1
00:00:54,832 --> 00:00:56,332
‫من می‌برمش.

2
00:00:56,707 --> 00:00:58,416
‫شیر مونده؟

3
00:00:58,499 --> 00:01:01,124
‫اونجا نیست.
‫طبقه‌ی بالاست.

4
00:01:06,999 --> 00:01:08,499
‫همین مونده؟

5
00:01:08,707 --> 00:01:10,207
‫آره، همین مونده.

6
00:01:21,207 --> 00:01:23,291
‫- می‌تونستم خودم انجامش بدم.
‫- نگران نباش، خودم انجام میدم.

7
00:01:26,749 --> 00:01:28,249
‫می‌دونم گرسنه‌ای، عزیزم.

8
00:01:28,499 --> 00:01:29,782
‫می‌تونم ماوی رو بغل کنم.

9
00:01:29,832 --> 00:01:31,332
‫جدی میگم، خودم حواسم بهش هست.

10
00:01:35,374 --> 00:01:37,457
‫ببین، ماوی. بابا اومده.

11
00:01:40,916 --> 00:01:42,241
‫ایلکر، می‌تونی بگیریش؟

12
00:01:42,291 --> 00:01:43,449
‫بیا اینجا، عزیزم.

13
00:01:43,499 --> 00:01:44,824
‫بیا. برو پیش بابا، ماوی.

14
00:01:44,874 --> 00:01:46,374
‫دختر عزیز بابا.

15
00:01:47,374 --> 00:01:57,374
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

16
00:02:00,082 --> 00:02:01,582
‫خب، بدش به من.

17
00:02:01,749 --> 00:02:03,416
‫بیا پیش مامان.

18
00:02:03,499 --> 00:02:06,832
‫آفرین، ماوی.
‫آخ، فرشته‌ی کوچولوی من.

19
00:02:08,999 --> 00:02:10,499
‫فرشته‌ی کوچولوی مامان.

20
00:02:10,541 --> 00:02:12,666
‫بیا راحت بشینیم.

21
00:02:12,749 --> 00:02:14,249
‫بیا اینجا، ماوی.

22
00:02:14,332 --> 00:02:15,832
‫خوبه.

23
00:02:25,040 --> 00:02:27,040
‫آفرین دخترم. همه‌شو بخور.

24
00:02:27,749 --> 00:02:29,499
‫آفرین، عزیزم.

25
00:02:30,207 --> 00:02:31,707
‫خیلی خوبه، مگه نه؟

26
00:02:41,915 --> 00:02:44,124
‫شنیدم شش ماه اول بهترین ماه‌هاست.

27
00:02:45,832 --> 00:02:47,332
‫واقعاً؟

28
00:02:49,707 --> 00:02:51,374
‫ماوی هرچی لازم داشت، بهش رسید.

29
00:02:52,499 --> 00:02:54,790
‫پس این‌قدر خودتو سرزنش نکن.

30
00:02:56,707 --> 00:02:59,374
‫نازلی، تو در جایگاهی نیستی که
‫به من بگی چه حسی داشته باشم، باشه؟

31
00:03:00,874 --> 00:03:03,832
‫آره. حق با توئه. ببخشید.
‫فقط فکر کردم شاید کمکت کنه.

32
00:03:03,915 --> 00:03:06,490
‫فکر کنم بهتره افکار و نیت‌های خوبت رو

33
00:03:06,540 --> 00:03:08,374
‫برای خودت نگه داری.

34
00:03:10,582 --> 00:03:12,082
‫باشه، متأسفم.

35
00:03:18,957 --> 00:03:20,874
‫من باید برم، عزیزم. دیرم شده.

36
00:03:34,499 --> 00:03:35,999
‫تموم شد؟

37
00:03:36,040 --> 00:03:38,457
‫همه‌ی شیرت رو خوردی؟
‫آفرین، عشقم.

38
00:03:39,415 --> 00:03:40,915
‫آفرین دختر خوب.

39
00:03:47,082 --> 00:03:48,582
‫من توی استودیومم.

40
00:05:46,082 --> 00:05:47,915
‫امروز کار داریم؟

41
00:05:48,415 --> 00:05:49,915
‫می‌خوای مدل بشم؟

42
00:05:50,373 --> 00:05:52,373
‫امروز خودم تنها کار می‌کنم. ممنون.

43
00:05:55,998 --> 00:05:58,373
‫می‌خوای وقتی ماوی بیدار شد ببرمش پارک؟

44
00:05:58,457 --> 00:06:00,415
‫حتماً. دیر نکنی.

45
00:06:05,582 --> 00:06:07,082
‫نازلی.

46
00:06:11,165 --> 00:06:13,165
‫اگه جایی که یه زمانی مال تو بوده،

47
00:06:14,540 --> 00:06:18,873
‫حس کنی دیگه بهت تعلق نداره،

48
00:06:19,540 --> 00:06:21,915
‫اصلاً هنوز مال تو محسوب میشه؟

49
00:06:22,498 --> 00:06:25,540
‫ببخشید. منظورم اینه،
‫احتمالاً دارم بی‌ربط حرف می‌زنم. فقط...

50
00:06:26,665 --> 00:06:28,998
‫حس می‌کنم اینجا دیگه به من تعلق نداره.

51
00:06:31,540 --> 00:06:33,332
‫تا حالا همچین حسی داشتی؟

52
00:06:35,790 --> 00:06:37,290
‫نه، واقعاً.

53
00:06:37,415 --> 00:06:39,373
‫من هیچ‌وقت جای خودمو نداشتم.

54
00:06:57,582 --> 00:06:59,082
‫[نازلی، پرستار بچه]

55
00:07:03,415 --> 00:07:05,832
‫کوری مگه؟
‫نمی‌بینی یه بچه جلوته؟

56
00:07:30,915 --> 00:07:33,873
‫فکر کردم شاید بخوای قبل از رفتنمون
‫ماوی رو ببینی.

57
00:07:38,373 --> 00:07:39,990
‫نه، نه، نه. نزدیک نشو.

58
00:07:40,040 --> 00:07:42,123
‫همه‌جا رنگه و بوی بدی میده.

59
00:07:42,207 --> 00:07:43,707
‫ببخشید.

60
00:07:48,873 --> 00:07:50,373
‫عزیزم.

61
00:07:52,123 --> 00:07:54,498
‫یالا، ببرش بیرون.
‫اینجا بوی گند میده.

62
00:07:58,582 --> 00:08:00,082
‫نازلی.

63
00:08:04,957 --> 00:08:06,457
‫لباس اضافه داری؟

64
00:08:06,540 --> 00:08:07,448
‫بله، حتماً.

65
00:08:07,498 --> 00:08:09,957
‫کیفش پر از لباس اضافه‌ست.
‫نگران نباش.

66
00:08:10,040 --> 00:08:11,540
‫خوبه.

67
00:08:20,040 --> 00:08:21,623
‫لعنتی، قاشق.

68
00:08:32,873 --> 00:08:34,373
‫کار خوش بگذره.

69
00:08:35,082 --> 00:08:36,582
‫نازلی.

70
00:08:39,248 --> 00:08:41,457
‫میشه قبل از رفتنت
‫یه کم چای برام بریزی؟

71
00:08:42,123 --> 00:08:43,623
‫آره، حتماً.

72
00:08:58,832 --> 00:09:00,331
‫بفرما، نوش جان.

73
00:09:21,623 --> 00:09:23,123
‫سلام.

74
00:10:39,873 --> 00:10:42,665
‫[ایلکر عزیزم]

75
00:10:51,123 --> 00:10:54,290
‫[نازلی، پرستار بچه]

76
00:11:03,373 --> 00:11:04,740
‫الو؟

77
00:11:04,790 --> 00:11:07,290
‫سلام. نازلی؟

78
00:11:08,831 --> 00:11:10,331
‫همه‌چی خوبه؟

79
00:11:10,456 --> 00:11:11,998
‫آره، نتونستم به فوندا دسترسی پیدا کنم.

80
00:11:12,706 --> 00:11:14,665
‫میشه ازش بخوای گوشیش رو چک کنه؟

81
00:11:15,165 --> 00:11:16,665
‫خونه نیستم.

82
00:11:19,581 --> 00:11:21,081
‫الان با ماوی توی پارکم.

83
00:11:22,248 --> 00:11:23,998
‫باشه. مشکلی نیست.

84
00:11:24,081 --> 00:11:25,998
‫در واقع، توی استودیو مشغول کار بود.

85
00:11:26,081 --> 00:11:27,748
‫احتمالاً صدای تماست رو نشنیده.

86
00:11:30,040 --> 00:11:31,540
‫چه حسی داری؟

87
00:11:33,790 --> 00:11:35,290
‫یه جورایی عجیب.

88
00:11:36,206 --> 00:11:37,706
‫اتفاقی افتاده؟

89
00:11:42,873 --> 00:11:43,823
‫نمی‌دونم.

90
00:11:43,873 --> 00:11:46,915
‫امروز صبح یه چیزی در موردش
‫خیلی عجیب بود و...

91
00:11:48,373 --> 00:11:51,456
‫یه‌جورایی باهام رفتار عجیبی داشت.

92
00:11:52,206 --> 00:11:53,790
‫چیزی گفت؟

93
00:11:53,873 --> 00:11:57,415
‫نه، نه. چیز خاصی نگفت، ولی...

94
00:11:58,456 --> 00:12:00,790
‫یه‌جورایی سرد بود،

95
00:12:01,873 --> 00:12:03,415
‫عصبانی بود، یا همچین چیزی.

96
00:12:03,915 --> 00:12:06,198
‫احتمالاً به‌خاطر قضیه‌ی شیر

97
00:12:06,248 --> 00:12:08,040
‫یه کم حالش خوب نیست.

98
00:12:11,748 --> 00:12:13,248
‫تو چی، ایلکر؟

99
00:12:15,040 --> 00:12:16,540
‫داغونم.

100
00:12:17,623 --> 00:12:19,456
‫مغزم به‌هم ریخته.

101
00:12:20,248 --> 00:12:23,540
‫روزها فقط توی یه مه می‌گذرن
‫و حتی نمی‌تونم روی کارم تمرکز کنم.

102
00:12:25,290 --> 00:12:28,331
‫یه چیزی ازت می‌پرسم،
‫ولی بد برداشت نکن، باشه؟

103
00:12:30,456 --> 00:12:33,956
‫اشکالی نداره امشب توی اتاقت بمونی؟

104
00:12:34,039 --> 00:12:35,656
‫فکر کنم من و فوندا

105
00:12:35,706 --> 00:12:39,123
‫یه کم وقت دونفره لازم داریم
‫تا حرف‌هامون رو بزنیم.

106
00:12:39,206 --> 00:12:41,039
‫آره، حتماً. باشه.

107
00:12:41,123 --> 00:12:42,623
‫ممنون.

108
00:12:45,331 --> 00:12:46,831
‫بعداً می‌بینمت.

109
00:12:59,456 --> 00:13:01,956
‫امنیت دیتیل.
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

110
00:13:02,039 --> 00:13:06,123
‫سلام. الان می‌تونین شماره‌ی من رو ببینین؟

111
00:13:06,206 --> 00:13:07,706
‫حتماً، بذارین یه نگاهی بندازم.

112
00:13:08,456 --> 00:13:09,956
‫ممنون.

113
00:13:10,039 --> 00:13:11,539
‫بله. در خدمتم، خانم فوندا.

114
00:13:12,331 --> 00:13:14,706
‫شوهرم امروز صبح به شرکت امنیتی زنگ زد

115
00:13:14,789 --> 00:13:16,706
‫و در مورد خرابی دوربین دیشب پرسید.

116
00:13:16,789 --> 00:13:18,289
‫میشه لطفاً دوباره بررسیش کنین؟

117
00:13:18,331 --> 00:13:19,831
‫حتماً، یه نگاهی میندازم.

118
00:13:23,498 --> 00:13:26,456
‫ببخشید خانم، مطمئنین؟

119
00:13:28,081 --> 00:13:30,248
‫هیچ موردی توی سوابق ثبت نشده.

120
00:13:42,789 --> 00:13:45,914
‫پرنده‌ی کوچولوی ماوی.

121
00:13:45,998 --> 00:13:47,498
‫پرواز کن!

122
00:13:49,248 --> 00:13:51,414
‫ماوی رو از کجا می‌شناسی؟
‫فامیلین؟

123
00:13:52,164 --> 00:13:54,373
‫خیلی دوست‌داشتنیه. هدیه‌ی خداست.

124
00:13:54,456 --> 00:13:56,081
‫- خاله‌ش هستی؟
‫- من مامانشم.

125
00:13:56,164 --> 00:13:58,914
‫فکر کردم خواهر نازلی هستی.

126
00:13:58,998 --> 00:14:01,789
‫نه. نازلی فقط پرستار بچه‌ست.

127
00:14:01,873 --> 00:14:03,581
‫برو بالا، پیش ابرها.

128
00:14:03,664 --> 00:14:06,081
‫ماوی، خودت داری پرواز می‌کنی؟

129
00:14:06,164 --> 00:14:07,531
‫خودت تنهایی پرواز می‌کنی؟

130
00:14:07,581 --> 00:14:09,081
‫ها؟

131
00:14:12,623 --> 00:14:14,706
‫نازلی، هنوز اینجایی؟
‫دیگه داره سرد میشه.

132
00:14:14,789 --> 00:14:15,989
‫نمی‌فهمم.

133
00:14:16,039 --> 00:14:17,748
‫گفتم دیر نکنی. بریم.

134
00:14:17,831 --> 00:14:20,289
‫متوجه گذر زمان نشدم. ببخشید.

135
00:14:20,998 --> 00:14:24,914
‫چرا به زن‌های پارک نگفتی که
‫فقط پرستار ماوی هستی؟

136
00:14:24,998 --> 00:14:26,539
‫نه، گفتم.

137
00:14:27,539 --> 00:14:29,039
‫چرا؟

138
00:14:29,623 --> 00:14:31,914
‫یه زنی فکر می‌کرد من خاله‌ی ماوی‌ام.

139
00:14:31,998 --> 00:14:33,998
‫فکر کرده بود من و تو خواهریم.

140
00:14:34,539 --> 00:14:36,581
‫احتمالاً تازه اومده پارک.

141
00:14:36,664 --> 00:14:38,164
‫آره، شاید.

142
00:14:40,914 --> 00:14:42,414
‫خوب می‌شد.

143
00:14:44,289 --> 00:14:45,789
‫ببخشید؟

144
00:14:47,248 --> 00:14:49,248
‫بزرگ شدن توی تنهایی سخت بود.

145
00:14:49,331 --> 00:14:51,414
‫همیشه دلم می‌خواست
‫یه خواهر یا برادر داشته باشم.

146
00:14:52,331 --> 00:14:55,748
‫اگه خواهری بزرگ مثل تو داشتم،
‫واقعاً فوق‌العاده می‌شد.

147
00:14:57,789 --> 00:15:00,123
‫خب، من با دو تا خواهر بزرگ شدم.

148
00:15:00,206 --> 00:15:03,706
‫واقعاً؟ فکر می‌کردم تک‌فرزندی.

149
00:15:04,373 --> 00:15:06,081
‫خب، باهم حرف نمی‌زنیم.

150
00:15:06,914 --> 00:15:08,956
‫اینکه توی یه خانواده‌ی پرجمعیت
‫بزرگ بشی، نازلی،

151
00:15:09,039 --> 00:15:10,998
‫به این معنی نیست که
‫احساس تنهایی نمی‌کنی.

152
00:15:44,789 --> 00:15:46,706
‫گفتی یه تصادفی اتفاق افتاده.

153
00:15:48,414 --> 00:15:49,914
‫کی؟

154
00:15:53,956 --> 00:15:55,664
‫چند سال پیش.

155
00:15:55,747 --> 00:15:56,989
‫چی شد؟

156
00:15:57,039 --> 00:15:59,289
‫یعنی، اگه اشکالی نداره بپرسم؟

157
00:16:01,664 --> 00:16:03,697
‫می‌دونی، اگه اشکالی نداره،

158
00:16:03,747 --> 00:16:06,122
‫ترجیح میدم در موردش حرف نزنم.

159
00:16:10,414 --> 00:16:12,406
‫خب، به نظرم حرف زدن در موردش

160
00:16:12,456 --> 00:16:15,206
‫می‌تونه کمک کنه، یه جور تخلیه‌ی روحی.

161
00:16:22,497 --> 00:16:25,747
‫امیدوارم یه روزی حرف زدن در موردش
‫کمتر دردناک بشه.

162
00:16:34,581 --> 00:16:36,414
‫ما هیچ‌وقت نمی‌تونیم خواهر باشیم.

163
00:16:36,914 --> 00:16:40,539
‫ولی روزی که سفره‌ی دلتو باز کنی،
‫شاید بتونیم دوست بشیم.

164
00:16:54,122 --> 00:16:56,122
‫تا شنبه می‌تونی بری.

165
00:16:58,289 --> 00:17:00,122
‫سه روز؟ برای چی؟

166
00:17:01,289 --> 00:17:03,247
‫می‌خوام یه کم با ماوی وقت بگذرونم.

167
00:17:03,956 --> 00:17:07,414
‫علاوه بر حقوق معمولت،
‫یه پاداش هم برات گذاشتم.

168
00:17:08,747 --> 00:17:11,206
‫پس چطور می‌خوای روی نقاشی‌هات کار کنی؟

169
00:17:15,622 --> 00:17:18,331
‫ما توی زندگیمون خیلی وقت تلف می‌کنیم.

170
00:17:19,789 --> 00:17:22,331
‫یه روز دیگه روشون کار می‌کنم.

171
00:17:26,414 --> 00:17:27,914
‫می‌تونم...

172
00:17:29,372 --> 00:17:30,872
‫صبح برم؟

173
00:17:33,831 --> 00:17:35,331
‫نه.

174
00:17:36,456 --> 00:17:38,164
‫همین الان بهترین موقعه.

175
00:17:48,289 --> 00:17:51,122
‫به نظر میاد خیلی زود برگشتم سر کار.

176
00:17:52,414 --> 00:17:55,164
‫وقتی نمایشگاه تموم شد،
‫خودم از ماوی مراقبت می‌کنم.

177
00:17:56,956 --> 00:17:59,622
‫برای پیدا کردن کار بعدیت کمکت می‌کنیم.
‫نگران نباش.

178
00:18:38,706 --> 00:18:42,706
‫چقدر بوی خوبی میدی؟

179
00:18:46,789 --> 00:18:48,289
‫یکی حموم کرده؟

180
00:18:49,789 --> 00:18:52,039
‫ماوی تمیز و خوشگل من. ها؟

181
00:18:56,539 --> 00:18:59,747
‫مامان تصمیم گرفت حمومت کنه.

182
00:19:00,914 --> 00:19:02,414
‫نازلی رفته.

183
00:19:04,997 --> 00:19:07,581
‫تا شنبه بهش مرخصی دادم.

184
00:19:09,081 --> 00:19:10,581
‫اتفاقی افتاده؟

185
00:19:10,789 --> 00:19:12,289
‫نه.

186
00:19:12,331 --> 00:19:13,831
‫هیچی نشده.

187
00:19:15,039 --> 00:19:18,581
‫خسته شدم از اینکه
‫همیشه یه غریبه توی خونه باشه.

188
00:19:18,664 --> 00:19:22,164
‫من و ماوی به یه کم باهم بودن نیاز داشتیم.

189
00:19:25,830 --> 00:19:26,739
‫عزیز دل مامان.

190
00:19:26,789 --> 00:19:28,747
‫باشه، پس.

191
00:19:35,164 --> 00:19:36,664
‫خب؟

192
00:19:37,789 --> 00:19:39,289
‫نظرت چیه، ایلکر؟

193
00:19:41,497 --> 00:19:44,872
‫می‌دونی چیه، عزیزم؟
‫داشتم فکر می‌کردم.

194
00:19:44,955 --> 00:19:47,789
‫می‌تونیم یه بطری نوشیدنی باز کنیم
‫و امشب من شام درست کنم.

195
00:19:50,122 --> 00:19:51,747
‫مناسبت خاصیه؟

196
00:19:52,247 --> 00:19:53,747
‫دلم خواست.

197
00:19:55,122 --> 00:19:57,039
‫چون دلم برای وقت گذروندن باهات تنگ شده.

198
00:20:00,372 --> 00:20:01,572
‫تموم شد، عزیزم!

199
00:20:01,622 --> 00:20:04,372
‫آفرین، ماوی. نزدیک وقت خوابه.

200
00:20:06,955 --> 00:20:09,414
‫به ماوی غذا میدم،
‫بعد می‌خوابونمش.

201
00:20:10,580 --> 00:20:12,455
‫آره، برو. من میرم دوش بگیرم.

202
00:20:12,539 --> 00:20:14,830
‫بعد که ماوی خوابید،
‫توی آشپزخونه بیا پیشم.

203
00:20:26,789 --> 00:20:30,247
‫[دیشب چیزی جا نذاشتیم، مگه نه؟]

204
00:20:52,497 --> 00:20:53,822
‫آره می‌دونم. چه روزی بود!

205
00:20:53,872 --> 00:20:55,372
‫عالی بود، بچه‌ها.

206
00:20:55,497 --> 00:20:57,622
‫- شب خوبی داشته باشین!
‫- شب‌بخیر، نازلی. بعداً می‌بینمت.

207
00:21:09,914 --> 00:21:11,364
‫از کجا فهمیدی کجام؟

208
00:21:11,414 --> 00:21:13,247
‫من توی تعقیب کردن خیلی واردم.

209
00:21:15,497 --> 00:21:17,164
‫گفتی باید سرش شرط می‌بستیم.

210
00:21:18,372 --> 00:21:20,247
‫چرا وانمود نکنیم که بستیم؟

211
00:21:20,330 --> 00:21:21,655
‫پس برام غذا درست می‌کنی؟

212
00:21:21,705 --> 00:21:24,872
‫آره. خونه‌ی من؟

213
00:21:26,122 --> 00:21:27,622
‫می‌دونی،

214
00:21:28,414 --> 00:21:31,205
‫من اصلاً نمی‌شناسمت.
‫اول بریم خونه‌ی من.

215
00:21:35,497 --> 00:21:36,364
‫آره، این خوبه.

216
00:21:36,414 --> 00:21:38,164
‫چیه این‌قدر خنده‌داره؟

217
00:21:39,789 --> 00:21:41,747
‫یعنی، بعد از همه‌ی اتفاقاتی که افتاد،

218
00:21:42,580 --> 00:21:44,122
‫تازه الان نگران میشی؟

219
00:21:45,747 --> 00:21:47,872
‫اون غریزی بود.

220
00:21:48,455 --> 00:21:50,289
‫این یکی منطقیه.

221
00:21:50,914 --> 00:21:53,164
‫آدم باید از هر دو استفاده کنه.

222
00:21:53,247 --> 00:21:54,747
‫باشه.

223
00:21:54,955 --> 00:21:56,455
‫بیا، سوار شو.

224
00:22:14,622 --> 00:22:16,122
‫این‌طوری نگاهش کن.

225
00:22:16,997 --> 00:22:18,789
‫حالا دیگه می‌تونی دوباره نوشیدنی بخوری.

226
00:22:19,997 --> 00:22:22,455
‫دیگه لازم نیست
‫قبلش نگران بچه باشی.

227
00:22:23,705 --> 00:22:25,872
‫تو همیشه این‌قدر مثبتی، مگه نه؟

228
00:22:27,080 --> 00:22:28,580
‫چه کار دیگه‌ای از دستمون برمیاد؟

229
00:22:29,164 --> 00:22:31,830
‫باید جنبه‌های مثبت رو ببینیم،
‫وگرنه مدام ناراحت میشیم.

230
00:22:34,830 --> 00:22:37,080
‫به‌هرحال، وقتی نمایشگاه تموم بشه،

231
00:22:37,997 --> 00:22:39,947
‫یه مدت نقاشی رو می‌ذارم کنار.

232
00:22:39,997 --> 00:22:41,788
‫تا وقتی ماوی بره مهدکودک.

233
00:22:45,955 --> 00:22:47,455
‫انگاری تعجب کردی.

234
00:22:47,747 --> 00:22:49,247
‫آره، یه کم.

235
00:22:51,247 --> 00:22:53,372
‫فکر کنم مهم اینه که
‫بفهمی واقعاً چی می‌خوای.

236
00:22:53,455 --> 00:22:55,163
‫فکر می‌کنی تصمیم بدیه؟

237
00:22:56,372 --> 00:22:58,163
‫نه، ببخشید. منظورم این نبود.

238
00:22:58,997 --> 00:23:00,663
‫ازت حمایت می‌کنم.

239
00:23:01,830 --> 00:23:03,905
‫می‌خوام تا جایی که می‌تونم
‫کنار ماوی باشم،

240
00:23:03,955 --> 00:23:05,538
‫چون این روزها دیگه برنمی‌گردن.

241
00:23:06,872 --> 00:23:08,372
‫می‌فهمم.

242
00:23:09,830 --> 00:23:11,705
‫سعی کن به خودت فشار نیاری.

243
00:23:12,580 --> 00:23:15,080
‫برخلاف بیشتر آدم‌ها،
‫زود از کوره درمیری.

244
00:23:16,080 --> 00:23:17,580
‫پس فقط آروم باش.

245
00:23:18,663 --> 00:23:20,163
‫به‌هرحال، خوبه.

246
00:23:20,622 --> 00:23:22,288
‫اینکه بیشتر کنارش باشی فکر خوبیه.

247
00:23:22,372 --> 00:23:24,413
‫به نازلی هم گفتم.

248
00:23:27,330 --> 00:23:29,705
‫بهش گفتم بعد از افتتاحیه
‫دیگه بهش نیازی نداریم.

249
00:23:30,455 --> 00:23:33,038
‫چرا؟

250
00:23:33,997 --> 00:23:36,955
‫خیلی توی خونه کمکمون می‌کنه.
‫مطمئنی؟

251
00:23:37,038 --> 00:23:39,872
‫آره، مطمئنم.
‫تا حالا که خودم از پسش براومدم.

252
00:23:40,538 --> 00:23:42,038
‫پس قطعی شد.

253
00:23:47,747 --> 00:23:49,747
‫[کمال]

254
00:23:50,747 --> 00:23:52,247
‫ببخشید.

255
00:23:55,163 --> 00:23:56,363
‫بله، الو؟

256
00:23:56,413 --> 00:23:58,913
‫سلام، فوندا.
‫یه اتفاق بد افتاده.

257
00:23:58,997 --> 00:23:59,863
‫چی شده؟

258
00:23:59,913 --> 00:24:01,538
‫جرن فهمیده توی جزیره بودی.

259
00:24:01,622 --> 00:24:04,872
‫داره میاد ببیندت.
‫منم دارم میام. درست پشت سرش‌ام.

260
00:24:05,413 --> 00:24:07,955
‫چی؟ چه اتفاقی افتاده؟ نمی‌فهمم.

261
00:24:08,038 --> 00:24:09,988
‫خب، وقتی فهمید اونجایی،

262
00:24:10,038 --> 00:24:12,038
‫یه‌جورایی از کوره در رفت.

263
00:24:12,122 --> 00:24:14,497
‫سعی کردم آرومش کنم، ولی گفت،

264
00:24:14,580 --> 00:24:17,205
‫«من اون قیافه رو می‌شناسم.
‫فوندا یه فکرایی تو سرشه.»

265
00:24:17,288 --> 00:24:19,830
‫خودت که می‌شناسیش،
‫ولی نگران نباش. حلش می‌کنیم.

266
00:24:48,747 --> 00:24:51,080
‫میشه یه کم دیگه برام بریزی، ایلکر؟

267
00:24:51,163 --> 00:24:52,663
‫حتماً.

268
00:24:53,955 --> 00:24:56,122
‫خوبه که وقتی به موقع رسیدیم.
‫مگه نه، عزیزم؟

269
00:24:56,205 --> 00:24:57,072
‫آره.

270
00:24:57,122 --> 00:24:59,455
‫درست سر شام. گرسنه بودم.

271
00:24:59,538 --> 00:25:01,038
‫خب؟

272
00:25:01,830 --> 00:25:05,121
‫این وقت شب، بدون خبر قبلی،
‫چی کشونده‌تون اینجا؟

273
00:25:05,205 --> 00:25:07,238
‫بیخیال. اینجا همه دوستیم.

274
00:25:07,288 --> 00:25:09,371
‫غریبه که نیستیم، مگه نه؟

275
00:25:09,455 --> 00:25:11,488
‫معلومه که نه، ولی خیلی دیره،

276
00:25:11,538 --> 00:25:13,913
‫برای همین یه کم غافلگیرکننده‌ست.

277
00:25:13,996 --> 00:25:16,038
‫تو رو هم غافلگیر کردیم، فوندا؟

278
00:25:16,121 --> 00:25:17,621
‫نه.

279
00:25:17,663 --> 00:25:19,163
‫یه‌جورایی به کارهات عادت کردم.

280
00:25:19,205 --> 00:25:21,705
‫منظورت از «کارهات» چیه؟

281
00:25:24,163 --> 00:25:28,080
‫خب، می‌دونی که
‫گاهی خودجوش عمل می‌کنی، عزیزم.

282
00:25:28,621 --> 00:25:30,371
‫فکر کنم منظورش همین بود.

283
00:25:32,496 --> 00:25:35,830
‫پس حالا دیگه شما دو تا
‫فکر همدیگه رو هم کامل می‌کنین؟

284
00:25:37,496 --> 00:25:40,205
‫به نظرتون یه‌کم عجیب نیست؟

285
00:25:40,288 --> 00:25:43,288
‫راستش، چرا فکر می‌کنی
‫لازمه تو برام توضیحش بدی، کمال؟

286
00:25:43,996 --> 00:25:45,746
‫مطمئنم فوندا خودش می‌تونه جواب بده.

287
00:25:45,830 --> 00:25:48,330
‫آروم باش، جرن.
‫حرف بدی نزد.

288
00:25:50,205 --> 00:25:52,030
‫ای بابا، شما دوتا واقعاً

289
00:25:52,080 --> 00:25:54,246
‫توی تیم بودن خیلی خوبین، نه؟

290
00:25:55,288 --> 00:25:57,413
‫درست مثل قدیم.

291
00:26:03,121 --> 00:26:05,371
‫- فکر کنم تموم کردین.
‫- بذار کمکت کنم.

292
00:26:05,455 --> 00:26:06,955
‫بلند نشو.

293
00:26:08,080 --> 00:26:09,996
‫شما مهمونین. خودم جمع می‌کنم.

294
00:26:11,371 --> 00:26:14,121
‫خب؟ می‌خوام بدونم این روزها
‫چه خبر جدیدی داری.

295
00:26:16,621 --> 00:26:20,288
‫تعطیلاتی که رفتی چطور بود؟
‫ببخشید. معذرت می‌خوام.

296
00:26:21,163 --> 00:26:23,621
‫«خلوت خلاقانه.»

297
00:26:30,371 --> 00:26:31,780
‫خوش گذشت.

298
00:26:31,830 --> 00:26:32,780
‫عالی بود.

299
00:26:32,830 --> 00:26:35,038
‫خوش گذشت.

300
00:26:35,538 --> 00:26:38,455
‫مهمترین چیز همینه.
‫خوش گذروندن خیلی مهمه.

301
00:26:40,746 --> 00:26:43,663
‫تو برای چی اونجا بودی؟

302
00:26:44,830 --> 00:26:47,580
‫خب، دنیز به‌عنوان مهمون ویژه
‫دعوتم کرده بود.

303
00:26:47,663 --> 00:26:50,996
‫می‌خواست با چندتا از هنرمندها
‫کارگاه بداهه برگزار کنم.

304
00:26:51,621 --> 00:26:53,955
‫پس بهت خوش گذشت؟

305
00:26:54,871 --> 00:26:56,071
‫- چه خوب.
‫- خوبه.

306
00:26:56,121 --> 00:26:57,663
‫محشره.

307
00:26:57,746 --> 00:26:59,538
‫معرکه ست!

308
00:27:03,080 --> 00:27:06,246
‫تو خبر داشتی؟
‫که باهم توی جزیره بودن.

309
00:27:15,038 --> 00:27:18,330
‫آره. معلومه. چرا نباید می‌دونستم؟

310
00:27:18,413 --> 00:27:19,280
‫درسته.

311
00:27:19,330 --> 00:27:20,913
‫معلومه.

312
00:27:20,996 --> 00:27:22,155
‫می‌بینی؟

313
00:27:22,205 --> 00:27:24,246
‫چون من نمی‌دونستم.
‫کسی بهم نگفته بود.

314
00:27:24,330 --> 00:27:25,871
‫خوش گذشت، ها؟

315
00:27:29,163 --> 00:27:30,663
‫خب؟

316
00:27:31,288 --> 00:27:34,788
‫اگه واقعاً خوب و خوش گذشته،
‫چرا این‌قدر زود برگشتی؟

317
00:27:36,163 --> 00:27:37,705
‫چون دلم خواست.

318
00:27:38,746 --> 00:27:41,788
‫بیا بریم بیرون یه هوایی بخوریم.

319
00:27:56,830 --> 00:27:57,780
‫تو چت شده؟

320
00:27:57,830 --> 00:28:00,371
‫من؟ چیه؟ مزاحم چیزی شدیم؟

321
00:28:00,455 --> 00:28:02,538
‫یه شب خاص، شام رمانتیک، یا چی؟

322
00:28:02,621 --> 00:28:05,996
‫خودت می‌دونی دارم از چی حرف می‌زنم.
‫چه مرگت شده؟

323
00:28:06,080 --> 00:28:07,155
‫من چه کار اشتباهی کردم؟

324
00:28:07,205 --> 00:28:10,288
‫داری رابطه‌ت رو خراب می‌کنی، همین.
‫داری دیوونه‌وار رفتار می‌کنی.

325
00:28:10,955 --> 00:28:12,913
‫تو و کمال پشت سر من حرف می‌زنین، مگه نه؟

326
00:28:12,996 --> 00:28:14,621
‫دیوونه نشو، جرن.

327
00:28:15,121 --> 00:28:18,580
‫ببین، اگه ادامه بدی،
‫رابطه‌ت با کمال رو خراب می‌کنی.

328
00:28:19,205 --> 00:28:21,413
‫فقط باید روی رابطه‌ت تمرکز کنی.

329
00:28:21,496 --> 00:28:22,996
‫از خودت داستان نساز.

330
00:28:23,038 --> 00:28:25,079
‫گفتنش برای تو آسونه، فوندا.

331
00:28:25,163 --> 00:28:26,996
‫همه‌ی اینا رو برای خودت میگم، جرن.

332
00:28:27,079 --> 00:28:29,038
‫توی ذهنت داستان نساز، باشه؟

333
00:28:29,121 --> 00:28:31,663
‫این کار فقط بدگمانیت رو بیشتر می‌کنه.

334
00:28:31,746 --> 00:28:35,288
‫واقعاً این‌قدر سخته که
‫فقط از بودن کنار کمال لذت ببری؟

335
00:28:38,246 --> 00:28:39,571
‫اون هنوز دوستت داره، می‌دونی.

336
00:28:39,621 --> 00:28:41,496
‫این حرف‌ها مزخرفه.

337
00:28:41,579 --> 00:28:43,288
‫فکر می‌کنی من متوجه نمیشم، فوندا؟

338
00:28:45,621 --> 00:28:46,904
‫جرن.

339
00:28:46,954 --> 00:28:49,746
‫می‌دونی اون روزها
‫مدت‌هاست تموم شده.

340
00:28:49,829 --> 00:28:52,454
‫من ازدواج کردم و الان یه بچه دارم.

341
00:28:52,538 --> 00:28:54,829
‫فکر می‌کنی حرفات
‫اصلاً در حق من منصفانه‌ست؟

342
00:28:54,913 --> 00:28:56,788
‫این فقط مربوط به کماله، باشه؟

343
00:28:56,871 --> 00:28:58,579
‫هیچ ربطی به تو نداره.

344
00:28:59,913 --> 00:29:02,446
‫هرچی بوده، مربوط به گذشته‌ست.

345
00:29:02,496 --> 00:29:04,204
‫رفته. تموم شده، باشه؟

346
00:29:05,204 --> 00:29:06,704
‫شاید برای تو این‌طور باشه.

347
00:29:07,496 --> 00:29:08,996
‫تو بودی که ترکش کردی.

348
00:29:10,121 --> 00:29:12,621
‫احساسات که برای هر دو نفر
‫هم‌زمان تموم نمیشن، فوندا.

349
00:29:38,621 --> 00:29:40,621
‫[امره]

350
00:29:47,621 --> 00:29:50,079
‫[دارم کار می‌کنم.]

351
00:29:52,288 --> 00:29:55,371
‫[باشه عزیزم]
‫[روز تعطیلیت میریم جنگل، درسته؟]

352
00:29:58,288 --> 00:30:00,246
‫[آره]

353
00:30:20,704 --> 00:30:22,246
‫چرا بهم نگفتی؟

354
00:30:22,329 --> 00:30:23,871
‫من هیچ‌وقت چیزی رو ازت پنهون نکردم، ایلکر.

355
00:30:23,954 --> 00:30:26,246
‫وقتی ازت پرسیدم چه کسایی اونجا بودن،
‫حیلی واضح اسم اونو نیاوردی.

356
00:30:26,329 --> 00:30:27,996
‫ببین، ببخشید. یادم رفته بود.

357
00:30:28,079 --> 00:30:30,454
‫- همین.
‫- انتظار داری باورش کنم، فوندا؟

358
00:30:30,996 --> 00:30:32,954
‫اصلاً نمی‌فهمم
‫چرا این‌قدر به خودت فشار میاری.

359
00:30:33,038 --> 00:30:35,663
‫فقط می‌خوام بفهمم
‫چرا نگفتی با نامزد سابقت بودی.

360
00:30:35,746 --> 00:30:37,246
‫با نامزد سابقم؟

361
00:30:38,329 --> 00:30:39,779
‫کمال نامزد سابقت بوده، مگه نه؟

362
00:30:39,829 --> 00:30:42,871
‫دیوونه شدی؟ باورم نمیشه.
‫الان چرا اینو پیش می‌کشی؟

363
00:30:42,954 --> 00:30:44,321
‫جدی میگی؟

364
00:30:44,371 --> 00:30:46,954
‫کمال و جرن دوستای ما هستن، ایلکر.

365
00:30:47,038 --> 00:30:49,163
‫فکر می‌کنی به این رابطه لطمه می‌زنم؟

366
00:30:49,246 --> 00:30:50,996
‫اونا باهم‌ان. نه من و کمال.

367
00:30:51,079 --> 00:30:54,621
‫دیگه این بدگمانی‌هات رو بس کن.
‫باید آروم باشی، باشه؟

368
00:30:54,704 --> 00:30:57,204
‫خب، باید اول به این فکر می‌کردی

369
00:30:57,288 --> 00:30:59,871
‫نه اینکه جزئیاتی رو که مشخصاً مهم‌ان
‫ازم پنهون کنی.

370
00:30:59,954 --> 00:31:01,154
‫خدای من، میشه بس کنی؟

371
00:31:01,204 --> 00:31:05,038
‫فوندا، وقتی فقط یه سوال ساده ازت می‌پرسم،
‫موضوع رو عوض نکن.

372
00:31:05,121 --> 00:31:08,079
‫می‌دونی، این‌طوری که داری باهام حرف می‌زنی،
‫خیلی عجیبه.

373
00:31:08,163 --> 00:31:09,954
‫باعث میشه از خودم بپرسم
‫چرا یهو این‌طوری شدی.

374
00:31:10,038 --> 00:31:12,579
‫هی، حق نداری تقصیر رو بندازی گردن من.

375
00:31:12,663 --> 00:31:15,321
‫- باورم نمیشه.
‫- جدی میگی؟

376
00:31:15,371 --> 00:31:17,954
‫- تویی که داری یه چیزی رو پنهون می‌کنی.
‫- بیشتر انگار تو داری این کارو می‌کنی.

377
00:31:18,038 --> 00:31:19,704
‫ببخشید. چی گفتی؟

378
00:31:19,788 --> 00:31:22,954
‫فقط نمی‌فهمم چرا این‌قدر طول کشید
‫تا با کمال مشکل پیدا کنی.

379
00:31:23,038 --> 00:31:24,029
‫واضحه؟

380
00:31:24,079 --> 00:31:27,413
‫خب، فکر کنم اون‌قدر احمق بودم که
‫فکر می‌کردم پشت سرم کاری نمی‌کنی.

381
00:31:27,496 --> 00:31:29,579
‫برای کاری که داری می‌کنی
‫یه اسمی هست، می‌دونی؟

382
00:31:29,663 --> 00:31:32,579
‫بهش میگن فرافکنی عذاب وجدان خودت.
‫دقیقاً داری همین کارو می‌کنی.

383
00:31:32,663 --> 00:31:34,163
‫این‌طوری نیست.

384
00:31:36,496 --> 00:31:38,538
‫خب، اگه این‌طور نیست،
‫پس به این جواب بده.

385
00:31:41,913 --> 00:31:45,371
‫امروز با شرکت امنیتی تماس گرفتم
‫تا در مورد قطعی ازشون بپرسم.

386
00:31:47,913 --> 00:31:49,196
‫خب، که چی؟ منظورت چیه؟

387
00:31:49,246 --> 00:31:51,913
‫فکر کردم گفتی وقتی دوربین از کار افتاد،
‫بهشون زنگ زدی.

388
00:31:52,537 --> 00:31:53,654
‫آره، زدم. چرا؟

389
00:31:53,704 --> 00:31:55,204
‫چرا؟

390
00:31:55,537 --> 00:31:58,912
‫تکنسین گفت فقط مشکل اتصال بوده.

391
00:31:58,996 --> 00:32:01,121
‫مثلاً یه اتصال شل یا همچین چیزی.

392
00:32:01,204 --> 00:32:03,662
‫برای همین رفتم و
‫تک‌تک سیم‌ها رو بررسی کردم.

393
00:32:03,746 --> 00:32:05,112
‫بعد همه‌چی رو گذاشتم سر جاش.

394
00:32:05,162 --> 00:32:07,329
‫و مشکل هم حل شد، خب؟

395
00:32:07,412 --> 00:32:09,621
‫یه چیز خیلی ساده بود.

396
00:32:10,329 --> 00:32:12,787
‫- منظورت چیه؟
‫- محض رضای خدا.

397
00:32:12,871 --> 00:32:14,279
‫دیگه نمی‌خوام باهات حرف بزنم.

398
00:32:14,329 --> 00:32:16,204
‫عالیه! آفرین، فوندا.
‫این بار واقعاً گل کاشتی.

399
00:32:16,287 --> 00:32:18,362
‫مثل همیشه تقصیر رو میندازی گردن من

400
00:32:18,412 --> 00:32:20,037
‫و اصلاً حرفات منطقی نیست.

401
00:32:20,704 --> 00:32:23,246
‫خودتو جمع کن،
‫چون از این مزخرفاتت خسته شدم.

402
00:32:23,329 --> 00:32:25,204
‫مزخرفات من؟
‫از مزخرفات من خسته شدی؟

403
00:32:25,287 --> 00:32:27,954
‫می‌دونی چیه؟
‫من دارم سعی می‌کنم مثبت باشم!

404
00:32:28,662 --> 00:32:31,371
‫ولی دیگه نه.
‫از تلاش کردن خسته شدم.

405
00:32:31,954 --> 00:32:34,287
‫و می‌دونم یه چیزی رو پنهون می‌کنی.

406
00:32:34,371 --> 00:32:36,662
‫مواظب لحنت باش.

407
00:32:38,287 --> 00:32:39,787
‫مواظب خودت باش.

408
00:33:10,579 --> 00:33:12,371
‫سلام، امره.

409
00:33:12,454 --> 00:33:13,612
‫سلام، فوندا.

410
00:33:13,662 --> 00:33:15,996
‫سعی کردم به نازلی زنگ بزنم،
‫ولی نتونستم پیداش کنم.

411
00:33:16,079 --> 00:33:17,746
‫می‌دونی کجا می‌تونم پیداش کنم؟

412
00:33:17,829 --> 00:33:20,912
‫ماوی یه پیش‌بند با طرح خرس داره،

413
00:33:20,996 --> 00:33:22,746
‫گفتم شاید نازلی بدونه کجاست.

414
00:33:22,829 --> 00:33:24,454
‫اگه دیدیش،
‫میشه ازش بخوای باهام تماس بگیره؟

415
00:33:24,537 --> 00:33:26,037
‫نازلی اونجا نیست؟

416
00:33:27,746 --> 00:33:29,537
‫نه، بهش چند روز مرخصی دادیم.

417
00:33:29,621 --> 00:33:31,121
‫واقعاً؟

418
00:33:31,912 --> 00:33:33,412
‫نمی‌دونستم.

419
00:33:33,662 --> 00:33:36,329
‫ببین، ببخشید مزاحمت شدم و وقتت رو گرفتم.

420
00:33:36,412 --> 00:33:38,829
‫نمی‌فهمم چرا بهم نگفت مرخصی گرفته.

421
00:33:39,329 --> 00:33:40,829
‫می‌تونست بیاد خونه‌ی من.

422
00:33:41,621 --> 00:33:44,704
‫آره، شاید پیش یه دوست مونده.

423
00:33:45,871 --> 00:33:49,287
‫به‌هرحال، بازم ببخشید مزاحمت شدم.
‫روز خوبی داشته باشی.

424
00:33:49,371 --> 00:33:50,871
‫تو هم همین‌طور، فوندا.

425
00:34:16,871 --> 00:34:18,704
‫[آقای ایلکر]
‫[می‌تونم باهات تماس بگیرم؟]

426
00:34:23,037 --> 00:34:24,579
‫[حتماً.]

427
00:34:29,371 --> 00:34:31,329
‫[نازلی، پرستار بچه]

428
00:34:33,704 --> 00:34:34,821
‫سلام.

429
00:34:34,871 --> 00:34:36,371
‫کجایی؟

430
00:34:36,871 --> 00:34:38,279
‫سیرکجی.

431
00:34:38,329 --> 00:34:39,829
‫تنهایی؟

432
00:34:42,162 --> 00:34:43,662
‫می‌خوای بیام؟

433
00:34:44,287 --> 00:34:45,787
‫آره.

434
00:35:04,704 --> 00:35:06,912
‫[فوندای عزیزم]

435
00:35:26,412 --> 00:35:28,120
‫[توی جلسه‌ام]

436
00:35:31,995 --> 00:35:33,495
‫سلام.

437
00:35:33,704 --> 00:35:36,870
‫دوباره برای سیستممون یه مشکلی پیش اومده،
‫درست مثل دفعه‌ی قبل که زنگ زدم.

438
00:35:36,954 --> 00:35:38,195
‫میشه برام بررسیش کنین؟

439
00:35:38,245 --> 00:35:41,079
‫بله، حتماً.
‫شما خانم فوندا هستین، درسته؟

440
00:35:41,162 --> 00:35:42,662
‫درسته.

441
00:35:43,120 --> 00:35:46,870
‫دفعه‌ی قبل مشکل از
‫شل بودن اتصال چندتا سیم بود.

442
00:35:46,954 --> 00:35:49,287
‫شل بودن اتصال؟ نمی‌فهمم.

443
00:35:50,037 --> 00:35:52,287
‫همکارتون گفت مشکل همین بوده.

444
00:35:52,370 --> 00:35:54,787
‫خب، ما سیستم خیلی پیشرفته‌ای داریم،
‫خانم فوندا.

445
00:35:54,870 --> 00:35:56,870
‫تقریباً غیرممکنه اتصالش شل بشه.

446
00:35:56,954 --> 00:35:58,445
‫برای اینکه همچین اتفاقی بیفته،

447
00:35:58,495 --> 00:36:01,037
‫یکی باید بهش آسیب زده باشه
‫یا از برق کشیده باشدش.

448
00:36:01,120 --> 00:36:03,245
‫و اگه این اتفاق افتاده بود،
‫من اینجا می‌فهمیدم.

449
00:36:04,912 --> 00:36:07,654
‫خب، میشه سیستم رو بررسی کنین

450
00:36:07,704 --> 00:36:10,662
‫ببینین قبلاً
‫مشکلی یا قطعی‌ای داشته یا نه؟

451
00:36:11,162 --> 00:36:12,912
‫تا جایی که من می‌بینم،
‫هیچ موردی نیست.

452
00:36:12,995 --> 00:36:14,995
‫سیستمتون کاملاً درست کار می‌کنه.

453
00:36:15,662 --> 00:36:17,912
‫کار دیگه‌ای هست که بتونم براتون انجام بدم؟

454
00:36:20,454 --> 00:36:23,037
‫نه، فکر کنم مشکلی نداره.

455
00:36:23,537 --> 00:36:25,245
‫خیلی کمکم کردین.

456
00:36:25,329 --> 00:36:27,037
‫خواهش می‌کنم.
‫روز خوبی داشته باشین.

457
00:36:27,120 --> 00:36:28,620
‫همچنین.

458
00:37:28,037 --> 00:37:29,537
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

459
00:37:29,703 --> 00:37:33,370
‫از کجا فهمیدی اینجام؟
‫روی گوشیم ردیاب نصب کردی؟

460
00:37:33,453 --> 00:37:35,120
‫فقط برای این بود که اگه اتفاقی افتاد...

461
00:37:35,203 --> 00:37:36,320
‫چه اتفاقی؟

462
00:37:36,370 --> 00:37:38,620
‫نمی‌دونم. زلزله، تیراندازی،
‫یا همچین چیزی.

463
00:37:38,703 --> 00:37:41,245
‫فکر کردم اگه بهت بگم،
‫فکر می‌کنی دیوونه‌ام.

464
00:37:42,287 --> 00:37:43,870
‫گفتم اینجا چیکار می‌کنی؟

465
00:37:44,828 --> 00:37:46,620
‫گفتی سرت شلوغه،
‫ولی می‌دونم نیست.

466
00:37:48,787 --> 00:37:51,662
‫می‌خواستم ذهنمو آروم کنم.
‫حالم خوب نبود، باشه؟

467
00:37:52,453 --> 00:37:54,370
‫- ولی اینجا؟
‫- مشکلی داره؟

468
00:37:54,453 --> 00:37:56,078
‫اینجا مشکلی داره؟

469
00:37:57,787 --> 00:37:59,620
‫به‌هرحال داشتم آماده می‌شدم برم.

470
00:37:59,703 --> 00:38:01,953
‫همین‌جا صبر کن.
‫میرم وسایلمو بیارم. باشه؟

471
00:38:02,662 --> 00:38:04,162
‫باشه.

472
00:38:32,495 --> 00:38:34,537
‫شماها واقعاً مریضین، می‌دونستین؟

473
00:38:34,620 --> 00:38:36,120
‫ها؟

474
00:38:36,495 --> 00:38:38,328
‫امره؟ هی، امره، بس کن، باشه؟

475
00:38:38,412 --> 00:38:39,912
‫چه آدم‌های منحرفی هستین؟

476
00:38:39,995 --> 00:38:42,162
‫- امره، نگام کن.
‫- هان؟ خیلی پررویی.

477
00:38:42,245 --> 00:38:44,662
‫- امره، بس کن.
‫- چیه؟ زنت برات کافی نیست؟

478
00:38:44,745 --> 00:38:47,787
‫بیخیال. امره، هیس. امره، هیس.

479
00:38:50,287 --> 00:38:51,995
‫نفس بکش. فقط... فقط نفس بکش.
‫باشه؟ فقط...

480
00:38:54,537 --> 00:38:56,370
‫امیدوارم توی جهنم بپوسی.

481
00:39:15,120 --> 00:39:18,578
‫فوندا؟ منم، امره.
‫زنگ زدم، ولی جواب ندادی.

482
00:39:19,078 --> 00:39:20,578
‫باید باهم حرف بزنیم.

483
00:39:40,578 --> 00:39:43,912
‫فوندا؟ منم، امره.
‫زنگ زدم، ولی جواب ندادی.

484
00:39:44,453 --> 00:39:45,953
‫باید باهم حرف بزنیم.

485
00:39:51,745 --> 00:39:52,612
‫نازلی؟

486
00:39:52,662 --> 00:39:54,578
‫خانم فوندا؟

487
00:39:55,703 --> 00:39:57,662
‫من... نمی‌دونستم به کی زنگ بزنم.

488
00:39:57,745 --> 00:39:59,620
‫به کمکت نیاز دارم.

489
00:39:59,703 --> 00:40:01,203
‫لطفاً زود بیا.

490
00:40:17,953 --> 00:40:19,453
‫نازلی.

491
00:40:19,912 --> 00:40:21,412
‫حالش چطوره؟

492
00:40:21,912 --> 00:40:24,745
‫اصلاً نمی‌دونم. خیلی بده.

493
00:40:26,787 --> 00:40:29,412
‫تصادف موتور.
‫یه کامیون بهش زده.

494
00:40:30,495 --> 00:40:33,453
‫عجیبه. همین الان بهم زنگ زده بود،
‫ولی جواب ندادم،

495
00:40:33,537 --> 00:40:36,037
‫بعد پیام صوتی گذاشته بود و
‫گفته بود باید باهم حرف بزنیم.

496
00:40:40,495 --> 00:40:42,287
‫تازه از هم جدا شده بودیم.

497
00:40:42,370 --> 00:40:46,328
‫فوندا، احتمالاً زنگ زده بود ببینه
‫می‌تونی راضیم کنی که

498
00:40:46,412 --> 00:40:48,078
‫دوباره باهاش آشتی کنم.

499
00:40:49,620 --> 00:40:51,328
‫شما دوتا از هم جدا شدین؟

500
00:40:51,995 --> 00:40:53,495
‫آره.

501
00:40:54,953 --> 00:40:56,453
‫امره با یکی دیگه بود.

502
00:40:57,911 --> 00:41:00,620
‫بهش گفتم دیگه هیچ‌وقت نمی‌خوام ببینمش.

503
00:41:00,703 --> 00:41:02,328
‫گفتم همه‌چی تمومه.

504
00:41:02,411 --> 00:41:04,286
‫امیدوارم توی جهنم بپوسی!

505
00:41:06,161 --> 00:41:07,703
‫باهم دعوا کردیم. خیلی بد بود.

506
00:41:15,245 --> 00:41:17,661
‫باورم نمیشه این اتفاق افتاده.

507
00:41:19,703 --> 00:41:22,786
‫همه‌ش تقصیر منه.

508
00:41:29,536 --> 00:41:32,203
‫دیدم زنگ زدی، ولی سرم شلوغ بود.
‫الان می‌تونم حرف بزنم.

509
00:41:32,286 --> 00:41:35,203
‫مهم نیست. امره تصادف کرده.
‫توی بیمارستانه.

510
00:41:36,995 --> 00:41:37,861
‫امره؟

511
00:41:37,911 --> 00:41:39,411
‫آره، نامزد نازلی.

512
00:41:42,828 --> 00:41:44,536
‫لعنتی. حالش خوب میشه؟

513
00:41:45,036 --> 00:41:45,903
‫تو کجایی؟

514
00:41:45,953 --> 00:41:47,745
‫من با نازلی توی بیمارستانم.

515
00:41:49,745 --> 00:41:50,861
‫منو بی‌خبر نذار.

516
00:41:50,911 --> 00:41:52,411
‫دوستت دارم.

517
00:41:53,578 --> 00:41:55,245
‫ای بابا، چیکار کردی؟

518
00:41:55,328 --> 00:41:57,036
‫این یه خراش خیلی بزرگه.

519
00:41:58,995 --> 00:42:02,078
‫آره. آره، می‌دونم،
‫ولی باید امروز درستش کنم.

520
00:42:02,578 --> 00:42:04,953
‫می‌تونم انجامش بدم. مشکلی نیست.

521
00:42:18,411 --> 00:42:20,578
‫- مشکلت چیه؟
‫- فقط می‌خوام حرف بزنم!

522
00:42:20,661 --> 00:42:22,370
‫- یواش‌تر، دیوونه!
‫- بیخیال!

523
00:42:22,453 --> 00:42:24,745
‫- ازم دور شو! برو عقب!
‫- فقط بزن کنار!

524
00:43:08,495 --> 00:43:12,328
‫[تعمیرگاه خودرو]

525
00:43:18,328 --> 00:43:21,828
‫زندگی من فقط یه زنجیره از فاجعه‌هاست.
‫یکی پشت سر یکی.

526
00:43:24,995 --> 00:43:27,870
‫یادت میاد وقتی پرسیدی
‫چه اتفاقی برام افتاده؟

527
00:43:35,203 --> 00:43:37,036
‫عاشق شده بودم.

528
00:43:38,620 --> 00:43:40,120
‫عشق واقعی.

529
00:43:40,995 --> 00:43:43,120
‫برای اولین بار عاشق شده بودم.

530
00:43:44,286 --> 00:43:47,286
‫هیچ‌وقت اون‌جور عشق واقعی رو
‫تجربه نکرده بودم.

531
00:43:47,786 --> 00:43:49,620
‫از اون عشق‌هایی که آدمو عوض می‌کنه.

532
00:43:51,870 --> 00:43:53,370
‫یه...

533
00:43:54,161 --> 00:43:57,078
‫یه روز کاملاً معمولی بود،
‫تا اینکه دیگه معمولی نبود.

534
00:43:58,161 --> 00:43:59,661
‫داشتم قدم می‌زدم...

535
00:44:01,745 --> 00:44:04,453
‫که یه اعلان روی گوشیم اومد.

536
00:44:06,453 --> 00:44:07,953
‫پس چکش کردم.

537
00:44:10,036 --> 00:44:11,578
‫همون موقع بود که خبر رو فهمیدم.

538
00:44:17,120 --> 00:44:19,494
‫فهمیدم مردی که دوستش داشتم،
‫مال من نبود.

539
00:44:24,036 --> 00:44:27,869
‫بعد از اون،
‫دیگه نمی‌دونستم کجام،

540
00:44:28,536 --> 00:44:30,036
‫کی هستم.

541
00:44:33,494 --> 00:44:34,994
‫گم شده بودم.

542
00:44:39,661 --> 00:44:41,703
‫انگار زمان برام متوقف شده بود.

543
00:44:42,911 --> 00:44:46,161
‫و صدای بوق ماشین‌ها و
‫جیغ مردم رو می‌شنیدم.

544
00:44:47,453 --> 00:44:49,828
‫وقتی بالاخره چشمامو باز کردم،

545
00:44:51,536 --> 00:44:54,703
‫توی بیمارستان بودم و
‫یه تکه فلز توی شکمم فرو رفته بود.

546
00:45:01,494 --> 00:45:03,161
‫بچه‌مو از دست داده بودم.

547
00:45:08,036 --> 00:45:11,078
‫فرصت مادر شدنم رو
‫برای همیشه از دست داده بودم.

548
00:45:14,119 --> 00:45:18,328
‫اون تصادف همه‌چی رو ازم گرفت.

549
00:45:19,786 --> 00:45:22,619
‫و حالا امره رو هم از دست میدم.

550
00:45:30,661 --> 00:45:32,161
‫متأسفم...

551
00:45:32,619 --> 00:45:35,578
‫تا وقتی وضعیتش پایدار بشه،
‫باید توی بخش مراقبت‌های ویژه بمونه.

552
00:45:35,661 --> 00:45:39,328
‫جراحت‌هاش شدیده
‫و خون زیادی از دست داده.

553
00:45:39,953 --> 00:45:42,994
‫بهتره برین خونه
‫و یه کم استراحت کنین، باشه؟

554
00:45:43,078 --> 00:45:44,578
‫هرچی شد بهتون خبر میدیم.

555
00:46:03,494 --> 00:46:05,494
‫- میشه بغلش کنم، لطفاً؟
‫- آره.

556
00:46:05,578 --> 00:46:07,328
‫بیا، عزیزم.

557
00:46:07,411 --> 00:46:08,911
‫سلام، عزیزم.

558
00:46:24,578 --> 00:46:26,078
‫نباید تنها باشی.

559
00:46:30,078 --> 00:46:31,911
‫نباید شب رو توی بیمارستان بمونی.

560
00:46:32,494 --> 00:46:33,953
‫بیا بریم خونه.

561
00:46:35,953 --> 00:46:45,953
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M