1
00:00:05,000 --> 00:00:06,016
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:06,066 --> 00:00:10,900
‫[این سریال ساختگی‌ست. شخصیت‌ها، مکان‌ها، محل‌ها،
‫سازمان‌ها، حوادث، رویدادها ربطی به واقعیت ندارند.]

3
00:00:11,900 --> 00:00:16,900
W W W . M O V I E S H O . C O M

4
00:00:19,800 --> 00:00:24,866
‫این آشغال... هنوز زنده‌ست، آره؟

5
00:00:28,700 --> 00:00:32,183
‫اوه مان اوک، تو... گناه‌های زیادی مرتکب شدی،

6
00:00:32,233 --> 00:00:35,250
‫واسه همین نمیشه با قانون محکومت کرد.

7
00:00:35,300 --> 00:00:36,250
‫[سه روز پیش]

8
00:00:36,300 --> 00:00:40,316
‫لی یونگ دوک معتاد بابای دو هاک رو کشت
‫و یه تصادف جا زدش.

9
00:00:40,366 --> 00:00:42,583
‫کسی که از بیرون بهش همچین دستوری داد

10
00:00:42,633 --> 00:00:43,550
‫اوه مان اوکه.

11
00:00:43,600 --> 00:00:45,916
‫ولی اوه مان اوک انگیزه خاصی نداره

12
00:00:45,966 --> 00:00:47,583
‫که بخواد بزنه بابای دو هاک رو بکشه.

13
00:00:47,633 --> 00:00:51,083
‫پس یعنی رئیس اوه مان اوک بهش دستور داده.

14
00:00:51,133 --> 00:00:52,916
‫می‌تونه دستور یه نفر باشه،

15
00:00:52,966 --> 00:00:56,216
‫یا کل خانواده.

16
00:00:56,266 --> 00:00:58,216
‫نمیشه گزارشش رو به پلیس بدیم؟

17
00:00:58,266 --> 00:01:01,650
‫ای خدا! هی، حالا که یه کم بزرگتر شدی،

18
00:01:01,700 --> 00:01:05,050
‫نباید باهوش‌تر بشی؟

19
00:01:05,100 --> 00:01:07,616
‫پلیس می‌خواد با آژانس امنیت ملی چیکار کنه؟

20
00:01:07,666 --> 00:01:10,616
‫تازه، کی به حرف یه معتاد گوش میده؟

21
00:01:10,666 --> 00:01:11,783
‫کی؟

22
00:01:11,833 --> 00:01:14,383
‫اوه، راست میگی.

23
00:01:14,433 --> 00:01:16,150
‫نمی‌تونن حلش کنن.

24
00:01:16,200 --> 00:01:18,416
‫ولی همونطور که یونگ پیل حین تحقیق
‫درباره‌ش فهمیده،

25
00:01:18,466 --> 00:01:22,816
‫اوه مان اوک اینقدر مشغول سیر کردن شکم خودشه
‫که دیگه پناه آورده به پول گرفتن از هتل‌ها.

26
00:01:22,866 --> 00:01:24,883
‫در ضمن، درسته که دست راست خانواده‌ست،

27
00:01:24,933 --> 00:01:27,383
‫ولی از چوی چول وونگ کینه داره.

28
00:01:27,433 --> 00:01:31,183
‫پس ممکنه چوی چول وونگ بوده باشه که
‫باعث شده تنزل کنه و بره بوسان.

29
00:01:31,233 --> 00:01:35,616
‫- آره.
‫- ولی... سریع برگشت.

30
00:01:35,666 --> 00:01:38,283
‫اونی که برش گردوند، احتمالاً هوانگ چونگ سونگه.

31
00:01:38,333 --> 00:01:40,316
‫چون خیلی وقته دست راستشه.

32
00:01:40,366 --> 00:01:42,416
‫حتماً از دست چوی چول وونگ هم کاری
‫برنمیومده.

33
00:01:42,466 --> 00:01:47,650
‫مهم‌‌تر از اون، اون بهتر از همه در جریان
‫کثافت‌ کاری‌های این خانواده‌ست.

34
00:01:47,700 --> 00:01:51,916
‫پس مثل اینکه تصمیم گرفته بهتره نگهش داره،

35
00:01:51,966 --> 00:01:54,916
‫حواسش بهش باشه.

36
00:01:54,966 --> 00:01:58,883
‫معمولاً خائن کسیه که از همه به رئیس نزدیک‌تره.

37
00:01:58,933 --> 00:02:02,816
‫جدی؟ نزدیک‌‌تر از همه...

38
00:02:02,866 --> 00:02:04,283
‫ای عوضی!

39
00:02:04,333 --> 00:02:06,066
‫شوخی کردم بابا!

40
00:02:07,700 --> 00:02:11,050
‫در هر صورت، اگه کنار هم باشن، دستمون
‫بهشون نمیرسه.

41
00:02:11,100 --> 00:02:15,983
‫قدرت دارن، پول دارن، بازپرسی دارن که
‫حق تحقیق درباره پرونده‌ها رو داره،

42
00:02:16,033 --> 00:02:19,783
‫و یه سگ شکاری بدجنس که تو چشم بهم زدن آدم می‌کشه.

43
00:02:19,833 --> 00:02:22,150
‫باید از هم جداشون کنیم.

44
00:02:22,200 --> 00:02:23,683
‫بینگو.

45
00:02:23,733 --> 00:02:24,883
‫چطوری؟

46
00:02:24,933 --> 00:02:27,416
‫باید کاری کنیم به هم شک کنن.

47
00:02:27,466 --> 00:02:29,716
‫کی؟ چوی چول وونگ؟

48
00:02:29,766 --> 00:02:31,300
‫نه.

49
00:02:33,233 --> 00:02:37,383
‫توی گروهشون، کسی که کمتر از همه
‫دوست و رفیق داره

50
00:02:37,433 --> 00:02:39,950
‫و بیشتر از همه دندون گرده.

51
00:02:40,000 --> 00:02:44,516
‫لی یونگ دوک، اوه مان اوک، چوی چول وونگ،
‫هوانگ چونگ سونگ، کانگ یو جین.

52
00:02:44,566 --> 00:02:47,566
‫[اوه مان اوک]

53
00:02:47,600 --> 00:02:49,716
‫سگ شکاری.

54
00:02:49,766 --> 00:02:51,933
‫سگ شکاری...

55
00:02:57,133 --> 00:02:58,983
‫[اوه مان اوک]

56
00:02:59,033 --> 00:03:00,066
‫[دو روز پیش]

57
00:03:01,633 --> 00:03:03,250
‫منظورت چیه؟

58
00:03:03,300 --> 00:03:06,516
‫داری میگی من بودم از کاپیتان تیم اوه
‫مراقبت کردم؟

59
00:03:06,566 --> 00:03:07,950
‫آره.

60
00:03:08,000 --> 00:03:10,283
‫اینطور به نظر میومد.

61
00:03:10,333 --> 00:03:13,816
‫مامان، کاپیتان تیم اوه ازت آتو داره؟

62
00:03:13,866 --> 00:03:16,016
‫منظورت چیه؟

63
00:03:16,066 --> 00:03:17,583
‫یعنی چی آتو داره؟

64
00:03:17,633 --> 00:03:19,166
‫چول وونگ.

65
00:03:19,200 --> 00:03:24,116
‫می‌دونم ازش متنفری، ولی صادقانه
‫ازت عذرخواهی کرد.

66
00:03:24,166 --> 00:03:27,500
‫تازه، خانواده‌مون بهش نیاز داره.

67
00:03:28,400 --> 00:03:29,583
‫ما؟

68
00:03:29,633 --> 00:03:32,016
‫دیگه باید ببخشیش.

69
00:03:32,066 --> 00:03:35,016
‫گمونم تو بهش نیاز داری، مامان.

70
00:03:35,066 --> 00:03:38,316
‫کمکت کرد اینقدر ثروت به دست بیاری، نه؟

71
00:03:38,366 --> 00:03:41,650
‫چول وونگ، من این کارها رو برای آینده تو...

72
00:03:41,700 --> 00:03:43,933
‫نه، نه.

73
00:03:44,933 --> 00:03:47,950
‫برای آینده من نبود.

74
00:03:48,000 --> 00:03:51,483
‫نزدیک بود گند بزنی به آینده من.

75
00:03:51,533 --> 00:03:53,716
‫زمینت رو...

76
00:03:53,766 --> 00:03:56,683
‫جلو جلو خریدی چون در جریان برنامه ریزی‌های
‫بازسازی بودی.

77
00:03:56,733 --> 00:03:58,450
‫فقط من نیستم.

78
00:03:58,500 --> 00:04:00,266
‫همه خریدن!

79
00:04:00,300 --> 00:04:02,083
‫خودت هم می‌دونی!

80
00:04:02,133 --> 00:04:03,850
‫همه؟

81
00:04:03,900 --> 00:04:07,850
‫مردم عادی به همچین قدرت یا اطلاعاتی
‫دسترسی ندارن.

82
00:04:07,900 --> 00:04:10,950
‫امکان نداره اوه مان اوک از رو وفاداری
‫این کار رو برات کرده باشه.

83
00:04:11,000 --> 00:04:14,083
‫تو هم آدمی نیستی که براش جبران کنی، مامان.

84
00:04:14,133 --> 00:04:16,250
‫اینا همه‌شون بعداً مدرک میشن.

85
00:04:16,300 --> 00:04:17,716
‫ضروری بود.

86
00:04:17,766 --> 00:04:19,316
‫یه اسب فقط با شلاق خوردن حرکت می‌کنه؟

87
00:04:19,366 --> 00:04:21,316
‫باید بهش خوراک هم بدی!

88
00:04:21,366 --> 00:04:26,116
‫چون اسب یه هیولاییه که میشه رامش کرد.

89
00:04:26,166 --> 00:04:30,666
‫اوه مان اوک نه، مامان.

90
00:04:30,700 --> 00:04:32,716
‫چول وونگ.

91
00:04:32,766 --> 00:04:35,550
‫ما پدرت رو داریم.

92
00:04:35,600 --> 00:04:40,450
‫کاپیتان تیم اوه نمی‌تونه کاری علیهت بکنه
‫یا بهمون پشت کنه.

93
00:04:40,500 --> 00:04:45,083
‫هر چی اوه مان اوک درباره ما می‌دونه،

94
00:04:45,133 --> 00:04:49,683
‫تبدیل به سلاح کشنده‌ای میشه که می‌تونه
‫ازش علیهمون استفاده کنه، مامان!

95
00:04:49,733 --> 00:04:53,350
‫چول وونگ. چرا اینجوری می‌کنی؟

96
00:04:53,400 --> 00:04:58,250
‫من و تو و بابات قول دادیم فراموشش کنیم.

97
00:04:58,300 --> 00:05:00,933
‫بیا دیگه بس کنیم، خب؟

98
00:05:03,233 --> 00:05:05,750
‫اوه مان اوک تهدیدم کرد.

99
00:05:05,800 --> 00:05:07,266
‫همینجا.

100
00:05:07,300 --> 00:05:08,583
‫چی؟

101
00:05:08,633 --> 00:05:10,983
‫تهدیدم کرد،

102
00:05:11,033 --> 00:05:15,700
‫چون می‌دونست یکی رو کشتم و دو هاک
‫تقصیرش رو گردن گرفته.

103
00:05:20,100 --> 00:05:21,400
‫و...

104
00:05:22,200 --> 00:05:24,366
‫دیگه با چی تهدیدت کرد؟

105
00:05:25,566 --> 00:05:29,466
‫نزدیک‌ترین آدم بهت هم

106
00:05:30,066 --> 00:05:32,766
‫یه شاهد مهم رو کشت.

107
00:05:34,833 --> 00:05:38,400
‫محض اطلاع می‌پرسم،

108
00:05:39,200 --> 00:05:41,200
‫ولی آقای جونگ هو...

109
00:05:41,900 --> 00:05:44,200
‫رو تو کشتی؟

110
00:05:46,033 --> 00:05:48,616
‫چی داری میگی؟

111
00:05:48,666 --> 00:05:52,500
‫داری میگی من دستور قتل آقا رو دادم؟

112
00:05:54,166 --> 00:05:57,150
‫یه تصادف بود!

113
00:05:57,200 --> 00:06:01,266
‫اگه مسئولش نیستی، فقط کافیه بگی.

114
00:06:03,400 --> 00:06:05,250
‫اینجوری بهم نگاه نکن!

115
00:06:05,300 --> 00:06:07,583
‫کار من نبود.

116
00:06:07,633 --> 00:06:09,183
‫مسئولش من نیستم!

117
00:06:09,233 --> 00:06:11,316
‫پس...

118
00:06:11,366 --> 00:06:12,866
‫کار بابا بود؟

119
00:06:12,900 --> 00:06:14,366
‫چول وونگ.

120
00:06:14,400 --> 00:06:17,433
‫راستش رو بگو، مامان.

121
00:06:18,933 --> 00:06:22,983
‫می‌دونی بهم چی گفت؟

122
00:06:23,033 --> 00:06:27,066
‫گفت نزدیک‌ترین آدم به من اون رو کشته.

123
00:06:27,100 --> 00:06:30,933
‫پس خواهش می‌کنم راستش رو بگو.

124
00:06:32,066 --> 00:06:34,550
‫لی جونگ هو مامانت رو تهدید کرد.

125
00:06:34,600 --> 00:06:36,366
‫عزیزم...

126
00:06:37,733 --> 00:06:41,016
‫- چی؟
‫- کاپیتان تیم اوه از مامانت مراقبت کرد،

127
00:06:41,066 --> 00:06:43,883
‫و از تهدیدهای لی جونگ هو سر درآورد.

128
00:06:43,933 --> 00:06:48,433
‫وقتی گزارش داد منم فهمیدم ترتیب کار رو داده.

129
00:06:50,666 --> 00:06:52,316
‫با عقل جور درمیاد؟

130
00:06:52,366 --> 00:06:54,083
‫کاپیتان تیم اوه چطوری تنهایی همچین کاری کرده؟

131
00:06:54,133 --> 00:06:57,183
‫یه وقتایی تو زمینه کاری ما هست که اول باید
‫دست به عمل بزنیم، بعد گزارش بدیم.

132
00:06:57,233 --> 00:06:58,216
‫خودت هم خوب می‌دونی.

133
00:06:58,266 --> 00:06:59,483
‫با این حال هم...

134
00:06:59,533 --> 00:07:01,516
‫دیگه شلوغش نکن.

135
00:07:01,566 --> 00:07:04,833
‫نیاز نیست ازش یه مشکل دربیاری.

136
00:07:06,800 --> 00:07:09,683
‫می‌خوای راستش رو بگم؟

137
00:07:09,733 --> 00:07:15,883
‫راستش اینه که... دونستن حقیقت همیشه
‫درست و باارزش نیست.

138
00:07:15,933 --> 00:07:20,750
‫و حقایق ناراحت کننده می‌تونن باعث آشوب
‫توی جامعه و نابودی یه کشور بشن.

139
00:07:20,800 --> 00:07:22,983
‫گاهی اوقات، بهتره

140
00:07:23,033 --> 00:07:25,683
‫آدم چیزی ندونه.

141
00:07:25,733 --> 00:07:29,616
‫ولی اگه حس می‌کنی باید حقیقت رو بدونی،
‫سعیت رو بکن.

142
00:07:29,666 --> 00:07:34,200
‫در عوض، تو هم باید دست از همه چیز بکشی.

143
00:07:35,266 --> 00:07:38,600
‫جاه طلبیت، عشقت.

144
00:08:04,433 --> 00:08:06,900
‫منم شوکه شدم.

145
00:08:08,200 --> 00:08:11,300
‫نمی‌دونستم کاپیتان تیم اوه در این
‫حد زیاده روی می‌کنه.

146
00:08:13,700 --> 00:08:15,700
‫آقا...

147
00:08:16,700 --> 00:08:19,266
‫واقعاً ازت پول خواست؟

148
00:08:20,166 --> 00:08:21,966
‫آره.

149
00:08:23,166 --> 00:08:25,366
‫تو بهش دادی؟

150
00:08:25,400 --> 00:08:29,433
‫اون مشاور املاکی که دست مامان دو هاکه

151
00:08:31,133 --> 00:08:33,833
‫با پول ما راه افتاد.

152
00:08:34,633 --> 00:08:36,700
‫حقیقت داره.

153
00:08:50,700 --> 00:08:52,500
‫راستش،

154
00:08:53,733 --> 00:08:55,966
‫باورم نمیشه.

155
00:08:57,900 --> 00:08:59,616
‫آدمی نیست که همچین کاری کنه.

156
00:08:59,666 --> 00:09:02,000
‫منم باورم نمیشد.

157
00:09:03,800 --> 00:09:07,316
‫گمونم براش سخت بود بدون پول بیاد اینجا.

158
00:09:07,366 --> 00:09:09,300
‫اون...

159
00:09:11,600 --> 00:09:14,650
‫مثل پدر برام می‌موند.

160
00:09:14,700 --> 00:09:16,466
‫می‌دونم.

161
00:09:18,033 --> 00:09:23,866
‫واسه همین نتونستم بهت بگم.

162
00:09:56,300 --> 00:09:58,783
‫وقتی بهت نگاه می‌کنم چول وونگ،

163
00:09:58,833 --> 00:10:02,766
‫می‌بینم به پدربزرگت رفتی.

164
00:10:03,566 --> 00:10:06,883
‫درست مثل پدربزرگت

165
00:10:06,933 --> 00:10:09,750
‫آدم بزرگی میشی.

166
00:10:09,800 --> 00:10:13,850
‫خب، اگه یه کم شبیه اون بشم که از خدامه.

167
00:10:13,900 --> 00:10:16,850
‫چرا اینقدر متواضعی...

168
00:10:16,900 --> 00:10:20,483
‫واقعاً که بالغی. باریکلا.

169
00:10:20,533 --> 00:10:22,300
‫چول وونگ...

170
00:10:23,100 --> 00:10:25,533
‫بیا بغلت کنم.

171
00:10:51,400 --> 00:10:53,200
‫[یک روز پیش]

172
00:10:55,500 --> 00:10:56,583
‫الو؟

173
00:10:56,633 --> 00:10:58,283
‫منم.

174
00:10:58,333 --> 00:11:02,216
‫اگه باور نمی‌کنی، از چول وونگ بپرس.

175
00:11:02,266 --> 00:11:04,950
‫یعنی از چول وونگ بپرسم اعتراف می‌کنه؟

176
00:11:05,000 --> 00:11:08,233
‫مدرکی نیست. یعنی میگه قاتله؟

177
00:11:09,233 --> 00:11:10,750
‫دو هاک، خواهش می‌کنم...

178
00:11:10,800 --> 00:11:14,416
‫می‌تونی فکر کنی از حرص انتقام دارم
‫چرت و پرت میگم.

179
00:11:14,466 --> 00:11:20,183
‫یادته قبل اینکه تیر بخورم و بپرم توی اقیانوس
‫بهت چی گفتم؟

180
00:11:20,233 --> 00:11:23,266
‫خوب به حرفم گوش بده.

181
00:11:23,300 --> 00:11:26,483
‫یه دفتر بودجه سیاه رو دادم به آژانس امنیت ملی.

182
00:11:26,533 --> 00:11:28,916
‫اگه واسه دنیا افشا بشه...

183
00:11:28,966 --> 00:11:31,016
‫اون رو...

184
00:11:31,066 --> 00:11:32,650
‫هنوز داری دیگه؟

185
00:11:32,700 --> 00:11:34,183
‫آره، یادمه.

186
00:11:34,233 --> 00:11:35,416
‫چطور؟

187
00:11:35,466 --> 00:11:38,183
‫گفتی نه بازش کنم نه به کسی نشونش بدم.

188
00:11:38,233 --> 00:11:40,950
‫چون خطرناکه و ممکنه آسیب ببینی.

189
00:11:41,000 --> 00:11:45,566
‫من که نبودم، کسی نمی‌تونست ازت مراقبت کنه.

190
00:11:46,566 --> 00:11:48,933
‫توی اون دفتر بودجه سیاه،

191
00:11:49,600 --> 00:11:51,850
‫یه یادداشته.

192
00:11:51,900 --> 00:11:53,266
‫[زمان حال]

193
00:11:54,033 --> 00:11:56,266
‫می‌تونم بگم.

194
00:11:56,300 --> 00:11:57,950
‫می‌تونم بگم حقیقت نداره.

195
00:11:58,000 --> 00:12:00,850
‫حتی اگه بمیرم و ببینمشون،

196
00:12:00,900 --> 00:12:03,866
‫میگم حقیقت نداره!

197
00:12:09,166 --> 00:12:12,383
‫حتی اگه همچین اتفاق مزخرفی هم افتاده بود،

198
00:12:12,433 --> 00:12:15,450
‫دو هاک هیونگ هیچی بهت نمی‌گفت؟

199
00:12:15,500 --> 00:12:17,966
‫کدوم احمقی

200
00:12:18,000 --> 00:12:20,883
‫واسه یکی دیگه اینهمه مدت میره زندان،
‫جونگ شین؟

201
00:12:20,933 --> 00:12:24,216
‫- نه؟
‫- آره.

202
00:12:24,266 --> 00:12:27,016
‫لی دو هاک آدم احمقیه.

203
00:12:27,066 --> 00:12:28,583
‫چوی چول وونگ.

204
00:12:28,633 --> 00:12:31,716
‫دوست خیلی خوبی برام بودی.

205
00:12:31,766 --> 00:12:33,833
‫دوستی که دلم براش می‌سوخت.

206
00:12:35,233 --> 00:12:38,066
‫امیدوار بودم قاتل تو نباشی.

207
00:13:37,133 --> 00:13:38,916
‫اون روز،

208
00:13:38,966 --> 00:13:41,666
‫شدید بارون می‌بارید.

209
00:13:42,400 --> 00:13:45,550
‫بابام خیس آب از خونه چول وونگ برگشت و...

210
00:13:45,600 --> 00:13:47,500
‫دو هاک...

211
00:13:48,133 --> 00:13:51,966
‫به منی که زیر بام خونه قوز کرده بودم نگاه کرد.

212
00:13:54,300 --> 00:13:56,666
‫با یه نگاه رقت انگیز.

213
00:13:57,466 --> 00:13:59,066
‫و...

214
00:14:00,066 --> 00:14:02,666
‫با نگاهی که می‌گفت چاره‌ای نداره،

215
00:14:04,566 --> 00:14:09,166
‫و باید به جای چول وونگ برم زندان،

216
00:14:11,400 --> 00:14:14,966
‫و نباید ببخشمش.

217
00:14:16,733 --> 00:14:21,750
‫جونگ شین با ناباوری بهم نگاه کرد.

218
00:14:21,800 --> 00:14:24,450
‫و هی ازم می‌خواست

219
00:14:24,500 --> 00:14:26,466
‫دستش رو بگیرم.

220
00:14:27,466 --> 00:14:31,100
‫نمی‌تونستم چیزی بگم.

221
00:14:32,233 --> 00:14:34,550
‫تو ماشین پلیس تو راه کلانتری،

222
00:14:34,600 --> 00:14:37,583
‫چول وونگ ازم معذرت خواهی کرد.

223
00:14:37,633 --> 00:14:39,650
‫جوابش رو دادم،

224
00:14:39,700 --> 00:14:41,850
‫«واسه چی؟»

225
00:14:41,900 --> 00:14:45,016
‫«تو آدمیزادی، منم پسر یه نوکر.»

226
00:14:45,066 --> 00:14:49,016
‫«من یه سگ یا خوکم، واسه چی متاسفی؟»

227
00:14:49,066 --> 00:14:53,016
‫و اونطوری، اومدم اینجا.

228
00:14:53,066 --> 00:14:57,450
‫پسر نوکر رویای مزخرفی داشت.

229
00:14:57,500 --> 00:14:59,950
‫رویا داشتم که معلم ادبیات کره بشم،

230
00:15:00,000 --> 00:15:04,850
‫و وقتی از سر کار میومدم، با جونگ شینی که با موهای

231
00:15:04,900 --> 00:15:08,300
‫دم اسبیش خوشگل شده بود شام بخورم.

232
00:15:08,900 --> 00:15:13,250
‫آرزوی مسخره‌ای بود.

233
00:15:13,300 --> 00:15:16,533
‫لی دو هاک، پسر یه نوکر چطوری جرئت می‌کنه...

234
00:15:16,566 --> 00:15:19,200
‫لی دو هاکی که فقط یه سگ یا خوکه...

235
00:16:06,966 --> 00:16:08,966
‫متاسفم، جونگ شین.

236
00:16:10,366 --> 00:16:11,866
‫متاسفم.

237
00:16:12,666 --> 00:16:15,066
‫چرا از من عذرخواهی می‌کنی؟

238
00:16:15,766 --> 00:16:18,066
‫واسه چی متاسفی؟

239
00:16:18,700 --> 00:16:20,516
‫واسه همه چی.

240
00:16:20,566 --> 00:16:23,300
‫واسه همه چی متاسفم.

241
00:16:27,900 --> 00:16:29,650
‫چرا این کار رو کردی!

242
00:16:29,700 --> 00:16:31,583
‫چرا با اون بیچاره این کار رو کردی!

243
00:16:31,633 --> 00:16:33,783
‫چرا...

244
00:16:33,833 --> 00:16:37,266
‫چرا این کار رو کردی، چول وونگ...

245
00:16:40,166 --> 00:16:41,916
‫تو هم خوندیش.

246
00:16:41,966 --> 00:16:44,050
‫آرزو داشت معلم ادبیات کره بشه.

247
00:16:44,100 --> 00:16:47,233
‫آرزو داشت با من زندگی کنه.

248
00:16:47,266 --> 00:16:49,850
‫ولی میگه یه آرزوی مسخره بود!

249
00:16:49,900 --> 00:16:51,983
‫آرزویی که بقیه می‌تونن بهش برسن!

250
00:16:52,033 --> 00:16:56,166
‫کجاش آرزوی بزرگیه!

251
00:16:57,566 --> 00:17:02,066
‫میگه به عنوان پسر یه نوکر، هیچوقت نباید
‫همچین آرزویی می‌کرده.

252
00:17:02,866 --> 00:17:04,666
‫می‌ترسیدم

253
00:17:05,566 --> 00:17:07,700
‫زندگیم تموم شه.

254
00:17:09,033 --> 00:17:11,550
‫مهم‌تر از اون،

255
00:17:11,600 --> 00:17:15,033
‫می‌ترسیدم دیگه نتونم ببینمت.

256
00:17:16,333 --> 00:17:18,133
‫متاسفم، جونگ شین.

257
00:17:18,166 --> 00:17:21,500
‫می‌خواستم به خاطرت پسر خوبی باشم.

258
00:17:27,666 --> 00:17:29,833
‫پس دو هاک چی؟

259
00:17:30,566 --> 00:17:32,550
‫عیبی نداره که زندگی دو هاک تموم شه؟

260
00:17:32,600 --> 00:17:35,250
‫واسه همین بابای دو هاک رو هم کشتی؟

261
00:17:35,300 --> 00:17:38,333
‫نه، اینطور نیست، جونگ شین.

262
00:17:38,366 --> 00:17:41,733
‫بابای دو هاک مثل بابای خودم می‌موند.

263
00:17:41,766 --> 00:17:44,433
‫چطوری می‌تونم همچین بلایی سر کسی بیارم
‫که به چشم پدر می‌بینم؟

264
00:17:44,466 --> 00:17:47,550
‫یه تصادف بود.

265
00:17:47,600 --> 00:17:49,816
‫سعی کردم درباره‌ش تحقیق کنم.

266
00:17:49,866 --> 00:17:51,850
‫دیگه نمی‌تونم حرفات رو باور کنم.

267
00:17:51,900 --> 00:17:54,700
‫جونگ شین، منم عذاب کشیدم!

268
00:17:55,966 --> 00:17:59,550
‫تا الان خیلی کارها کردم،

269
00:17:59,600 --> 00:18:01,750
‫ولی همچنان...

270
00:18:01,800 --> 00:18:04,533
‫کفاره گناهم رو میدم.

271
00:18:07,166 --> 00:18:08,800
‫برو.

272
00:18:10,133 --> 00:18:13,216
‫کشتن اون آشغال توی یوسو...

273
00:18:13,266 --> 00:18:16,050
‫تقصیر تو بود.

274
00:18:16,100 --> 00:18:21,350
‫می‌تونستم تحمل کنم که من رو بزنه
‫یا پولم رو بگیره،

275
00:18:21,400 --> 00:18:24,550
‫ولی وقتی تو رو زد،

276
00:18:24,600 --> 00:18:27,133
‫می‌خواستم بکشمش.

277
00:18:28,400 --> 00:18:32,916
‫جونگ شین، درسته که اشتباه کردم،

278
00:18:32,966 --> 00:18:35,566
‫ولی نمی‌تونم برگردم به عقب.

279
00:18:37,000 --> 00:18:38,466
‫فقط...

280
00:18:41,000 --> 00:18:44,950
‫باهات خوب میشم.

281
00:18:45,000 --> 00:18:49,350
‫با تو و خانم خوبم که واسه دو هاک هیونگ
‫جبران کنم.

282
00:18:49,400 --> 00:18:51,166
‫چوی چول وونگ...

283
00:18:55,400 --> 00:18:58,566
‫دیگه تحمل دیدنت رو ندارم.

284
00:18:59,566 --> 00:19:01,566
‫دیگه بهم زنگ نزن.

285
00:20:00,266 --> 00:20:02,383
‫چول وونگ...

286
00:20:02,433 --> 00:20:04,566
‫کی اومدی خونه؟

287
00:20:05,600 --> 00:20:08,233
‫حتماً خسته‌ای، برو حموم و زود بخواب...

288
00:20:15,833 --> 00:20:17,283
‫دستت چی شده؟

289
00:20:17,333 --> 00:20:19,766
‫چطوری آسیب دیدی؟

290
00:20:23,366 --> 00:20:26,366
‫پوست دستت کنده شده!

291
00:20:28,933 --> 00:20:32,016
‫یه لحظه وایسا. پماد میارم.

292
00:20:32,066 --> 00:20:33,983
‫مامان.

293
00:20:34,033 --> 00:20:35,833
‫جانم؟

294
00:20:39,900 --> 00:20:42,733
‫چرا من رو اینجوری بزرگ کردی؟

295
00:20:43,533 --> 00:20:45,466
‫منظورت چیه؟

296
00:20:51,966 --> 00:20:53,950
‫چی شده؟

297
00:20:54,000 --> 00:20:56,533
‫اگه اشتباهی کردم،

298
00:20:57,733 --> 00:21:01,483
‫باید سرزنشم می‌کردی و با یه چوب
‫کتکم میزدی.

299
00:21:01,533 --> 00:21:06,016
‫باید اینقدر تنبیهم می‌کردی تا پشیمون شم.

300
00:21:06,066 --> 00:21:11,183
‫چول وونگ... چرا اینجوری می‌کنی؟

301
00:21:11,233 --> 00:21:14,450
‫من یه نفر رو کشتم!

302
00:21:14,500 --> 00:21:17,333
‫چطوری تونستی، مامان؟

303
00:21:18,466 --> 00:21:21,933
‫حتی اگه بهت التماس می‌کردم نجاتم بدی،

304
00:21:21,966 --> 00:21:24,850
‫باید مطمئن میشدی تقاص پس دادم

305
00:21:24,900 --> 00:21:32,366
‫که بزرگ شم، مثل آدم زندگی کنم و
‫سر عقل بیام، مامان.

306
00:21:34,566 --> 00:21:39,266
‫زندگی دو هاک هیونگ نابود شد و به خاطر
‫من مُرد.

307
00:21:40,766 --> 00:21:43,150
‫آقا هم مُرد.

308
00:21:43,200 --> 00:21:47,966
‫بعد از اون روز، یه روز هم احساس آرامش نداشتم.

309
00:21:48,766 --> 00:21:50,633
‫مامان،

310
00:21:51,233 --> 00:21:57,033
‫اگه جای محافظت از من، می‌فرستادیم زندان،
‫اوضاع فرق می‌کرد؟

311
00:21:57,066 --> 00:21:59,833
‫چول وونگ، اینجوری نکن.

312
00:22:01,533 --> 00:22:03,816
‫تو دنیای منی.

313
00:22:03,866 --> 00:22:09,766
‫اگه می‌فرستادمت زندان، می‌مردم.

314
00:22:10,733 --> 00:22:15,816
‫من به خاطر تو می‌تونم کارهای بدتری هم بکنم.

315
00:22:15,866 --> 00:22:19,983
‫حاضر بودم برای نجاتت قلبم رو از جا دربیارم!

316
00:22:20,033 --> 00:22:24,700
‫تو زندگی منی.

317
00:22:30,133 --> 00:22:32,183
‫راست میگی.

318
00:22:32,233 --> 00:22:35,116
‫من زندگیتم.

319
00:22:35,166 --> 00:22:37,116
‫آره. درسته.

320
00:22:37,166 --> 00:22:39,033
‫پس...

321
00:22:39,066 --> 00:22:44,366
‫مامان، تو به خاطر خودت زندگی کردی،

322
00:22:45,266 --> 00:22:47,233
‫نه من.

323
00:22:50,000 --> 00:22:52,033
‫چول وونگ.

324
00:22:52,966 --> 00:22:55,050
‫چرا اینجوری می‌کنی؟

325
00:22:55,100 --> 00:22:58,366
‫کی باعث شد اینجوری بشی؟

326
00:22:59,966 --> 00:23:02,300
‫جونگ شین...

327
00:23:05,233 --> 00:23:07,766
‫فهمید...

328
00:23:10,833 --> 00:23:13,633
‫من قاتلم.

329
00:23:13,666 --> 00:23:15,800
‫چطوری؟

330
00:23:16,600 --> 00:23:18,900
‫چطوری فهمید؟

331
00:23:21,466 --> 00:23:23,966
‫من بهش گفتم، مامان.

332
00:23:25,433 --> 00:23:29,916
‫چول وونگ! چیکار کردی!

333
00:23:29,966 --> 00:23:34,750
‫مامان. دیگه نمی‌تونم پیش خودم نگهش دارم.

334
00:23:34,800 --> 00:23:38,433
‫دیگه تحمل ندارم!

335
00:23:40,500 --> 00:23:46,700
‫خسته شدم وانمود کنم حالم خوبه،
‫اونم وقتی خوب نیستم.

336
00:23:47,333 --> 00:23:51,716
‫زندگی دو هاک هیونگ به خاطر من نابود شد!

337
00:23:51,766 --> 00:23:55,066
‫انگار من کشتمش!

338
00:23:55,866 --> 00:23:57,733
‫نه تنها اون،

339
00:24:04,066 --> 00:24:07,333
‫جونگ شین میگه ولم می‌کنه.

340
00:24:07,366 --> 00:24:09,583
‫نه، نه!

341
00:24:09,633 --> 00:24:11,800
‫چیکار کنم، مامان؟

342
00:24:18,366 --> 00:24:20,933
‫نگران نباش، چول وونگ.

343
00:24:24,600 --> 00:24:29,116
‫میرم دیدن جونگ شین و خفه‌ش می‌کنم.

344
00:24:29,166 --> 00:24:32,333
‫نمی‌تونه گزارشت رو بده.

345
00:24:32,366 --> 00:24:35,983
‫راستش، اگه قرار بود گزارشت رو بده،

346
00:24:36,033 --> 00:24:40,616
‫دو هاک که افتاده زندان و الان مُرده!

347
00:24:40,666 --> 00:24:43,166
‫چی میشه مگه؟

348
00:24:48,766 --> 00:24:50,633
‫عیب نداره.

349
00:24:52,100 --> 00:24:55,766
‫عیب نداره.

350
00:25:16,133 --> 00:25:18,433
‫چطوری تحمل کردی؟

351
00:25:18,466 --> 00:25:22,300
‫چطوری؟ احمق!

352
00:25:24,166 --> 00:25:26,583
‫چون تو پیشم بودی، جونگ شین.

353
00:25:26,633 --> 00:25:28,300
‫به خاطر تو.

354
00:25:33,066 --> 00:25:36,216
‫گفت ربطی به مرگ بابات نداشته.

355
00:25:36,266 --> 00:25:38,283
‫البته که اینطوری گفته.

356
00:25:38,333 --> 00:25:41,316
‫آخرین فرصتش بود که به چشم آدمیزاد ببینیش.

357
00:25:41,366 --> 00:25:44,766
‫نه. انگار داشت راستش رو می‌گفت.

358
00:25:45,466 --> 00:25:47,283
‫تو امیدواری راستش رو گفته باشه.

359
00:25:47,333 --> 00:25:51,350
‫دو هاک، نمیشه تمومش کنی؟

360
00:25:51,400 --> 00:25:54,283
‫دیگه نمی‌تونی مثل قبل باشی.

361
00:25:54,333 --> 00:25:57,116
‫برو دیدن مامانت و جونگ اوک رو پیدا کن،

362
00:25:57,166 --> 00:26:01,016
‫بیا بریم آمریکایی، ژاپنی جایی، زندگی کنیم.

363
00:26:01,066 --> 00:26:04,500
‫باید بقیه زندگیت رو مثل یه آدم عادی بگذرونی.

364
00:26:06,400 --> 00:26:08,150
‫می‌دونم.

365
00:26:08,200 --> 00:26:10,616
‫باید بریم.

366
00:26:10,666 --> 00:26:15,650
‫- جدی میگی؟
‫- من نه انتقام می‌خوام نه عدالت.

367
00:26:15,700 --> 00:26:20,916
‫اینکه اینهمه تلاش کردم تا برگردم، به خاطر
‫دیدن تو بود.

368
00:26:20,966 --> 00:26:24,666
‫فکر می‌کردم اگه با تو خوشبخت باشم،

369
00:26:25,266 --> 00:26:28,566
‫با فراموش شدن همه چیز مشکلی ندارم.

370
00:26:29,466 --> 00:26:35,266
‫ولی هر شب، قلبم آتیش می‌گیره

371
00:26:36,300 --> 00:26:38,766
‫و بدنم رو می‌سوزونه.

372
00:26:39,766 --> 00:26:44,000
‫نمی‌دونم چطوری توصیفش کنم.

373
00:26:46,633 --> 00:26:50,850
‫جونگ شین. باید اون شعله‌ها رو خاموش کنم.

374
00:26:50,900 --> 00:26:53,883
‫اگه نکنم، حتی اگه از این کشور هم برم با
‫اون شعله‌ها می‌سوزم!

375
00:26:53,933 --> 00:26:57,050
‫اون شعله‌ها به جون تو هم میفتن.

376
00:26:57,100 --> 00:26:59,316
‫من می‌ترسم.

377
00:26:59,366 --> 00:27:01,966
‫می‌ترسم دیوونه بشم.

378
00:27:19,566 --> 00:27:21,300
‫باشه.

379
00:27:21,333 --> 00:27:24,600
‫بیا با هم شعله‌ها رو خاموش کنیم.

380
00:27:29,866 --> 00:27:32,383
‫ولی در عوضش قول بده...

381
00:27:32,433 --> 00:27:35,333
‫خودت با اون شعله‌ها نسوزی.

382
00:27:36,533 --> 00:27:38,433
‫جونگ شین...

383
00:27:39,700 --> 00:27:41,933
‫بیا با هم انجامش بدیم، دو هاک.

384
00:27:42,833 --> 00:27:44,800
‫با هم از پسش برمیایم.

385
00:28:30,866 --> 00:28:33,816
‫خوب خوابیدی؟

386
00:28:33,866 --> 00:28:38,666
‫آره.

387
00:28:43,133 --> 00:28:49,683
‫ممنون که زنده‌ای، دو هاک.

388
00:28:49,733 --> 00:28:53,050
‫خیلی طول کشید.

389
00:28:53,100 --> 00:28:57,433
‫وقتی همدیگه رو دیدیم، از وقتی از هم

390
00:28:57,466 --> 00:29:02,233
‫جدا شدیم بیشتر اذیت شدم.

391
00:29:02,266 --> 00:29:04,466
‫ترسیدم خواب باشه.

392
00:29:07,300 --> 00:29:09,333
‫ترسیدم بیدار شم.

393
00:29:10,266 --> 00:29:17,033
‫حتی اگه یه خوابه، بیا هیچوقت ازش بیدار نشیم.

394
00:29:18,833 --> 00:29:21,233
‫اومدین، مامان؟

395
00:29:23,366 --> 00:29:26,516
‫- تادا!
‫- وای!

396
00:29:26,566 --> 00:29:28,950
‫وای خدا. چه خبر شده؟

397
00:29:29,000 --> 00:29:31,983
‫خب، اولین باره میاین خونه من.

398
00:29:32,033 --> 00:29:36,283
‫بهرحال پاگشاست، تولد که نیست.

399
00:29:36,333 --> 00:29:39,483
‫ها؟ امروز روز خاصیه؟

400
00:29:39,533 --> 00:29:40,550
‫بله.

401
00:29:40,600 --> 00:29:43,683
‫فقط پاگشا و تولد مراسم‌های خاصی نیستن.

402
00:29:43,733 --> 00:29:47,050
‫اگه یه روز با آرامش بگذره، یعنی
‫روز خاصیه.

403
00:29:47,100 --> 00:29:51,900
‫شبیه مادربزرگ‌هایی حرف میزنی که یه قرن
‫زندگی کردن.

404
00:29:52,900 --> 00:29:56,050
‫بهرحال از دیدنت خوشحالم.

405
00:29:56,100 --> 00:29:57,750
‫منم همینطور.

406
00:29:57,800 --> 00:30:00,483
‫خیلی خب. بیاید چشممون رو ببندیم و
‫آرزو کنیم.

407
00:30:00,533 --> 00:30:02,433
‫ببندیم؟

408
00:31:00,966 --> 00:31:02,650
‫جونگ شین...

409
00:31:02,700 --> 00:31:05,550
‫دارم توهم میزنم.

410
00:31:05,600 --> 00:31:08,400
‫دو هاک رو دیدم.

411
00:31:10,500 --> 00:31:14,500
‫حتماً دارم به مرگم نزدیک میشم.

412
00:31:18,200 --> 00:31:20,283
‫مامان...

413
00:31:20,333 --> 00:31:22,083
‫وای خدا.

414
00:31:22,133 --> 00:31:25,683
‫صدام زد.

415
00:31:25,733 --> 00:31:28,550
‫دو هاکه.

416
00:31:28,600 --> 00:31:31,766
‫زنده برگشت.

417
00:31:36,000 --> 00:31:38,800
‫چت شده؟

418
00:31:42,533 --> 00:31:45,066
‫مامان، منم دو هاک.

419
00:31:45,100 --> 00:31:47,233
‫پسرت...

420
00:31:53,000 --> 00:31:55,666
‫مامان، واقعاً متاسفم.

421
00:32:38,900 --> 00:32:41,116
‫تویی، دو هاک؟

422
00:32:41,166 --> 00:32:42,850
‫بچه‌م...

423
00:32:42,900 --> 00:32:45,616
‫بچه منی، دو هاک؟

424
00:32:45,666 --> 00:32:47,466
‫آره.

425
00:32:48,366 --> 00:32:51,033
‫مامان، ببخشید.

426
00:33:04,200 --> 00:33:06,800
‫واقعاً متاسفم، مامان.

427
00:33:21,333 --> 00:33:24,100
‫بچه‌م!

428
00:33:25,033 --> 00:33:31,266
‫اینجوری که دراز کشیدیم... یاد روزهایی افتادم
‫که همه با هم توی یه اتاق می‌خوابیدیم.

429
00:33:34,633 --> 00:33:40,583
‫مامان... کشوری هست که بخوای ببینی؟

430
00:33:40,633 --> 00:33:41,766
‫چرا نباشه؟

431
00:33:41,800 --> 00:33:45,150
‫من تا حالا سوار هواپیما نشدم.

432
00:33:45,200 --> 00:33:47,550
‫چطور؟ می‌خوای برام بلیط سفر دور دنیا رو بخری؟

433
00:33:47,600 --> 00:33:50,550
‫فکر کردی در این حد از پسم برمیاد؟

434
00:33:50,600 --> 00:33:52,616
‫چه آمریکا باشه یا اروپا،

435
00:33:52,666 --> 00:33:55,733
‫می‌تونی بری اونجا زندگی کنی.

436
00:33:59,233 --> 00:34:05,400
‫چون زندگی تو کره سخته... می‌خوای بری خارج
‫زندگی کنی؟

437
00:34:07,300 --> 00:34:09,800
‫خب، یه کمیش به خاطر اینه.

438
00:34:13,633 --> 00:34:18,666
‫دو هاک... من هر کجا باشم راضیم.

439
00:34:18,700 --> 00:34:23,716
‫اگه بتونم تو این سن با بچه‌م زندگی کنم...

440
00:34:23,766 --> 00:34:26,700
‫اینجا وطن من نمیشه؟

441
00:34:34,800 --> 00:34:36,766
‫باشه، مامان.

442
00:34:36,800 --> 00:34:41,766
‫راستی... یه خواهشی دارم.

443
00:34:44,233 --> 00:34:47,066
‫دیگه پسر بدی نباش.

444
00:34:48,433 --> 00:34:52,066
‫آدم نباید قبل پدر و مادرش بمیره.

445
00:34:52,900 --> 00:34:55,766
‫و وانمود به مردن هم نکن.

446
00:34:56,866 --> 00:34:58,733
‫می‌فهمی؟

447
00:35:01,333 --> 00:35:03,266
‫بله، مامان.

448
00:35:05,100 --> 00:35:07,633
‫ممنون، پسرم.

449
00:35:09,100 --> 00:35:12,200
‫امروز واقعاً تولدته.

450
00:35:13,533 --> 00:35:16,966
‫امروز از روزی که به دنیا آوردمت هم بهتره.

451
00:35:25,700 --> 00:35:26,883
‫لطفاً تدارکات لازم رو ببین.

452
00:35:26,933 --> 00:35:29,233
‫چشم.

453
00:35:32,733 --> 00:35:35,000
‫سلام، خانم.

454
00:35:36,633 --> 00:35:39,583
‫این وقت صبح اینجا چیکار می‌کنی؟

455
00:35:39,633 --> 00:35:43,516
‫براتون اطلاعات مهمی آوردم.

456
00:35:43,566 --> 00:35:47,000
‫اگه نمی‌خواید، می‌تونم برم.

457
00:35:48,633 --> 00:35:52,350
‫یه جایزه جدا می‌خوای؟

458
00:35:52,400 --> 00:35:54,216
‫چطور می‌تونم؟

459
00:35:54,266 --> 00:35:58,383
‫خب... اطلاعاتی که گفتی چیه؟

460
00:35:58,433 --> 00:36:01,583
‫وضعیت گروه چانگ سونگ بدتر از اونیه
‫که انتظار داشتیم.

461
00:36:01,633 --> 00:36:07,000
‫حتی آژانس ما هم نگرانه که ورشکست بشن.

462
00:36:07,900 --> 00:36:11,550
‫فکر کنم واسه همین چوی چول وونگ رو می‌خواستن.

463
00:36:11,600 --> 00:36:13,483
‫ولی اینطور نبود.

464
00:36:13,533 --> 00:36:16,616
‫ما گول خوردیم.

465
00:36:16,666 --> 00:36:21,183
‫خبر داشتن که چوی چول وونگ از
‫اوه جونگ شین خوشش میاد.

466
00:36:21,233 --> 00:36:24,500
‫پس چرا باید همچین نمایشی راه بندازن؟

467
00:36:25,633 --> 00:36:28,816
‫واسه کار بازسازی ناحیه سوسو.

468
00:36:28,866 --> 00:36:32,000
‫گفت سودش چقدره؟

469
00:36:33,400 --> 00:36:36,950
‫احتمالاً گفته حدود صد میلیارد وونه.

470
00:36:37,000 --> 00:36:41,183
‫راستش... پونصد میلیارد وونه.

471
00:36:41,233 --> 00:36:45,616
‫به شریک‌هاش سود کمتری رو گفت که
‫بقیه رو برای خودش برداره.

472
00:36:45,666 --> 00:36:51,233
‫به اضافه، الان بد جور به شما و نایب رئیس نیاز داره.

473
00:36:52,366 --> 00:36:53,716
‫چطوری اینا رو فهمیدی؟

474
00:36:53,766 --> 00:36:58,466
‫خب، کار شرکت ما شامل زیر نظر گرفتن
‫شرکت‌هاست.

475
00:36:58,500 --> 00:37:01,116
‫اگه چیزی رو می‌خواید تایید کنید، به نایب رئیس...

476
00:37:01,166 --> 00:37:05,633
‫نه. در جریان قرارداد من با رئیس کوم نیست.

477
00:37:10,700 --> 00:37:13,750
‫ولی خب خبر بدی نیست.

478
00:37:13,800 --> 00:37:16,950
‫رئیس کوم اشتباه کرده شما رو گول زده.

479
00:37:17,000 --> 00:37:22,083
‫ولی سود شما هم... در نتیجه زیاد میشه، نه؟

480
00:37:22,133 --> 00:37:24,600
‫سود من هم همینطور.

481
00:37:27,100 --> 00:37:29,150
‫باید برم دیدن رئیس کوم.

482
00:37:29,200 --> 00:37:31,516
‫نه. حتی اگه الان برید دیدنش...

483
00:37:31,566 --> 00:37:35,550
‫طفره میره و پیشبینی‌های مالی رو نشونتون میده.

484
00:37:35,600 --> 00:37:39,483
‫بعد اینکه کار تکمیل شد باید برید سراغش.

485
00:37:39,533 --> 00:37:45,550
‫ما هم باید مدارک یقینی آماده کنیم که
‫نتونه رد کنه.

486
00:37:45,600 --> 00:37:50,266
‫اینطوری به سهمی که حقتونه می‌رسید.

487
00:37:50,300 --> 00:37:52,533
‫می‌فهمید؟

488
00:38:18,666 --> 00:38:20,916
‫تیر نداره.

489
00:38:20,966 --> 00:38:23,750
‫مسخره بازی درنیار و من رو بکش.

490
00:38:23,800 --> 00:38:27,150
‫منم دلم نمی‌خواد با جون بقیه بازی کنم.

491
00:38:27,200 --> 00:38:30,583
‫ولی درباره یه چیزی کنجکاوم.

492
00:38:30,633 --> 00:38:33,716
‫جز من یکی دیگه هم می‌خواست بکشدت.

493
00:38:33,766 --> 00:38:36,300
‫مزخرف نگو.

494
00:38:42,233 --> 00:38:44,816
‫چی؟ می‌خوای کسی رو بکشم؟

495
00:38:44,866 --> 00:38:46,683
‫کی درخواست داده؟

496
00:38:46,733 --> 00:38:48,050
‫نمی‌دونم.

497
00:38:48,100 --> 00:38:51,083
‫با پیک سند رو فرستاده.

498
00:38:51,133 --> 00:38:53,966
‫ولی چرا اومده سراغ من؟

499
00:38:56,566 --> 00:38:58,650
‫گفتی بعد آزاد شدنت، هر چی

500
00:38:58,700 --> 00:39:01,150
‫میشه باهاش پول درآورد رو بهت بگم.

501
00:39:01,200 --> 00:39:02,050
‫ولم کن بابا!

502
00:39:02,100 --> 00:39:05,150
‫حالا من یه چی گفتم، مگه من قصاب آدم‌هام؟

503
00:39:05,200 --> 00:39:07,383
‫ای خدا، هیونگ، خوب بلدی از چاقو
‫استفاده کنی، نه؟

504
00:39:07,433 --> 00:39:10,950
‫فقط وقتایی که یه جنگ تمام عیار در جریان باشه.

505
00:39:11,000 --> 00:39:13,550
‫چطوری می‌تونم یه غریبه رو بکشم؟

506
00:39:13,600 --> 00:39:15,350
‫گمشو اونور.

507
00:39:15,400 --> 00:39:17,450
‫بیخیال شو!

508
00:39:17,500 --> 00:39:19,766
‫باشه بابا.

509
00:39:19,800 --> 00:39:22,266
‫میرم دنبال یه چیز دیگه. بریم.

510
00:39:22,300 --> 00:39:23,550
‫حالا چقدر پول میدن؟

511
00:39:23,600 --> 00:39:26,350
‫صد میلیون وون پیش پرداخت، و دویست میلیون
‫حقوق.

512
00:39:26,400 --> 00:39:28,250
‫چی؟ سیصد میلیون وون؟

513
00:39:28,300 --> 00:39:29,583
‫بله.

514
00:39:29,633 --> 00:39:30,966
‫کی رو می‌خوان؟

515
00:39:31,000 --> 00:39:33,083
‫اسمش اوه مان اوکه.

516
00:39:33,133 --> 00:39:35,333
‫مثل اینکه تو آژانس امنیت ملی کار می‌کنه.

517
00:39:38,800 --> 00:39:41,350
‫می‌دونی چیش جالبه؟

518
00:39:41,400 --> 00:39:44,783
‫اونی که بهش درخواست دادن، با ما صمیمیه.

519
00:39:44,833 --> 00:39:48,116
‫اومد ازمون مشورت گرفت.

520
00:39:48,166 --> 00:39:49,583
‫باحال نیست؟

521
00:39:49,633 --> 00:39:54,783
‫فکر کردی... گول همچین حقه‌هایی رو می‌خورم؟

522
00:39:54,833 --> 00:39:56,166
‫زود باش تمومش کن.

523
00:39:56,200 --> 00:39:58,816
‫دروغ نمیگم.

524
00:39:58,866 --> 00:40:00,216
‫تو دشمن قسم خورده منی.

525
00:40:00,266 --> 00:40:01,550
‫منم دلم می‌خواد الان بکشمت.

526
00:40:01,600 --> 00:40:05,883
‫ولی... کنجکاوم بدونم.

527
00:40:05,933 --> 00:40:08,116
‫کس خاصی مد نظرته؟

528
00:40:08,166 --> 00:40:10,600
‫نمی‌دونم، آشغال.

529
00:40:11,700 --> 00:40:14,783
‫اینجوری نکن، یه کم به مغزت فشار بیار.

530
00:40:14,833 --> 00:40:17,133
‫وسط بازی نکن.

531
00:40:19,300 --> 00:40:24,066
‫منظورت... کسیه که بهت نزدیکه؟

532
00:40:25,666 --> 00:40:27,566
‫اوه مان اوک...

533
00:40:28,366 --> 00:40:33,383
‫اگه یکی باشه که همه چی رو درباره‌ت بدونه،
‫حتی ایرادهات رو،

534
00:40:33,433 --> 00:40:36,283
‫شب‌ها راحت خوابت می‌بره؟

535
00:40:36,333 --> 00:40:39,216
‫اگه کمکمون کنی...

536
00:40:39,266 --> 00:40:43,666
‫پول کسی که بهش مشکوکی به تو میرسه.

537
00:40:44,366 --> 00:40:49,183
‫من انتقامم رو از کسی که می‌خواد بکشتت می‌گیرم...
‫تو هم مایه دار میشی.

538
00:40:49,233 --> 00:40:51,866
‫فرصت نابی نیست؟

539
00:40:51,900 --> 00:40:54,266
‫خوب بهش فکر کن.

540
00:41:04,033 --> 00:41:05,616
‫کانگ یو جین...

541
00:41:05,666 --> 00:41:07,550
‫چوی چول وونگ...

542
00:41:07,600 --> 00:41:10,000
‫واقعاً این کار رو کردین؟

543
00:41:13,966 --> 00:41:17,016
‫[چونمو شی: بعد از ترکیب نواحی اداری در سال نود و پنج،
‫تبدیل به تونگیونگ شی جدید شد.]

544
00:41:17,066 --> 00:41:18,916
‫شما سال پایینی پارک ده سونگ از دانشگاه هستی؟

545
00:41:18,966 --> 00:41:19,883
‫بله، ارشد!

546
00:41:19,933 --> 00:41:23,583
‫ای خدا، پارک ده سونگ زندگی خوبی داره، نه؟

547
00:41:23,633 --> 00:41:27,150
‫[کیم سونگ یوب: بازپرس تیم تحقیقات جنایی چونگموشی]
‫حق داشت بره دفتر خودش رو بزنه و بازپرسی رو بذاره کنار.

548
00:41:27,200 --> 00:41:29,883
‫هم خوب پولی درمیاره، هم زن خوبی داره.

549
00:41:29,933 --> 00:41:32,416
‫حسودیم شد.

550
00:41:32,466 --> 00:41:34,016
‫حسودیم شد.

551
00:41:34,066 --> 00:41:37,616
‫با من راحت باشید، ارشد.

552
00:41:37,666 --> 00:41:39,500
‫جدی؟

553
00:41:40,700 --> 00:41:42,416
‫باشه، اینجا چیکار می‌کنی؟

554
00:41:42,466 --> 00:41:46,533
‫نیومدی خواهشی چیزی بکنی که؟

555
00:41:46,566 --> 00:41:51,816
‫ای خدا، با اینکه بازپرسم...
‫دیگه کار خاصی ازم برنمیاد.

556
00:41:51,866 --> 00:41:53,916
‫دارم پیر میشم.

557
00:41:53,966 --> 00:41:56,516
‫یه جور دیگه بگم، قدرتی ندارم.

558
00:41:56,566 --> 00:41:59,150
‫به خاطر این نیست که زیادی درستکارید؟

559
00:41:59,200 --> 00:42:01,000
‫هی!

560
00:42:02,166 --> 00:42:04,083
‫خب. سلام کن.

561
00:42:04,133 --> 00:42:06,883
‫روزنامه نگاری که گفتی استخدام کنم.

562
00:42:06,933 --> 00:42:10,183
‫روزنامه نگاریه که چون دو هوان بعد ترکیب

563
00:42:10,233 --> 00:42:11,983
‫کل آژانس‌های خبری اخراج کرد.

564
00:42:12,033 --> 00:42:13,983
‫رفیق نوشیدن مدیر گوئه،

565
00:42:14,033 --> 00:42:17,050
‫به خاطر وزارت فرهنگ همدیگه رو می‌شناسن.

566
00:42:17,100 --> 00:42:18,216
‫می‌خوام خودم رو معرفی کنم.

567
00:42:18,266 --> 00:42:22,350
‫- من فیلم ساز اوه جونگ شین هستم.
‫- اوه، بله.

568
00:42:22,400 --> 00:42:25,650
‫من شین شیک هستم، و یه شرکت کوچیک
‫انتشارات مجله دارم.

569
00:42:25,700 --> 00:42:27,416
‫اسمش شین شیکه...

570
00:42:27,466 --> 00:42:31,450
‫ولی بیشتر امل و قدیمیه.

571
00:42:31,500 --> 00:42:33,916
‫حتی وقتی بهش میگم واسه یه آژانس
‫خبری کار کنه،

572
00:42:33,966 --> 00:42:37,750
‫میگه تازه با روزنامه نگارهایی که اخراج شدن دارن

573
00:42:37,800 --> 00:42:42,733
‫مفهوم واقعی روزنامه نگاری رو می‌فهمن،
‫حتی اگه از گشنگی تلف بشن.

574
00:42:43,733 --> 00:42:45,916
‫خیلی خب. چیکار دارین؟

575
00:42:45,966 --> 00:42:50,216
‫راستش می‌خوام یه استراحتگاه راه بندازم.

576
00:42:50,266 --> 00:42:54,683
‫آدم وقتی یه کاری رو شروع می‌کنه، پشت سرش
‫شکایت و غر میاد.

577
00:42:54,733 --> 00:42:56,150
‫صد در صد!

578
00:42:56,200 --> 00:42:58,516
‫اومدم قبلش شما رو بشناسم.

579
00:42:58,566 --> 00:43:00,783
‫شناختن هم کار خوبیه!

580
00:43:00,833 --> 00:43:03,616
‫خب، واسه من چی توشه؟

581
00:43:03,666 --> 00:43:06,583
‫اول، بهتون ماهی ده میلیون وون میدم.

582
00:43:06,633 --> 00:43:09,783
‫و هزینه خسارات شما رو هم میدم.

583
00:43:09,833 --> 00:43:13,683
‫در ضمن، شنیدم خونه سئول شما شصت و دو متره
‫و سالیانه اجاره‌ش می‌کنین.

584
00:43:13,733 --> 00:43:16,783
‫ولی خونه کوچیکی واسه شما و زن و بچه‌هاتونه، نه؟

585
00:43:16,833 --> 00:43:18,650
‫اگه برگردید به کارتون تو سئول،

586
00:43:18,700 --> 00:43:22,116
‫یه آپارتمان صد متری توی گانگنام براتون میخرم.

587
00:43:22,166 --> 00:43:25,250
‫خر پولی‌ها، رفیق.

588
00:43:25,300 --> 00:43:27,950
‫گمونم امسال سال منه، نه؟

589
00:43:28,000 --> 00:43:31,583
‫که همچین اسپانسری اومده با من دوست بشه!

590
00:43:31,633 --> 00:43:32,400
‫باشه!

591
00:43:34,300 --> 00:43:36,233
‫عالیه.

592
00:43:37,333 --> 00:43:38,750
‫یه گاز بزنید، ارشد.

593
00:43:38,800 --> 00:43:41,683
‫نه بابا.

594
00:43:41,733 --> 00:43:44,716
‫من یه چیز دیگه بیشتر از ساشیمی دوست دارم.

595
00:43:44,766 --> 00:43:46,150
‫بله؟ چی؟

596
00:43:46,200 --> 00:43:49,000
‫- هر چی می‌خواید سفارش بدید!
‫- ای عوضی...

597
00:43:51,100 --> 00:43:54,050
‫عاشق این طعمم، می‌دونی؟

598
00:43:54,100 --> 00:43:57,283
‫طعمی که مستقیم میاد توی دستم.

599
00:43:57,333 --> 00:44:01,250
‫واو، خیلی وقت بود نچشیده بودمش.

600
00:44:01,300 --> 00:44:07,316
‫هیونگ، ما باید گشنگی بکشیم...
‫تا مردم گشنگی نکشن.

601
00:44:07,366 --> 00:44:12,333
‫شکممون که پر چربی شد...
‫مردم گرسنگی می‌کشن.

602
00:44:12,366 --> 00:44:16,916
‫چون حقیقتی به مغزشون نمیرسه گرسنگی
‫می‌کشن، خب؟

603
00:44:16,966 --> 00:44:20,033
‫راستی، چرا می‌خواستی ببینیش؟

604
00:44:20,066 --> 00:44:22,216
‫مجله فیلم نیست که.

605
00:44:22,266 --> 00:44:25,383
‫میشه شرکتتون رو ازتون بخریم؟

606
00:44:25,433 --> 00:44:28,516
‫خبرنگارهای بیشتری استخدام می‌کنیم و
‫جلدهای بیشتری چاپ می‌کنیم.

607
00:44:28,566 --> 00:44:31,033
‫شما هم می‌تونین مدیرعامل بمونین.

608
00:44:31,066 --> 00:44:32,666
‫بله؟

609
00:44:33,666 --> 00:44:37,483
‫چرا باید شرکت مجله کوچیکی مثل ما رو بخرین؟

610
00:44:37,533 --> 00:44:39,583
‫دیگه کوچیک نمی‌مونه.

611
00:44:39,633 --> 00:44:42,233
‫متاسفم! شرمنده‌م، ارشد.

612
00:44:42,266 --> 00:44:43,816
‫واسه چی؟

613
00:44:43,866 --> 00:44:46,366
‫که خواستم یه ضامن پیدا کنم.

614
00:44:47,166 --> 00:44:48,883
‫آره، نکبت.

615
00:44:48,933 --> 00:44:51,350
‫اومدی سراغ آدم اشتباهش!

616
00:44:51,400 --> 00:44:53,100
‫پاشو.

617
00:44:56,733 --> 00:44:58,600
‫بشین.

618
00:45:04,366 --> 00:45:08,383
‫حتی اگه شمشیرم توی خاکستر فرو رفته باشه هم...

619
00:45:08,433 --> 00:45:11,250
‫می‌تونم پدر یکی مثل تو رو دربیارم.

620
00:45:11,300 --> 00:45:14,916
‫چقدر دردت می‌گیره که یه شمشیر
‫قدیمی و کهنه

621
00:45:14,966 --> 00:45:17,683
‫که خوب کار نمی‌کنه، وارد بدنت بشه؟

622
00:45:17,733 --> 00:45:19,616
‫دو سه برابر بیشتر درد می‌گیره، نه؟

623
00:45:19,666 --> 00:45:22,383
‫- بله.
‫- در ضمن...

624
00:45:22,433 --> 00:45:25,050
‫اگه قراره تحقیق کنی، درست تحقیق کن.

625
00:45:25,100 --> 00:45:27,583
‫یه خونه با کرایه سالانه که برای خانواده‌م کوچیکه؟

626
00:45:27,633 --> 00:45:30,433
‫ای آشغال!

627
00:45:30,466 --> 00:45:33,116
‫من هر چی داشتم در اختیار زنم گذاشتم.

628
00:45:33,166 --> 00:45:34,883
‫یک هفته پیش ازم طلاق گرفت!

629
00:45:34,933 --> 00:45:38,350
‫من یه بازپرسی هستم که یه قرون هم نداره!
‫خب؟

630
00:45:38,400 --> 00:45:42,183
‫الان نه چیزی برای از دست دادن دارم نه
‫چیزی برای ترسیدن!

631
00:45:42,233 --> 00:45:48,116
‫اونوقت تو اومدی روی... زخم غرور من نمک می‌پاشی.

632
00:45:48,166 --> 00:45:52,050
‫فکر می‌کنی اشتباه کردی... یا نه؟

633
00:45:52,100 --> 00:45:54,116
‫اشتباه کردم.

634
00:45:54,166 --> 00:45:55,816
‫[بازپرس کیم سونگ یوب]

635
00:45:55,866 --> 00:45:57,016
‫تو زحمت افتادی.

636
00:45:57,066 --> 00:45:58,833
‫هی، عجب ضرب دستی داره.

637
00:45:58,866 --> 00:46:00,583
‫دندون‌های پشتیم هنوز می‌لرزن.

638
00:46:00,633 --> 00:46:02,883
‫بهرحال میشه گفت امتحانش رو قبول شد.

639
00:46:02,933 --> 00:46:05,083
‫گفتی تو بخش تحقیقات ویژه کار می‌کرده دیگه؟

640
00:46:05,133 --> 00:46:06,616
‫آره.

641
00:46:06,666 --> 00:46:08,216
‫اسناد رو می‌فرستی؟

642
00:46:08,266 --> 00:46:11,750
‫اول کپی رو می‎فرستیم و میاریمش سئول.

643
00:46:11,800 --> 00:46:14,150
‫باشه. از دادستان ارشد خواهش می‌کنم.

644
00:46:14,200 --> 00:46:17,216
‫نیاز نیست یه روزنامه نگار مورد اعتماد
‫پیدا کنیم؟

645
00:46:17,266 --> 00:46:19,450
‫دارم می‌گردم.

646
00:46:19,500 --> 00:46:21,766
‫بازپرس کیم، براتون چیزی اومده.

647
00:46:22,466 --> 00:46:24,266
‫بازپرس کیم...

648
00:46:24,966 --> 00:46:27,283
‫- بازپرس کیم!
‫- چیه؟

649
00:46:27,333 --> 00:46:28,533
‫براتون نامه اومده.

650
00:46:28,566 --> 00:46:31,533
‫- اوه، ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

651
00:46:31,566 --> 00:46:34,933
‫[از طرف: نو سوک جا، ۴۳-۲۰۵ دونگجادونگ، یونگسانگو،
‫سئول]

652
00:46:34,966 --> 00:46:38,233
‫[پیش پرداخت قرارداد پیش فروش بازسازی گونگجانگ دونگ]

653
00:46:39,000 --> 00:46:41,050
‫[بودجه سیاه آژانس امنیت ملی]

654
00:46:41,100 --> 00:46:42,383
‫جین هی...

655
00:46:42,433 --> 00:46:46,566
‫- بله؟
‫- این آدرس رو یه چک بکن.

656
00:46:48,033 --> 00:46:50,350
‫- چشم.
‫- ممنون.

657
00:46:50,400 --> 00:46:52,833
‫[از طرف: نو سوک جا، ۴۳-۲۰۵ دونگجادونگ، یونگسانگو،
‫سئول]

658
00:46:56,733 --> 00:46:57,950
‫ایستگاه متروی سئوله.

659
00:46:58,000 --> 00:47:00,633
‫- ایستگاه مترو سئول؟
‫- بله.

660
00:47:03,366 --> 00:47:04,550
‫بله، الو؟

661
00:47:04,600 --> 00:47:10,000
‫بازپرس کیم سونگ یوب...
‫بسته‌م رسید دستتون؟

662
00:47:13,233 --> 00:47:15,716
‫تو همون بی‌خانمانِ متروی سئولی؟

663
00:47:15,766 --> 00:47:18,283
‫داری من رو بازی میدی؟

664
00:47:18,333 --> 00:47:21,950
‫نه، و یه روزی همدیگه رو می‌بینیم.

665
00:47:22,000 --> 00:47:25,516
‫همدیگه رو دیدیم نسخه اصلیش رو بهتون میدم،
‫پس فعلاً بذارینش یه جای امن.

666
00:47:25,566 --> 00:47:27,183
‫می‌دونی که کارت...

667
00:47:27,233 --> 00:47:29,616
‫الو؟ الو؟

668
00:47:29,666 --> 00:47:31,800
‫چشه این آشغال؟

669
00:47:39,533 --> 00:47:42,016
‫معلوم هست داری چیکار می‌کنی؟

670
00:47:42,066 --> 00:47:45,316
‫بابابزرگ، با صحبت حلش کنین.

671
00:47:45,366 --> 00:47:49,016
‫من فرستادمت به کارهای من رسیدگی کنی.

672
00:47:49,066 --> 00:47:51,250
‫نه کارهای خودت!

673
00:47:51,300 --> 00:47:53,616
‫چرا اینقدر عصبانی هستین؟

674
00:47:53,666 --> 00:47:56,050
‫کارهای شما رو که خراب نکردم.

675
00:47:56,100 --> 00:47:59,450
‫دو هاک، شرکت ساخت و ساز چانگ سونگ
‫چش شده؟

676
00:47:59,500 --> 00:48:00,933
‫چش شده؟

677
00:48:00,966 --> 00:48:02,450
‫واقعاً نمی‌دونی؟

678
00:48:02,500 --> 00:48:04,850
‫اگه ندونی یه احمق رقت انگیزی!

679
00:48:04,900 --> 00:48:07,050
‫نگفته بودی شرکت چانگ سونگ ورشکسته میشه؟

680
00:48:07,100 --> 00:48:08,583
‫ولی...

681
00:48:08,633 --> 00:48:12,133
‫قراره تو منطقه‌ای به اسم سوسو یه
‫مجتمع آپارتمانی بسازن.

682
00:48:12,166 --> 00:48:15,150
‫خب شرکت چانگ سونگ این آپارتمان‌ها رو
‫ساخته یا نه؟

683
00:48:15,200 --> 00:48:16,933
‫شایعه‌ش که پیچیده.

684
00:48:16,966 --> 00:48:18,750
‫به زودی به صورت رسمی اعلام می‌کنن.

685
00:48:18,800 --> 00:48:22,150
‫ارزش سهامشون سی درصد بیشتر شده،
‫بیشتر هم میشه.

686
00:48:22,200 --> 00:48:23,916
‫چطوری می‌تونی بگی شرکتشون ورشکسته میشه؟

687
00:48:23,966 --> 00:48:26,450
‫در انتظار شرکت ساخت و ساز چانگ سونگ...

688
00:48:26,500 --> 00:48:30,400
‫مجبور شدم از خیلی از شرکت‌های دیگه
‫دست بکشم!

689
00:48:31,100 --> 00:48:34,283
‫واسه همین اینقدر دارید شلوغش می‌کنید؟

690
00:48:34,333 --> 00:48:36,066
‫چی؟

691
00:48:46,300 --> 00:48:47,983
‫عالیه.

692
00:48:48,033 --> 00:48:50,783
‫شایعه‌ش پیچیده،
‫و سهامشون رفته بالا.

693
00:48:50,833 --> 00:48:53,283
‫چی میگی؟
‫یه جوری بگو ما هم بفهمیم.

694
00:48:53,333 --> 00:48:57,433
‫اگه موقع جلب توجه کشور ورشکسته بشن...

695
00:48:57,466 --> 00:49:00,016
‫خرید شرکتشون از خرید آهن قراضه راحت‌تر میشه.

696
00:49:00,066 --> 00:49:02,083
‫حتی منم اینو می‌فهمم...

697
00:49:02,133 --> 00:49:05,516
‫ولی چرا میگی شرکت چانگ سونگ قراره
‫ورشکسته بشه؟

698
00:49:05,566 --> 00:49:07,816
‫چون ورشکستشون می‌کنم.

699
00:49:07,866 --> 00:49:09,116
‫چطوری؟

700
00:49:09,166 --> 00:49:11,150
‫الان نمی‌تونم بگم.

701
00:49:11,200 --> 00:49:12,883
‫مگه ما یه خانواده نبودیم؟

702
00:49:12,933 --> 00:49:16,633
‫تا حالا ندیدیم یه خانواده قبل رسیدن به نتیجه،
‫سمت هم زیرسیگاری پرت کنن.

703
00:49:16,666 --> 00:49:18,516
‫هی، سنگیو...

704
00:49:18,566 --> 00:49:21,516
‫می‌تونی مسئولیتش رو قبول کنی؟

705
00:49:21,566 --> 00:49:25,133
‫اگه گند بزنی، گزارشت رو میدم!

706
00:49:26,033 --> 00:49:28,766
‫معلومه ما یه خانواده نیستیم.

707
00:49:29,466 --> 00:49:35,516
‫اگه یه کم دیگه منتظر بمونید...
‫براتون خبر پیروزی رو میارم.

708
00:49:35,566 --> 00:49:37,750
‫با اجازه.

709
00:49:37,800 --> 00:49:41,366
‫این پررو میگه می‌خواد چیکار کنه؟

710
00:49:41,633 --> 00:49:43,350
‫خب، ارزشش بیشتر از پونزده میلیارده

711
00:49:43,400 --> 00:49:45,616
‫و به زودی از بیست میلیارد هم می‌گذره.

712
00:49:45,666 --> 00:49:47,383
‫حیف نیست؟

713
00:49:47,433 --> 00:49:49,283
‫به نظرتون خودم نمی‌فهمم؟

714
00:49:49,333 --> 00:49:50,883
‫ولی چیکار کنم؟

715
00:49:50,933 --> 00:49:56,200
‫نمی‌تونم بذارم تک پسرم بعد ورشکست شدن شرکت
‫بیفته زندان!

716
00:49:56,233 --> 00:49:59,616
‫اگه می‌خوای عجله‌ای بفروشیش،
‫چقدر در ازاش می‌خوای؟

717
00:49:59,666 --> 00:50:01,783
‫دوازده میلیارد می‌فروشمش.

718
00:50:01,833 --> 00:50:03,083
‫بله؟

719
00:50:03,133 --> 00:50:07,416
‫خانم، خیلی مفته که.

720
00:50:07,466 --> 00:50:12,016
‫اگه تا یک ماه دیگه وام نگیرم پسرم می‌میره!

721
00:50:12,066 --> 00:50:14,683
‫سلام. از استیکتون لذت می‌برید؟

722
00:50:14,733 --> 00:50:17,450
‫بله. خیلی ترد و خوشمزه‌ن.

723
00:50:17,500 --> 00:50:23,250
‫نمی‌دونم این گوشت داره میره تو دهنم...
‫یا از دماغم درمیاد.

724
00:50:23,300 --> 00:50:27,900
‫مطمئنم مردم با این قیمت برای خریدش صف می‌کشن.

725
00:50:27,933 --> 00:50:30,150
‫شرمنده که صدام رو بردم بالا.

726
00:50:30,200 --> 00:50:31,450
‫نه، خواهش می‌کنم.

727
00:50:31,500 --> 00:50:35,250
‫راستی، سالن ما یه نوشیدنی جدید آورده،

728
00:50:35,300 --> 00:50:38,500
‫فقط مشتری‌های وی‌آی‌پی رو برای تست کردنش
‫دعوت می‌کنیم.

729
00:50:38,533 --> 00:50:41,016
‫اگه کارت تجاریتون رو بدید، باهاتون تماس می‌گیرم.

730
00:50:41,066 --> 00:50:42,916
‫عالیه.

731
00:50:42,966 --> 00:50:44,966
‫یه لحظه لطفاً.

732
00:50:45,766 --> 00:50:47,750
‫بفرمایید.

733
00:50:47,800 --> 00:50:49,983
‫[حسابدار اصلی یانگ سونگ گون، شرکت مالیات و حسابداری]

734
00:50:50,033 --> 00:50:52,716
‫حسابدار اصلی هستید؟

735
00:50:52,766 --> 00:50:54,050
‫بله.

736
00:50:54,100 --> 00:50:55,850
‫باشه، حتماً باهاتون تماس می‌گیرم.

737
00:50:55,900 --> 00:50:58,066
‫نوش جان.

738
00:50:58,966 --> 00:51:01,766
‫خدای من، واقعاً که...

739
00:51:13,233 --> 00:51:15,233
‫یه کم اون سمتی...

740
00:51:18,600 --> 00:51:20,683
‫هی، بیاید بریم! یالا!

741
00:51:20,733 --> 00:51:22,116
‫- زود باشین!
‫- بجنبین!

742
00:51:22,166 --> 00:51:25,266
‫طبیعی نقش اومدید دیگه؟ ها؟

743
00:51:26,600 --> 00:51:30,650
‫وای! نزدیک بود سکته بزنم!

744
00:51:30,700 --> 00:51:34,016
‫نزدیک بود موقع کلاهبرداری ازش،
‫سر خودم کلاه بره.

745
00:51:34,066 --> 00:51:37,916
‫باید نگاهش می‌کردم، ولی دست و پام می‌لرزیدن،
‫و نزدیک بود با لهجه صحبت کنم.

746
00:51:37,966 --> 00:51:39,716
‫دست و پام رو گم کرده بودم.

747
00:51:39,766 --> 00:51:42,050
‫هی، چرا ماشین رو روشن نمی‌کنی؟
‫بزن بریم دیگه!

748
00:51:42,100 --> 00:51:44,716
‫ماشین کوفتی روشن نمیشه!
‫چیکار کنم؟

749
00:51:44,766 --> 00:51:47,583
‫هی درباره جو سه هیونگ و هوالیندانگ حرف میزنی،

750
00:51:47,633 --> 00:51:50,750
‫ولی هیچوقت نمی‌تونی دزد بزرگی بشی، هیونگ.

751
00:51:50,800 --> 00:51:55,116
‫هی، پسر، می‌خوایم سرِ زنِ نایب رئیس آژانس
‫امنیت ملی کلاه بذاریما!

752
00:51:55,166 --> 00:51:59,216
‫حتی جو سه هیونگ، هونگ گیل دونگ و
‫لیم کوک جونگ هم بودن می‌ترسیدن!

753
00:51:59,266 --> 00:52:00,683
‫باشه بابا.

754
00:52:00,733 --> 00:52:04,150
‫بهرحال امیدوارم بیفته تو داممون.

755
00:52:04,200 --> 00:52:06,816
‫وقتی دیدم وانمود می‌کنه حواسش نیست ولی
‫گوشش تیز شده بود،

756
00:52:06,866 --> 00:52:09,883
‫فکر کنم صد در صد باورش میشه.

757
00:52:09,933 --> 00:52:12,150
‫هی، بیاید مراقب باشیم، خب؟

758
00:52:12,200 --> 00:52:15,283
‫یه قدم اشتباه برداریم باید حبس رو ببوسیم بذاریم کنار.

759
00:52:15,333 --> 00:52:18,116
‫تیکه تیکه‌مون می‌کنن.

760
00:52:18,166 --> 00:52:20,950
‫- وای! راه افتاد!
‫- هی، گاز بده!

761
00:52:21,000 --> 00:52:22,833
‫بریم!

762
00:52:27,533 --> 00:52:29,400
‫خوش اومدی.

763
00:52:37,633 --> 00:52:40,516
‫چون یه سرآشپز جدید اومده، مامانت می‌خواست
‫با هم نهار بخوریم.

764
00:52:40,566 --> 00:52:42,783
‫نظراتمون رو بریزیم وسط.

765
00:52:42,833 --> 00:52:44,616
‫باشه.

766
00:52:44,666 --> 00:52:49,250
‫به خاطر مدیرعامل اوه جونگ شین ناراحتی، نه؟

767
00:52:49,300 --> 00:52:51,983
‫براش تعریف کردم.

768
00:52:52,033 --> 00:52:57,366
‫می‌خوای یه سر بری شعبه ما تو آمریکا یا اروپا
‫یه هوایی به سرت بخوره؟

769
00:52:57,966 --> 00:52:59,750
‫نه.

770
00:52:59,800 --> 00:53:03,116
‫نمی‌خوام واسه این چیزها فرار کنم.

771
00:53:03,166 --> 00:53:06,116
‫همینجا می‌مونم، بابا.

772
00:53:06,166 --> 00:53:10,633
‫باشه. اگه می‌تونی باهاش روبرو بشی و
‫بهش غلبه کنی که بهتره.

773
00:53:18,300 --> 00:53:21,466
‫اینم از آبگوشت حلزون توی پیاله‌ی نونی.

774
00:53:24,233 --> 00:53:25,950
‫مشتاق دیدار، قربان.

775
00:53:26,000 --> 00:53:27,950
‫امروز ایشون سرآشپز ماست.

776
00:53:28,000 --> 00:53:31,716
‫می‌خواست خانواده ما غذاهایی که تو آمریکا
‫یاد گرفته رو امتحان کنه.

777
00:53:31,766 --> 00:53:33,050
‫بله.

778
00:53:33,100 --> 00:53:36,333
‫خواهش می‌کنم امتحانشون کنید و نظرتون
‫رو بگید.

779
00:53:40,133 --> 00:53:41,816
‫خوشمزه و لذیذه.

780
00:53:41,866 --> 00:53:44,033
‫نظر تو چیه، عزیزم؟

781
00:53:44,966 --> 00:53:49,233
‫فکر کنم باید این غذا رو، غذای ویژه
‫سالن کنم.

782
00:53:50,766 --> 00:53:52,100
‫شما چرا امتحان نمی‌کنید، قربان؟

783
00:53:52,133 --> 00:53:54,233
‫اینقدر از من خوشت میاد؟

784
00:53:55,933 --> 00:53:58,616
‫دوست دارید برید سر اصل مطلب.

785
00:53:58,666 --> 00:54:00,883
‫بله.

786
00:54:00,933 --> 00:54:03,850
‫اینقدری که به غذایی مهمونتون کنم که
‫دو ساعت براش وقت گذاشتم.

787
00:54:03,900 --> 00:54:05,383
‫ممنون.

788
00:54:05,433 --> 00:54:07,433
‫می‌خورم.

789
00:54:08,866 --> 00:54:12,950
‫راستی... من ده ساله دارم سعی می‌کنم دل
‫یه خانمی رو به دست بیارم.

790
00:54:13,000 --> 00:54:16,650
‫ولی تازگی‌ها ناراحتم کرده، واسه همین
‫الان خیلی دلم شکسته.

791
00:54:16,700 --> 00:54:20,200
‫چون نمی‌خوام دل شما رو هم بشکنم،

792
00:54:20,233 --> 00:54:23,433
‫حداقل غذای امروز رو می‌خورم.

793
00:54:24,466 --> 00:54:26,333
‫ممنون.

794
00:54:42,166 --> 00:54:44,500
‫می‌دونی، وقتی به گذشته نگاه می‌کنی،

795
00:54:44,533 --> 00:54:46,983
‫کشورهای همسایه زندانی رد و بدل می‌کردن،

796
00:54:47,033 --> 00:54:50,283
‫و به خاطر منافع با هم ازدواج می‌کردن، نه؟

797
00:54:50,333 --> 00:54:52,483
‫میگن پرنسسشون رو برای ازدواج می‌فرستن،

798
00:54:52,533 --> 00:54:56,116
‫ولی جاش یه زن رعیت رو فرستادن به کشور همسایه.

799
00:54:56,166 --> 00:55:01,250
‫راستش، منم برای همین نزدیکت شدم.

800
00:55:01,300 --> 00:55:06,383
‫که بابام و شرکتش بتونن به نایب رئیس و
‫همسرش نزدیک بشن...

801
00:55:06,433 --> 00:55:08,800
‫منم باید یه حرکتی میزدم.

802
00:55:09,600 --> 00:55:12,733
‫وقتی گفتم ازت خوشم میاد...

803
00:55:13,833 --> 00:55:17,916
‫درسته کاملاً غلط نبود...
‫ولی یه نمایش بود.

804
00:55:17,966 --> 00:55:20,716
‫ولی چند روز پیش بابام برام تعریف کرد.

805
00:55:20,766 --> 00:55:24,750
‫تونسته با خانم آشنا بشه و با هم یه کاری رو
‫شروع کنن.

806
00:55:24,800 --> 00:55:29,166
‫منم می‌تونم دست از فیلم بازی کردن بردارم.

807
00:55:29,866 --> 00:55:34,200
‫شرمنده جلوت فیلم اومدم،
‫البته همچین قصدی نداشتم.

808
00:55:35,333 --> 00:55:40,333
‫عیب نداره، منم جدیت نگرفتم.

809
00:55:43,200 --> 00:55:47,033
‫مدیرعامل اوه جونگ شین یه استودیو فیلم سازی داره.

810
00:55:47,733 --> 00:55:52,716
‫قبل از اینکه شروع کنم، می‌دونستم عاشقشی.

811
00:55:52,766 --> 00:55:54,450
‫با این وجود،

812
00:55:54,500 --> 00:55:59,950
‫ما یه بخشی داریم که دنبال هر جور اطلاعاتی میره.

813
00:56:00,000 --> 00:56:01,516
‫پس بذار ازت عذرخواهی کنم، ولی...

814
00:56:01,566 --> 00:56:05,316
‫درباره اطرافیان مدیرعامل اوه جونگ شین تحقیق کردیم.

815
00:56:05,366 --> 00:56:09,116
‫بچه‌هایی که بپای خونه مدیرعامل اوه رو می‌دادن،

816
00:56:09,166 --> 00:56:12,300
‫چند روز پیش یه داستان جالب برام تعریف کردن.

817
00:56:13,500 --> 00:56:16,733
‫مثل اینکه عاشق کسیه.

818
00:56:20,100 --> 00:56:26,433
‫یه بار نصف شب... یه مردی اومد دم خونه
‫مدیرعامل اوه.

819
00:56:28,266 --> 00:56:30,800
‫مدیرعامل اوه و اون مرد...

820
00:56:30,833 --> 00:56:33,783
‫همدیگه رو با ذوق بغل کردن و چند ساعت
‫گریه کردن...

821
00:56:33,833 --> 00:56:38,933
‫انگار عاشق هم بودن و چند سال از هم
‫جدا افتادن.

822
00:56:41,000 --> 00:56:43,416
‫نمی‌دونستم می‌خوام این رو بهت بگم یا نه.

823
00:56:43,466 --> 00:56:46,916
‫ولی قیافه‌ت خیلی ناراحت و تنها بود.

824
00:56:46,966 --> 00:56:48,533
‫با اجازه.

825
00:56:57,766 --> 00:56:59,183
‫آماده سازی‌ها تکمیل شدن.

826
00:56:59,233 --> 00:57:01,850
‫از این ماه من میشم ناشر اون مجله.

827
00:57:01,900 --> 00:57:03,483
‫بیا همدیگه رو ببینیم و صحبت کنیم.

828
00:57:03,533 --> 00:57:05,283
‫خسته نباشی.

829
00:57:05,333 --> 00:57:08,516
‫منم می‌خواستم یه چیزی بهت بگم،
‫زمان بندیت عالیه.

830
00:57:08,566 --> 00:57:10,383
‫امشب برات شام میخرم.

831
00:57:10,433 --> 00:57:12,766
‫ولی یه چیز گرون بخری‌ها، خب؟

832
00:57:13,800 --> 00:57:16,000
‫[دستیار ویژه نایب رئیس آژانس امنیت ملی، چوی چول وونگ]

833
00:58:11,466 --> 00:58:17,833
W W W . M O V I E S H O . C O M

834
00:58:59,700 --> 00:59:02,566
‫لطفاً پرنسس پیونگ گانگ من باش.
‫تا آخر عمرم برات جبران می‌کنم.

835
00:59:02,600 --> 00:59:05,116
‫تحمل ندارم بشینم بدبخت شدنت رو ببینم.

836
00:59:05,166 --> 00:59:05,950
‫هی، چوی چول وونگ.

837
00:59:06,000 --> 00:59:07,583
‫بین اینهمه آدم، تو نمی‌تونی با من این کار رو بکنی.

838
00:59:07,633 --> 00:59:09,783
‫- چول وونگ...
‫- نمی‌تونی جونگ شین رو داشته باشی.

839
00:59:09,833 --> 00:59:11,250
‫چول وونگ!

840
00:59:11,300 --> 00:59:14,516
‫ماشه که کشیده بشه، چول وونگ نابود میشه.

841
00:59:14,566 --> 00:59:17,616
‫شنیدم کار تو بوده، نه؟ تو یوسو...

842
00:59:17,666 --> 00:59:20,583
‫چیه؟ ناراحتی نمردم؟

843
00:59:20,633 --> 00:59:22,983
‫- آره، آشغال.
‫- می‌خوای یه داستان بامزه برات تعریف کنم؟

844
00:59:23,033 --> 00:59:24,583
‫پدر واقعی چوی چول وونگ...

845
00:59:24,633 --> 00:59:26,316
‫منم می‌دونستم.

846
00:59:26,366 --> 00:59:29,250
‫حتماً یو جین از دستت خیلی اذیت شده،
‫کاپیتان تیم اوه.

847
00:59:29,300 --> 00:59:30,150
‫فرمانده.

848
00:59:30,200 --> 00:59:32,116
‫یکی دیگه رو می‌ذارم بالا سر لی دو هاک.

849
00:59:32,166 --> 00:59:34,866
‫- نه، کار لی دو هاک رو تموم می‌کنم...
‫- گفتم بس کن!

850
00:59:34,900 --> 00:59:37,383
‫مردم هنوز نمی‌دونن لی دو هاک چطور
‫آدمیه.

851
00:59:37,433 --> 00:59:40,566
‫- مطمئنی می‌تونی من رو شکست بدی؟
‫- من از قصد نمی‌بازم.

852
00:59:42,566 --> 00:59:52,566
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M