1
00:00:47,547 --> 00:00:52,552
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫| ترجمه از تـارا |

2
00:00:55,555 --> 00:00:56,598
‫دو دوهی.

3
00:00:57,640 --> 00:00:59,476
‫- ما...
‫- بیا امشب تزئین درخت کریسمس رو

4
00:00:59,559 --> 00:01:00,810
‫تموم کنیم.

5
00:01:02,812 --> 00:01:05,815
‫منم باید اون ست زوجی که اون دفعه
‫نتونستیم بگیریم رو رزرو کنم.

6
00:01:06,399 --> 00:01:08,109
‫امیدوارم هنوز بشه رزرو کرد.

7
00:01:13,907 --> 00:01:15,033
‫فکر نکنم کریسمس رو...

8
00:01:19,662 --> 00:01:21,206
‫بتونیم کنار هم باشیم.

9
00:01:27,879 --> 00:01:28,922
‫دو دوهی.

10
00:01:32,050 --> 00:01:33,134
‫خودت رو...

11
00:01:37,305 --> 00:01:38,515
‫از جهنم نجات بده.

12
00:01:39,515 --> 00:01:49,515
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

13
00:02:07,335 --> 00:02:08,378
‫گو وون.

14
00:02:55,008 --> 00:02:56,009
‫گو وون.

15
00:03:14,694 --> 00:03:17,113
‫<i>ماه اکتبر که روی زمین</i>
<i>‫بادهای خنک شروع به وزیدن می‌کنند،</i>

16
00:03:17,947 --> 00:03:19,991
‫<i>و خبر از رسیدن زمستون می‌دن،</i>

17
00:03:21,743 --> 00:03:24,746
‫<i>بهار در زیر خاک شروع شده.</i>

18
00:03:26,706 --> 00:03:30,835
‫<i>ولی درعین حال وقتی توی بهار</i>
<i>‫درخت زیبای گیلاس شکوفه می‌ده،</i>

19
00:03:31,419 --> 00:03:34,672
‫<i>زیر خاک زمستون شروع شده.</i>

20
00:03:36,632 --> 00:03:39,761
‫<i>شاید حتی طی اون دوران خوشی</i>
<i>‫که کنار هم داشتیم،</i>

21
00:03:40,344 --> 00:03:41,721
‫<i>خداحافظی‌مون...</i>

22
00:03:43,055 --> 00:03:44,807
‫<i>شروع شده بود.</i>

23
00:03:45,892 --> 00:03:52,774
‫«قسمت پانزدهم»
‫[پایانِ سرنوشت]

24
00:04:00,823 --> 00:04:02,033
‫[«بدون شکر» ترند سال ۲۰۲۳]

25
00:04:28,726 --> 00:04:31,479
‫[«بدون شکر» ترند سال ۲۰۲۳]

26
00:05:17,858 --> 00:05:18,901
‫بله؟

27
00:05:18,985 --> 00:05:22,363
‫برنامه‌های صبح‌تون رو جا به جا کردم
‫و انداختم بعد از ظهر.

28
00:05:22,446 --> 00:05:23,489
‫ممنون.

29
00:05:23,572 --> 00:05:25,658
‫بعد از اینکه با دادستان صحبت کردم
‫میام دفتر.

30
00:05:25,741 --> 00:05:27,326
‫<i>تنهایی مشکلی براتون پیش نمیاد؟</i>

31
00:05:28,286 --> 00:05:29,870
‫نباید وکیل‌تون همراه‌تون باشه؟

32
00:05:29,954 --> 00:05:31,580
‫مشکلی پیش نمیاد،
‫به زودی می‌بینمت.

33
00:05:32,206 --> 00:05:33,249
‫<i>قربان.</i>

34
00:05:33,332 --> 00:05:37,128
‫[دفتر دادستان کل]

35
00:05:40,089 --> 00:05:41,090
‫سلام.

36
00:05:50,725 --> 00:05:52,143
‫خانم دو.

37
00:05:53,436 --> 00:05:54,937
‫[دادستان کل چوی ووسون]

38
00:05:56,814 --> 00:05:58,941
‫خوشحالم دوباره می‌بینمتون.

39
00:05:59,525 --> 00:06:00,609
‫تمام تلاشم رو می‌کنم،

40
00:06:01,402 --> 00:06:02,570
‫همون‌جور که از اسمـم پیداست.

41
00:06:04,363 --> 00:06:06,115
‫مطمئنم منو یادتونه.

42
00:06:06,198 --> 00:06:09,285
‫نمی‌دونستم شما دادستان پرونده‌ی من هستین.

43
00:06:09,368 --> 00:06:10,494
‫می‌دونم.

44
00:06:10,578 --> 00:06:13,664
‫عجب چرخش روزگاری.

45
00:06:14,665 --> 00:06:15,666
‫لطفاً بفرمایید بشینین.

46
00:06:30,973 --> 00:06:32,558
‫یک هفته می‌گذره،

47
00:06:33,350 --> 00:06:36,353
‫از روزی که مظنون نوه سوک‌مین
‫به رودخانه‌ی هان پرید.

48
00:06:36,437 --> 00:06:39,106
‫جسدش هنوز مفقوده؟

49
00:06:39,440 --> 00:06:40,483
‫بله.

50
00:06:40,566 --> 00:06:43,652
‫وقتی جسدش پیدا شه
‫پرونده مختومه اعلام می‌شه؟

51
00:06:43,736 --> 00:06:45,071
‫وقتی مظنون می‌میره،

52
00:06:45,154 --> 00:06:49,033
‫چون کسی نیست بهش اتهام زده شه،
‫معمولاً پرونده مختومه اعلام می‌شه.

53
00:06:49,533 --> 00:06:51,035
‫شنیدم...

54
00:06:51,118 --> 00:06:54,997
‫شما درخواست یه تحقیقات شفاف داشتین.

55
00:06:55,081 --> 00:06:58,876
‫هنوز درمورد مرگ رئیس جو
‫یه سوالاتی هست.

56
00:07:00,002 --> 00:07:02,129
‫حالا که نوه سوک‌مین دیگه نمی‌تونه
‫اعتراف کنه،

57
00:07:02,213 --> 00:07:04,006
‫می‌خوام با تحقیقات به حقیقت برسیم.

58
00:07:04,924 --> 00:07:05,966
‫برای همین...

59
00:07:07,635 --> 00:07:09,345
‫یه دادستان توانمند مثل من می‌خواین.

60
00:07:10,971 --> 00:07:12,181
‫معذرت می‌خوام.

61
00:07:12,890 --> 00:07:17,102
‫من مصمـم که از جنایات نوه سوک‌مین
‫پرده‌برداری کنم،

62
00:07:17,186 --> 00:07:20,564
‫و اطمینان حاصل کنم که دیگه هیچ‌وقت
‫از این اتفاقات توی کشور نیفته.

63
00:07:21,774 --> 00:07:25,736
‫قول می‌دم هرجور شده،

64
00:07:27,112 --> 00:07:28,531
‫ته و توی قضیه رو دربیارم.

65
00:07:29,532 --> 00:07:31,867
‫- باشه.
‫- به خاطر همین،

66
00:07:32,493 --> 00:07:34,370
‫- بیاین یه یاد قدیم یه سلفی بگیریم.
‫- ببخشید؟

67
00:07:40,876 --> 00:07:42,503
‫- حالتون خوبه؟
‫- بله، خوبم.

68
00:07:44,421 --> 00:07:46,048
‫خیلی‌خب، سرما نخورین.

69
00:07:47,341 --> 00:07:51,136
‫اگه درخواست زیادی نیست،
‫اجازه بدین این عکس رو پُست کنم.

70
00:07:53,097 --> 00:07:54,765
‫درخواست زیادیه.

71
00:07:57,142 --> 00:07:59,895
‫<i>جسد رئیس نوه هنوز پیدا نشده.</i>

72
00:07:59,979 --> 00:08:03,440
‫<i>به گفته‌ی پلیس، این جست و جو</i>
<i>‫دشوار می‌باشد،</i>

73
00:08:03,524 --> 00:08:06,318
‫<i>چون ایشون از پشت بام یک ساختمان</i>
<i>‫به رودخانه‌ی هان پریدن.</i>

74
00:08:24,920 --> 00:08:26,547
‫- مامان.
‫- مامان.

75
00:08:30,551 --> 00:08:31,635
‫آستین.

76
00:08:33,637 --> 00:08:34,763
‫جاستین.

77
00:08:45,649 --> 00:08:46,900
‫- آقای هان.
‫- بله؟

78
00:08:46,984 --> 00:08:47,985
‫خانم چوی.

79
00:08:48,068 --> 00:08:49,570
‫شنیدم جسد هنوز پیدا نشده.

80
00:08:49,653 --> 00:08:50,738
‫هی!

81
00:08:52,239 --> 00:08:53,699
‫یه هفته شد.

82
00:08:53,782 --> 00:08:55,367
‫شرط می‌بندم ماهی‌ها جسدش رو خوردن.

83
00:08:57,244 --> 00:09:01,540
‫وراث شرکت‌های بزرگ به طرز عجیبی
‫با ما آدم‌های معمولی فرق دارن.

84
00:09:01,623 --> 00:09:03,334
‫چطور تونست با خانواده‌ش
‫همچین کاری کنه؟

85
00:09:03,417 --> 00:09:06,503
‫می‌دونی وراث روحشون رو
‫به شیطان می‌فروشن.

86
00:09:06,587 --> 00:09:07,880
‫درسته.

87
00:09:07,963 --> 00:09:09,465
‫برای وارث شدن،

88
00:09:09,548 --> 00:09:12,259
‫این حداقل کاریه که باید کرد.

89
00:09:12,343 --> 00:09:13,510
‫خانم دو هم وارث‌ـه.

90
00:09:13,594 --> 00:09:15,471
‫اون فرق داره.

91
00:09:15,554 --> 00:09:16,680
‫خودساخته‌ست.

92
00:09:16,764 --> 00:09:18,724
‫- وارث به دنیا نیومده.
‫- دقیقاً.

93
00:09:20,100 --> 00:09:21,143
‫پس اون فرق داره.

94
00:09:21,226 --> 00:09:24,855
‫راستی دیدن آقای جئونگ
‫یکی از مزایای کارمون بود،

95
00:09:25,439 --> 00:09:27,232
‫ولی چند وقته ندیدمش.

96
00:09:27,316 --> 00:09:28,359
‫با خانم دو دعواشون شده؟

97
00:09:29,777 --> 00:09:31,445
‫- امکان نداره.
‫- درسته.

98
00:09:31,528 --> 00:09:34,073
‫به هرحال شرکت بدون اون...

99
00:09:34,156 --> 00:09:36,784
‫انگار خالی شده.

100
00:09:36,867 --> 00:09:37,910
‫موافقم.

101
00:09:37,993 --> 00:09:40,704
‫کار خاصی نمی‌کنه،
‫ولی حضور قدرتمندی داره.

102
00:09:48,378 --> 00:09:50,464
‫سالن تئاتر خیلی خالی شده،

103
00:09:51,048 --> 00:09:53,175
‫با اینکه مدیر جئونگ همه‌ش می‌رفت بیرون،

104
00:09:54,093 --> 00:09:56,970
‫و هیچ‌وقت اینجا نبود.

105
00:09:59,431 --> 00:10:01,183
‫<i>از الان به بعد،</i>

106
00:10:01,266 --> 00:10:02,935
‫تو مدیر اجرایی موسسه‌ی سان‌وول هستی.

107
00:10:05,187 --> 00:10:06,438
‫[مدیر اجرایی پارک بوک‌گیو]

108
00:10:08,649 --> 00:10:10,943
‫این چیه؟ دوباره توی خطر افتادی؟

109
00:10:11,026 --> 00:10:12,027
‫من فقط...

110
00:10:13,070 --> 00:10:14,738
‫یه مدت از اینجا می‌رم.

111
00:10:14,822 --> 00:10:17,449
‫تا وقتی برگردم
‫موسسه رو به تو می‌سپرم.

112
00:10:17,533 --> 00:10:19,451
‫تا کِی می‌خوای بری؟

113
00:10:21,995 --> 00:10:23,122
‫تا وقتی دو دوهی...

114
00:10:24,957 --> 00:10:27,125
‫بدون من به پایان خوشـش برسه.

115
00:10:35,676 --> 00:10:37,010
‫مدیر جئونگ.

116
00:10:41,640 --> 00:10:42,766
‫<i>کِی می‌ری؟</i>

117
00:10:44,184 --> 00:10:46,311
‫به محض اینکه کارم اینجا تموم شه.

118
00:10:48,438 --> 00:10:50,607
‫امیدوارم هرجا که می‌ری،

119
00:10:50,691 --> 00:10:53,277
‫به آرامش برسی.

120
00:10:55,737 --> 00:10:57,990
‫از خودم پرسیدم،

121
00:10:58,657 --> 00:11:01,451
‫«اگه می‌دونستم کِی باید تمومش کنم،

122
00:11:01,535 --> 00:11:03,954
‫می‌تونستم کنار تو خوشحال باشم؟»

123
00:11:04,746 --> 00:11:05,789
‫و جوابـش...

124
00:11:07,916 --> 00:11:09,001
‫«نه» بود.

125
00:11:09,877 --> 00:11:11,587
‫در هرصورت به همین‌جا ختم می‌شد.

126
00:11:13,213 --> 00:11:15,924
‫اونقدر مهربون و صمیمی نیستم
‫که بتونم همدم انسانی کسی باشم.

127
00:11:16,883 --> 00:11:18,468
‫آخرش یه‌جوری زهرم رو می‌ریختم.

128
00:11:27,227 --> 00:11:28,520
‫داستان...

129
00:11:28,604 --> 00:11:30,147
‫«عقرب و قورباغه» رو شنیدی؟

130
00:11:32,024 --> 00:11:35,068
‫یه عقرب می‌خواست به اون‌طرف رودخانه بره،

131
00:11:36,028 --> 00:11:37,863
‫پس از یه قورباغه خواست
‫تا اون‌طروف حملـش کنه.

132
00:11:38,780 --> 00:11:42,117
‫ولی قورباغه می‌ترسید عقرب
‫نیشـش بزنه.

133
00:11:43,744 --> 00:11:46,747
‫عقرب گفت «چرا باید این کار رو بکنم؟
‫اگه بکشمت خودم هم غرق می‌شم.»

134
00:11:47,372 --> 00:11:51,043
‫قورباغه متقاعد شد و عقرب رو حمل کرد.

135
00:11:53,378 --> 00:11:55,756
‫ولی عقرب از موقعیت سختی که
‫توش قرار داشت ترسید،

136
00:11:56,757 --> 00:11:58,884
‫و قورباغه رو نیش زد.

137
00:12:00,427 --> 00:12:01,970
‫قورباغه گفت «چرا این کار رو کردی»؟

138
00:12:02,054 --> 00:12:03,889
‫«الان جفت‌مون می‌میریم.»

139
00:12:06,266 --> 00:12:08,518
‫عقرب با یه نگاه غمگین جواب داد،

140
00:12:10,354 --> 00:12:11,980
‫«دست خودم نبود.»

141
00:12:13,565 --> 00:12:14,649
‫«آخه...

142
00:12:15,901 --> 00:12:17,235
‫این ذات منه.»

143
00:12:21,948 --> 00:12:24,284
‫به‌هرحال من به اینجا می‌رسیدم،

144
00:12:24,826 --> 00:12:26,203
‫چون ذاتم اینه.

145
00:12:28,872 --> 00:12:30,123
‫من همچین آدمی هستم.

146
00:12:39,758 --> 00:12:40,801
‫درسته.

147
00:12:41,635 --> 00:12:42,719
‫درست می‌گی.

148
00:12:44,346 --> 00:12:45,389
‫در هر صورت ما...

149
00:12:49,434 --> 00:12:50,769
‫به همین نقطه می‌رسیدیم.

150
00:13:11,206 --> 00:13:13,875
‫عشق اونم سمی بوده؟

151
00:13:24,469 --> 00:13:27,931
‫اگه دو دوهی اینو بندازه گردنش،

152
00:13:28,014 --> 00:13:30,267
‫ممکنه مثل من
‫زندگیِ گذشته‌ش یادش بیاد؟

153
00:13:31,852 --> 00:13:35,105
‫همچین چیزی می‌تونه
‫روی جریان اتفاقات تاثیر بذاره.

154
00:13:35,188 --> 00:13:36,356
‫نه.

155
00:13:37,482 --> 00:13:39,359
‫مدیر جئونگ درمورد دهن‌لقیـم
‫بهم هشدار داده بود.

156
00:13:39,442 --> 00:13:40,569
‫نباید دخالت کنم.

157
00:13:43,655 --> 00:13:44,698
‫رئیس!

158
00:13:52,664 --> 00:13:53,748
‫رئیس!

159
00:14:16,605 --> 00:14:17,898
‫سلام.

160
00:14:17,981 --> 00:14:19,482
‫دنبال یه چیزی می‌گشتم.

161
00:14:20,066 --> 00:14:21,359
‫اومدم رئیس رو ببینم.

162
00:14:21,443 --> 00:14:23,278
‫می‌تونم بپرسم کارتون چیه؟

163
00:14:23,361 --> 00:14:25,864
‫می‌خوام یه چیز مهم بهش بدم.

164
00:14:27,073 --> 00:14:28,617
‫یه چیز مهم؟

165
00:14:33,663 --> 00:14:35,457
‫ما رستوران باز کردیم.

166
00:14:35,540 --> 00:14:37,417
‫[به شدت خوشمزه!
‫سوپ برنج آفتابی]

167
00:14:37,500 --> 00:14:39,419
‫«سوپ برنج آفتابی»؟

168
00:14:39,502 --> 00:14:40,587
‫بله.

169
00:14:43,798 --> 00:14:47,552
‫بالاخره می‌تونیم جلوی رئیس
‫سرمون رو بالا بگیریم.

170
00:14:48,762 --> 00:14:51,348
‫- که اینطور.
‫- حالا بگو کجاست؟

171
00:14:51,931 --> 00:14:53,058
‫خب...

172
00:14:58,563 --> 00:14:59,564
‫رئیس...

173
00:15:09,407 --> 00:15:10,408
‫خانم دو.

174
00:15:10,992 --> 00:15:12,077
‫وقت ناهاره.

175
00:15:12,160 --> 00:15:14,287
‫گشنم نیست، تو برو بخور.

176
00:15:41,731 --> 00:15:42,774
‫زود اومدی.

177
00:15:42,857 --> 00:15:44,275
‫هنوز وقت داریم.

178
00:15:44,359 --> 00:15:46,403
‫می‌دونستم ناهار نمی‌خوری،

179
00:15:46,486 --> 00:15:48,613
‫برای همین زودتر اومدم
‫که باهم غذا بخوریم.

180
00:15:49,948 --> 00:15:51,241
‫گشنم نیست.

181
00:15:51,324 --> 00:15:53,076
‫خب من دارم از گشنگی می‌میرم.

182
00:15:53,159 --> 00:15:54,702
‫بیا باهم غذا بخوریم دوهی، باشه؟

183
00:15:56,454 --> 00:15:57,622
‫خیلی‌خب.

184
00:15:57,705 --> 00:16:00,458
‫سرت با چی انقدر شلوغ‌ـه
‫که حتی ناهارم نمی‌تونی بخوری؟

185
00:16:00,542 --> 00:16:03,420
‫داشتم تکذیبیه‌ی کمیته‌ی جبران خسارات
‫رو بررسی می‌کردم.

186
00:16:04,879 --> 00:16:07,632
‫باید دقیق بررسیش کنم وگرنه
‫هیئت مدیره یه ایرادی توش پیدا می‌کنه.

187
00:16:08,758 --> 00:16:11,428
‫اتهام غلط زدن خیلی کار راحتیـه،

188
00:16:11,511 --> 00:16:14,055
‫ولی اثبات حقیقت یه جنگ سخت‌ـه.

189
00:16:14,139 --> 00:16:15,140
‫نزدیک بود یادم بره.

190
00:16:15,223 --> 00:16:17,058
‫شنیدم شرکتت قراره یه
‫یادداشت تفاهم امضا کنه.

191
00:16:17,684 --> 00:16:19,144
‫این هفته امضا می‌کنیم.

192
00:16:19,227 --> 00:16:21,563
‫بالاخره داری وارد بازار آمریکا می‌شی.

193
00:16:21,646 --> 00:16:24,899
‫شرط می‌بندم سوآن از عصبانیت
‫سبز می‌شه.

194
00:16:30,905 --> 00:16:33,658
‫درمورد آقای جئونگ،

195
00:16:34,159 --> 00:16:35,702
‫واقعاً رفته؟

196
00:16:40,248 --> 00:16:41,916
‫فقط قراردادمون تموم شد.

197
00:16:42,417 --> 00:16:45,253
‫توافق کرده بودیم تا وقتی مجرم
‫دستگیر شه،

198
00:16:45,962 --> 00:16:48,715
‫و اون تتوش رو پس بگیره، باهم باشیم.

199
00:16:51,509 --> 00:16:53,344
‫فقط دیگه همه‌چی به حالت عادی برگشته.

200
00:16:56,389 --> 00:16:59,225
‫امیدوارم این انرژیـت رو بالا ببره.

201
00:16:59,309 --> 00:17:00,310
‫اردک‌ـه.

202
00:17:02,437 --> 00:17:05,273
‫فکر کنم خانم دو بیشتر از من
‫انرژی لازم داشته باشه.

203
00:17:05,356 --> 00:17:07,358
‫گمونم زمان می‌بره.

204
00:17:08,067 --> 00:17:09,569
‫شاید عشق و عاشقی سریع بگذره و بره،

205
00:17:09,652 --> 00:17:10,987
‫ولی دل‌شکستگی تا مدت‌ها می‌مونه.

206
00:17:12,238 --> 00:17:15,200
‫لطفاً خوب ازش مراقبت کن.

207
00:17:16,075 --> 00:17:17,869
‫حتماً، مراقبت می‌کنم.

208
00:17:18,661 --> 00:17:19,954
‫و من...

209
00:17:20,830 --> 00:17:22,165
‫ار تو خوب مراقبت می‌کنم.

210
00:17:26,419 --> 00:17:30,548
‫باید همه‌مون بعد از ناهار
‫با پله بریم.

211
00:17:30,632 --> 00:17:33,468
‫هر پله‌ای که بالا می‌ری
‫چهار ثانیه به عمرت اضافه می‌کنه.

212
00:17:33,760 --> 00:17:34,802
‫چی؟

213
00:17:34,886 --> 00:17:39,349
‫یعنی هر پله‌ای که پایین میای
‫چهار ثانیه از عمرت کم می‌کنه؟

214
00:17:39,432 --> 00:17:40,516
‫چی؟

215
00:17:41,476 --> 00:17:42,560
‫واقعاً؟

216
00:17:42,936 --> 00:17:45,021
‫ولش کن، بیا ادامه بدیم.

217
00:17:48,566 --> 00:17:49,567
‫چیکار می‌کنی؟

218
00:17:49,651 --> 00:17:51,569
‫یه بوی خوبی میاد.

219
00:17:51,653 --> 00:17:53,738
‫ورزش به این سرعت جواب داد.

220
00:17:53,821 --> 00:17:55,156
‫باعث شد گرسنه شی.

221
00:17:55,782 --> 00:17:57,325
‫- واقعاً گشنمه.
‫- دیدی؟

222
00:17:58,034 --> 00:17:59,285
‫منم گشنمه.

223
00:18:03,539 --> 00:18:04,749
‫خانم شین.

224
00:18:05,500 --> 00:18:08,336
‫اینجا تنهایی و یواشکی غذا می‌خورین؟

225
00:18:10,672 --> 00:18:11,798
‫چقدر غذا.

226
00:18:12,757 --> 00:18:13,925
‫خدای من.

227
00:18:15,176 --> 00:18:17,637
‫به لطف تکذیبیه‌ی مفصلی که آماده کردین،

228
00:18:17,720 --> 00:18:20,014
‫به احتمال زیاد کمیته منحل نمی‌شه.

229
00:18:20,098 --> 00:18:22,600
‫باید از شما دوتا تشکر کنم.

230
00:18:23,101 --> 00:18:24,268
‫من کار خاصی نکردم.

231
00:18:24,769 --> 00:18:27,563
‫همه‌ی کارها رو خانم دو انجام داده.

232
00:18:28,731 --> 00:18:30,817
‫- خیلی ازتون ممنونم.
‫- حرفشـم نزنین.

233
00:18:31,484 --> 00:18:35,363
‫خودتون می‌دونین کمیته
‫چقدر برای گروه میرا باارزش‌ـه.

234
00:18:36,155 --> 00:18:39,992
‫هم پدرم و هم رئیس جو اگه بودن
‫می‌خواستن کمیته پابرجا بمونه.

235
00:18:42,578 --> 00:18:44,455
‫<i>احتمالاً مادام جو روحـش هم خبر نداشت.</i>

236
00:18:45,581 --> 00:18:48,501
‫صرف‌نظر کردن از اون سرمایه‌گذاری
‫و پذیرفتن اون حادثه‌ی صنعتی،

237
00:18:48,584 --> 00:18:50,420
‫به سرمایه‌گذاری بزرگ‌تری منجر شد.

238
00:18:50,503 --> 00:18:51,921
‫احتمالاً فکرش هم نمی‌کرده.

239
00:18:52,004 --> 00:18:54,465
‫اون موقع مردم درک زیادی
‫از مفهوم‌هایی مثل...

240
00:18:54,549 --> 00:18:56,926
‫اعتبار کسب و کار و مدیریت بحران، نداشتن.

241
00:18:57,593 --> 00:18:59,971
‫انگار سوک‌مین اشتباهاً تصور می‌کرد

242
00:19:00,054 --> 00:19:03,433
‫که عمه چئون‌سوک همه‌چی رو
‫برنامه‌ریزی کرده بوده.

243
00:19:05,309 --> 00:19:06,769
‫واقعاً همون‌طور که نوه سوک‌مین گفت،

244
00:19:08,271 --> 00:19:10,565
‫من بلیت بهشتـش بودم؟

245
00:19:11,983 --> 00:19:16,279
‫ممکنه واقعاً به خاطر حس گناه و پشیمونی
‫منو به سرپرستی گرفته باشه،

246
00:19:16,863 --> 00:19:18,656
‫درست همون‌طور که بعد از حادثه‌ی صنعتی،

247
00:19:19,073 --> 00:19:21,242
‫کمیته‌ی جبران خسارات رو تاسیس کرد.

248
00:19:25,121 --> 00:19:26,247
‫دوهی.

249
00:19:26,330 --> 00:19:29,041
‫وقتی رسوایی شکر آبمیوه‌ی شرکتـت
‫همه‌جا پخش شد،

250
00:19:29,834 --> 00:19:33,588
‫عمه چئون‌سوک یه چیزی بهم گفت.

251
00:19:35,089 --> 00:19:39,677
‫صورت‌های مالی شرکت غذا و نوشیدنی میرا،
‫همون‌طور که درخواست کرده بودین.

252
00:19:40,553 --> 00:19:42,638
‫صبر کردم دوهی بره
‫بعد اینو بهتون بدم.

253
00:19:43,806 --> 00:19:47,143
‫نمی‌دونم این یه دنده بودنش رو
‫از کی به ارث برده.

254
00:19:47,643 --> 00:19:49,395
‫اصلاً از این اخلاقش خوشم نمیاد.

255
00:19:49,479 --> 00:19:52,231
‫شما زیادی دوستـش داری.

256
00:20:01,782 --> 00:20:03,868
‫هیچ‌وقت توی برنامه‌ام نبود
‫که دوستـش داشته باشم.

257
00:20:06,579 --> 00:20:08,581
‫بیشتر یه اتفاق غیرمنتظره بود.

258
00:20:10,958 --> 00:20:12,543
‫هرچی عشقم بهش بیشتر می‌شه،

259
00:20:14,378 --> 00:20:15,671
‫بیشتر عذاب می‌کشم.

260
00:20:20,843 --> 00:20:24,597
‫اون موقع نمی‌دونستم منظورش چیه.

261
00:20:24,680 --> 00:20:25,973
‫ولی الان می‌دونم.

262
00:20:28,351 --> 00:20:29,477
‫هرچی عشقش بهم بیشتر می‌شده،

263
00:20:31,020 --> 00:20:32,855
‫بیشتر عذاب می‌کشیده.

264
00:20:35,733 --> 00:20:37,485
‫با این‌حال همچنان دوستـم داشت.

265
00:20:54,085 --> 00:20:56,545
‫[افتتاحیه‌ی سوپ برنج آفتابی]

266
00:20:59,423 --> 00:21:01,425
‫خوش اومدین رئیس...
‫یعنی قربان!

267
00:21:01,717 --> 00:21:04,303
‫- خوش اومدین رئیس... یعنی قربان!
‫- خوش اومدین رئیس... یعنی قربان!

268
00:21:04,387 --> 00:21:06,639
‫بعداً میام، خداحافظ.

269
00:21:07,807 --> 00:21:09,517
‫صبر کنین، قربان!

270
00:21:12,061 --> 00:21:13,229
‫لطفاً نرین.

271
00:21:19,110 --> 00:21:20,528
‫نگران نباشین.

272
00:21:20,611 --> 00:21:21,737
‫رئیس، نه...

273
00:21:22,488 --> 00:21:24,573
‫مشتری برمی‌گرده.

274
00:21:30,079 --> 00:21:33,040
‫<i>یه هفته از روزی که رئیس نوه سوک‌مین</i>
<i>‫به قصد مرگ از پشت‌بام پرید می‌گذره،</i>

275
00:21:33,124 --> 00:21:36,002
‫<i>و جسدش همچنان مفقوده.</i>

276
00:21:36,085 --> 00:21:40,047
‫<i>برخلاف تحقیقاتی که در حال انجام‌ـه،</i>

277
00:21:40,131 --> 00:21:44,927
‫<i>پلیس و سازمان آتش‌نشانی هنوز</i>
<i>‫هیچ سرنخی پیدا نکرده.</i>

278
00:21:45,010 --> 00:21:46,262
‫نکنه...

279
00:21:46,345 --> 00:21:50,182
‫<i>در همین حال، پرونده‌ی رئیس نوه</i>
<i>‫برای اتهامات دیگر،</i>

280
00:21:50,266 --> 00:21:52,143
‫<i>همچنان درحال تحقیق و بررسی‌ـه.</i>

281
00:23:35,704 --> 00:23:36,830
‫اشکال نداره.

282
00:23:38,415 --> 00:23:40,042
‫من از اولـش هم تنها بودم.

283
00:23:43,796 --> 00:23:47,091
‫دوباره همه‌چی مثل قبل شده.

284
00:25:40,996 --> 00:25:42,164
‫گرم‌ـه.

285
00:25:47,795 --> 00:25:48,879
‫گو وون؟

286
00:26:14,404 --> 00:26:16,406
‫[مراسم امضای یادداشت تفاهم]

287
00:26:20,953 --> 00:26:22,454
‫ممنون.

288
00:26:22,579 --> 00:26:24,081
‫مبارکـه.

289
00:26:25,791 --> 00:26:26,833
‫به نظر خوشمزه میاد.

290
00:26:26,917 --> 00:26:28,043
‫بخورین.

291
00:26:28,126 --> 00:26:30,963
‫می‌گن غذای این رستوران
‫خیلی خوشمزه‌ست.

292
00:26:31,046 --> 00:26:32,923
‫پس ساکت باش
‫و هرچقدر می‌تونی بخور.

293
00:26:33,006 --> 00:26:34,383
‫- باید همین کار رو بکنم.
‫- بخورین.

294
00:26:34,758 --> 00:26:35,801
‫ممنون.

295
00:26:36,760 --> 00:26:37,844
‫واقعاً خوشمزه‌ست.

296
00:26:38,929 --> 00:26:40,472
‫- بذارین براتون بریزم.
‫- ممنون.

297
00:26:42,391 --> 00:26:44,643
‫- بیاین به افتخار هم بنوشیم، خانم دو.
‫- حتماً.

298
00:26:44,726 --> 00:26:47,980
‫بنوشیم برای شادی، خوش‌بینی،
‫مثبت‌نگری و اشتیاق.

299
00:26:48,063 --> 00:26:50,190
‫ش.خ.م.ا!
‫[حروف اول جمله‌ی قبل]

300
00:26:52,651 --> 00:26:53,694
‫ش.خ.م.ا!

301
00:26:59,533 --> 00:27:02,744
‫حالا که داریم وارد بازار آمریکا می‌شیم،
‫می‌تونیم سفر کاری بریم نیویورک؟

302
00:27:03,620 --> 00:27:05,706
‫دیگه جدی انگلیسی می‌خونم.

303
00:27:05,789 --> 00:27:09,209
‫من همین الان کلاس‌های صبحگاهی
‫و تلفنیِ زبان ثبت‌نام کردم.

304
00:27:09,293 --> 00:27:10,544
‫چرا بهم نگفتی؟

305
00:27:13,422 --> 00:27:15,090
‫بیاین بریم یه جای دیگه!

306
00:27:15,173 --> 00:27:16,800
‫هنوز خورشید درنیومده.

307
00:27:17,676 --> 00:27:19,928
‫بیا بریم خونه، خانم چوی.

308
00:27:20,012 --> 00:27:21,596
‫بریم خونه‌ی اون بازم نوشیدنی بخوریم؟

309
00:27:21,680 --> 00:27:22,931
‫- چی؟
‫- عالیه!

310
00:27:23,432 --> 00:27:25,517
‫- شما راننده خواسته بودین؟
‫- آره.

311
00:27:26,059 --> 00:27:27,519
‫تنهایی مشکلی براتون پیش نمیاد؟

312
00:27:27,602 --> 00:27:30,147
‫معلومه که نه. چرا باید مشکلی پیش بیاد؟

313
00:27:30,230 --> 00:27:31,606
‫خوبِ خوبـم.

314
00:27:31,690 --> 00:27:32,983
‫من رفتم.

315
00:27:33,066 --> 00:27:34,401
‫می‌بینمتون.
‫بابت امروز ممنون!

316
00:27:34,484 --> 00:27:35,485
‫برین یه جای دیگه!

317
00:27:36,069 --> 00:27:37,988
‫- مراقب باشین، خانم!
‫- خداحافظ!

318
00:27:38,071 --> 00:27:39,489
‫لطفاً مراقب خودتون باشین.

319
00:28:11,480 --> 00:28:13,648
‫هی، به خودت بیا.

320
00:28:14,149 --> 00:28:17,527
‫می‌خوای به تیم خدمات بگم
‫عوضـت کنن؟

321
00:28:27,079 --> 00:28:28,330
‫از پام خون میاد.

322
00:28:33,877 --> 00:28:35,921
‫فکر می‌کنی این می‌تونه اذیتم کنه؟

323
00:28:37,547 --> 00:28:39,216
‫امکان نداره.

324
00:28:40,050 --> 00:28:41,134
‫من خوبم.

325
00:28:46,306 --> 00:28:47,390
‫مراقب باش.

326
00:28:48,767 --> 00:28:49,768
‫مراقب باش.

327
00:28:59,110 --> 00:29:00,695
‫آهان این درسته.

328
00:29:01,863 --> 00:29:05,784
‫خیلی خوشحالم که می‌بینم
‫انقدر نورانی شدی.

329
00:29:08,328 --> 00:29:09,538
‫خودت رو جمع و جورکن.

330
00:29:19,130 --> 00:29:21,299
‫بقیه‌ش رو به تو می‌سپرم،

331
00:29:21,383 --> 00:29:23,802
‫اون روی دیگر خودم.

332
00:29:25,387 --> 00:29:27,764
‫لطفاً امشب هم ازم مراقبت کن.

333
00:30:27,282 --> 00:30:30,618
‫روی دیگه‌ی خودم
‫بازم کارش رو خوب انجام داد.

334
00:30:32,037 --> 00:30:34,664
‫نکنه اون روی دیگه‌ام از خودم بهتره؟

335
00:30:41,337 --> 00:30:42,589
‫از پام خون میاد.

336
00:30:45,550 --> 00:30:47,469
‫مطمئن بودم دیشب خودم رو زخمی کردم.

337
00:30:51,765 --> 00:30:53,308
‫خانم شین.

338
00:30:53,850 --> 00:30:54,893
‫بله؟

339
00:30:56,478 --> 00:30:59,898
‫حس می‌کنم گو وون هنوزم دور و اطرافم هست.

340
00:31:02,650 --> 00:31:05,195
‫خیلی از آدم‌ها بعد از جدایی
‫همچین حسی رو دارن.

341
00:31:06,571 --> 00:31:07,572
‫احتمالاً درست می‌گی.

342
00:31:08,823 --> 00:31:10,700
‫گمونم هنوز هضمـش نکردم.

343
00:31:11,284 --> 00:31:12,911
‫شاید باید تارک دنیا شم.

344
00:31:12,994 --> 00:31:14,037
‫نمی‌تونین.

345
00:31:16,081 --> 00:31:17,957
‫نگران شما نیستم،

346
00:31:18,041 --> 00:31:19,292
‫نگران بقیه‌ی راهبه‌هام.

347
00:31:27,175 --> 00:31:28,218
‫بفرمایید.

348
00:31:35,058 --> 00:31:36,184
‫بهتره بری خونه.

349
00:31:36,267 --> 00:31:38,686
‫دوباره می‌خواین تا دیروقت کار کنین؟

350
00:31:38,770 --> 00:31:40,814
‫آره، بابت امروز ممنونم.

351
00:31:54,744 --> 00:31:55,787
‫خانم دو.

352
00:31:58,456 --> 00:32:01,626
‫منم بعد از طلاقـم به کار پناه بردم.

353
00:32:02,210 --> 00:32:06,172
‫تا آخر شب خودم رو غرق کار می‌کردم،
‫انگار تسخیر شده باشم.

354
00:32:07,674 --> 00:32:11,177
‫اون‌موقع باور داشتم که باید حالم خوب باشه.

355
00:32:11,886 --> 00:32:14,889
‫و فکر می‌کردم اگه تظاهر کنم
‫واقعاً حالم خوب می‌شه.

356
00:32:15,723 --> 00:32:17,016
‫ولی معلوم شد...

357
00:32:17,100 --> 00:32:19,060
‫اگه همه‌ش فرار کنم،

358
00:32:19,852 --> 00:32:21,771
‫زمان هیچی رو حل نمی‌کنه.

359
00:32:23,481 --> 00:32:25,942
‫برای اینکه زخم‌هام بهبود پیدا کنه،

360
00:32:26,859 --> 00:32:30,572
‫لازم داشتم احساساتم رو بپذیرم
‫و درد و سوگ درونم رو حس کنم.

361
00:32:31,906 --> 00:32:33,199
‫به نظر من...

362
00:32:33,283 --> 00:32:35,743
‫مردم مجبور نیستن همیشه خوب باشن.

363
00:32:37,287 --> 00:32:38,997
‫و نمی‌تونن که باشن.

364
00:33:10,111 --> 00:33:12,071
‫[سوک‌هون]

365
00:33:15,742 --> 00:33:16,784
‫سلام، سوک‌هون.

366
00:33:17,285 --> 00:33:20,538
‫<i>دوباره شام نخوردی و تا دیروقت</i>
<i>‫داری کار می‌کنی؟</i>

367
00:33:21,331 --> 00:33:22,623
‫نخیر.

368
00:33:22,707 --> 00:33:24,792
‫<i>شامـم رو خوردم</i>
<i>‫و الان توی تخت دراز کشیدم.</i>

369
00:33:29,047 --> 00:33:30,590
‫که اینطور.

370
00:33:31,215 --> 00:33:32,967
‫<i>چی شده؟</i>

371
00:33:34,469 --> 00:33:35,970
‫هیچی.

372
00:33:36,054 --> 00:33:37,138
‫<i>خیلی احمقی.</i>

373
00:33:40,099 --> 00:33:41,100
‫خیلی‌خب.

374
00:33:41,684 --> 00:33:42,727
‫استراحت کن.

375
00:33:42,810 --> 00:33:43,853
‫باشه.

376
00:34:13,508 --> 00:34:14,675
‫خانم شین!

377
00:34:22,141 --> 00:34:23,851
‫نگران نباش، همه رفتن.

378
00:34:23,935 --> 00:34:26,437
‫اینجا وایستاده بودم و همه‌چی رو
‫زیرنظر داشتم.

379
00:34:28,940 --> 00:34:30,608
‫چند وقته اینجا منتظری؟

380
00:34:30,691 --> 00:34:31,818
‫هوا سرده.

381
00:34:31,901 --> 00:34:33,194
‫من اصلاً سردم نیست.

382
00:34:46,040 --> 00:34:47,834
‫چرا این‌جوری نگاه می‌کنی؟

383
00:34:49,460 --> 00:34:50,711
‫چه‌جوری؟

384
00:34:51,587 --> 00:34:54,590
‫انگار از شدت خوشحالی ناراحت شدی.

385
00:35:06,769 --> 00:35:07,812
‫بیا بریم.

386
00:35:57,116 --> 00:36:07,116
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

387
00:36:56,420 --> 00:36:58,422
‫[شیطان]

388
00:37:08,140 --> 00:37:10,267
‫«اقدامات احتیاطی».

389
00:37:15,439 --> 00:37:17,608
‫پس واقعاً کتاب راهنماست.

390
00:37:47,721 --> 00:37:49,974
‫من کمکت می‌کنم، هنوز وقت داریم.

391
00:37:50,850 --> 00:37:52,685
‫<i>این یکی نماد شادیِ ابدی‌ـه.</i>

392
00:37:52,768 --> 00:37:54,812
‫این یکی شادی مقدر شده‌ست.

393
00:37:55,437 --> 00:37:57,231
‫دوست دارم، جئونگ گو وون.

394
00:37:59,942 --> 00:38:02,111
‫<i>می‌ری جایی که دستم بهت نمی‌رسه.</i>

395
00:38:02,820 --> 00:38:04,071
‫<i>آرزوت رو برآورده می‌کنم.</i>

396
00:38:05,114 --> 00:38:06,824
‫<i>هر اتفاقی هم بیفته،</i>

397
00:38:07,449 --> 00:38:08,951
‫هیچ‌وقت ترکت نمی‌کنم.

398
00:38:10,119 --> 00:38:11,412
‫<i>گو وون.</i>

399
00:38:19,378 --> 00:38:20,421
‫گو وون.

400
00:38:22,590 --> 00:38:23,716
‫گو وون.

401
00:38:59,418 --> 00:39:01,879
‫این وقت شب اینجا چیکار می‌کنی؟

402
00:39:05,382 --> 00:39:08,135
‫خیلی دلم برای گو وون تنگ شده بود.

403
00:39:08,927 --> 00:39:11,972
‫و اینجا تنها جایی بود که به فکرم رسید.

404
00:39:18,103 --> 00:39:19,938
‫کاش می‌تونستم یه ذره حسـش کنم.

405
00:39:21,774 --> 00:39:24,151
‫کاش می‌تونستم ببینمش،
‫حتی برای یه لحظه هم که شده.

406
00:39:27,279 --> 00:39:29,031
‫ولی نمی‌دونم کجا برم.

407
00:39:31,909 --> 00:39:34,328
‫هیچی درموردش نمی‌دونم.

408
00:39:36,455 --> 00:39:37,790
‫حتی وقتی رفت،

409
00:39:37,873 --> 00:39:39,917
‫فرصت نشد چیزی بهش بگم.

410
00:39:42,836 --> 00:39:44,463
‫فرصت نشد ازش تشکر کنم

411
00:39:46,215 --> 00:39:47,841
‫یا ازش عذرخواهی کنم.

412
00:39:54,390 --> 00:39:56,225
‫خودم گذاشتم بره.

413
00:40:00,187 --> 00:40:02,272
‫هرچی عشقم بهش بیشتر می‌شد،
‫بیشتر عذاب می‌کشیدم.

414
00:40:05,901 --> 00:40:06,902
‫برای همین...

415
00:40:08,529 --> 00:40:10,155
‫گذاشتم بره.

416
00:40:39,893 --> 00:40:42,855
‫فکر کنم این به دردت بخوره.

417
00:40:53,615 --> 00:40:57,536
‫مواقعی که خیلی دلت براش تنگ می‌شه
‫کمکت می‌کنه.

418
00:41:43,707 --> 00:41:44,833
‫ارباب جوان.

419
00:42:08,982 --> 00:42:10,067
‫تو باید...

420
00:42:10,442 --> 00:42:12,152
‫وول‌شیم معروف باشی.

421
00:42:15,280 --> 00:42:18,116
‫چیکار کرده که یه آدم قدرتمند رو
‫اینجوری عصبانی کرده؟

422
00:42:18,200 --> 00:42:19,242
‫هیچ ایده‌ای ندارم.

423
00:42:19,326 --> 00:42:20,827
‫حتماً دختر بدجنسی‌ـه.

424
00:42:33,131 --> 00:42:34,216
‫عفریته!

425
00:42:36,635 --> 00:42:38,929
‫حالا که چی که قبلاً
‫خدمتکار دولتی بودی؟

426
00:42:39,513 --> 00:42:43,600
‫چطور جرئت می‌کنی جواب منو بدی
‫وقتی باید ازم اطاعت کنی؟

427
00:42:44,184 --> 00:42:46,937
‫این عفریته‌ی کثیف...

428
00:42:47,020 --> 00:42:49,064
‫داره منو تحقیر می‌کنه.

429
00:42:51,900 --> 00:42:53,485
‫تو یه خدمتکار بی‌ارزشی.

430
00:42:53,568 --> 00:42:55,320
‫اصلاً می‌دونی من کی‌ام؟

431
00:42:56,988 --> 00:42:58,782
‫- لطفاً آروم باشین.
‫- اینجوری نکنین.

432
00:42:59,991 --> 00:43:01,410
‫- آروم باشین.
‫- ولـم کن!

433
00:43:01,493 --> 00:43:02,828
‫بس کنین.

434
00:43:06,123 --> 00:43:07,165
‫آروم باشین.

435
00:43:08,208 --> 00:43:10,377
‫حتماً فکر می‌کنه هنوزم
‫برای مقامات دولتی کار می‌کنه

436
00:43:10,460 --> 00:43:11,878
‫که اینجوری مغرورانه رفتار می‌کنه.

437
00:43:14,965 --> 00:43:16,007
‫ممکنه صدات رو بشنوه.

438
00:43:17,008 --> 00:43:19,803
‫چند روزه اینجاست
‫ولی یه کلمه هم باهامون حرف نزده.

439
00:43:20,762 --> 00:43:23,473
‫مشخصه خدمتکارهای دولتی
‫به زبون ما حرف نمی‌زنن.

440
00:43:25,058 --> 00:43:27,102
‫فکر کن یه خدمتکار معروف دولتی،

441
00:43:27,185 --> 00:43:29,438
‫بدون هیچ پولی
‫سر از این روستای کوچک درآورده.

442
00:43:29,521 --> 00:43:30,522
‫چطوری تحمل می‌کنه؟

443
00:43:30,605 --> 00:43:31,940
‫من اگه جاش بودم خودم رو می‌کشتم.

444
00:43:35,777 --> 00:43:37,320
‫خودم هم همین قصد رو دارم.

445
00:43:38,530 --> 00:43:40,115
‫ولی تنهایی مُردن ناراحت کننده‌ست.

446
00:43:40,991 --> 00:43:42,159
‫حاضری با من می‌میری؟

447
00:43:46,913 --> 00:43:50,167
‫فرقی نمی‌کنه رتبه‌مون چیه،
‫همه‌مون خدمتکاریم.

448
00:43:51,918 --> 00:43:53,879
‫توی این اتاق هیچ‌کس...

449
00:43:53,962 --> 00:43:55,338
‫نمی‌تونه آزادانه نفس بکشه.

450
00:44:09,060 --> 00:44:10,353
‫توی زندگی بعدیم،

451
00:44:11,479 --> 00:44:13,982
‫امیدوارم با طعنه و حقارت نابود نشم.

452
00:44:16,526 --> 00:44:19,029
‫امیدوارم بتونم خودم باشم.

453
00:45:12,874 --> 00:45:13,917
‫ارباب جوان یی‌سون!

454
00:45:15,961 --> 00:45:17,671
‫صبر کن!

455
00:45:30,475 --> 00:45:32,394
‫شنیدم یکی از دوست‌هات توی هانیانگ
‫فوت کرده.

456
00:45:33,812 --> 00:45:36,147
‫همه‌ی خدمتکارهای اینجا
‫تجربه‌های دردناکی دارن.

457
00:45:36,731 --> 00:45:38,149
‫آماده شو و بیا بیرون.

458
00:45:46,324 --> 00:45:47,992
‫نوشیدنی بخورین، ارباب من.

459
00:45:48,076 --> 00:45:50,912
‫خیلی‌خب، بیاین بخوریم.

460
00:45:52,288 --> 00:45:54,416
‫نوشیدنی بخورین، ارباب من.

461
00:45:54,499 --> 00:45:57,627
‫بریم باهم صحبت کنیم.

462
00:45:59,003 --> 00:46:00,922
‫لطفاً نوشیدنی بخورین، ارباب من.

463
00:46:01,506 --> 00:46:02,674
‫وول‌شیم در خدمت شماست.

464
00:46:02,757 --> 00:46:04,342
‫نوشیدنی بخورین.

465
00:46:13,685 --> 00:46:15,228
‫اصلاً قابل قبول نیست!

466
00:46:15,645 --> 00:46:17,772
‫می‌گن توی هانیانگ هم همین‌قدر
‫متکبرانه رفتار می‌کرده.

467
00:46:17,856 --> 00:46:20,066
‫عجب زن گستاخی.

468
00:46:20,692 --> 00:46:23,862
‫- نوشیدنی بخورین و فراموشش کنین.
‫- یکی برام بریز.

469
00:46:30,994 --> 00:46:32,745
‫زندگی تاسف‌باره،

470
00:46:33,413 --> 00:46:34,831
‫و انسان‌ها تحقیرآمیز.

471
00:46:37,000 --> 00:46:40,962
‫تحمل کردنِ یه روز دیگه
‫چه فایده‌ای داره.

472
00:46:56,352 --> 00:46:57,395
‫معذرت می‌خوام.

473
00:46:57,937 --> 00:47:00,773
‫اون روز برای دیدنِ تو اومدم اونجا.

474
00:47:01,441 --> 00:47:03,067
‫معذرت می‌خوام اگه بی‌ادبی کردم.

475
00:47:05,236 --> 00:47:06,529
‫دقیقاً چطوری بی‌ادبی کردین؟

476
00:47:09,574 --> 00:47:11,701
‫دقیق نمی‌تونم توضیح بدم ولی...

477
00:47:11,784 --> 00:47:13,703
‫لطفاً وقتی دلیلش رو نمی‌دونین
‫عذرخواهی نکنن.

478
00:47:14,871 --> 00:47:16,164
‫صبر کن...

479
00:47:19,709 --> 00:47:21,753
‫حتی نمی‌تونم هروقت می‌خوام
‫خودم رو بکشم.

480
00:47:25,673 --> 00:47:28,051
‫چرا این مرد احمق
‫همه‌ش سر راهـم سبز می‌شه؟

481
00:47:54,410 --> 00:47:55,453
‫اینجا چیکار می‌کنین؟

482
00:47:56,287 --> 00:47:57,330
‫بانوی من!

483
00:47:57,413 --> 00:47:58,665
‫عجب تصادفی!

484
00:48:02,210 --> 00:48:03,544
‫تصادفی‌ـه؟

485
00:48:19,143 --> 00:48:20,770
‫[تحلیل کتاب آموزش کبیر]

486
00:50:16,427 --> 00:50:17,803
‫وول‌شیم!

487
00:50:21,140 --> 00:50:22,808
‫- ارباب جوان.
‫- وول‌شیم.

488
00:50:28,564 --> 00:50:30,775
‫یه یادگاری از من
‫برای وقتی که نیستم.

489
00:50:51,504 --> 00:50:53,214
‫تا وقتی برگردی،

490
00:50:53,297 --> 00:50:55,383
‫از گردنم درش نمیارم.

491
00:50:55,466 --> 00:50:58,427
‫قبل از مرگم آخرین چیزی که می‌بینم،

492
00:50:59,136 --> 00:51:02,139
‫صورت تو خواهد بود.

493
00:51:20,825 --> 00:51:22,451
‫با ما مثل آدم رفتار نمی‌کنن.

494
00:51:22,535 --> 00:51:26,080
‫خودشون اشراف‌زادگی‌شون رو با تلاش
‫به دست نیاوردن، اینجوری متولد شدن.

495
00:51:26,122 --> 00:51:27,164
‫فراموشش کن.

496
00:51:27,248 --> 00:51:30,376
‫چرا وقتی باهامون مثل حیوون
‫رفتار می‌کنن ساکت باشیم؟

497
00:51:30,459 --> 00:51:32,086
‫مگه ما چه فرقی با اونا داریم؟

498
00:51:56,485 --> 00:51:57,862
‫دنیا تغییر می‌کنه.

499
00:51:58,696 --> 00:51:59,697
‫وقتی تغییر کرد،

500
00:52:00,990 --> 00:52:04,577
‫هیچ‌کس به خاطر درجه‌ی اجتماعیش
‫مورد حقارت و سرخوردگی قرار نمی‌گیره.

501
00:52:09,707 --> 00:52:12,418
‫انگار امروز حالت خوبه.

502
00:52:13,461 --> 00:52:15,296
‫دیشب خواب خوبی دیدم.

503
00:52:16,464 --> 00:52:18,883
‫فکر کنم به زودی خبر خوبی که
‫منتظرش بودم رو می‌گیرم.

504
00:52:56,212 --> 00:52:57,880
‫<i>هیچ پشیمونی‌ای ندارم.</i>

505
00:52:58,923 --> 00:53:00,883
‫<i>من که به هرحال می‌خواستم</i>
<i>‫به زندگیم پایان بدم.</i>

506
00:53:04,011 --> 00:53:05,095
‫<i>با این حال،</i>

507
00:53:05,930 --> 00:53:07,097
‫<i>کاش می‌تونستم...</i>

508
00:53:08,224 --> 00:53:10,434
‫دوست دارم، وول‌شیم.

509
00:53:11,894 --> 00:53:13,687
‫<i>کاش می‌تونستم ارباب جوان یی‌سون رو...</i>

510
00:53:15,356 --> 00:53:17,608
‫<i>برای آخرین بار ببینم.</i>

511
00:53:29,411 --> 00:53:30,496
‫وول‌شیم!

512
00:53:38,379 --> 00:53:39,630
‫ارباب جوان...

513
00:53:42,049 --> 00:53:44,843
‫<i>امیدوارم منو فراموش کنه...</i>

514
00:53:46,762 --> 00:53:48,973
‫<i>تا خاطراتی که ازم داره،</i>

515
00:53:50,516 --> 00:53:54,270
‫<i>باعث درد و رنجـش نشه.</i>

516
00:54:15,666 --> 00:54:16,709
‫من...

517
00:54:19,461 --> 00:54:20,838
‫وول‌شیم بودم.

518
00:54:27,845 --> 00:54:30,514
‫وقتی می‌خواستم خودکشی کنم
‫یی‌سون نجاتـم داد.

519
00:54:47,281 --> 00:54:48,782
‫ممکنه اونجا باشه؟

520
00:55:04,840 --> 00:55:06,633
‫[انقضای قرارداد]

521
00:56:17,454 --> 00:56:18,497
‫چطور ممکنه...

522
00:56:24,169 --> 00:56:25,546
‫خوشحالم منو شناختی.

523
00:56:27,923 --> 00:56:30,551
‫اگه نمی‌شناختی ناراحت می‌شدم.

524
00:56:35,180 --> 00:56:36,723
‫نظرت درمورد چهره‌ی جدیدم چیه؟

525
00:56:38,725 --> 00:56:39,935
‫خوشت میاد؟

526
00:56:41,228 --> 00:56:43,313
‫<i>جایی برای فرار کردن نداری.</i>

527
00:56:44,064 --> 00:56:45,357
‫اشتباه می‌کنی.

528
00:56:45,440 --> 00:56:46,775
‫هنوز جهنم رو دارم.

529
00:56:47,568 --> 00:56:48,610
‫نه!

530
00:57:04,042 --> 00:57:06,044
‫با دست‌های خودم صورتـم رو
‫خراب کردم،

531
00:57:06,128 --> 00:57:08,964
‫تا اون شیطان لعنتی نتونه پیدام کنه.

532
00:57:09,798 --> 00:57:11,133
‫چی می‌خوای؟

533
00:57:11,216 --> 00:57:12,634
‫چی می‌خوام؟

534
00:57:21,184 --> 00:57:24,855
‫می‌خوام شما دوتا رو برای همیشه
‫از بین ببرم.

535
00:57:25,647 --> 00:57:28,108
‫به خاطر شما دوتا
‫همه‌چیم رو از دست دادم.

536
00:57:28,191 --> 00:57:30,068
‫پول، اعتبار، خانواده،

537
00:57:30,152 --> 00:57:31,445
‫و حتی صورتـم رو.

538
00:57:34,281 --> 00:57:37,075
‫دیگه کشتن تو به تنهایی فایده نداره.

539
00:57:47,586 --> 00:57:49,087
‫اون شیطان لعنتی رو بیار اینجا.

540
00:57:50,422 --> 00:57:52,716
‫هروقت توی خطر باشی
‫سر و کله‌ش پیدا می‌شه، مگه نه؟

541
00:57:52,883 --> 00:57:53,925
‫اون نمیاد.

542
00:57:55,594 --> 00:57:57,346
‫منو ترک کرده.

543
00:57:58,972 --> 00:58:01,266
‫انتظار داری باور کنم؟

544
00:58:09,941 --> 00:58:11,193
‫جئونگ گو وون، بیا بیرون!

545
00:58:12,027 --> 00:58:14,279
‫اگه می‌خوای دو دوهی رو نجات بدی
‫خودت رو نشون بده!

546
00:58:21,203 --> 00:58:22,287
‫نمیای؟

547
00:58:25,040 --> 00:58:26,458
‫زودباش بیارش اینجا.

548
00:58:28,001 --> 00:58:30,962
‫جیغ بزن، التماس کن نجاتت بده،
‫هرکاری لازمه بکن تا بیاد!

549
00:58:39,638 --> 00:58:40,847
‫نمی‌خوای؟

550
00:58:40,931 --> 00:58:42,474
‫پس چاره‌ای ندارم جز اینکه...

551
00:58:43,308 --> 00:58:45,811
‫اول گلوی تو رو ببرم.

552
00:59:09,334 --> 00:59:10,418
‫گو وون.

553
00:59:12,045 --> 00:59:14,297
‫آره، همین رو می‌خواستم.

554
00:59:15,215 --> 00:59:16,633
‫می‌دونستم سر و کله‌ت پیدا می‌شه.

555
00:59:20,011 --> 00:59:21,429
‫اول تو رو می‌کشم.

556
00:59:48,790 --> 00:59:49,958
‫نه، گو وون!

557
00:59:50,041 --> 00:59:51,334
‫اگه بکشیش از بین می‌ری!

558
00:59:51,918 --> 00:59:52,919
‫نکن!

559
01:00:04,347 --> 01:00:05,515
‫بس کن، گو وون!

560
01:00:06,808 --> 01:00:08,101
‫گو وون!

561
01:00:08,768 --> 01:00:09,811
‫نه!

562
01:00:12,188 --> 01:00:13,189
‫آره.

563
01:00:14,190 --> 01:00:15,775
‫دست‌هات رو به خون من آلوده کن.

564
01:00:16,776 --> 01:00:17,944
‫گو وون!

565
01:00:22,449 --> 01:00:23,575
‫نکن!

566
01:00:27,245 --> 01:00:29,164
‫بس کن، گو وون!

567
01:00:29,831 --> 01:00:31,041
‫کافیه.

568
01:00:31,708 --> 01:00:33,293
‫من خوبم.

569
01:00:33,376 --> 01:00:35,879
‫من خوبم، پس لطفاً بس کن.

570
01:00:35,962 --> 01:00:37,213
‫لطفاً.

571
01:00:53,730 --> 01:00:54,731
‫گو وون.

572
01:00:55,607 --> 01:00:56,608
‫دیگه همه‌چی خوبه.

573
01:01:15,502 --> 01:01:17,879
‫دلم برات تنگ شده بود، دو دوهی.

574
01:01:20,340 --> 01:01:21,383
‫منم همین‌طور.

575
01:01:22,592 --> 01:01:24,260
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود.

576
01:01:34,312 --> 01:01:35,313
‫دو دوهی.

577
01:01:36,272 --> 01:01:37,315
‫حالت خوبه؟

578
01:01:49,411 --> 01:01:50,745
‫نه!

579
01:02:03,967 --> 01:02:04,968
‫دو دوهی.

580
01:02:20,859 --> 01:02:21,901
‫دو دوهی.

581
01:02:22,527 --> 01:02:23,862
‫دو دوهی!

582
01:02:24,445 --> 01:02:25,488
‫نه!

583
01:02:28,074 --> 01:02:30,118
‫لطفاً نمیر، دو دوهی.

584
01:03:09,699 --> 01:03:11,743
‫«من هرکاری می‌تونم انجام بدم...

585
01:03:17,540 --> 01:03:19,000
‫به واسطه‌ی او...

586
01:03:22,754 --> 01:03:24,047
‫که به من قدرت بخشیده.»

587
01:03:52,158 --> 01:03:53,159
‫گو وون.

588
01:03:56,621 --> 01:03:57,622
‫دو دوهی.

589
01:03:59,666 --> 01:04:00,875
‫همه‌چی درست شد.

590
01:04:15,348 --> 01:04:16,391
‫گو وون.

591
01:04:18,059 --> 01:04:19,060
‫تو...

592
01:04:21,229 --> 01:04:22,480
‫منو نجات دادی؟

593
01:04:29,070 --> 01:04:30,363
‫من خودم رو نجات دادم.

594
01:04:34,575 --> 01:04:35,660
‫نه.

595
01:04:37,662 --> 01:04:38,663
‫چرا؟

596
01:04:51,926 --> 01:04:52,969
‫گو وون.

597
01:04:54,887 --> 01:04:55,888
‫نرو.

598
01:04:55,972 --> 01:04:58,516
‫لطفاً تنهام نذار.

599
01:04:59,100 --> 01:05:00,810
‫نرو

600
01:05:12,155 --> 01:05:14,198
‫لطفاً نرو، گو وون.

601
01:05:54,739 --> 01:05:55,948
‫گو وون.

602
01:05:56,532 --> 01:05:57,950
‫گو وون!

603
01:06:02,830 --> 01:06:04,081
‫گو وون!

604
01:06:06,375 --> 01:06:08,586
‫لطفاً نرو!

605
01:06:18,304 --> 01:06:23,309
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫| ترجمه از تـارا |

606
01:07:29,583 --> 01:07:32,169
‫پس این تصمیمیـه که گرفتی.

607
01:07:32,253 --> 01:07:34,797
‫هیچ‌جا نمی‌تونم حسـش کنم.

608
01:07:34,880 --> 01:07:37,758
‫به سختی دووم آورده بود،
‫ولی آخرش از هم پاشید.

609
01:07:37,842 --> 01:07:38,676
‫چی؟

610
01:07:38,759 --> 01:07:40,845
‫اون دوهیِ لوس واقعاً رئیس می‌شه؟

611
01:07:40,928 --> 01:07:41,846
‫<i>رئیس تشریف میارن.</i>

612
01:07:41,929 --> 01:07:42,930
‫<i>واقعاً قلبـت از سنگ‌ـه.</i>

613
01:07:43,013 --> 01:07:46,142
‫هرکی اطرافت بود مُرده،
‫ولی تو خم به ابرو نیاوردی.

614
01:07:46,225 --> 01:07:48,477
‫کریسمس مبارک، گو وون.

615
01:07:48,561 --> 01:07:49,770
‫<i>باهام قرارداد ببند.</i>

616
01:07:49,854 --> 01:07:50,855
‫آرزوم اینه که...

617
01:07:52,855 --> 01:08:02,855
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M