1
00:00:00,433 --> 00:00:02,333
‫[این درام یک اثر تخیلی است که
‫براساس حقایق تاریخی خلق شده است.]

2
00:00:02,366 --> 00:00:04,066
‫[بیشتر جزئیات و تصویرسازی شخصیت‌ها تخیلی هستند.]

3
00:00:05,633 --> 00:00:06,666
‫سرورم.

4
00:00:07,666 --> 00:00:17,666
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

5
00:00:20,700 --> 00:00:21,700
‫سرورم.

6
00:00:22,300 --> 00:00:23,800
‫به‌هوشی؟

7
00:00:38,733 --> 00:00:39,766
‫سرورم.

8
00:00:41,766 --> 00:00:43,033
‫خواهش می‌کنم، سرورم.

9
00:00:43,766 --> 00:00:44,800
‫نه.

10
00:00:47,066 --> 00:00:48,100
‫سرورم.

11
00:00:51,433 --> 00:00:52,433
‫سرورم.

12
00:00:56,233 --> 00:00:57,600
‫خدای من، سرده.

13
00:01:01,200 --> 00:01:02,733
‫ای بابا.

14
00:01:05,233 --> 00:01:07,366
‫چون توی حال خودش نیست
‫دارم می‌برمش خونه.

15
00:01:07,400 --> 00:01:08,733
‫نگران نباشید.

16
00:01:14,100 --> 00:01:16,300
‫برو. گفتم برو.

17
00:01:21,933 --> 00:01:23,366
‫بهت کمک کنم؟

18
00:01:32,533 --> 00:01:33,566
‫هی.

19
00:01:41,833 --> 00:01:43,600
‫چرا الم‌شنگه راه انداختی؟

20
00:01:43,633 --> 00:01:44,733
‫نیستش.

21
00:01:44,866 --> 00:01:47,800
‫جسد گو یانگ‌چون نیستش.

22
00:02:01,966 --> 00:02:03,033
‫ممنونم.

23
00:02:03,433 --> 00:02:04,666
‫متوجه نمیشم

24
00:02:04,700 --> 00:02:08,666
‫چرا مدام دارن ملت رو
‫توی قصر به قصد مرگ کتک می‌زنن.

25
00:02:10,366 --> 00:02:11,366
‫سرورم.

26
00:02:16,500 --> 00:02:17,533
‫بانو.

27
00:02:25,400 --> 00:02:26,400
‫سرورم.

28
00:02:27,833 --> 00:02:28,866
‫سرورم.

29
00:02:30,800 --> 00:02:31,866
‫سرورم.

30
00:02:32,333 --> 00:02:33,466
‫سرورم!

31
00:02:35,600 --> 00:02:36,633
‫جونگ جونگ.

32
00:02:36,800 --> 00:02:39,266
‫برو یکم آب بیار.
‫و چندتا حوله.

33
00:02:39,300 --> 00:02:40,300
‫بله بانو.

34
00:02:42,333 --> 00:02:49,333
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه و تنظیم از حـامـد «

35
00:02:51,333 --> 00:02:53,300
‫سرورم!

36
00:02:57,266 --> 00:02:59,033
‫«قسمت 19»

37
00:03:02,866 --> 00:03:03,900
‫اعلیحضرت!

38
00:03:04,133 --> 00:03:09,133
‫عالیجناب ولیعهد مریضی‌شون بیشتر شده
‫و بیهوش شدن.

39
00:03:16,300 --> 00:03:17,400
‫عالیجناب.

40
00:03:33,233 --> 00:03:36,566
‫اعلیحضرت یه پزشک فرستادن

41
00:03:37,166 --> 00:03:38,900
‫واسه عالیجناب.

42
00:04:03,533 --> 00:04:05,600
‫تب شدید با لرز داره.

43
00:04:05,633 --> 00:04:07,900
‫تحمل طب سوزنی با سوزن داغ رو داره؟

44
00:04:33,533 --> 00:04:35,133
‫لطفا یه کاری بکن.

45
00:04:35,566 --> 00:04:37,100
‫هرکاری!

46
00:04:39,900 --> 00:04:41,900
‫لطفا اینطوری نرو.

47
00:04:42,600 --> 00:04:43,666
‫خواهش می‌کنم.

48
00:04:44,033 --> 00:04:45,166
‫خواهش می‌کنم!

49
00:04:52,700 --> 00:04:53,700
‫سرورم.

50
00:04:57,100 --> 00:04:58,133
‫سرورم.

51
00:04:59,500 --> 00:05:01,300
‫چه اتفاقی افتاد؟

52
00:05:03,066 --> 00:05:05,133
‫و چه بلایی سر گوجام اومد؟

53
00:05:17,100 --> 00:05:19,233
‫باید ارباب لی رو ببرم یه جای دیگه.

54
00:05:20,100 --> 00:05:21,166
‫چی؟

55
00:05:21,666 --> 00:05:22,700
‫چرا؟

56
00:05:23,000 --> 00:05:24,800
‫خدمتکاری که بهم کمک کرد

57
00:05:24,900 --> 00:05:26,266
‫اینجارو بلده.

58
00:05:34,933 --> 00:05:36,933
‫جسد گو یانگ‌چون گم شده.

59
00:05:37,233 --> 00:05:38,900
‫بی‌لیاقت!

60
00:05:47,400 --> 00:05:49,933
‫لو داده که اون به کجا منتقل شده؟

61
00:05:50,500 --> 00:05:51,933
‫بدان‌ری، قربان.

62
00:06:00,666 --> 00:06:03,616
‫سرورم، باید بریم. خواهش می‌کنم...

63
00:06:03,666 --> 00:06:04,666
‫بانو!

64
00:06:05,600 --> 00:06:08,200
‫چندنفر الان دارن دهکده رو می‌گردن.

65
00:06:16,800 --> 00:06:17,933
‫ریانگ‌اوم.

66
00:06:18,200 --> 00:06:19,566
‫بذار من ببرمش.

67
00:06:19,900 --> 00:06:21,833
‫خیلی زود می‌رسن اینجا.

68
00:06:24,766 --> 00:06:25,900
‫مواظبش باش.

69
00:06:37,133 --> 00:06:39,800
‫بهتون گفتم، من چنین آدمی رو نمی‌شناسم.

70
00:06:52,333 --> 00:06:54,000
‫هیچی اینجا نیست!

71
00:07:07,300 --> 00:07:09,366
‫مطمئنی همین خونه بود؟

72
00:07:24,366 --> 00:07:26,066
‫یه مرد هنگام خروج از دهکده دیده شده

73
00:07:26,100 --> 00:07:28,566
‫که یه نفر دیگه روی اسب همراهشه.

74
00:07:29,133 --> 00:07:30,233
‫بریم!

75
00:07:53,700 --> 00:07:56,166
‫یه مرد اینجا با تو زندگی می‌کنه؟

76
00:08:02,666 --> 00:08:04,200
‫شماها کی هستین؟

77
00:08:04,900 --> 00:08:06,900
‫چطور جرأت کردین پاتونو بذارید اینجا؟

78
00:08:07,333 --> 00:08:09,133
‫مطمئنم همین خونه‌ست.

79
00:08:09,733 --> 00:08:11,800
‫من یه خواننده رو دعوت کردم،

80
00:08:12,300 --> 00:08:15,166
‫که توی جشن تولد اربابم آواز بخونه.

81
00:08:25,066 --> 00:08:26,533
‫چیکار می‌کنید؟

82
00:08:26,566 --> 00:08:28,233
‫اگه اربابم بفهمه...

83
00:08:30,033 --> 00:08:31,166
‫اربابت؟

84
00:08:32,200 --> 00:08:35,700
‫شنیدم زنی که اسیر متجاوزین بوده
‫اینجا زندگی می‌کرده.

85
00:08:35,733 --> 00:08:39,633
‫یه مرد که دختری رو پناه داده
‫که متجاوزین نجابتش رو لکه‌دار کردن.

86
00:08:39,666 --> 00:08:41,533
‫فکر می‌کنی ما از چنین مردی می‌ترسیم؟

87
00:08:41,566 --> 00:08:43,433
‫این همه سروصدا واسه چیه؟

88
00:08:47,466 --> 00:08:50,133
‫این وقت صبح اینجا چیکار دارین؟

89
00:08:51,266 --> 00:08:54,066
‫چطور جرأت می‌کنی صداتو
‫توی خونه‌ی من ببری بالا؟

90
00:08:54,166 --> 00:08:55,800
‫سرورم.

91
00:08:56,800 --> 00:08:58,400
‫- سرورم!
‫- سرورم!

92
00:09:17,500 --> 00:09:19,300
‫باور دارم که جانگ هیون

93
00:09:20,766 --> 00:09:22,600
‫به زودی به هوش میاد.

94
00:09:24,866 --> 00:09:27,766
‫چون تو کنارش هستی، ریانگ‌اوم.

95
00:09:30,433 --> 00:09:33,600
‫قبل‌تر که جانگ هیون واسه کارش رفته بود،

96
00:09:34,100 --> 00:09:36,333
‫تو با یه مشتری دیگه

97
00:09:36,400 --> 00:09:39,833
‫توی مسافرخونه دعوات شد و آسیب دیدی.

98
00:09:39,866 --> 00:09:43,000
‫می‌دونستی که جانگ هیون اون شب اومد اینجا؟

99
00:09:43,800 --> 00:09:45,983
‫به محض اینکه شنید آسیب دیدی

100
00:09:46,033 --> 00:09:49,083
‫بیخیال 7 هزار نیانگ نقره شد و برگشت.

101
00:09:49,133 --> 00:09:50,300
‫اومد اینجا

102
00:09:51,000 --> 00:09:54,133
‫تا ببینه حالت خوبه و دوباره رفت.

103
00:09:55,100 --> 00:09:56,716
‫یکی از دوستانم وقتی که

104
00:09:56,766 --> 00:09:59,566
‫بهش خدمت می‌کرد ازش پرسید،

105
00:10:00,933 --> 00:10:03,800
‫"چرا اینقدر به ریانگ‌اوم اهمیت میدی؟"

106
00:10:04,800 --> 00:10:06,466
‫اون گفت،

107
00:10:07,433 --> 00:10:10,633
‫"اینکه ببینم ریانگ‌اوم از زندگیش لذت می‌بره
‫منو خوشحال می‌کنه."

108
00:10:11,666 --> 00:10:13,266
‫جوابش این بود.

109
00:10:15,433 --> 00:10:17,100
‫پس اون هرگز نمی‌میره

110
00:10:19,500 --> 00:10:22,133
‫و تو رو تنها نمیذاره.

111
00:10:57,333 --> 00:10:58,633
‫ارباب لی حالش چطوره؟

112
00:10:59,300 --> 00:11:00,433
‫حالش چطوره؟

113
00:11:06,766 --> 00:11:07,833
‫واسم سوال بود...

114
00:11:10,266 --> 00:11:13,133
‫جانگ هیون توی لحظات آخرش

115
00:11:14,866 --> 00:11:16,833
‫کی رو بیشتر از همه دوست داره ببینه.

116
00:11:19,400 --> 00:11:21,200
‫برو ببینش.

117
00:11:50,766 --> 00:11:51,800
‫سرورم.

118
00:11:55,166 --> 00:11:56,700
‫منم، گیل‌چائه.

119
00:12:40,633 --> 00:12:43,433
‫"مشاهده شما را به دانش هدایت می‌کند."

120
00:12:43,666 --> 00:12:46,400
‫"دانش شما را به درستکاری هدایت می‌کند."

121
00:12:46,700 --> 00:12:49,300
‫"درستکاری شما را به روشن‌فکری هدایت می‌کند."

122
00:12:49,600 --> 00:12:52,333
‫"روشن‌فکری شما را به سلامتی هدایت می‌کند."

123
00:12:54,600 --> 00:12:56,800
‫خیلی خوب می‌تونی سوت بزنی.

124
00:12:56,833 --> 00:12:59,033
‫واست یه اسم مستعار میذارم.

125
00:12:59,900 --> 00:13:01,166
‫ریانگ‌اوم.

126
00:13:02,100 --> 00:13:03,100
‫"ریانگ‌اوم"؟

127
00:13:03,800 --> 00:13:06,633
‫یعنی "رسیدن به نُت."

128
00:13:08,166 --> 00:13:09,200
‫هیون!

129
00:13:12,300 --> 00:13:13,466
‫آبجی!

130
00:13:45,833 --> 00:13:46,866
‫هیون.

131
00:13:47,533 --> 00:13:48,633
‫میشنوی؟

132
00:13:49,466 --> 00:13:51,033
‫وقتی لبخند می‌زنه

133
00:13:52,400 --> 00:13:54,066
‫صدای شکوفه‌کردن گل‌هارو می‌شنوم.

134
00:13:55,666 --> 00:13:56,666
‫بابا!

135
00:13:57,766 --> 00:14:00,000
‫بابا!

136
00:14:00,900 --> 00:14:01,900
‫بابا!

137
00:14:03,433 --> 00:14:04,466
‫بابا!

138
00:14:10,733 --> 00:14:13,233
‫بسه! نزنش!

139
00:14:13,600 --> 00:14:15,033
‫اونو نزن!

140
00:14:18,833 --> 00:14:19,866
‫ارباب جوان.

141
00:14:20,433 --> 00:14:22,700
‫متأسفم، ارباب جوان.

142
00:14:23,133 --> 00:14:24,133
‫هیون.

143
00:14:47,633 --> 00:14:48,666
‫سرورم.

144
00:14:49,900 --> 00:14:50,900
‫سرورم.

145
00:14:55,633 --> 00:14:56,633
‫سرورم.

146
00:14:56,933 --> 00:14:58,233
‫سرورم، خواهش می‌کنم.

147
00:14:59,100 --> 00:15:01,333
‫سرورم.

148
00:15:01,900 --> 00:15:02,933
‫سرورم.

149
00:15:16,666 --> 00:15:17,666
‫سرورم.

150
00:15:19,133 --> 00:15:20,766
‫به‌هوش اومدی.

151
00:15:22,166 --> 00:15:24,166
‫ریانگ‌اوم!

152
00:15:27,133 --> 00:15:28,133
‫سرورم.

153
00:15:30,100 --> 00:15:31,100
‫سرورم.

154
00:15:40,933 --> 00:15:42,600
‫من کجام؟

155
00:15:44,333 --> 00:15:45,400
‫همه‌چیز مرتبه.

156
00:15:46,566 --> 00:15:47,966
‫حالت خوبه.

157
00:16:03,200 --> 00:16:04,200
‫تو...

158
00:16:10,033 --> 00:16:11,100
‫کی هستی؟

159
00:16:58,666 --> 00:17:00,000
‫حالش چطوره؟

160
00:17:01,166 --> 00:17:03,200
‫حالش خوبه. زنده مونده.

161
00:17:05,133 --> 00:17:06,166
‫پس...

162
00:17:06,600 --> 00:17:08,733
‫چرا ما رو نمیشناسه؟

163
00:17:10,033 --> 00:17:13,300
‫ضربه خطا رفته و آسیبی به جمجمه‌اش نزده.

164
00:17:13,800 --> 00:17:15,500
‫پس باید بهش زمان داد.

165
00:17:16,533 --> 00:17:19,733
‫ممکنه شما رو یادش بیاد،
‫ممکنه هیچوقت هم یادش نیاد.

166
00:17:20,300 --> 00:17:21,966
‫ولی حداقل زنده‌ست.

167
00:17:28,433 --> 00:17:29,433
‫می‌بینی؟

168
00:17:30,533 --> 00:17:33,466
‫اینقدر به زخمت دست زدی که عفونت کرده.

169
00:17:34,833 --> 00:17:35,866
‫چقدر عجیب.

170
00:17:38,600 --> 00:17:40,433
‫به نظر سنت از من کمتره

171
00:17:41,133 --> 00:17:43,266
‫پس چرا جوری حرف می‌زنی که انگار بزرگ‌تری؟

172
00:17:49,500 --> 00:17:51,100
‫پزشک هستی؟

173
00:17:51,366 --> 00:17:53,166
‫به‌نظر ماهری.

174
00:17:55,266 --> 00:17:57,600
‫به لطف یه نفر چیزای زیادی یاد گرفتم.

175
00:17:58,566 --> 00:18:00,633
‫یاد گرفتم ساز گومونگو بنوازم،

176
00:18:00,866 --> 00:18:02,466
‫و با کمان تیراندازی کنم.

177
00:18:03,333 --> 00:18:04,700
‫یه نفر که مرتب زخمی میشد،

178
00:18:04,733 --> 00:18:07,466
‫واسه همین به خوبی درمان زخم‌هارو یاد گرفتم.

179
00:18:07,666 --> 00:18:08,700
‫کی؟

180
00:18:10,000 --> 00:18:11,166
‫اون

181
00:18:12,233 --> 00:18:13,666
‫زنی بوده که عاشقش بودی؟

182
00:18:22,100 --> 00:18:23,100
‫کارم تموم شد.

183
00:18:36,400 --> 00:18:37,633
‫می‌دونی، من...

184
00:18:37,933 --> 00:18:38,933
‫اونجارو.

185
00:18:40,800 --> 00:18:42,233
‫اون زن کیه؟

186
00:18:50,100 --> 00:18:51,900
‫بین همه، فکر می‌کردم...

187
00:18:53,833 --> 00:18:55,933
‫حداقل اونو یادت باشه.

188
00:19:05,066 --> 00:19:06,500
‫یادم نمیاد.

189
00:19:11,300 --> 00:19:12,633
‫ولی لذت می‌برم

190
00:19:14,000 --> 00:19:15,433
‫از تماشاکردنش.

191
00:19:47,566 --> 00:19:48,566
‫بیا.

192
00:20:03,033 --> 00:20:04,033
‫باز کن.

193
00:20:13,766 --> 00:20:16,266
‫خب چرا با من مهربونی؟

194
00:20:17,966 --> 00:20:20,400
‫در مقایسه با کارهایی که تو واسم کردی

195
00:20:21,000 --> 00:20:22,800
‫این هیچی نیست.

196
00:20:25,000 --> 00:20:27,333
‫من باهات خوب بودم؟

197
00:20:32,466 --> 00:20:34,100
‫بیشتر از خوب بودی.

198
00:20:44,533 --> 00:20:46,333
‫اون مرد جوان.

199
00:20:48,133 --> 00:20:49,800
‫اسمش ریانگ‌اوم‌ـه؟

200
00:20:54,000 --> 00:20:56,200
‫یکی رو می‌شناسم که اسمش همینه.

201
00:20:58,633 --> 00:21:02,366
‫یه نوکر داشتم به اسم سام‌دو.

202
00:21:02,833 --> 00:21:03,833
‫"سام‌دو"؟

203
00:21:04,266 --> 00:21:06,700
‫آره. خیلی خوب سوت می‌زد،

204
00:21:07,233 --> 00:21:09,833
‫واسه همین اسمشو گذاشتم "ریانگ‌اوم".

205
00:21:10,000 --> 00:21:11,033
‫و...

206
00:21:15,433 --> 00:21:16,866
‫و...

207
00:21:18,666 --> 00:21:21,100
‫اسم اونم ریانگ‌اوم‌ـه؟

208
00:21:24,166 --> 00:21:25,200
‫چقدر عجیب.

209
00:21:27,366 --> 00:21:28,800
‫ریانگ‌اوم

210
00:21:31,166 --> 00:21:33,566
‫اسمیه که من به سام‌دو دادم.

211
00:21:42,400 --> 00:21:43,400
‫سرورم.

212
00:21:55,666 --> 00:21:56,866
‫علیاحضرت.

213
00:22:01,566 --> 00:22:04,300
‫خبری در مورد لی جانگ هیون داری؟

214
00:22:06,066 --> 00:22:07,233
‫توی چوسان

215
00:22:08,100 --> 00:22:10,983
‫افراد ولیعهد همگی پاکسازی شدن.

216
00:22:11,033 --> 00:22:12,233
‫حقیقت داره؟

217
00:22:49,400 --> 00:22:50,500
‫عالیجناب.

218
00:22:54,833 --> 00:22:56,100
‫اینو ببینید.

219
00:23:01,900 --> 00:23:02,933
‫من

220
00:23:04,000 --> 00:23:06,000
‫مدت طولانی در بستر بودم؟

221
00:23:06,800 --> 00:23:09,066
‫خوبه که الان به هوش اومدین.

222
00:23:18,833 --> 00:23:20,100
‫گرسنمه.

223
00:23:23,100 --> 00:23:24,900
‫یکم فرنی شیر آماده کنید.

224
00:23:25,600 --> 00:23:26,633
‫نه.

225
00:23:27,133 --> 00:23:28,333
‫خودم آماده می‌کنم.

226
00:23:30,133 --> 00:23:31,800
‫خودم درستش می‌کنم.

227
00:23:52,333 --> 00:23:53,766
‫همگی می‌تونید برید.

228
00:24:06,766 --> 00:24:08,433
‫جانگ هیون چی شد؟

229
00:24:08,900 --> 00:24:11,100
‫چه بلایی سر مترجم لی اومد؟

230
00:24:14,866 --> 00:24:16,733
‫به نظرم...

231
00:24:18,866 --> 00:24:20,800
‫مترجم لی سالم و سلامت باشه.

232
00:24:24,533 --> 00:24:25,600
‫خوبه.

233
00:24:28,400 --> 00:24:31,066
‫میزم رو آماده کن، می‌خوام یه نامه بنویسم.

234
00:25:36,033 --> 00:25:37,400
‫می‌خوام استراحت کنم.

235
00:25:38,266 --> 00:25:39,766
‫بله، عالیجناب.

236
00:25:55,800 --> 00:25:59,783
‫البته، همسرتون فرنی شیر واستون میارن.

237
00:25:59,833 --> 00:26:01,000
‫آره.

238
00:26:02,700 --> 00:26:05,533
‫باید فرنی شیری که درست کرده رو بخورم.

239
00:26:07,533 --> 00:26:09,033
‫بله، عالیجناب.

240
00:26:22,100 --> 00:26:23,200
‫عالیجناب.

241
00:26:24,733 --> 00:26:28,433
‫عالیجناب، خودم یکم فرنی شیر
‫واستون درست کردم...

242
00:26:46,300 --> 00:26:47,400
‫عالیجناب.

243
00:26:53,366 --> 00:26:54,500
‫عالیجناب.

244
00:26:55,633 --> 00:26:56,733
‫عالیجناب.

245
00:26:56,900 --> 00:26:58,100
‫عالیجناب!

246
00:27:00,133 --> 00:27:01,600
‫عالیجناب!

247
00:27:06,433 --> 00:27:08,133
‫اعلیحضرت!

248
00:27:09,100 --> 00:27:11,916
‫لطفا کسایی که توی دفتر تدارکات کاخ
‫نگه داشته شدن رو

249
00:27:11,966 --> 00:27:14,900
‫به وزارت دادگستری منتقل کنید.

250
00:27:15,400 --> 00:27:19,000
‫- به وزارت دادگستری منتقلشون کنید.
‫- به وزارت دادگستری منتقلشون کنید.

251
00:27:19,033 --> 00:27:21,366
‫لطفا کسایی که توی دفتر تدارکات کاخ
‫نگه داشته شدن رو

252
00:27:21,400 --> 00:27:23,566
‫به وزارت دادگستری منتقل کنید.

253
00:27:23,600 --> 00:27:24,733
‫استاد!

254
00:27:26,733 --> 00:27:28,933
‫عالیجناب ولیعهد...

255
00:27:35,933 --> 00:27:40,266
‫- عالیجناب!
‫- عالیجناب!

256
00:27:40,500 --> 00:27:45,866
‫- عالیجناب!
‫- عالیجناب!

257
00:27:46,266 --> 00:27:49,433
‫- عالیجناب!
‫- عالیجناب!

258
00:27:49,600 --> 00:27:52,900
‫- عالیجناب!
‫- عالیجناب!

259
00:27:55,633 --> 00:27:56,833
‫عالیجناب!

260
00:27:59,633 --> 00:28:00,733
‫عالیجناب.

261
00:28:05,166 --> 00:28:06,800
‫باید بیدار شی.

262
00:28:14,133 --> 00:28:15,266
‫عالیجناب.

263
00:28:21,400 --> 00:28:22,500
‫ولیعهد!

264
00:28:32,133 --> 00:28:33,233
‫پسرم...

265
00:30:34,700 --> 00:30:36,366
‫جانگ هیون، اینو بخون.

266
00:30:41,033 --> 00:30:42,300
‫هیون!

267
00:30:47,433 --> 00:30:49,666
‫واست یه اسم مستعار میذارم.

268
00:30:50,600 --> 00:30:51,700
‫ریانگ‌اوم.

269
00:30:52,700 --> 00:30:53,800
‫ریانگ‌اوم؟

270
00:30:57,100 --> 00:30:58,300
‫هیون.

271
00:31:09,533 --> 00:31:11,666
‫چند روزی اینجا نیستم.

272
00:31:11,700 --> 00:31:14,833
‫اگه کسی پرسید،
‫بگو رفتم به دیدن خونوادم.

273
00:31:15,600 --> 00:31:18,100
‫حال مترجم لی خوبه؟

274
00:31:19,766 --> 00:31:20,800
‫خب...

275
00:31:21,166 --> 00:31:23,033
‫خبری از گوجام نشده؟

276
00:32:09,066 --> 00:32:10,133
‫کسی خونه‌ست؟

277
00:32:22,833 --> 00:32:26,700
‫شنیدم از بعد از طلاق حسابی سختی کشیدی.

278
00:32:28,666 --> 00:32:31,666
‫چرا از همسر ولیعهد کمک نخواستی؟

279
00:32:32,966 --> 00:32:34,550
‫مردم منو با انگشت نشون میدن،

280
00:32:34,600 --> 00:32:36,400
‫بهم میگن دختر نانجیب.

281
00:32:38,066 --> 00:32:40,983
‫می‌ترسیدم واسه علیاحضرت مشکل‌ساز بشه

282
00:32:41,033 --> 00:32:43,100
‫اگه مردم بفهمن که اونو می‌شناسم.

283
00:32:43,866 --> 00:32:44,933
‫تو

284
00:32:45,466 --> 00:32:47,533
‫و مترجم لی

285
00:32:47,833 --> 00:32:49,700
‫توی شیمیانگ خیلی با هم صمیمی بودین.

286
00:32:50,833 --> 00:32:54,000
‫هنوز باهاش درتماس هستی؟

287
00:32:55,333 --> 00:32:56,766
‫معلومه که نه.

288
00:32:57,466 --> 00:33:00,533
‫از وقتی برگشتم چوسان دیگه هرگز ندیدمش.

289
00:33:02,933 --> 00:33:03,933
‫که اینطور.

290
00:33:05,866 --> 00:33:07,933
‫یه مقدار جواهرات واست آوردم.

291
00:33:08,733 --> 00:33:12,816
‫همسر ولیعهد شنید که
‫از نظر مالی در مضیقه هستی

292
00:33:12,866 --> 00:33:14,566
‫و اینارو واست فرستاد.

293
00:33:15,233 --> 00:33:16,600
‫نیازی نیست.

294
00:33:16,866 --> 00:33:20,133
‫علیاحضرت می‌خواد واسه نجات پسرش
‫لطفت رو جبران کنه.

295
00:33:21,100 --> 00:33:23,600
‫علیاحضرت خودش اینارو آماده کرده.

296
00:33:27,766 --> 00:33:28,800
‫حتما

297
00:33:30,233 --> 00:33:31,900
‫همیشه نگهشون دار.

298
00:33:39,100 --> 00:33:40,166
‫اعلیحضرت.

299
00:33:41,200 --> 00:33:45,300
‫متوجهم که عالیجناب ولیعهد تازه فوت کردن،

300
00:33:45,366 --> 00:33:47,466
‫ولی باید پسر ارشد عالیجناب رو
‫به عنوان وارثش منصوب کنیم...

301
00:33:47,500 --> 00:33:49,100
‫منصوبش کنیم؟

302
00:33:49,366 --> 00:33:50,833
‫بله، اعلیحضرت.

303
00:33:51,366 --> 00:33:55,233
‫نمی‌تونیم چنین مقام مهمی رو خالی بذاریم.

304
00:33:55,500 --> 00:33:56,500
‫لطفا...

305
00:33:58,833 --> 00:34:02,266
‫هنوز هیچی نشده می‌خواید
‫رضایت پسر ارشدش رو جلب کنید؟

306
00:34:27,500 --> 00:34:28,833
‫تو می‌دونی

307
00:34:29,400 --> 00:34:32,733
‫که همسر ولیعهد یه شیء نفرین‌شده
‫توی قصر دفن کرده.

308
00:34:32,766 --> 00:34:33,966
‫نه، نمی‌دونم...

309
00:34:40,866 --> 00:34:42,733
‫ترسیدی؟

310
00:34:43,266 --> 00:34:45,533
‫آره، می‌بینم که وحشت کردی.

311
00:34:46,600 --> 00:34:49,933
‫فقط کافیه چیزی که دیدی و شنیدی رو بهم بگی.

312
00:34:50,366 --> 00:34:53,266
‫دوست داری مثل اونا مرگ زجرآوری داشته باشی؟

313
00:34:53,633 --> 00:34:55,100
‫می‌خوای؟

314
00:34:57,966 --> 00:35:00,283
‫حتی اگه تصمیم گرفتی که بمیری

315
00:35:00,333 --> 00:35:03,233
‫قطعا تو تنها کسی نیستی که می‌میره.

316
00:35:04,200 --> 00:35:06,833
‫باید به پدر و مادر پیرت

317
00:35:06,866 --> 00:35:09,666
‫و خواهر کوچیکت که هنوز
‫سنش کمه فکر کنی.

318
00:35:10,966 --> 00:35:12,000
‫آره؟

319
00:35:20,900 --> 00:35:24,166
‫همسر ولیعهد درگیر یه ماجرای شرم‌آور شده.

320
00:35:25,466 --> 00:35:28,266
‫پس چطوری می‌تونیم پسرش رو منصوب کنیم؟

321
00:35:28,933 --> 00:35:29,933
‫بنابراین

322
00:35:30,666 --> 00:35:33,183
‫می‌خوام همسر ولیعهد رو اخراج
‫و به جای دوری تبعید کنم

323
00:35:33,233 --> 00:35:34,900
‫تا جلوی دردسر رو بگیرم.

324
00:35:44,766 --> 00:35:45,800
‫اعلیحضرت.

325
00:35:46,400 --> 00:35:49,200
‫می‌خواید بخاطر این شایعه که ایشون

326
00:35:49,233 --> 00:35:51,766
‫تالار اصلی رو نفرین کردن،
‫از قصر اخراجشون کنید؟

327
00:35:51,900 --> 00:35:53,666
‫هرچند نمی‌تونید

328
00:35:53,700 --> 00:35:55,966
‫مادر پسر ارشد ولیعهد رو
‫بدون مدرک تبعید کنید.

329
00:35:56,000 --> 00:35:58,066
‫درست میگه، اعلیحضرت.

330
00:35:58,333 --> 00:36:02,466
‫نمی‌تونید مادر پسر ارشد ولیعهد رو تبعید کنید.

331
00:36:02,600 --> 00:36:04,483
‫اعلیحضرت، همسر ولیعهد هم فرزند شماست.

332
00:36:04,533 --> 00:36:07,500
‫چطور می‌تونید اینقدر راحت
‫از تبعیدش صحبت کنید؟

333
00:36:08,633 --> 00:36:10,100
‫مدرک؟

334
00:36:11,600 --> 00:36:14,133
‫جین‌سینگ، یکی از ندیمه‌های همسر ولیعهد

335
00:36:14,166 --> 00:36:17,000
‫اعتراف کرده که همسر ولیعهد
‫یه شیء نفرین شده توی قصر دفن کرده

336
00:36:17,033 --> 00:36:19,466
‫تا تالار اصلی رو نفرین کنه.

337
00:36:22,000 --> 00:36:24,066
‫واقعا وضع ناجوریه.

338
00:36:25,166 --> 00:36:27,366
‫اونوقت میگید اونم بچه‌ی منه؟

339
00:36:28,733 --> 00:36:30,733
‫چطور جرأت می‌کنید اون پست‌فطرت رو

340
00:36:30,933 --> 00:36:33,533
‫فرزند پادشاه خطاب کنید؟

341
00:36:44,100 --> 00:36:46,700
‫اولین باری که شیء نفرین‌شده
‫توی قصر پیدا شد

342
00:36:46,733 --> 00:36:49,500
‫بانو چو گفتن که کار همسر ولیعهده.

343
00:36:49,533 --> 00:36:51,200
‫ولی وزرا از جمله چوی میونگ‌گیل

344
00:36:51,233 --> 00:36:54,833
‫از همسر ولیعهد محافظت کردن
‫و گفتن که مدرکی وجود نداره.

345
00:36:54,866 --> 00:36:58,400
‫هرچند اعتراف جین‌سینگ
‫کاملا وضعیت رو تغییر داده.

346
00:36:58,433 --> 00:36:59,966
‫حالا هیچکس نمی‌خواد صحبت کنه

347
00:37:00,000 --> 00:37:01,766
‫یا از همسر ولیعهد دفاع کنه

348
00:37:01,800 --> 00:37:05,100
‫چون همه می‌ترسن که به اونا هم
‫برچسب خائن زده بشه.

349
00:37:05,133 --> 00:37:06,133
‫استاد.

350
00:37:06,966 --> 00:37:08,466
‫در چنین زمانی، شما باید...

351
00:37:08,500 --> 00:37:09,633
‫ولی اگه

352
00:37:10,866 --> 00:37:13,800
‫اعتراف جین‌سینگ درست باشه چی؟

353
00:37:15,933 --> 00:37:19,600
‫اگه همسر ولیعهد واقعا
‫تالار اصلی رو نفرین کرده باشه چی،

354
00:37:19,633 --> 00:37:22,133
‫که مثل اینه که یه بچه
‫پدر خودش رو نفرین کنه

355
00:37:22,166 --> 00:37:24,300
‫که خلاف اصول اخلاقیه

356
00:37:24,800 --> 00:37:27,666
‫و بنیان این کشور رو می‌لرزونه.

357
00:37:29,833 --> 00:37:30,933
‫توی چوسان

358
00:37:31,800 --> 00:37:33,866
‫بچه‌ها مطیع پدر و مادرشون هستن،

359
00:37:33,900 --> 00:37:35,900
‫زن‌ها در خدمت شوهرانشون هستن،

360
00:37:35,933 --> 00:37:39,500
‫و رعیت هم باید به پادشاهش وفادار بمونه.

361
00:37:41,266 --> 00:37:43,183
‫چوسان علیرغم حملات متجاوزین

362
00:37:43,233 --> 00:37:45,316
‫بخاطر سالم موندن اصول اخلاقیش

363
00:37:45,366 --> 00:37:48,133
‫می‌تونه با این شرایط سخت سرپا بمونه.

364
00:37:50,366 --> 00:37:51,500
‫مردم میگن

365
00:37:52,400 --> 00:37:53,866
‫که چیزایی مثل احترام و وفاداری

366
00:37:53,900 --> 00:37:57,233
‫توی دنیایی که توسط متجاوزین
‫اداره میشه بلا استفاده‌ست.

367
00:37:57,266 --> 00:37:58,333
‫ولی ما...

368
00:37:59,566 --> 00:38:01,466
‫نه، من و تو

369
00:38:03,133 --> 00:38:06,433
‫خیلی خوب می‌دونیم که احترام
‫و وفاداری می‌تونن توی محافظت از

370
00:38:07,733 --> 00:38:09,333
‫چه چیزایی بهمون کمک کنن.

371
00:38:13,966 --> 00:38:15,033
‫اعلیحضرت.

372
00:38:15,800 --> 00:38:18,700
‫درخواست روبروسازی با جین‌سونگ رو دارم.

373
00:38:19,666 --> 00:38:21,133
‫خیانت؟

374
00:38:22,033 --> 00:38:23,500
‫قتل؟

375
00:38:25,400 --> 00:38:28,333
‫من صدف کبابی آماده‌شده
‫واسه اعلیحضرت رو مسموم کردم

376
00:38:28,366 --> 00:38:30,166
‫و یه شیء نفرین‌شده توی اتاق خواب
‫شما مخفی کردم

377
00:38:30,200 --> 00:38:32,266
‫که اعلیحضرت رو نفرین کنم؟

378
00:38:35,400 --> 00:38:36,833
‫این حقیقت نداره.

379
00:38:37,933 --> 00:38:40,966
‫اونا هیچ اشتباهی نکردن، اعلیحضرت!

380
00:38:41,833 --> 00:38:43,500
‫اعلیحضرت!

381
00:38:44,500 --> 00:38:47,400
‫چطور جرأت می‌کنه صداشو
‫اینجوری سر من بلند کنه؟

382
00:38:51,533 --> 00:38:54,233
‫شرط می‌بندم یه نفر هواشو داشته.

383
00:38:59,100 --> 00:39:01,066
‫مطمئنم که همسر ولیعهد با ثروتی که

384
00:39:01,100 --> 00:39:03,700
‫توی شیمیانگ جمع کرده، اونارو خریده.

385
00:39:03,733 --> 00:39:05,400
‫منظورتون از "اونا"...

386
00:39:06,766 --> 00:39:10,200
‫اسرایی که ولیعهد کمک کرد آزاد بشن.

387
00:39:12,200 --> 00:39:16,500
‫اون فکر می‌کنه می‌تونه اینقدر گستاخ باشه،
‫چون روشون حساب می‌کنه.

388
00:39:19,866 --> 00:39:22,166
‫مهمه که اجازه ندیم در چنین زمانی
‫حالت دفاعی‌مون پایین بیاد.

389
00:39:22,200 --> 00:39:24,833
‫باید همه رو توی هر ایست و بازرسی بازرسی کنیم.

390
00:39:26,233 --> 00:39:27,883
‫روسای اداره پاسبانی رو احضار کنید

391
00:39:27,933 --> 00:39:30,533
‫و بهشون بگید بیشتر توی منطقه گشت‌زنی کنن

392
00:39:30,566 --> 00:39:33,566
‫تا جلوی پست‌فطرت‌های خائن رو
‫حتی توی شب بگیرن.

393
00:39:33,933 --> 00:39:37,266
‫و به وزیر جنگ بگو که قصر رو ترک نکنه.

394
00:39:37,500 --> 00:39:38,500
‫همچنین

395
00:39:39,300 --> 00:39:41,700
‫تو باید به دفتر گارد سلطنتی بپیوندی.

396
00:39:41,733 --> 00:39:43,166
‫بله، اعلیحضرت.

397
00:39:54,733 --> 00:39:57,833
‫اگه موقع حواس‌پرتی من یه کودتا شکل بگیره

398
00:39:59,366 --> 00:40:01,633
‫واسه پشیمونی خیلی دیر میشه.

399
00:40:02,233 --> 00:40:04,800
‫این مرد رهبر خائن‌هاست.

400
00:40:04,833 --> 00:40:06,600
‫جسدش گم شده.

401
00:40:07,833 --> 00:40:11,166
‫اگه هنوز زنده باشه،
‫باید به هر قیمتی بگیریمش.

402
00:40:11,633 --> 00:40:13,000
‫اگه بگیریدش

403
00:40:13,966 --> 00:40:16,900
‫اجازه‌ی منو دارید که همونجا بکشیدش.

404
00:40:19,766 --> 00:40:20,800
‫عذر می‌خوام.

405
00:40:21,700 --> 00:40:24,500
‫- این مرد رو دیدین؟
‫- نه، ندیدم.

406
00:40:24,733 --> 00:40:25,933
‫هی، ببخشید.

407
00:40:27,200 --> 00:40:28,900
‫این مرد رو دیدین؟

408
00:41:06,733 --> 00:41:07,733
‫هیون.

409
00:41:09,233 --> 00:41:11,900
‫قول میدم همیشه ازت مواظبت کنم.

410
00:42:28,433 --> 00:42:30,566
‫نباید تنهایی بری بیرون.

411
00:42:34,333 --> 00:42:35,566
‫من بازم

412
00:42:38,100 --> 00:42:40,400
‫کار اشتباهی انجام دادم؟

413
00:42:44,633 --> 00:42:45,666
‫متأسفم.

414
00:42:49,766 --> 00:42:50,766
‫ببین.

415
00:42:54,966 --> 00:42:57,733
‫دیگه هیچوقت گمش نکن.

416
00:43:03,066 --> 00:43:04,300
‫این چیه؟

417
00:43:04,933 --> 00:43:06,966
‫بذارش جایی که باید باشه.

418
00:43:07,000 --> 00:43:08,966
‫باید کجا باشه؟

419
00:43:15,766 --> 00:43:17,066
‫چی...

420
00:43:18,866 --> 00:43:19,966
‫سینه‌ام...

421
00:43:27,700 --> 00:43:29,166
‫ما واقعا

422
00:43:30,166 --> 00:43:32,166
‫چنین کارهای بچه‌گونه‌ای انجام میدیم؟

423
00:43:32,266 --> 00:43:33,333
‫آره.

424
00:43:34,900 --> 00:43:36,000
‫بذار ببینم...

425
00:43:40,666 --> 00:43:41,700
‫گندت بزنن.

426
00:43:48,033 --> 00:43:49,266
‫طلسمم کردی؟

427
00:43:51,966 --> 00:43:53,166
‫می‌دونی

428
00:43:53,766 --> 00:43:56,133
‫مرتب بهم دست می‌زنی.

429
00:43:57,800 --> 00:43:59,233
‫میگن که

430
00:43:59,433 --> 00:44:01,916
‫بعد از 7 سالگی، مردها و زن‌ها
‫باید جدا از هم بشینن...

431
00:44:01,966 --> 00:44:03,666
‫بهت که گفتم.

432
00:44:04,266 --> 00:44:06,233
‫اجازه‌ی اینکارو داریم.

433
00:44:07,333 --> 00:44:08,800
‫بیا دوباره بازی کنیم.

434
00:44:09,900 --> 00:44:10,933
‫هووم؟

435
00:44:20,633 --> 00:44:21,866
‫آفرین.

436
00:44:29,333 --> 00:44:30,633
‫باز کن.

437
00:44:31,766 --> 00:44:32,933
‫باز کن.

438
00:44:36,100 --> 00:44:37,866
‫خجالت‌آوره.

439
00:44:39,233 --> 00:44:41,333
‫بهت که گفتم.

440
00:44:41,933 --> 00:44:44,300
‫- ما اجازه داریم...
‫- بسیارخب، باشه.

441
00:44:45,033 --> 00:44:46,100
‫خوبه.

442
00:44:48,700 --> 00:44:51,466
‫- خشکه، پس یکم سوپ بخور.
‫- باشه.

443
00:44:57,500 --> 00:44:58,666
‫آفرین.

444
00:45:07,566 --> 00:45:08,733
‫بیا.

445
00:45:49,100 --> 00:45:51,300
‫تا لحظه‌ی آخر

446
00:45:51,333 --> 00:45:54,033
‫این حلقه رو توی دستت نگه داشتی.

447
00:45:57,466 --> 00:45:58,600
‫جدی؟

448
00:46:00,100 --> 00:46:01,100
‫چی...

449
00:46:10,200 --> 00:46:11,233
‫خب

450
00:46:13,500 --> 00:46:15,233
‫حالا که چیزی یادم نمیاد

451
00:46:16,800 --> 00:46:18,066
‫سربارم.

452
00:46:27,300 --> 00:46:28,933
‫باهات صادق باشم؟

453
00:46:35,466 --> 00:46:36,933
‫مدت طولانی

454
00:46:39,466 --> 00:46:41,233
‫آرزوم این بود که

455
00:46:42,966 --> 00:46:46,800
‫جوک‌های بچگونه بگیم
‫و اینکه واسه شام چی بخوریم.

456
00:46:47,900 --> 00:46:49,566
‫از صمیم قلب آرزوی

457
00:46:50,800 --> 00:46:52,733
‫اون نوع زندگی ساده رو داشتم.

458
00:46:54,833 --> 00:46:56,533
‫ممکنه که

459
00:46:58,066 --> 00:47:01,466
‫این لحظه شادترین لحظه‌ی من کنار تو باشه.

460
00:47:05,100 --> 00:47:06,233
‫پس

461
00:47:07,333 --> 00:47:09,333
‫اگه هیچوقت حافظه‌ام برنگرده

462
00:47:10,066 --> 00:47:12,000
‫منو ترک نمی‌کنی؟

463
00:47:13,466 --> 00:47:14,966
‫من ترکت کنم؟

464
00:47:16,933 --> 00:47:18,200
‫حالا ببین.

465
00:47:19,833 --> 00:47:21,400
‫حتی اگه بمیرم

466
00:47:23,800 --> 00:47:26,133
‫هرگز دیگه از پیشت جم نمی‌خورم.

467
00:48:30,766 --> 00:48:31,900
‫لی جانگ هیون.

468
00:48:32,333 --> 00:48:33,766
‫بخاطر تو اومدم اینجا.

469
00:49:47,266 --> 00:49:49,350
‫مراسم همونگجه
‫(مراسم نوشیدن خون حیوانات)

470
00:49:49,400 --> 00:49:53,533
‫جاییه که رعیت سوگند وفاداری
‫به پادشاهشون رو می‌خورن.

471
00:49:55,033 --> 00:49:57,966
‫امروز ما یک خون رو سهیم شدیم.

472
00:50:01,833 --> 00:50:03,766
‫بانو کانگ با صدای بلند داشت اعتراض می‌کرد

473
00:50:03,800 --> 00:50:06,466
‫که اولش فکر می‌کردم خیلی عجیبه.

474
00:50:08,100 --> 00:50:09,766
‫ولی حالا که فکر می‌کنم

475
00:50:10,733 --> 00:50:14,700
‫حتما این کار رو با اعتماد به کسایی که
‫ازش حمایت می‌کنن انجام داده.

476
00:50:16,433 --> 00:50:19,566
‫به اتفاقی که در دوران
‫سلطنت گوانگ‌هه افتاد فکر کنید.

477
00:50:19,766 --> 00:50:22,600
‫دشمن همیشه باید نزدیک باشه.

478
00:50:24,500 --> 00:50:27,033
‫اگه یه شورش خیانت‌آمیز رخ بده

479
00:50:27,600 --> 00:50:31,100
‫و کشور سقوط کنه چی؟
‫اون موقع چیکار می‌کنید؟

480
00:50:36,000 --> 00:50:40,100
‫بانو کانگ رو از قصر بندازید بیرون
‫و توی خونه‌اش بکشیدش.

481
00:50:40,133 --> 00:50:43,766
‫تمام حامیانش رو پیدا کنید
‫و همه‌شون رو از دم تیغ بگذرونید!

482
00:51:31,933 --> 00:51:33,033
‫عالیجناب.

483
00:51:37,600 --> 00:51:38,600
‫بیاید.

484
00:52:44,833 --> 00:52:46,600
‫چطوری به چنین وضعی افتادی؟

485
00:52:46,633 --> 00:52:48,966
‫[چوی میونگ‌گیل]

486
00:52:49,533 --> 00:52:50,500
‫[کیم سانگ‌هون]

487
00:52:50,533 --> 00:52:53,200
‫از اتفاقات گذشته پشیمونی؟

488
00:52:53,433 --> 00:52:54,533
‫پشیمون؟

489
00:52:56,300 --> 00:52:58,266
‫دلیل پیشقدم شدن من برای
‫صلح با متجاوزین

490
00:52:58,300 --> 00:53:00,033
‫در سال بیونگجا

491
00:53:01,033 --> 00:53:02,600
‫فقط واسه این بود که دربار چوسان...

492
00:53:02,633 --> 00:53:04,066
‫منظورم

493
00:53:04,966 --> 00:53:06,933
‫پادشاه کردن اعلیحضرته.

494
00:53:08,133 --> 00:53:09,500
‫بابتش پشیمونی؟

495
00:53:13,600 --> 00:53:15,966
‫با کیم جاجوم و کیم ریو همدست شدی

496
00:53:16,000 --> 00:53:17,950
‫تا شاهزاده نیونگ‌یانگ صاحب تاج و تخت بشه.

497
00:53:18,000 --> 00:53:19,600
‫(شاهزاده نیونگ‌یانگ: عنوان پادشاه اینجو
‫قبل از پادشاه شدن)

498
00:53:19,633 --> 00:53:23,133
‫هیچکس انتظار نداشت که شاهزاده نیونگ‌یانگ
‫دنبال رسیدن به تاج و تخت باشه.

499
00:53:23,166 --> 00:53:26,133
‫معتدل بود و از خیلی چیزا می‌ترسید.

500
00:53:30,033 --> 00:53:33,900
‫ولی چیزی که الان می‌بینم
‫اینه که پادشاهمون یه جنگجوئه.

501
00:53:35,166 --> 00:53:39,533
‫وقتی حس کرد خطری جونش رو تهدید می‌کنه
‫از هر کسی زیرک‌تر شد.

502
00:53:39,733 --> 00:53:43,733
‫هیچکس نمی‌تونست اون موقع
‫جلوی شاهزاده نیونگ‌یانگ رو بگیره.

503
00:53:44,933 --> 00:53:46,700
‫و الان هم همینطوره.

504
00:53:48,300 --> 00:53:49,600
‫پادشاه ما

505
00:53:50,600 --> 00:53:53,266
‫حس می‌کنه جونش تهدید شده.

506
00:53:54,866 --> 00:53:57,216
‫برخی مسیرها حتی در زندگی به مرگ منتهی میشن

507
00:53:57,266 --> 00:53:59,666
‫و برخی دیگه حتی در مرگ به زندگی منتهی میشن.

508
00:54:00,033 --> 00:54:01,700
‫در سال بیونگجا

509
00:54:03,333 --> 00:54:07,433
‫باید تا آخر مقابل متجاوزین می‌جنگیدیم.

510
00:54:07,466 --> 00:54:10,816
‫اونوقت اعلیحضرت مثل الان شکننده نبود.

511
00:54:10,866 --> 00:54:11,816
‫اونوقت...

512
00:54:11,866 --> 00:54:13,866
‫اومدی اینو بگی؟

513
00:54:17,966 --> 00:54:19,833
‫اومدم چون ترسیده بودم.

514
00:54:21,233 --> 00:54:23,600
‫که سرنوشت این ملت چی میشه...

515
00:54:24,600 --> 00:54:25,700
‫می‌ترسم.

516
00:54:28,666 --> 00:54:32,366
‫با این حال تنها کسی که می‌تونستم
‫افکارم رو بهش بگم

517
00:54:37,266 --> 00:54:38,533
‫تو بودی.

518
00:54:52,800 --> 00:54:54,000
‫کانگ دزد

519
00:54:54,733 --> 00:54:57,533
‫زهر رو نوشید ولی فوراً نمرد.

520
00:54:57,666 --> 00:54:59,533
‫دو روز زجر کشید

521
00:54:59,600 --> 00:55:01,800
‫و بالاخره نفس آخرش رو کشید.

522
00:55:04,433 --> 00:55:08,000
‫دنبال حامیان کانگ دزد می‌گردین، درسته؟

523
00:55:09,266 --> 00:55:11,666
‫من به مترجمین مشکوکم.

524
00:55:12,300 --> 00:55:16,600
‫مترجمینی که با مردم چینگ
‫ارتباط نزدیکی داشتن.

525
00:55:19,166 --> 00:55:20,916
‫زندگی تمام مترجمینی رو که

526
00:55:20,966 --> 00:55:24,166
‫توی شیمیانگ به ولیعهد نزدیک بودن رو
‫حسابی بررسی کنید.

527
00:55:24,233 --> 00:55:25,666
‫بله اعلیحضرت.

528
00:55:28,000 --> 00:55:30,733
‫واکنش نجیب‌زاده‌ها چیه؟

529
00:55:31,733 --> 00:55:33,400
‫چوی میونگ‌گیل چی؟

530
00:55:35,033 --> 00:55:39,133
‫مشکوکه که میونگ‌گیل تا آخر
‫از بانو کانگ دفاع کرد.

531
00:55:41,633 --> 00:55:42,733
‫احیاناً

532
00:55:43,400 --> 00:55:46,600
‫چوی میونگ‌گیل فکرهای احمقانه‌ای به سرش نزنه؟

533
00:55:52,700 --> 00:55:54,400
‫من ازت محافظت نکردم

534
00:55:56,966 --> 00:55:59,300
‫و اینو تحمل نکردم که خائنی خطاب بشم
‫که کشورش رو فروخته

535
00:55:59,333 --> 00:56:01,633
‫که حالا اینطوری ببینمت.

536
00:56:08,533 --> 00:56:09,533
‫هرچند

537
00:56:10,466 --> 00:56:12,533
‫مطمئنم سرنوشت منم اینه.

538
00:56:17,233 --> 00:56:18,966
‫حالا می‌خوام استراحت کنم.

539
00:56:20,566 --> 00:56:21,700
‫استراحت.

540
00:56:24,200 --> 00:56:26,266
‫[چوی میونگ‌گیل در سن...]

541
00:56:26,300 --> 00:56:30,466
‫[62 سالگی فوت کرد.]

542
00:57:33,766 --> 00:57:36,966
‫احیاناً از دستورات ولیعهد اطاعت می‌کنی؟

543
00:57:46,100 --> 00:57:47,133
‫سرورم.

544
00:57:53,366 --> 00:57:54,433
‫امیدوارم

545
00:57:58,633 --> 00:58:01,166
‫کار احمقانه‌ای انجام نداده باشم.

546
00:58:07,866 --> 00:58:09,033
‫سرورم.

547
00:58:11,900 --> 00:58:18,900
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه و تنظیم از حـامـد «

548
00:58:19,333 --> 00:58:23,000
‫«عزیزترینم»

549
00:59:06,366 --> 00:59:08,533
‫می‌دونم تو به اسرایی که

550
00:59:08,566 --> 00:59:10,233
‫توی زندان بودن کمک کردی.

551
00:59:10,700 --> 00:59:12,633
‫این مرد گو یانگ‌چون نیست.

552
00:59:12,666 --> 00:59:14,300
‫لی جانگ هیون بود، مترجم.

553
00:59:14,333 --> 00:59:15,766
‫پس چه اتفاقی واسه اون پست‌فطرت افتاد؟

554
00:59:15,800 --> 00:59:18,333
‫زنده‌ست یا مُرده؟

555
00:59:18,533 --> 00:59:21,500
‫جانگ هیون، تو تنها کسی هستی که واسه این کار

556
00:59:21,533 --> 00:59:22,566
‫بهش اعتماد دارم.

557
00:59:22,600 --> 00:59:24,100
‫چینگ

558
00:59:24,133 --> 00:59:25,683
‫درخواست لی جانگ هیون رو
‫به عنوان مترجمشون دادن.

559
00:59:25,733 --> 00:59:27,700
‫همه دنبالت می‌گردن.

560
00:59:28,533 --> 00:59:30,733
‫و تو می‌خوای بری به قصر؟

561
00:59:32,733 --> 00:59:42,733
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M