1
00:00:00,366 --> 00:00:02,233
‫[این درام یک اثر تخیلی است که
‫براساس حقایق تاریخی خلق شده است.]

2
00:00:02,266 --> 00:00:04,166
‫[بیشتر جزئیات و تصویرسازی
شخصیت‌ها تخیلی هستند.]

3
00:00:05,166 --> 00:00:15,166
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

4
00:00:18,799 --> 00:00:20,066
‫از حالا به بعد،

5
00:00:22,966 --> 00:00:24,833
‫کسی نمی‌تونه از این نقطه رد شه.

6
00:00:33,699 --> 00:00:35,799
‫به نور ماه قسم می‌خورم.

7
00:00:38,166 --> 00:00:40,033
‫ایندفعه هرجا که باشی

8
00:00:41,599 --> 00:00:43,099
‫مطمئن میشم که

9
00:00:45,533 --> 00:00:46,766
‫پیدات می‌کنم.

10
00:01:43,033 --> 00:01:46,899
‫«عزیزترینم»

11
00:01:47,599 --> 00:01:54,099
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه و تنظیم از حـامـد «

12
00:02:22,299 --> 00:02:23,733
‫تو جون ما رو نجات دادی!

13
00:02:28,333 --> 00:02:29,333
‫بانوی من.

14
00:02:30,833 --> 00:02:33,799
‫فکر کردم ما رو ول کردین،
‫و از دستتون عصبانی شدم.

15
00:02:34,133 --> 00:02:35,299
‫این

16
00:02:35,333 --> 00:02:37,399
‫عذر می‌خوام که اشتباه قضاوتت کردم.

17
00:02:38,333 --> 00:02:39,866
‫خیلی ممنونم.

18
00:02:41,799 --> 00:02:43,766
‫وقتتون رو اینجا هدر ندید. باید برید.

19
00:02:43,799 --> 00:02:45,133
‫- باشه. 
 بریم.

20
00:03:12,799 --> 00:03:13,866
‫بانوی من.

21
00:03:14,299 --> 00:03:15,333
‫اومدم.

22
00:03:52,099 --> 00:03:53,233
‫بهت گفتم.

23
00:04:00,966 --> 00:04:02,099
‫که من

24
00:04:05,133 --> 00:04:06,566
‫قطعا

25
00:04:07,566 --> 00:04:08,966
‫پیدات می‌کنم.

26
00:04:35,266 --> 00:04:40,133
‫«سه روز قبل»

27
00:04:40,366 --> 00:04:41,766
‫«قسمت 7»

28
00:04:41,799 --> 00:04:43,533
‫این آخرین نامه

29
00:04:44,666 --> 00:04:45,866
‫از طرف جانگ هیونـه.

30
00:04:51,199 --> 00:04:52,399
‫عالیجناب.

31
00:04:52,799 --> 00:04:54,266
‫لطفا هرچه سریع‌تر جنگ رو تموم کنید.

32
00:04:54,299 --> 00:04:55,399
‫احمق گستاخ!

33
00:04:55,433 --> 00:04:57,966
‫چطور جرأت می‌کنی به عالیجناب بگی چکار کنه؟

34
00:04:57,999 --> 00:04:59,066
‫ولی

35
00:04:59,733 --> 00:05:02,333
‫جانگ هیون فردا میره سمت جزیره.

36
00:05:02,366 --> 00:05:05,166
‫اگه جنگ کش پیدا کنه، نمی‌تونیم تضمین کنیم

37
00:05:05,199 --> 00:05:07,099
‫کِی برمی‌گرده یا اصلا برمی‌گرده یا نه.

38
00:05:07,133 --> 00:05:08,266
‫عالیجناب.

39
00:05:14,999 --> 00:05:17,399
‫شخصاً میرم به دیدنش.

40
00:05:19,133 --> 00:05:20,466
‫عجله کنید!

41
00:05:20,999 --> 00:05:22,166
‫ببریدش!

42
00:05:29,066 --> 00:05:30,766
‫قربان.

43
00:05:31,299 --> 00:05:32,699
‫شکمم درد می‌کنه.

44
00:05:33,999 --> 00:05:35,499
‫- برو. ‫
 ممنون.

45
00:05:37,799 --> 00:05:38,932
‫عجله کنید!

46
00:05:46,732 --> 00:05:48,166
‫دیوونه شدی؟

47
00:05:50,032 --> 00:05:51,732
‫چرا اومدی اینجا؟

48
00:06:15,566 --> 00:06:17,899
‫پس اونی که نامه فرستاد تو بودی.

49
00:06:21,499 --> 00:06:23,832
‫باورم نمیشه چنین اتفاقی افتاده.

50
00:06:24,866 --> 00:06:28,332
‫یکی از مقامات جونش رو
‫واسه اومدن به اینجا به خطر انداخته.

51
00:06:28,732 --> 00:06:30,599
‫هرچی که می‌دونستم رو

52
00:06:30,932 --> 00:06:33,699
‫توی نامه نوشتم. کافی نبود؟

53
00:06:33,732 --> 00:06:38,032
‫می‌دونم جلوتر بهمون گفتی که جزیره‌ی گانگوا
‫ممکنه دست دشمن بیفته.

54
00:06:38,632 --> 00:06:39,799
‫با این حال دربار نگران بود که

55
00:06:39,832 --> 00:06:44,432
‫حادثه‌ی جینکانگ تکرار بشه
‫واسه همین این دفعه مذاکرات صلح انجام نشد.

56
00:06:45,432 --> 00:06:47,332
‫حالا که جزیره‌ی گانگوا دست دشمن افتاده

57
00:06:47,366 --> 00:06:49,766
‫اگه اعلیحضرت هم از قلعه خارج بشه

58
00:06:49,799 --> 00:06:52,932
‫چطور می‌تونیم جلوی تکرار اتفاقی که
‫توی جینکانگ افتاد رو بگیریم؟

59
00:06:52,999 --> 00:06:55,266
‫راهی واسه نجات پادشاهمون هست؟

60
00:07:12,532 --> 00:07:14,466
‫من واقعاً تحسینت می‌کنم.

61
00:07:15,799 --> 00:07:19,066
‫آیا توی این شرایط جون پادشاه اینقدر مهمه؟

62
00:07:20,499 --> 00:07:22,966
‫سربازان جوان دارن از سرما یخ می‌زنن.

63
00:07:24,099 --> 00:07:27,499
‫پوست سر نخبه‌های
باهوش رو دارن می‌کَنن،

64
00:07:27,966 --> 00:07:31,782
‫و ده دوازده زن توی جزیره‌ی
گانگوا خودشونو کشتن.

65
00:07:31,832 --> 00:07:34,116
‫ممکن بود ازم بپرسید که چطوری
‫میشه جون شما رو نجات داد.

66
00:07:34,166 --> 00:07:35,266
‫اونوقت

67
00:07:35,932 --> 00:07:37,966
‫تمام تلاشم رو واسه کمک بهتون می‌کردم.

68
00:07:37,999 --> 00:07:40,899
‫ممکنه رفتارت شبیه یه آدم ابله
‫کینه‌توز و کوته‌فکر باشه

69
00:07:40,932 --> 00:07:44,632
‫ولی بخاطر مردمت جونت رو
‫به خطر انداختی و اومدی اینجا، مگه نه؟

70
00:07:44,666 --> 00:07:45,832
‫هرچند

71
00:07:46,732 --> 00:07:49,632
‫مردم فقط زمانی می‌تونن زندگی کنن
‫که پادشاهشون نجات داده بشه.

72
00:07:50,266 --> 00:07:53,632
‫اگه جنگ با مرگ اعلیحضرت
به دست اونا تموم بشه،

73
00:07:54,399 --> 00:07:57,966
‫ما نوکراش بخاطر اینکه نتونستیم
‫نجاتش بدیم گناهکار میشیم.

74
00:07:58,132 --> 00:07:59,199
‫مردم

75
00:07:59,232 --> 00:08:02,299
‫تبدیل به رعیت‌های یه
پادشاهی بدون پادشاه میشن.

76
00:08:07,666 --> 00:08:10,699
‫می‌تونی درد بچه یتیم رو درک کنی؟

77
00:08:10,732 --> 00:08:14,099
‫می‌تونی درد مردم بی پادشاه رو درک کنی؟

78
00:08:14,499 --> 00:08:16,032
‫چطور درک نمی‌کنی؟

79
00:08:16,066 --> 00:08:18,599
‫واقعا خودتو به نفهمیدن می‌زنی؟

80
00:08:27,466 --> 00:08:28,566
‫باشه.

81
00:08:30,266 --> 00:08:32,532
‫این یک‌بار رو همکاری می‌کنم.

82
00:08:33,032 --> 00:08:35,366
‫اگه واقعا می‌خواید پادشاه رو نجات بدید

83
00:08:38,332 --> 00:08:40,866
‫از آبله نهایت استفاده رو ببرید.

84
00:09:32,999 --> 00:09:35,599
‫می‌تونیم پادشاه و حکومتمون رو حفظ کنیم؟

85
00:09:35,632 --> 00:09:37,599
‫لطفا یه پاسخ شفاف بهم بدید.

86
00:09:37,632 --> 00:09:40,099
‫یه پاسخ شفاف می‌خواد که آیا پادشاه و حکومت

87
00:09:40,132 --> 00:09:41,566
‫حفظ میشن یا نه.

88
00:09:41,966 --> 00:09:43,866
‫بستگی به اعلیحضرت داره.

89
00:09:43,899 --> 00:09:46,482
‫تمامش به اعلیحضرت بستگی داره.

90
00:09:46,532 --> 00:09:48,882
‫پس لطفا بذارید با اعلیحضرت دیدار کنم.

91
00:09:48,932 --> 00:09:50,132
‫اون می‌خواد

92
00:09:50,399 --> 00:09:51,999
‫اعلیحضرت رو ببینه.

93
00:09:53,099 --> 00:09:54,632
‫می‌تونی با من صحبت کنی.

94
00:09:54,999 --> 00:09:57,099
‫پس بذارید دودو رو ببینم.

95
00:09:57,366 --> 00:09:58,866
‫بهت گفتم با من صحبت کن.

96
00:09:58,899 --> 00:10:01,932
‫امکانش نیست چون تا حالا آبله نگرفتن؟

97
00:10:03,666 --> 00:10:06,399
‫می‌دونم همه‌گیری آبله دارید.

98
00:10:06,832 --> 00:10:08,066
‫اینم می‌دونم

99
00:10:08,532 --> 00:10:12,199
‫که اعلیحضرت و افراد شبیه اون مخفی شدن.

100
00:10:12,232 --> 00:10:15,032
‫اون می‌دونه که همه‌گیری آبله رخ داده.

101
00:10:18,532 --> 00:10:20,699
‫کی چنین شایعات مسخره‌ای رو پخش کرده؟

102
00:10:20,732 --> 00:10:22,616
‫جزیره‌ی گانگوا افتاده دست ما.

103
00:10:22,666 --> 00:10:24,366
‫پادشاهت نمی‌تونه بیش از این مقاومت کنه!

104
00:10:24,399 --> 00:10:27,966
‫نمی‌ترسید خبر همه‌گیری پخش بشه؟

105
00:10:30,699 --> 00:10:32,632
‫از آبله نهایت استفاده رو ببرم؟

106
00:10:32,666 --> 00:10:34,766
‫خان واسه مراسم پیشکشی آورده.

107
00:10:36,132 --> 00:10:38,399
‫خان چوسان رو مجبور به تسلیم می‌کنه

108
00:10:39,266 --> 00:10:42,966
‫تا ثابت کنه که از سمت آسمان فرستاده شده.
‫واسه همینه که اینجاست.

109
00:10:44,466 --> 00:10:46,399
‫با این حال آبله شیوع پیدا کرده.

110
00:10:47,566 --> 00:10:49,432
‫می‌دونی معنیش چیه؟

111
00:10:51,466 --> 00:10:52,916
‫معمولا شیوع آبله

112
00:10:52,966 --> 00:10:55,699
‫به معنی اینه که آسمان خشمگین شده.

113
00:10:56,066 --> 00:10:58,799
‫از اونجایی که شما
تحصیل‌کرده‌تر از من هستین،

114
00:10:59,599 --> 00:11:00,866
‫تا الان

115
00:11:01,766 --> 00:11:03,466
‫باید فهمیده باشید که چکار کنید.

116
00:11:03,866 --> 00:11:04,999
‫اعلیحضرت

117
00:11:05,366 --> 00:11:07,432
‫مهر سلطنتی که موقع تسلیم مغلوستان

118
00:11:07,465 --> 00:11:10,299
‫تصاحبش کرد رو بسیار ارزشمند می‌دونه.

119
00:11:10,932 --> 00:11:12,165
‫طبق یه افسانه

120
00:11:12,199 --> 00:11:15,399
‫مهر به دست کسی می‌رسه
‫که فرمانروای زمین خواهد شد.

121
00:11:16,465 --> 00:11:18,465
‫چون مهر در نهایت به دست اعلیحضرت افتاده

122
00:11:18,499 --> 00:11:19,799
‫معنیش این نیست

123
00:11:19,832 --> 00:11:22,832
‫که اون به خواست آسمان‌ها امپراتور شده؟

124
00:11:23,699 --> 00:11:24,799
‫هرچند

125
00:11:25,265 --> 00:11:28,482
‫اگه این حرف پخش بشه که همزمان با
‫اومدنش به چوسان آبله شیوع پیدا کرده،

126
00:11:28,532 --> 00:11:32,132
‫کی باورش میشه که اراده‌ی آسمان‌ها
‫بر اعلیحضرت بوده؟

127
00:11:32,999 --> 00:11:34,432
‫آیا آبله

128
00:11:35,065 --> 00:11:37,065
‫خشم آسمان‌ها نیست؟

129
00:11:38,565 --> 00:11:39,999
‫حالیت نیست

130
00:11:40,299 --> 00:11:42,432
‫که ما می‌تونیم تمامتون
رو از دم تیغ بگذرونیم؟

131
00:11:43,099 --> 00:11:44,765
‫قبل از اینکه ما رو از دم تیغ بگذرونید

132
00:11:44,799 --> 00:11:47,699
‫حالیت نیست که این یه تهدید واسه خان‌ـه؟

133
00:11:50,832 --> 00:11:52,999
‫ژنرال، خشمت رو کنترل کن.

134
00:11:53,065 --> 00:11:54,732
‫ما دنبال صلح و دوستی هستیم.

135
00:11:56,165 --> 00:11:57,299
‫ولی

136
00:11:58,465 --> 00:12:00,065
‫یه شرط داریم.

137
00:12:00,765 --> 00:12:02,299
‫اونا با موندن پادشاه

138
00:12:02,332 --> 00:12:04,199
‫توی قلعه موافقت نمی‌کنن.

139
00:12:04,232 --> 00:12:07,032
‫این چیزیه که باید بپذیرید.

140
00:12:07,565 --> 00:12:10,699
‫اگه باهاش مخالفت کنید، اونا

141
00:12:11,599 --> 00:12:14,199
‫با توپ‌های چینی به قلعه یورش میارن.

142
00:12:15,499 --> 00:12:16,632
‫با این حال

143
00:12:17,965 --> 00:12:21,865
‫اگه بهشون قول بدید که
‫درمورد شیوع آبله حرفی نمی‌زنید،

144
00:12:23,165 --> 00:12:25,632
‫حتی اگه پادشاه از قلعه خارج بشه

145
00:12:27,199 --> 00:12:31,399
‫نمی‌تونن اتفاقی که
‫توی جینکانگ افتاد رو تکرار کنن.

146
00:12:32,299 --> 00:12:34,132
‫چیزی که بیشتر از همه می‌خوان

147
00:12:36,865 --> 00:12:38,732
‫اینه که پادشاه چوسان

148
00:12:40,132 --> 00:12:42,232
‫به خواست خودش جلوی
اونا سر تعظیم فرود بیاره.

149
00:12:43,599 --> 00:12:45,799
‫پادشاه ما قلعه رو ترک خواهد کرد.

150
00:12:46,465 --> 00:12:50,032
‫با این حال، اگه اتفاقی شبیه به
‫حادثه‌ی جینکانگ رخ بده،

151
00:12:50,599 --> 00:12:53,099
‫حتی اگه بدنم تکه تکه بشه،

152
00:12:54,432 --> 00:12:57,265
‫کاری می‌کنم تمام دنیا
درمورد شیوع آبله خبردار شه

153
00:12:57,299 --> 00:13:00,999
‫و ثابت می‌کنم که آسمان‌ها مخالف شمان.

154
00:13:13,832 --> 00:13:15,032
‫اونا می‌دونن

155
00:13:15,832 --> 00:13:17,632
‫که آبله شیوع پیدا کرده

156
00:13:17,932 --> 00:13:19,799
‫و چرا اعلیحضرت مخفی شدن.

157
00:13:19,832 --> 00:13:21,499
‫همه‌چیز لو رفته.

158
00:13:23,932 --> 00:13:25,065
‫بنابراین

159
00:13:25,565 --> 00:13:28,199
‫در عوض ساکت موندن درمورد شیوع آبله،

160
00:13:28,232 --> 00:13:31,549
‫اونا فقط سه‌نفر از مقامات
‫مخالف با صلح رو واسمون می‌فرستن

161
00:13:31,599 --> 00:13:34,565
‫و بعدش دیگه نمی‌تونیم هیچ اسیری نگه داریم.

162
00:13:34,765 --> 00:13:35,832
‫علاوه بر این

163
00:13:36,532 --> 00:13:38,315
‫خواستن که حادثه‌ی جینکانگ

164
00:13:38,365 --> 00:13:40,065
‫نباید تکرار بشه.

165
00:13:43,632 --> 00:13:46,699
‫چوسان یه مشاور ماهر واسه خودش داره؟

166
00:13:50,032 --> 00:13:51,932
‫این بیماری از بین نمیره.

167
00:13:52,332 --> 00:13:54,465
‫اگه زودتر نیروهامون رو عقب نکشیم، ممکنه

168
00:13:54,499 --> 00:13:56,332
‫من پسر آسمان‌ها هستم!

169
00:13:58,532 --> 00:14:00,232
‫من آبله نمی‌گیرم.

170
00:14:05,732 --> 00:14:07,532
‫نابودشون می‌کنم!

171
00:14:10,265 --> 00:14:11,965
‫تا مغز استخونشون رو

172
00:14:12,065 --> 00:14:13,832
‫با دندونام میجوم.

173
00:14:28,499 --> 00:14:31,399
‫هنوز اون بیرون زیر برف

174
00:14:31,665 --> 00:14:33,399
‫توی سکوت نشستن؟

175
00:14:35,899 --> 00:14:39,699
‫با تمام وجودشون مخالف خروج من از قلعه هستن.

176
00:14:39,732 --> 00:14:42,332
‫باید سپاسگزار وفاداری‌شون باشم؟

177
00:14:44,699 --> 00:14:46,932
‫یا دلخور باشم

178
00:14:47,865 --> 00:14:50,115
‫بخاطر تعهدشون به مردن در کنار من؟

179
00:14:50,165 --> 00:14:51,232
‫اعلیحضرت.

180
00:14:53,032 --> 00:14:56,232
‫من هیچ راهی ندارم که بفهمم
‫پسرم زنده‌ست یا نه.

181
00:14:56,265 --> 00:14:59,265
‫شما الان تنها امید مایی.

182
00:15:01,732 --> 00:15:02,732
‫پس خواهش می‌کنم

183
00:15:05,299 --> 00:15:06,832
‫از قلعه خارج شید.

184
00:15:07,732 --> 00:15:09,365
‫کشور رو حفظ کنید.

185
00:15:09,665 --> 00:15:12,865
‫تو باور می‌کنی بعد از
بیرون کشوندن من از قلعه

186
00:15:13,165 --> 00:15:15,699
‫خان میذاره من زنده بمونم؟

187
00:15:21,532 --> 00:15:22,599
‫اعلیحضرت

188
00:15:23,532 --> 00:15:26,232
‫خان فقط سعی نداره شما رو از اینجا دور کنه.

189
00:15:27,832 --> 00:15:31,832
‫روی خروج شما اصرار داره
‫تا به تمام دنیا نشون بده

190
00:15:32,499 --> 00:15:35,332
‫که تبدیل به نوکرش شدین.

191
00:15:35,899 --> 00:15:37,032
‫درسته.

192
00:15:39,599 --> 00:15:41,999
‫باید از قلعه خارج شم.

193
00:15:43,899 --> 00:15:47,399
‫هرچند اگه بذارن زنده بمونم،

194
00:15:48,265 --> 00:15:49,999
‫پادشاهی که سرش جلوی متجاوزین خم بشه

195
00:15:50,032 --> 00:15:52,399
‫فرقی با پادشاه مُرده نداره.

196
00:15:54,532 --> 00:15:57,499
‫گوانگ‌هه رو بخاطر
ارتباط محرمانه با متجاوزین

197
00:15:57,532 --> 00:15:59,199
‫عزل کردم.

198
00:16:00,399 --> 00:16:02,665
‫ولی اگه حالا جلوشون سر خم کنم،

199
00:16:03,799 --> 00:16:05,965
‫کی دلش می‌خواد به من خدمت کنه؟

200
00:16:06,832 --> 00:16:09,032
‫کی منو پادشاه خودش می‌دونه؟

201
00:16:13,165 --> 00:16:15,632
‫حتی اگه دنیا درمورد شما اشتباه قضاوت کنه

202
00:16:17,232 --> 00:16:18,799
‫من می‌دونم

203
00:16:21,965 --> 00:16:25,632
‫که شما بخاطر کشورتون
این تحقیر رو تحمل می‌کنید.

204
00:16:28,165 --> 00:16:29,232
‫فقط

205
00:16:31,132 --> 00:16:35,065
‫کسایی که شجاع باشن می‌تونن
‫جلوی تحقیر تاب بیارن

206
00:16:36,032 --> 00:16:38,665
‫واسه نجات جون مردم.

207
00:16:42,632 --> 00:16:43,665
‫آره.

208
00:16:46,965 --> 00:16:48,398
‫فقط تو

209
00:16:49,498 --> 00:16:52,065
‫می‌تونی حس منو درک کنی.

210
00:16:53,565 --> 00:16:56,565
‫حتی اگه تمام دنیا پشتش رو به من کنه،

211
00:16:57,398 --> 00:16:58,598
‫تو،

212
00:16:59,532 --> 00:17:01,332
‫پسرم

213
00:17:06,232 --> 00:17:07,698
‫پدر.

214
00:17:16,998 --> 00:17:19,898
‫اعلیحضرت، بهشون اعتماد نکنید.

215
00:17:20,532 --> 00:17:21,732
‫اگه شما برید

216
00:17:21,765 --> 00:17:24,848
‫حادثه‌ی جینکانگ رو تکرار می‌کنن.

217
00:17:24,898 --> 00:17:27,132
‫- اعلیحضرت! ‫- اولش متجاوزین گفتن

218
00:17:27,165 --> 00:17:30,298
‫اگه ولیعهد رو بفرستیم صلح می‌کنن.

219
00:17:30,432 --> 00:17:32,182
‫ولی حتی بعد از قولی که بابت
‫فرستادن ولیعهد دادیم

220
00:17:32,232 --> 00:17:34,198
‫مجبورتون کردن خودتون رو نوکر خطاب کنید،

221
00:17:34,332 --> 00:17:37,598
‫و بعدش مجبورتون کردن از قلعه خارج شید.

222
00:17:37,632 --> 00:17:40,698
‫حالا سعی دارن شما رو دور کنن.

223
00:17:40,732 --> 00:17:41,932
‫اعلیحضرت!

224
00:17:41,965 --> 00:17:44,465
‫- لطفا قلعه رو ترک نکنید،
‫- لطفا قلعه رو ترک نکنید،

225
00:17:44,498 --> 00:17:47,132
‫- اعلیحضرت! 
 اعلیحضرت!

226
00:17:47,732 --> 00:17:50,465
‫- لطفا قلعه رو ترک نکنید،
‫- لطفا قلعه رو ترک نکنید،

227
00:17:50,498 --> 00:17:53,398
‫- اعلیحضرت! 
 اعلیحضرت!

228
00:17:53,432 --> 00:17:56,665
‫- لطفا قلعه رو ترک نکنید،
‫- لطفا قلعه رو ترک نکنید،

229
00:17:56,698 --> 00:17:59,148
‫- اعلیحضرت! ‫
 اعلیحضرت!

230
00:17:59,198 --> 00:18:02,265
‫- لطفا قلعه رو ترک نکنید،
‫- لطفا قلعه رو ترک نکنید،

231
00:18:02,298 --> 00:18:04,965
‫- اعلیحضرت! ‫
 اعلیحضرت!

232
00:18:04,998 --> 00:18:08,215
‫- لطفا قلعه رو ترک نکنید،
‫- لطفا قلعه رو ترک نکنید،

233
00:18:08,265 --> 00:18:10,732
‫- اعلیحضرت! ‫
 اعلیحضرت!

234
00:18:11,032 --> 00:18:13,998
‫- لطفا قلعه رو ترک نکنید،
‫- لطفا قلعه رو ترک نکنید،

235
00:18:14,032 --> 00:18:15,432
‫- اعلیحضرت! ‫
 اعلیحضرت!

236
00:18:34,465 --> 00:18:36,065
‫کجا دارید میرید؟

237
00:18:36,898 --> 00:18:38,498
‫هرج و مرج تموم شد.

238
00:18:38,898 --> 00:18:40,598
‫منظورت چیه؟

239
00:18:40,898 --> 00:18:43,965
‫یعنی اعلیحضرت رو از قلعه دور کردن؟

240
00:18:44,932 --> 00:18:46,798
‫جونش رو از دست داد؟

241
00:18:46,832 --> 00:18:48,098
‫نه.

242
00:18:48,432 --> 00:18:50,565
‫اعلیحضرت از قلعه خارج شد

243
00:18:50,598 --> 00:18:52,265
‫ولی گذاشتن زنده بمونه.

244
00:18:52,432 --> 00:18:56,532
‫اعلیحضرت 9 بار جلوی متجاوزین تعظیم کرد.

245
00:18:56,765 --> 00:18:57,832
‫شرم‌آوره.

246
00:18:57,865 --> 00:19:00,998
‫لعنت بهت. به لطف همین کارش
‫حالا جنگ تموم شده.

247
00:19:01,132 --> 00:19:03,465
‫اونوقت می‌خواستی تمام
عمرت رو درحال فرار باشی؟

248
00:19:03,498 --> 00:19:05,165
‫منظورم این نبود.

249
00:19:05,298 --> 00:19:06,698
‫خیلی نادونی.

250
00:19:08,165 --> 00:19:09,598
‫جنگ تموم شده.

251
00:19:11,265 --> 00:19:12,298
‫بانوی من.

252
00:19:25,765 --> 00:19:26,798
‫باید بریم.

253
00:19:28,532 --> 00:19:29,732
‫باید بریم خونه.

254
00:20:13,032 --> 00:20:14,365
‫این چیه؟

255
00:20:24,932 --> 00:20:25,932
‫عزیزم.

256
00:20:28,065 --> 00:20:29,132
‫عزیزم!

257
00:20:29,665 --> 00:20:31,932
‫عزیزم! عزیزم.

258
00:20:31,965 --> 00:20:33,532
‫عزیز دلم.

259
00:20:34,298 --> 00:20:37,798
‫خیلی سختی کشیدی.

260
00:20:40,865 --> 00:20:42,098
‫بچه‌مون.

261
00:20:42,132 --> 00:20:44,498
‫خدای من. وای خدا.

262
00:20:44,932 --> 00:20:45,965
‫خدای من.

263
00:20:47,965 --> 00:20:48,965
‫گیل‌چائه.

264
00:20:53,665 --> 00:20:54,665
‫گیل‌چائه.

265
00:20:59,798 --> 00:21:00,898
‫تو زنده‌ای.

266
00:21:02,632 --> 00:21:04,032
‫چرا اینقدر طولش دادی؟

267
00:21:04,065 --> 00:21:07,532
‫فکر کردم هیچوقت برنمی‌گردی.
‫فکر کردم مُردی.

268
00:21:07,565 --> 00:21:09,232
‫فکر کردم مُردی.

269
00:21:11,565 --> 00:21:12,565
‫چیزی نیست.

270
00:21:13,232 --> 00:21:14,332
‫چیزی نیست.

271
00:21:23,632 --> 00:21:24,665
‫بابا.

272
00:21:25,598 --> 00:21:27,298
‫- گیل‌چائه. ‫
 سلام.

273
00:21:31,132 --> 00:21:32,232
‫بابا.

274
00:21:34,898 --> 00:21:35,898
‫بابا.

275
00:21:40,198 --> 00:21:42,465
‫بابا، منم گیل‌چائه.

276
00:21:43,532 --> 00:21:44,565
‫گیل‌چائه؟

277
00:21:46,865 --> 00:21:48,532
‫تو دختر منو می‌شناسی؟

278
00:22:06,232 --> 00:22:08,365
‫به محض اینکه از رودخونه رد شدیم

279
00:22:08,698 --> 00:22:10,432
‫خوردیم به متجاوزین.

280
00:22:11,498 --> 00:22:13,165
‫اون‌ئه، پدرت

281
00:22:15,231 --> 00:22:18,165
‫گفت که حواسشون رو پرت می‌کنه
‫و فریبشون میده.

282
00:22:20,765 --> 00:22:22,565
‫به لطف اون ما جون سالم بدر بردیم.

283
00:22:25,765 --> 00:22:27,698
‫ولی پدرت اسیر شد.

284
00:22:36,131 --> 00:22:37,631
‫بعد از گرفتنش

285
00:22:39,031 --> 00:22:42,798
‫متجاوزین عصبانی شدن
‫و گفتن که اون فقط یه پیرمرد ضعیفه

286
00:22:47,898 --> 00:22:50,331
‫و همونجا کشتنش.

287
00:22:56,631 --> 00:22:58,698
‫توی مخفیگاهمون همه‌چیزو دیدیم.

288
00:22:59,165 --> 00:23:02,065
‫پدرم بخاطر ما نتونست درگیر بشه.

289
00:23:05,598 --> 00:23:07,298
‫و بعدش درنهایت

290
00:23:21,298 --> 00:23:22,498
‫- اون‌ئه.
 بانوی من.

291
00:23:22,531 --> 00:23:24,198
‫- بانوی من.
متأسفم.

292
00:23:24,331 --> 00:23:26,898
‫- بانوی من.
‫- خیلی متأسفم، اون‌ئه.

293
00:23:29,831 --> 00:23:31,031
‫بانوی من.

294
00:23:35,665 --> 00:23:36,765
‫بانوی من.

295
00:24:23,331 --> 00:24:27,398
‫از کسایی که نقش بزرگی
‫در طول آشوب داشتن قدردانی می‌کنم.

296
00:24:27,931 --> 00:24:31,298
‫در میانه‌ی جنگ، به خطوط دشمن نفوذ کردن
‫و به قلعه رسیدن

297
00:24:31,331 --> 00:24:33,865
‫تا پیام رو به اعلیحضرت برسونن.

298
00:24:34,331 --> 00:24:36,331
‫محقق نام یون‌جون.

299
00:24:36,865 --> 00:24:38,765
‫محقق چوی دائه‌او.

300
00:24:48,065 --> 00:24:51,098
‫پیک‌های شجاعی که وارد قلعه شدن

301
00:24:51,131 --> 00:24:53,465
‫و اعلیحضرت رو حمایت و راهنمایی کردن.

302
00:24:55,465 --> 00:24:56,631
‫سو هون‌نام.

303
00:24:57,565 --> 00:25:00,098
‫یون یویی. سون سه‌کیو.

304
00:25:02,498 --> 00:25:07,165
‫قهرمانانی که دشمن رو به خاک‌وخون کشیدن
‫و مقام و جایگاه ملت رو بالا بردن.

305
00:25:07,865 --> 00:25:09,598
‫آن بوک‌چو.

306
00:25:10,198 --> 00:25:11,865
‫فرمانده گو وون‌مو.

307
00:25:19,031 --> 00:25:21,331
‫بخصوص، گو وون‌مو

308
00:25:22,031 --> 00:25:25,081
‫که به تنهایی ده دوازده نفر
‫از نیروی دشمن رو به هلاکت رسوند

309
00:25:25,131 --> 00:25:28,331
‫و فرزند ارشد ولیعهد رو نجات داد.

310
00:25:37,231 --> 00:25:38,798
‫گروه‌های چهارنفره تشکیل بدید، پراکنده شید،

311
00:25:38,831 --> 00:25:40,598
‫و شروع کنید اطراف رو بگردید.

312
00:25:40,631 --> 00:25:41,965
‫بیاید راه بیفتیم.

313
00:25:41,998 --> 00:25:43,131
‫- باشه. ‫
باشه.

314
00:25:44,065 --> 00:25:47,398
‫اگه این آدم رو بگیرم، فقط

315
00:25:48,965 --> 00:25:49,998
‫من

316
00:25:54,831 --> 00:25:55,931
‫نگاه کن.

317
00:25:57,931 --> 00:25:59,031
‫هی.

318
00:26:05,331 --> 00:26:06,531
‫جانگ هیون!

319
00:26:11,631 --> 00:26:13,531
‫خدای من.

320
00:26:14,131 --> 00:26:17,831
‫خدای من، جانگ هیون.

321
00:26:18,265 --> 00:26:20,665
‫چرا گریه می‌کنی؟ کسی مُرده؟

322
00:26:39,231 --> 00:26:41,598
‫کشاورزان اجاره‌ای که زمین رو شخم می‌زدن

323
00:26:41,631 --> 00:26:44,231
‫معلوم نیست مُردن یا اسیر شدن.

324
00:26:44,265 --> 00:26:46,298
‫امیدی به برگشتشون نیست.

325
00:26:46,331 --> 00:26:49,398
‫تمام غلات درو شده توسط متجاوزین دزدیده شد

326
00:26:49,431 --> 00:26:51,298
‫و چیزی برای بذرافشانی باقی نمونده.

327
00:26:52,298 --> 00:26:55,098
‫اون عوضیا دچار عذاب الهی میشن.

328
00:26:55,631 --> 00:26:57,365
‫و با این حال برگشتی.

329
00:26:57,631 --> 00:26:59,665
‫باید برمی‌گشتم.

330
00:26:59,965 --> 00:27:01,181
‫ضمنا هرچیزی که با تلاش بدست آوردیم

331
00:27:01,231 --> 00:27:03,731
‫متجاوزین غارت کردن.

332
00:27:04,665 --> 00:27:06,165
‫و خیلی از این بابت متأسفم.

333
00:27:06,198 --> 00:27:09,465
‫من حتی اگه نیاز بشه بمیرم
‫کنار بانوم می‌میرم.

334
00:27:10,298 --> 00:27:11,698
‫برگشت کشاورزان،

335
00:27:11,731 --> 00:27:13,998
‫آماده‌کردن زمین‌ها واسه کشاورزی
‫و عمل اومدن محصولات،

336
00:27:14,031 --> 00:27:16,198
‫حداقل چندسال طول می‌کشه.

337
00:27:16,231 --> 00:27:17,698
‫چکار کنیم؟

338
00:27:19,665 --> 00:27:21,631
‫برید. ای متجاوزین.

339
00:27:22,498 --> 00:27:24,231
‫- برو. گمشو! ‫
 بابا.

340
00:27:25,065 --> 00:27:26,431
‫- گمشو! ‫
بابا.

341
00:27:26,665 --> 00:27:29,931
‫این همه راه از هانیانگ اومدم
‫که یه نامه برسونم.

342
00:27:30,565 --> 00:27:32,831
‫محل اقامت استاد کیونگ کجاست؟

343
00:27:39,598 --> 00:27:40,698
‫استاد.

344
00:27:41,431 --> 00:27:43,498
‫وسط این آشفتگی در امان هستید؟

345
00:27:44,531 --> 00:27:47,398
‫من و دائه به سلامت وارد قلعه شدیم

346
00:27:47,698 --> 00:27:50,031
‫و تونستیم به اعلیحضرت خدمت کنیم.

347
00:27:50,898 --> 00:27:52,298
‫اعلیحضرت منو به عنوان

348
00:27:52,331 --> 00:27:53,731
‫سوچان منصوب کرد.

349
00:27:53,764 --> 00:27:54,931
‫[سوچان: افسر ارشد رسته
ششم دفتر احکام سلطنتی]

350
00:27:54,964 --> 00:27:57,964
‫به دلیل آشفتگی، دادگاه بسیار شلوغه

351
00:27:58,198 --> 00:28:01,531
‫و بازگشت به نونگ‌گان‌ری رو
‫برای ما غیرممکن می‌کنه.

352
00:28:01,598 --> 00:28:03,998
‫اعلیحضرت اقامتگاهی به ما اعطا کرده

353
00:28:04,098 --> 00:28:08,598
‫بنابراین اگه در این آشفتگی
‫اقامت توی نونگ‌گان‌ری مناسب نیست،

354
00:28:09,064 --> 00:28:10,998
‫امیدوارم تو و بانو اون‌ئه

355
00:28:11,431 --> 00:28:13,131
‫به من توی هانیانگ ملحق شید.

356
00:28:20,898 --> 00:28:22,898
‫ارباب یون‌جون حالش خوبه.

357
00:28:25,631 --> 00:28:27,431
‫این خبر خیلی خوبیه، اون‌ئه.

358
00:28:29,164 --> 00:28:30,464
‫خداروشکر.

359
00:28:31,331 --> 00:28:32,398
‫خدای من.

360
00:28:44,664 --> 00:28:45,831
‫پدر.

361
00:28:46,798 --> 00:28:47,831
‫با ما بیا.

362
00:28:54,831 --> 00:28:56,964
‫گمونم حالا مسیرمون جدا میشه.

363
00:28:56,998 --> 00:28:58,064
‫واسه همیشه.

364
00:28:58,898 --> 00:29:01,264
‫مسیرمون جدا میشه؟

365
00:29:03,831 --> 00:29:06,098
‫من بدون تو هیچ‌کجا نمیرم.

366
00:29:06,131 --> 00:29:09,731
‫پدر دیگه کنار ما نیست.
‫حالا توام می‌خوای ما رو ول کنی؟

367
00:29:11,064 --> 00:29:12,914
‫بانو گیل‌چائه این نقشه رو کشید

368
00:29:12,964 --> 00:29:14,514
‫تا بتونه با ما بیاد هانیانگ، مگه نه؟

369
00:29:14,564 --> 00:29:15,781
‫چی داری میگی؟

370
00:29:15,831 --> 00:29:18,498
‫بانو اون‌ئه التماسش کرد که همراهش بیاد.

371
00:29:19,598 --> 00:29:20,698
‫عجب.

372
00:29:21,531 --> 00:29:23,698
‫نمی‌خوای ما همراهتون بیایم؟

373
00:29:23,731 --> 00:29:25,398
‫من اینو نگفتم.

374
00:29:26,464 --> 00:29:28,464
‫فقط اینکه خیلی خوشحالم.

375
00:29:28,598 --> 00:29:29,698
‫بعد از اون همه سختی‌هایی که با هم کشیدیم.

376
00:29:29,731 --> 00:29:31,464
‫نگاش کن.

377
00:29:32,798 --> 00:29:36,031
‫شما بهتر از اون شوهر
بدردنخورم باهام رفتار کردین.

378
00:29:36,064 --> 00:29:37,198
‫تو و

379
00:29:38,198 --> 00:29:39,731
‫بانوها همه‌کار کردین.

380
00:29:42,631 --> 00:29:43,698
‫ولی بازم

381
00:29:44,164 --> 00:29:46,014
‫اگه بانوی تو سعی کنه
‫ارباب یون‌جون رو تصاحب کنه

382
00:29:46,064 --> 00:29:47,564
‫بس کن!

383
00:29:59,498 --> 00:30:00,698
‫ببینید.

384
00:30:01,398 --> 00:30:02,831
‫خیلی خوشکله.

385
00:30:03,398 --> 00:30:05,064
‫این گل‌هارو نگاه کنید.

386
00:30:05,664 --> 00:30:06,731
‫ببینید.

387
00:30:22,664 --> 00:30:25,531
‫حالا از قبل هم قوی‌تر شدی.

388
00:30:29,164 --> 00:30:30,831
‫می‌خواید الان بنویسم

389
00:30:31,898 --> 00:30:33,698
‫همسری که تبدیل به سنگ شده؟

390
00:30:35,898 --> 00:30:37,564
‫روحش تو رو تسخیر کرده.

391
00:30:53,198 --> 00:30:54,331
‫بسیارخب.

392
00:30:57,931 --> 00:30:59,631
‫خیلی حال میده.

393
00:31:00,998 --> 00:31:02,498
‫بانوی من!

394
00:31:10,931 --> 00:31:12,864
‫حالا کی اینو تعمیر می‌کنه؟

395
00:31:15,664 --> 00:31:16,764
‫گیل‌چائه.

396
00:31:25,931 --> 00:31:27,864
‫ممنون که همراهم میای.

397
00:31:34,098 --> 00:31:35,764
‫تا وقتی با توام

398
00:31:35,931 --> 00:31:37,931
‫می‌تونم هرجایی برم.

399
00:31:51,931 --> 00:31:53,131
‫بریم.

400
00:31:54,431 --> 00:31:56,198
‫کجا میریم؟

401
00:31:56,364 --> 00:31:58,098
‫باید بریم نونگ‌گان‌ری.

402
00:31:59,031 --> 00:32:00,481
‫داریم میریم سمت نونگ‌گان‌ری، درسته؟

403
00:32:00,531 --> 00:32:04,064
‫آره، داریم میریم سمت نونگ‌گان‌ری.
‫نگران نباش، پدر.

404
00:32:12,031 --> 00:32:13,398
‫انجامش دادم.

405
00:32:14,264 --> 00:32:15,964
‫عجب.

406
00:32:17,264 --> 00:32:19,964
‫این چه وضعیه!

407
00:32:29,064 --> 00:32:30,498
‫اینو بخرید.

408
00:32:31,431 --> 00:32:35,164
‫حتی اگه وسط جنگ باشه،
‫هانیانگ با همه‌جا متفاوته.

409
00:32:35,264 --> 00:32:37,798
‫ببینید چقدر پوست خانم‌ها روشنه.

410
00:32:37,864 --> 00:32:39,731
‫آب اینجا فرق داره؟

411
00:32:41,031 --> 00:32:42,231
‫بازم هیچ بانویی نمی‌بینم

412
00:32:42,264 --> 00:32:44,231
‫که از من زیباتر باشه.

413
00:32:45,364 --> 00:32:46,964
‫مردم هیچوقت عوض نمیشن.

414
00:32:47,664 --> 00:32:49,498
‫بانو گیل‌چائه، نگاه کن.

415
00:33:19,164 --> 00:33:20,431
‫چیزی نیست.

416
00:33:35,264 --> 00:33:36,464
‫تسلیم نشو.

417
00:33:38,331 --> 00:33:40,031
‫نباید هرگز تسلیم شی.

418
00:33:43,931 --> 00:33:44,931
‫خواهش می‌کنم.

419
00:33:48,397 --> 00:33:50,631
‫بابا!

420
00:33:51,264 --> 00:33:52,264
‫بابا!

421
00:33:53,964 --> 00:33:55,097
‫بابا!

422
00:33:56,497 --> 00:33:57,797
‫بابا، خواهش می‌کنم!

423
00:33:58,297 --> 00:34:00,597
‫بابا، التماست می‌کنم.

424
00:34:04,231 --> 00:34:05,531
‫بابا!

425
00:34:07,797 --> 00:34:09,497
‫بابا!

426
00:34:10,631 --> 00:34:12,064
‫التماست می‌کنم، تروخدا!

427
00:34:13,264 --> 00:34:15,531
‫بابا، خواهش می‌کنم!

428
00:34:16,731 --> 00:34:17,964
‫بابا!

429
00:34:19,797 --> 00:34:21,881
‫بابا، خواهش می‌کنم.

430
00:34:21,931 --> 00:34:22,931
‫مواظب باش.

431
00:34:22,964 --> 00:34:24,131
‫بابا!

432
00:34:27,597 --> 00:34:28,797
‫بیا اینجا.

433
00:34:29,197 --> 00:34:31,597
‫عجله کن. یالا بیا اینجا.

434
00:34:43,497 --> 00:34:45,097
‫کجا میری؟

435
00:34:46,197 --> 00:34:48,431
‫دوباره داری تنهام میذاری؟

436
00:35:05,864 --> 00:35:07,131
‫بهت گفتم؟

437
00:35:11,664 --> 00:35:13,164
‫وقتی لبخند می‌زنی

438
00:35:17,964 --> 00:35:20,964
‫میتونم صدای گل شگفتی
پرو (لاله عباسی) رو بشنوم.

439
00:35:26,797 --> 00:35:28,464
‫هیچوقت اینو بهت گفته بودم؟

440
00:35:40,897 --> 00:35:41,897
‫جانگ هیون!

441
00:35:49,331 --> 00:35:51,131
‫کدوم گوریه؟

442
00:35:51,997 --> 00:35:53,464
‫همینو بگو.

443
00:35:53,831 --> 00:35:55,097
‫واقعا.

444
00:36:03,431 --> 00:36:04,764
‫اصلا می‌دونی درمورد کی حرف می‌زنم؟

445
00:36:04,797 --> 00:36:07,497
‫مگه منظورت ارباب جانگ هیون نبود؟

446
00:36:07,531 --> 00:36:09,131
‫خیلی مسخره‌ای.

447
00:36:09,197 --> 00:36:12,197
‫چرا باید واسم مهم باشه
‫که ارباب جانگ هیون کجاست؟

448
00:36:12,231 --> 00:36:13,331
‫پس فراموشش کن.

449
00:36:13,364 --> 00:36:15,031
‫مسئله این نیست.

450
00:36:15,397 --> 00:36:17,831
‫اون سراسر کشور آشنا داره

451
00:36:17,864 --> 00:36:20,897
‫و درمورد فکرکردن یا همچین چیزی حرف می‌زنه.
‫چرا باید بهش اهمیت بدم؟

452
00:36:20,931 --> 00:36:23,897
‫حتی اگه کنجکاو هم باشم
‫به من چه ارتباطی داره که کجاست؟

453
00:36:23,931 --> 00:36:24,964
‫چی؟

454
00:36:25,164 --> 00:36:27,164
‫هرجا باشم پیدام می‌کنه؟

455
00:36:27,264 --> 00:36:28,247
‫لعنتی.

456
00:36:28,297 --> 00:36:30,364
‫فقط ببین چقدر وراجی می‌کنه.

457
00:36:33,197 --> 00:36:34,864
‫خودت رو خوش‌شانس بدون.

458
00:36:35,131 --> 00:36:38,831
‫قراره صدای بهترین خواننده‌ی چوسان رو بشنوی.

459
00:36:38,864 --> 00:36:42,231
‫فقط توی هانیانگ می‌تونی چنین صدایی بشنوی.

460
00:37:03,181 --> 00:37:13,181
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

461
00:37:34,131 --> 00:37:35,264
‫زنده‌ای.

462
00:37:35,931 --> 00:37:37,531
‫می‌دونستم زنده‌ای.

463
00:37:42,564 --> 00:37:46,397
‫بهش میگن یوشیمجونگ
‫چون مخفف شادی و غمـه؟

464
00:37:46,797 --> 00:37:48,631
‫عجب اسم عجیبی.

465
00:37:48,931 --> 00:37:50,864
‫یه یوشیمجونگ هم نزدیک واگوان ژاپن هست، نه؟

466
00:37:50,897 --> 00:37:52,997
‫[واگوان: جایی که دیپلماسی
‫و تجارت ژاپن صورت می‌گیرد]

467
00:37:53,031 --> 00:37:54,397
‫واسه چی اومدی؟

468
00:38:03,231 --> 00:38:05,981
‫عالیجناب به عنوان گروگان رفت به شیمیانگ.

469
00:38:06,031 --> 00:38:07,314
‫نمی‌دونم آیا می‌تونم

470
00:38:07,364 --> 00:38:11,097
‫در چنین جای بیگانه و ملالت‌باری
‫به خوبی به عالیجناب خدمت کنم یا نه.

471
00:38:11,931 --> 00:38:12,964
‫با توجه به این مسئله

472
00:38:14,231 --> 00:38:16,064
‫می‌تونی با ما بیای به شیمیانگ؟

473
00:38:16,097 --> 00:38:20,297
‫اگه توام بیای، خیالم راحت میشه
‫که انگار هزار نفر نیرو همراهمه.

474
00:38:24,464 --> 00:38:26,064
‫علاقه‌ای ندارم.

475
00:38:26,664 --> 00:38:28,331
‫از اقامت‌تون لذت ببرید.

476
00:38:32,164 --> 00:38:34,964
‫عالیجناب پاداش خوبی بهت میده.

477
00:38:36,831 --> 00:38:38,197
‫- سرورم!
 اینجایی!

478
00:38:38,231 --> 00:38:41,081
‫- چرا اینقدر طولش دادی؟
‫- غذا رو آماده کنید.

479
00:38:41,131 --> 00:38:42,931
‫سلام.

480
00:38:43,164 --> 00:38:44,164
‫زود باش.

481
00:38:46,131 --> 00:38:48,597
‫ببین وقت گیرآوردن خوش بگذرونن.

482
00:38:48,631 --> 00:38:50,331
‫جنگ تازه تموم شده.

483
00:38:51,197 --> 00:38:52,264
‫خدای من.

484
00:38:52,464 --> 00:38:54,230
‫از اونور.

485
00:38:54,664 --> 00:38:55,730
‫بریم.

486
00:38:56,197 --> 00:38:57,330
‫داری چکار می‌کنی؟

487
00:38:57,364 --> 00:38:59,897
‫اینجا خونه‌ی ارباب یون‌جونـه.

488
00:39:00,964 --> 00:39:02,230
‫اوه، بسیارخب.

489
00:39:03,064 --> 00:39:06,397
‫جونگ جونگ و بانو گیل‌چائه هم
‫قطعا اینجا زندگی می‌کنن.

490
00:39:06,830 --> 00:39:08,164
‫- بی‌شک. ‫
 آره.

491
00:39:09,697 --> 00:39:11,397
‫چرا نمیری داخل؟

492
00:39:12,264 --> 00:39:13,630
‫الان میرم.

493
00:39:14,064 --> 00:39:15,764
‫- بریم داخل.
 باشه.

494
00:39:19,030 --> 00:39:20,897
‫نه، فراموشش کن. بیا بریم.

495
00:39:23,497 --> 00:39:24,530
‫گوجام!

496
00:39:27,864 --> 00:39:29,530
‫ارباب جانگ هیون؟

497
00:39:32,630 --> 00:39:34,464
‫حالتون چطوره؟

498
00:39:35,230 --> 00:39:36,930
‫بعد از اینکه توی کوهستان ناپدید شدین

499
00:39:36,964 --> 00:39:38,730
‫خیلی نگران شدم.

500
00:39:39,497 --> 00:39:40,530
‫خب

501
00:39:42,197 --> 00:39:45,030
‫اینور اونور کار راه مینداختم.

502
00:39:46,664 --> 00:39:50,164
‫راستی گیل‌چائه کجا رفت؟ دیر کرده.

503
00:39:51,364 --> 00:39:53,964
‫جونگ جونگ، گیل‌چائه هنوز برنگشته؟

504
00:39:53,997 --> 00:39:55,430
‫صبر کنید، بانو اون‌ئه.

505
00:39:55,830 --> 00:39:58,330
‫نیومدم بانو گیل‌چائه رو ببینم.

506
00:39:59,830 --> 00:40:01,764
‫این روزا زیاد میره بیرون

507
00:40:01,797 --> 00:40:04,097
‫و فقط بعد از غروب برمی‌گرده.

508
00:40:04,364 --> 00:40:07,097
‫انگار می‌خواد هانیانگ رو حسابی بگرده.

509
00:40:07,530 --> 00:40:09,397
‫رفته هانیانگ رو بگرده؟

510
00:40:09,797 --> 00:40:10,930
‫احیاناً

511
00:40:11,530 --> 00:40:12,847
‫شما می‌دونید

512
00:40:12,897 --> 00:40:14,597
‫معمولا کجا میره؟

513
00:40:16,697 --> 00:40:18,697
‫حتما خیلی سختی کشیدین.

514
00:40:19,964 --> 00:40:20,964
‫چی؟

515
00:40:24,164 --> 00:40:25,164
‫منظورم اینه

516
00:40:26,130 --> 00:40:28,630
‫حتما شما بیشتر از من سختی کشیدین.

517
00:40:29,364 --> 00:40:32,730
‫خب، از اقامتمون توی
کوهستان گوانگیو لذت بردیم.

518
00:40:33,530 --> 00:40:34,564
‫بعدش

519
00:40:38,064 --> 00:40:40,597
‫می‌دونی، بانو گیل‌چائه اصرار داشت

520
00:40:40,630 --> 00:40:43,530
‫که باید بریم به جزیره‌ی گانگوا.

521
00:40:44,030 --> 00:40:46,897
‫خدای من، عجب دختر کله‌شقیه.

522
00:40:47,597 --> 00:40:49,297
‫اصلا بهمون نمی‌گفت که چرا

523
00:40:49,330 --> 00:40:50,497
‫باید بریم اونجا.

524
00:40:50,530 --> 00:40:52,247
‫فقط با کله‌شقی اصرار داشت

525
00:40:52,297 --> 00:40:55,564
‫که باید تحت هر شرایطی
بریم به جزیره‌ی گانگوا.

526
00:40:57,630 --> 00:41:00,530
‫توی جزیره‌ی گانگوا خیلی سختی کشیدیم.

527
00:41:02,597 --> 00:41:04,230
‫من باید برم.

528
00:41:05,930 --> 00:41:07,364
‫گوجام، بریم.

529
00:41:07,497 --> 00:41:08,597
‫صبر کنید

530
00:41:09,230 --> 00:41:10,530
‫عجب.

531
00:41:14,864 --> 00:41:17,064
‫حالا که اومدیم اینجا، نمیشد بیشتر بمونیم؟

532
00:41:17,097 --> 00:41:18,630
‫چرا بلند شدی؟

533
00:41:18,664 --> 00:41:20,297
‫مرتکب جرم شدی؟

534
00:41:20,330 --> 00:41:21,730
‫تو زنده‌ای.

535
00:42:05,164 --> 00:42:06,864
‫به‌به ببین کی اینجاست.

536
00:42:07,730 --> 00:42:09,797
‫صورتت حسابی می‌درخشه.

537
00:42:12,364 --> 00:42:14,230
‫چرا باید غیر از این باشم؟

538
00:42:16,530 --> 00:42:18,664
‫می‌دونی من چقدر سختی کشیدم؟

539
00:42:19,730 --> 00:42:21,764
‫تو بهم گفتی برم به جزیره‌ی گانگوا.

540
00:42:21,797 --> 00:42:23,530
‫تو گفتی اونجا امنه!

541
00:42:25,930 --> 00:42:28,264
‫خب، می‌بینم که حالت کاملا خوبه.

542
00:42:30,164 --> 00:42:32,364
‫و مثل همیشه پرانرژی هستی.

543
00:42:32,397 --> 00:42:34,097
‫نزدیک بود بمیرم!

544
00:42:41,830 --> 00:42:43,430
‫منتظرم موندی؟

545
00:42:47,364 --> 00:42:49,097
‫منتظر تو؟ کی گفته؟

546
00:42:53,864 --> 00:42:55,064
‫خب

547
00:42:55,097 --> 00:42:57,297
‫بدون تو کاملا روبراه بودیم.

548
00:42:57,664 --> 00:43:00,230
‫یه افسر بی‌نظیر ارتش نجاتمون داد.

549
00:43:03,930 --> 00:43:05,064
‫هووم.

550
00:43:06,330 --> 00:43:07,864
‫- که اینطور. 
 آره.

551
00:43:08,064 --> 00:43:09,714
‫نزدیک بود متجاوزین ما رو اسیر کنن،

552
00:43:09,764 --> 00:43:13,230
‫ولی اون واسه نجات ما
‫تنهایی با 17 نفرشون جنگید.

553
00:43:13,730 --> 00:43:16,330
‫حسابی خوش‌شانس بودین، مگه نه؟

554
00:43:19,997 --> 00:43:21,164
‫ولی

555
00:43:22,230 --> 00:43:25,130
‫اون افسر ارتش یه حرف عجیب زد.

556
00:43:25,297 --> 00:43:26,564
‫چی گفت؟

557
00:43:26,964 --> 00:43:30,797
‫گفت اون نبوده که
‫اون بلا رو سر متجاوزین آورده.

558
00:43:32,164 --> 00:43:33,697
‫واسه همین می‌خواستم بپرسم

559
00:43:34,464 --> 00:43:36,497
‫احیاناً ما

560
00:43:41,730 --> 00:43:43,664
‫توی جزیره همدیگه رو ندیدیم؟

561
00:43:51,897 --> 00:43:53,064
‫جزیره؟

562
00:43:54,664 --> 00:43:55,864
‫کدوم جزیره؟

563
00:43:57,430 --> 00:43:58,630
‫جدی؟

564
00:43:59,830 --> 00:44:02,230
‫قطعا. حالا هرچقدر هم که عجیب باشی

565
00:44:02,264 --> 00:44:05,964
‫غیرممکن بود که توی اون مدت کوتاه
‫بتونی یکی از اونا بشی.

566
00:44:08,564 --> 00:44:11,847
‫شنیدم توی قلعه‌ی نامهان
‫یهویی آب شدی رفتی توی زمین.

567
00:44:11,897 --> 00:44:16,180
‫فرار کردی چون می‌ترسیدی که
‫قلعه بیفته دست دشمن؟

568
00:44:16,230 --> 00:44:17,680
‫حالا که می‌بینم اینقدر صحیح و سالمی

569
00:44:17,730 --> 00:44:19,864
‫خوب کردی که فرار کردی.

570
00:44:20,830 --> 00:44:22,864
‫چون تونستیم دوباره همدیگه رو ببینیم

571
00:44:23,097 --> 00:44:24,297
‫این خوبه؟

572
00:44:25,297 --> 00:44:26,397
‫نه.

573
00:44:27,263 --> 00:44:28,330
‫خوشحالی؟

574
00:44:28,797 --> 00:44:29,897
‫کی میگه؟

575
00:44:30,663 --> 00:44:31,697
‫عجب.

576
00:44:33,930 --> 00:44:37,397
‫من خیلی خوشحالم که دوباره تو رو می‌بینم.

577
00:44:39,163 --> 00:44:41,330
‫با اینکه نمی‌دونم اون یارو کیه،
‫ولی حالا که می‌شنوم

578
00:44:41,363 --> 00:44:44,497
‫به لطف اون افسر ارتش که یه‌تنه
‫با 17 نفر جنگید و تو رو نجات داد

579
00:44:45,463 --> 00:44:46,997
‫خیلی خداروشکر می‌کنم.

580
00:44:47,963 --> 00:44:49,063
‫چیه؟

581
00:44:51,163 --> 00:44:55,197
‫حالا داری به اون افسر ارتش علاقه‌مند میشی؟

582
00:44:55,530 --> 00:44:57,197
‫عذر می‌خوام، ارباب جوان،

583
00:44:57,663 --> 00:45:01,497
‫من مثل بعضیا نیستم که
‫از چندین نفر خوشش بیاد.

584
00:45:03,763 --> 00:45:05,197
‫و من هستم؟

585
00:45:06,897 --> 00:45:08,263
‫به چنین جاهایی سر می‌زنی.

586
00:45:08,297 --> 00:45:09,963
‫خودت باید بهتر بدونی.

587
00:45:29,130 --> 00:45:31,197
‫چیه؟ چکار داری می‌کنی؟

588
00:45:35,630 --> 00:45:38,297
‫الان یه لحظه کنجکاو شدم.

589
00:45:38,730 --> 00:45:39,863
‫در چه مورد؟

590
00:45:40,597 --> 00:45:42,197
‫بادبزنت.

591
00:45:42,830 --> 00:45:46,163
‫سردت نمیشه که خودتو توی زمستون باد می‌زنی؟

592
00:45:50,230 --> 00:45:52,347
‫فکر می‌کردم می‌خوای خودی نشون بدی،

593
00:45:52,397 --> 00:45:53,997
‫ولی انگار سردت بود.

594
00:46:02,030 --> 00:46:03,163
‫من

595
00:46:04,197 --> 00:46:05,997
‫نسبت به بقیه گرمایی‌ترم!

596
00:46:10,830 --> 00:46:12,197
‫فهمیدم.

597
00:46:12,230 --> 00:46:13,897
‫گرمای بیشتری تولید می‌کنی.

598
00:46:14,463 --> 00:46:16,397
‫پس می‌تونی به خنک کردن خودت ادامه بدی.

599
00:46:16,430 --> 00:46:18,130
‫من دیگه میرم.

600
00:46:36,163 --> 00:46:37,830
‫چرا دروغ گفتی؟

601
00:46:38,197 --> 00:46:40,930
‫فکر می‌کردم تو یه‌تنه
‫با 17 نفر جنگیدی و نجاتش دادی.

602
00:46:40,963 --> 00:46:42,963
‫چرا اینو بهش نگفتی؟

603
00:46:46,697 --> 00:46:47,897
‫چون

604
00:46:49,930 --> 00:46:51,463
‫خجالت‌آوره.

605
00:46:57,563 --> 00:46:59,680
‫اون خیلی صرفه‌جوئه.

606
00:46:59,730 --> 00:47:01,330
‫پس اینجا بوده؟

607
00:47:02,363 --> 00:47:04,963
‫و این واسه توئه.

608
00:47:05,530 --> 00:47:07,030
‫چرا واسه منه؟

609
00:47:09,130 --> 00:47:11,330
‫اون بهت گفت که بدیش به من؟

610
00:47:11,397 --> 00:47:13,930
‫نه، اصلا اینو نگفت،

611
00:47:14,330 --> 00:47:16,397
‫ولی شک دارم واسه من یا جونگ جونگ باشه

612
00:47:16,430 --> 00:47:17,697
‫این واسه منه؟

613
00:47:21,163 --> 00:47:22,230
‫حالا هرچی.

614
00:47:22,263 --> 00:47:25,063
‫اگه واسه من بود، خودش بهم می‌گفت.

615
00:47:25,097 --> 00:47:27,697
‫تو ارباب جانگ هیون رو دیدی؟ کجا؟

616
00:47:27,730 --> 00:47:29,030
‫به نظرت کجا؟

617
00:47:29,063 --> 00:47:31,397
‫همونجور که شایعات میگن، آدم بی‌بندوباریه.

618
00:47:31,463 --> 00:47:34,513
‫داشت وارد یه یوشیمجونگ میشد
‫که انگار خونه‌شه.

619
00:47:34,563 --> 00:47:37,097
‫اونجا محل لهو و لعبه.

620
00:47:37,230 --> 00:47:40,330
‫ولی خودت چطور اونجا بودی؟

621
00:47:42,530 --> 00:47:44,130
‫- هووم؟ ‫
یوشیمجونگ؟

622
00:47:44,597 --> 00:47:47,230
‫از ارباب دائه‌او درمورد اونجا پرسیدی
‫که بری سر بزنی؟

623
00:47:47,263 --> 00:47:48,563
‫- هووم؟ ‫
 وای خدا.

624
00:47:49,263 --> 00:47:50,997
‫خودت رفتی اونجا

625
00:47:51,063 --> 00:47:53,063
‫که ارباب جانگ هیون رو ببینی؟

626
00:47:53,463 --> 00:47:55,830
‫چرا گوشام میخارن؟ ‫چیزی داخلشونه؟

627
00:47:55,863 --> 00:47:56,963
‫خدای من.

628
00:47:57,030 --> 00:47:59,130
‫چرا اینقدر صداتون به‌نظر خوشحال میاد؟

629
00:47:59,163 --> 00:48:02,163
‫بخاطر اینه که ارباب جانگ هیون اینجا بود.

630
00:48:02,397 --> 00:48:04,463
‫شما ارباب جانگ هیون رو دیدین؟

631
00:48:05,063 --> 00:48:06,597
‫- حالش خوبه؟ 
 آره.

632
00:48:07,530 --> 00:48:08,947
‫الان کجاست؟

633
00:48:08,997 --> 00:48:10,830
‫منم باید ببینمش.

634
00:48:18,697 --> 00:48:20,030
‫پارسال دوست امسال آشنا.

635
00:48:20,863 --> 00:48:21,963
‫خوش اومدی.

636
00:48:22,830 --> 00:48:24,497
‫ارباب جانگ هیون.

637
00:48:25,163 --> 00:48:26,430
‫ناراحت شدم.

638
00:48:26,463 --> 00:48:29,397
‫چرا از حال و احوالتون بهم خبر ندادین؟

639
00:48:29,830 --> 00:48:31,930
‫به مقام سوچان منصوب شدین.

640
00:48:31,963 --> 00:48:32,963
‫بله.

641
00:48:38,763 --> 00:48:40,680
‫بسیارخب. بعدا می‌تونیم
به صحبتمون ادامه بدیم.

642
00:48:40,730 --> 00:48:42,097
‫بیاید بریم داخل.

643
00:48:42,330 --> 00:48:43,430
‫ولی

644
00:48:44,230 --> 00:48:45,413
‫میشه بریم یه جا

645
00:48:45,463 --> 00:48:47,263
‫به جز چنین جایی؟

646
00:48:47,297 --> 00:48:48,563
‫ "چنین جایی"؟

647
00:48:48,597 --> 00:48:49,930
‫اینجا خونه‌ی منه.

648
00:48:50,463 --> 00:48:52,297
‫چطور چنین جایی خونه‌ی شماست؟

649
00:48:52,330 --> 00:48:55,530
‫چون خونه‌ی دوست منه، خونه‌ی منم هست.

650
00:48:57,563 --> 00:48:59,530
‫دوست من ریانگ‌اوم رو می‌شناسید، آره؟

651
00:48:59,563 --> 00:49:01,897
‫خواننده‌ی بی‌همتا، ریانگ‌اوم.

652
00:49:03,097 --> 00:49:04,697
‫چند وقتی میشه ندیدمتون.

653
00:49:16,730 --> 00:49:18,130
‫بفرمایید. بخورید.

654
00:49:18,530 --> 00:49:20,480
‫ممکنه بخاطر جنگ چیز زیادی نباشه

655
00:49:20,530 --> 00:49:22,263
‫ولی بازم خوبه.

656
00:49:23,263 --> 00:49:24,363
‫جدی؟

657
00:49:37,963 --> 00:49:39,097
‫خوشمزه‌ست.

658
00:49:42,163 --> 00:49:44,430
‫راستی ارباب یون‌جون

659
00:49:44,930 --> 00:49:48,763
‫روزی که همدیگه رو توی جاده‌ی
‫کوهستان گوانگیو دیدیم یادته؟

660
00:49:49,030 --> 00:49:50,163
‫یعنی وقتی

661
00:49:50,663 --> 00:49:52,763
‫که لباسات پاره بودن

662
00:49:53,297 --> 00:49:57,830
‫و لنگ می‌زدی، ولی بازم
‫مصمم به نجات پادشاه بودی.

663
00:50:00,663 --> 00:50:01,896
‫بعد از اون

664
00:50:02,130 --> 00:50:05,396
‫انگار که تمام عمرش گرسنگی کشیده بوده

665
00:50:05,563 --> 00:50:07,463
‫چی بود؟ آها.

666
00:50:07,630 --> 00:50:10,630
‫اون گلوله‌ی برنجی رو بلعید.

667
00:50:10,663 --> 00:50:13,963
‫روی تمام صورتش چسبیده بود.

668
00:50:18,563 --> 00:50:21,663
‫محققین وفادار چنین سختی‌هایی می‌کشن.

669
00:50:22,296 --> 00:50:24,413
‫قطعا فرق داره با کسی که
‫فقط سعی داره فرار کنه.

670
00:50:24,463 --> 00:50:25,480
‫نه.

671
00:50:25,530 --> 00:50:27,396
‫ارباب جانگ هیون درست میگه.

672
00:50:27,430 --> 00:50:29,330
‫حسابی سر و وضعم آشفته بود.

673
00:50:30,230 --> 00:50:33,363
‫امروز به لطف ارباب جانگ هیونه که زنده‌ام.

674
00:50:41,763 --> 00:50:43,130
‫بانگ‌دو.

675
00:50:44,863 --> 00:50:46,596
‫چرا اینقدر زیاده‌روی کردی؟

676
00:50:47,330 --> 00:50:48,696
‫نمی‌دونستی؟

677
00:50:48,996 --> 00:50:50,763
‫بانوی من عاشق نوشیدنیه.

678
00:50:50,896 --> 00:50:53,630
‫فقط زیاد پیش نمیاد که بنوشه.

679
00:51:03,330 --> 00:51:04,830
‫در آینده‌ی نزدیک

680
00:51:05,263 --> 00:51:08,063
‫قصد دارم از بانو اون‌ئه خواستگاری کنم.

681
00:51:10,696 --> 00:51:14,130
‫اگه ازش بخوام زمانی که پدرش نیست
‫ازدواجمون رو برگزار کنیم

682
00:51:14,163 --> 00:51:16,363
‫حسابی دلش می‌شکنه.

683
00:51:19,996 --> 00:51:22,463
‫لطفا مواظبش باش، بانو گیل‌چائه.

684
00:51:29,296 --> 00:51:32,463
‫اگه سون‌یاک زنده بود

685
00:51:34,030 --> 00:51:35,763
‫خیلی خوب میشد که عروسی مشترک بگیریم

686
00:51:35,796 --> 00:51:37,863
‫همونطور که توی نونگ‌گان‌ری صحبت کردیم.

687
00:51:41,596 --> 00:51:45,296
‫این منم که باید اون‌ئه رو واسه
‫عروسیش خوشکل کنم.

688
00:51:45,330 --> 00:51:48,263
‫گمونم دیگه پیش نیاد که
‫خصوصی با هم صحبت کنیم.

689
00:51:51,563 --> 00:51:53,230
‫قبل از اینکه سون‌یاک بمیره

690
00:51:54,363 --> 00:51:56,363
‫ازم یه چیز عجیب پرسید.

691
00:52:00,963 --> 00:52:01,963
‫تو

692
00:52:02,863 --> 00:52:05,263
‫از بانو گیل‌چائه خوشت میاد، مگه نه؟

693
00:52:08,196 --> 00:52:10,263
‫نتونستم انکارش کنم.

694
00:52:16,830 --> 00:52:18,496
‫چرا نتونستم؟

695
00:52:25,496 --> 00:52:26,696
‫خیلی دیر شده.

696
00:52:26,730 --> 00:52:29,130
‫چرا نتونستی انکار کنی؟

697
00:52:36,030 --> 00:52:37,163
‫فراموشش کن.

698
00:52:38,363 --> 00:52:39,863
‫توی حال خودم نیستم

699
00:52:40,230 --> 00:52:42,030
‫و فقط احمق بودم.

700
00:52:43,330 --> 00:52:44,396
‫خواهش می‌کنم

701
00:52:46,496 --> 00:52:47,596
‫بهم بگو.

702
00:52:55,230 --> 00:52:56,330
‫بانو گیل‌چائه.

703
00:52:57,930 --> 00:52:58,963
‫من می‌دونم.

704
00:53:00,863 --> 00:53:02,663
‫که احساست به من

705
00:53:04,463 --> 00:53:08,196
‫شبیه احساس یه بچه‌ست که واسه
‫رسیدن به اسباب‌بازی‌ای که دلش می‌خواد

706
00:53:09,663 --> 00:53:11,130
‫حسابی شوق داره.

707
00:53:12,630 --> 00:53:14,363
‫وقتی به من برسی

708
00:53:14,596 --> 00:53:15,863
‫احساساتت خیلی زود فروکش می‌کنه.

709
00:53:15,896 --> 00:53:17,563
‫منظورت اینه که

710
00:53:18,596 --> 00:53:19,796
‫دلیل انتخاب نکردن من

711
00:53:19,830 --> 00:53:22,696
‫بخاطر اینه که فکر می‌کنی
‫احساساتم فروکش می‌کنن؟

712
00:53:23,896 --> 00:53:25,630
‫منو احمق فرض نکن.

713
00:53:25,996 --> 00:53:27,863
‫احساساتم خالصن.

714
00:53:27,896 --> 00:53:28,930
‫من

715
00:53:29,730 --> 00:53:31,096
‫بیا همینجا تمومش کنیم.

716
00:53:37,930 --> 00:53:39,996
‫اشکال نداره اگه با اون‌ئه ازدواج کنی.

717
00:53:40,996 --> 00:53:42,696
‫ولی واسه آخرین بار

718
00:53:43,863 --> 00:53:44,963
‫بهم بگو.

719
00:53:46,863 --> 00:53:48,830
‫صادقانه بهم بگو.

720
00:53:51,563 --> 00:53:53,063
‫حتی فقط واسه یک‌بار

721
00:53:56,096 --> 00:53:58,096
‫به عنوان یک زن

722
00:54:01,530 --> 00:54:03,030
‫منو دوست داشتی؟

723
00:54:10,263 --> 00:54:11,963
‫از این لحظه به بعد

724
00:54:14,496 --> 00:54:17,630
‫دیگه هرگز چنین مکالمه‌ای نخواهیم داشت.

725
00:55:04,563 --> 00:55:06,696
‫تو چجور مردی هستی؟

726
00:55:10,263 --> 00:55:11,963
‫ارباب جانگ هیون.

727
00:55:14,330 --> 00:55:16,696
‫من مردهای مثل تو رو خیلی خوب می‌شناسم.

728
00:55:19,863 --> 00:55:21,446
‫پر از افکاری هستین

729
00:55:21,496 --> 00:55:23,296
‫واسه پیروی از دلتون.

730
00:55:25,363 --> 00:55:26,596
‫پر از پشیمونی هستین

731
00:55:26,630 --> 00:55:30,063
‫که نمی‌تونید اونجور که عقل
‫و منطق بهتون میگه زندگی کنید، پس

732
00:55:30,563 --> 00:55:33,296
‫فقط اجازه میدی اون زن‌های بیچاره
‫واست تصمیم بگیرن

733
00:55:33,330 --> 00:55:35,263
‫و پشت دامن‌هاشون قایم میشی

734
00:55:37,563 --> 00:55:40,063
‫از تماشای چشمان غمگین‌شون لذت می‌بری.

735
00:55:43,029 --> 00:55:44,763
‫با این باور فکر می‌کنی

736
00:55:45,796 --> 00:55:47,996
‫که داری واسه ملت کار بزرگی انجام میدی.

737
00:55:48,029 --> 00:55:49,429
‫ولی درحقیقت، نمی‌تونی
خونوادت رو خوب نگه داری

738
00:55:49,463 --> 00:55:52,863
‫مگه اینکه زنت زمام امور رو دستش بگیره.

739
00:55:56,463 --> 00:55:57,996
‫تو اصلا توی حال خودت نیستی.

740
00:56:00,296 --> 00:56:03,596
‫چرا نریم خونه‌ی من و یه چیزی باهم بخوریم؟

741
00:56:15,529 --> 00:56:17,396
‫تو اصلا عوض نشدی.

742
00:56:20,929 --> 00:56:25,029
‫هنوز اونقدر خامی که نمی‌تونی
‫دوست رو از دشمن تشخیص بدی.

743
00:56:31,029 --> 00:56:33,496
‫اگه نامزد بانو اون‌ئه نبودی

744
00:56:34,529 --> 00:56:37,896
‫اون گردن ضعیفت رو می‌شکوندم.

745
00:56:47,963 --> 00:56:51,429
‫پس اینجا کاخیه که یه عالمه درموردش شنیدم.

746
00:56:53,729 --> 00:56:56,096
‫یه موقعیت واسم توی شیمیانگ جور کن.

747
00:56:57,696 --> 00:56:59,546
‫چرا نظرت عوض شد؟

748
00:56:59,596 --> 00:57:02,713
‫همه فکر می‌کنن راه رسیدن به
‫شیمیانگ، جاده‌ی مرگه.

749
00:57:02,763 --> 00:57:05,629
‫می‌خوام برم چون ممکنه توی مسیر بمیرم.

750
00:57:06,329 --> 00:57:07,996
‫اگه از مرگ بترسم

751
00:57:09,729 --> 00:57:13,296
‫احتمالا وقت ندارم به چیزای دیگه فکر کنم.

752
00:57:15,196 --> 00:57:17,596
‫کجا بودی؟ هیچی نخوردی.

753
00:57:18,396 --> 00:57:19,396
‫باید

754
00:57:21,263 --> 00:57:22,663
‫بریم به چینگ.

755
00:57:24,063 --> 00:57:26,463
‫تازه اومدیم هانیانگ.
‫چرا باید بریم؟

756
00:57:26,496 --> 00:57:28,596
‫من نمی‌خوام برم. من نمیام.

757
00:57:28,629 --> 00:57:30,963
‫باشه. پس تو بهتره بمونی گوجام.

758
00:57:31,629 --> 00:57:33,479
‫- جانگ هیون.
 کی میریم؟

759
00:57:33,529 --> 00:57:36,196
‫وقت دارم لباسام رو سر و سامون بدم؟

760
00:57:36,563 --> 00:57:39,196
‫همه‌جا حتی توی دستشویی هم دنبالش میری؟

761
00:57:39,229 --> 00:57:41,029
‫اون با من میاد.

762
00:57:41,596 --> 00:57:42,629
‫می‌بینی؟

763
00:57:42,896 --> 00:57:45,229
‫ریانگ‌اوم دوست واقعیه.

764
00:58:00,229 --> 00:58:01,829
‫حتما آشفته‌ای که می‌بینی ارباب یون‌جون

765
00:58:01,863 --> 00:58:03,563
‫واسه ازدواجش عجله داره.

766
00:58:06,096 --> 00:58:07,396
‫چرا واست مهمه؟

767
00:58:09,629 --> 00:58:12,729
‫کی قراره سلیقه‌ات توی مردها بهتر شه؟

768
00:58:14,896 --> 00:58:18,329
‫تا وقتی برگردم سلیقه‌ات بهتر میشه؟

769
00:58:20,363 --> 00:58:23,163
‫دوباره داری میری یه جایی؟

770
00:58:25,863 --> 00:58:26,863
‫چرا؟

771
00:58:28,129 --> 00:58:30,129
‫ناراحتی که دارم میرم؟

772
00:58:30,563 --> 00:58:32,229
‫کِی گفتم ناراحتم؟

773
00:58:32,696 --> 00:58:34,496
‫نه، به نظر

774
00:58:35,363 --> 00:58:36,929
‫یکم ناراحت میای.

775
00:58:39,196 --> 00:58:43,863
‫چه بری اونجا یا بیای اینجا، علاقه‌ای ندارم.

776
00:58:48,463 --> 00:58:49,563
‫که اینطور.

777
00:58:51,296 --> 00:58:53,596
‫شنیدم توی هر هشت استان یه زن داری.

778
00:58:53,629 --> 00:58:56,029
‫این دفعه واسه تماشای گل‌ها
‫توی استان جولا میری؟

779
00:58:56,063 --> 00:58:59,463
‫یا توی استان گیونگ‌سانگ آواز گل می‌خونی؟

780
00:58:59,496 --> 00:59:03,129
‫بعدش حدود یک ماه بعد،
‫برمی‌گردی که دوباره منو اغفال کنی.

781
00:59:03,163 --> 00:59:04,829
‫ولی از این خبرا نیست.

782
00:59:05,463 --> 00:59:07,163
‫میرم به چینگ.

783
00:59:08,163 --> 00:59:10,163
‫من به ولیعهد خدمت می‌کنم.

784
00:59:11,963 --> 00:59:13,063
‫چینگ؟

785
00:59:13,296 --> 00:59:15,796
‫اونقدر دوره که یک ماهه نمیشه برگشت.

786
00:59:18,629 --> 00:59:20,096
‫چرا یهویی؟

787
00:59:20,129 --> 00:59:21,263
‫دیدی؟

788
00:59:22,229 --> 00:59:23,929
‫از دیدن رفتن من ناراحتی.

789
00:59:24,296 --> 00:59:26,229
‫چنین خبری نیست.

790
00:59:28,863 --> 00:59:33,463
‫گمونم می‌خوای بری به چینگ
‫که با یکی از متجاوزین قرار بذاری.

791
00:59:33,763 --> 00:59:35,963
‫کاش واسه این کار وقت داشتم.

792
00:59:36,829 --> 00:59:39,663
‫شنیدم ممکنه متجاوزین بهم حمله کنن

793
00:59:39,696 --> 00:59:42,196
‫و توی شیمیانگ بمیرم.

794
00:59:46,396 --> 00:59:47,663
‫اگه من

795
00:59:49,029 --> 00:59:50,963
‫اونقدر خوش‌شانس باشم که زنده بمونم

796
00:59:51,963 --> 00:59:53,629
‫و بتونیم دوباره همدیگه رو ببینیم

797
00:59:53,996 --> 00:59:55,363
‫بعدش بهتره

798
00:59:55,763 --> 00:59:57,629
‫یه گفتگوی جدی داشته باشیم.

799
01:00:01,796 --> 01:00:02,796
‫هرچند

800
01:00:04,429 --> 01:00:07,496
‫تصمیمم رو گرفتم که
‫اعتقادی به ازدواج نداشته باشم،

801
01:00:08,363 --> 01:00:10,129
‫مگه اینکه تنها راه

802
01:00:13,896 --> 01:00:17,363
‫واسه تصاحب زن مدنظرم، از راه ازدواج باشه.

803
01:00:17,896 --> 01:00:18,896
‫اونوقت

804
01:00:20,863 --> 01:00:22,763
‫به ازدواج راضی میشم.

805
01:00:25,863 --> 01:00:28,396
‫این الان پیشنهاد ازدواج بود؟

806
01:00:33,263 --> 01:00:34,629
‫عجله‌ای نیست.

807
01:00:36,696 --> 01:00:38,896
‫می‌تونم مدت زیادی صبر کنم.

808
01:00:42,429 --> 01:00:45,229
‫من همیشه اینو میگم،

809
01:00:46,229 --> 01:00:48,629
‫ولی تو باید بالغ و باتجربه بشی.

810
01:00:49,729 --> 01:00:50,729
‫عجب.

811
01:01:00,863 --> 01:01:01,963
‫عجیبه.

812
01:01:02,496 --> 01:01:03,596
‫چی؟

813
01:01:04,063 --> 01:01:07,462
‫نگاه کردن توی آینه حالمو بهتر نمی‌کنه.

814
01:01:07,496 --> 01:01:10,429
‫وقتی ارباب یون‌جون به ارتش ملحق شد

815
01:01:10,829 --> 01:01:14,596
‫وقتی خود خوشکلم رو توی آینه می‌دیدم
‫حالم بهتر میشد.

816
01:01:15,196 --> 01:01:17,729
‫چرا امروز حالم بهتر نمیشه؟

817
01:01:19,062 --> 01:01:20,296
‫بیشتر زل بزن.

818
01:01:21,562 --> 01:01:22,596
‫جدی؟

819
01:01:22,629 --> 01:01:24,662
‫اگه بیشتر زل بزنم حالم بهتر میشه؟

820
01:01:36,529 --> 01:01:37,496
‫ای بابا.

821
01:01:37,529 --> 01:01:39,396
‫باید برم سرش داد بزنم.

822
01:01:46,229 --> 01:01:49,162
‫اینو به این یکی ترجیح میدم.

823
01:01:50,096 --> 01:01:52,429
‫اینقدر توی انتخاب اسب ضعیفی؟

824
01:01:53,129 --> 01:01:54,696
‫از پشتشون می‌تونی بفهمی.

825
01:01:54,729 --> 01:01:56,746
‫چون این یکی پشتش پرتره

826
01:01:56,796 --> 01:01:58,396
‫بیشتر میدوه.

827
01:02:05,729 --> 01:02:08,262
‫بانوی من، چی باعث شده بیاید اینجا؟

828
01:02:12,762 --> 01:02:14,696
‫باید یه چیزی بهت بگم.

829
01:02:38,962 --> 01:02:41,862
‫اومدم یه سوال بپرسم، چون دیروز نتونستم.

830
01:02:42,962 --> 01:02:44,129
‫در مورد چی؟

831
01:02:44,729 --> 01:02:46,396
‫عجب رویاهای بزرگی داری.

832
01:02:46,662 --> 01:02:47,929
‫اگه برگشتی

833
01:02:47,962 --> 01:02:50,362
‫فکر کردی حاضرم ببینمت؟

834
01:02:52,896 --> 01:02:55,429
‫- اومدی اینجا که اینو بگی؟
‫- آره.

835
01:02:55,662 --> 01:02:58,462
‫فقط یادت بمونه که حاضر نیستم ببینمت.

836
01:02:59,162 --> 01:03:01,579
‫چون کارم تموم شد، بهتره که برم.

837
01:03:01,629 --> 01:03:03,362
‫چرا حاضر نیستی منو ببینی؟

838
01:03:05,996 --> 01:03:07,696
‫مگه تو نبودی که

839
01:03:08,529 --> 01:03:11,796
‫یکی از وسایلش رو داد بهم
‫تا صحیح و سلامت بمونم؟

840
01:03:11,929 --> 01:03:13,062
‫کِی دادم؟

841
01:03:20,029 --> 01:03:21,862
‫روبان مال من نیست.

842
01:03:23,396 --> 01:03:24,829
‫- هووم؟ 
 هووم؟

843
01:03:25,762 --> 01:03:27,762
‫من که نگفتم روبانه.

844
01:03:31,396 --> 01:03:32,729
‫آها.

845
01:03:33,496 --> 01:03:34,796
‫می‌خوای بگی

846
01:03:35,462 --> 01:03:37,429
‫این روبان تو بود؟

847
01:03:39,662 --> 01:03:41,412
‫چیزی که دادی رو پس نگیر.

848
01:03:41,462 --> 01:03:43,229
‫ندادم. گمش کردم!

849
01:03:43,262 --> 01:03:44,896
‫ای بابا!

850
01:03:44,929 --> 01:03:48,296
‫انگار با قایم کردنش توی
‫بطری من گمش کردی.

851
01:03:48,362 --> 01:03:49,762
‫پسش بده!

852
01:03:49,796 --> 01:03:50,996
‫زود باش!

853
01:03:55,462 --> 01:03:58,129
‫دیگه خودم رو درک نمی‌کنم.

854
01:04:00,629 --> 01:04:02,896
‫چرا وقتی بهت نگاه می‌کنم

855
01:04:05,196 --> 01:04:07,662
‫قلب احمقم اینقدر آشوب به‌پا می‌کنه؟

856
01:04:23,262 --> 01:04:25,396
‫می‌دونم هنوز عاشقم نشدی.

857
01:04:28,162 --> 01:04:29,696
‫اینم می‌دونم که

858
01:04:33,096 --> 01:04:35,896
‫قلبت هنوز متعلق به یون‌جونـه.

859
01:04:39,562 --> 01:04:40,696
‫هرچند

860
01:04:44,629 --> 01:04:46,429
‫حتی اگه عاشقم نیستی

861
01:04:48,429 --> 01:04:50,096
‫لطفا فراموشم نکن.

862
01:04:54,096 --> 01:04:55,196
‫این روز

863
01:04:58,229 --> 01:05:00,696
‫این لحظه‌ای که با تو سپری شد

864
01:05:05,462 --> 01:05:07,162
‫هرگز فراموشش نکن.

865
01:05:22,696 --> 01:05:28,696
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه و تنظیم از حـامـد «

866
01:05:31,262 --> 01:05:34,896
‫«عزیزترینم»

867
01:05:56,462 --> 01:05:58,162
‫باید دوباره ببینمش.

868
01:05:58,229 --> 01:06:00,962
‫از این دنیا فقط یک چیز می‌خوام.

869
01:06:01,496 --> 01:06:02,912
‫اونم قلبته.

870
01:06:02,962 --> 01:06:04,329
‫نمی‌تونم اینکارو کنم.

871
01:06:04,796 --> 01:06:07,312
‫آیا مردی که علیرغم نامزد داشتن
‫قلبت رو می‌لرزونه

872
01:06:07,362 --> 01:06:08,812
‫واست مناسبه؟

873
01:06:08,862 --> 01:06:10,062
‫فقط برو!

874
01:06:10,529 --> 01:06:12,229
‫برو و بمیر!

875
01:06:13,129 --> 01:06:15,729
‫مرد رویاهای من باید ارباب یون‌جون باشه.

876
01:06:15,929 --> 01:06:18,729
‫ارباب یون‌جون چی داره

877
01:06:18,762 --> 01:06:20,462
‫که من ندارم؟

878
01:06:21,429 --> 01:06:23,962
‫اون کسی نیست که به آسونی بتونم فراموشش کنم.

879
01:06:24,996 --> 01:06:26,362
‫تو خیلی ظالمی.

880
01:06:28,362 --> 01:06:38,362
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M