1
00:01:04,625 --> 00:01:05,833
‫بیش از 15 سال،

2
00:01:05,916 --> 00:01:07,291
‫آئورلیانو بابیلونیا،

3
00:01:07,375 --> 00:01:10,208
‫تحت سلطه ظالمانه‌ی فرناندا دل کارپیو...

4
00:01:14,791 --> 00:01:17,500
‫تو اتاق کار ملکیادس حبس شده بود

5
00:01:17,583 --> 00:01:20,125
‫و فقط واسه غذا خوردن می‌رفت بیرون.

6
00:01:20,208 --> 00:01:24,416
‫اون داستان‌های شگفت‌انگیز کتاب بدون جلد رو حفظ کرد.

7
00:01:28,833 --> 00:01:32,541
‫اون خلاصه تحقیقات هرمان چلاق،

8
00:01:33,500 --> 00:01:35,833
‫کلیدهای سنگ جادو،

9
00:01:36,416 --> 00:01:39,875
‫پیش‌گویی‌های نوستراداموس
‫و پژوهش‌هاش در مورد طاعون رو حفظ کرده بود.

10
00:01:46,583 --> 00:01:49,916
‫اون بدون دونستن چیزی درباره دوران خودش،

11
00:01:50,708 --> 00:01:53,750
‫ولی با سطح دانش یک مرد قرون وسطایی
‫به سن نوجوانی رسید.

12
00:01:54,958 --> 00:01:57,416
‫اون کلمه "دارما"،

13
00:01:58,458 --> 00:02:01,083
‫در رام‌چرت‌مانس هم هست که
‫به زبان هندی نوشته شده.

14
00:02:03,083 --> 00:02:04,833
‫انگار با خودش حرف می‌زد.

15
00:02:06,166 --> 00:02:07,333
‫ولی درواقع،

16
00:02:07,916 --> 00:02:09,833
‫داشت با ملکیادس حرف می‌زد.

17
00:02:10,833 --> 00:02:12,833
‫درسته، آئورلیانوی عزیز من.

18
00:02:15,750 --> 00:02:17,208
‫حالا بگو ببینم، پسر.

19
00:02:18,750 --> 00:02:20,375
‫به چه زبانی نوشته شده؟

20
00:02:25,666 --> 00:02:27,375
‫به زبان سانسکریت، ملکیادس.

21
00:02:31,541 --> 00:02:33,333
‫تو وقت داری که یادش بگیری.

22
00:02:34,291 --> 00:02:35,541
‫ولی وقت زیاد نیست.

23
00:02:36,541 --> 00:02:39,083
‫اونوقت می‌تونی دست‌نوشته رو رمزگشایی کنی

24
00:02:40,291 --> 00:02:42,125
‫و بالاخره بفهمی اصالتت از کجاست.

25
00:02:51,875 --> 00:02:53,541
‫توی کوچه،

26
00:02:53,625 --> 00:02:56,083
‫جایی که در زمان شرکت موز

27
00:02:56,791 --> 00:02:58,708
‫آینده رو پیش‌بینی کردن،

28
00:02:58,791 --> 00:03:00,416
‫یه مرد کاتالونیایی دانا بود.

29
00:03:01,625 --> 00:03:03,333
‫یه کتابفروشی داره.

30
00:03:03,916 --> 00:03:05,500
‫کوچه‌ی آینده.

31
00:03:06,125 --> 00:03:08,208
‫یه کتاب آموزش مقدماتی زبان سانسکریت اونجا هست.

32
00:03:08,291 --> 00:03:12,291
‫اون رو بین کتاب اورشلیم آزادشده
‫و شعرهای میلتون پیدا می‌کنی،

33
00:03:13,083 --> 00:03:14,750
‫سمت راستِ...

34
00:03:17,041 --> 00:03:19,333
‫انتهای قفسه دوم کتابخونه‌ها.

35
00:03:21,000 --> 00:03:22,916
‫قفسه دوم.

36
00:03:33,583 --> 00:03:34,708
‫ملکیادس.

37
00:03:35,708 --> 00:03:45,708
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

38
00:03:49,583 --> 00:03:50,666
‫ملکیادس.

39
00:04:38,708 --> 00:04:40,208
‫من زخمت رو تمیز می‌کنم.

40
00:04:43,166 --> 00:04:44,250
‫نگران نباش.

41
00:04:58,000 --> 00:04:59,333
‫آروم باش.

42
00:05:13,583 --> 00:05:15,791
‫اونا گل‌های رز روی تاج‌گل‌ها هستن.

43
00:05:18,916 --> 00:05:21,958
‫بعضی وقت‌ها، یادم میره خارها رو در بیارم.

44
00:05:28,333 --> 00:05:29,708
‫مادرِ مادربزرگم،

45
00:05:30,541 --> 00:05:31,791
‫رناتا...

46
00:05:34,250 --> 00:05:35,500
‫یه ملکه بود.

47
00:05:38,666 --> 00:05:39,875
‫و حالا،

48
00:05:40,750 --> 00:05:42,083
‫به لطف تو...

49
00:05:44,375 --> 00:05:46,625
‫من ملکه‌ی ماداگاسکار می‌شم.

50
00:05:50,375 --> 00:05:51,958
‫و بچه‌هامون...

51
00:05:53,125 --> 00:05:54,541
‫که دوتا میاریم.

52
00:05:56,291 --> 00:05:58,791
‫دخترمون ملکه بلژیک میشه.

53
00:06:01,916 --> 00:06:02,875
‫و پسرمون...

54
00:06:05,333 --> 00:06:06,750
‫اون پادشاه

55
00:06:07,375 --> 00:06:08,833
‫کل کلیسا میشه.

56
00:06:11,458 --> 00:06:12,458
‫فرناندا.

57
00:06:13,458 --> 00:06:14,708
‫می‌خوام بلندت کنم ببرم.

58
00:06:14,791 --> 00:06:15,916
‫نترس.

59
00:06:37,416 --> 00:06:42,833
‫[بخش اول: آئورلیانو و فرناندا]

60
00:07:14,083 --> 00:07:15,875
‫آئورلیانو بابیلونیا،

61
00:07:16,375 --> 00:07:20,375
‫که خیلی کم توی اتاق فرناندا رفته بود،

62
00:07:20,458 --> 00:07:23,583
‫در اون لحظه یهو جسارت غیرمنتظره‌ای پیدا کرد،

63
00:07:24,416 --> 00:07:27,041
‫و تونست دوباره آمارانتا اورسولا رو ببینه.

64
00:07:33,208 --> 00:07:34,250
‫مادر عزیزم،

65
00:07:34,333 --> 00:07:36,916
‫دارم با خوشحالی زیاد برات نامه می‌نویسم.

66
00:07:37,000 --> 00:07:39,208
‫من تحصیلاتم رو توی بلژیک ادامه میدم.

67
00:07:39,916 --> 00:07:41,750
‫با اینکه خیلی هیجان‌زده‌ام،

68
00:07:41,833 --> 00:07:45,125
‫اینکه بدونم قراره بیشتر اینجا بمونم
‫برام سخته.

69
00:07:45,208 --> 00:07:46,041
‫و ماکوندو...

70
00:07:46,125 --> 00:07:47,208
‫چیکار می‌کنی؟

71
00:07:48,000 --> 00:07:50,583
‫خودت می‌دونی که اجازه نداری
‫بیای توی اتاق من.

72
00:07:51,250 --> 00:07:52,291
‫برو بیرون!

73
00:07:53,791 --> 00:07:54,958
‫کثافت.

74
00:07:55,500 --> 00:07:57,416
‫تو هیچوقت نباید به دنیا میومدی.

75
00:08:40,500 --> 00:08:42,666
‫توی خونه غذا کم نبود.

76
00:08:44,875 --> 00:08:48,125
‫هر چهارشنبه، یه سبد آذوقه می‌رسید.

77
00:08:50,541 --> 00:08:51,625
‫فرناندا اصلا نمی‌دونست

78
00:08:51,708 --> 00:08:54,625
‫که پترا کوتس آذوقه‌ها رو

79
00:08:54,708 --> 00:08:57,250
‫با این نیت می‌فرستاد که با ادامه دادن این صدقه‌ها

80
00:08:57,791 --> 00:09:00,500
‫همونطوری که اونو تحقیر کرده بود
‫تحقیرش کنه.

81
00:09:04,541 --> 00:09:07,416
‫آئورلیانو کارهای آشپزخونه رو انجام می‌داد.

82
00:09:08,291 --> 00:09:10,416
‫حتی در این شرایط،

83
00:09:10,916 --> 00:09:12,833
‫تنهایی‌شون رو باهم شریک نمی‌شدن.

84
00:09:13,333 --> 00:09:16,250
‫اون‌ همه چیز به اون عوضی دادم،
‫حالا داره از خودم دزدی می‌کنه.

85
00:09:22,000 --> 00:09:24,458
‫باید در رو تو روی اون راهبه می‌کوبوندم.

86
00:09:26,625 --> 00:09:28,916
‫بدترین اشتباه زندگیم بود.

87
00:09:30,000 --> 00:09:32,375
‫بدتر از ازدواجم با یه آدم بی‌سروپا بود.

88
00:09:40,875 --> 00:09:42,250
‫یه کاتالونیایی دانا.

89
00:09:42,333 --> 00:09:46,125
‫آئورلیانو ابزار و سواد لازم رو
‫برای رمزگشایی دست‌نوشته‌ها نداشت.

90
00:09:47,166 --> 00:09:49,625
‫تصمیم گرفت با فرناندا حرف بزنه

91
00:09:49,708 --> 00:09:53,375
‫تا بهش اجازه بده دنبال کتابی که
‫ملکیادس گفته بود بگرده.

92
00:09:54,666 --> 00:09:58,333
‫به قدری مطمئن بود که درخواستش رو رد نمی‌کنه

93
00:09:59,125 --> 00:10:01,041
‫که موهاش رو کوتاه کرد،

94
00:10:01,125 --> 00:10:03,208
‫ریش ژولیده‌اش رو تراشید،

95
00:10:03,958 --> 00:10:07,833
‫و یه شلوار تنگ که خدا می‌دونه
‫از کی به ارث برده بود رو پوشید.

96
00:10:34,000 --> 00:10:37,083
‫امکان نداره که این احمق نمی‌دونه

97
00:10:37,166 --> 00:10:40,375
‫که جای چنگال سالاد کنار چاقو نیست.

98
00:10:43,041 --> 00:10:45,583
‫و شربت قرمز با مرغ سِرو نمیشه.

99
00:10:48,833 --> 00:10:49,833
‫خانم.

100
00:10:51,916 --> 00:10:53,208
‫ببخشید.

101
00:10:53,291 --> 00:10:54,916
‫- نمی‌خواستم بترسونمت.
‫- من...

102
00:10:55,500 --> 00:10:57,875
‫من جاسوس محافظه‌کارها نیستم.

103
00:10:59,750 --> 00:11:00,583
‫لطفا.

104
00:11:01,375 --> 00:11:02,333
‫آروم باش.

105
00:11:03,458 --> 00:11:06,291
‫من با سوءقصد به جون شما
‫ارتباطی نداشتم، جناب سرهنگ.

106
00:11:06,375 --> 00:11:08,083
‫هیچ ارتباطی نداشتم!

107
00:11:08,166 --> 00:11:10,000
‫- آروم باش.
‫- نزدیکم نشو!

108
00:11:10,083 --> 00:11:11,375
‫آروم باش، فرناندا.

109
00:11:11,458 --> 00:11:13,833
‫- گفتم نزدیکم نشو!
‫- چاقو رو بنداز.

110
00:11:13,916 --> 00:11:16,750
‫- دارم بهت دستور میدم!
‫- فرناندا، منم.

111
00:11:36,625 --> 00:11:38,458
‫اون یونیفرم رو از کجا آوردی؟

112
00:11:47,000 --> 00:11:48,250
‫چی می‌خوای؟

113
00:11:51,583 --> 00:11:55,333
‫می‌خواستم ازت اجازه بگیرم
‫تا برم از شهر کتاب بخرم.

114
00:12:09,916 --> 00:12:11,291
‫اگه بمیرم هم...

115
00:12:12,708 --> 00:12:16,916
‫نمی‌ذارم که ماکوندو
‫از وجود پسر نامشروع بوئندیا خبردار بشه.

116
00:12:19,291 --> 00:12:21,125
‫به کسی نمیگم کی‌ام.

117
00:12:25,708 --> 00:12:26,750
‫قسم می‌خورم.

118
00:12:46,291 --> 00:12:47,750
‫چه گستاخی‌ای.

119
00:12:49,708 --> 00:12:52,250
‫با این‌ همه چیزهایی که به اون نمک‌نشناس دادم.

120
00:13:05,208 --> 00:13:06,291
‫پسر عزیزم...

121
00:13:08,208 --> 00:13:10,250
‫روزشماری می‌کنم تا برگردی.

122
00:13:14,291 --> 00:13:18,166
‫خونه رو آماده کردم تا با تمام وجود
‫و بالاترین احترام ازت پذیرایی کنم.

123
00:13:20,166 --> 00:13:21,750
‫تو خیلی زود میای...

124
00:13:23,250 --> 00:13:25,666
‫و دوباره یه خانواده شاد می‌شیم.

125
00:13:27,041 --> 00:13:30,625
‫می‌تونی ثروت‌های پادشاهی‌مون رو
‫با من شریک بشی.

126
00:13:34,583 --> 00:13:38,041
‫[ خوزه آرکادیو بوئندیا]

127
00:13:58,208 --> 00:14:01,583
‫اونقدر غرق حرکات سلطنتیش شده بود

128
00:14:01,666 --> 00:14:05,541
‫که لباس ملکه‌ایش رو
‫به یه ماشین یادآوری خاطرات تبدیل کرده بود.

129
00:14:06,333 --> 00:14:07,958
‫خیلی احساس پیری،

130
00:14:08,458 --> 00:14:09,791
‫خستگی،

131
00:14:10,375 --> 00:14:13,041
‫و دور از دوران اوج زندگیش می‌کرد.

132
00:14:13,541 --> 00:14:16,875
‫حتی دلش برای بدترین روزهای زندگیش هم تنگ شده بود.

133
00:14:26,541 --> 00:14:29,000
‫نیاز به اندوهگین بودن

134
00:14:29,083 --> 00:14:32,958
‫با گذشت‌ سال‌ها که وجودش رو از بین می‌بردن
‫براش عادت بدی شده بود.

135
00:14:56,958 --> 00:15:01,041
‫آئورلیانو اجازه‌ای که فرناندا بهش نداد
‫رو خودش به خودش داد

136
00:15:01,125 --> 00:15:03,291
‫و برای اولین بار از خونه بیرون رفت.

137
00:15:04,125 --> 00:15:05,583
‫حقیقتش،
‫طی این همه سال،

138
00:15:05,666 --> 00:15:07,875
‫می‌تونست هزاران بار فرار کنه،

139
00:15:08,458 --> 00:15:10,500
‫اما اسارت طولانی

140
00:15:10,583 --> 00:15:12,541
‫و اطمینان نداشتن از اوضاعِ دنیا

141
00:15:12,625 --> 00:15:15,958
‫ریشه‌های سرکشی رو توی دلش خشک کرده بود.

142
00:15:44,750 --> 00:15:46,791
‫کوچه‌ی آینده، کاتالونیایی دانا.

143
00:15:47,416 --> 00:15:49,041
‫کنار شعرهای میلتون.

144
00:15:50,791 --> 00:15:55,041
‫فاصله‌ی ۱۱ خیابانی بین خونه و کوچه
‫رو بدون مکث رفت.

145
00:15:57,416 --> 00:15:59,416
‫هیچ کدوم از چیزهایی که می‌دید
‫توجهش رو جلب نمی‌کرد،

146
00:16:00,083 --> 00:16:03,125
‫شاید چون خاطره‌ای نداشت که باهاش مقایسه کنه.

147
00:16:44,958 --> 00:16:46,833
‫دوره باطلِ ادیپ دروغه.

148
00:16:46,916 --> 00:16:48,083
‫حق با توئه!

149
00:16:49,500 --> 00:16:50,375
‫درسته.

150
00:16:51,291 --> 00:16:52,208
‫نگاه کنین.

151
00:16:52,291 --> 00:16:55,250
‫اون نشئه‌ست.
‫کتابفروشی رو با کافه‌ی پسر طلایی اشتباه گرفته.

152
00:16:56,875 --> 00:16:58,125
‫خوش به حالت.

153
00:16:58,208 --> 00:17:02,000
‫امروز روز آخر کارناواله،
‫خاک کردن یه سرهنگ دیگه رسم ما شده.

154
00:17:02,541 --> 00:17:03,375
‫درسته.

155
00:17:03,458 --> 00:17:04,958
‫گوش کنین، بچه‌ها.

156
00:17:05,041 --> 00:17:06,708
‫روزی که آدم‌ها با صندلی فرست‌کلاس سفر کنن

157
00:17:06,791 --> 00:17:09,208
‫و ادبیات بره قاطی بارها توی واگن باربری،

158
00:17:09,291 --> 00:17:11,500
‫دنیا رسما به فنا رفته.

159
00:17:12,958 --> 00:17:15,250
‫نه، ولی گوش بدین.

160
00:17:15,333 --> 00:17:18,083
‫دارم بهتون میگم،
‫دوره باطلِ ادیپ دروغه.

161
00:17:18,166 --> 00:17:21,625
‫وقتی اون کارو با مادرش کرد
‫می‌دونست داره چیکار می‌کنه.

162
00:17:21,708 --> 00:17:22,541
‫راست میگی.

163
00:17:23,125 --> 00:17:24,333
‫درسته، پسر.

164
00:17:24,416 --> 00:17:27,875
‫شعر از با‌شکوه‌ترین چیزها گرفته
‫تا خوارترین چیزها خلق شده.

165
00:17:28,375 --> 00:17:30,000
‫خیلی‌خب...

166
00:17:30,083 --> 00:17:32,166
‫ولی رابله چی؟

167
00:17:32,250 --> 00:17:33,583
‫اون خیلی احمق بود!

168
00:17:33,666 --> 00:17:37,500
‫فکر نمی‌کنم کلا ۸۴۰ روش
‫واسه اون کار باشه!

169
00:17:38,208 --> 00:17:39,458
‫حتما دیوونه شدی.

170
00:17:40,125 --> 00:17:42,750
‫آخرین کسی که اینا رو خوند
‫باید اسحاق کور باشه،

171
00:17:42,833 --> 00:17:45,083
‫پس با دقت به کارت فکر کن.

172
00:17:45,708 --> 00:17:46,875
‫بیا. بگیرشون.

173
00:17:49,250 --> 00:17:50,083
‫این چیه؟

174
00:17:50,166 --> 00:17:52,541
.داری به روحی که وقتی نشئه‌ای به خیالت میاد فکر می‌کنی

175
00:17:52,625 --> 00:17:55,541
‫گذشته‌ها گذشته. بیاین بخوریم!
‫گور بابای رابله!

176
00:17:55,625 --> 00:17:57,250
‫ولش کنین، بیاین بخوریم!

177
00:18:35,583 --> 00:18:36,958
‫اون یارو رو ببینین!

178
00:18:38,791 --> 00:18:39,875
‫عصر بخیر.

179
00:18:43,750 --> 00:18:45,083
‫- کجا میری؟
‫- ترسیدی؟

180
00:18:45,166 --> 00:18:46,958
‫دارم دنبال خونه‌ی بوئندیا می‌گردم.

181
00:18:47,041 --> 00:18:48,541
‫کاریت نداریم، جناب سرهنگ.

182
00:18:48,625 --> 00:18:50,958
‫- نه، کاری به کتاب‌ها نداشته باشین.
‫- ترسیدی؟

183
00:18:51,041 --> 00:18:53,083
‫آروم باش.
‫دستت چیه؟

184
00:18:53,166 --> 00:18:55,125
‫چیز دیگه‌ای داری، سرهنگ؟

185
00:18:55,208 --> 00:18:56,750
‫یا خدا، چقدر تو زود می‌ترسی!

186
00:18:57,375 --> 00:18:58,750
‫لطفا بس کنین!
‫اینا مال منن!

187
00:18:58,833 --> 00:18:59,666
‫نه!

188
00:19:00,583 --> 00:19:01,625
‫لطفا بس کنین.

189
00:19:01,708 --> 00:19:02,666
‫خواهش می‌کنم.

190
00:19:04,208 --> 00:19:07,250
‫خواهش می‌کنم.
‫من هیچی ندارم، قسم می‌خورم.

191
00:19:08,041 --> 00:19:09,125
‫هیچی ندارم.

192
00:19:13,750 --> 00:19:16,500
‫- هیچی نداری، سرهنگ؟
‫- ای سرهنگ بد.

193
00:19:16,583 --> 00:19:19,291
‫- میگی هیچی نداری، ها؟
‫- ای دروغگو!

194
00:19:21,458 --> 00:19:22,458
‫این طلاست؟

195
00:19:22,958 --> 00:19:23,833
‫پسش بدین.

196
00:19:23,916 --> 00:19:26,833
‫امکان نداره.
‫بریم ببینیم قبولش می‌کنن.

197
00:19:26,916 --> 00:19:27,958
‫- بریم.
‫- لطفا.

198
00:19:35,708 --> 00:19:37,041
‫اینم به خاطر دروغ گفتن بود!

199
00:19:38,000 --> 00:19:39,458
‫بریم. بجنبین!

200
00:19:40,250 --> 00:19:41,625
‫آشغال!

201
00:19:58,458 --> 00:20:00,250
‫ممنون که بهم پناه دادین، آقا.

202
00:20:00,875 --> 00:20:02,625
‫از نوه‌ام تشکر کن.

203
00:20:03,291 --> 00:20:05,708
‫اون توی خیابون پیدات کرد.

204
00:20:07,333 --> 00:20:09,916
‫تو 18 ساعت خوابیدی، پسرم.

205
00:20:10,000 --> 00:20:11,375
‫حتما گرسنته.

206
00:20:14,666 --> 00:20:16,000
‫من میرم خونه.

207
00:20:21,583 --> 00:20:22,416
‫بفرما.

208
00:20:23,333 --> 00:20:24,416
‫ممنونم.

209
00:20:29,250 --> 00:20:32,750
‫همون ماهی‌ای که سرهنگ آئورلیانو بوئندیا
‫درست می‌کرد.

210
00:22:52,208 --> 00:22:54,583
‫"دوستدار تو از راه دور، دخترت آمارانتا اورسولا".

211
00:22:54,666 --> 00:22:56,958
‫- بیای اینجا شوکه میشی.
‫- بیای اینجا شوکه میشی.

212
00:22:57,041 --> 00:22:59,333
‫- اروپایی‌ها که مثل ماکوندویی‌ها نیستن.
‫- اروپایی‌ها که مثل ماکوندویی‌ها نیستن

213
00:23:06,875 --> 00:23:11,875
‫می‌فهمم که این تصمیم ممکنه برات نگرانی ایجاد کنه،
‫ولی من خوبم.

214
00:23:11,958 --> 00:23:14,625
‫چرا هیچ نامه‌ای از آدم‌خوار نمی‌گیرم؟

215
00:23:15,833 --> 00:23:18,500
‫- دلم واسه ماکوندو تنگ شده.
‫- دلم واسه ماکوندو تنگ شده.

216
00:23:18,583 --> 00:23:20,458
‫ولی بروکسل بهم شور و شوق زندگی میده.

217
00:23:20,541 --> 00:23:22,541
‫به آدم‌خوار بگو که حسرت‌بار

218
00:23:22,625 --> 00:23:24,250
‫زمانی که عقرب شکار می‌کردیم
‫رو یادمه.

219
00:23:30,500 --> 00:23:33,833
‫از خونه، از ماکوندو،
‫از آئورلیانو چه خبر؟

220
00:23:33,916 --> 00:23:35,375
‫هیچوقت خبری ازش نمی‌گیرم.

221
00:23:37,875 --> 00:23:40,250
‫در طول زمستان‌های طولانی بلژیک،

222
00:23:40,333 --> 00:23:43,833
‫محاله اون سال‌هایی که بی‌وقفه بارون می‌بارید

223
00:23:44,333 --> 00:23:47,500
‫و ما توی چاله‌آب‌ها و باتلاق‌ها می‌دویدیم
‫رو یادم بره.

224
00:23:52,250 --> 00:23:53,625
‫بیشتر از همیشه دلتنگت شدم.

225
00:23:53,708 --> 00:23:55,458
‫دخترت، آمارانتا.

226
00:24:07,833 --> 00:24:11,750
‫اصلا غیرممکن بود مردی رو تصور کنی
‫که اونقدر شبیه به مادرش باشه.

227
00:24:17,541 --> 00:24:18,708
‫بیارشون داخل.

228
00:24:46,250 --> 00:24:51,125
‫[بخش دوم: آئورلیانو و خوزه آرکادیو]

229
00:24:58,000 --> 00:24:59,916
‫آئورلیانو طبق فرمول ملکیادس

230
00:25:00,000 --> 00:25:03,500
‫جیوه تبخیر کرده بود تا جسد رو سالم حفظ کنه.

231
00:25:07,708 --> 00:25:09,791
‫چهار ماه بعد،

232
00:25:09,875 --> 00:25:11,583
‫وقتی خوزه آرکادیو رسید،

233
00:25:12,333 --> 00:25:13,791
‫جسدش رو سالم دید.

234
00:25:22,750 --> 00:25:29,666
‫خداوندا، بهش آرامش ادبی اعطا کن.

235
00:25:30,458 --> 00:25:33,416
‫و اجازه بده روشنایی ابدی بر او بتابه.

236
00:25:38,333 --> 00:25:39,708
‫کِی از دنیا رفت؟

237
00:25:41,375 --> 00:25:42,791
‫چند ماه پیش.

238
00:25:47,125 --> 00:25:48,708
‫مادرم ازت حرف زده بود.

239
00:25:51,583 --> 00:25:53,083
‫منو باهاش تنها بذار.

240
00:26:35,500 --> 00:26:38,375
‫خداوندا، به درگاهت دعا می‌کنم

241
00:26:38,916 --> 00:26:41,375
‫که روح خدمتگزارت رو ببخش،

242
00:26:41,458 --> 00:26:44,666
‫تا از زنجیر مرگ رها شود،

243
00:26:44,750 --> 00:26:48,041
‫و به زندگی ابدی برسد.

244
00:26:48,791 --> 00:26:50,458
‫خداوندا، رحم کن.

245
00:26:50,541 --> 00:26:52,250
‫مسیح، رحم کن.

246
00:26:52,333 --> 00:26:56,000
‫خداوندا، بهش آرامش اعطا کن.

247
00:26:56,083 --> 00:27:01,333
‫و اجازه بده روشنایی ابدی بر او بتابه.

248
00:27:03,958 --> 00:27:05,041
‫آمین.

249
00:27:15,125 --> 00:27:17,041
‫پسرک، بیا.

250
00:27:32,583 --> 00:27:33,833
‫من ساعت 5:15 بیدار می‌شم،

251
00:27:33,916 --> 00:27:37,833
‫و می‌خوام ساعت 6 بعد از دعای صبحگاهی
‫صبحونه روی میز باشه.

252
00:28:00,416 --> 00:28:01,250
‫پسرک.

253
00:28:09,541 --> 00:28:11,708
‫من تخم‌مرغ‌هام رو گرم و آب‌پز دوست دارم.

254
00:28:11,791 --> 00:28:14,708
‫نمی‌دونم این آبمیوه حال بهم‌زن چیه.

255
00:28:14,791 --> 00:28:17,083
‫من آب پرتقال تازه می‌خوام.

256
00:28:19,791 --> 00:28:22,250
‫اگه تخم‌مرغ‌هات رو گرم می‌خوای،
‫برو خودت درست کن.

257
00:28:22,791 --> 00:28:25,833
‫پرتقال نبود، پس به گوآوا عادت کن.

258
00:28:25,916 --> 00:28:27,083
‫فقط همینو داریم.

259
00:28:27,166 --> 00:28:28,416
‫ای گستاخ.

260
00:28:28,500 --> 00:28:30,500
‫مادرم گفته بود که آدم شدنی نیستی.

261
00:28:31,083 --> 00:28:35,083
‫اونی که آدم نشدنیه تویی.
‫تو خودت از پس هیچ کاری برنمیای.

262
00:28:38,166 --> 00:28:39,833
‫من زبان آلمانی و فرانسوی هم بلدم.

263
00:28:39,916 --> 00:28:41,291
‫و زبان لاتین‌ام از تو هم بهتره.

264
00:28:41,375 --> 00:28:44,041
‫نمی‌دونم وقتی مادرت رو دفن کردی
‫چی گفتی

265
00:28:45,333 --> 00:28:47,541
‫ولی مراسم آمُرزانه نبود.

266
00:29:24,791 --> 00:29:26,291
‫طلاها کجا مخفی شده؟

267
00:29:26,375 --> 00:29:27,208
‫- کدوم طلا؟
‫- کجاست؟

268
00:29:27,291 --> 00:29:28,958
‫- مادرم درباره‌اش حرف زده بود!
‫- چی؟

269
00:29:29,041 --> 00:29:31,125
‫"دوباره به زودی یه خانواده شاد می‌شیم".

270
00:29:31,208 --> 00:29:34,666
‫"ثروت‌ها رو باهام سهیم میشی".
‫کجاست؟

271
00:29:34,750 --> 00:29:36,500
‫مامانت دیوونه بود.
‫اینجا نیست.

272
00:29:36,583 --> 00:29:40,166
‫می‌گفتن که مامان اورسولا گنج داشته،
‫ولی هرگز کسی پیداش نکرد.

273
00:29:40,250 --> 00:29:42,291
‫فقط ماهی‌های طلا مونده.

274
00:29:42,375 --> 00:29:44,166
‫- کجاست؟
‫- توی کارگاه.

275
00:29:45,875 --> 00:29:48,541
‫نمی‌دونم با خودم چی فکر کردم
‫که به این خونه...

276
00:29:48,625 --> 00:29:50,291
‫وسط ناکجاآباد برگشتم!

277
00:30:15,541 --> 00:30:18,500
‫خوزه آرکادیو سال‌ها
‫با دروغ درباره تلاش‌هاش...

278
00:30:18,583 --> 00:30:21,958
‫برای پاپ شدن گول زد.

279
00:30:33,166 --> 00:30:36,125
‫اون به محض رسیدن به رم
‫حوزه علمیه رو ول کرد،

280
00:30:36,791 --> 00:30:41,000
‫و به دروغ درباره الهیات و احکام شرعی ادامه داد

281
00:30:41,083 --> 00:30:43,416
‫تا ارثیه فوق‌العاده‌اش که

282
00:30:43,500 --> 00:30:46,416
‫در نامه‌های سودازده مادرش
‫ازش نوشته شده بود رو به خطر نندازه.

283
00:31:38,916 --> 00:31:41,000
‫شب‌ها در بچگی،

284
00:31:41,083 --> 00:31:42,708
‫خوزه آرکادیو به خاطر

285
00:31:42,791 --> 00:31:45,833
‫نگاه سرد قدیس‌های خبرچین
‫از ترس عرقش در میومد.

286
00:31:46,916 --> 00:31:48,583
‫شکنجه بی‌فایده‌ای بود

287
00:31:49,083 --> 00:31:52,833
‫چون اون موقع،
‫اون از همه‌چیزهای دور و برش می‌ترسید.

288
00:31:54,041 --> 00:31:57,458
‫زنان خاندان که فرزندانی با دم خوک
‫به دنیا میاوردن،

289
00:31:58,333 --> 00:32:00,791
‫خروس‌های جنگی که باعث مرگ مردان می‌‌شدن،

290
00:32:00,875 --> 00:32:03,083
‫عذاب وجدان،

291
00:32:04,083 --> 00:32:07,666
‫کاسبی‌های اشتباهی که آدم رو به دیوانگی می‌کشوند،

292
00:32:08,875 --> 00:32:09,916
‫و همه‌چیز،

293
00:32:10,791 --> 00:32:12,375
‫همه‌چیزهایی که خداوند

294
00:32:12,458 --> 00:32:15,375
‫با مهربانی بی‌پایان خود خلق کرده بود
‫و شیطان اونا رو به فساد کشیده بود.

295
00:32:15,458 --> 00:32:16,333
‫هی.

296
00:32:17,125 --> 00:32:20,000
‫چطور می‌خوایم زنده بمونیم؟
‫ما فقط شیرینی و نوشیدنی داریم.

297
00:32:21,875 --> 00:32:23,625
‫غذا می‌خوایم چیکار؟

298
00:32:23,708 --> 00:32:27,041
‫خون پروردگار گرسنگی و تشنگی
‫ما رو برطرف می‌کنه.

299
00:32:27,625 --> 00:32:30,541
‫تو باید بری غذای واقعی بخری.

300
00:32:31,208 --> 00:32:34,000
‫مادرم بهم گفته بود که نمی‌ذاره
‫تو از خونه بری بیرون.

301
00:32:34,083 --> 00:32:37,791
‫تا ماکوندو از وجود پسر مخفی بوئندیا خبردار نشه.

302
00:32:37,875 --> 00:32:44,208
‫ولی الان، من پادشاه این خونه‌ام
‫و بهت اجازه بیرون رفتن میدم.

303
00:32:44,291 --> 00:32:45,625
‫پسرم!

304
00:33:06,208 --> 00:33:07,250
‫برو.

305
00:33:07,333 --> 00:33:09,083
‫بازم غذا و نوشیدنی بگیر.

306
00:33:09,958 --> 00:33:11,833
‫نه، من بیرون نمیرم.
‫خودت برو.

307
00:33:15,791 --> 00:33:16,875
‫خب،

308
00:33:17,541 --> 00:33:19,416
‫اگه نمی‌خوای بری بیرون،

309
00:33:19,500 --> 00:33:23,791
‫پس دعوتت می‌کنم که کمکم کنی
‫همه این عتیقه‌ها رو نابود کنیم.

310
00:33:23,875 --> 00:33:25,625
‫یالا، بخور.

311
00:33:25,708 --> 00:33:26,625
‫بخور.

312
00:33:32,666 --> 00:33:36,875
‫نگو تو خوشت میاد که چطور این فاسدها

313
00:33:36,958 --> 00:33:40,458
‫بقیه رو با نگاه شوم‌شون قضاوت می‌کنن؟

314
00:33:49,458 --> 00:33:52,291
‫زود باش، پسرک!
‫این یکی! زود باش!

315
00:33:55,958 --> 00:33:57,750
‫خودشه. بزنش زمین!

316
00:33:57,833 --> 00:33:59,541
‫بزنش زمین، پسرک!

317
00:34:03,083 --> 00:34:06,458
‫یک، دو، سه!

318
00:34:06,541 --> 00:34:09,916
‫باید همه‌شون رو بسوزونیم، پسرک!

319
00:35:16,958 --> 00:35:19,833
‫بارها توی ماه گرم آگوست در رم،

320
00:35:20,333 --> 00:35:22,666
‫چشم‌هاش رو نیمه‌باز کرده بود،

321
00:35:22,750 --> 00:35:26,750
‫و دیده بود که آمارانتا
‫داره با دستی باندپیچی شده

322
00:35:27,500 --> 00:35:29,125
‫از یه استخر مرمرین بیرون میاد،

323
00:35:29,666 --> 00:35:32,166
‫زنی که با اضطراب تبعید در ذهنش
‫ظاهر بی‌نقصی داشت.

324
00:35:33,333 --> 00:35:35,083
‫اسمش آمارانتا بود.

325
00:35:36,958 --> 00:35:38,875
‫اونو بیشتر از مامانم دوست داشتم.

326
00:35:42,125 --> 00:35:44,958
‫اون ساعت‌ها می‌نشست
‫خال‌های منو می‌شمارد.

327
00:35:45,041 --> 00:35:46,958
‫روی هر کدوم‌شون اسم می‌ذاشت.

328
00:35:49,000 --> 00:35:50,333
‫آمارانتا اورسولا.

329
00:35:51,333 --> 00:35:52,916
‫اونو از جون خودم بیشتر دوست دارم.

330
00:35:54,250 --> 00:35:56,208
‫اون به خوابم میاد.

331
00:35:56,291 --> 00:35:58,083
‫هر شب.

332
00:36:04,708 --> 00:36:06,750
‫داریم نوشیدنی تموم می‌کنیم، پسرک.

333
00:36:06,833 --> 00:36:08,875
‫قضیه خیلی جدیه.

334
00:36:08,958 --> 00:36:10,000
‫خیلی جدیه.

335
00:36:14,375 --> 00:36:15,958
‫هنوزم اینو داریم.

336
00:36:16,458 --> 00:36:19,125
‫باید باهام بیای شهر
‫تا بازم نوشیدنی بگیریم.

337
00:36:19,208 --> 00:36:20,166
‫زود باش.

338
00:36:21,125 --> 00:36:22,541
‫آئورلیانو جا خورده بود

339
00:36:22,625 --> 00:36:26,791
‫که خوزه آرکادیو نسبت به تصوری که ازش خواست
‫خیلی فرق می‌کرد.

340
00:36:27,958 --> 00:36:31,000
‫اون آرامش میان دو فرد هم‌خون تنها

341
00:36:31,083 --> 00:36:32,875
‫فرسنگ‌ها با دوستی فاصله داشت...

342
00:36:35,833 --> 00:36:38,250
‫کسی ما رو یادش نمیاد، پسرک.
‫بیا.

343
00:36:38,333 --> 00:36:39,750
‫- خانم!
‫- اینجا کلی آدم هست.

344
00:36:39,833 --> 00:36:44,208
‫خانم. از دیدنتون خوشحالم.
‫ما خوزه آرکادیو و آئورلیانو بوئندیا هستیم.

345
00:36:44,291 --> 00:36:45,541
‫ما رو یادتون میاد؟

346
00:36:45,625 --> 00:36:49,250
‫ما رو یادش نمیاد.
‫دعای خیر و برکت: پدر، پسر، روح‌القدس.

347
00:36:49,333 --> 00:36:52,750
‫کسی خانواده بوئندیا رو یادش نیست، پسرک.
‫تو ما رو یادته؟

348
00:36:52,833 --> 00:36:54,041
‫آقایون!

349
00:36:54,125 --> 00:36:57,666
‫ماکوندو توسط خوزه آرکادیو بوئندیا تاسیس شد.

350
00:36:57,750 --> 00:36:59,333
‫اون دوتا پسر داشت،

351
00:36:59,416 --> 00:37:01,500
‫آئورلیانو، یه نظامی نمونه

352
00:37:01,583 --> 00:37:05,083
‫و خوزه آرکادیو، یه ماجراجوی دریاها.

353
00:37:05,166 --> 00:37:06,666
‫نوش جان!

354
00:37:06,750 --> 00:37:08,875
‫کسی اونا رو یادش نیست.

355
00:37:09,875 --> 00:37:11,166
‫تو اونا رو یادت میاد؟

356
00:37:11,250 --> 00:37:12,666
‫آقایون!

357
00:37:12,750 --> 00:37:14,041
‫خانم‌ها!

358
00:37:14,125 --> 00:37:17,125
‫خوزه آرکادیوی مقدس داره باهاتون صحبت می‌کنه.

359
00:37:17,208 --> 00:37:24,125
‫می‌خوام شما رو به آئورلیانو،
‫فرزند گناه معرفی کنم.

360
00:37:25,500 --> 00:37:28,000
‫از بهشت

361
00:37:29,000 --> 00:37:33,875
‫آئورلیانو سگاندو، پدر من
‫یه برادر دوقلو داشت،

362
00:37:33,958 --> 00:37:37,875
‫خوزه آرکادیو سگاندو.
‫اونا قطار رو آوردن، یادتونه؟

363
00:37:37,958 --> 00:37:40,541
‫کسی ما رو یادش نیست، پسرک.

364
00:37:41,041 --> 00:37:42,750
‫کسی ما رو یادش نیست.

365
00:37:49,541 --> 00:37:50,750
‫پسر طلایی.

366
00:37:51,833 --> 00:37:52,666
‫بیا.

367
00:38:01,125 --> 00:38:03,291
‫[پسر طلایی]

368
00:38:15,583 --> 00:38:17,916
‫[مَردان]

369
00:38:21,541 --> 00:38:24,333
‫تو خوزه آرکادیو هستی.

370
00:38:27,583 --> 00:38:31,375
‫و تو هم شبیه یه آئورلیانو هستی.

371
00:38:31,458 --> 00:38:33,791
‫ظاهرت همونطوریه.

372
00:38:33,875 --> 00:38:35,250
‫همچنین.
‫خوشوقتم.

373
00:38:35,333 --> 00:38:37,666
‫توی اون گلخونه توهمات،

374
00:38:38,166 --> 00:38:41,000
‫پیلار ترنرا پیرزن باحال و کم‌حرفی بود

375
00:38:41,083 --> 00:38:42,708
که ‫دم در نگهبانی می‌داد.

376
00:38:42,791 --> 00:38:45,375
‫بالاخره ما رو به جا آوردن، پسرک.

377
00:38:45,458 --> 00:38:46,666
‫به افتخارش!

378
00:38:48,958 --> 00:38:51,083
‫می‌دونم چرا اومدین اینجا.

379
00:38:52,666 --> 00:38:54,958
‫هر دوتون عاشقین.

380
00:38:55,875 --> 00:38:58,000
‫و باید فراموش کنین.

381
00:38:59,875 --> 00:39:01,491
‫نیگرومانتا!

382
00:39:01,541 --> 00:39:02,791
‫حتما، مامان.

383
00:39:03,875 --> 00:39:05,916
‫ببخشید. ممنون.

384
00:39:07,666 --> 00:39:08,791
‫ممنونم.

385
00:39:08,875 --> 00:39:10,250
‫برو.

386
00:39:10,375 --> 00:39:11,500
‫- کتابت رو تموم کردی؟
‫- چی؟

387
00:39:12,041 --> 00:39:14,708
‫- فکر کردم رفته بودی.
‫- خوزه آرکادیو.

388
00:39:14,791 --> 00:39:17,166
‫- خوشوقتم.
‫- گابریل گارسیا.

389
00:39:18,375 --> 00:39:19,125
‫آئورلیانو.

390
00:39:19,666 --> 00:39:24,291
‫اگه اون می‌شناستت،
‫یعنی قبلا هم از خونه بیرون رفتی، پسرک دروغگو.

391
00:39:24,791 --> 00:39:27,250
‫فقط یه بار.
‫بدترین تجربه‌ی زندگیم بود.

392
00:39:27,333 --> 00:39:29,291
‫دیگه چه رازهایی داری؟

393
00:39:29,375 --> 00:39:31,958
‫- دیگه رازی ندارم، حضرت آقا.
‫- من می‌شناسمت.

394
00:39:32,041 --> 00:39:33,791
‫مراقب باش.
‫روش پا نذار.

395
00:39:34,333 --> 00:39:38,291
‫سوسک‌ها قدیمی‌ترین حشره بال‌دار
‫روی کره زمین هستن.

396
00:39:38,375 --> 00:39:39,208
‫آره.

397
00:39:39,291 --> 00:39:43,916
‫نه اون شب، نه شب بعدش
‫آئورلیانو برنگشت خونه.

398
00:39:44,000 --> 00:39:45,208
‫می‌بینی؟
‫اینطوری!

399
00:39:52,833 --> 00:39:57,083
‫در عین حال، خوزه آرکادیو پسرها رو میاورد خونه
‫تا بازی کنن،

400
00:39:57,750 --> 00:40:01,083
‫که اونجا تا خود صبح مهمونی می‌گرفتن.

401
00:40:03,291 --> 00:40:06,583
‫ولی آقایون، فراموش نکنین.
‫سروانتس یه عوضی بود!

402
00:40:06,666 --> 00:40:08,750
‫و شکسپیر هم بی‌پدر بود!

403
00:40:10,333 --> 00:40:14,041
‫- درود بر ادبیات!
‫- درود!

404
00:40:23,250 --> 00:40:25,875
‫به سینمای باصفای ماکوندو خوش اومدین.

405
00:40:25,958 --> 00:40:27,375
‫حالا هرچی که ازش مونده.

406
00:40:27,458 --> 00:40:31,000
‫سینما یه هنر فرعی
‫و زیرمجموعه تئاتر حساب میشه.

407
00:40:31,083 --> 00:40:32,375
‫- زیرمجموعه.
‫- از تئاتر.

408
00:40:32,458 --> 00:40:37,416
‫آئورلیانو هر شب به دیدن اون چهار مناظره‌کننده می‌رفت.

409
00:40:37,500 --> 00:40:38,750
‫گابریل،

410
00:40:38,833 --> 00:40:42,291
‫آلوارو، هرمان و آلفونسو.

411
00:40:42,791 --> 00:40:45,833
‫اولین و آخرین دوست‌هایی که توی زندگیش داشت.

412
00:40:53,041 --> 00:40:56,541
‫خوزه آرکادیو خونه رو به بهشتی از عیاشی
‫تبدیل کرده بود.

413
00:40:57,083 --> 00:41:01,166
‫تا دیروقت صدای سر و صدا
‫و آواز و رقصشون میومد،

414
00:41:01,250 --> 00:41:05,791
‫انگار داشتن مثل پرنده‌هایی در یه آسمون طلایی
‫پر از حباب معطر شنا می‌کردن.

415
00:41:05,875 --> 00:41:08,541
‫خونه مثل یه مدرسه پسرونه‌ی بی‌قانون شده بود.

416
00:41:20,625 --> 00:41:25,125
‫با اینکه آئورلیانو هر چهارتا دوستش رو
‫یه جور دوست داشت،

417
00:41:25,208 --> 00:41:27,250
‫با گابریل صمیمی‌تر بود.

418
00:41:27,333 --> 00:41:30,875
‫می‌گن سرهنگ آئورلیانو بوئندیا
‫با گچ دایره‌ای کشیده بود

419
00:41:30,958 --> 00:41:32,625
‫که کسی نمی‌تونست توش پا بذاره.

420
00:41:33,166 --> 00:41:37,791
‫این پیوند زمانی شکل گرفت که
‫بحث سرهنگ آئورلیانو بوئندیا رو پیش کشید.

421
00:41:38,916 --> 00:41:41,375
‫گابریل به واقعی بودن سرهنگ شکی نداشت.

422
00:41:41,875 --> 00:41:43,666
‫اون همرزم

423
00:41:43,750 --> 00:41:46,083
‫و رفیق فابریک جدش،

424
00:41:46,708 --> 00:41:48,958
‫سرهنگ گرینلدو مارکز بود.

425
00:42:05,416 --> 00:42:07,166
‫پس تو یادت میاد؟

426
00:42:07,250 --> 00:42:09,500
‫سه هزار نفر رو توی دریا انداختن.

427
00:42:09,583 --> 00:42:11,666
‫معلومه، پسرم.

428
00:42:50,812 --> 00:43:00,812
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

429
00:43:39,958 --> 00:43:41,250
‫یعنی چی؟

430
00:43:41,333 --> 00:43:43,583
‫- اون چه کوفتی بود؟
‫- من از کجا بدونم؟

431
00:43:45,708 --> 00:43:47,000
‫بیا بریم.

432
00:44:10,166 --> 00:44:12,583
‫با بی‌خوابی کلافه‌ کننده،

433
00:44:12,666 --> 00:44:15,625
‫دوباره به عمق بدبختی‌هاش فکر می‌کرد...

434
00:44:19,625 --> 00:44:21,500
‫درحالی که داشت در اون خونه تاریکی راه می‌رفت

435
00:44:21,583 --> 00:44:24,333
‫که از سر شب
‫مرده‌ها توش پرسه می‌زدن.

436
00:44:48,041 --> 00:44:49,208
‫چیکار می‌کنین؟

437
00:44:49,291 --> 00:44:52,708
‫برین بیرون، به درد نخورها!
‫بیرون!

438
00:44:53,208 --> 00:44:55,708
‫برو بیرون، به درد نخور.

439
00:44:55,791 --> 00:44:57,958
‫برین بیرون! بیرون!

440
00:45:02,083 --> 00:45:03,750
‫برمی‌گردیم!

441
00:45:07,375 --> 00:45:09,583
‫بیشتر از اینکه از خسارت عصبانی باشه

442
00:45:09,666 --> 00:45:12,833
‫از تنفر و دلسوزی‌ای که نسبت به خودش حس می‌کرد
‫کلافه بود،

443
00:45:13,875 --> 00:45:15,958
‫واسه همین پسرها رو انداخت بیرون،

444
00:45:16,875 --> 00:45:19,750
‫کاری که حتی با شغال‌ها هم نمی‌کرد.

445
00:45:38,916 --> 00:45:40,166
‫پسرها کجان؟

446
00:45:41,916 --> 00:45:43,291
‫انداختمشون بیرون.

447
00:45:43,375 --> 00:45:45,000
‫از دستشون خسته شده بودم.

448
00:45:49,500 --> 00:45:51,291
‫میرم از میدان مواد غذایی بگیرم.

449
00:45:57,583 --> 00:46:00,083
‫از داروخانه یکم نمکِ آسم بگیر.

450
00:46:01,541 --> 00:46:02,958
‫من میرم حموم کنم.

451
00:46:05,125 --> 00:46:06,000
‫هی.

452
00:46:07,541 --> 00:46:08,750
‫نوشیدنی هم بگیر.

453
00:46:14,875 --> 00:46:16,666
‫اون همینطوری سردرگم

454
00:46:16,750 --> 00:46:18,125
‫ادامه می‌داد،

455
00:46:18,833 --> 00:46:21,958
‫و به تلخیِ خوشگذرونی‌های اشتباهش فکر می‌کرد.

456
00:47:10,958 --> 00:47:11,958
‫خوزه آرکادیو.

457
00:47:34,875 --> 00:47:35,750
‫خوزه آرکادیو.

458
00:47:52,791 --> 00:47:56,250
‫اون چهار پسر از سقف شیروانی
‫اومده بودن داخل.

459
00:47:59,750 --> 00:48:02,500
‫اونقدر سریع، حساب‌شده و وحشیانه بود

460
00:48:03,000 --> 00:48:05,250
‫که انگار یه حمله نظامی بود.

461
00:48:28,416 --> 00:48:29,958
‫تازه اون موقع بود

462
00:48:30,916 --> 00:48:34,250
‫که آئورلیانو متوجه شد
‫چقدر اون براش عزیز شده بود.

463
00:49:50,041 --> 00:49:51,708
‫عصر بخیر، آدم‌خوار.

464
00:49:56,208 --> 00:49:57,916
‫داشتی خروپف می‌کردی.

465
00:50:07,916 --> 00:50:09,875
‫مگه الان مهمونی‌های اینجا چطوره؟

466
00:50:10,458 --> 00:50:12,958
‫نوشیدنی گیر کسی میاد که
‫خونه رو نابود کنه؟

467
00:50:19,375 --> 00:50:21,166
‫گربه زبونت رو خورده؟

468
00:50:28,541 --> 00:50:30,083
‫خیلی وقته ندیدمت.

469
00:50:40,750 --> 00:50:42,750
‫برو دوش بگیر.
‫بوی مارموست گرفتی.

470
00:50:47,416 --> 00:50:48,250
‫برو.

471
00:50:48,791 --> 00:50:50,083
‫من ناهار درست می‌کنم.

472
00:50:53,625 --> 00:50:59,208
‫[بخش سوم: آئورلیانو و آمارانتا اورسولا]

473
00:51:08,000 --> 00:51:09,208
‫شربت یا آبمیوه؟

474
00:51:12,666 --> 00:51:14,500
‫آبمیوه، ممنون.

475
00:51:15,375 --> 00:51:16,416
‫حرف هم می‌زنی؟

476
00:51:16,958 --> 00:51:18,791
‫فکر می‌کردم زبون نداری.

477
00:51:31,208 --> 00:51:32,458
‫برادرم چه جور آدمی بود؟

478
00:51:34,208 --> 00:51:36,916
‫مادرم خیلی تعریفش رو می‌کرد،
‫ولی من هیچوقت نشناختمش.

479
00:51:41,416 --> 00:51:42,750
‫خب، اون...

480
00:51:44,666 --> 00:51:46,000
‫اون مرد غمگینی بود.

481
00:51:47,375 --> 00:51:48,750
‫توی گذشته زندگی می‌کرد...

482
00:51:51,375 --> 00:51:53,708
‫ولی مرد خوب و سخاوتمندی بود.

483
00:51:56,083 --> 00:51:58,166
‫از یه جهاتی، منو یاد بابات...

484
00:51:58,250 --> 00:51:59,375
‫آئورلیانو می‌نداخت.

485
00:52:03,833 --> 00:52:05,916
‫فکر می‌کردم توی بلژیک خوشحالی.

486
00:52:06,000 --> 00:52:06,916
‫بودم.

487
00:52:09,958 --> 00:52:12,833
‫ولی هر روز با دیدن خوابی که اینجام
‫بیدار می‌شدم.

488
00:52:15,791 --> 00:52:17,250
‫می‌خوای اینجا بمونی؟

489
00:52:17,916 --> 00:52:18,791
‫عزیزم!

490
00:52:21,000 --> 00:52:22,000
‫آماده‌ست.

491
00:52:23,500 --> 00:52:25,791
‫این آدم‌خواره.
‫مثل برادرم می‌مونه.

492
00:52:25,875 --> 00:52:26,708
‫این شوهرمه.

493
00:52:26,791 --> 00:52:29,708
‫میگه می‌خواد یه شرکت پست هوایی بزنه.

494
00:52:29,791 --> 00:52:30,708
‫می‌تونی توی ماکوندو هواپیما تصور کنی؟

495
00:52:30,875 --> 00:52:32,541
‫گاستون هستم.
‫خوشوقتم.

496
00:52:51,666 --> 00:52:54,833
‫همه این علف‌های هرز رو بکَنین،
‫اونجا هم همینطور.

497
00:52:54,916 --> 00:52:57,833
‫آب کوروزو به زحمتکش‌ها داده میشه.
‫ما از آدم‌های تنبل خوشمون نمیاد.

498
00:52:58,791 --> 00:53:01,375


499
00:53:01,958 --> 00:53:06,625
‫افتخار همراهی کردنم...

500
00:53:06,708 --> 00:53:09,291
‫در شهر زیبای ماکوندو رو میدی؟

501
00:53:09,375 --> 00:53:14,083
‫غیرقابل باور بود که زنی با اون روحیه
‫به همچین شهر مُرده‌ای برگشته.

502
00:53:14,166 --> 00:53:15,291
‫قشنگه، مگه نه؟

503
00:53:15,375 --> 00:53:17,208
‫که گرد و خاک و گرما افسرده‌اش کنه.

504
00:53:17,291 --> 00:53:20,000
‫این خیابون تورکه.
‫در موردش برات تعریف کرده بودم.

505
00:53:20,083 --> 00:53:22,541
‫همه‌جا قالیچه‌های پرنده ریخته بود.

506
00:53:22,625 --> 00:53:24,291
‫آره، یادمه.

507
00:53:26,500 --> 00:53:29,083
‫و اونجا مغازه یخ‌فروشی آئورلیانو تریسته‌ست.

508
00:53:29,166 --> 00:53:30,250
‫- اون یکی؟
‫- آها.

509
00:53:37,708 --> 00:53:39,458
‫آمارانتا، دارم مطالعه می‌کنم.

510
00:53:47,625 --> 00:53:49,833
‫چرا هیچوقت جواب ندادی؟

511
00:53:51,541 --> 00:53:54,750
‫برات نامه نوشتم، ولی مامان گفت
‫که نمی‌خواستی چیزی ازم بشنوی،

512
00:53:54,833 --> 00:53:56,041
‫منم دیگه برات نامه ننوشتم.

513
00:53:59,208 --> 00:54:01,916
‫تو ازم متنفری.
‫من ولت کردم و پیش اون تنهات گذاشتم، آره؟

514
00:54:05,125 --> 00:54:06,166
‫من ازت متنفر نیستم.

515
00:54:07,708 --> 00:54:09,500
‫پس چرا باهام حرف نمی‌زنی؟

516
00:54:13,041 --> 00:54:14,541
‫چون دارم مطالعه می‌کنم.

517
00:54:14,625 --> 00:54:16,416
‫چیه که اینقدر درگیر خوندنش هستی؟

518
00:54:18,625 --> 00:54:20,250
‫این کتاب گنده درباره چیه؟

519
00:54:22,416 --> 00:54:25,000
‫نمی‌دونم.
‫خودمم سعی دارم همینو بفهمم.

520
00:54:25,083 --> 00:54:27,333
‫چرا؟
‫مگه کتاب دیگه‌ای نیست بخونی؟

521
00:54:28,833 --> 00:54:30,250
‫قبلا همه‌شون رو خوندم.

522
00:54:32,708 --> 00:54:35,000
‫تو تک تک کتاب‌های دنیا رو خوندی؟

523
00:54:37,583 --> 00:54:39,041
‫اونایی که ارزش دارن رو آره.

524
00:54:52,375 --> 00:54:55,291
‫آمارانتا اورسولا هر از گاهی میومد توی اتاق.

525
00:54:56,750 --> 00:54:59,166
‫یه چند دقیقه‌ای اونجا می‌موند...

526
00:55:02,625 --> 00:55:04,958
‫در حالی که شوهرش داشت از آسمان نگهبانی می‌داد

527
00:55:05,041 --> 00:55:08,666
‫و منتظر هواپیمایی بود که می‌خواست بیارتش ماکوندو.

528
00:55:10,666 --> 00:55:14,833
‫تا اون موقع، گاستون تمام حشرات منطقه رو
‫تاکسیدرمی کرده بود.

529
00:55:14,916 --> 00:55:15,833
‫برو بیرون!

530
00:55:15,916 --> 00:55:18,000
‫برو دنبال هواپیمای به درد نخورت.

531
00:55:18,083 --> 00:55:20,541
‫همین هجوم مورچه‌ها به این خونه
‫خودش به اندازه کافی عذاب‌آور هست.

532
00:55:20,625 --> 00:55:22,583
‫فقط واسه یک فصله!

533
00:55:22,666 --> 00:55:25,458
‫هیچ اتفاقی اینجا
‫یا واسه خونه‌ی داغونت نمیفته...

534
00:55:25,541 --> 00:55:26,583
‫چی گفتی؟

535
00:55:26,666 --> 00:55:30,708
‫خونه‌‌ی داغون.
‫الان گفتی "خونه‌‌ی داغون"؟

536
00:55:30,791 --> 00:55:32,291
‫آره! همینو گفتی!

537
00:55:32,375 --> 00:55:33,708
‫آمارانتا، بس کن!

538
00:55:34,416 --> 00:55:36,833
‫لطفا.

539
00:55:37,958 --> 00:55:41,291
‫چرا تو اینقدر وابسته‌ ماکوندویی؟
‫اصلا نمی‌فهمم.

540
00:55:42,000 --> 00:55:43,375
‫هیچوقت هم نخواهی فهمید.

541
00:55:43,916 --> 00:55:44,625
‫آمارانتا.

542
00:55:47,541 --> 00:55:48,541
‫عزیزم.

543
00:55:51,500 --> 00:55:52,458
‫عزیزم.

544
00:56:01,333 --> 00:56:02,250
‫آروم باش.

545
00:56:39,666 --> 00:56:41,333
‫بعد از یه شب مهمانی و بزن‌وبکوب،

546
00:56:42,000 --> 00:56:43,833
‫درحالی که حواسش به درِ بهشتش بود

547
00:56:43,916 --> 00:56:45,708
‫از دنیا رفت.

548
00:56:45,791 --> 00:56:49,833
‫وای، مادرم!

549
00:56:49,916 --> 00:56:53,291
‫مامانم رفت که دیگه برنگرده!

550
00:56:53,375 --> 00:56:57,000
‫وای، مادرم!

551
00:56:57,083 --> 00:57:00,875
‫♪ مریم مقدس، مادر خدا ♪

552
00:57:00,958 --> 00:57:04,541
‫♪ برای ما گناهکاران دعا کن ♪

553
00:57:04,625 --> 00:57:10,125
‫♪ الان و در زمان مرگ‌مون، آمین ♪

554
00:57:10,208 --> 00:57:11,291
‫مسیح...

555
00:57:11,375 --> 00:57:15,541
‫♪ ای مریم مقدس، مادر خدا، برای ما دعا کن ♪

556
00:57:15,625 --> 00:57:16,875
‫آخر خط بود.

557
00:57:17,500 --> 00:57:19,166
‫در قبر پیلار ترنرا،

558
00:57:20,125 --> 00:57:22,458
‫میانِ مناجات‌ها و تسبیحِ زنان ،

559
00:57:23,125 --> 00:57:25,375
‫آوار گذشته پوسید و از بین رفت.

560
00:57:33,500 --> 00:57:34,875
‫مشغول چه کاری هستی؟

561
00:57:40,875 --> 00:57:43,000
‫دارم همون کتاب رو می‌خونم
‫تا بتونم رمزگشاییش کنم.

562
00:57:46,083 --> 00:57:48,250
‫اینجا دیگه چیزی برای کسی نمونده.

563
00:57:51,875 --> 00:57:53,041
‫من دارم میرم پاریس.

564
00:57:54,708 --> 00:57:56,166
‫مرسدس اونجاست.

565
00:57:58,250 --> 00:57:59,333
‫باشه.

566
00:58:00,625 --> 00:58:02,166
‫وقتی رسیدی اونجا،

567
00:58:02,250 --> 00:58:05,875
‫به کتابفروشی آنری شامپیون
‫در محله لاتین برو،

568
00:58:05,958 --> 00:58:08,083
‫و کتاب ریناردِ روباه

569
00:58:08,166 --> 00:58:11,083
‫و سرود رولان رو برام بفرست.

570
00:58:12,833 --> 00:58:14,666
‫نوشیدنی بخور، لطفا.

571
00:58:14,750 --> 00:58:16,791
‫واسه من دیگه آخر خطه.

572
00:58:16,875 --> 00:58:18,125
‫واسه من دیگه آخر خطه.

573
00:58:22,833 --> 00:58:24,208
‫همگی، گوش کنین.

574
00:58:26,291 --> 00:58:27,958
‫پسر طلایی تعطیل شد.

575
00:58:30,250 --> 00:58:32,666
‫مهمونی تموم شد.

576
00:58:33,208 --> 00:58:34,958
‫می‌بینمت، رفیق.

577
00:58:53,708 --> 00:58:56,791
‫خدانگهدار، آئورلیانو بوئندیا.

578
00:58:58,083 --> 00:58:59,708
‫خدانگهدار، گابریل گارسیا.

579
00:59:12,541 --> 00:59:14,583
‫رفیق داشتن خیلی رنج‌آوره.

580
00:59:34,458 --> 00:59:38,166
‫شهر دیگه چنان سوت و کور شده بود

581
00:59:38,250 --> 00:59:42,375
‫که توی ویترین‌های دلگیر مغازه‌ها
‫فقط مانکن‌های بی‌سر مونده بود.

582
00:59:54,041 --> 00:59:55,333
‫وایسا!

583
00:59:56,000 --> 00:59:57,625
‫وایسا!

584
00:59:57,708 --> 00:59:59,458
‫این چه وضعشه؟

585
01:00:02,916 --> 01:00:03,875
‫باور نکردنیه!

586
01:00:15,875 --> 01:00:17,458
‫قراره بچه‌دار بشیم.

587
01:00:22,041 --> 01:00:22,875
‫چی؟

588
01:00:26,208 --> 01:00:27,583
‫کِی؟ چطوری؟

589
01:00:29,625 --> 01:00:30,666
‫چی شده؟

590
01:00:34,083 --> 01:00:38,333
‫"خانواده بوئندیا نباید ازدواج فامیلی بکنن.
‫بچه‌هاتون دم خوک در میارن".

591
01:00:39,666 --> 01:00:41,666
‫اینو مامان اورسولا گفته بود.

592
01:00:43,625 --> 01:00:46,416
‫مگه ما خواهر و برادریم؟

593
01:00:47,208 --> 01:00:48,875
‫مامانم تو رو ناخواسته صدا می‌کرد.

594
01:00:50,166 --> 01:00:53,333
‫اون گفت که منو توی یه سبد شناور پیدا کرده بود.

595
01:00:54,041 --> 01:00:55,625
‫این بچه نباید به دنیا بیاد.

596
01:01:07,625 --> 01:01:08,625
‫سربازها!

597
01:01:09,583 --> 01:01:10,583
‫آماده!

598
01:01:11,291 --> 01:01:12,458
‫به جای خود!

599
01:01:12,541 --> 01:01:14,541
‫آتش، شلیک کنید!

600
01:01:14,625 --> 01:01:16,125
‫آتش!

601
01:01:16,208 --> 01:01:21,291
‫هشت، هشت، هشت!

602
01:01:21,375 --> 01:01:22,500
‫هی، بوئندیا!

603
01:01:22,583 --> 01:01:26,625
‫شاید اون خروست
‫بتونه یه لطفی در حق زنت بکنه.

604
01:01:28,500 --> 01:01:29,916
‫عوضی‌ها!

605
01:01:30,000 --> 01:01:32,791
‫این یک دقیقه‌ باقی مونده هم مال خودتون!

606
01:01:55,333 --> 01:01:56,958
‫کلیسا تعطیله.

607
01:01:57,041 --> 01:01:58,333
‫نیومدم دعا کنم.

608
01:01:58,416 --> 01:01:59,708
‫فرقی نمی‌کنه.

609
01:02:00,333 --> 01:02:02,083
‫خداوند این شهر رو رها کرده.

610
01:02:02,166 --> 01:02:04,375
‫باید سوابق تعمید رو ببینم.

611
01:02:07,583 --> 01:02:09,875
‫موش‌ها همه‌شون رو خوردن.

612
01:02:09,958 --> 01:02:13,375
‫لطفا، من باید بدونم پدر و مادرم کی هستن.
‫مسئله فوریه.

613
01:02:14,625 --> 01:02:16,250
‫اسمت چیه، پسرم؟

614
01:02:17,416 --> 01:02:18,416
‫آئورلیانو بوئندیا.

615
01:02:20,333 --> 01:02:21,875
‫نذار این مسئله عذابت بده.

616
01:02:22,541 --> 01:02:25,958
‫خیلی سال پیش
‫خیابونی با همین اسم بود.

617
01:02:27,333 --> 01:02:29,333
‫در اون زمان،

618
01:02:29,416 --> 01:02:34,750
‫مردم اسم خیابون‌ها رو
‫روی بچه‌هاشون می‌ذاشتن.

619
01:02:36,333 --> 01:02:38,083
‫پس تو هم باور نداری.

620
01:02:40,666 --> 01:02:41,916
‫چی رو؟

621
01:02:42,833 --> 01:02:47,375
‫که سرهنگ آئورلیانو بوئندیا در 32 جنگ داخلی جنگید
‫و توی همه‌شون شکست خورد.

622
01:02:47,458 --> 01:02:50,250
‫اینکه ارتش سه هزارتا کارگر رو گیر انداخت
‫و به رگبار بست

623
01:02:50,333 --> 01:02:53,958
‫و جنازه‌هاشون رو با یه قطار دویست ‌واگنی برد سمت دریا
‫که اونا رو بریزه توی آب.

624
01:02:54,583 --> 01:02:55,708
‫اوه، پسرم.

625
01:02:56,208 --> 01:03:02,083
‫همین که مطمئن باشم الان من و تو وجود داریم
‫برام کافیه.

626
01:03:28,291 --> 01:03:32,416
‫آئورلیانو و آمارانتا اورسولا
‫داستان سبد رو پذیرفتن،

627
01:03:33,166 --> 01:03:34,708
‫نه به خاطر اینکه باور می‌کردن،

628
01:03:35,708 --> 01:03:38,500
‫بلکه به خاطر اینکه ترسشون رو می‌ریخت.

629
01:03:38,583 --> 01:03:42,000
‫کی فکرش رو می‌کرد که ما
‫مثل آدم‌خوارها بشیم؟

630
01:05:09,500 --> 01:05:11,250
‫عجب آدم‌خواریه.

631
01:05:12,666 --> 01:05:14,416
‫بیا اسمش رو رودریگو بذاریم.

632
01:05:16,500 --> 01:05:18,125
‫نه، بیا اسمش رو آئورلیانو بذاریم.

633
01:05:18,625 --> 01:05:20,541
‫اون قراره در 32 جنگ پیروز بشه.

634
01:05:23,666 --> 01:05:24,750
‫باشه.

635
01:05:25,833 --> 01:05:27,333
‫اسمش رو آئورلیانو می‌ذاریم.

636
01:05:32,083 --> 01:05:33,208
‫استراحت کن.

637
01:05:33,708 --> 01:05:34,708
‫دیگه نگران نباش.

638
01:05:39,750 --> 01:05:41,416
‫نگران نباش.

639
01:05:41,500 --> 01:05:43,458
‫وقتی بزرگتر شد می‌بُریمش.

640
01:05:43,541 --> 01:05:45,125
‫تازه اگه حرف زدن یاد بگیره.

641
01:06:19,041 --> 01:06:19,916
‫آمارانتا.

642
01:06:20,166 --> 01:06:21,166
‫آمارانتا.

643
01:10:32,208 --> 01:10:34,375
‫در آن دمِ شگفت‌انگیز،

644
01:10:35,333 --> 01:10:38,708
‫کلیدهای رمز نهایی ملکیادس
‫بر اون آشکار شد.

645
01:10:41,916 --> 01:10:45,083
‫اون نوشته‌های روی طومارها رو دید که
‫به زیبایی و دقت

646
01:10:45,166 --> 01:10:47,750
‫در زمان و مکان آدمیان
‫جا افتاده بود.

647
01:10:50,500 --> 01:10:53,375
‫نخستین فرد از این دودمان به درختی بسته شده،

648
01:10:58,500 --> 01:10:59,791
‫و آخرین فرد...

649
01:11:01,208 --> 01:11:03,583
‫رو مورچه‌ها می‌خورند.

650
01:11:32,333 --> 01:11:35,416
‫اورلیانو زمانی که مرده‌ها

651
01:11:35,500 --> 01:11:37,708
‫و غصه‌ی مردن‌شون رو فراموش کرد،

652
01:11:38,250 --> 01:11:40,208
‫از همیشه هوشیارتر شده بود.

653
01:11:41,791 --> 01:11:46,583
‫ملکیادس رویدادها رو
‫بر اساس زمان متعارف آدمیان تنظیم نکرده بود،

654
01:11:46,666 --> 01:11:48,833
‫بلکه یک قرن ماجرا رو

655
01:11:48,916 --> 01:11:51,875
‫به گونه‌ای فشرده بود که همه در یک لحظه
‫با هم وجود داشته باشن.

656
01:11:56,458 --> 01:11:58,500
‫طوری بدون مشکل خوندش

657
01:11:59,375 --> 01:12:01,875
‫که انگار به زبان اسپانیایی نوشته شده بود.

658
01:12:03,041 --> 01:12:05,166
‫اون داستان به دنیا اومدنش رو

659
01:12:05,250 --> 01:12:08,250
‫بین عقرب‌ها و پروانه‌های زرد پیدا کرد.

660
01:12:10,458 --> 01:12:13,208
‫فهمید که آمارانتا اورسولا خواهرش نبود،

661
01:12:14,500 --> 01:12:15,875
‫بلکه خاله‌اش بود.

662
01:12:30,708 --> 01:12:32,916
‫بعد باد گرمی با کلی صدای قدیمی،

663
01:12:34,083 --> 01:12:35,541
‫آهِ ناامیدی و دلتنگیِ سمج

664
01:12:37,291 --> 01:12:41,291
‫شروع به نجوا کرد.

665
01:14:38,208 --> 01:14:42,791
‫بعد آئورلیانو شروع به رمزگشایی کردن
‫همون لحظه‌ای کرد که درش زندگی می‌کرد...

666
01:14:44,875 --> 01:14:46,750
‫و سرنوشت خودش رو پیشگویی کرد.

667
01:14:51,333 --> 01:14:52,750
‫قبل از خوندن خط آخر،

668
01:14:52,833 --> 01:14:55,916
‫دیگه فهمیده بود که اون اتاق رو ترک نمی‌کنه،

669
01:14:57,208 --> 01:15:00,041
‫چرا که پیش‌بینی شده بود
‫شهر آینه‌ها،

670
01:15:00,541 --> 01:15:02,291
‫یا سراب‌ها،

671
01:15:02,916 --> 01:15:05,041
‫قرار بود بوسیله‌ی باد از بین بره...

672
01:15:08,750 --> 01:15:10,625
‫و دقیقا همون لحظه‌ای که رمزگشایی طومارها تموم شد

673
01:15:10,708 --> 01:15:14,041
‫از یادِ آدم‌ها پاک می‌شد،

674
01:15:14,750 --> 01:15:16,333
‫و دیگه هیچوقت نمی‌تونستن

675
01:15:16,416 --> 01:15:19,458
‫اون نوشته‌ها رو تکرار کنن...

676
01:15:22,208 --> 01:15:25,375
‫چون خاندانی که به صد سال تنهایی محکوم شده بود...

677
01:15:26,375 --> 01:15:29,333
‫دیگه فرصت دومی روی زمین نداشت.

678
01:15:31,333 --> 01:15:36,333
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

679
01:15:38,333 --> 01:15:48,333
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M