1
00:00:00,500 --> 00:00:02,366
‫[این درام یک اثر تخیلی است که
‫براساس حقایق تاریخی خلق شده است.]

2
00:00:02,400 --> 00:00:04,100
‫[بیشتر جزئیات و تصویرسازی شخصیت‌ها تخیلی هستند.]

3
00:00:04,366 --> 00:00:05,766
‫تِنگ‌تِنگ.

4
00:00:08,333 --> 00:00:09,633
‫ای بابا.

5
00:00:10,700 --> 00:00:12,250
‫واقعا قوی هستی.

6
00:00:12,300 --> 00:00:14,300
‫«قسمت 13»

7
00:00:14,633 --> 00:00:16,166
‫چرا گریه می‌کنی؟

8
00:00:16,266 --> 00:00:17,766
‫چرا گریه می‌کنی؟

9
00:00:17,800 --> 00:00:19,766
‫عجب.

10
00:00:21,133 --> 00:00:22,633
‫خدای من.

11
00:00:24,133 --> 00:00:26,033
‫گرسنته؟

12
00:00:26,200 --> 00:00:27,300
‫سیری؟

13
00:00:27,666 --> 00:00:28,866
‫خوابت میاد؟

14
00:00:29,000 --> 00:00:30,100
‫خدای من.

15
00:00:30,533 --> 00:00:32,333
‫تنگ‌تنگ، گریه نکن.

16
00:00:35,133 --> 00:00:37,500
‫یه پسر نباید اینقدر گریه کنه.

17
00:00:38,566 --> 00:00:40,433
‫حریره‌اش خیلی خوشمزه‌ست.

18
00:00:50,366 --> 00:00:51,733
‫نیاز نیست.

19
00:00:54,200 --> 00:00:56,333
‫یکم شیر داشتم.

20
00:00:56,466 --> 00:00:59,366
‫ممنون که گریه‌ی بچه رو بند میاری

21
00:01:00,366 --> 00:01:03,500
‫ولی نمی‌تونم اجازه بدم از همون شیری بخوره

22
00:01:03,533 --> 00:01:06,333
‫که بچه‌ی دشمنی که پدر و مادرش رو کشتن، می‌خوره.

23
00:01:06,366 --> 00:01:08,066
‫منظورت از این حرف چیه؟

24
00:01:09,066 --> 00:01:19,066
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

25
00:01:22,533 --> 00:01:24,300
‫بچه‌ام!

26
00:01:24,766 --> 00:01:27,550
‫- برو!
‫- بچه‌ام!

27
00:01:27,600 --> 00:01:31,266
‫منظورم اینه که متجاوزین
‫دشمن تنگ‌تنگ هستن.

28
00:01:33,300 --> 00:01:36,633
‫پدر بچه‌ی تو یه متجاوزه، درسته؟

29
00:01:36,966 --> 00:01:40,200
‫هیچوقت دیگه از شیرت به تنگ‌تنگ نده.

30
00:01:53,266 --> 00:01:54,333
‫بچه‌ی من...

31
00:01:59,666 --> 00:02:02,266
‫بچه‌ی یه متجاوز نیست.

32
00:02:06,200 --> 00:02:07,450
‫آبله‌ست!

33
00:02:07,500 --> 00:02:08,866
‫طاعونه!

34
00:02:08,900 --> 00:02:10,066
‫طاعون!

35
00:02:12,966 --> 00:02:14,000
‫آبله!

36
00:02:14,033 --> 00:02:15,666
‫- آبله‌ست!
‫- آبله!

37
00:02:15,700 --> 00:02:17,000
‫طاعونه!

38
00:02:17,033 --> 00:02:18,166
‫آبله!

39
00:02:33,933 --> 00:02:35,400
‫بگیریدشون!

40
00:02:39,066 --> 00:02:41,800
‫بانو، بیاید بیرون!

41
00:02:46,133 --> 00:02:53,133
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه و تنظیم از حـامـد «

42
00:03:18,066 --> 00:03:19,600
‫حالت چطوره؟

43
00:03:26,400 --> 00:03:28,933
‫مشتاق دیدار.

44
00:04:05,833 --> 00:04:12,833
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه و تنظیم از حـامـد «

45
00:04:41,500 --> 00:04:43,300
‫چطور جرأت می‌کنی سد راهم بشی؟

46
00:04:44,000 --> 00:04:45,033
‫عذر می‌خوام.

47
00:04:46,766 --> 00:04:48,766
‫هنوز توی کار با کمان ضعیفم.

48
00:04:50,900 --> 00:04:52,833
‫تو کی هستی؟

49
00:04:54,866 --> 00:04:55,933
‫کی می‌دونه؟

50
00:04:57,800 --> 00:05:01,566
‫چرا باید خودمو واسه کسی معرفی کنم
‫که پشت یه نقاب مخفی میشه؟

51
00:05:12,100 --> 00:05:13,600
‫به امید دیدار.

52
00:05:14,733 --> 00:05:16,383
‫گمونم ناراحت میشم

53
00:05:16,433 --> 00:05:18,700
‫اگه دفعه‌ی بعد نبینمت.

54
00:05:32,233 --> 00:05:33,333
‫جونگ جونگ!

55
00:05:51,966 --> 00:05:53,700
‫جونگ جونگ، بیا اینجا!

56
00:06:09,600 --> 00:06:11,266
‫خواهش می‌کنم برید، بانوی من.

57
00:06:11,966 --> 00:06:13,166
‫همراه ما بیا!

58
00:06:13,900 --> 00:06:16,466
‫با این وضعیت مسیر زیادی رو نمی‌تونم بیام.

59
00:06:18,300 --> 00:06:20,266
‫خیلی ممنونم

60
00:06:21,033 --> 00:06:23,500
‫که نوه‌ام رو نجات دادید.

61
00:06:26,066 --> 00:06:28,400
‫لطفا از اینجا برید!

62
00:06:56,033 --> 00:06:57,066
‫زود باشید!

63
00:07:03,333 --> 00:07:04,700
‫اگه گیر بیفتیم

64
00:07:05,133 --> 00:07:06,833
‫دامن‌مون لکه‌دار میشه.

65
00:07:08,900 --> 00:07:11,466
‫من ترجیح میدم که...

66
00:07:14,200 --> 00:07:15,333
‫اوه، نه!

67
00:07:22,333 --> 00:07:23,500
‫اینکارو نکنید!

68
00:07:34,200 --> 00:07:35,733
‫داری چکار می‌کنی؟

69
00:07:37,633 --> 00:07:39,633
‫اگه با بی‌آبرویی برگردم

70
00:07:39,866 --> 00:07:41,600
‫گناه در حق پدر و مادرم میشه.

71
00:07:41,633 --> 00:07:43,133
‫این اراده‌ی ما واسه زندگی کردنه.

72
00:07:43,166 --> 00:07:45,166
‫چه ربطی به پدر و مادرمون داره؟

73
00:07:45,766 --> 00:07:46,900
‫جونگ جونگ.

74
00:07:47,600 --> 00:07:49,266
‫توی جزیره‌ی گانگوا

75
00:07:49,400 --> 00:07:52,000
‫همه از صخره پریدن پایین ولی ما زنده موندیم.

76
00:07:52,066 --> 00:07:53,933
‫و از زنده بودن خوشحال بودم.

77
00:07:54,266 --> 00:07:55,366
‫اما

78
00:07:56,533 --> 00:07:59,066
‫اگه متجاوزین این دفعه ما رو بگیرن...

79
00:07:59,666 --> 00:08:01,366
‫چنین اتفاقی نمیفته.

80
00:08:01,433 --> 00:08:02,966
‫ازت مواظبت می‌کنم.

81
00:08:05,533 --> 00:08:06,666
‫دستمو بگیر.

82
00:08:07,266 --> 00:08:08,333
‫بگیر.

83
00:08:20,300 --> 00:08:21,433
‫دستمو بگیر.

84
00:08:34,700 --> 00:08:36,400
‫دیگه نمی‌تونید فرار کنید.

85
00:08:39,000 --> 00:08:40,133
‫بمیر.

86
00:08:40,533 --> 00:08:41,566
‫بمیر.

87
00:08:42,566 --> 00:08:44,100
‫عوضی چوسانی.

88
00:08:46,466 --> 00:08:48,633
‫بمیر. بمیر!

89
00:08:48,900 --> 00:08:49,933
‫بمیر.

90
00:08:56,666 --> 00:08:58,100
‫زنک آشغال!

91
00:08:59,600 --> 00:09:00,700
‫بانو!

92
00:09:01,000 --> 00:09:02,066
‫بانو!

93
00:09:02,266 --> 00:09:03,400
‫ببریدش!

94
00:09:05,833 --> 00:09:07,116
‫- بانو!
‫- جونگ جونگ!

95
00:09:07,166 --> 00:09:09,483
‫- بانو!
‫- ولش کن!

96
00:09:09,533 --> 00:09:10,883
‫کجا می‌بریدش؟

97
00:09:10,933 --> 00:09:12,033
‫جونگ جونگ!

98
00:09:12,333 --> 00:09:13,533
‫جونگ جونگ!

99
00:09:14,133 --> 00:09:16,200
‫جونگ جونگ!

100
00:09:17,033 --> 00:09:18,200
‫جونگ جونگ!

101
00:09:19,133 --> 00:09:21,100
‫جونگ جونگ!

102
00:09:22,166 --> 00:09:23,400
‫کسی اونجاست؟

103
00:09:23,433 --> 00:09:24,766
‫اوه، بله.

104
00:09:25,233 --> 00:09:26,233
‫اتاق داری؟

105
00:09:26,266 --> 00:09:27,566
‫البته.

106
00:09:27,633 --> 00:09:29,400
‫- لطفا از این سمت.
‫- بسیارخب.

107
00:09:29,433 --> 00:09:31,666
‫[مسافرخانه]

108
00:09:32,966 --> 00:09:34,066
‫بریم داخل.

109
00:09:49,400 --> 00:09:51,083
‫دارید میرید به شیمیانگ؟

110
00:09:51,133 --> 00:09:52,533
‫که اسرا رو آزاد کنید؟

111
00:09:53,666 --> 00:09:55,800
‫- تو از کجا...
‫- مشخصه.

112
00:09:55,866 --> 00:09:58,666
‫تمام کسایی که واسه آزادکردن
‫اسرا میرن به شیمیانگ

113
00:09:58,700 --> 00:10:00,700
‫از این مسیر میرن.

114
00:10:03,966 --> 00:10:06,400
‫خب کی رو قراره آزاد کنی؟

115
00:10:06,866 --> 00:10:08,933
‫پدر و مادرت؟ یا بچه‌هات؟

116
00:10:14,933 --> 00:10:16,000
‫پسش بده.

117
00:10:17,533 --> 00:10:19,633
‫چقدر زیباست.

118
00:10:20,366 --> 00:10:21,733
‫همسرته؟

119
00:10:28,133 --> 00:10:30,633
‫- به چی می‌خندی؟
‫- نیازه بگم؟

120
00:10:30,666 --> 00:10:33,466
‫یه بانوی محترم رو اسیر کردن.

121
00:10:34,000 --> 00:10:36,700
‫لیست اسرای شیمیانگ رو چک کردی؟

122
00:10:37,700 --> 00:10:38,800
‫من...

123
00:10:39,600 --> 00:10:42,633
‫اگه به اقامتگاه ولیعهد فروخته شده باشه
‫ممکنه حالش خوب باشه.

124
00:10:42,666 --> 00:10:45,866
‫اما اگه بردنش به بازار برده‌فروش‌ها

125
00:10:46,033 --> 00:10:48,566
‫ممکنه دامنش لکه‌دار شده باشه.

126
00:10:48,600 --> 00:10:50,400
‫هنوز می‌خوای برش گردونی؟

127
00:10:50,500 --> 00:10:52,066
‫- چی گفتی؟
‫- صبر کن.

128
00:10:52,100 --> 00:10:53,400
‫لطفا منو عفو کن.

129
00:10:53,633 --> 00:10:54,733
‫سرورم!

130
00:10:55,333 --> 00:10:57,033
‫لطفا خودتون رو کنترل کنید.

131
00:11:43,200 --> 00:11:44,266
‫احمقا.

132
00:11:44,300 --> 00:11:45,766
‫لطفا ما رو عفو کن!

133
00:11:46,866 --> 00:11:50,000
‫زمین کشاورزیم رو فروختم تا پسرم رو آزاد کنم،

134
00:11:50,333 --> 00:11:52,900
‫و با 50 نیانگ رفتم سمت شیمیانگ.

135
00:11:53,166 --> 00:11:56,500
‫با این حال این دفعه 100 نیانگ خواستن.

136
00:11:57,433 --> 00:12:01,800
‫بقیه اسرایی که خونواده‌های
‫ثروتمندشون 100 نیانگ پرداختن آزاد شدن.

137
00:12:02,033 --> 00:12:06,133
‫واسه همین قبول نکردن پسرم رو
‫کمتر از 100 نیانگ بفروشن.

138
00:12:06,966 --> 00:12:08,633
‫حتی اگه روحم رو هم بفروشم

139
00:12:08,766 --> 00:12:11,633
‫نمی‌دونم چنین پولی بدست بیارم.

140
00:12:14,533 --> 00:12:17,400
‫بازم چطور تونستی پولی رو که
‫واسه همسرم بود بدزدی؟

141
00:12:17,433 --> 00:12:18,533
‫سرورم.

142
00:12:19,133 --> 00:12:22,600
‫همسر شما حتما تا الان دامنش لکه‌دار شده.

143
00:12:22,800 --> 00:12:24,566
‫چرا هنوز می‌خواید برش گردونید؟

144
00:12:24,600 --> 00:12:25,733
‫همیشه

145
00:12:25,933 --> 00:12:28,200
‫می‌تونید یه همسر دیگه پیدا کنید،

146
00:12:28,566 --> 00:12:31,466
‫ولی من چطوری می‌تونم واسه
‫گوشت و خون خودم جایگزین بیارم؟

147
00:12:31,700 --> 00:12:32,866
‫خفه شو.

148
00:12:32,933 --> 00:12:34,633
‫لطفا پسرم رو نجات بده.

149
00:12:35,133 --> 00:12:38,200
‫اگه بهم پول قرض بدی
‫مطمئن باش بهت برمی‌گردونم.

150
00:12:38,233 --> 00:12:41,766
‫پسرم داره از بیماری می‌میره.

151
00:12:42,166 --> 00:12:44,566
‫سرورم.

152
00:12:50,100 --> 00:12:52,266
‫قایق الانه که برسه.

153
00:12:53,566 --> 00:12:55,233
‫چرا هنوز برنگشته؟

154
00:12:59,900 --> 00:13:01,000
‫سرورم!

155
00:13:01,533 --> 00:13:02,666
‫سرورم.

156
00:13:02,700 --> 00:13:04,833
‫وسایلمون رو پس گرفتین؟

157
00:13:07,533 --> 00:13:11,033
‫همسر شما حتما تا الان دامنش لکه‌دار شده.

158
00:13:11,200 --> 00:13:13,266
‫چرا هنوز می‌خواید برش گردونید؟

159
00:13:18,566 --> 00:13:19,800
‫سرورم!

160
00:13:20,466 --> 00:13:21,533
‫خدای من.

161
00:13:22,766 --> 00:13:23,933
‫سرورم!

162
00:13:24,433 --> 00:13:25,666
‫اینجایید.

163
00:13:25,833 --> 00:13:27,000
‫بانوی من!

164
00:13:27,633 --> 00:13:29,066
‫ارباب یو اینجاست.

165
00:13:30,166 --> 00:13:32,533
‫پدر، چرا دوباره گذاشتی رفتی؟

166
00:13:32,700 --> 00:13:33,700
‫بریم.

167
00:13:35,866 --> 00:13:36,900
‫بریم.

168
00:13:40,366 --> 00:13:41,366
‫پدر

169
00:13:41,633 --> 00:13:45,233
‫متجاوزین واقعا این دفعه گیل‌چائه رو بردن؟

170
00:13:45,900 --> 00:13:47,200
‫ارباب جوان،

171
00:13:47,566 --> 00:13:49,033
‫این دفعه

172
00:13:50,300 --> 00:13:52,800
‫متجاوزین واقعا بانو رو بردن.

173
00:13:54,200 --> 00:13:55,233
‫ببخشید.

174
00:13:57,666 --> 00:13:59,366
‫متجاوزین اونو بردن.

175
00:13:59,400 --> 00:14:01,100
‫می‌دونستم یه اتفاقی میفته.

176
00:14:01,133 --> 00:14:03,000
‫عاشق ترک کردن خونه بود.

177
00:14:05,133 --> 00:14:06,200
‫بریم.

178
00:14:09,666 --> 00:14:11,616
‫واقعا متجاوزین اونو دزدیدن؟

179
00:14:11,666 --> 00:14:13,166
‫آره درسته.

180
00:14:14,366 --> 00:14:17,533
‫افسر گو محصولاتش رو به قیمت ارزون فروخت

181
00:14:17,733 --> 00:14:20,200
‫تا پول آزادیش رو جور کنه.

182
00:14:20,966 --> 00:14:23,200
‫عجب، بهتون نگفتم؟

183
00:14:23,533 --> 00:14:26,466
‫اگه یه زن همینطور بچرخه و فعال باشه

184
00:14:26,633 --> 00:14:28,500
‫خودشو میندازه توی دردسر.

185
00:14:28,533 --> 00:14:30,233
‫هی، مواظب حرف زدنت باش.

186
00:14:30,766 --> 00:14:32,466
‫چرا باید مواظب حرف زدنم باشم؟

187
00:14:32,500 --> 00:14:33,533
‫ای بابا.

188
00:14:37,866 --> 00:14:39,500
‫حق نداری

189
00:14:39,766 --> 00:14:42,016
‫با اون دهن کثیفت درمورد بانو صحبت کنی.

190
00:14:42,066 --> 00:14:43,016
‫چی؟

191
00:14:43,066 --> 00:14:45,016
‫تو با گزارش‌دادن یکی از کارگرها

192
00:14:45,066 --> 00:14:46,600
‫به عنوان اسیر

193
00:14:46,633 --> 00:14:49,283
‫ضرر بزرگی به آهنگری ما زدی.

194
00:14:49,333 --> 00:14:52,966
‫نمی‌تونیم بذاریم بابتش قسر در بری!

195
00:14:53,000 --> 00:14:54,800
‫چی داری میگی؟

196
00:14:55,233 --> 00:14:56,633
‫- عجب.
‫- عجب.

197
00:14:56,666 --> 00:14:58,700
‫هی! ای بابا!

198
00:14:58,733 --> 00:15:01,000
‫باید بیشتر حواست رو جمع می‌کردی.

199
00:15:02,366 --> 00:15:03,600
‫وای خدا!

200
00:15:03,900 --> 00:15:05,100
‫خدای من!

201
00:15:06,100 --> 00:15:08,133
‫من به درگاه خدا دعا می‌کنم.

202
00:15:08,766 --> 00:15:12,400
‫لطفا کمک کن که گیل‌چائه به سلامت برگرده.

203
00:15:12,833 --> 00:15:14,016
‫لطفا مواظب افسر گو

204
00:15:14,066 --> 00:15:16,866
‫که برای برگردوندن گیل‌چائه رفته باش.

205
00:15:17,000 --> 00:15:18,700
‫گیل‌چائه و جونگ جونگ.

206
00:15:19,166 --> 00:15:22,766
‫لطفا مواظبشون باش
‫که بتونن صحیح و سالم برگردن.

207
00:15:23,800 --> 00:15:25,800
‫من به درگاه خدا دعا می‌کنم.

208
00:15:26,800 --> 00:15:30,466
‫لطفا کمک کن که گیل‌چائه به سلامت برگرده.

209
00:15:36,400 --> 00:15:38,600
‫[شیمیانگ، گیل‌چائه، افسر گو وون‌مو]

210
00:15:38,633 --> 00:15:39,933
‫تایید کردم

211
00:15:39,966 --> 00:15:42,633
‫که همسر افسر گو به چین برده شده.

212
00:15:42,666 --> 00:15:45,466
‫مقامات باید وارد عمل بشن.

213
00:15:46,700 --> 00:15:48,633
‫افسر گو به سرعت رفت سمت شیمیانگ،

214
00:15:49,033 --> 00:15:51,716
‫اما معلوم نیست بتونه با همسرش برگرده.

215
00:15:51,766 --> 00:15:54,416
‫- دربار سلطنتی باید مطلع بشه...
‫- این واقعا...

216
00:15:54,466 --> 00:15:56,466
‫با خون بانو یو نوشته شده؟

217
00:15:57,900 --> 00:15:59,500
‫- قربان.
‫- چیه؟

218
00:16:00,633 --> 00:16:02,300
‫به دربار سلطنتی اطلاع بدم؟

219
00:16:02,400 --> 00:16:03,400
‫ببین،

220
00:16:03,666 --> 00:16:07,066
‫بعد از اینکه به مقامات گفتم که
‫چینگ به اشتباه یک نفر رو گرفته

221
00:16:07,100 --> 00:16:09,600
‫می‌خوای چکار کنی اگه لو بره که اون درواقع

222
00:16:09,633 --> 00:16:11,300
‫یه اسیر فراری بوده؟

223
00:16:11,400 --> 00:16:14,400
‫اگه اوضاع طبق انتظار پیش نره،
‫چینگ حتی یک روز هم منو زنده نگه نمی‌داره.

224
00:16:14,433 --> 00:16:17,433
‫اگه این اتفاق بیفته، تو می‌تونی از من مواظبت کنی؟

225
00:16:18,966 --> 00:16:20,000
‫عجب.

226
00:16:36,200 --> 00:16:38,533
‫اون مردی رو که کمک کرد

227
00:16:38,566 --> 00:16:41,233
‫و نذاشت تبعید بشی رو یادته؟

228
00:16:41,733 --> 00:16:43,566
‫شنیدم که اخیراً

229
00:16:43,600 --> 00:16:46,100
‫به چندتا اسیر کمک کرده که فرار کنن.

230
00:16:47,133 --> 00:16:48,366
‫نظرت چیه که

231
00:16:48,400 --> 00:16:51,600
‫واسه کمک به گیل‌چائه بریم سراغش؟

232
00:16:52,700 --> 00:16:53,833
‫مطمئن نیستم.

233
00:16:54,633 --> 00:16:56,200
‫می‌دونی که در زمان پادشاه قبلی

234
00:16:56,233 --> 00:16:59,766
‫خاندانش به عنوان بزرگ‌ترین
‫تامین‌کننده شناخته میشدن؟

235
00:17:01,100 --> 00:17:02,250
‫پس احتمالا اینم نمی‌دونی

236
00:17:02,300 --> 00:17:04,566
‫که چطوری به چنین مقامی رسیدن.

237
00:17:06,300 --> 00:17:08,000
‫ضمنا اینم شنیدم که

238
00:17:08,033 --> 00:17:11,633
‫درخواست‌های مداخله‌جویانه‌ی زیادی
‫در امور اعلیحضرت ارسال می‌کنه.

239
00:17:11,666 --> 00:17:13,500
‫فهمیدنش غیرممکنه که

240
00:17:14,233 --> 00:17:16,266
‫آیا یه شهروند وفاداره

241
00:17:17,666 --> 00:17:20,133
‫یا یه تشنه‌ی شهرت.

242
00:17:23,966 --> 00:17:25,400
‫واسه غذا بریم کجا؟

243
00:17:25,433 --> 00:17:27,900
‫می‌تونیم بریم جایی که دفعه قبل رفتیم.

244
00:17:27,933 --> 00:17:29,066
‫همینکارو بکنیم.

245
00:17:29,100 --> 00:17:31,066
‫- منم می‌تونم بیام.
‫- حتما.

246
00:17:31,100 --> 00:17:32,216
‫ممنون.

247
00:17:32,266 --> 00:17:34,600
‫میشه یه سوال بپرسم؟

248
00:17:35,866 --> 00:17:37,483
‫می‌تونید به ارباب جانگ اطلاع بدید

249
00:17:37,533 --> 00:17:39,750
‫که مردی به اسم یون‌جون که قبلا
‫ایشون بهش کمک کردن،

250
00:17:39,800 --> 00:17:41,666
‫واسه ادای احترام اومده؟

251
00:17:42,366 --> 00:17:43,400
‫نام یون‌جون؟

252
00:17:43,433 --> 00:17:45,833
‫تو همون نام یون‌جون هستی که بخاطر

253
00:17:45,866 --> 00:17:47,800
‫دفاع از شرافتش زندانی شده بود؟

254
00:17:51,533 --> 00:17:54,433
‫بالاخره تونستم چهره‌ات رو ببینم.

255
00:17:56,066 --> 00:17:57,100
‫عذر می‌خوام.

256
00:17:57,966 --> 00:18:01,716
‫بعد از کمک شما، واسه ادای احترام
‫خیلی طولش دادم.

257
00:18:01,766 --> 00:18:02,766
‫نه.

258
00:18:03,366 --> 00:18:06,833
‫من نبودم که بهت لطف کرد، اعلیحضرت بود.

259
00:18:07,600 --> 00:18:08,600
‫ضمنا

260
00:18:09,100 --> 00:18:11,800
‫دلیلی داره که واسه دیدن من اومدی؟

261
00:18:14,366 --> 00:18:15,400
‫راستش

262
00:18:16,833 --> 00:18:19,733
‫دوست همسرم که قبلا به دیدن شما اومده بود

263
00:18:20,066 --> 00:18:24,800
‫بعد از اتهام اشتباهی که به عنوان اسیر
‫بهش زده شد، به چینگ برده شده.

264
00:18:24,833 --> 00:18:26,900
‫کاغذها و جوهردان‌ها

265
00:18:27,066 --> 00:18:29,533
‫نشونه‌ای از احساسم نسبت به پدرم هستن.

266
00:18:29,633 --> 00:18:31,166
‫لطفا اونارو بپذیرید.

267
00:18:34,433 --> 00:18:37,166
‫زن زیرکی بود.

268
00:18:39,966 --> 00:18:41,566
‫چطور این اتفاق افتاد؟

269
00:18:43,833 --> 00:18:46,050
‫مدرسه‌ی ما درخواست‌هایی

270
00:18:46,100 --> 00:18:49,266
‫واسه کمک به فرار برخی افراد فرستاده.

271
00:18:50,433 --> 00:18:52,900
‫اما اونا افرادی بودن که در حین

272
00:18:52,933 --> 00:18:55,500
‫حفاظت از قلعه در سال بیونگجا
‫به چینگ برده شدن.

273
00:18:55,533 --> 00:18:56,833
‫در این صورت

274
00:18:56,866 --> 00:19:00,400
‫که اون به دروغ به عنوان یک اسیر فراری متهم شده،

275
00:19:01,666 --> 00:19:05,566
‫هیچ راهی برای یافتن مدرکی
‫برای اثبات بی گناهیش وجود نداره.

276
00:19:06,166 --> 00:19:08,133
‫منم راهی واسه کمک ندارم.

277
00:19:09,066 --> 00:19:10,066
‫اما...

278
00:19:10,100 --> 00:19:12,233
‫نمی‌تونیم صرفاً بخاطر ارتباطات شخصی

279
00:19:12,866 --> 00:19:16,466
‫به هرکسی همینجوری کمک کنیم.

280
00:19:18,633 --> 00:19:20,333
‫هیچ توجیهی ندارم.

281
00:19:22,700 --> 00:19:25,433
‫ناراحت‌کننده‌ست که نتونستیم کمک کنیم.

282
00:19:25,466 --> 00:19:26,800
‫اینطور نیست.

283
00:19:26,833 --> 00:19:29,433
‫ممنونم که اجازه دادی باهاش ملاقات کنم.

284
00:19:29,933 --> 00:19:31,033
‫احیاناً

285
00:19:33,100 --> 00:19:35,566
‫نمی‌خوای به ما ملحق بشی؟

286
00:19:36,233 --> 00:19:39,566
‫اگه تو که به وفاداری معروفی
‫بهمون ملحق بشی

287
00:19:39,600 --> 00:19:41,333
‫کمک خیلی بزرگی میشه.

288
00:19:43,666 --> 00:19:45,400
‫من کمک خاصی ازم برنمیاد.

289
00:19:45,566 --> 00:19:49,166
‫کشور داره از هم می‌پاشه.
‫می‌خوای همینجوری تماشا کنی؟

290
00:19:50,033 --> 00:19:51,750
‫حتی اگه سِمتی توی تشکیلات نداشته باشی

291
00:19:51,800 --> 00:19:55,133
‫باید به عنوان یه پژوهشگر کمک کنی
‫که کشور دوباره سرپا بشه.

292
00:19:56,066 --> 00:19:59,300
‫ارباب ما این قدرت رو داره.

293
00:20:01,000 --> 00:20:03,200
‫ارباب ما یه درخواست به اعلیحضرت

294
00:20:03,233 --> 00:20:05,500
‫واسه ارسال برنج به جزیره‌ی پیونگان فرستاد.

295
00:20:06,033 --> 00:20:08,300
‫درخواستش واسه ارسال تجهیزات پزشکی

296
00:20:08,333 --> 00:20:11,200
‫به هر استان هم به زودی تاثیرش رو میذاره.

297
00:20:12,800 --> 00:20:13,800
‫اینجا

298
00:20:14,566 --> 00:20:17,966
‫واسه کسی مثل تو کارهای خیلی زیادی هست.

299
00:20:20,833 --> 00:20:24,300
‫هی، دندوناش رو نگاه کنید.

300
00:20:25,800 --> 00:20:27,266
‫نگاهش کنید.

301
00:20:27,300 --> 00:20:30,233
‫طبق درخواست شما، تلاش کردیم
‫که 25 رأس گاو بیاریم

302
00:20:30,533 --> 00:20:33,233
‫اما گاو‌هایی که خیلی لاغر و مریض بودن مرجوع شدن.

303
00:20:33,266 --> 00:20:35,333
‫واسه همین تنها 23 گاو هست.

304
00:20:36,233 --> 00:20:39,466
‫گاوهای خوب و سالمی آوردید.

305
00:20:41,233 --> 00:20:42,300
‫کارت خوب بود.

306
00:20:52,300 --> 00:20:54,916
‫به لطف تو نیاز نشد برم مغولستان.

307
00:20:54,966 --> 00:20:57,033
‫- ممنونم.
‫- منم همینطور.

308
00:20:58,233 --> 00:21:02,500
‫اگه اینقدر قدردان هستید، می‌تونید
‫100 نسخه کاغذ سفید بهم بدید؟

309
00:21:02,600 --> 00:21:05,433
‫از کجا فهمیدی که من
‫یواشکی کاغذ سفید وارد کردم؟

310
00:21:05,466 --> 00:21:07,900
‫نمی‌تونی سر مترجم لی شیره بمالی.

311
00:21:07,933 --> 00:21:10,600
‫ولی نمی‌تونیم فوراً بدیمش بهت.

312
00:21:11,100 --> 00:21:12,666
‫باید واسه آزادکردن زندانی‌ها استفاده بشن.

313
00:21:12,700 --> 00:21:14,200
‫داری درمورد بانو یو صحبت می‌کنی؟

314
00:21:14,233 --> 00:21:15,300
‫بله.

315
00:21:15,466 --> 00:21:17,333
‫نمی‌دونم کِی آوردنش اینجا،

316
00:21:17,366 --> 00:21:19,900
‫ولی برده‌ی شاهزاده یون شد.

317
00:21:21,133 --> 00:21:22,166
‫منظورتون

318
00:21:24,166 --> 00:21:25,316
‫از این حرف چیه؟

319
00:21:25,366 --> 00:21:26,366
‫خب...

320
00:21:26,600 --> 00:21:28,133
‫یک ماه پیش بود؟

321
00:21:28,633 --> 00:21:30,900
‫یه سر به اقامتگاه شاهزاده یون زدم،

322
00:21:31,333 --> 00:21:35,233
‫ولی یه پیشخدمت بهم گفت که
‫بانو یو از چوسان اونجاست.

323
00:21:35,933 --> 00:21:39,233
‫ولی درست نشنیدم که می‌خواست
‫اون پیام رو به کی برسونم،

324
00:21:39,266 --> 00:21:42,833
‫واسه همین از تمام مترجمین پرسیدم
‫که آیا بانو یو رو می‌شناسن یا نه،

325
00:21:43,600 --> 00:21:45,033
‫و اون پا پیش گذاشت.

326
00:21:49,500 --> 00:21:53,400
‫اون دختر کسیه که منو مثل بچه‌ی خودش بزرگ کرد.

327
00:21:53,433 --> 00:21:55,566
‫باید تمام تلاشم رو واسه کمک بهش بکنم.

328
00:21:58,600 --> 00:21:59,766
‫عجب.

329
00:22:02,233 --> 00:22:03,183
‫که اینطور.

330
00:22:03,233 --> 00:22:06,733
‫شاهدخت دارن رد میشن!

331
00:22:08,900 --> 00:22:12,633
‫شاهدخت دارن رد میشن!

332
00:22:16,766 --> 00:22:20,400
‫شاهدخت دارن رد میشن!

333
00:22:24,400 --> 00:22:28,100
‫شاهدخت دارن رد میشن!

334
00:22:42,866 --> 00:22:44,300
‫سرت رو بیار بالا.

335
00:22:54,733 --> 00:22:56,300
‫حالا که چهره‌ی منو دیدی

336
00:22:56,333 --> 00:22:58,466
‫می‌تونی بهم بگی کی هستی؟

337
00:23:08,666 --> 00:23:09,733
‫پس...

338
00:23:10,533 --> 00:23:14,433
‫کسی که با صورت پوشونده
‫اسرا رو دستگیر می‌کرد...

339
00:23:14,466 --> 00:23:15,500
‫بله.

340
00:23:15,966 --> 00:23:17,000
‫منم.

341
00:23:18,500 --> 00:23:19,600
‫حالا بهم بگو

342
00:23:20,433 --> 00:23:23,300
‫بعد از گرفتن اسرا چکار می‌کردی؟

343
00:23:23,333 --> 00:23:27,233
‫ژنرال یونگ گول‌ده بهم دستور داد
‫که اسرای فراری رو دستگیر کنم.

344
00:23:27,733 --> 00:23:30,533
‫من فقط دستورات ژنرال رو اطاعت می‌کردم.

345
00:23:31,800 --> 00:23:33,500
‫تبدیل به دردسر شده.

346
00:23:34,300 --> 00:23:35,466
‫دردسر؟

347
00:23:42,133 --> 00:23:43,433
‫می‌خوای من

348
00:23:44,100 --> 00:23:46,633
‫توی دردسر واقعی بندازمت؟

349
00:23:52,966 --> 00:23:54,933
‫چیه؟ تعجب کردی؟

350
00:23:56,866 --> 00:24:00,100
‫من به خوبی زبان چوسان و مردمش رو

351
00:24:00,600 --> 00:24:01,733
‫می‌شناسم.

352
00:24:04,633 --> 00:24:06,766
‫اگه یک بار دیگه بهم دروغ بگی

353
00:24:08,833 --> 00:24:10,633
‫زبونت رو می‌برم.

354
00:24:13,300 --> 00:24:14,433
‫پس بهم بگو

355
00:24:15,266 --> 00:24:18,066
‫بعد از گرفتن اسرا چکار می‌کردی؟

356
00:24:18,600 --> 00:24:21,333
‫پس چرا شخصاً از ژنرال یونگ گول‌ده نمی‌پرسید

357
00:24:21,733 --> 00:24:25,733
‫که نقره‌هایی که در خفا توی جیبش میذاشته رو

358
00:24:26,066 --> 00:24:27,500
‫از کجا آورده؟

359
00:24:37,266 --> 00:24:39,900
‫در مورد یه مترجم چوسانی موزمار شنیدم

360
00:24:39,933 --> 00:24:43,266
‫که به خانواده‌ی امپراتوری کمک کرده
‫تا ثروتمند بشن.

361
00:24:43,666 --> 00:24:45,200
‫حتما خودتی.

362
00:24:47,433 --> 00:24:50,750
‫شنیدم یه نفر هست که می‌تونه
‫هرچی توی قصر نیاز باشه رو پیدا کنه،

363
00:24:50,800 --> 00:24:53,033
‫اگر بتونن بهت دسترسی داشته باشن.

364
00:24:58,366 --> 00:25:00,433
‫شما چیزی نیاز دارید؟

365
00:25:02,466 --> 00:25:04,833
‫یه چیز هست.

366
00:25:11,333 --> 00:25:12,500
‫بهم

367
00:25:13,366 --> 00:25:14,800
‫وقتت رو بده.

368
00:25:27,000 --> 00:25:28,300
‫لطفا بهم بگو،

369
00:25:28,600 --> 00:25:30,566
‫جونگ جونگ رو کجا بردی؟

370
00:25:31,033 --> 00:25:32,166
‫کجاست؟

371
00:25:33,100 --> 00:25:34,666
‫جونگ جونگ...

372
00:25:34,700 --> 00:25:36,800
‫جونگ جونگ رو کجا بردین؟

373
00:25:57,433 --> 00:25:59,900
‫من خودم نیمه چوسانی هستم،

374
00:26:00,033 --> 00:26:02,833
‫خوشم نمیاد با چوسانی‌ها ظالم باشم.

375
00:26:02,866 --> 00:26:05,233
‫ولی به تو نمیشه کمک کرد، دختر دهاتی.

376
00:26:05,266 --> 00:26:07,966
‫سرنوشتت الان به نحوه‌ی رفتارت بستگی داره.

377
00:26:13,400 --> 00:26:15,800
‫بانو یو...

378
00:26:19,333 --> 00:26:21,416
‫[سیمگوان: اقامتگاه ولیعهد در کاخ شیمیانگ]

379
00:26:21,466 --> 00:26:24,733
‫بانو یو توی لیست اسرایی که

380
00:26:25,133 --> 00:26:26,683
‫توسط چینگ برگردونده شدن نیست.

381
00:26:26,733 --> 00:26:29,550
‫مطمئنم توسط افرادی از چینگ
‫به اینجا آورده شده.

382
00:26:29,600 --> 00:26:31,083
‫یک ماه کامل طول کشید تا رسیدم اینجا.

383
00:26:31,133 --> 00:26:32,366
‫لطفا یک بار دیگه بررسی کنید.

384
00:26:32,400 --> 00:26:34,666
‫سه‌تا از زندانی‌هایی که موقع
‫تلاش برای فرار دستگیر شدن

385
00:26:34,700 --> 00:26:36,966
‫پاشنه‌هاشون بریده شد.

386
00:26:37,433 --> 00:26:40,633
‫بقیه همگی برگردونده شدن پیش ارباب‌هاشون.

387
00:26:41,766 --> 00:26:43,566
‫اون ارباب‌هایی که تقاضای
‫برگشت برده‌هاشون رو دارن

388
00:26:43,600 --> 00:26:46,433
‫یه لیست رو به اقامتگاه ولیعهد می‌فرستن.

389
00:26:46,466 --> 00:26:48,066
‫ولی اگه نخوان

390
00:26:48,666 --> 00:26:50,666
‫حتی لیست نمی‌فرستن.

391
00:26:50,866 --> 00:26:53,966
‫نمی‌تونیم کاری در این مورد انجام بدیم.

392
00:26:55,466 --> 00:26:57,466
‫یه سر به بازار برده‌فروش‌ها بزن.

393
00:26:58,466 --> 00:27:02,900
‫شنیدم اخیراً یه زن چوسانی
‫تبعید شده به بازار برده‌فروش‌ها.

394
00:27:04,033 --> 00:27:05,883
‫ظاهراً خیلی زیبا بوده

395
00:27:05,933 --> 00:27:08,866
‫اما یه زخم روی پیشونی خودش ایجاد کرد.

396
00:27:22,966 --> 00:27:26,100
‫اگه به اقامتگاه ولیعهد فروخته شده باشه
‫ممکنه حالش خوب باشه.

397
00:27:26,133 --> 00:27:29,500
‫اما اگه بردنش به بازار برده‌فروش‌ها

398
00:27:29,533 --> 00:27:32,433
‫ممکنه دامنش لکه‌دار شده باشه.

399
00:27:46,166 --> 00:27:47,300
‫دنبالم بیا!

400
00:27:47,766 --> 00:27:48,833
‫تکون بخور!

401
00:27:50,033 --> 00:27:51,100
‫بلند شو!

402
00:27:54,566 --> 00:27:57,366
‫سریع‌تر بیا!

403
00:27:59,866 --> 00:28:01,000
‫یالا!

404
00:28:05,733 --> 00:28:06,900
‫زود باشید!

405
00:28:12,033 --> 00:28:13,700
‫شروع کن.

406
00:28:13,800 --> 00:28:15,066
‫بله افسر گو.

407
00:28:18,933 --> 00:28:20,000
‫عذر می‌خوام.

408
00:28:29,233 --> 00:28:31,366
‫دنبال این آدم می‌گردم. اونو دیدین؟

409
00:28:31,400 --> 00:28:32,466
‫این زن.

410
00:28:32,833 --> 00:28:34,033
‫اوه، این زن.

411
00:28:34,433 --> 00:28:36,166
‫- دیدیش؟
‫- آره.

412
00:28:37,066 --> 00:28:38,766
‫خودشه، آره؟

413
00:28:39,166 --> 00:28:40,766
‫نه، این نیست!

414
00:28:49,766 --> 00:28:53,466
‫با یک دست یقه‌اش رو گرفتم.

415
00:28:53,966 --> 00:28:56,300
‫و زدم پشت پاش و انداختمش زمین.

416
00:28:56,333 --> 00:28:58,800
‫بعدش گوشت خام فرو کردم توی دهنش.

417
00:29:06,733 --> 00:29:07,900
‫چقدر عجیب.

418
00:29:10,733 --> 00:29:13,400
‫پیش من احساس عجیبی داری؟

419
00:29:15,266 --> 00:29:16,366
‫چی؟

420
00:29:16,933 --> 00:29:20,033
‫اگه نه، نباید اینجوری باشه.

421
00:29:22,166 --> 00:29:25,733
‫مردهای معمولی یا جلوی من به لکنت می‌افتن،

422
00:29:26,866 --> 00:29:28,866
‫یا نمی‌تونن توی چشمام نگاه کنن.

423
00:29:41,300 --> 00:29:43,233
‫گمونم اون شایعه درسته.

424
00:29:44,366 --> 00:29:46,183
‫اینجا با من تنها هستی،

425
00:29:46,233 --> 00:29:48,633
‫ولی بازم نه از خجالت سرخ میشی
‫و نه به لکنت می‌افتی.

426
00:30:06,800 --> 00:30:09,233
‫نمی‌دونم از آخرین باری که اینطوری خندیدم

427
00:30:09,266 --> 00:30:11,333
‫چقدر می‌گذره.

428
00:30:21,766 --> 00:30:24,366
‫زبان چوسانی رو کِی یاد گرفتی؟

429
00:30:25,000 --> 00:30:26,233
‫نه، درواقع

430
00:30:27,600 --> 00:30:29,233
‫چرا توی شاهدخت لباس مبدل می‌پوشی

431
00:30:29,266 --> 00:30:32,566
‫و وقتت رو صرف دستگیری اسرای فراری می‌کنی؟

432
00:30:33,966 --> 00:30:37,566
‫از بچگی چندین بار چوسان رفتم.

433
00:30:38,733 --> 00:30:43,033
‫اگه بگم این من بودم که
‫به اعلیحضرت درمورد وضعیت چوسان گفتم،

434
00:30:43,066 --> 00:30:44,733
‫باور می‌کنی؟

435
00:30:52,533 --> 00:30:54,233
‫ولی حالا اعلیحضرت

436
00:30:54,866 --> 00:30:56,933
‫دیگه حتما نیازی به کمک من نداره.

437
00:30:58,433 --> 00:31:01,933
‫اون بدش میاد که زن‌ها بیشتر و بیشتر
‫توی جامعه فعال باشن.

438
00:31:03,233 --> 00:31:06,500
‫بهم گفت که فقط زنان دربار رو مهار کنم.

439
00:31:07,800 --> 00:31:10,766
‫حوصلم سر رفته بود،
‫واسه همین تصمیم گرفتم اسرا رو بگیرم.

440
00:31:14,666 --> 00:31:15,766
‫می‌دونی

441
00:31:17,733 --> 00:31:20,533
‫حتی اگه کشورم قرار بود توی جنگ شکست بخوره

442
00:31:20,700 --> 00:31:22,266
‫ترجیح میدادم بمیرم

443
00:31:22,300 --> 00:31:24,000
‫تا اینکه اسیر بشم.

444
00:31:24,466 --> 00:31:26,216
‫تماشای مردمی که با وجود اسیرشدن

445
00:31:26,266 --> 00:31:28,666
‫دوست دارن زنده بمونن،

446
00:31:29,300 --> 00:31:31,333
‫به چشم من خیلی اسفناک میاد.

447
00:31:43,633 --> 00:31:45,333
‫حتما تا حالا توی زندگیت

448
00:31:45,366 --> 00:31:48,100
‫هیچ چیزی خلاف میل و خواسته‌ات نبوده.

449
00:31:52,300 --> 00:31:55,966
‫چیزهایی توی این دنیا هستن که
‫طبق خواست آدم پیش نمیرن.

450
00:31:58,866 --> 00:32:00,933
‫ممکنه درموردشون حسابی مصمم باشی

451
00:32:09,266 --> 00:32:11,566
‫ولی هرگز واسشون تضمینی وجود نداره.

452
00:32:13,900 --> 00:32:15,566
‫اینجوریاست.

453
00:32:22,900 --> 00:32:24,166
‫حتما تو

454
00:32:25,566 --> 00:32:27,233
‫چنین تجربه‌ای داشتی.

455
00:33:04,833 --> 00:33:05,833
‫برو اونور.

456
00:33:06,166 --> 00:33:07,866
‫خودم می‌تونم راه برم.

457
00:33:31,166 --> 00:33:32,900
‫فکر می‌کردم مردم چوسان

458
00:33:34,000 --> 00:33:36,000
‫یکی از این دو نوع باشن.

459
00:33:37,900 --> 00:33:40,983
‫یا واسه متجاوز بودن از ما می‌ترسن

460
00:33:41,033 --> 00:33:44,300
‫یا بخاطر متجاوز بودن
‫نگاهشون به ما تحقیرانه‌ست.

461
00:33:46,600 --> 00:33:47,900
‫با این حال

462
00:33:50,366 --> 00:33:51,700
‫تو عجیبی.

463
00:33:53,266 --> 00:33:54,900
‫نه از ما می‌ترسی

464
00:33:56,100 --> 00:33:57,200
‫و نه

465
00:33:58,900 --> 00:34:00,933
‫نگاهت به ما تحقیرانه‌ست.

466
00:34:03,333 --> 00:34:05,833
‫چطور می‌تونم به کسی تحقیرانه نگاه کنم

467
00:34:06,700 --> 00:34:08,766
‫که مثل شما زیبا و زیرکه؟

468
00:34:10,933 --> 00:34:12,000
‫تو باید

469
00:34:12,933 --> 00:34:14,933
‫همراه و خدمتکار من باشی.

470
00:34:16,233 --> 00:34:20,133
‫از اونجایی که شاهزاده‌ها واسه خودشون
‫یه خدمتکار زن از چوسان می‌گیرن،

471
00:34:21,266 --> 00:34:24,766
‫منم باید یه مرد چوسانی رو
‫به عنوان خدمتکارم داشته باشم.

472
00:34:29,166 --> 00:34:31,366
‫اولاً من اسیر نیستم.

473
00:34:31,766 --> 00:34:33,800
‫حتی خدمتکار قصر هم نیستم.

474
00:34:36,333 --> 00:34:40,366
‫اگه یه مترجم چوسانی مثل من
‫با یه عضو سلطنتی قاطی بشه

475
00:34:40,400 --> 00:34:42,100
‫ممکنه جونشو از دست بده.

476
00:34:44,133 --> 00:34:45,266
‫خواهش می‌کنم

477
00:34:46,333 --> 00:34:48,033
‫از جون ناقابل من بگذرید.

478
00:35:00,233 --> 00:35:03,366
‫وقتی ما رو مجبور به کشاورزی کردن
‫به اندازه‌ی کافی بد بود.

479
00:35:03,633 --> 00:35:06,733
‫چطور می‌تونن درخواست جیره‌ی نظامی فوری کنن؟

480
00:35:06,933 --> 00:35:10,766
‫باید اینو به چوسان گزارش کنیم.
‫نظر عالیجناب چیه؟

481
00:35:31,133 --> 00:35:32,800
‫لی جانگ هیون رو خبر کن.

482
00:35:44,133 --> 00:35:47,000
‫قراره بقیه‌ی مجازاتم رو بهم بدید؟

483
00:35:47,700 --> 00:35:49,400
‫چطور جرأت می‌کنی مزه بریزی؟

484
00:35:54,733 --> 00:35:55,866
‫چینگ

485
00:35:57,000 --> 00:36:01,500
‫ازمون خواسته که سر موقع
‫به میدان نبرد سونگشان جیره بفرستیم.

486
00:36:02,400 --> 00:36:05,616
‫پیش از این منابعمون توی پیونگان
‫و هامگیونگ مصرف شده.

487
00:36:05,666 --> 00:36:10,466
‫چطور می‌تونن از کارگران و اسب‌ها بخوان
‫که 5 هزار سوک کالای دیگه رو حمل کنن؟

488
00:36:14,066 --> 00:36:16,966
‫یونگ گول‌ده سعی داره بازم
‫واسم شاخه شونه بکشه.

489
00:36:18,533 --> 00:36:21,500
‫تو از من بخاطر تحمل حملاتش تعریف کردی.

490
00:36:22,500 --> 00:36:25,700
‫ولی به عنوان ولیعهد، روبروشدن با چنین تحقیری...

491
00:36:26,100 --> 00:36:27,233
‫عالیجناب،

492
00:36:29,233 --> 00:36:31,566
‫گمون نمی‌کنم اسرای ما

493
00:36:32,500 --> 00:36:35,833
‫توی بازار اسرا تحقیر رو تحمل کنن.

494
00:36:35,900 --> 00:36:38,800
‫اونا مردمی هستن که حقشون
‫برای زندگی‌کردن رو انتخاب کردن.

495
00:36:39,966 --> 00:36:42,166
‫با گرسنگی می‌جنگن،

496
00:36:42,266 --> 00:36:43,633
‫با کتک، و سرما می‌جنگن

497
00:36:43,666 --> 00:36:45,466
‫و بیشتر از هر زمانی

498
00:36:46,100 --> 00:36:49,000
‫به شدت خواستار حقشون
‫برای زندگی کردن هستن.

499
00:36:51,066 --> 00:36:53,466
‫اگه حتی یک روز بیشتر زنده بمونن

500
00:36:54,366 --> 00:36:56,500
‫تبدیل به جنگجوهای شجاعی میشن

501
00:36:57,266 --> 00:36:59,800
‫که یک روز دیگه در نبردشون پیروز شدن.

502
00:37:02,000 --> 00:37:04,233
‫دیدگاه‌های تو همینطور احمقانه‌تر میشن.

503
00:37:04,400 --> 00:37:05,933
‫پژوهشگرهای ما

504
00:37:07,200 --> 00:37:10,966
‫آرزوی حداکثر وفاداری شما به سلسله‌ی مینگ رو دارن؟

505
00:37:11,966 --> 00:37:12,966
‫ولی

506
00:37:13,400 --> 00:37:16,200
‫شما پادشاه آینده‌ی کشور ما هستید.

507
00:37:17,600 --> 00:37:20,533
‫با اینجا موندن و فراهم کردن مطالباتشون

508
00:37:21,366 --> 00:37:23,633
‫وفاداری‌تون رو هم نشون میدید.

509
00:37:25,966 --> 00:37:28,000
‫چون شما اینجایید،

510
00:37:28,800 --> 00:37:31,666
‫چوسان می‌تونه از یه جنگ دیگه جلوگیری کنه.

511
00:37:32,700 --> 00:37:36,400
‫چون سخت تلاش می‌کنید تا
‫فشار روی مردم رو کم کنید،

512
00:37:38,100 --> 00:37:39,800
‫این یه عمل واقعی

513
00:37:40,900 --> 00:37:43,766
‫از وفادارموندن به مردمتونه.

514
00:37:46,600 --> 00:37:47,666
‫من...

515
00:37:49,200 --> 00:37:52,466
‫تمام تلاشم رو خواهم کرد
‫تا گاری و کارگران بیشتری رو جمع کنم،

516
00:37:52,933 --> 00:37:55,133
‫حتی اگه شاید کافی نباشن.

517
00:37:56,266 --> 00:37:57,400
‫این

518
00:37:58,333 --> 00:37:59,700
‫وفاداری من

519
00:38:01,000 --> 00:38:03,200
‫به عنوان یه نوکر در حق عالیجنابه.

520
00:38:06,333 --> 00:38:08,033
‫از من تا عالیجناب،

521
00:38:08,933 --> 00:38:10,533
‫و از عالیجناب

522
00:38:11,033 --> 00:38:12,800
‫تا مردم چوسان،

523
00:38:14,500 --> 00:38:16,466
‫وفاداری‌مون رو حفظ می‌کنیم.

524
00:38:29,700 --> 00:38:32,833
‫ولیعهد چوسان به نظر هواشو داره
‫و بهش اعتماد داره.

525
00:38:32,866 --> 00:38:34,033
‫اونو احضار کرد

526
00:38:34,066 --> 00:38:35,733
‫و یه گفتگوی طولانی داشتن.

527
00:38:37,600 --> 00:38:40,466
‫فکر می‌کردم مردم چوسان
‫نسبت به طبقه و کلاس سختگیرن.

528
00:38:40,500 --> 00:38:43,966
‫ولی انگار ولیعهدشون به یه مترجم اعتماد داره.

529
00:38:44,600 --> 00:38:45,633
‫دیگه چی؟

530
00:38:46,000 --> 00:38:48,900
‫اون هیچ زنی نداره که باهاش صمیمی باشه.

531
00:38:49,866 --> 00:38:52,733
‫توی وقت خالیش تنها کاری که می‌کنه،
‫خوردن نوشیدنیه.

532
00:38:54,466 --> 00:38:56,333
‫هیچ معشوقه‌ای نداره؟

533
00:38:56,566 --> 00:38:58,233
‫به نظر حقیقت باشه.

534
00:39:00,200 --> 00:39:01,933
‫با این وجود

535
00:39:03,333 --> 00:39:04,933
‫منو رد می‌کنه؟

536
00:39:12,300 --> 00:39:14,600
‫این خانم رو دیدین؟

537
00:39:15,366 --> 00:39:16,800
‫این زن رو دیدین؟

538
00:39:17,100 --> 00:39:18,200
‫عذر می‌خوام

539
00:39:18,833 --> 00:39:20,733
‫این بانو رو دیدین؟

540
00:39:22,666 --> 00:39:26,033
‫عذر می‌خوام، این بانو رو دیدین؟

541
00:39:43,666 --> 00:39:44,700
‫باک‌دائه.

542
00:39:56,600 --> 00:39:58,300
‫دنبال یه اسیر می‌گردی؟

543
00:39:58,466 --> 00:39:59,800
‫چی می‌خوای؟

544
00:40:00,266 --> 00:40:01,300
‫یه زن؟

545
00:40:01,800 --> 00:40:02,866
‫مرد؟

546
00:40:11,633 --> 00:40:12,900
‫می‌شناسیش؟

547
00:40:51,733 --> 00:40:53,000
‫این کشور

548
00:40:54,366 --> 00:40:58,133
‫در سال های جانگمیو و بیونگجا
‫با جنگ‌های پی در پی روبرو شد.

549
00:40:59,200 --> 00:41:02,800
‫ولیعهد رو از کشور خارج کردن
‫و مردم ما دارن می‌میرن.

550
00:41:02,900 --> 00:41:06,766
‫اعلیحضرت از اون موقع گیج و سردرگم شده.

551
00:41:08,033 --> 00:41:09,233
‫در چنین مواقعی

552
00:41:09,266 --> 00:41:14,100
‫ما پژوهشگران کنفوسیوس باید
‫ایمان ازدست‌رفته‌ی مردم رو دوباره زنده کنیم.

553
00:41:14,533 --> 00:41:17,266
‫ما باید چکار کنیم؟

554
00:41:19,900 --> 00:41:23,466
‫آموزه‌های خردمندانی رو به خاطر بیارید

555
00:41:23,666 --> 00:41:26,166
‫که در زمان‌های سخت رنج و عذاب کشیدن.

556
00:41:27,233 --> 00:41:30,466
‫ما باید به اون ریشه‌ها برگردیم.

557
00:41:46,833 --> 00:41:50,566
‫لطفا کمک کن گیل‌چائه به سلامت برگرده.

558
00:41:50,933 --> 00:41:54,766
‫لطفا مواظب افسر گو
‫که برای برگردوندن گیل‌چائه رفته باش.

559
00:41:55,133 --> 00:41:56,633
‫گیل‌چائه و جونگ جونگ.

560
00:41:56,666 --> 00:42:00,333
‫لطفا مواظبشون باش
‫تا بتونن صحیح و سالم برگردن.

561
00:42:00,366 --> 00:42:01,500
‫بانو.

562
00:42:03,366 --> 00:42:04,500
‫بانو.

563
00:42:05,166 --> 00:42:07,000
‫افسر گو برگشته.

564
00:42:17,100 --> 00:42:19,600
‫افسر گو، گیل‌چائه کجاست؟

565
00:42:34,066 --> 00:42:35,500
‫ای وای.

566
00:42:36,400 --> 00:42:37,883
‫باید با بانو یو برمی‌گشتین.

567
00:42:37,933 --> 00:42:39,883
‫چطور تونستین بدون اون برگردین؟

568
00:42:39,933 --> 00:42:41,533
‫افسر گو فقط گفت باید برگردیم،

569
00:42:41,566 --> 00:42:43,966
‫من باید چکار می‌کردم؟

570
00:42:44,266 --> 00:42:46,233
‫عجب.

571
00:42:54,400 --> 00:42:55,433
‫سوجی...

572
00:42:55,466 --> 00:42:57,433
‫اسم منو صدا نزن.

573
00:42:58,600 --> 00:43:00,633
‫سوجی، خیلی دلم واست تنگ شد.

574
00:43:00,666 --> 00:43:01,800
‫خدای من، بوی گند میدی.

575
00:43:01,833 --> 00:43:02,833
‫برو اونور.

576
00:43:02,866 --> 00:43:04,866
‫نباید لبخند بزنی.

577
00:43:16,466 --> 00:43:17,966
‫من فروختمش.

578
00:43:18,833 --> 00:43:21,366
‫می‌خوای بدونی به کی فروختمش؟

579
00:43:24,033 --> 00:43:26,666
‫تا الان احتمالا بعد از خدمت حسابی به اون مرد

580
00:43:27,900 --> 00:43:30,366
‫حسابی خسته شده و خوابیده.

581
00:43:35,733 --> 00:43:37,366
‫افسر.

582
00:44:26,400 --> 00:44:27,500
‫سرورم

583
00:44:27,833 --> 00:44:30,733
‫من میرم به شیمیانگ و گیل‌چائه رو برمی‌گردونم.

584
00:44:31,566 --> 00:44:32,866
‫تا وقتی برگردم

585
00:44:33,133 --> 00:44:36,466
‫لطفا مواظب ارباب یو، یونگ‌چائه و جنام باش.

586
00:44:40,733 --> 00:44:41,800
‫بانوی من!

587
00:44:42,800 --> 00:44:43,900
‫خانم.

588
00:44:43,933 --> 00:44:44,966
‫عجله کن.

589
00:44:49,000 --> 00:44:50,100
‫بانوی من.

590
00:44:50,766 --> 00:44:52,250
‫چرا داری اینکارو می‌کنی؟

591
00:44:52,300 --> 00:44:54,333
‫باید خودم برم.

592
00:44:54,800 --> 00:44:55,900
‫بانوی من.

593
00:44:56,266 --> 00:44:59,133
‫باید بذارم گیل‌چائه همینجور زجر بکشه؟

594
00:44:59,633 --> 00:45:00,966
‫لطفا بذار برم.

595
00:45:01,000 --> 00:45:03,000
‫باید برش گردونم.

596
00:45:18,466 --> 00:45:20,933
‫نمی‌دونی اون چقدر واسم باارزشه.

597
00:45:38,466 --> 00:45:39,733
‫داری میری؟

598
00:45:40,466 --> 00:45:41,533
‫سویا.

599
00:45:44,366 --> 00:45:45,500
‫نه.

600
00:45:45,533 --> 00:45:46,900
‫نمی‌تونی بری.

601
00:45:55,433 --> 00:45:56,733
‫داری میری

602
00:45:58,000 --> 00:45:59,333
‫پیش اون زن؟

603
00:46:01,666 --> 00:46:02,766
‫آره.

604
00:46:04,300 --> 00:46:05,500
‫شاید.

605
00:46:07,933 --> 00:46:09,066
‫با اینکه

606
00:46:10,933 --> 00:46:12,533
‫از هم دوریم

607
00:46:14,733 --> 00:46:18,133
‫و حتی اگه نتونم بقیه عمرم ببینمشون،

608
00:46:18,633 --> 00:46:20,400
‫به اون آدم گره خوردم.

609
00:46:24,133 --> 00:46:25,300
‫متأسفم.

610
00:46:35,066 --> 00:46:36,200
‫می‌دونم

611
00:46:36,400 --> 00:46:38,300
‫اون زن چقدر واست باارزشه.

612
00:46:38,966 --> 00:46:40,233
‫درست مثل من

613
00:46:40,633 --> 00:46:42,966
‫توام به اون زن گره خوردی.

614
00:46:44,766 --> 00:46:46,900
‫اگه اتفاق بدی واسش بیفته

615
00:46:48,666 --> 00:46:50,233
‫ممکنه دیوونه بشی.

616
00:47:05,166 --> 00:47:06,866
‫اون منو اینجوری کرد!

617
00:47:07,933 --> 00:47:09,350
‫پولم رو بهم پس بده.

618
00:47:09,400 --> 00:47:11,100
‫پولم رو بهم پس بده.

619
00:47:17,500 --> 00:47:19,700
‫این زن مثل خار توی چشم می‌مونه.

620
00:47:27,900 --> 00:47:30,633
‫جونگ جونگ رو کجا فرستادی؟

621
00:47:32,700 --> 00:47:36,366
‫لطفا بهم بگو جونگ جونگ رو کجا فرستادی.

622
00:47:40,266 --> 00:47:43,700
‫شوهرت واسه پیداکردنت اومد اینجا.

623
00:48:01,133 --> 00:48:02,933
‫سلام و درود، علیاحضرت.

624
00:48:03,933 --> 00:48:06,500
‫چطور جرأت می‌کنی منو منتظر بذاری؟

625
00:48:08,000 --> 00:48:11,283
‫حتما بخاطر گناهی که مرتکب شدم
‫می‌خواید جلوی چشمتون نباشم.

626
00:48:11,333 --> 00:48:13,133
‫الان میرم.

627
00:48:17,000 --> 00:48:18,166
‫به هیچ وجه.

628
00:48:19,233 --> 00:48:22,033
‫امروز با من میای شکار.

629
00:48:38,900 --> 00:48:40,366
‫اگه اشتباهی مرتکب بشم

630
00:48:40,400 --> 00:48:42,100
‫اون مردها منو می‌کشن؟

631
00:48:43,400 --> 00:48:44,533
‫اوهوم.

632
00:48:45,400 --> 00:48:46,833
‫خیلی می‌ترسم.

633
00:48:48,666 --> 00:48:51,266
‫می‌دونم تو از هیچی نمی‌ترسی.

634
00:48:52,633 --> 00:48:55,233
‫ولی بازم وقتی ازت خواستم دنبالم اومدی.

635
00:48:55,266 --> 00:48:57,733
‫حتما معنیش اینه که از من بدت نمیاد.

636
00:49:03,800 --> 00:49:05,466
‫یه وقتایی وقتی شما رو می‌بینم

637
00:49:08,600 --> 00:49:10,833
‫یاد یه نفر می‌افتم.

638
00:49:17,366 --> 00:49:18,650
‫من

639
00:49:18,700 --> 00:49:20,000
‫شوهر دارم.

640
00:49:22,266 --> 00:49:25,400
‫شوهرم 400 نوکر و کلفت با خودش آورد.

641
00:49:27,133 --> 00:49:29,266
‫جلوی باغ امپراتوری

642
00:49:29,300 --> 00:49:31,133
‫ده‌ها گاو

643
00:49:31,700 --> 00:49:34,400
‫و شتر و اسب زین‌کرده به اعلیحضرت پیشکش کرد

644
00:49:34,433 --> 00:49:35,800
‫و منو ازش خواست.

645
00:49:37,333 --> 00:49:39,133
‫اون شاهزاده‌ی چاهار بود.

646
00:49:39,866 --> 00:49:42,900
‫وقتی اعلیحضرت چاهار رو فتح می‌کرد،

647
00:49:43,033 --> 00:49:46,033
‫اون تنها کسی بود که جلوی اعلیحضرت پیروز شد.

648
00:49:47,566 --> 00:49:50,566
‫بعد از هفت شب و هفت روز جشن

649
00:49:51,166 --> 00:49:54,433
‫رفت و گفت که برمی‌گرده تا منو همراهش ببره.

650
00:49:54,666 --> 00:49:56,400
‫به حرفش اعتماد کردم.

651
00:49:58,400 --> 00:50:00,700
‫ولی سال‌هاست که برنگشته.

652
00:50:02,533 --> 00:50:04,400
‫واسه دختران امپراتور

653
00:50:04,433 --> 00:50:07,333
‫طبیعیه که ازدواج‌های فرمایشی و سنتی داشته باشن.

654
00:50:08,333 --> 00:50:11,200
‫من گله و شکایتی از سرنوشتم ندارم.

655
00:50:13,066 --> 00:50:14,233
‫اما

656
00:50:14,866 --> 00:50:16,033
‫اون شب

657
00:50:18,066 --> 00:50:22,600
‫بنظر می‌رسید که شوهرم از ته قلبش منو می‌خواد.

658
00:50:25,033 --> 00:50:27,450
‫می‌خوام بدونم آیا نگاه توی چشماش

659
00:50:27,500 --> 00:50:29,100
‫الکی بوده یا نه.

660
00:50:39,666 --> 00:50:42,100
‫ممکنه مجبور بشم مطابق میل اعلیحضرت

661
00:50:42,133 --> 00:50:45,300
‫با یه شاهزاده‌ی مغولی ازدواج کنم،

662
00:50:47,400 --> 00:50:48,766
‫اما قبل از اون

663
00:50:49,400 --> 00:50:51,833
‫می‌خوام از زندگیم لذت ببرم.

664
00:50:54,466 --> 00:50:55,866
‫پس امشب

665
00:50:56,933 --> 00:50:58,933
‫کنار این آتیش تا صبح پیشت می‌شینم.

666
00:51:22,900 --> 00:51:25,166
‫ممکنه جسمم بتونه در اختیار تو باشه

667
00:51:26,366 --> 00:51:28,433
‫اما نمی‌تونم قلبم رو بدم بهت.

668
00:51:30,466 --> 00:51:32,066
‫زنی توی زندگیت داری؟

669
00:51:41,700 --> 00:51:42,700
‫آره.

670
00:51:45,566 --> 00:51:47,966
‫منو ول کرد و با یه مرد دیگه ازدواج کرد.

671
00:51:49,166 --> 00:51:50,166
‫با این حال

672
00:51:51,100 --> 00:51:53,133
‫هنوز ازش خوشت میاد؟

673
00:51:55,700 --> 00:51:57,933
‫مگه بهت نگفتم؟

674
00:52:00,266 --> 00:52:02,500
‫ممکنه درمورد یه چیزایی مصمم باشی

675
00:52:06,933 --> 00:52:08,400
‫ولی اونا

676
00:52:09,766 --> 00:52:11,466
‫طبق خواست تو پیش نمیرن.

677
00:52:14,966 --> 00:52:16,600
‫پس

678
00:52:17,133 --> 00:52:19,933
‫میگی که امشب منو کنار این آتیش تنها میذاری؟

679
00:52:27,033 --> 00:52:28,100
‫من

680
00:52:28,766 --> 00:52:30,500
‫با اون زن فرق دارم.

681
00:52:32,300 --> 00:52:35,166
‫هرگز ترکت نمی‌کنم.

682
00:52:39,600 --> 00:52:43,666
‫حتی اگه زمانی با یه مرد دیگه ازدواج کنم

683
00:52:44,300 --> 00:52:46,266
‫تو رو با خودم می‌برم.

684
00:52:53,233 --> 00:52:54,766
‫خوب خوابیدی؟

685
00:53:05,300 --> 00:53:06,966
‫توی چوسان واسه رفع خماری

686
00:53:07,233 --> 00:53:09,300
‫آب عسل می‌نوشیم.

687
00:53:11,733 --> 00:53:13,233
‫من حالم خوبه.

688
00:53:47,366 --> 00:53:49,300
‫دیشب، احیاناً...

689
00:53:51,100 --> 00:53:52,700
‫یعنی من و تو...

690
00:53:55,033 --> 00:53:57,466
‫نگران نباش. اتفاقی نیفتاد.

691
00:54:09,300 --> 00:54:11,833
‫تمام شب آتیش رو روشن نگه داشتی؟

692
00:54:13,366 --> 00:54:15,033
‫که یه‌وقت سرما نخورم؟

693
00:54:16,166 --> 00:54:18,833
‫اول صبح هنوز هوا سرده.

694
00:54:34,800 --> 00:54:36,733
‫حقیقت نداره.

695
00:54:37,233 --> 00:54:38,300
‫مطمئنم.

696
00:54:38,566 --> 00:54:41,666
‫خدای من، اگه خودت ندیدی پس اسمشو نیار.

697
00:54:41,700 --> 00:54:44,100
‫جانگ هیون ممکنه به نظر زیرک برسه

698
00:54:44,133 --> 00:54:47,666
‫ولی وقتی بحث بانو گیل‌چائه باشه،
‫تبدیل به یه احمق تمام عیار میشه.

699
00:54:47,700 --> 00:54:49,566
‫اسم اون دختر گیل‌چائه‌ست؟

700
00:54:49,633 --> 00:54:50,866
‫اون مثل هر دختری نیست.

701
00:54:50,900 --> 00:54:52,866
‫یه نجیب‌زاده‌ی واقعیه.

702
00:54:53,266 --> 00:54:55,466
‫جانگ هیون هم یه نجیب‌زاده‌ست،

703
00:54:55,833 --> 00:54:57,000
‫با اینکه عنوانش رو با پول خریده.

704
00:54:57,033 --> 00:54:59,466
‫در نگاه اول فهمیدم.

705
00:55:00,066 --> 00:55:02,166
‫اون یه روباره با 99 تا دُمـه.

706
00:55:02,466 --> 00:55:04,566
‫ولی جانگ هیون اینو نفهمید
‫و حسابی کشته مرده‌ش شد.

707
00:55:04,600 --> 00:55:06,766
‫تهش هم هرچی که داشت رو داد بهش.

708
00:55:06,800 --> 00:55:08,983
‫خدای من، این حرفا چه فایده‌ای داره؟

709
00:55:09,033 --> 00:55:11,683
‫امکان نداره. لی جانگ هیون بخاطر یه زن
‫مثل یه احمق رفتار کنه؟

710
00:55:11,733 --> 00:55:13,233
‫راست میگم.

711
00:55:15,233 --> 00:55:18,133
‫یانگ‌چون، نمی‌خواستم اینو بگم، ولی...

712
00:55:22,766 --> 00:55:23,833
‫چی؟

713
00:55:23,866 --> 00:55:24,933
‫گریه کرد؟

714
00:55:24,966 --> 00:55:27,000
‫- لی جانگ هیون گریه کرد؟
‫- آره.

715
00:55:27,366 --> 00:55:29,700
‫اولین باری بود که گریه‌ی جانگ هیون رو می‌دیدم.

716
00:55:29,733 --> 00:55:31,333
‫دیگه تا تهش رو برو.

717
00:55:34,033 --> 00:55:36,966
‫واسه همین با یه زن دیگه آشنا شده.

718
00:55:37,600 --> 00:55:38,833
‫قسم می‌خورم.

719
00:55:39,600 --> 00:55:42,166
‫حتما دیشب رو پیش یه زن دیگه مونده.

720
00:55:42,200 --> 00:55:44,166
‫امکان نداره بابا.

721
00:55:45,666 --> 00:55:47,200
‫می‌خوای شرط ببندی؟

722
00:55:47,266 --> 00:55:50,466
‫ای ابله. داری مثل جانگ هیون رفتار می‌کنی.

723
00:55:50,533 --> 00:55:51,900
‫شرط؟ عمراً.

724
00:55:53,100 --> 00:55:56,000
‫- مطمئن نیستی برنده بشی؟
‫- باشه قبوله.

725
00:56:09,233 --> 00:56:10,600
‫چیه؟ چی شده؟

726
00:56:11,600 --> 00:56:13,300
‫کجا بودی؟

727
00:56:13,333 --> 00:56:14,533
‫حقیقت رو بگو.

728
00:56:16,600 --> 00:56:18,583
‫قیافه‌ات جوریه که انگار تمام شب رو
‫حسابی خوش گذروندی.

729
00:56:18,633 --> 00:56:19,700
‫خوش گذروندم؟

730
00:56:19,733 --> 00:56:21,900
‫بچه اینجا ایستاده.

731
00:56:22,300 --> 00:56:24,700
‫پیش یه زن بودی، مگه نه؟

732
00:56:25,400 --> 00:56:26,700
‫نبودی، آره؟

733
00:56:26,733 --> 00:56:28,000
‫امکان نداره.

734
00:56:28,400 --> 00:56:30,500
‫جانگ هیون، فقط نوشیدنی خوردی
‫و خوابت برد، درسته؟

735
00:56:30,533 --> 00:56:31,533
‫نه.

736
00:56:31,766 --> 00:56:34,000
‫حتما دیشب حسابی کیف کرده...

737
00:56:34,033 --> 00:56:35,633
‫چی داری میگی؟

738
00:56:36,633 --> 00:56:37,633
‫شب...

739
00:56:40,366 --> 00:56:41,633
‫خب تمام شب

740
00:56:43,300 --> 00:56:44,333
‫من

741
00:56:45,000 --> 00:56:46,000
‫پیش یه زن بودم

742
00:56:46,033 --> 00:56:48,366
‫و تمام شب رو صحبت کردیم

743
00:56:51,000 --> 00:56:52,433
‫تا وقتی اومدم خونه.

744
00:56:53,233 --> 00:56:54,316
‫درست گفتم، مگه نه؟

745
00:56:54,366 --> 00:56:57,466
‫جانگ هیون، تو واقعا دیشب رو
‫پیش یه زن بودی؟

746
00:56:57,500 --> 00:56:58,533
‫خب...

747
00:57:00,400 --> 00:57:01,400
‫من...

748
00:57:02,800 --> 00:57:05,066
‫تمام شب پیشش بودم

749
00:57:05,900 --> 00:57:07,233
‫و تمام شب رو صحبت کردیم.

750
00:57:07,266 --> 00:57:08,266
‫خب؟

751
00:57:08,300 --> 00:57:10,133
‫بعد از صحبت کردن اومدم خونه.

752
00:57:19,666 --> 00:57:22,800
‫شوهرت واسه پیداکردنت اومد اینجا.

753
00:57:23,833 --> 00:57:27,033
‫یه افسر با عکس تو اومد.

754
00:57:27,166 --> 00:57:28,233
‫شوهرم

755
00:57:29,500 --> 00:57:30,800
‫واقعا

756
00:57:31,800 --> 00:57:32,900
‫اومد اینجا؟

757
00:57:35,200 --> 00:57:36,666
‫ولی برگشت.

758
00:57:38,033 --> 00:57:40,600
‫شنید که به یه مرد دیگه فروخته شدی

759
00:57:40,633 --> 00:57:43,466
‫و بیخیالت شد. منظورم اینه.

760
00:57:45,900 --> 00:57:48,333
‫اوضاع حسابی ناجور شد. گندت بزنن.

761
00:57:48,366 --> 00:57:50,366
‫داره حسابی پیچیده میشه.

762
01:00:05,566 --> 01:00:08,100
‫حتما هنوز فکر می‌کنه از بقیه جذاب‌تره.

763
01:00:18,033 --> 01:00:19,900
‫عجیبه.

764
01:00:21,133 --> 01:00:22,666
‫شوهرت

765
01:00:23,133 --> 01:00:24,833
‫واسه بردنت برگشت.

766
01:00:26,800 --> 01:00:29,200
‫تا حالا شوهری مثل اون ندیدم.

767
01:01:51,233 --> 01:01:53,533
‫اصلا دارم به چی فکر می‌کنم؟

768
01:01:56,300 --> 01:01:57,633
‫پرس و جو کردم.

769
01:01:58,200 --> 01:02:01,200
‫ولی امکان نداره بتونیم واسه
‫اون حجم برنج گاری جور کنیم.

770
01:02:01,233 --> 01:02:02,900
‫مگه اینکه گاری بسازیم.

771
01:02:06,466 --> 01:02:09,066
‫جانگ هیون، اون روزها رو توی اوایجو یادته؟

772
01:02:09,866 --> 01:02:11,766
‫وقتی به برنج چولادو نیاز داشتیم،

773
01:02:11,800 --> 01:02:14,000
‫سفارت ژاپن به استان چولادو نقره می‌فرستاد

774
01:02:14,033 --> 01:02:16,433
‫و ما ابریشم اوایجو واسه ژاپن می‌فرستادیم.

775
01:02:16,533 --> 01:02:18,616
‫با فقط چند کلمه و بدون اینکه ما گاری بدیم

776
01:02:18,666 --> 01:02:20,366
‫گاری‌های پر از برنج

777
01:02:20,400 --> 01:02:23,300
‫از استان چولادو می‌فرستادن.

778
01:02:31,966 --> 01:02:33,133
‫چی شده؟

779
01:02:36,333 --> 01:02:39,000
‫انگار از اربابت جلو زدی.

780
01:02:39,600 --> 01:02:41,600
‫از کِی تا حالا نوکر تو بودم؟

781
01:03:00,800 --> 01:03:01,900
‫ریانگ‌اوم!

782
01:03:06,033 --> 01:03:07,533
‫حالت خوبه؟

783
01:03:11,400 --> 01:03:12,933
‫نه، اون نه.

784
01:03:13,566 --> 01:03:15,000
‫نوکر نه.

785
01:03:15,200 --> 01:03:17,233
‫ولی میگن شاگرد از استادش...

786
01:03:17,266 --> 01:03:18,666
‫حاشا نکن!

787
01:03:18,700 --> 01:03:20,233
‫الان گفتی تو ارباب منی!

788
01:03:20,266 --> 01:03:21,266
‫آره گفتم.

789
01:03:21,300 --> 01:03:22,266
‫گفتم، "ارباب"

790
01:03:22,300 --> 01:03:23,466
‫ولی منظورم استاد بود.

791
01:03:23,500 --> 01:03:25,766
‫- ریانگ‌اوم اینجاست!
‫- یه شاگرد...

792
01:03:27,600 --> 01:03:28,916
‫خدای من، ریانگ‌اوم اومده.

793
01:03:28,966 --> 01:03:31,866
‫حتی نامه هم نفرستادی. چطوری اومدی اینجا؟

794
01:03:42,133 --> 01:03:44,066
‫اومدم یه چیزی بهت بگم.

795
01:03:50,566 --> 01:03:51,633
‫تو!

796
01:03:53,033 --> 01:03:54,066
‫یانگ‌چون!

797
01:03:57,333 --> 01:03:58,466
‫پات...

798
01:04:04,233 --> 01:04:05,400
‫یانگ‌چون.

799
01:04:05,800 --> 01:04:08,016
‫چرا گریه می‌کنی و شلوغش کردی؟

800
01:04:08,066 --> 01:04:09,200
‫گریه نکن.

801
01:04:09,233 --> 01:04:11,183
‫آره، یانگ‌چون هنوز از زندگی لذت می‌بره

802
01:04:11,233 --> 01:04:12,933
‫و با این پاش همه‌کار انجام میده.

803
01:04:12,966 --> 01:04:14,133
‫نگران نباش.

804
01:04:16,133 --> 01:04:17,866
‫آره، زنده و سالمه.

805
01:04:19,533 --> 01:04:20,633
‫خوشحالم اومدی.

806
01:04:23,333 --> 01:04:25,000
‫واسه دیدن تو نیومدم.

807
01:04:31,133 --> 01:04:32,833
‫یه چیزی باید بگم.

808
01:04:35,233 --> 01:04:36,300
‫چی شده؟

809
01:04:41,733 --> 01:04:43,033
‫بانو گیل‌چائه...

810
01:04:44,633 --> 01:04:46,133
‫یعنی بانو یو...

811
01:04:50,266 --> 01:04:51,700
‫توی شیمیانگـه.

812
01:05:13,933 --> 01:05:15,033
‫برو.

813
01:05:31,166 --> 01:05:33,066
‫بسیارخب، همگی.

814
01:05:33,133 --> 01:05:35,433
‫خوب چشماتونو باز کنید.

815
01:05:35,800 --> 01:05:37,900
‫این یکی خیلی کمیابه.

816
01:05:38,366 --> 01:05:40,066
‫یه زن نجیب‌زاده‌ی

817
01:05:41,000 --> 01:05:42,700
‫چوسانی واقعی!

818
01:05:45,633 --> 01:05:46,833
‫یه زن!

819
01:05:47,066 --> 01:05:48,733
‫خوشکله.

820
01:05:53,200 --> 01:05:54,533
‫یه زن چوسانی.

821
01:05:54,633 --> 01:05:57,800
‫یه زن نجیب‌زاده‌ی چوسانی واقعی واسه فروش!

822
01:05:58,833 --> 01:06:01,400
‫اون یه نجیب‌زاده‌ی چوسانیه!

823
01:06:04,133 --> 01:06:06,600
‫چنین چیز خوبی رو جای دیگه پیدا نمی‌کنید.

824
01:06:06,633 --> 01:06:08,866
‫اون یه زن نجیب‌زاده‌ی چوسانی واقعیه.

825
01:06:08,900 --> 01:06:10,100
‫می‌بینید؟

826
01:06:10,566 --> 01:06:12,266
‫پوستش صاف و لطیفه.

827
01:06:12,800 --> 01:06:15,666
‫یه جای زخم داره ولی بقیه چیزاش خوبه.

828
01:06:16,233 --> 01:06:18,266
‫یه مورد عالی و کمیاب!

829
01:06:19,733 --> 01:06:21,566
‫قیمتش

830
01:06:21,900 --> 01:06:23,700
‫از 30 نیانگ شروع میشه.

831
01:06:23,900 --> 01:06:25,100
‫قیمت بدید.

832
01:06:25,133 --> 01:06:26,400
‫سی تا!

833
01:06:46,500 --> 01:06:48,333
‫همش توهم می‌زنم.

834
01:07:50,500 --> 01:07:51,466
‫هی،

835
01:07:51,500 --> 01:07:53,366
‫اگه اون دختر رو می‌خوای پولش رو بده!

836
01:08:25,966 --> 01:08:32,966
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه و تنظیم از حـامـد «

837
01:08:58,166 --> 01:08:59,366
‫تو چرا...

838
01:09:15,033 --> 01:09:16,166
‫چرا...

839
01:09:17,400 --> 01:09:18,500
‫تو...

840
01:09:33,666 --> 01:09:34,766
‫چرا؟

841
01:09:38,100 --> 01:09:39,166
‫چرا؟

842
01:09:43,533 --> 01:09:44,733
‫چرا؟

843
01:09:51,333 --> 01:09:55,033
‫«عزیزترینم»

844
01:10:40,566 --> 01:10:41,700
‫عجیبه.

845
01:10:42,366 --> 01:10:44,100
‫همیشه وقتی ماه روشنه

846
01:10:45,033 --> 01:10:46,966
‫من پیش توام.

847
01:10:47,866 --> 01:10:50,666
‫اون گفت مترجم لی رو نابود می‌کنه.

848
01:10:51,533 --> 01:10:52,533
‫سرورم.

849
01:10:52,566 --> 01:10:55,733
‫واسه من کاری انجام نده.

850
01:10:56,633 --> 01:10:57,666
‫نه.

851
01:10:58,266 --> 01:11:00,200
‫کاری رو می‌کنم که دلم می‌خواد.

852
01:11:00,600 --> 01:11:03,800
‫می‌دونی، من اجازه نمیدم زن‌های دیگه

853
01:11:03,833 --> 01:11:06,100
‫مردی که من می‌خوام رو ازم بدزدن.

854
01:11:06,366 --> 01:11:08,266
‫نگران هیچی نباش.

855
01:11:08,700 --> 01:11:09,966
‫نباید نگران باشی.

856
01:11:10,000 --> 01:11:11,200
‫گیل‌چائه!

857
01:11:13,133 --> 01:11:14,133
‫بریم.

858
01:11:16,133 --> 01:11:26,133
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M