد؟

565
00:42:50,164 --> 00:42:51,664
‫آره، تموم شد. چکار میخوای کنی؟

566
00:42:51,697 --> 00:42:53,497
‫- سر دیگ کوفتی.
‫- بهت گفتم مال منه!

567
00:42:53,530 --> 00:42:55,930
‫- مال منه!
‫- هرکی داره میکِشه و می‌بره

568
00:42:55,964 --> 00:42:56,997
‫نه، مال منه!

569
00:42:57,030 --> 00:42:59,464
‫زن عجوزه، مال منه!

570
00:42:59,564 --> 00:43:01,947
‫اونجا چند نفر دارن از کشتی پیاده میشن.

571
00:43:01,997 --> 00:43:03,647
‫ولی همه‌شون کچلن.

572
00:43:03,697 --> 00:43:05,714
‫اگه من دزدم، پس تو چی هستی؟

573
00:43:05,764 --> 00:43:07,814
‫- صاحب سر دیگ! ‫- گوش کن چی میگم!

574
00:43:07,864 --> 00:43:10,414
‫وراجیت تموم شد؟

575
00:43:10,464 --> 00:43:11,614
‫برو اونجا و بازی کن!

576
00:43:11,664 --> 00:43:13,497
‫برو اونجا و بازی کن!

577
00:43:13,697 --> 00:43:15,830
‫ای بابا. برو بازی کن، باشه؟

578
00:43:18,264 --> 00:43:20,430
‫واقعا کچل بودن؟ چطوری؟

579
00:43:22,864 --> 00:43:24,697
‫اوه، مثل اون؟

580
00:43:25,097 --> 00:43:26,130
‫یا چطوری؟

581
00:43:26,764 --> 00:43:28,130
‫براق و کچل

582
00:43:28,264 --> 00:43:30,530
‫با یکم مو این پشتشون.

583
00:43:56,897 --> 00:43:58,664
‫برید!

584
00:44:01,930 --> 00:44:02,964
‫متجاوزین.

585
00:44:03,464 --> 00:44:05,130
‫متجاوزین اومدن.

586
00:44:21,130 --> 00:44:23,397
‫جونگ جونگ، بیدار شو. باید بریم.

587
00:44:24,064 --> 00:44:25,697
‫بیدار شو! عجله کن! باید بریم!

588
00:44:25,730 --> 00:44:27,530
‫متجاوزین! اومدن اینجا.

589
00:44:27,563 --> 00:44:29,297
‫باید همین الان بریم. بلند شو!

590
00:44:31,130 --> 00:44:33,130
‫چه خبره؟

591
00:44:33,163 --> 00:44:34,397
‫همگی باید برید!

592
00:44:34,430 --> 00:44:37,097
‫متجاوزین هر لحظه میرسن اینجا!

593
00:44:37,130 --> 00:44:38,497
‫چرند نگو.

594
00:44:38,697 --> 00:44:40,047
‫یه دختر چی حالیش میشه؟

595
00:44:40,097 --> 00:44:42,647
‫اگه نمی‌خوای به حرف یه دختر
‫توجه کنی، پس همینجا بمیر!

596
00:44:42,697 --> 00:44:43,947
‫ما میریم. عجله کنید!

597
00:44:43,997 --> 00:44:46,063
‫- فرار کنید! ‫- متجاوزین اومدن!

598
00:44:48,663 --> 00:44:50,230
‫- خدای من. ‫- عجله کنید!

599
00:44:50,530 --> 00:44:52,197
‫مردم چوسانن!

600
00:44:52,230 --> 00:44:53,263
‫بگیریدشون!

601
00:44:53,297 --> 00:44:54,963
‫دارن فرار می‌کنن.

602
00:44:55,130 --> 00:44:56,163
‫بگیریدشون!

603
00:45:17,597 --> 00:45:18,647
‫- فرار کنید! ‫- زود باشید!

604
00:45:18,697 --> 00:45:20,397
‫- از اینور! ‫- باید فرار کنیم!

605
00:45:25,763 --> 00:45:26,780
‫از اینور.

606
00:45:26,830 --> 00:45:28,030
‫بگیریدشون!

607
00:45:28,430 --> 00:45:29,463
‫زود باشید.

608
00:45:59,263 --> 00:46:01,297
‫- اوه نه! ‫- عجله کنید!

609
00:46:01,530 --> 00:46:02,830
‫- عجله کنید! ‫- برید!

610
00:46:04,263 --> 00:46:05,863
‫- اوه، نه! ‫- فرار کنید!

611
00:46:27,897 --> 00:46:29,530
‫[سال جونگچوک، 43 روز از آغاز تهاجم چینگ]

612
00:46:29,563 --> 00:46:30,597
‫(فتح جزیره‌ی گانگوا)

613
00:46:30,630 --> 00:46:34,463
‫صدها زن برای حفظ عفت‌شون
‫خودشونو از یه صخره به پایین پرت کردن.

614
00:46:35,697 --> 00:46:37,397
‫روسری‌های زنان

615
00:46:37,430 --> 00:46:40,097
‫روی آب‌های گانگوا شناوره.

616
00:46:41,597 --> 00:46:43,763
‫کیم سانگ‌یونگ، برادر وزیر کیم،

617
00:46:43,797 --> 00:46:45,463
‫به همراه نوه‌ی خودش داخل انبوهی

618
00:46:45,497 --> 00:46:47,163
‫از باروت درحال سوختن پرید.

619
00:46:48,297 --> 00:46:50,030
‫نگهبان سلطنتی، مینگ‌سونگ،

620
00:46:51,030 --> 00:46:55,197
‫بعد از کشتن سه پسر و عروسش خودشو کشت.

621
00:46:55,230 --> 00:46:57,697
‫سه نسل از زنان دست به خودکشی زدن.

622
00:46:57,730 --> 00:47:00,797
‫از جمله همسر و عروس نخست وزیر کیم.

623
00:47:01,730 --> 00:47:03,197
‫پسرم چی؟

624
00:47:04,063 --> 00:47:05,963
‫حالش خوبه؟

625
00:47:13,697 --> 00:47:15,897
‫جزیره گانگوا رو گرفتن،

626
00:47:16,997 --> 00:47:20,830
‫بنابراین اعلیحضرت و ولیعهد
‫توی قلعه‌ی نامهان

627
00:47:22,297 --> 00:47:24,163
‫جاشون امن نیست.

628
00:47:25,597 --> 00:47:27,863
‫پس این تنها بازمونده میشه.

629
00:47:28,197 --> 00:47:29,463
‫خواهش می‌کنم.

630
00:47:33,763 --> 00:47:35,263
‫خواهش می‌کنم از پسرم

631
00:47:35,963 --> 00:47:37,330
‫محافظت کن.

632
00:47:49,497 --> 00:47:50,663
‫برو.

633
00:47:50,897 --> 00:47:51,997
‫فورا.

634
00:48:12,130 --> 00:48:13,330
‫بانگ‌دو.

635
00:48:14,430 --> 00:48:16,197
‫منو همینجا بذارید.

636
00:48:16,530 --> 00:48:17,763
‫بانوی من

637
00:48:18,130 --> 00:48:19,863
‫دیگه نمی‌تونم راه بیام.

638
00:48:19,897 --> 00:48:21,797
‫پس فقط منو بذارید و برید

639
00:48:22,663 --> 00:48:25,063
‫و بچه‌ام رو هم همراهتون ببرید.

640
00:48:27,163 --> 00:48:28,797
‫بلند شو.

641
00:48:29,463 --> 00:48:31,330
‫اگه بازم چنین مزخرفاتی بگی

642
00:48:31,363 --> 00:48:34,330
‫با وجود اینکه تازه زایمان کردی
‫یه کتک حسابی بهت می‌زنم.

643
00:48:34,363 --> 00:48:35,630
‫راه بیفت.

644
00:48:44,563 --> 00:48:45,930
‫خواهش می‌کنم!

645
00:48:46,497 --> 00:48:47,830
‫خواهش می‌کنم اجازه بدید.

646
00:48:49,230 --> 00:48:51,063
‫- باید سوارش شیم.
‫- لطفا بذارید سوار شیم.

647
00:48:51,097 --> 00:48:53,930
‫- ما رو نجات بدید.
‫- باید سوار قایق شیم.

648
00:48:57,097 --> 00:48:59,030
‫- من میرم! ‫- لعنتی.

649
00:49:01,230 --> 00:49:02,897
‫- خواهش می‌کنم!
‫- لطفا اجازه بدید.

650
00:49:05,863 --> 00:49:07,897
‫این قایق واسه شما نیست!

651
00:49:08,197 --> 00:49:09,430
‫برید عقب!

652
00:49:09,530 --> 00:49:11,230
‫این قایق واسه شما نیست!

653
00:49:14,730 --> 00:49:16,413
‫بیاید ما هم سوار اون قایق بشیم.

654
00:49:16,463 --> 00:49:17,630
‫چطوری؟

655
00:49:17,930 --> 00:49:20,563
‫هرکسی که می‌خواد سوارش بشه رو هل میدن عقب.

656
00:49:20,597 --> 00:49:22,930
‫- خواهش می‌کنم! ‫- بانوی من.

657
00:49:23,663 --> 00:49:24,830
‫نگاه کن.

658
00:50:15,896 --> 00:50:17,130
‫نه،

659
00:50:17,496 --> 00:50:19,196
‫می‌تونیم سوار اون قایق بشیم.

660
00:50:19,230 --> 00:50:20,930
‫شما برید سمت قایق.

661
00:50:21,163 --> 00:50:22,896
‫چی؟ گیل‌چائه.

662
00:50:23,930 --> 00:50:25,063
‫گیل‌چائه.

663
00:50:26,730 --> 00:50:28,230
‫عالیجناب.

664
00:50:32,130 --> 00:50:34,396
‫بچه رو بده بهم.

665
00:50:37,530 --> 00:50:40,096
‫من یه قایق دیدم.
‫می‌خواستی سوارش بشی، درسته؟

666
00:50:40,130 --> 00:50:41,996
‫من می‌رسونمش به قایق.

667
00:50:44,696 --> 00:50:47,130
‫لطفا حسابی مواظبش باش.

668
00:50:49,963 --> 00:50:51,896
‫برو. عجله کن!

669
00:51:18,030 --> 00:51:19,263
‫بهتون گفتید برید عقب.

670
00:51:19,296 --> 00:51:20,746
‫این قایق واسه شما نیست!

671
00:51:20,796 --> 00:51:23,046
‫منتظر عالیجناب هستید، درسته؟

672
00:51:23,096 --> 00:51:25,430
‫دوستم داره میارش اینجا.

673
00:51:39,763 --> 00:51:40,930
‫خواهش می‌کنم.

674
00:51:42,196 --> 00:51:43,363
‫خواهش می‌کنم.

675
00:51:47,663 --> 00:51:49,330
‫از عالیجناب محافظت کنید!

676
00:52:07,130 --> 00:52:08,630
‫بدش به من.

677
00:52:12,096 --> 00:52:14,230
‫خواهش می‌کنم بذارید ما هم سوار قایق شیم.

678
00:52:14,863 --> 00:52:16,696
‫نه، ولی تو اجازه داری.

679
00:52:16,763 --> 00:52:18,663
‫اگه همه‌مون رو نبری

680
00:52:18,696 --> 00:52:21,030
‫اونم سوار قایق نمیشه.

681
00:52:21,996 --> 00:52:23,196
‫گیل‌چائه.

682
00:52:23,330 --> 00:52:25,730
‫حداقل تو باید سوار قایق بشی.

683
00:52:26,763 --> 00:52:28,063
‫بانوی من.

684
00:52:30,196 --> 00:52:32,063
‫کی عالیجناب رو سیر می‌کنه؟

685
00:52:32,896 --> 00:52:35,313
‫ما یه مادر داریم که تازه زایمان کرده.

686
00:52:35,363 --> 00:52:36,630
‫اون شیر داره.

687
00:52:36,763 --> 00:52:39,763
‫آره، می‌تونم بهش شیر بدم.

688
00:52:43,496 --> 00:52:45,396
‫- بذارید سوار شن. ‫- بله قربان.

689
00:52:46,096 --> 00:52:47,363
‫سوار قایق شید.

690
00:52:47,596 --> 00:52:48,763
‫برید عقب!

691
00:52:54,796 --> 00:52:56,563
‫جونگ جونگ، سوار قایق شو.

692
00:52:56,596 --> 00:52:57,763
‫اول تو برو.

693
00:53:04,830 --> 00:53:06,296
‫برید اونور!

694
00:53:06,863 --> 00:53:08,096
‫برید اونور!

695
00:53:08,963 --> 00:53:10,580
‫لطفا بذارید بچه‌ی من سوار قایق بشه.

696
00:53:10,630 --> 00:53:12,763
‫خواهش می‌کنم، بچه‌ام.
‫خواهش می‌کنم کمک کنید.

697
00:53:13,130 --> 00:53:14,263
‫فقط بچه‌ام.

698
00:53:14,296 --> 00:53:16,563
‫- فقط بچه‌ام، خواهش می‌کنم.
‫- بانوی من!

699
00:53:16,663 --> 00:53:19,396
‫خواهش می‌کنم، فقط بچه‌ام.

700
00:53:19,663 --> 00:53:21,063
‫بچه‌ام.

701
00:53:23,863 --> 00:53:25,496
‫ولش کن!

702
00:53:25,563 --> 00:53:27,230
‫جونگ جونگ رو ول کن!

703
00:53:27,363 --> 00:53:29,830
‫واسه همگی شما جا نیست!

704
00:53:32,896 --> 00:53:34,463
‫خدای من.

705
00:53:35,663 --> 00:53:37,596
‫خواهش می‌کنم، بچه‌ام. نه!

706
00:54:49,763 --> 00:54:51,430
‫حتما

707
00:54:52,630 --> 00:54:54,996
‫اتفاقی واسه دستام افتاده.

708
00:54:56,363 --> 00:54:58,230
‫به هیچی فکر نکن.

709
00:54:58,596 --> 00:55:01,930
‫به لطف تو جونگ جونگ تونست سوار قایق بشه.

710
00:55:10,796 --> 00:55:13,463
‫این تو بودی که جون ما رو نجات دادی.

711
00:55:15,396 --> 00:55:17,096
‫همیشه تو نجاتمون دادی.

712
00:55:36,896 --> 00:55:38,663
‫تعداد بیماران خیلی زیاد شده.

713
00:55:38,696 --> 00:55:40,363
‫اعلیحضرت

714
00:55:40,663 --> 00:55:42,296
‫مبتلا نشده، درسته؟

715
00:55:42,329 --> 00:55:43,929
‫اعلیحضرت یه هدیه از طرف آسمان‌هاست.

716
00:55:43,963 --> 00:55:45,263
‫اون هرگز چنین بیماری‌ای نمی‌گیره.

717
00:55:45,296 --> 00:55:46,329
‫می‌دونم.

718
00:55:46,896 --> 00:55:48,896
‫فقط نگرانم که تعداد بیماران

719
00:55:48,929 --> 00:55:50,013
‫داره خیلی زیاد میشه.

720
00:55:50,063 --> 00:55:53,029
‫من حالم کاملا خوبه.
‫قسم می‌خورم که طاعون نیست!

721
00:55:54,629 --> 00:55:56,229
‫من حالم کاملا خوبه!

722
00:55:56,263 --> 00:55:57,929
‫هیچوقت نباید بری دریا.

723
00:55:57,963 --> 00:55:59,979
‫فقط یه سرفه‌ست، طاعون نیست. قسم می‌خورم!

724
00:56:00,029 --> 00:56:01,296
‫بره دریا؟

725
00:56:01,796 --> 00:56:04,329
‫خان کشتی‌هایی رو به جزیره‌ی گانگوا فرستاده.

726
00:56:04,896 --> 00:56:06,696
‫من حالم کاملا خوبه.

727
00:56:07,829 --> 00:56:09,563
‫طاعون نیست، قسم می‌خورم!

728
00:56:16,396 --> 00:56:18,496
‫اینو از کجا آوردی؟

729
00:56:19,029 --> 00:56:20,263
‫تو کی هستی؟

730
00:56:27,763 --> 00:56:29,429
‫اینو از کجا آوردی؟

731
00:56:51,496 --> 00:56:52,496
‫هی.

732
00:56:53,596 --> 00:56:54,596
‫هی.

733
00:56:56,496 --> 00:56:57,496
‫گندت بزنن.

734
00:57:01,263 --> 00:57:02,613
‫نمی‌تونی اینجا بمونی.

735
00:57:02,663 --> 00:57:04,096
‫هرچقدر هم که ماهر و باهوش باشی

736
00:57:04,129 --> 00:57:06,729
‫طاعون تبعیض قائل نمیشه.

737
00:57:13,763 --> 00:57:14,796
‫من

738
00:57:17,129 --> 00:57:18,329
‫بهش گفتم که بره.

739
00:57:24,463 --> 00:57:28,063
‫بهش گفتم جزیره‌ی گانگوا
امن‌ترین مکان چوسانه.

740
00:57:31,063 --> 00:57:32,129
‫من

741
00:57:34,863 --> 00:57:36,263
‫بهش گفتم که بره.

742
00:57:48,663 --> 00:57:50,163
‫چکار داری می‌کنی؟

743
00:57:52,229 --> 00:57:54,163
‫این خنجر رو از کجا آوردی؟

744
00:57:54,996 --> 00:57:56,329
‫غنیمتم بود.

745
00:57:57,229 --> 00:57:59,896
‫از یه دختر چوسانی که کشتمش برش داشتم.

746
00:58:01,529 --> 00:58:02,729
‫کشتیش؟

747
00:58:04,563 --> 00:58:05,763
‫واقعا کشتیش؟

748
00:58:06,496 --> 00:58:08,996
‫خب، ندیدم که بمیره.

749
00:58:09,996 --> 00:58:12,129
‫ولی مطمئنم که مُرد.

750
00:58:12,829 --> 00:58:14,829
‫چطور یه زن می‌تونه از مرگ فرار کنه؟

751
00:58:20,229 --> 00:58:23,563
‫اگه قبلا رفتین به دریا بیاید جلو.

752
00:58:23,796 --> 00:58:26,696
‫اعلیحضرت پاداش بزرگی بهتون میده.

753
00:58:27,263 --> 00:58:29,996
‫اگه تا حالا سوار قایق شدید، بیاید جلو.

754
00:58:30,863 --> 00:58:32,563
‫کی داوطلب میشه؟

755
00:58:33,896 --> 00:58:35,229
‫کی دلش می‌خواد بره دریا؟

756
00:58:35,263 --> 00:58:37,013
‫اگه یه عالمه ثروت هم
بهم بدن چنین کاری نمی‌کنم.

757
00:58:37,063 --> 00:58:38,396
‫منم دلم نمی‌خواد.

758
00:58:38,429 --> 00:58:40,946
‫میگن اگه از دریا عبور کنی طاعون می‌گیری.

759
00:58:40,996 --> 00:58:42,063
‫من میرم.

760
00:58:44,329 --> 00:58:45,996
‫می‌خوام پاداش بگیرم

761
00:58:46,429 --> 00:58:48,663
‫و یه افسر ارتش افتخارآفرین بشم.

762
00:58:48,696 --> 00:58:50,196
‫داری چکار می‌کنی؟

763
00:58:50,729 --> 00:58:52,729
‫اگه افسر بشم

764
00:58:53,196 --> 00:58:54,996
‫نمی‌تونم یکم خوش بگذرونم؟

765
00:59:11,696 --> 00:59:14,763
‫[جزیره‌ی نزدیک گانگوا]

766
00:59:50,763 --> 00:59:53,663
‫انگار عالیجناب حالش خیلی بهتر شده.

767
00:59:53,696 --> 00:59:56,263
‫میشه حالا به بچه‌ی خودم شیر بدم؟

768
00:59:56,296 --> 00:59:58,229
‫بچه‌ام تمام طول روز گرسنگی کشیده.

769
01:00:11,096 --> 01:00:13,646
‫حتما متجاوزین یه تیم جستجو فرستادن.

770
01:00:13,696 --> 01:00:17,246
‫اگه با هم بمونیم توی خطر میفتیم.
‫بیاید به دو گروه تقسیم بشیم.

771
01:00:17,296 --> 01:00:18,996
‫زیاد نگران نباشید.

772
01:00:19,329 --> 01:00:22,863
‫شما همگی زن هستین،
‫پس از یه مسیر امن‌تر می‌فرستمتون.

773
01:00:24,963 --> 01:00:26,329
‫از اون مسیر برید

774
01:00:27,429 --> 01:00:29,463
‫و توی اسکله دوباره همدیگه رو می‌بینیم.

775
01:00:29,496 --> 01:00:32,229
‫یه قایق می‌بینید که اونجا منتظرمونه.

776
01:00:33,029 --> 01:00:35,829
‫منتظر چی هستید؟ باید برید.

777
01:00:35,929 --> 01:00:37,496
‫اگه دیر کنید قایق رو از دست میدید.

778
01:00:37,529 --> 01:00:38,529
‫زود باشید.

779
01:00:42,863 --> 01:00:43,896
‫برید.

780
01:00:44,496 --> 01:00:45,563
‫نگران نباشید.

781
01:00:57,329 --> 01:00:59,863
‫متجاوزین از اون مسیر نمیرن؟

782
01:01:01,363 --> 01:01:03,029
‫واسمون یکم زمان می‌خرن.

783
01:01:04,929 --> 01:01:05,929
‫بریم.

784
01:01:16,862 --> 01:01:18,129
‫اگه همسر ولیعهد چوسانه،

785
01:01:18,162 --> 01:01:19,862
‫نباید سر به سرش بذاریم، درسته؟

786
01:01:19,896 --> 01:01:22,729
‫ولی می‌تونیم سربه‌سر ندیمه‌هاش بذاریم.

787
01:01:23,196 --> 01:01:24,912
‫حتی ندیمه‌هاش هم خیلی خوبه

788
01:01:24,962 --> 01:01:25,962
خیلی خوبن

789
01:01:31,129 --> 01:01:34,979
‫خیلی بدبختی کشیدم، و با این حال
‫هنوز یه زن چوسانی واسه خودم پیدا نکردم.

790
01:01:35,029 --> 01:01:37,829
‫شنیدم مغولی‌ها هرکدوم سهم خودشونو برداشتن.

791
01:01:37,862 --> 01:01:40,762
‫اینجا یه جزیره‌ست، پس بهم گیر ندید، قربان.

792
01:02:12,829 --> 01:02:14,329
‫این صدای چیه؟

793
01:02:17,996 --> 01:02:19,129
‫رئیس.

794
01:02:21,196 --> 01:02:22,796
‫بذارید من برم یه سر و گوشی آب بدم.

795
01:03:43,462 --> 01:03:44,529
‫چی بود؟

796
01:03:45,362 --> 01:03:46,462
‫یه گربه.

797
01:03:47,062 --> 01:03:48,262
‫گربه

798
01:03:48,862 --> 01:03:50,696
‫همیشه شبیه نوزاد آدمیزاد گریه می‌کنه.

799
01:03:57,362 --> 01:03:59,029
‫ولی این گربه نیست.

800
01:04:35,262 --> 01:04:37,429
‫ای آشغال!

801
01:04:40,796 --> 01:04:42,262
‫دارن می‌جنگن.

802
01:04:42,796 --> 01:04:44,896
‫بریم. باید زود بریم.

803
01:04:45,062 --> 01:04:46,596
‫برید. عجله کنید.

804
01:04:47,096 --> 01:04:48,296
‫زود باشید، راه بیفتید.

805
01:05:30,229 --> 01:05:31,329
‫چی شد؟

806
01:05:40,429 --> 01:05:41,596
‫برید دنبالشون!

807
01:05:42,162 --> 01:05:43,362
‫بگیریدشون!

808
01:06:10,996 --> 01:06:12,262
‫از حالا به بعد،

809
01:06:15,196 --> 01:06:17,062
‫کسی نمی‌تونه از این نقطه رد شه.

810
01:06:42,862 --> 01:06:44,162
‫گیل‌چائه، عجله کن!

811
01:07:05,462 --> 01:07:07,695
‫به نور ماه قسم می‌خورم.

812
01:07:10,029 --> 01:07:11,929
‫ایندفعه هرجا که باشی

813
01:07:13,429 --> 01:07:14,929
‫مطمئن میشم که

814
01:07:17,329 --> 01:07:18,562
‫پیدات می‌کنم.

815
01:07:22,329 --> 01:07:23,962
‫برید. من پشت سرتون میام.

816
01:07:23,995 --> 01:07:25,229
‫منظورت چیه؟

817
01:07:25,262 --> 01:07:26,462
‫بانوی من!

818
01:07:27,595 --> 01:07:28,829
‫گیل‌چائه!

819
01:07:38,462 --> 01:07:45,462
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه و تنظیم از حـامـد «

820
01:08:41,862 --> 01:08:45,462
‫«عزیزترینم»

821
01:09:06,695 --> 01:09:08,229
‫تو جون ما رو نجات دادی!

822
01:09:08,262 --> 01:09:09,945
‫عاشق من شدی؟

823
01:09:09,995 --> 01:09:11,329
‫نه! کی میگه؟

824
01:09:11,362 --> 01:09:12,512
‫حتی یه‌ذره هم عوض نشدی.

825
01:09:12,562 --> 01:09:14,429
‫پادشاه ما از قلعه خارج میشه.

826
01:09:14,462 --> 01:09:16,129
‫ما هم دوست داریم صلح کنیم.

827
01:09:16,162 --> 01:09:17,529
‫جنگ تموم شد.

828
01:09:17,562 --> 01:09:20,162
‫می‌خوام به زودی از بانو
اون‌ئه خواستگاری کنم.

829
01:09:20,262 --> 01:09:22,662
‫بانوی من، میشه با همدیگه بریم به چینگ؟

830
01:09:22,695 --> 01:09:24,895
‫من همیشه کنجکاو بودم.

831
01:09:24,929 --> 01:09:26,129
‫چرا... چکار داری می‌کنی؟

832
01:09:26,162 --> 01:09:28,862
‫اصلا هیچوقت حس عاشقانه‌ای به من داشتی؟

833
01:09:29,129 --> 01:09:32,595
‫واسه چی وقتی می‌بینمت
‫قلبم اینجوری بال‌بال می‌زنه؟

834
01:09:34,595 --> 01:09:44,595
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M