1
00:00:01,133 --> 00:00:04,950
W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:05,000 --> 00:00:06,083
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:00:06,133 --> 00:00:09,783
‫[این سریال ساختگی‌ست. شخصیت‌ها، مکان‌ها، محل‌ها،
‫سازمان‌ها، حوادث، رویدادها ربطی به واقعیت ندارند.]

4
00:00:09,833 --> 00:00:13,733
‫[شب عمیق آبی]

5
00:00:14,733 --> 00:00:16,649
‫مجبور شدم تحویلش بدم به عمه‌م،

6
00:00:16,699 --> 00:00:19,349
‫ولی یه مدت پیش دوباره پسش گرفتم.

7
00:00:19,399 --> 00:00:21,333
‫که اینطور.

8
00:00:25,799 --> 00:00:27,483
‫به لطف تو از فیلمه لذت بردم.

9
00:00:27,533 --> 00:00:29,949
‫چی میگی؟
‫مگه این فیلمه رو نشونمون داده.

10
00:00:29,999 --> 00:00:34,149
‫وقتی اومدین خونه من یه فیلم مجانی دیدین،
‫پس آره، من نشونتون دادم.

11
00:00:34,199 --> 00:00:37,983
‫از الان به بعد دیگه حق ندارید بیاین این ورا.
‫شیرفهم شد؟

12
00:00:38,033 --> 00:00:40,449
‫سینما واسه باباته، نه تو.

13
00:00:40,499 --> 00:00:41,983
‫چی گفتی؟

14
00:00:42,033 --> 00:00:45,333
‫شبیه سیب زمینی تازه دراومده می‌مونین!

15
00:00:46,833 --> 00:00:50,016
‫هنوز شبیه سیب زمینی تازه دراومده هستم؟

16
00:00:50,066 --> 00:00:51,633
‫نه.

17
00:00:52,533 --> 00:00:55,433
‫سیب زمینیم خوب پخته شده.

18
00:00:57,799 --> 00:01:01,383
‫یه مدت سینما رو سپردم به آقای جونگ که
‫مسئول پروژکتور بود.

19
00:01:01,433 --> 00:01:03,299
‫آها.

20
00:01:04,533 --> 00:01:07,516
‫اینجا قبلاً برنجک می‌فروختن.

21
00:01:07,566 --> 00:01:11,633
‫راست میگی. همیشه از سر و صداش می‌ترسیدیم.

22
00:01:11,666 --> 00:01:14,099
‫یکیتون اومد، اون یکیتون نیومد؟

23
00:01:14,133 --> 00:01:15,783
‫باید بزنم بکشمتون!

24
00:01:15,833 --> 00:01:18,916
‫میاد بابا. یه کم منتظر بمونیم.

25
00:01:18,966 --> 00:01:20,899
‫وای خدا، ترسیدم!

26
00:01:24,199 --> 00:01:26,099
‫- بو!
‫- وای!

27
00:01:26,133 --> 00:01:30,099
‫وای، ترسیدم! باید می‌دونستم قراره من رو بترسونی.

28
00:01:39,866 --> 00:01:43,483
‫نمی‌خوای از در پشتی بریم داخل فیلم ببینیم؟

29
00:01:43,533 --> 00:01:46,749
‫اگه مدیر مچمون رو بگیره، تعلیق میشیم.

30
00:01:46,799 --> 00:01:48,816
‫از کی تا حالا این چیزها برات مهم شده؟

31
00:01:48,866 --> 00:01:50,616
‫منظورت چیه؟

32
00:01:50,666 --> 00:01:54,216
‫من تو مدرسه شاگرد اول بودم.

33
00:01:54,266 --> 00:01:55,649
‫راست میگی.

34
00:01:55,699 --> 00:01:56,949
‫فقط تو درست بد بود.

35
00:01:56,999 --> 00:02:00,683
‫رتبه تو کلاسم رفتم بالاتر!

36
00:02:00,733 --> 00:02:02,416
‫واو! خب نفر چندم شدی؟

37
00:02:02,466 --> 00:02:05,716
‫هفدهم کلاسم.
‫نفر صد و نودم توی پایه‌مون.

38
00:02:05,766 --> 00:02:08,483
‫اولین باره بین دویست نفر اینقدر رتبه‌م خوب شده.

39
00:02:08,533 --> 00:02:11,716
‫هی میگم، درسم بد نبود.
‫خودم نمی‌خواستم درس بخونم!

40
00:02:11,766 --> 00:02:13,516
‫باشه بابا. خودت درس نمی‌خوندی.

41
00:02:13,566 --> 00:02:15,899
‫وای، انصاف نیست!

42
00:02:18,433 --> 00:02:19,983
‫دو هاک.

43
00:02:20,033 --> 00:02:22,116
‫منی که کل زندگیم فیلم دیدم،

44
00:02:22,166 --> 00:02:25,449
‫فکر می‌کنم وقتی اتفاقات فیلمی توی زندگیمون نمیفتن

45
00:02:25,499 --> 00:02:28,999
‫و شبیه شخصیت‌های فیلم‌ها زندگی نمی‌کنیم،
‫آدم‌های شادتری هستیم.

46
00:02:31,799 --> 00:02:35,783
‫دلم می‌خواد زندگی آرومی داشته باشیم.

47
00:02:35,833 --> 00:02:38,416
‫حتی اگه اتفاقات خفن فیلم‌ها برامون نمیفتن هم،

48
00:02:38,466 --> 00:02:41,633
‫دلم می‌خواد یه مدت طولانی با آرامش
‫با هم زندگی کنیم.

49
00:02:45,933 --> 00:02:47,749
‫آره، بیا زندگی کنیم.

50
00:02:47,799 --> 00:02:50,566
‫یه مدت طولانی، زندگی آرومی داشته باشیم.

51
00:03:01,433 --> 00:03:03,916
‫خونه‌های موک دونگ همه فروش رفتن!

52
00:03:03,966 --> 00:03:06,783
‫حتی رشوه هم پیشنهاد دادیم، ولی چیزی
‫نمونده بود!

53
00:03:06,833 --> 00:03:08,283
‫منم شنیدم.

54
00:03:08,333 --> 00:03:12,816
‫یکی کل خونه‌های باقی مونده رو خریده.

55
00:03:12,866 --> 00:03:16,616
‫مثل اینکه رئیس بازسازی اتحادیه رو گول زده

56
00:03:16,666 --> 00:03:18,116
‫و همه چی رو خریده.

57
00:03:18,166 --> 00:03:19,683
‫چه مسخره.

58
00:03:19,733 --> 00:03:21,816
‫چرا به فکر خودم نرسید؟

59
00:03:21,866 --> 00:03:23,749
‫راستی، خانم کانگ،

60
00:03:23,799 --> 00:03:29,599
‫شنیدم یکی شما رو توی یه مشاور املاکی
‫همین نزدیکی دیده.

61
00:03:30,799 --> 00:03:33,949
‫امکان نداره. حتماً اشتباه شده.

62
00:03:33,999 --> 00:03:36,783
‫من علاقه‌ای به اونجا ندارم.

63
00:03:36,833 --> 00:03:39,983
‫تازه، پسرم هم کارمند دولته.

64
00:03:40,033 --> 00:03:42,616
‫نباید کاری کنم که آینده پسرم به خطر بیفته.

65
00:03:42,666 --> 00:03:44,316
‫مگه ما با هم فرق داریم؟

66
00:03:44,366 --> 00:03:47,233
‫همه‌مون زیر یه پرچم زندگی می‌کنیم.

67
00:03:52,999 --> 00:03:54,616
‫خسته نباشی.

68
00:03:54,666 --> 00:03:57,416
‫چون پشت فرمونم، خسته نمیشم.

69
00:03:57,466 --> 00:04:00,233
‫اینم از قرارداد.

70
00:04:01,233 --> 00:04:03,149
‫شاید به خاطر اینه که به اسم خودمه،

71
00:04:03,199 --> 00:04:06,249
‫ولی ته قلبم حس می‌کنم پولدارم.

72
00:04:06,299 --> 00:04:08,249
‫فقط قلبت نیست،

73
00:04:08,299 --> 00:04:10,516
‫الان واقعاً پولدار شدی.

74
00:04:10,566 --> 00:04:11,699
‫جان؟

75
00:04:11,733 --> 00:04:14,316
‫فکر کردی شوخی می‌کنم؟

76
00:04:14,366 --> 00:04:18,516
‫گفتم حقوقت رو میدم،

77
00:04:18,566 --> 00:04:20,833
‫بهت سه درصد میدم.

78
00:04:22,633 --> 00:04:26,316
‫وای، جدی؟

79
00:04:26,366 --> 00:04:28,483
‫ولی...

80
00:04:28,533 --> 00:04:29,916
‫اگه سه درصد باشه...

81
00:04:29,966 --> 00:04:32,116
‫اگه ده میلیارد وون گیرم بیاد،

82
00:04:32,166 --> 00:04:34,866
‫بهت سیصد میلیون وون میدم.

83
00:04:39,799 --> 00:04:43,733
‫ولی این راز باید پیش خودت باشه.

84
00:04:45,266 --> 00:04:47,999
‫باشه، حتماً.

85
00:04:51,099 --> 00:04:52,899
‫خب...

86
00:04:56,933 --> 00:04:59,699
‫خوب بخوابین، خانم.

87
00:05:01,399 --> 00:05:02,999
‫منظورت از خانم چیه؟

88
00:05:03,033 --> 00:05:05,233
‫برو خونه استراحت کن.

89
00:05:09,433 --> 00:05:11,849
‫هی، دو هاک. قضیه بودجه بازسازی بودها...

90
00:05:11,899 --> 00:05:13,916
‫حتی اگه پولی که با پونگ هو هیونگ جمع کردی
‫رو روی هم بذاریم،

91
00:05:13,966 --> 00:05:16,749
‫با سهامت توی هتل و رستوران،

92
00:05:16,799 --> 00:05:18,616
‫حتی بیست درصد از بودجه مورد نیاز هم جور نمیشه.

93
00:05:18,666 --> 00:05:22,433
‫مگه نگفتن با یه بانک صحبت می‌کنن؟

94
00:05:23,433 --> 00:05:25,599
‫الان بهترین کار همینه،

95
00:05:25,633 --> 00:05:28,716
‫ولی ممکنه یه روز بلای جونمون بشه.

96
00:05:28,766 --> 00:05:30,983
‫اگه بانک عقب بکشه،

97
00:05:31,033 --> 00:05:33,432
‫بدبخت میشیم.

98
00:05:34,432 --> 00:05:38,482
‫دو هاک، تو نامسان بهت گفتن چی بشی؟

99
00:05:38,532 --> 00:05:41,066
‫از امروز سگ شکاری من هستی.

100
00:05:42,066 --> 00:05:43,249
‫سگ شکاری.

101
00:05:43,299 --> 00:05:45,816
‫سگ شکاری؟ دو هاک هیونگ ما؟

102
00:05:45,866 --> 00:05:50,132
‫جای سگ شکاری، نظرت چیه گرگ بشی؟

103
00:05:50,999 --> 00:05:54,649
‫جای اینکه یه سگ شکاری بشی که صاحبش

104
00:05:54,699 --> 00:05:58,616
‫به گردنش قلاده زده، و هر کی که میگه رو
‫میزنه و می‌کشه.

105
00:05:58,666 --> 00:06:00,616
‫گرگ جای سگ شکاری؟

106
00:06:00,666 --> 00:06:04,516
‫اگه میشد که می‌شدم. ولی...

107
00:06:04,566 --> 00:06:06,482
‫بودجه بازسازی رو از کجا بیارم؟

108
00:06:06,532 --> 00:06:08,182
‫هیونگ.

109
00:06:08,232 --> 00:06:10,949
‫درباره قدیمی‌ترین و بهترین کسب و کار
‫باشگاه مبارزه، رئیس گو پن شیک که شنیدی.

110
00:06:10,999 --> 00:06:11,982
‫پس چی.

111
00:06:12,032 --> 00:06:15,482
‫همیشه تاسف می‌خوره که دنیای باشگاه مبارزه‌ها
‫چقدر فاسد شده.

112
00:06:15,532 --> 00:06:18,016
‫باعث افتخاره که می‌بینمتون، رئیس گو.

113
00:06:18,066 --> 00:06:19,082
‫آره.

114
00:06:19,132 --> 00:06:21,916
‫اونه که کل باندها بهش احترام می‌ذارن.

115
00:06:21,966 --> 00:06:24,382
‫موندم میشه کل باندها رو تبدیل به یه شرکت

116
00:06:24,432 --> 00:06:26,416
‫یا یه اتحادیه با مرکزیت اون بکنیم یا نه.

117
00:06:26,466 --> 00:06:30,482
‫پس باید کل باندهای کشور رو راضی کنیم از سهام
‫شرکت بازسازی بخرن

118
00:06:30,532 --> 00:06:33,116
‫و با پول باندها شروع کنیم؟

119
00:06:33,166 --> 00:06:35,882
‫یه مقدار پول به حسابتون اضافه کردیم که
‫برای هزینه‌ها ازش استفاده کنین.

120
00:06:35,932 --> 00:06:38,949
‫اینجوری از سگ شکاری میشی گرگ.

121
00:06:38,999 --> 00:06:40,949
‫هر ماه، ده میلیون وون به حساب ریخته میشه.

122
00:06:40,999 --> 00:06:42,882
‫سند قرارداد کاریه.

123
00:06:42,932 --> 00:06:44,549
‫فقط کافیه روش مهر بزنید.

124
00:06:44,599 --> 00:06:46,649
‫از سگ شکاری به گرگ. عالیه.

125
00:06:46,699 --> 00:06:48,016
‫پس ما...

126
00:06:48,066 --> 00:06:50,632
‫میشیم گروه گرگ‌ها؟

127
00:06:54,266 --> 00:06:56,016
‫ولی...

128
00:06:56,066 --> 00:06:58,232
‫باهامون همکاری می‌کنه؟

129
00:07:01,466 --> 00:07:04,582
‫حرفه‌ای هستیدها.

130
00:07:04,632 --> 00:07:07,216
‫خیلی خب. خوشم اومد.

131
00:07:07,266 --> 00:07:09,649
‫برای احیای مبارزهامون،

132
00:07:09,699 --> 00:07:11,349
‫بیاید نهایت تلاشمون رو بکنیم!

133
00:07:11,399 --> 00:07:12,199
‫نوش جان!

134
00:07:27,899 --> 00:07:31,866
‫برنامه ریزی ما درباره مناطق کاری و یه
‫انبار سر بازه.

135
00:07:35,732 --> 00:07:40,266
‫می‌خوایم یه بازسازی قانونی انجام بدیم.

136
00:07:43,666 --> 00:07:46,349
‫ده میلیون وون.

137
00:07:46,399 --> 00:07:48,716
‫خیلی خب.

138
00:07:48,766 --> 00:07:50,416
‫این شد چهل میلیون وون از ماسان.

139
00:07:50,466 --> 00:07:53,066
‫چهل میلیون از ماسان.

140
00:07:55,299 --> 00:07:58,216
‫پنجاه میلیون از موکپو، هیونگ.

141
00:07:58,266 --> 00:08:00,466
‫پنجاه میلیون از موکپو.

142
00:08:09,332 --> 00:08:10,999
‫پیمان!

143
00:08:11,032 --> 00:08:12,916
‫پیمان!

144
00:08:12,966 --> 00:08:15,049
‫- یک!
‫- یک!

145
00:08:15,099 --> 00:08:18,899
‫انجمن ما سریعاً نسبت به

146
00:08:18,932 --> 00:08:22,132
‫بحران‌های کشوری و مردمی واکنش نشون میده!

147
00:08:23,166 --> 00:08:24,949
‫به اضافه شرکت بازسازی،

148
00:08:24,999 --> 00:08:27,516
‫باید زمین نزدیک مناطق بازسازی رو هم بخریم.

149
00:08:27,566 --> 00:08:31,066
‫با بودجه‌ی انجمن، امکانش بیشتره.

150
00:08:32,066 --> 00:08:34,799
‫اگه ده نشون دهنده سود شرکت بازسازی باشه،

151
00:08:34,832 --> 00:08:37,732
‫سود افزایش قیمت زمین همسایه میشه...

152
00:08:38,766 --> 00:08:40,449
‫بالای صدتا.

153
00:08:40,499 --> 00:08:42,282
‫- بینگو.
‫- صدتا؟

154
00:08:42,332 --> 00:08:43,432
‫خیلی خب.

155
00:08:45,332 --> 00:08:47,632
‫بالاخره!

156
00:08:54,766 --> 00:08:57,032
‫حدود دوازده‌ هزارتا خانواده وارد میشن.

157
00:08:57,066 --> 00:09:00,249
‫حدود سیصد چهارصدتا از ساکنین هم
‫توی اعتصاب شرکت می‌کنن.

158
00:09:00,299 --> 00:09:02,849
‫هیونگ و سون وو، شما فقط توی غرامت درگیر بشید،

159
00:09:02,899 --> 00:09:04,349
‫نه کار تخریب.

160
00:09:04,399 --> 00:09:07,882
‫موندم بقیه باندها موقع تخریب مزاحمت ایجاد
‫می‌کنن یا نه.

161
00:09:07,932 --> 00:09:10,649
‫فقط باید حواسمون باشه گزارشمون توی
‫اخبار پخش نشه.

162
00:09:10,699 --> 00:09:13,716
‫واسه یه چیز کوچیک، کسایی هستن که
‫حاضرن بیان جلو.

163
00:09:13,766 --> 00:09:16,016
‫بالا دستی‌ها با آزادی مشروط یا وثیقه آزادشون می‌کنن.

164
00:09:16,066 --> 00:09:22,082
‫در ضمن، یادتون نره زمین اطراف منطقه بازسازی
‫رو بخرین، هیونگ.

165
00:09:22,132 --> 00:09:25,849
‫این میشه منبع سود انجمن.

166
00:09:25,899 --> 00:09:27,149
‫فهمیدم.

167
00:09:27,199 --> 00:09:29,899
‫اگه از اینجا نگاه کنین، تا اینجا...

168
00:09:41,999 --> 00:09:44,399
‫دو هاک، شرمنده. یه لحظه.

169
00:09:47,866 --> 00:09:49,682
‫هی! چته تو؟

170
00:09:49,732 --> 00:09:51,466
‫چرا زنگ نمیزنی؟

171
00:09:52,466 --> 00:09:54,182
‫چرا زنگ بزنم؟

172
00:09:54,232 --> 00:09:55,416
‫اون شب!

173
00:09:55,466 --> 00:09:56,682
‫اون شب؟

174
00:09:56,732 --> 00:09:58,166
‫شب؟

175
00:09:59,566 --> 00:10:02,649
‫تو چرخ غذای خیابونی گفتم نوشیدنی‌ها
‫رو من حساب می‌کنم!

176
00:10:02,699 --> 00:10:05,699
‫ای خدا، نمی‌خواد بابا! زیاد نشد که.

177
00:10:09,032 --> 00:10:12,332
‫هی، آشغال! تو مگه کودنی؟

178
00:10:13,566 --> 00:10:15,449
‫اوه، باشه.

179
00:10:15,499 --> 00:10:18,132
‫هی، کودن. بیا دنبالم.

180
00:10:18,166 --> 00:10:22,132
‫ده برابر اون نوشیدنی رو برات می‌خرم!

181
00:10:24,399 --> 00:10:25,682
‫نمیای؟

182
00:10:25,732 --> 00:10:27,016
‫چرا نمیری دنبالش؟

183
00:10:27,066 --> 00:10:28,749
‫هی، جلسه که تموم نشده...

184
00:10:28,799 --> 00:10:30,316
‫تموم شد بابا.

185
00:10:30,366 --> 00:10:33,316
‫- تموم شد!
‫- راه بیفت!

186
00:10:33,366 --> 00:10:35,382
‫تموم شد! برو.

187
00:10:35,432 --> 00:10:36,982
‫برو، برو!

188
00:10:37,032 --> 00:10:39,166
‫زود باش برو، کودن!

189
00:10:40,799 --> 00:10:43,416
‫دیر برگردی‌ها!

190
00:10:43,466 --> 00:10:46,232
‫پیشنهادی که ما میدیم از پیشنهاد بازار بهتره!

191
00:10:46,266 --> 00:10:48,682
‫اینقدر میدیم. پیشنهاد خوبیه!

192
00:10:48,732 --> 00:10:50,816
‫وایسین! وایسین!

193
00:10:50,866 --> 00:10:53,732
‫طبق گفته دفتر ناحیه، اینجا سود نداره.

194
00:10:53,766 --> 00:10:55,582
‫- این خونه؟
‫- آره، سود نداره.

195
00:10:55,632 --> 00:10:57,216
‫بیاید بریم اونور خیابون.

196
00:10:57,266 --> 00:11:00,082
‫وای خدا، نزدیک بود اشتباه بزرگی بکنیم‌ها!

197
00:11:00,132 --> 00:11:01,849
‫- ای خدا.
‫- وایسین!

198
00:11:01,899 --> 00:11:03,716
‫- باشه، بیاین انجامش بدیم.
‫- چیکار؟

199
00:11:03,766 --> 00:11:05,216
‫- خودت گفتی نه.
‫- بدش من!

200
00:11:05,266 --> 00:11:06,932
‫ای خدا.

201
00:11:06,965 --> 00:11:09,382
‫پس صد هزار وون کمتر بنویس.

202
00:11:09,432 --> 00:11:12,315
‫شوخی کردم بابا! امضا کن.

203
00:11:12,365 --> 00:11:14,065
‫- موفق شدیم.
‫- ایول.

204
00:11:15,132 --> 00:11:18,915
‫- وای. اینجا ناحیه مثلثیه.
‫- کجا داریم میریم؟

205
00:11:18,965 --> 00:11:20,965
‫اینجور مواقع...

206
00:11:22,265 --> 00:11:23,715
‫اوه، شرمنده.

207
00:11:23,765 --> 00:11:25,799
‫- تفت...
‫- اینجاست.

208
00:11:32,299 --> 00:11:34,282
‫خانم.

209
00:11:34,332 --> 00:11:36,032
‫ایول.

210
00:11:36,065 --> 00:11:38,415
‫وای، بفرمایید یه چیزی بنوشید.

211
00:11:38,465 --> 00:11:40,715
‫این رو بنوشید سر حال بیاید.

212
00:11:40,765 --> 00:11:42,499
‫ممنون.

213
00:11:43,565 --> 00:11:47,182
‫اینجا. با لبخند امضا کنید!

214
00:11:47,232 --> 00:11:48,882
‫سود می‌کنید.

215
00:11:48,932 --> 00:11:50,982
‫خیلی پول گیرتون میاد.

216
00:11:51,032 --> 00:11:53,449
‫اوه، رئیس، خیلی کار داری.
‫ما کمکتون می‌کنیم.

217
00:11:53,499 --> 00:11:56,115
‫من بلدم.

218
00:11:56,165 --> 00:11:58,032
‫ببین!

219
00:12:01,199 --> 00:12:02,965
‫بزن بریم!

220
00:12:06,065 --> 00:12:07,215
‫[فرم رضایت]

221
00:12:07,265 --> 00:12:08,899
‫اوه، ممنون.

222
00:12:11,065 --> 00:12:13,449
‫خوش اومدین.

223
00:12:13,499 --> 00:12:16,349
‫- اوه، ببینین کی اینجاست!
‫- سلام.

224
00:12:16,399 --> 00:12:18,915
‫این زمین خوب به نظر میاد. بله.

225
00:12:18,965 --> 00:12:20,532
‫اوه، جدی؟

226
00:12:24,699 --> 00:12:26,715
‫- خوش اومدین.
‫- سلام.

227
00:12:26,765 --> 00:12:28,215
‫من این زمین رو می‌خوام.

228
00:12:28,265 --> 00:12:29,515
‫نداریم.

229
00:12:29,565 --> 00:12:30,749
‫اصلاً؟

230
00:12:30,799 --> 00:12:33,099
‫باید زودتر می‌اومدین.

231
00:12:43,765 --> 00:12:47,215
‫الان کجا بریم؟

232
00:12:47,265 --> 00:12:48,832
‫[مشاور املاک]

233
00:12:52,499 --> 00:12:54,649
‫زمین اطراف مجتمع‌های آپارتمانی بزرگ باارزشه.

234
00:12:54,699 --> 00:12:57,382
‫ولی دو هاک همه رو با یه

235
00:12:57,432 --> 00:13:00,315
‫تخفیف تپل خریده،
‫فقط زمین‌های مزخرف موندن.

236
00:13:00,365 --> 00:13:03,449
‫بازسازی که تموم بشه، می‌دونی ارزششون
‫چقدر میشه؟

237
00:13:03,499 --> 00:13:07,282
‫نمی‌دونستم اینقدر پول داره.

238
00:13:07,332 --> 00:13:09,282
‫یه کاریه که دست دولته،

239
00:13:09,332 --> 00:13:12,315
‫پس چطوری با سهام تونسته کارش
‫رو راه بندازه و لات...

240
00:13:12,365 --> 00:13:14,915
‫لات‌ها کل پول رو گیر آوردن؟

241
00:13:14,965 --> 00:13:17,582
‫- نمیشه.
‫- پس،

242
00:13:17,632 --> 00:13:19,632
‫می‌خوای چیکار کنی؟

243
00:13:20,832 --> 00:13:25,432
‫من همین الانش که چول وونگ جواب
‫تماسم رو نمیده نگرانم...

244
00:13:28,165 --> 00:13:31,782
‫لی دو هاک خوب حواسش به کار هست.

245
00:13:31,832 --> 00:13:33,182
‫سرعتش زیاده،

246
00:13:33,232 --> 00:13:36,749
‫و از بقیه مدیرها کم سر و صداتره.

247
00:13:36,799 --> 00:13:38,715
‫ولی،

248
00:13:38,765 --> 00:13:42,415
‫یه زمین نزدیک منطقه رو هم داره برای
‫بازسازی می‌خره.

249
00:13:42,465 --> 00:13:44,215
‫جدی؟

250
00:13:44,265 --> 00:13:47,182
‫بیرون محلیه که مشخص کردیم، پس مهم نیست.

251
00:13:47,232 --> 00:13:51,049
‫ولی قیمتش بالای نود درصده.

252
00:13:51,099 --> 00:13:53,715
‫زمین رو با پول اتحادیه باندها خریده،

253
00:13:53,765 --> 00:13:56,749
‫پس شرکت ما یه قرون هم سهم نمی‌بره.

254
00:13:56,799 --> 00:13:58,249
‫ولش کن.

255
00:13:58,299 --> 00:14:00,865
‫قیمت زمینشون بره بالا واسه ما بهتره.

256
00:14:01,765 --> 00:14:03,615
‫بله؟

257
00:14:03,665 --> 00:14:06,649
‫پول ما که درگیرش نبوده،

258
00:14:06,699 --> 00:14:10,582
‫و اگه خوب فکر کنی، می‌بینی سودش کاملاً
‫با پول باندهای خلافه.

259
00:14:10,632 --> 00:14:15,249
‫واسه همین همیشه مانعی برای آزادی هست.

260
00:14:15,299 --> 00:14:20,049
‫اوه، این رو از یه مشاور املاک توی گونگجانگ دونگ شنیدم.

261
00:14:20,099 --> 00:14:25,182
‫مثل اینکه لی دو هاک گفته شرکت ما پشتشه.

262
00:14:25,232 --> 00:14:26,549
‫چی؟

263
00:14:26,599 --> 00:14:28,249
‫جدی؟

264
00:14:28,299 --> 00:14:30,915
‫با این پول می‌تونی یه آپارتمان بگیری.

265
00:14:30,965 --> 00:14:32,532
‫نه، هیونگ؟

266
00:14:33,565 --> 00:14:36,515
‫هی، نکبت، اگه سعی کنی این پول رو بدزدی،
‫می‌دونی چی میشه دیگه؟

267
00:14:36,565 --> 00:14:38,682
‫- می‌دونم نباید بدزدم.
‫- هیونگ.

268
00:14:38,732 --> 00:14:40,532
‫چیه؟

269
00:14:49,699 --> 00:14:51,849
‫هیچوقت همچین اتفاقی نیفتاده.

270
00:14:51,899 --> 00:14:55,149
‫چرا باید کاری کنم که خودم رو تو دردسر بندازم؟ و...

271
00:14:55,199 --> 00:14:58,249
‫همونطور که می‌دونین، با بودجه انجمن کارمون
‫رو انجام دادیم.

272
00:14:58,299 --> 00:15:02,182
‫اگه مشکلی پیش بیاد، روی کل باندهای کشور
‫تاثیر منفی می‌ذاره.

273
00:15:02,232 --> 00:15:05,165
‫چرا باید همچین حماقتی کنم؟

274
00:15:06,365 --> 00:15:08,515
‫کی این رو بهتون گفته؟

275
00:15:08,565 --> 00:15:12,549
‫خودم میرم دنبالش و دهنش رو می‌بندم.

276
00:15:12,599 --> 00:15:15,849
‫بیخیال. متوجه شدم،

277
00:15:15,899 --> 00:15:18,649
‫پس حواست باشه دیگه همچین اتفاقی نیفته.

278
00:15:18,699 --> 00:15:21,482
‫اگه باز تکرار بشه،

279
00:15:21,532 --> 00:15:25,265
‫شرکت بازسازی به باد میره.

280
00:15:30,699 --> 00:15:32,432
‫لی دو هاک.

281
00:15:33,865 --> 00:15:37,149
‫بعد رد کردن وامی که پیشنهاد دادیم،

282
00:15:37,199 --> 00:15:39,465
‫می‌خوای با پول

283
00:15:40,999 --> 00:15:43,065
‫باند چیکار کنی؟

284
00:15:45,999 --> 00:15:48,599
‫خودم حلش می‌کنم.

285
00:16:14,999 --> 00:16:17,015
‫کار و بار خوب پیش میره؟

286
00:16:17,065 --> 00:16:19,015
‫- تو بودی؟
‫- منظورت چیه؟

287
00:16:19,065 --> 00:16:21,749
‫کسی که گفت من به بقیه حرف زدم.

288
00:16:21,799 --> 00:16:25,749
‫اوه، منظورت به برپایی انجمنه؟

289
00:16:25,799 --> 00:16:29,282
‫می‌دونم یه مراسم شروع شیک برگزار کردی.

290
00:16:29,332 --> 00:16:33,915
‫هیونگ، اگه یه دادستان کره جنوبی این رو ندونه،
‫میشه جاسوس کره شمالی.

291
00:16:33,965 --> 00:16:37,649
‫یکی از ارشدهام خواست تحقیق کنه،

292
00:16:37,699 --> 00:16:39,449
‫ولی بالایی‌ها جلوش رو گرفتن.

293
00:16:39,499 --> 00:16:44,282
‫گفت خوبه که باندها جای جنگ و دعوا، تصمیم گرفتن

294
00:16:44,332 --> 00:16:45,882
‫با هم خوب باشن.

295
00:16:45,932 --> 00:16:49,348
‫ولی من که باورم نمیشه.

296
00:16:49,398 --> 00:16:51,282
‫خوب باشن؟

297
00:16:51,332 --> 00:16:54,915
‫میگی لات‌ها همچین کلمه زیبایی رو می‌شناسن؟

298
00:16:54,965 --> 00:16:57,465
‫یه سگ هم به همچین چیزی می‌خنده.

299
00:16:59,665 --> 00:17:01,682
‫در هر صورت، حرف نداری،

300
00:17:01,732 --> 00:17:03,615
‫که همچین اتحادیه‌ای ساختی.

301
00:17:03,665 --> 00:17:07,165
‫کسی هوات رو داره؟

302
00:17:15,265 --> 00:17:16,865
‫من میرم.

303
00:17:18,965 --> 00:17:21,365
‫بابا. چرا باز مسخره بازی درمیاری؟

304
00:17:23,065 --> 00:17:24,865
‫مراقب خودت باش.

305
00:17:26,332 --> 00:17:30,115
‫می‌تونم بزرگترین رئیس باند خلاف کره رو

306
00:17:30,165 --> 00:17:32,698
‫دستگیر کنم و بندازم زندان.

307
00:17:34,165 --> 00:17:36,948
‫خب، دیگه بهت قرضی ندارم، هیونگ.

308
00:17:36,998 --> 00:17:38,365
‫می‌دونم.

309
00:17:39,265 --> 00:17:42,865
‫ولی من بازنشسته شدم.

310
00:17:44,365 --> 00:17:47,482
‫پس سر زده نیا دیدنم.

311
00:17:47,532 --> 00:17:49,882
‫ممکنه بعداً دادستان و متهم بشیم،

312
00:17:49,932 --> 00:17:52,815
‫یه کم معذب میشیم.

313
00:17:52,865 --> 00:17:57,282
‫اوه، مامانم ممکنه به زودی دوباره ازدواج کنه.

314
00:17:57,332 --> 00:17:58,948
‫اونجا هم نیا.

315
00:17:58,998 --> 00:18:02,165
‫خب، بهرحال دعوت نمیشی.

316
00:18:05,732 --> 00:18:09,182
‫ولی تو بیا.

317
00:18:09,232 --> 00:18:11,765
‫برات کارت دعوت می‌فرستم.

318
00:18:16,732 --> 00:18:19,365
‫می‌خوام با جونگ شین ازدواج کنم.

319
00:18:46,265 --> 00:18:49,398
‫باید بریم جایی.
‫لطفاً لباست رو عوض کن.

320
00:18:53,632 --> 00:18:56,165
‫گفتم باید بریم جایی!

321
00:19:08,765 --> 00:19:10,865
‫ای خدا.

322
00:19:12,032 --> 00:19:14,782
‫واو. خدایا!

323
00:19:14,832 --> 00:19:16,798
‫خیلی خوشمزه‌ست.

324
00:19:19,598 --> 00:19:21,382
‫کیونگ جا.

325
00:19:21,432 --> 00:19:24,748
‫وقتی مامان چول وونگ دوباره ازدواج کنه،
‫می‌خوای چیکار کنی؟

326
00:19:24,798 --> 00:19:26,915
‫چیکار می‌تونم بکنم؟

327
00:19:26,965 --> 00:19:28,915
‫اگه بگه کار کن، کار می‌کنم.

328
00:19:28,965 --> 00:19:31,315
‫اگه بگه برو،

329
00:19:31,365 --> 00:19:32,848
‫میرم.

330
00:19:32,898 --> 00:19:36,715
‫پس فکر کنم جفتمون باید همین کار رو بکنیم،

331
00:19:36,765 --> 00:19:40,982
‫تا حالا شده ما رئیس زندگی خودمون باشیم؟

332
00:19:41,032 --> 00:19:44,948
‫پول داریم؟ یا تحصیلات؟

333
00:19:44,998 --> 00:19:46,798
‫ولی...

334
00:19:49,365 --> 00:19:52,182
‫آدم‌های تحصیل کرده نباید اونجوری رفتار کنن، نه؟

335
00:19:52,232 --> 00:19:53,632
‫منظورت چیه؟

336
00:19:54,532 --> 00:19:58,048
‫جلوی در همدیگه رو بغل کرده بودن.

337
00:19:58,098 --> 00:20:01,998
‫ای خدا، خیلی خجالت کشیدم.

338
00:20:03,098 --> 00:20:05,348
‫از کجا دیدی؟

339
00:20:05,398 --> 00:20:10,782
‫دفعه قبلی که از تولد شصت سالگی بابام از
‫یوسو برگشتم،

340
00:20:10,832 --> 00:20:13,382
‫جلوی در دیدمشون.

341
00:20:13,432 --> 00:20:14,615
‫ولی می‌دونی،

342
00:20:14,665 --> 00:20:17,865
‫یه چیز عجیب هم شنیدم.

343
00:20:19,632 --> 00:20:21,048
‫- مامان.
‫- ای وای.

344
00:20:21,098 --> 00:20:23,248
‫- دو هاک!
‫- بله.

345
00:20:23,298 --> 00:20:26,065
‫وای خدا، بابای دو هاک هم که اومده.

346
00:20:37,765 --> 00:20:39,248
‫چی شده؟

347
00:20:39,298 --> 00:20:43,415
‫یه جوری رفتار کردی انگار دیگه قرار نیست بیای خونه.

348
00:20:43,465 --> 00:20:46,865
‫مامان. جونگ اوک چطوره؟

349
00:20:47,965 --> 00:20:49,748
‫هر از چند گاهی تلفنی حرف میزنیم.

350
00:20:49,798 --> 00:20:51,348
‫میگه خوبه.

351
00:20:51,398 --> 00:20:54,148
‫حتی وقتی می‌پرسم کجا زندگی یا کار می‌کنه،

352
00:20:54,198 --> 00:20:55,482
‫نمیگه.

353
00:20:55,532 --> 00:20:58,615
‫مثل قبل فکر می‌کنه یکی قراره دستگیرش کنه.

354
00:20:58,665 --> 00:21:00,548
‫بیخیال.

355
00:21:00,598 --> 00:21:02,715
‫چون حالش خوبه نمیاد خونه.

356
00:21:02,765 --> 00:21:04,782
‫بچه که نیست.

357
00:21:04,832 --> 00:21:06,415
‫چرا اینقدر نگرانی؟

358
00:21:06,465 --> 00:21:08,348
‫بابات باز شروع کرد.

359
00:21:08,398 --> 00:21:11,148
‫از بس نگران جونگ اوکه داره سکته می‌کنه.

360
00:21:11,198 --> 00:21:13,298
‫کی گفته!

361
00:21:15,632 --> 00:21:18,715
‫جونگ اوک که برگشت، لطفاً بهش بگید

362
00:21:18,765 --> 00:21:21,165
‫بیاد عروسیم.

363
00:21:24,198 --> 00:21:27,182
‫داری ازدواج می‌کنی؟ جدی؟

364
00:21:27,232 --> 00:21:29,398
‫با کی؟

365
00:21:30,965 --> 00:21:32,115
‫جونگ شین.

366
00:21:32,165 --> 00:21:33,415
‫جونگ شین؟

367
00:21:33,465 --> 00:21:36,415
‫دختر صاحب سینما نامهه توی یوسو!

368
00:21:36,465 --> 00:21:37,815
‫کی برگزار می‌کنین؟

369
00:21:37,865 --> 00:21:39,315
‫به زودی تاریخش رو مشخص می‌کنیم.

370
00:21:39,365 --> 00:21:43,715
‫تاریخ که مشخص شد، خوب به همدیگه
‫معرفیتون می‌کنم.

371
00:21:43,765 --> 00:21:47,715
‫عجب بلایی هستی تو!

372
00:21:47,765 --> 00:21:51,382
‫چرا هی آدم رو شوکه می‌کنی!

373
00:21:51,432 --> 00:21:54,615
‫در ضمن...

374
00:21:54,665 --> 00:21:56,132
‫من...

375
00:21:56,998 --> 00:21:59,565
‫کارم رو ول کردم.

376
00:22:04,165 --> 00:22:07,148
‫جدی؟ واقعاً میگی؟

377
00:22:07,198 --> 00:22:09,982
‫آره، الان تو کار ساخت و سازم.

378
00:22:10,032 --> 00:22:12,782
‫وای خدا. بهت افتخار می‌کنم، پسرم.

379
00:22:12,832 --> 00:22:15,081
‫بهت افتخار می‌کنم!

380
00:22:15,131 --> 00:22:20,315
‫هر وقت بهت فکر می‌کردم، دلم می‌گرفت،
‫انگار سوءهاضمه داشتم...

381
00:22:20,365 --> 00:22:22,848
‫آفرین. باریکلا.

382
00:22:22,898 --> 00:22:25,798
‫مامان. بخور. غذات رو بخور.

383
00:22:26,798 --> 00:22:30,815
‫حالا دیگه شب‌ها می‌تونی آروم بخوابی، عزیزم.

384
00:22:30,865 --> 00:22:34,065
‫یه چی بهش بگو!

385
00:22:40,631 --> 00:22:42,398
‫ممنون...

386
00:22:43,398 --> 00:22:45,198
‫و متاسفم.

387
00:22:46,198 --> 00:22:49,031
‫به خاطر تو دست برنداشتم، بابا.

388
00:22:53,831 --> 00:22:55,931
‫می‌دونم.

389
00:22:58,231 --> 00:23:01,115
‫من دیگه باید برم.

390
00:23:01,165 --> 00:23:03,215
‫شما اول بخورید بعد برید.

391
00:23:03,265 --> 00:23:04,915
‫یعنی،

392
00:23:04,965 --> 00:23:07,081
‫اگه می‌خوای بری وایسا با هم بریم!

393
00:23:07,131 --> 00:23:08,681
‫مامان، مامان...

394
00:23:08,731 --> 00:23:10,148
‫هنوز حرفم تموم نشده.

395
00:23:10,198 --> 00:23:13,481
‫وایسین، سیگارش رو جا گذاشت.

396
00:23:13,531 --> 00:23:16,131
‫من برم بهش بدم.

397
00:23:19,031 --> 00:23:20,431
‫ای خدا.

398
00:23:22,998 --> 00:23:24,365
‫آقا!

399
00:23:25,331 --> 00:23:26,781
‫چرا اومدی بیرون؟

400
00:23:26,831 --> 00:23:28,515
‫باید بیشتر غذا بخوری.

401
00:23:28,565 --> 00:23:32,015
‫دنبال این می‌گردین؟

402
00:23:32,065 --> 00:23:34,648
‫سر جاتون جا موند.

403
00:23:34,698 --> 00:23:36,331
‫ممنون.

404
00:23:37,431 --> 00:23:39,548
‫برو داخل غذات رو بخور!

405
00:23:39,598 --> 00:23:42,615
‫هر از گاهی یه سر به خونه ما هم بزن.

406
00:23:42,665 --> 00:23:44,265
‫چشم.

407
00:23:45,698 --> 00:23:47,481
‫ولی آقا.

408
00:23:47,531 --> 00:23:49,515
‫بله؟

409
00:23:49,565 --> 00:23:51,881
‫امکانش هست،

410
00:23:51,931 --> 00:23:57,381
‫که چول وونگ پسرِ رئیس مرحوم نباشه؟

411
00:23:57,431 --> 00:24:00,748
‫منظورت چیه؟

412
00:24:00,798 --> 00:24:03,481
‫البته که پسر آقای چویه!

413
00:24:03,531 --> 00:24:05,381
‫نه؟

414
00:24:05,431 --> 00:24:08,481
‫مراقب باشید.

415
00:24:08,531 --> 00:24:13,581
‫بگو ببینم. کی همچین چیزی بهت گفته؟

416
00:24:13,631 --> 00:24:15,781
‫مامان دو هاک؟

417
00:24:15,831 --> 00:24:17,315
‫نه بابا.

418
00:24:17,365 --> 00:24:19,315
‫یعنی چی!

419
00:24:19,365 --> 00:24:21,648
‫زن عجوزه من!

420
00:24:21,698 --> 00:24:24,965
‫میگم اون نگفته!

421
00:24:26,465 --> 00:24:30,965
‫خانم کانگ گفت. خانم کانگ.

422
00:24:32,065 --> 00:24:34,648
‫خانم کانگ؟

423
00:24:34,698 --> 00:24:36,398
‫بله.

424
00:24:38,065 --> 00:24:42,931
‫نمی‌دونستم پسرم اینقدر اذیت شده.

425
00:24:44,331 --> 00:24:47,148
‫تقصیر تو نیست، اوپا.

426
00:24:47,198 --> 00:24:49,248
‫نه.

427
00:24:49,298 --> 00:24:53,115
‫اگه زودتر پیدات کرده بودم،

428
00:24:53,165 --> 00:24:56,815
‫و اگه می‌دونستم چول وونگ پسرمه،

429
00:24:56,865 --> 00:25:00,115
‫اینقدر اذیت نمیشد.

430
00:25:00,165 --> 00:25:02,465
‫تقصیر منه.

431
00:25:03,465 --> 00:25:06,648
‫حالا دیگه فاصله یه پدر و پسر بیشتر میشه.

432
00:25:06,698 --> 00:25:09,415
‫نظرت چیه تو جای من به چول وونگ بگی؟

433
00:25:09,465 --> 00:25:12,581
‫که من پدر واقعیش هستم.
‫بهرحال که دیر یا زود می‌فهمه.

434
00:25:12,631 --> 00:25:14,315
‫خواهش می‌کنم.

435
00:25:14,365 --> 00:25:16,448
‫یه کم بهم وقت بده.

436
00:25:16,498 --> 00:25:18,131
‫یو جین.

437
00:25:22,665 --> 00:25:25,181
‫متاسفم.

438
00:25:25,231 --> 00:25:27,331
‫فکر کنم نباید می‌گفتم.

439
00:25:28,331 --> 00:25:29,715
‫کیونگ جا.

440
00:25:29,765 --> 00:25:31,015
‫بله؟

441
00:25:31,065 --> 00:25:33,615
‫چیزی که شنیدی درست نیست،

442
00:25:33,665 --> 00:25:36,048
‫پس نباید به کسی بگی.

443
00:25:36,098 --> 00:25:41,448
‫موندم چی درسته و چی غلطه.

444
00:25:41,498 --> 00:25:44,631
‫بهرحال نباید به کسی بگی!

445
00:25:45,598 --> 00:25:47,265
‫فهمیدی؟

446
00:25:48,865 --> 00:25:50,631
‫فهمیدم...

447
00:25:51,598 --> 00:25:53,331
‫به خدا.

448
00:25:54,231 --> 00:25:55,998
‫این رو ببین.

449
00:25:57,198 --> 00:26:00,098
‫اسم تو رو به عنوان صاحب آپارتمان زدم، مامان.

450
00:26:01,098 --> 00:26:04,098
‫سه نفر می‌تونن راحت توش زندگی کنن.

451
00:26:05,598 --> 00:26:07,131
‫[قباله]

452
00:26:08,098 --> 00:26:10,198
‫هی، دو هاک!

453
00:26:12,865 --> 00:26:15,781
‫چرا اینقدر طول دادی؟
‫بشین غذات رو بخور.

454
00:26:15,831 --> 00:26:16,981
‫باشه.

455
00:26:17,031 --> 00:26:21,865
‫کیونگ جا، الان دیگه می‌تونیم مثل
‫آدم زندگی ‌کنیم.

456
00:26:23,065 --> 00:26:27,815
‫دو هاک، نباید می‌ذاشتی تو همچین روز خوبی،
‫بابات اونجوری بره!

457
00:26:27,865 --> 00:26:30,781
‫برو برش گردون.

458
00:26:30,831 --> 00:26:32,231
‫خواهش می‌کنم؟

459
00:26:57,098 --> 00:27:07,098
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

460
00:27:31,965 --> 00:27:33,898
‫چول وونگ.

461
00:27:35,765 --> 00:27:37,398
‫آقا.

462
00:27:39,031 --> 00:27:41,781
‫- شمایید، آقا؟
‫- آره.

463
00:27:41,831 --> 00:27:44,848
‫اومدم دیدن دو هاک، و گفتم

464
00:27:44,898 --> 00:27:47,564
‫قبل رفتنم تو رو هم ببینم.

465
00:27:57,231 --> 00:28:01,414
‫این هفتاد درصد پول بازسازی آپارتمان
‫توی گونگجانگ دونگه.

466
00:28:01,464 --> 00:28:03,081
‫خسته نباشی.

467
00:28:03,131 --> 00:28:04,748
‫ممنون.

468
00:28:04,798 --> 00:28:06,314
‫در ضمن،

469
00:28:06,364 --> 00:28:08,981
‫- یه خواهشی دارم.
‫- بله؟

470
00:28:09,031 --> 00:28:11,148
‫ازت می‌خوام نصف

471
00:28:11,198 --> 00:28:14,164
‫زمینی که شرکتت

472
00:28:15,164 --> 00:28:17,731
‫نزدیک محل بازسازی گونگجانگ دونگ خریده
‫رو بدی به من.

473
00:28:18,631 --> 00:28:22,148
‫- بله؟
‫- پنج درصد بیشتر هم بهت پول میدیم.

474
00:28:22,198 --> 00:28:25,798
‫زمین ربطی به محل بازسازی نداره.

475
00:28:29,098 --> 00:28:31,014
‫همین یه دفعه این کار رو بکن.

476
00:28:31,064 --> 00:28:33,864
‫خواهش از طرف من نیست.

477
00:28:36,431 --> 00:28:40,048
‫یه عالمه خانواده توی انجمن هست که باید
‫سیرشون کنم.

478
00:28:40,098 --> 00:28:42,214
‫متاسفم، ولی لطفاً درک کنید.

479
00:28:42,264 --> 00:28:44,931
‫دفعه بعدی براتون جبران می‌کنم.

480
00:28:46,464 --> 00:28:48,281
‫جدی؟

481
00:28:48,331 --> 00:28:50,364
‫واقعاً متاسفم.

482
00:28:58,964 --> 00:29:01,164
‫آروم بنوشید.

483
00:29:05,998 --> 00:29:07,498
‫چول وونگ.

484
00:29:09,198 --> 00:29:10,681
‫بله؟

485
00:29:10,731 --> 00:29:14,081
‫خانواده چوی تو نسل خوبیه.

486
00:29:14,131 --> 00:29:16,181
‫بابابزرگ یکی از رهبرهای جنبش آزادی خواهی بود،

487
00:29:16,231 --> 00:29:20,181
‫و بابات هم به هیچ عنوان

488
00:29:20,231 --> 00:29:24,048
‫دست از راه درست نمی‌کشید.

489
00:29:24,098 --> 00:29:26,814
‫مهم نیست دنیا چی بگه،

490
00:29:26,864 --> 00:29:31,514
‫تو هم باید افتخار کنی که فامیلیت چوی هست،

491
00:29:31,564 --> 00:29:37,164
‫و هیچوقت پدر و پدربزرگت رو فراموش نکنی.

492
00:29:40,364 --> 00:29:41,814
‫چشم.

493
00:29:41,864 --> 00:29:45,148
‫همیشه بهش افتخار می‌کنم.

494
00:29:45,198 --> 00:29:46,748
‫نگران نباشید.

495
00:29:46,798 --> 00:29:49,331
‫حتی اگه مامانت دوباره هم ازدواج کنه،

496
00:29:50,331 --> 00:29:53,064
‫تو مرد خانواده چوی هستی.

497
00:29:54,231 --> 00:29:55,548
‫پس شنیدین.

498
00:29:55,598 --> 00:29:58,664
‫تو خانواده چوی هستی، فهمیدی؟

499
00:29:59,464 --> 00:30:00,514
‫بله...

500
00:30:00,564 --> 00:30:02,464
‫بلندتر بگو!

501
00:30:03,631 --> 00:30:05,848
‫بله، فهمیدم.

502
00:30:05,898 --> 00:30:06,398
‫درسته!

503
00:30:11,598 --> 00:30:15,698
‫شنیدین دو هاک هیونگ داره ازدواج می‌کنه، نه؟

504
00:30:20,064 --> 00:30:21,731
‫آره.

505
00:30:22,898 --> 00:30:25,148
‫به نظرتون...

506
00:30:25,198 --> 00:30:29,031
‫میشه یه کم عروسی رو عقب بندازه، آقا؟

507
00:30:31,364 --> 00:30:33,764
‫چرا؟

508
00:30:35,464 --> 00:30:38,681
‫اگه دو هاک هیونگ واقعاً خلاف رو گذاشته باشه کنار،

509
00:30:38,731 --> 00:30:41,198
‫دادستانی می‌گیردش زیر ذره بین.

510
00:30:42,231 --> 00:30:44,248
‫اگه...

511
00:30:44,298 --> 00:30:47,581
‫اگه الکی بگه تاجره...

512
00:30:47,631 --> 00:30:49,431
‫عروس...

513
00:30:52,064 --> 00:30:55,264
‫عروس ناراحت میشه، نه؟

514
00:30:58,831 --> 00:31:00,881
‫چول وونگ...

515
00:31:00,931 --> 00:31:03,848
‫من پدرشم،

516
00:31:03,898 --> 00:31:09,314
‫ولی چه حقی دارم بگم ازدواج کنه یا نکنه؟

517
00:31:09,364 --> 00:31:12,348
‫وقتی من بودم که بچه رو فرستادم زندان...

518
00:31:12,398 --> 00:31:16,298
‫حتی وقتی با گریه بهم التماس کرد.

519
00:31:18,031 --> 00:31:22,298
‫خودم اون تصمیم رو گرفتم...

520
00:31:24,398 --> 00:31:27,214
‫ولی تو هم بس کن.

521
00:31:27,264 --> 00:31:31,864
‫اون بیچاره داره سعی می‌کنه با زنی که
‫عاشقشه یه زندگی جدید تشکیل بده.

522
00:31:32,864 --> 00:31:34,731
‫اون...

523
00:31:39,164 --> 00:31:41,598
‫هنوز هیونگته، نه؟

524
00:31:47,664 --> 00:31:49,664
‫هیونگم؟

525
00:31:52,131 --> 00:31:53,964
‫هیونگم بود.

526
00:31:55,064 --> 00:31:59,264
‫خانواده شما گوشت هم رو می‌خورین، ولی
‫استخون هم رو دور نمی‌ریزین.

527
00:32:03,064 --> 00:32:06,398
‫چون دو هاک هیونگ پسر شماست.

528
00:32:18,664 --> 00:32:20,481
‫دارین میرین؟

529
00:32:20,531 --> 00:32:22,831
‫بله، باید برم.

530
00:32:23,931 --> 00:32:25,564
‫چول وونگ...

531
00:32:26,564 --> 00:32:29,164
‫بیا بغلت کنم.

532
00:32:38,298 --> 00:32:39,964
‫من...

533
00:32:40,931 --> 00:32:43,698
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

534
00:32:44,698 --> 00:32:48,498
‫من خوبم، خب؟

535
00:32:52,598 --> 00:32:54,398
‫من...

536
00:32:55,964 --> 00:32:58,598
‫اصلاً پشیمون نیستم.

537
00:33:03,931 --> 00:33:05,931
‫آقا...

538
00:33:21,831 --> 00:33:23,014
‫الو؟

539
00:33:23,064 --> 00:33:26,614
‫چه تصادفی که شما برداشتین.

540
00:33:26,664 --> 00:33:28,414
‫بابای دو هاک هستم.

541
00:33:28,464 --> 00:33:30,231
‫بله.

542
00:33:31,264 --> 00:33:33,947
‫چی شده این وقت شب؟

543
00:33:33,997 --> 00:33:36,881
‫مامان دو هاک هنوز نیومده خونه؟

544
00:33:36,931 --> 00:33:39,881
‫من الان سئولم.

545
00:33:39,931 --> 00:33:41,614
‫اومدین سئول؟

546
00:33:41,664 --> 00:33:45,047
‫بله. فقط...

547
00:33:45,097 --> 00:33:47,697
‫تازه از چول وونگ جدا شدم.

548
00:33:48,531 --> 00:33:50,697
‫چول وونگ رو دیدین؟

549
00:33:51,697 --> 00:33:53,781
‫چرا؟

550
00:33:53,831 --> 00:33:56,914
‫چول وونگ رو دیدم و بهش گفتم.

551
00:33:56,964 --> 00:33:59,447
‫که حتی اگه شما دوباره ازدواج کنین،

552
00:33:59,497 --> 00:34:04,931
‫بهتره یادش نره پسر خانواده چویه.

553
00:34:06,664 --> 00:34:08,547
‫منظورتون چیه؟

554
00:34:08,597 --> 00:34:10,314
‫خانم...

555
00:34:10,364 --> 00:34:13,114
‫من یه بار هم فکر نکردم...

556
00:34:13,164 --> 00:34:17,881
‫که چول وونگ پسر خودمه.

557
00:34:17,931 --> 00:34:23,214
‫چون چول وونگ از اول هم پسر
‫چوی یونگ شیک بوده.

558
00:34:23,264 --> 00:34:25,214
‫من اینجوری زندگی کردم.

559
00:34:25,264 --> 00:34:28,947
‫ولی یه نفر دیگه چطور جرئت می‌کنه بگه
‫چول وونگ پسرشه؟

560
00:34:28,997 --> 00:34:31,897
‫آقا... بابای دو هاک...

561
00:34:33,164 --> 00:34:36,214
‫منظورتون رو نمی‌فهمم.

562
00:34:36,264 --> 00:34:38,081
‫متوجه نمیشم.

563
00:34:38,131 --> 00:34:40,081
‫خانم...

564
00:34:40,131 --> 00:34:43,114
‫حق ندارین این کار رو بکنین.

565
00:34:43,164 --> 00:34:46,264
‫نمی‌تونین.

566
00:34:47,164 --> 00:34:51,847
‫اگه قراره بگین چول وونگ پسر کسیه که
‫قراره باهاش ازدواج کنین...

567
00:34:51,897 --> 00:34:54,497
‫شوهر مرحومتون

568
00:34:55,197 --> 00:34:57,264
‫ناراحت میشه.

569
00:35:00,364 --> 00:35:03,881
‫نباید همچین کاری کنین.

570
00:35:03,931 --> 00:35:08,531
‫آقا، نمی‌دونم این رو از کی شنیدین،

571
00:35:09,397 --> 00:35:12,014
‫ولی حتی اگه چیزی که شنیدین حقیقت داشته باشه هم،

572
00:35:12,064 --> 00:35:15,564
‫تصمیمش با من و خانوادمه.

573
00:35:16,464 --> 00:35:17,881
‫اینکه پسر من...

574
00:35:17,931 --> 00:35:21,614
‫چوی چول وونگ می‌مونه یا میشه کیم چول وونگ،

575
00:35:21,664 --> 00:35:24,231
‫به شما ربطی نداره.

576
00:35:25,297 --> 00:35:27,097
‫می‌فهمین؟

577
00:35:27,797 --> 00:35:29,897
‫خانم!

578
00:35:30,864 --> 00:35:34,147
‫اگه اینجوری کنین،

579
00:35:34,197 --> 00:35:35,564
‫من...

580
00:35:37,431 --> 00:35:39,764
‫میام بچه‌م رو پس می‌گیرم.

581
00:35:41,564 --> 00:35:44,447
‫فکر کردین با عقل جور درمیاد؟

582
00:35:44,497 --> 00:35:46,181
‫اگه منطقی نیست،

583
00:35:46,231 --> 00:35:48,981
‫منم میرم پیش مردی که قراره باهاش ازدواج کنین...

584
00:35:49,031 --> 00:35:53,664
‫و میگم چول وونگ پسر منه!

585
00:35:54,731 --> 00:35:57,247
‫آقا... بابای دو هاک...

586
00:35:57,297 --> 00:35:59,731
‫بیاید حضوری صحبت کنیم. خب؟

587
00:36:00,797 --> 00:36:03,064
‫هر وقت تصمیم گرفتین...

588
00:36:04,231 --> 00:36:07,731
‫میام دیدنتون.

589
00:36:09,864 --> 00:36:11,314
‫الو؟

590
00:36:11,364 --> 00:36:14,897
‫آقا! الو؟

591
00:36:23,031 --> 00:36:24,864
‫چیکار کنم؟

592
00:36:38,964 --> 00:36:40,381
‫ایندفعه این شیشه. نه؟

593
00:36:40,431 --> 00:36:42,147
‫- قبول.
‫- خب؟ کسی عقب نکشه!

594
00:36:42,197 --> 00:36:45,047
‫- بزن بریم. بچرخون!
‫- کی می‌چرخونه؟

595
00:36:45,097 --> 00:36:47,364
‫- خواهش می‌کنم، تو رو خدا.
‫- باید محکم بچرخونی.

596
00:36:50,964 --> 00:36:53,664
‫هی، اشتباه چرخوندی!

597
00:37:13,364 --> 00:37:14,847
‫تعریف کن.

598
00:37:14,897 --> 00:37:17,614
‫هر چی بخوای بگی گوش میدم.

599
00:37:17,664 --> 00:37:19,181
‫من باید مجازات بشم.

600
00:37:19,231 --> 00:37:22,581
‫کار بدی نکردی.

601
00:37:22,631 --> 00:37:24,431
‫من...

602
00:37:25,597 --> 00:37:27,264
‫راستش...

603
00:37:28,264 --> 00:37:30,814
‫خیلی وقته داره ازم اخاذی میشه.

604
00:37:30,864 --> 00:37:32,347
‫توسط کی؟

605
00:37:32,397 --> 00:37:34,381
‫من...

606
00:37:34,431 --> 00:37:36,764
‫دیگه تحمل ندارم.

607
00:37:39,064 --> 00:37:41,197
‫با چی دارن ازت اخاذی می‌کنن؟

608
00:37:43,364 --> 00:37:45,997
‫نصف اموالم رو می‌خواد.

609
00:37:47,031 --> 00:37:48,814
‫اگه ندی چی؟

610
00:37:48,864 --> 00:37:51,697
‫گفت چول وونگ رو نابود می‌کنه.

611
00:37:53,064 --> 00:37:55,431
‫نقطه ضعف چول وونگ چیه؟

612
00:37:56,764 --> 00:37:59,814
‫بگو. من هواش رو دارم.

613
00:37:59,864 --> 00:38:02,914
‫قبلاً مرتکب قتل شده!

614
00:38:02,964 --> 00:38:05,564
‫دوران دبیرستانش توی یوسو...

615
00:38:07,297 --> 00:38:08,514
‫بعدش؟

616
00:38:08,564 --> 00:38:11,814
‫پسر اون مرد، که دوست چول وونگ بود،

617
00:38:11,864 --> 00:38:15,381
‫به خاطر قتلش افتاد زندان.

618
00:38:15,431 --> 00:38:18,381
‫من ازش خواهش کردم،

619
00:38:18,431 --> 00:38:21,547
‫از نوکر خانواده‌مون،

620
00:38:21,597 --> 00:38:24,814
‫گفتم بهش پول خوبی میدم.

621
00:38:24,864 --> 00:38:27,797
‫اسم پسرش لی دو هاکه؟

622
00:38:39,131 --> 00:38:43,681
‫مونده بودم چرا چول وونگ همیشه
‫به هر ساز دو هاک می‌رقصه.

623
00:38:43,731 --> 00:38:45,881
‫ولی الان فهمیدم چرا.

624
00:38:45,931 --> 00:38:47,514
‫پسرش از چول وونگ سوءاستفاده کرد

625
00:38:47,564 --> 00:38:51,381
‫و پدرش ازت اخاذی می‌کنه.

626
00:38:51,431 --> 00:38:54,314
‫اوپا، اگه...

627
00:38:54,364 --> 00:38:58,264
‫چول وونگ چیزیش نمیشه، من می‌تونم
‫از همه چیزم بگذرم، ولی اون مرد

628
00:38:59,130 --> 00:39:01,514
‫بعد مرگ من هم چول وونگ رو اذیت می‌کنه.

629
00:39:01,564 --> 00:39:03,680
‫اوپا، حالا چیکار کنم؟

630
00:39:03,730 --> 00:39:05,380
‫اوپا، چیکار کنم؟

631
00:39:05,430 --> 00:39:09,380
‫یک، دو، سه!

632
00:39:09,430 --> 00:39:11,130
‫خیلی خب!

633
00:39:19,830 --> 00:39:21,564
‫هورا!

634
00:39:26,197 --> 00:39:27,830
‫[بازپرس چوی چول وونگ]

635
00:39:29,130 --> 00:39:31,630
‫[عروسی]

636
00:39:38,297 --> 00:39:39,497
‫[پیش فروش آپارتمان یاگ‌وانگ]

637
00:39:43,830 --> 00:39:46,347
‫[پیش فروش آپارتمان یاگ‌وانگ]

638
00:39:46,397 --> 00:39:48,730
‫یه عکس بگیرم!

639
00:39:49,797 --> 00:39:51,897
‫برادری وفادار!

640
00:39:54,897 --> 00:39:56,330
‫هی، وایسین.

641
00:40:01,864 --> 00:40:03,980
‫- یکی دیگه؟
‫- خیلی خب، یکی دیگه.

642
00:40:04,030 --> 00:40:05,364
‫یکی دیگه، یکی دیگه.

643
00:40:08,430 --> 00:40:11,380
‫اینا رهبر باندهای خلاف هستن، هر کدوم
‫نماینده محلی هستن که ازش اومدن.

644
00:40:11,430 --> 00:40:14,030
‫هر کدومشون هم حسابی بدنامن.

645
00:40:14,064 --> 00:40:18,080
‫شرکت لی دو هاک مسئول بودجه‌ست؟

646
00:40:18,130 --> 00:40:21,547
‫بله، گو پن شیک رو کاغذ رئیسه،

647
00:40:21,597 --> 00:40:24,547
‫ولی رهبر اصلی برادری وفادار لی دو هاکه.

648
00:40:24,597 --> 00:40:26,514
‫همه هم می‌دونن.

649
00:40:26,564 --> 00:40:31,314
‫هرچند، خوشحالم دیگه دست از بکش بکش برداشتن.

650
00:40:31,364 --> 00:40:33,880
‫یه باند خلاف...

651
00:40:33,930 --> 00:40:37,080
‫- ممکن نیست؟
‫- بله؟

652
00:40:37,130 --> 00:40:40,447
‫شما مگه با هم صمیمی نیستین؟

653
00:40:40,497 --> 00:40:41,864
‫چرا.

654
00:40:44,697 --> 00:40:47,014
‫چون می‌شناسمش.

655
00:40:47,064 --> 00:40:50,797
‫اگه بدتر بشه، حکمش هم سنگین‌تر میشه.

656
00:41:22,964 --> 00:41:24,847
‫سر حرفم هستم.

657
00:41:24,897 --> 00:41:28,547
‫چول وونگ پسر من یا کس دیگه‌ای نیست.

658
00:41:28,597 --> 00:41:30,780
‫پسر

659
00:41:30,830 --> 00:41:33,880
‫یونگ شیک از خانواده چویه.

660
00:41:33,930 --> 00:41:35,914
‫البته.

661
00:41:35,964 --> 00:41:38,714
‫کی این مزخرفات رو گفته؟

662
00:41:38,764 --> 00:41:41,080
‫مگه مهمه؟

663
00:41:41,130 --> 00:41:44,514
‫مشکل اینه که شما به این چیزها فکر می‌کنین.

664
00:41:44,564 --> 00:41:46,164
‫نه؟

665
00:41:47,164 --> 00:41:49,180
‫چطور می‌تونین؟

666
00:41:49,230 --> 00:41:52,497
‫چطور می‌تونین بگین پدرش اونه؟

667
00:41:56,164 --> 00:41:58,297
‫به خاطر چول وونگ بود.

668
00:41:59,264 --> 00:42:03,564
‫چول وونگ برای موفقیت باید پسرش باشه.

669
00:42:05,564 --> 00:42:08,414
‫اینقدر آدم کله گنده‌ایه؟

670
00:42:08,464 --> 00:42:11,380
‫چول وونگ به لطف اون

671
00:42:11,430 --> 00:42:13,480
‫تونست بازپرس بشه.

672
00:42:13,530 --> 00:42:14,947
‫از الان به بعد هم...

673
00:42:14,997 --> 00:42:18,447
‫چول وونگ می‌تونه به قدرت برسه، اگه...

674
00:42:18,497 --> 00:42:22,147
‫نمی‌دونم چول وونگ تو اون اداره به کجاها میرسه...

675
00:42:22,197 --> 00:42:25,480
‫نه، حتی اگه رئیس جمهور هم بشه...

676
00:42:25,530 --> 00:42:27,247
‫خونش که تغییر نمی‌کنه.

677
00:42:27,297 --> 00:42:29,214
‫نباید هم تغییر کنه.

678
00:42:29,264 --> 00:42:32,547
‫اگه رگ و ریشه‌ش رو فراموش کنه، موفقیتش به
‫چه دردی می‌خوره؟

679
00:42:32,597 --> 00:42:34,514
‫میشه یه هیولا!

680
00:42:34,564 --> 00:42:36,547
‫آقا...

681
00:42:36,597 --> 00:42:38,980
‫تو رو خدا.

682
00:42:39,030 --> 00:42:41,680
‫همین یه بار رو لطف کنید.

683
00:42:41,730 --> 00:42:44,547
‫اگه بلایی سر چول وونگ بیاد...

684
00:42:44,597 --> 00:42:46,964
‫من می‌میرم.

685
00:42:50,497 --> 00:42:53,747
‫بهتون غرامت میدم. نه...

686
00:42:53,797 --> 00:42:55,997
‫یه عالمه پول میدم.

687
00:42:56,997 --> 00:43:00,514
‫زیاد پول نداشتم، ولی این واسه امروز باشه، اما...

688
00:43:00,564 --> 00:43:02,664
‫خانم!

689
00:43:04,597 --> 00:43:07,697
‫نباید این کار رو بکنین.

690
00:43:08,697 --> 00:43:13,730
‫دلتون به حال شوهر مرحومتون نمی‌سوزه؟

691
00:43:38,897 --> 00:43:41,597
‫زود اومدین خونه.

692
00:43:44,530 --> 00:43:46,130
‫تو گفتی؟

693
00:43:47,230 --> 00:43:49,847
‫- تو گفتی، نه؟
‫- خانم...

694
00:43:49,897 --> 00:43:52,980
‫مگه چیکار کردم...

695
00:43:53,030 --> 00:43:56,247
‫تنها جاسوس این خونه تویی.

696
00:43:56,297 --> 00:43:58,864
‫وسایلت رو جمع کن و برو.

697
00:44:00,297 --> 00:44:03,747
‫خانم! تقصیر منه.

698
00:44:03,797 --> 00:44:05,314
‫نمی‌دونستم...

699
00:44:05,364 --> 00:44:08,980
‫خانم! نمی‌دونستم...

700
00:44:09,030 --> 00:44:10,997
‫خانم...

701
00:44:12,697 --> 00:44:16,814
‫اوه اوه! چرا مثل بدبخت‌ها اینجا نشستی؟

702
00:44:16,864 --> 00:44:19,514
‫چرا امروز زود اومدی؟

703
00:44:19,564 --> 00:44:21,214
‫تصمیمش با من نیست که.

704
00:44:21,264 --> 00:44:23,714
‫هر وقت خانم بگه میرم و میام.

705
00:44:23,764 --> 00:44:25,697
‫تصمیم خانمه.

706
00:44:26,564 --> 00:44:30,280
‫چیه؟ اخراجت کرد؟

707
00:44:30,330 --> 00:44:35,713
‫وا. چرا منی که همه جوره در خدمتشم رو
‫باید اخراج کنه؟

708
00:44:35,763 --> 00:44:39,430
‫گمونم حالش خوب نیست.
‫گفت می‌خواد استراحت کنه.

709
00:44:40,497 --> 00:44:42,080
‫ولش کن.

710
00:44:42,130 --> 00:44:43,813
‫گوشت خریدم.

711
00:44:43,863 --> 00:44:46,180
‫بولگوگی درست می‌کنم با هم شام بخوریم.

712
00:44:46,230 --> 00:44:48,013
‫خودت بخور.

713
00:44:48,063 --> 00:44:50,230
‫من اشتها ندارم.

714
00:44:51,630 --> 00:44:53,363
‫وا.

715
00:44:54,797 --> 00:44:56,680
‫میگم گوشته.

716
00:44:56,730 --> 00:44:58,630
‫گوشت!

717
00:45:10,063 --> 00:45:12,413
‫کیونگ جا...

718
00:45:12,463 --> 00:45:14,247
‫آقا...

719
00:45:14,297 --> 00:45:16,847
‫چرا...

720
00:45:16,897 --> 00:45:19,247
‫انداختت بیرون؟

721
00:45:19,297 --> 00:45:24,647
‫هر چی گفتم رو به خانم گفتین، نه؟

722
00:45:24,697 --> 00:45:29,197
‫- خب...
‫- تقصیر شماست!

723
00:45:46,897 --> 00:45:50,513
‫یادداشت رو که دیدم اومدم.
‫چی شده؟

724
00:45:50,563 --> 00:45:53,163
‫سرم شلوغه، باید زودتر برگردم.

725
00:46:02,797 --> 00:46:05,263
‫چرا اینقدر بیحالی؟

726
00:46:06,363 --> 00:46:09,747
‫مریض شدی، مامان؟ مامان؟

727
00:46:09,797 --> 00:46:11,847
‫انگار مریض شدی.

728
00:46:11,897 --> 00:46:14,447
‫رفتی بیمارستان؟ ها؟

729
00:46:14,497 --> 00:46:17,047
‫پاشو. بریم دکتر.

730
00:46:17,097 --> 00:46:19,163
‫چول وونگ...

731
00:46:20,163 --> 00:46:22,813
‫من نمی‌خوام ازدواج کنم.

732
00:46:22,863 --> 00:46:26,163
‫فقط به تو نیاز دارم، چول وونگ.

733
00:46:27,263 --> 00:46:28,647
‫فهمیدم.

734
00:46:28,697 --> 00:46:33,147
‫حالا اول بریم بیمارستان، بعد درباره‌ش صحبت می‌کنیم.

735
00:46:33,197 --> 00:46:35,030
‫یه لحظه.

736
00:46:37,163 --> 00:46:38,897
‫چول وونگ...

737
00:46:40,197 --> 00:46:42,463
‫بابای واقعیت...

738
00:46:44,163 --> 00:46:47,130
‫نایب رئیس هوانگه.

739
00:47:10,930 --> 00:47:14,180
‫لی جونگ اوک، عجب جونوری هستی.

740
00:47:14,230 --> 00:47:17,913
‫تو اولین نفری هستی که بعد اینهمه مدت بعد
‫حکم تحت تعقیب، تونستی فرار کنی.

741
00:47:17,963 --> 00:47:19,980
‫دست بردار و بیا بریم.

742
00:47:20,030 --> 00:47:22,480
‫ای آشغال!

743
00:47:22,530 --> 00:47:24,180
‫ولم کن!

744
00:47:24,230 --> 00:47:26,047
‫وایسا سر جات!

745
00:47:26,097 --> 00:47:27,597
‫وایسا سر جات.

746
00:47:29,897 --> 00:47:31,497
‫شنیدم...

747
00:47:32,497 --> 00:47:36,330
‫چون بابابزرگ مخالف بود جدا شدین.

748
00:47:37,330 --> 00:47:38,847
‫ولی بهرحال...

749
00:47:38,897 --> 00:47:41,080
‫خودمم نمی‌دونستم.

750
00:47:41,130 --> 00:47:43,597
‫اگه بابام من رو

751
00:47:44,597 --> 00:47:48,313
‫با عجله و ترس از آشتی باهاش شوهر نمی‌داد...

752
00:47:48,363 --> 00:47:50,247
‫ولی چرا...

753
00:47:50,297 --> 00:47:53,697
‫چیزی که نیاز نبود تا آخر عمرم بدونم رو

754
00:47:54,697 --> 00:47:57,530
‫داری بهم میگی؟

755
00:47:58,997 --> 00:48:02,347
‫چون دوباره دیدمش.

756
00:48:02,397 --> 00:48:05,630
‫دلم برات سوخت،

757
00:48:06,630 --> 00:48:11,163
‫تویی که بعد آشتی ما هم نمی‌تونستی بابات رو بشناسی.

758
00:48:13,463 --> 00:48:15,197
‫متاسفم.

759
00:48:17,130 --> 00:48:19,063
‫من...

760
00:48:20,630 --> 00:48:22,697
‫بهش گفتم.

761
00:48:24,197 --> 00:48:26,497
‫متاسفم، چول وونگ.

762
00:48:54,863 --> 00:48:57,247
‫متاسفم.

763
00:48:57,297 --> 00:48:59,247
‫گریه نکن.

764
00:48:59,297 --> 00:49:01,597
‫ببخشید، چول وونگ.

765
00:49:02,797 --> 00:49:04,497
‫ممنون.

766
00:49:39,463 --> 00:49:42,980
‫خسته نباشین. من رو یادتونه؟

767
00:49:43,030 --> 00:49:48,097
‫از دفتر دادستانی بابت سوال پرسیدن درباره
‫بازپرس چوی اومده بودم.

768
00:49:49,197 --> 00:49:51,713
‫اوه، بله.

769
00:49:51,763 --> 00:49:54,880
‫اینجا چیکار می‌کنین؟

770
00:49:54,930 --> 00:49:56,647
‫خیلی دارین کار می‌کنین.

771
00:49:56,697 --> 00:49:58,947
‫نظرتون چیه اول یه چی بنوشین؟

772
00:49:58,997 --> 00:50:02,346
‫گفت شما از این مدل نوشیدنی دوست دارین،
‫اصرار کرد

773
00:50:02,396 --> 00:50:04,313
‫سر راه براتون بگیرم.

774
00:50:04,363 --> 00:50:06,746
‫کی اصرار کرد؟

775
00:50:06,796 --> 00:50:08,996
‫بازپرس چوی.

776
00:50:11,130 --> 00:50:13,030
‫ممنون.

777
00:50:20,996 --> 00:50:24,496
‫راستی، چرا می‌خواستین من رو ببینین؟

778
00:50:24,530 --> 00:50:29,613
‫اوه، درباره کوه تدفین اجداد توی یوسو بود؟

779
00:50:29,663 --> 00:50:33,380
‫بهرحال، جزئیاتش رو شخصاً بشنوید.

780
00:50:33,430 --> 00:50:36,680
‫بازپرس چوی توی رستوران منتظر شماست.

781
00:50:36,730 --> 00:50:40,063
‫- پس برم لباسم رو عوض کنم و...
‫- نه.

782
00:50:41,163 --> 00:50:43,680
‫همینجوری می‌تونین برین.

783
00:50:43,730 --> 00:50:46,380
‫غذاتون که تموم شد،

784
00:50:46,430 --> 00:50:49,196
‫می‌رسونمتون خونه.

785
00:50:54,396 --> 00:50:56,046
‫چی شده؟

786
00:50:56,096 --> 00:51:00,446
‫که بازپرس چوی موفق اومده دیدن یه
‫بازپرس گمنام؟

787
00:51:00,496 --> 00:51:02,613
‫از بس نیستی،

788
00:51:02,663 --> 00:51:05,396
‫تصمیم گرفتم کمکت کنم پیشرفت کنی.

789
00:51:06,396 --> 00:51:11,163
‫بازپرس چوی چول وونگی که من می‌شناسم
‫زیاد با همکارهاش خوب نیست.

790
00:51:12,130 --> 00:51:16,846
‫خب، احساسات واقعی آدم معمولاً خودش رو
‫نشون نمیده.

791
00:51:16,896 --> 00:51:18,113
‫این چیه؟

792
00:51:18,163 --> 00:51:22,396
‫یه پرونده که تبدیلت می‌کنه به یه ستاره،
‫بازپرس پارک جه هوان.

793
00:51:23,396 --> 00:51:27,013
‫ولی مشکوک به نظر میاد.

794
00:51:27,063 --> 00:51:29,096
‫دلیلش چیه؟

795
00:51:32,563 --> 00:51:35,246
‫دوست بچگیمه.

796
00:51:35,296 --> 00:51:37,096
‫راحت نیستم، می‌دونی؟

797
00:51:38,096 --> 00:51:40,096
‫جدی؟

798
00:51:43,196 --> 00:51:44,796
‫کی هست؟

799
00:51:46,863 --> 00:51:49,080
‫لی دو هاک.

800
00:51:49,130 --> 00:51:51,946
‫تو چشم بهم زدن در میره.

801
00:51:51,996 --> 00:51:53,896
‫از پسش برمیای؟

802
00:52:20,196 --> 00:52:22,013
‫وای خدا، تبریک میگم، هیونگ.

803
00:52:22,063 --> 00:52:24,230
‫ماه عسل خوش بگذره، هیونگ!

804
00:52:24,263 --> 00:52:27,346
‫وقتی می‌تونین مدیر اجرایی صداش کنین،
‫بهش نگین هیونگ.

805
00:52:27,396 --> 00:52:30,480
‫یون جو، درک کن.
‫بچه‌ها عادت ندارن.

806
00:52:30,530 --> 00:52:34,180
‫مدیر اجرایی، بیخیال کار شو، و خوش بگذرون.

807
00:52:34,230 --> 00:52:35,863
‫بابت دسته گل هم ممنون.

808
00:52:35,896 --> 00:52:39,596
‫شرمنده با اینکه ما دیرتر آشنا شدیم،
‫از شماها زودتر ازدواج کردیم.

809
00:52:39,663 --> 00:52:42,013
‫از بس عجله داشتی، یون جو.

810
00:52:42,063 --> 00:52:43,880
‫ما هم به زودی میایم دنبال شما.

811
00:52:43,930 --> 00:52:47,030
‫هی، دست خالی برنگردین.

812
00:52:47,063 --> 00:52:48,446
‫با بچه بیاین.

813
00:52:48,496 --> 00:52:50,296
‫ای نکبت!

814
00:52:51,263 --> 00:52:53,813
‫اوه، آره. یون جو...

815
00:52:53,863 --> 00:52:56,646
‫مدیر اجرایی خیلی خامه...

816
00:52:56,696 --> 00:52:59,180
‫خجالتی بازی درمیاره.

817
00:52:59,230 --> 00:53:01,946
‫از دستش عصبانی نشو.

818
00:53:01,996 --> 00:53:03,480
‫- گفتم بهش نگی.
‫- بریم.

819
00:53:03,530 --> 00:53:05,080
‫بدو بریم.

820
00:53:05,130 --> 00:53:07,146
‫- پرواز دیر میشه.
‫- زود باشین! خوش بگذره!

821
00:53:07,196 --> 00:53:09,346
‫- ما میریم. می‌بینیمتون.
‫- باشه.

822
00:53:09,396 --> 00:53:12,280
‫- هیونگ جو، موفق باشی!
‫- موفق باشی!

823
00:53:12,330 --> 00:53:14,030
‫موفق باشی!

824
00:53:21,030 --> 00:53:23,446
‫زنگ که زدی منتظرت موندم.

825
00:53:23,496 --> 00:53:26,230
‫به زودی ساعت کاریمون تموم میشه.
‫بریم نوشیدنی بخوریم؟

826
00:53:27,263 --> 00:53:28,880
‫نه، قربان.

827
00:53:28,930 --> 00:53:31,163
‫من کار دارم.

828
00:53:32,163 --> 00:53:36,596
‫راستی، هماهنگ کننده اوه مان اوک رو نمی‌بینم.

829
00:53:37,796 --> 00:53:41,030
‫آره، کار خصوصی داشت، رفت.

830
00:53:47,263 --> 00:53:49,213
‫از مادرم شنیدم.

831
00:53:49,263 --> 00:53:51,330
‫که پدر واقعیم شمایید.

832
00:53:59,030 --> 00:54:00,296
‫جدی؟

833
00:54:01,163 --> 00:54:02,913
‫حتماً خیلی شوکه شدی.

834
00:54:02,963 --> 00:54:04,746
‫بله.

835
00:54:04,796 --> 00:54:07,713
‫هنوز باورم نمیشه...

836
00:54:07,763 --> 00:54:10,963
‫ولی متوجه این شرایط هستم.

837
00:54:12,030 --> 00:54:13,846
‫ای خدا.

838
00:54:13,896 --> 00:54:16,680
‫عروسی من که نبوده. چرا اینقدر خسته شدم؟

839
00:54:16,730 --> 00:54:18,180
‫وای، منم.

840
00:54:18,230 --> 00:54:21,946
‫چون ماها نامزد نداریم.

841
00:54:21,996 --> 00:54:23,946
‫چی گفتی؟

842
00:54:23,996 --> 00:54:25,780
‫- الو.
‫- دو هاک؟

843
00:54:25,830 --> 00:54:29,746
‫- بله، مامان.
‫- بابات هنوز نیومده خونه.

844
00:54:29,796 --> 00:54:32,646
‫دو روز گذشته، هنوز خبری ازش نیست.

845
00:54:32,696 --> 00:54:34,680
‫نمی‌دونم چی شده.

846
00:54:34,730 --> 00:54:36,346
‫حتماً رفته یوسو.

847
00:54:36,396 --> 00:54:38,846
‫گفتی میره مزار خانوادگی چول وونگ
‫علف‌ها رو بچینه.

848
00:54:38,896 --> 00:54:41,213
‫اگه رفته باشه که خوشحال میشم.

849
00:54:41,263 --> 00:54:43,413
‫ولی خیلی وقته گذشته.

850
00:54:43,463 --> 00:54:45,030
‫یه کم دیگه منتظر بمون.

851
00:54:45,063 --> 00:54:47,546
‫ما هم باید بیایم دیگه.

852
00:54:47,596 --> 00:54:50,380
‫- گیل سو و سون وو!
‫- جونگ شین!

853
00:54:50,430 --> 00:54:52,830
‫مامان، بعداً بهت زنگ میزنم.

854
00:54:52,863 --> 00:54:56,213
‫دو هاک، از اینجا یه کت و شلوار انتخاب کن،
‫فردا بریم پیش خیاط.

855
00:54:56,263 --> 00:54:58,230
‫دو هاک... ای خدا.

856
00:55:08,696 --> 00:55:13,396
‫راستش، من مشکل ندارم برای من یه لباس حاضری
‫بگیریم، لباس تو دست دوز باشه.

857
00:55:13,463 --> 00:55:17,830
‫هی، من چون خوشگلم، هر چی بپوشم
‫توش می‌درخشم.

858
00:55:17,863 --> 00:55:20,280
‫ولی تو واسه تو چشم اومدن باید کت و شلوار بپوشی.

859
00:55:20,330 --> 00:55:23,646
‫- نه؟
‫- آره.

860
00:55:23,696 --> 00:55:25,713
‫من...

861
00:55:25,763 --> 00:55:28,446
‫نمی‌خوام شوهرم بی‌ریخت باشه.

862
00:55:28,496 --> 00:55:30,746
‫اوه، جدی؟

863
00:55:30,796 --> 00:55:32,730
‫باشه پس.

864
00:55:33,763 --> 00:55:36,613
‫خیلی خب. ما دیگه میریم.

865
00:55:36,663 --> 00:55:39,329
‫به شماها خوش بگذره.

866
00:55:39,363 --> 00:55:40,496
‫وایسین.

867
00:55:41,396 --> 00:55:42,529
‫ما شاید نریم خونه.

868
00:55:42,563 --> 00:55:46,113
‫- وای...
‫- چه بهتر!

869
00:55:46,163 --> 00:55:48,396
‫فردا می‌بینیمتون.

870
00:55:49,296 --> 00:55:52,313
‫هی، سون وو!

871
00:55:52,363 --> 00:55:53,529
‫چته آخه؟

872
00:55:53,563 --> 00:55:55,563
‫چیه؟ ما که بهرحال قراره ازدواج کنیم.

873
00:55:55,996 --> 00:55:58,513
‫هنوز می‌ترسی دستم بهت بخوره؟

874
00:55:58,563 --> 00:56:00,629
‫نخیرم.

875
00:56:00,663 --> 00:56:03,046
‫من جلوی پسرها یه نقشی دارم.

876
00:56:03,096 --> 00:56:04,913
‫هی، لی دو هاک...

877
00:56:04,963 --> 00:56:08,179
‫به چه حقی جلو من قیافه میای؟

878
00:56:08,229 --> 00:56:09,546
‫چشم.

879
00:56:09,596 --> 00:56:10,729
‫باریکلا.

880
00:56:10,763 --> 00:56:13,413
‫کارت شناسایی همراه مرد فوت شده نبود.

881
00:56:13,463 --> 00:56:15,629
‫- فرقی ندارن.
‫- زخم‌ها و کبودی‌های تصادف...

882
00:56:15,663 --> 00:56:18,379
‫- این قشنگه.
‫- سر تا سر بدنش رو گرفته بودن.

883
00:56:18,429 --> 00:56:23,429
‫پلیس‌ها دنبال شاهد هستن، چون تصور میشه
‫بزن در رو صورت گرفته.

884
00:56:23,463 --> 00:56:27,113
‫ولی هنوز تحقیقات معطله چون گمان میره
‫فرد هنگام طلوع خورشید فوت شده باشه...

885
00:56:27,163 --> 00:56:29,346
‫سیگارش رو جا گذاشته.

886
00:56:29,396 --> 00:56:32,113
‫من برم بهش بدم.

887
00:56:32,163 --> 00:56:35,813
‫در جیبش، یه بسته کبریت و سیگار بکسول
‫پیدا شد.

888
00:56:35,863 --> 00:56:37,246
‫چرا؟

889
00:56:37,296 --> 00:56:39,746
‫طبق صحبت‌های کسی که جنازه رو پیدا کرد،

890
00:56:39,796 --> 00:56:42,129
‫خون زیادی سرش رو گرفته بود...

891
00:56:42,163 --> 00:56:44,479
‫دو هاک... لی دو هاک!

892
00:56:44,529 --> 00:56:46,479
‫یه لحظه وایسا!

893
00:56:46,529 --> 00:56:48,746
‫کجا؟ چیزی شده؟

894
00:56:48,796 --> 00:56:50,679
‫باید یه چیزی رو چک کنم.

895
00:56:50,729 --> 00:56:52,863
‫تو داخل بمون، بهت زنگ میزنم.

896
00:58:02,396 --> 00:58:05,463
‫همه‌ش تقصیر توئه، بابا.

897
00:58:06,663 --> 00:58:09,013
‫بابا، چرا هیچی نمیگی؟

898
00:58:09,063 --> 00:58:11,546
‫بابا، همه چی همونی شد که می‌خواستی.

899
00:58:11,596 --> 00:58:13,829
‫گفتی درس نخونم، منم درس نخوندم.

900
00:58:13,863 --> 00:58:16,629
‫گفتی برم زندان، منم رفتم زندان!

901
00:58:17,729 --> 00:58:19,946
‫بعد اینهمه بدبختی،

902
00:58:19,996 --> 00:58:23,846
‫فقط می‌تونستم خلافکار بشم.

903
00:58:23,896 --> 00:58:26,363
‫اگه بگی خلافکار نباشم،

904
00:58:27,863 --> 00:58:29,863
‫باید بمیرم؟

905
00:58:31,463 --> 00:58:34,579
‫من به احتمال زیاد

906
00:58:34,629 --> 00:58:37,363
‫اصلاً پسرت نیستم، بابا.

907
00:58:48,496 --> 00:58:51,796
‫انگار بزن و در رو بوده. و...

908
00:58:52,796 --> 00:58:55,529
‫یه ماشین بزرگ هم بهش زده.

909
00:58:55,563 --> 00:58:57,246
‫فعلاً داریم تحقیق می‌کنیم

910
00:58:57,296 --> 00:59:00,563
‫ببینیم شاهدی بوده یا نه.

911
00:59:09,929 --> 00:59:11,313
‫تویی، دو هاک؟

912
00:59:11,363 --> 00:59:12,946
‫چی شده؟

913
00:59:12,996 --> 00:59:15,663
‫ربطی به اخبار داره؟

914
00:59:18,063 --> 00:59:20,263
‫بابام فوت کرد.

915
00:59:23,063 --> 00:59:25,513
‫چی گفتی؟

916
00:59:25,563 --> 00:59:27,263
‫بابات؟

917
00:59:28,563 --> 00:59:30,063
‫آره.

918
00:59:31,663 --> 00:59:36,663
W W W . M O V I E S H O . C O M

919
01:00:13,796 --> 01:00:16,813
‫دو هاک و چول وونگ، راستش...

920
01:00:16,863 --> 01:00:19,629
‫مامان چول وونگ دوباره داره ازدواج می‌کنه
‫و اون مرد...

921
01:00:19,663 --> 01:00:21,413
‫- هوانگ چونگ سونگه.
‫- چی گفتی؟

922
01:00:21,463 --> 01:00:24,179
‫با لی دو هاک قطع ارتباط کن.
‫منم این کار رو می‌کنم.

923
01:00:24,229 --> 01:00:26,846
‫چول وونگ، خواهش می‌کنم دست از سر من
‫و دو هاک بردار.

924
01:00:26,896 --> 01:00:29,879
‫به جرم سرپیچی از قانون حمله، دستگیرید.

925
01:00:29,929 --> 01:00:32,813
‫من مجبور نیستم ازدواج کنم، پس خواهش می‌کنم
‫هر جور که شده دو هاک رو نجات بده.

926
01:00:32,863 --> 01:00:35,329
‫چشم از اوه جونگ شین برندار.

927
01:00:35,363 --> 01:00:38,413
‫لی دو هاک صد در صد جلوی اوه جونگ شین
‫پیداش میشه.

928
01:00:38,463 --> 01:00:39,613
‫گروگان رو ول کن.

929
01:00:39,663 --> 01:00:42,863
‫بهت شلیک می‌کنم، هیونگ!

930
01:00:44,863 --> 01:00:54,863
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M