1
00:00:05,333 --> 00:00:09,233
‫[این سریال ساختگی‌ست. شخصیت‌ها، مکان‌ها، محل‌ها،
‫سازمان‌ها، حوادث، رویدادها ربطی به واقعیت ندارند.]

2
00:00:15,833 --> 00:00:17,683
‫اوه، چول وونگ!

3
00:00:17,733 --> 00:00:21,766
‫آقا! چول وونگ اومد.

4
00:00:24,366 --> 00:00:26,133
‫اومدی؟

5
00:00:37,833 --> 00:00:39,599
‫چول وونگ...

6
00:00:40,533 --> 00:00:43,399
‫چیکار کنیم؟ واسه بابات ناراحتم...

7
00:00:44,866 --> 00:00:47,649
‫خیلی واسه بابات ناراحتم...

8
00:00:47,699 --> 00:00:50,483
‫خیلی واسه بابات ناراحتم!

9
00:00:50,533 --> 00:00:52,149
‫بابات...

10
00:00:52,199 --> 00:00:55,483
‫خیلی واسه بابات ناراحتم!

11
00:00:55,533 --> 00:00:59,749
‫چیکار کنیم! چیکار کنیم...

12
00:00:59,799 --> 00:01:02,399
‫چیکار کنیم...

13
00:01:04,399 --> 00:01:09,399
W W W . M O V I E S H O . C O M

14
00:01:10,399 --> 00:01:20,399
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

15
00:01:27,566 --> 00:01:32,066
‫حتماً بابت از دست دادن عزیزت خیلی عزاداری...

16
00:01:32,833 --> 00:01:35,783
‫ایشون یکی از مهم‌ترین ریش سفیدهای
‫منطقه ما بود،

17
00:01:35,833 --> 00:01:37,316
‫ما هم عزادار...

18
00:01:37,366 --> 00:01:40,983
‫جای عزاداری، درخواست بخشش کنید.

19
00:01:41,033 --> 00:01:44,083
‫چیه؟ حرف بدی زدم؟

20
00:01:44,133 --> 00:01:48,349
‫مگه شما نبودین که حتی بعد استعفا از کاندید بودنش،

21
00:01:48,399 --> 00:01:52,083
‫متهمش کردین به دست داشتن در انتخابات
‫غیرقانونی و چند روز

22
00:01:52,133 --> 00:01:53,883
‫نذاشتین یه خواب راحت داشته باشه، رئیس؟

23
00:01:53,933 --> 00:01:57,483
‫ببین، صاحب مجلس. حتماً دچار سوءتفاهم شدی.

24
00:01:57,533 --> 00:01:58,649
‫سوءتفاهم؟

25
00:01:58,699 --> 00:02:02,216
‫بابام به شرفش اندازه زندگیش اهمیت می‌داد.

26
00:02:02,266 --> 00:02:04,883
‫چقدر عذاب کشیده بوده

27
00:02:04,933 --> 00:02:08,666
‫که چند ماه با شب و روز نوشیدن از پا دراومد؟

28
00:02:10,833 --> 00:02:12,366
‫بریم!

29
00:02:16,233 --> 00:02:18,683
‫ممنون که تشریف آوردین!

30
00:02:18,733 --> 00:02:23,999
‫منم واسه مراسم مرده شوری شما میام.

31
00:02:26,799 --> 00:02:30,183
‫همین چند وقت پیش از کلانتری سئول بهم زنگ زدن.

32
00:02:30,233 --> 00:02:32,383
‫یه دانشجو از این روستا که افتخار داشته

33
00:02:32,433 --> 00:02:34,283
‫اولین کسی باشه که وارد دانشگاه هانکوک بشه،

34
00:02:34,333 --> 00:02:36,716
‫درست و حسابی درس نمی‌خونده

35
00:02:36,766 --> 00:02:41,283
‫بلکه طرفدار کمونیست‌ها شده و تو اعتراضات
‫ضدحکومتی شرکت می‌کرده!

36
00:02:41,333 --> 00:02:42,783
‫در ضمن!

37
00:02:42,833 --> 00:02:45,449
‫بهم گفتن هر وقت اومد روستا دستگیرش کنم

38
00:02:45,499 --> 00:02:48,799
‫و بفرستمش سئول!

39
00:02:53,899 --> 00:02:55,249
‫مامان...

40
00:02:55,299 --> 00:02:56,283
‫مامان!

41
00:02:56,333 --> 00:02:59,749
‫حتماً از خدمت کردن به کشور خسته شدین، رئیس.

42
00:02:59,799 --> 00:03:02,616
‫ممنون که با وجود اینکه سرتون شلوغ بود

43
00:03:02,666 --> 00:03:04,616
‫وقت گذاشتین و اومدین اینجا.

44
00:03:04,666 --> 00:03:06,516
‫ما الان سوگواریم،

45
00:03:06,566 --> 00:03:10,649
‫بدون صاحب مجلس چطوری باید عزاداری کنیم؟

46
00:03:10,699 --> 00:03:12,883
‫من باهاش صحبت می‌کنم، خواهش می‌کنم
‫بهش رحم کنید.

47
00:03:12,933 --> 00:03:15,849
‫بهمون رحم کنید.

48
00:03:15,899 --> 00:03:18,449
‫التماس می‌کنم.

49
00:03:18,499 --> 00:03:21,499
‫حواستون به حرف‌هاتون باشه.

50
00:03:34,599 --> 00:03:36,433
‫بابات گفت...

51
00:03:37,233 --> 00:03:40,366
‫این رو بعد تشییعش بهت بدم.

52
00:03:47,533 --> 00:03:49,299
‫چول وونگ.

53
00:03:50,299 --> 00:03:53,683
‫همه این اتفاق‌ها به خاطر بی‌تقوا بودن من
‫اتفاق افتاد.

54
00:03:53,733 --> 00:03:58,883
‫هر چند، پدرت هیچوقت کار شرم آوری
‫انجام نداد.

55
00:03:58,933 --> 00:04:01,983
‫به فکر انتقام گرفتن نباش،

56
00:04:02,033 --> 00:04:04,399
‫و مراقب مادرت باش.

57
00:04:09,833 --> 00:04:11,699
‫بابا...

58
00:04:13,066 --> 00:04:16,633
‫یه وصیتنامه نوشته و گفته انتقام نگیرم.

59
00:04:17,633 --> 00:04:19,299
‫ولی، می‌دونی...

60
00:04:20,199 --> 00:04:22,583
‫موندم چرا

61
00:04:22,633 --> 00:04:26,399
‫به نظرم میومد خواسته هر جور شده
‫انتقامش رو بگیرم؟

62
00:04:30,333 --> 00:04:31,699
‫من...

63
00:04:33,133 --> 00:04:35,833
‫بعد اینهمه بدبختی به این نقطه رسیدم.

64
00:04:39,233 --> 00:04:41,983
‫و قوی‌تر میشم.

65
00:04:42,033 --> 00:04:44,816
‫بعد قوی‌تر شدنم،

66
00:04:44,866 --> 00:04:47,383
‫کسایی که بابام رو اذیت کردن،

67
00:04:47,433 --> 00:04:50,199
‫کسایی که من رو بدبخت کردن...

68
00:04:51,433 --> 00:04:55,299
‫تقاص عذابی که به ما دادن رو پس میدن.

69
00:04:59,499 --> 00:05:02,183
‫بزرگ شدی، پسرم.

70
00:05:02,233 --> 00:05:03,733
‫و،

71
00:05:04,766 --> 00:05:10,833
‫از مردمم حفاظت می‌کنم که دیگه اینجوری
‫تحقیر نشی، مامان.

72
00:05:14,966 --> 00:05:17,416
‫چی می‌خوای بگی؟

73
00:05:17,466 --> 00:05:22,966
‫میگی... یکی رو پیدا کنم؟

74
00:05:24,566 --> 00:05:26,883
‫خواهش می‌کنم...

75
00:05:26,933 --> 00:05:29,783
‫همین یه بار کمکم کن، هماهنگ کننده.

76
00:05:29,833 --> 00:05:32,683
‫ما تو شرکتمون با امنیت ملی سر و کار داریم.

77
00:05:32,733 --> 00:05:37,432
‫آژانس کارآگاهی نیست که توش مردم رو
‫پیدا کنیم.

78
00:05:39,199 --> 00:05:40,899
‫چرا شرکت ما...

79
00:05:42,532 --> 00:05:45,599
‫باید بدبختی‌های اعضای خانواده‌ش رو نادیده بگیره؟

80
00:05:57,566 --> 00:06:01,466
‫منم عضو خانواده میشم.

81
00:06:02,999 --> 00:06:05,332
‫همین یه بار کمکم کن.

82
00:06:06,999 --> 00:06:09,066
‫جدی؟

83
00:06:13,299 --> 00:06:14,449
‫واقعاً؟

84
00:06:14,499 --> 00:06:16,066
‫چیکار کنم؟

85
00:06:16,866 --> 00:06:18,616
‫چه آدم رمانتیکیه.

86
00:06:18,666 --> 00:06:19,949
‫کمکش کن.

87
00:06:19,999 --> 00:06:21,766
‫چشم.

88
00:06:26,666 --> 00:06:28,582
‫[قرارداد توزیع فیلم]

89
00:06:28,632 --> 00:06:31,682
‫تا کی می‌خوای دست رو دست بذاری و اینجا بشینی؟

90
00:06:31,732 --> 00:06:33,582
‫وقت نداریم!

91
00:06:33,632 --> 00:06:35,532
‫بیا زنگ بزنیم به پلیس.

92
00:06:36,366 --> 00:06:38,116
‫آره، رئیس.

93
00:06:38,166 --> 00:06:41,582
‫حداقل باید طرف رو نجات بدیم!

94
00:06:41,632 --> 00:06:44,049
‫حتی اگه به پلیس گزارش بدیم هم پیداش نمی‌کنن.

95
00:06:44,099 --> 00:06:46,399
‫بهم اعتماد کنین.

96
00:06:48,199 --> 00:06:52,716
‫می‌دونن که اگه دستشون به جونگ شین بخوره،

97
00:06:52,766 --> 00:06:53,916
‫دیگه جایی تو این صنعت ندارن.

98
00:06:53,966 --> 00:06:56,866
‫- خاله!
‫- رئیس!

99
00:06:59,532 --> 00:07:03,282
‫تو... اگه همین الان زنگ بزنی به چا گوم اوک

100
00:07:03,332 --> 00:07:07,082
‫و ازش بخوای نجاتت بده... اگه یه بار زنگ بزنی،

101
00:07:07,132 --> 00:07:09,932
‫آزادت می‌کنم. فهمیدی؟

102
00:07:15,899 --> 00:07:18,516
‫اگه زانو بزنی و جلوم التماس کنی،

103
00:07:18,566 --> 00:07:22,999
‫شاید به بخشیدنت فکر کنم، رئیس احمق.

104
00:07:24,232 --> 00:07:25,949
‫گفتم من احمق نیستم!

105
00:07:25,999 --> 00:07:27,549
‫گفتم نیستم!

106
00:07:27,599 --> 00:07:29,032
‫لعنتی!

107
00:07:29,999 --> 00:07:30,982
‫هونگ جو!

108
00:07:31,032 --> 00:07:32,249
‫بله، هیونگ!

109
00:07:32,299 --> 00:07:34,382
‫تو...

110
00:07:34,432 --> 00:07:36,882
‫- یه سری دلال می‌شناسی، نه؟
‫- بله!

111
00:07:36,932 --> 00:07:39,166
‫- می‌شناسی دیگه؟
‫- بله، هیونگ!

112
00:07:45,566 --> 00:07:46,766
‫الو؟

113
00:07:47,632 --> 00:07:49,249
‫منم.

114
00:07:49,299 --> 00:07:50,832
‫پیداش کردم.

115
00:07:53,232 --> 00:07:54,699
‫کجاست؟

116
00:07:56,399 --> 00:07:58,382
‫گیونگیدو اوسان.

117
00:07:58,432 --> 00:08:01,932
‫پلیس داره میره اونجا، منم همراهشون میرم.

118
00:08:03,299 --> 00:08:07,249
‫ولی... چطوری اینقدر سریع پیداش کردی؟

119
00:08:07,299 --> 00:08:12,649
‫رئیس بیون تازگی یه اسباب بازی جدید گرفته،
‫زدن ردش آسون بود.

120
00:08:12,699 --> 00:08:15,816
‫تو کره جنوبی زیاد روال نیست

121
00:08:15,866 --> 00:08:18,632
‫واسه همین احتمالاً نمی‌دونسته میشه ردش رو زد.

122
00:08:20,466 --> 00:08:22,582
‫رئیس چا،

123
00:08:22,632 --> 00:08:27,932
‫دیگه نمی‌تونم جلوی آدم‌هام رو بگیرم.

124
00:08:31,099 --> 00:08:34,782
‫خوب گوش بده. دقیقاً پنج دقیقه وقت داری.

125
00:08:34,832 --> 00:08:40,232
‫اگه نیای، یعنی خانم اوه رو کشتی، خب؟

126
00:08:49,932 --> 00:08:51,099
‫باشه!

127
00:08:51,932 --> 00:08:55,516
‫ای خدا، قبض تلفنش خیلی زیاد میاد.

128
00:08:55,566 --> 00:08:56,782
‫همین رو بگو.

129
00:08:56,832 --> 00:08:58,599
‫وای خدا!

130
00:09:02,899 --> 00:09:04,566
‫چی گفت؟

131
00:09:05,632 --> 00:09:07,516
‫این یارو...

132
00:09:07,566 --> 00:09:10,732
‫خیلی سمج‌تر از اونیه که فکر می‌کردم.

133
00:09:11,266 --> 00:09:13,916
‫اگه اینجوری رفتار کنه، راه حلی براش ندارم...

134
00:09:13,966 --> 00:09:16,582
‫خاله، مگه نمی‌دونی اگه جونگ شین رو نجات ندیم،

135
00:09:16,632 --> 00:09:18,049
‫بهرحال کل سینماهات رو از دست میدی؟

136
00:09:18,099 --> 00:09:19,432
‫دقیقاً!

137
00:09:20,232 --> 00:09:25,016
‫تا وقتی مدیر شعبه رو داشته باشیم، شما فرصت
‫مبارزه رو ندارین؟

138
00:09:25,066 --> 00:09:27,766
‫- اینطور میگی؟
‫- بله!

139
00:09:29,232 --> 00:09:31,966
‫- خاله!
‫- رئیس!

140
00:09:32,766 --> 00:09:35,499
‫- خاله!
‫- رئیس!

141
00:09:53,232 --> 00:09:56,016
‫هیونگ، از بوسان زنگ زدن.

142
00:09:56,066 --> 00:10:00,882
‫میگه اگه دختره رو بیاری، می‌تونه تا ده
‫سال نگهش داره.

143
00:10:00,932 --> 00:10:02,866
‫بریم؟

144
00:10:07,566 --> 00:10:10,832
‫ای خدا، عوضی سنگدل!

145
00:10:11,599 --> 00:10:12,816
‫بریم.

146
00:10:12,866 --> 00:10:14,366
‫چشم، هیونگ.

147
00:10:15,866 --> 00:10:18,432
‫وایسین.

148
00:10:22,266 --> 00:10:23,449
‫الو؟

149
00:10:23,499 --> 00:10:25,749
‫اوه جونگ شین.

150
00:10:25,799 --> 00:10:28,249
‫- بفرستش.
‫- عه!

151
00:10:28,299 --> 00:10:30,366
‫رئیس چا!

152
00:10:31,266 --> 00:10:34,949
‫اگه یه کم دیرتر زنگ می‌زدی، تو بد
‫دردسری میفتادی!

153
00:10:34,999 --> 00:10:37,782
‫افرادم می‌خواستن دفنش کنن.

154
00:10:37,832 --> 00:10:40,282
‫نه! نکن!

155
00:10:40,332 --> 00:10:42,349
‫- نه!
‫- می‌شنوی صداش رو؟

156
00:10:42,399 --> 00:10:43,716
‫- می‌شنوی نه؟
‫- نه!

157
00:10:43,766 --> 00:10:46,066
‫جونگ شین خوبه؟

158
00:10:50,366 --> 00:10:55,099
‫یکی رو می‌فرستم قرارداد رو بیاره.

159
00:11:00,199 --> 00:11:01,282
‫موفق شدیم!

160
00:11:01,332 --> 00:11:03,082
‫- تموم شد!
‫- ایول!

161
00:11:03,132 --> 00:11:05,332
‫تموم شد!

162
00:11:06,699 --> 00:11:08,949
‫- هونگ جو!
‫- بله، هیونگ!

163
00:11:08,999 --> 00:11:13,082
‫تو برو سئول و قرارداد رو بیار.

164
00:11:13,132 --> 00:11:15,132
‫چشم، هیونگ.

165
00:11:25,499 --> 00:11:27,332
‫بریم.

166
00:11:31,765 --> 00:11:33,515
‫حیف شد.

167
00:11:33,565 --> 00:11:35,565
‫من بردم.

168
00:11:42,665 --> 00:11:45,265
‫من بیون هاک سوام! لعنتی!

169
00:11:56,065 --> 00:11:57,765
‫بگیریدشون!

170
00:11:59,165 --> 00:12:01,032
‫دستا بالا!

171
00:12:02,032 --> 00:12:03,832
‫این سر و صدا از کجا میاد؟

172
00:12:17,565 --> 00:12:18,965
‫چه خبر شده؟

173
00:12:24,765 --> 00:12:25,899
‫برید!

174
00:12:30,932 --> 00:12:32,882
‫- هیونگ!
‫- چه خبره؟

175
00:12:32,932 --> 00:12:36,399
‫کثافت!

176
00:12:38,532 --> 00:12:40,565
‫جونگ شین!

177
00:12:47,732 --> 00:12:49,949
‫وای خدا!

178
00:12:49,999 --> 00:12:51,015
‫خوبی؟

179
00:12:51,065 --> 00:12:54,082
‫آسیب دیدی؟

180
00:12:54,132 --> 00:12:56,749
‫- اون رو بذار زمین و دستا بالا!
‫- چشم قربان!

181
00:12:56,799 --> 00:12:59,165
‫- زانو بزن!
‫- چشم قربان!

182
00:13:00,765 --> 00:13:03,082
‫چطوری اومدی اینجا؟

183
00:13:03,132 --> 00:13:06,082
‫به سیا زنگ زدم.

184
00:13:06,132 --> 00:13:07,749
‫نمی‌دونستم اینقدر آدم مهمی هستم.

185
00:13:07,799 --> 00:13:09,149
‫بیاید دنبالم!

186
00:13:09,199 --> 00:13:11,349
‫خواهش می‌کنم گوش کنین!

187
00:13:11,399 --> 00:13:12,565
‫وایسین!

188
00:13:14,199 --> 00:13:15,982
‫یه لحظه!

189
00:13:16,032 --> 00:13:18,465
‫هی، هی!

190
00:13:31,465 --> 00:13:33,182
‫حقته، رئیس احمق.

191
00:13:33,232 --> 00:13:35,049
‫- وای دنده‌م...
‫- پاشو.

192
00:13:35,099 --> 00:13:36,215
‫ممنون.

193
00:13:36,265 --> 00:13:39,999
‫کل سینماهایی که مونده واسه من.

194
00:13:40,799 --> 00:13:44,965
‫- وای!
‫- دنده‌م داغون شد!

195
00:13:54,599 --> 00:13:57,082
‫سیای کره عجب سرعت عملی داره.

196
00:13:57,132 --> 00:13:59,015
‫سیا کره؟

197
00:13:59,065 --> 00:14:00,215
‫چی هست؟

198
00:14:00,265 --> 00:14:02,115
‫آژانس امنیت ملی، احمق.

199
00:14:02,165 --> 00:14:04,415
‫اوه، آژانس امنیت ملی!

200
00:14:04,465 --> 00:14:07,815
‫واو، وقتی ما بعد اینهمه گشتن پیداش نکردیم،

201
00:14:07,865 --> 00:14:09,949
‫چطوری اینقدر سریع پیداش کردن؟

202
00:14:09,999 --> 00:14:12,715
‫اگه می‌دونستیم، پیداش می‌کردیم.

203
00:14:12,765 --> 00:14:14,582
‫خوبی؟

204
00:14:14,632 --> 00:14:17,799
‫فکر کردم قراره بمیرم.

205
00:14:23,265 --> 00:14:25,899
‫فکر کردم قراره بمیرم.

206
00:14:39,399 --> 00:14:42,982
‫جونگ شین.

207
00:14:43,032 --> 00:14:44,699
‫تو...

208
00:14:46,832 --> 00:14:47,915
‫دماغت داره می‌ریزه.

209
00:14:47,965 --> 00:14:53,749
‫چی؟

210
00:14:53,799 --> 00:14:55,449
‫می‌خوای بمیری؟

211
00:14:55,499 --> 00:14:57,049
‫- همیشه مسخره بازی درمیاری!
‫- آخ!

212
00:14:57,099 --> 00:14:58,132
‫درد میاد...

213
00:15:09,299 --> 00:15:12,999
‫چرا اینجوری می‌کنی؟

214
00:15:13,865 --> 00:15:18,499
‫اینقدر کافیه؟

215
00:15:20,665 --> 00:15:24,282
‫باشه، دوستیم دیگه.

216
00:15:24,332 --> 00:15:26,815
‫آدم نمی‌دونه آینده قراره چی بشه.

217
00:15:26,865 --> 00:15:31,582
‫تازه، منم که زندگیت رو نجات دادم.

218
00:15:31,632 --> 00:15:32,982
‫باشه بابا.

219
00:15:33,032 --> 00:15:36,699
‫ولی... دیگه شورش رو درنیار.

220
00:15:38,365 --> 00:15:39,965
‫بیا بریم.

221
00:16:05,999 --> 00:16:07,215
‫مدیر شعبه...

222
00:16:07,265 --> 00:16:09,549
‫فکر کردم داری می‌میری، دختر!

223
00:16:09,599 --> 00:16:11,899
‫خیلی اذیت شدی.

224
00:16:12,765 --> 00:16:15,865
‫شنیدم به رئیس عوضی گفتی من رو بکشه.

225
00:16:16,865 --> 00:16:19,649
‫حالا که نمردی. مهم همینه.

226
00:16:19,699 --> 00:16:22,749
‫آدمی هم نیستی که به این سادگی بمیره.

227
00:16:22,799 --> 00:16:24,182
‫مدیر شعبه.

228
00:16:24,232 --> 00:16:26,482
‫اینقدر ناراحت نباش.

229
00:16:26,532 --> 00:16:28,982
‫با اینکه رئیس اونجوری حرف زد،

230
00:16:29,032 --> 00:16:33,682
‫گفت می‌خواد کل سینماهاش رو بده تا تو
‫نجات پیدا کنی، مدیر شعبه!

231
00:16:33,732 --> 00:16:36,649
‫عجبا.

232
00:16:36,699 --> 00:16:40,382
‫اگه باور نمی‌کنی، قرارداد رو ببین.

233
00:16:40,432 --> 00:16:42,615
‫اشتباه می‌کنین، رئیس.

234
00:16:42,665 --> 00:16:43,815
‫درباره چی؟

235
00:16:43,865 --> 00:16:46,215
‫من واسه انجام این کار از جونم گذشتم،

236
00:16:46,265 --> 00:16:49,348
‫واسه همین این از جون من مهم‌تره.

237
00:16:49,398 --> 00:16:54,048
‫حتی اگه قرار بود بمیرم هم نباید بهش
‫مهر می‌زدین.

238
00:16:54,098 --> 00:16:55,682
‫چی گفتی؟

239
00:16:55,732 --> 00:16:58,648
‫یه بار دیگه میگم، چون منم سهم دارم،

240
00:16:58,698 --> 00:17:01,948
‫نمی‌تونین تصمیم بگیرین من طبق خواسته شما
‫بمیرم یا زنده بمونم.

241
00:17:01,998 --> 00:17:05,782
‫زندگی شما برای خودتونه، ولی زندگی منم
‫برای خودمه.

242
00:17:05,832 --> 00:17:07,815
‫من، اوه جونگ شین، خودم برای این چیزها
‫تصمیم می‌گیرم.

243
00:17:07,865 --> 00:17:10,315
‫وای، این عجوزه لجوج رو ببین.

244
00:17:10,365 --> 00:17:13,315
‫بهرحال، چون با زندگی من بازی کردین،

245
00:17:13,365 --> 00:17:15,415
‫شرکت سرگرمی استار افتاد به دست ما،

246
00:17:15,465 --> 00:17:18,848
‫باید درباره سهامی که گیر من میاد صحبت کنیم.

247
00:17:18,898 --> 00:17:20,415
‫از این به بعد،

248
00:17:20,465 --> 00:17:22,782
‫سهام شرکت‌های توزیع فیلم گیونگیدو و گانگووندو،

249
00:17:22,832 --> 00:17:26,998
‫من شصت درصد برمی‌دارم و شما چهل درصد، رئیس.

250
00:17:28,865 --> 00:17:31,482
‫- چی فرمودی؟
‫- مدیر شعبه!

251
00:17:31,532 --> 00:17:34,482
‫این چه رفتاریه با رئیس داری!

252
00:17:34,532 --> 00:17:38,015
‫وگرنه یه شرکت دیگه برای خودم میزنم.

253
00:17:38,065 --> 00:17:39,565
‫چی؟

254
00:17:40,732 --> 00:17:42,348
‫جونگ شین!

255
00:17:42,398 --> 00:17:46,448
‫خب، شرکت خودم رو بزنم؟

256
00:17:46,498 --> 00:17:49,098
‫می‌تونین تو بازار گیونگیدونگ و گانگووندو شکستم بدی؟

257
00:17:54,365 --> 00:17:56,648
‫می‌دونستم اینجوری می‌کنی.

258
00:17:56,698 --> 00:17:58,382
‫- هی، مدیر گو.
‫- بله.

259
00:17:58,432 --> 00:18:01,915
‫حرف من به رئیس بیون اشتباه نبود.

260
00:18:01,965 --> 00:18:06,048
‫می‌دونستم یه روز سعی می‌کنه من رو بزنه کنار.

261
00:18:06,098 --> 00:18:07,182
‫خیلی خب، کارت رو بکن.

262
00:18:07,232 --> 00:18:11,415
‫راستش، نظرت چیه جولادو هم برای تو باشه؟

263
00:18:11,465 --> 00:18:15,215
‫- رئیس!
‫- ولی به یه شرط.

264
00:18:15,265 --> 00:18:19,515
‫باید دختر من بشی!

265
00:18:19,565 --> 00:18:22,348
‫اگه می‌خوای کاری کنی، تحت قلمرو خودم
‫کارت رو بکن.

266
00:18:22,398 --> 00:18:25,515
‫اونوقت همه چیزم به تو ارث میرسه.

267
00:18:25,565 --> 00:18:27,082
‫بریم.

268
00:18:27,132 --> 00:18:28,765
‫چشم.

269
00:18:31,798 --> 00:18:34,632
‫زیاد فکرت رو درگیرش نکن.

270
00:18:47,632 --> 00:18:50,865
‫چیزه، رئیس.

271
00:18:52,498 --> 00:18:53,615
‫رئیس!

272
00:18:53,665 --> 00:18:55,582
‫کر که نیستم!

273
00:18:55,632 --> 00:18:57,015
‫چیه؟ چی می‌خوای؟

274
00:18:57,065 --> 00:19:00,248
‫می‌خوای بپرسی قراره همه چی رو بدم به جونگ شین؟

275
00:19:00,298 --> 00:19:02,032
‫بله...

276
00:19:03,732 --> 00:19:05,882
‫من همه چی رو نمی‌دونم،

277
00:19:05,932 --> 00:19:09,782
‫ولی دوتا آدم معروف رو می‌شناسم که زانو زدن.

278
00:19:09,832 --> 00:19:14,148
‫یکیشون شاهزاده هونگسون بود، پدر
‫امپراتوری گوجونگ.

279
00:19:14,198 --> 00:19:18,615
‫اون یکی هان شین بود، یه ژنرال بزرگ در دوران
‫خاندان هان توی چین.

280
00:19:18,665 --> 00:19:22,115
‫البته که شاهزاده هونگسون رو می‌شناسم.

281
00:19:22,165 --> 00:19:26,782
‫ولی ژنرال چینی رو نه.

282
00:19:26,832 --> 00:19:30,615
‫انتظار هم نداشتم بشناسیش.

283
00:19:30,665 --> 00:19:34,882
‫در هر صورت، وجه اشتراک این دو نفر

284
00:19:34,932 --> 00:19:36,882
‫اینه که جفتشون قدرت نداشتن،

285
00:19:36,932 --> 00:19:42,082
‫واسه همین فیلم میومدن که کسی که می‌خواست
‫بکشتشون رو آروم کنن.

286
00:19:42,132 --> 00:19:44,248
‫اول از توفان در می‌رفتن

287
00:19:44,298 --> 00:19:47,248
‫و بعدش قدرت می‌گرفتن که رقیب رو شکست بدن.

288
00:19:47,298 --> 00:19:50,198
‫الکی زانو می‌زدن.

289
00:19:50,832 --> 00:19:55,415
‫وای. چه آدم‌های دغل بازی.

290
00:19:55,465 --> 00:19:59,148
‫تو جنگ که جونت تو خطره، چطوری میشه
‫حرف از دغل بازی زد؟

291
00:19:59,198 --> 00:20:01,115
‫همه فریب میدن و فریب بقیه رو می‌خورن.

292
00:20:01,165 --> 00:20:06,215
‫خب، آخرش رقیبشون رو شکست دادن؟

293
00:20:06,265 --> 00:20:08,115
‫پس چی.

294
00:20:08,165 --> 00:20:10,515
‫شیادن‌ها.

295
00:20:10,565 --> 00:20:12,182
‫وای خدا...

296
00:20:12,232 --> 00:20:14,882
‫چه آدم‌های ترسناکی.

297
00:20:14,932 --> 00:20:16,248
‫آره.

298
00:20:16,298 --> 00:20:17,615
‫این ضرب المثل از اینجا میاد،

299
00:20:17,665 --> 00:20:23,198
‫به کسایی که راحت زانو میزنن اعتماد نکن.

300
00:20:24,032 --> 00:20:29,482
‫پس زانو زدن یعنی تو فکر شکست دادن من هستن.

301
00:20:29,532 --> 00:20:32,115
‫که اینطور.

302
00:20:32,165 --> 00:20:33,615
‫یه لحظه.

303
00:20:33,665 --> 00:20:38,215
‫پس مدیر شعبه اوه جونگ شین هم می‌خواد
‫شما رو...

304
00:20:38,265 --> 00:20:40,215
‫ای...

305
00:20:40,265 --> 00:20:42,798
‫شرمنده.

306
00:20:43,865 --> 00:20:47,615
‫به همچین بچه‌ای گفتم فرزند خونده‌م بشه.

307
00:20:47,665 --> 00:20:51,582
‫به نظرت پیشنهادم رو قبول می‌کنه؟

308
00:20:51,632 --> 00:20:53,548
‫ای خدا.

309
00:20:53,598 --> 00:20:56,815
‫وقتی دیدم اونجوری داره باهاتون رفتار می‌کنه،

310
00:20:56,865 --> 00:20:59,732
‫عمراً اگه قبول کنه.

311
00:21:02,332 --> 00:21:05,765
‫پس با من قراره در بیفته.

312
00:21:07,432 --> 00:21:09,182
‫ببینیم چی میشه.

313
00:21:09,232 --> 00:21:11,448
‫- شما چوی یونگ شیک رو می‌شناسین؟
‫- بله.

314
00:21:11,498 --> 00:21:14,482
‫پس چوی چول وونگ رو هم می‌شناسین؟

315
00:21:14,532 --> 00:21:15,915
‫سلام.

316
00:21:15,965 --> 00:21:18,682
‫شما پرستار بچه‌ی کانگ یو جین بودین؟

317
00:21:18,732 --> 00:21:20,432
‫بله.

318
00:21:27,465 --> 00:21:29,848
‫بیمار چوی یونگ شین رو می‌شناسین؟

319
00:21:29,898 --> 00:21:31,048
‫اوه، بله.

320
00:21:31,098 --> 00:21:33,532
‫بذارین یه نگاه به سوابق پزشکیش بندازم.

321
00:21:47,432 --> 00:21:49,598
‫عذر می‌خوام.

322
00:21:51,432 --> 00:21:53,665
‫شما؟

323
00:21:55,065 --> 00:21:56,482
‫من از دفتر دادستان اومدم.

324
00:21:56,532 --> 00:21:59,182
‫چوی چول وونگ رو می‌شناسین دیگه؟

325
00:21:59,232 --> 00:22:04,315
‫چول وونگ اشتباهی کرده؟

326
00:22:04,365 --> 00:22:06,732
‫نه.

327
00:22:07,298 --> 00:22:09,648
‫قراره به زودی یه بازپرس یا قاضی رسمی بشه،

328
00:22:09,698 --> 00:22:12,082
‫ولی چون موقعیت مهمیه،

329
00:22:12,132 --> 00:22:15,915
‫باید درباره‌ی  گذشته و هویتش تحقیق کنیم.

330
00:22:15,965 --> 00:22:19,781
‫در ضمن، به چوی چول وونگ چیزی نگید.

331
00:22:19,831 --> 00:22:22,881
‫ممکنه تاثیر منفی روی ترفیع گرفتنش داشته باشه.

332
00:22:22,931 --> 00:22:24,748
‫اوه، چشم.

333
00:22:24,798 --> 00:22:27,315
‫خب، تو محل شنیدم،

334
00:22:27,365 --> 00:22:31,848
‫شما با خانواده چوی یونگ شیک خیلی
‫صمیمی بودین.

335
00:22:31,898 --> 00:22:33,181
‫بله.

336
00:22:33,231 --> 00:22:35,848
‫وقتی چوی چول وونگ دبیرستانی بود،

337
00:22:35,898 --> 00:22:38,281
‫جز جریمه شدنش بابت خشونت،

338
00:22:38,331 --> 00:22:41,748
‫جرم دیگه‌ای مرتکب شد؟

339
00:22:41,798 --> 00:22:44,115
‫نه. اصلاً.

340
00:22:44,165 --> 00:22:45,081
‫که اینطور.

341
00:22:45,131 --> 00:22:49,481
‫پس داستان‌هایی که

342
00:22:49,531 --> 00:22:51,381
‫میگن واسه بیماری روانی تو بیمارستان
‫بستری شده بوده رو شنیدین؟

343
00:22:51,431 --> 00:22:52,615
‫وای خدا!

344
00:22:52,665 --> 00:22:55,748
‫هیچکس به باهوشی و درستکاری اون نیست.

345
00:22:55,798 --> 00:22:58,648
‫هیچوقت همچین چیزی نشنیدم.

346
00:22:58,698 --> 00:23:00,748
‫صحیح.

347
00:23:00,798 --> 00:23:03,198
‫حقیقت داره که

348
00:23:05,931 --> 00:23:09,798
‫چوی چول وونگ پسر واقعی چوی یونگ شیک نیست؟

349
00:23:14,998 --> 00:23:16,848
‫منظورتون...

350
00:23:16,898 --> 00:23:20,781
‫خب، مهم نیست به سرپرستی گرفته شده باشه.

351
00:23:20,831 --> 00:23:25,498
‫این موضوع چیزی رو درباره ارتباطش با پدر و مادر
‫قانونیش تغییر نمیده.

352
00:23:27,331 --> 00:23:33,265
‫راحت باشید، راستش رو بگید.

353
00:23:35,231 --> 00:23:38,281
‫خب...

354
00:23:38,331 --> 00:23:39,915
‫پسر واقعیشه!

355
00:23:39,965 --> 00:23:41,765
‫عزیزم.

356
00:23:42,665 --> 00:23:46,015
‫من کل عمرم توی اون خونه زندگی کردم.

357
00:23:46,065 --> 00:23:48,748
‫این چه سوال مزخرفیه؟

358
00:23:48,798 --> 00:23:53,198
‫چوی چول وونگ از نسل خانواده چویه.

359
00:23:58,631 --> 00:24:00,915
‫اوه، که اینطور.

360
00:24:00,965 --> 00:24:04,281
‫البته من شک نداشتم.

361
00:24:04,331 --> 00:24:08,081
‫چون به اطلاعات شخصیش نیاز داشتم پرسیدم.

362
00:24:08,131 --> 00:24:12,181
‫چوی چول وونگ پسر واقعی چوی یونگ شیکه.

363
00:24:12,231 --> 00:24:13,448
‫ممنون.

364
00:24:13,498 --> 00:24:15,948
‫روز خوش.

365
00:24:15,998 --> 00:24:17,648
‫ببخشید،

366
00:24:17,698 --> 00:24:19,481
‫ببخشید...

367
00:24:19,531 --> 00:24:23,481
‫مشکلی برای چول وونگ پیش نیومده که؟

368
00:24:23,531 --> 00:24:25,665
‫دست بردار!

369
00:24:26,765 --> 00:24:28,431
‫البته که نه.

370
00:24:45,598 --> 00:24:47,881
‫نمیشه.

371
00:24:47,931 --> 00:24:48,881
‫چی میگی؟

372
00:24:48,931 --> 00:24:51,181
‫اگه بعداً حقیقت رو بفهمن و

373
00:24:51,231 --> 00:24:54,965
‫چول وونگ ما تو دردسر بیفته چی؟

374
00:24:55,598 --> 00:24:58,448
‫اگه من و تو هیچی نگیم، چطوری
‫می‌خوان بفهمن؟

375
00:24:58,498 --> 00:25:01,181
‫از کجا معلوم تو دنیا چی میشه؟

376
00:25:01,231 --> 00:25:03,315
‫تازه، ما که گناهی مرتکب نشدیم،

377
00:25:03,365 --> 00:25:05,615
‫چول وونگ نباید خبردار بشه؟

378
00:25:05,665 --> 00:25:07,748
‫دیوونه بازی درنیار!

379
00:25:07,798 --> 00:25:09,681
‫به ریش سفید چوی وقتی داشت فوت می‌کرد

380
00:25:09,731 --> 00:25:13,015
‫و به خانم کانگ قول دادیم به هیچکس چیزی نگیم!

381
00:25:13,065 --> 00:25:14,831
‫تازه...

382
00:25:18,231 --> 00:25:23,248
‫همه چی برای دو هاک و چول وونگ عجیب میشه.

383
00:25:23,298 --> 00:25:24,848
‫منظورت چیه؟

384
00:25:24,898 --> 00:25:27,981
‫اگه بفهمن برادرن خوشحال میشن!

385
00:25:28,031 --> 00:25:32,715
‫تازه، دلم می‌خواد پسرم من رو مامان صدا کنه.

386
00:25:32,765 --> 00:25:35,515
‫وقتی میگم نه یعنی نه!

387
00:25:35,565 --> 00:25:39,115
‫چرا با پیش کشیدن گذشته می‌خوای
‫دردسر درست کنی!

388
00:25:39,165 --> 00:25:42,148
‫شاید قولی که به ریش سفید دادی برات مهم باشه،

389
00:25:42,198 --> 00:25:45,748
‫ولی قلب من به خاطر اون قضیه سیاه شده!

390
00:25:45,798 --> 00:25:47,848
‫من اینقدر اذیت شدم سر زایمانش،

391
00:25:47,898 --> 00:25:50,981
‫و با این حال من رو مادر صدا نمی‌کنه!

392
00:25:51,031 --> 00:25:55,981
‫هر دفعه می‌بینم به اون روباه میگه مامان،

393
00:25:56,031 --> 00:25:59,865
‫قلبم آتیش می‌گیره.

394
00:26:02,198 --> 00:26:03,481
‫اینجوری نکن.

395
00:26:03,531 --> 00:26:07,281
‫من دنبال پول یا زمین نیستم.

396
00:26:07,331 --> 00:26:10,348
‫فقط می‌خوام چول وونگ بفهمه

397
00:26:10,398 --> 00:26:14,615
‫که ما پدر و مادر واقعیش هستیم.

398
00:26:14,665 --> 00:26:15,881
‫بسه دیگه!

399
00:26:15,931 --> 00:26:21,431
‫اونوقت من چطوری می‌تونم تو قیامت به روی
‫ریش سفید و آقای چوی نگاه کنم؟

400
00:26:30,298 --> 00:26:34,981
‫من خرم که با یکی زندگی می‌کنم که اینقدر
‫بچه مثبت و اذیت کاره.

401
00:26:35,031 --> 00:26:39,781
‫اگه یه پسر بازپرس داشته باشیم،
‫مردم بهمون احترام می‌ذارن.

402
00:26:39,831 --> 00:26:42,531
‫عجبا...

403
00:26:51,598 --> 00:26:57,148
‫حس ششمم بهم میگه چوی چول وونگ
‫پسر چوی یونگ شیک نیست.

404
00:26:57,198 --> 00:27:00,015
‫برخلاف واکنش لی جونگ هو، خدمتکار خانواده

405
00:27:00,065 --> 00:27:02,381
‫از دوران پدر چوی یونگ شیک که حرفم رو رد کرد،

406
00:27:02,431 --> 00:27:07,081
‫انگار زنش ترسیده بود رازش برملا بشه.

407
00:27:07,131 --> 00:27:11,815
‫الان باید سوابق پزشکی رو پیدا کنیم که
‫نشون میده چوی یونگ شیک

408
00:27:11,865 --> 00:27:13,915
‫از قبل ازدواجش داشته درمان میشده؟

409
00:27:13,965 --> 00:27:18,181
‫چون پرونده قدیمیه، پیدا کردنش طول می‌کشه.

410
00:27:18,231 --> 00:27:19,481
‫خیلی زحمت کشیدی.

411
00:27:19,531 --> 00:27:21,465
‫اینطور نیست.

412
00:27:23,931 --> 00:27:28,448
‫خب، با کمال احترام، من یه سوال دارم.

413
00:27:28,498 --> 00:27:31,648
‫همونطوره که داری فکر می‌کنی، کاپیتان تیم اوه.

414
00:27:31,698 --> 00:27:33,748
‫منم ذهنم خیلی درگیره.

415
00:27:33,798 --> 00:27:35,831
‫شرمنده.

416
00:27:46,131 --> 00:27:49,814
‫چرا بابات همراهت نیومد؟

417
00:27:49,864 --> 00:27:52,148
‫می‌دونی که بابا درگیر کارهای سینماست.

418
00:27:52,198 --> 00:27:54,348
‫قول داد دفعه دیگه بیاد.

419
00:27:54,398 --> 00:27:56,248
‫دروغ میگی.

420
00:27:56,298 --> 00:28:00,448
‫بابات سر قولش نموند که باهام بیاد بریم
‫جوجودو.

421
00:28:00,498 --> 00:28:02,781
‫قول داده بود من رو ببره موکپو و یه
‫کلاغ قهوه‌ای برام بخره.

422
00:28:02,831 --> 00:28:06,364
‫دروغ! همه‌ش دروغه!

423
00:28:10,864 --> 00:28:12,914
‫مامان.

424
00:28:12,964 --> 00:28:14,831
‫بابا...

425
00:28:15,698 --> 00:28:17,998
‫بابا...

426
00:28:22,198 --> 00:28:24,681
‫بابا دروغگو نیست.

427
00:28:24,731 --> 00:28:28,214
‫دفعه دیگه که اومد، گفت همه این کارها
‫رو برات انجام میده.

428
00:28:28,264 --> 00:28:29,981
‫نه...

429
00:28:30,031 --> 00:28:35,881
‫بابات داره به تو هم دروغ میگه.

430
00:28:35,931 --> 00:28:38,981
‫نامه‌هات رو هم دزدید.

431
00:28:39,031 --> 00:28:41,148
‫کدوم نامه‌ها؟

432
00:28:41,198 --> 00:28:43,981
‫نامه‌های دوستت.

433
00:28:44,031 --> 00:28:46,448
‫همون دوستت که یکی رو کشته بود.

434
00:28:46,498 --> 00:28:53,431
‫گفت نباید بری دیدنش و خودش رفت دیدش.

435
00:28:54,798 --> 00:28:58,364
‫برام مهم نیست چی میگی،

436
00:28:59,531 --> 00:29:06,131
‫ولی از این مطمئنم که تو از اینجا،
‫زندان بدتری هستی.

437
00:29:08,064 --> 00:29:10,581
‫خواهش می‌کنم ولم کن.

438
00:29:10,631 --> 00:29:12,698
‫جدی میگم.

439
00:29:15,431 --> 00:29:18,031
‫احمق بیشعور...

440
00:29:23,131 --> 00:29:26,181
‫- سلام، هیونگ.
‫- سلام، سون وو.

441
00:29:26,231 --> 00:29:31,614
‫هیونگ، اون کیه که رئیسمون داره بهش احترام می‌ذاره؟

442
00:29:31,664 --> 00:29:33,914
‫به نظر نمیاد تو زمینه کاری ما باشه.

443
00:29:33,964 --> 00:29:36,381
‫احتمالاً یا پولداره، یا ترسناکه،

444
00:29:36,431 --> 00:29:39,114
‫یا یکیه که بهش بدهکاره.

445
00:29:39,164 --> 00:29:41,848
‫پس امیدوارم یه آدم ترسناک نباشه.

446
00:29:41,898 --> 00:29:42,748
‫آره.

447
00:29:42,798 --> 00:29:47,448
‫ولی آدم همیشه کسایی که می‌بینه که
‫دلش نمی‌خواد ببینه.

448
00:29:47,498 --> 00:29:49,948
‫دست بردار، هیونگ.
‫چرا اینقدر بدبینی؟

449
00:29:49,998 --> 00:29:52,214
‫- چرا اینقدر منفی...
‫- چی؟

450
00:29:52,264 --> 00:29:54,381
‫بیخیال، هیونگ.

451
00:29:54,431 --> 00:29:56,131
‫بریم.

452
00:29:58,731 --> 00:30:00,581
‫- هی.
‫- انگار چیز خوبی بوده.

453
00:30:00,631 --> 00:30:02,081
‫عالیه.

454
00:30:02,131 --> 00:30:03,281
‫این رو.

455
00:30:03,331 --> 00:30:06,581
‫خیلی دارن زحمت می‌کشن‌ها.

456
00:30:06,631 --> 00:30:08,814
‫تو سئول کره جنوبی، که باید جشنواره‌های بین المللی

457
00:30:08,864 --> 00:30:12,348
‫مثل بازی‌های آسیایی یا المپیک برگزار کنیم،

458
00:30:12,398 --> 00:30:14,981
‫آبروی مردممون با این وضع زندگی نمیره؟

459
00:30:15,031 --> 00:30:18,148
‫عجب مردم ساده لوحی!

460
00:30:18,198 --> 00:30:22,548
‫دولت غرامت‌های کافی و راه حل بهشون داده،

461
00:30:22,598 --> 00:30:26,431
‫اونوقت این مستاجرها حریص شدن و
‫پول بیشتری می‌خوان.

462
00:30:27,264 --> 00:30:30,748
‫و بیشتر صاحب خونه‌ها هم بدون شکایت گذاشتن رفتن.

463
00:30:30,798 --> 00:30:32,631
‫به نظرت میشه؟

464
00:30:33,498 --> 00:30:36,514
‫اوه، راستی، تا چند روز دیگه خبر میدن.

465
00:30:36,564 --> 00:30:40,498
‫چند نفر رو بذار تو مغازه‌ها و بقیه رو جمع کن. خب؟

466
00:30:44,281 --> 00:30:54,281
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

467
00:30:58,064 --> 00:30:59,764
‫وای، ترسیدم.

468
00:31:03,498 --> 00:31:06,648
‫اوه، مرد جوون. قبل رفتن یه کم کیمچی بخور.

469
00:31:06,698 --> 00:31:08,181
‫خوشمزه‌ست، نه؟

470
00:31:08,231 --> 00:31:09,448
‫- بله.
‫- پس چی.

471
00:31:09,498 --> 00:31:11,114
‫اوه.

472
00:31:11,164 --> 00:31:12,781
‫یکی دیگه می‌خوای؟

473
00:31:12,831 --> 00:31:14,848
‫اونجا دوتا میونگ‌دانگ‌ دونگه.

474
00:31:14,898 --> 00:31:17,098
‫و اینجا سه‌تا میونگ‌دانگ‌ دونگه.

475
00:31:18,064 --> 00:31:21,648
‫جایی که ما مسئولش هستیم،
‫سه‌تا میونگ‌دانگ‌ دونگه.

476
00:31:21,698 --> 00:31:25,781
‫پس اینجا قراره پر آپارتمان بشه؟

477
00:31:25,831 --> 00:31:28,398
‫وای... عجیبه.

478
00:31:29,331 --> 00:31:31,664
‫این مردم اصلاً خونه دارن؟

479
00:31:32,598 --> 00:31:34,248
‫شنیدم کسایی که اینجان،

480
00:31:34,298 --> 00:31:38,748
‫بعد زندگی کردن تو ساختمون‌های غیرقانونی بعد جنگ
‫اینجا جمع شدن.

481
00:31:38,798 --> 00:31:44,064
‫بهرحال غرامت می‌گیرن، یه خونه
‫پیدا می‌کنن.

482
00:31:45,698 --> 00:31:47,281
‫- هیونگ.
‫- چیه؟

483
00:31:47,331 --> 00:31:52,181
‫راستش، من برام مهم نیست با هم در بیفتیم

484
00:31:52,231 --> 00:31:56,014
‫یا همدیگه رو توی دنیای خودمون کتک بزنیم.

485
00:31:56,064 --> 00:31:57,614
‫ولی...

486
00:31:57,664 --> 00:31:59,614
‫- ولی این مردم...
‫- چیه؟

487
00:31:59,664 --> 00:32:02,098
‫میگی حس گناه داری؟

488
00:32:05,898 --> 00:32:08,048
‫نمی‌تونی انجامش بدی؟

489
00:32:08,098 --> 00:32:09,481
‫نه، نمی‌تونم.

490
00:32:09,531 --> 00:32:12,114
‫به نظرم بهتره نظرتون رو عوض کنین.

491
00:32:12,164 --> 00:32:14,281
‫جدی؟

492
00:32:14,331 --> 00:32:17,448
‫باشه، می‌تونی همچین حسی داشته باشی.

493
00:32:17,498 --> 00:32:19,598
‫درکت می‌کنم.

494
00:32:21,964 --> 00:32:23,698
‫دو هاک...

495
00:32:26,031 --> 00:32:29,998
‫مونده تا خلافکار بشی.

496
00:32:32,064 --> 00:32:36,181
‫البته یه خونه پیدا می‌کنن...
‫یه جای دور.

497
00:32:36,231 --> 00:32:37,581
‫وای!

498
00:32:37,631 --> 00:32:39,481
‫بسه دیگه.

499
00:32:39,531 --> 00:32:41,948
‫الان ما می‌تونیم به فکر بقیه باشیم؟

500
00:32:41,998 --> 00:32:44,448
‫شنیدم سود یه همچین کاری،

501
00:32:44,498 --> 00:32:46,981
‫از مبارزه با بقیه باندها واسه چند سال بیشتره.

502
00:32:47,031 --> 00:32:49,914
‫ممکنه زندگیمون عوض شه.

503
00:32:49,964 --> 00:32:52,698
‫بیاید رو آینده تمرکز کنیم، خب؟

504
00:32:53,564 --> 00:32:55,781
‫ولی بهرحال دلم براشون می‌سوزه.

505
00:32:55,831 --> 00:32:57,081
‫خب چیکار کنیم؟

506
00:32:57,131 --> 00:32:59,948
‫بریم باز بلیط بازی بیسبال بفروشیم؟

507
00:32:59,998 --> 00:33:02,748
‫اونموقع زندگیم راحت‌تر بود.

508
00:33:02,798 --> 00:33:05,081
‫ای احمق.

509
00:33:05,131 --> 00:33:06,748
‫وای!

510
00:33:06,798 --> 00:33:08,481
‫هی می‌خوای بزنی تو سرم؟

511
00:33:08,531 --> 00:33:11,014
‫دارم وادارت می‌کنم فکر کنی.

512
00:33:11,064 --> 00:33:13,081
‫شرایط این مردم عوض نمیشه.

513
00:33:13,131 --> 00:33:16,081
‫اگه ما کار رو انجام ندیم، باندهای دیگه
‫انجامش میدن.

514
00:33:16,131 --> 00:33:18,031
‫نه، دو هاک؟

515
00:33:23,931 --> 00:33:25,431
‫تف توش!

516
00:33:39,531 --> 00:33:41,814
‫شرمنده منتظرت گذاشتم. بریم.

517
00:33:41,864 --> 00:33:43,514
‫چی می‌خواستی بهم بگی؟

518
00:33:43,564 --> 00:33:47,047
‫هیونگ، چرا همیشه اینقدر عجله داری؟

519
00:33:47,097 --> 00:33:49,514
‫خواستم درباره دزدیده شدن جونگ شین حرف بزنیم

520
00:33:49,564 --> 00:33:52,947
‫و عملیات مشترکمون رو جشن بگیریم.

521
00:33:52,997 --> 00:33:56,047
‫جشن بگیریم که چی؟

522
00:33:56,097 --> 00:33:58,947
‫همونطور که رزرو کردم، پرس الف رو برامون بیارین.

523
00:33:58,997 --> 00:34:00,081
‫چشم.

524
00:34:00,131 --> 00:34:02,514
‫برای سه نفر دیگه؟

525
00:34:02,564 --> 00:34:04,147
‫بله.

526
00:34:04,197 --> 00:34:05,914
‫چی؟

527
00:34:05,964 --> 00:34:07,614
‫دیگه کی قراره بیاد؟

528
00:34:07,664 --> 00:34:09,547
‫آره.

529
00:34:09,597 --> 00:34:12,047
‫اسپانسرمون،

530
00:34:12,097 --> 00:34:13,931
‫قراره امروز برامون غذا بگیره.

531
00:34:14,664 --> 00:34:18,281
‫ای خر... هنوز تو آزادی مشروطی

532
00:34:18,331 --> 00:34:20,714
‫و کارهای بد رو یاد گرفتی. هی!

533
00:34:20,764 --> 00:34:22,447
‫امروز من حساب می‌کنم.

534
00:34:22,497 --> 00:34:24,214
‫جاجانگمیون سفارش بده.

535
00:34:24,264 --> 00:34:26,081
‫چطوری آخه، هیونگ؟

536
00:34:26,131 --> 00:34:29,914
‫دختر خوبیه. می‌تونه مهمونمون کنه.

537
00:34:29,964 --> 00:34:31,947
‫بذار امروز دلی از عزا دربیاریم، خب؟

538
00:34:31,997 --> 00:34:34,247
‫عجب گوساله‌ای هستی.

539
00:34:34,297 --> 00:34:36,047
‫هی!

540
00:34:36,097 --> 00:34:38,164
‫هر چقدر می‌خوای بخور.

541
00:34:44,531 --> 00:34:46,431
‫لی دو هاک...

542
00:34:48,564 --> 00:34:50,881
‫- هوی.
‫- چیه؟

543
00:34:50,931 --> 00:34:53,114
‫حقمونه برامون غذا بگیره.

544
00:34:53,164 --> 00:34:56,814
‫- هر چقدر می‌خوای بخور.
‫- بشین.

545
00:34:56,864 --> 00:34:58,764
‫گفتی از من در نمیری.

546
00:34:59,864 --> 00:35:02,097
‫معذب نمیشی

547
00:35:02,964 --> 00:35:05,214
‫با یه لات غذا بخوری؟

548
00:35:05,264 --> 00:35:08,864
‫معذب نمیشم. دلم برات می‌سوزه.

549
00:35:09,897 --> 00:35:11,381
‫اومدی رستوران چیکار پس؟

550
00:35:11,431 --> 00:35:13,381
‫جفتتون بس کنین و بیاین بشینین.

551
00:35:13,431 --> 00:35:16,214
‫خیلی وقته سه نفری غذا نخوردیم.

552
00:35:16,264 --> 00:35:18,631
‫بیاین بخوریم. خب؟

553
00:35:28,697 --> 00:35:30,047
‫وای، هیونگ.

554
00:35:30,097 --> 00:35:32,581
‫غذا رو دیدم یاد گذشته افتادم.

555
00:35:32,631 --> 00:35:36,681
‫می‌دونی، به جونگ شین که کمک کردیم جزو
‫دویست نفر برتر بشه،

556
00:35:36,731 --> 00:35:40,081
‫بابای جونگ شین برامون غذای چینی خرید.

557
00:35:40,131 --> 00:35:42,364
‫یادته، نه؟

558
00:35:43,964 --> 00:35:47,147
‫اینجوری نوشیدنی رو بدی بالا شبیه خلافکارها میشی؟

559
00:35:47,197 --> 00:35:49,581
‫اینقدر واسه من خفن بازی درنیار، غذات رو بخور.

560
00:35:49,631 --> 00:35:52,747
‫راست میگه، هیونگ. غذا بخور.
‫خوشمزه‌ست.

561
00:35:52,797 --> 00:35:54,531
‫وای.

562
00:35:56,997 --> 00:35:58,364
‫بشین.

563
00:35:59,164 --> 00:36:01,314
‫می‌خوام یه چیزی بگم.

564
00:36:01,364 --> 00:36:04,397
‫آره، هیونگ. بشین صحبت کنیم.

565
00:36:10,764 --> 00:36:11,981
‫هی.

566
00:36:12,031 --> 00:36:16,447
‫این خلافکار بدبخت... صدقه‌ت رو قبول کرد.

567
00:36:16,497 --> 00:36:18,497
‫من دیگه میرم. خب؟

568
00:36:20,931 --> 00:36:22,697
‫منظورت از صدقه چیه، هیونگ؟

569
00:36:23,731 --> 00:36:26,781
‫هیونگ، الان از ماها پولدارتری.

570
00:36:26,831 --> 00:36:31,897
‫جونگ شین... وقتی رئیس بیون دزدیدت،

571
00:36:34,497 --> 00:36:37,081
‫دو هاک هیونگ خبرم کرد.

572
00:36:37,131 --> 00:36:40,314
‫تازه، خیلی هم بدبخت بیچاره

573
00:36:40,364 --> 00:36:42,131
‫و هول شده بود.

574
00:36:42,631 --> 00:36:44,814
‫- هی، چوی چول وونگ.
‫- چیه؟

575
00:36:44,864 --> 00:36:46,664
‫دارم راستش رو میگم دیگه.

576
00:36:47,431 --> 00:36:50,047
‫واسه همین تونستم پیدات کنم.

577
00:36:50,097 --> 00:36:55,331
‫که بتونی بگی نصف جونت رو به دو هاک
‫هیونگ بدهکاری.

578
00:36:56,297 --> 00:36:58,747
‫- راست میگه؟
‫- نه.

579
00:36:58,797 --> 00:37:00,231
‫از خودش درآورده.

580
00:37:01,164 --> 00:37:03,114
‫دروغ نگو.

581
00:37:03,164 --> 00:37:04,914
‫مگه بابا لنگ درازی؟

582
00:37:04,964 --> 00:37:08,381
‫جونگ شین، درسته هیونگ اینجوری حرف میزنه،

583
00:37:08,431 --> 00:37:09,931
‫ولی یعنی...

584
00:37:10,797 --> 00:37:13,981
‫تموم این مدت منتظرت بوده.

585
00:37:14,031 --> 00:37:16,331
‫بس کن. خب؟

586
00:37:19,897 --> 00:37:22,881
‫این ملاقات رو ترتیب دادم...

587
00:37:22,931 --> 00:37:25,264
‫چون نمی‌خواستم بزدل باشم یا خجالت بکشم.

588
00:37:26,431 --> 00:37:27,881
‫جونگ شین.

589
00:37:27,931 --> 00:37:30,381
‫یه بار دیگه از فرصتم استفاده می‌کنم.

590
00:37:30,431 --> 00:37:33,331
‫نه به عنوان پسر بچه‌ای که حس قدیم رو داره.

591
00:37:34,097 --> 00:37:36,514
‫بلکه از ته دلم، با جونم.

592
00:37:36,564 --> 00:37:38,331
‫پس...

593
00:37:38,964 --> 00:37:42,081
‫خودت رو نگیر و فرار نکن.

594
00:37:42,131 --> 00:37:44,747
‫بیا منصفانه و برابر، با هم بجنگیم.

595
00:37:44,797 --> 00:37:47,514
‫هی عوضی، واقعاً...

596
00:37:47,564 --> 00:37:50,531
‫عجب... مزخرفاتی میگین.

597
00:37:51,564 --> 00:37:53,847
‫مگه من اسباب بازی شمام؟

598
00:37:53,897 --> 00:37:56,814
‫چرا هر وقت می‌خواین با من بازی می‌کنین؟

599
00:37:56,864 --> 00:37:58,514
‫فرشته نجات من؟

600
00:37:58,564 --> 00:38:02,647
‫هی! هنوز نوبت مرگ من نرسیده بود،
‫حتی اگه شماها نمی‌اومدین.

601
00:38:02,697 --> 00:38:05,747
‫تازه، فکر کردی ما هنوز نوجوون‌های یوسو هستیم؟

602
00:38:05,797 --> 00:38:09,547
‫تو رو خدا بزرگ شین، احمق‌ها.

603
00:38:09,597 --> 00:38:14,431
‫پول نهار امروز رو من میدم، پس هر چقدر
‫خواستین غذا بخورین.

604
00:38:20,397 --> 00:38:22,947
‫همینه که جونگ شین رو اینقدر خفن می‌کنه.

605
00:38:22,997 --> 00:38:24,214
‫نه؟

606
00:38:24,264 --> 00:38:27,647
‫هی... دیگه از این مدل مسخره بازی‌ها درنیار.

607
00:38:27,697 --> 00:38:30,347
‫- بهت اخطار میدم.
‫- نه.

608
00:38:30,397 --> 00:38:32,081
‫باز کارم رو تکرار می‌کنم.

609
00:38:32,131 --> 00:38:33,581
‫تکرارش می‌کنم.

610
00:38:33,631 --> 00:38:36,414
‫باهات رقابت می‌کنم

611
00:38:36,464 --> 00:38:38,747
‫و جونگ شین رو واسه خودم می‌کنم.

612
00:38:38,797 --> 00:38:40,897
‫تو یه عوضی کثافتی.

613
00:39:19,864 --> 00:39:23,164
‫به عنوان رهبر یه باند خلافکاری زیادی فقیر نیستی؟

614
00:39:24,964 --> 00:39:26,047
‫تو از کجا اومدی؟

615
00:39:26,097 --> 00:39:29,414
‫یعنی چی؟
‫به خاطر تو نتونستم شام بخورم.

616
00:39:29,464 --> 00:39:31,697
‫مسئولیت رو قبول کن.

617
00:39:33,097 --> 00:39:36,847
‫وای! از گشنگی هلاکم. برام غذا بیار.

618
00:39:36,897 --> 00:39:41,247
‫- وایسا، تو...
‫- دو هاک... این خانم نامزدته؟

619
00:39:41,297 --> 00:39:42,730
‫بله!

620
00:39:50,197 --> 00:39:52,780
‫- بخور.
‫- این چه طرز برخورده؟

621
00:39:52,830 --> 00:39:54,180
‫من معمولاً اینجوری غذا می‌خورم.

622
00:39:54,230 --> 00:39:56,414
‫برو حداقل یه نیمرو بزن.

623
00:39:56,464 --> 00:39:58,014
‫تخم مرغ ندارم.

624
00:39:58,064 --> 00:39:59,880
‫تو دوره گردی، نه خلافکار.

625
00:39:59,930 --> 00:40:02,247
‫عجبا...

626
00:40:02,297 --> 00:40:04,947
‫وای، الان از چشمت لیزر میزنه بیرون.

627
00:40:04,997 --> 00:40:09,680
‫ای خدا، این چه طرز پذیرایی از همچین
‫دختر خوشگلیه.

628
00:40:09,730 --> 00:40:11,547
‫ممنون.

629
00:40:11,597 --> 00:40:13,164
‫خوشمزه به نظر میاد.

630
00:40:15,664 --> 00:40:17,014
‫وای، چه خوشمزه‌ست!

631
00:40:17,064 --> 00:40:18,514
‫آخی، هر چقدر می‌خوای بخور.

632
00:40:18,564 --> 00:40:20,097
‫ممنون.

633
00:40:24,630 --> 00:40:26,580
‫وای، حرف نداره.

634
00:40:26,630 --> 00:40:28,497
‫نوشیدنی نداری؟

635
00:40:29,030 --> 00:40:31,797
‫هی، بی سر و صدا بخور و برو. خب؟

636
00:40:33,030 --> 00:40:35,064
‫یه لیوان نوشیدنی نمی‌تونم با غذام بخورم؟

637
00:40:48,497 --> 00:40:51,014
‫چیکار می‌کنی؟ کثیف!

638
00:40:51,064 --> 00:40:54,130
‫کل شیشه رو بیار.
‫با هم می‌نوشیم.

639
00:41:25,964 --> 00:41:27,347
‫جونگ شین؟

640
00:41:27,397 --> 00:41:28,380
‫بله.

641
00:41:28,430 --> 00:41:31,480
‫زنگ زدم استودیو فیلم، ولی جواب نداد.

642
00:41:31,530 --> 00:41:35,764
‫خب، گفت میره دیدن کسی، واسه همین
‫دیر میاد.

643
00:41:37,064 --> 00:41:38,730
‫کی؟

644
00:41:39,297 --> 00:41:41,130
‫گفت میره دیدن کی؟

645
00:41:42,197 --> 00:41:45,364
‫اوه! یه آدم غیرعادی که دلش براش می‌سوزه.

646
00:41:46,764 --> 00:41:48,964
‫ولی کیه؟

647
00:41:49,564 --> 00:41:50,780
‫مطمئن نیستم.

648
00:41:50,830 --> 00:41:52,980
‫از دست جونگ شین.

649
00:41:53,030 --> 00:41:55,380
‫گاهی اوقات میزنه به سرش.

650
00:41:55,430 --> 00:41:59,497
‫چرا باید بره دیدن یه آدم غیرعادی؟ دنبال دردسر می‌گرده؟

651
00:42:00,530 --> 00:42:05,147
‫بهرحال، سر راه خونه میاد اینجا با هم بریم.

652
00:42:05,197 --> 00:42:07,097
‫همیشه همین کار رو می‌کنیم.

653
00:42:07,897 --> 00:42:09,030
‫باشه.

654
00:42:17,264 --> 00:42:19,180
‫هی، لی دو هاک!

655
00:42:19,230 --> 00:42:24,747
‫من، اوه جونگ شین، صنعت فیلم سازی
‫کره رو فتح می‌کنم.

656
00:42:24,797 --> 00:42:29,030
‫با فیلم‌هایی که اکران می‌کنم، مردم رو
‫می‌خندونم و به گریه می‌اندازم.

657
00:42:30,297 --> 00:42:33,214
‫حسابی هم پول درمیارم.

658
00:42:33,264 --> 00:42:34,314
‫باشه.

659
00:42:34,364 --> 00:42:39,347
‫ولی انگار تو با خلافکاری زیاد پول درنمیاری.

660
00:42:39,397 --> 00:42:42,230
‫هر خلافکاری با اون یکی فرق داره.

661
00:42:42,764 --> 00:42:46,580
‫از همه چی دست بکش و بیا پیشم.

662
00:42:46,630 --> 00:42:51,280
‫بیا پیشم، کمک کن فیلم بسازیم، برو دانشگاه
‫درس بخون.

663
00:42:51,330 --> 00:42:56,164
‫باید کمکت کنم. از پسش برمیام.

664
00:42:57,397 --> 00:43:01,380
‫اینقدر... دلت به حالم می‌سوزه؟

665
00:43:01,430 --> 00:43:05,164
‫آره. خیلی.

666
00:43:07,164 --> 00:43:09,097
‫خیلی هم متاسفم.

667
00:43:10,130 --> 00:43:13,630
‫باید تا آخر کنارت می‌موندم.

668
00:43:14,230 --> 00:43:16,680
‫وای، مزخرف نگو.

669
00:43:16,730 --> 00:43:19,397
‫من بودم ولت کردم.

670
00:43:20,164 --> 00:43:23,764
‫گول زدن دلت و دور کردن من اینقدر خوشحالت می‌کنه؟

671
00:43:26,764 --> 00:43:30,230
‫شنیدم وقتی زندان بودی بابام اومد دیدنت.

672
00:43:31,364 --> 00:43:35,214
‫تا وقتی خوشحال باشی، زندگی خودم برام مهم نیست.

673
00:43:35,264 --> 00:43:37,380
‫مگه فیلم رمانتیکه؟

674
00:43:37,430 --> 00:43:41,847
‫تو یه خلافکار دل نازکی، تو این دوره و زمونه
‫اینجور آدم‌ها کم پیدا میشن.

675
00:43:41,897 --> 00:43:43,930
‫چقدر عالی!

676
00:43:44,697 --> 00:43:46,780
‫باید از مجله ساندی سئول بیان باهات
‫مصاحبه کنن.

677
00:43:46,830 --> 00:43:49,314
‫بس کن دیگه.

678
00:43:49,364 --> 00:43:52,847
‫- گذشته‌ها گذشته!
‫- اگه گذشته،

679
00:43:52,897 --> 00:43:55,564
‫چرا باز معطل منی؟

680
00:43:56,164 --> 00:44:01,914
‫همچین قصدی نداشتم. می‌دونی که استودیوهای
‫فیلم تو زمینه کاری منن.

681
00:44:01,964 --> 00:44:05,614
‫خبر رو شنیدم و به چول وونگ گفتم.

682
00:44:05,664 --> 00:44:08,630
‫مزخرف نباف.

683
00:44:09,197 --> 00:44:11,414
‫هنوز فراموشم نکردی.

684
00:44:11,464 --> 00:44:15,230
‫هنوز بهم احساس داری، خره.

685
00:44:16,597 --> 00:44:18,680
‫جونگ شین.

686
00:44:18,730 --> 00:44:20,647
‫خودت گفتی.

687
00:44:20,697 --> 00:44:22,914
‫که ما دیگه نوجوون‌های یوسو نیستیم.

688
00:44:22,964 --> 00:44:24,780
‫خودت گفتی. نه؟

689
00:44:24,830 --> 00:44:30,480
‫من... یه خلافکارم و تا بمیرم خلافکار می‌مونم.

690
00:44:30,530 --> 00:44:33,663
‫من با یه شهروند عادی مثل تو فرق دارم!

691
00:44:34,530 --> 00:44:37,430
‫هی، خیلی نوشیدی. دیگه برو خونه.

692
00:44:38,697 --> 00:44:40,247
‫خلافکاری؟

693
00:44:40,297 --> 00:44:41,480
‫تو سرنوشتته؟

694
00:44:41,530 --> 00:44:46,647
‫هی! ما که بهرحال می‌میریم، چرا زحمت بکشیم
‫غذا بخوریم؟

695
00:44:46,697 --> 00:44:48,597
‫باید گشنگی بکشیم.

696
00:44:55,230 --> 00:44:58,363
‫هنوز می‌خوای کنارم باشی.

697
00:44:59,230 --> 00:45:02,280
‫خلافکاری رو ول کن.

698
00:45:02,330 --> 00:45:07,713
‫من بهت غذا میدم و کمکت می‌کنم درس بخونی!

699
00:45:07,763 --> 00:45:10,730
‫کنارت می‌مونم.

700
00:45:11,330 --> 00:45:14,147
‫هنوز جوونی.

701
00:45:14,197 --> 00:45:16,997
‫آسیبی که بابام بهت زد...

702
00:45:17,630 --> 00:45:20,763
‫و منی که نتونستم تا آخرش کنارت بمونم...

703
00:45:22,263 --> 00:45:24,630
‫همه‌ش رو برات جبران می‌کنم.

704
00:45:25,463 --> 00:45:28,413
‫تو رو خدا خلافکاری رو ول کن، دو هاک.

705
00:45:28,463 --> 00:45:30,197
‫خواهش می‌کنم؟

706
00:45:30,630 --> 00:45:35,263
‫تو این دنیا، چند نفر شغلشون رو دوست دارن؟

707
00:45:36,463 --> 00:45:38,913
‫همه‌مون داریم تحملش می‌کنیم.

708
00:45:38,963 --> 00:45:41,897
‫فیلم سازی؟ دانشگاه؟

709
00:45:42,830 --> 00:45:46,047
‫فکر کردی جامعه یه محکوم سابقی مثل من،

710
00:45:46,097 --> 00:45:49,030
‫که قاتله رو می‌پذیره؟

711
00:45:50,530 --> 00:45:52,680
‫هر کی تو صنعت فیلم سازی هست

712
00:45:52,730 --> 00:45:56,063
‫یه خلافکاری به اسم لی دو هاک رو می‌شناسه...

713
00:45:57,230 --> 00:45:59,297
‫و اگه با من درگیر بشی،

714
00:46:00,097 --> 00:46:01,747
‫انگشت اتهامشون سمت تو هم نشونه میره.

715
00:46:01,797 --> 00:46:05,880
‫این... واقعیت زندگی منه.

716
00:46:05,930 --> 00:46:07,797
‫فهمیدی؟

717
00:46:09,930 --> 00:46:11,813
‫پس... دیگه برو.

718
00:46:11,863 --> 00:46:13,597
‫برو.

719
00:46:16,163 --> 00:46:18,463
‫گفتم پاشو...

720
00:48:46,630 --> 00:48:49,363
‫چه منظره‌ای.

721
00:48:56,630 --> 00:48:59,397
‫تشنمه. آب بده.

722
00:49:02,430 --> 00:49:05,297
‫عجب دردسری هستی.

723
00:49:07,030 --> 00:49:08,597
‫وای.

724
00:49:20,497 --> 00:49:22,180
‫آخ، چه شیرینه.

725
00:49:22,230 --> 00:49:24,313
‫عسل توش ریختی؟

726
00:49:24,363 --> 00:49:26,647
‫یه دوره گرد عسل از کجا آورده؟

727
00:49:26,697 --> 00:49:28,630
‫راست میگی.

728
00:49:30,763 --> 00:49:33,263
‫راستی، ما کلی وقت همراه هم بودیم؟

729
00:49:34,197 --> 00:49:35,347
‫چی گفتی؟

730
00:49:35,397 --> 00:49:37,547
‫هی، تو! این چه مزخرفیه؟

731
00:49:37,597 --> 00:49:40,880
‫من به خاطر تو روی نیمکت خوابیدم، از سرما یخ زدم!

732
00:49:40,930 --> 00:49:43,313
‫چرا؟ می‌اومدی داخل.

733
00:49:43,363 --> 00:49:45,980


734
00:49:46,030 --> 00:49:50,047
‫وای. چطوری به عنوان یه زن از این حرفا میزنی؟

735
00:49:50,097 --> 00:49:53,113
‫همیشه نخاله‌هایی مثل تو درباره
‫خوبی حرف میزنن.

736
00:49:53,163 --> 00:49:54,680
‫- مگه چی میشد پیش من میموندی؟
‫- چی فرمودی؟

737
00:49:54,730 --> 00:49:57,180
مگه من انقدر بدم

738
00:49:57,230 --> 00:50:02,480
‫اگه یکی رو دوست داری، واسه خوب موندن
‫باید حفظش کنی.

739
00:50:02,530 --> 00:50:05,630
‫خلافکار احمق.

740
00:50:06,796 --> 00:50:10,380
‫اونجور که می‌بینم، هنوز سر عقل نیومدی.

741
00:50:10,430 --> 00:50:11,946
‫- زود باش برو.
‫- هی.

742
00:50:11,996 --> 00:50:14,480
‫- من رو زدی؟ زدی؟
‫- زود باش برو.

743
00:50:14,530 --> 00:50:16,746
‫بچه پررو!

744
00:50:16,796 --> 00:50:20,196
‫یه مرد مودب باید یه خانم رو تا جاده اصلی
‫همراهی کنه.

745
00:50:21,096 --> 00:50:23,080
‫یادته دیروز چی گفتم؟

746
00:50:23,130 --> 00:50:26,846
‫پس چی. من یه خلافکارم که مثل
‫دوره گردها زندگی می‌کنم.

747
00:50:26,896 --> 00:50:29,180
‫عادتت شده تیکه بندازی، نه؟

748
00:50:29,230 --> 00:50:31,780
‫نکبت!

749
00:50:31,830 --> 00:50:33,763
‫بیا دنبالم.

750
00:50:36,263 --> 00:50:38,813
‫بهت یه فرصت میدم.

751
00:50:38,863 --> 00:50:40,746
‫مگه من فرصت خواستم.

752
00:50:40,796 --> 00:50:44,496
‫نتونستی بگی، ولی از چشمت خوندم.

753
00:50:46,030 --> 00:50:50,363
‫چون دیروز پیشت موندم ته دلت خوشحالی، نه؟

754
00:50:50,996 --> 00:50:53,413
‫چی میگی؟

755
00:50:53,463 --> 00:50:58,146
‫آخی، چه سرخ شدی.
‫یه خلافکار مثل تو به چه دردی می‌خوره؟

756
00:50:58,196 --> 00:51:02,113
‫نمی‌تونی خلافکار باشی.

757
00:51:02,163 --> 00:51:04,663
‫- ای جان.
‫- ولم کن!

758
00:51:05,996 --> 00:51:07,696
‫لی دو هاک!

759
00:51:09,430 --> 00:51:14,896
‫فقط بلدم نگران بقیه باشم، خودم رو
‫چیکار کنم؟

760
00:52:10,830 --> 00:52:12,930
‫الو.

761
00:52:16,096 --> 00:52:19,663
‫وقتی زنگ میزنی حرف بزن.

762
00:52:20,763 --> 00:52:23,963
‫قبول می‌کنم فرزند خونده‌ت باشم.

763
00:52:30,896 --> 00:52:34,280
‫جونگ شین تویی؟ می‌دونستم قبول می‌کنی.

764
00:52:34,330 --> 00:52:37,880
‫در عوض، تو هم سر قولت بمون، رئیس چا.

765
00:52:37,930 --> 00:52:40,930
‫ای وای. رئیس چا؟

766
00:52:42,263 --> 00:52:43,213
‫مادر.

767
00:52:43,263 --> 00:52:45,180
‫من مادر خونده‌ت هستم مگه؟

768
00:52:45,230 --> 00:52:48,863
‫یه کم صمیمی‌تر صدا کن.

769
00:52:53,763 --> 00:52:55,630
‫مامان.

770
00:52:58,330 --> 00:53:02,680
‫آفرین. خوب نشد؟

771
00:53:02,730 --> 00:53:04,513
‫دخترم.

772
00:53:04,563 --> 00:53:07,180
‫غذات رو بخوری‌ها.

773
00:53:07,230 --> 00:53:09,846
‫تازه، حواست به توزیع فیلم تو گیونگانگ باشه.

774
00:53:09,896 --> 00:53:12,380
‫هر چی من دارم، برای توئه، و برعکس.

775
00:53:12,430 --> 00:53:14,913
‫فهمیدی؟

776
00:53:14,963 --> 00:53:17,013
‫- بله.
‫- قبض تلفنت زیاد میاد.

777
00:53:17,063 --> 00:53:18,013
‫قطع کن.

778
00:53:18,063 --> 00:53:20,730
‫باشه، مراقب خودتون باشین.

779
00:53:22,430 --> 00:53:26,413
‫آفرین! تصمیم درست رو گرفتی، جونگ شین.

780
00:53:26,463 --> 00:53:29,580
‫باید کمکم‌ کنی‌ها، خب؟

781
00:53:29,630 --> 00:53:33,213
‫ما دیگه دختر خاله‌های مادری محسوب میشیم!

782
00:53:33,263 --> 00:53:36,046
‫وای... هی!

783
00:53:36,096 --> 00:53:37,480
‫من خسته‌م.

784
00:53:37,530 --> 00:53:41,030
‫بیا همین دوست بمونیم، خب؟

785
00:53:42,296 --> 00:53:43,680
‫راستی...

786
00:53:43,730 --> 00:53:47,863
‫دیشب... کجا خوابیدی؟

787
00:53:51,263 --> 00:53:52,996
‫نه؟

788
00:53:59,963 --> 00:54:04,396
‫چندتا لیوان نوشیدم و یه جا خوابم برد.

789
00:54:05,263 --> 00:54:09,096
‫نکنه پیش اون پسره غیرعادی بودی؟

790
00:54:09,863 --> 00:54:12,380
‫وای! خل شدی؟

791
00:54:12,430 --> 00:54:14,946
‫این پسره کدوم خریه که بهت نوشیدنی داده...

792
00:54:14,996 --> 00:54:18,513
‫من از اون عوضی نوشیدنی خواستم.

793
00:54:18,563 --> 00:54:20,513
چیزی که فکر میکنی نیست

794
00:54:20,563 --> 00:54:22,813
‫پس نگران نباش، هام یانگ جا.

795
00:54:22,863 --> 00:54:24,180
‫من دیگه میرم.

796
00:54:24,230 --> 00:54:25,546
‫هی، هی، هی.

797
00:54:25,596 --> 00:54:28,380
‫چول وونگ کل دیشب منتظرت بود.

798
00:54:28,430 --> 00:54:30,680
‫چول وونگ؟

799
00:54:30,730 --> 00:54:34,480
‫چیزی که تلفنی بهت زدم رو بهش گفتی؟

800
00:54:34,530 --> 00:54:38,230
‫پس چی. اون پسره غیرعادی ولی بیچاره.

801
00:54:39,263 --> 00:54:42,830
‫چرا؟ نباید می‌گفتم؟

802
00:54:44,030 --> 00:54:46,046
‫نه. خوب کردی.

803
00:54:46,096 --> 00:54:48,613
‫بهرحال می‌فهمه.

804
00:54:48,663 --> 00:54:52,230
‫وایسا، طرف رو چول وونگ هم می‌شناسه؟

805
00:54:53,596 --> 00:54:57,113
‫هی، نکنه اون پسره غیرعادی...

806
00:54:57,163 --> 00:54:59,880
‫لی دو هاک، رفیق چول وونگه؟

807
00:54:59,930 --> 00:55:03,380
‫همونی که یه مدت باهاش قرار گذاشتی و
‫بعدش افتاد زندان.

808
00:55:03,430 --> 00:55:05,146
‫آره؟

809
00:55:05,196 --> 00:55:07,413
‫این چیزها به تو نیومده.

810
00:55:07,463 --> 00:55:09,246
‫هی، اوه جونگ شین!

811
00:55:09,296 --> 00:55:11,546
‫این چه کاریه!

812
00:55:11,596 --> 00:55:13,213
‫طرف قاتله. قاتل!

813
00:55:13,263 --> 00:55:14,380
‫هی!

814
00:55:14,430 --> 00:55:17,546
‫من با یه قاتل قرار نمی‌ذارم.

815
00:55:17,596 --> 00:55:19,930
‫پس چی؟

816
00:55:20,896 --> 00:55:24,796
‫یه... آدم عادیه.

817
00:55:29,930 --> 00:55:32,430
‫دختره هم روانی شد.

818
00:55:36,829 --> 00:55:40,079
‫هی، چی شده؟ تا اینجا اومدی.

819
00:55:40,129 --> 00:55:42,929
‫- آخ.
‫- قهوه می‌خوری؟

820
00:55:43,963 --> 00:55:47,779
‫این یکی رو هم بخورم میشه ششمین لیوان امروزم.
‫نمی‌خورم.

821
00:55:47,829 --> 00:55:50,729
‫شنیدم دیشب تا دیر وقت منتظرم بودی.

822
00:55:52,196 --> 00:55:53,313
‫آره.

823
00:55:53,363 --> 00:55:55,513
‫شاممون که اونجوری تموم شد،

824
00:55:55,563 --> 00:55:59,646
‫اومدم با هم یه دور دیگه نوشیدنی بخوریم.

825
00:55:59,696 --> 00:56:03,229
‫راستش، دیشب پیش دو هاک بودم.

826
00:56:04,363 --> 00:56:08,513
‫خب، می‌دونم. یانگ جا گفت.

827
00:56:08,563 --> 00:56:10,646
‫یه کم با هم نوشیدیم.

828
00:56:10,696 --> 00:56:14,029
‫رفتم راضیش کنم از خلافکاری دست بکشه.

829
00:56:15,896 --> 00:56:19,479
‫خب؟ پیشرفتی حاصل شد؟

830
00:56:19,529 --> 00:56:22,146
‫خب، پتانسیلش رو داشت.

831
00:56:22,196 --> 00:56:24,846
‫می‌دونی که ذات خوبی داره.

832
00:56:24,896 --> 00:56:26,896
‫یه خلافکار؟

833
00:56:27,629 --> 00:56:32,529
‫دو هاک ممکنه بقیه خلافکارها رو بزنه،
‫ولی خودش هیچوقت آدم بدی نمیشه.

834
00:56:33,063 --> 00:56:39,179
‫اومدی از دو هاک دفاع کنی یا معذرت خواهی کنی
‫که کل دیشب منتظرت بودم؟

835
00:56:39,229 --> 00:56:41,779
‫مگه من گفتم منتظر بمونی؟

836
00:56:41,829 --> 00:56:44,479
‫واسه چی معذرت خواهی کنم.

837
00:56:44,529 --> 00:56:47,863
‫به من امیدوار نباش.

838
00:56:51,329 --> 00:56:53,929
‫پس هیونگ رو انتخاب کردی؟

839
00:56:54,896 --> 00:56:56,796
‫چیزی بهت گفت؟

840
00:56:59,496 --> 00:57:01,613
‫واسه همین هیچوقت تو رو انتخاب نمی‌کنم.

841
00:57:01,663 --> 00:57:03,946
‫شوخی کردم بابا!

842
00:57:03,996 --> 00:57:06,513
‫می‌دونم اگه چیزی بهش بگی، فرار می‌کنه.

843
00:57:06,563 --> 00:57:10,463
‫فقط حس می‌کنم انصاف نیست.

844
00:57:12,096 --> 00:57:16,479
‫چرا حتی یه فرصت هم بهم نمیدی؟

845
00:57:16,529 --> 00:57:18,813
‫از بچگیمون، بین ده‌تا چیز نه‌تاش رو داشتی.

846
00:57:18,863 --> 00:57:20,313
‫ولی دو هاک هیچی نداشت.

847
00:57:20,363 --> 00:57:22,346
‫نه اونموقع، نه الان.

848
00:57:22,396 --> 00:57:27,329
‫عشق و دلسوزی با هم فرق ندارن؟

849
00:57:29,729 --> 00:57:33,213
‫نمی‌تونم بشینم خودت رو بدبخت کنی.

850
00:57:33,263 --> 00:57:35,079
‫بدبخت؟

851
00:57:35,129 --> 00:57:37,746
‫اونوقت تو می‌تونی خوشبختم کنی؟

852
00:57:37,796 --> 00:57:39,813
‫بیا یه بار برای همیشه پرونده این ماجرا رو ببندیم.

853
00:57:39,863 --> 00:57:44,463
‫خوشبختی و بدبختی من با خودمه،
‫مسئولش خودمم.

854
00:58:11,529 --> 00:58:13,329
‫بریم!

855
00:59:07,263 --> 00:59:14,229
W W W . M O V I E S H O . C O M

856
00:59:37,496 --> 00:59:40,146
‫می‌خوام یکی رو بپا بدی.

857
00:59:40,196 --> 00:59:41,246
‫کی؟

858
00:59:41,296 --> 00:59:43,046
‫دو هاک، بیا شر گوانگ تاک رو کم کنیم.

859
00:59:43,096 --> 00:59:44,479
‫همیشه غذات رو بخور.

860
00:59:44,529 --> 00:59:45,846
‫از این به بعد خودت می‌تونی بهم غذا بدی.

861
00:59:45,896 --> 00:59:47,113
‫حتماً با یکی آشنا شده.

862
00:59:47,163 --> 00:59:50,079
‫هی، لات آشغال. رفتی از من دور بشی
‫که این کارها رو بکنی؟

863
00:59:50,129 --> 00:59:51,913
‫نمی‌تونم جلوی حسی که بهش دارم رو بگیرم.

864
00:59:51,963 --> 00:59:53,113
‫آره، می‌خوام باهاش قرار بذارم.

865
00:59:53,163 --> 00:59:56,479
‫- نظرت چیه جای خواهش کردن، خودت انجامش بدی؟
‫- بله؟

866
00:59:56,529 --> 00:59:59,579
‫مامان دو هاک، می‌خوای تو کارم کمکم کنی؟

867
00:59:59,629 --> 01:00:01,146
‫بسه!

868
01:00:01,196 --> 01:00:04,113
‫فقط کافیه مدارک جرم یوم گوانگ تاک و لی دو هاک
‫رو تحویلمون بدی.

869
01:00:04,163 --> 01:00:08,129
‫هیونگ با من. نقطه ضعف دو هاک رو ازش بگیر.

870
01:00:10,129 --> 01:00:20,129
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M