1
00:00:00,466 --> 00:00:02,200
‫[این درام یک اثر تخیلی است که
‫براساس حقایق تاریخی خلق شده است.]

2
00:00:02,233 --> 00:00:04,133
‫[بیشتر جزئیات و تصویرسازی شخصیت‌ها تخیلی هستند.]

3
00:00:05,133 --> 00:00:07,466
‫ممنون که بانو یو رو آزاد کردین.

4
00:00:07,500 --> 00:00:08,533
‫«قسمت 16»

5
00:00:10,333 --> 00:00:12,700
‫گفتم اجازه میدم اون زن زنده بمونه.

6
00:00:13,433 --> 00:00:17,000
‫نگفتم بهت اجازه میدم که پیشت نگهش داری.

7
00:00:17,033 --> 00:00:18,400
‫حالا اون دختر

8
00:00:18,866 --> 00:00:20,566
‫باید برگرده به چوسان.

9
00:00:25,800 --> 00:00:28,200
‫من آدمی‌ام که سر قول‌هاش می‌مونه.

10
00:00:29,300 --> 00:00:31,700
‫هرگز با دست خودم

11
00:00:31,733 --> 00:00:33,400
‫به یک زن آسیب نمی‌زنم.

12
00:00:35,033 --> 00:00:38,600
‫هرچند اتفاقات بدی واسه اسرای چوسانی می‌افته

13
00:00:38,666 --> 00:00:40,900
‫که توی شیمیانگ زندگی می‌کنن.

14
00:00:42,333 --> 00:00:44,066
‫حتی اگه آزاد بشن

15
00:00:44,100 --> 00:00:46,833
‫اگه شخص دیگه‌ای ادعای مالکیت اونارو بکنه،

16
00:00:46,933 --> 00:00:48,933
‫بازم بَرده و نوکر میشن.

17
00:00:49,300 --> 00:00:50,833
‫اگه مدارک آزادیشون رو گم کنن

18
00:00:50,866 --> 00:00:54,400
‫تبدیل به فراری میشن
‫و قوزک پاشون بریده میشه.

19
00:00:55,200 --> 00:00:57,783
‫اگه مدارک آزادی جعلی داشته باشن،

20
00:00:57,833 --> 00:00:59,633
‫گوش‌هاشون سوراخ میشه.

21
00:00:59,766 --> 00:01:01,500
‫یا بدتر، سرشون زده میشه...

22
00:01:06,200 --> 00:01:07,900
‫جلو نیاید. داریم صحبت می‌کنیم.

23
00:01:12,066 --> 00:01:13,900
‫اگه دستت بهش بخوره

24
00:01:17,766 --> 00:01:19,200
‫می‌کُشمت.

25
00:01:23,600 --> 00:01:24,800
‫احساست رو

26
00:01:27,366 --> 00:01:28,400
‫درک می‌کنم.

27
00:01:30,333 --> 00:01:33,266
‫پس ببین حتی فکر مردن تو

28
00:01:36,000 --> 00:01:37,466
‫منو هم آزار میده.

29
00:01:40,733 --> 00:01:42,400
‫می‌خوای نجاتش بدی؟

30
00:01:46,100 --> 00:01:47,166
‫پس

31
00:01:48,600 --> 00:01:50,100
‫بفرستش چوسان.

32
00:01:51,100 --> 00:02:01,100
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

33
00:02:06,700 --> 00:02:13,700
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه و تنظیم از حـامـد «

34
00:02:36,100 --> 00:02:37,633
‫خوشحالم که اومدی.

35
00:02:38,400 --> 00:02:41,133
‫داشتم یه نامه می‌نوشتم که بفرستم چوسان.

36
00:02:43,000 --> 00:02:44,500
‫تصمیم گرفتی

37
00:02:45,400 --> 00:02:47,000
‫برگردی چوسان؟

38
00:02:47,600 --> 00:02:48,700
‫نه.

39
00:02:50,000 --> 00:02:53,633
‫باید محبت کسی که جونم رو
‫نجات داد جبران کنم.

40
00:02:54,066 --> 00:02:58,600
‫دارم می‌نویسم که فعلا نمی‌تونم برگردم چوسان.

41
00:03:09,966 --> 00:03:11,333
‫من از اینجا نمیرم.

42
00:03:13,200 --> 00:03:14,950
‫اگه من واسه مترجم لی شوم هستم

43
00:03:15,000 --> 00:03:18,900
‫تنها کسی که می‌تونه
‫اون نفرین شوم رو باطل کنه منم.

44
00:03:19,400 --> 00:03:21,133
‫اگه ارباب لی بهم نیاز داره

45
00:03:21,166 --> 00:03:23,766
‫تا وقتی که لازم باشه می‌مونم

46
00:03:23,866 --> 00:03:25,600
‫و به بهبودیش کمک می‌کنم.

47
00:03:34,333 --> 00:03:35,500
‫اعلیحضرت.

48
00:03:36,333 --> 00:03:38,933
‫پیروزیتون در جنگ رو تبریک میگم.

49
00:03:39,466 --> 00:03:40,766
‫ممکنه پیروز شده باشیم

50
00:03:41,566 --> 00:03:43,833
‫ولی سربازهای بسیار زیادی رو از دست دادیم.

51
00:03:45,000 --> 00:03:47,666
‫هنوز باید گذرگاه شانهای رو فتح کنیم.

52
00:03:47,866 --> 00:03:51,133
‫[گذرگاه شانهای: منطقه‌ای مهم در
‫انتهای شرقی دیوار بزرگ چین]

53
00:03:51,166 --> 00:03:52,233
‫اعلیحضرت.

54
00:03:52,866 --> 00:03:54,333
‫از پیروزی لذت ببرید.

55
00:04:05,700 --> 00:04:08,100
‫از این لحظه به بعد حیاتیه.

56
00:04:08,500 --> 00:04:13,283
‫باید ثابت کنیم که به چینگ
‫حق فرمانروایی از سمت آسمان‌ها داده شده.

57
00:04:13,333 --> 00:04:14,433
‫واسه این کار

58
00:04:14,866 --> 00:04:17,266
‫نباید لطف عمومی رو از دست بدیم.

59
00:04:18,666 --> 00:04:19,733
‫گاک‌هوا.

60
00:04:20,466 --> 00:04:24,933
‫خیلی وقته که من تو رو مسئول زنان کاخ کردم.

61
00:04:24,966 --> 00:04:27,266
‫بهت گفتم مشکلی بابت

62
00:04:27,300 --> 00:04:29,633
‫بدرفتاری با زنان برده‌ی چوسانی ایجاد نشه.

63
00:04:30,733 --> 00:04:31,900
‫این روزا

64
00:04:32,766 --> 00:04:35,500
‫زنان خاندان سلطنتی چطورن؟

65
00:04:35,666 --> 00:04:37,933
‫چطور می‌تونم خلاف دستور شما عمل کنم؟

66
00:04:38,200 --> 00:04:39,200
‫من

67
00:04:39,233 --> 00:04:40,766
‫به خوبی مدیریتشون کردم.

68
00:04:43,666 --> 00:04:44,833
‫می‌دونم

69
00:04:45,266 --> 00:04:46,800
‫که می‌تونم بهت اعتماد کنم.

70
00:04:51,166 --> 00:04:52,700
‫پس اعلیحضرت

71
00:04:52,866 --> 00:04:56,333
‫لطفا منو مسئول اسرای چوسانی هم بذارید.

72
00:05:00,333 --> 00:05:01,366
‫گاک‌هوا.

73
00:05:02,333 --> 00:05:05,133
‫تو دختر منی که زندگیم رو نجات داد.

74
00:05:05,300 --> 00:05:06,400
‫می‌تونم

75
00:05:06,600 --> 00:05:08,700
‫حتی تمام دنیا رو بهت بدم.

76
00:05:10,533 --> 00:05:12,133
‫می‌دونستم

77
00:05:12,866 --> 00:05:14,233
‫که تو

78
00:05:14,566 --> 00:05:17,900
‫با پوشش مبدل می‌رفتی به شکار اسرای چوسانی.

79
00:05:19,633 --> 00:05:20,800
‫هرچند

80
00:05:21,866 --> 00:05:23,733
‫نباید از خطوط قرمز عبور کنی.

81
00:05:24,533 --> 00:05:26,550
‫اگه با برده‌ها ظالمانه رفتار کنی

82
00:05:26,600 --> 00:05:28,866
‫حمایت عمومی رو از دست میدیم.

83
00:05:29,800 --> 00:05:30,966
‫پس...

84
00:05:31,800 --> 00:05:33,233
‫اعلیحضرت.

85
00:05:34,166 --> 00:05:35,166
‫طبیب سلطنتی رو خبر کن.

86
00:05:35,200 --> 00:05:36,266
‫عجله کن!

87
00:05:36,733 --> 00:05:37,866
‫طبیب سلطنتی!

88
00:05:37,900 --> 00:05:39,833
‫طبیب سلطنتی!

89
00:05:39,966 --> 00:05:43,366
‫اخبار شیمیانگ در روزهای اخیر
‫کاملاً غیرعادی بوده.

90
00:05:43,866 --> 00:05:46,133
‫بیماری خان حتما شدید شده.

91
00:05:46,766 --> 00:05:48,266
‫بیماریش شدیده؟

92
00:05:50,400 --> 00:05:54,833
‫خان بخاطر بیماریش
‫نظرش رو عوض نمی‌کرد، درسته؟

93
00:05:55,900 --> 00:05:57,033
‫احیاناً

94
00:05:57,733 --> 00:06:00,433
‫منو بخاطر کشتی مینگ

95
00:06:00,466 --> 00:06:03,333
‫که در سواحل چوسان پیداش شده
‫مقصر نمی‌دونه، درسته؟

96
00:06:04,666 --> 00:06:06,833
‫چوی میونگ‌گیل که به شیمیانگ برده شده

97
00:06:06,866 --> 00:06:08,466
‫نامه‌ای نفرستاده؟

98
00:06:14,633 --> 00:06:18,066
‫اولش چوی میونگ‌گیل گفت که
‫مسئولیت همه‌چیز رو قبول می‌کنه.

99
00:06:18,100 --> 00:06:20,366
‫چطوره که هنوز زنده‌ست

100
00:06:20,400 --> 00:06:23,366
‫و فقط داره بازجویی شدن منو تماشا می‌کنه؟

101
00:06:24,366 --> 00:06:26,200
‫[سیم کی‌وون]

102
00:06:28,633 --> 00:06:31,816
‫کیم سانگ‌هون و چوی میونگ‌گیل
‫هردو برده شدن به چینگ.

103
00:06:31,866 --> 00:06:33,850
‫اشراف بار دیگه میگن

104
00:06:33,900 --> 00:06:36,933
‫که هیچ مرد بدردبخوری
‫توی دربار سلطنتی ما وجود نداره.

105
00:06:39,433 --> 00:06:41,833
‫نظر کیم‌جیب و جانگ‌چول رو بپرسید

106
00:06:41,866 --> 00:06:44,300
‫و دربار سلطنتی رو پر کنید از شاگردانشون.

107
00:06:56,733 --> 00:06:59,066
‫حالا که ارباب چوی میونگ‌گیل رفته،

108
00:06:59,100 --> 00:07:01,883
‫کیم جاجوم حسابی خودشو می‌گیره

109
00:07:01,933 --> 00:07:03,350
‫و روی ارتباطاتش توی چینگ حساب می‌کنه.

110
00:07:03,400 --> 00:07:05,733
‫[کیم ریو]

111
00:07:07,000 --> 00:07:10,733
‫باید بگم، اعلیحضرت واقعا منو می‌ترسونه.

112
00:07:11,366 --> 00:07:14,766
‫اون قبلا به طور کامل به لرد چوی
‫تکیه می‌کرد و ازش دفاع می‌کرد.

113
00:07:14,800 --> 00:07:19,800
‫حالا می‌خواد اون مسئولیت همه‌چیز رو بپذیره
‫و جونشو پاش بده.

114
00:07:20,400 --> 00:07:23,166
‫حالا روی کی می‌تونیم حساب کنیم؟

115
00:07:25,800 --> 00:07:27,900
‫قبل از اینکه منم پام توی این ماجرا کشیده بشه

116
00:07:27,933 --> 00:07:29,866
‫از دربار سلطنتی میرم.

117
00:07:48,266 --> 00:07:49,266
‫استاد.

118
00:07:52,566 --> 00:07:54,800
‫اعلیحضرت نظر و توصیه‌ی شما رو خواستن.

119
00:07:54,833 --> 00:07:57,433
‫اعلیحضرت دستور دادن،
‫"توصیه‌ی کیم‌جیب و جانگ‌چول رو

120
00:07:57,466 --> 00:08:00,600
‫تحت هر شرایطی گرامی بدارید."

121
00:08:00,633 --> 00:08:02,300
‫اعلیحضرت اینو گفته؟

122
00:08:38,133 --> 00:08:39,600
‫اعلیحضرت...

123
00:08:40,633 --> 00:08:42,500
‫توصیه‌ی منو می‌خواد،

124
00:08:43,100 --> 00:08:47,533
‫ولی می‌ترسم که توصیه‌ی من مفید نباشه
‫چون من از جهات زیادی نقص دارم.

125
00:08:48,400 --> 00:08:51,866
‫با این وجود دوست دارم

126
00:08:52,533 --> 00:08:55,533
‫به دربار سلطنتی برم و به اعلیحضرت کمک کنم.

127
00:08:57,933 --> 00:09:02,066
‫ولی چطوری بریم اونجا وقتی شما تصمیم گرفتید
‫که درخواست اعلیحضرت رو رد کنید؟

128
00:09:02,100 --> 00:09:03,133
‫موافقم.

129
00:09:03,733 --> 00:09:05,666
‫چوی میونگ‌گیل و چند وزیر دیگه

130
00:09:05,700 --> 00:09:08,700
‫بدلیل تعاملات مخفیانه با مینگ
‫به چینگ فرستاده شدن.

131
00:09:08,733 --> 00:09:11,633
‫یک بار دیگه اعلیحضرت خدمتکاران
‫وفادارش رو به دست متجاوزین سپرد.

132
00:09:11,666 --> 00:09:13,283
‫بنابراین رفتن به دربار سلطنتی رو رد می‌کنیم.

133
00:09:13,333 --> 00:09:16,650
‫یه خونواده‌ی ثروتمند که همیشه
‫نوکران خودش رو شلاق می‌زده

134
00:09:16,700 --> 00:09:19,050
‫دنبال شخصی می‌گشت که به نوکرانش
‫نظارت داشته باشه.

135
00:09:19,100 --> 00:09:20,750
‫همه اون جایگاه رو رد می‌کردن

136
00:09:20,800 --> 00:09:23,733
‫و می‌گفتن که حاضر نیستن به عنوان سرپرست
‫زیر دست چنین ارباب شروری کار کنن.

137
00:09:23,766 --> 00:09:25,600
‫ولی یک مرد واسه این کار داوطلب شد.

138
00:09:25,633 --> 00:09:28,600
‫اون به جای اربابش اومد و نوکرها رو شلاق زد

139
00:09:28,633 --> 00:09:31,433
‫ولی با شدت کمتری اونارو ‌زد.

140
00:09:32,333 --> 00:09:36,866
‫نوکرها به جای اربابشون
‫شروع به نفرین سرپرستشون کردن.

141
00:09:37,400 --> 00:09:40,133
‫به نظر شما چه کسی
‫واقعا به اون افراد کمک کرد؟

142
00:09:40,433 --> 00:09:43,033
‫کسایی که اون شغل رو رد کردن؟

143
00:09:43,566 --> 00:09:45,666
‫یا مردی که به نوکرها شلاق زد

144
00:09:45,700 --> 00:09:48,266
‫با اینکه می‌دونست نفرینش می‌کنن؟

145
00:09:52,433 --> 00:09:54,366
‫انتخاب شما

146
00:09:54,600 --> 00:09:57,333
‫به عنوان محققین واقعی باید چی باشه؟

147
00:09:59,833 --> 00:10:00,866
‫واسه یه پادشاه

148
00:10:01,866 --> 00:10:04,400
‫وزراش مثل دست‌ها و پاهاش،

149
00:10:04,433 --> 00:10:07,300
‫و مشاورینش مثل چشم و گوشش هستن.

150
00:10:07,800 --> 00:10:11,900
‫درحال حاضر دست و پاهای اعلیحضرت بریده شدن

151
00:10:12,166 --> 00:10:14,166
‫و به بن‌بست رسیده.

152
00:10:14,733 --> 00:10:17,733
‫اون باید چکار کنه؟

153
00:10:21,400 --> 00:10:22,466
‫برید

154
00:10:23,933 --> 00:10:25,633
‫به دربار سلطنتی

155
00:10:26,800 --> 00:10:30,066
‫و چشم و گوش اعلیحضرت بشید.

156
00:11:00,533 --> 00:11:01,566
‫اعلیحضرت.

157
00:11:13,900 --> 00:11:14,933
‫اعلیحضرت.

158
00:11:38,433 --> 00:11:40,266
‫گمونم اون شایعه درسته.

159
00:11:41,500 --> 00:11:43,233
‫اینجا با من تنها هستی.

160
00:11:43,266 --> 00:11:46,266
‫ولی بازم نه از خجالت سرخ میشی
‫و نه به لکنت می‌افتی.

161
00:11:46,633 --> 00:11:49,266
‫شایعات میگن که تو
‫اعتقادی به ازدواج نداری،

162
00:11:49,300 --> 00:11:52,166
‫چون عرضه نداری زندگی تشکیل بدی

163
00:11:58,666 --> 00:11:59,766
‫اشتباهه؟

164
00:12:00,400 --> 00:12:01,666
‫امکان نداره.

165
00:12:06,400 --> 00:12:07,566
‫در گذشته

166
00:12:09,700 --> 00:12:11,900
‫خیلی نادون بودم، مگه نه؟

167
00:12:13,333 --> 00:12:14,600
‫تو...

168
00:12:16,700 --> 00:12:18,000
‫خیلی زیبا بودی.

169
00:12:20,933 --> 00:12:22,000
‫گمونم

170
00:12:25,300 --> 00:12:28,566
‫شایعاتی که اون روز توی نونگ‌گان‌ری شنیدم

171
00:12:29,200 --> 00:12:30,300
‫درستن.

172
00:12:31,400 --> 00:12:33,166
‫اینجا با من تنها هستی

173
00:12:33,200 --> 00:12:36,200
‫ولی بازم نه از خجالت سرخ میشی
‫و نه به لکنت می‌افتی.

174
00:12:37,633 --> 00:12:40,633
‫گفتن یه روباه سفید با 99 تا دُم هستی.

175
00:12:43,000 --> 00:12:44,266
‫باید حقیقت داشته باشه.

176
00:12:46,466 --> 00:12:47,900
‫چیه که اینقدر فوریه؟

177
00:12:49,233 --> 00:12:50,733
‫چی شده؟

178
00:12:51,700 --> 00:12:53,200
‫خان مُرده.

179
00:12:59,766 --> 00:13:00,766
‫خان

180
00:13:00,800 --> 00:13:01,800
‫مُرده؟

181
00:13:02,566 --> 00:13:03,666
‫پس

182
00:13:04,500 --> 00:13:07,133
‫کی صاحب تاج و تخت میشه؟

183
00:13:22,066 --> 00:13:24,433
‫[دورگون: برادر ناتنی هونگ تایجی]

184
00:13:41,500 --> 00:13:44,916
‫پسر خان، که تازه شش ساله شده
‫به سلطنت رسیده.

185
00:13:44,966 --> 00:13:47,766
‫و پادشاه سابق، دورگون، نایب‌السلطنه شده.

186
00:13:49,366 --> 00:13:50,366
‫پس

187
00:13:51,233 --> 00:13:54,300
‫داری میگی الان دورگون به دنیا حکومت می‌کنه؟

188
00:13:56,533 --> 00:13:57,566
‫بله.

189
00:13:58,633 --> 00:14:00,000
‫الان دورگون

190
00:14:00,800 --> 00:14:02,200
‫به دنیا حکومت می‌کنه.

191
00:14:04,100 --> 00:14:05,166
‫هرچند

192
00:14:06,433 --> 00:14:10,133
‫دورگون قدرت اینو نداشت
‫که خودش روی تاج و تخت بشینه،

193
00:14:10,333 --> 00:14:12,350
‫واسه همین یه بچه‌ی کوچیک رو به سلطنت رسوند

194
00:14:12,400 --> 00:14:15,600
‫و به نایب‌السلطنه بودن راضی شد.

195
00:14:16,566 --> 00:14:20,100
‫دورگون هنوز کنترل کامل روی چینگ پیدا نکرده.

196
00:14:20,733 --> 00:14:22,766
‫درست همونطور که امپراتور قبلی

197
00:14:23,366 --> 00:14:26,333
‫به محض رسیدن به تاج و تخت
‫مادر دورگون رو زنده زنده دفن کرد،

198
00:14:26,366 --> 00:14:27,866
‫دورگون هم

199
00:14:29,200 --> 00:14:31,366
‫هرکاری بتونه می‌کنه

200
00:14:32,033 --> 00:14:33,933
‫تا قدرتش رو تقویت کنه.

201
00:14:37,766 --> 00:14:38,833
‫پس...

202
00:14:41,033 --> 00:14:42,833
‫چه بلایی سر چوسان میاد؟

203
00:14:48,900 --> 00:14:49,966
‫خب

204
00:14:50,200 --> 00:14:53,100
‫به نظرت دورگون با چوسان چکار می‌کنه؟

205
00:14:55,933 --> 00:14:57,600
‫در سال بیونگجا

206
00:14:57,700 --> 00:14:58,800
‫افرادی بودن

207
00:14:58,833 --> 00:15:03,133
‫که می‌خواستن منو بکشن و
‫یکی از افرادشون رو پادشاه چوسان کنن.

208
00:15:03,166 --> 00:15:05,166
‫اگه اون افراد به قدرت برسن

209
00:15:05,666 --> 00:15:06,700
‫چکار کنم؟

210
00:15:08,033 --> 00:15:09,500
‫در سال بیونگجا

211
00:15:09,533 --> 00:15:10,966
‫افرادی بودن که پیشنهاد

212
00:15:11,000 --> 00:15:14,200
‫تقسیم کردن چوسان بین شاهزاده‌های چینگ رو دادن.

213
00:15:14,733 --> 00:15:16,500
‫اگه اون افراد به دورگون نزدیک بشن

214
00:15:16,533 --> 00:15:17,800
‫و قدرت رو بدست بگیرن

215
00:15:20,133 --> 00:15:21,933
‫چه بلایی سر چوسان میاد؟

216
00:15:25,766 --> 00:15:28,366
‫به زودی می‌تونیم ببینیم

217
00:15:29,033 --> 00:15:31,833
‫که دورگون چه کسایی رو
‫واسه کنار خودش انتخاب می‌کنه.

218
00:15:32,733 --> 00:15:34,433
‫طی چند ماه آینده

219
00:15:35,033 --> 00:15:37,633
‫هرکسی که دورگون دستشو سمتشون دراز کنه

220
00:15:37,833 --> 00:15:41,300
‫افرادی هستن که در آینده
‫با دورگون همکاری می‌کنن.

221
00:15:41,533 --> 00:15:42,666
‫واسه همین

222
00:15:44,133 --> 00:15:45,800
‫ما هم باید یه حرکتی بکنیم.

223
00:15:47,800 --> 00:15:49,000
‫من

224
00:15:49,200 --> 00:15:51,400
‫با ژنرال یونگ گول‌ده ملاقات می‌کنم

225
00:15:51,766 --> 00:15:54,033
‫و نقشه‌ی دورگون رو متوجه میشم.

226
00:16:20,900 --> 00:16:23,266
‫این یه کادو از صمیم قلب ولیعهده.

227
00:16:23,300 --> 00:16:25,100
‫مجسمه‌ی بوداست

228
00:16:25,300 --> 00:16:28,466
‫که ولیعهد واسه خود شما ساخته.

229
00:16:30,866 --> 00:16:32,400
‫ولیعهد

230
00:16:33,166 --> 00:16:34,366
‫اینو واسه من ساخته؟

231
00:16:34,433 --> 00:16:35,633
‫توی چوسان

232
00:16:36,066 --> 00:16:38,433
‫زن‌ها واسه داشتن مجسمه‌های بودا هزینه می‌کنن

233
00:16:38,466 --> 00:16:41,766
‫و آرزوی صلح و آرامش می‌کنن زمانی که
‫شوهرانشون واسه کار از شهر خارج میشن.

234
00:16:43,066 --> 00:16:44,400
‫شما هم

235
00:16:45,400 --> 00:16:47,066
‫استرس دارید، درسته؟

236
00:16:51,100 --> 00:16:52,766
‫تو هیچی نمی‌دونی.

237
00:17:11,700 --> 00:17:13,366
‫می‌دونم استرس داری.

238
00:17:15,533 --> 00:17:16,633
‫چون

239
00:17:17,266 --> 00:17:20,966
‫پادشاه سابق تبدیل به نایب‌السلطنه شده

240
00:17:22,700 --> 00:17:23,900
‫تو...

241
00:17:25,766 --> 00:17:27,266
‫ممکنه حذف بشی.

242
00:17:31,100 --> 00:17:32,266
‫هرچند

243
00:17:32,533 --> 00:17:34,266
‫نباید این اتفاق بیفته.

244
00:17:36,166 --> 00:17:38,366
‫به لطف کی بود که

245
00:17:38,566 --> 00:17:40,166
‫چینگ چوسان رو تصاحب کرد؟

246
00:17:41,366 --> 00:17:43,633
‫کسایی که باید ازشون بابت

247
00:17:43,666 --> 00:17:45,433
‫تصاحب چوسان تشکر کرد،

248
00:17:46,533 --> 00:17:48,400
‫شما و نایب السلطنه هستید.

249
00:17:50,133 --> 00:17:52,866
‫کسی که این موضوع رو بهتر از هرکسی می‌دونه

250
00:17:52,900 --> 00:17:54,500
‫ولیعهد ماست.

251
00:17:55,400 --> 00:17:56,933
‫ولیعهد ما

252
00:17:57,166 --> 00:17:58,900
‫به تو اعتماد داره

253
00:17:59,166 --> 00:18:00,533
‫و ازت حمایت می‌کنه.

254
00:18:00,766 --> 00:18:03,433
‫در سال بیونگجا، برخی شاهزاده‌ها

255
00:18:03,733 --> 00:18:05,600
‫می‌خواستن چوسان رو

256
00:18:05,633 --> 00:18:07,166
‫بین خودشون تقسیم کنن.

257
00:18:07,833 --> 00:18:09,266
‫و برخی افراد

258
00:18:10,066 --> 00:18:12,466
‫می‌خواستن پادشاه چوسان رو بکشن

259
00:18:12,666 --> 00:18:14,800
‫و خودشون به اون کشور حکومت کنن.

260
00:18:15,666 --> 00:18:16,866
‫هرچند

261
00:18:17,933 --> 00:18:21,133
‫فقط نایب‌السلطنه و تو، ژنرال یونگ گول‌ده

262
00:18:21,366 --> 00:18:24,866
‫درخواست کردین که از چوسان محافظت بشه، درسته؟

263
00:18:26,900 --> 00:18:28,566
‫- این...
‫- حالا...

264
00:18:29,066 --> 00:18:30,200
‫یادت اومد؟

265
00:18:31,300 --> 00:18:32,866
‫بنابراین در ازاش

266
00:18:32,900 --> 00:18:34,566
‫وقتی ولیعهد

267
00:18:34,933 --> 00:18:36,733
‫پادشاه چوسان بشه

268
00:18:38,000 --> 00:18:40,916
‫حقوق و منافع تمام محصولات چوسان

269
00:18:40,966 --> 00:18:42,833
‫فقط و فقط

270
00:18:43,666 --> 00:18:45,466
‫به شما و نایب‌السلطنه اعطا میشه.

271
00:18:46,966 --> 00:18:48,033
‫چوسان

272
00:18:49,233 --> 00:18:50,966
‫با توئه،

273
00:18:52,300 --> 00:18:53,800
‫تو

274
00:18:54,466 --> 00:18:56,133
‫با نایب‌السطنه،

275
00:18:57,700 --> 00:18:59,366
‫نایب‌السلطنه، تو،

276
00:19:01,366 --> 00:19:02,766
‫و چوسان...

277
00:19:04,966 --> 00:19:06,766
‫با همدیگه رو به جلو حرکت می‌کنید.

278
00:19:15,966 --> 00:19:17,033
‫چی؟

279
00:19:17,500 --> 00:19:18,566
‫دورگون

280
00:19:19,166 --> 00:19:21,900
‫به ولیعهد اجازه‌ی ملاقات چوسان رو داده؟

281
00:19:31,133 --> 00:19:32,466
‫تبریک میگم.

282
00:19:33,133 --> 00:19:34,200
‫پس

283
00:19:35,500 --> 00:19:37,766
‫منم اجازه دارم برم چوسان؟

284
00:19:39,133 --> 00:19:40,300
‫می‌تونم

285
00:19:41,000 --> 00:19:42,200
‫مادرم رو ببینم؟

286
00:19:44,333 --> 00:19:46,033
‫اینا همه به لطف توئه.

287
00:19:47,366 --> 00:19:49,500
‫اینطور نیست، عالیجناب.

288
00:19:49,600 --> 00:19:50,633
‫نه.

289
00:19:52,033 --> 00:19:54,616
‫قبلا زمانی که پدرم فوت کرد

290
00:19:54,666 --> 00:19:59,166
‫باوجود اون همه رشوه‌ای که دادم
‫دورگون اجازه نداد برم چوسان.

291
00:19:59,466 --> 00:20:01,900
‫ولی این بار کاری کردی که
‫دورگون نظرش عوض بشه

292
00:20:01,933 --> 00:20:04,600
‫و بهم فرصت دیدن مادرم رو بده.

293
00:20:08,833 --> 00:20:10,733
‫حالا مشخص شده که

294
00:20:12,500 --> 00:20:13,666
‫دورگون

295
00:20:17,366 --> 00:20:19,266
‫می‌خواد باهامون متحد شه.

296
00:20:34,300 --> 00:20:35,900
‫سلام و درود، ژنرال.

297
00:20:37,600 --> 00:20:40,500
‫جهت تشکر از شما بابت اینکه
‫اجازه دادید به چوسان بره،

298
00:20:40,533 --> 00:20:42,200
‫همسر ولیعهد

299
00:20:43,466 --> 00:20:46,400
‫می‌خواد گزارش رسمی بفرسته...

300
00:20:46,533 --> 00:20:47,666
‫گستاخ.

301
00:20:48,433 --> 00:20:51,700
‫چرا باعث رنجش خاطر علیاحضرت شدی؟

302
00:20:52,366 --> 00:20:54,500
‫نایب‌السلطنه می‌خواد که علیاحضرت
‫یکی از افرادش باشه.

303
00:20:54,533 --> 00:20:57,983
‫علیاحضرت بر زنان خونواده‌ی سلطنتی
‫قدرت و نفوذ داره.

304
00:20:58,033 --> 00:20:59,266
‫اما

305
00:20:59,500 --> 00:21:01,316
‫وقتی نایب‌السلطنه دستشو سمتش دراز کرد

306
00:21:01,366 --> 00:21:03,300
‫علیاحضرت دو چیز رو تقاضا کرد.

307
00:21:03,333 --> 00:21:04,400
‫اول

308
00:21:04,733 --> 00:21:06,600
‫گفت که با یه مرد مغولی ازدواج نمی‌کنه.

309
00:21:06,633 --> 00:21:07,700
‫دوم،

310
00:21:09,200 --> 00:21:13,166
‫درخواست قدرت و اختیار
‫واسه دستگیری اسرای فراری چوسان رو کرد.

311
00:21:14,033 --> 00:21:15,266
‫اون از

312
00:21:15,333 --> 00:21:18,133
‫این واقعیت که تو اسرا رو می‌فروختی
‫و به من پول می‌دادی آگاهه.

313
00:21:18,166 --> 00:21:20,500
‫اگه نایب‌السلطنه با درخواست‌هاش موافقت کنه

314
00:21:20,533 --> 00:21:22,100
‫علیاحضرت اول میاد سراغ تو.

315
00:21:22,133 --> 00:21:23,800
‫بعدش من گیر میفتم.

316
00:21:23,833 --> 00:21:26,166
‫چطور می‌خوای اینو راست و ریس کنی؟

317
00:21:28,766 --> 00:21:29,966
‫علیاحضرت

318
00:21:30,633 --> 00:21:32,700
‫تحت امر چه کساییه؟

319
00:21:33,100 --> 00:21:34,833
‫منو هدف قرار داده؟ یا...

320
00:21:36,033 --> 00:21:38,700
‫فقط بخشی از ثروت منو می‌خواد؟

321
00:22:20,800 --> 00:22:22,466
‫چرا داری اینکارو می‌کنی؟

322
00:22:28,100 --> 00:22:29,200
‫تو

323
00:22:31,733 --> 00:22:32,866
‫چی می‌خوای؟

324
00:22:33,300 --> 00:22:34,333
‫تو رو.

325
00:22:36,333 --> 00:22:38,733
‫من تو رو می‌خوام.

326
00:22:41,966 --> 00:22:43,933
‫ولی اگه نیای سمتم

327
00:22:45,100 --> 00:22:48,966
‫هم خودت و هم اسرایی که داری رو می‌گیرم...

328
00:22:51,800 --> 00:22:53,400
‫و همه‌تون رو دفن می‌کنم.

329
00:23:02,633 --> 00:23:05,233
‫اگه حاضری تمام اسرا رو دفن کنی

330
00:23:05,466 --> 00:23:07,533
‫که فقط اون زن رو داشته باشی،

331
00:23:09,566 --> 00:23:10,933
‫راحت باش.

332
00:23:32,533 --> 00:23:33,566
‫یونگ‌یی، 30 نیانگ.

333
00:23:33,600 --> 00:23:36,200
‫وقتی برگردم چوسان و جو و برنج برداشت کنم

334
00:23:36,233 --> 00:23:38,300
‫قطعا بدهیم رو تسویه می‌کنم.

335
00:23:39,266 --> 00:23:40,866
‫چانگ‌سام، 50 نیانگ.

336
00:23:40,933 --> 00:23:43,666
‫این محبت رو حتی توی مرگم هم جبران خواهم کرد.

337
00:23:44,366 --> 00:23:45,833
‫دول‌نه، 50 نیانگ.

338
00:23:46,033 --> 00:23:47,666
‫پسرام منتظرن.

339
00:23:53,100 --> 00:23:54,600
‫سام‌سوک، 70 نیانگ.

340
00:23:54,766 --> 00:23:59,500
‫اگه فقط منو برگردونید به چوسان،
‫تا آخر عمرم به عنوان اربابم بهتون خدمت می‌کنم.

341
00:24:11,166 --> 00:24:12,200
‫پس

342
00:24:12,800 --> 00:24:14,450
‫هرکاری علیاحضرت میگه انجام بده.

343
00:24:14,500 --> 00:24:15,533
‫ژنرال.

344
00:24:23,133 --> 00:24:26,033
‫نایب‌السلطنه همینجور می‌شینه
‫و اینو تماشا می‌کنه؟

345
00:24:26,133 --> 00:24:27,566
‫متوجه نیستی؟

346
00:24:27,966 --> 00:24:30,100
‫به زودی گذرگاه شانهای رو فتح می‌کنیم.

347
00:24:30,133 --> 00:24:31,933
‫امپراتوری مینگ داره سقوط می‌کنه.

348
00:24:31,966 --> 00:24:35,533
‫به زودی ارتش چینگ به پکن می‌رسه
‫و نواحی مرکزی متعلق به ما میشه.

349
00:24:35,566 --> 00:24:36,566
‫پس

350
00:24:36,800 --> 00:24:38,200
‫نایب‌السلطنه اهمیتی نمیده

351
00:24:38,233 --> 00:24:40,566
‫که علیاحضرت اسرا رو بگیره.

352
00:24:42,300 --> 00:24:43,566
‫من اهمیتی نمیدم

353
00:24:44,200 --> 00:24:47,000
‫که علیاحضرت اسرا رو بکشه یا نه.

354
00:24:47,933 --> 00:24:49,633
‫حالا اسرای چوسان

355
00:24:50,466 --> 00:24:51,933
‫فراموش خواهند شد.

356
00:25:01,600 --> 00:25:03,500
‫شنیدم می‌خواستی منو ببینی.

357
00:25:07,300 --> 00:25:10,533
‫کار فوریت تموم شد؟

358
00:25:17,033 --> 00:25:18,033
‫سرورم،

359
00:25:20,200 --> 00:25:22,133
‫درمورد اتفاقی که قبلا افتاد...

360
00:25:26,266 --> 00:25:27,266
‫پس...

361
00:25:29,433 --> 00:25:30,633
‫دورگون...

362
00:25:35,166 --> 00:25:38,333
‫به ولیعهد اجازه داده که
‫سفری به چوسان داشته باشه.

363
00:25:40,300 --> 00:25:43,100
‫توام باید همراه اونا برگردی به چوسان.

364
00:25:46,100 --> 00:25:47,933
‫امن‌ترین راه همینه که

365
00:25:47,966 --> 00:25:50,566
‫با ولیعهد به چوسان بری.

366
00:25:53,800 --> 00:25:56,866
‫ولی شما هنوز کامل خوب نشدید...

367
00:25:57,033 --> 00:25:59,466
‫دیگه نگران بیماری من نباش.

368
00:26:01,166 --> 00:26:03,166
‫نیازی به پرستاری تو ندارم.

369
00:26:04,800 --> 00:26:05,866
‫ولی...

370
00:26:16,466 --> 00:26:18,300
‫فراموش کردی؟

371
00:26:26,933 --> 00:26:27,966
‫ما

372
00:26:31,100 --> 00:26:32,966
‫هیچ نسبتی با همدیگه نداریم.

373
00:26:39,933 --> 00:26:41,033
‫پس هیچ‌جوره

374
00:26:43,500 --> 00:26:46,000
‫به من احساس دِین نکن.

375
00:26:49,466 --> 00:26:50,500
‫من...

376
00:26:55,433 --> 00:26:57,333
‫محکم بهت چسبیدم،

377
00:26:59,766 --> 00:27:01,000
‫و من

378
00:27:04,266 --> 00:27:07,400
‫به لطف تو از یه تجربه‌ی
‫نزدیک به مرگ بهبود پیدا کردم.

379
00:27:09,266 --> 00:27:11,533
‫من به تمام آرزوهام رسیدم.

380
00:27:13,366 --> 00:27:14,433
‫پس حالا

381
00:27:16,200 --> 00:27:17,366
‫توی قلبم

382
00:27:26,266 --> 00:27:27,933
‫هیچی باقی نمونده.

383
00:27:28,733 --> 00:27:30,000
‫پس برگرد.

384
00:27:30,433 --> 00:27:31,466
‫سرورم.

385
00:27:38,966 --> 00:27:40,066
‫تو

386
00:27:40,766 --> 00:27:43,433
‫حتما بخاطر مرگ خان
‫حسابی ذهنت درگیره، درسته؟

387
00:27:43,466 --> 00:27:45,433
‫- واسه همین...
‫- ضمنا...

388
00:27:51,166 --> 00:27:54,433
‫خسته شدم از اینکه همیشه منو از خودت می‌رونی.

389
00:27:57,566 --> 00:27:58,600
‫آره.

390
00:28:03,166 --> 00:28:05,200
‫الان مریض و خسته‌ام.

391
00:28:11,000 --> 00:28:12,033
‫پس...

392
00:28:16,766 --> 00:28:18,300
‫لطفا برگرد.

393
00:28:22,933 --> 00:28:24,600
‫اگه نخوام برگردم چی؟

394
00:28:26,500 --> 00:28:27,633
‫اگه

395
00:28:28,366 --> 00:28:29,666
‫بگم نمی‌خوام برگردم...

396
00:28:29,700 --> 00:28:32,900
‫تو یه زن متأهلی. شرم نمی‌کنی؟

397
00:30:01,200 --> 00:30:02,800
‫میریم چوسان.

398
00:30:05,366 --> 00:30:06,366
‫بانو.

399
00:30:06,800 --> 00:30:08,466
‫این چیزیه که اون می‌خواد.

400
00:30:09,600 --> 00:30:11,200
‫منم کاری رو می‌کنم

401
00:30:13,066 --> 00:30:14,133
‫که اون می‌خواد.

402
00:30:27,033 --> 00:30:30,366
‫فقط بهش بگو که دوست داری اینجا بمونی.

403
00:30:30,866 --> 00:30:34,700
‫چطور می‌تونم بمونم وقتی بانو یو
‫تصمیمشو گرفته که بره؟

404
00:30:35,433 --> 00:30:36,766
‫تو تصمیمت رو بگیر.

405
00:30:37,500 --> 00:30:39,233
‫منو انتخاب می‌کنی یا بانو یو؟

406
00:30:39,266 --> 00:30:40,333
‫این...

407
00:30:42,800 --> 00:30:44,400
‫معلومه بانو یو.

408
00:30:45,733 --> 00:30:46,800
‫جونگ جونگ.

409
00:30:49,866 --> 00:30:52,900
‫شنیدم واسه سفر به چوسان و برگشت به خونه

410
00:30:52,933 --> 00:30:54,900
‫می‌خوای با ما همراه بشی.

411
00:30:55,400 --> 00:30:56,933
‫بله.

412
00:30:57,666 --> 00:31:00,200
‫خانواده‌ام توی چوسان منتظرم هستن.

413
00:31:02,766 --> 00:31:04,633
‫آره، باید برگردی خونه.

414
00:31:15,600 --> 00:31:18,000
‫هنوز عمیقا بهت مدیونم

415
00:31:18,133 --> 00:31:20,200
‫بابت نجات پسرم.

416
00:31:22,700 --> 00:31:23,766
‫وقتی که

417
00:31:25,033 --> 00:31:28,100
‫عالیجناب ولیعهد به سلطنت برسن،

418
00:31:28,933 --> 00:31:31,200
‫قطعا لطفت رو جبران خواهم کرد.

419
00:31:37,133 --> 00:31:39,600
‫شما تا اینجاشم خیلی به من لطف داشتید.

420
00:31:43,200 --> 00:31:46,200
‫روزهایی که اینجا توی زمین‌های کشاورزی کمک کردم...

421
00:31:49,900 --> 00:31:53,100
‫به عنوان شادترین دوران زندگیم
‫به یادم می‌مونن.

422
00:32:02,166 --> 00:32:03,233
‫سرورم.

423
00:32:05,366 --> 00:32:06,800
‫داخل هستین؟

424
00:32:28,633 --> 00:32:31,100
‫من به همسر ولیعهد اطلاع دادم

425
00:32:33,666 --> 00:32:37,433
‫که توی سفرشون و برگشت به چوسان

426
00:32:40,033 --> 00:32:41,966
‫بهشون ملحق میشم.

427
00:32:47,733 --> 00:32:49,166
‫خبر خوبیه.

428
00:32:55,000 --> 00:32:56,866
‫هرچند من یه عالمه کار دارم

429
00:32:58,166 --> 00:33:00,566
‫پس گمون نکنم بتونم واسه بدرقه‌ات بیام.

430
00:33:05,700 --> 00:33:07,300
‫باید حسابی

431
00:33:09,866 --> 00:33:11,666
‫از من خسته و دلزده باشی.

432
00:33:13,966 --> 00:33:16,533
‫من فقط باعث زحمت و رنج توام.

433
00:33:18,933 --> 00:33:20,200
‫شرمنده‌ام

434
00:33:21,333 --> 00:33:22,933
‫و احساس بدبختی می‌کنم.

435
00:33:30,800 --> 00:33:32,166
‫چنین فکری

436
00:33:33,733 --> 00:33:35,733
‫هیچوقت به ذهنم خطور نکرد.

437
00:33:39,666 --> 00:33:40,833
‫پس...

438
00:33:43,766 --> 00:33:45,633
‫وقتی برگشتی چوسان

439
00:33:49,033 --> 00:33:52,133
‫تمام رنج‌هایی که توی شیمیانگ کشیدی رو فراموش کن

440
00:33:55,500 --> 00:33:57,166
‫و به خوبی زندگی کن.

441
00:34:02,400 --> 00:34:03,700
‫یه زندگیِ

442
00:34:07,433 --> 00:34:08,866
‫خیره‌کننده و باشکوه.

443
00:34:12,266 --> 00:34:14,100
‫خودت باش، گیل‌چائه.

444
00:34:38,333 --> 00:34:39,500
‫باشه.

445
00:34:41,533 --> 00:34:44,333
‫بهت قول میدم که چنین زندگی‌ای داشته باشم.

446
00:34:46,633 --> 00:34:48,333
‫حالا یک هدف دارم.

447
00:34:53,100 --> 00:34:54,533
‫دیگه هرگز

448
00:34:57,066 --> 00:34:58,766
‫آسیبی بهت نزنم.

449
00:35:02,100 --> 00:35:03,200
‫آره.

450
00:35:05,033 --> 00:35:06,766
‫من برمی‌گردم چوسان

451
00:35:08,366 --> 00:35:09,733
‫و شجاع می‌مونم

452
00:35:10,766 --> 00:35:12,366
‫که به دنیا نشون بدم

453
00:35:14,200 --> 00:35:16,466
‫که می‌تونم زندگی خوبی داشته باشم.

454
00:35:25,900 --> 00:35:27,166
‫ممنونم.

455
00:35:35,366 --> 00:35:36,900
‫و با تمام وجودم...

456
00:35:40,200 --> 00:35:41,366
‫متأسفم.

457
00:36:34,866 --> 00:36:44,866
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

458
00:37:38,366 --> 00:37:39,533
‫خدانگهدار.

459
00:37:43,033 --> 00:37:44,700
‫برگرد خونه...

460
00:37:49,766 --> 00:37:51,433
‫و مثل یه گل زندگی کن.

461
00:37:57,566 --> 00:37:59,400
‫این تمام چیزیه...

462
00:38:07,400 --> 00:38:09,366
‫که من می‌خوام.

463
00:39:10,800 --> 00:39:13,133
‫شرط می‌بندم دلت می‌خواد منو بکُشی.

464
00:39:17,333 --> 00:39:18,466
‫آره.

465
00:39:20,900 --> 00:39:22,633
‫اگه بهم اجازه می‌دادی.

466
00:39:24,433 --> 00:39:25,966
‫حتما ازم متنفری،

467
00:39:26,733 --> 00:39:30,566
‫ولی مردم چوسان به کل اسرا رو فراموش کردن.

468
00:39:30,600 --> 00:39:34,200
‫حتی هیچکس نمیاد پیشمون
‫که درخواست آزادیشون رو ازمون بکنه.

469
00:39:34,600 --> 00:39:37,733
‫پس حتی اگه اتفاقی واسشون می‌افتاد،
‫واسه هیچکس اهمیت نداشت.

470
00:39:37,766 --> 00:39:39,533
‫هیچکس واسش مهم نبود.

471
00:39:40,100 --> 00:39:41,400
‫اونا مثل

472
00:39:41,766 --> 00:39:43,466
‫طفل‌های یتیم می‌مونن.

473
00:39:46,600 --> 00:39:48,333
‫کنجکاویم اینه که

474
00:39:48,966 --> 00:39:51,766
‫چرا فقط بخاطر اون اسرای ناچیز

475
00:39:53,400 --> 00:39:56,300
‫از زنی که عاشقش هستی دست کشیدی.

476
00:40:04,633 --> 00:40:06,233
‫چرا اینکارو کردی؟

477
00:40:10,533 --> 00:40:12,233
‫چون لی جانگ هیون

478
00:40:12,366 --> 00:40:15,900
‫نمی‌تونه آدمای ناچیز و
‫قابل ترحم رو نادیده بگیره.

479
00:40:16,866 --> 00:40:18,333
‫چقدر احمقانه.

480
00:40:20,500 --> 00:40:24,333
‫مطمئنم که دلسوزی مسخره‌ی تو

481
00:40:25,366 --> 00:40:27,466
‫یه روز مانع پیشرفتت میشه.

482
00:40:28,566 --> 00:40:30,233
‫اینطور فکر می‌کنی؟

483
00:40:31,933 --> 00:40:33,900
‫من به بقیه اهمیت نمیدم.

484
00:40:38,600 --> 00:40:39,633
‫که اینطور.

485
00:41:41,433 --> 00:41:42,966
‫چکار می‌کنی؟

486
00:41:45,466 --> 00:41:46,466
‫چرا...

487
00:41:48,833 --> 00:41:50,433
‫چرا منو نجات دادی؟

488
00:41:52,133 --> 00:41:55,000
‫اگه می‌مردم واسه تو بهتر میشد.

489
00:42:01,366 --> 00:42:02,466
‫آره

490
00:42:04,066 --> 00:42:07,000
‫تو مردی هستی که مردم درحال سقوط رو نجات میدی.

491
00:42:11,500 --> 00:42:13,100
‫پس لی جانگ هیون

492
00:42:15,833 --> 00:42:17,500
‫میشه منو هم نجات بدی؟

493
00:42:28,333 --> 00:42:29,366
‫می‌ترسم.

494
00:42:33,966 --> 00:42:35,166
‫من هیچوقت

495
00:42:36,566 --> 00:42:39,100
‫توی دنیای بدون پدرم زندگی نکردم.

496
00:42:43,100 --> 00:42:44,466
‫حتما ازم متنفری

497
00:42:45,566 --> 00:42:47,233
‫ولی یه مدت کوتاه

498
00:42:49,166 --> 00:42:51,100
‫اجازه بده کنارت بمونم.

499
00:42:54,133 --> 00:42:55,200
‫خواهش می‌کنم.

500
00:43:08,366 --> 00:43:09,366
‫عجب.

501
00:43:10,733 --> 00:43:11,966
‫خان

502
00:43:12,933 --> 00:43:14,566
‫تا چندسال بعد از دور کردن ولیعهد

503
00:43:14,600 --> 00:43:18,500
‫اجازه نداد که به چوسان برگرده.

504
00:43:18,733 --> 00:43:21,800
‫چطوریه که دورگون به محض نایب‌السلطنه شدنش

505
00:43:22,066 --> 00:43:25,300
‫به ولیعهد اجازه داده که برگرده چوسان؟

506
00:43:25,433 --> 00:43:27,933
‫از وقتی پدر همسر ولیعهد فوت کرده،

507
00:43:27,966 --> 00:43:30,433
‫درخواست داشتن که بتونن
‫آخرین ادای احترامشون رو...

508
00:43:30,466 --> 00:43:32,166
‫سوال من اینه که...

509
00:43:32,966 --> 00:43:36,900
‫دورگون با درخواست ولیعهد موافقت کرده؟

510
00:43:37,733 --> 00:43:38,800
‫خدای من.

511
00:43:40,466 --> 00:43:41,566
‫اعلیحضرت

512
00:43:41,600 --> 00:43:44,300
‫ولیعهد وارد پایتخت شدن.

513
00:44:01,500 --> 00:44:02,633
‫عالیجناب.

514
00:44:03,200 --> 00:44:04,633
‫اعلیحضرت بدلیلی بیماریشون نمی‌تونن

515
00:44:04,666 --> 00:44:06,566
‫امروز شما رو ببینن.

516
00:44:06,833 --> 00:44:08,533
‫اگه برید و منتظر بمونید...

517
00:44:10,200 --> 00:44:11,233
‫اعلیحضرت.

518
00:44:12,200 --> 00:44:13,600
‫من اینجام.

519
00:44:14,300 --> 00:44:16,200
‫اومدم ادای احترام کنم.

520
00:44:18,533 --> 00:44:19,566
‫بسیارخب.

521
00:44:23,566 --> 00:44:26,066
‫اعلیحضرت به همسر ولیعهد اجازه نداد

522
00:44:26,100 --> 00:44:27,866
‫که مادر تنهاش رو ببینه

523
00:44:27,900 --> 00:44:31,233
‫یا جلوی لوح اجدادی پدرش گریه کنه.

524
00:44:31,266 --> 00:44:32,733
‫مهمتر از اون

525
00:44:33,166 --> 00:44:34,800
‫خدمتکارهای مرد واسه تحقیقات درمورد نفرین کاخ

526
00:44:34,833 --> 00:44:36,433
‫هر روز دارن زن‌های دربار رو شکنجه میدن.

527
00:44:36,466 --> 00:44:38,433
‫نفرین کاخ؟

528
00:44:40,266 --> 00:44:42,400
‫درمورد اون شایعه صحبت می‌کنی؟

529
00:44:43,000 --> 00:44:46,233
‫مدتیه که یه شایعه داره می‌چرخه.

530
00:44:46,566 --> 00:44:48,966
‫رد ریشه‌ی شایعه رو گرفتید؟

531
00:44:50,666 --> 00:44:51,933
‫سانسورچی‌ها

532
00:44:52,466 --> 00:44:55,733
‫باید هر شایعه‌ای که پخش شده رو
‫به اعلیحضرت اطلاع بدن.

533
00:44:55,766 --> 00:44:59,400
‫اما اگه حتی بدون بررسی حقایق،
‫شایعات بی اساس رو مطرح کنید،

534
00:44:59,433 --> 00:45:02,700
‫چطور انتظار دارید که کلماتتون تاثیرگذار باشن؟

535
00:45:03,500 --> 00:45:04,600
‫بله استاد.

536
00:45:04,633 --> 00:45:08,533
‫حتما بررسی می‌کنم که ببینم
‫آیا شایعه حقیقت داره یا نه.

537
00:45:14,600 --> 00:45:16,083
‫من سوچان هستم.
‫[افسر ارشد رسته ششم دفتر احکام سلطنتی]

538
00:45:16,133 --> 00:45:20,500
‫بر اساس شایعات، زنان دربار
‫توی زندان شکنجه شدن...

539
00:45:43,333 --> 00:45:45,233
‫من سوچان هستم.

540
00:45:45,266 --> 00:45:47,550
‫دارم درمورد شایعه‌ای که پخش شده تحقیق می‌کنم.

541
00:45:47,600 --> 00:45:48,666
‫درسته که...

542
00:45:59,200 --> 00:46:00,700
‫پدر، تکون نخور.

543
00:46:02,866 --> 00:46:04,066
‫دستت. آره.

544
00:46:04,933 --> 00:46:06,333
‫می‌تونی دستت رو اینجوری تکون بدی؟

545
00:46:06,366 --> 00:46:07,366
‫اینم از این.

546
00:46:11,300 --> 00:46:13,733
‫قراره گیل‌چائه رو ببینم؟

547
00:46:14,233 --> 00:46:15,266
‫آره.

548
00:46:15,733 --> 00:46:17,683
‫به زودی گیل‌چائه رو می‌بینیم.

549
00:46:17,733 --> 00:46:20,533
‫اون‌ئه، دیگه از این حرفا نزن.

550
00:46:25,800 --> 00:46:27,766
‫ارباب یو!

551
00:46:29,366 --> 00:46:30,733
‫بانو اومدن.

552
00:46:31,466 --> 00:46:32,533
‫بانو؟

553
00:46:32,866 --> 00:46:33,933
‫بابا.

554
00:46:36,633 --> 00:46:37,666
‫اون‌ئه.

555
00:46:41,433 --> 00:46:42,466
‫یونگ‌چائه.

556
00:46:42,600 --> 00:46:43,633
‫گیل‌چائه.

557
00:46:47,066 --> 00:46:48,133
‫گیل‌چائه.

558
00:46:48,400 --> 00:46:49,533
‫تو اینجایی.

559
00:46:49,566 --> 00:46:51,933
‫چرا اینقدر طولش دادی؟

560
00:46:52,700 --> 00:46:53,833
‫خدای من.

561
00:46:54,066 --> 00:46:55,266
‫بانو بانگ‌دو.

562
00:47:02,366 --> 00:47:03,366
‫اون‌ئه.

563
00:47:04,533 --> 00:47:06,033
‫واقعا خودتی

564
00:47:06,766 --> 00:47:08,033
‫گیل‌چائه.

565
00:47:14,600 --> 00:47:16,533
‫تو گیل‌چائه هستی.

566
00:47:34,500 --> 00:47:35,600
‫بابا.

567
00:47:41,466 --> 00:47:43,200
‫بانو اومده، ارباب.

568
00:47:55,700 --> 00:47:57,033
‫بابا.

569
00:48:31,066 --> 00:48:32,500
‫گرمه، آره؟

570
00:48:32,833 --> 00:48:34,083
‫بیا امشب اینجا بخوابیم.

571
00:48:34,133 --> 00:48:36,333
‫این ملافه‌ها تازه شسته شدن.

572
00:48:38,633 --> 00:48:41,900
‫خدای من، من امشب باید کجا بخوابم؟

573
00:48:47,166 --> 00:48:48,300
‫جونگ جونگ.

574
00:48:49,333 --> 00:48:50,500
‫تو خیلی کار کردی.

575
00:48:50,533 --> 00:48:52,200
‫حتما سخت بوده.

576
00:48:59,466 --> 00:49:00,566
‫خب...

577
00:49:00,600 --> 00:49:01,633
‫سوجی...

578
00:49:02,866 --> 00:49:05,733
‫گفتم امشب پیش جونگ جونگ می‌خوابم.

579
00:49:06,133 --> 00:49:08,233
‫اومدم یه بالش بردارم.

580
00:49:08,733 --> 00:49:09,833
‫خب...

581
00:49:10,200 --> 00:49:12,100
‫جونگ جونگ، خوب بخوابی.

582
00:49:12,200 --> 00:49:13,200
‫حتما.

583
00:49:16,000 --> 00:49:17,200
‫عجبا.

584
00:49:21,300 --> 00:49:22,833
‫گمشو.

585
00:49:28,500 --> 00:49:31,333
‫حتما این روزا هنوز مثل دو قناری عاشق هستین.

586
00:49:31,366 --> 00:49:34,433
اون هنوزم خیلی خانواده دوسته

587
00:49:36,100 --> 00:49:38,366
‫بیخیال، می‌دونم همینو میخوای.

588
00:49:38,400 --> 00:49:39,500
‫کی، من؟

589
00:49:39,700 --> 00:49:40,833
‫من؟

590
00:49:41,166 --> 00:49:42,866
‫اگه نه پس فراموشش کن.

591
00:49:48,600 --> 00:49:49,700
‫کیف میده.

592
00:50:05,033 --> 00:50:06,933
‫افسر گو

593
00:50:07,466 --> 00:50:09,866
‫این روزا توی خونه‌ی اجدادیش ساکنه؟

594
00:50:10,166 --> 00:50:11,233
‫آره.

595
00:50:12,066 --> 00:50:14,333
‫اون همه راه تا شیمیانگ رفت که تو رو پیدا کنه

596
00:50:14,366 --> 00:50:17,933
‫ولی یه دزد بهش زد و هرچی پول داشت رو ازش دزدید.

597
00:50:19,366 --> 00:50:22,200
‫تازه داشت آماده‌ی برگشت میشد.

598
00:50:25,833 --> 00:50:27,100
‫که اینطور.

599
00:50:29,766 --> 00:50:31,433
‫راستی گیل‌چائه...

600
00:50:32,100 --> 00:50:33,233
‫بله؟

601
00:50:34,366 --> 00:50:36,066
‫وقتی توی چینگ بودی

602
00:50:37,966 --> 00:50:41,800
‫متجاوزها ازت سوء استفاده نکردن؟

603
00:50:43,533 --> 00:50:44,733
‫یونگ‌چائه،

604
00:50:45,066 --> 00:50:47,633
‫توی چنین روز شادی، این چه حرفیه می‌زنی؟

605
00:50:47,666 --> 00:50:49,600
‫چه فکری درمورد گیل‌چائه کردی؟

606
00:50:56,266 --> 00:50:57,766
‫مثل یه رویاست.

607
00:51:00,900 --> 00:51:01,933
‫درسته.

608
00:51:02,066 --> 00:51:04,133
‫خواهرم یه زن معمولی نیست.

609
00:51:34,366 --> 00:51:35,666
‫ممنون...

610
00:51:39,333 --> 00:51:40,600
‫که برگشتی.

611
00:51:44,066 --> 00:51:45,633
‫خیلی ممنون.

612
00:52:03,100 --> 00:52:04,166
‫بریم.

613
00:52:05,966 --> 00:52:08,433
‫امشب دیر میام. منتظرم نمون.

614
00:52:08,466 --> 00:52:09,533
‫باشه.

615
00:52:23,166 --> 00:52:24,233
‫گیل‌چائه.

616
00:52:36,400 --> 00:52:38,766
‫واقعا خودتی؟

617
00:52:43,533 --> 00:52:44,800
‫اون زن

618
00:52:45,400 --> 00:52:46,566
‫کیه؟

619
00:52:49,100 --> 00:52:52,000
‫نگران نباش. ترتیب همه چیزو میدم.

620
00:52:52,033 --> 00:52:53,100
‫قبلش

621
00:52:55,133 --> 00:52:56,800
‫وقتی اونجا بودی

622
00:52:58,700 --> 00:53:00,766
‫اتفاقی واست نیفتاد، درسته؟

623
00:53:09,300 --> 00:53:10,966
‫حالا چکار می‌کنی؟

624
00:53:32,033 --> 00:53:33,266
‫اون اسیر شده بود

625
00:53:33,300 --> 00:53:35,483
‫- و بعد از سختی‌هایی که کشیده برگشته.
‫- چطوری سختی کشیده؟

626
00:53:35,533 --> 00:53:36,833
‫چون خبر نداری اینو می‌پرسی؟

627
00:53:36,866 --> 00:53:38,450
‫زنده برگشتی.

628
00:53:38,500 --> 00:53:40,250
‫باعث شرم تمام زنان چوسانی شدی.

629
00:53:40,300 --> 00:53:41,450
‫من که می‌دونم.

630
00:53:41,500 --> 00:53:42,966
‫چقدر بی‌حیا.

631
00:53:43,300 --> 00:53:45,300
‫حتما خیلی پوست کلفتی.

632
00:53:45,800 --> 00:53:47,133
‫الان چی گفتی؟

633
00:53:47,166 --> 00:53:48,133
‫جونگ جونگ.

634
00:53:48,166 --> 00:53:50,500
‫چی گفتی؟ چطور جرأت می‌کنی
‫با اون دهان کثیفت صحبت کنی؟

635
00:53:50,533 --> 00:53:52,100
‫چیه؟ شما بی‌حیاها بودین که پیش متجاوزین بودین.

636
00:53:52,133 --> 00:53:53,533
‫چطور جرأت می‌کنی؟

637
00:53:57,333 --> 00:54:00,100
‫بهت گفتم جواب واق واق سگ‌هارو نده.

638
00:54:00,133 --> 00:54:01,200
‫بریم.

639
00:54:06,933 --> 00:54:07,966
‫گیل‎چائه.

640
00:54:09,000 --> 00:54:11,200
‫با شوهرت صحبت کردم.

641
00:54:12,200 --> 00:54:15,100
‫قصد نداره تو رو طلاق بده.

642
00:54:15,800 --> 00:54:17,233
‫ولی قبلش

643
00:54:18,366 --> 00:54:20,300
‫می‌خواد جواب تو رو بشنوه.

644
00:54:22,900 --> 00:54:23,933
‫اگه اتفاقی نیفتاده

645
00:54:23,966 --> 00:54:26,000
‫فقط کافیه بگی.

646
00:54:28,433 --> 00:54:29,666
‫گیل‌چائه.

647
00:54:31,300 --> 00:54:33,700
‫یه متجاوز واقعا ازت سوء استفاده کرد یا چی؟

648
00:54:33,733 --> 00:54:34,800
‫یونگ‌چائه.

649
00:54:51,633 --> 00:54:54,500
‫دختر اون مرد بعد از اسارت توی چینگ برگشته،

650
00:54:54,533 --> 00:54:56,133
‫و وقتی ازش پرسیدن بین اون
‫و متجاوزین چه اتفاقی افتاده،

651
00:54:56,166 --> 00:54:57,466
‫جوابی نداده.

652
00:54:57,500 --> 00:55:00,333
‫و بازم می‌خواد شوهرش رو داشته باشه؟

653
00:55:00,366 --> 00:55:03,666
‫وقتی نمی‌تونه نجابتش رو ثابت کنه، حتما...

654
00:55:03,700 --> 00:55:05,700
‫اگه اینقدر از مردن می‌ترسیده

655
00:55:05,733 --> 00:55:07,500
‫باید مخفی می‌موند.

656
00:55:07,533 --> 00:55:08,766
‫واقعا بی‌شرمیه.

657
00:55:09,466 --> 00:55:10,566
‫بابا.

658
00:55:10,600 --> 00:55:12,133
‫نجابت یعنی چی؟

659
00:55:13,800 --> 00:55:15,333
‫دردم اومد، بابا.

660
00:56:19,933 --> 00:56:21,333
‫گیل‌چائه.

661
00:56:25,500 --> 00:56:27,233
‫وقتی به دنیا اومده بودی

662
00:56:27,266 --> 00:56:30,166
‫حس کردم تمام دنیا توی دستامه.

663
00:56:32,700 --> 00:56:36,800
‫با بزرگ کردن تو تمام لذت‌های دنیا رو تجربه کردم.

664
00:56:43,233 --> 00:56:45,166
‫دختر باارزش من.

665
00:56:49,866 --> 00:56:51,866
‫دختر عزیزم.

666
00:56:57,033 --> 00:56:58,433
‫هرچند

667
00:57:00,866 --> 00:57:04,966
‫باید بقیه‌ی عمرت رو توی یه کابوس زندگی کنی.

668
00:57:06,966 --> 00:57:09,266
‫باید چکار کنیم؟

669
00:57:13,033 --> 00:57:16,500
‫از دست من کاری واست برنمیاد.

670
00:57:19,333 --> 00:57:20,700
‫باید چکار کنم؟

671
00:57:33,700 --> 00:57:34,900
‫نه.

672
00:57:38,966 --> 00:57:40,933
‫بهت کمک می‌کنم.

673
00:57:43,433 --> 00:57:45,300
‫واسه اینکه بقیه‌ی عمرت رو

674
00:57:46,600 --> 00:57:49,333
‫توی کابوس زندگی نکنی،

675
00:57:51,133 --> 00:57:53,466
‫بابات بهت کمک می‌کنه.

676
00:58:14,033 --> 00:58:15,233
‫گیل‌چائه.

677
00:58:15,666 --> 00:58:16,800
‫تحمل کن...

678
00:58:18,333 --> 00:58:20,466
‫فقط یکم دیگه تحمل کن.

679
00:58:21,200 --> 00:58:22,900
‫بیگناهیت رو

680
00:58:22,933 --> 00:58:25,233
‫با همین دو دستم اثبات می‌کنم.

681
00:58:26,200 --> 00:58:28,266
‫که دیگه هرگز

682
00:58:28,333 --> 00:58:30,033
‫بقیه بهت سرکوفت نزنن.

683
00:58:31,533 --> 00:58:32,633
‫بابا.

684
00:58:33,066 --> 00:58:34,233
‫بابا.

685
00:58:45,566 --> 00:58:47,033
‫یه متجاوز.

686
00:58:47,066 --> 00:58:48,733
‫یه متجاوز اینجاست.

687
00:58:48,766 --> 00:58:50,000
‫یه متجاوز!

688
00:58:50,966 --> 00:58:52,966
‫- استاد.
‫- یه متجاوز!

689
00:58:53,000 --> 00:58:54,866
‫یه متجاوز اینجاست.

690
00:58:55,033 --> 00:58:58,200
‫یه متجاوز...

691
00:58:59,333 --> 00:59:00,366
‫گیل‌چائه.

692
00:59:01,633 --> 00:59:02,633
‫گیل‌چائه.

693
00:59:44,033 --> 00:59:45,100
‫عزیزم.

694
00:59:49,366 --> 00:59:51,633
‫میشه چندتا از این خنجرها رو

695
00:59:52,166 --> 00:59:54,466
‫محض احتیاط بردارم؟

696
00:59:55,700 --> 00:59:56,733
‫منظورت

697
00:59:57,500 --> 00:59:59,100
‫از این حرف چیه؟

698
01:00:06,966 --> 01:00:07,966
‫آره.

699
01:00:09,600 --> 01:00:13,233
‫وقتی توی شیمیانگ بودم
‫به یه متجاوز فروخته شدم

700
01:00:13,266 --> 01:00:15,666
‫و متحمل بالاترین تحقیر شدم.

701
01:00:21,100 --> 01:00:23,500
‫ضمنا ارباب لی جانگ هیون رو اونجا دیدم.

702
01:00:24,366 --> 01:00:26,700
‫بخاطر کمک اون بود که آزاد شدم.

703
01:00:30,833 --> 01:00:32,900
‫کاری که متجاوزین با من کردن

704
01:00:34,400 --> 01:00:36,066
‫تقصیر من نبود.

705
01:00:36,600 --> 01:00:38,133
‫اگه می‌خواستی بخاطرش منو طلاق بدی

706
01:00:38,166 --> 01:00:40,866
‫تحت هر شرایطی قبول نمی‌کردم.

707
01:00:40,900 --> 01:00:41,966
‫هرچند...

708
01:00:47,666 --> 01:00:50,333
‫توی شیمیانگ قلبم رو به ارباب لی دادم.

709
01:00:54,666 --> 01:00:56,333
‫بابتش متأسفم.

710
01:00:59,700 --> 01:01:01,766
‫واسه همین ازت طلاق می‌گیرم.

711
01:01:16,966 --> 01:01:18,466
‫اوه پسر.

712
01:01:31,800 --> 01:01:38,800
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه و تنظیم از حـامـد «

713
01:01:45,233 --> 01:01:48,833
‫«عزیزترینم»

714
01:02:29,466 --> 01:02:32,566
‫عالیجناب ولیعهد به چوسان برمی‌گرده؟

715
01:02:32,600 --> 01:02:34,700
‫پس مترجم لی و گوجام هم...

716
01:02:34,966 --> 01:02:37,233
‫سرورم، شما اینجایید.

717
01:02:37,866 --> 01:02:41,700
‫ولی منم یه خونه داشتم که دلم واسش
‫تنگ شده بود و می‌خواستم برگردم توش.

718
01:02:41,966 --> 01:02:43,400
‫حالا که بانو یو طلاق گرفته

719
01:02:43,433 --> 01:02:44,833
‫میاد سمت تو؟

720
01:02:44,866 --> 01:02:45,900
‫باید برگردم.

721
01:02:45,933 --> 01:02:48,066
‫می‌خوام از الان به بعد بخاطر اون زندگی کنم.

722
01:02:48,100 --> 01:02:50,833
‫حسابی هوس اون کیک‌های برنجی
‫با لوبیا رو کرده بودم.

723
01:02:50,866 --> 01:02:52,733
‫چی؟ کیک برنجی با لوبیا؟

724
01:02:53,433 --> 01:02:56,633
‫بیا تا هزارسال آینده رو
‫همینجوری زندگی کنیم.

725
01:02:58,633 --> 01:03:08,633
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M