1
00:00:14,041 --> 00:00:15,041
‫صدای سرحد.

2
00:00:15,166 --> 00:00:15,991
‫[۱۹ فوریه ۱۹۹۹ - اتوبوس یاترای لاهور]

3
00:00:16,041 --> 00:00:20,041
‫نخست‌وزیر هند امروز یه
‫سفر تاریخی رو شروع کرده.

4
00:00:22,041 --> 00:00:23,741
‫این اتوبوس، پر از حسن نیت،

5
00:00:23,791 --> 00:00:26,741
‫الان داره به سمت مرز آتاری-واهگه میره.

6
00:00:26,791 --> 00:00:28,866
‫اون طرف مرز،

7
00:00:28,916 --> 00:00:31,583
‫نخست‌وزیر نواز شریف و کل کابینه‌اش

8
00:00:31,625 --> 00:00:34,291
‫منتظر رسیدن همتای هندی‌شون هستن.

9
00:00:34,916 --> 00:00:36,991
‫و اینم از اون لحظه تاریخی.

10
00:00:37,041 --> 00:00:40,375
‫اتوبوس وارد خاک پاکستان میشه.

11
00:00:40,416 --> 00:00:44,916
‫نخست‌وزیر پاکستان، نواز شریف،
‫به آقای واجپایی خوشامد میگه.

12
00:00:45,416 --> 00:00:49,116
‫نخست‌وزیرهای هر دو کشور
‫الان گارد احترام رو دریافت می‌کنن.

13
00:00:49,166 --> 00:00:53,583
‫قرار بود فرماندهان نیروهای مسلح
‫پاکستان هم حضور داشته باشن،

14
00:00:53,625 --> 00:00:56,625
‫ولی به نظر میاد که تو مراسم غایب هستن.

15
00:00:56,666 --> 00:00:58,416
‫قربان، این یکم عجیب نیست؟

16
00:01:01,041 --> 00:01:02,666
‫قربان، این یه رویداد خیلی تاریخیه،

17
00:01:03,291 --> 00:01:07,416
‫و هیچ‌کدوم از فرماندهان ارتش، نیروی
‫دریایی یا هوایی پاکستان دیده نمیشن.

18
00:01:08,041 --> 00:01:09,750
‫قطعا عجیبه.

19
00:01:11,125 --> 00:01:12,791
‫ولی خب ازشون همین انتظار می‌ره.

20
00:01:14,375 --> 00:01:17,083
‫می‌دونستی؟ تو ارتش پاکستان،

21
00:01:17,125 --> 00:01:21,166
‫حتی یه سرهنگ هم بعد از
‫بازنشستگی پنج هکتار زمین می‌گیره.

22
00:01:23,416 --> 00:01:24,666
‫مردم کشور دارن از گشنگی می‌میرن،

23
00:01:25,291 --> 00:01:27,500
‫اونوقت نصف بودجه‌شون میره برای ارتش.

24
00:01:27,541 --> 00:01:30,116
‫وقتی این‌همه منافع در میونه،

25
00:01:30,166 --> 00:01:33,166
‫واقعا فکر می‌کنی ارتش‌شون دنبال صلحه؟

26
00:01:34,166 --> 00:01:44,166
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

27
00:01:45,541 --> 00:01:47,000
‫معنی این مسخره‌بازیا چیه؟

28
00:01:47,541 --> 00:01:50,458
‫اگه شما سه تا با مذاکرات صلح مشکلی داشتین،

29
00:01:50,500 --> 00:01:52,000
‫چرا به من نگفتین؟

30
00:01:53,916 --> 00:01:55,166
‫و ژنرال مشرف،

31
00:01:55,916 --> 00:02:00,000
‫همین چند هفته پیش، شما از دوستی
‫بین اسلام‌آباد و راولپندی حرف می‌زدین.

32
00:02:03,041 --> 00:02:05,666
‫نیت من عوض نشده قربان.

33
00:02:06,416 --> 00:02:08,291
‫من فقط نگران کشمیرم.

34
00:02:08,916 --> 00:02:09,916
‫یعنی من نیستم؟

35
00:02:11,375 --> 00:02:14,166
‫فکر می‌کنی برای چی این
‫مذاکرات صلح داره انجام میشه؟

36
00:02:15,375 --> 00:02:16,991
‫جناب واجپایی برای چی اومده اینجا؟

37
00:02:17,041 --> 00:02:19,916
‫جناب واجپایی یه شاعره قربان.

38
00:02:21,416 --> 00:02:23,875
‫و با شب‌شعر مشکل کشمیر حل نمیشه.

39
00:02:25,000 --> 00:02:26,333
‫باور کنین قربان.

40
00:02:26,375 --> 00:02:29,041
‫هند فقط زبون زور رو می‌فهمه قربان.

41
00:02:31,500 --> 00:02:34,541
‫من شما رو خارج از نوبت فرمانده کردم، ژنرال.

42
00:02:35,916 --> 00:02:38,625
‫ولی یادم رفت که شما هیچ درکی

43
00:02:38,666 --> 00:02:41,041
‫از دیپلماسی و سیاست ندارین.

44
00:02:46,541 --> 00:02:49,166
‫امروز عصر، هر سه‌تاتون
‫تو خانه فرماندار حاضر میشین.

45
00:02:50,666 --> 00:02:53,458
‫و به جناب واجپایی یه ادای
‫احترام رسمی کامل هم می‌کنین.

46
00:02:53,500 --> 00:02:54,375
‫فهمیدین؟

47
00:02:54,875 --> 00:02:56,041
‫- بله.
‫- بله.

48
00:02:56,791 --> 00:02:58,041
‫پس قضیه حله.

49
00:03:00,416 --> 00:03:05,416
‫«ترجمه از میثم موسویان»

50
00:03:51,916 --> 00:03:54,458
‫[قسمت دوم: صدای سرحد]

51
00:04:03,166 --> 00:04:05,375
‫قبل از اومدنت زنگ نزدی...

52
00:04:06,000 --> 00:04:08,041
‫اگه زنگ می‌زدم، می‌ذاشتی بیام؟

53
00:04:09,666 --> 00:04:12,625
‫مادهاوی، بهت گفته بودم،

54
00:04:13,416 --> 00:04:15,625
‫به یکم زمان نیاز داشتم تا با
‫پدر و مادرت حرف بزنم...

55
00:04:15,666 --> 00:04:17,916
‫بالا، اونا اصلا اهل حرف زدن نبودن!

56
00:04:18,875 --> 00:04:21,250
‫بابام هر روز عکس چهار تا
‫پسر مختلف رو بهم نشون می‌داد.

57
00:04:21,291 --> 00:04:22,833
‫«این تو آی‌تی کار می‌کنه.
‫اون یکی ام‌بی‌ای داره.»

58
00:04:22,875 --> 00:04:23,741
‫اگه فرار نمی‌کردم،

59
00:04:23,791 --> 00:04:25,833
‫مجبورم می‌کردن با یه غریبه ازدواج کنم.

60
00:04:25,875 --> 00:04:28,166
‫- آره، می‌فهمم، ولی...
‫- نمی‌فهمی!

61
00:04:28,666 --> 00:04:31,750
‫شیش ماهه دارم بهت میگم
‫که هیچ راه دیگه‌ای نیست.

62
00:04:31,791 --> 00:04:32,750
‫باید فرار کنیم.

63
00:04:32,791 --> 00:04:34,491
‫برای همین همه‌چیزم رو جمع کردم و...

64
00:04:34,541 --> 00:04:36,500
‫اومدی تو پایگاه اسکادران من؟

65
00:04:38,375 --> 00:04:41,208
‫همه ارشدها و همکارام چه فکری می‌کنن؟

66
00:04:41,250 --> 00:04:43,791
‫رزمایش سالانه جنگ در جریانه.
‫من همین الانش هم کلی درگیرم.

67
00:04:44,750 --> 00:04:46,458
‫حداقل می‌تونستی
‫قبل اومدنت یه زنگ بزنی.

68
00:04:46,500 --> 00:04:48,166
‫یه فکری براش می‌کردم.

69
00:04:51,875 --> 00:04:53,000
‫مادهاوی.

70
00:04:55,250 --> 00:04:56,500
‫بالا.

71
00:05:00,291 --> 00:05:04,916
‫من نصفه‌شب خونه، پدر و مادر،
‫دوستام و کل زندگیم رو ول کردم...

72
00:05:07,375 --> 00:05:08,375
‫فقط به خاطر تو.

73
00:05:11,541 --> 00:05:13,791
‫اونوقت تو نگران اینی که
‫همکارات چه فکری می‌کنن؟

74
00:05:15,541 --> 00:05:16,666
‫مادهاوی، من...

75
00:05:17,916 --> 00:05:18,916
‫من...

76
00:05:20,416 --> 00:05:21,416
‫مادهاوی...

77
00:05:22,416 --> 00:05:23,416
‫مادهاوی!

78
00:05:28,791 --> 00:05:30,000
‫سانگی، گوفی، تو موقعیتین؟

79
00:05:30,041 --> 00:05:31,866
‫- سانگی تو موقعیت.
‫- گوفی تو موقعیت.

80
00:05:31,916 --> 00:05:33,366
‫سرعت رو می‌بریم روی ۷۰۰.

81
00:05:33,416 --> 00:05:34,750
‫سانگی، دریافت شد.

82
00:05:34,791 --> 00:05:35,791
‫گوفی، دریافت شد.

83
00:05:36,916 --> 00:05:38,083
‫بالدی، می‌شنوی؟

84
00:05:38,125 --> 00:05:39,875
‫بالا، دوستم داری یا نه؟

85
00:05:41,625 --> 00:05:42,666
‫بالدی، تایید کن که می‌شنوی.

86
00:05:43,916 --> 00:05:44,875
‫هفتصد.

87
00:05:46,541 --> 00:05:47,500
‫بالدی ۷۰۰.

88
00:05:47,541 --> 00:05:52,166
‫من نصفه‌شب خونه، پدر و مادر،
‫دوستام و کل زندگیم رو ول کردم...

89
00:05:55,000 --> 00:05:58,000
‫شیش ماهه دارم بهت میگم
‫که هیچ راه دیگه‌ای نیست.

90
00:05:58,041 --> 00:05:59,500
‫باید فرار کنیم.

91
00:05:59,541 --> 00:06:01,116
‫بالا، دوستم داری یا نه؟

92
00:06:01,166 --> 00:06:04,083
‫باهام فرار می‌کنی تا ازدواج
‫کنیم؟ بالا. خواهش می‌کنم درک کن.

93
00:06:04,125 --> 00:06:05,166
‫بالدی، لغو ماموریت!

94
00:06:07,375 --> 00:06:08,500
‫حالت خوبه؟

95
00:06:09,375 --> 00:06:11,416
‫آره، همه‌چی مرتبه. بیاین تمرکزمون
‫رو بذاریم رو آرایش پروازی.

96
00:06:12,041 --> 00:06:13,125
‫بیاین دوباره انجامش بدیم.

97
00:06:13,166 --> 00:06:15,625
‫- سانگی، گوفی، تو موقعیتین؟
‫- سانگی تو موقعیت.

98
00:06:15,666 --> 00:06:16,666
‫گوفی تو موقعیت.

99
00:06:17,291 --> 00:06:20,833
‫- سرعت رو الان می‌برم رو ۷۵۰.
‫- باشه، ۷۵۰.

100
00:06:20,875 --> 00:06:22,583
‫بالدی، برسون خودت رو. ثابت بمون.

101
00:06:22,625 --> 00:06:24,208
‫- بیاین رو ۷۰۰ ثابت بمونیم.
‫- منفی.

102
00:06:24,250 --> 00:06:25,625
‫سرعت رو ببرین رو ۷۵۰.

103
00:06:25,666 --> 00:06:27,625
‫- سرعت رو نبر بالا.
‫- ببر رو ۷۵۰.

104
00:06:27,666 --> 00:06:29,416
‫گوفی، جدا شو. سانگی،
‫من ماموریت رو لغو می‌کنم.

105
00:06:31,250 --> 00:06:33,541
‫داری چیکار می‌کنی، سانگی؟

106
00:06:35,041 --> 00:06:36,666
‫سانگی، خودسرانه لغو نکن.

107
00:06:37,666 --> 00:06:38,875
‫نگاش کن.

108
00:06:38,916 --> 00:06:41,666
‫بدنش خشک شده. غرق عرق شده.

109
00:06:43,000 --> 00:06:46,000
‫این مشکل منه. تو تمرکزت
‫رو بذار رو خلبان همراهت.

110
00:06:46,041 --> 00:06:48,125
‫این «خلبان همراه من»، «خلبان
‫همراه تو» چیه راه انداختی؟

111
00:06:48,750 --> 00:06:50,991
‫آخرش قراره این آرایش
‫رو با هم پرواز کنیم دیگه، نه؟

112
00:06:51,041 --> 00:06:53,250
‫ما تا الان سه بار پرواز ذهنی
‫رو سرعت ۷۵۰ انجام دادیم.

113
00:06:53,291 --> 00:06:55,750
‫پس بیشتر انجامش
‫میدیم. و بهش ادامه میدیم

114
00:06:55,791 --> 00:06:58,991
‫تا حفظ آرایش تو سرعت‌های
‫بالا برامون ملکه ذهن بشه.

115
00:06:59,041 --> 00:07:00,116
‫امیدوارم گوش بدی، بالدی.

116
00:07:00,166 --> 00:07:01,958
‫تو این وضعیت چه فایده‌ای داره؟

117
00:07:02,000 --> 00:07:05,000
‫تونی و آقای آهوجا دارن ما
‫رو به چالش می‌کشن، سانگی.

118
00:07:05,041 --> 00:07:06,491
‫یاد بگیر ریسک کنی.

119
00:07:06,541 --> 00:07:09,041
‫دالی، ریسک باید حساب‌شده باشه.

120
00:07:10,166 --> 00:07:12,166
‫وگرنه حادثه پیش میاد. بهتره اینو بفهمی!

121
00:07:13,541 --> 00:07:15,541
‫ببین، می‌دونم برای پدرت چه اتفاقی افتاد.

122
00:07:16,291 --> 00:07:18,458
‫لطفا سعی کن برای یه مدت
‫کوتاه از ذهنت بیرونش کنی.

123
00:07:18,500 --> 00:07:20,250
‫- خیلی خب...
‫- پای پدرم رو وسط نکش.

124
00:07:20,291 --> 00:07:22,250
‫- باز داری اشتباه متوجه میشی.
‫- نه پسر. اون...

125
00:07:22,291 --> 00:07:23,458
‫مسئله رو شخصی نکن.

126
00:07:23,500 --> 00:07:26,116
‫- نمی‌خوام بفهمم.
‫- شخصی‌اش نمی‌کنم...

127
00:07:26,166 --> 00:07:27,416
‫کافیه بچه‌ها!

128
00:07:30,666 --> 00:07:32,741
‫تو سرعت‌های بالا، برام
‫سخته که تمرکزم رو

129
00:07:32,791 --> 00:07:33,916
‫هم روی آرایش پروازی و
‫هم روی دستگاه‌ها حفظ کنم.

130
00:07:34,541 --> 00:07:36,916
‫الان هم مادهاوی اینجاست.
‫همه‌تون اینو می‌دونین!

131
00:07:38,500 --> 00:07:39,541
‫خواهش می‌کنم،

132
00:07:40,375 --> 00:07:42,875
‫بذارین خودم با مشکلاتم کنار بیام.

133
00:07:52,333 --> 00:07:55,125
‫[اجلاس لاهور - خانه فرماندار]

134
00:07:57,250 --> 00:08:01,741
‫کسانی که خانه‌شان را بر
‫کوهی از سلاح بنا می‌کنند،

135
00:08:01,791 --> 00:08:05,125
‫با صلح بر لب و بمب در کنارشان

136
00:08:05,166 --> 00:08:06,541
‫حلقه‌ای از فریب

137
00:08:07,791 --> 00:08:11,291
‫به آن تاجران مرگ با صدای رسا بگویید

138
00:08:11,875 --> 00:08:16,116
‫به آن تاجران مرگ با صدای رسا بگویید

139
00:08:16,166 --> 00:08:20,166
‫جهان اکنون چهره واقعی‌شان را می‌شناسد

140
00:08:22,625 --> 00:08:25,666
‫بذاریم حقه‌هاشون بگیره؟

141
00:08:26,500 --> 00:08:28,916
‫نمی‌ذاریم

142
00:08:29,625 --> 00:08:33,791
‫ما نمی‌ذاریم جنگ بشه.

143
00:08:49,416 --> 00:08:52,916
‫فرمانده نیروی دریایی،
‫آقای دریاسالار فصیح بخاری.

144
00:09:00,291 --> 00:09:04,041
‫فرمانده نیروی هوایی،
‫آقای مارشال پرویز مهدی.

145
00:09:10,541 --> 00:09:14,416
‫فرمانده نیروی زمینی، آقای ژنرال پرویز مشرف.

146
00:09:44,791 --> 00:09:46,125
‫شما دو تا چند وقته همدیگه رو می‌شناسین؟

147
00:09:47,291 --> 00:09:51,500
‫ما... قبلا تو یه ساختمون زندگی می‌کردیم.

148
00:09:51,541 --> 00:09:53,625
‫بعدش رفتیم یه مدرسه...

149
00:09:53,666 --> 00:09:56,916
‫یه کلاس کامپیوتر رفتیم،
‫یه کلاس تقویتی رفتیم.

150
00:09:59,541 --> 00:10:01,166
‫بعدش اون اومد نیروی هوایی.

151
00:10:03,791 --> 00:10:05,416
‫و منم... دنبالش اومدم اینجا.

152
00:10:09,541 --> 00:10:11,416
‫حالا ببینیم از اینجا به بعد چی میشه.

153
00:10:12,375 --> 00:10:14,416
‫شما دو تا دعوا کردین؟

154
00:10:24,041 --> 00:10:25,291
‫بالدی فردا پرواز داره؟

155
00:10:27,041 --> 00:10:28,416
‫نمی‌دونم.

156
00:10:29,541 --> 00:10:32,541
‫ما همسرای نیروی هوایی
‫یه قانون نانوشته داریم.

157
00:10:34,416 --> 00:10:36,666
‫قبل از پرواز با شوهرامون دعوا نمی‌کنیم.

158
00:10:37,750 --> 00:10:38,833
‫چرا؟

159
00:10:38,875 --> 00:10:40,000
‫می‌دونی،

160
00:10:40,041 --> 00:10:44,958
‫یه میگ-۲۱ با سرعت ۹۰۰ تا
‫۱۰۰۰ کیلومتر بر ساعت پرواز می‌کنه.

161
00:10:45,000 --> 00:10:47,000
‫بعضی وقتا حتی بیشتر.

162
00:10:47,041 --> 00:10:49,916
‫و بیشتر از ۲۰۰ تا دکمه و
‫کنترل تو اون کابین هست.

163
00:10:51,250 --> 00:10:55,000
‫برای همین، پردازش همه
‫این کنترل‌ها و ترکیب‌شون،

164
00:10:55,041 --> 00:10:58,291
‫باعث میشه که مجبور باشن
‫تو کسری از ثانیه تصمیم بگیرن.

165
00:10:59,916 --> 00:11:03,625
‫تو این لحظه‌ها، مغزشون...

166
00:11:06,250 --> 00:11:08,416
‫دیگه جایی برای دعوا و درگیری نداره، مگه نه؟

167
00:11:10,666 --> 00:11:15,291
‫برای همین قانون نانوشته‌مون
‫اینه که «قبل از پرواز دعوا ممنوع.»

168
00:11:16,916 --> 00:11:18,041
‫پس، این یعنی...

169
00:11:20,625 --> 00:11:24,875
‫پس یعنی احساسات من الان باید
‫حول محور برنامه پرواز بالدی بچرخه؟

170
00:11:24,916 --> 00:11:27,916
‫هر کسی یه راهی برای کنار اومدن باهاش داره.

171
00:11:29,041 --> 00:11:31,125
‫مثلا برای خودم...

172
00:11:34,791 --> 00:11:36,166
‫من یه لیست درست می‌کنم.

173
00:11:37,541 --> 00:11:38,541
‫و...

174
00:11:40,791 --> 00:11:43,125
‫روزایی که آجای پرواز نداره،

175
00:11:43,166 --> 00:11:45,458
‫همه مشکلاتم رو جمع می‌کنم
‫و یه جا باهاش دعوا می‌کنم،

176
00:11:45,500 --> 00:11:47,791
‫بعضی وقتا چند تا چیز اضافه هم قاطیش می‌کنم.

177
00:11:53,916 --> 00:11:54,916
‫ممنون.

178
00:12:18,541 --> 00:12:20,750
‫[محل سکونت افسر ارشد]
‫[پایگاه هوایی باتیندا]

179
00:12:20,791 --> 00:12:24,116
‫تنها چیزی که یادمه تقلیدش
‫از کرایم مستر گوگو بود.

180
00:12:24,166 --> 00:12:26,166
‫- آره.
‫- دیالوگش چی بود؟

181
00:12:26,791 --> 00:12:29,250
‫«چشمات رو درمیارم و
‫باهاشون تیله‌بازی می‌کنم.»

182
00:12:29,291 --> 00:12:31,583
‫مردم داشتن از خنده روده‌بر می‌شدن.

183
00:12:31,625 --> 00:12:34,116
‫نه، من داشتم درباره تو حرف می‌زدم.

184
00:12:34,166 --> 00:12:35,241
‫سردار موگامبو.

185
00:12:35,291 --> 00:12:37,875
‫سردار موگامبوی من خیلی
‫بهتر از گوگوی اون بود.

186
00:12:37,916 --> 00:12:39,208
‫بی‌خیال آلکا. بی‌خیال.

187
00:12:39,250 --> 00:12:41,083
‫- جفتش بد بود.
‫- بی‌خیال آلکا، تمومش کن.

188
00:12:41,125 --> 00:12:43,741
‫چی می‌گین خانم؟ خودش مجبورم کرد.

189
00:12:43,791 --> 00:12:44,750
‫من مجبورت کردم؟

190
00:12:44,791 --> 00:12:47,000
‫من با لباس بازیگر اومدم. تو
‫به لباسم نگاه کردی و گفتی،

191
00:12:47,041 --> 00:12:49,166
‫«شبیه کرایم مستر گوگو شدی.» گند زدی بهش.

192
00:12:50,375 --> 00:12:51,583
‫شاهرخ رو خوب درمیارم، نه؟

193
00:12:51,625 --> 00:12:53,741
‫خیلی خوشحالم که شما
‫دو تا تونستین بیاین اینجا.

194
00:12:53,791 --> 00:12:55,708
‫وگرنه، تو ارتش،

195
00:12:55,750 --> 00:12:57,333
‫دقیقا وقتی دوستی‌ها شکل
‫می‌گیره، حکم انتقالی میاد.

196
00:12:57,375 --> 00:12:58,541
‫کاملا موافقم.

197
00:12:59,916 --> 00:13:00,916
‫ممنون تونی.

198
00:13:01,666 --> 00:13:03,000
‫خواهش می‌کنم.

199
00:13:03,041 --> 00:13:07,875
‫- بله سانجیو؟
‫- قربان، بهش گفتم سرتون شلوغه، ولی...

200
00:13:10,875 --> 00:13:12,166
‫اشکالی نداره سانجیو.

201
00:13:15,791 --> 00:13:18,241
‫صبح بخیر قربان. صبح بخیر خانم.

202
00:13:18,291 --> 00:13:20,208
‫- صبح بخیر.
‫- خیلی ببخشید که مزاحم شدم.

203
00:13:20,250 --> 00:13:21,250
‫بیا.

204
00:13:21,291 --> 00:13:22,125
‫به ما ملحق شو.

205
00:13:22,666 --> 00:13:23,791
‫نه خانم. ممنون.

206
00:13:28,041 --> 00:13:31,041
‫آقای تونی، می‌خواستم درباره
‫یه چیزی باهاتون صحبت کنم.

207
00:13:42,750 --> 00:13:44,041
‫بگو بالدی.

208
00:13:46,500 --> 00:13:51,041
‫قربان، از بچگی دلم
‫می‌خواست خلبان هلیکوپتر بشم.

209
00:13:53,000 --> 00:13:54,991
‫یه فیلم چرت و پرتی بود،

210
00:13:55,041 --> 00:13:57,541
‫که دیدم نقش منفی فیلم یه
‫هلیکوپتر رو با طناب میندازه پایین.

211
00:13:58,916 --> 00:14:00,791
‫همون روز بود که
‫به پدر و مادرم گفتم

212
00:14:01,791 --> 00:14:04,666
‫که می‌خوام خلبان بشم و هیچ‌وقت
‫نمی‌ذارم هواپیما سقوط کنه.

213
00:14:07,250 --> 00:14:08,750
‫و خلبان هم شدم قربان.

214
00:14:10,291 --> 00:14:11,416
‫یه خلبان جنگنده.

215
00:14:13,791 --> 00:14:15,250
‫ولی بازم قربان...

216
00:14:17,416 --> 00:14:18,791
‫احساس رضایت کامل ندارم قربان.

217
00:14:21,291 --> 00:14:23,416
‫و برای همین، من...

218
00:14:26,000 --> 00:14:28,041
‫من به مادهاوی نیاز دارم.

219
00:14:31,291 --> 00:14:34,991
‫قربان، هر وقت پرواز
‫می‌کنم، تمام فکرم پیش مادهاویه.

220
00:14:35,041 --> 00:14:37,958
‫و وقتی پیش مادهاویم،
‫تمام فکرم پرواز کردنه...

221
00:14:38,000 --> 00:14:40,583
‫بالدی، داری درباره رفتن از
‫نیروی هوایی حرف می‌زنی؟

222
00:14:40,625 --> 00:14:41,666
‫نه، قربان.

223
00:14:44,750 --> 00:14:46,041
‫آقای تونی...

224
00:14:48,416 --> 00:14:50,416
‫لطفا منو منتقل کنید به اسکادران ترابری.

225
00:14:51,625 --> 00:14:54,291
‫خطرش کمتره. شاید اینطوری
‫خونواده‌اش منو قبول کنن.

226
00:14:57,166 --> 00:14:58,625
‫بالدی، بیا این کارو کنیم...

227
00:15:00,291 --> 00:15:01,833
‫بعدا درباره‌اش حرف می‌زنیم.

228
00:15:01,875 --> 00:15:04,333
‫قربان، من نمی‌خوام همکارام
‫به خاطر من آسیب ببینن.

229
00:15:04,375 --> 00:15:05,616
‫مخصوصا، وسط...

230
00:15:05,666 --> 00:15:09,000
‫بالدی، آقا گفتن بهش
‫رسیدگی می‌کنن. دیگه حرفی نیست.

231
00:15:15,791 --> 00:15:16,791
‫قربان.

232
00:15:23,625 --> 00:15:26,291
‫[قصر رایوند - لاهور]

233
00:15:26,416 --> 00:15:29,625
‫آقای میان، اول از همه تبریک میگم.
‫[جاسوانت سینگ - وزیر امور خارجه هند]

234
00:15:29,666 --> 00:15:31,250
‫منم به شما تبریک می‌گم.

235
00:15:31,291 --> 00:15:33,083
‫سفر با اتوبوس موفقیت بزرگی بود.

236
00:15:33,125 --> 00:15:38,083
‫سفر من همون لحظه‌ای که با «دو
‫آناند» بازیگر دیدار کردم موفقیت‌آمیز شد.
‫[۲۰ فوریه ۱۹۹۹ - مذاکرات صلح لاهور]

237
00:15:38,125 --> 00:15:40,125
‫بله، آقای دو داشت بهم می‌گفت

238
00:15:40,791 --> 00:15:43,666
‫که شما هم یه زمانی آرزو داشتین بازیگر بشین.

239
00:15:44,541 --> 00:15:46,875
‫فقط یه خیال گذرا بود.

240
00:15:50,666 --> 00:15:52,083
‫جناب جاسوانت، ما داشتیم فکر می‌کردیم

241
00:15:52,125 --> 00:15:55,041
‫باید یه جدول زمانی برای
‫مذاکرات کشمیر تعیین کنیم.

242
00:15:56,500 --> 00:15:58,875
‫به عنوان نقطه شروع، ما
‫فرمول چناب رو پیشنهاد می‌دیم.

243
00:15:59,916 --> 00:16:01,366
‫رودخونه چناب

244
00:16:01,416 --> 00:16:04,750
‫جمعیت مذهبی هند و پاکستان
‫رو تقریبا مساوی تقسیم می‌کنه.

245
00:16:05,541 --> 00:16:09,916
‫برای همینه که باور داریم این
‫راه‌حل ایده‌آلی برای این مناقشه هست.

246
00:16:13,416 --> 00:16:14,500
‫جناب سرتاج،

247
00:16:15,916 --> 00:16:20,208
‫قبل از اینکه به مسائل بزرگتر بپردازیم،
‫اول باید قدم‌های کوچیکتر برداریم.

248
00:16:20,250 --> 00:16:25,000
‫جناب واجپایی صادقانه می‌خواد تو
‫این بحران اقتصادی به پاکستان کمک کنه.

249
00:16:25,041 --> 00:16:26,741
‫به عنوان نشون دادن حسن نیت،

250
00:16:26,791 --> 00:16:28,583
‫آقای واجپایی می‌خواد به پاکستان پیشنهاد

251
00:16:28,625 --> 00:16:34,000
‫یه وام ۱۰۰ کروری و ۴۰ لاک تن گندم بده.

252
00:16:37,166 --> 00:16:38,291
‫گندم؟

253
00:16:40,625 --> 00:16:44,616
‫اگه هند نمی‌خواد درباره
‫مسئله کشمیر بحث کنه،

254
00:16:44,666 --> 00:16:46,116
‫خب رک و راست بگین.

255
00:16:46,166 --> 00:16:49,833
‫جناب واجپایی بارها نظرشون
‫رو درباره کشمیر اعلام کردن.

256
00:16:49,875 --> 00:16:51,875
‫تا زمانی که خط کنترل مرزی...

257
00:16:54,041 --> 00:16:55,875
‫همچنان کانون فعالیت‌های تروریستی باشه،

258
00:16:57,041 --> 00:17:00,041
‫هیچ گفتگوی معناداری درباره
‫کشمیر نمی‌تونه شکل بگیره.

259
00:17:00,750 --> 00:17:03,916
‫بیاین فرمول چناب رو بذاریم کنار.

260
00:17:05,125 --> 00:17:06,416
‫به جاش اینو بهمون بگین.

261
00:17:07,166 --> 00:17:10,416
‫پیشنهاد هند برای مسئله کشمیر چیه؟

262
00:17:11,750 --> 00:17:12,916
‫حتما برنامه‌ای دارین.

263
00:17:13,541 --> 00:17:18,750
‫ما می‌تونیم یه جدول زمانی
‫برای گفتگوی کشمیر تعیین کنیم.

264
00:17:20,666 --> 00:17:24,375
‫- ولی نمیشه توش عجله کرد.
‫- این یعنی هیچ فکری براش نکردین.

265
00:17:26,291 --> 00:17:28,083
‫تو ذهن هند،

266
00:17:28,125 --> 00:17:29,991
‫این مسئله هیچ اهمیتی نداره.

267
00:17:30,041 --> 00:17:31,291
‫نواز...

268
00:17:32,791 --> 00:17:36,583
‫ما شما رو با حسن نیت دعوت کردیم،
‫مثل مهمون‌های ویژه باهاتون رفتار کردیم...

269
00:17:36,625 --> 00:17:39,750
‫اونوقت شما دارین از وام
‫دادن گندم به ما حرف می‌زنین؟

270
00:17:49,500 --> 00:17:55,866
‫بعضی وقتا فکر می‌کنم یادت میره
‫که چرا به آقای جیلانی التماس کردم

271
00:17:55,916 --> 00:17:58,666
‫که تو رو وارد سیاست کنه.

272
00:17:59,500 --> 00:18:00,541
‫تو و من

273
00:18:01,666 --> 00:18:03,833
‫وارد سیاست شدیم تا از منافع تجاری

274
00:18:03,875 --> 00:18:06,125
‫گروه صنعتی اتفاق محافظت کنیم.

275
00:18:08,541 --> 00:18:10,500
‫برای تو و من،

276
00:18:11,750 --> 00:18:14,125
‫سیاست هنوزم یه تجارته.

277
00:18:17,166 --> 00:18:18,916
‫اقتصاد کشورت داره غرق میشه.

278
00:18:20,500 --> 00:18:23,166
‫با اتهامات فساد مالی روبرو هستی.

279
00:18:24,541 --> 00:18:27,208
‫به دلارهای آمریکا نیاز داری.

280
00:18:27,250 --> 00:18:33,166
‫و آمریکا هم بهت نیاز داره تا
‫روابطت رو با همسایه‌ات بهتر کنی.

281
00:18:35,041 --> 00:18:36,291
‫حتی بعد از این‌همه ماجرا؟

282
00:18:44,541 --> 00:18:45,916
‫آره، نواز.

283
00:18:49,250 --> 00:18:51,416
‫حتی بعد از این‌همه ماجرا.

284
00:18:55,041 --> 00:18:59,250
‫تو بیانیه لاهور رو امضا می‌کنی.

285
00:19:00,166 --> 00:19:01,708
‫با لبخند هم این کارو می‌کنی.

286
00:19:01,750 --> 00:19:03,791
‫فقط اینطوری بهش نگاه کن...

287
00:19:04,666 --> 00:19:07,791
‫اون رویای دست‌نیافته‌ات
‫برای بازیگری تو فیلما

288
00:19:09,541 --> 00:19:11,250
‫بالاخره یه جایی به درد می‌خوره.

289
00:19:12,916 --> 00:19:17,458
‫امروز، آقای واجپایی و نواز شریف
‫بیانیه تاریخی لاهور رو امضا کردن.

290
00:19:17,500 --> 00:19:22,833
‫طبق این بیانیه، هر دو کشور با
‫گفتگوی مسالمت‌آمیز موافقت کردن،

291
00:19:22,875 --> 00:19:27,116
‫اینکه خویشتن‌داری هسته‌ای داشته
‫باشن و به خط کنترل مرزی احترام بذارن.

292
00:19:27,166 --> 00:19:30,000
‫بر اساس توافق‌نامه شیملا.

293
00:19:34,000 --> 00:19:35,666
‫فقط چند روز تا پروازمون مونده.

294
00:19:37,666 --> 00:19:40,041
‫مرحله آخر رزمایشه. بالدی کجاست؟

295
00:19:40,666 --> 00:19:42,791
‫حتی یه بارم نتونستیم آرایش
‫پروازی رو درست انجام بدیم.

296
00:19:43,750 --> 00:19:45,125
‫حتی تو پرواز ذهنی روی صندلی.

297
00:19:48,416 --> 00:19:49,375
‫اوضاع چطوره بچه‌ها؟

298
00:19:49,916 --> 00:19:52,666
‫فقط منتظر بالدی هستیم قربان.

299
00:19:56,625 --> 00:19:57,916
‫یعنی چی منتظرین؟

300
00:19:58,666 --> 00:19:59,666
‫برین پیداش کنین.

301
00:20:01,166 --> 00:20:02,583
‫کتابخونه رو گشتی؟

302
00:20:02,625 --> 00:20:03,625
‫نه، قربان.

303
00:20:03,666 --> 00:20:06,166
‫من... میرم یه نگاهی می‌ندازم.

304
00:20:10,125 --> 00:20:11,625
‫- قربان.
‫- بله؟

305
00:20:14,416 --> 00:20:15,375
‫اگه اجازه بدین قربان.

306
00:20:17,041 --> 00:20:18,041
‫بگو.

307
00:20:19,041 --> 00:20:20,666
‫قربان، ما منتظر بالدی نیستیم.

308
00:20:21,291 --> 00:20:22,875
‫راستش، نمی‌تونیم پیداش کنیم.

309
00:20:25,291 --> 00:20:27,291
‫سوءتفاهم نشه قربان، ولی...

310
00:20:27,875 --> 00:20:30,666
‫فکر کنم برای مرحله آخر باید
‫بالدی رو جایگزین کنیم.

311
00:20:33,875 --> 00:20:35,041
‫تو اینطور فکر می‌کنی؟

312
00:20:35,791 --> 00:20:37,241
‫قربان، تصمیم سختیه.

313
00:20:37,291 --> 00:20:38,416
‫قبول دارم.

314
00:20:39,291 --> 00:20:41,666
‫ولی من دارم به صلاح
‫اسکادران حرف می‌زنم قربان.

315
00:20:44,791 --> 00:20:47,375
‫فکر نمی‌کنم اون تو وضعیت
‫روحی مناسبی برای این کار باشه.

316
00:20:54,041 --> 00:20:55,291
‫ساعت ۱۹:۳۰.

317
00:20:56,291 --> 00:20:57,500
‫زمین تمرین.

318
00:20:58,041 --> 00:20:59,666
‫موتوراتون رو بیارین پسرا.

319
00:21:02,000 --> 00:21:03,000
‫و بالدی رو هم بیارین.

320
00:21:06,416 --> 00:21:07,291
‫چشم قربان.

321
00:21:19,416 --> 00:21:22,291
‫قربان، تونستم با پایگاه ارتش
‫اسکاردو ارتباط برقرار کنم.

322
00:21:23,416 --> 00:21:25,041
‫ژنرال مشرف پشت خط هستن.

323
00:21:30,875 --> 00:21:32,500
‫زنده باد پاکستان، قربان.

324
00:21:32,541 --> 00:21:33,958
‫قربان، امیدوارم

325
00:21:34,000 --> 00:21:37,625
‫مذاکرات صلح چیزی بیشتر از
‫شعرخوانی جناب واجپایی بوده باشه.

326
00:21:37,666 --> 00:21:41,291
‫ژنرال مشرف. من با شما چیکار کنم؟

327
00:21:41,916 --> 00:21:43,416
‫من فقط یه ادای احترام ازتون خواستم.

328
00:21:44,291 --> 00:21:47,250
‫قربان، وقتی تو صف ادای احترام ایستاده بودم،

329
00:21:47,291 --> 00:21:49,291
‫یه چیزی رو درباره خودم فهمیدم.

330
00:21:49,916 --> 00:21:51,750
‫اینکه من فقط یه سرباز ساده‌ام، قربان.

331
00:21:53,000 --> 00:21:54,741
‫و فقط بلدم چطوری بجنگم.

332
00:21:54,791 --> 00:21:57,666
‫چرا؟ به صلح اعتقاد نداری؟

333
00:21:59,416 --> 00:22:00,291
‫نه، قربان.

334
00:22:01,166 --> 00:22:03,666
‫و این اعتماد به صلح چی براتون داشته، قربان؟

335
00:22:04,291 --> 00:22:05,666
‫گندم؟

336
00:22:06,250 --> 00:22:08,125
‫قبلا هم بهتون گفته بودم قربان،

337
00:22:08,166 --> 00:22:11,000
‫هند زبون صلح رو نمی‌فهمه.

338
00:22:11,041 --> 00:22:14,291
‫متاسفم، ولی دیگه نمی‌تونم
‫به دروغ گفتن ادامه بدم.

339
00:22:16,791 --> 00:22:19,541
‫برای همین، ترجیح میدم راهی رو انتخاب کنم

340
00:22:20,666 --> 00:22:22,291
‫که با وجدانم سازگار باشه.

341
00:22:22,916 --> 00:22:24,291
‫و اون راه چیه؟

342
00:22:24,916 --> 00:22:27,491
‫می‌خوام عملیات‌های مجاهدین رو

343
00:22:27,541 --> 00:22:30,750
‫در سطح خیلی وسیع‌تری تو دره کشمیر احیا کنم.

344
00:22:35,041 --> 00:22:36,491
‫بدون اجازه من؟

345
00:22:36,541 --> 00:22:38,041
‫قربان، شما نخست‌وزیر پاکستان هستین.

346
00:22:39,166 --> 00:22:41,541
‫من کی‌ام؟ کل ارتش مال شماست.

347
00:22:43,375 --> 00:22:47,666
‫فقط یه درخواست دارم
‫قربان. بیاین بالا تو کوهستان.

348
00:22:48,916 --> 00:22:52,875
‫هوای تازه اینجا برای قلب‌تون

349
00:22:52,916 --> 00:22:54,750
‫و همینطور برای ذهن‌تون خوبه.

350
00:23:01,916 --> 00:23:03,041
‫آقای میان؟

351
00:23:05,250 --> 00:23:06,291
‫باشه.

352
00:23:08,166 --> 00:23:09,916
‫با رئیس سازمان اطلاعات میام.

353
00:23:11,125 --> 00:23:12,616
‫قربان، اول باید

354
00:23:12,666 --> 00:23:15,541
‫خودتون عملیات رو از نزدیک
‫ببینین و درباره ارزشش قضاوت کنین.

355
00:23:16,250 --> 00:23:18,750
‫بعد از اون، چه رئیس
‫سازمان اطلاعات باشه چه من،

356
00:23:19,791 --> 00:23:22,291
‫همه‌مون در خدمت شماییم قربان.

357
00:23:22,916 --> 00:23:24,833
‫قربان، فردا صبح ساعت ده،

358
00:23:24,875 --> 00:23:27,916
‫ارتش پاکستان تو باند هلیکوپتر
‫منتظرتونه.

359
00:23:33,625 --> 00:23:34,625
‫قربان.

360
00:23:36,416 --> 00:23:38,166
‫همه‌چیزو بهش میگی؟

361
00:23:40,625 --> 00:23:46,250
‫ژنرال طاقر، شما تاییدیه نخست‌وزیر رو
‫برای موشک‌های استینگر می‌خواستین.

362
00:23:46,291 --> 00:23:49,166
‫- بله.
‫- وقتش رسیده.

363
00:23:50,666 --> 00:23:52,041
‫- ژنرال حسن.
‫- بله قربان.

364
00:23:53,500 --> 00:23:57,366
‫همه پایگاه‌های تصرف‌شده
‫رو روی نقشه علامت بزنید.

365
00:23:57,416 --> 00:23:58,291
‫چشم قربان.

366
00:23:58,791 --> 00:24:00,416
‫اما یه چیزی رو یادتون باشه.

367
00:24:01,666 --> 00:24:04,416
‫خط کنترل نباید علامت‌گذاری بشه.

368
00:24:05,291 --> 00:24:06,416
‫- چشم قربان.
‫- باشه؟

369
00:24:10,125 --> 00:24:14,000
‫[زمین تمرین - پایگاه هوایی باتیندا]

370
00:24:18,416 --> 00:24:21,791
‫بچه‌ها، موتورها رو تو آرایش بچینید.

371
00:24:24,041 --> 00:24:25,416
‫دالی و سانگی، جلو.

372
00:24:28,541 --> 00:24:31,250
‫تیکی، گوفی، کناره‌ها.

373
00:24:31,291 --> 00:24:32,875
‫و بالدی، وسط.

374
00:24:32,916 --> 00:24:34,666
‫و مکس، عقب.

375
00:24:36,791 --> 00:24:40,583
‫این طنابو بگیرید.
‫همه موتورها رو به هم ببندید.

376
00:24:40,625 --> 00:24:41,625
‫زود باشین.

377
00:24:43,041 --> 00:24:44,625
‫زود باشین.

378
00:24:44,666 --> 00:24:46,625
‫طناب اصلاً نباید شل باشه.

379
00:24:47,416 --> 00:24:48,916
‫طنابو سفت نگه دارید.

380
00:24:50,791 --> 00:24:51,791
‫ماموریت ساده‌ست پسرا.

381
00:24:52,666 --> 00:24:54,041
‫این نقطه شروعتونه.

382
00:24:55,250 --> 00:24:56,750
‫از اینجا دور می‌زنید

383
00:24:56,791 --> 00:25:00,500
‫و یه دور کامل تو آرایش شش‌تایی
‫دور زمین می‌چرخید.

384
00:25:00,541 --> 00:25:02,666
‫اما طناب نباید پاره بشه.

385
00:25:03,875 --> 00:25:09,750
‫اگه حتی یه طناب پاره بشه،
‫برمی‌گردید اینجا، دوباره می‌بندیدش،

386
00:25:09,791 --> 00:25:11,500
‫و از اول شروع می‌کنید.

387
00:25:15,875 --> 00:25:17,666
‫طناب نباید پاره بشه.

388
00:25:24,291 --> 00:25:26,833
‫آماده باشید بچه‌ها.
‫آروم و راحت می‌ریم.

389
00:25:26,875 --> 00:25:29,250
‫- خوبه.
‫- سانگی، داریم خیلی تند می‌ریم.

390
00:25:29,916 --> 00:25:31,666
‫با من بمونید، از هم جدا نشید!

391
00:25:32,500 --> 00:25:34,250
‫- مکس!
‫- سانگی!

392
00:25:34,291 --> 00:25:35,833
‫- از اون طرف نه!
‫- بپیچ راست!

393
00:25:35,875 --> 00:25:37,291
‫سانگی، داری چیکار می‌کنی؟

394
00:25:38,291 --> 00:25:39,291
‫ای بابا!

395
00:26:04,750 --> 00:26:07,666
‫- بالدی، برس!
‫- دارم همین کارو می‌کنم سانگی!

396
00:26:10,000 --> 00:26:12,416
‫بالدی، داری جلو می‌زنی،
‫سرعتتو هماهنگ کن.

397
00:26:13,750 --> 00:26:15,041
‫ای بابا!

398
00:26:28,291 --> 00:26:32,041
‫دالی، آروم برو. سرعتو رو ۳۰ نگه دار. ۳۰!

399
00:26:32,750 --> 00:26:34,241
‫هی، دالی، ببین پسر!

400
00:26:34,291 --> 00:26:35,616
‫خیلی لرزش داره.

401
00:26:35,666 --> 00:26:37,366
‫سانگی، بیا رو ۴۰ بریم، یالا.

402
00:26:37,416 --> 00:26:38,875
‫هی، نه. نه، هی!

403
00:26:42,000 --> 00:26:43,583
‫چرا یهو سرعتو می‌بری بالا؟

404
00:26:43,625 --> 00:26:46,125
‫کجاش یهویی بود؟
‫رو ۴۰ کنترل بیشتری داریم.

405
00:26:46,166 --> 00:26:48,616
‫- سی خیلی کنده.
‫- شروع باید آروم باشه، نه؟

406
00:26:48,666 --> 00:26:50,833
‫اینجوری می‌رسیم به ۴۰. نمی‌بینی؟

407
00:26:50,875 --> 00:26:52,750
‫باید با سرعت راحت باشیم.

408
00:26:52,791 --> 00:26:55,833
‫آره، ولی تو نباید تنها کسی باشی که راحته،
‫همه‌مون باید راحت باشیم.

409
00:26:55,875 --> 00:26:57,750
‫قبل از اینکه ببرمش رو ۴۰ بهش گفتم.

410
00:26:57,791 --> 00:26:59,000
‫اگه نمی‌تونه خودشو عادت بده...

411
00:27:13,291 --> 00:27:15,416
‫این اسکادران می‌خواد
‫مرحله نهایی رزمایش رو ببره؟

412
00:27:20,375 --> 00:27:22,375
‫اگه نمی‌تونید آرایش موتورها رو
‫روی زمین حفظ کنید...

413
00:27:25,166 --> 00:27:27,041
‫چطوری می‌خواید آرایش پرواز رو
‫تو هوا حفظ کنید؟

414
00:27:28,166 --> 00:27:29,291
‫و تو...

415
00:27:30,666 --> 00:27:34,750
‫فکر می‌کنی یه رویای بچگی کافیه
‫تا ازت یه خلبان جنگنده بسازه؟

416
00:27:38,291 --> 00:27:39,791
‫یه کاری کن، بالدی...

417
00:27:41,541 --> 00:27:45,416
‫درخواست انتقالی رو فراموش کن
‫و استعفاتو بده.

418
00:27:49,125 --> 00:27:50,541
‫و از اینجا برو بیرون.

419
00:27:51,625 --> 00:27:53,250
‫نیروی هوایی بهت نیازی نداره.

420
00:27:53,291 --> 00:27:54,416
‫به هیچ‌کدومتون.

421
00:27:55,000 --> 00:27:59,708
‫آدمایی که اینقدر راحت تسلیم میشن،
‫نباید هیچ جایی تو نیروی هوایی

422
00:27:59,750 --> 00:28:02,041
‫یا کل نیروهای دفاعی داشته باشن.

423
00:28:12,166 --> 00:28:13,916
‫کلاً همه‌تون بی‌خیالش بشید.

424
00:28:14,916 --> 00:28:16,416
‫به جناب تونی اطلاع می‌دم.

425
00:28:17,125 --> 00:28:19,333
‫که این اسکادران
‫عرضه‌شو نداره.

426
00:28:19,375 --> 00:28:23,041
‫این پیکان‌ها جنگنده نیستن،
‫فقط یه مشت آدم راحت‌طلبن.

427
00:28:31,416 --> 00:28:33,125
‫ما تسلیم نمی‌شیم.

428
00:28:33,166 --> 00:28:35,625
‫- آره؟
‫- آره.

429
00:28:36,166 --> 00:28:37,000
‫بیاین انجامش بدیم.

430
00:28:38,125 --> 00:28:39,791
‫یالا بچه‌ها! ثابت!

431
00:28:41,750 --> 00:28:42,541
‫آره بچه‌ها!

432
00:28:46,416 --> 00:28:48,500
‫بچه‌ها، وایسید! وایسید!

433
00:28:50,375 --> 00:28:52,166
‫من اصلاً نمی‌تونم این کارو بکنم!

434
00:28:54,916 --> 00:28:56,616
‫بچه‌ها، بی‌خیال من بشید. مشکل منم.

435
00:28:56,666 --> 00:28:57,750
‫خواهش می‌کنم.

436
00:29:01,166 --> 00:29:02,625
‫چرا اینطوری فکر می‌کنی، بالدی؟

437
00:29:03,416 --> 00:29:05,366
‫تو زندگیتو روی رویاهای توخالی
‫نساختی.

438
00:29:05,416 --> 00:29:07,125
‫سه سال تو آکادمی دفاع ملی گذروندی.

439
00:29:07,166 --> 00:29:10,366
‫بعد یه سال تو آکادمی نیروی هوایی.
‫تمام عمرت دنبال این رویا بودی.

440
00:29:10,416 --> 00:29:12,833
‫و همه شو با زحمت خودت
‫به دست آوردی، بالدی.

441
00:29:12,875 --> 00:29:15,916
‫پس هیچ‌کس دیگه‌ای حق نداره تصمیم بگیره
‫تو یه جنگنده هستی یا نه.

442
00:29:18,166 --> 00:29:20,741
‫سانگی، تو نمی‌فهمی. به خاطر من...

443
00:29:20,791 --> 00:29:21,791
‫بالدی، گوش کن.

444
00:29:22,666 --> 00:29:25,500
‫ببین، همه‌مون می‌دونیم تو
‫زندگیت درگیری‌های زیادی داری.

445
00:29:28,291 --> 00:29:29,916
‫ولی این موتور که اینو نمی‌دونه.

446
00:29:32,166 --> 00:29:35,500
‫پس، ده دقیقه بعدی رو،
‫فقط ده دقیقه،

447
00:29:35,541 --> 00:29:37,666
‫به همه‌مون و این موتور وقت بده.

448
00:29:38,250 --> 00:29:40,625
‫ده دقیقه. همین.

449
00:29:43,291 --> 00:29:45,291
‫بدون تو، هیچ آرایشی وجود نداره، بالدی.

450
00:29:51,875 --> 00:29:52,916
‫بیاین رو ۴۰ بریم.

451
00:29:53,500 --> 00:29:55,625
‫این شد روحیه یه جنگنده.
‫بچه‌ها، با سرعت ۴۰ می‌ریم.

452
00:29:55,666 --> 00:29:57,875
‫- یالا.
‫- آره. بریم!

453
00:30:37,625 --> 00:30:38,875
‫دست‌گرمی خوبی بود، بچه‌ها.

454
00:30:40,791 --> 00:30:42,625
‫سرعت‌سنج‌هاتونو بپوشونید.

455
00:30:43,750 --> 00:30:46,583
‫هر کسی می‌تونه با نگاه کردن
‫به سرعت‌سنج این کارو بکنه.

456
00:30:46,625 --> 00:30:48,416
‫حالا بدون نگاه کردن انجامش بدید.

457
00:30:51,166 --> 00:30:52,166
‫چیه؟

458
00:30:53,750 --> 00:30:54,625
‫خیلی سخته؟

459
00:30:55,750 --> 00:30:56,875
‫نمی‌تونید؟

460
00:31:00,291 --> 00:31:02,541
‫- دالی؟
‫- انجامش میدیم قربان.

461
00:31:06,791 --> 00:31:07,666
‫انجامش میدیم.

462
00:31:08,916 --> 00:31:12,000
‫بچه‌ها، ما سرعت‌سنج
‫همدیگه می‌شیم.

463
00:31:13,666 --> 00:31:17,875
‫به همدیگه نگاه می‌کنیم،
‫و حسی می‌رونیم.

464
00:32:01,916 --> 00:32:02,916
‫عالی بود بچه‌ها.

465
00:32:05,375 --> 00:32:07,166
‫توی آرایش فشرده جت‌های جنگنده مهم نیستن.

466
00:32:08,125 --> 00:32:09,500
‫جنگنده‌ها مهمن.

467
00:32:17,750 --> 00:32:18,666
‫و بالدی،

468
00:32:19,625 --> 00:32:22,000
‫این رویاهای ما هستن که ما رو تعریف می‌کنن.

469
00:32:23,500 --> 00:32:25,125
‫هیچ‌وقت دست از رویاپردازی نکش.

470
00:32:30,791 --> 00:32:31,666
‫و راستی...

471
00:32:33,666 --> 00:32:35,875
‫تاریخ مرحله نهایی رزمایش
‫اعلام شده.

472
00:32:37,291 --> 00:32:38,291
‫ولی این بار،

473
00:32:39,666 --> 00:32:41,375
‫جناب تونی و من با شما پرواز می‌کنیم.

474
00:32:43,541 --> 00:32:45,916
‫تو آسمون باعث افتخارمون بشید، بچه‌ها.

475
00:32:47,875 --> 00:32:50,291
‫- زنده باد هند، پیکان‌ها.
‫- زنده باد هند، قربان.

476
00:32:56,000 --> 00:32:58,375
‫[گلگت بلتستان - کشمیر اشغالی]

477
00:33:13,916 --> 00:33:15,833
‫- زنده باد پاکستان، قربان.
‫- زنده باد پاکستان.

478
00:33:15,875 --> 00:33:16,866
‫زنده باد پاکستان، قربان.

479
00:33:16,916 --> 00:33:20,125
‫- امیدوارم سفر خوبی داشته بوده باشین.
‫- خیلی عالی بود.

480
00:33:20,791 --> 00:33:21,666
‫قربان.

481
00:33:24,166 --> 00:33:27,416
‫سربازای شجاع ما...

482
00:33:29,291 --> 00:33:32,125
‫فقط با اراده و زحمت زیاد
‫تو هشت تا پایگاه مستقر شدن.

483
00:33:32,166 --> 00:33:33,125
‫همونطور که می‌بینید.

484
00:33:33,666 --> 00:33:36,625
‫از اینجا، بزرگراه ملی شماره یک هند
‫دقیقاً تو دید ماست.

485
00:33:39,416 --> 00:33:42,458
‫و قربان، اونجارو ببینید قربان.

486
00:33:42,500 --> 00:33:44,491
‫مرتفع‌ترین پایگاه تو این منطقه.

487
00:33:44,541 --> 00:33:48,125
‫تاحالا هیچ‌کس جرات نکرده بود
‫بگیرتش، قربان.

488
00:33:54,000 --> 00:33:57,291
‫و ما اسمشو گذاشتیم پایگاه شریف، قربان.

489
00:33:58,375 --> 00:33:59,750
‫به افتخار شما.

490
00:33:59,791 --> 00:34:00,791
‫ممنون.

491
00:34:02,041 --> 00:34:05,125
‫با استفاده از این استراتژی،

492
00:34:05,875 --> 00:34:08,083
‫اگه مجاهدین رو وارد دره کنیم،

493
00:34:08,125 --> 00:34:12,750
‫و به سلاح‌های پیشرفته مجهزشون کنیم،
‫هند زیر فشار شدیدی قرار می‌گیره.

494
00:34:15,791 --> 00:34:17,991
‫ولی این مشکل هنده.

495
00:34:18,041 --> 00:34:20,708
‫- هروقت باهاشون حرف می‌زنم...
‫- این باید مشکل اونا باقی بمونه، قربان.

496
00:34:20,750 --> 00:34:24,375
‫فقط اون‌موقع‌ست که کشمیر میشه
‫تمرکز اصلی مذاکرات دیپلماتیک.

497
00:34:24,416 --> 00:34:27,366
‫وگرنه هی مجبورمون می‌کنن

498
00:34:27,416 --> 00:34:30,375
‫برگه‌های بی‌خود و بی‌مصرفی
‫مثل اعلامیه لاهور رو امضا کنیم.

499
00:34:30,416 --> 00:34:31,500
‫خیلی خب.

500
00:34:32,166 --> 00:34:33,666
‫ولی منو در جریان بذارید.

501
00:34:35,166 --> 00:34:37,625
‫- و دیگه غافلگیری در کار نباشه.
‫- حتماً، قربان.

502
00:34:39,416 --> 00:34:42,791
‫قربان، اگه می‌خوایم این عملیات
‫بدون نقص پیش بره،

503
00:34:43,500 --> 00:34:46,625
‫باید مجاهدین رو
‫به سلاح‌های پیشرفته مجهز کنیم.

504
00:34:46,666 --> 00:34:49,416
‫مثل آر‌پی‌جی
‫و موشک‌های استینگر.

505
00:34:50,250 --> 00:34:51,416
‫برای این کار،

506
00:34:52,375 --> 00:34:54,166
‫به اجازه شما نیاز داریم، قربان.

507
00:34:55,416 --> 00:34:56,375
‫حسن.

508
00:34:57,291 --> 00:34:58,125
‫بله قربان.

509
00:35:05,875 --> 00:35:08,616
‫یه روز دنیا
‫شاهد این لحظه تاریخی میشه.

510
00:35:08,666 --> 00:35:11,458
‫که چطور خود نخست‌وزیر تا اینجا اومد

511
00:35:11,500 --> 00:35:13,916
‫تا روحیه سربازاشو ببره بالا.

512
00:35:21,208 --> 00:35:23,833
‫[رزمایش بازی جنگ - زمین آبی در برابر زمین قرمز]
‫[مرحله نهایی]

513
00:35:55,791 --> 00:35:58,375
‫پیکان ۴، سرعتتو به ۷۰۰ برسون و ملحق شو.

514
00:35:58,416 --> 00:35:59,666
‫دریافت شد. دارم ملحق میشم.

515
00:36:02,875 --> 00:36:04,250
‫تو موقعیتم.

516
00:36:04,291 --> 00:36:05,875
‫پیکان‌ها، آرایشو حفظ کنید.

517
00:36:05,916 --> 00:36:07,041
‫و رو ۷۰۰ ثابت بمونید.

518
00:36:13,000 --> 00:36:15,166
‫پیکان‌ها، بپیچید چپ رو ۰۵۳.

519
00:36:21,041 --> 00:36:22,458
‫[اتاق عملیات زمین آبی]

520
00:36:22,541 --> 00:36:24,166
‫سرعتو برسونید به ۷۵۰.

521
00:36:25,416 --> 00:36:26,791
‫دریافت شد. سرعتو می‌برم بالا.

522
00:36:32,750 --> 00:36:34,208
‫حالا رو ۷۵۰ نگه دارید.

523
00:36:34,250 --> 00:36:36,291
‫۷۵۰. دارم ثابت می‌رم.

524
00:36:40,041 --> 00:36:40,916
‫خوب پیش می‌ری بالدی.

525
00:36:55,541 --> 00:36:57,208
‫پیکان ۱ داره ملحق میشه.

526
00:36:57,250 --> 00:36:58,625
‫پیکان ۲ تو موقعیت ملحق میشه.

527
00:36:58,666 --> 00:37:00,291
‫به مهمونی خوش اومدین، فرمانده‌های پیکان.

528
00:37:02,416 --> 00:37:03,666
‫وقتشه جمع‌وجور شیم، بچه‌ها.

529
00:37:18,791 --> 00:37:20,625
‫داریم از خط کنترل رد
‫می‌شیم، آرایشو حفظ کنید.

530
00:37:20,666 --> 00:37:22,616
‫- سی ثانیه تا هدف.
‫- دریافت شد.

531
00:37:22,666 --> 00:37:24,125
‫بزنید بریم بچه‌ها.

532
00:37:24,750 --> 00:37:26,541
‫[اتاق عملیات زمین قرمز]

533
00:37:30,625 --> 00:37:32,333
‫صحنه آماده‌ست، پیکان‌ها.

534
00:37:32,375 --> 00:37:34,000
‫وقتشه پرده‌ها رو بدیم بالا.

535
00:37:34,041 --> 00:37:36,583
‫آماده باشید برای جدا شدن تو پنج،

536
00:37:36,625 --> 00:37:41,125
‫چهار، سه، دو، یک...

537
00:37:41,166 --> 00:37:42,000
‫حالا!

538
00:37:53,291 --> 00:37:55,366
‫یه مشکلی پیش اومده. این یه طعمه‌ست.

539
00:37:55,416 --> 00:37:57,000
‫رهگیرها رو سریع بفرستید!

540
00:37:57,541 --> 00:38:01,125
‫باشه. طعمه‌ها شاید گولمون زده باشن،
‫اما نمی‌ذاریم از خط کنترل رد بشن.

541
00:38:01,166 --> 00:38:04,291
‫دریافت شد، مهاجم ۲. بیا روشون قفل کنیم
‫و اون ده امتیاز رو بگیریم.

542
00:38:16,166 --> 00:38:19,791
‫وقت عکاسیه، پیکان ۲. دوربین‌ها آماده.

543
00:38:23,666 --> 00:38:25,500
‫سرزمین قرمز، بگو سیب.

544
00:38:36,500 --> 00:38:38,750
‫پیکان ۲، یه مزاحم پشت سرته. مراقب باش.

545
00:38:40,041 --> 00:38:41,866
‫انگار از عکسامون خوششون نیومده.

546
00:38:41,916 --> 00:38:43,666
‫- بالدی، بیا غافلگیرشون کنیم.
‫- دریافت شد.

547
00:38:46,666 --> 00:38:48,041
‫پیکان ۲، سرعتو ببر بالا.

548
00:38:50,250 --> 00:38:51,791
‫آماده باش روشون قفل کنی.

549
00:38:56,000 --> 00:38:56,991
‫بالدی، بیا سریع‌تر بریم!

550
00:38:57,041 --> 00:38:58,000
‫دریافت شد.

551
00:39:14,500 --> 00:39:17,291
‫لعنتی. دشمنا سمت چپمونن. تعقیب رو لغو کن!

552
00:39:18,666 --> 00:39:20,241
‫مهاجم ۲، بیا بریم سمتشون.

553
00:39:20,291 --> 00:39:23,541
‫دریافت شد، مهاجم ۱. بیا روشون قفل کنیم
‫و اون ده امتیاز رو بگیریم.

554
00:39:24,666 --> 00:39:25,866
‫رهبران پیکان، ما جامون امنه.

555
00:39:25,916 --> 00:39:28,250
‫رهگیرها دارن میان سمتمون
‫تا از قفل شدن فرار کنن.

556
00:39:28,291 --> 00:39:30,250
‫بالدی، از جلو رد شو.
‫بیا بیفتیم دنبالشون.

557
00:39:30,291 --> 00:39:31,500
‫دریافت شد.

558
00:39:38,666 --> 00:39:39,741
‫مگسک رو هدفه، بالدی.

559
00:39:39,791 --> 00:39:41,916
‫بیا روشون قفل کنیم
‫و اون امتیازای اضافی رو بگیریم.

560
00:39:43,375 --> 00:39:46,166
‫نشونه‌گیر رو هدفه. روشون قفلم.

561
00:39:48,416 --> 00:39:49,666
‫ایول!

562
00:39:52,125 --> 00:39:54,741
‫کارتون عالی بود پیکان‌ها.
‫به آسمون‌های خودی خوش اومدید.

563
00:39:54,791 --> 00:39:57,750
‫بچه‌ها، ما رسماً
‫رزمایش رو بردیم.

564
00:39:57,791 --> 00:40:00,125
‫بازم رکوردتون بی‌نقصه قربان.

565
00:40:00,166 --> 00:40:02,000
‫به لطف جناب پروفسور.

566
00:40:02,041 --> 00:40:04,708
‫امروز هم جون عکاس رو نجات دادی
‫هم آلبوم عکس رو، بالدی.

567
00:40:04,750 --> 00:40:06,041
‫ممنون قربان.

568
00:40:06,625 --> 00:40:08,541
‫یه کار تیمی بود.

569
00:40:55,791 --> 00:40:56,791
‫بالدی!

570
00:40:58,541 --> 00:41:01,125
‫دالی، شماها برید. می‌بینمتون.

571
00:41:08,166 --> 00:41:09,791
‫مادهاوی. با من بیا.

572
00:41:10,791 --> 00:41:12,375
‫- کجا؟
‫- می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم.

573
00:41:13,291 --> 00:41:15,375
‫- چی؟
‫- فقط بیا. نپرس.

574
00:41:15,416 --> 00:41:17,041
‫- بیا.
‫- هی!

575
00:41:23,791 --> 00:41:24,958
‫قربان.

576
00:41:30,083 --> 00:41:30,908
‫ببخشید.

577
00:41:30,958 --> 00:41:32,958
‫درباره عوض کردن خلبان
‫همراهم باهاتون صحبت کرده بودم.

578
00:41:34,833 --> 00:41:36,083
‫دالی.

579
00:41:38,083 --> 00:41:40,416
‫هر خلبانی مشکلات خودشو داره.

580
00:41:41,333 --> 00:41:43,208
‫و راه‌های خودش رو برای حل کردنشون داره.

581
00:41:45,333 --> 00:41:46,333
‫مثل مشکل تو.

582
00:41:48,583 --> 00:41:50,333
‫کی می‌خوای رو اون تمرکز کنی؟

583
00:41:54,541 --> 00:41:55,958
‫از پیشنهادتون ممنونم قربان.

584
00:41:57,458 --> 00:41:59,458
‫ولی الان به کمک نیازی ندارم...

585
00:42:01,291 --> 00:42:02,291
‫اما ممنونم.

586
00:42:06,208 --> 00:42:07,833
‫همه به کمک نیاز دارن دالی.

587
00:42:08,958 --> 00:42:11,458
‫بعضی وقتا تو پرواز،
‫بعضی وقتا یه جای دیگه.

588
00:42:12,708 --> 00:42:16,333
‫اما هروقت بهش نیاز داشتی، بگو.

589
00:42:17,208 --> 00:42:18,333
‫باور کن افسر خلبان...

590
00:42:20,583 --> 00:42:21,916
‫هیچ خجالتی نداره.

591
00:42:49,583 --> 00:42:52,166
‫خانم آلکا درباره ۲۰۰ تا
‫دکمه کنترل اینجا بهم گفته بود،

592
00:42:52,208 --> 00:42:53,916
‫اما نگفته بود چقدر اینجا تنگه.

593
00:43:02,416 --> 00:43:03,208
‫مادهاوی.

594
00:43:05,958 --> 00:43:08,666
‫هیچ‌کس بهتر از تو
‫رویاهامو درک نمی‌کنه.

595
00:43:09,833 --> 00:43:11,333
‫ترسیده بودم.

596
00:43:13,208 --> 00:43:17,708
‫فکر می‌کردم باید بین تو...
‫و این جت یکی رو انتخاب کنم.

597
00:43:19,916 --> 00:43:22,083
‫ولی امروز موقع پرواز فهمیدم

598
00:43:23,458 --> 00:43:25,583
‫که تو پرواز کردن، فقط
‫و فقط پرواز وجود داره.

599
00:43:27,833 --> 00:43:28,958
‫و...

600
00:43:31,458 --> 00:43:32,958
‫رو زمین، فقط تویی.

601
00:43:38,583 --> 00:43:40,458
‫و من هر دوشو می‌خوام.

602
00:43:48,333 --> 00:43:49,458
‫باهام ازدواج می‌کنی؟

603
00:43:53,833 --> 00:43:55,083
‫یکی اومد.

604
00:43:55,125 --> 00:43:57,083
‫- آقای بالدی!
‫- ببینید کی اینجاست.

605
00:43:57,583 --> 00:43:58,450
‫جناب تونی.

606
00:43:58,500 --> 00:43:59,958
‫- ژاکت!
‫- بالدی!

607
00:44:01,375 --> 00:44:03,875
‫- تبریک میگم!
‫- ایول!

608
00:44:05,500 --> 00:44:07,166
‫- چیشده؟
‫- اونا نامزد کردن.

609
00:44:07,208 --> 00:44:08,541
‫اوه خدای من!

610
00:44:08,583 --> 00:44:10,250
‫- یکی...
‫- قربان، اون داره ازدواج می‌کنه!

611
00:44:11,250 --> 00:44:12,666
‫خوب پرواز کردی، خوب بازی کردی، خلبان!

612
00:44:12,708 --> 00:44:14,083
‫خیلی خوشحالم.

613
00:44:16,458 --> 00:44:17,583
‫عالی بود!

614
00:44:17,625 --> 00:44:19,825
‫- فوق‌العاده‌ست.
‫- سه تا هورا برای بالدی و مادهاوی!

615
00:44:19,875 --> 00:44:23,583
‫- هیپ-هیپ...
‫- هورا!

616
00:45:05,083 --> 00:45:06,125
‫جناب تونی!

617
00:45:17,750 --> 00:45:23,208
‫[۵ می ۱۹۹۹ - ۳ ماه بعد]
‫[بعد از پایان یک زمستان طولانی نیروهای هندی به جایگاه خودشان در خط کنترل برمی‌گردند]

618
00:45:36,833 --> 00:45:39,833
‫هی اومش، با اولین حقوقت
‫چیکار کردی؟

619
00:45:40,375 --> 00:45:43,125
‫یه دوچرخه خریدم. یه فیلمم دیدم.

620
00:45:44,250 --> 00:45:46,000
‫بعدش یه کم پول فرستادم خونه.

621
00:45:47,125 --> 00:45:50,250
‫- برنامه تو چیه؟
‫- اصلاً بهش فکر نکردم پسر.

622
00:45:54,708 --> 00:45:55,500
‫اومش!

623
00:46:22,583 --> 00:46:24,541
‫[۱۰ می ۱۹۹۹ - پایگاه نظامی دراس، هند]

624
00:46:28,458 --> 00:46:30,291
‫چه خبر سرتاج؟
‫[سپهبد راویندرا جوشی - جانشین رئیس ستاد ارتش]

625
00:46:30,333 --> 00:46:32,208
‫قربان، اوضاع خیلی شکننده شده.

626
00:46:32,250 --> 00:46:34,625
‫قربان، دوتا تیم گشتی دیگه هم گم شدن.

627
00:46:35,250 --> 00:46:38,450
‫قربان، به نظر میاد این دیگه
‫محدود به یه قله نیست.

628
00:46:38,500 --> 00:46:40,958
‫با توجه به مسیرهای تیراندازی،

629
00:46:41,000 --> 00:46:43,708
‫ممکنه بیشتر از ۱۰۰ تا نفوذی
‫اون بالا باشن.

630
00:46:43,750 --> 00:46:46,000
‫و حداقل رو هشت تا ده تا قله
‫پخش شدن.

631
00:46:47,250 --> 00:46:49,500
‫اوضاع جدیه.

632
00:46:50,083 --> 00:46:52,708
‫بزرگراه ملی ۱
‫مسیر اصلی ما به له لداخ هست.

633
00:46:52,750 --> 00:46:58,450
‫اگه نقاط بیشتری رو بگیرن، کل
‫دسترسی به منطقه کارگیل ممکنه قطع بشه.

634
00:46:58,500 --> 00:47:02,708
‫ما از این پایین هیچی نمی‌تونیم ببینیم
‫و اونا هر حرکت ما رو زیر نظر دارن.
‫[سرهنگ سرتاج سینگ - فرمانده گردان دراس]

635
00:47:03,250 --> 00:47:04,583
‫پاکستان چی میگه؟

636
00:47:04,625 --> 00:47:05,875
‫اونا هم گیج شدن.

637
00:47:06,833 --> 00:47:09,000
‫به گفته اونا، کار مجاهدینه.

638
00:47:10,583 --> 00:47:13,000
‫آخه چرا مجاهدین
‫باید همچین جایی رو تصرف کنن قربان؟

639
00:47:14,750 --> 00:47:16,583
‫فکر می‌کنید پاکستان داره بهمون دروغ میگه؟

640
00:47:18,583 --> 00:47:22,250
‫وسط مذاکرات صلح،
‫فکر نمی‌کنم پاکستان همچین کاری بکنه.

641
00:47:25,000 --> 00:47:29,250
‫قربان، برای مقابله با برتری ارتفاع اونا،

642
00:47:31,250 --> 00:47:32,208
‫ما به نیروی هوایی نیاز داریم.

643
00:47:38,375 --> 00:47:40,958
‫ممنونم قربان که تو این زمان کوتاه وقت ملاقات دادین.
‫[۱۴ می ۱۹۹۹ - مقر نیروی هوایی هند، دهلی نو]

644
00:47:41,000 --> 00:47:42,708
‫یه راست میرم سر اصل مطلب.

645
00:47:42,750 --> 00:47:44,416
‫[نیروی هوایی هند]

646
00:47:44,458 --> 00:47:46,208
‫نیروی هوایی چند تا نیرو رو می‌تونه

647
00:47:46,250 --> 00:47:49,333
‫با هلیکوپترهای مسلح به نقاط مرتفع

648
00:47:49,375 --> 00:47:50,708
‫تو دره کشمیر منتقل کنه؟

649
00:47:52,875 --> 00:47:54,075
‫بستگی داره قربان.

650
00:47:54,125 --> 00:47:55,075
‫به چی؟

651
00:47:55,125 --> 00:47:59,375
‫فاکتورهای زیادی. ارتفاع، زمان روز،
‫دما، شرایط آب و هوایی.

652
00:48:00,000 --> 00:48:02,416
‫- کجای کشمیر دقیقاً؟
‫- بخش شمالی.

653
00:48:02,458 --> 00:48:04,041
‫تو ارتفاع ۱۵ تا ۱۶ هزار پا.

654
00:48:04,083 --> 00:48:06,458
‫۱۵ تا ۱۶ هزار پا؟

655
00:48:06,500 --> 00:48:09,625
‫و نزدیک‌ترین نقطه سوخت‌گیری
‫چقدر با این قله‌ها فاصله داره؟

656
00:48:11,000 --> 00:48:12,916
‫این جزئیات لازمن قربان؟

657
00:48:12,958 --> 00:48:16,575
‫شما فقط هلیکوپتر و خلبان به ما بدین،

658
00:48:16,625 --> 00:48:17,958
‫بقیه‌شو خودمون حل می‌کنیم.

659
00:48:22,500 --> 00:48:23,833
‫جوشی،
‫[مارشال ارشد نیروی هوایی راگاوان دشموخ
‫رئیس ستاد نیروی هوایی]

660
00:48:25,125 --> 00:48:28,458
‫چرا رُک و پوست‌کنده بهمون نمیگی
‫درگیری اصلی سر چیه؟

661
00:48:29,250 --> 00:48:33,125
‫با یکم شفاف‌سازی، نیروی هوایی
‫تو موقعیت بهتری می‌تونه بهتون کمک کنه.

662
00:48:42,500 --> 00:48:46,250
‫قربان، این نقشه مناطق کارگیل،
‫دراس و باتالیکه.

663
00:48:46,833 --> 00:48:50,875
‫تیم‌های گشتی که تو ده روز
‫گذشته فرستادیم اونجا ناپدید شدن.

664
00:48:51,875 --> 00:48:54,450
‫نفوذی‌ها از ارتفاع سوءاستفاده کردن،

665
00:48:54,500 --> 00:48:56,625
‫و پایگاه‌های ما رو اشغال کردن.

666
00:48:57,208 --> 00:49:00,791
‫و قربان، ما هنوز نمی‌دونیم
‫اونا چندتا قله دستشونه.

667
00:49:00,833 --> 00:49:04,541
‫واسه همین می‌خوایم نیروها رو
‫مستقیم با هلیکوپتر اونجا پیاده کنیم

668
00:49:04,583 --> 00:49:06,875
‫و از اون قله‌ها بیرونشون کنیم.

669
00:49:09,875 --> 00:49:11,583
‫این موضوع جدیه، جوشی.

670
00:49:12,458 --> 00:49:14,000
‫خیلی جدی.

671
00:49:18,458 --> 00:49:20,125
‫باشه. بهمون یکم وقت بدید.

672
00:49:21,208 --> 00:49:23,000
‫خیلی زود یه نقشه می‌کشیم.

673
00:49:23,875 --> 00:49:25,000
‫زنده باد هند، قربان.

674
00:49:25,583 --> 00:49:26,583
‫زنده باد هند.

675
00:49:30,833 --> 00:49:31,625
‫رئیس.

676
00:49:33,000 --> 00:49:33,958
‫پاتنی.

677
00:49:35,250 --> 00:49:38,125
‫ممکنه ارتش هم
‫اطلاعات دقیقی نداشته باشه.

678
00:49:39,750 --> 00:49:41,041
‫پیشنهادت چیه؟

679
00:49:41,083 --> 00:49:43,208
‫فرستادن مستقیم هلیکوپترها
‫خودکشیه.

680
00:49:44,375 --> 00:49:49,458
‫هلیکوپترهای ما باید تو حداکثر ارتفاعشون
‫یعنی ۱۵ تا ۱۶ هزار پا پرواز کنن،

681
00:49:49,500 --> 00:49:51,750
‫درست همونجایی که نفوذی‌ها هم
‫مستقرن.

682
00:49:52,583 --> 00:49:54,000
‫امن نیست، چون ما...

683
00:49:54,750 --> 00:49:57,825
‫ما حتی نمی‌دونیم کیا
‫اونجان و چه سلاح‌هایی دارن.

684
00:49:57,875 --> 00:49:59,125
‫قربان.

685
00:50:01,083 --> 00:50:02,500
‫ما تو آسمون دیده‌بان می‌خوایم.

686
00:50:04,500 --> 00:50:08,200
‫وقتشه پیکان‌های طلایی رو خبر کنیم.

687
00:50:08,250 --> 00:50:10,083
‫یالا...

688
00:50:10,125 --> 00:50:11,791
‫خوبه، خوبه، خوبه!

689
00:50:11,833 --> 00:50:12,950
‫آره!

690
00:50:13,000 --> 00:50:15,250
‫عالیه آلکا. داری راه میفتی.
‫دنده دو.

691
00:50:15,958 --> 00:50:18,125
‫برو، و حالا ول کن... وایسا!

692
00:50:20,125 --> 00:50:21,791
‫قرار بود کلاچ رو آروم ول کنی.

693
00:50:21,833 --> 00:50:24,500
‫دارم جیپسی می‌رونم،
‫واسه همینه اینجوری میشه.

694
00:50:25,208 --> 00:50:27,458
‫چرا نمی‌تونیم صبر کنیم تا ۸۰۰ خودمون برسه؟

695
00:50:27,500 --> 00:50:30,875
‫چون اگه بتونی جیپسی برونی،
‫هر ماشینی رو می‌تونی برونی.

696
00:50:31,500 --> 00:50:32,791
‫زود باش، مرحله به مرحله.

697
00:50:32,833 --> 00:50:34,583
‫مرحله اول، استارت.

698
00:50:36,000 --> 00:50:37,208
‫فرمانده پایگاه؟

699
00:50:49,916 --> 00:50:54,916
‫«ترجمه از میثم موسویان»

700
00:50:56,916 --> 00:51:06,916
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M