1
00:00:41,624 --> 00:00:42,751
‫<i>چیزی به عنوان...</i>

2
00:00:43,626 --> 00:00:45,920
‫<i>«سرنوشت از قبل تعیین شده» وجود داره؟</i>

3
00:00:52,719 --> 00:00:54,429
‫<i>اگه وجود داره،</i>

4
00:00:56,431 --> 00:00:57,474
‫<i>آیا غیرممکنه...</i>

5
00:00:58,975 --> 00:01:00,935
‫<i>از سرنوشتی که خودش رو تکرار می‌کنه،</i>

6
00:01:03,104 --> 00:01:04,689
‫<i>فرار کرد؟</i>

7
00:01:05,689 --> 00:01:15,689
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

8
00:01:22,332 --> 00:01:28,880
‫«قسمت دوازدهم»
‫[ناجیِ ویرانی]

9
00:01:28,922 --> 00:01:33,927
W W W . M O V I E S H O . C O M

10
00:01:36,262 --> 00:01:37,806
‫صبح بخیر، ارباب جوان.

11
00:01:37,889 --> 00:01:39,974
‫امروز روز زیبایی‌ـه، ارباب جوان یی‌سون.

12
00:01:40,058 --> 00:01:43,186
‫- صبح بخیر، ارباب جوان.
‫- صبح بخیر، ارباب جوان.

13
00:01:43,770 --> 00:01:44,771
‫ارباب جوان!

14
00:01:48,900 --> 00:01:51,027
‫<i>قبلاً انسان بودم.</i>

15
00:01:52,695 --> 00:01:54,155
‫<i>حضور من به تنهایی...</i>

16
00:01:54,239 --> 00:01:56,950
‫<i>برای اهالی دهکده</i>
<i>‫انگیزه‌ی عشق و احترام بود.</i>

17
00:01:57,033 --> 00:01:58,243
‫<i>من انقدر خاص بودم.</i>

18
00:02:00,328 --> 00:02:01,412
‫ارباب جوان!

19
00:02:01,496 --> 00:02:02,622
‫ارباب جوان یی‌سون!

20
00:02:07,544 --> 00:02:08,711
‫می‌شه انقدر نق نزنی؟

21
00:02:09,295 --> 00:02:11,464
‫انقدر اسمم رو صدا نکن.
‫برای مردم عادی می‌شه.

22
00:02:11,548 --> 00:02:14,676
‫استادتون هرلحظه ممکنه برسه.
‫الان وقت تماشا کردنِ گل‌ها نیست.

23
00:02:14,759 --> 00:02:17,637
‫پدرتون اگه بفهمه حسابی عصبانی می‌شه.

24
00:02:17,720 --> 00:02:20,265
‫اگه تو ساکت باشی
‫همه خوشحال می‌شن.

25
00:02:20,348 --> 00:02:21,432
‫دهنِ من بسته نمی‌مونه.

26
00:02:21,516 --> 00:02:22,684
‫جوری ساخته شده که بسته نشه.

27
00:02:22,767 --> 00:02:24,561
‫به هرحال، نمی‌تونین برین.

28
00:02:24,644 --> 00:02:25,937
‫اگه مجبورین برین،

29
00:02:26,813 --> 00:02:30,024
‫لطفاً پاتون رو روی من نذازین
‫چون دردم می‌گیره ولی از روم رد شین.

30
00:02:30,108 --> 00:02:31,109
‫خدای من!

31
00:02:33,069 --> 00:02:34,112
‫اینجوری بهتر شد.

32
00:02:34,612 --> 00:02:36,281
‫خودم تنهایی از منظره لذت می‌برم.

33
00:02:36,364 --> 00:02:37,991
‫واقعاً از روم رد شد.

34
00:02:39,659 --> 00:02:41,786
‫بدون اینکه به من بگین
‫یواشکی اومدین بیرون!

35
00:02:42,704 --> 00:02:44,372
‫من از هیچی خبر نداشتم!

36
00:02:44,455 --> 00:02:45,915
‫خیلی یک‌دنده‌ست، مگه نه؟

37
00:02:48,334 --> 00:02:50,378
‫بهترین مکان باید یه جایی
‫این اطراف باشه.

38
00:03:56,527 --> 00:03:57,570
‫صبر کن!

39
00:04:00,406 --> 00:04:01,699
‫سرده، سرده!

40
00:04:07,413 --> 00:04:09,791
‫ببخشید که مزاحم شدم.

41
00:04:09,874 --> 00:04:12,252
‫اومدم اینجا تا یکم
‫از درس‌هام فاصله بگیرم.

42
00:04:13,294 --> 00:04:14,545
‫لطفاً نترسین.

43
00:04:15,046 --> 00:04:16,631
‫من آدم مشکوکی نیستم، اسمم...

44
00:04:16,714 --> 00:04:17,924
‫سو یی‌سون.

45
00:04:18,716 --> 00:04:21,761
‫تک تک اهالی این دهکده
‫اسم شما رو می‌دونن.

46
00:04:23,763 --> 00:04:25,848
‫گمونم توی این دهکده حسابی معروفم.

47
00:04:26,849 --> 00:04:27,892
‫از اون طرف،

48
00:04:27,976 --> 00:04:29,769
‫من تا حالا شما رو ندیدم.

49
00:04:30,395 --> 00:04:32,313
‫حدس می‌زنم اهل یه دهکده‌ی دیگه هستین.

50
00:04:32,397 --> 00:04:34,899
‫وگرنه امکان نداره همچین
‫خانم زیبایی رو نشناسم...

51
00:04:35,525 --> 00:04:36,859
‫البته،

52
00:04:36,943 --> 00:04:39,696
‫انقدر سرم با درس‌هام شلوغ‌ـه
‫که وقت ندارم با خانم‌ها آشنا شم.

53
00:04:39,779 --> 00:04:41,030
‫حتماً دلیلش همینه.

54
00:04:41,114 --> 00:04:42,198
‫واقعاً؟

55
00:04:43,449 --> 00:04:44,951
‫ولی یه‌جور دیگه شایعه شده.

56
00:04:45,034 --> 00:04:46,244
‫چه شایعه‌ای؟

57
00:04:46,327 --> 00:04:48,955
‫شما تنها پسر عزیز
‫یک خانواده‌ی آبرومند هستین.

58
00:04:49,038 --> 00:04:50,540
‫از زیر درس‌هاتون فرار می‌کنین،

59
00:04:50,623 --> 00:04:52,667
‫ولی پدرتون شما رو ادب نمی‌کنه،

60
00:04:52,750 --> 00:04:55,295
‫چون مادرتون رو در سن کم
‫به علت بیماری از دست دادین.

61
00:04:55,378 --> 00:04:56,838
‫در نتیجه، شما به عنوان...

62
00:04:56,921 --> 00:04:58,715
‫بی‌دغدغه‌ترین تنبل دنیا معروفین.

63
00:04:59,549 --> 00:05:00,717
‫به نظر میاد...

64
00:05:01,926 --> 00:05:03,469
‫خیلی به من علاقه‌مندین.

65
00:05:05,638 --> 00:05:07,765
‫با اینکه شما همه‌چی رو
‫درمورد من می‌دونین،

66
00:05:07,849 --> 00:05:10,101
‫من هیچی درمورد شما نمی‌دونم.

67
00:05:10,184 --> 00:05:11,769
‫اسمتون چیه؟

68
00:05:12,895 --> 00:05:13,980
‫ارباب جوان!

69
00:05:14,355 --> 00:05:15,857
‫ارباب...

70
00:05:15,940 --> 00:05:18,276
‫ارباب جوان یی‌سون!

71
00:05:18,359 --> 00:05:21,529
‫چطور تونستین منو ترک کنین...

72
00:05:23,906 --> 00:05:25,658
‫صبر کنین!

73
00:05:33,166 --> 00:05:35,418
‫چرا اینجوری منو نگاه می‌کنی؟

74
00:05:35,501 --> 00:05:38,504
‫یه دلیل دیگه برای فرار کردن
‫از زیر درس‌هاتون پیدا کردین.

75
00:05:39,922 --> 00:05:42,633
‫- وقتی تصمیم بگیرم تمرکز کنم روی درس...
‫- به هرحال،

76
00:05:42,717 --> 00:05:44,302
‫همون‌قدر که مردم می‌گن زیباست.

77
00:05:45,345 --> 00:05:47,638
‫می‌دونی اون کیه؟

78
00:05:48,306 --> 00:05:49,474
‫بله.

79
00:05:49,557 --> 00:05:51,392
‫از کدوم خاندان اشرافی‌ـه؟

80
00:05:52,518 --> 00:05:54,228
‫از هیچ خاندان اشرافی‌ای نیست.

81
00:05:54,354 --> 00:05:57,440
‫اون یکی از خدمتکاران دولتی‌ـه که اخیراً
‫از «هانیانگ» به اینجا نقل‌مکان کرده.

82
00:05:58,483 --> 00:05:59,484
‫خدمتکار؟

83
00:05:59,567 --> 00:06:03,946
‫شنیدم به خاطر هوش و مهارت‌هاش
‫توی هانیانگ معروف‌ـه.

84
00:06:04,030 --> 00:06:07,116
‫نمی‌دونم چرا به این دهکده‌ی کوچک
‫نقل مکان کرده.

85
00:06:09,285 --> 00:06:10,286
‫اومده منو ببینه؟

86
00:06:12,789 --> 00:06:14,165
‫اسمش چی بود؟

87
00:06:17,126 --> 00:06:18,920
‫اسمش چیه؟

88
00:06:21,547 --> 00:06:24,717
‫- نوشیدنی بخورین، ارباب من.
‫- لطفاً یه نوشیدنی بخورین، ارباب.

89
00:06:24,801 --> 00:06:26,803
‫- خیلی‌خب، پس.
‫- امروز خوشگل شدی.

90
00:06:34,685 --> 00:06:35,812
‫وول‌شیم در خدمت شماست.

91
00:06:45,822 --> 00:06:46,864
‫چی؟

92
00:06:46,948 --> 00:06:48,658
‫اصلاً قابل قبول نیست!

93
00:06:48,741 --> 00:06:50,952
‫می‌گن توی هانیانگ هم همین‌قدر
‫متکبرانه رفتار می‌کرده.

94
00:06:51,035 --> 00:06:53,121
‫عجب زن گستاخی.

95
00:06:55,415 --> 00:06:56,541
‫وول‌شیم.

96
00:07:00,920 --> 00:07:02,046
‫پس اسمش اینه.

97
00:07:15,768 --> 00:07:16,769
‫معذرت می‌خوام.

98
00:07:19,063 --> 00:07:22,608
‫اون روز برای دیدنِ تو اومدم اونجا.

99
00:07:22,692 --> 00:07:25,111
‫معذرت می‌خوام اگه بی‌ادبی کردم.

100
00:07:27,780 --> 00:07:29,240
‫دقیقاً چطوری بی‌ادبی کردین؟

101
00:07:32,243 --> 00:07:34,495
‫دقیق نمی‌تونم توضیح بدم ولی...

102
00:07:34,579 --> 00:07:36,622
‫لطفاً وقتی دلیلش رو نمی‌دونین
‫عذرخواهی نکنن.

103
00:07:37,957 --> 00:07:39,167
‫صبر کن...

104
00:07:51,888 --> 00:07:53,014
‫ارباب جوان!

105
00:07:53,973 --> 00:07:56,559
‫می‌دونم خوابیدن رو
‫به خوردن ترجیح می‌دین،

106
00:07:56,642 --> 00:07:58,978
‫ولی هر از چندگاهی
‫دست از تنبلی بردارین،

107
00:07:59,896 --> 00:08:01,898
‫وگرنه سلامتی‌تون به خطر میفته.

108
00:08:04,192 --> 00:08:05,234
‫شما کی هستین؟

109
00:08:05,318 --> 00:08:06,819
‫هنوز کامل بیدار نشدی؟

110
00:08:06,903 --> 00:08:08,821
‫کل زندگیت به من خدمت کردی.

111
00:08:08,905 --> 00:08:10,865
‫ولی شما هیچ‌وقت به این زودی
‫بیدار نمی‌شدین.

112
00:08:10,948 --> 00:08:12,658
‫- چه اتفاقی افتاده؟
‫- سئوک.

113
00:08:13,534 --> 00:08:16,454
‫تصمیم گرفتم از امروز
‫روی درسم تمرکز کنم.

114
00:08:16,537 --> 00:08:17,914
‫چرا اون‌وقت؟

115
00:08:17,997 --> 00:08:19,749
‫من در حقیقت این‌جوری‌ام.

116
00:08:20,333 --> 00:08:21,584
‫می‌رم براتون دارو بیارم.

117
00:08:45,066 --> 00:08:46,692
‫«زوفن درمورد نوع‌دوستی پرسید.»

118
00:08:46,776 --> 00:08:49,529
‫کنفوسیوس جواب داد،
‫نوع‌دوستی یعنی عشق ورزیدن به دیگران.»

119
00:08:49,612 --> 00:08:50,696
‫اینجا چیکار می‌کنین؟

120
00:08:51,739 --> 00:08:52,740
‫بانوی من!

121
00:08:52,823 --> 00:08:54,200
‫عجب تصادفی!

122
00:08:56,494 --> 00:08:57,537
‫تصادفی‌ـه؟

123
00:08:57,620 --> 00:09:00,581
‫داشتم به صدای آبشار گوش می‌دادم
‫و کتاب «آموزش کبیر» می‌خوندم،

124
00:09:00,665 --> 00:09:02,917
‫تا همزمان هم درس بخونم
‫هم از طبیعت لذت ببرم.

125
00:09:04,210 --> 00:09:06,837
‫حتماً شما هم برای اینجا اومدن
‫دلیل خودتون رو دارین،

126
00:09:06,921 --> 00:09:08,714
‫ولی جلوه‌ی خوبی نداره
‫که ما باهم اینجا باشیم.

127
00:09:08,798 --> 00:09:12,218
‫پس شما مجبورین برین اون‌طرف.

128
00:09:12,301 --> 00:09:13,761
‫اینجا گرفته شده.

129
00:09:17,098 --> 00:09:18,766
‫«زوفن درمورد دانایی و خرد پرسید.»

130
00:09:18,849 --> 00:09:21,185
‫«کنفوسیوس جواب داد،
‫دانایی و خرد یعنی درک کردنِ دیگران.»

131
00:09:32,863 --> 00:09:34,991
‫[تحلیل کتاب آموزش کبیر]

132
00:09:54,260 --> 00:09:55,845
‫دیگه اینجا زندگی می‌کنین؟

133
00:10:00,224 --> 00:10:02,685
‫انگار اینجا بهتر می‌تونم تمرکز کنم.

134
00:10:06,105 --> 00:10:08,858
‫اگه از من بپرسین به نظر نمیاد،

135
00:10:08,941 --> 00:10:09,984
‫مشغول درس خوندن باشین.

136
00:10:19,744 --> 00:10:22,747
‫«اگر علت درست نباشد،
‫دستور اجرا نمی‌شود.»

137
00:10:22,830 --> 00:10:26,417
‫«اگر دستور اجرا نشود،
‫کار انجام نمی‌شود.»

138
00:10:26,500 --> 00:10:27,960
‫چقدر خردمندانه!

139
00:11:45,204 --> 00:11:46,997
‫نگران نباش.

140
00:11:47,081 --> 00:11:48,207
‫من می‌رم میارمش.

141
00:11:49,750 --> 00:11:50,876
‫ولی خطرناکه.

142
00:11:57,007 --> 00:12:00,052
‫من سال‌ها شمشیربازی،
‫تیراندازی و نیزه‌اندازی رو تمرین کردم،

143
00:12:00,136 --> 00:12:01,846
‫تا ذهن و بدنم رو تقویت کنم.

144
00:12:01,929 --> 00:12:03,139
‫این باید خیلی...

145
00:12:09,311 --> 00:12:10,438
‫آسون باشه.

146
00:12:11,897 --> 00:12:12,982
‫زود برمی‌گردم.

147
00:12:16,777 --> 00:12:17,987
‫ولی...

148
00:12:18,863 --> 00:12:19,905
‫نگران نباش.

149
00:12:23,576 --> 00:12:24,660
‫ارباب جوان!

150
00:12:25,828 --> 00:12:26,871
‫ارباب جوان!

151
00:12:29,832 --> 00:12:30,916
‫همون‌جا بمون!

152
00:12:31,417 --> 00:12:32,626
‫منتظر باش تا بیام!

153
00:12:36,922 --> 00:12:37,923
‫ارباب جوان!

154
00:12:40,176 --> 00:12:41,469
‫ارباب جوان!

155
00:12:41,552 --> 00:12:42,928
‫ارباب جوان یی‌سون!

156
00:12:47,516 --> 00:12:48,684
‫ارباب جوان!

157
00:12:50,060 --> 00:12:51,645
‫ارباب جوان یی‌سون!

158
00:12:54,273 --> 00:12:56,275
‫پیداش کردم!

159
00:12:57,234 --> 00:12:59,236
‫من، سو یی‌سون، پیداش کردم!

160
00:13:02,948 --> 00:13:04,658
‫بانوی من.

161
00:13:09,622 --> 00:13:11,457
‫بفرمایید کفش‌تون، بانوی من.

162
00:13:11,540 --> 00:13:12,625
‫پیداش کردم.

163
00:13:12,708 --> 00:13:14,293
‫این چه کاری بود کردی؟

164
00:13:15,002 --> 00:13:16,378
‫کی به کفش اهمیت می‌ده؟

165
00:13:16,462 --> 00:13:19,173
‫اگه اتفاق بدی میفتاد چی؟

166
00:13:19,924 --> 00:13:21,217
‫تو...

167
00:13:22,259 --> 00:13:23,594
‫نگران من بودی؟

168
00:13:26,305 --> 00:13:28,432
‫چرا باید نگرانت باشم؟

169
00:13:31,393 --> 00:13:32,645
‫دیگه هیچ‌وقت این کار رو نکن.

170
00:13:39,360 --> 00:13:40,486
‫حالت خوبه؟

171
00:13:41,278 --> 00:13:44,240
‫من سال‌ها شمشیربازی،
‫تیراندازی و نیزه‌اندازی رو تمرین کردم...

172
00:13:48,536 --> 00:13:49,537
‫بده‌ش به من.

173
00:13:49,620 --> 00:13:51,121
‫نه، خودم انجام می‌دم.

174
00:13:54,750 --> 00:13:55,876
‫اول لباس خودت رو خشک کن.

175
00:13:55,960 --> 00:13:57,920
‫نه، الان تموم می‌شه.

176
00:14:23,946 --> 00:14:26,824
‫هیچی به گرمای بدن نمی‌رسه.

177
00:14:40,045 --> 00:14:41,422
‫کفشم رو می‌سوزونی.

178
00:14:45,467 --> 00:14:46,510
‫کجا رفتی؟

179
00:14:47,219 --> 00:14:48,262
بیا دیگه

180
00:15:24,173 --> 00:15:25,549
‫هانیانگ چطوریه؟

181
00:15:26,425 --> 00:15:29,678
‫حدس می‌زنم خیلی از این دهکده
‫بزرگ‌تر و هیجان‌انگیزتر باشه.

182
00:15:30,471 --> 00:15:34,308
‫واقعاً خیلی بزرگ‌تر، شلوغ‌تر
‫و پر سر و صداتره.

183
00:15:35,059 --> 00:15:38,604
‫پس چطوری سر از اینجا درآوردی؟

184
00:15:43,233 --> 00:15:45,569
‫ببخشید فضولی کردم.

185
00:15:49,073 --> 00:15:51,533
‫قبول نکردم برای یه شخص بالارتبه اجرا کنم.

186
00:15:53,702 --> 00:15:55,412
‫شاید یه خدمتکار ساده باشم،

187
00:15:56,914 --> 00:15:59,124
‫ولی انگار وقتی دلم نمی‌خواد اجرا کنم،

188
00:15:59,208 --> 00:16:01,251
‫نمی‌تونم حتی انگشتم رو تکون بدم.

189
00:16:05,089 --> 00:16:08,384
‫من، یعنی یه خدمتکار ساده درخواست
‫یه شخص قدرتمند رو قبول نکردم،

190
00:16:09,343 --> 00:16:12,262
‫همین‌که زنده‌ام خدا رو شکر می‌کنم.

191
00:16:15,891 --> 00:16:17,977
‫حتماً یه دلیلی داشته...

192
00:16:21,397 --> 00:16:23,607
‫که نتونستی خودت رو مجبور به اجرا کنی.

193
00:16:34,493 --> 00:16:38,497
‫راستی من تونستم از تماشای اجرات لذت ببرم
‫درحالی که یه مرد عالی‌رتبه نتونسته.

194
00:16:38,580 --> 00:16:40,332
‫نمی‌دونم چطوری برات جبران کنم.

195
00:16:43,460 --> 00:16:46,588
‫همین الانشـم جبران کردی.

196
00:16:47,881 --> 00:16:48,924
‫واقعاً؟

197
00:17:10,320 --> 00:17:11,530
‫کرم شب‌تاب‌ـه.

198
00:18:14,885 --> 00:18:17,179
‫من دوست دارم، وول‌شیم.

199
00:18:29,775 --> 00:18:31,944
‫فکر می‌کردم تو هم همین حس رو
‫به من داری.

200
00:18:34,988 --> 00:18:36,865
‫وقتشه از این رویا بیدار شی.

201
00:18:38,659 --> 00:18:41,120
‫احمقانه‌ترین احساس انسانی...

202
00:18:41,203 --> 00:18:42,704
‫عشق‌ـه.

203
00:18:42,788 --> 00:18:44,331
‫الکی این حرف رو نمی‌زنم.

204
00:18:45,582 --> 00:18:47,251
‫می‌خوام باهات ازدواج کنم.

205
00:18:47,334 --> 00:18:49,294
‫ما نمی‌تونیم ازدواج کنیم.

206
00:18:50,254 --> 00:18:51,588
‫با توجه به رتبه‌ی اجتماعیِ من،

207
00:18:52,256 --> 00:18:54,424
‫فقط می‌تونم یکی از همسرانت باشم.

208
00:18:55,551 --> 00:18:56,593
‫بیا فرار کنیم.

209
00:18:56,677 --> 00:18:57,761
‫اگه فرار کنیم...

210
00:18:57,845 --> 00:19:00,180
‫نمی‌تونیم تا ابد از دنیا فرار کنیم.

211
00:19:00,264 --> 00:19:02,015
‫تا وقتی دنیا همین‌طوری بمونه،

212
00:19:02,599 --> 00:19:05,435
‫سرنوشت ما هم تغییری نمی‌کنه.

213
00:19:06,979 --> 00:19:07,980
‫وول‌شیم.

214
00:19:08,063 --> 00:19:09,898
‫گفتی حتماً دلیلی داشته،

215
00:19:10,941 --> 00:19:13,527
‫که نخواستم اجرا کنم
‫و از هانیانگ تبعید شدم.

216
00:19:15,612 --> 00:19:16,905
‫اون روز...

217
00:19:16,989 --> 00:19:20,242
‫عزیزترین دوستم جونِ خودش رو گرفت.

218
00:19:22,119 --> 00:19:23,162
‫اون...

219
00:19:24,037 --> 00:19:26,123
‫عاشق یه اشراف‌زاده شده بود.

220
00:19:26,665 --> 00:19:28,333
‫برعکس باور مردم،

221
00:19:29,209 --> 00:19:31,962
‫عشق نمی‌تونه کسی رو نجات بده.

222
00:19:32,838 --> 00:19:34,631
‫فقط ضعیف‌ترمون می‌کنه،

223
00:19:36,258 --> 00:19:38,135
‫و ما رو به اعماق بدبختی فرو می‌بره.

224
00:19:51,440 --> 00:19:52,524
‫بهت نشون می‌دم...

225
00:19:54,651 --> 00:19:57,571
‫که عشق می‌تونه آدم رو نجات بده.

226
00:20:01,116 --> 00:20:04,912
‫اگه مجبور شیم در اعماق بدبختی
‫غرق بشیم،

227
00:20:08,916 --> 00:20:09,958
‫با کمال میل حاضرم...

228
00:20:12,002 --> 00:20:13,503
‫باهات غرق شم.

229
00:20:44,284 --> 00:20:48,205
‫وول‌شیم، وول‌شیم، وول‌شیم!

230
00:20:50,415 --> 00:20:51,500
‫وول‌شیم...

231
00:20:52,376 --> 00:20:53,418
‫ارباب جوان.

232
00:20:55,796 --> 00:20:57,673
‫اگه کسی تو رو اینجا ببینه چی؟

233
00:20:57,756 --> 00:20:59,549
‫یه چیز فوق‌العاده پیدا کردم.

234
00:20:59,633 --> 00:21:00,926
‫[هفت فضیلت و ایراد کاتولیک]

235
00:21:01,009 --> 00:21:03,679
‫این آموزش غربی‌ـه، درسته؟

236
00:21:03,762 --> 00:21:07,224
‫درسته، توی این کتاب می‌گه
‫همه‌ی انسان‌ها برابر به دنیا اومدن.

237
00:21:07,307 --> 00:21:08,350
‫فوق‌العاده نیست؟

238
00:21:08,433 --> 00:21:09,851
‫بیا، یه نگاهی بنداز.

239
00:21:16,400 --> 00:21:17,818
‫<i>ما عاشق بودیم،</i>

240
00:21:19,027 --> 00:21:21,154
‫<i>ولی رتبه‌ی اجتماعی مانع راه‌مون شده بود.</i>

241
00:21:22,489 --> 00:21:25,409
‫<i>برای ما، مطالب جدید</i>
<i>‫که درمورد برابری صحبت می‌کرد،</i>

242
00:21:26,618 --> 00:21:27,995
‫<i>به نظر یه‌جور رستگاری میومد.</i>

243
00:21:29,955 --> 00:21:32,291
‫- ای پدر ما که در آسمانی،
‫- ای پدر ما که در آسمانی،

244
00:21:32,374 --> 00:21:34,751
‫- نام تو مقدس باد.
‫- نام تو مقدس باد.

245
00:21:34,835 --> 00:21:36,586
‫- پادشاهی تو فرا رسد.
‫- پادشاهی تو فرا رسد.

246
00:21:36,670 --> 00:21:40,090
‫- اراده‌ی تو چنانکه در آسمان انجام می‌شود،
‫- اراده‌ی تو چنانکه در آسمان انجام می‌شود،

247
00:21:40,173 --> 00:21:42,467
‫- بر زمین نیز به انجام برسد.
‫- بر زمین نیز به انجام برسد.

248
00:21:43,135 --> 00:21:45,971
‫- روزی امروزمان را به ما عطا فرما.
‫- روزی امروزمان را به ما عطا فرما.

249
00:21:46,138 --> 00:21:48,348
‫- و قرض‌های ما را ببخش،
‫- و قرض‌های ما را ببخش،

250
00:21:48,432 --> 00:21:50,225
‫- چنانکه ما نیز...
‫- چنانکه ما نیز...

251
00:21:50,309 --> 00:21:52,519
‫- قرضداران خود را می‌بخشیم.
‫- قرضداران خود را می‌بخشیم.

252
00:21:52,602 --> 00:21:55,272
‫- ما را در معرض وسوسه قرار نده،
‫- ما را در معرض وسوسه قرار نده،

253
00:21:55,355 --> 00:21:58,233
‫- و از شر شیطان رهایی ده.
‫- و از شر شیطان رهایی ده.

254
00:21:58,317 --> 00:21:59,443
‫- آمین.
‫- آمین.

255
00:22:00,694 --> 00:22:04,197
‫«خداوند جد تمام موجودات است،

256
00:22:04,281 --> 00:22:06,199
‫و خالق تمام مخلوقات.»

257
00:22:06,283 --> 00:22:08,869
‫«به همین دلیل، تمام نوادگان خداوند...

258
00:22:09,369 --> 00:22:11,621
‫می‌توانند با تکیه بر عشق او...

259
00:22:12,205 --> 00:22:13,749
‫از خودشان محافظت کنند.»

260
00:22:13,832 --> 00:22:16,335
‫اگه همه‌مون به عنوان فرزندان خداوند
‫برابر هستیم،

261
00:22:16,418 --> 00:22:19,755
‫نباید بدون توجه به رتبه‌ی اجتماعی
‫با همه مثل هم صحبت کنیم؟

262
00:22:21,256 --> 00:22:22,632
‫درسته.

263
00:22:23,175 --> 00:22:24,176
‫یی‌سون.

264
00:22:27,596 --> 00:22:29,056
‫دوباره تکرار کن.

265
00:22:29,848 --> 00:22:31,600
‫سو یی‌سون، پسره‌ی لوس.

266
00:22:32,309 --> 00:22:34,436
‫کی فکرش رو می‌کرد تحقیر شدن
‫انقدر حس خوبی داشته باشه؟

267
00:22:36,772 --> 00:22:39,149
‫امیدوارم اینجور صحبت کردن
‫به کل چوسان سرایت کنه.

268
00:22:39,232 --> 00:22:40,984
‫اون وقت همه رو با اسم کوچک‌شون
‫صدا می‌کنن،

269
00:22:41,068 --> 00:22:43,153
‫و به همه به یک اندازه
‫احترام گذاشته می‌شه.

270
00:22:43,236 --> 00:22:44,863
‫وقتی اون روز برسه،

271
00:22:46,531 --> 00:22:48,033
‫می‌تونیم باهم ازدواج کنیم.

272
00:22:48,116 --> 00:22:50,660
‫فکر می‌کنی اون روز کِی می‌رسه؟

273
00:22:53,080 --> 00:22:54,164
‫وول‌شیم.

274
00:22:54,664 --> 00:22:57,125
‫دوست دارم توی آزمون دولتی شرکت کنم.

275
00:22:58,919 --> 00:23:01,338
‫به جای اینکه منتظر بمونم
‫دنیا تغییر کنه،

276
00:23:01,421 --> 00:23:02,756
‫دوست دارم خودم تغییرش بدم.

277
00:23:07,636 --> 00:23:08,970
‫<i>شاید...</i>

278
00:23:09,054 --> 00:23:11,556
‫<i>بیشتر از هرچیز دیگه</i>
<i>‫به همدیگه ایمان داشتیم.</i>

279
00:23:12,641 --> 00:23:16,937
‫<i>به سرعت داشتیم مجذوب این باور</i>
<i>‫شکننده و در عین حال خطرناک می‌شدیم،</i>

280
00:23:18,021 --> 00:23:20,774
‫<i>که می‌تونیم به شادی در کنار هم باشیم،</i>

281
00:23:21,650 --> 00:23:23,902
‫<i>و همدیگه رو به این باور مبتلا کردیم.</i>

282
00:23:25,612 --> 00:23:26,863
‫<i>روح‌مون هم خبر نداشت...</i>

283
00:23:27,656 --> 00:23:30,200
‫<i>که چه عواقب شومی در انتظارمونه.</i>

284
00:23:31,034 --> 00:23:32,577
‫اون یه خدمتکار دولتی‌ـه.

285
00:23:32,661 --> 00:23:34,079
‫اسمش وول‌شیم‌ـه.

286
00:23:34,162 --> 00:23:38,333
‫ارباب جوان جدیداً با کاتولیک‌ها
‫و اون دختر معاشرت می‌کنه

287
00:23:38,417 --> 00:23:39,876
‫و من خیلی نگرانم.

288
00:23:40,627 --> 00:23:41,628
‫چیکار باید بکنیم؟

289
00:23:46,716 --> 00:23:47,759
‫وول‌شیم!

290
00:23:51,388 --> 00:23:52,931
‫- ارباب جوان.
‫- وول‌شیم.

291
00:23:54,975 --> 00:23:57,018
‫سفر به هانیانگ سخت خواهد بود.

292
00:23:57,102 --> 00:23:59,604
‫و شنیدم راهزن‌ها این روزها
‫از کنترل خارج شدن.

293
00:23:59,688 --> 00:24:01,815
‫لطفاً مراقب باش.

294
00:24:01,898 --> 00:24:03,066
‫نگران نباش.

295
00:24:03,150 --> 00:24:05,777
‫به سلامت برمی‌گردم
‫و باهات ازدواج می‌کنم.

296
00:24:07,154 --> 00:24:10,115
‫قبل از مرگم آخرین چیزی که می‌بینم،

297
00:24:10,824 --> 00:24:13,660
‫صورت تو خواهد بود.

298
00:24:24,254 --> 00:24:26,506
‫یه یادگاری از من
‫برای وقتی که نیستم.

299
00:24:51,281 --> 00:24:53,074
‫تا وقتی برگردی،

300
00:24:53,158 --> 00:24:55,285
‫از گردنم درش نمیارم.

301
00:24:58,038 --> 00:25:00,790
‫لطفاً منو فراموش نکن.

302
00:25:05,504 --> 00:25:07,214
‫ترجیح می‌دم خودم رو فراموش کنم،

303
00:25:07,839 --> 00:25:11,176
‫تا تو رو.

304
00:25:33,281 --> 00:25:34,324
‫ارباب جوان.

305
00:25:36,535 --> 00:25:38,078
‫تمام روز وقت نداریم.

306
00:25:42,082 --> 00:25:43,166
‫بریم.

307
00:25:55,512 --> 00:25:58,974
‫<i>اخیراً یه مرد مراسم یادبود</i>
<i>‫مادر مرحومش رو لغو کرده،</i>

308
00:25:59,057 --> 00:26:03,186
‫<i>و با بی‌رحمی تمام لوح یادبودش رو</i>
<i>‫سوزانده و دفن کرده.</i>

309
00:26:03,687 --> 00:26:08,817
‫<i>این عمل به خاطر آموزش‌های نفرت‌انگیز</i>
<i>‫طرفداران خبیث مکتب کاتولیک صورت گرفته.</i>

310
00:26:08,900 --> 00:26:12,445
‫<i>اونا به نوبت توی خانه‌هاشون مراسم دورهمی</i>
<i>‫به اسم «شش ملاقات» ترتیب می‌دن،</i>

311
00:26:12,529 --> 00:26:15,740
‫<i>جایی که زن‌ها و مردها کنارهم می‌شینین</i>
<i>‫و باورهای شنیع خودشون رو گسترش می‌دن.</i>

312
00:26:15,824 --> 00:26:18,743
‫<i>تا جایی پیش رفتن که حتی توی</i>
<i>‫کاروان‌سراها هم جلسه می‌ذارن.</i>

313
00:26:18,827 --> 00:26:20,662
‫<i>واقعاً اوضاعِ اسفناکیـه.</i>

314
00:26:21,705 --> 00:26:23,665
‫<i>این اتفاقات شنیع اخیر</i>
<i>‫به این دلیل رخ داده،</i>

315
00:26:23,748 --> 00:26:25,917
‫<i>که هیچ اقدامی علیه‌شون انجام نشده.</i>

316
00:26:26,001 --> 00:26:28,420
‫<i>اینجوری پیش بره،</i>
<i>‫سرزمینی که تاریخچه‌ی ۴ هزار ساله داره،</i>

317
00:26:28,503 --> 00:26:30,880
‫<i>و بر اساس آیین کنفوسیوس ساخته شده</i>
<i>‫و ادب و نزاکت ازش می‌باره،</i>

318
00:26:30,964 --> 00:26:33,675
‫<i>به دست هیولاها</i>
<i>‫و آدم‌های پست‌فطرت میفته.</i>

319
00:26:34,217 --> 00:26:35,385
‫<i>برای جلوگیری از این اتفاق،</i>

320
00:26:35,468 --> 00:26:39,139
‫<i>باید سرشون رو ببریم و برای هشدار به همه</i>
<i>‫سر قطع شده‌شون رو در معرض نمایش بذاریم.</i>

321
00:26:39,806 --> 00:26:42,017
‫<i>درضمن باید در خونه‌هاشون رو</i>
<i>‫تخته کنیم،</i>

322
00:26:42,100 --> 00:26:44,603
‫<i>و دهکده‌هاشون رو آتش بزنیم.</i>

323
00:26:45,604 --> 00:26:48,732
‫دهکده‌ی بغلی نابود شده.

324
00:26:48,815 --> 00:26:51,735
‫اینجوری پیش بره،
‫دهکده‌ی ما هم نجات پیدا نمی‌کنه.

325
00:26:51,818 --> 00:26:54,446
‫مشخصه حزب «نورون» داره
‫کاتولیک‌ها رو بهانه می‌کنه،

326
00:26:54,529 --> 00:26:56,364
‫تا ما رو نابود کنه،

327
00:26:56,448 --> 00:26:58,116
‫ولی کاری از دست‌مون برنمیاد.

328
00:26:58,867 --> 00:27:01,494
‫اگه چاره‌ای جز فدا کردن نداریم،

329
00:27:03,705 --> 00:27:06,249
‫باید فقط یه نفر رو قربانی کنیم.

330
00:27:23,433 --> 00:27:24,726
‫<i>دوران سخت فرا رسید.</i>

331
00:27:25,727 --> 00:27:29,189
‫<i>و در دروران سخت، قربانی لازمه.</i>

332
00:27:29,272 --> 00:27:31,358
‫<i>مردم برای اینکه جون خودشون رو نجات بدن،</i>

333
00:27:31,441 --> 00:27:33,485
‫<i>بدون معطلی تقصیرها رو گردن دیگری انداختن.</i>

334
00:27:33,568 --> 00:27:35,362
‫همون خدمتکاره، قسم می‌خورم!

335
00:27:35,445 --> 00:27:37,155
‫- خودشه!
‫- قطعاً خودشه!

336
00:27:37,238 --> 00:27:38,531
‫- خودشه!
‫- خودم دیدم!

337
00:27:38,615 --> 00:27:42,243
‫همه می‌گن تنها کاتولیکِ اینجا تویی.

338
00:27:43,328 --> 00:27:46,873
‫ولی فکر می‌کنین
‫من دنبال یه خدمتکار ساده‌ام؟

339
00:27:56,675 --> 00:27:59,594
‫امکان نداره این متعلق به
‫خدمتکار دون‌مایه‌ای مثل تو باشه.

340
00:28:00,553 --> 00:28:03,348
‫کی اینو بهت داده؟

341
00:28:07,519 --> 00:28:08,812
‫جواب سوالم رو بده،

342
00:28:09,437 --> 00:28:11,189
‫تا از جونت بگذرم.

343
00:28:15,026 --> 00:28:16,444
‫مال خودمه.

344
00:28:19,322 --> 00:28:20,615
‫همیشه...

345
00:28:23,076 --> 00:28:24,703
‫مال خودم بوده.

346
00:28:25,745 --> 00:28:28,123
‫<i>ولی...</i>

347
00:28:29,124 --> 00:28:30,375
‫<i>یه نفر بود...</i>

348
00:28:31,334 --> 00:28:33,044
‫<i>که جون خودش رو فدا کرد،</i>

349
00:28:34,546 --> 00:28:35,880
‫<i>تا عشقش رو نجات بده.</i>

350
00:28:38,299 --> 00:28:39,801
‫هورا!

351
00:29:08,580 --> 00:29:09,622
‫وول‌شیم!

352
00:29:12,667 --> 00:29:13,835
‫ارباب جوان...

353
00:29:22,886 --> 00:29:23,928
‫ارباب...

354
00:29:27,015 --> 00:29:28,016
‫وول‌شیم.

355
00:29:37,942 --> 00:29:40,445
‫<i>عشق نمی‌تونه کسی رو نجات بده.</i>

356
00:29:41,446 --> 00:29:45,241
‫<i>فقط ضعیف‌ترمون می‌کنه،</i>
<i>‫و ما رو به اعماق بدبختی فرو می‌بره.</i>

357
00:29:46,159 --> 00:29:47,243
‫<i>بهت نشون می‌دم...</i>

358
00:29:47,702 --> 00:29:50,455
‫<i>که عشق می‌تونه آدم رو نجات بده.</i>

359
00:29:52,332 --> 00:29:53,625
‫<i>اگه مجبور شیم...</i>

360
00:29:53,708 --> 00:29:55,585
‫<i> در اعماق بدبختی غرق بشیم،</i>

361
00:29:57,337 --> 00:29:58,379
‫<i>با کمال میل حاضرم...</i>

362
00:29:59,589 --> 00:30:00,965
‫باهات غرق شم.

363
00:30:08,473 --> 00:30:09,933
‫<i>به خاطر عطشی که برای انتقام داشتم،</i>

364
00:30:10,767 --> 00:30:12,185
‫<i>و خشمی که چشمم رو کور کرده بود،</i>

365
00:30:14,062 --> 00:30:15,230
‫<i>تبدیل به شیطان شدم.</i>

366
00:31:09,117 --> 00:31:10,994
‫اگه بهشت جاییـه که خدا توش زندگی می‌کنه،

367
00:31:12,328 --> 00:31:13,705
‫من نمی‌خوام برم اونجا.

368
00:31:47,405 --> 00:31:48,698
‫من تو رو...

369
00:31:51,117 --> 00:31:52,118
‫کشتم.

370
00:32:05,465 --> 00:32:06,507
‫ایمانِ من...

371
00:32:08,176 --> 00:32:09,177
‫<i>باعث...</i>

372
00:32:10,887 --> 00:32:11,971
‫<i>مرگِ تو شد.</i>

373
00:32:55,264 --> 00:32:56,349
‫خوب خوابیدی؟

374
00:33:08,695 --> 00:33:09,737
‫بیا.

375
00:33:10,363 --> 00:33:12,365
‫قهوه‌ی مورد علاقه‌تـه.

376
00:33:15,159 --> 00:33:16,577
‫زیر چشم‌هات گود افتاده.

377
00:33:16,661 --> 00:33:17,662
‫حالت خوب نیست؟

378
00:33:18,663 --> 00:33:22,500
‫فقط یه خوابی دیدم.

379
00:33:22,583 --> 00:33:23,710
‫خواب؟

380
00:33:24,961 --> 00:33:28,006
‫گفتی اهریمن به خواب نیاز نداره،
‫حالا خواب هم می‌بینی؟

381
00:33:29,716 --> 00:33:30,883
‫درمورد چی بود؟

382
00:33:33,219 --> 00:33:36,222
‫خواب دوران انسان بودنم رو دیدم.

383
00:33:38,474 --> 00:33:40,685
‫خاطراتت برگشته؟

384
00:33:41,477 --> 00:33:42,520
‫یکم.

385
00:33:44,355 --> 00:33:46,399
‫چه‌جور آدمی بودی؟

386
00:33:47,817 --> 00:33:49,193
‫کنجکاوم بدونم.

387
00:33:52,864 --> 00:33:54,115
‫من...

388
00:33:57,285 --> 00:33:58,995
‫عاشق یه نفر بودم.

389
00:34:01,039 --> 00:34:02,248
‫اسمش وول‌شیم بود.

390
00:34:08,838 --> 00:34:10,840
‫پس خوابت درمورد خودت نبود،

391
00:34:11,507 --> 00:34:13,051
‫درمورد عشق سابقت بود؟

392
00:34:14,844 --> 00:34:17,138
‫خدای من، باورم نمی‌شه.

393
00:34:17,722 --> 00:34:19,015
‫خوشگل بود؟

394
00:34:20,516 --> 00:34:22,477
‫پایان خوشی داشتین؟

395
00:34:25,813 --> 00:34:28,608
‫نگو که پایان ناراحت‌کننده‌ای داشتین.

396
00:34:30,068 --> 00:34:33,071
‫یه پایان معمولی و بی‌ارزش داشتیم،

397
00:34:33,154 --> 00:34:34,238
‫مثل همه.

398
00:34:37,075 --> 00:34:38,493
‫می‌رم دست و صورتم رو بشورم.

399
00:35:16,072 --> 00:35:17,990
‫همین درسته.

400
00:35:22,537 --> 00:35:25,540
‫می‌شه تنهامون بذارین؟

401
00:35:34,882 --> 00:35:36,300
‫پس خاطراتت یادت اومد.

402
00:35:39,554 --> 00:35:40,555
‫درسته.

403
00:35:42,890 --> 00:35:45,226
‫خودم رو کشتم تا جایی نرم
‫که خدا هست،

404
00:35:46,310 --> 00:35:48,104
‫ولی اهریمن شدم.

405
00:35:48,688 --> 00:35:50,481
‫یه کارکن نیاز داشتیم.

406
00:35:50,565 --> 00:35:53,609
‫که نه تنها توی بهشت
‫بلکه توی جهنم هم کار کنه.

407
00:35:53,693 --> 00:35:57,071
‫وقتی کینه‌ت نسبت به انسان‌ها
‫با نیازهای خداوند تلاقی پیدا کرد،

408
00:35:57,155 --> 00:35:58,739
‫یه اهریمن متولد شد.

409
00:36:02,076 --> 00:36:03,452
‫چطور ممکنه پاداش ایمانِ من...

410
00:36:05,496 --> 00:36:07,165
‫همچین مرگ دردناکی باشه؟

411
00:36:07,665 --> 00:36:09,500
‫ایمان ذاتاً چیز خطرناکیه.

412
00:36:10,376 --> 00:36:13,129
‫شاید خطرناک‌تر از هرچیز دیگه‌ای.

413
00:36:13,212 --> 00:36:14,547
‫اصلاً احساس گناه می‌کنی؟

414
00:36:15,298 --> 00:36:18,551
‫وقتی یه انسان معمولی احساس گناه می‌کنه
‫چطور ممکنه تو نکنی؟

415
00:36:20,344 --> 00:36:23,681
‫از دست کی عصبانی هستی،
‫من یا خودت؟

416
00:36:24,265 --> 00:36:27,768
‫یا نکنه می‌ترسی
‫سرنوشت دوباره تکرار شه؟

417
00:36:27,852 --> 00:36:30,730
‫و دوباره به خاطر تو عذاب بکشه؟

418
00:36:33,024 --> 00:36:34,025
‫منظورت چیه؟

419
00:36:34,108 --> 00:36:35,610
‫همون‌طور که گفتم،

420
00:36:35,693 --> 00:36:37,153
‫سرنوشت خودش رو تکرار می‌کنه.

421
00:36:40,781 --> 00:36:43,201
‫حتماً به خاطر همینه که
‫تتوت به دست اون منتقل شد.

422
00:36:43,284 --> 00:36:46,495
‫تا شما دوتا باهم درگیر شین
‫که اون بداقبالی دوباره تکرار شه.

423
00:36:46,579 --> 00:36:47,705
‫ساکت!

424
00:37:05,348 --> 00:37:07,058
‫این سرنوشتیـه که خودت ساختی.

425
00:37:08,392 --> 00:37:11,687
‫فقط داری تقاص کاری که کردی رو
‫پس می‌دی.

426
00:37:32,375 --> 00:37:33,459
‫سرنوشت...

427
00:37:45,263 --> 00:37:46,347
‫مدیر جئونگ.

428
00:37:49,475 --> 00:37:52,436
‫فکر کنم درمورد گذشته‌ت
‫یه اطلاعاتی پیدا کردم.

429
00:37:53,771 --> 00:37:56,190
‫می‌دونی اسم کاملت چی بوده؟

430
00:37:57,316 --> 00:37:58,359
‫سو یی‌سون.

431
00:37:58,985 --> 00:38:00,027
‫از کجا می‌دونستی؟

432
00:38:00,111 --> 00:38:01,404
‫خاطراتم...

433
00:38:02,947 --> 00:38:04,115
‫برگشته.

434
00:38:04,824 --> 00:38:07,660
‫یادت اومد چطوری مُردی؟

435
00:38:10,162 --> 00:38:12,999
‫حالا که درمورد زندگی ناگوار سو یی‌سون
‫اطلاعات کسب کردم،

436
00:38:13,082 --> 00:38:15,418
‫خیلی بهتر می‌تونم درکت کنم.

437
00:38:15,501 --> 00:38:17,795
‫نفرتت از انسان‌ها بی‌دلیل نبود.

438
00:38:19,005 --> 00:38:20,131
‫حالا...

439
00:38:20,840 --> 00:38:23,092
‫اگه همه‌چی یادت اومده،

440
00:38:23,175 --> 00:38:24,218
‫درمورد وول‌شیم برام بگو.

441
00:38:24,885 --> 00:38:26,220
‫همون دو دوهی‌ـه.

442
00:38:27,430 --> 00:38:28,639
‫امکان نداره.

443
00:38:29,265 --> 00:38:30,558
‫برخوردمون...

444
00:38:31,892 --> 00:38:33,185
‫تصادفی نبوده.

445
00:38:33,269 --> 00:38:36,397
‫نکنه همون موقعی که دیدیش...

446
00:38:36,480 --> 00:38:37,982
‫کم کم انسان شدی؟

447
00:38:38,941 --> 00:38:42,570
‫گفتی وقتی اولین بار دیدیش
‫قدرت‌هات عجیب غریب شدن،

448
00:38:42,653 --> 00:38:44,071
‫و تتوت به دستش منتقل شد.

449
00:38:44,155 --> 00:38:45,740
‫حتماً درست فهمیدم.

450
00:38:45,823 --> 00:38:46,824
‫تا الان،

451
00:38:47,199 --> 00:38:49,660
‫فکر می‌کردیم به خاطر از دست دادن قدرت‌هات
‫تبدیل به انسان شدی،

452
00:38:49,744 --> 00:38:51,287
‫ولی برعکس بوده.

453
00:38:51,370 --> 00:38:52,371
‫به بیان ساده‌تر،

454
00:38:52,455 --> 00:38:55,666
‫ملاقات با یه آدم مهم از زندگی گذشته‌ت
‫باعث تغییراتـت شده،

455
00:38:55,750 --> 00:38:57,960
‫و برای همین قدرت‌هات درست کار نمی‌کردن.

456
00:38:58,044 --> 00:38:59,712
‫همون قضیه‌ی مرغ و تخم مرغ‌ـه.

457
00:39:04,008 --> 00:39:06,385
‫به دو دوهی می‌گی؟

458
00:39:10,014 --> 00:39:11,015
‫نه.

459
00:39:13,059 --> 00:39:14,518
‫ندونه بهتره.

460
00:39:16,437 --> 00:39:20,983
‫[وول‌شیم]

461
00:39:24,737 --> 00:39:26,155
‫وول‌شیم.

462
00:39:27,656 --> 00:39:29,658
‫به نظر آشنا میاد.

463
00:39:32,244 --> 00:39:33,954
‫به نظر میومد نمی‌خواد درموردش
‫صحبت کنه.

464
00:39:34,038 --> 00:39:36,040
‫هنوز بهش حس داره؟

465
00:39:39,418 --> 00:39:42,421
‫شبیه این زن‌ها شدم
‫که به شوهرهاشون گیر می‌دن.

466
00:39:43,839 --> 00:39:45,049
‫باید حواسم به خودم باشه.

467
00:39:46,175 --> 00:39:47,218
‫بفرمایید.

468
00:39:49,095 --> 00:39:51,972
‫اطلاعات فروش محصول جدید رو
‫آپلود کردم.

469
00:39:53,307 --> 00:39:54,350
‫خانم شین.

470
00:39:55,017 --> 00:39:57,853
‫بیا فرض کنیم حافظ‌ت رو از دست دادی.

471
00:39:57,937 --> 00:40:01,273
‫اگه یهو خاطراتـت برگرده
‫چه حسی پیدا می‌کنی؟

472
00:40:02,900 --> 00:40:04,610
‫- چه سوال غیرمنتظره‌ای.
‫- فقط تصور کن.

473
00:40:04,693 --> 00:40:07,530
‫یهو تمام خاطرات گذشته‌ت برمی‌گرده.

474
00:40:08,030 --> 00:40:09,657
‫خیلی گیج می‌شی، مگه نه؟

475
00:40:10,408 --> 00:40:12,743
‫شوکه و آشفته می‌شی.

476
00:40:13,744 --> 00:40:16,205
‫پس بهترین کاری که می‌شه
‫توی این موقعیت انجام داد،

477
00:40:16,288 --> 00:40:18,124
‫اینه که صبورانه کنارت موند.

478
00:40:18,207 --> 00:40:20,251
‫گمونم.

479
00:40:22,169 --> 00:40:24,880
‫ممنون که قضیه رو برام روشن کردی.

480
00:40:24,964 --> 00:40:26,132
‫خواهش می‌کنم.

481
00:40:35,266 --> 00:40:36,809
‫من دنیا رو نجات دادم.

482
00:40:36,892 --> 00:40:39,687
‫برای شماها خون ریختم.

483
00:40:41,105 --> 00:40:42,440
‫دوگیونگ.

484
00:40:42,523 --> 00:40:44,108
‫یکم دیگه طاقت بیار،

485
00:40:44,191 --> 00:40:46,485
‫بابات از اینجا میارتـت بیرون.

486
00:40:47,153 --> 00:40:50,406
‫پس داروهات رو مرتب بخور،

487
00:40:50,489 --> 00:40:52,283
‫و مراقبِ...

488
00:40:58,914 --> 00:41:00,374
‫همه‌چی رو می‌دونستی، نه؟

489
00:41:00,875 --> 00:41:02,251
‫همه‌چی رو می‌دونستی...

490
00:41:05,087 --> 00:41:06,172
‫ولی به روی خودت نیاوردی.

491
00:41:07,882 --> 00:41:09,383
‫فقط به خودت اهمیت می‌دی.

492
00:41:11,886 --> 00:41:12,887
‫دوگیونگ.

493
00:41:12,970 --> 00:41:14,513
‫من به خاطر تو خودم رو به خطر انداختم.

494
00:41:14,722 --> 00:41:16,390
‫من ازت محافظت کردم.

495
00:41:19,685 --> 00:41:21,103
‫شیطان واقعی...

496
00:41:22,980 --> 00:41:24,356
‫تویی.

497
00:41:28,903 --> 00:41:30,571
‫من تمام زندگیم زن خوبی بودم.

498
00:41:31,530 --> 00:41:34,742
‫برای همین مجازات نمی‌شم.

499
00:41:35,951 --> 00:41:36,952
‫پس...

500
00:41:39,622 --> 00:41:40,623
‫من چی؟

501
00:41:42,750 --> 00:41:43,751
‫من چی؟

502
00:41:46,462 --> 00:41:48,047
‫من چه کار اشتباهی کردم؟

503
00:41:54,053 --> 00:41:55,137
‫تو...

504
00:41:55,846 --> 00:41:57,848
‫از پدرت سرپیچی کردی.

505
00:41:57,932 --> 00:42:00,059
‫اونجوری که پدرت می‌خواست
‫زندگی نکردی.

506
00:42:03,145 --> 00:42:04,730
‫برای همین داری مجازات می‌شی.

507
00:42:06,190 --> 00:42:07,858
‫حقتـه.

508
00:42:08,359 --> 00:42:09,527
‫تقصیر خودته.

509
00:42:29,630 --> 00:42:31,173
‫نوه دوگیونگ!

510
00:42:31,257 --> 00:42:32,675
‫آروم باش، نوه دوگیونگ!

511
00:42:32,758 --> 00:42:35,010
‫آروم باش!

512
00:42:40,391 --> 00:42:41,642
‫حالا نوبت توئه.

513
00:43:04,164 --> 00:43:05,165
‫اون رو برمی‌دارم.

514
00:43:06,083 --> 00:43:07,167
‫اونم همین‌طور.

515
00:43:08,919 --> 00:43:10,963
‫همه‌ش برای خیریه‌ست، درسته؟

516
00:43:11,046 --> 00:43:14,675
‫بله، تمام پرداختی‌ها به مرکز خیریه‌ی کودکان
‫اهدا می‌شه.

517
00:43:14,758 --> 00:43:15,968
‫عالیه.

518
00:43:16,051 --> 00:43:17,136
‫اینم برمی‌دارم.

519
00:43:18,137 --> 00:43:19,555
‫سلام، کیم سرا هستم.

520
00:43:41,869 --> 00:43:42,911
‫آقای جئونگ.

521
00:43:47,583 --> 00:43:48,834
‫ممنون بابت هدیه.

522
00:43:49,376 --> 00:43:51,795
‫به لطف تو، دیگه خوبِ خوبم.

523
00:43:51,879 --> 00:43:53,714
‫به خاطر اینکه ازت خوشم میاد
‫این کار رو نکردم.

524
00:43:54,715 --> 00:43:56,584
‫ولی الان که دوباره اومدم اینجا،

525
00:43:56,634 --> 00:43:59,345
‫بهم نمی‌گی برم گم شم.

526
00:44:00,346 --> 00:44:03,265
‫نتایج ارزیابی روانی دوگیونگ اومده.

527
00:44:03,349 --> 00:44:05,517
‫از اختلال انفجاری متناوب گرفته،

528
00:44:05,601 --> 00:44:08,812
‫تا اضطراب و افسردگی شدید،
‫وضعیتـش بحرانی‌ـه.

529
00:44:09,313 --> 00:44:11,774
‫عملاً یه بمب ساعتی بوده.

530
00:44:12,399 --> 00:44:14,610
‫اگه تو نبودی،

531
00:44:16,070 --> 00:44:17,905
‫دوهی جون سالم به در نمی‌برد.

532
00:44:20,908 --> 00:44:21,950
‫ممنون.

533
00:44:23,243 --> 00:44:24,244
‫و...

534
00:44:26,038 --> 00:44:27,581
‫ببخشید،

535
00:44:28,415 --> 00:44:30,125
‫که تا الان اشتباه درموردت قضاوت می‌کردم.

536
00:44:34,254 --> 00:44:35,714
‫هیچ قضاوت اشتباهی نبوده.

537
00:44:48,102 --> 00:44:49,561
‫سلام، کارآگاه پارک.

538
00:44:55,734 --> 00:44:56,819
‫دوهی.

539
00:44:57,277 --> 00:44:59,571
‫نتایج ارزیابی روانی دوگیونگ اومده.

540
00:45:02,741 --> 00:45:04,076
‫نوه دوگیونگ...

541
00:45:06,745 --> 00:45:07,788
‫مُرده.

542
00:45:35,065 --> 00:45:37,067
‫[مرحوم نوه دوگیونگ]

543
00:46:20,861 --> 00:46:22,279
‫یکم آب بخورین.

544
00:46:22,946 --> 00:46:24,031
‫خوبم، مرسی.

545
00:46:25,407 --> 00:46:26,825
‫حتماً شوکه شدین.

546
00:46:28,827 --> 00:46:32,122
‫لطفاً اگه کمکی خواستین بهم بگین.

547
00:46:51,058 --> 00:46:52,226
‫حتماً برات کار راحتی نبوده.

548
00:46:52,309 --> 00:46:53,393
‫ممنون که اومدی.

549
00:46:54,478 --> 00:46:56,480
‫اون کسیه که مادام جو رو کشته.

550
00:46:57,564 --> 00:46:59,149
‫معلومه که باید توی مراسمـش
‫شرکت می‌کردم.

551
00:46:59,233 --> 00:47:01,860
‫باید زودتر میومدم ازت عذرخواهی می‌کردم،

552
00:47:04,613 --> 00:47:07,574
‫ولی برام سخت بود قبول کنم
‫پسرم همچین هیولایی بوده.

553
00:47:09,618 --> 00:47:10,828
‫معذرت می‌خوام، دوهی.

554
00:47:10,911 --> 00:47:12,663
‫به عنوان یه پدر شکست خوردم.

555
00:47:17,376 --> 00:47:18,836
‫پس خودکشی کرده؟

556
00:47:18,919 --> 00:47:20,712
‫حتماً حس گناهی که داشته،

557
00:47:20,796 --> 00:47:22,840
‫براش غیرقابل تحمل بوده.

558
00:47:23,590 --> 00:47:25,801
‫از نظر من مرگش کاری که کرده رو
‫جبران نمی‌کنه.

559
00:47:25,884 --> 00:47:29,179
‫قول می‌دم هرطور شده
‫برات جبرانش کنم.

560
00:47:29,263 --> 00:47:31,598
‫پس برای صلاح شرکت هم که شده،

561
00:47:32,182 --> 00:47:34,977
‫لطفاً درمورد این موضوع حرفی نزن.

562
00:47:35,060 --> 00:47:36,645
‫حتی توی این وضعیت هم...

563
00:47:37,938 --> 00:47:39,565
‫نگران شرکتی؟

564
00:47:39,648 --> 00:47:41,984
‫مادر من و پدر تو باهمدیگه جون کندن،

565
00:47:42,067 --> 00:47:43,694
‫تا این شرکت رو تاسیس کنن.

566
00:47:43,777 --> 00:47:45,320
‫تصور کن مردم بفهمن

567
00:47:46,738 --> 00:47:50,033
‫مادرم توسط نوه‌ی حریص
‫و مریض روانیـش کشته شده.

568
00:47:50,117 --> 00:47:52,411
‫شرکت ضربه‌ی سختی می‌خوره.

569
00:47:53,287 --> 00:47:55,122
‫درضمن اگه این خبر پخش شه،

570
00:47:56,206 --> 00:47:58,125
‫همه توی این خانواده آسیب می‌بینن.

571
00:47:59,418 --> 00:48:02,129
‫هم به صلاح شرکت‌ـه
‫و هم به صلاح خانواده.

572
00:48:04,464 --> 00:48:06,216
‫به هرحال تو هم عضوی از این خانواده‌ای.

573
00:48:08,719 --> 00:48:12,014
‫به نظر میاد خانواده برای کسی که
‫چیز بیش‌تری برای از دست دادن داره،

574
00:48:12,973 --> 00:48:14,600
‫اهمیت بیشتری داره.

575
00:48:20,230 --> 00:48:21,356
‫به زودی می‌بینمت.

576
00:48:24,568 --> 00:48:26,778
‫اون نوه دوگیونگ شیطان کجاست؟

577
00:48:27,321 --> 00:48:30,782
‫چطور تونسته مادربزرگ خودش رو بکشه؟

578
00:48:31,533 --> 00:48:32,743
‫سوآن.

579
00:48:34,119 --> 00:48:35,621
‫پسرت مادرمون رو کشت.

580
00:48:36,288 --> 00:48:37,664
‫حمله‌ی قلبی نبوده.

581
00:48:37,748 --> 00:48:39,416
‫قتل بوده!

582
00:48:39,499 --> 00:48:40,876
‫برش گردون.

583
00:48:40,959 --> 00:48:42,711
‫زود باش مادرمون رو برگردون!

584
00:48:44,922 --> 00:48:47,549
‫خیلی دلم براش می‌سوزه.

585
00:48:51,011 --> 00:48:53,055
‫می‌خوای چیکار کنی؟

586
00:48:54,181 --> 00:48:56,683
‫برش گردون!

587
00:49:00,729 --> 00:49:02,022
‫بیا بریم.

588
00:49:02,105 --> 00:49:04,107
‫اینجا خفقان‌آوره.

589
00:49:07,110 --> 00:49:08,362
‫ببخشید، سوآن.

590
00:49:09,237 --> 00:49:10,322
‫همه‌ش تقصیر منه.

591
00:49:11,031 --> 00:49:13,450
‫مادر بیچاره‌مون.

592
00:49:19,623 --> 00:49:21,583
‫یادته دوگیونگ توی موبایل گی کوانگ‌چول،

593
00:49:21,667 --> 00:49:23,377
‫به چه اسمی ذخیره شده بود؟

594
00:49:25,045 --> 00:49:26,213
‫ابراکساس؟

595
00:49:26,922 --> 00:49:28,465
‫می‌دونستم آشناست،

596
00:49:29,341 --> 00:49:30,884
‫از رمان «دمیان» اومده.

597
00:49:31,927 --> 00:49:34,304
‫«گنجشک تقلا می‌کنه تا از تخم بیرون بیاد.»

598
00:49:34,805 --> 00:49:36,014
‫«تخم در واقع جهان‌ـه.»

599
00:49:36,974 --> 00:49:38,475
‫«برای متولد شدن،

600
00:49:39,267 --> 00:49:40,352
‫باید...

601
00:49:41,186 --> 00:49:43,772
‫اول دنیا رو نابود کرد.»

602
00:49:43,855 --> 00:49:46,108
‫«گنجشک نزد الهه‌ای به اسم...

603
00:49:46,191 --> 00:49:48,652
‫ابراکساس می‌ره.»

604
00:49:49,486 --> 00:49:50,988
‫نوه دوگیونگ برای اینکه بتونه...

605
00:49:51,071 --> 00:49:53,532
‫بال‌هاش رو باز کنه چاره‌ای نداشته
‫جز اینکه مادام جو رو بکشه؟

606
00:49:54,324 --> 00:49:56,827
‫اینجوری جرم خودش رو توجیه می‌کرده.

607
00:49:57,995 --> 00:49:59,246
‫نفرت‌انگیزه.

608
00:49:59,329 --> 00:50:00,372
‫یعنی اون...

609
00:50:00,455 --> 00:50:02,207
‫واقعاً نمی‌دونسته؟

610
00:50:02,708 --> 00:50:03,709
‫نوه سوک‌مین رو می‌گی؟

611
00:50:03,792 --> 00:50:05,836
‫مگه می‌شه خبر نداشته باشه

612
00:50:08,505 --> 00:50:10,215
‫نوه دوگیونگ مشغول چه کاریه؟

613
00:50:11,091 --> 00:50:12,509
‫اصلاً نمی‌فهمم.

614
00:50:24,438 --> 00:50:25,480
‫چطوره...

615
00:50:26,481 --> 00:50:27,983
‫بریم پیش مادام جو؟

616
00:50:42,247 --> 00:50:44,166
‫هم مادرم رو از دست دادم هم پسرم رو.

617
00:50:45,834 --> 00:50:47,961
‫دیگه جز تو کسی رو ندارم.

618
00:50:48,545 --> 00:50:50,338
‫ما حتی صمیمی هم نیستیم.

619
00:50:50,422 --> 00:50:52,132
‫تا الان نبودیم،

620
00:50:52,883 --> 00:50:55,594
‫ولی بیا سعی کنیم باهم کنار بیام
‫چون جز همدیگه کسی رو نداریم.

621
00:50:57,387 --> 00:50:59,931
‫و الان آستین و جاستین تنها وارث آینده‌ی...

622
00:51:00,015 --> 00:51:01,975
‫گروه میرا هستن.

623
00:51:21,787 --> 00:51:22,829
‫مادام جو.

624
00:51:24,372 --> 00:51:25,624
‫دیگه همه‌چی تموم شد.

625
00:51:26,416 --> 00:51:27,751
‫با این حال،

626
00:51:29,127 --> 00:51:30,545
‫انگار هیچی تغییر نکرده.

627
00:51:32,964 --> 00:51:35,425
‫نوه دوگیونگ از گناه‌هاش فرار کرد.

628
00:51:36,343 --> 00:51:37,761
‫و من هنوز ناراحتم.

629
00:51:39,054 --> 00:51:40,555
‫با گذر زمان...

630
00:51:41,306 --> 00:51:42,682
‫با این قضیه کنار میام؟

631
00:51:48,647 --> 00:51:49,898
‫تو بهم بگو.

632
00:51:50,690 --> 00:51:53,819
‫گذر زمان همه‌چی رو حل می‌کنه؟

633
00:51:54,820 --> 00:51:57,614
‫حتماً تو می‌دونی
‫چون ۲۰۰ سال زندگی کردی.

634
00:52:07,749 --> 00:52:09,084
‫نمی‌کنه.

635
00:52:09,960 --> 00:52:10,961
‫فقط...

636
00:52:12,879 --> 00:52:13,922
‫برای یه مدت کوتاهی...

637
00:52:16,341 --> 00:52:17,634
‫یادت می‌ره چه اتفاقاتی افتاده.

638
00:52:21,721 --> 00:52:23,098
‫می‌دونستم.

639
00:52:25,308 --> 00:52:26,393
‫من دیگه می‌رم.

640
00:52:26,476 --> 00:52:28,770
‫قول می‌دم دفعه‌ی بعد
‫روحیه‌ام بهتر باشه.

641
00:52:33,650 --> 00:52:34,734
‫بریم.

642
00:52:53,461 --> 00:52:55,255
‫خب بگو ببینم.

643
00:52:55,338 --> 00:52:58,842
‫به جز پشمک و غروب خورشید،

644
00:52:58,925 --> 00:53:00,427
‫دیگه چی دوست داری؟

645
00:53:00,510 --> 00:53:03,805
‫از همه‌ی شیرینی‌ها خوشم میاد.

646
00:53:05,140 --> 00:53:08,810
‫انگار شیرینی همه رو
‫به دوران کودکی‌شون برمی‌گردونه.

647
00:53:11,688 --> 00:53:12,856
‫و...

648
00:53:14,149 --> 00:53:16,693
‫از تو هم خوشم میاد، بوک‌گیو.

649
00:53:19,446 --> 00:53:21,281
‫خیلی دیوانه‌ای.

650
00:53:26,203 --> 00:53:27,871
‫اشک شوق‌ـه.

651
00:53:32,042 --> 00:53:33,210
‫نزدیک بود یادم بره.

652
00:53:35,837 --> 00:53:37,297
‫بیا.

653
00:53:37,380 --> 00:53:38,423
‫این چیه؟

654
00:53:38,506 --> 00:53:41,343
‫لطفاً فردا بیا اجرامون رو ببین.

655
00:53:42,135 --> 00:53:44,471
‫- نه، ممنون.
‫- چرا؟

656
00:53:44,554 --> 00:53:46,473
‫نباید زندگی کاری و شخصی‌مون رو قاطی کنیم.

657
00:53:46,556 --> 00:53:49,059
‫نمی‌خوام مزاحم کارت بشم.

658
00:53:49,142 --> 00:53:50,393
‫این حرف رو نزن.

659
00:53:50,477 --> 00:53:53,146
‫اگه بیای خیلی خوشحال می‌شم.

660
00:53:55,440 --> 00:53:56,858
‫دریاست!

661
00:53:56,942 --> 00:53:59,819
‫- زودباش، خانم چوی.
‫- فوق‌العاده‌ست!

662
00:53:59,903 --> 00:54:02,906
‫یه نوشیدنی می‌خوریم
‫بعدش از هم جدا می‌شیم.

663
00:54:02,989 --> 00:54:05,408
‫- باید دم رودخانه‌ی هان رامیون بخوریم.
‫- تیم روابط عمومی‌ـه!

664
00:54:05,492 --> 00:54:06,910
‫باید مرغ سوخاری هم بخوریم.

665
00:54:06,993 --> 00:54:09,496
‫- عشق که جرم نیست.
‫- بیاین یه جا پیدا کنیم.

666
00:54:09,579 --> 00:54:10,997
‫کجا بشینیم؟

667
00:54:17,128 --> 00:54:19,172
‫آقای هان، خانم چو، بیاین اینجا!

668
00:54:19,256 --> 00:54:20,757
‫چه خوبه!

669
00:54:21,967 --> 00:54:24,386
‫[موسسه‌ی سان‌وول]

670
00:54:24,469 --> 00:54:25,679
‫خیلی خوشگل شدی!

671
00:54:25,762 --> 00:54:26,805
‫دوست دارم!

672
00:54:26,888 --> 00:54:29,391
‫- گایونگ!
‫- لطفاً برای دوربین قلب درست کن!

673
00:54:29,474 --> 00:54:30,558
‫گایونگ!

674
00:54:30,725 --> 00:54:32,310
‫- خوشگل شدی!
‫- برای دوربین دست تکون بده!

675
00:54:32,394 --> 00:54:33,770
‫من خیلی دوست دارم!

676
00:54:33,853 --> 00:54:35,146
‫دوست دارم!

677
00:54:35,230 --> 00:54:36,731
‫لطفاً قلب درست کن!

678
00:54:36,815 --> 00:54:38,400
‫خیلی خوشگل شدی!

679
00:54:38,483 --> 00:54:40,610
‫- لطفاً اینجا رو نگاه کن!
‫- خیلی خوشگلی.

680
00:54:41,987 --> 00:54:43,238
‫یه لحظه صبر کنین، لطفاً.

681
00:54:44,072 --> 00:54:45,365
‫تبریک می‌گم.

682
00:54:47,158 --> 00:54:48,493
‫ممنون.

683
00:54:51,830 --> 00:54:53,915
‫بعد از تموم شدنِ اجرا
‫کره رو ترک می‌کنم.

684
00:54:55,250 --> 00:54:56,710
‫دیگه اذیتت نمی‌کنم.

685
00:54:59,004 --> 00:55:00,797
‫برای همیشه می‌ری؟

686
00:55:00,880 --> 00:55:03,466
‫اینجا فقط خاطرات ناراحت کننده داشتم
‫البته به جز مدیر جئونگ.

687
00:55:04,884 --> 00:55:06,886
‫و حالا اونم دیگه استثنا نیست.

688
00:55:10,557 --> 00:55:14,019
‫مدیر جئونگ و استار جین
‫باید برای دوربین‌ها ژست بگیرین.

689
00:55:14,602 --> 00:55:16,271
‫برای آخرین بار یه لطفی بهم بکن.

690
00:55:16,354 --> 00:55:20,150
‫لطفاً امشب روی وظایف مدیریتـت
‫تمرکز کن.

691
00:55:21,484 --> 00:55:22,485
‫بریم.

692
00:55:25,780 --> 00:55:27,032
‫بیاین دوباره شروع کنیم.

693
00:55:27,115 --> 00:55:29,826
‫مدیر اجرایی آقای جئونگ گو وون هم
‫اینجا هستن.

694
00:55:31,161 --> 00:55:33,455
‫لطفاً بهم نزدیک شین.

695
00:56:03,902 --> 00:56:05,862
‫می‌دونی چرا به اجرا علاقه‌مند شدم؟

696
00:56:08,239 --> 00:56:10,575
‫به خاطر اون نقاشی با دو شمشیر
‫که توی لابی هست.

697
00:56:13,828 --> 00:56:16,831
‫نگاه مدیر جئونگ به اون نقاشی رو دوست داشتم.

698
00:56:16,915 --> 00:56:19,125
‫یه ناراحتی و گرمای خاصی داشت.

699
00:56:20,668 --> 00:56:23,254
‫همچین نگاه احساسی‌ای
‫خیلی ازش بعید بود،

700
00:56:24,422 --> 00:56:25,840
‫و من بدجور اون نگاه رو می‌خواستم.

701
00:56:29,928 --> 00:56:31,930
‫امید داشتم که اگه برای اجرا
‫سخت تلاش کنم،

702
00:56:34,307 --> 00:56:37,143
‫بالاخره یه روزی همون‌طوری
‫بهم نگاه می‌کنه.

703
00:56:37,602 --> 00:56:39,062
‫برای همین به اجرا علاقه‌مند شدم.

704
00:56:41,272 --> 00:56:42,273
‫ولی به جاش،

705
00:56:44,859 --> 00:56:46,778
‫به دو دوهی اونجوری نگاه می‌کنه.

706
00:56:52,117 --> 00:56:53,993
‫با اینکه مدیر جئونگ رو به دو دوهی باختم،

707
00:56:55,370 --> 00:56:56,830
‫هنوز توی زندگیم اجرا رو دارم.

708
00:58:04,063 --> 00:58:06,608
‫انگار اینجا بهتر می‌تونم تمرکز کنم.

709
00:58:06,691 --> 00:58:09,194
‫به نظر نمیاد مشغول درس خوندن باشین.

710
00:58:18,912 --> 00:58:21,206
‫دوست دارم، وول‌شیم.

711
00:58:23,541 --> 00:58:25,460
‫سو یی‌سون، پسره‌ی لوس.

712
00:58:25,543 --> 00:58:27,712
‫کی فکرش رو می‌کرد تحقیر شدن
‫انقدر حس خوبی داشته باشه؟

713
00:58:29,088 --> 00:58:32,133
‫<i>قبل از مرگم آخرین چیزی که می‌بینم،</i>

714
00:58:32,759 --> 00:58:35,303
‫صورت تو خواهد بود.

715
00:58:42,435 --> 00:58:43,937
‫<i>تا وقتی برگردی،</i>

716
00:58:44,020 --> 00:58:46,231
‫<i>از گردنم درش نمیارم.</i>

717
00:58:47,899 --> 00:58:50,401
‫<i>اگه بهشت جاییـه که خدا توش هست،</i>

718
00:58:50,485 --> 00:58:52,028
‫<i>می‌خوام برم اونجا.</i>

719
00:59:15,760 --> 00:59:16,803
‫گو وون.

720
00:59:20,557 --> 00:59:21,724
‫حالت خوبه؟

721
00:59:33,069 --> 00:59:34,487
‫وقتی انسان بودم،

722
00:59:39,367 --> 00:59:40,827
‫آدم کشتم.

723
00:59:43,705 --> 00:59:44,914
‫آدم‌های زیادی رو کشتم...

724
00:59:47,542 --> 00:59:48,626
‫کسایی که دوستم داشتن...

725
00:59:51,212 --> 00:59:52,338
‫کسایی که دوست‌شون داشتم.

726
00:59:59,637 --> 01:00:01,764
‫برای این کار دلیلی داشتی؟

727
01:00:04,267 --> 01:00:05,435
‫مطمئن نیستم.

728
01:00:06,686 --> 01:00:08,062
‫اونا زنی که...

729
01:00:10,023 --> 01:00:11,649
‫دوستش داشتم رو...

730
01:00:13,026 --> 01:00:14,360
‫قربانی کرده بودن.

731
01:00:22,160 --> 01:00:23,244
‫همه‌ش تقصیر منه.

732
01:00:27,832 --> 01:00:30,168
‫اگه عاشقش نشده بودم،

733
01:00:32,629 --> 01:00:34,130
‫اون نمی‌مُرد.

734
01:00:46,476 --> 01:00:47,644
‫این چیزیه که منو می‌ترسونه.

735
01:00:50,897 --> 01:00:52,273
‫ممکنه من...

736
01:00:59,238 --> 01:01:00,698
‫باعث عذاب کشیدنت بشم.

737
01:01:10,333 --> 01:01:12,085
‫من که بدون تو عذاب می‌کشم.

738
01:01:19,967 --> 01:01:21,511
‫اگه قراره در هر صورت عذاب بکشم،

739
01:01:24,097 --> 01:01:25,765
‫می‌خوام در کنار هم عذاب بکشیم.

740
01:01:30,520 --> 01:01:31,771
‫<i>بهت نشون می‌دم...</i>

741
01:01:32,897 --> 01:01:35,817
‫<i>که عشق می‌تونه آدم رو نجات بده.</i>

742
01:01:39,320 --> 01:01:40,321
‫اگه مجبور شیم...

743
01:01:40,905 --> 01:01:42,865
‫در اعماق بدبختی غرق بشیم،

744
01:01:44,075 --> 01:01:45,243
‫با کمال میل حاضرم...

745
01:01:47,120 --> 01:01:48,663
‫باهات غرق شم.

746
01:01:59,006 --> 01:02:02,552
‫<i>چیزی به عنوان «سرنوشت از قبل تعیین شده»</i>

747
01:02:03,219 --> 01:02:04,762
‫<i>وجود داره؟</i>

748
01:02:09,600 --> 01:02:11,436
‫<i>اگه وجود داره،</i>

749
01:02:12,478 --> 01:02:13,604
‫<i>من مصمم هستم،</i>

750
01:02:14,772 --> 01:02:17,024
‫<i>این دفعه پایان خوشی</i>
<i>‫برای خودمون رقم بزنم.</i>

751
01:02:27,452 --> 01:02:28,703
‫اونجا رو نگاه کن!

752
01:03:24,383 --> 01:03:25,635
‫<i>پروردگارا،</i>

753
01:03:26,511 --> 01:03:29,013
‫<i>در این جنگ از ما دفاع بفرما.</i>

754
01:03:30,139 --> 01:03:34,519
‫<i>دربرابر شرارت و تله‌های شیطان</i>
<i>‫از ما محافظت بفرما.</i>

755
01:03:35,895 --> 01:03:38,105
‫<i>شیطان و تمام ارواح شرور...</i>

756
01:03:38,689 --> 01:03:40,399
‫<i>که در پی نابودی ارواح،</i>

757
01:03:41,150 --> 01:03:44,362
‫<i>درجهان پرسه می‌زنند را...</i>

758
01:03:45,530 --> 01:03:47,281
‫<i>به اعماق جهنم برگردان.</i>

759
01:03:55,206 --> 01:03:58,209
‫<i>من شیطان رو دیدم.</i>

760
01:04:26,237 --> 01:04:29,323
‫[دختر عزیزم دوهی]

761
01:04:34,912 --> 01:04:36,289
‫<i>اگه چیزی به اسم...</i>

762
01:04:36,998 --> 01:04:38,666
‫<i>سرنوشت وجود داره،</i>

763
01:04:41,210 --> 01:04:43,462
‫<i>در این چرخه‌ی اجتناب ناپذیر سرنوشت،</i>

764
01:04:44,755 --> 01:04:45,965
‫<i>ما...</i>

765
01:04:47,133 --> 01:04:48,551
‫<i>نابود می‌شیم،</i>

766
01:04:49,594 --> 01:04:50,678
‫<i>یا...</i>

767
01:04:51,929 --> 01:04:53,431
‫<i>نجات پیدا می‌کنیم؟</i>

768
01:05:00,771 --> 01:05:05,776
W W W . M O V I E S H O . C O M

769
01:05:43,689 --> 01:05:46,150
‫نمی‌خوام گذشته‌ی شومی که
‫با دوهی داشتم دوباره تکرار شه.

770
01:05:46,233 --> 01:05:47,902
‫کاری می‌کنم پایان خوشی
‫داشته باشیم.

771
01:05:47,985 --> 01:05:50,237
‫- دوست دارم، جئونگ گو وون.
‫- منم دوست دارم.

772
01:05:50,321 --> 01:05:51,656
‫هرچی تو بخوای، دوهی.

773
01:05:51,948 --> 01:05:54,450
‫خوشحالی می‌تونه سمی باشه.

774
01:05:54,533 --> 01:05:55,576
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم.

775
01:05:55,660 --> 01:05:57,370
‫واقعاً نمی‌دونستی
‫دوگیونگ داره چیکار می‌کنه؟

776
01:05:57,453 --> 01:05:58,996
‫یا می‌دونستی و به روی خودت نمیاوردی؟

777
01:05:59,080 --> 01:06:01,332
‫فکر می‌کردم از همه‌چی بی‌خبری،
‫ولی داشتی وانمود می‌کردی؟

778
01:06:01,415 --> 01:06:02,750
‫بگو چقدر می‌دونی؟

779
01:06:02,833 --> 01:06:04,418
‫فکر می‌کنی پدر و مادرت
‫توی تصادف مُردن.

780
01:06:04,502 --> 01:06:05,795
‫اونا توسط جو چئون‌سوک کشته شدن.

781
01:06:07,795 --> 01:06:17,795
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M