1
00:00:00,500 --> 00:00:02,250
‫[این درام یک اثر تخیلی است که
‫براساس حقایق تاریخی خلق شده است.]

2
00:00:02,300 --> 00:00:03,966
‫[بیشتر جزئیات و تصویرسازی شخصیت‌ها تخیلی هستند.]

3
00:00:05,133 --> 00:00:07,266
‫«قسمت 17»

4
00:00:18,533 --> 00:00:19,800
‫اوه پسر.

5
00:00:21,966 --> 00:00:28,966
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه و تنظیم از حـامـد «

6
00:00:35,533 --> 00:00:37,566
‫میشه چندتا از این خنجرها رو

7
00:00:38,433 --> 00:00:40,733
‫محض احتیاط بردارم؟

8
00:00:41,833 --> 00:00:42,966
‫منظورت

9
00:00:43,700 --> 00:00:45,133
‫از این حرف چیه؟

10
00:00:53,033 --> 00:00:54,266
‫آره.

11
00:00:55,733 --> 00:00:58,400
‫وقتی توی شیمیانگ بودم
‫به یه متجاوز فروخته شدم

12
00:00:59,600 --> 00:01:01,800
‫و متحمل بالاترین تحقیر شدم.

13
00:01:07,266 --> 00:01:09,266
‫ضمنا ارباب لی جانگ هیون رو اونجا دیدم.

14
00:01:10,566 --> 00:01:12,533
‫بخاطر کمک اون بود که آزاد شدم.

15
00:01:17,066 --> 00:01:18,800
‫کاری که متجاوزین با من کردن

16
00:01:20,566 --> 00:01:22,233
‫تقصیر من نبود.

17
00:01:22,766 --> 00:01:24,250
‫اگه می‌خواستی بخاطرش منو طلاق بدی

18
00:01:24,300 --> 00:01:26,500
‫تحت هیچ شرایطی قبول نمی‌کردم.

19
00:01:27,066 --> 00:01:28,233
‫هرچند...

20
00:01:33,766 --> 00:01:36,500
‫توی شیمیانگ قلبم رو به ارباب لی دادم.

21
00:01:40,866 --> 00:01:41,966
‫بابتش متأسفم.

22
00:01:45,966 --> 00:01:47,600
‫واسه همین ازت طلاق می‌گیرم.

23
00:01:48,600 --> 00:01:58,600
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

24
00:02:03,766 --> 00:02:04,833
‫بانو.

25
00:02:06,766 --> 00:02:08,066
‫ممنون بابت همه چیز.

26
00:02:37,900 --> 00:02:39,100
‫گیل‌چائه.

27
00:02:42,466 --> 00:02:44,300
‫نه، نمی‌تونی بری.

28
00:02:44,833 --> 00:02:46,233
‫الان نمی‌تونی جایی بری.

29
00:02:47,000 --> 00:02:48,066
‫بذار برم.

30
00:02:50,133 --> 00:02:51,766
‫اگه اینجا بمونم

31
00:02:52,700 --> 00:02:54,266
‫یه مانع واسه ازدواج یونگ‌چائه

32
00:02:54,766 --> 00:02:56,366
‫و آزمون دولتی جنام،

33
00:02:57,133 --> 00:02:58,933
‫و همینطور افسر نام میشم.

34
00:03:01,466 --> 00:03:03,433
‫یه مدت مراقبت از پدرم رو می‌سپارم بهت.

35
00:03:04,433 --> 00:03:05,600
‫در عوضش

36
00:03:06,033 --> 00:03:07,466
‫از این بچه مواظبت می‌کنم.

37
00:03:10,300 --> 00:03:11,500
‫نه.

38
00:03:11,800 --> 00:03:13,000
‫نرو.

39
00:03:13,500 --> 00:03:14,800
‫زندگی خوبی خواهم داشت.

40
00:03:16,400 --> 00:03:17,666
‫زندگی خوبی خواهم داشت،

41
00:03:18,833 --> 00:03:21,000
‫و محبت کسی رو که بخاطر نجاتم

42
00:03:21,500 --> 00:03:23,433
‫جونش رو به خطر انداخت جبران می‌کنم.

43
00:03:27,166 --> 00:03:28,800
‫وقتی مستقر شدم خبرت می‌کنم.

44
00:03:33,000 --> 00:03:34,100
‫بریم.

45
00:03:35,366 --> 00:03:36,766
‫نرو گیل‌چائه.

46
00:03:37,933 --> 00:03:39,466
‫گیل‌چائه، نرو.

47
00:03:40,833 --> 00:03:43,200
‫گیل‌چائه، نرو!

48
00:03:58,300 --> 00:03:59,500
‫همینه؟

49
00:04:00,033 --> 00:04:01,166
‫چرا؟

50
00:04:01,366 --> 00:04:03,766
‫هرچی کادوی عروسی داشتم رو فروختم
‫تا این خونه رو بخرم.

51
00:04:05,633 --> 00:04:07,133
‫بیاید یکم غذا بخوریم.

52
00:04:08,933 --> 00:04:11,300
‫همیشه نگران سال‌های بعدم بودم.

53
00:04:12,133 --> 00:04:13,566
‫از این خونه خوشم میاد.

54
00:04:14,200 --> 00:04:15,233
‫دوستش داری؟

55
00:04:24,066 --> 00:04:25,166
‫حالا

56
00:04:26,066 --> 00:04:27,333
‫چطوری زندگی کنیم؟

57
00:04:28,266 --> 00:04:30,166
‫- واقعا.
‫- واقعا.

58
00:04:39,733 --> 00:04:40,900
‫خیانت؟

59
00:04:41,566 --> 00:04:42,900
‫خیانت؟

60
00:04:46,466 --> 00:04:49,100
‫شیم کی‌وون مرتکب خیانت شد؟

61
00:04:50,200 --> 00:04:51,600
‫طبق گزارشات

62
00:04:52,000 --> 00:04:54,050
‫شیم کی‌وون هزاران نیانگ هزینه کرد

63
00:04:54,100 --> 00:04:55,816
‫واسه تهیه نوشیدنی و کشتن گاو.

64
00:04:55,866 --> 00:04:58,983
‫حدود 70 مرد قوی رو توی کوهستان
‫پشت خونه‌اش جمع کرد

65
00:04:59,033 --> 00:05:00,716
‫و اونارو مجبور به تمرین تیراندازی

66
00:05:00,766 --> 00:05:02,933
‫واسه نقشه‌های آینده‌ش کرد.

67
00:05:03,766 --> 00:05:08,500
‫منظورت اینه که شیم کی‌وون مخفیانه
‫یه ارتش شخصی رو تمرین می‌داده؟

68
00:05:09,466 --> 00:05:12,333
‫قصد داشته خودش روی تاج و تخت بشینه؟

69
00:05:12,466 --> 00:05:13,966
‫اینطور نیست.

70
00:05:14,300 --> 00:05:15,400
‫پس

71
00:05:15,900 --> 00:05:18,700
‫قصد داشته به چه کسی به عنوان پادشاهش خدمت کنه؟

72
00:05:20,666 --> 00:05:21,800
‫اولش

73
00:05:27,166 --> 00:05:29,533
‫می‌خواست ولیعهد از شیمیانگ پادشاه بشه

74
00:05:29,566 --> 00:05:31,833
‫ولی نظرش عوض شد
‫و رفت روی شاهزاده هویون.

75
00:05:31,866 --> 00:05:35,866
‫[شاهزاده هویون: نوه‌ی نوه‌ی پادشاه سئونگ‌جونگ]

76
00:05:55,833 --> 00:05:59,166
‫رد تمام افراد خانواده‌ی شیم کی‌وون رو
‫داریم می‌گیریم.

77
00:05:59,600 --> 00:06:00,550
‫کسایی که فرار کردن...

78
00:06:00,600 --> 00:06:02,866
‫از فرماندار اوایجو بازجویی کنید.

79
00:06:03,166 --> 00:06:06,933
‫فرماندار اوایجو؟
‫اون ربطی به این جریان نداره.

80
00:06:07,533 --> 00:06:08,500
‫چرا

81
00:06:08,533 --> 00:06:10,200
‫فرماندار اوایجو

82
00:06:10,866 --> 00:06:14,366
‫اینکه ولیعهد با صدها اسیر

83
00:06:14,400 --> 00:06:17,000
‫سفر کرده رو مخفی کرد؟

84
00:06:19,566 --> 00:06:21,766
‫اعلیحضرت میخواد چکار کنه؟

85
00:06:21,833 --> 00:06:24,166
‫به ولیعهد مظنونه.

86
00:06:24,200 --> 00:06:25,200
‫خدای من.

87
00:06:25,566 --> 00:06:27,366
‫این مسلمه.

88
00:06:27,900 --> 00:06:30,883
‫چرا یهویی می‌خواد فرماندار اوایجو رو مجازات کنه؟

89
00:06:30,933 --> 00:06:32,633
‫معتقدم که اعلیحضرت

90
00:06:33,133 --> 00:06:36,933
‫از اسرایی که به ولیعهد وفادارن می‌ترسه.

91
00:06:37,100 --> 00:06:39,100
‫چرا باید از اسرای بی‌ارزش بترسه؟

92
00:06:39,133 --> 00:06:40,333
‫منم از همین در تعجبم.

93
00:06:52,733 --> 00:06:56,833
‫کی بهت دستور داد اشیای نفرین‌شده رو
‫همه‌جای کاخ دفن کنی؟

94
00:06:57,600 --> 00:07:00,283
‫سعی داشتی کی رو نفرین کنی؟

95
00:07:00,333 --> 00:07:01,533
‫نمی‌دونم.

96
00:07:01,866 --> 00:07:04,100
‫من هیچی در این مورد نمی‌دونم.

97
00:07:22,866 --> 00:07:25,900
‫دنبال شخص پشت اشیای نفرین‌شده‌‌ی

98
00:07:25,933 --> 00:07:27,600
‫دفن شده توی کاخ می‌گردن.

99
00:07:28,300 --> 00:07:29,266
‫شخص پشتش؟

100
00:07:29,300 --> 00:07:30,966
‫اگه حرفمو باور نمی‌کنی

101
00:07:31,433 --> 00:07:34,483
‫اداره‌ی دادگستری اخیراً
‫به دستور دفتر تدارکات کاخ،

102
00:07:34,533 --> 00:07:36,283
‫یه خدمتکار دربار رو با سم اعدام کرد.

103
00:07:36,333 --> 00:07:37,700
‫خودت می‌تونی چک کنی.

104
00:07:39,000 --> 00:07:41,450
‫دفتر تدارکات کاخ دستور داده اینکارو کنن؟

105
00:07:41,500 --> 00:07:44,466
‫چطوری دستور اعدام یه متخلف با سم

106
00:07:44,500 --> 00:07:47,800
‫توسط دفتر تدارکات کاخ صادر میشه،
‫نه دبیرخانه‌ی سلطنتی؟

107
00:07:47,833 --> 00:07:50,500
‫گمونم یه دلیلی داره که اداره‌ی دادگستری

108
00:07:50,533 --> 00:07:52,633
‫نمی‌تونه رسماً ازشون بازجویی کنه.

109
00:07:52,666 --> 00:07:54,800
‫حرف بیشتری واسه گفتن ندارم.

110
00:08:01,700 --> 00:08:03,633
‫از یه نفر یه خبر محرمانه دریافت کردم.

111
00:08:03,666 --> 00:08:06,983
‫خیلی از بانوان دربار درحال حاضر بازجویی شدن

112
00:08:07,033 --> 00:08:10,500
‫و شنیدم چندتاشون در حین شکنجه مُردن.

113
00:08:15,900 --> 00:08:18,500
‫پادشاه ظالم شده.

114
00:08:20,566 --> 00:08:22,066
‫یه فاجعه‌ی بزرگ

115
00:08:22,833 --> 00:08:25,400
‫داره به سر این کشور نازل میشه.

116
00:08:28,300 --> 00:08:31,200
‫اعلیحضرت ترسیده.

117
00:08:32,800 --> 00:08:33,933
‫اینو می‌دونی؟

118
00:08:33,966 --> 00:08:37,266
‫وقتی یه مرد بترسه، سنگدلیش خودشو بروز میده.

119
00:08:53,000 --> 00:08:54,000
‫پس

120
00:08:56,400 --> 00:08:58,266
‫وقتی برگشتی چوسان

121
00:09:01,433 --> 00:09:04,500
‫تمام رنج‌هایی که توی شیمیانگ کشیدی رو فراموش کن

122
00:09:08,066 --> 00:09:09,766
‫و به خوبی زندگی کن.

123
00:09:15,033 --> 00:09:16,233
‫یه زندگیِ

124
00:09:20,000 --> 00:09:21,466
‫خیره‌کننده و باشکوه.

125
00:09:24,866 --> 00:09:26,233
‫خودت باش، گیل‌چائه.

126
00:09:28,766 --> 00:09:29,900
‫متأسفم

127
00:09:31,433 --> 00:09:34,033
‫که نتونستم چنین زندگی‌ای داشته باشم.

128
00:10:05,666 --> 00:10:06,666
‫تو...

129
00:10:07,100 --> 00:10:09,366
‫گمونم توام اومدی اینجا که بمیری.

130
00:10:10,133 --> 00:10:11,166
‫دستمو بگیر.

131
00:10:15,700 --> 00:10:17,866
‫اگه می‌خواستی آخرش اینکارو بکنی

132
00:10:17,900 --> 00:10:20,300
‫چرا اون روز نذاشتی بمیرم؟

133
00:10:24,200 --> 00:10:25,866
‫من اومدم اینجا آب بردارم.

134
00:10:26,133 --> 00:10:28,466
‫تو اومدی خودتو بکشی؟

135
00:10:31,733 --> 00:10:32,733
‫آره.

136
00:10:33,933 --> 00:10:35,033
‫آرزوی مرگ دارم.

137
00:10:36,866 --> 00:10:38,900
‫با بدبختی صحیح و سالم برگشتم خونه،

138
00:10:38,933 --> 00:10:42,266
‫ولی خونوادم پرتم کردن بیرون
‫و گفتن که بی‌آبروشون کردم.

139
00:10:42,433 --> 00:10:44,700
‫باید همون موقع می‌مردم.

140
00:10:48,333 --> 00:10:49,333
‫باشه.

141
00:10:50,933 --> 00:10:52,300
‫هرکاری دوست داری بکن.

142
00:10:52,966 --> 00:10:54,666
‫ولی یه جای دیگه بمیر.

143
00:10:57,533 --> 00:11:01,966
‫وقتی می‌دونی اهالی روستا همگی از این چاه
‫استفاده می‌کنن، چرا باید اینجا خودتو بکشی؟

144
00:11:03,266 --> 00:11:04,266
‫جونگ جونگ.

145
00:11:15,366 --> 00:11:17,900
‫چرا قبل از مرگت یکم غذا نمی‌خوری؟

146
00:11:23,866 --> 00:11:25,183
‫دزد اینجاست.

147
00:11:25,233 --> 00:11:26,233
‫چی؟

148
00:11:28,500 --> 00:11:30,350
‫پس کار تو بود. بالاخره گرفتمت.

149
00:11:30,400 --> 00:11:31,400
‫ولم کن.

150
00:11:31,700 --> 00:11:32,950
‫- بچه پررو.
‫- برو بابا، ولم کن!

151
00:11:33,000 --> 00:11:34,000
‫نه.

152
00:11:37,066 --> 00:11:40,133
‫چطور تونستی با دست خالی برنج داغ برداری؟

153
00:11:42,066 --> 00:11:44,533
‫اگه غذا می‌خوای، برو یکم هیزم جمع کن.

154
00:11:44,566 --> 00:11:46,966
‫بعدش من بهت یه کاسه برنج میدم.

155
00:11:47,100 --> 00:11:49,166
‫- دروغ میگی.
‫- نه، دروغ نمیگم.

156
00:11:50,166 --> 00:11:52,466
‫ولی اگه بازم موقع غذا دزدیدن مچتو بگیرم

157
00:11:52,500 --> 00:11:54,100
‫واقعا حسابتو میذارم کف دستت.

158
00:11:54,133 --> 00:11:55,333
‫اینقدر دروغ نگو.

159
00:12:05,100 --> 00:12:06,500
‫اونا چی‌ان؟

160
00:12:09,300 --> 00:12:10,833
‫من اینارو ساختم.

161
00:12:11,633 --> 00:12:14,633
‫وقتی از شوهرم طلاق گرفتم
‫چندتاشو با خودم آوردم.

162
00:12:17,400 --> 00:12:20,733
‫چکار می‌تونم بکنم که اینو
‫به قیمت بالا بفروشم؟

163
00:12:21,033 --> 00:12:24,666
‫چطوری بعد از فروختن تمام اینا
‫غذا بگیریم بخوریم؟

164
00:12:24,700 --> 00:12:25,733
‫بهم غذا بده.

165
00:12:30,300 --> 00:12:31,333
‫غذا بده.

166
00:12:32,333 --> 00:12:34,266
‫قول دادی بهم غذا بدی.

167
00:12:36,133 --> 00:12:37,866
‫زود باش بهم غذا بده.

168
00:12:38,633 --> 00:12:40,633
‫اگه یه کاسه برنج بهم بدی

169
00:12:44,466 --> 00:12:46,600
‫با دوستام تقسیمش می‌کنم.

170
00:12:49,366 --> 00:12:50,500
‫گرسنمه.

171
00:13:00,366 --> 00:13:02,033
‫پدر و مادراتون کجان؟

172
00:13:02,800 --> 00:13:04,233
‫همه‌شون مُردن.

173
00:13:04,833 --> 00:13:07,500
‫متجاوزین پدر و مادرمو کشتن.

174
00:13:08,100 --> 00:13:09,133
‫منم همینطور.

175
00:13:12,000 --> 00:13:14,233
‫بهت گفتم تو اینجوری نیستی.

176
00:13:14,266 --> 00:13:17,333
‫مامانت میاد سراغت. مطمئنم.

177
00:13:17,866 --> 00:13:19,033
‫دروغ میگی.

178
00:13:23,866 --> 00:13:26,166
‫سونئا، به بچه‌ها بازم غذا بده.

179
00:13:26,466 --> 00:13:27,500
‫چی؟

180
00:13:28,133 --> 00:13:29,133
‫باشه.

181
00:13:29,166 --> 00:13:30,300
‫خوب بجوش.

182
00:13:31,266 --> 00:13:32,766
‫حتما گرسنه‌ای.

183
00:13:34,900 --> 00:13:36,633
‫بازم بهتون غذا میدم.

184
00:13:36,700 --> 00:13:38,400
‫بیاید، بازم برنج بخورید.

185
00:13:38,666 --> 00:13:39,766
‫همه رو بخورید.

186
00:13:59,066 --> 00:14:01,900
‫دیگه هرگز باهات بازی نمی‌کنم.

187
00:14:05,133 --> 00:14:07,533
‫اینو 128 بار گفتی.

188
00:14:07,566 --> 00:14:09,366
‫این دفعه جدی میگم.

189
00:14:11,300 --> 00:14:13,900
‫من از بازی کردن با علیاحضرت لذت می‌برم.

190
00:14:16,100 --> 00:14:17,833
‫از بازی کردن با من لذت می‌بری؟

191
00:14:18,700 --> 00:14:20,033
‫پس چطوره

192
00:14:20,733 --> 00:14:22,600
‫به درخواست من جواب مثبت بدی؟

193
00:14:24,933 --> 00:14:29,200
‫وقتی اینطوری خنده به لبم میارید
‫چطوری می‌تونم از بودن کنارتون لذت نبرم؟

194
00:14:45,233 --> 00:14:46,400
‫تو

195
00:14:46,800 --> 00:14:50,633
‫قبلا گفتی من تو رو یاد یه نفر میندازم.

196
00:14:52,000 --> 00:14:55,566
‫الان که بهم نگاه کردی یاد اون زن افتادی؟

197
00:14:56,400 --> 00:14:57,400
‫یا...

198
00:15:02,400 --> 00:15:03,400
‫همراهم بیا.

199
00:15:03,566 --> 00:15:05,600
‫ایندفعه یه بازی انجام می‌دیم
‫که بتونم توش برنده بشم.

200
00:15:07,966 --> 00:15:09,166
‫بیا این بازی رو انجام بدیم.

201
00:15:09,700 --> 00:15:13,533
‫اگه من برنده بشم، تا آخر عمرت کنارم می‌مونی.

202
00:15:13,766 --> 00:15:16,833
‫می‌دونی که نایب‌السلطنه
‫رفتارش با من خیلی خوبه.

203
00:15:17,333 --> 00:15:21,166
‫می‌تونم کمکت کنم تا روز مرگت
‫زندگی راحتی داشته باشی.

204
00:15:21,233 --> 00:15:24,133
‫خب اگه من برنده بشم پاداشم چیه؟

205
00:15:25,233 --> 00:15:26,933
‫چنین اتفاقی نمی‌افته.

206
00:15:27,766 --> 00:15:30,133
‫چینگ به زودی سرزمین اصلی رو فتح می‌کنه.

207
00:15:30,166 --> 00:15:33,666
‫بعدش مردم چوسان باید از چینگ اطاعت کنن.

208
00:15:34,433 --> 00:15:35,566
‫همین مسئله

209
00:15:36,800 --> 00:15:38,466
‫واسه توام صدق می‌کنه.

210
00:15:44,766 --> 00:15:46,133
‫دیدی؟

211
00:16:16,066 --> 00:16:17,600
‫چکار می‌کنی؟

212
00:16:17,966 --> 00:16:19,766
‫من یه تاجرم.

213
00:16:20,466 --> 00:16:22,200
‫همیشه دینم رو ادا می‌کنم.

214
00:16:23,200 --> 00:16:24,883
‫کسی که بهم سود برسونه

215
00:16:24,933 --> 00:16:26,633
‫سود بیشتری نصیبش میشه.

216
00:16:28,500 --> 00:16:30,366
‫کسی که بهم ضرر بزنه

217
00:16:32,200 --> 00:16:35,450
‫ضرر بیشتری رو متحمل میشه
‫و تا اینجا این اصول کار من بوده.

218
00:16:35,500 --> 00:16:36,600
‫قاعدتاً

219
00:16:37,366 --> 00:16:39,533
‫کسی که به من تیر بزنه

220
00:16:40,733 --> 00:16:42,466
‫حقشه که از من تیر بخوره.

221
00:16:43,600 --> 00:16:45,000
‫تو یه زن رذل

222
00:16:45,700 --> 00:16:47,033
‫و خودخواه

223
00:16:50,400 --> 00:16:51,833
‫و نادونی.

224
00:16:54,666 --> 00:16:56,033
‫بخاطر تو...

225
00:16:58,566 --> 00:16:59,700
‫لی جانگ هیون.

226
00:17:03,100 --> 00:17:04,466
‫خیلی عجیبه.

227
00:17:08,200 --> 00:17:09,700
‫اونقدر عصبانی بودم...

228
00:17:13,333 --> 00:17:15,533
‫که بیش از حد درموردت فکر کردم؟

229
00:17:33,833 --> 00:17:35,433
‫این یعنی چی؟

230
00:17:36,733 --> 00:17:38,700
‫از دست من عصبانی هستی

231
00:17:40,600 --> 00:17:42,533
‫یا زیادی به من فکر کردی؟

232
00:18:02,766 --> 00:18:03,900
‫لی جانگ هیون.

233
00:18:04,166 --> 00:18:05,533
‫وایسا ببینم.

234
00:18:05,566 --> 00:18:06,700
‫وایسا.

235
00:18:16,000 --> 00:18:17,250
‫اون یه زن احمقه.

236
00:18:17,300 --> 00:18:19,716
‫چطور یه ضعیفه جرأت می‌کنه
‫که بخواد شاهزاده‌ی درجه یک بشه؟

237
00:18:19,766 --> 00:18:21,800
‫هنوز فکر می‌کنه پدرش امپراتوره.

238
00:18:21,833 --> 00:18:23,300
‫دورگون تا کِی

239
00:18:23,333 --> 00:18:26,766
‫اونو نزدیک خودش نگه میداره
‫وقتی پدرش مادرش رو زنده دفن کرده؟

240
00:18:27,100 --> 00:18:30,600
‫اگه اون زن همینطور ادامه بده
‫به زودی به مغولستان فروخته میشه.

241
00:18:30,766 --> 00:18:32,466
‫وقتی توی مغولستان ازدواج کنه

242
00:18:32,500 --> 00:18:34,933
‫هیچکس اهمیت نمیده که بمیره
‫یا شوهرش با لگد پرتش کنه بیرون.

243
00:18:34,966 --> 00:18:38,600
‫شنیدم شوهر سابقش ولش کرده و رفته.

244
00:18:45,066 --> 00:18:46,300
‫من دستم رو

245
00:18:47,333 --> 00:18:49,466
‫به خونشون آلوده نمی‌کنم.

246
00:18:51,733 --> 00:18:54,866
‫به نایب‌السلطنه میگم
‫که از طرف من اونارو بکشه.

247
00:18:58,666 --> 00:18:59,800
‫چیه؟

248
00:19:00,800 --> 00:19:03,600
‫حالا که روابط سلطنتیم رو از دست دادم

249
00:19:04,033 --> 00:19:05,900
‫توام واسم ارزش قائل نیستی؟

250
00:19:06,933 --> 00:19:08,600
‫نگاه تحقیرآمیز به من ننداز.

251
00:19:08,900 --> 00:19:11,066
‫نایب‌السلطنه هنوز به من نیاز داره.

252
00:19:12,133 --> 00:19:13,533
‫و من هنوزم

253
00:19:14,966 --> 00:19:17,766
‫قدرت کافی واسه کشتن امثال تو رو دارم.

254
00:19:18,100 --> 00:19:19,233
‫علیاحضرت،

255
00:19:20,733 --> 00:19:23,200
‫دلیل اینکه کنار شما موندم

256
00:19:26,333 --> 00:19:28,166
‫از سر ترس نبود.

257
00:19:28,366 --> 00:19:29,366
‫پس چی؟

258
00:19:31,133 --> 00:19:34,066
‫از سر ترحم بود یا صدقه؟

259
00:19:35,000 --> 00:19:37,833
‫همونطور که به اسرا کمک می‌کنی؟

260
00:19:38,300 --> 00:19:39,533
‫هرچی هم که بگن

261
00:19:39,566 --> 00:19:41,300
‫تو هنوز همون آدمی هستی که بودی.

262
00:19:42,533 --> 00:19:44,300
‫من منم؟

263
00:19:46,200 --> 00:19:47,633
‫رذل،

264
00:19:47,833 --> 00:19:49,066
‫نادون

265
00:19:50,533 --> 00:19:51,700
‫و خودخواه؟

266
00:19:52,000 --> 00:19:53,033
‫آره.

267
00:19:55,400 --> 00:19:57,100
‫تو چنین آدمی هستی.

268
00:19:58,933 --> 00:20:00,266
‫نادون

269
00:20:03,333 --> 00:20:04,800
‫و خودخواه.

270
00:20:09,866 --> 00:20:11,133
‫ولی...

271
00:20:13,966 --> 00:20:15,466
‫گوش نمیدم.

272
00:20:19,700 --> 00:20:21,700
‫قبلا تو دست رد به سینه‌ی من زدی.

273
00:20:22,700 --> 00:20:24,400
‫امروز تو مردد بودی.

274
00:20:26,066 --> 00:20:27,800
‫یه روز آرزوی داشتن منو داری.

275
00:20:32,633 --> 00:20:36,600
‫دورگون به زودی ولیعهد رو
‫واسه همیشه برمی‌گردونه به چوسان.

276
00:20:37,000 --> 00:20:38,666
‫تو همینجا می‌مونی؟

277
00:20:41,100 --> 00:20:42,166
‫نه.

278
00:20:42,833 --> 00:20:44,100
‫باید بمونی.

279
00:20:55,733 --> 00:20:57,300
‫حقیقت داره؟

280
00:20:58,033 --> 00:20:59,600
‫بله عالیجناب.

281
00:21:00,566 --> 00:21:02,266
‫بازگشتتون به چوسان رو

282
00:21:04,000 --> 00:21:05,700
‫بهتون تبریک میگم.

283
00:21:13,100 --> 00:21:14,200
‫عالیجناب.

284
00:21:21,966 --> 00:21:24,866
‫تبریک، عالیجناب.

285
00:21:25,366 --> 00:21:29,600
‫- تبریک، عالیجناب.
‫- تبریک، عالیجناب.

286
00:21:30,266 --> 00:21:33,166
‫- تبریک، عالیجناب.
‫- تبریک، عالیجناب.

287
00:21:33,200 --> 00:21:37,383
‫- تبریک، عالیجناب.
‫- تبریک، عالیجناب.

288
00:21:37,433 --> 00:21:41,666
‫- تبریک، عالیجناب.
‫- تبریک، عالیجناب.

289
00:23:01,300 --> 00:23:02,400
‫اعلیحضرت.

290
00:23:06,066 --> 00:23:07,133
‫بیا داخل.

291
00:23:13,800 --> 00:23:14,783
‫اعلیحضرت.

292
00:23:14,833 --> 00:23:16,616
‫امپراتور چینگ

293
00:23:16,666 --> 00:23:18,800
‫ولیعد رو به چوسان برمی‌گردونه.

294
00:23:32,000 --> 00:23:33,800
‫حتما کشاورزی حسابی بهت میسازه.

295
00:23:36,600 --> 00:23:38,533
‫- ای بابا.
‫- اون پیرمرد

296
00:23:38,700 --> 00:23:42,466
‫با پس‌انداز عمرش هفت تیکه زمین کشاورزی خرید.

297
00:23:42,633 --> 00:23:45,500
‫قبل از اینکه اولین محصولش رو برداشت کنه اسیر شد.

298
00:23:45,600 --> 00:23:47,883
‫آرزوش اینه که فقط یک سال قبل از مرگش

299
00:23:47,933 --> 00:23:49,600
‫روی زمینش کشاورزی کنه.

300
00:23:49,900 --> 00:23:51,166
‫بنظر می‌رسه

301
00:23:51,200 --> 00:23:52,800
‫شانسی نداشته باشه.

302
00:23:56,100 --> 00:23:57,900
‫می‌تونه برگرده چوسان.

303
00:23:59,800 --> 00:24:00,900
‫یانگ‌چون.

304
00:24:02,866 --> 00:24:05,466
‫ولیعهد برمی‌گرده چوسان.

305
00:24:06,000 --> 00:24:07,366
‫اون

306
00:24:08,433 --> 00:24:10,100
‫همگی ما رو با خودش می‌بره.

307
00:24:11,033 --> 00:24:12,100
‫چی؟

308
00:24:18,200 --> 00:24:19,366
‫همگی!

309
00:24:20,166 --> 00:24:23,016
‫ولیعهد برمی‌گردن به چوسان!

310
00:24:23,066 --> 00:24:24,416
‫- چی؟
‫- شما هم

311
00:24:24,466 --> 00:24:25,766
‫همگی می‌تونید برید خونه!

312
00:24:26,866 --> 00:24:28,266
‫- واقعا؟
‫- راست میگه؟

313
00:24:28,300 --> 00:24:29,400
‫عالیه!

314
00:24:30,500 --> 00:24:32,366
‫آره! خدای من.

315
00:24:33,800 --> 00:24:35,900
‫- میریم خونه!
‫- ایول!

316
00:24:37,000 --> 00:24:38,233
‫میریم خونه!

317
00:24:38,266 --> 00:24:39,966
‫دیگه تموم شد!

318
00:24:40,933 --> 00:24:42,600
‫وای خدا، عالیه!

319
00:24:42,933 --> 00:24:45,033
‫خیلی خوبه.

320
00:24:53,933 --> 00:24:55,633
‫این غذا طعمش عالیه.

321
00:24:56,966 --> 00:25:00,500
‫[پدر، به زودی باز هم تو را خواهم دید.]

322
00:25:04,700 --> 00:25:05,700
‫جانگ هیون.

323
00:25:06,233 --> 00:25:08,433
‫شنیدم همه دارن میرن چوسان.

324
00:25:08,466 --> 00:25:09,466
‫آره.

325
00:25:11,466 --> 00:25:12,966
‫خیلی احساس آرامش دارم.

326
00:25:14,133 --> 00:25:15,800
‫تمام این مردم

327
00:25:17,400 --> 00:25:19,733
‫به لطف تو دارن برمی‌گردن چوسان.

328
00:25:20,066 --> 00:25:21,433
‫نه، من کاری نکردم.

329
00:25:21,466 --> 00:25:23,133
‫تمامش به لطف توئه.

330
00:25:23,200 --> 00:25:25,316
‫جانگ هیون معمولا به کس دیگه‌ای اهمیت نمیده.

331
00:25:25,366 --> 00:25:28,983
‫اونقدر ناله کردی که به تمام اسرا کمک کرد.

332
00:25:29,033 --> 00:25:32,016
‫به خاطر اون افتتاح شعبه‌ی ناموون اوسیم‌جونگ
‫به تاخیر افتاده بود

333
00:25:32,066 --> 00:25:33,983
‫پس اگه بهش فکر کنی،
‫اینکه من هنوز پولدار نشدم

334
00:25:34,033 --> 00:25:36,300
‫بخاطر اینه که تو خیلی فضول بودی.

335
00:25:37,800 --> 00:25:39,433
‫اگه الان ثروتمند شده بودم

336
00:25:39,466 --> 00:25:42,566
‫جونگ جونگ به این راحتی برنمی‌گشت.

337
00:25:42,600 --> 00:25:44,733
‫حالا وقتی شعبه‌ی ناموون افتتاح بشه

338
00:25:44,766 --> 00:25:47,300
‫تمام زنای چوسان...

339
00:25:47,600 --> 00:25:49,700
‫آره، اینارو تمیز کن.

340
00:25:53,600 --> 00:25:56,466
‫واقعا اصلا اهمیتی به من نمیده.

341
00:25:57,333 --> 00:25:59,716
‫منظورت چیه که نمی‌تونیم
‫اسرا رو ببریم چوسان؟

342
00:25:59,766 --> 00:26:01,916
‫یادتونه وقتی اعلیحضرت توی چوسان

343
00:26:01,966 --> 00:26:04,266
‫فرماندار اوایجو رو تنبیه کردن؟

344
00:26:05,433 --> 00:26:07,616
‫وقتی داشتید به چوسان می‌رفتید

345
00:26:07,666 --> 00:26:10,666
‫صدها اسیر رو که که با بودجه‌ی ملی
‫آزاد شده بودن همراهتون بردید.

346
00:26:10,700 --> 00:26:14,200
‫فرماندار اوایجو این مسئله رو
‫سر موقع گزارش نکرده بود.

347
00:26:15,166 --> 00:26:18,066
‫بخاطر اسرایی که همراهم بردم

348
00:26:19,066 --> 00:26:20,800
‫فرماندار تنبیه شد؟

349
00:26:23,000 --> 00:26:24,533
‫بله عالیجناب.

350
00:26:24,766 --> 00:26:25,766
‫واسه همین

351
00:26:26,466 --> 00:26:29,833
‫بیش از 150 کشاورزی که
‫قبلا گزارششون داده شده،

352
00:26:29,866 --> 00:26:33,833
‫صدها اسیر دیگه‌ای که شخصاً خریدید

353
00:26:35,300 --> 00:26:37,633
‫اجازه ندارن به چوسان برگردن.

354
00:26:39,666 --> 00:26:40,666
‫نه.

355
00:26:42,600 --> 00:26:44,933
‫من به اونا قول دادم.

356
00:26:45,033 --> 00:26:49,333
‫که وقتی برگردم چوسان تحت هر شرایطی
‫اونارو با خودم ببرم.

357
00:26:49,366 --> 00:26:50,466
‫عالیجناب.

358
00:26:50,866 --> 00:26:52,933
‫نباید اسرا رو ببرید.

359
00:26:53,233 --> 00:26:55,833
‫اعلیحضرت توی چوسان راضی نیستن.

360
00:26:56,566 --> 00:26:57,700
‫عالیجناب.

361
00:27:01,900 --> 00:27:03,633
‫اسرا رو همینجا رها کنیم؟

362
00:27:05,366 --> 00:27:07,166
‫درمورد چی حرف میزنی؟

363
00:27:08,533 --> 00:27:10,316
‫منظورم این نیست که تا همیشه بمونن.

364
00:27:10,366 --> 00:27:12,500
‫منظورم اینه که بعدا برمی‌گردیم واسشون.

365
00:27:15,433 --> 00:27:17,166
‫منظورت از بعدا چیه؟

366
00:27:17,633 --> 00:27:20,533
‫عالیجناب واسه همیشه قراره برگرده چوسان.

367
00:27:20,566 --> 00:27:23,900
‫اگه این اسرا الان همراهش نرن

368
00:27:24,000 --> 00:27:26,166
‫دیگه هیچ امیدی ندارن

369
00:27:27,166 --> 00:27:29,600
‫که برگردن به چوسان.

370
00:27:29,800 --> 00:27:30,900
‫اعلیحضرت...

371
00:27:32,933 --> 00:27:34,633
‫نمی‌خوان اسرایی که کنار عالیجناب
‫توی شیمیانگ بودن

372
00:27:34,666 --> 00:27:36,766
‫به چوسان برگردن.

373
00:27:37,500 --> 00:27:39,900
‫حتما سوء تفاهمی صورت گرفته.

374
00:27:40,666 --> 00:27:43,000
‫بیاید به عالیجناب اعتماد کنیم و صبر کنیم.

375
00:27:43,033 --> 00:27:44,766
‫وقتی ایشون به چوسان برگردن

376
00:27:44,933 --> 00:27:49,166
‫مطمئنم سوء تفاهم اعلیحضرت رو حل می‌کنن.

377
00:27:50,900 --> 00:27:52,866
‫چی؟ ما رو رها می‌کنن؟

378
00:27:53,700 --> 00:27:55,500
‫منظورت از رهاکردن چیه؟

379
00:27:55,533 --> 00:27:57,433
‫عالیجناب آدمی نیست که چنین کاری کنه.

380
00:27:57,466 --> 00:27:59,500
‫ای بابا، لی جانگ هیون.

381
00:27:59,900 --> 00:28:02,766
‫از کی تا حالا طرف دربار و سلطنت رو می‌گیری؟

382
00:28:03,066 --> 00:28:04,633
‫من طرف کسی رو نمی‌گیرم.

383
00:28:04,666 --> 00:28:08,000
‫حالا بگیر بشین، خب؟

384
00:28:12,700 --> 00:28:13,700
‫یانگ‌چون.

385
00:28:15,100 --> 00:28:16,766
‫بدون همکاری دربار چوسان

386
00:28:16,800 --> 00:28:18,733
‫حتی اگه از رودخونه رد بشن

387
00:28:19,266 --> 00:28:21,533
‫دوباره برگردونده میشن به چینگ.

388
00:28:23,200 --> 00:28:27,733
‫بین کسایی که اینجا پیش ما هستن،
‫بعضیا بطور رسمی آزاد نشدن

389
00:28:27,766 --> 00:28:30,200
‫و بقیه هم فرار کردن.

390
00:28:30,866 --> 00:28:32,000
‫پس یانگ‌چون

391
00:28:33,500 --> 00:28:36,800
‫فعلا با من برگرد به چوسان.

392
00:28:37,733 --> 00:28:41,100
‫و وقتی عالیجناب بعدا مجوزش رو گرفت

393
00:28:41,133 --> 00:28:43,466
‫من مسئولیتش رو قبول می‌کنم

394
00:28:44,700 --> 00:28:46,966
‫و دیگر اسرا رو برمی‌گردونم.

395
00:28:47,766 --> 00:28:49,466
‫منم همینجا می‌مونم.

396
00:28:50,100 --> 00:28:52,066
‫- یانگ‌چون.
‫- بهش فکر کن.

397
00:28:53,366 --> 00:28:56,050
‫اونا حتی آدمای معمولی رو گرفتن
‫و اصرار داشتن که اسیر فراری هستن.

398
00:28:56,100 --> 00:28:57,683
‫وقتی عالیجناب بره

399
00:28:57,733 --> 00:29:00,550
‫به نظرت بقیه مردم چوسان که توی
‫شیمیانگ می‌مونن، وضع درستی خواهند داشت؟

400
00:29:00,600 --> 00:29:02,133
‫اونا اصرار دارن که اینا اسرای فراری هستن

401
00:29:02,166 --> 00:29:04,633
‫و به زور آوردنشون اینجا.
‫چطوری کسی می‌تونه جلوشو بگیره؟

402
00:29:04,666 --> 00:29:07,533
‫اگه بازم دستگیر بشن، گوشاشون

403
00:29:07,800 --> 00:29:10,200
‫و پاشنه‌هاشون رو ببرن و تهش هم بمیرن؟

404
00:29:13,366 --> 00:29:15,033
‫پس من می‌مونم اینجا.

405
00:29:15,800 --> 00:29:18,400
‫- بهتره که تو...
‫- این درست نیست.

406
00:29:18,600 --> 00:29:19,900
‫تو باید بری

407
00:29:20,366 --> 00:29:23,633
‫و مطمئن شی که عالیجناب سر قولش می‌مونه.

408
00:29:24,766 --> 00:29:28,033
‫من همینجا می‌مونم و حواسم به اسرا هست.

409
00:29:29,133 --> 00:29:32,533
‫تو باید بری به چوسان
‫و از عالیجناب قول بگیری.

410
00:29:33,900 --> 00:29:36,800
‫منو که رها نمی‌کنی، ها؟

411
00:29:44,566 --> 00:29:46,100
‫اگه همه میرن

412
00:29:46,500 --> 00:29:47,933
‫پس ما چی؟

413
00:29:48,466 --> 00:29:50,733
‫همه‌مون رو میذارن و میرن؟

414
00:29:50,866 --> 00:29:52,200
‫می‌دونستم اینطوری میشه.

415
00:29:52,233 --> 00:29:53,666
‫پس کِی برگردیم؟

416
00:29:53,700 --> 00:29:55,316
‫مگه نگفتی همه‌مون رو می‌برن؟

417
00:29:55,366 --> 00:29:57,483
‫- ساکت باشید.
‫- آره، ساکت.

418
00:29:57,533 --> 00:29:59,700
‫- ساکت.
‫- حالا وقت ساکت کردن نیست.

419
00:29:59,733 --> 00:30:02,200
‫- ما باید چکار کنیم؟
‫- ساکت!

420
00:30:05,366 --> 00:30:08,900
‫ممکنه به ولیعهد اعتماد نداشته باشید
‫ولی به لی جانگ هیون اعتماد دارید، آره؟

421
00:30:08,933 --> 00:30:10,600
‫من به لی جانگ هیون اعتماد دارم.

422
00:30:11,266 --> 00:30:13,900
‫پس منم پیش شما می‌مونم.

423
00:30:15,133 --> 00:30:18,066
‫همینجا می‌مونم و با همگی شما برمی‌گردم.

424
00:30:18,466 --> 00:30:20,400
‫مطمئن میشم که شما،

425
00:30:20,933 --> 00:30:23,666
‫بچه‌هاتون، برادرها و خواهراتون

426
00:30:25,366 --> 00:30:26,900
‫و پدر و مادرهاتون رو

427
00:30:29,533 --> 00:30:32,533
‫برگردونم چوسان.

428
00:30:34,366 --> 00:30:36,766
‫- اگه توام همینجا می‌مونی، اشکال نداره.
‫- معلومه.

429
00:30:36,800 --> 00:30:38,566
‫- خدای من، خیالم راحت شد.
‫- فکر می‌کردم اونم قراره بره.

430
00:30:38,600 --> 00:30:40,050
‫- حالا مشکلی نیست.
‫- اصلا مشکلی نیست.

431
00:30:40,100 --> 00:30:41,566
‫- ما بهت اعتماد می‌کنیم.
‫- آره، درسته.

432
00:30:41,600 --> 00:30:43,500
‫- خیالمون راحت شد.
‫- آره.

433
00:30:43,533 --> 00:30:44,866
‫- اونم پیشمون می‌مونه.
‫- درسته.

434
00:30:44,900 --> 00:30:47,200
‫- مشکلی پیش نمیاد.
‫- آره، درسته.

435
00:30:47,233 --> 00:30:49,166
‫- عالیه.
‫- آره، عالیه.

436
00:30:56,800 --> 00:30:57,966
‫درود، علیاحضرت.

437
00:30:58,000 --> 00:31:00,600
‫تصمیم گرفتی همینجا بمونی، درسته؟

438
00:31:04,933 --> 00:31:06,033
‫میری؟

439
00:31:10,733 --> 00:31:13,433
‫اون زن الان دیگه برگشته پیش شوهرش.

440
00:31:13,466 --> 00:31:14,466
‫بله.

441
00:31:15,533 --> 00:31:19,100
‫منم تصمیم ندارم با یه زن متأهل
‫وقتمو هدر بدم

442
00:31:19,866 --> 00:31:22,066
‫و باعث دردسرش بشم.

443
00:31:23,400 --> 00:31:24,433
‫پس

444
00:31:26,300 --> 00:31:27,600
‫اگه تو بخوای

445
00:31:29,333 --> 00:31:31,100
‫کنارت می‌مونم.

446
00:31:32,900 --> 00:31:33,900
‫البته

447
00:31:35,000 --> 00:31:36,366
‫یه درخواست دارم.

448
00:31:46,933 --> 00:31:49,733
‫شنیدم شوهرت از خونه پرتت کرده بیرون.

449
00:31:50,333 --> 00:31:52,600
‫درواقع من به خواست خودم
‫از اون خونه زدم بیرون.

450
00:31:52,833 --> 00:31:56,266
‫ولی چون هیچکس حرف منو باور نمی‌کنه
‫میذارم همینطور فکر کنن.

451
00:31:57,733 --> 00:31:59,400
‫شبیه وضعیت منه.

452
00:31:59,633 --> 00:32:03,500
‫هروقت اتفاق بدی توی قصر میفته،
‫همه منو بابتش سرزنش می‌کنن.

453
00:32:03,533 --> 00:32:06,433
‫چون اذیت میشدم بهشون بی‌محلی کردم.

454
00:32:07,200 --> 00:32:10,100
‫خب. این خنجر رو چند می‌فروشی؟

455
00:32:11,066 --> 00:32:12,500
‫اون خنجر

456
00:32:12,966 --> 00:32:15,000
‫حکاکیش بعد از اینکه استاد آهنگرمون

457
00:32:15,033 --> 00:32:17,783
‫خواب دید سه الهه‌ی باروری
‫بهش یه هلو دادن، انجام شده.

458
00:32:17,833 --> 00:32:21,200
‫هر زنی که اون خنجر رو داشته باشه
‫12 پسر سالم به دنیا میاره.

459
00:32:21,233 --> 00:32:24,800
‫- یه خنجر جادوییه...
‫- چقدر واسه چرخوندن زندگی زحمت می‌کشی.

460
00:32:24,833 --> 00:32:26,333
‫مطمئنم خیلی زحمت می‌کشی.

461
00:32:26,766 --> 00:32:29,800
‫کی میاد از زنی خنجر بخره که

462
00:32:29,833 --> 00:32:32,100
‫توسط یه متجاوز تحقیر شده؟

463
00:32:34,233 --> 00:32:35,233
‫باشه.

464
00:32:36,100 --> 00:32:38,166
‫مبلغ زیادی بابتش می‌پردازم.

465
00:32:40,733 --> 00:32:43,533
‫ولی یه کاری هست که باید واسم انجام بدی.

466
00:32:45,166 --> 00:32:49,066
‫به زودی ولیعهد واسه همیشه برمی‌گرده چوسان.

467
00:32:49,100 --> 00:32:50,766
‫واسه همین دارم اینو میگم.

468
00:32:52,466 --> 00:32:54,133
‫ولیعهد

469
00:32:55,000 --> 00:32:56,766
‫برمی‌گرده به چوسان؟

470
00:32:59,466 --> 00:33:01,800
چو بهت یه کار سپرد؟

471
00:33:01,833 --> 00:33:03,266
‫چه‌جور کاری؟

472
00:33:05,133 --> 00:33:08,533
‫جانگ هیون بهم گفت زندگی
‫خیره‌کننده و باشکوهی داشته باشم.

473
00:33:09,200 --> 00:33:12,266
‫هرگز این زندگیم رو بهش نشون نمیدم.

474
00:33:13,300 --> 00:33:14,333
‫چی؟

475
00:33:14,833 --> 00:33:16,633
‫ولیعهد داره میاد.

476
00:33:17,900 --> 00:33:20,800
‫پس مترجم لی و گوجام هم میان.

477
00:33:27,700 --> 00:33:28,866
‫راه رو باز کنید!

478
00:33:28,900 --> 00:33:31,766
‫راه رو واسه علیاحضرت و ولیعهد باز کنید!

479
00:33:52,833 --> 00:33:53,866
‫دیدی؟

480
00:33:54,433 --> 00:33:55,733
‫اون نیومد.

481
00:33:56,700 --> 00:33:59,000
‫شاهدخت چینگ چشمش دنبال اونه

482
00:33:59,033 --> 00:34:01,400
‫پس می‌تونه اونجا یه زندگی
‫خیلی راحت داشته باشه.

483
00:34:01,433 --> 00:34:03,100
‫چرا باید بیاد اینجا؟

484
00:34:04,766 --> 00:34:05,866
‫صبر کن و ببین.

485
00:34:07,500 --> 00:34:09,166
‫یه روز لی جانگ هیون

486
00:34:10,300 --> 00:34:11,600
‫مال من میشه.

487
00:34:12,966 --> 00:34:14,100
‫حق با توئه.

488
00:34:15,533 --> 00:34:17,933
‫گمونم اون نمیاد.

489
00:34:20,866 --> 00:34:22,000
‫گوجام.

490
00:34:35,550 --> 00:34:45,550
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

491
00:34:59,100 --> 00:35:00,366
‫اومدی.

492
00:35:10,133 --> 00:35:12,266
‫- عالیجناب.
‫- عالیجناب.

493
00:35:12,633 --> 00:35:17,100
‫- عالیجناب ولیعهد.
‫- عالیجناب ولیعهد.

494
00:35:31,533 --> 00:35:32,700
‫مادر.

495
00:35:33,333 --> 00:35:34,600
‫پدر.

496
00:35:38,433 --> 00:35:39,566
‫بیا پیشم.

497
00:35:55,533 --> 00:35:57,200
‫عالیجناب دارن لبخند می‌زنن.

498
00:36:06,833 --> 00:36:09,133
‫خوشحالی که برگشتی چوسان؟

499
00:36:11,333 --> 00:36:12,500
‫پرسیدن داره؟

500
00:36:15,533 --> 00:36:17,200
‫من اینجا بزرگ شدم.

501
00:36:20,900 --> 00:36:23,033
‫این قصر مثل زادگاه منه.

502
00:36:44,433 --> 00:36:48,233
‫همه وقتی که به زادگاهشون میان
‫هیجان زیادی دارن.

503
00:36:50,733 --> 00:36:52,566
‫من زادگاهی ندارم

504
00:36:53,133 --> 00:36:56,033
‫پس فکر نمی‌کردم جایی واسه رفتن داشته باشم.

505
00:36:57,566 --> 00:36:59,900
‫ولی منم یه خونه داشتم که
‫دلم واسش تنگ شده بود

506
00:37:00,533 --> 00:37:02,333
‫و می‌خواستم برگردم توش.

507
00:37:09,800 --> 00:37:11,000
‫خوب بخوابی.

508
00:37:22,600 --> 00:37:25,966
‫تمام شب بیدار می‌مونی تا از چاه آب بکشی.

509
00:37:28,466 --> 00:37:30,800
‫بعد از خلاص شدن از دستم خوشحال شدی؟

510
00:37:30,833 --> 00:37:31,966
‫گوجام.

511
00:37:32,000 --> 00:37:34,683
‫برنگشتی، واسه همین من اومدم دیدنت.

512
00:37:34,733 --> 00:37:36,666
‫ای بابا، چرا داری گریه می‌کنی؟

513
00:37:36,700 --> 00:37:38,333
‫اگه می‌خواستی گریه کنی پس چرا رفتی؟

514
00:37:38,366 --> 00:37:39,666
‫نمی‌دونم.

515
00:37:40,833 --> 00:37:42,700
‫اصلا نمی‌دونی چه حالی دارم.

516
00:37:43,133 --> 00:37:44,133
‫اصلا نمی‌دونی.

517
00:37:44,633 --> 00:37:46,633
‫الان جونگ جونگ رو دیدم.

518
00:37:46,700 --> 00:37:49,700
‫گفت بانو یو دیگه توی آهنگری کار نمی‌کنه.

519
00:37:50,166 --> 00:37:52,466
‫ولی حتما رفته قدم بزنه.

520
00:37:53,833 --> 00:37:56,600
‫وقت زیادی نداریم. باید عجله کنی.

521
00:37:56,633 --> 00:37:59,766
‫چی داری میگی؟ تازه رسیدیم چوسان.

522
00:37:59,800 --> 00:38:01,866
‫من باید برگردم چینگ، پس...

523
00:38:05,000 --> 00:38:06,100
‫بگذریم،

524
00:38:07,300 --> 00:38:09,900
‫باید زود ببینمش که مطمئن شم حالش خوبه

525
00:38:09,933 --> 00:38:11,900
‫پس از طریق جونگ جونگ ترتیبشو بده.

526
00:38:11,933 --> 00:38:14,066
‫کار سختیه، من که بهت گفتم.

527
00:38:14,100 --> 00:38:15,700
‫از وقتی متجاوزین حمله کردن

528
00:38:15,733 --> 00:38:18,233
‫تمام زن‌هارو زیر نظر داشتن.

529
00:38:18,266 --> 00:38:20,166
‫بخصوص زنان نجیب‌زاده.

530
00:38:24,900 --> 00:38:27,766
‫پس باید خودم ترتیب کارهارو بدم.

531
00:38:28,566 --> 00:38:30,166
‫چی؟ ای بابا.

532
00:39:01,366 --> 00:39:03,033
‫چطوری فهمیدی

533
00:39:03,633 --> 00:39:05,066
‫که من اینجا زندگی می‌کنم؟

534
00:39:06,466 --> 00:39:10,266
‫حتما می‌دونی که ارباب لی الان برگشته چوسان.

535
00:39:11,100 --> 00:39:14,200
‫می‌خوای ببینیش؟

536
00:39:16,333 --> 00:39:17,900
‫ازم می‌خوای

537
00:39:19,166 --> 00:39:20,333
‫که ببینمش؟

538
00:39:21,800 --> 00:39:22,933
‫نه، من نمی‌خوام.

539
00:39:23,733 --> 00:39:24,900
‫هرچند

540
00:39:25,400 --> 00:39:27,633
‫ارباب لی می‌خواد تو رو ببینه.

541
00:39:28,500 --> 00:39:29,766
‫با این اوصاف

542
00:39:31,033 --> 00:39:33,466
‫پیشنهاد می‌کنم بری و ببینیش.

543
00:39:35,966 --> 00:39:37,016
‫اینکارو نمی‌کنم.

544
00:39:37,066 --> 00:39:39,333
‫نمی‌خوای که اون ببینه

545
00:39:40,566 --> 00:39:43,366
‫تو چنین جایی زندگی می‌کنی، درسته؟

546
00:39:46,933 --> 00:39:50,633
‫دیر یا زود می‌فهمه که کجا زندگی می‌کنی.

547
00:39:51,600 --> 00:39:53,100
‫پس برو به دیدنش.

548
00:39:54,733 --> 00:39:56,933
‫بهش نشون بده که اوضاعت خوبه.

549
00:39:59,166 --> 00:40:01,700
‫فقط اون موقعست که بیخیال میشه
‫و به زندگیش میرسه.

550
00:40:07,433 --> 00:40:10,233
‫من اینجا هیچ زن نجیب‌زاده‌ای نمی‌بینم.

551
00:40:14,100 --> 00:40:15,266
‫اون جونگ جونگه.

552
00:40:15,300 --> 00:40:16,383
‫جونگ جونگ.

553
00:40:16,433 --> 00:40:17,533
‫گوجام.

554
00:40:21,000 --> 00:40:23,266
‫- چکار می‌کنی؟
‫- بیا ببین.

555
00:40:29,133 --> 00:40:30,800
‫اینجا چکار می‌کنی؟

556
00:41:01,433 --> 00:41:02,600
‫خب؟

557
00:41:02,933 --> 00:41:05,333
‫توی شیمیانگ با زن‌های دیگه آشنا شدی؟

558
00:41:06,133 --> 00:41:08,933
‫خب زنای زیادی بودن که آرزوی منو داشتن.

559
00:41:09,100 --> 00:41:11,900
‫می‌دونی، منو گرز چوسان صدا می‌زنن.

560
00:41:13,133 --> 00:41:14,266
‫ولی

561
00:41:15,000 --> 00:41:16,933
‫من دوست دارم همه‌چیزو ساده نگه دارم.

562
00:41:22,233 --> 00:41:23,333
‫ول کن!

563
00:41:24,566 --> 00:41:26,633
‫می‌دونی رفتم پیش طالع‌بین.

564
00:41:26,700 --> 00:41:29,500
‫گفتن قراره حسابی پولدار بشم.

565
00:41:30,400 --> 00:41:33,633
‫بهتره منو ول نکنی و سفت بچسبی بهم.

566
00:41:38,366 --> 00:41:40,833
‫هر روز از توی اتاقم جم نمی‌خورم
‫و مثل یه ملکه باهام رفتار میشه.

567
00:41:40,866 --> 00:41:43,266
‫واسه همین حسابی حوصلم سر رفته بود.

568
00:41:43,600 --> 00:41:45,433
‫افسر گو بیش از حد مواظب منه.

569
00:41:45,466 --> 00:41:49,000
‫نمیذاره بدون اجازه‌اش
‫حتی راه برم یا سرپا بایستم.

570
00:41:49,033 --> 00:41:52,700
‫واسه همین بهش گفتم میرم بابام رو ببینم
‫تا گذاشت از خونه خارج شم.

571
00:41:53,833 --> 00:41:54,900
‫بچه‌ی عزیزم،

572
00:41:55,333 --> 00:41:57,100
‫مجبور شدم امروز دروغ بگم.

573
00:41:57,600 --> 00:41:59,333
‫وانمود کن چیزی نشنیدی.

574
00:42:04,066 --> 00:42:05,366
‫تو چی؟

575
00:42:05,766 --> 00:42:07,733
‫حال و احوالت چطوره؟

576
00:42:09,100 --> 00:42:11,066
‫می‌دونم شاهدخت چینگ حسابی دلبسته‌ات بود،

577
00:42:11,100 --> 00:42:14,000
‫واسه همین فکرشو نمی‌کردم برگردی چوسان.

578
00:42:15,100 --> 00:42:17,800
‫باید به زودی برگردم چینگ.

579
00:42:19,433 --> 00:42:20,600
‫این دفعه

580
00:42:21,166 --> 00:42:24,466
‫برگشتم چون می‌خواستم یه سر کوتاه
‫به زادگاهم بزنم.

581
00:42:24,500 --> 00:42:26,100
‫خبر نداشتم

582
00:42:26,500 --> 00:42:27,633
‫ولی مشخص شد

583
00:42:28,033 --> 00:42:29,733
‫که منم یه زادگاه دارم.

584
00:42:36,600 --> 00:42:38,033
‫حالت خوبه؟

585
00:42:40,033 --> 00:42:41,466
‫این خوب نیست.

586
00:42:41,500 --> 00:42:42,800
‫باید چندتا کجاوه‌چی خبر کنم...

587
00:42:42,833 --> 00:42:43,933
‫نه بابا.

588
00:42:44,433 --> 00:42:46,766
‫گفتم که می‌خواستم قدم بزنم.

589
00:42:47,166 --> 00:42:50,233
‫بعدشم بدجور هوس اون کیک‌های برنجی
‫با لوبیا رو کرده بودم.

590
00:42:50,266 --> 00:42:51,800
‫چی؟ کیک...

591
00:42:52,233 --> 00:42:53,433
‫کیک برنجی با لوبیا؟

592
00:42:54,433 --> 00:42:55,500
‫آره.

593
00:42:56,566 --> 00:42:58,166
‫وقتی توی خونه درست می‌کنی

594
00:42:58,200 --> 00:43:00,733
‫اصلا طعمش مثل اونایی که می‌خری نمیشه.

595
00:43:02,066 --> 00:43:05,900
‫جونگ جونگ رفت کیک برنجی بخره.
‫چرا اینقدر لفتش داده؟

596
00:43:07,100 --> 00:43:09,183
‫جونگ جونگ؟

597
00:43:09,233 --> 00:43:10,600
‫کجا رفت؟

598
00:43:11,000 --> 00:43:12,833
‫همینجا صبر کن.

599
00:43:12,866 --> 00:43:15,766
‫من میرم گوجام و جونگ جونگ رو پیدا کنم.

600
00:43:15,966 --> 00:43:16,966
‫چی؟

601
00:43:17,066 --> 00:43:18,833
‫- جونگ جونگ.
‫- سرورم.

602
00:43:20,600 --> 00:43:21,833
‫جونگ جونگ!

603
00:43:23,633 --> 00:43:25,466
‫- سلام.
‫- خوش اومدی.

604
00:43:25,500 --> 00:43:27,433
‫- موفق شدی.
‫- بیا اینجا.

605
00:43:29,266 --> 00:43:30,466
‫کیک برنجی.

606
00:43:30,500 --> 00:43:32,533
‫- کیک برنجی بخرید.
‫- نگاه کن.

607
00:43:33,066 --> 00:43:35,033
‫- خدای من.
‫- خیلی خوبن.

608
00:43:46,400 --> 00:43:50,233
‫گوجام و جونگ جونگ حتما یه صحبتایی با هم میکنن

609
00:43:50,433 --> 00:43:52,500
‫هیچ کجا نتونستم پیداشون کنم.

610
00:43:53,633 --> 00:43:56,166
‫خب این...

611
00:43:56,766 --> 00:43:59,400
‫موقع برگشت یه پیرزن رو دیدم

612
00:44:00,233 --> 00:44:03,700
‫که کیک برنجی می‌فروخت،
‫حالا چطوره یکم بخوری؟

613
00:44:28,000 --> 00:44:29,066
‫آره.

614
00:44:29,600 --> 00:44:31,400
‫همون طعمیه که دلم واسش تنگ شده بود.

615
00:44:32,366 --> 00:44:34,033
‫یکم نوشیدنی بخور.

616
00:44:41,833 --> 00:44:43,433
‫چقدر گواراست.

617
00:44:44,333 --> 00:44:46,133
‫توام باید یکم بخوری.

618
00:44:48,433 --> 00:44:50,700
‫فکر من نباش، تمامش واسه خودته.

619
00:44:57,600 --> 00:44:59,800
‫آره، بذارش سرجاش.

620
00:45:00,866 --> 00:45:02,666
‫پس یکم دیگه می‌خورم.

621
00:45:14,466 --> 00:45:17,133
‫چرا دیگه توی آهنگری کار نمی‌کنی؟

622
00:45:19,333 --> 00:45:20,833
‫حتما دلیلش رو می‌دونی.

623
00:45:21,833 --> 00:45:24,333
‫از وقتی از چینگ برگشتم

624
00:45:24,366 --> 00:45:26,766
‫به ندرت از خونه میرم بیرون.

625
00:45:28,066 --> 00:45:29,666
‫چاره‌ای ندارم.

626
00:45:31,366 --> 00:45:34,633
‫شوهرم گفت یه کجاوه واسم می‌فرسته.

627
00:45:36,900 --> 00:45:38,066
‫اوناهاش.

628
00:45:45,766 --> 00:45:46,800
‫آره.

629
00:45:48,033 --> 00:45:49,566
‫بهتره بری خونه.

630
00:45:52,533 --> 00:45:55,800
‫دوست دارم بازم یه نگاه این اطراف بندازم
‫ولی نمی‌تونم.

631
00:45:56,500 --> 00:46:00,200
‫شوهرم بدون حضور من غذا از گلوش پایین نمیره.

632
00:46:02,533 --> 00:46:03,533
‫خداحافظ.

633
00:46:09,566 --> 00:46:11,133
‫یه لطفی بهم کن.

634
00:46:20,400 --> 00:46:21,933
‫در آینده‌ی نزدیک

635
00:46:22,966 --> 00:46:25,050
‫ریانگ‌اوم چندتا دوست رو دعوت می‌کنه

636
00:46:25,100 --> 00:46:27,366
‫و با آهنگ‌هاش سرگرمشون می‌کنه.

637
00:46:28,833 --> 00:46:29,866
‫اون موقع

638
00:46:30,966 --> 00:46:32,300
‫می‌تونم ببینمت؟

639
00:46:34,700 --> 00:46:35,766
‫لطفا بیا.

640
00:46:39,133 --> 00:46:40,800
‫این آخرین درخواست منه.

641
00:46:46,900 --> 00:46:47,966
‫بذارید پیاده شم.

642
00:46:52,633 --> 00:46:53,633
‫بانوی من.

643
00:46:59,066 --> 00:47:00,666
‫چه لباسای خوشکلی.

644
00:47:00,833 --> 00:47:02,950
‫گیل‌چائه بعضی وقتا خیلی خوشکل میشه.

645
00:47:03,000 --> 00:47:05,400
‫مواظب حرف زدنت باش.
‫نباید اینقدر بی‌ادب باشی.

646
00:47:06,100 --> 00:47:08,300
‫همینه؟ همین خونه‌ست؟

647
00:47:08,500 --> 00:47:09,966
‫گمونم.

648
00:47:10,466 --> 00:47:12,733
‫اینه یا اون؟ کدومشونه؟

649
00:47:14,600 --> 00:47:15,833
‫اونه.

650
00:47:22,100 --> 00:47:23,500
‫چکار می‌کنی؟

651
00:47:23,533 --> 00:47:25,966
‫چون با متجاوزین نشست و برخاست کردی

652
00:47:26,000 --> 00:47:27,700
‫هیچی واست مهم نیست؟

653
00:47:27,966 --> 00:47:31,033
‫چطور جرأت می‌کنی شوهر منو اغفال کنی؟

654
00:47:31,866 --> 00:47:32,933
‫من فقط

655
00:47:34,433 --> 00:47:36,900
‫وقتی آدرس پرسید بهش آدرس دادم.

656
00:47:36,933 --> 00:47:39,833
‫چطور یه زن کثیف که با متجاوزین بوده
‫جرأت می‌کنه جواب منو بده؟

657
00:47:39,866 --> 00:47:41,833
‫- فقط همینو بلدی بگی؟
‫- هنوز حرفم تموم نشده!

658
00:47:41,866 --> 00:47:43,666
‫- شما یه مشت عوضی کثیف هستین!
‫- عجوزه‌ها!

659
00:47:43,700 --> 00:47:45,533
‫- برید بیرون!
‫- حد خودتو بدون!

660
00:47:45,566 --> 00:47:47,433
‫- برید بیرون!
‫- ولم کن.

661
00:48:00,933 --> 00:48:02,533
‫تمیز کنید.

662
00:48:03,833 --> 00:48:05,200
‫خیلی کثیف هستین.

663
00:48:06,933 --> 00:48:08,733
‫خیلی گِلی هستی.

664
00:48:09,100 --> 00:48:10,300
‫فین کن.

665
00:48:11,100 --> 00:48:12,800
‫محکم‌تر. یک، دو، سه.

666
00:48:13,366 --> 00:48:15,300
‫دوباره. یک، دو، سه. فین کن.

667
00:48:15,733 --> 00:48:17,100
‫چقدر کثیف بود.

668
00:48:17,333 --> 00:48:18,933
‫ای بابا.

669
00:48:20,866 --> 00:48:21,866
‫صبر کن.

670
00:48:25,566 --> 00:48:27,633
‫نه! این چه کاریه؟

671
00:48:28,100 --> 00:48:29,200
‫بیا اینجا.

672
00:48:29,233 --> 00:48:30,766
‫بیا. بگیر.

673
00:48:32,233 --> 00:48:34,516
‫بیاید اینجا. شما هم بگیرید.

674
00:48:34,566 --> 00:48:35,900
‫بیا اینجا ببینم.

675
00:48:37,566 --> 00:48:38,950
‫بگیر. چیه؟

676
00:48:39,000 --> 00:48:41,266
‫- نمی‌تونی منو بگیری.
‫- بیا اینجا.

677
00:48:42,500 --> 00:48:45,000
‫برگرد اینجا سر و صورتت رو بشور.

678
00:48:45,300 --> 00:48:46,366
‫نه.

679
00:48:46,400 --> 00:48:48,133
‫مجبور به طلاق شد؟

680
00:48:49,533 --> 00:48:50,600
‫آره.

681
00:48:55,333 --> 00:48:56,700
‫نرو پیشش.

682
00:48:59,033 --> 00:49:01,900
‫ببین، داره می‌خنده.

683
00:49:02,600 --> 00:49:04,433
‫گیل‌چائه!

684
00:49:06,133 --> 00:49:07,166
‫بیا اینجا.

685
00:49:07,200 --> 00:49:08,733
‫اگه الان خودتو نشون بدی

686
00:49:10,866 --> 00:49:12,566
‫گریه‌اش می‌گیره.

687
00:49:38,533 --> 00:49:43,966
‫♪ از دور نگاه می‌کنم ♪

688
00:49:46,266 --> 00:49:53,066
‫♪ به چهره‌ی دوست داشتنیت ♪

689
00:49:54,733 --> 00:49:58,666
‫♪ چهره‌‌ای که دلتنگش بودم ♪

690
00:49:58,700 --> 00:50:02,666
‫♪ سوار بر ♪

691
00:50:03,266 --> 00:50:08,300
‫♪ بادِ دوردست‌ها شد ♪

692
00:50:08,333 --> 00:50:11,400
‫اومدم چون گفتی این آخرین درخواستته.

693
00:50:11,600 --> 00:50:13,766
‫- ولی دیگه هیچوقت...
‫- ممنون.

694
00:50:14,466 --> 00:50:16,866
‫اون شروع کرده. بهتره بریم داخل.

695
00:50:20,100 --> 00:50:27,233
‫♪ با دستات چهره‌ات رو می‌پوشونی ♪

696
00:50:28,500 --> 00:50:32,633
‫♪ همون لحظه‌ای که ♪

697
00:50:32,666 --> 00:50:36,766
‫♪ من منتظرش بودم ♪

698
00:50:36,966 --> 00:50:44,900
‫♪ در اون مسیر قدم بردار ♪

699
00:50:46,233 --> 00:50:53,866
‫♪ حتی وقتی تردید داری ♪

700
00:50:53,900 --> 00:51:00,583
‫♪ در زیر نور ماه ♪

701
00:51:00,633 --> 00:51:01,900
‫♪ من مدام ♪

702
00:51:02,633 --> 00:51:05,733
‫♪ به تو فکر می‌کنم ♪

703
00:51:06,400 --> 00:51:08,166
‫♪ ولی روت رو از من برمی‌گردونی ♪

704
00:51:09,266 --> 00:51:14,250
‫♪ احساسات دیرینه‌ی من ♪

705
00:51:14,300 --> 00:51:15,833
‫تو قبلا

706
00:51:17,666 --> 00:51:20,233
‫عاشق آوازخوندن ریانگ‌اوم بودی.

707
00:51:21,200 --> 00:51:22,866
‫- پس...
‫- باید برم.

708
00:51:22,900 --> 00:51:25,766
‫♪ به مرور زمان ♪

709
00:51:25,800 --> 00:51:29,700
‫♪ این دلی که عاشق توئه ♪

710
00:51:31,066 --> 00:51:32,066
‫چی شد؟

711
00:51:32,100 --> 00:51:33,833
‫- مشکل چیه؟
‫- چقدر عجیب.

712
00:51:33,866 --> 00:51:35,800
‫چرا آواز نمی‌خونه؟

713
00:51:35,833 --> 00:51:38,500
‫چرا یهویی ایستاد؟

714
00:51:39,533 --> 00:51:41,466
‫- چقدر عجیب.
‫- یعنی چی شده؟

715
00:51:43,300 --> 00:51:44,500
‫عذر می‌خوام.

716
00:51:45,133 --> 00:51:47,200
‫هنوز حالت تهوع دارم.

717
00:51:51,733 --> 00:51:53,666
‫چنین دنیایی وجود داره؟

718
00:51:55,966 --> 00:51:57,566
‫زیر نور ماه

719
00:51:58,633 --> 00:52:01,300
‫هوایی که مملو باشه از آواز ریانگ‌اوم،

720
00:52:02,300 --> 00:52:05,200
‫و صدای شکوفه‌دادن یه گل توی فصل بهار.

721
00:52:05,233 --> 00:52:06,733
‫چنین دنیایی.

722
00:52:07,400 --> 00:52:10,500
‫مگه شکوفه‌دادن یه گل توی فصل بهار صدا داره؟

723
00:52:12,200 --> 00:52:13,866
‫تا حالا صداشو نشنیدی؟

724
00:52:14,433 --> 00:52:15,866
‫من شنیدم.

725
00:52:18,866 --> 00:52:20,600
‫صدای خیلی نادریه.

726
00:52:26,700 --> 00:52:27,733
‫بهتره که

727
00:52:28,733 --> 00:52:30,333
‫سوار کجاوه‌ام بشم.

728
00:52:34,300 --> 00:52:36,000
‫یادت میاد

729
00:52:37,900 --> 00:52:39,433
‫قبلا چی گفتم؟

730
00:52:42,900 --> 00:52:46,966
‫بهت گفتم که دیگه هیچوقت سربارت نمیشم.

731
00:52:50,500 --> 00:52:52,566
‫باید سر اون قولم بمونم.

732
00:52:55,666 --> 00:52:57,566
‫خیالم خیلی راحته.

733
00:52:59,966 --> 00:53:00,966
‫پس

734
00:53:03,200 --> 00:53:04,633
‫توام باید

735
00:53:07,033 --> 00:53:09,100
‫تا جایی که می‌تونی در آرامش باشی.

736
00:53:18,366 --> 00:53:20,566
‫قصد داری تا کی منو فریب بدی؟

737
00:53:25,133 --> 00:53:26,333
‫به نظرت

738
00:53:29,000 --> 00:53:31,166
‫تا کی می‌تونی منو فریب بدی؟

739
00:53:40,533 --> 00:53:42,300
‫من چنین آدم احمقی‌ام.

740
00:53:42,700 --> 00:53:44,833
‫که فکر کردم می‌تونم فریبت بدم.

741
00:53:45,500 --> 00:53:46,600
‫بانو یو.

742
00:53:48,400 --> 00:53:50,200
‫من تنهایی زندگیم روبراهه.

743
00:53:51,366 --> 00:53:53,433
‫پس واسم متأسف نباش

744
00:53:53,600 --> 00:53:54,966
‫یا دلت واسم نسوزه.

745
00:53:56,166 --> 00:53:57,300
‫این

746
00:53:58,300 --> 00:53:59,866
‫چیزیه که من می‌خوام.

747
00:54:00,600 --> 00:54:01,733
‫نه.

748
00:54:03,966 --> 00:54:05,300
‫نمی‌تونم اینکارو بکنم.

749
00:54:05,366 --> 00:54:06,600
‫لطفا اینکارو بکن.

750
00:54:08,700 --> 00:54:10,033
‫توی شیمیانگ

751
00:54:14,333 --> 00:54:16,433
‫همونطور که ازم خواستی ترکت کردم.

752
00:54:19,166 --> 00:54:20,833
‫حالا نوبت توئه.

753
00:54:47,700 --> 00:54:49,366
‫اوضاع خوب پیش نرفت.

754
00:54:49,933 --> 00:54:52,066
‫ولی نگران ارباب لی نباش.

755
00:54:52,200 --> 00:54:54,033
‫بهش توضیح دادم که درک کنه.

756
00:54:54,066 --> 00:54:55,133
‫درک کنه؟

757
00:54:58,266 --> 00:54:59,333
‫چقدر

758
00:55:00,366 --> 00:55:01,466
‫بی‌نظیر.

759
00:55:02,800 --> 00:55:03,866
‫منظورم به تو بود.

760
00:55:05,900 --> 00:55:07,533
‫- چی؟
‫- چرا؟

761
00:55:07,733 --> 00:55:12,033
‫منو بخاطر اینکه با توئه نجیب‌زاده
‫از موضع بالا صحبت می‌کنم می‌زنی؟

762
00:55:12,533 --> 00:55:13,833
‫طبق معمول

763
00:55:14,866 --> 00:55:16,133
‫احساسات تو

764
00:55:16,600 --> 00:55:19,766
‫و غرورت امروز مهمترین چیز بودن، درسته؟

765
00:55:19,800 --> 00:55:23,700
‫پس حتی واست مهم نبود که
‫درد کشیدن لی جانگ هیون رو ببینی؟

766
00:55:24,566 --> 00:55:26,066
‫متنفرم که لی جانگ هیون

767
00:55:26,100 --> 00:55:27,966
‫بخاطر زنی مثل تو غمگینه.

768
00:55:28,266 --> 00:55:29,533
‫درد اینکه لی جانگ هیون

769
00:55:29,566 --> 00:55:31,566
‫بخاطر زنی مثل تو آسیب ببینه منو عصبانی می‌کنه.

770
00:55:33,233 --> 00:55:34,533
‫اگه جای تو بودم...

771
00:55:37,400 --> 00:55:41,566
‫اگه حداقل مثل تو صاحب گوشه‌ای
‫از قلب لی جانگ هیون بودم...

772
00:55:43,466 --> 00:55:45,066
‫اگه اینطوری بود...

773
00:55:47,866 --> 00:55:50,033
‫تو واسه چی...

774
00:55:50,166 --> 00:55:51,600
‫تو هیچ حقی نداری.

775
00:55:52,666 --> 00:55:54,466
‫حق نداری عشق لی جانگ هیون رو داشته باشی

776
00:55:54,500 --> 00:55:56,766
‫و حق نداری توسط اون نادیده گرفته شی.

777
00:55:58,766 --> 00:55:59,866
‫تو...

778
00:56:03,133 --> 00:56:06,133
‫حق نداری هیچ گونه ارتباطی
‫به لی جانگ هیون داشته باشی.

779
00:56:31,266 --> 00:56:32,666
‫تو چی می‌دونی؟

780
00:56:57,633 --> 00:56:58,733
‫خب

781
00:56:59,300 --> 00:57:03,833
‫بانو یو گفت حالا که طلاق گرفته میاد سمت تو؟

782
00:57:06,600 --> 00:57:08,266
‫جواب منفی داد، نه؟

783
00:57:09,100 --> 00:57:10,300
‫می‌دونستم.

784
00:57:11,266 --> 00:57:12,466
‫اون زن

785
00:57:12,966 --> 00:57:15,633
‫توی دنیا واسش هیچکس مهمتر از خودش نیست.

786
00:57:15,666 --> 00:57:17,500
‫پس قلبت همیشه می‌تونه...

787
00:57:17,533 --> 00:57:18,900
‫مواظب حرف زدنت باش.

788
00:57:27,966 --> 00:57:30,000
‫من به زودی میرم اوایجو.

789
00:57:31,633 --> 00:57:32,733
‫میرم

790
00:57:35,000 --> 00:57:36,666
‫و یانگ‌چون رو برمی‌گردونم.

791
00:57:38,533 --> 00:57:40,133
‫پس می‌تونیم مثل قبل توی اوایجو زندگی کنیم...

792
00:57:40,166 --> 00:57:42,900
‫بعدش میرم به چینگ

793
00:57:44,433 --> 00:57:47,233
‫و کار و بارم رو با شاهدخت تموم می‌کنم.

794
00:57:49,466 --> 00:57:51,800
‫چه قولی به شاهدخت دادی؟

795
00:57:51,833 --> 00:57:53,700
‫چی بهش گفتی

796
00:57:54,233 --> 00:57:57,033
‫که اسرای شیمیانگ رو قبول کرد

797
00:57:57,166 --> 00:57:59,066
‫و به این راحتی گذاشت بیای؟

798
00:58:01,133 --> 00:58:03,500
‫گفتم برمی‌گردم پیشش.

799
00:58:03,533 --> 00:58:04,700
‫هرچند

800
00:58:11,633 --> 00:58:13,633
‫شرایط الان عوض شده.

801
00:58:14,300 --> 00:58:15,466
‫اون موقع

802
00:58:17,833 --> 00:58:20,900
‫نمی‌دونستم بانو یو طلاق گرفته.

803
00:58:23,833 --> 00:58:25,000
‫خب؟

804
00:58:37,500 --> 00:58:38,533
‫نمیشه

805
00:58:41,633 --> 00:58:44,033
‫برگردیم به زمانی که هنوز
‫با اون زن آشنا نشده بودی؟

806
00:58:46,533 --> 00:58:47,700
‫تو، من،

807
00:58:49,366 --> 00:58:51,033
‫گوجام و یانگ‌چون.

808
00:58:53,133 --> 00:58:54,266
‫شاد بودیم.

809
00:58:56,700 --> 00:58:57,766
‫ما

810
00:59:00,333 --> 00:59:02,033
‫هیچ ارزشی واست نداریم؟

811
00:59:02,866 --> 00:59:04,000
‫اینطور نیست.

812
00:59:15,500 --> 00:59:16,633
‫ریانگ‌اوم

813
00:59:19,400 --> 00:59:20,533
‫من حاضرم

814
00:59:26,000 --> 00:59:27,666
‫حتی جونم رو واست بدم.

815
00:59:29,766 --> 00:59:30,833
‫ولی الان

816
00:59:37,900 --> 00:59:40,033
‫می‌خوام بخاطر اون زندگی کنم.

817
00:59:43,000 --> 00:59:44,033
‫و...

818
00:59:46,866 --> 00:59:49,400
‫هرکسی سر راه این تصمیمم قرار بگیره،

819
00:59:50,366 --> 00:59:52,033
‫هرکی که باشه...

820
00:59:58,633 --> 01:00:00,500
‫دیگه هرگز حاضر نیستم ببینمش.

821
01:00:07,900 --> 01:00:09,633
‫پس من باهات میام.

822
01:00:12,266 --> 01:00:13,266
‫باشه.

823
01:00:14,966 --> 01:00:16,833
‫می‌تونی بخاطر اون زن زندگی کنی.

824
01:00:18,600 --> 01:00:20,266
‫برادر کوچیکت

825
01:00:22,033 --> 01:00:23,600
‫هرجا که بری

826
01:00:27,033 --> 01:00:28,300
‫دنبالت میاد.

827
01:01:14,900 --> 01:01:16,766
‫منتظرت بودم.

828
01:01:39,133 --> 01:01:41,933
‫می‌دونی بیشترین کاری که دلم می‌خواست

829
01:01:42,433 --> 01:01:44,866
‫وقتی دیدمت انجامش بدم چیه؟

830
01:01:48,100 --> 01:01:50,300
‫غذای تازه و داغی که خودم پختم رو

831
01:01:53,366 --> 01:01:54,666
‫بذارم جلوت.

832
01:02:49,900 --> 01:02:51,700
‫وقتی اینجوری کنار هم نشستیم

833
01:02:53,966 --> 01:02:56,766
‫حس می‌کنم زن و شوهر هستیم.

834
01:02:57,900 --> 01:02:58,933
‫حالا

835
01:02:59,866 --> 01:03:03,066
‫بیا تا هزارسال آینده رو
‫همینجوری زندگی کنیم.

836
01:03:06,566 --> 01:03:07,566
‫سرورم.

837
01:03:11,100 --> 01:03:12,133
‫یو گیل‌چائه.

838
01:03:21,666 --> 01:03:23,233
‫حالا دیگه

839
01:03:26,500 --> 01:03:28,433
‫هیچ مانعی بین ما نیست.

840
01:03:38,666 --> 01:03:40,833
‫حالا هیچکس نمی‌تونه جلومو بگیره.

841
01:04:05,733 --> 01:04:07,400
‫واقعا از غذا لذت بردم.

842
01:04:08,866 --> 01:04:10,566
‫غذای دلچسبی بود.

843
01:04:14,566 --> 01:04:16,266
‫آرزوم محقق شد.

844
01:04:19,333 --> 01:04:21,166
‫همین واسم کافیه.

845
01:04:22,966 --> 01:04:25,000
‫چیز بیشتری ازت نمی‌خوام.

846
01:04:26,566 --> 01:04:27,566
‫پس لطفا...

847
01:04:27,766 --> 01:04:29,466
‫چرا ازش طلاق گرفتی؟

848
01:04:43,400 --> 01:04:45,300
‫هیچوقت درموردش نپرسیدی

849
01:04:48,200 --> 01:04:50,033
‫و من هیچوقت بهت نگفتم.

850
01:04:55,133 --> 01:04:56,566
‫ولی توی شیمیانگ...

851
01:04:56,600 --> 01:04:58,266
‫چه اتفاقی توی شیمیانگ افتاد؟

852
01:05:04,666 --> 01:05:07,533
‫اگه می‌خوای بهم بگی پس بگو.

853
01:05:09,100 --> 01:05:10,533
‫واسم مهم نیست.

854
01:05:24,800 --> 01:05:26,866
‫هنوز نمی‌دونی من چطوری‌ام؟

855
01:05:34,933 --> 01:05:36,433
‫و چه احساسی بهت دارم؟

856
01:05:39,266 --> 01:05:40,966
‫واقعا نمی‌دونی؟

857
01:05:44,366 --> 01:05:45,400
‫تو

858
01:05:49,266 --> 01:05:51,366
‫تنها نیاز منی.

859
01:05:55,200 --> 01:05:57,266
‫گیل‌چائه، حتی اگه فقیر باشی،

860
01:05:58,400 --> 01:05:59,900
‫ثروتمند باشی،

861
01:06:02,500 --> 01:06:04,166
‫گستاخ باشی

862
01:06:05,100 --> 01:06:06,700
‫یا مطیع...

863
01:06:11,166 --> 01:06:13,466
‫حتی اگه عاشق من نباشی

864
01:06:17,500 --> 01:06:20,100
‫و حتی اگه بگی عاشق منی...

865
01:06:24,333 --> 01:06:25,666
‫هرچی که باشی

866
01:06:31,166 --> 01:06:33,100
‫تو تنها نیاز منی، گیل‌چائه.

867
01:06:42,566 --> 01:06:43,566
‫باشه.

868
01:06:45,266 --> 01:06:46,300
‫پس...

869
01:06:58,533 --> 01:07:01,933
‫اگه بگم یه متجاوز ازم سوء استفاده کرد چی؟

870
01:07:11,866 --> 01:07:14,933
‫حتی اگه منو از خودت برونی،
‫همینجا پیشت می‌مونم.

871
01:07:16,433 --> 01:07:18,500
‫حتی اگه حالت ازم بهم بخوره

872
01:07:21,833 --> 01:07:23,900
‫از کنارت جم نمی‌خورم.

873
01:07:35,133 --> 01:07:36,166
‫اون لحظه

874
01:07:38,800 --> 01:07:41,033
‫که واسه اولین بار دیدمت، می‌دونستم...

875
01:07:46,366 --> 01:07:48,066
‫که هرگز

876
01:07:51,333 --> 01:07:53,100
‫هیچکس رو

877
01:07:55,866 --> 01:07:57,900
‫به جز تو نمی‌خوام.

878
01:07:59,233 --> 01:08:03,433
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه و تنظیم از حـامـد «

879
01:08:03,800 --> 01:08:07,400
‫«عزیزترینم»

880
01:08:43,566 --> 01:08:47,333
‫من یه روبالشی گلدوزی شده
‫برای ارباب لی درست می‌کنم.

881
01:08:47,366 --> 01:08:51,016
‫بهم تضمین بده که اسرا می‌تونن
‫به سلامت از رودخونه عبور کنن.

882
01:08:51,066 --> 01:08:52,716
‫وقتی مترجم لی برگرده

883
01:08:52,766 --> 01:08:54,566
‫همگی می‌تونیم به خوشی کنار هم زندگی کنیم.

884
01:08:54,600 --> 01:08:55,566
‫لی جانگ هیون.

885
01:08:55,600 --> 01:08:57,133
‫فقط به همین فکر کن و لاغیر.

886
01:08:57,166 --> 01:08:59,066
‫فوریه، عجله کن.

887
01:08:59,400 --> 01:09:00,500
‫لی جانگ هیون.

888
01:09:00,533 --> 01:09:01,700
‫اون کجاست؟

889
01:09:01,733 --> 01:09:04,633
‫اگه زنده بود، تا الان اینجا نبود؟

890
01:09:04,766 --> 01:09:06,000
‫تموم شده.

891
01:09:06,033 --> 01:09:07,566
‫ما از زنی می‌ترسیم

892
01:09:07,600 --> 01:09:08,966
‫که متجاوزین نجابتش رو لکه‌دار کردن؟

893
01:09:09,000 --> 01:09:10,666
‫پس تو و مترجم لی...

894
01:09:10,700 --> 01:09:13,550
‫باید خیلی وقت پیش اختلافاتت رو
‫باهاش کنار میذاشتی.

895
01:09:13,600 --> 01:09:14,633
‫می‌دونید

896
01:09:14,666 --> 01:09:16,333
‫الان پیشم می‌مونه.

897
01:09:18,333 --> 01:09:28,333
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M