1
00:00:24,291 --> 00:00:25,708
‫گروه هرکول، مأموریت رو لغو کنید.

2
00:00:25,749 --> 00:00:26,833
‫[۲۹ مِی سال ۱۹۹۹]
‫[روز ۲۴ جنگ کارگیل]

3
00:00:26,874 --> 00:00:29,283
‫منفیه. بدون هاینا ۲ نمی‌تونیم برگردیم.

4
00:00:29,333 --> 00:00:31,074
‫هرکول ۱، خیلی خطرناکه.

5
00:00:31,124 --> 00:00:32,874
‫اون بیرون استینگر هست، هرکول.

6
00:00:33,374 --> 00:00:35,866
‫نیشی تنهاست.
‫تا پیداش نکنم برنمی‌گردم.

7
00:00:35,916 --> 00:00:37,333
‫از مسیر مأموریت‌تون منحرف شدید.

8
00:00:38,333 --> 00:00:48,333
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

9
00:00:53,041 --> 00:00:54,249
‫استینگر رؤیت شد.

10
00:01:06,791 --> 00:01:08,499
‫رئیس، یه خبر خوب دارم.

11
00:01:09,083 --> 00:01:12,291
‫یه جنگنده نیروی هوایی هند رو
‫توی کارگیل ساقط کردیم.

12
00:01:12,999 --> 00:01:14,416
‫عالیه.

13
00:01:15,624 --> 00:01:17,283
‫حالا ببینیم

14
00:01:17,333 --> 00:01:21,124
‫نیروی هوایی هند قراره چند تا خلبان دیگه رو
‫به کشتن بده.

15
00:02:07,708 --> 00:02:11,166
‫[قسمت اول: جنگ و صلح]

16
00:02:11,208 --> 00:02:13,124
‫[هند - پاکستان]

17
00:02:13,166 --> 00:02:16,616
‫در ۵۲ سال گذشته،
‫مرز هند و پاکستان

18
00:02:16,666 --> 00:02:18,624
‫درگیر جنگ، بدبینی و بی‌اعتمادی بوده.

19
00:02:19,833 --> 00:02:23,408
‫و سال قبل، وقتی هر دو کشور
‫آزمایش‌های هسته‌ای انجام دادن،

20
00:02:23,458 --> 00:02:26,199
‫این بی‌اعتمادی به اوج رسید.

21
00:02:26,249 --> 00:02:30,824
‫بهش عنوانِ خطرناک‌ترین اتفاق دنیا
‫بعد از جنگ جهانی دوم داده شده بود.

22
00:02:30,874 --> 00:02:34,283
‫اما فقط هفت ماه بعد،
‫نخست‌وزیر آتال بیهاری واجپایی

23
00:02:34,333 --> 00:02:37,283
‫دعوت نواز شریف رو پذیرفت،

24
00:02:37,333 --> 00:02:40,324
‫و سفر تاریخی با اتوبوس
‫به لاهور رو اعلام کرد.

25
00:02:40,374 --> 00:02:41,991
‫حالا سؤال اینه که:

26
00:02:42,041 --> 00:02:45,874
‫«آیا نیروهای دفاعی هر دو کشور
‫می‌تونن به این صلح اعتماد کنن؟»

27
00:02:46,499 --> 00:02:49,708
‫[پایگاه نیروی هوایی هند]
‫[فرماندهی هوایی غرب]

28
00:02:59,166 --> 00:03:00,333
‫[۴ ماه قبل از جنگ کارگیل]

29
00:03:00,458 --> 00:03:03,241
‫آقایون، چه صلح باشه، چه نباشه.

30
00:03:03,291 --> 00:03:06,158
‫امسال هم رزمایش فرماندهی هوایی غرب

31
00:03:06,208 --> 00:03:07,741
‫طبق برنامه برگزار می‌شه.

32
00:03:07,791 --> 00:03:10,949
‫مثل هر سال، این آزمونی برای مهارت پرواز،

33
00:03:10,999 --> 00:03:13,366
‫هوشیاری، خلاقیت،

34
00:03:13,416 --> 00:03:14,783
‫و شجاعت شماست.

35
00:03:14,833 --> 00:03:18,033
‫امسال هم تمام اسکادران‌ها
‫به دو تیم تقسیم می‌شن.

36
00:03:18,083 --> 00:03:20,574
‫سرزمین قرمز و سرزمین آبی.

37
00:03:20,624 --> 00:03:21,658
‫اما امسال،

38
00:03:21,708 --> 00:03:23,449
‫برای اولین بار،

39
00:03:23,499 --> 00:03:24,449
‫توی سرزمین آبی،

40
00:03:24,499 --> 00:03:26,741
‫یه اسکادران شناسایی هوایی هم حضور داره.

41
00:03:26,791 --> 00:03:29,574
‫پیکان‌های طلایی، به فرماندهی
‫فرمانده بال تونی دانوآ،

42
00:03:29,624 --> 00:03:32,907
‫که برای اسکادران بمب‌افکن گله‌ی گرگ
‫شناسایی انجام می‌دن،

43
00:03:32,957 --> 00:03:34,699
‫اهداف رو مشخص می‌کنن،

44
00:03:34,749 --> 00:03:37,282
‫و خسارت بعد از حمله رو ارزیابی می‌کنن.

45
00:03:37,332 --> 00:03:38,999
‫ماه آینده،

46
00:03:39,582 --> 00:03:41,491
‫پنج دور عملیاتی داریم،

47
00:03:41,541 --> 00:03:43,241
‫بعد نیمه‌نهایی،

48
00:03:43,291 --> 00:03:44,449
‫و فینال.

49
00:03:44,499 --> 00:03:45,532
‫سؤالی هست؟

50
00:03:45,582 --> 00:03:46,782
‫نه قربان!

51
00:03:46,832 --> 00:03:50,707
‫آقایون، قبل از این رزمایش،
‫از همه‌تون پرسیدم:

52
00:03:51,332 --> 00:03:54,699
‫«چطور می‌خواید مطمئن بشید
‫اسکادران‌هاتون آماده‌ی جنگ هستن؟»

53
00:03:54,749 --> 00:03:56,991
‫و درخواست‌هاتون رو دریافت کردم.

54
00:03:57,041 --> 00:03:58,782
‫دستگاه‌های اخلالگر،

55
00:03:58,832 --> 00:04:00,532
‫سیستم دفاع شخصی،

56
00:04:00,582 --> 00:04:02,949
‫شبیه‌سازهای پیشرفته‌ی پرواز.

57
00:04:02,999 --> 00:04:06,624
‫حتی یکی‌تون هم عینک دید در شب خواسته بود.

58
00:04:07,207 --> 00:04:09,207
‫اما، تونی،

59
00:04:10,707 --> 00:04:12,582
‫تو هیچی نخواستی.

60
00:04:13,166 --> 00:04:14,407
‫قربان، من توی اسکادرانم،

61
00:04:14,457 --> 00:04:17,332
‫تعدادی از جوون‌ترین خلبان‌های جنگنده
‫فرماندهی هوایی غرب رو دارم.

62
00:04:18,082 --> 00:04:19,241
‫اونا دوره دیده‌ان،

63
00:04:19,291 --> 00:04:21,916
‫ولی اولین باره که می‌خوان
‫عملیاتی با میگ-۲۱ پرواز کنن.

64
00:04:22,499 --> 00:04:24,074
‫قربان، من و شما هردو می‌دونیم

65
00:04:24,124 --> 00:04:27,741
‫میگ-۲۱ سریع‌ترین سرعت بلند شدن
‫و فرود دنیا رو داره.

66
00:04:27,791 --> 00:04:29,199
‫قبل از آماده شدن برای جنگ،

67
00:04:29,249 --> 00:04:31,749
‫می‌خوام بچه‌هام آماده‌ی پرواز با میگ بشن.

68
00:04:32,916 --> 00:04:34,999
‫و برای این هیچ تجهیزاتی لازم نداریم.

69
00:04:35,999 --> 00:04:37,957
‫یه مربی خوب لازم داریم.

70
00:04:38,791 --> 00:04:40,582
‫و این مربی کیه؟

71
00:04:42,457 --> 00:04:44,332
‫فرمانده اسکادران آجای آهوجا.

72
00:04:44,999 --> 00:04:48,499
‫نمی‌تونم کسی بهتر از اون رو برای
‫تبدیل کردن بچه‌هام به مرد پیدا کنم.

73
00:04:57,666 --> 00:04:58,874
‫متأسفم، آلکا.

74
00:05:00,291 --> 00:05:02,207
‫به خاطر من مجبوریم مدام نقل مکان کنیم.

75
00:05:03,541 --> 00:05:04,541
‫متأسفی؟

76
00:05:06,707 --> 00:05:08,332
‫می‌خواستم بگم ممنون.

77
00:05:09,457 --> 00:05:10,457
‫ممنون برای چی؟

78
00:05:10,874 --> 00:05:12,582
‫برای این همه ساریِ نو.

79
00:05:14,291 --> 00:05:15,582
‫توی محل خدمت جدید،

80
00:05:16,582 --> 00:05:18,832
‫حتی ساری‌های قدیمی هم نو می‌شن.

81
00:05:29,416 --> 00:05:30,416
‫هی، قهرمان.

82
00:05:31,416 --> 00:05:32,782
‫یالا، بگو ببینم.

83
00:05:32,832 --> 00:05:33,832
‫۱۴ تا ۸ می‌شه چند تا؟

84
00:05:36,582 --> 00:05:38,624
‫- ۱۱۲.
‫- خیلی کنده.

85
00:05:39,707 --> 00:05:41,199
‫می‌خوای خلبان جنگنده بشی یا نه؟

86
00:05:41,249 --> 00:05:44,291
‫خلبان جنگنده باید مسائل ریاضی رو
‫توی یه ثانیه حل کنه.

87
00:05:46,082 --> 00:05:48,324
‫ساعت ۱۷:۰۰. آماده باش.

88
00:05:48,374 --> 00:05:50,491
‫اینجا یه استخر بزرگ‌تر هم هست.

89
00:05:50,541 --> 00:05:51,624
‫باشه بابا.

90
00:05:52,207 --> 00:05:53,207
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

91
00:05:56,957 --> 00:05:58,407
‫تو دیگه فرمانده پرواز شدی،

92
00:05:58,457 --> 00:06:00,832
‫حداقل یه موتور خوب بخر.

93
00:06:04,916 --> 00:06:06,832
‫من ۱۶ تا میگ دارم، خانم.

94
00:06:43,749 --> 00:06:46,249
‫[واحد تحلیل تصاویر]
‫[پیکان‌های طلایی]

95
00:06:46,291 --> 00:06:49,282
‫اگه فرمانده پرواز با یه اسکوتر
‫مال عصر حجر بیاد،

96
00:06:49,332 --> 00:06:51,499
‫چه تصویری توی ذهن بچه‌ها ایجاد می‌کنه؟

97
00:06:52,541 --> 00:06:54,416
‫قربان، چرا همه به اسکوتر من گیر دادن؟

98
00:06:55,291 --> 00:06:56,957
‫به هر حال، اگه بهش فکر کنید،

99
00:06:57,790 --> 00:07:00,290
‫میگ‌های ما از اسکوترم قدیمی‌ترن.

100
00:07:01,374 --> 00:07:02,324
‫درسته، جناب تونی؟

101
00:07:02,374 --> 00:07:04,324
‫از دست تو و منطق پیچیده‌ات.

102
00:07:04,374 --> 00:07:05,790
‫بیا اینجا. بیا.

103
00:07:06,874 --> 00:07:08,707
‫به پیکان‌های طلایی خوش اومدی.

104
00:07:09,624 --> 00:07:11,957
‫- از دیدنت خوشحالم، آهوجا.
‫- ممنونم قربان.

105
00:07:14,832 --> 00:07:15,915
‫اوه، عجب.

106
00:07:16,624 --> 00:07:18,115
‫رزمایش جنگی سالانه، قربان.

107
00:07:18,165 --> 00:07:19,540
‫مرحله‌ی نیمه‌نهایی.

108
00:07:20,124 --> 00:07:22,665
‫وقتشه که بچه‌ها مربی جدیدشون رو ببینن.

109
00:07:23,957 --> 00:07:26,374
‫به عنوان اسکادران اختصاصی شناسایی هوایی

110
00:07:26,957 --> 00:07:29,115
‫وظیفه‌ی ما اینه که به هدف نزدیک بشیم،

111
00:07:29,165 --> 00:07:31,240
‫پایین پرواز کنیم و عکس بگیریم.

112
00:07:31,290 --> 00:07:33,490
‫بعد این تصاویر رو بزرگ‌نمایی کنیم

113
00:07:33,540 --> 00:07:36,157
‫و مختصات دقیق حمله رو
‫به اسکادران بمب‌افکن بدیم.

114
00:07:36,207 --> 00:07:40,407
‫به محض عبور از این خط کنترل نمادین،
‫تایمر شروع به کار می‌کنه.

115
00:07:40,457 --> 00:07:42,324
‫چهل و پنج ثانیه.

116
00:07:42,374 --> 00:07:44,990
‫اگه ظرف ۴۵ ثانیه برنگردید،

117
00:07:45,040 --> 00:07:47,199
‫موشک‌های زمین‌به‌هوای سرزمین قرمز

118
00:07:47,249 --> 00:07:48,574
‫روتون قفل می‌کنن،

119
00:07:48,624 --> 00:07:51,407
‫و عملاً مُرده محسوب می‌شید،

120
00:07:51,457 --> 00:07:53,574
‫و ما امتیاز از دست می‌دیم.

121
00:07:53,624 --> 00:07:55,540
‫و این نباید اتفاق بیفته.

122
00:07:57,082 --> 00:07:58,165
‫- زنده باد هند، قربان.
‫- زنده باد هند.

123
00:07:59,165 --> 00:08:00,249
‫راحت باشید، پیکان‌ها.

124
00:08:04,957 --> 00:08:07,415
‫می‌خوام با فرمانده پرواز
‫جدیدتون آشنا بشید.

125
00:08:08,207 --> 00:08:10,240
‫فرمانده اسکادران آجای آهوجا.

126
00:08:10,290 --> 00:08:11,990
‫آجای قرار بود فردا به ما ملحق بشه.

127
00:08:12,040 --> 00:08:14,615
‫ولی فکر کنم خیلی مشتاق بود
‫که شما بچه‌ها رو ببینه.

128
00:08:14,665 --> 00:08:17,449
‫به نظرتون استراتژی ما باید چی باشه؟

129
00:08:17,499 --> 00:08:19,990
‫قربان، دشمن موشک داره.

130
00:08:20,040 --> 00:08:22,657
‫باید مأموریت رو در سکوت رادیویی انجام بدیم.

131
00:08:22,707 --> 00:08:24,282
‫من درباره اون مأموریت حرف نمی‌زنم.

132
00:08:24,332 --> 00:08:29,324
‫دارم درباره اجلاس صلح هند و پاکستان
‫در ۱۹ فوریه حرف می‌زنم.

133
00:08:29,374 --> 00:08:30,949
‫برای اولین بار در ۵۲ سال اخیر،

134
00:08:30,999 --> 00:08:34,749
‫نخست‌وزیر ما قراره زمینی به پاکستان بره.

135
00:08:35,374 --> 00:08:38,490
‫نظرتون درباره این سفر با اتوبوس چیه؟

136
00:08:38,540 --> 00:08:40,374
‫به نظرم این گام خوبیه، قربان.

137
00:08:40,957 --> 00:08:42,490
‫هر دو کشور سلاح هسته‌ای دارن.

138
00:08:42,540 --> 00:08:44,490
‫خیلی مهمه که یه راه‌حل دائمی پیدا بشه.

139
00:08:44,540 --> 00:08:46,949
‫قربان، راه‌حل دائمی غیرممکنه.

140
00:08:46,999 --> 00:08:50,032
‫- تنش‌ها ممکنه یکم فروکش کنه، همین.
‫- چطور؟

141
00:08:50,082 --> 00:08:51,332
‫اشتباهه.

142
00:08:53,374 --> 00:08:54,699
‫این یه اشتباه بزرگه، قربان.

143
00:08:54,749 --> 00:08:57,115
‫به کشوری مثل پاکستان نمی‌شه اعتماد کرد.

144
00:08:57,165 --> 00:08:59,199
‫صلح بین هند و پاکستان هم لازمه.

145
00:08:59,249 --> 00:09:01,782
‫طرف مقابل هم باید همین قصد رو داشته باشه،
‫مگه نه بالدی؟

146
00:09:01,832 --> 00:09:03,457
‫آهوجا، تو چی فکر می‌کنی؟

147
00:09:04,665 --> 00:09:06,407
‫قربان، من به این چیزها فکر نمی‌کنم.

148
00:09:06,457 --> 00:09:07,540
‫دقیقاً!

149
00:09:08,165 --> 00:09:11,782
‫اصلاً نباید بهش فکر کنی.
‫سیاست دغدغه‌ی نیروی هوایی نیست.

150
00:09:11,832 --> 00:09:13,365
‫ما مثل تیغ هستیم.

151
00:09:13,415 --> 00:09:17,415
‫آموزش دیدیم که ببریم،
‫نه این‌که به این چیزها فکر کنیم.

152
00:09:17,915 --> 00:09:19,499
‫ما ۱۷ امتیاز عقبیم.

153
00:09:20,124 --> 00:09:22,374
‫اگه تو نیمه‌نهایی ۲۰ امتیاز نگیرید،

154
00:09:22,999 --> 00:09:25,532
‫هرچقدر هم مانورهای خفن بدید،

155
00:09:25,582 --> 00:09:26,790
‫آخرش سرزمین قرمز می‌بره.

156
00:09:30,290 --> 00:09:31,290
‫چو.

157
00:09:31,874 --> 00:09:32,957
‫بچه‌های مأموریت؟

158
00:09:33,499 --> 00:09:34,749
‫دالی و گوفی.

159
00:09:35,457 --> 00:09:36,407
‫بچه‌ها،

160
00:09:36,457 --> 00:09:40,290
‫این نزدیک‌ترین تجربه به جنگِ واقعیه.

161
00:09:41,540 --> 00:09:43,324
‫این جنگیه که هیچوقت
‫توش شکست نخوردید، قربان.

162
00:09:43,374 --> 00:09:45,582
‫و این بار هم شکست نخواهم خورد.

163
00:09:47,999 --> 00:09:49,407
‫برید اون امتیازها رو برام بگیرید.

164
00:09:49,457 --> 00:09:50,707
‫- چشم قربان.
‫- چشم قربان.

165
00:09:59,582 --> 00:10:02,207
‫[راوالپندی]
‫[پاکستان]

166
00:10:25,748 --> 00:10:27,282
‫زنده باد پاکستان، قربان.

167
00:10:27,332 --> 00:10:28,623
‫زنده باد.

168
00:10:33,915 --> 00:10:35,490
‫قربان، چرا به اینجا اومدید؟

169
00:10:35,540 --> 00:10:37,115
‫جام جهانی نزدیکه،

170
00:10:37,165 --> 00:10:39,415
‫واسه همین فکر کردم به بازیکن‌ها
‫یکم روحیه بدم.

171
00:10:40,540 --> 00:10:43,248
‫به هر حال، بین بازیکن‌ها و سربازها
‫تقریباً هیچ فرقی نیست.

172
00:10:43,832 --> 00:10:45,907
‫ما همیشه داریم برای جنگ بعدی مبارزه می‌کنیم.

173
00:10:45,957 --> 00:10:47,123
‫کاملاً درسته، قربان.

174
00:10:49,123 --> 00:10:50,615
‫جنید شش سالش بود.

175
00:10:50,665 --> 00:10:52,873
‫اون موقع هم دلش می‌خواست
‫یه پرتاب‌کننده‌ی سرعتی بشه.

176
00:10:54,415 --> 00:10:56,790
‫قربان، هنوز یادتونه؟

177
00:10:58,498 --> 00:10:59,498
‫معلومه که یادمه، توقیر.

178
00:11:01,707 --> 00:11:03,073
‫انشالله اونم به زودی

179
00:11:03,123 --> 00:11:05,248
‫برای تیم کریکت پاکستان بازی می‌کنه.

180
00:11:05,957 --> 00:11:08,165
‫چطور قربان؟ با وجود یونس، اختر...

181
00:11:08,915 --> 00:11:11,707
‫اکرم و بقیه، کار سختیه قربان.

182
00:11:14,290 --> 00:11:15,907
‫جناب توقیر،

183
00:11:15,957 --> 00:11:17,490
‫وقتی پدر خودش

184
00:11:17,540 --> 00:11:20,290
‫قراره رئیس هیئت کریکت پاکستان بشه،

185
00:11:20,873 --> 00:11:22,240
‫دیگه چه سختی‌ای در پیش داره؟

186
00:11:22,290 --> 00:11:23,198
‫قربان؟

187
00:11:23,248 --> 00:11:25,240
‫رئیس جدید هیئت کریکت
‫در ماه دسامبر انتخاب می‌شه.

188
00:11:25,290 --> 00:11:30,748
‫برای این پست،
‫کی بهتر از ستاره ورزشی ارتش پاکستان؟

189
00:11:34,873 --> 00:11:37,248
‫قربان، تیم پاکستان مسئولیت بزرگیه.

190
00:11:43,832 --> 00:11:45,540
‫می‌ترسی مسئولیت بپذیری؟

191
00:11:46,748 --> 00:11:47,748
‫نه قربان.

192
00:11:49,290 --> 00:11:52,040
‫می‌تونی یه جام جهانی
‫دیگه برای پاکستان بگیری؟

193
00:11:55,040 --> 00:11:56,082
‫سعی‌ام رو می‌کنم، قربان.

194
00:12:02,498 --> 00:12:06,623
‫پس حتماً کشمیر رو هم
‫برای پاکستان می‌گیری، نه؟

195
00:12:11,040 --> 00:12:12,082
‫کشمیر، قربان؟

196
00:12:13,415 --> 00:12:15,073
‫هر سال، ارتش‌های هر دو کشور

197
00:12:15,123 --> 00:12:20,165
‫طبق توافق شیملا،
‫از قله‌های برفی کوه‌های کشمیر پایین میان.

198
00:12:20,832 --> 00:12:25,415
‫و به عنوان مدیرکل عملیات نظامی، دفتر توئه
‫که این دستورات رو صادر می‌کنه، درسته؟

199
00:12:26,957 --> 00:12:27,957
‫درسته قربان.

200
00:12:28,415 --> 00:12:31,373
‫اما این بار، سربازهای ما پایین نمیان.

201
00:12:34,373 --> 00:12:37,032
‫اما قربان، این نقض توافق شیملا‌ست...

202
00:12:37,082 --> 00:12:38,865
‫این نقض مستقیم خط کنترل هم هست.

203
00:12:38,915 --> 00:12:41,698
‫چون این بار، سربازهای ما پیشروی می‌کنن.

204
00:12:41,748 --> 00:12:44,032
‫تا تمام پاسگاه‌های اون طرف خط کنترل رو که

205
00:12:44,082 --> 00:12:48,040
‫هند به احترام توافق تخلیه می‌کنه تصرف کنن.

206
00:12:48,665 --> 00:12:50,032
‫مخصوصاً اون پاسگاه‌هایی که

207
00:12:50,082 --> 00:12:52,332
‫ازشون بزرگراه ملی شماره ۱ هند

208
00:12:53,082 --> 00:12:55,748
‫توی تیررس مستقیم ما قرار می‌گیره.

209
00:12:57,373 --> 00:12:58,740
‫اما قربان،

210
00:12:58,790 --> 00:13:01,373
‫آقای نواز شریف قراره
‫مذاکرات صلح با هند رو شروع کنه.

211
00:13:02,082 --> 00:13:03,082
‫خب؟

212
00:13:04,540 --> 00:13:05,665
‫عذر می‌خوام قربان.

213
00:13:06,748 --> 00:13:08,998
‫آیا نخست‌وزیر از این عملیات خبر داره؟

214
00:13:13,165 --> 00:13:15,540
‫این یه عملیات نظامیه، ژنرال ضیاء.

215
00:13:17,457 --> 00:13:19,707
‫چه نیازی هست که آقای نواز شریف بدونه؟

216
00:13:23,207 --> 00:13:26,498
‫[اسلام‌آباد - پاکستان]
‫[اقامتگاه نخست‌وزیر]

217
00:13:26,540 --> 00:13:28,865
‫پوسترها برای مذاکرات صلح آماده‌ان؟

218
00:13:28,915 --> 00:13:30,073
‫قربان، طرح‌بندی آماده‌ست.

219
00:13:30,123 --> 00:13:32,990
‫جلسه با دختر جناب فیض قطعی شده؟

220
00:13:33,040 --> 00:13:34,615
‫نه قربان، ایشون...

221
00:13:34,665 --> 00:13:37,540
‫جناب واجپایی از طرفداران بزرگ فیض هستن.

222
00:13:38,582 --> 00:13:40,448
‫این باید در اولویت بررسی بشه.

223
00:13:40,498 --> 00:13:41,582
‫بله قربان.

224
00:13:42,790 --> 00:13:44,490
‫قربان، پدرتون کارتون دارن.

225
00:13:44,540 --> 00:13:46,790
‫کابینه مدتیه که منتظره.

226
00:13:48,582 --> 00:13:50,998
‫این پر از اشتباهه.

227
00:13:52,290 --> 00:13:53,456
‫آقای عقیل،

228
00:13:54,623 --> 00:13:57,240
‫جناب واجپایی اولین نخست‌وزیر هندی خواهد بود

229
00:13:57,290 --> 00:13:59,123
‫که پا به منار پاکستان می‌ذاره.

230
00:13:59,915 --> 00:14:01,573
‫اهمیت این مذاکرات رو درک کنید.

231
00:14:01,623 --> 00:14:02,990
‫- باشه، میام.
‫- بله قربان.

232
00:14:03,040 --> 00:14:04,123
‫لطفاً همه بشینید.

233
00:14:07,373 --> 00:14:09,831
‫خب، دستور جلسه امروز چیه؟

234
00:14:10,665 --> 00:14:12,748
‫- فقط مذاکرات صلح، قربان.
‫- واقعاً؟

235
00:14:13,456 --> 00:14:16,531
‫پیشنهاد ما اینه که در جریان مذاکرات،

236
00:14:16,581 --> 00:14:20,415
‫رودخانه چناب رو به عنوان
‫خط کنترل جدید پیشنهاد بدیم.

237
00:14:21,915 --> 00:14:22,915
‫این...

238
00:14:23,581 --> 00:14:25,331
‫خط کنترل این‌طوری می‌شه،

239
00:14:26,540 --> 00:14:28,331
‫که حتی از روی ماه هم دیده می‌شه.

240
00:14:41,373 --> 00:14:43,581
‫ما قبلاً در این مورد حرف زده بودیم، مگه نه؟

241
00:14:45,790 --> 00:14:50,781
‫هند هیچوقت این تقسیم ۸۰-۲۰
‫به نفع پاکستان رو نمی‌پذیره.

242
00:14:50,831 --> 00:14:51,990
‫قربان،

243
00:14:52,040 --> 00:14:56,040
‫رودخانه چناب جمعیت هندو و مسلمان
‫کشمیر رو به طور مساوی تقسیم می‌کنه.

244
00:14:56,748 --> 00:14:59,206
‫- این راه‌حل ایده‌آل برای این مناقشه‌ست.
‫- جناب عزیز.

245
00:15:00,290 --> 00:15:02,748
‫منم که هر روز با آقای واجپایی حرف می‌زنم.

246
00:15:03,790 --> 00:15:05,156
‫اون هیچوقت با این موافقت نمی‌کنه.

247
00:15:05,206 --> 00:15:06,331
‫نواز...

248
00:15:08,290 --> 00:15:11,373
‫هر طور که شده به گفتگوهای دوستانه‌تون
‫با اون ادامه بدید.

249
00:15:12,206 --> 00:15:16,498
‫اما در مذاکرات واقعی،
‫از رهبری جناب عزیز پیروی کنید.

250
00:15:19,873 --> 00:15:24,790
‫وقتی صحبت از مذاکرات دیپلماتیک می‌شه،
‫اون از همه‌‌ی ما تجربه‌ی بیشتری داره.

251
00:15:27,456 --> 00:15:28,456
‫بله، پدر جان.

252
00:15:31,456 --> 00:15:33,706
‫بریم سراغ پیش‌نویس هند، قربان؟

253
00:15:35,165 --> 00:15:37,248
‫نظر شما در این مورد چیه، جناب عزیز؟

254
00:15:42,706 --> 00:15:46,948
‫قربان، رئیس ارتش نیروهای وفادارش رو
‫توی تمام پست‌های کلیدی ارتش گذاشته.

255
00:15:46,998 --> 00:15:47,998
‫خب؟

256
00:15:48,873 --> 00:15:52,031
‫قربان، تاریخ سیاسی ما نشون داده که،

257
00:15:52,081 --> 00:15:55,365
‫هر وقت ارتش نفوذش رو گسترش داده،
‫نتیجه‌ی خوبی نداشته.

258
00:15:55,415 --> 00:15:58,581
‫جناب بات، من سه تا آدم ارشد رو
‫کنار گذاشتم و اون رو رئیس ارتش کردم.

259
00:16:00,206 --> 00:16:03,373
‫حالا اگه می‌خواد از حسِ ریاست لذت ببره،
‫بذار ببره.

260
00:16:03,915 --> 00:16:04,823
‫چه اهمیتی داره؟

261
00:16:04,873 --> 00:16:06,740
‫قربان، این مسئله پاسگاه‌های مرزیه.

262
00:16:06,790 --> 00:16:09,156
‫اگه رئیس دست به کار بی‌پروایی توی دره بزنه،

263
00:16:09,206 --> 00:16:12,448
‫برنامه‌ی بلندمدت سازمان اطلاعات
‫برای کشمیر می‌تونه به خطر بیفته.

264
00:16:12,498 --> 00:16:14,365
‫من وظیفه‌ام اینه که هشدار بدم، قربان.

265
00:16:14,415 --> 00:16:15,790
‫بله، حتماً.

266
00:16:16,540 --> 00:16:18,290
‫و وظیفه‌ی منم اینه که تفاوت رو تشخیص بدم.

267
00:16:19,040 --> 00:16:23,456
‫شما روی عملیات سازمان اطلاعات تمرکز کنید،
‫نه روی ژنرال مشرف.

268
00:16:23,665 --> 00:16:26,165
‫[رزمایش بازی جنگ]
‫[نیمه‌نهایی]

269
00:16:26,206 --> 00:16:29,123
‫فرمانده پرواز جدید
‫زیاد حس فرماندهی بهم نمی‌ده.

270
00:16:29,831 --> 00:16:32,623
‫هیچوقت قدرت یه جت رو
‫از روی اندازه بدنه‌اش قضاوت نمی‌کنی، گوفی.

271
00:16:33,373 --> 00:16:34,956
‫حس خوبی درباره مأموریت داری؟

272
00:16:37,373 --> 00:16:39,781
‫هوای بد تو آسمون، توپ‌های ضد هوایی رو زمین.

273
00:16:39,831 --> 00:16:40,915
‫همه جا خطر وجود داره.

274
00:16:41,540 --> 00:16:42,781
‫معلومه که حس خوبی دارم

275
00:16:42,831 --> 00:16:44,073
‫عالیه.

276
00:16:44,123 --> 00:16:45,415
‫فرود خوبی داشته باشی، گوفی.

277
00:16:57,873 --> 00:16:59,165
‫آرایش ترایدنت در صف.

278
00:17:01,581 --> 00:17:03,456
‫توالی ترایدنت، تحت نظره.

279
00:17:12,623 --> 00:17:13,623
‫قربان.

280
00:17:14,873 --> 00:17:18,040
‫کنترل ونگارد، آرایش ترایدنت،
‫آماده برای تیک‌آف.

281
00:17:36,623 --> 00:17:38,281
‫این چرخش‌ها بخشی از برنامه‌ی پرواز بود؟

282
00:17:38,331 --> 00:17:40,331
‫قربان، اون افسر خلبان دالیواله.

283
00:17:41,581 --> 00:17:42,581
‫خیلی بااستعداده.

284
00:17:43,748 --> 00:17:45,331
‫و یکم هم اهل خودنماییه، قربان.

285
00:17:59,789 --> 00:18:00,914
‫می‌تونیم بریم اتاق عملیات؟

286
00:18:02,414 --> 00:18:03,664
‫حتماً، قربان.

287
00:18:19,206 --> 00:18:21,498
‫قربان، امروز در جلسه‌ی ارزیابی شرکت می‌کنید؟

288
00:18:22,498 --> 00:18:23,539
‫توی روز اولم؟

289
00:18:24,789 --> 00:18:27,789
‫- فکر کنم امروز فقط نظارت کنم؟
‫- بله، قربان.

290
00:18:28,789 --> 00:18:30,323
‫قربان، پیامی از اداره هواشناسی.

291
00:18:30,373 --> 00:18:31,914
‫«توده ابر سنگین در مسیر ترایدنت.»

292
00:18:32,581 --> 00:18:34,323
‫- قربان؟
‫- اول ایمنی، همیشه.

293
00:18:34,373 --> 00:18:36,373
‫سکوت رادیویی رو بشکن.
‫بهشون هشدار بده.

294
00:18:37,373 --> 00:18:38,998
‫ترایدنت، کنترل ونگارد.

295
00:18:39,581 --> 00:18:41,989
‫احتیاط کنید، ابر بزرگی شکل گرفته.

296
00:18:42,039 --> 00:18:43,906
‫یه توده سنگین داره به سمتتون میاد...

297
00:18:43,956 --> 00:18:45,406
‫سکوت رادیویی، خان.

298
00:18:45,456 --> 00:18:46,914
‫هر چی که هست، خودم حلش می‌کنم.

299
00:18:50,706 --> 00:18:52,323
‫ترایدنت ۲، کنترل ونگارد.

300
00:18:52,373 --> 00:18:54,573
‫احتیاط کنید،
‫ابر بزرگی در منطقه شکل گرفته.

301
00:18:54,623 --> 00:18:56,073
‫صفر-چهار-صفر، ۳۰ کیلومتری.

302
00:18:56,123 --> 00:18:57,373
‫دریافت شد. ترایدنت ۲، متوجه شدم.

303
00:19:09,414 --> 00:19:11,656
‫سکوت رادیویی، گوفی.
‫می‌خوای توی کانال ۲ وراجی کنی؟

304
00:19:11,706 --> 00:19:14,406
‫دالی، چه غلطی می‌کنی پسر؟
‫هشدار ابر دادن.

305
00:19:14,456 --> 00:19:16,114
‫الان داریم توی هوا پرواز می‌کنیم،
‫مگه نه گوفی؟

306
00:19:16,164 --> 00:19:17,364
‫پس فقط از من پیروی کن.

307
00:19:17,414 --> 00:19:19,364
‫این مأموریت نیمه‌نهاییه.

308
00:19:19,414 --> 00:19:21,414
‫مهم نیست چی بشه،
‫به موقع تمومش می‌کنیم.

309
00:19:27,331 --> 00:19:29,239
‫کنترل ونگارد، ترایدنت ۲،

310
00:19:29,289 --> 00:19:31,206
‫لیدر جواب نمی‌ده.
‫طبق برنامه پیش می‌رم.

311
00:20:11,248 --> 00:20:12,823
‫آرایش ترایدنت،

312
00:20:12,873 --> 00:20:13,956
‫ارتباطم باهاتون قطع شد.

313
00:20:24,956 --> 00:20:26,623
‫آرایش ترایدنت، تأیید کنید تحت نظرید.

314
00:20:58,664 --> 00:20:59,997
‫لعنتی!

315
00:21:02,581 --> 00:21:03,581
‫دالی!

316
00:21:20,914 --> 00:21:22,781
‫آرایش ترایدنت، تأیید کنید
‫وضعیت عملیاتی عادیه.

317
00:21:22,831 --> 00:21:25,364
‫آرایش ترایدنت، تأیید کنید
‫وضعیت عملیاتی عادیه.

318
00:21:25,414 --> 00:21:27,081
‫مثبته. داریم می‌ریم سمت مهمونی.

319
00:21:28,956 --> 00:21:30,322
‫به خیر گذشت، پسرها.

320
00:21:30,372 --> 00:21:31,531
‫اما مأموریت اصلی الان شروع می‌شه.

321
00:21:31,581 --> 00:21:33,414
‫و فقط ۴۵ ثانیه وقت دارید.

322
00:21:33,997 --> 00:21:35,289
‫برید اون امتیازها رو بگیرید.

323
00:22:11,789 --> 00:22:13,997
‫آرایش ترایدنت در حال نزدیک شدن به هدفه.

324
00:22:19,164 --> 00:22:21,289
‫مأموریت انجام شد.
‫در حال بازگشت به پایگاه.

325
00:22:22,122 --> 00:22:24,872
‫قربان، آرایش ترایدنت
‫در حال بازگشت به پایگا‌هه.

326
00:22:27,039 --> 00:22:28,947
‫نظرم عوض شد، چو.

327
00:22:28,997 --> 00:22:32,581
‫من... توی جلسه ارزیابی شرکت می‌کنم.

328
00:22:42,664 --> 00:22:45,081
‫- گروهبان، دوربین رو ببر واحد تحلیل تصاویر.
‫- چشم قربان.

329
00:22:48,997 --> 00:22:49,997
‫حالت خوبه؟

330
00:22:53,664 --> 00:22:55,247
‫فکر نمی‌کنی یکم زیاده‌روی کردی؟

331
00:22:56,997 --> 00:22:58,789
‫حس خوبی بهش داشتی، نه؟

332
00:23:08,622 --> 00:23:12,572
‫گوفی، چرا به جای لغو مأموریت،
‫دنبالش کردی؟

333
00:23:12,622 --> 00:23:16,456
‫قربان، لیدر ازم خواست که دنبالش کنم،
‫پس گزینه‌ای برای لغو مأموریت وجود نداشت.

334
00:23:17,164 --> 00:23:18,372
‫یه حرکت استاندارد از یه خلبان همراه.

335
00:23:20,414 --> 00:23:21,414
‫کارت خوب بود.

336
00:23:22,414 --> 00:23:24,614
‫و تو؟ دستورات زمینی کاملاً واضح بود.

337
00:23:24,664 --> 00:23:28,706
‫پس چرا ریسک پرواز توی ابرها رو پذیرفتی؟

338
00:23:29,539 --> 00:23:31,156
‫برای ۲۰ امتیاز مأموریت، قربان.

339
00:23:31,206 --> 00:23:35,197
‫ریسک برخورد برای هر دو خلبان
‫هنگام پرواز توی ابرها خیلی بالا بود.

340
00:23:35,247 --> 00:23:36,239
‫این رو در نظر گرفته بودی؟

341
00:23:36,289 --> 00:23:37,822
‫قربان، ما یک ساله که با هم پرواز می‌کنیم.

342
00:23:37,872 --> 00:23:39,914
‫ما کاملاً به هم اعتماد داریم، قربان.

343
00:23:41,081 --> 00:23:42,289
‫و فرض کن،

344
00:23:44,456 --> 00:23:46,081
‫هنگام پرواز توی ابرها،

345
00:23:46,581 --> 00:23:47,831
‫جهتت رو گم می‌کردی؟

346
00:23:48,539 --> 00:23:50,539
‫می‌تونستیم راحت جهت رو پیدا کنیم، قربان.

347
00:23:51,122 --> 00:23:54,039
‫فقط اسکادران ما جی‌پی‌اس داره.

348
00:23:57,706 --> 00:23:58,706
‫پرواز ممنوع.

349
00:24:00,914 --> 00:24:02,039
‫برای یک هفته.

350
00:24:02,914 --> 00:24:03,914
‫هیچ سورتی پروازی ندارید.

351
00:24:05,206 --> 00:24:06,156
‫ببخشید، قربان؟

352
00:24:06,206 --> 00:24:08,539
‫برای یه هفته،
‫فقط وظایف زمینی انجام می‌دید.

353
00:24:09,122 --> 00:24:10,656
‫پاکسازی پرنده، کارهای اداری...

354
00:24:10,706 --> 00:24:13,614
‫شما عکس‌های سورتی پرواز بقیه خلبان‌ها رو
‫تفسیر می‌کنید.

355
00:24:13,664 --> 00:24:16,072
‫ببخشید قربان، ولی چرا؟

356
00:24:16,122 --> 00:24:19,239
‫مأموریت باید تموم می‌شد
‫و من فقط یه ریسک حساب‌شده کردم.

357
00:24:19,289 --> 00:24:20,997
‫قربان، اگه این کار رو نمی‌کردیم،

358
00:24:21,580 --> 00:24:23,697
‫شکست می‌خوردیم و تمام تقصیرش
‫گردن پیکان‌های طلایی می‌افتاد.

359
00:24:23,747 --> 00:24:25,572
‫به همین سادگی، قربان.

360
00:24:25,622 --> 00:24:27,197
‫و راه دیگه‌ای هم نبود، قربان.

361
00:24:27,247 --> 00:24:28,705
‫همه همین‌طور فکر می‌کنید،

362
00:24:30,330 --> 00:24:31,330
‫که

363
00:24:32,330 --> 00:24:33,614
‫هیچ راه دیگه‌ای نبوده؟

364
00:24:33,664 --> 00:24:34,789
‫بود، قربان.

365
00:24:35,414 --> 00:24:36,322
‫یه راه دیگه بود.

366
00:24:36,372 --> 00:24:37,747
‫بگو ببینم بالدی. توضیح بده.

367
00:24:38,330 --> 00:24:39,955
‫قربان، مانور پیچ‌تند..

368
00:24:40,747 --> 00:24:42,289
‫می‌تونستید دور ابر پرواز کنید.

369
00:24:45,622 --> 00:24:47,747
‫و زمانی که صرف تغییر مسیر می‌شد چی؟

370
00:24:48,830 --> 00:24:49,947
‫نهایتاً دو دقیقه.

371
00:24:49,997 --> 00:24:52,447
‫طول اون ابر ده کیلومتر بود.

372
00:24:52,497 --> 00:24:55,155
‫و با دور زدن ابرها می‌شد ۲۰ کیلومتر.

373
00:24:55,205 --> 00:24:58,289
‫سوخت اضافی که برای
‫این تغییر مسیر لازم بود چی؟

374
00:25:00,164 --> 00:25:02,614
‫قربان، با سرعت ۸۰۰ کیلومتر بر ساعت،

375
00:25:02,664 --> 00:25:05,664
‫ما احتمالاً سوخت خیلی بیشتری
‫برای مقابله با تلاطم ابرها مصرف کردیم

376
00:25:06,455 --> 00:25:10,830
‫تا اون مقدار اضافی که برای پیمودن
‫اون ده کیلومتر اختلاف نیاز بود.

377
00:25:12,164 --> 00:25:15,455
‫به نظرم پیچ‌تند گزینه‌ی ایمن‌تر
‫و کارآمدتری بود.

378
00:25:16,539 --> 00:25:18,947
‫کاملاً واضحه، چیزی که برای من ایمنه،

379
00:25:18,997 --> 00:25:20,739
‫برای جناب پروفسور ما خطرناکه.

380
00:25:20,789 --> 00:25:23,364
‫و اشکالی نداره. هر خلبانی
‫توانایی ریسک‌پذیری خودش رو داره...

381
00:25:23,414 --> 00:25:24,705
‫پس قبول داری.

382
00:25:26,330 --> 00:25:27,655
‫که راه دیگه‌ای هم بوده.

383
00:25:27,705 --> 00:25:30,155
‫قربان، اون لحظه،
‫فقط من توی آسمون بودم.

384
00:25:30,205 --> 00:25:31,914
‫نه شما اونجا بودید و نه اون.

385
00:25:33,205 --> 00:25:35,780
‫و اگه زمان جنگ بود، قربان،
‫بازم مأموریت رو لغو می‌کردیم...

386
00:25:35,830 --> 00:25:37,872
‫دو هفته پرواز ممنوع، دالیوال.

387
00:25:38,997 --> 00:25:41,447
‫بذار ریسک رو واسه یه جنگ واقعی نگه داریم.

388
00:25:41,497 --> 00:25:43,705
‫الان که هیچ جنگی در کار نیست.

389
00:25:56,830 --> 00:26:06,830
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

390
00:26:19,955 --> 00:26:21,447
‫السلام علیکم، رئیس.

391
00:26:21,497 --> 00:26:23,989
‫یه خبر فوری دارم که باید بدم.

392
00:26:24,039 --> 00:26:25,405
‫ژنرال عزیز

393
00:26:25,455 --> 00:26:27,789
‫و ژنرال محمود هر دو روی خط هستن.

394
00:26:28,539 --> 00:26:29,664
‫بگو.

395
00:26:30,330 --> 00:26:31,822
‫قربان، طبق برنامه،

396
00:26:31,872 --> 00:26:36,947
‫سربازهای هنگ ۱۲ پیاده‌نظام شمالی
‫۸ پاسگاه خالی هند رو تصرف کردن.

397
00:26:36,997 --> 00:26:38,405
‫اما وقتی پیشروی کردن،

398
00:26:38,455 --> 00:26:42,580
‫پاسگاه‌های مخفی خیلی بیشتری پیدا کردن
‫که اصلاً ازشون خبر نداشتیم.

399
00:26:46,372 --> 00:26:49,405
‫واضحه که هند داره از بزرگراه ملی ۱
‫مثل یه قلعه محافظت می‌کنه.

400
00:26:49,455 --> 00:26:51,572
‫و حالا که هند به توافق احترام می‌ذاره

401
00:26:51,622 --> 00:26:53,489
‫و از تمام این پاسگاه‌ها عقب‌نشینی می‌کنه،

402
00:26:53,539 --> 00:26:55,414
‫باید از این موقعیت نهایتِ استفاده رو ببریم.

403
00:26:55,914 --> 00:26:57,572
‫فکر کنم باید همه‌شون رو بگیریم، قربان.

404
00:26:57,622 --> 00:27:00,155
‫حسن، برای حفظ پاسگاه‌ها
‫در چنین منطقه‌ی وسیعی،

405
00:27:00,205 --> 00:27:03,530
‫باید مرخصی زمستانیِ
‫سه چهار هزار سرباز رو لغو کنیم.

406
00:27:03,580 --> 00:27:06,239
‫ما الانم با عبور از خط کنترل در زمستان،

407
00:27:06,289 --> 00:27:07,530
‫داریم توافق شیملا رو نقض می‌کنیم.

408
00:27:07,580 --> 00:27:11,572
‫تصرف ۲۰۰ کیلومتر مربع از منطقه
‫یه تهاجم بزرگ محسوب می‌شه.

409
00:27:11,622 --> 00:27:16,830
‫ژنرال محمود، مگه هر روز
‫عازمِ تصرف کشمیر می‌شی؟

410
00:27:18,830 --> 00:27:19,830
‫نه قربان.

411
00:27:21,539 --> 00:27:24,622
‫پس، هیچوقت فرصتی بهتر از این گیرت نمیاد.

412
00:27:26,080 --> 00:27:27,947
‫- ژنرال حسن.
‫- بله قربان.

413
00:27:27,997 --> 00:27:30,822
‫برای تصرف همه‌ی اون پاسگاه‌ها آماده شید.

414
00:27:30,872 --> 00:27:33,155
‫اونا حتی توی خواب هم نمی‌بینن

415
00:27:33,205 --> 00:27:34,497
‫که ما بتونیم یه همچین کاری بکنیم.

416
00:27:34,914 --> 00:27:37,997
‫توی این عملیات، جسارت ما
‫بزرگ‌ترین نقطه قوتمون خواهد بود.

417
00:27:38,580 --> 00:27:42,622
‫شروع کنید به لیست کردن تدارکات.
‫طاقر ضیاء رو می‌فرستم پیشت.

418
00:27:43,205 --> 00:27:46,747
‫- زنده باد پاکستان.
‫- زنده باد پاکستان، قربان.

419
00:28:07,038 --> 00:28:08,822
‫دالی. یه خبر خوب دارم.

420
00:28:08,872 --> 00:28:12,280
‫اسکادران بمب‌افکن،
‫پایگاه ارتباطی سرزمین قرمز رو نابود کرد.

421
00:28:12,330 --> 00:28:13,622
‫و ما نیمه‌نهایی رو بردیم.

422
00:28:14,455 --> 00:28:16,163
‫- می‌دونم.
‫- درسته.

423
00:28:17,247 --> 00:28:19,038
‫ولی پست بعدی‌ام رو گرفتم.

424
00:28:20,080 --> 00:28:21,538
‫اسکادران میراژ.

425
00:28:22,455 --> 00:28:23,497
‫میرا...

426
00:28:25,497 --> 00:28:28,413
‫مستقیم از ماروتی به فراری رسیدی.

427
00:28:32,247 --> 00:28:33,788
‫تبریک می‌گم، سانگی.

428
00:28:35,747 --> 00:28:40,830
‫امیدوارم اونجا فرمانده پروازی نباشه
‫که ریسک‌پذیری رو تنبیه کنه.

429
00:28:41,663 --> 00:28:44,830
‫ولش کن، دالی.
‫تو نیمه‌نهایی رو واسه ما بردی، پسر.

430
00:28:45,413 --> 00:28:47,155
‫بیا امروز جشن بگیریم.

431
00:28:47,205 --> 00:28:49,072
‫بزن بریم. امشب نوشیدنی مهمونِ من.

432
00:28:49,122 --> 00:28:51,080
‫نه پسر. خوش بگذره.
‫حوصله ندارم. ممنون.

433
00:28:53,080 --> 00:28:54,163
‫نامردیه.

434
00:28:54,872 --> 00:28:57,822
‫بیاید همه باهم باهاش حرف بزنیم.
‫ببینیم جناب آهوجا چی می‌گه.

435
00:28:57,872 --> 00:28:58,872
‫آره، ببینیم.

436
00:28:59,455 --> 00:29:00,530
‫اون فرمانده پروازه.

437
00:29:00,580 --> 00:29:03,405
‫هر کاری دلش بخواد می‌کنه،
‫کسی هم نمی‌تونه چیزی بگه.

438
00:29:03,455 --> 00:29:06,205
‫فرمانده پرواز باشه که باشه،
‫ما هم مجردیم!

439
00:29:07,455 --> 00:29:08,788
‫شاید نتونیم باهاش منطقی حرف بزنیم،

440
00:29:09,497 --> 00:29:10,913
‫ولی قطعاً می‌تونیم اذیتش کنیم.

441
00:29:18,080 --> 00:29:19,247
‫بزنید بریم.

442
00:29:20,038 --> 00:29:21,205
‫پروفسور کجاست؟

443
00:29:21,788 --> 00:29:23,655
‫همون‌جاییه که هر شب هست.

444
00:29:23,705 --> 00:29:24,705
‫باشه، پس بزنید بریم!

445
00:29:25,122 --> 00:29:26,705
‫بالا، دوستم داری یا نه؟

446
00:29:28,122 --> 00:29:29,405
‫این چه سؤالیه؟

447
00:29:29,455 --> 00:29:30,822
‫معلومه که دارم.

448
00:29:30,872 --> 00:29:32,622
‫پس، با من فرار می‌کنی؟

449
00:29:37,205 --> 00:29:39,988
‫مادهاوی، من هنوز حتی ستوان خلبان هم نشدم.

450
00:29:40,038 --> 00:29:42,038
‫آموزشم هنوز ادامه داره.

451
00:29:43,497 --> 00:29:45,238
‫راستش، فکر نمی‌کنم
‫الان وقت مناسبی باشه.

452
00:29:45,288 --> 00:29:47,830
‫توی خونه فشار زیادی رومه.
‫لطفاً سعی کن درک کنی.

453
00:29:52,580 --> 00:29:54,080
‫داری می‌پیچونی؟

454
00:29:55,038 --> 00:29:55,947
‫شما برید.

455
00:29:55,997 --> 00:29:57,330
‫ما که نپرسیدیم.

456
00:30:01,538 --> 00:30:03,830
‫مادهاوی، یه ساعت دیگه بهت زنگ می‌زنم.

457
00:30:05,997 --> 00:30:06,997
‫الو؟

458
00:30:10,788 --> 00:30:12,330
‫قطع شد.

459
00:30:39,580 --> 00:30:41,030
‫- سلام خانم.
‫- سلام خانم.

460
00:30:41,080 --> 00:30:42,788
‫یکم دیر نکردید؟

461
00:30:43,538 --> 00:30:44,613
‫توی اسکادران قبلی،

462
00:30:44,663 --> 00:30:47,205
‫مجردها روز دوم واسه دورهمی می‌اومدن.

463
00:30:49,955 --> 00:30:51,205
‫تیمت رسید.

464
00:30:52,538 --> 00:30:53,705
‫بالأخره.

465
00:30:54,788 --> 00:30:56,372
‫به خونه خوش اومدید، بچه‌ها.

466
00:30:56,413 --> 00:30:57,538
‫من نمی‌نوشم.

467
00:30:58,288 --> 00:31:01,997
‫ولی به بقیه نوشیدنی میدم.
‫این بار مال شماست. هر چی می‌خواید بردارید.

468
00:31:02,580 --> 00:31:03,697
‫رو فُرمی‌ها، دالی؟

469
00:31:03,747 --> 00:31:06,530
‫- این دومی منه، اون هفتمی‌شه.
‫- هفتمی‌شه؟

470
00:31:06,580 --> 00:31:09,247
‫مگه توی دورهمی مجانی نیست؟
‫واسه همین داره تا تهش می‌خوره!

471
00:31:10,038 --> 00:31:12,080
‫نمی‌خواد پول نوشیدنی‌اش رو بده!

472
00:31:12,955 --> 00:31:13,997
‫بفرمایید.

473
00:31:15,288 --> 00:31:16,580
‫شروع کنید به خُرد کردن.

474
00:31:20,830 --> 00:31:22,705
‫غذای مخصوص من رو درست می‌کنیم.

475
00:31:24,746 --> 00:31:26,205
‫می‌خواید غذا بخورید، نه؟

476
00:31:27,121 --> 00:31:28,746
‫- بله خانم.
‫- پس شروع کنید.

477
00:31:35,496 --> 00:31:38,080
‫به چی نگاه می‌کنید؟
‫این خونه مال خانم آلکاست.

478
00:31:38,788 --> 00:31:40,121
‫من فقط اینجا زندگی می‌کنم.

479
00:31:41,288 --> 00:31:42,288
‫بجنبید.

480
00:31:46,746 --> 00:31:47,955
‫من هویج‌ها رو خرد می‌کنم.

481
00:31:48,663 --> 00:31:49,871
‫منم سیب‌زمینی‌ها رو خرد می‌کنم.

482
00:31:53,955 --> 00:31:56,205
‫داداش، حس می‌کنم
‫اومدن به این دورهمی نتیجه‌ی برعکس داده.

483
00:31:57,788 --> 00:32:00,538
‫راستش، این دو تا خیلی بیشتر از ما هماهنگن.

484
00:32:01,080 --> 00:32:03,288
‫این پچ‌پچ‌ها چیه؟

485
00:32:04,163 --> 00:32:07,196
‫اگه می‌خواستید با هم حرف بزنید،
‫چرا اومدید اینجا دورهمی؟

486
00:32:07,246 --> 00:32:08,371
‫بذارید ما هم بشنویم، بجنبید.

487
00:32:09,121 --> 00:32:11,863
‫قربان، راستش، مکس داشت

488
00:32:11,913 --> 00:32:14,788
‫در مورد فینال رزمایش می‌پرسید...

489
00:32:16,038 --> 00:32:18,121
‫قانون شماره یکِ دورهمی توی این خونه،

490
00:32:19,121 --> 00:32:20,913
‫هیچ حرفی از پرواز زده نمی‌شه.

491
00:32:22,205 --> 00:32:24,238
‫- حرفی از پرواز زده نمیشه، داداش.
‫- نه.

492
00:32:24,288 --> 00:32:26,163
‫- قربان.
‫- ممنون، سانگی.

493
00:32:26,705 --> 00:32:28,155
‫ولی خانم، این قانون خیلی بی‌انصافیه.

494
00:32:28,205 --> 00:32:31,580
‫اگه این قانون توی خونه ما بود،
‫من هیچوقت خلبان جنگنده نمی‌شدم.

495
00:32:32,371 --> 00:32:33,705
‫این مکالمه آزاده.

496
00:32:35,121 --> 00:32:37,580
‫راجندرا دالیوال، خانم، پدرم...

497
00:32:38,205 --> 00:32:40,705
‫اونم توی نیروی هوایی بود.
‫افسر عملیات زمینی.

498
00:32:41,371 --> 00:32:43,455
‫و مادرم هم آشپز بی‌نظیری بود.

499
00:32:44,121 --> 00:32:46,830
‫برای همین، همه خلبان‌های جنگنده
‫واسه دورهمی می‌اومدن خونه‌ی ما.

500
00:32:47,955 --> 00:32:50,405
‫با شنیدن داستان‌های پروازشون بزرگ شدم،

501
00:32:50,455 --> 00:32:51,821
‫یه روز خودمم عاشق خلبانی شدم.

502
00:32:51,871 --> 00:32:53,905
‫پدرت الان کجا خدمت می‌کنه؟

503
00:32:53,955 --> 00:32:55,288
‫- بازنشسته شده.
‫- بازنشسته شده.

504
00:32:58,205 --> 00:32:59,955
‫فرمانده بال دالیوال.

505
00:33:01,371 --> 00:33:02,496
‫ورودی ۶۹.

506
00:33:03,788 --> 00:33:05,321
‫افسر منضبطی بود.

507
00:33:05,371 --> 00:33:08,038
‫- یه بار توی تزپور دیدمش.
‫- هی، یه دقیقه صبر کنید.

508
00:33:08,663 --> 00:33:13,030
‫جناب آهوجا از همه پرونده داره.
‫ولی من هیچی نمی‌دونم.

509
00:33:13,080 --> 00:33:16,580
‫خب بقیه‌تون چطور عاشق خلبانی شدید؟

510
00:33:18,871 --> 00:33:19,955
‫- بله؟
‫- سانگی.

511
00:33:21,455 --> 00:33:25,371
‫خانم، اونجایی که من ازش اومدم، تنها راه
‫برای بیرون رفتن از شهر پیوستن به ارتشه.

512
00:33:26,330 --> 00:33:29,371
‫پدرم، پدربزرگم، هردو توی ارتش بودن.

513
00:33:30,246 --> 00:33:32,746
‫ولی هیچ‌کدوم نتونستن توی جنگ بجنگن.

514
00:33:33,663 --> 00:33:37,246
‫برای همین، من فقط سعی می‌کنم
‫اون دِین رو ادا کنم.

515
00:33:37,913 --> 00:33:42,121
‫خانم، اون زیاد نمی‌نوشه، واسه همین
‫همیشه بین دِین و وظیفه‌اش گیر کرده.

516
00:33:59,705 --> 00:34:03,321
‫خانم، وقتی گفتید مخصوص،
‫یه چیز دیگه توی ذهنم بود.

517
00:34:03,371 --> 00:34:05,996
‫فکر نمی‌کردم پلو انقدر خوشمزه باشه.

518
00:34:06,538 --> 00:34:07,580
‫توش چی داره؟

519
00:34:08,455 --> 00:34:10,071
‫خیلی ممنون بابت غذا، خانم.

520
00:34:10,121 --> 00:34:13,863
‫ولی دیگه باید برم.
‫یه تماس فوری دارم.

521
00:34:13,913 --> 00:34:17,080
‫خب، ظرف‌ها رو کی می‌شوره؟
‫رسم رو فراموش کردید؟

522
00:34:18,371 --> 00:34:21,280
‫راستی بالدی،
‫از همین‌جا هم می‌تونی زنگ بزنی.

523
00:34:21,330 --> 00:34:23,830
‫- تلفن داریم.
‫- آره، زنگ بزن.

524
00:34:24,705 --> 00:34:27,038
‫قربان، می‌خواد از باجه‌ی عمومی
‫تماس خصوصی بگیره.

525
00:34:31,705 --> 00:34:32,913
‫می‌تونی بری، بالدی.

526
00:34:33,830 --> 00:34:36,113
‫دالی، تو ظرف‌های سهم بالدی رو بشور.

527
00:34:36,163 --> 00:34:37,246
‫بله. حتماً خانم.

528
00:34:37,955 --> 00:34:39,996
‫ولی اون کیه، پروفسور؟

529
00:34:40,788 --> 00:34:42,446
‫داری کل اسکادران رو واسه اون می‌پیچونی.

530
00:34:42,496 --> 00:34:45,246
‫کسی نیست دالی.
‫یه تماس فوری خانوادگی دارم.

531
00:34:45,996 --> 00:34:48,529
‫فردا می‌بینمتون. ممنون قربان.
‫ممنون خانم.

532
00:34:48,579 --> 00:34:51,988
‫ولی چه مسئله‌ی اضطراری خانوادگی‌ای پیش اومده؟

533
00:34:52,038 --> 00:34:53,363
‫دالی، کیف پول.

534
00:34:53,413 --> 00:34:54,988
‫دارم واسه همه مخاطبش رو درمیارم.

535
00:34:55,038 --> 00:34:56,946
‫حتماً باید عکس طرف اینجا باشه.

536
00:34:56,996 --> 00:34:59,071
‫- فقط دارم چک می‌کنم، پسر.
‫- این کارو نکن.

537
00:34:59,121 --> 00:35:01,788
‫- هی، یه دقیقه صبر کن. ایناهاش. می‌بینمش.
‫- دالی!

538
00:35:14,621 --> 00:35:15,738
‫می‌رم جعبه کمک‌های اولیه رو میارم.

539
00:35:15,788 --> 00:35:16,696
‫اوه، نه خانم.

540
00:35:16,746 --> 00:35:18,279
‫- کاملاً خوبم. حالم کاملاً خوبه.
‫- نه، نیستی.

541
00:35:18,329 --> 00:35:19,954
‫حالم کاملاً خوبه خانم.

542
00:35:29,913 --> 00:35:30,996
‫قربان.

543
00:35:55,746 --> 00:36:00,704
‫جناب میان، با اطمینان می‌تونم بگم
‫که این یارو کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌شه.

544
00:36:01,454 --> 00:36:03,913
‫نباید زیاد بهش اعتماد کنید.

545
00:36:08,871 --> 00:36:09,871
‫ژنرال.

546
00:36:11,788 --> 00:36:13,996
‫داشتیم شروع می‌کردیم. بفرمایید.

547
00:36:19,246 --> 00:36:21,913
‫قربان، خیلی فوری احضارم کردید.
‫همه چی رو به راهه؟

548
00:36:23,621 --> 00:36:25,329
‫جناب بات نگرانی‌هایی داره.

549
00:36:27,204 --> 00:36:29,871
‫فکر کردم از این فرصت استفاده کنم
‫و باهات صبحانه هم بخورم.

550
00:36:30,746 --> 00:36:34,621
‫من صبحانه خوردم، جناب میان.
‫ولی یکم میوه می‌خورم.

551
00:36:35,621 --> 00:36:39,413
‫بگو ببینم، جناب بات.
‫نگرانی‌های سازمان اطلاعات چیه؟

552
00:36:40,413 --> 00:36:42,029
‫نگرانی اینه که

553
00:36:42,079 --> 00:36:45,954
‫چرا مرخصی زمستانی هزاران سرباز
‫سپاه دهم رو لغو کردیم

554
00:36:46,621 --> 00:36:48,204
‫و به اسکاردو اعزامشون می‌کنیم؟

555
00:36:48,788 --> 00:36:52,954
‫چنین جابه‌جایی سنگین نیرویی
‫در امتداد خط کنترل وسط مذاکرات صلح؟

556
00:36:53,663 --> 00:36:54,871
‫کمی نگران‌کننده‌ست.

557
00:37:07,038 --> 00:37:11,954
‫قربان، ما اطلاعاتی داریم که یه عده مجاهدین
‫نقشه دارن به دره نفوذ کنن

558
00:37:12,788 --> 00:37:15,371
‫تا مذاکرات صلح رو به هم بزنن.

559
00:37:17,079 --> 00:37:20,788
‫به عنوان رئیس سازمان اطلاعات، شاید
‫به این اطلاعات دسترسی نداشتید.

560
00:37:22,579 --> 00:37:26,488
‫قربان، برای حفظ صلح در مرز،
‫خیلی از مرخصی‌ها لغو شده.

561
00:37:26,538 --> 00:37:29,913
‫خیلی‌ها در امتداد مرز مستقر شدن.

562
00:37:30,871 --> 00:37:32,704
‫پس این یعنی شما دارید

563
00:37:33,954 --> 00:37:36,079
‫این کار رو می‌کنید تا امنیت
‫مذاکرات صلح رو حفظ کنید؟

564
00:37:37,413 --> 00:37:38,871
‫بله قربان. البته.

565
00:37:43,829 --> 00:37:45,071
‫خیلی بافکرید.

566
00:37:45,121 --> 00:37:49,704
‫قربان، ارتش و دولت مدت‌هاست
‫که درگیر کشمکشِ طولانی هستن.

567
00:37:50,788 --> 00:37:52,204
‫می‌خوام به این وضعیت پایان بدم.

568
00:37:53,204 --> 00:37:56,913
‫می‌خوام به مردم نشون بدم
‫که راولپندی و اسلام‌آباد،

569
00:37:57,496 --> 00:37:58,954
‫می‌تونن توی یه زمین بازی کنن، قربان.

570
00:38:00,079 --> 00:38:01,496
‫ما می‌تونیم با هم کار کنیم.

571
00:38:06,579 --> 00:38:08,704
‫می‌بینی جناب بات؟
‫بهت گفتم، نگفتم؟

572
00:38:10,204 --> 00:38:12,121
‫نیازی نیست نگران ژنرال مشرف باشی.

573
00:38:13,412 --> 00:38:14,662
‫اون داره توی تیم ما بازی می‌کنه.

574
00:38:18,454 --> 00:38:22,871
‫[پایگاه نیروی هوایی باتیندا]

575
00:38:33,579 --> 00:38:36,029
‫متأسفم، خانم. دوباره چک کردم.

576
00:38:36,079 --> 00:38:38,154
‫اسمتون توی لیست بازدیدکننده‌های مجاز نیست.

577
00:38:38,204 --> 00:38:41,196
‫قربان، لطفاً فقط یه بار
‫من رو به بالا وصل کنید...

578
00:38:41,246 --> 00:38:42,946
‫یعنی به افسر خلبان بال ردی وصلم کنید.

579
00:38:42,996 --> 00:38:44,321
‫اون همه چی رو براتون توضیح می‌ده.

580
00:38:44,371 --> 00:38:46,996
‫متأسفم خانم. یه رزمایش در جریانه.
‫الان هیچ کاری از دستم برنمیاد.

581
00:38:47,996 --> 00:38:51,037
‫پس بذارید با فرمانده اسکادران صحبت کنم.
‫جناب تونی، درسته؟

582
00:39:16,371 --> 00:39:17,496
‫ببخشید، قربان.

583
00:39:18,371 --> 00:39:20,371
‫اصلاً خبر نداشتم

584
00:39:21,454 --> 00:39:22,912
‫که مادهاوی داره میاد اینجا.

585
00:39:27,121 --> 00:39:28,496
‫- چو.
‫- بله، قربان؟

586
00:39:29,287 --> 00:39:32,037
‫می‌شه اون رو توی مهمان‌سرای وی‌آی‌پی
‫اسکان داد؟

587
00:39:32,829 --> 00:39:33,829
‫کاملاً پره، قربان.

588
00:39:39,121 --> 00:39:40,121
‫قربان...

589
00:39:41,996 --> 00:39:43,662
‫اون می‌تونه پیش ما بمونه.

590
00:39:46,496 --> 00:39:48,454
‫من و آلکا خوشحال می‌شیم
‫از مادهاوی میزبانی کنیم.

591
00:39:51,079 --> 00:39:54,704
‫خیلی خب پس.
‫بالدی، می‌تونی برگردی سر کارت.

592
00:39:55,829 --> 00:39:57,079
‫بله، قربان.

593
00:40:09,287 --> 00:40:11,537
‫آژیرِ فینال رزمایش بازی جنگ ممکنه
‫هر لحظه به صدا در بیاد.

594
00:40:11,579 --> 00:40:12,496
‫باید آماده باشیم.

595
00:40:12,537 --> 00:40:14,871
‫هدف ما پایگاه هوایی کلیدی
‫سرزمین قرمز خواهد بود.

596
00:40:15,662 --> 00:40:19,621
‫اما این بار بعد از بمباران عکس می‌گیریم،
‫نه قبلش،

597
00:40:20,287 --> 00:40:24,112
‫تا بفهمیم که آیا بمب‌ها به هدف خوردن یا نه.

598
00:40:24,162 --> 00:40:28,871
‫ارزیابی خسارات جنگی خیلی خطرناک‌تر
‫از پرواز شناسایی عکاسیه.

599
00:40:29,496 --> 00:40:32,037
‫چون دیگه عامل غافلگیری رو نخواهیم داشت.

600
00:40:32,662 --> 00:40:34,904
‫رادارهای اونا منتظر ما خواهند بود.

601
00:40:34,954 --> 00:40:36,954
‫و قطعاً موشک‌های زمین‌به‌هوا خواهند داشت.

602
00:40:40,704 --> 00:40:44,904
‫پس این بار،
‫یه استراتژی جدید رو امتحان می‌کنیم.

603
00:40:44,954 --> 00:40:49,454
‫این استراتژی نه تنها توی رزمایش،
‫بلکه توی جنگ واقعی هم به دردمون می‌خوره.

604
00:40:59,454 --> 00:41:01,579
‫اگر این صفحه رادار دشمن باشه...

605
00:41:03,954 --> 00:41:05,787
‫چند تا نقطه روش دیده می‌شه؟

606
00:41:06,954 --> 00:41:08,954
‫قربان، شش تا.

607
00:41:14,704 --> 00:41:16,329
‫دقیقاً.

608
00:41:16,912 --> 00:41:19,071
‫شش تا جت در آرایش نزدیک.

609
00:41:19,121 --> 00:41:23,537
‫اونقدر نزدیک که باید روی صفحه رادار دشمن
‫به شکل یه نقطه‌ی بزرگ دیده بشه.

610
00:41:24,079 --> 00:41:28,112
‫و دشمن باید فکر کنه که
‫این یه هواپیمای ترابری بزرگه.

611
00:41:28,162 --> 00:41:30,537
‫ما تا رسیدن به هدف،
‫در آرایش نزدیک پرواز می‌کنیم.

612
00:41:31,121 --> 00:41:34,529
‫و در لحظه‌ی آخر، آرایش رو می‌شکنیم
‫و عکس می‌گیریم.

613
00:41:34,579 --> 00:41:38,446
‫و بعد از عکس‌برداری،
‫قبل از این‌که رهگیرهای اونا برسن،

614
00:41:38,496 --> 00:41:40,412
‫خط کنترل فرضی رو رد کردیم.

615
00:41:41,245 --> 00:41:43,870
‫وارد آسمان خودی می‌شیم. مفهومه؟

616
00:41:47,787 --> 00:41:49,995
‫چتونه بچه‌ها؟ خیلی ریسکیه؟

617
00:41:52,037 --> 00:41:54,954
‫دالی، می‌خواستم دوباره تو رو
‫به پرواز برگردونم.

618
00:41:57,912 --> 00:42:00,912
‫- ولی خب. اگه نمی‌تونی، پس...
‫- نه. ما می‌تونیم قربان.

619
00:42:01,537 --> 00:42:02,537
‫ما انجامش می‌دیم.

620
00:42:03,370 --> 00:42:05,912
‫- چی گفتی؟
‫- انجامش می‌دیم، قربان!

621
00:42:07,412 --> 00:42:08,412
‫خوبه.

622
00:42:10,412 --> 00:42:12,745
‫و دالی، این بار با گوفی پرواز نمی‌کنی.

623
00:42:15,204 --> 00:42:18,787
‫خلبان‌های همراه همه رو عوض کردم.
‫تابلوی برنامه‌ پرواز رو چک کنید.

624
00:42:42,537 --> 00:42:45,620
‫بالدی، موقعیت رو اعلام کن.
‫من روی ۷۰۰ هستم، سرعتت رو با من یکی کن.

625
00:42:50,870 --> 00:42:53,912
‫- در موقعیتم.
‫- حالا موقعیت رو حفظ کن، بالدی.

626
00:43:05,037 --> 00:43:07,245
‫سانگی در حال ملحق شدنه.
‫گوفی موقعیت رو اعلام کن.

627
00:43:08,204 --> 00:43:09,620
‫گوفی در حال ملحق شدنه.

628
00:43:11,704 --> 00:43:13,662
‫- تیکای در حال ملحق شدنه.
‫- مکس در حال ملحق شدنه.

629
00:43:14,412 --> 00:43:16,954
‫ترایدنت‌ها، آرایش الماسی کامله.

630
00:43:17,454 --> 00:43:20,287
‫سرعت رو حفظ کنید.
‫بیاید گند نزنیم، بچه‌ها.

631
00:43:24,120 --> 00:43:26,570
‫بالدی، خیلی نزدیک شدی.
‫داری عقب می‌مونی، مرد.

632
00:43:26,620 --> 00:43:28,279
‫ببخشید سانگی. در حال حفظ سرعتم.

633
00:43:28,329 --> 00:43:30,570
‫بالدی، اینجا سرویس مدرسه نیست.
‫روی ۷۰۰ بمون.

634
00:43:30,620 --> 00:43:32,904
‫- دالی، سرعت رو کم کن و با بالدی هماهنگ شو؟
‫- منفیه.

635
00:43:32,954 --> 00:43:35,237
‫مأموریت هم باید با همین سرعت
‫انجام بشه، درسته؟

636
00:43:35,287 --> 00:43:37,737
‫- بالدی، سرعتت رو زیاد کن.
‫- دریافت شد.

637
00:43:37,787 --> 00:43:38,954
‫در حال افزایش.

638
00:43:46,370 --> 00:43:47,745
‫آرایش در سرعت ۷۰۰ ثابته.

639
00:43:48,829 --> 00:43:49,829
‫آماده‌ی چرخش به چپ.

640
00:43:50,787 --> 00:43:51,995
‫بالدی، حواست رو جمع کن.

641
00:43:53,579 --> 00:43:55,745
‫ترایدنت‌ها، اصلاح مسیر به چپ ۰-۵-۳.

642
00:44:01,079 --> 00:44:05,495
‫آرایش در چرخش ثابته.
‫حالا سرعت رو به ۷۵۰ برسونید!

643
00:44:06,079 --> 00:44:08,245
‫بالدی، چیکار داری می‌کنی؟
‫دوباره داری عقب می‌مونی.

644
00:44:09,037 --> 00:44:12,245
‫بالدی، هنوز حتی نزدیک ۱ ماخ هم نشدیم.
‫روی ۷۵۰ بمون.

645
00:44:13,120 --> 00:44:14,362
‫دارم سعی می‌کنم.

646
00:44:14,412 --> 00:44:15,570
‫دالی، چرا گوش نمی‌کنی؟

647
00:44:15,620 --> 00:44:19,154
‫- بیاید سرعت رو با بالدی هماهنگ کنیم.
‫- منفیه. بیاید روی ۷۵۰ بمونیم.

648
00:44:19,204 --> 00:44:21,120
‫همه، همین الان ۷۵۰!

649
00:44:21,829 --> 00:44:25,362
‫بالدی، چیکار می‌کنی؟ با هم برخورد می‌کنیم.
‫تیکای، جدا شو، همین الان!

650
00:44:25,412 --> 00:44:27,362
‫- تیکای در حال جدا شدنه!
‫- پیکان‌ها، جدا شید!

651
00:44:27,412 --> 00:44:29,245
‫لغو! لغو! لغو عملیات!

652
00:44:35,954 --> 00:44:37,412
‫بیخیال، بچه‌ها!

653
00:44:49,954 --> 00:44:53,120
‫[کافه افسران]
‫[باتیندا]

654
00:44:56,370 --> 00:44:57,787
‫بشینید، بشینید، بشینید. لطفاً.

655
00:44:59,620 --> 00:45:01,870
‫چی شد؟
‫چرا همه انقدر بدخلق هستن؟

656
00:45:03,745 --> 00:45:07,412
‫این یه پرواز تمرینی بود،
‫نه یه مأموریت رزمایش جنگی.

657
00:45:08,245 --> 00:45:09,995
‫یه دور دیگه برای همه، لطفاً.

658
00:45:11,328 --> 00:45:12,412
‫سانگی؟

659
00:45:13,537 --> 00:45:16,320
‫ما بعد از رد شدن خطر از بیخ گوشمون،
‫جشن می‌گیریم، مگه نه؟

660
00:45:16,370 --> 00:45:20,037
‫جشن می‌گیریم، قربان.
‫اما این یکی خیلی خطرناک بود.

661
00:45:21,495 --> 00:45:23,162
‫نزدیک بود با هم برخورد کنیم.

662
00:45:25,703 --> 00:45:28,862
‫احتمالاً اولین باری بود که
‫توی یه آرایش شش‌تایی پرواز می‌کردیم.

663
00:45:28,912 --> 00:45:32,903
‫و برای همین، هماهنگ شدن با هم
‫یکم سخت شده بود.

664
00:45:32,953 --> 00:45:34,912
‫نه قربان. من مقصر بودم.

665
00:45:36,912 --> 00:45:38,162
‫قربان، تقصیر من بود.

666
00:45:38,745 --> 00:45:39,828
‫من...

667
00:45:41,162 --> 00:45:44,745
‫توی هماهنگ کردن سرعتم با دالی مشکل داشتم.

668
00:45:46,912 --> 00:45:49,912
‫قربان، مشکل... انتخاب این تمرین بود.

669
00:45:51,162 --> 00:45:52,370
‫بسیار خب.

670
00:45:53,912 --> 00:45:56,662
‫قربان، آهوجا ما رو مجبور به انجام
‫یه تمرین فوق‌العاده ریسکی می‌کنه.

671
00:45:57,370 --> 00:45:59,328
‫که واسه من مشکلی نداره. پایه‌اش هستم.

672
00:46:00,162 --> 00:46:03,620
‫اما این‌که ناگهان بخوایم همراه‌هامون رو
‫عوض کنیم، قربان.

673
00:46:05,037 --> 00:46:06,787
‫چطور می‌شه به کمال رسید، قربان؟

674
00:46:10,287 --> 00:46:11,453
‫ناگهان؟

675
00:46:16,662 --> 00:46:20,203
‫وقتی توی آسمون با یه نقص فنی مواجه می‌شی،
‫ناگهان اتفاق می‌افته.

676
00:46:21,245 --> 00:46:24,070
‫وقتی باید تصمیم به اجکت گرفته بشه،

677
00:46:24,120 --> 00:46:27,287
‫هیچکس خونه رو با این فکر که
‫امروز باید اجکت کنم ترک نمی‌کنه.

678
00:46:29,078 --> 00:46:30,412
‫ناگهان اتفاق می‌افته.

679
00:46:31,287 --> 00:46:35,412
‫من آهوجا رو برای تمرین‌های روتین شما
‫به اینجا نیاوردم.

680
00:46:37,037 --> 00:46:40,620
‫آوردمش تا شما رو برای جنگ آماده کنه.

681
00:46:42,662 --> 00:46:44,370
‫چون وقتی جنگ شروع بشه،

682
00:46:46,287 --> 00:46:47,995
‫اونم ناگهان اتفاق می‌افته.

683
00:46:49,287 --> 00:46:51,912
‫اگر شماها خودتون رو
‫خلبان جنگنده می‌دونید،

684
00:46:54,537 --> 00:46:57,370
‫پس شجاعت پذیرش چالش رو داشته باشید،

685
00:46:58,120 --> 00:46:59,620
‫نه این‌که فقط ازش شکایت کنید.

686
00:47:01,370 --> 00:47:03,778
‫ما باید مثل تیغ باشیم. مگه نه؟

687
00:47:03,828 --> 00:47:05,037
‫- بله قربان.
‫- بله قربان.

688
00:47:06,995 --> 00:47:09,120
‫پس مثل اون رفتار کنید، لامصب‌ها.

689
00:47:22,203 --> 00:47:26,120
‫[پایگاه ارتش اسکاردو]
‫[کشمیر تحت اشغال پاکستان]

690
00:47:56,328 --> 00:47:58,862
‫- زنده باد پاکستان.
‫- زنده باد پاکستان.

691
00:47:58,912 --> 00:48:00,328
‫به اسکاردو خوش اومدید، قربان.

692
00:48:01,787 --> 00:48:02,787
‫حسن،

693
00:48:03,870 --> 00:48:07,412
‫مجاهدین توی این پایگاه ارتش چیکار می‌کنن؟

694
00:48:08,953 --> 00:48:10,203
‫بیاید، قربان.

695
00:48:11,328 --> 00:48:13,245
‫براتون توضیح می‌دم.

696
00:48:30,328 --> 00:48:34,870
‫پس ارتش پاکستان
‫حالا قراره با مجاهدین کار کنه؟

697
00:48:36,953 --> 00:48:38,453
‫به نظرت شبیه مجاهدین میان؟

698
00:48:41,911 --> 00:48:43,786
‫پس برای هندی‌ها هم همین‌طور به نظر میان.

699
00:48:44,620 --> 00:48:48,745
‫اون وقت، اونا هم تصور می‌کنن که
‫ارتش پاکستان هیچ نقشی تو این کار نداره.

700
00:48:49,786 --> 00:48:53,070
‫چون ما قراره فقط به زبان پشتو
‫با اونا حرف بزنیم.

701
00:48:53,120 --> 00:48:56,245
‫اما حقیقت اینه که،
‫اینا مجاهدین نیستن.

702
00:48:56,786 --> 00:48:59,570
‫اینا ۲۰۰۰ نفر از سربازان
‫هنگ ۱۲ پیاده‌نظام شمالی ما هستن.

703
00:48:59,620 --> 00:49:07,620
‫- تکبیر!
‫- الله اکبر!

704
00:49:08,953 --> 00:49:10,278
‫- تکبیر!
‫- الله اکبر!

705
00:49:10,328 --> 00:49:14,620
‫[مقر ارتش پاکستان]
‫[راولپندی]

706
00:49:16,953 --> 00:49:18,036
‫قربان.

707
00:49:19,120 --> 00:49:21,653
‫شما در مورد ۸ پاسگاه
‫و ۱۰۰ سرباز به من گزارش دادید.

708
00:49:21,703 --> 00:49:25,911
‫تدارکاتی که توی اسکاردو در جریانه،
‫کمتر از یه جنگ نیست، قربان.

709
00:49:28,786 --> 00:49:30,653
‫ژنرال ضیاء، خیلی سر حال به نظر میای.

710
00:49:30,703 --> 00:49:33,370
‫انگار هوای تازه‌ی کوهستان خوب بهت ساخته.

711
00:49:41,078 --> 00:49:45,195
‫ژنرال ضیاء، هر چی پاسگاه‌های بیشتری بگیریم،

712
00:49:45,245 --> 00:49:47,570
‫می‌تونیم فشار بیشتری به هند بیاریم.

713
00:49:47,620 --> 00:49:51,278
‫بدون شک، برتری ارتفاع به ما اجازه میده
‫با ارتش هند درگیر بشیم.

714
00:49:51,328 --> 00:49:54,536
‫اما اگه نیروی هوایی‌شون رو وارد کنن چی؟

715
00:49:58,995 --> 00:50:03,195
‫ما با نیروی هوایی آلمان و روسیه
‫دوباره چک کردیم.

716
00:50:03,245 --> 00:50:08,120
‫در اون منطقه و ارتفاع، هیچ نیروی هوایی‌ای
‫توی دنیا نمی‌تونه عملیات کنه!

717
00:50:08,786 --> 00:50:10,153
‫و این یه حقیقت اثبات‌شده‌ست.

718
00:50:10,203 --> 00:50:11,820
‫قربان، بازم حس می‌کنم

719
00:50:11,870 --> 00:50:15,911
‫سربازهامون روی قله‌ها
‫باید به موشک‌های استینگر مجهز باشن.

720
00:50:16,828 --> 00:50:17,953
‫مجاهدین.

721
00:50:18,911 --> 00:50:22,203
‫سربازامون نه، مجاهدین، ژنرال ضیاء.

722
00:50:24,786 --> 00:50:27,786
‫مگه تو مدیرکل عملیات نظامی نیستی؟
‫بهشون استینگر بده.

723
00:50:28,786 --> 00:50:29,786
‫مشکل چیه؟

724
00:50:30,453 --> 00:50:32,820
‫قربان، موشک‌های استینگر
‫سلاح‌های معمولی نیستن.

725
00:50:32,870 --> 00:50:36,328
‫برای بسیج نیرو در مقیاس بزرگ،
‫به تأیید نخست‌وزیر نیاز داریم.

726
00:50:51,536 --> 00:50:53,620
‫زیادی نگرانی، طاقر.

727
00:50:56,620 --> 00:50:59,911
‫اگه قراره کشمیر رو از هند بگیریم،

728
00:51:01,453 --> 00:51:04,370
‫باید یه ذره هم که شده تلاش کنیم، مگه نه؟

729
00:51:05,703 --> 00:51:11,078
‫وقتی که زمانش برسه، کاری می‌کنم
‫جناب میان همه چی رو امضا کنه.

730
00:51:15,036 --> 00:51:16,870
‫ما باید کشمیر رو تصرف کنیم.

731
00:51:52,328 --> 00:51:58,328
‫«ترجمه از سینا صداقت»

732
00:52:00,328 --> 00:52:10,328
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M