1
00:00:09,926 --> 00:00:10,844
‫آنچه گذشت...‬

2
00:00:10,885 --> 00:00:12,253
‫با اجازه، جیمز مک‌کینی رو‬
‫معرفی می‌کنم.‬

3
00:00:12,303 --> 00:00:14,389
‫پدرتون آدم خیلی بزرگی بود.‬

4
00:00:14,597 --> 00:00:15,890
‫نیومده تسلیت بگه.‬

5
00:00:16,057 --> 00:00:17,676
‫دنبال کنترل قبیله مک‌کنزیه.‬

6
00:00:17,726 --> 00:00:19,185
‫شمشیرزن ارشد اینجا بوده؟‬

7
00:00:19,352 --> 00:00:21,479
‫یه زن رو گرفت.‬
‫ادعا می‌کرد همسرشه.‬

8
00:00:21,646 --> 00:00:23,398
‫زن سایمون فریزره.‬

9
00:00:23,565 --> 00:00:26,276
‫اگه پسرت آخرین بازمانده نسلت باشه،‬

10
00:00:26,443 --> 00:00:27,652
‫یه روزی پادشاه می‌شه.‬

11
00:00:27,819 --> 00:00:28,945
‫خوشحال می‌شی که بشنوی...‬

12
00:00:29,070 --> 00:00:30,572
‫خاندان گرنت متوجه اشتباهشون شدن.‬

13
00:00:30,739 --> 00:00:33,074
‫یه ندیمه آشپزخونه جدید رو‬
‫هدیه فرستادن.‬

14
00:00:33,241 --> 00:00:34,659
‫مارا، همسر وظیفه‌شناسی باش.‬

15
00:00:34,826 --> 00:00:36,161
‫دوگال ازت مواظبت می‌کنه.‬

16
00:00:36,327 --> 00:00:38,038
‫خیلی از شنیدن خبر درگذشت‬
‫برادرت ناراحت شدم.‬

17
00:00:38,204 --> 00:00:39,456
‫ازت درخواست بخشش ندارم،‬

18
00:00:39,622 --> 00:00:41,458
‫ولی امیدوارم زمان‬
‫از خشمت بکاهه.‬

19
00:00:41,624 --> 00:00:42,542
‫شک دارم بکاهه.‬

20
00:00:42,709 --> 00:00:44,794
‫ای کنیززاده فریزر!‬

21
00:00:44,961 --> 00:00:46,087
‫من صد تن نیرو دارم...‬

22
00:00:46,254 --> 00:00:48,298
‫که آماده‌ان برای هدف جاکوبی‌ها‬
‫سوگند بخورن.‬

23
00:00:48,465 --> 00:00:50,633
‫تو عهد می‌بندی که خودت‬
‫و این افراد به من خدمت کنین؟‬

24
00:00:50,800 --> 00:00:51,885
‫سوگند می‌خورم.‬

25
00:00:52,885 --> 00:01:02,885
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

26
00:01:48,066 --> 00:01:49,526
‫اون دیگه صدای چیه؟‬

27
00:01:49,692 --> 00:01:50,693
‫خفاشن،‬

28
00:01:51,069 --> 00:01:52,987
‫از برج ناقوس واسه شکار‬
‫پرواز می‌کنن.‬

29
00:01:53,363 --> 00:01:54,614
‫واقعا سزاوار لئوکه.‬

30
00:01:54,781 --> 00:01:56,783
‫با خونه‌مون مشکلی داری مارا؟‬

31
00:01:56,950 --> 00:01:59,160
‫نه، استحکامش کافیه.‬

32
00:01:59,536 --> 00:02:00,662
‫البته احتمالا...‬

33
00:02:01,079 --> 00:02:02,622
‫یه سری جزئیات...‬

34
00:02:03,289 --> 00:02:04,207
‫کم داره.‬

35
00:02:04,374 --> 00:02:05,667
‫اگه دوگال از نبرد برگرده،‬

36
00:02:05,834 --> 00:02:07,418
‫می‌تونی به منزل خودت‬
‫سر و سامون بدی.‬

37
00:02:07,585 --> 00:02:08,628
‫وقتی برگرده.‬

38
00:02:08,795 --> 00:02:10,713
‫- به همین امید.‬
‫- آره.‬

39
00:02:10,880 --> 00:02:14,008
‫اول باید عادت پرسه‌زنی شوهرت رو‬
‫تغییر بدی.‬

40
00:02:14,134 --> 00:02:16,010
‫ازدواج معمولا مردها رو‬
‫ادب می‌کنه.‬

41
00:02:16,136 --> 00:02:17,178
‫نه بابا؟‬

42
00:02:17,762 --> 00:02:18,972
‫چقدر امیدواری.‬

43
00:02:19,139 --> 00:02:22,851
‫جنگ خیلی‌ها رو بیوه‬
‫و تعداد اندکی رو پیروز می‌کنه...‬

44
00:02:23,434 --> 00:02:25,145
‫معامله دشواریه.‬

45
00:02:25,311 --> 00:02:27,730
‫احتمالا بهتر باشه مسائل خوش‌آیندتری رو‬
‫مطرح کنیم.‬

46
00:02:27,897 --> 00:02:30,400
‫خیلی خوش‌یمنه که خانواده دوباره...‬

47
00:02:30,567 --> 00:02:32,735
‫زیر یه سقف جمع شده،‬
‫حتی تحت این شرایط دشوار.‬

48
00:02:32,902 --> 00:02:34,070
‫خوش‌یمنه، اما اذیت‌کننده است.‬

49
00:02:34,237 --> 00:02:35,947
‫یه‌بار هم که شده‬
‫با هم موافقیم برادر.‬

50
00:02:36,072 --> 00:02:37,198
‫حواست به جایگاهت باشه.‬

51
00:02:37,740 --> 00:02:39,492
‫وقتی با یه فریزر فرار کردی‬
‫این حق رو از دست دادی.‬

52
00:02:39,659 --> 00:02:40,368
‫عه!‬

53
00:02:40,493 --> 00:02:42,162
‫وای، ببخشید.‬

54
00:02:42,829 --> 00:02:44,330
‫بدیمنی داره.‬

55
00:02:44,497 --> 00:02:46,583
‫شاید بهتر باشه یه نمایش ترتیب بدیم...‬

56
00:02:47,041 --> 00:02:48,209
‫تا در حین انتظار برای خبر...‬

57
00:02:48,376 --> 00:02:49,294
‫از میدان نبرد‬
‫روحیه بگیریم.‬

58
00:02:49,419 --> 00:02:50,295
‫«رام کردن زن سرکش»؟‬

59
00:02:50,461 --> 00:02:51,671
‫چقدر مناسب.‬

60
00:02:52,130 --> 00:02:53,590
‫من اعصابش رو ندارم.‬

61
00:02:53,965 --> 00:02:55,133
‫تو چی مارا؟‬

62
00:02:55,300 --> 00:02:56,593
‫تو واسه همین نقش زاده شدی.‬

63
00:02:56,926 --> 00:02:58,219
‫شاید مکبث.‬

64
00:02:58,344 --> 00:02:59,512
‫تو می‌تونی نقش ملکه اسکاتلندی رو‬
‫بازی کنی...‬

65
00:02:59,679 --> 00:03:01,264
‫که خاندانش رو نابود می‌کنه.‬

66
00:03:01,598 --> 00:03:03,016
‫واقعا خیلی مناسبه.‬

67
00:03:04,976 --> 00:03:08,313
‫من تو رو با نابودیت‬
‫تنها می‌ذارم برادر.‬

68
00:03:17,822 --> 00:03:19,699
‫مهمون دارین ارباب...‬

69
00:03:19,866 --> 00:03:20,992
‫جیمز مک‌کینی و پسرش اومدن.‬

70
00:03:21,117 --> 00:03:22,577
‫می‌گه خیلی اضطراریه.‬

71
00:03:23,328 --> 00:03:24,454
‫بذار بیاد تو.‬

72
00:03:27,415 --> 00:03:29,083
‫خاندان مک‌کنزی باهاتون دیدار می‌کنن.‬

73
00:03:33,379 --> 00:03:35,798
‫مک‌کینی، چرا همراه دوگال نیستی؟‬

74
00:03:36,132 --> 00:03:38,593
‫اومدم همه‌چی رو درست کنم کالوم.‬

75
00:03:39,302 --> 00:03:40,887
‫ای خدا!‬

76
00:03:43,097 --> 00:03:46,768
‫پس این‌جوری به سوگندت‬
‫جلوی خاندان مک‌کنزی عمل می‌کنی؟‬

77
00:03:47,518 --> 00:03:50,688
‫من دارم حق خودم رو می‌گیرم.‬

78
00:03:51,064 --> 00:03:52,899
‫لئوک رو به دست می‌گیرم.‬

79
00:05:54,145 --> 00:05:55,396
‫کار کرد.‬

80
00:05:55,980 --> 00:05:57,190
‫شمال حقیقی.‬

81
00:06:02,445 --> 00:06:05,573
‫ارباب خواستار حضور شما‬
‫تو اتاقشون هستن.‬

82
00:06:07,450 --> 00:06:09,285
‫الان ناخوشم.‬

83
00:06:09,869 --> 00:06:11,913
‫قبلا هم همین بهانه رو آوردی.‬

84
00:06:15,541 --> 00:06:17,668
‫گفته نوشیدنی فرانسوی بیارن.‬

85
00:06:21,297 --> 00:06:22,924
‫نوشیدنی رو باز کرده.‬

86
00:06:25,343 --> 00:06:27,095
‫پس نباید معطلش کنم.‬

87
00:06:52,245 --> 00:06:53,996
‫اتاق‌ها رو بگردین!‬

88
00:06:54,872 --> 00:06:56,749
‫تکون بخورین! بجنبین!‬

89
00:06:57,333 --> 00:07:00,461
‫بدون زبون هم به همین خوبی‬
‫به مک‌کینی خدمت می‌کنین.‬

90
00:07:07,135 --> 00:07:08,052
‫بلند شو!‬

91
00:07:13,558 --> 00:07:15,476
‫با بقیه خدمتکارها حبسش کن.‬

92
00:08:12,825 --> 00:08:15,328
‫اینجا رو باش، ضیافته.‬

93
00:08:16,120 --> 00:08:17,622
‫پودینگ آلوئه،‬

94
00:08:18,331 --> 00:08:19,707
‫خیلی دوست دارم.‬

95
00:08:31,010 --> 00:08:32,136
‫وای...‬

96
00:08:33,137 --> 00:08:35,264
‫آشپزت حرف نداره.‬

97
00:08:38,518 --> 00:08:41,229
‫ببینین، من با اکثر حضار اینجا‬
‫خصومتی ندارم.‬

98
00:08:45,525 --> 00:08:47,068
‫سر جاتون بشینین.‬

99
00:08:49,237 --> 00:08:50,238
‫بفرمایین.‬

100
00:09:09,674 --> 00:09:11,509
‫قلعه الان دیگه مال منه.‬

101
00:09:13,302 --> 00:09:15,513
‫هر کی درست بهم خدمت کنه‬
‫می‌تونه بمونه.‬

102
00:09:21,936 --> 00:09:25,189
‫مردی با استعداد حقوقی تو...‬

103
00:09:25,898 --> 00:09:27,525
‫به دردم می‌خوره آقای گووان.‬

104
00:09:28,234 --> 00:09:31,362
‫من به ارباب راستین‬
‫قبیله مک‌کنزی خدمت می‌کنم.‬

105
00:09:32,154 --> 00:09:33,531
‫اربابش منم.‬

106
00:09:39,954 --> 00:09:41,414
‫نوش جان.‬

107
00:09:47,962 --> 00:09:48,921
‫نگران نباشین.‬

108
00:09:49,672 --> 00:09:53,175
‫اگه اون شمشیرزن پیداش بشه،‬
‫خودم بهش رسیدگی می‌کنم.‬

109
00:09:53,759 --> 00:09:54,677
‫ممنون سیما.‬

110
00:10:25,416 --> 00:10:26,584
‫بقیه‌شون رو حبس کردیم.‬

111
00:10:26,751 --> 00:10:28,336
‫این یکی رو تو آشپزخونه پیدا کردیم،‬
‫قایم شده بود.‬

112
00:10:28,711 --> 00:10:32,465
‫آها، زنی که آشپز این غذاهای خوشمزه است.‬

113
00:10:33,174 --> 00:10:36,052
‫خب، مسلما تو می‌مونی.‬

114
00:10:36,719 --> 00:10:38,179
‫من به خاندان مک‌کنزی خدمت می‌کنم.‬

115
00:10:39,930 --> 00:10:41,349
‫همون‌طور که واسه کالوم...‬

116
00:10:41,766 --> 00:10:43,809
‫آشپزی کردی،‬
‫واسه من هم می‌کنی.‬

117
00:10:46,520 --> 00:10:47,563
‫نه.‬

118
00:10:53,277 --> 00:10:54,820
‫یاد می‌گیری.‬

119
00:10:57,073 --> 00:10:59,909
‫با اون زن کاری نداشته باش مک‌کینی.‬

120
00:11:01,369 --> 00:11:03,496
‫خصومت تو با منه.‬

121
00:11:03,788 --> 00:11:05,331
‫نه، خصومت من...‬

122
00:11:06,082 --> 00:11:08,209
‫با روش اداره این قبیله است.‬

123
00:11:09,085 --> 00:11:10,503
‫راستش، جیکوب سرخ‬
‫اگه اون‌قدر یهویی نمی‌مرد،‬

124
00:11:10,628 --> 00:11:13,297
‫من رو انتخاب می‌کرد.‬

125
00:11:13,464 --> 00:11:15,966
‫اسم پدر من رو‬
‫تو خونه خودش به زبون نیار!‬

126
00:11:18,344 --> 00:11:20,513
‫زن‌ها رو جای امنی حبس کنین.‬

127
00:11:21,639 --> 00:11:23,015
‫بیاین دیگه خانم‌ها.‬

128
00:11:24,892 --> 00:11:27,770
‫اگه دردسری درست نکنین،‬
‫در امان می‌مونین.‬

129
00:11:31,524 --> 00:11:33,859
‫رابرت، بیا. بشین.‬

130
00:11:36,445 --> 00:11:39,115
‫راه و روش ارباب‌ها رو یاد بگیر.‬

131
00:11:40,866 --> 00:11:42,660
‫کلیدها و خزانه.‬

132
00:11:43,160 --> 00:11:44,537
‫بیا متمدن باشیم.‬

133
00:11:45,746 --> 00:11:46,956
‫من رو بکش.‬

134
00:11:48,999 --> 00:11:50,418
‫من بهت خدمت نمی‌کنم.‬

135
00:11:51,711 --> 00:11:52,920
‫چی؟‬

136
00:11:53,087 --> 00:11:56,132
‫این ملک الان دیگه مال خواهرم النه.‬

137
00:11:58,217 --> 00:11:59,593
‫هر هکتار...‬

138
00:12:00,219 --> 00:12:01,387
‫و هر سنگش...‬

139
00:12:01,554 --> 00:12:03,848
‫همگی به نام اونه.‬

140
00:12:06,559 --> 00:12:07,935
‫دروغ می‌گی.‬

141
00:12:08,352 --> 00:12:10,563
‫سندش قانونی ثبت شده.‬

142
00:12:11,272 --> 00:12:12,898
‫- کی؟‬
‫- اهمیتی داره؟‬

143
00:12:14,150 --> 00:12:15,818
‫یه سند قانونیه.‬

144
00:12:16,986 --> 00:12:18,112
‫من رو بکش.‬

145
00:12:19,321 --> 00:12:21,073
‫بعدش ارباب هیچی نخواهی بود.‬

146
00:12:24,201 --> 00:12:25,870
‫این سند رو برام بیار.‬

147
00:12:26,996 --> 00:12:28,080
‫زود باش!‬

148
00:12:28,497 --> 00:12:29,582
‫تو اتاق مطالعه است.‬

149
00:12:29,749 --> 00:12:30,958
‫تو باهاش برو.‬

150
00:12:44,805 --> 00:12:46,515
‫خواهرت کجاست؟‬

151
00:12:51,395 --> 00:12:53,022
‫الن هر کاری دلش بخواد می‌کنه.‬

152
00:12:54,940 --> 00:12:59,028
‫هیچ‌وقت عین بانوان عادی‬
‫رفتار نمی‌کرد.‬

153
00:13:00,196 --> 00:13:02,072
‫♪ آهای، آهای ♪‬

154
00:13:02,239 --> 00:13:04,742
‫♪ آهای، آهای ♪‬

155
00:13:04,909 --> 00:13:07,036
‫♪ آهای، آهای ♪‬

156
00:13:07,203 --> 00:13:09,580
‫♪ آهای، آهای ♪‬

157
00:13:09,705 --> 00:13:11,540
‫♪ آهای، آهای ♪‬

158
00:13:11,707 --> 00:13:13,167
‫♪ آهای، آهای ♪‬

159
00:13:13,292 --> 00:13:15,002
‫پیدات کردیم!‬

160
00:13:15,127 --> 00:13:16,670
‫باز هم عین حیاط شد.‬

161
00:13:16,796 --> 00:13:18,380
‫همیشه یه‌جا قایم می‌شی.‬

162
00:13:18,547 --> 00:13:20,466
‫هیچ‌وقت از دستمون فرار نمی‌کنی الن.‬

163
00:13:35,439 --> 00:13:37,274
‫یه بازی عادیه دختر.‬

164
00:13:37,733 --> 00:13:39,568
‫من همیشه می‌بازم بابا.‬

165
00:13:39,735 --> 00:13:41,946
‫چون همون کاری رو می‌کنی‬
‫که خیال می‌کنی باید بکنی.‬

166
00:13:43,280 --> 00:13:44,490
‫پشت ستون پیدات می‌کنن...‬

167
00:13:44,657 --> 00:13:46,242
‫چون دخترها چنین جایی قایم می‌شن.‬

168
00:13:46,742 --> 00:13:47,827
‫مگه نمی‌تونی بالا بری؟‬

169
00:13:47,993 --> 00:13:49,662
‫دخترها نباید بالا برن.‬

170
00:13:49,829 --> 00:13:52,248
‫واسه همین برادرهات بالا رو نگشتن.‬

171
00:13:55,000 --> 00:13:56,752
‫اون‌ها قبل از هر چیز‬
‫تو رو دختر می‌بینن.‬

172
00:13:57,753 --> 00:14:00,214
‫ولی تو فراتر از این حرف‌هایی الن مک‌کنزی.‬

173
00:14:01,090 --> 00:14:02,466
‫تو اولین فرزند منی،‬

174
00:14:03,133 --> 00:14:04,260
‫تو از خون منی.‬

175
00:14:04,593 --> 00:14:06,303
‫ولی به هر حال دخترم بابا.‬

176
00:14:06,470 --> 00:14:07,471
‫آره.‬

177
00:14:08,389 --> 00:14:09,807
‫از همین علیهت استفاده می‌کنن.‬

178
00:14:10,724 --> 00:14:12,852
‫برای کارهات محدودیت می‌ذارن.‬

179
00:14:13,352 --> 00:14:14,603
‫بهت می‌گن باید چی باشی...‬

180
00:14:14,770 --> 00:14:16,564
‫و نمی‌ذارن واقعا خودت باشی.‬

181
00:14:20,192 --> 00:14:22,444
‫وقتی روباه می‌ره شکار خرگوش،‬

182
00:14:25,281 --> 00:14:27,074
‫تو دریاچه رو نمی‌گرده.‬

183
00:14:27,825 --> 00:14:28,993
‫یادت بمونه.‬

184
00:14:29,535 --> 00:14:30,786
‫چون...‬

185
00:14:31,745 --> 00:14:33,956
‫خرگوش‌ها شنا نمی‌کنن.‬

186
00:14:36,709 --> 00:14:37,585
‫آره.‬

187
00:14:38,627 --> 00:14:41,088
‫بذار کوریشون عامل نابودیشون باشه دختر.‬

188
00:14:51,974 --> 00:14:53,017
‫سرورم،‬

189
00:14:53,601 --> 00:14:55,686
‫می‌شه قبل از حرکتتون‬
‫دو کلام صحبت کنیم؟‬

190
00:14:56,770 --> 00:14:59,356
‫اگه نگران سالم موندنمی،‬
‫نمی‌خواد نگران باشی.‬

191
00:14:59,523 --> 00:15:01,692
‫من از بدتر از این‌ها‬
‫جون سالم به در بردم.‬

192
00:15:02,109 --> 00:15:03,193
‫واسه اون نیومدم،‬

193
00:15:03,777 --> 00:15:06,572
‫البته مسلما دعا می‌کنم‬
‫زود برگردین.‬

194
00:15:09,700 --> 00:15:12,161
‫ندیمه جدید اذیتم می‌کنه.‬

195
00:15:13,203 --> 00:15:15,289
‫چون از طرف خاندان گرنته،‬
‫خاطرات سختم رو...‬

196
00:15:15,456 --> 00:15:16,624
‫زنده می‌کنه.‬

197
00:15:17,499 --> 00:15:18,584
‫چطور مگه؟‬

198
00:15:20,210 --> 00:15:21,962
‫وقتی می‌بینمش، یاد اون مرد روانی...‬

199
00:15:22,129 --> 00:15:24,173
‫می‌افتم که می‌خواست من رو بدزده.‬

200
00:15:26,425 --> 00:15:28,093
‫نمی‌تونین برگردونینش؟‬

201
00:15:28,510 --> 00:15:30,596
‫شاید خاندان گرنت بهش خوش‌آمد بگن.‬

202
00:15:31,889 --> 00:15:33,349
‫دختره می‌مونه.‬

203
00:15:33,933 --> 00:15:36,101
‫استعدادهای خاصی داره.‬

204
00:15:36,268 --> 00:15:39,063
‫راستش، وقتی من نیستم‬
‫حواسش خوب به تو هست.‬

205
00:15:39,855 --> 00:15:41,065
‫واسه محافظت از خودت.‬

206
00:15:42,358 --> 00:15:44,985
‫ولی میزری تو کل خونه‬
‫طلسم محافظت گذاشته.‬

207
00:15:45,152 --> 00:15:48,322
‫خب، زن تنها ممکنه قربانی‬
‫تصمیمات نابخردانه بشه.‬

208
00:15:48,489 --> 00:15:53,243
‫سیما اطمینان حاصل می‌کنه‬
‫که تو در امان و وفادار باشی.‬

209
00:15:56,330 --> 00:15:58,165
‫چشم سرورم.‬

210
00:15:59,458 --> 00:16:00,542
‫خوبه.‬

211
00:16:13,764 --> 00:16:15,099
‫حرف نباشه!‬

212
00:16:15,224 --> 00:16:15,891
‫حرکت کنین!‬

213
00:16:30,239 --> 00:16:31,699
‫شمشیر و خنجرش رو بردارین.‬

214
00:16:32,241 --> 00:16:33,450
‫زود باشین!‬

215
00:16:38,789 --> 00:16:39,832
‫بجنبین!‬

216
00:16:46,505 --> 00:16:48,799
‫این دیگه چه کاریه؟‬

217
00:16:48,966 --> 00:16:53,303
‫چرا چنین کاری کردی احمق؟‬

218
00:16:53,679 --> 00:16:54,847
‫داشت ما رو به جای امنی می‌برد!‬

219
00:16:55,014 --> 00:16:56,682
‫مک‌کینی گفت بلایی سرمون نمیاره!‬

220
00:16:56,849 --> 00:16:58,726
‫یعنی تو حرف مرد خبیثی‬
‫که نگهبان‌هامون رو کشته...‬

221
00:16:58,892 --> 00:17:01,020
‫و می‌خواد لئوک رو تصاحب کنه باور کردی؟‬

222
00:17:01,437 --> 00:17:03,814
‫جون تو ذره‌ای برای اون ارزش نداره مارا.‬

223
00:17:03,981 --> 00:17:05,357
‫خب، وقتی بفهمن سربازشون نیست...‬

224
00:17:05,482 --> 00:17:06,316
‫چی می‌شه؟‬

225
00:17:06,483 --> 00:17:07,651
‫تو قلعه‌ای به این بزرگی،‬

226
00:17:07,818 --> 00:17:09,153
‫با این‌همه راهرو و اتاق؟‬

227
00:17:09,570 --> 00:17:10,696
‫اگه نمی‌خوای کمک کنی،‬

228
00:17:10,821 --> 00:17:12,781
‫بشین و دهنت رو ببند.‬

229
00:17:18,662 --> 00:17:20,164
‫مردها همه‌چی رو به جنگ بردن.‬

230
00:17:20,330 --> 00:17:21,290
‫آره.‬

231
00:17:21,707 --> 00:17:23,125
‫کالوم رو می‌کشه.‬

232
00:17:23,459 --> 00:17:24,418
‫هنوز نه.‬

233
00:17:24,960 --> 00:17:26,879
‫نیاز داره من زمین‌ها رو به نامش بزنم‬
‫یا باهاش ازدواج کنم.‬

234
00:17:27,504 --> 00:17:29,006
‫تا من آزاد باشم‬
‫شوهرت زنده می‌مونه.‬

235
00:17:29,131 --> 00:17:31,675
‫مردها تا نبرد به سر نرسه...‬

236
00:17:32,092 --> 00:17:33,177
‫و قیام تموم نشه برنمی‌گردن.‬

237
00:17:33,343 --> 00:17:34,928
‫بیاین دعا کنیم که واقعا برگردن.‬

238
00:17:35,095 --> 00:17:36,346
‫آمین.‬

239
00:17:36,972 --> 00:17:39,391
‫خب، پس باید خودمون دست به کار بشیم.‬

240
00:17:40,017 --> 00:17:40,809
‫اینجا منتظر بمونین.‬

241
00:17:55,616 --> 00:17:58,077
‫تو نگهبانی بده.‬
‫من اونجا رو بررسی می‌کنم.‬

242
00:18:45,916 --> 00:18:47,334
‫همه خروجی‌ها نگهبان دارن.‬

243
00:18:48,460 --> 00:18:49,586
‫پس عین موش اینجا گیر افتادیم.‬

244
00:18:49,753 --> 00:18:51,547
‫نه. ما قبیله مک‌کنزی‌ایم.‬

245
00:18:52,131 --> 00:18:53,507
‫من نیستم.‬

246
00:18:54,007 --> 00:18:55,008
‫این جنگ من نیست.‬

247
00:18:55,175 --> 00:18:56,844
‫من نباید اینجا باشم.‬

248
00:18:56,969 --> 00:18:59,388
‫یادت رفته زن‌داداش مایی؟‬

249
00:19:00,430 --> 00:19:03,350
‫درگیری مک‌کینی با خانواده شماست.‬

250
00:19:03,517 --> 00:19:04,434
‫پس برو.‬

251
00:19:05,144 --> 00:19:06,311
‫همین رو به افرادش توضیح بده.‬

252
00:19:07,062 --> 00:19:09,106
‫ببین خون گرنت چقدر ازت محافظت می‌کنه.‬

253
00:19:09,815 --> 00:19:10,858
‫چند نفرن؟‬

254
00:19:11,191 --> 00:19:12,693
‫پنج تن وارد سالن شدن.‬

255
00:19:13,152 --> 00:19:14,403
‫دو گشت بیرونن.‬

256
00:19:14,570 --> 00:19:16,655
‫شاید باز هم باشن که ما ندیدیم؟‬

257
00:19:17,573 --> 00:19:18,532
‫نه.‬

258
00:19:19,032 --> 00:19:20,159
‫مک‌کینی وحشیه.‬

259
00:19:20,617 --> 00:19:22,327
‫اگه افراد بیشتری داشت،‬
‫از همه‌شون استفاده می‌کرد.‬

260
00:19:22,870 --> 00:19:24,580
‫با تعداد بالا به قلعه حمله می‌کرد.‬

261
00:19:25,622 --> 00:19:28,292
‫چند ده نیرو داره،‬
‫ولی تعداد انگشت‌شماری با خودش میاره.‬

262
00:19:28,959 --> 00:19:29,877
‫چرا؟‬

263
00:19:30,794 --> 00:19:33,630
‫شاید بقیه‌شون حاضر نبودن‬
‫با خاندان مک‌کنزی دشمن بشن؟‬

264
00:19:34,715 --> 00:19:36,341
‫نه، یه چیز دیگه است.‬

265
00:19:37,718 --> 00:19:39,845
‫هفت تن، شش‌تا مونده.‬

266
00:19:40,012 --> 00:19:41,513
‫با اطلاعات خودمون پیش می‌ریم.‬

267
00:19:43,640 --> 00:19:44,933
‫دید مک‌کینی به ما...‬

268
00:19:45,350 --> 00:19:47,144
‫عین دیدش به تمام زن‌هاست:‬

269
00:19:47,978 --> 00:19:50,606
‫موجودات ضعیفی که باید‬
‫خدمت و اطاعت کنن...‬

270
00:19:51,148 --> 00:19:53,442
‫و بدون محافظت مردهامون ناتوانیم.‬

271
00:19:54,443 --> 00:19:56,612
‫همین کوری نقطه ضعفشه.‬

272
00:19:57,571 --> 00:19:59,823
‫جایی که زن‌ها بهش تعلق دارن‬
‫دنبالمون می‌گرده...‬

273
00:20:00,616 --> 00:20:01,575
‫تو آشپزخونه‌ها،‬

274
00:20:01,742 --> 00:20:02,868
‫اتاق‌خواب‌ها...‬

275
00:20:03,285 --> 00:20:04,203
‫و گوشه‌ها.‬

276
00:20:05,037 --> 00:20:07,581
‫خیال می‌کنه خرگوش‌هایی هستیم‬
‫که به لونه‌مون فرار می‌کنیم.‬

277
00:20:08,332 --> 00:20:09,625
‫تو می‌گی چیکار کنیم؟‬

278
00:20:10,542 --> 00:20:12,461
‫چراغ نفتی‌ها رو لازم داریم.‬

279
00:20:26,683 --> 00:20:29,228
‫خدایا، تو که بی‌نهایت عاقل و مهربونی،‬

280
00:20:29,978 --> 00:20:32,147
‫بهم شجاعت مقابله با وقایع پیش‌رو رو بده.‬

281
00:20:40,239 --> 00:20:42,699
‫تو همیشه شجاع بودی الن...‬

282
00:20:44,451 --> 00:20:48,288
‫همونی که پدر در کارهایی که از دست بقیه‬
‫ساخته نبود، بهش اعتماد می‌کرد.‬

283
00:20:49,748 --> 00:20:51,667
‫تو همیشه الگوی من بودی.‬

284
00:20:55,003 --> 00:20:57,256
‫من هم همیشه تحسینت می‌کردم.‬

285
00:20:58,632 --> 00:21:00,300
‫- واقعا؟‬
‫- آره.‬

286
00:21:02,344 --> 00:21:05,430
‫تو بهم نشون دادی‬
‫علاقه بی‌بند یعنی چی...‬

287
00:21:07,599 --> 00:21:08,976
‫و بخشیدن...‬

288
00:21:09,810 --> 00:21:11,812
‫علی‌رغم غرور یعنی چی.‬

289
00:21:13,522 --> 00:21:15,107
‫من اون‌قدر بهت...‬

290
00:21:15,524 --> 00:21:17,442
‫حسودی کردم که حسابش‬
‫از دستم در رفته.‬

291
00:21:18,652 --> 00:21:19,903
‫پس خواهش می‌کنم...‬

292
00:21:22,114 --> 00:21:23,991
‫الان فرض نکن من کوچکم...‬

293
00:21:24,157 --> 00:21:26,451
‫یا نحیف و شکننده‌ام.‬

294
00:21:27,411 --> 00:21:28,370
‫اصلا.‬

295
00:21:29,538 --> 00:21:31,415
‫می‌خوام هرطور که می‌تونم...‬

296
00:21:32,666 --> 00:21:33,917
‫کمک کنم.‬

297
00:21:35,919 --> 00:21:36,920
‫پس می‌کنی.‬

298
00:21:43,051 --> 00:21:44,094
‫افراد من...‬

299
00:21:44,469 --> 00:21:46,096
‫خواهرت رو پیدا می‌کنن.‬

300
00:21:47,014 --> 00:21:48,223
‫وقتی پیداش کنن،‬

301
00:21:48,390 --> 00:21:50,225
‫بهش می‌گم این رو به نامم بزنه.‬

302
00:21:51,518 --> 00:21:52,602
‫وگرنه...‬

303
00:21:53,312 --> 00:21:55,022
‫باهاش ازدواج می‌کنم.‬

304
00:21:55,314 --> 00:21:57,524
‫چنین اقدامی شجاعت زیادی می‌خواد.‬

305
00:21:58,233 --> 00:21:59,359
‫از من بشنو،‬

306
00:22:00,360 --> 00:22:01,737
‫بهش حق انتخاب نمی‌دم.‬

307
00:22:01,862 --> 00:22:03,572
‫تو جلوی من زانو زدی،‬

308
00:22:05,324 --> 00:22:06,783
‫سوگند یاد کردی.‬

309
00:22:07,659 --> 00:22:09,870
‫یه احمق با یه احمق دیگه حرف زد.‬

310
00:22:10,037 --> 00:22:11,705
‫جلوی خدا و قبیله سوگند یاد کردی.‬

311
00:22:12,080 --> 00:22:13,957
‫خدا این خاندان رو وقتی جیکوب سرخ...‬

312
00:22:14,833 --> 00:22:16,835
‫با بی‌آبرویی از دنیا رفت‬
‫رها کرد.‬

313
00:22:17,002 --> 00:22:18,337
‫بسه دیگه!‬

314
00:22:25,427 --> 00:22:27,012
‫اربابت رو ببین.‬

315
00:22:28,013 --> 00:22:29,765
‫وضعت رو ببین.‬

316
00:22:30,182 --> 00:22:32,392
‫اجاره‌نشین‌ها از ضعف تو می‌گن.‬

317
00:22:32,809 --> 00:22:33,894
‫دلشون به حالت می‌سوزه.‬

318
00:22:34,061 --> 00:22:36,480
‫خواهش می‌کنم. آخ!‬

319
00:22:38,857 --> 00:22:40,442
‫از عذاب خلاصش کنم بابا؟‬

320
00:22:40,609 --> 00:22:41,485
‫هنوز نه.‬

321
00:22:42,152 --> 00:22:43,570
‫هنوز به درد می‌خوره.‬

322
00:22:43,737 --> 00:22:44,905
‫وقتی دوگال برگرده...‬

323
00:22:45,072 --> 00:22:46,990
‫برادرت تا الان مرده...‬

324
00:22:47,866 --> 00:22:48,992
‫یا به زودی می‌میره.‬

325
00:22:49,618 --> 00:22:50,827
‫دوگال جنگجوئه.‬

326
00:22:50,952 --> 00:22:53,038
‫جنگ از بلایی که قراره سرش بیاد‬
‫نجاتش نمی‌ده.‬

327
00:22:53,580 --> 00:22:54,873
‫منظورت چیه؟‬

328
00:22:55,916 --> 00:22:59,169
‫لوات با دربار همراه شده.‬

329
00:22:59,461 --> 00:23:00,587
‫دروغ می‌گی!‬

330
00:23:01,380 --> 00:23:02,923
‫افرادش با افراد ما رفتن.‬

331
00:23:03,090 --> 00:23:05,008
‫خب، خیال کردی چرا‬
‫این لحظه رو انتخاب کردم؟‬

332
00:23:06,093 --> 00:23:08,136
‫واسه این که جنگجویانتون‬
‫دارن می‌رن بمیرن...‬

333
00:23:08,303 --> 00:23:10,305
‫و خیال می‌کنن قهرمانن.‬

334
00:23:11,139 --> 00:23:12,182
‫من اونجا بودم.‬

335
00:23:12,766 --> 00:23:15,352
‫وقتی که لوات با آرگیل پیمان بست.‬

336
00:23:16,770 --> 00:23:19,189
‫دودمانت رو به آتیش می‌کشن کالوم.‬

337
00:23:20,232 --> 00:23:22,609
‫خودت هم انقدر زنده می‌مونی‬
‫که این رو به چشم ببینی.‬

338
00:23:41,294 --> 00:23:42,329
‫برو عقب!‬

339
00:23:42,379 --> 00:23:44,131
‫دستت بهم نخوره!‬

340
00:23:46,007 --> 00:23:47,008
‫آخ!‬

341
00:23:47,551 --> 00:23:48,635
‫باید خونه می‌موندی.‬

342
00:23:48,760 --> 00:23:49,761
‫آخ!‬

343
00:23:53,598 --> 00:23:54,891
‫بیا اینجا.‬

344
00:23:55,767 --> 00:23:56,685
‫راه برو.‬

345
00:23:57,561 --> 00:23:59,604
‫مک‌کینی دستور داده زنده ببرمت.‬

346
00:24:00,397 --> 00:24:02,607
‫ولی نگفت مو از سرت کم نشه.‬

347
00:24:11,074 --> 00:24:12,617
‫تقاصش رو پس می‌دی.‬

348
00:24:19,583 --> 00:24:21,001
‫زنیکه عوضی!‬

349
00:24:21,126 --> 00:24:24,254
‫وقتی دستم بهت برسه‬
‫قراره التماسم کنی بهت رحم کنم!‬

350
00:24:24,421 --> 00:24:25,630
‫تیتوس!‬

351
00:24:26,089 --> 00:24:27,132
‫فروکس!‬

352
00:24:30,469 --> 00:24:32,095
‫این رو باز کن! التماست می‌کنم!‬

353
00:24:32,262 --> 00:24:34,097
‫- بگیریدش.‬
‫- آخ! نه!‬

354
00:24:42,856 --> 00:24:44,399
‫یکی دیگه رو کشتی؟‬

355
00:24:45,650 --> 00:24:48,487
‫مک‌کینی جنازه‌ها رو پیدا می‌کنه.‬

356
00:24:50,614 --> 00:24:52,073
‫داری اوضاع رو بدتر می‌کنی.‬

357
00:24:52,407 --> 00:24:53,783
‫پیدامون می‌کنه.‬

358
00:24:54,826 --> 00:24:57,537
‫مک‌کینی و افرادش‬
‫بدون دعوت به لئوک اومدن.‬

359
00:24:59,873 --> 00:25:02,209
‫وقتشه طوری که لیاقتش رو دارن‬
‫ازشون استقبال کنیم.‬

360
00:25:02,375 --> 00:25:05,128
‫الن، انتقام می‌گیرن.‬

361
00:25:07,756 --> 00:25:10,133
‫این خوی انتقامجویی فقط باعث می‌شه...‬

362
00:25:10,300 --> 00:25:11,218
‫آره.‬

363
00:25:13,929 --> 00:25:16,097
‫ولی روباهی که گرسنه باشه،‬
‫چشمش خوب نمی‌بینه.‬

364
00:25:20,644 --> 00:25:23,063
‫افرادمون خیلی طولش دادن‬
‫که یه زن رو پیدا کنن.‬

365
00:25:23,230 --> 00:25:25,899
‫الن گوشه و کنار این قلعه رو بلده.‬

366
00:25:26,024 --> 00:25:26,858
‫آره.‬

367
00:25:27,859 --> 00:25:29,110
‫ولی همین که پیداش کنم،‬

368
00:25:29,528 --> 00:25:31,446
‫درست و حسابی ادبش می‌کنم.‬

369
00:25:31,613 --> 00:25:33,990
‫معمولا یکی دو تا شلاق بخوره،‬
‫سر به راه می‌شه.‬

370
00:25:37,369 --> 00:25:38,870
‫اگه دستت بهش بخوره،‬

371
00:25:39,621 --> 00:25:41,206
‫مجبوری جواب پس بدی.‬

372
00:25:42,999 --> 00:25:44,626
‫به کی؟ به تو؟‬

373
00:25:45,961 --> 00:25:48,213
‫خودت رو ببین!‬

374
00:25:48,922 --> 00:25:53,051
‫نه، به من نه.‬

375
00:25:54,844 --> 00:25:56,137
‫یه نفر هست.‬

376
00:25:57,264 --> 00:25:58,598
‫میاد پیداش کنه.‬

377
00:25:59,182 --> 00:26:01,977
‫بعضی پیوندها از خون قوی‌ترن.‬

378
00:26:02,269 --> 00:26:04,020
‫از پیمان‌ها قوی‌ترن.‬

379
00:26:05,689 --> 00:26:07,023
‫برادرش رو می‌گی؟‬

380
00:26:07,983 --> 00:26:09,109
‫من که بهت گفتم.‬

381
00:26:09,985 --> 00:26:12,487
‫دوگال رفته توی یه جنگ بی‌هدف بمیره.‬

382
00:26:12,654 --> 00:26:13,822
‫دوگال رو نمی‌گم.‬

383
00:26:15,073 --> 00:26:18,326
‫حتی آسمون به زمین بیاد،‬

384
00:26:18,493 --> 00:26:21,788
‫جلوی این آدم رو نمی‌گیره‬
‫که پیداش نکنه.‬

385
00:26:22,247 --> 00:26:23,748
‫پدر، منظورشون چیه؟‬

386
00:26:26,793 --> 00:26:28,044
‫دروغ می‌گی.‬

387
00:26:28,420 --> 00:26:29,629
‫وقتی ببینیش...‬

388
00:26:30,797 --> 00:26:32,299
‫می‌گی ای کاش دروغ بود.‬

389
00:26:44,978 --> 00:26:46,187
‫داستان اشباح و...‬

390
00:26:46,771 --> 00:26:48,565
‫قصه پریون...‬

391
00:26:49,858 --> 00:26:51,860
‫آخرین زوریه که برات مونده؟‬

392
00:26:52,611 --> 00:26:53,903
‫حالا می‌بینیم.‬

393
00:27:02,954 --> 00:27:04,247
‫مثل پشه می‌مونن!‬

394
00:27:04,414 --> 00:27:06,207
‫هر جا یه قرمزپوش بره،‬
‫صدتا دیگه دنبالش میان.‬

395
00:27:06,333 --> 00:27:08,835
‫آره، وقتی این‌ها به فرمانده‌هاشون‬
‫گزارش ندن، بیشتر هم میان.‬

396
00:27:09,336 --> 00:27:10,712
‫بهتره وقت تلف نکنیم.‬

397
00:27:18,511 --> 00:27:20,138
‫نه، پیدامون کردن.‬

398
00:27:20,305 --> 00:27:21,723
‫فرار کنید! قایم شید!‬

399
00:27:30,440 --> 00:27:31,566
‫بکش!‬

400
00:27:33,818 --> 00:27:34,819
‫شمشیرها رو بیارین!‬

401
00:27:43,578 --> 00:27:46,039
‫خب، تموم شد.‬

402
00:27:46,623 --> 00:27:48,291
‫اون استقبالی که فکر می‌کردن رو نگرفتن.‬

403
00:27:58,927 --> 00:28:00,595
‫زیاد سریع نبودم.‬

404
00:28:12,857 --> 00:28:14,109
‫کفن من...‬

405
00:28:14,818 --> 00:28:17,612
‫توی صندوق چوب بلوط اتاقمه.‬

406
00:28:19,739 --> 00:28:22,534
‫روی قبرم گل خلنگ بریزید.‬

407
00:28:22,701 --> 00:28:23,910
‫باشه، چشم.‬

408
00:28:24,244 --> 00:28:25,370
‫به امبروز بگو...‬

409
00:28:25,537 --> 00:28:26,621
‫بهش می‌گم دوستش داری.‬

410
00:28:27,122 --> 00:28:29,833
‫- الن...‬
‫- هیس، هیس...‬

411
00:28:30,375 --> 00:28:33,336
‫هیس، هیس، هیس...‬

412
00:28:33,461 --> 00:28:35,922
‫خواهر، تو از همه ما شجاع‌تری.‬

413
00:28:36,631 --> 00:28:39,008
‫لتیشا تنها کسی نیست که بارداره.‬

414
00:28:41,302 --> 00:28:45,390
‫اگه بچه من هم دختر بود،‬
‫اسم تو رو روش می‌ذارم.‬

415
00:28:45,557 --> 00:28:46,474
‫تو...‬

416
00:28:50,270 --> 00:28:51,813
‫جنت فریزر...‬

417
00:28:58,403 --> 00:29:01,906
‫باهام دعا می‌خونی؟‬

418
00:29:08,621 --> 00:29:13,084
‫ای مریم مقدس و پاکدامن،‬
‫خداوند در کنار توست.‬

419
00:29:13,251 --> 00:29:15,211
‫ای تو که در میان زنان، مبارک هستی.‬

420
00:29:15,336 --> 00:29:16,337
‫نام فرزندت مبارک باد...‬

421
00:29:16,504 --> 00:29:18,840
‫که عیسی ما، پاره تنت بود.‬

422
00:29:28,683 --> 00:29:30,435
‫گناهان ما را ببخش.‬

423
00:29:41,404 --> 00:29:42,614
‫بسه.‬

424
00:29:43,865 --> 00:29:45,074
‫بسه.‬

425
00:29:47,243 --> 00:29:48,578
‫این دیوانگی...‬

426
00:29:48,995 --> 00:29:49,954
‫باید تموم شه.‬

427
00:29:50,663 --> 00:29:52,207
‫کجا داری می‌ری؟‬

428
00:29:54,793 --> 00:29:56,377
‫من گرنت‌زاده‌ام.‬

429
00:29:58,254 --> 00:30:00,673
‫ترجیح می‌دم تا فرصتم رو‬
‫با مک‌کینی امتحان کنم،‬

430
00:30:02,383 --> 00:30:03,968
‫تا اینجا پیش شما بمیرم.‬

431
00:30:32,789 --> 00:30:34,082
‫اینجا رو که گشتیم.‬

432
00:31:06,698 --> 00:31:07,615
‫دوباره.‬

433
00:31:07,782 --> 00:31:09,200
‫هی خطا می‌ره!‬

434
00:31:09,367 --> 00:31:10,159
‫آره.‬

435
00:31:10,785 --> 00:31:12,579
‫واسه اینکه با خشم رها می‌کنی.‬

436
00:31:13,413 --> 00:31:14,706
‫ذهنت رو غبارآلود می‌کنه.‬

437
00:31:18,626 --> 00:31:20,378
‫شکارچیان ماهر ثابت می‌مونن.‬

438
00:31:20,795 --> 00:31:21,921
‫صبوری می‌کنن.‬

439
00:31:22,088 --> 00:31:24,007
‫قبل از حمله مطمئن می‌شن‬
‫که تیر رو درست رها کنن.‬

440
00:31:34,475 --> 00:31:37,896
‫خشم بهت قدرت لحظه‌ای می‌ده،‬
‫ولی هدفگیریت رو خراب می‌کنه.‬

441
00:31:38,897 --> 00:31:40,231
‫دختر جان، توی شکار...‬

442
00:31:40,773 --> 00:31:43,484
‫تیری که خطا بره،‬
‫حکم مرگت رو امضا می‌کنه.‬

443
00:32:27,362 --> 00:32:29,447
‫باید بیشتر از این‌ها تلاش کنی کالوم.‬

444
00:32:29,614 --> 00:32:31,157
‫فقط همین رو دارم بگم.‬

445
00:32:31,574 --> 00:32:32,909
‫جناب مک‌کینی.‬

446
00:32:33,993 --> 00:32:35,578
‫تو از کجا اومدی؟‬

447
00:32:36,496 --> 00:32:37,956
‫جناب مک‌کینی،‬

448
00:32:38,998 --> 00:32:40,792
‫سرورم، شما خانواده من رو می‌شناسین؟‬

449
00:32:42,418 --> 00:32:43,336
‫نه؟‬

450
00:32:44,796 --> 00:32:46,714
‫من از خانواده گرنتم.‬

451
00:32:48,049 --> 00:32:49,425
‫ولی به تازگی...‬

452
00:32:49,801 --> 00:32:52,178
‫به عقد دوگال مک‌کنزی در اومدم.‬

453
00:32:52,553 --> 00:32:53,554
‫آها.‬

454
00:32:53,721 --> 00:32:55,223
‫پس تسلیت می‌گم.‬

455
00:32:57,266 --> 00:32:59,727
‫ولی قراره ثروت زیادی به ارث ببری.‬

456
00:33:01,688 --> 00:33:04,315
‫به شرطی که مواظب رفتارت باشی.‬

457
00:33:05,149 --> 00:33:06,567
‫پس بگو الن کجاست،‬

458
00:33:06,734 --> 00:33:08,569
‫و بقیه کجا قایم شدن؟‬

459
00:33:10,780 --> 00:33:12,615
‫جناب، از حرفم بد برداشت کردین.‬

460
00:33:13,074 --> 00:33:14,742
‫با تکیه به قدرت نام خانوادگی گرنت،‬

461
00:33:14,784 --> 00:33:18,705
‫بهتون می‌گم بی‌سروصدا برید،‬
‫تا من به عموم نگم که..‬

462
00:33:18,746 --> 00:33:20,498
‫امشب چه اتفاقاتی اینجا افتاد.‬

463
00:33:20,540 --> 00:33:22,166
‫شاید بهتون رحم کرد.‬

464
00:33:23,751 --> 00:33:25,586
‫باید این زبون گستاخت رو...‬

465
00:33:26,004 --> 00:33:27,422
‫از حلقومت بیرون بکشم.‬

466
00:33:27,547 --> 00:33:28,214
‫هوم.‬

467
00:33:30,258 --> 00:33:32,051
‫می‌بینی رابرت؟‬

468
00:33:32,176 --> 00:33:35,638
‫وقتی مسئولیت کارها رو‬
‫به فرد بی‌دل و جرئتی می‌سپارن،‬

469
00:33:35,805 --> 00:33:37,724
‫کار به اینجا می‌کشه!‬

470
00:33:39,267 --> 00:33:42,895
‫قبیله‌ای که مثل شما‬
‫پر از زنان یاغی و سرکشیه...‬

471
00:33:43,563 --> 00:33:45,189
‫که باید جایگاهشون رو یادآوری کرد.‬

472
00:33:45,356 --> 00:33:48,651
‫پس دوباره ازت می‌پرسم.‬

473
00:33:49,610 --> 00:33:53,197
‫بهم بگو الن مک‌کنزی کجاست.‬

474
00:33:54,699 --> 00:33:56,451
‫اطلاعی ندارم!‬

475
00:33:57,869 --> 00:33:59,579
‫ولی افرادم در حالی که دنبالش می‌گردن،‬

476
00:33:59,746 --> 00:34:01,539
‫دونه‌دونه ناپدید می‌شن.‬

477
00:34:03,207 --> 00:34:06,252
‫پناه بر خدا، افراد من کجا موندن؟‬

478
00:34:08,838 --> 00:34:11,174
‫آهای! تکون نخور!‬

479
00:34:31,861 --> 00:34:33,738
‫دیگه راه فرار نداری خانومی.‬

480
00:34:42,288 --> 00:34:44,457
‫فقط داری از سرنوشتت فرار می‌کنی.‬

481
00:34:56,427 --> 00:34:58,137
‫این چه مصیبتی بود؟‬

482
00:35:41,347 --> 00:35:44,058
‫کمانت رو بگیر پایین.‬
‫وگرنه می‌میره.‬

483
00:35:44,350 --> 00:35:45,643
‫انتخاب خودش بود.‬

484
00:35:46,310 --> 00:35:47,979
‫این تیر از جفتتون رد می‌شه.‬

485
00:35:48,146 --> 00:35:49,105
‫الن!‬

486
00:35:49,272 --> 00:35:51,190
‫مگه زمین‌های مک‌کنزی رو نمی‌خواستی؟‬

487
00:35:51,774 --> 00:35:53,151
‫پس سرش با یه مک‌کنزی بجنگ.‬

488
00:35:53,734 --> 00:35:55,486
‫پدرت خیلی بد تربیتت کرده.‬

489
00:35:56,404 --> 00:35:59,157
‫خیال کردی می‌تونی از طبیعتی که‬
‫خدا در زنان خلق کرده، فراتر بری.‬

490
00:35:59,323 --> 00:36:01,075
‫واسه همین قراره بمیری.‬

491
00:36:01,993 --> 00:36:05,037
‫چون فقط چیزی رو می‌بینی‬
‫که انتظارش رو داری.‬

492
00:36:06,956 --> 00:36:08,791
‫آخ!‬

493
00:36:15,506 --> 00:36:17,383
‫خرگوش‌ها شنا بلدن.‬

494
00:36:30,104 --> 00:36:31,898
‫خوب از تعلیمات پدر استفاده کردی.‬

495
00:36:32,064 --> 00:36:32,899
‫آره.‬

496
00:36:33,858 --> 00:36:35,151
‫همیشه می‌کردم.‬

497
00:36:36,235 --> 00:36:37,862
‫ولی تو هیچ‌وقت نخواستی ببینی.‬

498
00:36:38,613 --> 00:36:40,531
‫شانس آوردیم که انقدر خوب بلد بودی.‬

499
00:36:40,698 --> 00:36:41,908
‫گلنا، زخم ند رو درمان کن.‬

500
00:36:42,074 --> 00:36:43,910
‫- چشم.‬
‫- صرفا خراشه.‬

501
00:36:44,327 --> 00:36:45,286
‫الن!‬

502
00:36:47,288 --> 00:36:49,457
‫قبل اینکه مک‌کینی رو به درک بفرستی،‬
‫یه حرف درستی زد.‬

503
00:36:49,624 --> 00:36:52,210
‫گفت لوات جناح عوض کرده.‬
‫طرف حکومت رو گرفته.‬

504
00:36:52,376 --> 00:36:53,502
‫ممکنه دروغ باشه.‬

505
00:36:53,669 --> 00:36:55,671
‫چه دلیلی داشت دروغ بگه‬
‫وقتی خیال می‌کرد پیروز شده؟‬

506
00:36:57,757 --> 00:36:59,675
‫واسه همین افراد کمی با خودش آورده بود.‬

507
00:37:00,635 --> 00:37:02,136
‫قبلا متوجه این نبودم.‬

508
00:37:03,054 --> 00:37:05,181
‫بقیه افرادش بین نیروهای ما هستن.‬
‫دارن نقش بازی می‌کنن.‬

509
00:37:05,348 --> 00:37:08,142
‫آره، تا وقتی نقش بازی می‌کنن‬
‫که دامشون رو پهن کنن.‬

510
00:37:08,309 --> 00:37:10,353
‫لوات بهش وعده قتل عام داده.‬

511
00:37:10,519 --> 00:37:12,855
‫مک‌کینی مطمئن بود افراد ما برنمی‌گردن.‬

512
00:37:13,022 --> 00:37:14,482
‫برایان همراه لوات رفته.‬

513
00:37:15,024 --> 00:37:16,776
‫دوگال هم مستقیم توی کمین میره.‬

514
00:37:17,443 --> 00:37:19,195
‫اگه فریزر جوان جزوی از این حیله باشه...‬

515
00:37:19,237 --> 00:37:20,238
‫اینطور نیست.‬

516
00:37:20,905 --> 00:37:22,865
‫برایان فریزر مثل پدرش نیست.‬

517
00:37:38,881 --> 00:37:39,882
‫چی شد؟‬

518
00:37:40,049 --> 00:37:41,259
‫گشت سرخ‌پوش‌ها اومد.‬

519
00:37:42,343 --> 00:37:43,469
‫به حسابشون رسیدیم.‬

520
00:37:44,011 --> 00:37:45,137
‫اکثرشون مردن.‬

521
00:37:45,304 --> 00:37:46,430
‫چندتاشون فرار کردن.‬

522
00:37:48,641 --> 00:37:49,767
‫فرار کردن؟‬

523
00:37:51,060 --> 00:37:52,561
‫پس موقعیتمون رو فاش می‌کنن.‬

524
00:37:53,271 --> 00:37:54,480
‫باید نقشه رو عوض کنیم.‬

525
00:37:54,647 --> 00:37:57,441
‫برایان، مورتاگ،‬
‫افراد فریزر رو جمع کنین.‬

526
00:37:58,317 --> 00:37:59,694
‫پدر...‬

527
00:37:59,860 --> 00:38:01,988
‫کسایی که زنده در رفتن،‬
‫نیروی کمکی به جاده اصلی میارن.‬

528
00:38:02,989 --> 00:38:04,282
‫نیروهامون رو تقسیم می‌کنیم.‬

529
00:38:04,448 --> 00:38:05,366
‫تقسیم کنیم؟‬

530
00:38:05,700 --> 00:38:06,826
‫اینطوری ضعیف می‌شیم.‬

531
00:38:07,243 --> 00:38:09,287
‫دو تا ارتش کوچک‌تر می‌سازیم.‬
‫توی دو تا مسیر.‬

532
00:38:09,578 --> 00:38:10,830
‫به جفتشون که نمی‌رسن.‬

533
00:38:11,247 --> 00:38:12,456
‫ما از مسیر دریاچه بریم.‬

534
00:38:12,623 --> 00:38:14,542
‫مقصد آخرمون که در نهایت اینورنسه.‬

535
00:38:14,709 --> 00:38:15,960
‫پس بهتره کنار هم بمونیم.‬

536
00:38:16,127 --> 00:38:17,795
‫که ببینیم یه پادگان نیرو منتظرمونه؟‬

537
00:38:18,212 --> 00:38:21,048
‫شما از مسیر دروور برید.‬
‫طولانی‌تره، ولی امنیتش بیشتره.‬

538
00:38:21,215 --> 00:38:22,466
‫وقتی حواسشون به جنوب بود،‬

539
00:38:22,633 --> 00:38:24,260
‫ما از شمال بهشون یورش می‌بریم.‬

540
00:38:24,427 --> 00:38:26,095
‫- ولی بهتر نیست که...‬
‫- برایان.‬

541
00:38:27,888 --> 00:38:30,850
‫برایان، قابل پیش‌بینی بودن توی جنگ،‬
‫باعث مرگ می‌شه.‬

542
00:38:30,975 --> 00:38:33,436
‫طبیعتا انتظار دارن‬
‫همه از مسیر مستقیم بریم.‬

543
00:38:34,228 --> 00:38:36,480
‫من بیشتر از سن تو، توی جنگ بودم.‬

544
00:38:36,772 --> 00:38:38,858
‫به بصیرتم اعتماد کن مک‌کنزی.‬

545
00:38:40,067 --> 00:38:43,070
‫از کی تا حالا جان مک‌کنزی‌ها برات مهم شده؟‬

546
00:38:43,821 --> 00:38:45,906
‫امروز که جفتمون هدف مشترکی داریم.‬

547
00:38:47,074 --> 00:38:48,492
‫قبل از اینکه نیروهای جدید برسن،‬

548
00:38:49,410 --> 00:38:51,579
‫توی اینورنس همدیگه رو ملاقات می‌کنیم.‬

549
00:38:52,121 --> 00:38:53,205
‫خدا بخواد.‬

550
00:38:56,334 --> 00:38:57,668
‫توی میدون جنگ می‌بینیمتون.‬

551
00:39:00,880 --> 00:39:01,797
‫باشه.‬

552
00:39:02,965 --> 00:39:04,925
‫شاید چند تا قربونی انگلیسی‬
‫براتون نگه داشتیم.‬

553
00:39:08,137 --> 00:39:10,556
‫جنگ می‌تونه اتحاد غریبه‌ها رو بسازه.‬

554
00:39:11,474 --> 00:39:14,560
‫تا حالا پدرت رو انقدر‬
‫گرم و صمیمی ندیده بودم.‬

555
00:39:15,061 --> 00:39:16,145
‫هوم.‬

556
00:39:25,946 --> 00:39:28,824
‫اومدی نقشه جنگ پدرت رو زیر سوال ببری؟‬

557
00:39:29,533 --> 00:39:30,868
‫می‌خوام بفهممش.‬

558
00:39:31,035 --> 00:39:33,579
‫فهمیدن کار تحصیلگرانه.‬
‫سرباز اطاعت می‌کنه.‬

559
00:39:33,746 --> 00:39:36,082
‫ما که هیچ‌وقت از راه دریاچه‬
‫به اینورس نمی‌رفتیم.‬

560
00:39:36,791 --> 00:39:38,084
‫چون قبلا چند تا سرخ‌پوش فراری...‬

561
00:39:38,209 --> 00:39:40,252
‫موقعیت نیروهامون رو فاش نکرده بودن.‬

562
00:39:40,836 --> 00:39:42,838
‫مک‌کنزی‌ها جنگجویان توانمندی هستن.‬

563
00:39:43,255 --> 00:39:45,216
‫تقسیم نیروها باعث می‌شه‬
‫جفتمون ضعیف بشیم.‬

564
00:39:45,383 --> 00:39:46,425
‫واقعا؟‬

565
00:39:46,592 --> 00:39:47,885
‫یا این تضمین رو بهمون نمی‌ده که...‬

566
00:39:48,010 --> 00:39:49,678
‫اگه اوضاع خراب شد،‬
‫نیمی از افراد زنده بمونن؟‬

567
00:39:49,804 --> 00:39:51,514
‫از کی زندگی مک‌کنزی‌جماعت‬
‫برات مهم شده؟‬

568
00:39:51,680 --> 00:39:52,973
‫مواظب باش پسر جون.‬

569
00:39:53,140 --> 00:39:55,476
‫اون قبیله همینجوریش‬
‫کلی روی افکارت کنترل داره.‬

570
00:39:56,102 --> 00:39:57,436
‫فقط یک نفر.‬

571
00:39:58,104 --> 00:39:59,188
‫نه کل قبیله.‬

572
00:39:59,730 --> 00:40:00,606
‫آره.‬

573
00:40:00,773 --> 00:40:02,400
‫الن مک‌کنزی.‬

574
00:40:02,775 --> 00:40:04,777
‫که صحیح و سالم توی لئوک نشسته.‬

575
00:40:04,902 --> 00:40:06,904
‫در حالی که افراد ما با جون و دل‬
‫توی جنگ شرکت کردن.‬

576
00:40:07,238 --> 00:40:08,197
‫فامیلی من بهت رسیده.‬

577
00:40:08,364 --> 00:40:10,533
‫خیلی از کنیززاده‌ها به این امتیاز نمی‌رسن.‬

578
00:40:11,075 --> 00:40:12,284
‫ولی اطمینانت بهم نرسید.‬

579
00:40:12,660 --> 00:40:13,577
‫اطمینان؟‬

580
00:40:14,286 --> 00:40:16,080
‫وقتی اون زن رو به خاندانت ترجیح دادی،‬

581
00:40:16,247 --> 00:40:18,165
‫باعث شد قابل اطمینان نباشی.‬

582
00:40:20,167 --> 00:40:21,544
‫پس واسه این نگرانی، هان؟‬

583
00:40:21,710 --> 00:40:24,338
‫نگرانی من از اینه که عشق،‬
‫مردها رو ضعیف می‌کنه.‬

584
00:40:24,797 --> 00:40:27,883
‫باعث می‌شه وظایفشون رو فراموش کنن.‬

585
00:40:28,676 --> 00:40:31,345
‫برایان، هر جنگی تلفات داره.‬

586
00:40:31,720 --> 00:40:33,764
‫ولی الزاما توی میدان نبرد نیست.‬

587
00:40:36,308 --> 00:40:38,727
‫افراد جمع شدن تا باهاشون صحبت کنین.‬

588
00:40:39,437 --> 00:40:40,604
‫خوبه.‬

589
00:40:40,646 --> 00:40:43,023
‫قبل از اینکه مسیرها جدا بشه،‬
‫یکی دو جمله‌ای بهشون بگم.‬

590
00:40:43,482 --> 00:40:44,900
‫در این مسیر،‬

591
00:40:45,609 --> 00:40:46,861
‫تو کنار من می‌مونی.‬

592
00:40:47,027 --> 00:40:49,238
‫وقتشه یاد بگیری رهبر واقعی‬
‫باید چطور فکر کنه.‬

593
00:40:51,198 --> 00:40:52,783
‫من با مورتاگ می‌رم.‬

594
00:40:55,953 --> 00:40:57,121
‫خود دانی.‬

595
00:40:57,788 --> 00:40:59,540
‫فقط یادت نره که توی جنگ...‬

596
00:41:00,124 --> 00:41:02,751
‫وفاداری می‌تونه برای همه...‬

597
00:41:03,627 --> 00:41:05,171
‫خیلی گرون تموم بشه.‬

598
00:41:05,880 --> 00:41:07,882
‫خودم بهتر می‌دونم‬
‫ارزش وفاداریم چقدره.‬

599
00:41:09,341 --> 00:41:11,218
‫خب، پس امیدوار باشیم که‬
‫بهاش برات سنگین نباشه.‬

600
00:41:12,761 --> 00:41:14,221
‫همینطور برای دختره.‬

601
00:41:22,646 --> 00:41:24,690
‫خلق و خوی پدرت عجیب شده.‬

602
00:41:25,274 --> 00:41:26,775
‫عجیب‌تر از قبل شده.‬

603
00:41:28,402 --> 00:41:29,695
‫همین نگرانم کرده.‬

604
00:41:39,205 --> 00:41:40,998
‫قند عسل.‬

605
00:41:44,877 --> 00:41:46,504
‫کارهای صبح رو تموم کردم.‬

606
00:41:47,213 --> 00:41:49,089
‫اگه بخوای بچه رو ببرم هوا بخوره...‬

607
00:41:49,256 --> 00:41:52,092
‫نه، نه... عه، خودم می‌برم.‬

608
00:41:53,344 --> 00:41:54,720
‫اتفاقا می‌خواستم امروز صبح...‬

609
00:41:54,887 --> 00:41:56,180
‫یه کم باهاش وقت بگذرونم.‬

610
00:41:59,308 --> 00:42:02,603
‫بانو، احیانا... از من ناراضی هستین؟‬

611
00:42:05,272 --> 00:42:06,190
‫نه.‬

612
00:42:07,107 --> 00:42:08,025
‫چطور؟‬

613
00:42:09,318 --> 00:42:11,195
‫دیشب شنیدم که...‬

614
00:42:12,488 --> 00:42:14,907
‫از ارباب می‌خواستین‬
‫من رو به قلعه گرنت‌ها برگردونن.‬

615
00:42:17,243 --> 00:42:18,702
‫من سختکوشانه کار کردم.‬

616
00:42:19,537 --> 00:42:20,996
‫هر کاری که شما یا...‬

617
00:42:21,539 --> 00:42:22,915
‫شوهرتون خواستین رو کردم.‬

618
00:42:23,624 --> 00:42:25,543
‫ولی الان می‌خواین از شر من خلاص بشین.‬

619
00:42:27,878 --> 00:42:29,505
‫معذرت می‌خوام سیما.‬

620
00:42:31,382 --> 00:42:33,342
‫واسه این نیست که کاری کردی، صرفا...‬

621
00:42:35,761 --> 00:42:37,763
‫حضورت اینجا من رو مدام یاد...‬

622
00:42:37,930 --> 00:42:40,766
‫کابوس ترسناکی می‌ندازه‬
‫که پیش خاندان گرنت تجربه کردم.‬

623
00:42:42,184 --> 00:42:43,352
‫وحشتناک بود.‬

624
00:42:44,562 --> 00:42:47,481
‫سعی کردم رنج اون دوران رو‬
‫فراموش کنم، ولی...‬

625
00:42:48,524 --> 00:42:49,733
‫امکان نداره بتونم.‬

626
00:42:50,943 --> 00:42:52,611
‫مطمئنم درک می‌کنی.‬

627
00:42:55,322 --> 00:42:56,949
‫این میزان ترس حتی...‬

628
00:42:57,408 --> 00:42:58,450
‫تصورش برام سخته.‬

629
00:43:00,035 --> 00:43:02,121
‫ولی خواهشا از چشم من نبینید.‬

630
00:43:02,663 --> 00:43:03,998
‫من هیچ دستی توش نداشتم.‬

631
00:43:05,291 --> 00:43:07,167
‫من صرفا مراقبت از شما و...‬

632
00:43:07,585 --> 00:43:08,752
‫فرزندتون برام مهمه.‬

633
00:43:09,295 --> 00:43:11,630
‫آخ، بره کوچولوی ناز.‬

634
00:43:12,423 --> 00:43:14,008
‫درست می‌گی.‬

635
00:43:14,425 --> 00:43:16,176
‫نباید از چشم تو ببینم.‬

636
00:43:16,927 --> 00:43:18,220
‫نگران نباشین.‬

637
00:43:18,387 --> 00:43:20,222
‫در غیاب ارباب مراقبتون هستم.‬

638
00:43:21,140 --> 00:43:23,100
‫تا پای جونم ازتون محافظت می‌کنم.‬

639
00:43:24,268 --> 00:43:25,603
‫ممنونم سیما.‬

640
00:43:26,687 --> 00:43:28,188
‫خیالم خیلی راحت شد.‬

641
00:43:38,741 --> 00:43:40,284
‫چند نفر دیگه باید برن؟‬

642
00:43:44,830 --> 00:43:47,666
‫این قلعه جان‌های زیادی گرفته.‬

643
00:43:53,964 --> 00:43:55,966
‫واقعا می‌خواستی تیر از بدنم رد بشه؟‬

644
00:43:56,884 --> 00:43:58,510
‫تو خودت رو ترجیح دادی.‬

645
00:43:59,053 --> 00:44:00,387
‫الن، نبودی ببینی.‬

646
00:44:01,972 --> 00:44:04,016
‫هر سکه‌ای دو تا وجه داره.‬

647
00:44:04,183 --> 00:44:07,144
‫وقتی از ما جدا شد،‬
‫من فقط یه وجهش رو دیدم.‬

648
00:44:07,269 --> 00:44:08,520
‫شجاعت به خرج داد.‬

649
00:44:09,104 --> 00:44:10,105
‫تو روی مک‌کنزی در اومد.‬

650
00:44:10,272 --> 00:44:11,649
‫تا با تکیه بر اسم خانوادگیش...‬

651
00:44:12,483 --> 00:44:14,234
‫هر طوری که شده بهمون کمک کنه.‬

652
00:44:22,076 --> 00:44:23,327
‫راست می‌گن؟‬

653
00:44:24,495 --> 00:44:26,622
‫گرنت‌ها باید یاد بگیرن زنده بمونن.‬

654
00:44:28,332 --> 00:44:29,750
‫به هر قیمتی که شده.‬

655
00:44:33,212 --> 00:44:35,673
‫ولی اینجا رو اشتباه کردی مورا...‬

656
00:44:37,424 --> 00:44:38,509
‫مک‌کنزی.‬

657
00:44:48,435 --> 00:44:50,479
‫شوهر من قراره قتل عام بشه.‬

658
00:44:52,898 --> 00:44:54,608
‫دوگال شاید آدم زمختی باشه،‬

659
00:44:56,402 --> 00:44:57,653
‫ولی مال منه.‬

660
00:45:00,906 --> 00:45:01,907
‫گلنا.‬

661
00:45:06,787 --> 00:45:08,288
‫نمی‌خواد تنها بری.‬

662
00:45:08,747 --> 00:45:10,374
‫گریس باهات میاد.‬

663
00:45:13,419 --> 00:45:15,170
‫دختر، تو لندن به دنیا اومدی.‬

664
00:45:16,380 --> 00:45:17,756
‫بلدی از خودت دفاع کنی؟‬

665
00:45:17,881 --> 00:45:20,300
‫از هفت سالگیم چاقو دستم گرفتم خانم.‬

666
00:45:20,759 --> 00:45:22,302
‫وایت‌چپل از کودکی بهمون آموزش داد.‬

667
00:45:23,178 --> 00:45:26,056
‫گمونم کشتن آدم و حیوان،‬
‫چندان فرقی نداره.‬

668
00:45:26,473 --> 00:45:28,183
‫ازش خوشم اومد.‬

669
00:45:28,475 --> 00:45:29,476
‫باهات میاد.‬

670
00:45:29,893 --> 00:45:32,062
‫ما به جنت می‌رسیم‬
‫و لئوک رو نگه می‌داریم.‬

671
00:45:35,065 --> 00:45:35,899
‫الن.‬

672
00:45:37,526 --> 00:45:38,694
‫برش گردون.‬

673
00:45:40,237 --> 00:45:41,321
‫التماست می‌کنم.‬

674
00:45:43,240 --> 00:45:44,533
‫میارمش خونه.‬

675
00:46:04,386 --> 00:46:05,804
‫تیرهای پدر...‬

676
00:46:06,513 --> 00:46:07,931
‫واسه روز مبادا.‬

677
00:46:08,557 --> 00:46:10,058
‫همون جاییه که گذاشته بود.‬

678
00:46:11,393 --> 00:46:13,228
‫برام سوال بود کی قراره بیای سراغشون.‬

679
00:46:15,230 --> 00:46:16,565
‫باید برایان رو پیدا کنم.‬

680
00:46:17,024 --> 00:46:18,108
‫تا بهش هشدار بدی؟‬

681
00:46:18,650 --> 00:46:19,943
‫به اون و دوگال؟‬

682
00:46:21,069 --> 00:46:23,155
‫یه خواهر ازمون کم شده،‬
‫نمی‌تونیم برادرمون هم از دست بدیم.‬

683
00:46:23,572 --> 00:46:25,073
‫برایان می‌تونه جلوش رو بگیره.‬

684
00:46:26,784 --> 00:46:28,619
‫اگه یه نفر بتونه نیروها رو‬
‫از مسیر لوات جدا کنه،‬

685
00:46:28,660 --> 00:46:29,703
‫اون پسر خودشه.‬

686
00:46:29,870 --> 00:46:31,705
‫اگه گالوگلاس‌ها بودن مخالفت می‌کردن.‬

687
00:46:32,956 --> 00:46:34,541
‫ولی دیگه نفس نمی‌کشن.‬

688
00:46:35,375 --> 00:46:37,127
‫از شکستشون ناامید شدی.‬

689
00:46:37,628 --> 00:46:38,462
‫آره.‬

690
00:46:39,129 --> 00:46:40,798
‫ولی اون کنیززاده ما رو غافلگیر کرد.‬

691
00:46:41,256 --> 00:46:42,841
‫از کارهات پشیمونی؟‬

692
00:46:43,008 --> 00:46:44,885
‫من ارباب قبیله مک‌کنزی‌ام.‬

693
00:46:45,469 --> 00:46:46,720
‫کاری که باید بکنم رو می‌کنم.‬

694
00:46:47,471 --> 00:46:50,015
‫حتی اگه به قیمت همه‌چیزم باشه.‬

695
00:46:51,642 --> 00:46:54,144
‫- الن!‬
‫- پس چرا الان کمکم می‌کنی؟‬

696
00:46:55,979 --> 00:46:57,648
‫چون در مورد یه چیزی اشتباه می‌کردم.‬

697
00:46:58,398 --> 00:47:00,776
‫برایان فریزر خیلی خصلت‌ها داره‬
‫که من ازشون متنفرم...‬

698
00:47:02,611 --> 00:47:03,821
‫ولی خائن نیست.‬

699
00:47:04,363 --> 00:47:07,032
‫قطعا تو رو به پدرش ترجیح می‌ده.‬

700
00:47:07,366 --> 00:47:08,367
‫آره.‬

701
00:47:09,743 --> 00:47:11,703
‫همونطوری که تو قبیله رو‬
‫به من ترجیح دادی.‬

702
00:47:14,873 --> 00:47:17,042
‫هر روز دارم بابت اون کارم تاوان می‌دم.‬

703
00:47:18,836 --> 00:47:19,920
‫ولی کمه.‬

704
00:47:21,505 --> 00:47:22,798
‫وقتی این وضع تموم شد...‬

705
00:47:24,424 --> 00:47:25,801
‫لئوک همچنان خونه خودته.‬

706
00:47:26,510 --> 00:47:27,719
‫نه کالوم.‬

707
00:47:28,804 --> 00:47:30,180
‫من صرفا زاده اینجام.‬

708
00:47:31,515 --> 00:47:32,641
‫ولی خونه من...‬

709
00:47:32,808 --> 00:47:35,143
‫پیش مردیه که نتونستی بکشیش.‬

710
00:47:37,145 --> 00:47:39,106
‫همچنان می‌خوام سعی کنم‬
‫که میونه رو درست کنم.‬

711
00:47:39,982 --> 00:47:40,899
‫برات جبران کنم.‬

712
00:47:41,400 --> 00:47:42,317
‫می‌دونم.‬

713
00:47:43,527 --> 00:47:45,362
‫نفرین زندگیت همینه برادر جان.‬

714
00:47:46,989 --> 00:47:48,657
‫دست از تلاش کردن نمی‌کشی.‬

715
00:47:50,075 --> 00:47:51,910
‫من هم دست از نه گفتن نمی‌کشم.‬

716
00:47:53,910 --> 00:48:03,910
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M