1
00:00:00,041 --> 00:00:01,326
‫آنچه گذشت...

2
00:00:01,376 --> 00:00:04,621
‫داری گذشته رو زیر و رو می‌کنی
‫تا از حال فرار کنی.

3
00:00:04,671 --> 00:00:05,997
‫اینجا مشاورهایی برای کمک آدم‌های داغدار دارن.

4
00:00:06,047 --> 00:00:09,334
‫من مشاور نمی‌خوام.
‫حقیقت رو می‌خوام.

5
00:00:09,384 --> 00:00:11,211
‫دارم برمی‌گردم سمت انبار.
‫می‌خوام برم زیر زمین

6
00:00:11,261 --> 00:00:13,963
‫ببینم برای مندی چه نقشه‌ای دارن.

7
00:00:14,013 --> 00:00:15,548
‫بهترین راهی که برای کمک بهش داریم

8
00:00:15,598 --> 00:00:16,716
‫اینه که روی پرونده تمرکز کنیم.

9
00:00:16,766 --> 00:00:18,301
‫خب، درباره شرکت‌های داروسازی چی پیدا کردی؟

10
00:00:18,351 --> 00:00:19,886
‫ممکنه مردم رو مجبور کنن دارو مصرف کنن.

11
00:00:19,936 --> 00:00:21,221
‫گفتم می‌خوام

12
00:00:21,271 --> 00:00:22,764
‫به بشریت کمک کنم.

13
00:00:22,814 --> 00:00:23,932
‫تو چیزی جز جنازه

14
00:00:23,982 --> 00:00:25,392
‫برای بشریت به جا نذاشتی.

15
00:00:25,442 --> 00:00:27,936
‫اون کارآگاه خصوصی هنوز زنده‌ست.

16
00:00:27,986 --> 00:00:30,063
‫آره، کاربلده، ولی شکست‌ناپذیر نیست.

17
00:00:30,113 --> 00:00:32,065
‫خودم افرادم رو می‌فرستم.

18
00:00:32,115 --> 00:00:33,608
‫زودباش نیلی.
‫می‌دونم اونجایی.

19
00:00:33,658 --> 00:00:35,276
‫دیدم سایه‌ت زیر در تکون خورد.

20
00:00:35,326 --> 00:00:37,278
‫از طرف رابطمون توی شرکت تلفن بهم زنگ زدن.

21
00:00:37,328 --> 00:00:38,905
‫گفت آخرین سیگنال گوشی یورک از دکل

22
00:00:38,955 --> 00:00:40,323
‫سر تقاطع خیابون دهم آدیسون بوده.

23
00:00:40,373 --> 00:00:41,533
‫اونجا که روبه‌روی خونه منه.

24
00:00:41,583 --> 00:00:43,034
‫- یورک مرده.
‫- باشه، وسایلت رو بردار

25
00:00:43,084 --> 00:00:44,202
‫و بیا اینجا.

26
00:00:44,252 --> 00:00:45,412
‫همین الان آدرسم رو برات پیامک کردم.

27
00:00:45,462 --> 00:00:47,205
‫وقتی داروی ما تاییدیه سازمان غذا و دارو رو بگیره،

28
00:00:47,255 --> 00:00:48,998
‫مطمئنم با ترنکلارا دنیا رو...

29
00:00:49,048 --> 00:00:50,592
‫درمان می‌کنیم.

30
00:00:51,592 --> 00:01:01,592
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

31
00:01:03,438 --> 00:01:05,890
‫اوه، سلام. من جری اوکانل هستم.

32
00:01:05,940 --> 00:01:08,226
‫احتمالا طی 30 سال گذشته منو توی یکی از

33
00:01:08,276 --> 00:01:09,811
‫سریال‌ها یا فیلم‌های موردعلاقه‌تون دیدین.

34
00:01:09,861 --> 00:01:10,895
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

35
00:01:10,945 --> 00:01:12,939
‫جلوی چشم شما بزرگ شدم،

36
00:01:12,989 --> 00:01:16,359
‫از یه بچه تپل و درشت‌هیکل گرفته
‫تا مردی با یه شغل موفق،

37
00:01:16,409 --> 00:01:18,611
‫دوستای فوق‌العاده و یه خانواده دوست‌داشتنی.

38
00:01:18,661 --> 00:01:21,573
‫البته به این معنی نیست
‫که خودم فراز و نشیب نداشتم.

39
00:01:21,623 --> 00:01:22,991
‫همه‌مون داریم.

40
00:01:23,041 --> 00:01:26,244
‫و برای بعضی‌هامون، بیرون اومدن از
‫دوران سخت زندگی می‌تونه دشوار باشه،

41
00:01:26,294 --> 00:01:30,081
‫اغلب به‌خاطر آسیب‌های شدید
‫و پیامدهایی که به دنبال دارن:

42
00:01:30,131 --> 00:01:34,469
‫اضطراب، افسردگی،
‫اختلال استرس پس از سانحه و اعتیاد.

43
00:01:37,764 --> 00:01:41,676
‫ممکنه احساس کنید دارید به
‫ته خط نزدیک می‌شید یا حتی بهش رسیدین.

44
00:01:41,726 --> 00:01:43,811
‫اما مجبور نیستید همون‌جا بمونید.

45
00:01:54,030 --> 00:01:56,232
‫بیاین. به ما در روشنایی بپیوندید.

46
00:01:56,282 --> 00:01:58,902
‫با ترنکلارا، درمان در دسترس شماست.

47
00:01:58,952 --> 00:02:02,155
‫کافیه سه بار در هفته، به مدت شش هفته پیاپی،

48
00:02:02,205 --> 00:02:04,199
‫یک اونس از این مایع شفاف و بدون طعم رو

49
00:02:04,249 --> 00:02:05,750
‫به هر نوشیدنی اضافه کنید.

50
00:02:09,379 --> 00:02:13,917
‫با درمان‌های روان‌گردان و روان‌پزشکیِ ترنکلارا،

51
00:02:13,967 --> 00:02:18,338
‫چیزهایی که قبلا مانعتون می‌شدن
‫و احساس ضعف و ناتوانی بهتون می‌دادن،

52
00:02:18,388 --> 00:02:21,966
‫به‌زودی مثل سنگی که روی آب می‌لغزه،

53
00:02:22,016 --> 00:02:24,185
‫ناپدید می‌شن.

54
00:02:31,067 --> 00:02:33,069
‫[بر اساس شخصیت‌های ساخته شده به دست لی چایلد]

55
00:02:41,995 --> 00:02:43,863
‫- تموم شد؟
‫- یه مشکلی پیش اومد.

56
00:02:43,913 --> 00:02:45,782
‫نتونستیم صبر کنیم تا اثر دارو شروع بشه.

57
00:02:45,832 --> 00:02:47,492
‫هدف هنوز فعاله.

58
00:02:47,542 --> 00:02:48,710
‫چه مشکلی؟

59
00:02:50,712 --> 00:02:52,705
‫مجبور شدیم از شر یه جنازه خلاص بشیم.

60
00:02:52,755 --> 00:02:54,499
‫وقتی برگشتیم آپارتمان،

61
00:02:54,549 --> 00:02:56,084
‫اون رفته بود و شیری رو هم که
‫توش دارو ریخته بودیم، برده بود.

62
00:02:56,134 --> 00:02:57,627
‫ولی به‌زودی باید اثر دارو رو حس کنه.

63
00:02:57,677 --> 00:02:59,462
‫- جنازه کی بود؟
‫- رئیسش پیداش شد.

64
00:02:59,512 --> 00:03:01,339
‫داشت محکم به در می‌کوبید
‫و سر و صدا راه انداخته بود.

65
00:03:01,389 --> 00:03:03,633
‫اون یه معتاد فراری نیست
‫که کسی دلش براش تنگ بشه.

66
00:03:03,683 --> 00:03:05,802
‫مردم سوال می‌پرسن.
‫خدا لعنتت کنه!

67
00:03:05,852 --> 00:03:07,345
‫قرار بود تو به این قضیه رسیدگی کنی.

68
00:03:07,395 --> 00:03:10,181
‫الان خیلی بیشتر زیر نظر هستیم.
‫اون داره توجه بیشتری جلب می‌کنه.

69
00:03:10,231 --> 00:03:13,685
‫دلیلی داره که به‌جای گلوله زدن به مغزش،
‫داریم این راه رو می‌ریم.

70
00:03:13,735 --> 00:03:15,603
‫باید شبیه یه حادثه کوفتی به نظر بیاد!

71
00:03:15,653 --> 00:03:17,897
‫می‌دونیم، پس لطفا صدات رو پایین بیار.

72
00:03:17,947 --> 00:03:20,608
‫- کجایی؟
‫- دارم می‌رم محل کارش.

73
00:03:20,658 --> 00:03:22,777
‫اگه اونجا نباشه، می‌ریم خونه پدرش،

74
00:03:22,827 --> 00:03:25,405
‫- یا آپارتمان دوستش. پیداش می‌کنیم.
‫- بهتره همین‌طور باشه،

75
00:03:25,455 --> 00:03:27,782
‫چون اگه دارویی که بهت دادم خورده باشه،

76
00:03:27,832 --> 00:03:30,618
‫وقتی اثرش شروع بشه، اگه حتی
‫یه کرم شب‌تاب هم کنار پنجره باشه،

77
00:03:30,668 --> 00:03:32,036
‫جذبش می‌کنه و می‌کشونتش بیرون.

78
00:03:32,086 --> 00:03:33,705
‫و وقتی وارد شهر بشه،
‫دیگه هیچ‌وقت پیداش نمی‌کنی.

79
00:03:33,755 --> 00:03:35,790
‫پس ظاهرا خودش می‌تونه
‫کارمونو انجام بده.

80
00:03:35,840 --> 00:03:37,709
‫تو برای تضمین کار استخدام شدی.

81
00:03:37,759 --> 00:03:40,378
‫و تو نبودی که ما رو استخدام کردی.

82
00:03:40,428 --> 00:03:41,671
‫ما برای تو کار نمی‌کنیم.

83
00:03:41,721 --> 00:03:43,256
‫هردومون برای یه نفر کار می‌کنیم

84
00:03:43,306 --> 00:03:45,675
‫و اگه این کار خراب بشه،
‫برای همه‌مون بد می‌شه.

85
00:03:45,725 --> 00:03:49,103
‫پس کارت رو سریع و بی‌سروصدا انجام بده.

86
00:04:09,832 --> 00:04:12,326
‫ولی از کجا مطمئنی یورک
‫توی آپارتمان تو کشته شده؟

87
00:04:12,376 --> 00:04:14,996
‫آخرین سیگنال گوشیش از نزدیک خونه من بوده.

88
00:04:15,046 --> 00:04:18,958
‫جواب تماس‌های زنش رو نمی‌ده.
‫از 17 سالگی با نورا بوده.

89
00:04:19,008 --> 00:04:20,543
‫همیشه جواب تماس‌هاشو می‌ده.

90
00:04:20,593 --> 00:04:22,170
‫شاید فقط زخمیش کرده باشن.

91
00:04:22,220 --> 00:04:24,213
‫شاید بهش شلیک کردن و نگهش داشتن.

92
00:04:24,263 --> 00:04:26,682
‫اون کارآگاه رده‌دوم نیویورک بود.
‫شاید یورک اونا رو مجروح کرده.

93
00:04:26,807 --> 00:04:30,094
‫اگه نگهش داشته بودن،
‫حتما درخواست باج می‌کردن.

94
00:04:30,144 --> 00:04:33,848
‫و من وسعت خونی که روی زمین بود رو دیدم.

95
00:04:33,898 --> 00:04:36,984
‫خیلی زیاد بود.

96
00:04:41,113 --> 00:04:44,233
‫آره، وقتی هیچ‌کس دیگه حاضر نشد، اون، ام...

97
00:04:44,283 --> 00:04:47,528
‫بهم کار داد تا بتونم ویزای کار بگیرم.

98
00:04:47,578 --> 00:04:49,113
‫اصلا اینجا کسی رو نمی‌شناختم.

99
00:04:49,163 --> 00:04:52,200
‫برای تعطیلات دعوتم می‌کرد خونه‌ش.
‫اون...

100
00:04:52,250 --> 00:04:53,251
‫ببخشید.

101
00:04:57,922 --> 00:05:00,458
‫اونا دنبال من بودن.

102
00:05:00,508 --> 00:05:02,134
‫برای همین کشته شد.

103
00:05:05,638 --> 00:05:07,006
‫بعدش چی؟

104
00:05:07,056 --> 00:05:09,559
‫می‌خوام اون مزرعه لامصب رو با خاک یکسان کنم.

105
00:05:10,226 --> 00:05:11,928
‫هرچی پیدا کردی، بگو.

106
00:05:11,978 --> 00:05:15,606
‫ام...معلوم شد کینو اشتباه می‌کرد.

107
00:05:16,190 --> 00:05:18,434
‫زیر انبار اتاق نیست.

108
00:05:18,484 --> 00:05:21,479
‫یه سیلوی دولتیه.
‫برای موشک.

109
00:05:21,529 --> 00:05:23,272
‫- مثل موشک هسته‌ای؟
‫- دقیقا.

110
00:05:23,322 --> 00:05:25,358
‫ساخت 1965 هست.

111
00:05:25,408 --> 00:05:27,944
‫یه پناهگاه هشت‌هزار فوت‌مربعی با برق، گرمایش،

112
00:05:27,994 --> 00:05:30,571
‫تهویه، آب لوله‌کشی، دفتر و اتاق خواب.

113
00:05:30,621 --> 00:05:33,074
‫همه‌چی داره، جز موشک‌های بالستیک قاره‌پیما.

114
00:05:33,124 --> 00:05:34,333
‫چطور همه اینا رو پیدا کردی؟

115
00:05:34,917 --> 00:05:36,410
‫سوابق عمومی.

116
00:05:36,460 --> 00:05:39,247
‫همه اینا هم جزو ملک بودن
‫و بالاخره دولت بعد از نزدیک 30 سال،

117
00:05:39,297 --> 00:05:41,290
‫در حراج فروخت.

118
00:05:41,340 --> 00:05:43,793
‫بذار حدس بزنم.
‫خریدار لارنس کول بود.

119
00:05:43,843 --> 00:05:47,421
‫مزرعه و سازه زیرش رو گرفت
‫و فرقه‌ش رو درست بالای اون بنا کرد.

120
00:05:47,471 --> 00:05:49,640
‫- شاید بیشتر از یه فرقه داره می‌سازه.
‫- یعنی چی؟

121
00:05:56,397 --> 00:05:58,724
‫ببین چیا می‌دونیم.

122
00:05:58,774 --> 00:06:01,894
‫وقتی تامی کشته شد، دوز بالایی از
‫مواد روان‌گردان مصرف کرده بود.

123
00:06:01,944 --> 00:06:04,522
‫اوون وارک گفت بیمار ۴۲ حسابی داغون بوده.

124
00:06:04,572 --> 00:06:06,857
‫آره، اون یارویی هم که کینو دید،
‫حالش خیلی خراب بود.

125
00:06:06,907 --> 00:06:08,484
‫گفت حسابی نشئه بوده.

126
00:06:08,534 --> 00:06:10,528
‫اگه آدم‌های اون مزرعه دارن مواد روان‌گردان
‫قوی و آزمایشی‌ای رو مصرف می‌کنن

127
00:06:10,578 --> 00:06:13,614
‫که توی یه آزمایشگاه زیرزمینی
‫ساخته می‌شه، چی؟

128
00:06:13,664 --> 00:06:17,076
‫واسه سر و سامون دادن به زندگیت، وارد یه
‫اجتماع می‌شی و آخرش موش آزمایشگاهی می‌شی؟

129
00:06:17,126 --> 00:06:19,829
‫فراری‌ها، آدم‌های بی‌خانمان،
‫زن‌هایی که از خشونت خونه فرار کردن.

130
00:06:19,879 --> 00:06:23,165
‫کسی نمی‌دونه کجایی
‫و ارتباط یا دوست زیادی هم نداری.

131
00:06:23,215 --> 00:06:26,043
‫می‌دونی؟ این دقیقا شرایطیه که
‫می‌شه از قدرت سوءاستفاده کرد.

132
00:06:26,093 --> 00:06:30,347
‫آره، ولی تامی کرین یه دوست داشت.

133
00:06:31,891 --> 00:06:34,802
‫پیرس برای شرکت داروسازی اینوکشن کار می‌کنه.

134
00:06:34,852 --> 00:06:37,763
‫می‌تونه دارو تولید کنه،
‫ولی آخه آزمایشگاه زیرزمینی؟

135
00:06:37,813 --> 00:06:39,598
‫کاملا مجهز و تمیزه،

136
00:06:39,648 --> 00:06:41,559
‫تقریبا کاملا مهر و موم شده
‫تا نتایج دقیقی به دست بیاد.

137
00:06:41,609 --> 00:06:43,144
‫اگه داری کار غیرقانونی می‌کنی،

138
00:06:43,194 --> 00:06:45,529
‫چه جایی بهتر از زیر یه مزرعه
‫ظاهرا بی‌خطر برای مخفی کردنش؟

139
00:06:46,238 --> 00:06:47,398
‫هی، می‌دونی چیه؟

140
00:06:47,448 --> 00:06:49,450
‫می‌خوام یه تماس بگیرم.
‫زود برمی‌گردم.

141
00:06:55,372 --> 00:06:56,949
‫- خوبی؟
‫- آره.

142
00:06:56,999 --> 00:06:59,452
‫فقط یه کم سرم گیج می‌ره.

143
00:06:59,502 --> 00:07:02,663
‫امروز چیزی جز غلات نخوردم.

144
00:07:02,713 --> 00:07:04,749
‫این اواخر هم درست‌وحسابی نخوابیدم.

145
00:07:04,799 --> 00:07:06,876
‫حالت خوب نیست. بذار ببینم هادسون
‫یه بار پروتئینی چیزی داره یا نه.

146
00:07:06,926 --> 00:07:09,011
‫خوبم. خوبم. خوبم.

147
00:08:13,659 --> 00:08:15,369
‫گاز رو باز کن!

148
00:08:16,745 --> 00:08:17,746
‫باز شد.

149
00:08:25,588 --> 00:08:27,006
‫بالا و پایینش کن.

150
00:08:34,513 --> 00:08:36,515
‫لعنتی. مخزن‌ها رو چک کن.

151
00:08:37,474 --> 00:08:38,968
‫لعنتی.

152
00:08:39,018 --> 00:08:40,803
‫پروپانمون تموم شده.

153
00:08:40,853 --> 00:08:43,055
‫دو هفته پیش گفتم عوضشون کنی.

154
00:08:43,105 --> 00:08:45,891
‫تقصیر من بود.

155
00:08:45,941 --> 00:08:47,768
‫یادم رفت.

156
00:08:47,818 --> 00:08:50,521
‫حالا باید برگردیم تا انبار و یه مقدار دیگه بیاریم.

157
00:08:50,571 --> 00:08:53,857
‫خب، بجنب، وگرنه تمام شب
‫باید صبر کنیم تا این لعنتی بسوزه

158
00:08:53,907 --> 00:08:56,076
‫و اجرای کول رو از دست می‌دیم.

159
00:08:57,161 --> 00:08:58,454
‫زودباش.

160
00:09:35,282 --> 00:09:36,825
‫لعنتی.

161
00:09:45,459 --> 00:09:46,827
‫لعنتی.

162
00:09:46,877 --> 00:09:48,879
‫هی، رایلی هستم.

163
00:09:50,756 --> 00:09:52,291
‫رتس.

164
00:09:52,341 --> 00:09:55,169
‫ببین، می‌خوام یه لطفی در حقم بکنی
‫و درباره آرد چاودار تحقیق کنی.

165
00:09:55,219 --> 00:09:57,921
‫ببین توی تولید چه جور موادی کاربرد داره، مثلا...

166
00:09:57,971 --> 00:09:59,965
‫اِل‌اِس‌دی، مواد روان‌گردان و از این جور چیزا.

167
00:10:00,015 --> 00:10:02,101
‫هادسون؟!

168
00:10:10,442 --> 00:10:13,904
شمام ‫اینو می‌بینین؟

169
00:10:16,532 --> 00:10:17,908
‫چی رو؟

170
00:10:18,992 --> 00:10:20,410
‫کس دیگه‌ای هم اینو می‌بینه؟

171
00:10:23,080 --> 00:10:26,158
‫- چه بلایی سرش اومده؟
‫- نمی‌دونم. نمی‌دونم.

172
00:10:26,208 --> 00:10:28,210
‫یه کم سرش گیج رفت، بعد این‌طوری شد.

173
00:10:28,794 --> 00:10:31,672
‫یه مشکلی دارم.
‫می‌تونم داخل دستام رو ببینم.

174
00:10:35,425 --> 00:10:37,503
‫فکر کنم...فکر کنم بهم مواد دادن.

175
00:10:37,553 --> 00:10:39,922
‫آره، معلومه.

176
00:10:39,972 --> 00:10:41,473
‫حالم داره به هم می‌خوره.

177
00:10:43,559 --> 00:10:46,512
‫هی. هی، باید ببریمت دکتر.

178
00:10:46,562 --> 00:10:48,564
‫نه. طوریم نیست.

179
00:10:49,565 --> 00:10:51,733
‫همون‌جا بمون.

180
00:10:53,902 --> 00:10:56,063
‫فقط...فقط یه لحظه بهم فرصت بده

181
00:10:56,113 --> 00:10:57,698
‫بفهمم باید چی کار کنم.

182
00:10:58,824 --> 00:11:00,317
‫هی، زودباش.
‫در رو باز کن.

183
00:11:00,367 --> 00:11:02,911
‫ببین، قول می‌دم کسی بهت دست نزنه.
‫فقط می‌خوایم کمکت کنیم.

184
00:11:12,170 --> 00:11:13,789
‫نیلی، حالت خوب می‌شه.

185
00:11:13,839 --> 00:11:15,666
‫باشه؟ نمی‌ذارم هیچ اتفاقی برات بیفته،

186
00:11:15,716 --> 00:11:17,543
‫ولی لطفا با دقت گوش کن.

187
00:11:17,593 --> 00:11:19,586
‫از در فاصله بگیر، باشه؟

188
00:11:19,636 --> 00:11:22,256
‫تا سه می‌شمرم و در رو می‌شکنم..

189
00:11:22,306 --> 00:11:26,226
‫یک. دو. سه.

190
00:11:32,357 --> 00:11:33,725
‫لعنتی.

191
00:11:33,775 --> 00:11:36,144
‫کمی بعد از شروع سفرت،

192
00:11:36,194 --> 00:11:39,147
‫بخشی از مغزت که بهش آمیگدال می‌گن،
‫فعال می‌شه.

193
00:11:39,197 --> 00:11:42,568
‫آمیگدال همون جاییه که تمام
‫خاطرات آسیب‌زا توش ذخیره شدن.

194
00:11:42,618 --> 00:11:46,446
‫این باعث می‌شه اون خاطرات
‫دوباره توی ذهنتون زنده بشن.

195
00:11:46,496 --> 00:11:51,535
‫می‌دونم، یکم ترسناکه، ولی تنها راه عبور ازش،
‫روبه‌رو شدن باهاشه.

196
00:11:51,585 --> 00:11:54,538
‫و یادتون باشه، برای بهترین نتیجه،
‫شرکت اینوکشن توصیه می‌کنه

197
00:11:54,588 --> 00:11:58,675
‫در محیطی امن، راحت و مطمئن باشید.

198
00:12:53,939 --> 00:12:55,440
‫بابا؟

199
00:12:58,276 --> 00:12:59,561
‫بابا؟

200
00:12:59,611 --> 00:13:01,071
‫سلام.

201
00:13:07,327 --> 00:13:08,787
‫بابا؟

202
00:13:16,336 --> 00:13:18,171
‫نباید از خونه بری بیرون.

203
00:13:42,237 --> 00:13:44,356
‫این پایین امن نیست.

204
00:13:44,406 --> 00:13:46,867
‫بهتره برگردیم بالا.

205
00:13:47,701 --> 00:13:48,994
‫لطفا.

206
00:13:58,503 --> 00:14:01,256
‫نگهش دار.

207
00:14:24,029 --> 00:14:25,030
‫فرانسیس؟

208
00:14:28,450 --> 00:14:29,993
‫صبر کن!

209
00:14:30,243 --> 00:14:31,828
‫ندو!

210
00:14:39,085 --> 00:14:41,162
‫اونجاست. جلوی ساختمونه.

211
00:14:41,212 --> 00:14:42,547
‫زیرش بگیر.

212
00:14:54,726 --> 00:14:55,760
‫لعنتی!

213
00:14:55,810 --> 00:14:56,886
‫برگرد.

214
00:14:56,936 --> 00:14:59,180
‫این شبیه یه حادثه به نظر نمیاد.
‫گیرش میاریم.

215
00:14:59,230 --> 00:15:00,732
‫فقط باید صبورتر باشیم.

216
00:15:03,360 --> 00:15:05,979
‫زودباش.
‫زودباش.

217
00:15:06,029 --> 00:15:07,697
‫آره. هی، خوبی؟

218
00:15:12,035 --> 00:15:13,620
‫متاسفم.

219
00:15:22,545 --> 00:15:24,130
‫کمکم کن.

220
00:16:15,937 --> 00:16:25,937
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

221
00:17:17,744 --> 00:17:19,829
‫بیا از اینجا بزنیم به چاک.

222
00:17:46,856 --> 00:17:49,350
‫روند آشکار شدن خاطرات و درمان با ترنکلارا،

223
00:17:49,400 --> 00:17:52,312
‫تا چند ساعت بعد از فروکش کردن
‫اثرات روان‌گردان ادامه پیدا می‌کنه.

224
00:17:52,362 --> 00:17:55,523
‫و یادتون باشه، راهنماهای
‫وضوح ذهنی هوش‌مصنوعی ما،

225
00:17:55,573 --> 00:17:59,861
‫فقط با یه لمس صفحه در دسترسه تا در مرور
‫خاطراتی که ممکنه براتون زنده بشن، کمکتون کنه.

226
00:17:59,911 --> 00:18:04,449
‫اینجاست که درمان واقعی شروع می‌شه
‫و ادامه پیدا می‌کنه.

227
00:18:04,499 --> 00:18:07,493
‫آرامش رو پیدا کنید.
‫ذهنتون رو روشن کنید.

228
00:18:07,543 --> 00:18:10,213
‫وقتی ترنکلارا رو پیدا کنید.

229
00:18:16,469 --> 00:18:17,920
‫مرسی.
‫مرسی.

230
00:18:17,970 --> 00:18:19,964
‫تیم تولیدمون کارش رو عالی انجام داده، نه؟

231
00:18:20,014 --> 00:18:22,967
‫یک سال دیگه، نسخه 60 ثانیه‌ای

232
00:18:23,017 --> 00:18:25,511
‫این فیلم تبلیغاتی می‌ره روی آنتن سوپربول.

233
00:18:25,561 --> 00:18:30,433
‫اون اوکانل هم...دوستمه و به ماموریت ما باور داره.

234
00:18:30,483 --> 00:18:33,394
‫تازه، خوشحال می‌شید بدونید

235
00:18:33,444 --> 00:18:36,230
‫داریم به هدف سی دقیقه‌ای موعود نزدیک می‌شیم.

236
00:18:36,280 --> 00:18:38,524
‫با توجه به سرعت پیشرفتمون و نتایج آزمایش‌ها،

237
00:18:38,574 --> 00:18:42,987
‫همه‌چیز نشون می‌ده آزمایش‌های انسانی سریع
‫و موفقی خواهیم داشت، بهتون قول می‌دم.

238
00:18:43,037 --> 00:18:45,573
‫ترنکلارا اولین روان‌گردان با دوز بالا

239
00:18:45,623 --> 00:18:48,451
‫و خلوص دارویی خواهد بود که وارد بازار می‌شه.

240
00:18:48,501 --> 00:18:53,706
‫لیپیتور، اوزمپیک، ترنکلارا.

241
00:18:53,756 --> 00:18:56,501
‫ما برند معروف بعدی خواهیم بود.

242
00:18:56,551 --> 00:18:58,336
‫این تبلیغ چقدر هزینه داشت؟

243
00:18:58,386 --> 00:19:01,506
‫بعد از چهار سال، فکر کنم
‫از طرف کل هیئت‌مدیره می‌تونم بگم

244
00:19:01,556 --> 00:19:05,259
‫تا وقتی نتیجه‌ای نبینیم، دیگه پولی
‫پای این رویای واهی نمی‌ریزیم.

245
00:19:05,309 --> 00:19:08,646
‫و طبق گزارش حسابداری،
‫چیزی نمونده که بودجه‌تون تموم بشه.

246
00:19:09,772 --> 00:19:12,725
‫من معتقدم سازمان غذا و دارو

247
00:19:12,775 --> 00:19:15,436
‫کاملا با کاری که داریم می‌کنیم همراهه.

248
00:19:15,486 --> 00:19:18,815
‫بچه‌ها، بچه‌ها، همه‌مون فکر می‌کردیم

249
00:19:18,865 --> 00:19:20,608
‫ماری‌جوانای پزشکی یه مُده زودگذره.

250
00:19:20,658 --> 00:19:23,653
‫ما فرصت طلایی بازار سبز رو از دست دادیم.
‫نذاریم دوباره این اتفاق بیفته.

251
00:19:23,703 --> 00:19:26,948
‫فعلا هیچ مانعی برای گرفتن
‫مجوز آزمایش‌های انسانی نمی‌بینیم

252
00:19:26,998 --> 00:19:29,992
‫و امیدواریم تا پایان سال شروع بشن.

253
00:19:30,042 --> 00:19:33,913
‫ولی اگه این اتفاق نیفته،
‫فکر می‌کنم دلایل کافی

254
00:19:33,963 --> 00:19:37,583
‫برای طرح پیشنهاد
‫توقف بودجه ترنکلارا از اول ژانویه

255
00:19:37,633 --> 00:19:42,013
‫و شروع یک حسابرسی داخلی
‫درباره کل این پروژه بی‌نتیجه داریم.

256
00:19:42,763 --> 00:19:48,386
‫اگر حتی یک پنی هم درست حساب نشده باشه،
‫اخراج میشی

257
00:19:48,436 --> 00:19:52,223
‫و من با «اِس‌ای‌سی» و اِف‌بی‌آی تماس می‌گیرم.
‫[کمیسیون بورس و اوراق بهادار]

258
00:19:52,273 --> 00:19:55,351
‫چهار ساله که فقط وعده می‌شنویم.

259
00:19:55,401 --> 00:19:58,354
‫دیگه به اندازه کافی صبر کردیم.

260
00:19:58,404 --> 00:19:59,822
‫مشکلی پیش نمیاد.

261
00:20:09,248 --> 00:20:10,700
‫سلام.

262
00:20:10,750 --> 00:20:12,952
‫صحبتا رو شنیدم.

263
00:20:13,002 --> 00:20:14,787
‫خوب پیش نرفت.

264
00:20:14,837 --> 00:20:17,915
‫به مهلت می‌رسم.
‫مشکلی پیش نمیاد.

265
00:20:17,965 --> 00:20:20,585
‫اِس‌ای‌سی؟ اِف‌بی‌آی؟

266
00:20:20,635 --> 00:20:23,462
‫تنها دلیل وجود این هیئت اینه که

267
00:20:23,512 --> 00:20:26,841
‫به شرکت داروسازی اینوکشن ظاهر قانونی بده.

268
00:20:26,891 --> 00:20:29,385
‫این آدم‌های بی‌خبر واقعا فکر می‌کنن

269
00:20:29,435 --> 00:20:32,930
‫دارن کار خداپسندانه می‌کنن
‫و برای مردم دارو می‌سازن.

270
00:20:32,980 --> 00:20:35,725
‫قرار بود کار منو راحت‌تر کنن،
‫نه اینکه پیچیده‌ترش کنن.

271
00:20:35,775 --> 00:20:37,310
‫این دارو جواب می‌ده، قربان.

272
00:20:37,360 --> 00:20:39,645
‫برام مهم نیست جواب بده یا نه.

273
00:20:39,695 --> 00:20:44,275
‫برام مهم نیست مردم رو خوشحال کنه
‫یا سرحال بیاره یا گرسنه کنه.

274
00:20:44,325 --> 00:20:46,944
‫فقط برام مهمه که پول‌ساز باشه. اگه اونا

275
00:20:46,994 --> 00:20:48,571
‫بودجه سنتی شرکت رو قطع کنن

276
00:20:48,621 --> 00:20:51,574
‫و مجبور بشم مخفیانه
‫پول بیشتری وارد این پروژه کنم،

277
00:20:51,624 --> 00:20:54,210
‫آرزو می‌کنی اِف‌بی‌آی زودتر از من بهت می‌رسید.

278
00:21:05,763 --> 00:21:06,889
‫به خودت اومدی؟

279
00:21:08,557 --> 00:21:10,343
‫- خوبم.
‫- خوبه.

280
00:21:10,393 --> 00:21:14,730
‫چون گفتی «کمکم کن» و به نظر می‌رسید
‫واقعا جدی می‌گفتی.

281
00:21:16,357 --> 00:21:18,693
‫من...هیچی یادم نمیاد.

282
00:21:19,777 --> 00:21:22,563
‫فقط...

283
00:21:22,613 --> 00:21:25,908
‫هیچ‌وقت این‌قدر از کنترل خارج نشده بودم.

284
00:21:27,284 --> 00:21:29,954
‫همین. همین بود.

285
00:21:32,748 --> 00:21:36,577
‫اون چراغ‌ها...حس می‌کردم دارن
‫منو به سمت خودشون می‌کشن.

286
00:21:36,627 --> 00:21:38,838
‫همون کاریه که با تامی کردن.

287
00:21:40,006 --> 00:21:41,874
‫بهش دارو دادن

288
00:21:41,924 --> 00:21:43,626
‫و کاری کردن بمیره.

289
00:21:43,676 --> 00:21:45,302
‫حتما به یه چیزایی پی برده بود، درست مثل ما.

290
00:21:46,011 --> 00:21:47,672
‫دارن آدم می‌کشن.

291
00:21:47,722 --> 00:21:51,258
‫به پلیس‌ها پول می‌دن
‫و یه مزرعه بزرگ رو می‌چرخونن.

292
00:21:51,308 --> 00:21:54,762
‫اداره همچین تشکیلاتی و
‫ساکت نگه داشتن همه...

293
00:21:54,812 --> 00:21:57,807
‫شرکت داروسازی اینوکشن
‫باید پول هنگفتی خرج این کار کنه.

294
00:21:57,857 --> 00:22:00,351
‫شرکت پیرس پول‌ها رو خرج نمی‌کنه.

295
00:22:00,401 --> 00:22:02,520
‫نمی‌فهمم چی می‌گی.

296
00:22:02,570 --> 00:22:06,273
‫شرکت داروسازی اینوکشن یه شرکت سهام عامه.

297
00:22:06,323 --> 00:22:08,484
‫پول توی شرکت‌های سهامی عامه
‫خیلی بیشتر از این حرف‌ها زیر نظره.

298
00:22:08,534 --> 00:22:12,530
‫باید گزارش سه ماهه مالی به کمیسیون بورس
‫و گزارش سالانه به سهامدارها بدن.

299
00:22:12,580 --> 00:22:14,949
‫سود و زیان شرکت بیش از حد زیر ذره‌بینه.

300
00:22:14,999 --> 00:22:17,410
‫اگه این هزینه‌های بزرگ رو پنهان کنن،
‫یکی متوجه می‌شه.

301
00:22:17,460 --> 00:22:19,995
‫پیرس حتما یه بالاسری داره،

302
00:22:20,045 --> 00:22:22,748
‫یکی که پول این کارها رو می‌ده
‫و با اینوکشن توافق کرده

303
00:22:22,798 --> 00:22:24,875
‫سهمی از کار گیرش بیاد.

304
00:22:24,925 --> 00:22:26,836
‫دارم می‌گم پیرس یکی رو بالای سرش داره.

305
00:22:26,886 --> 00:22:28,546
‫باشه. چطور پیداشون کنیم؟

306
00:22:28,596 --> 00:22:32,967
‫نمی‌دونم، ولی فکر کنم یه چیزی پیدا کردم
‫که حداقل نظریه‌مون رو محکم‌تر می‌کنه.

307
00:22:33,017 --> 00:22:34,760
‫وقتی تو رفتی دنبال اون سرنخ،

308
00:22:34,810 --> 00:22:37,263
‫من با یه آشنا که توی بخش
‫مبارزه با مواد مخدره حرف زدم.

309
00:22:37,313 --> 00:22:39,974
‫ازش درباره آرد چاودار پرسیدم.
‫ایمیل زده و گفته:

310
00:22:40,024 --> 00:22:42,685
‫«از آرد چاودار می‌شه «اِل‌اِس‌دی» تولید کرد.

311
00:22:42,735 --> 00:22:44,562
‫احتمالا بهترین غله برای پرورش ارگوته،

312
00:22:44,612 --> 00:22:46,397
‫همون قارچی که برای ساخت
‫مواد روان‌گردان استفاده می‌شه.»

313
00:22:46,447 --> 00:22:49,024
‫ولی گفت تا حالا نشنیده بود
‫کسی این کارو بکنه.

314
00:22:49,074 --> 00:22:51,360
چرا نه؟

315
00:22:51,410 --> 00:22:54,363
‫خب، ظاهرا ارگوتی که روی چاودار
‫رشد می‌کنه خیلی قویه،

316
00:22:54,413 --> 00:22:56,407
‫ولی خیلی هم حساسه و زود از بین می‌ره.

317
00:22:56,457 --> 00:22:58,159
‫تقریبا غیرممکنه یه فروشنده

318
00:22:58,209 --> 00:22:59,869
‫توی گاراژ خونه پدر و مادرش پرورشش بده.

319
00:22:59,919 --> 00:23:02,288
‫ولی توی یه آزمایشگاه زیرزمینی با دمای کنترل‌شده...

320
00:23:02,338 --> 00:23:05,132
‫دقیقا. آره، این قضیه‌اش فرق می‌کنه.

321
00:23:07,468 --> 00:23:09,503
‫دوباره نورا یورکه.
‫هی بهم زنگ می‌زنه

322
00:23:09,553 --> 00:23:11,222
‫حسابی ترسیده.

323
00:23:11,847 --> 00:23:13,632
‫به پلیس زنگ زده.

324
00:23:13,682 --> 00:23:15,843
‫کی می‌خوایم بهش بگیم شوهرش مرده؟

325
00:23:15,893 --> 00:23:18,137
‫نمی‌تونیم. اگه بهش بگیم،
‫پلیس شروع می‌کنه سوال پرسیدن

326
00:23:18,187 --> 00:23:20,431
‫نیلی هم به‌عنوان مظنون وارد ماجرا می‌شه.

327
00:23:20,481 --> 00:23:23,476
‫باید وقتی بفهمه که جسدش توی دریاچه میشیگان

328
00:23:23,526 --> 00:23:25,611
‫یا یه سطل زباله توی وست لوپ پیدا بشه.

329
00:23:26,195 --> 00:23:28,230
‫ببین، می‌دونم سخته، ولی به گفته خودتون،

330
00:23:28,280 --> 00:23:31,108
‫نصف اداره دیدن یورک و نیلی
‫چطور به جون هم افتاده بودن.

331
00:23:31,158 --> 00:23:32,443
‫این یعنی انگیزه.

332
00:23:32,493 --> 00:23:34,069
‫تازه، الان کف خونه‌ش پر از دی‌اِن‌اِی اون مَرده،

333
00:23:34,119 --> 00:23:36,238
‫یعنی قیافه‌ش داد می‌زنه گناهکاره.

334
00:23:36,288 --> 00:23:38,991
‫شاید دقیقا همینو می‌خواستن.

335
00:23:39,041 --> 00:23:40,868
‫یه قتل و خودکشی، که همه‌چی رو تموم کنن.

336
00:23:40,918 --> 00:23:44,463
‫به هر حال، ما اصلا نمی‌تونیم بگیم
‫می‌دونیم اون مرد چطور مرده.

337
00:23:45,881 --> 00:23:48,676
‫راستی، کلید خونه.

338
00:23:52,471 --> 00:23:53,964
‫ممنون.

339
00:23:54,014 --> 00:23:56,800
‫یه دیلم و چکش بردار،
‫کف خونه‌شو بکن و چوب‌ها رو دور بریز.

340
00:23:56,850 --> 00:23:58,677
‫این منو شریک جرم قتل می‌کنه.

341
00:23:58,727 --> 00:24:02,348
‫پلیس هنوز ازش خبر نداره،
‫پس دخالتی توی تحقیقات نیست.

342
00:24:02,398 --> 00:24:05,184
‫فقط چوب‌ها رو بریز توی کیسه زباله،

343
00:24:05,234 --> 00:24:07,228
‫چندتا آجر بنداز توش و بندازش توی رودخونه.

344
00:24:07,278 --> 00:24:10,189
‫- اونجا یه نفر رو کشتن.
‫- آره، همین باعث می‌شه امن باشه.

345
00:24:10,239 --> 00:24:11,899
‫دیگه به صحنه قتل برنمی‌گردن،

346
00:24:11,949 --> 00:24:13,943
‫و می‌دونن نیلی هم اونجا برنمی‌گرده.

347
00:24:13,993 --> 00:24:16,203
‫هیچ‌کس حواسش به ساختمون نیست.
‫چیزی نمی‌شه.

348
00:24:27,673 --> 00:24:29,925
‫اون فقط خونه رو تمیز می‌کنه،
‫بقیه‌ش گردن منه.

349
00:24:31,885 --> 00:24:33,512
‫چطور گردن توئه؟

350
00:24:35,514 --> 00:24:38,842
‫من بودم که بعد از قتل تامی
‫این‌همه سر و صدا راه انداختم.

351
00:24:38,892 --> 00:24:41,011
‫من بودم که این‌قدر پیِ قضیه رو گرفتم

352
00:24:41,061 --> 00:24:43,222
‫تا یورک ترسید و اومد به خونه‌ام.

353
00:24:43,272 --> 00:24:45,691
‫خونه‌ای که توش جان داد و مُرد.

354
00:24:46,400 --> 00:24:47,985
‫مرگش تقصیر منه.

355
00:24:55,492 --> 00:25:00,372
‫خب... تو که جوزف تیلمان نیستی.

356
00:25:02,041 --> 00:25:03,200
‫کی؟

357
00:25:03,250 --> 00:25:04,868
‫یه دامپزشک بود

358
00:25:04,918 --> 00:25:09,206
‫که به یه پیرزن مهربون گفت
‫اگه به گاوش نمک اپسوم بده و درمانش کنه،

359
00:25:09,256 --> 00:25:11,925
‫یبوست گاوش خوب می‌شه.

360
00:25:12,593 --> 00:25:16,296
‫ولی اون ترکیب دِیزی رو اون‌قدر مریض کرد
‫که شروع کرد

361
00:25:16,346 --> 00:25:19,808
‫به لگد زدن و فانوس رو انداخت
‫و نصف شیکاگو رو به آتیش کشید.

362
00:25:20,809 --> 00:25:23,395
‫ولی جوزف تیلمان باعث
‫آتش‌سوزی بزرگ شیکاگو نشد.

363
00:25:24,480 --> 00:25:26,223
‫صدها چیز دیگه باعثش شد.

364
00:25:26,273 --> 00:25:29,393
‫معمارهایی که اجازه دادن
‫نصف شهر رو با چوب بسازن،

365
00:25:29,443 --> 00:25:32,946
‫خشکسالی طولانی،
‫کمبود امکانات آتش‌نشانی.

366
00:25:34,031 --> 00:25:35,908
‫ولی می‌دونی تقصیر کی نبود؟

367
00:25:36,575 --> 00:25:38,202
‫جوزف تیلمان.

368
00:25:38,952 --> 00:25:41,447
‫چون چند نفر که غیرقانونی ورق بازی می‌کردن،

369
00:25:41,497 --> 00:25:43,240
‫فانوس رو انداختن.

370
00:25:43,290 --> 00:25:47,703
‫روزنامه‌ها هم برای تحریک نفرت از ایرلندی‌ها،
‫تقصیر رو گردن اولیری و گاوش انداختن.

371
00:25:47,753 --> 00:25:49,588
‫اون زن بیچاره رو هم از شهر فراری دادن.

372
00:25:50,422 --> 00:25:53,050
‫دیدی؟ گفتم که تقصیر تیلمان نبود.

373
00:25:56,220 --> 00:25:58,714
‫اصلا دامپزشکی به اسم جوزف تیلمان
‫وجود نداشت، مگه نه؟

374
00:25:58,764 --> 00:26:01,642
‫آخه خیلی تصادف عجیبی می‌شد،
‫چون همین الان از خودم درآوردمش.

375
00:26:06,355 --> 00:26:07,481
‫ممنونم.

376
00:26:08,732 --> 00:26:10,692
‫بابت کاری که امشب برام کردی.

377
00:26:12,945 --> 00:26:16,865
‫من راحت نمی‌ترسم، ولی اون قضیه...

378
00:26:20,410 --> 00:26:23,830
‫هی، گفتم که هواتو دارم.

379
00:26:28,877 --> 00:26:30,537
‫زودباش، شب سختی بود.

380
00:26:30,587 --> 00:26:33,465
‫- خیلی‌خب، بیا بریم یه غذایی بخوریم...
‫- بهم دست نزن.

381
00:26:35,884 --> 00:26:37,761
‫فرانسیس! فرانسیس!

382
00:26:39,471 --> 00:26:40,756
‫اون پایین چی دیدی؟

383
00:26:40,806 --> 00:26:42,549
‫می‌خوام به حرفام گوش کنی.

384
00:26:42,599 --> 00:26:45,594
‫اون یه شیطان‌صفت بود!
‫دیگه هیچوقت نمی‌ذارم کسی بهت دست بزنه!

385
00:26:45,644 --> 00:26:47,596
‫دیگه هیچوقت کسی بهت دست نمی‌زنه! فهمیدی؟

386
00:26:47,646 --> 00:26:50,516
‫هیچوقت کسی بهت دست نمی‌زنه! هرگز!

387
00:26:50,566 --> 00:26:53,193
‫می‌شنوی؟ هرگز!

388
00:26:55,529 --> 00:26:57,940
‫هیچوقت کسی بهت دست نمی‌زنه!

389
00:26:57,990 --> 00:27:00,575
‫می‌شنوی؟ هرگز!

390
00:27:02,995 --> 00:27:04,246
‫متاسفم!

391
00:27:05,455 --> 00:27:07,157
‫خیلی‌خب، من...

392
00:27:07,207 --> 00:27:09,126
‫خوبی؟ فقط می‌خواستم موبایلم رو بردارم.

393
00:27:11,712 --> 00:27:13,213
‫متاسفم.

394
00:27:14,506 --> 00:27:16,208
‫باید با پدرم حرف بزنم.

395
00:27:16,258 --> 00:27:17,551
‫من...متاسفم.

396
00:27:39,531 --> 00:27:41,650
‫کجا بودی؟
‫گفتی قراره انبار رو بررسی کنی.

397
00:27:41,700 --> 00:27:43,694
‫خب، داشتم برای زندگیم می‌جنگیدم.

398
00:27:43,744 --> 00:27:45,570
‫باشه؟ به هادسون بگو
‫تمام پلیس‌های شیکاگو رو بریزه اینجا.

399
00:27:45,620 --> 00:27:46,655
‫باید همین الان...

400
00:27:46,705 --> 00:27:48,865
‫- در اینجا رو تخته کنیم.
‫- آروم‌تر. چه خبر شده؟

401
00:27:48,915 --> 00:27:51,910
‫منو انداختن توی یه گودال آتیش، پر از تکه‌های بدن.

402
00:27:51,960 --> 00:27:53,620
‫بدن انسان، دختر.

403
00:27:53,670 --> 00:27:55,789
‫خدایا. باید بیاریمت بیرون.

404
00:27:55,839 --> 00:27:57,958
‫وسایلت رو جمع کن، هر فیلمی...

405
00:27:58,008 --> 00:27:59,543
‫از جنازه‌ها و کوره‌ داری بردار،

406
00:27:59,593 --> 00:28:01,086
‫- من سعی می‌کنم...
‫- صبر کن.

407
00:28:01,136 --> 00:28:02,629
‫هیچ فیلمی ضبط نکردم.

408
00:28:02,679 --> 00:28:03,880
‫هیچی ضبط نکردی؟

409
00:28:03,930 --> 00:28:06,091
‫- دختر، فقط سعی داشتم فرار کنم.
‫- عیب نداره.

410
00:28:06,141 --> 00:28:08,677
‫- یه راه دیگه پیدا می‌کنیم. ما...
‫- راه دیگه برای چی؟

411
00:28:08,727 --> 00:28:09,761
‫می‌دونی که حاضرم شهادت بدم.

412
00:28:09,811 --> 00:28:12,514
‫حاضرم به پنجاه تا انجیل قسم بخورم
‫که هرچی دیدم رو بگم.

413
00:28:12,564 --> 00:28:14,182
‫اشکالی نداره.
‫هر کاری از دستت برمیومد کردی.

414
00:28:14,232 --> 00:28:17,019
‫- این یعنی چی؟
‫- یعنی مدرکی نداریم.

415
00:28:17,069 --> 00:28:18,854
‫- فقط حرف توئه.
‫- باشه.

416
00:28:18,904 --> 00:28:20,939
‫آره، آره، باشه. پس شهادت می‌دم.

417
00:28:20,989 --> 00:28:23,942
‫کینو، چند بار بازداشت شدی؟

418
00:28:23,992 --> 00:28:27,496
‫هیچ قاضی‌ای فقط با تکیه به حرف تو،
‫برای بازرسی یه ملک خصوصی حکم صادر نمی‌کنه.

419
00:28:28,622 --> 00:28:30,115
‫باب و کارول لعنتی.

420
00:28:30,165 --> 00:28:31,450
‫باب و کارول کی‌ان؟

421
00:28:31,500 --> 00:28:34,211
‫اسم‌هایی که برای پدر و مادر عوضیم
‫که هیچ‌وقت ندیدمشون گذاشتم.

422
00:28:35,295 --> 00:28:37,539
‫باب و کارول لعنتی. منو به دنیا آوردن و ول کردن

423
00:28:37,589 --> 00:28:41,543
‫و فرستادنم دنبال یه زندگی توی مراکز دولتی،
‫خونه‌های گروهی و کانون اصلاح و تربیت،

424
00:28:41,593 --> 00:28:44,212
‫و وقتی از اونجا بیرون اومدم، آره، مجبور بودم
‫برای زنده موندن توی خیابون دروغ بگم.

425
00:28:44,262 --> 00:28:47,924
‫یکی دو تا کلاهبرداری هم کردم.
‫خیلی بهتر از کارهاییه که خیلی‌های دیگه می‌کنن.

426
00:28:47,974 --> 00:28:50,218
‫نه، ولی چون برای گذروندن زندگی
‫هر کاری از دستم برمیومد کردم،

427
00:28:50,268 --> 00:28:51,928
‫آخرش سر از یه گودال پر از تکه‌های بدن درآوردم

428
00:28:51,978 --> 00:28:53,597
‫و حالا وقتی ازشون حرف می‌زنم،
‫هیچ‌کس باورم نمی‌کنه.

429
00:28:53,647 --> 00:28:56,274
‫یعنی حرف‌هایی که از دهنم درمیاد،
‫عملا هیچ ارزشی نداره، داداش.

430
00:28:57,776 --> 00:28:59,603
‫همه‌ش تقصیر باب و کاروله.

431
00:28:59,653 --> 00:29:00,854
‫با این حال،

432
00:29:00,904 --> 00:29:02,189
‫من حرفت رو باور می‌کنم.

433
00:29:02,239 --> 00:29:03,482
‫حرفت برای من به اندازه

434
00:29:03,532 --> 00:29:05,817
‫حرف هر کس دیگه‌ای ارزش داره.

435
00:29:05,867 --> 00:29:07,611
‫آره.

436
00:29:07,661 --> 00:29:10,071
‫- ممنون.
‫- ولی اگه دارن آدما رو تکه‌تکه می‌کنن

437
00:29:10,121 --> 00:29:13,033
‫و می‌سوزونن، این قضیه دیگه
‫برای تو خیلی بزرگ شده.

438
00:29:13,083 --> 00:29:14,868
‫به نیلی و هادسون میگم.
‫اونا می‌خوان پرونده‌شون رو پیش ببرن،

439
00:29:14,918 --> 00:29:17,078
‫ولی نه به قیمت جون تو.

440
00:29:17,128 --> 00:29:18,622
‫باید از اینجا بیرون بیاریمت.

441
00:29:18,672 --> 00:29:21,041
‫فردا بازار کشاورزهاست؟

442
00:29:21,091 --> 00:29:23,251
‫من مسئولش نیستم و اونا هم برای کارآموزها

443
00:29:23,301 --> 00:29:25,086
‫توی کارهای خارج از محل
خیلی سخت‌گیرن، می‌دونی؟

444
00:29:25,136 --> 00:29:27,005
‫باید تلاش خودتو بکنی.
‫شاید این تنها فرصتت باشه.

445
00:29:27,055 --> 00:29:28,215
‫هی، مندی فردا توی بازار کار می‌کنه.

446
00:29:28,265 --> 00:29:29,674
‫اگه بتونم یه راهی برای ورود پیدا کنم،

447
00:29:29,724 --> 00:29:31,051
‫- می‌تونی هر دومون رو سوار کنی.
‫- هر دوتون؟

448
00:29:31,101 --> 00:29:32,886
‫کینو، بیرون آوردن خودت کار سختیه...

449
00:29:32,936 --> 00:29:34,471
‫نه، بدون اون نمی‌رم.

450
00:29:34,521 --> 00:29:36,565
‫نمی‌ذارم سرنوشتش بشه
‫یه کیسه پر از تکه‌های بدن.

451
00:29:37,649 --> 00:29:39,351
‫باشه. باشه. بیارش.

452
00:29:39,401 --> 00:29:41,561
‫ولی مراقب باش.

453
00:29:41,611 --> 00:29:44,864
‫باشه؟ شجاع بودن به این معنی نیست
‫که آسیب نمی‌بینی.

454
00:29:45,448 --> 00:29:47,033
‫باشه، مراقبم.

455
00:29:49,369 --> 00:29:50,537
‫یه چیز دیگه، رنه.

456
00:29:51,621 --> 00:29:53,281
‫مرسی ازت.

457
00:29:53,331 --> 00:29:54,866
‫آره.

458
00:29:54,916 --> 00:29:56,618
‫فردا.
‫یادت نره.

459
00:29:56,668 --> 00:29:58,169
‫منتظرت می‌مونم.

460
00:30:13,727 --> 00:30:15,804
‫فرانسیس.

461
00:30:15,854 --> 00:30:16,980
‫سلام، بابا.

462
00:30:17,689 --> 00:30:19,649
‫انتظارشو نداشتم امروز ببینمت.

463
00:30:20,734 --> 00:30:24,154
‫ازت می‌خوام کمکم کنی
‫یه سری چیزا رو درک کنم.

464
00:30:26,197 --> 00:30:28,241
‫و می‌خوام حقیقت رو بگی.

465
00:30:30,952 --> 00:30:34,239
‫از وقتی که اون عکس خودم و تامی رو پیدا کردم،

466
00:30:34,289 --> 00:30:36,082
‫کارنامه...

467
00:30:37,876 --> 00:30:40,086
‫خاطراتم دارن برمی‌گردن...

468
00:30:41,796 --> 00:30:43,465
‫یادمه...

469
00:30:49,929 --> 00:30:51,881
‫شبی رو یادمه که با دو همکار سابق پلیست

470
00:30:51,931 --> 00:30:54,017
‫که باهاشون کار می‌کردی،
‫توی زیرزمین خونه بودین.

471
00:30:55,101 --> 00:30:57,103
‫یادم نمیاد به موتورخونه رفته باشم.

472
00:30:59,898 --> 00:31:02,309
‫بابا، من حرفی از موتورخونه نزدم.

473
00:31:02,359 --> 00:31:04,110
‫گفتم زیرزمین.

474
00:31:04,944 --> 00:31:08,198
‫ولی هم خودت و هم من واضح یادمونه
‫که به موتورخونه هم رفتی.

475
00:31:08,907 --> 00:31:12,610
‫یادمه سه‌تایی اون پایین بودید
‫و یه مَردی رو می‌زدید.

476
00:31:12,660 --> 00:31:14,662
‫خاطراتت درست کار نمی‌کنن.

477
00:31:16,539 --> 00:31:18,700
‫به‌عنوان یه کاراگاه باید خودت اینو بدونی.

478
00:31:18,750 --> 00:31:20,869
‫دیدمت که داری می‌کشیش.

479
00:31:20,919 --> 00:31:24,831
‫بس کن.
‫همینجا دیگه بس کن.

480
00:31:24,881 --> 00:31:26,458
‫توی این ماجرا دخالت نکن.

481
00:31:26,508 --> 00:31:30,261
‫می‌دونم چیزی که دیدم واقعی بود
‫چون با تمام وجودم حسش کردم.

482
00:31:31,054 --> 00:31:33,173
‫یادمه وحشت کرده بودم.

483
00:31:33,223 --> 00:31:35,717
‫یادم میاد دیدم بدنش شل شد.

484
00:31:35,767 --> 00:31:39,938
‫یادمه تو بهم گفتی...

485
00:31:42,190 --> 00:31:44,692
‫«دیگه هیچوقت کسی بهت دست نمی‌زنه.»

486
00:31:46,611 --> 00:31:48,938
‫چرا باید چنین چیزی بهم بگی؟

487
00:31:48,988 --> 00:31:50,356
‫سرم داد بزنی؟

488
00:31:50,406 --> 00:31:51,691
‫من هرگز چنین چیزی نگفتم.

489
00:31:51,741 --> 00:31:53,660
‫تو حق نداشتی اینکارو بکنی.

490
00:31:54,661 --> 00:31:56,996
‫پس اینقدر انکارش نکن.

491
00:31:58,915 --> 00:32:02,252
‫گفتی و جواب داد.

492
00:32:03,461 --> 00:32:05,622
‫به خواسته‌ت رسیدی.

493
00:32:05,672 --> 00:32:07,799
‫دیگه کسی نتونست بهم دست بزنه.

494
00:32:09,592 --> 00:32:12,303
‫نتونستم با کسی دست بدم.

495
00:32:13,012 --> 00:32:17,642
‫هیچوقت نتونستم با کسی وارد رابطه بشم.

496
00:32:18,852 --> 00:32:22,263
‫دیشب یه پسری نزدیکم شد...
‫پسری که ازش خوشم میاد،

497
00:32:22,313 --> 00:32:24,816
‫و من فقط سرش داد کشیدم.

498
00:32:27,235 --> 00:32:31,114
‫اصلا می‌دونی چقدر تنهام؟

499
00:32:32,866 --> 00:32:35,318
‫کل زندگیم تنها بودم.

500
00:32:35,368 --> 00:32:38,121
‫- من کنارت بودم.
‫- این کافی نبود.

501
00:32:38,830 --> 00:32:41,541
‫توی بستر مرگم این حرفا رو اومدی بزنی؟

502
00:32:42,834 --> 00:32:44,911
‫منو قاتل خطاب کنی؟

503
00:32:44,961 --> 00:32:46,788
‫منو مقصر مشکل خودت بدونی؟

504
00:32:46,838 --> 00:32:49,382
‫من حقمه حقیقت رو بدونم.

505
00:32:50,592 --> 00:32:53,344
‫- تو اینکارو باهام کردی.
‫- برو بیرون.

506
00:32:54,846 --> 00:32:58,182
‫برو بیرون و دروغ‌هاتم با خودت ببر.

507
00:33:00,727 --> 00:33:03,479
‫بابا، من هیچ دروغی ندارم.

508
00:33:05,189 --> 00:33:07,817
‫ولی تو رو با دروغ‌هات تنها می‌ذارم.

509
00:33:24,751 --> 00:33:26,911
‫- رنه.
‫- کینو تماس گرفت.

510
00:33:26,961 --> 00:33:28,630
‫اصلا وضعیت خوب نیست.

511
00:33:43,811 --> 00:33:46,723
‫اه، هی، جودیت.
‫شرمنده، میگم مندی رو ندیدی؟

512
00:33:46,773 --> 00:33:47,932
‫چطور؟

513
00:33:47,982 --> 00:33:49,767
‫می‌خواستم ببینم فردا واسه

514
00:33:49,817 --> 00:33:51,185
‫بازار کشاورزان کمک نیاز داره؟

515
00:33:51,235 --> 00:33:54,647
‫خب، تو در جایگاهی نیستی که
‫برای خودت ماموریت تعیین کنی.

516
00:33:54,697 --> 00:33:56,983
‫بهشون می‌گن مأموریت،
‫چون بهت محولش می‌کنن.

517
00:33:57,033 --> 00:33:58,609
‫می‌دونی، خودم می‌دونم
‫و کاملا حق داری.

518
00:33:58,659 --> 00:34:02,488
‫فقط...می‌دونی، واقعا می‌خوام تا جایی که می‌شه،

519
00:34:02,538 --> 00:34:04,365
‫همه کارهای مزرعه رو یاد بگیرم و تجربه کسب کنم

520
00:34:04,415 --> 00:34:06,034
‫واقعا می‌خوام شاگرد بشم

521
00:34:06,084 --> 00:34:08,411
‫و از شر این عنوان کارآموزی
‫خلاص بشم، می‌دونی؟

522
00:34:08,461 --> 00:34:09,495
‫باشه، حله.

523
00:34:09,545 --> 00:34:10,830
‫فردا صبح کنار ون باش.

524
00:34:10,880 --> 00:34:13,333
‫زمان حرکت رو از روی برنامه چک کن.

525
00:34:13,383 --> 00:34:14,717
‫می‌تونی جای مندی رو بگیری.

526
00:34:17,178 --> 00:34:18,838
‫وایسا، وایسا، صبر کن.

527
00:34:18,888 --> 00:34:20,340
‫مندی دیگه قرار نیست توی بازار کار کنه؟

528
00:34:20,390 --> 00:34:22,675
‫نه، کینو، مندی دیگه اینجا نیست.

529
00:34:22,725 --> 00:34:24,469
‫امروز صبح به مزرعه خواهر رفت تا با خدمت به پروژه،

530
00:34:24,519 --> 00:34:28,014
‫مسیرش برای رسیدن به روشن‌بینی رو ادامه بده.

531
00:34:28,064 --> 00:34:32,318
‫حالا اگه اجازه بدی، دیگه به سوال‌های
‫یه کارآموز جواب نمی‌دم.

532
00:34:41,911 --> 00:34:43,696
‫خوبی؟

533
00:34:43,746 --> 00:34:46,032
‫از رنه یه تماس نگران‌کننده داشتم.

534
00:34:46,082 --> 00:34:48,876
‫آره، با منم تماس گرفت.
‫اوضاع داره بی‌ریخت میشه.

535
00:34:51,587 --> 00:34:53,214
‫اوضاع با پدرت چطور پیش رفت؟

536
00:34:54,882 --> 00:34:56,793
‫پیرمرده قصد داره رازهاشو با
‫خودش به گور ببره.

537
00:34:56,843 --> 00:34:58,127
‫چه رازی؟

538
00:34:58,177 --> 00:34:59,754
‫نمی‌دونم.

539
00:34:59,804 --> 00:35:01,722
‫یه اتفاقی از دوران کودکیم.

540
00:35:03,432 --> 00:35:05,101
‫قبلا بهت دروغ گفتم.

541
00:35:06,185 --> 00:35:10,348
‫وقتی چیزخور شده بودم،
‫یه خاطراتی از دوران بچگیم دیدم.

542
00:35:10,398 --> 00:35:12,975
‫گذشته‌م رو مثل یه فیلم تلویزیونی می‌دیدم.

543
00:35:13,025 --> 00:35:14,360
‫خیلی واضح بود.

544
00:35:16,821 --> 00:35:19,857
‫پیرس وودرو رفته توی سرم و مثل یه موش کثیف
‫توی شیروانی،

545
00:35:19,907 --> 00:35:22,235
‫داره مغزم رو می‌جوه.

546
00:35:22,285 --> 00:35:24,912
‫- داره همه‌چی رو به هم می‌ریزه.
‫- خیلی سختیا کشیدی.

547
00:35:26,205 --> 00:35:27,615
‫بذار خودم به این قضیه رسیدگی کنم.

548
00:35:27,665 --> 00:35:29,909
‫پیرس رو پیدا می‌کنم و میارمش اداره.

549
00:35:29,959 --> 00:35:31,869
‫نه.

550
00:35:31,919 --> 00:35:34,664
‫واسه هرکی که کار می‌کنه،
‫چپ و راست داره آدم می‌کشه.

551
00:35:34,714 --> 00:35:37,542
‫حتی اگه با مشعل برقی کف پاش رو بسوزونیم،
‫پیرس هیچی بهمون نمی‌گه.

552
00:35:37,592 --> 00:35:39,135
‫پس نقشه‌ات چیه؟

553
00:35:40,469 --> 00:35:43,097
‫همون‌طور که اون وارد ذهن من شد،
‫منم وارد ذهن اون می‌شم.

554
00:36:00,948 --> 00:36:02,867
‫چی؟

555
00:36:04,867 --> 00:36:14,867
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M