1
00:00:03,000 --> 00:00:08,000
‫«ترجمه از آرام متین»

2
00:00:09,000 --> 00:00:19,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:00:29,600 --> 00:00:32,800
‫من رو ببخش، پدر، مرتکب گناه شدم.

4
00:00:33,200 --> 00:00:36,000
‫من رو ببخش، خانم، منم همینطور.

5
00:00:36,680 --> 00:00:38,790
‫- تو کی هستی؟
‫- اطلاعات دارم.

6
00:00:38,840 --> 00:00:42,150
‫- بگو ببینم.
‫- محکم بشین، عزیزم.

7
00:00:42,200 --> 00:00:46,670
‫و اگه کلاه سرته،
‫پیشنهاد می‌کنم اونم محکم بگیری.

8
00:00:46,720 --> 00:00:48,720
‫آماده‌م.

9
00:00:49,120 --> 00:00:53,600
‫انفجار دیروز کار یه آدمکش استرالیایی بود.

10
00:00:53,640 --> 00:00:55,120
‫آره.

11
00:00:59,920 --> 00:01:01,990
‫- همین؟
‫- می‌دونستی؟

12
00:01:02,040 --> 00:01:03,550
‫آره. می‌دونستم.

13
00:01:03,600 --> 00:01:05,680
‫- خب...
‫- واقعا همین بود؟

14
00:01:06,480 --> 00:01:08,480
‫- معلومه که نه.
‫- باشه.

15
00:01:09,240 --> 00:01:11,240
‫یه، آمم...

16
00:01:11,600 --> 00:01:13,600
‫- یه مرد هست.
‫- خب؟

17
00:01:15,080 --> 00:01:16,950
‫نه، راستش همین بود. داشتم...

18
00:01:17,000 --> 00:01:18,510
‫- داشتی از خودت در می‌آوردی.
‫- آره.

19
00:01:18,560 --> 00:01:20,950
‫آره. خدا بگم چیکارت کنه.

20
00:01:21,000 --> 00:01:24,240
‫از دیدنت خوشحال شدم!

21
00:01:26,240 --> 00:01:29,550
‫من رو ببخش، پدر،
‫یه کار خیلی چندش‌آور کردم.

22
00:01:29,600 --> 00:01:31,600
‫من کشیش نیستم. من کشیش نیستم.

23
00:01:38,320 --> 00:01:39,760
‫سواران!

24
00:01:46,280 --> 00:01:48,150
‫مایکل.

25
00:01:48,200 --> 00:01:49,430
‫- مایکل!
‫- من کجام؟

26
00:01:49,480 --> 00:01:51,310
‫دوباره توی بیمارستانی.

27
00:01:51,360 --> 00:01:53,430
‫ای بابا. باید دیگه بیخیال بیمارستان رفتن بشم.

28
00:01:53,480 --> 00:01:55,070
‫تو باید دیگه بیخیال بیمارستان رفتن بشی.

29
00:01:55,120 --> 00:01:57,470
‫نسبت ماموریت رفتنم
‫به بیمارستان رفتنم افتضاحه.

30
00:01:57,520 --> 00:02:01,190
‫خب، صد در صد،
‫دو تا ماموریت داشتی، دو بار بستری شدی.

31
00:02:01,240 --> 00:02:02,710
‫سواران؟

32
00:02:02,760 --> 00:02:05,630
‫مُرد. متاسفم.

33
00:02:05,680 --> 00:02:08,830
‫- چرا کشتنش؟
‫- نمی‌دونیم، ولی، آمم...

34
00:02:08,880 --> 00:02:11,350
‫می‌خوام یه مدت استراحت کنی.
‫برو یه جایی و سرحال شو.

35
00:02:11,400 --> 00:02:13,030
‫می‌خوام مگنوس رو به سزای اعمالش برسونم.

36
00:02:13,080 --> 00:02:16,270
‫- سو گفت از دهکده ورزشکاران رفته.
‫- توی کوله‌پشتیش ردیاب گذاشتم.

37
00:02:16,320 --> 00:02:18,830
‫فقط تا نیم‌مایل جواب میده.
‫تا الان شاید رسیده باشه کانبرا، مایکل.

38
00:02:18,880 --> 00:02:21,400
‫وقتشه که یه کم استراحت کنی
‫مثلا برو ماهیگیری.

39
00:02:21,480 --> 00:02:24,480
‫چمیدونم...
‫نمی‌دونم شما جوون‌ها چی دوست دارید.

40
00:02:29,040 --> 00:02:30,790
‫راستش...

41
00:02:30,840 --> 00:02:33,440
‫همیشه دلم می‌خواست برم به...

42
00:04:10,360 --> 00:04:12,070
‫- چه روز خوبی برای این کاره.
‫- برای چه کاری؟

43
00:04:12,120 --> 00:04:14,430
‫جاسوسی... توی پارک.

44
00:04:14,480 --> 00:04:15,800
‫چی برام داری؟-

45
00:04:16,160 --> 00:04:18,470
‫فکر کنم کنجکاوی بدونی
‫چرا کشوندمت اینجا.

46
00:04:18,520 --> 00:04:20,070
‫فکر کنم چون یه سری اطلاعات داری...

47
00:04:20,120 --> 00:04:21,030
‫یه سری اطلاعاتی دارم.

48
00:04:21,080 --> 00:04:24,070
‫- آره. خب، بهتره این دفعه خوب باشه.
‫- اوهوم.

49
00:04:24,120 --> 00:04:27,790
‫رئیس سازمان اطلاعات استرالیا
‫مردیه به اسم...

50
00:04:27,840 --> 00:04:30,430
‫- دنیس گرین.
‫- دنیس گرین. آره.

51
00:04:30,480 --> 00:04:34,230
‫و شاید برات جالب باشه بدونی
‫که الان تو نیوزیلنده.

52
00:04:34,280 --> 00:04:36,070
‫- اینو می‌دونیم.
‫- اوهوم.

53
00:04:36,120 --> 00:04:39,150
‫توی خونه‌ی یه میلیاردر اقامت داره...

54
00:04:39,200 --> 00:04:42,190
‫- به اسم نورمن وایت...
‫- اینو می‌دونیم.

55
00:04:42,240 --> 00:04:44,600
‫- توی کوئینزتاون.
‫- اینو می‌دونیم.

56
00:04:44,640 --> 00:04:45,350
‫اوهوم.

57
00:04:45,400 --> 00:04:49,550
‫شاید اون دستور ترور
‫وزیر خارجه هند رو داده باشه.

58
00:04:49,600 --> 00:04:51,000
‫داده.

59
00:04:52,200 --> 00:04:55,200
‫- آره.
‫- بهتره ادامه بدی وگرنه به خدا قسم...

60
00:04:56,200 --> 00:04:58,190
‫- آهای؟
‫- سلام.

61
00:04:58,240 --> 00:04:59,870
‫- وای خدای من.
‫- عه! اونو ازم نگیر.

62
00:04:59,920 --> 00:05:00,950
‫این کار غیرحرفه‌ایه.

63
00:05:01,000 --> 00:05:03,630
‫من بیست دقیقه پیاده‌روی کردم،
‫بعد سوار دو تا اتوبوس شدم،

64
00:05:03,680 --> 00:05:07,390
‫بعد دوباره ده دقیقه پیاده‌روی کردم
‫که بیام اینجا تا تو، دوباره،

65
00:05:07,440 --> 00:05:09,910
‫چیزهایی رو بهم بگی
‫که خیلی خوب ازشون خبر دارم.

66
00:05:09,960 --> 00:05:11,750
‫- میشه روزنامه‌م رو پس بدی، لطفا؟
‫- نه.

67
00:05:11,800 --> 00:05:14,400
‫- میشه روزنامه‌م رو پس بدی، لطفا؟
‫- اصلا چرا باید روزنامه داشته باشی؟

68
00:05:14,440 --> 00:05:15,270
‫دوست ندارم مردم من رو نگاه کنن.

69
00:05:15,320 --> 00:05:17,110
‫- چرا؟
‫- چون من جاسوسم!

70
00:05:17,160 --> 00:05:19,350
‫وسط پارک داد نزن «من جاسوسم»!

71
00:05:19,400 --> 00:05:22,390
‫خب، روزنامه من رو نگیر.
‫داشتم می‌خوندمش.

72
00:05:22,440 --> 00:05:24,390
‫داشتی چی می‌خوندی؟

73
00:05:24,440 --> 00:05:26,440
‫- اخبار روز.
‫- وای.

74
00:05:26,960 --> 00:05:31,070
‫دیگه تا وقتی اطلاعاتی نداری
‫که من ندونم، باهام تماس نگیر.

75
00:05:31,120 --> 00:05:33,320
‫عه، پاره‌ش کردی، وحشی...

76
00:05:36,760 --> 00:05:38,760
‫- ممنون.
‫- ممنون.

77
00:05:40,360 --> 00:05:43,390
‫- اون یارو چی گرفت؟
‫- اون تخته تست نوشیدنیه.

78
00:05:43,440 --> 00:05:46,670
‫میشه به منم از اونا بدی، ولی با آب سیب؟

79
00:05:46,720 --> 00:05:49,230
‫- ما فقط یه مدل آب سیب داریم.
‫- برام مهم نیست.

80
00:05:49,280 --> 00:05:51,720
‫پس، برای اینکه مطمئن بشم می‌پرسم،
‫شیش تا لیوان آب سیب می‌خواید؟

81
00:05:51,760 --> 00:05:52,670
‫روی اون تخته چوبی.

82
00:05:52,720 --> 00:05:54,950
‫که همه‌شون هم از یه مدل آب سیب هستن.

83
00:05:55,000 --> 00:05:55,710
‫اوهوم.

84
00:05:55,760 --> 00:05:57,710
‫باشه.

85
00:05:57,760 --> 00:05:59,910
‫- میشه یه سوال ازت بپرسم؟
‫- بپرس.

86
00:05:59,960 --> 00:06:02,830
‫اون هواپیما داشت چی روی انگورها می‌پاشید؟

87
00:06:02,880 --> 00:06:04,910
‫ما هیچ هواپیمایی نداریم.

88
00:06:04,960 --> 00:06:07,560
‫- یعنی از هواپیما استفاده نمی‌کنید؟
‫- ابدا.

89
00:06:08,280 --> 00:06:11,590
‫دو تا سوال دارم.
‫یک، نزدیک‌ترین باند پرواز کجاست؟

90
00:06:11,640 --> 00:06:14,840
‫دو، میشه این
‫آب سیب خوشمزه رو با خودم ببرم؟

91
00:08:35,600 --> 00:08:37,600
‫سورپرایز.

92
00:08:41,120 --> 00:08:45,520
‫می‌دونی، مجبور شدم
‫به پذیرش بگم تو شوهرمنی.

93
00:08:47,240 --> 00:08:48,790
‫این خیلی

94
00:08:48,840 --> 00:08:50,670
‫خنده‌دار و عجیبه.

95
00:08:50,720 --> 00:08:52,870
‫چه فکر خنده‌داری که من شوهرتم.

96
00:08:52,920 --> 00:08:56,790
‫این ایده خیلی عجیب و غریبیه.
‫خیلی خیلی خنده‌داره.

97
00:08:56,840 --> 00:08:58,840
‫بامزه‌ست.

98
00:08:59,480 --> 00:09:02,390
‫آره. ولی...
‫به نظرم اونقدرا هم خنده‌دار نیست.

99
00:09:02,440 --> 00:09:04,240
‫نه، اصلا.

100
00:09:04,720 --> 00:09:07,350
‫- دیگه داره مسخره میشه.
‫- می‌دونم.

101
00:09:07,400 --> 00:09:09,910
‫نمی‌تونم مدام دور کشور
‫پرواز کنم و بیام بیمارستان ملاقاتت.

102
00:09:09,960 --> 00:09:10,750
‫ببخشید، قربان.

103
00:09:10,800 --> 00:09:15,110
‫با دکتر حرف زدم. فکر می‌کنه
‫مقدار زیادی گلایفوسیت خوردی.

104
00:09:15,160 --> 00:09:18,510
‫- اون دیگه چیه، یعنی آب سیب؟
‫- یه علف‌کش خیلی قویه.

105
00:09:18,560 --> 00:09:20,510
‫- تو آب سیبه؟
‫- نه.

106
00:09:20,560 --> 00:09:22,910
‫- تو آب سیب خوردی؟
‫- اوه، آره.

107
00:09:22,960 --> 00:09:26,030
‫خب، از آب سیب نیست.
‫ازش برای کشتن گیاه‌ها استفاده میشه.

108
00:09:26,080 --> 00:09:28,990
‫چرا یکی باید بخواد گیاه‌ها رو بکشه؟
‫اونا خیلی بی‌گناهن.

109
00:09:29,040 --> 00:09:32,910
‫آیا محصولی مصرف کردی که ممکنه
‫برای کشتن گیاه‌ها استفاده شده باشه؟

110
00:09:32,960 --> 00:09:35,070
‫تا جایی که می‌دونم نه.

111
00:09:35,120 --> 00:09:38,560
‫مگر اینکه همون پودر سفیدی باشه
‫که هواپیمای مگنوس داشت

112
00:09:38,600 --> 00:09:39,750
‫روی کل تاکستان‌ها می‌پاشید.

113
00:09:39,800 --> 00:09:42,870
‫- خب، آره. قطعا همون بوده.
‫- نمی‌دونم اون چی بود،

114
00:09:42,920 --> 00:09:46,390
‫ولی جوری گلوم رو سوزوند که نگو.
‫ممکنه همون بوده باشه.

115
00:09:46,440 --> 00:09:49,230
‫- آره. مطمئنا همون بوده.
‫- آره. ممکنه.

116
00:09:49,280 --> 00:09:50,990
‫- قطعا.
‫- شاید.

117
00:09:51,040 --> 00:09:54,240
‫قطعا.
‫قطعا همون بوده.

118
00:09:55,160 --> 00:09:57,160
‫ممنون.

119
00:10:00,200 --> 00:10:02,830
‫خب. هر اطلاعاتی که قراره بهم بگی،

120
00:10:02,880 --> 00:10:05,430
‫به خدا قسم،

121
00:10:05,480 --> 00:10:08,030
‫اگه چیزی باشه که از قبل می‌دونم،

122
00:10:08,080 --> 00:10:12,030
‫اون تابلو رو از دیوار می‌کنم و
‫جوری می‌کوبم تو سرت

123
00:10:12,080 --> 00:10:14,400
‫که مثل شخصیت‌های کارتونی
‫کله‌ت گیر کنه توش.

124
00:10:14,440 --> 00:10:15,150
‫- مفهوم شد؟
‫- آره.

125
00:10:15,200 --> 00:10:15,990
‫- اوهوم.
‫- اوهوم.

126
00:10:16,040 --> 00:10:16,390
‫عالیه.

127
00:10:16,440 --> 00:10:18,440
‫چی برام داری؟

128
00:10:20,760 --> 00:10:24,950
‫نورمن وایت، همون میلیاردری
‫که با سازمان اطلاعات استرالیا رفیقه.

129
00:10:25,000 --> 00:10:27,680
‫- اوهوم.
‫- خب، تولدش...

130
00:10:28,400 --> 00:10:29,630
‫...بیست و چهارم اکتبره.

131
00:10:29,680 --> 00:10:31,680
‫...بیست و چهارم اکتبره.

132
00:10:38,360 --> 00:10:40,470
‫اینو می‌دونستی؟
‫- نه.

133
00:10:40,520 --> 00:10:44,470
‫- عه، واقعا؟
‫- از نظر فنی، من اینو نمی‌دونستم.

134
00:10:44,520 --> 00:10:46,510
‫خب پس. بالاخره موفق شدم!
‫فوق‌العاده‌ست!

135
00:10:46,560 --> 00:10:48,040
‫با این اوصاف...

136
00:10:48,560 --> 00:10:52,470
‫- خبر مرگمون چرا باید اینو بدونیم؟
‫- دور از جونتون.

137
00:10:52,520 --> 00:10:55,950
‫- اون روز خاصشه، بیست و چهارم اکتبر.
‫- اطلاعات به درد نخوریه.

138
00:10:56,000 --> 00:10:58,310
‫نگفتی که باید اطلاعاتم مفید باشه.

139
00:10:58,360 --> 00:11:00,830
‫گفتی باید اطلاعاتی باشه
‫که ما از قبل نمی‌دونستیم.

140
00:11:00,880 --> 00:11:02,870
‫اوهوم. فکر کنم گفتم.

141
00:11:02,920 --> 00:11:06,070
‫دارم از هیجان می‌ترکم.
‫دارم از هیجان می‌ترکم.

142
00:11:06,120 --> 00:11:07,790
‫- این یه جور قراره؟
‫- چی؟

143
00:11:07,840 --> 00:11:08,400
‫هوم؟

144
00:11:08,640 --> 00:11:09,800
‫- این... این یه جور قراره...
‫- نه.

145
00:11:09,840 --> 00:11:10,790
‫- با گالری هنری؟

146
00:11:10,840 --> 00:11:12,840
‫- نه.
‫- نه.

147
00:11:14,120 --> 00:11:18,320
‫- می‌تونم به مردم بگم این یه جور قرار بود؟
‫- اصلا و ابدا.

148
00:11:22,220 --> 00:11:32,220
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

149
00:11:36,120 --> 00:11:38,910
‫- صبح بخیر!
‫- آخ. اوه.

150
00:11:38,960 --> 00:11:43,070
‫- وای خدای من. ببخشید.
‫- اشکالی نداره. در هرصورت میل نداشتم.

151
00:11:43,120 --> 00:11:45,870
‫فورا بفرستش بیاد تو.
‫نذار مخت رو بزنه.

152
00:11:45,920 --> 00:11:47,070
‫من مخش رو نمی‌زنم.

153
00:11:47,120 --> 00:11:49,310
‫- من مخت رو نمی‌زنم.
‫- تا دکمه رو نزنم

154
00:11:49,360 --> 00:11:50,430
‫صدات رو نمی‌شنوه.

155
00:11:50,480 --> 00:11:52,030
‫- اوه.
‫- می‌خوای بزنمش؟

156
00:11:52,080 --> 00:11:53,080
‫- آره، لطفا.

157
00:11:55,920 --> 00:11:57,430
‫سلام.

158
00:11:57,480 --> 00:11:59,880
‫چیکار می‌کنی؟ بیا تو.

159
00:12:01,560 --> 00:12:03,560
‫باشه.

160
00:12:05,080 --> 00:12:09,470
‫وایسا. قبل از اینکه بری،
‫فقط می‌خواستم یه چیزی بگم.

161
00:12:09,520 --> 00:12:12,470
‫اون روز، پرسیدی می‌خوام
‫باهات بیام سینما یا نه،

162
00:12:12,520 --> 00:12:16,470
‫و من گفتم نمی‌تونم چون نامزد دارم.

163
00:12:16,520 --> 00:12:19,110
‫خب، اون در واقع باهام بهم زد.

164
00:12:19,160 --> 00:12:23,440
‫پس... الان می‌تونم باهات بیام سینما.

165
00:12:24,080 --> 00:12:26,430
‫- اوه.
‫- دیگه نمی‌خوای بریم؟

166
00:12:26,480 --> 00:12:28,310
‫اوه نه. موضوع این نیست.

167
00:12:28,360 --> 00:12:31,870
‫- موضوع اینه که یه زن هست که...
‫- نامزد داری.

168
00:12:31,920 --> 00:12:33,750
‫- اون گفت من شبیه سیبم.
‫- اشکالی نداره.

169
00:12:33,800 --> 00:12:36,350
‫- اون اونجوری نیست که...
‫- فکر کنم بهتره بری تو.

170
00:12:36,400 --> 00:12:38,400
‫مایکل!

171
00:12:38,880 --> 00:12:40,960
‫باید... باید برم تو.

172
00:12:43,200 --> 00:12:46,590
‫اول از همه، تبریک میگم به اندرسون
‫بابت بردن مدال برنز.

173
00:12:46,640 --> 00:12:48,150
‫- ممنون.
‫- آره. در واقع

174
00:12:48,200 --> 00:12:49,030
‫تو ماموریت کمک نکرد،

175
00:12:49,080 --> 00:12:51,510
‫- ولی همه‌مون بهش افتخار می‌کنیم.
‫- ممنون.

176
00:12:51,560 --> 00:12:56,230
‫خب، بریم سر اصل مطلب.
‫استرالیایی‌ها دارن انگورهامون رو مسموم می‌کنن.

177
00:12:56,280 --> 00:12:58,440
‫- چی؟
‫- می‌دونم. اول از همه، وزیر

178
00:12:58,480 --> 00:12:59,910
‫خارجه هند رو کشتن،

179
00:12:59,960 --> 00:13:02,550
‫- و حالا دارن انگورهامون رو می‌کشن.
‫- چرا؟

180
00:13:02,600 --> 00:13:04,590
‫این دقیقا همون چیزیه که باید بفهمیم.

181
00:13:04,640 --> 00:13:06,190
‫یکی از نیروهام به اسم مارک پشت خطه.

182
00:13:06,240 --> 00:13:08,750
‫اون برای سازمان
‫محیط زیست نیوزیلند کار می‌کنه.

183
00:13:08,800 --> 00:13:12,670
‫می‌خوام بیارمش روی تلفن تصویری.

184
00:13:12,720 --> 00:13:14,920
‫مارک...

185
00:13:17,720 --> 00:13:19,630
‫- این دیگه چیه؟
‫- تلفن تصویری.

186
00:13:19,680 --> 00:13:22,080
‫- ببخشید، قراره چه اتفاقی بیفته؟
‫- خب، تلفن تصویریه دیگه.

187
00:13:22,120 --> 00:13:22,830
‫- آره.

188
00:13:22,880 --> 00:13:25,270
‫- مثل تلفنه، فقط تصویر داره.
‫- تلفن تصویری.

189
00:13:25,320 --> 00:13:26,240
‫- باشه.
‫- تصویر داره.

190
00:13:26,280 --> 00:13:26,550
‫آره.

191
00:13:26,600 --> 00:13:27,160
‫تصویر چی؟

192
00:13:27,200 --> 00:13:28,750
‫تصویر کسی که داری باهاش حرف می‌زنی.

193
00:13:28,800 --> 00:13:30,750
‫توی این مورد، مارک‌ـه.

194
00:13:30,800 --> 00:13:32,360
‫- من هیچی نمی‌بینم.
‫- نه.

195
00:13:32,400 --> 00:13:34,150
‫ آهان، بالاش دوربین داره.

196
00:13:34,200 --> 00:13:37,390
‫- اوه. پس مارک تلفن تصویری داره.
‫- خب، چه ربطی داره؟

197
00:13:37,440 --> 00:13:39,270
‫خب، واسه اینکه ما بتونیم
‫تصویر رو بگیریم، مارک هم باید

198
00:13:39,320 --> 00:13:41,070
‫یه دوربین توی تلفنش داشته باشه.

199
00:13:41,120 --> 00:13:44,270
‫نکته خوبی بود.

200
00:13:44,320 --> 00:13:45,670
‫- مارک.
‫- عه، عرض ارادت.

201
00:13:45,720 --> 00:13:46,230
‫باشه.

202
00:13:46,280 --> 00:13:49,510
‫- تلفن تصویری داری؟
‫- نه بابا، تلفن تصویری ندارم.

203
00:13:49,560 --> 00:13:50,590
‫اوه.

204
00:13:50,640 --> 00:13:52,790
‫- تلفن تصویری نداره.
‫- اوووه.

205
00:13:52,840 --> 00:13:55,040
‫مارک، می‌تونی همونی که
‫قبلا بهم گفتی رو دوباره بگی،

206
00:13:55,080 --> 00:13:57,110
‫همون وقتی که ازت پرسیدم واردکننده اصلی

207
00:13:57,160 --> 00:13:59,310
‫- به نیوزیلند کیه؟
‫- آره. نورمن وایت‌ـه.

208
00:13:59,360 --> 00:14:01,310
‫نورمن وایت.

209
00:14:01,360 --> 00:14:05,470
‫ممنون، مارک.
‫همینقدر برام کافی بود.

210
00:14:05,520 --> 00:14:08,830
‫خب، تو دبیرستان
‫باهاش همکلاسی بودم. آره.

211
00:14:08,880 --> 00:14:13,190
‫اسکیت نمایشی؟
‫خدای من، چقدر ناراحت‌کننده. آره.

212
00:14:13,240 --> 00:14:15,430
‫نه، خب، سلام من رو به...

213
00:14:15,480 --> 00:14:16,830
‫به... آره. نه. باشه.

214
00:14:16,880 --> 00:14:19,240
‫خب، باید... باید برم.
‫اینجا با بچه‌ها جلسه دارم.

215
00:14:19,280 --> 00:14:20,360
‫ولی... آره.

216
00:14:21,360 --> 00:14:23,390
‫مارک، میشه دیگه حرف نزنی؟

217
00:14:23,440 --> 00:14:26,120
‫آره. میشه... میشه خفه شی؟

218
00:14:26,440 --> 00:14:30,070
‫میشه خفه شی، لطفا؟
‫مارک، باید برم.

219
00:14:30,120 --> 00:14:32,150
‫میشه خفه‌خون بگیری، مارک؟

220
00:14:32,200 --> 00:14:33,990
‫خب قطع کن.

221
00:14:34,040 --> 00:14:36,310
‫ممنون، سو.
‫ایده خیلی خوبی بود.

222
00:14:36,360 --> 00:14:40,830
‫خب، کجا بودیم؟ نورمن وایت معروف،
‫صاحب تجهیزات کشاورزی وایت.

223
00:14:40,880 --> 00:14:43,670
‫- سومین مرد ثروتمند نیوزیلند.
‫- ما رفتیم خونه‌ش تو کوئینزتاون.

224
00:14:43,720 --> 00:14:46,000
‫- دقیقا.
‫- اون متولد سال عقربه.

225
00:14:46,760 --> 00:14:47,750
‫منابعم بهم گفتن.

226
00:14:47,800 --> 00:14:50,470
‫اون یه انبار هم توی خلیج جزایر داره.

227
00:14:50,520 --> 00:14:53,520
‫می‌خوام یه نگاهی بهش بندازید... امشب.

228
00:14:55,920 --> 00:15:01,390
‫کسی بهم نگفت داری میای اینجا،
‫برای همین چیز زیادی آماده نکردم.

229
00:15:01,440 --> 00:15:04,000
‫تونستم اینا رو سریع سر هم کنم.

230
00:15:05,920 --> 00:15:07,670
‫- شلوار لی.
‫- خانم‌ها و آقایان،

231
00:15:07,720 --> 00:15:11,600
‫شما دارید به یه شلوار
‫فوق‌العاده بادوام نگاه می‌کنید.

232
00:15:12,400 --> 00:15:13,750
‫شیک،

233
00:15:13,800 --> 00:15:15,830
‫همه‌کاره، راحت.

234
00:15:15,880 --> 00:15:18,030
‫شلوار لی، هیچ‌وقت از مد نمیفتن.

235
00:15:18,080 --> 00:15:19,040
‫کار خاصی هم می‌کنن؟

236
00:15:19,080 --> 00:15:21,430
‫باید بگم تنها کاری که
‫نمی‌کنن اینه که پاره بشن.

237
00:15:21,480 --> 00:15:24,990
‫و اگه بشن هم، خیلی باحال
‫محسوب میشه؛ شلوار لی زاپ‌دار.

238
00:15:25,040 --> 00:15:26,760
‫می‌تونم تصور کنم که
‫شلوار لی زاپ‌دار پوشیدی،

239
00:15:26,800 --> 00:15:28,790
‫و تیپت یه جوریه که
‫انگار هیچی برات مهم نیست.

240
00:15:28,840 --> 00:15:30,920
‫زندگی رو خیلی جدی نمی‌گیری.

241
00:15:30,960 --> 00:15:32,550
‫پس اینا فقط شلوار لی معمولی هستن.

242
00:15:32,600 --> 00:15:35,430
‫خب سرم شلوغ بوده!
‫ساعت مخصوص اون رو من درست کردم.

243
00:15:35,480 --> 00:15:37,600
‫- راستی، چطور پیش رفت؟
‫- خوب بود، ممنون.

244
00:15:37,640 --> 00:15:38,270
‫عاشقش شد.

245
00:15:38,320 --> 00:15:40,070
‫من خودم شلوار لی پوشیدم.
‫لازمه بهش اشاره کنم؟

246
00:15:40,120 --> 00:15:41,310
‫چرا باید به اون شلوار لی احتیاج داشته باشم؟

247
00:15:41,360 --> 00:15:43,670
‫نمی‌دونستم. به پاهات نگاه نکردم.

248
00:15:43,720 --> 00:15:46,950
‫- من فقط به سر زن‌ها نگاه می‌کنم.
‫- این چیه؟

249
00:15:47,000 --> 00:15:49,430
‫- فقط یه تفنگ بیهوش‌کننده‌ست.
‫- خب، اینو برمی‌داریم.

250
00:15:49,480 --> 00:15:52,310
‫- واسه چی؟
‫- احتمالا واسه بیهوش کردن.

251
00:15:52,360 --> 00:15:56,040
‫- فقط یه تیر داره.
‫- همون، دوست من...

252
00:15:56,400 --> 00:15:58,400
‫تنها چیزیه که نیاز داریم.

253
00:15:59,280 --> 00:16:03,480
‫- ساعت ۲۲00، یعنی ساعت ۱۰ امشب...
‫- ممنون.

254
00:16:03,800 --> 00:16:06,910
‫دو نفر از ما با کایاک
‫از سمت آب به انبار نزدیک میشن.

255
00:16:06,960 --> 00:16:08,590
‫وسیله‌ی فرارمون اینجا خواهد بود.

256
00:16:08,640 --> 00:16:13,150
‫نفر سوم از پشت، پیاده،
‫از لای درخت‌ها نزدیک میشه.

257
00:16:13,200 --> 00:16:15,280
‫- داوطلب نداریم؟
‫- من میرم.

258
00:16:15,600 --> 00:16:17,960
‫- واقعا؟
‫- یه پیاده‌روی خوب تو جنگل

259
00:16:18,000 --> 00:16:19,550
‫اتفاقا فکر کنم خوب باشه.

260
00:16:19,600 --> 00:16:24,000
‫این اصلا یه پیاده‌روی خوب تو جنگل نیست!

261
00:16:26,440 --> 00:16:29,790
‫- من هیچ‌وقت نگفتم خوبه.
‫- اون هیچ‌وقت نگفت خوبه.

262
00:16:29,840 --> 00:16:33,960
‫خفه شو، مایکل. اینجا اصلا
‫جنگل نیست. پر از بوته‌های خاردارـه!

263
00:16:59,440 --> 00:17:01,440
‫این دیگه چه کوفتیه؟

264
00:17:16,920 --> 00:17:18,790
‫- ما وارد شدیم.
‫- منم وارد شدم.

265
00:17:18,840 --> 00:17:22,640
‫- گفتم ما.
‫- ببخشید، یادم رفت. من همون ما هستم.

266
00:17:22,880 --> 00:17:24,430
‫- ما، ما هستیم.
‫- درسته.

267
00:17:24,480 --> 00:17:28,560
‫بیا از هم جدا بشیم.

268
00:17:41,560 --> 00:17:43,830
‫- دارم میرم داخل.
‫- آخ!

269
00:17:43,880 --> 00:17:46,240
‫بدون من همه جاسوسی‌ها رو انجام ندید.

270
00:17:58,680 --> 00:18:01,360
‫پارک ملی آبل تاسمان.

271
00:18:11,360 --> 00:18:14,150
‫چی باعث شده
‫یه جاسوس انگلیسی بیاد نیوزیلند؟

272
00:18:14,200 --> 00:18:16,200
‫بازی‌های وحدت جهانی.

273
00:18:16,600 --> 00:18:19,200
‫- ولی فردا میرم لندن.
‫- واقعا؟

274
00:18:19,240 --> 00:18:20,070
‫آره.

275
00:18:20,120 --> 00:18:21,830
‫چرا به نیوزیلندی‌ها گفتی؟

276
00:18:21,880 --> 00:18:25,470
‫بهشون گفتم فکر می‌کنم
‫بمب احتمالا کار شماها بوده.

277
00:18:25,520 --> 00:18:29,070
‫- فکر کنم خودشون می‌دونستن.
‫- بهشون گفتم که تولد نورمن وایت...

278
00:18:29,120 --> 00:18:31,150
‫بیست و چهارم اکتبره.

279
00:18:31,200 --> 00:18:32,920
‫این که اصلا ربطی به ماجرا نداره.

280
00:18:32,960 --> 00:18:35,870
‫خب، روز خاص اونه، پس یه کم بی‌احترامیه.

281
00:18:35,920 --> 00:18:37,080
‫دیگه چی؟

282
00:18:37,120 --> 00:18:40,710
‫بهشون گفتم که تو
‫با نورمن وایت توی کوئینزتاون موندی.

283
00:18:40,760 --> 00:18:42,600
‫- فقط همین؟
‫- منظورت چیه که فقط همین؟

284
00:18:42,640 --> 00:18:44,030
‫این سه تا اطلاعات خوبه.

285
00:18:44,080 --> 00:18:45,790
‫- هیچی نیست.
‫- هیچم هیچی نیست.

286
00:18:45,840 --> 00:18:47,110
‫واقعا اطلاعات خوبیه.

287
00:18:47,160 --> 00:18:49,160
‫می‌تونی بری. بازش کن.

288
00:18:49,760 --> 00:18:51,320
‫همین‌جوری می‌خوای بذاری برم؟

289
00:18:51,360 --> 00:18:51,950
‫تو بی‌خطری.

290
00:18:52,000 --> 00:18:54,030
‫ببخشید... من بی‌خطر نیستم.

291
00:18:54,080 --> 00:18:56,080
‫ببخشید. خیلی هم خطرناکم!

292
00:18:56,520 --> 00:18:58,390
‫- سر تا پا پر از خطرم.
‫- گمشو بیرون.

293
00:18:58,440 --> 00:19:01,110
‫می‌دونی چیه؟ یه دنیایی هست...

294
00:19:01,160 --> 00:19:03,710
‫که توش می‌زنم تو دهنت و بهت شلیک می‌کنم.

295
00:19:03,760 --> 00:19:05,710
‫اصلا خنده‌دار نیست.

296
00:19:05,760 --> 00:19:07,760
‫باورنکردنیه.

297
00:19:21,320 --> 00:19:24,790
‫- در دفتر قفله.
‫- من توی یه زندان کوفتی...

298
00:19:24,840 --> 00:19:26,790
‫درختی حبس شدم.

299
00:19:26,840 --> 00:19:27,790
‫آخ!

300
00:19:27,840 --> 00:19:30,550
‫صفر، صفر، صفر، صفر، تایید.

301
00:19:30,600 --> 00:19:32,600
‫وای...

302
00:19:35,720 --> 00:19:37,720
‫بیست و چهارم اکتبر.

303
00:19:40,480 --> 00:19:42,960
‫دو، چهار، یک، صفر، تایید.

304
00:19:45,400 --> 00:19:47,600
‫ای احمق خوش‌شانس. موفق شدی.

305
00:19:53,840 --> 00:19:55,840
‫مهمون داریم.

306
00:20:37,000 --> 00:20:39,200
‫قربان، ببخشید که مزاحم شدم.

307
00:20:39,680 --> 00:20:41,240
‫لطفا به پیام‌رسان شلیک نکنید، راستش

308
00:20:41,280 --> 00:20:42,790
‫یه نفر در راسل به انبار نورمن وایت

309
00:20:42,840 --> 00:20:44,840
‫دستبرد زده.

310
00:20:53,280 --> 00:20:55,360
‫به من نگو چیکار کنم.

311
00:20:56,080 --> 00:21:01,080
‫«ترجمه از آرام متین»

312
00:21:03,080 --> 00:21:13,080
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M