1
00:00:09,884 --> 00:00:10,677
‫آنچه گذشت...‬

2
00:00:10,760 --> 00:00:12,554
‫من ادعای مالکیت لئوک رو دارم.‬

3
00:00:12,679 --> 00:00:13,888
‫من هم بچه دارم.‬

4
00:00:14,055 --> 00:00:16,766
‫اگه بچه‌ام دختر باشه،‬
‫اسم تو رو روش میذارم.‬

5
00:00:19,102 --> 00:00:20,145
‫مک‌کینی قبل از اینکه تو...‬

6
00:00:20,311 --> 00:00:21,771
‫به درک واصلش کنی،‬
‫یه حرف درستی زد.‬

7
00:00:21,938 --> 00:00:23,815
‫گفت لوات تغییر موضع داده،‬
‫به دربار پیوسته.‬

8
00:00:23,940 --> 00:00:25,275
‫دوگال به سمت کمین‌گاه میره.‬

9
00:00:25,483 --> 00:00:27,902
‫مردان فریزر رو جمع کنین.‬
‫نیروهامون رو تقسیم می‌کنیم.‬

10
00:00:28,069 --> 00:00:28,945
‫تقسیم کنیم؟‬

11
00:00:29,112 --> 00:00:30,280
‫این‌طوری که ضعیف میشیم.‬

12
00:00:30,530 --> 00:00:32,073
‫من یه مرد مهربون می‌شناختم.‬

13
00:00:38,621 --> 00:00:42,042
‫نیروی برق یه عامل درمانی‬
‫بسیار قدرتمنده.‬

14
00:00:42,292 --> 00:00:43,793
‫خانم گراهام.‬

15
00:00:43,960 --> 00:00:45,795
‫حرفی که درباره همسرت زدی‬
‫من رو تحت تاثیر قرار داد.‬

16
00:00:45,962 --> 00:00:48,131
‫یه نقاب برای حالا،‬
‫یکی دیگه برای بعد.‬

17
00:00:49,131 --> 00:00:59,131
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

18
00:01:32,175 --> 00:01:34,761
‫توی دشت‌های نزدیک کرگ نا دون‬
‫سرگردون پیداش کردیم.‬

19
00:01:35,220 --> 00:01:36,596
‫مثل شیطان می‌جنگید.‬

20
00:01:37,180 --> 00:01:38,807
‫ارباب از خدمتت باخبر میشه.‬

21
00:01:41,184 --> 00:01:42,393
‫حالا دیگه برو.‬

22
00:01:45,105 --> 00:01:46,689
‫فکر کردی می‌تونی فرار کنی، نه؟‬

23
00:01:48,316 --> 00:01:50,151
‫باید زنم، جولیا رو پیدا کنم.‬

24
00:01:50,276 --> 00:01:51,694
‫هنوز دست از این حرف‌ها برنداشتی؟‬

25
00:01:57,742 --> 00:02:00,370
‫باگ. تو آرچ باگ هستی.‬

26
00:02:00,954 --> 00:02:03,289
‫به من گفتی جولیا مرده!‬

27
00:02:03,706 --> 00:02:04,916
‫زن من!‬

28
00:02:06,543 --> 00:02:08,336
‫باید همون کنار سنگ‌ها‬
‫کارت رو تموم می‌کردم.‬

29
00:02:09,212 --> 00:02:12,382
‫کنار سنگ‌ها... دنبالمون اومدی.‬
‫اونجا بهمون حمله کردی.‬

30
00:02:12,507 --> 00:02:13,633
‫فقط می‌خواستم یه کم عقل توی...‬

31
00:02:13,800 --> 00:02:15,426
‫اون کله انگلیسی‌ات فرو کنم.‬

32
00:02:15,552 --> 00:02:17,137
‫ولی خودت برام چاره‌ای نذاشتی.‬

33
00:02:17,262 --> 00:02:18,847
‫بهت گفتم نمی‌تونی از دینی که‬
‫به این خاندان داری قسر در بری!‬

34
00:02:19,013 --> 00:02:20,515
‫آرچ، بس کن!‬

35
00:02:21,724 --> 00:02:23,476
‫رد زخم‌های روی سرش رو ببین!‬

36
00:02:26,563 --> 00:02:27,730
‫با یکی دست به یقه شده زن.‬

37
00:02:27,856 --> 00:02:29,107
‫کنار سنگ‌ها ناپدید شد،‬

38
00:02:29,274 --> 00:02:30,316
‫از زن و بچه‌هایی حرف می‌زد‬
‫که مال خودش نبودن،‬

39
00:02:30,483 --> 00:02:31,609
‫حالا هم برگشته.‬

40
00:02:33,736 --> 00:02:35,947
‫پریان این نشونه رو روش گذاشتن.‬

41
00:02:36,114 --> 00:02:37,866
‫هر ردی روی صورت‬
‫معنیش این نیست که...‬

42
00:02:38,032 --> 00:02:39,742
‫همراه پریان بوده موردینا.‬

43
00:02:40,827 --> 00:02:42,287
‫بعد از اون چیزی که ازمون گرفتن...‬

44
00:02:43,454 --> 00:02:44,455
‫پسرمون...‬

45
00:02:45,540 --> 00:02:47,292
‫حاضری خطر نفرینشون رو به جون بخری؟‬

46
00:02:50,962 --> 00:02:52,547
‫اونجا بودی...؟‬

47
00:02:53,631 --> 00:02:54,841
‫پیش پری‌ها؟‬

48
00:02:56,384 --> 00:02:57,260
‫آره.‬

49
00:02:57,844 --> 00:03:01,222
‫صاعـ... صاعقه انداختن توی سرم.‬

50
00:03:02,140 --> 00:03:03,892
‫یا خدا، این بخیه‌ها...‬

51
00:03:04,475 --> 00:03:06,436
‫کار دست هیچ بنی‌بشری نیست.‬

52
00:03:08,897 --> 00:03:11,357
‫از اینکه درباره بچه‌ات دروغ گفتم‬
‫اصلا خوشحال نبودم.‬

53
00:03:12,066 --> 00:03:13,693
‫دستور ارباب مرحوم بود.‬

54
00:03:13,860 --> 00:03:15,153
‫خدابیامرزش.‬

55
00:03:16,196 --> 00:03:17,363
‫وایستا تا مالکوم بفهمه.‬

56
00:03:17,530 --> 00:03:19,449
‫مالکوم جوان هم مرده.‬

57
00:03:20,992 --> 00:03:22,327
‫چطوری؟‬

58
00:03:22,493 --> 00:03:24,037
‫بعضی‌ها میگن از غصه دق کرد.‬

59
00:03:24,537 --> 00:03:27,040
‫بعد از اینکه الن مک‌کنزی‬
‫روز عروسیشون، قالش گذاشت.‬

60
00:03:27,707 --> 00:03:29,375
‫من نبودم که ازش محافظت کنم.‬

61
00:03:30,126 --> 00:03:31,211
‫چون تو فرار کردی.‬

62
00:03:33,379 --> 00:03:34,964
‫برگرد سر کارت عزیزم.‬

63
00:03:36,049 --> 00:03:38,176
‫لازم نیست نگران این موضوع باشی.‬

64
00:03:39,969 --> 00:03:41,679
‫مراقب باش آرچ.‬

65
00:03:46,851 --> 00:03:48,061
‫بلند شو.‬

66
00:03:50,521 --> 00:03:51,856
‫ارباب جدید باید بگه چیکارت کنیم.‬

67
00:03:55,693 --> 00:03:56,736
‫برو!‬

68
00:05:28,119 --> 00:05:29,412
‫پرچم‌های فریزر.‬

69
00:05:29,954 --> 00:05:30,830
‫بیا.‬

70
00:05:40,381 --> 00:05:41,799
‫خدایا، چی شده؟‬

71
00:05:41,966 --> 00:05:44,010
‫- برایان کجاست؟‬
‫- توی چادرشه.‬

72
00:05:44,177 --> 00:05:45,470
‫چی شده؟‬

73
00:05:50,350 --> 00:05:51,392
‫برایان.‬

74
00:05:54,312 --> 00:05:55,355
‫الن.‬

75
00:06:00,234 --> 00:06:01,819
‫پدرت جناح عوض کرده.‬

76
00:06:02,612 --> 00:06:04,447
‫می‌خواد برای دوگال کمین بذاره.‬

77
00:06:05,490 --> 00:06:06,491
‫از کجا می‌دونی؟‬

78
00:06:06,908 --> 00:06:08,117
‫مک‌کینی به لئوک حمله کرد.‬

79
00:06:08,284 --> 00:06:10,244
‫می‌خواست خاندان مک‌کنزی رو تصرف کنه.‬

80
00:06:10,995 --> 00:06:12,789
‫- الان کجاست؟‬
‫- مرده.‬

81
00:06:13,414 --> 00:06:15,708
‫قبل از اینکه با تیر بزنمش،‬
‫همه‌چی رو بهمون گفت.‬

82
00:06:16,376 --> 00:06:17,835
‫دوک آرگیل قول داده،‬

83
00:06:18,002 --> 00:06:19,921
‫مقام و زمین‌های پدرت رو بهش پس بده.‬

84
00:06:21,631 --> 00:06:23,591
‫واسه همین نیروهامون رو تقسیم کرد.‬

85
00:06:24,175 --> 00:06:25,093
‫آره.‬

86
00:06:25,551 --> 00:06:26,552
‫یا خدا.‬

87
00:06:27,136 --> 00:06:28,638
‫دوگال داره صاف توی تله می‌ره.‬

88
00:06:29,430 --> 00:06:30,890
‫باید بهش هشدار بدیم.‬

89
00:06:31,766 --> 00:06:33,476
‫باید جلوش رو بگیرم.‬

90
00:06:35,019 --> 00:06:37,522
‫- مورتاگ، اسب‌ها رو آماده کن.‬
‫- چشم.‬

91
00:06:39,148 --> 00:06:40,650
‫اگه دیدی زود برنگشتم،‬

92
00:06:41,192 --> 00:06:42,151
‫برو پیش دوگال.‬

93
00:06:53,955 --> 00:06:57,208
‫بگذریم حالا.‬

94
00:06:59,961 --> 00:07:00,878
‫خلوت کنین.‬

95
00:07:12,098 --> 00:07:13,307
‫تو هم همینطور بالوخ.‬

96
00:07:13,474 --> 00:07:14,517
‫بالوخ می‌مونه.‬

97
00:07:18,604 --> 00:07:20,481
‫خواهشا بگو انقدر حقیر نشدی که...‬

98
00:07:20,648 --> 00:07:21,899
‫خودت رو به آرگیل بفروشی.‬

99
00:07:23,317 --> 00:07:25,153
‫بفهم چی می‌گی پسر جان.‬

100
00:07:26,195 --> 00:07:28,865
‫نیروهامون رو تقسیم کردی‬
‫تا دوگال مک‌کنزی رو بکشی...‬

101
00:07:29,657 --> 00:07:30,491
‫دوگال همسنگرمون بود.‬

102
00:07:30,658 --> 00:07:32,869
‫یکی که بهت اعتماد داشت.‬

103
00:07:33,035 --> 00:07:35,079
‫من هیچ دینی به مک‌کنزی‌ها ندارم.‬

104
00:07:35,788 --> 00:07:37,331
‫خودشون ازم دزدی کردن.‬

105
00:07:38,082 --> 00:07:39,876
‫پس سر یه پست و مقام،‬
‫می‌خوای زیر همه‌چی بزنی؟‬

106
00:07:40,543 --> 00:07:42,003
‫که ما رو پیمان‌شکن جلوه بدی؟‬

107
00:07:42,128 --> 00:07:44,338
‫من شکوه خاندان فریزر از لوات رو‬
‫دوباره زنده می‌کنم.‬

108
00:07:44,547 --> 00:07:45,756
‫دوک آرگیل این قدرت رو داره...‬

109
00:07:45,882 --> 00:07:48,676
‫که زمین‌ها و اسم واقعیم رو برگردونه.‬

110
00:07:48,801 --> 00:07:50,303
‫می‌خوای همینطور گدا گشنه بمونیم،‬

111
00:07:50,428 --> 00:07:52,513
‫ولی اون فریزردیل متظاهر‬
‫بشینه توی بیوفورت لم بده؟‬

112
00:07:52,638 --> 00:07:54,098
‫من ترجیح میدم شرفمون رو حفظ کنیم.‬

113
00:07:54,265 --> 00:07:55,975
‫شرف نه شکم کسی رو سیر می‌کنه،‬
‫نه جنگی رو می‌بره.‬

114
00:07:56,142 --> 00:07:57,768
‫وقتی اینورنس رو برای دربار فتح کنم،‬

115
00:07:57,894 --> 00:08:01,189
‫اونقدر به قدرت می‌رسیم که حتی کنیززاده‬
‫من هم به یه مقامی برسه.‬

116
00:08:02,148 --> 00:08:03,774
‫مقامت ارزونی خودت.‬

117
00:08:04,692 --> 00:08:06,194
‫من نمی‌خوام توی دورویی‬
‫نقشی داشته باشم.‬

118
00:08:06,319 --> 00:08:09,655
‫تو به من سوگند وفاداری خوردی،‬
‫به رئیس قبیله‌ات، به پدرت.‬

119
00:08:10,239 --> 00:08:11,449
‫خودت هم بهم یاد دادی،‬

120
00:08:11,616 --> 00:08:13,493
‫پیمان‌شکن لایق وفاداری نیست.‬

121
00:08:20,958 --> 00:08:22,251
‫این قضیه، اِم...‬

122
00:08:23,544 --> 00:08:25,671
‫سر اون دختره مک‌کنزیه...‬

123
00:08:26,714 --> 00:08:27,924
‫مگه نه؟‬

124
00:08:29,008 --> 00:08:31,594
‫همه‌چی رو پای یه دختر می‌خوای خراب کنی؟‬

125
00:08:31,761 --> 00:08:32,845
‫فکر می‌کردم مرد بار آوردم،‬

126
00:08:33,012 --> 00:08:34,889
‫نه یه پسربچه عاشق‌پیشه که بی‌اختیاره.‬

127
00:08:35,056 --> 00:08:37,808
‫تو هیچی از عشق و خانواده سرت نمی‌شه.‬

128
00:08:38,392 --> 00:08:41,354
‫مثل یه حیوون زندگی می‌کنی‬
‫و به زندگیت هم می‌گی میراث.‬

129
00:08:42,063 --> 00:08:43,606
‫من الن رو انتخاب می‌کنم.‬

130
00:08:43,981 --> 00:08:45,441
‫چون خانواده واقعیه.‬

131
00:08:45,858 --> 00:08:47,485
‫زندگی‌ایه که بر پایه عشق ساخته شده،‬

132
00:08:48,027 --> 00:08:48,903
‫نه دروغ.‬

133
00:08:49,028 --> 00:08:50,446
‫پس تو دیگه پسر من نیستی.‬

134
00:08:50,613 --> 00:08:52,615
‫اون شرف مسخره‌ات رو بردار و گم شو،‬
‫ولی این رو خوب بدون.‬

135
00:08:52,740 --> 00:08:55,576
‫وقتی بیوفورت رو پس بگیرم،‬
‫دیگه هیچی نداری...‬

136
00:08:55,743 --> 00:08:58,454
‫نه اسمی، نه خاندانی،‬
‫نه هیچ پناهی!‬

137
00:09:01,165 --> 00:09:02,959
‫من وجدانم برام می‌مونه.‬

138
00:09:04,627 --> 00:09:06,462
‫این خیلی بیشتر از چیزیه که تو داری.‬

139
00:09:16,138 --> 00:09:17,473
‫این آتیشی که توی وجودشه...‬

140
00:09:18,224 --> 00:09:21,852
‫مال منه، خون منه،‬
‫ساخته دست خودمه.‬

141
00:09:24,814 --> 00:09:26,315
‫ولی اون نقطه ضعف...‬

142
00:09:27,608 --> 00:09:30,152
‫اینکه می‌ذاره یه زن‬
‫روی عقلش سوار بشه...‬

143
00:09:32,113 --> 00:09:33,322
‫عشق...‬

144
00:09:34,865 --> 00:09:36,534
‫مایه نابودیش می‌شه.‬

145
00:09:41,789 --> 00:09:43,708
‫نمی‌ذارم مایه نابودی من بشه!‬

146
00:09:53,968 --> 00:09:55,344
‫نیروها رو آماده کنین.‬

147
00:09:56,012 --> 00:09:57,513
‫تا یه ساعت دیگه راه می‌افتیم.‬

148
00:09:58,764 --> 00:10:01,851
‫جان مک‌کنزی اینورنس رو‬
‫برای استوارت‌ها نگه داشته.‬

149
00:10:04,228 --> 00:10:06,147
‫ما هم مثل برادرهای جاکوبی‬
‫وارد دروازه‌هاش می‌شیم،‬

150
00:10:06,314 --> 00:10:09,233
‫قبل از اینکه پسرم بتونه‬
‫غافلگیریمون رو به هم بزنه.‬

151
00:10:18,159 --> 00:10:19,035
‫هوم.‬

152
00:10:19,785 --> 00:10:21,037
‫اونموقع کجا بودی...‬

153
00:10:22,038 --> 00:10:23,789
‫که به شمشیرزنم نیاز داشتم...‬

154
00:10:24,665 --> 00:10:27,043
‫تا جانشینی من برای مقام‬
‫اربابی رو رسمیت ببخشه؟‬

155
00:10:27,918 --> 00:10:29,879
‫کجا بودی وقتی...‬

156
00:10:30,713 --> 00:10:32,089
‫جنازه برادرزاده‌ام پیدا شد؟‬

157
00:10:33,674 --> 00:10:35,926
‫وقتی مک‌کنزی‌ها مشتی دروغ‬
‫سر هم کردن کجا بودی؟‬

158
00:10:39,889 --> 00:10:40,973
‫نبودی.‬

159
00:10:42,224 --> 00:10:43,643
‫می‌دونی چه تاوانی دادم؟‬

160
00:10:44,769 --> 00:10:45,686
‫یه برادرزاده...‬

161
00:10:46,228 --> 00:10:48,147
‫با جهیزیه‌اش...‬

162
00:10:48,689 --> 00:10:50,441
‫...فقط برای حفظ ظاهر.‬

163
00:10:51,442 --> 00:10:53,361
‫- ارباب، من...‬
‫- گستاخی‌ات همین‌جا تموم می‌شه.‬

164
00:11:03,037 --> 00:11:04,205
‫برادرم...‬

165
00:11:04,372 --> 00:11:06,707
‫برای مشورت‌های تو ارزش قائل بود.‬

166
00:11:07,875 --> 00:11:11,045
‫مالکوم جوان هم از، اِم...‬
‫زرنگی تو تعریف می‌کرد.‬

167
00:11:12,672 --> 00:11:13,881
‫پس بهم بگو...‬

168
00:11:14,799 --> 00:11:16,384
‫اونقدر زرنگ هستی...‬

169
00:11:16,509 --> 00:11:18,344
‫که دیگه هیچ‌وقت ناامیدم نکنی؟‬

170
00:11:20,346 --> 00:11:21,555
‫بله ارباب.‬

171
00:11:22,932 --> 00:11:23,891
‫خوبه.‬

172
00:11:25,976 --> 00:11:27,103
‫حالا...‬

173
00:11:28,521 --> 00:11:30,231
‫موضوع لوات پیش اومده.‬

174
00:11:31,524 --> 00:11:34,568
‫نامه نوشته و خواسته خودش شخصا‬
‫مجازاتت کنه،‬

175
00:11:34,735 --> 00:11:36,278
‫به خاطر دزدیدن همسر و پسرش.‬

176
00:11:37,071 --> 00:11:38,864
‫البته من نمی‌تونم اجازه بدم، چون در خدمت منی.‬

177
00:11:38,948 --> 00:11:42,201
‫ولی، اِم... نمی‌ذارم فکر کنه‬
‫خاندان گرنت ضعیفه.‬

178
00:11:42,868 --> 00:11:46,122
‫واسه همین خبر می‌فرستم‬
‫که حسابی تنبیه شدی.‬

179
00:11:46,706 --> 00:11:49,875
‫بیست ضربه شلاق‬
‫باید کافی باشه آقای باگ.‬

180
00:11:55,464 --> 00:11:56,966
‫با ما راهی می‌شی.‬

181
00:11:57,675 --> 00:11:59,635
‫تا به نیروهای آرگیل ملحق بشیم.‬

182
00:12:04,724 --> 00:12:05,808
‫دیگه برو.‬

183
00:12:17,778 --> 00:12:18,821
‫همین‌جا خوبه.‬

184
00:12:21,782 --> 00:12:23,159
‫خودت رو آماده کن.‬

185
00:12:59,278 --> 00:13:01,489
‫داد بزن احمق.‬

186
00:13:01,697 --> 00:13:03,073
‫آخ!‬

187
00:13:05,326 --> 00:13:07,411
‫از اونجا که زنم معتقده‬
‫پریان روت نشونه گذاشتن،‬

188
00:13:07,953 --> 00:13:11,207
‫لعنت به من اگه بهت صدمه بزنم‬
‫و باز هم چیزی ازمون بگیرن...‬

189
00:13:11,373 --> 00:13:12,708
‫آخ!‬

190
00:13:13,459 --> 00:13:14,794
‫طاقت دیدن غصه‌اش رو ندارم!‬

191
00:13:15,461 --> 00:13:17,588
‫کاری نکن از کارم پشیمون بشم ساسناخ.‬

192
00:13:19,673 --> 00:13:21,258
‫آخ!‬

193
00:13:21,425 --> 00:13:22,843
‫آخ!‬

194
00:13:41,153 --> 00:13:42,947
‫نامه‌ای برای سایمون فریزر دارم.‬

195
00:13:43,113 --> 00:13:46,367
‫ارباب لوات تشریف ندارن.‬
‫من می‌رسونم به دستشون.‬

196
00:13:49,161 --> 00:13:51,872
‫بانوی عمارت روبه‌روت وایستاده پسر.‬

197
00:13:52,998 --> 00:13:54,583
‫«بذارش کف دست خودش.».‬

198
00:13:54,708 --> 00:13:57,002
‫خود ارباب گرنت بهم دستور داد بانو.‬

199
00:13:58,963 --> 00:14:00,798
‫اگه تو چیزی نگی، من هم نمی‌گم.‬

200
00:14:06,428 --> 00:14:07,638
‫ممنون.‬

201
00:14:23,529 --> 00:14:25,322
‫هنری اینجاست.‬

202
00:14:26,949 --> 00:14:28,951
‫توی بومانته.‬

203
00:14:29,702 --> 00:14:32,913
‫داوینا، وای داوینا! برگشته!‬

204
00:14:33,038 --> 00:14:33,956
‫برگشته!‬

205
00:14:34,123 --> 00:14:34,999
‫وای.‬

206
00:14:40,337 --> 00:14:42,089
‫من می‌رم پیش شوهرم.‬

207
00:14:51,056 --> 00:14:52,933
‫حیف که کسی جلومون نبود.‬

208
00:14:53,058 --> 00:14:54,226
‫لحظه‌شماری می‌کردم...‬

209
00:14:54,393 --> 00:14:55,978
‫یه کم خون مک‌کنزی بریزم.‬

210
00:14:56,145 --> 00:14:58,063
‫آره!‬

211
00:14:58,188 --> 00:14:59,273
‫ولی خب...‬

212
00:15:00,774 --> 00:15:01,942
‫اینورنس مال ماست.‬

213
00:15:02,109 --> 00:15:03,444
‫خوب شد کنارت موندیم لوات.‬

214
00:15:03,611 --> 00:15:04,695
‫آره!‬

215
00:15:04,862 --> 00:15:06,947
‫دربار راضی می‌شه.‬

216
00:15:50,658 --> 00:15:51,742
‫الن؟‬

217
00:15:52,618 --> 00:15:54,578
‫همین الان برگردین.‬

218
00:15:55,496 --> 00:15:57,831
‫چرا برگردم؟‬

219
00:15:58,248 --> 00:16:00,209
‫لوات اینورنس رو برای دربار فتح کرده.‬

220
00:16:00,376 --> 00:16:01,877
‫دارین صاف توی تله می‌رین.‬

221
00:16:03,379 --> 00:16:05,089
‫یهودای خائن!‬

222
00:16:06,465 --> 00:16:08,634
‫واسه همین روی مسیر دریاچه‬
‫اصرار داشت، نه؟‬

223
00:16:08,801 --> 00:16:09,927
‫هیچ حرفی رو هم قبول نمی‌کرد.‬

224
00:16:10,344 --> 00:16:12,179
‫تا قبل از شما برسه به اینورنس.‬

225
00:16:12,888 --> 00:16:14,556
‫گوسفند رو به مسلخ بفرسته.‬

226
00:16:15,099 --> 00:16:16,392
‫ماجرا فقط این نیست.‬

227
00:16:16,558 --> 00:16:18,477
‫وقتی نبودی،‬
‫مک‌کینی به لئوک حمله کرد.‬

228
00:16:19,144 --> 00:16:22,439
‫- بعدش چی شد؟‬
‫- با دست‌های خودم کشتمش.‬

229
00:16:24,358 --> 00:16:28,487
‫ولی افرادش هنوز با شمان،‬
‫منتظرن از پشت خنجر بزنن.‬

230
00:16:29,488 --> 00:16:30,864
‫شاید بیست نفری باشن.‬

231
00:16:31,573 --> 00:16:33,117
‫می‌دونی کجان؟‬

232
00:16:34,201 --> 00:16:36,078
‫احتمالا ته ستون‬
‫پیداشون می‌کنیم.‬

233
00:16:38,706 --> 00:16:41,083
‫قبل از اینکه لوات سر من رو بزنه،‬
‫خودم سرش رو می‌برم.‬

234
00:16:41,208 --> 00:16:43,043
‫الان دیگه توپ جنگی داره.‬

235
00:16:45,963 --> 00:16:48,924
‫می‌خوای افرادت رو روبروی‬
‫یه شهر سنگربندی‌شده قرار بدی؟‬

236
00:16:50,384 --> 00:16:51,593
‫باید به سمت جنوب بریم.‬

237
00:16:51,969 --> 00:16:53,637
‫توی پرت به نیروهای مار ملحق بشیم.‬

238
00:16:57,307 --> 00:16:58,517
‫یه فریزر...‬

239
00:16:59,226 --> 00:17:01,729
‫به من بگه چطور از خاندانم محافظت کنم؟‬

240
00:17:04,148 --> 00:17:05,357
‫این فریزر...‬

241
00:17:06,608 --> 00:17:07,568
‫آره، می‌گه.‬

242
00:17:09,486 --> 00:17:10,988
‫برایان راست می‌گه.‬

243
00:17:12,239 --> 00:17:14,408
‫جنازه که نمی‌تونه پیروز جنگ بشه.‬

244
00:17:24,793 --> 00:17:25,919
‫جنت مرده.‬

245
00:17:29,298 --> 00:17:30,049
‫نه.‬

246
00:17:34,845 --> 00:17:35,971
‫چطوری؟‬

247
00:17:38,098 --> 00:17:39,808
‫موقع دفاع از خونه مرد.‬

248
00:17:45,939 --> 00:17:47,191
‫مارا چی؟‬

249
00:17:47,775 --> 00:17:49,109
‫آسیبی ندیده...‬

250
00:17:50,319 --> 00:17:52,196
‫داره توی مراسم سوگواری‬
‫به جوکاستا کمک می‌کنه.‬

251
00:18:02,164 --> 00:18:02,956
‫به سمت جنوب.‬

252
00:18:04,083 --> 00:18:05,542
‫پس می‌ریم پرت.‬

253
00:18:13,383 --> 00:18:16,011
‫چند تا آدم جمع کن. بی‌سر و صدا.‬

254
00:18:18,472 --> 00:18:20,516
‫باید چند تا مک‌کینی رو بکشیم.‬

255
00:18:35,656 --> 00:18:36,698
‫خب.‬

256
00:18:36,907 --> 00:18:37,908
‫کسی شک نمی‌کنه.‬

257
00:18:38,408 --> 00:18:40,494
‫سیما رو همراه آشپز فرستادم بازار.‬

258
00:18:40,911 --> 00:18:42,871
‫وقتی برگشت، بهش بگو حالم بده.‬

259
00:18:43,914 --> 00:18:46,208
‫از خونه پاش رو بیرون نمی‌ذاره.‬
‫خودم حواسم هست.‬

260
00:18:59,638 --> 00:19:02,015
‫اگه تا فردا شب برنگشتم...‬

261
00:19:07,396 --> 00:19:08,689
‫این مال برایانه؟‬

262
00:19:08,814 --> 00:19:10,107
‫آره، مال وقتیه که بچه بود.‬

263
00:19:12,901 --> 00:19:15,404
‫تیغه‌اش کوچیک‌تره،‬
‫ولی به همون تیزی می‌بره.‬

264
00:19:15,821 --> 00:19:16,989
‫مواظب باش.‬

265
00:19:17,406 --> 00:19:19,658
‫پریان کسایی که پرسه می‌زنن رو شکار می‌کنن.‬

266
00:19:20,784 --> 00:19:22,077
‫مراقب پسرم باش.‬

267
00:19:23,579 --> 00:19:24,872
‫مثل پسر خودم مواظبشم.‬

268
00:20:11,627 --> 00:20:13,378
‫می‌دونم می‌خوای چی بگی.‬

269
00:20:13,795 --> 00:20:15,088
‫تو می‌دونی؟‬

270
00:20:15,631 --> 00:20:18,091
‫پس می‌دونی که اگه مجبور بشم،‬
‫خودم به اون اسب می‌بندمت.‬

271
00:20:20,928 --> 00:20:22,763
‫همین الانش هم یه خواهر از دست دادم.‬

272
00:20:24,097 --> 00:20:25,349
‫سپیده‌دم راه بیفت.‬

273
00:20:26,767 --> 00:20:27,684
‫خب.‬

274
00:20:28,685 --> 00:20:30,312
‫از پل دال‌وینی برو.‬

275
00:20:30,854 --> 00:20:32,189
‫از اونجا به بعد راه بازه.‬

276
00:20:34,608 --> 00:20:35,651
‫پدرت...‬

277
00:20:36,652 --> 00:20:37,819
‫می‌دونه چیکار کردی.‬

278
00:20:38,445 --> 00:20:39,905
‫دیگه راه برگشتی نداری.‬

279
00:20:41,198 --> 00:20:43,325
‫حتی اگه می‌تونستم هم برنمی‌گشتم.‬

280
00:20:44,368 --> 00:20:46,536
‫شمشیرم در خدمت استوارت‌هاست.‬

281
00:20:47,746 --> 00:20:51,041
‫جلوی اون قرمزپوش‌ها خوب جنگیدی.‬

282
00:20:51,458 --> 00:20:53,627
‫اون موقع مردهای فریزر پشتت بودن.‬

283
00:20:54,461 --> 00:20:56,546
‫حالا هیچی جز حرفت نداری.‬

284
00:20:57,631 --> 00:20:59,466
‫چرا باید به یه فریزر اعتماد کنم؟‬

285
00:21:00,467 --> 00:21:02,844
‫چون من خواهرت رو‬
‫به کل قبیله‌ام ترجیح دادم.‬

286
00:21:04,096 --> 00:21:05,639
‫این احمق بودنت رو نشون می‌ده،‬

287
00:21:05,973 --> 00:21:07,307
‫نه معتمد بودنت.‬

288
00:21:07,683 --> 00:21:09,268
‫ولی هنوز اینجا وایستادم.‬

289
00:21:12,562 --> 00:21:13,772
‫بعد از این جنگ...‬

290
00:21:14,815 --> 00:21:16,483
‫اگه هر دومون زنده بمونیم...‬

291
00:21:18,068 --> 00:21:20,487
‫این موضوع رو بین خودمون حل می‌کنیم.‬

292
00:21:42,259 --> 00:21:45,637
‫ندیمه همسرم این‌همه راه‬
‫دور از خونه چیکار می‌کنه؟‬

293
00:21:46,972 --> 00:21:50,684
‫بانو کمرون من رو فرستادن‬
‫تا همراه بانو الن باشم قربان.‬

294
00:21:50,851 --> 00:21:52,019
‫آها، جدی؟‬

295
00:21:54,604 --> 00:21:56,148
‫خب، حالا که اینجایی،‬

296
00:21:56,315 --> 00:21:59,192
‫باید به چادرم رسیدگی بشه.‬

297
00:22:01,028 --> 00:22:02,029
‫رسیدگی کن.‬

298
00:22:05,032 --> 00:22:06,199
‫چشم قربان.‬

299
00:22:13,749 --> 00:22:15,459
‫به این زودی به فکر خودت افتادی؟‬

300
00:22:16,376 --> 00:22:18,754
‫- مراقب زبونت باش.‬
‫- من مراقب آینده‌مونم.‬

301
00:22:19,463 --> 00:22:20,589
‫مار احمقه.‬

302
00:22:20,756 --> 00:22:22,549
‫این شورش شکست می‌خوره.‬

303
00:22:24,426 --> 00:22:25,761
‫مراقب باش فامیل جان.‬

304
00:22:26,511 --> 00:22:29,431
‫این اردوگاه گوش‌ زیاد داره،‬
‫دهن هم زیاد داره که حرف بزنن.‬

305
00:22:29,556 --> 00:22:30,849
‫من همیشه مراقبم،‬

306
00:22:31,308 --> 00:22:33,268
‫واسه همینه که فردا صبح برمی‌گردم خونه.‬

307
00:22:33,435 --> 00:22:35,437
‫تا یه پرچم بریتانیا‬
‫به در خونه‌ات آویزون کنم.‬

308
00:22:36,229 --> 00:22:38,523
‫مگر اینکه بخوای وقتی‬
‫دربار پیروز شد، زندگیت رو ببازی؟‬

309
00:22:42,194 --> 00:22:43,487
‫خب...‬

310
00:22:44,529 --> 00:22:46,323
‫هر کاری لازمه بکن هیو، ولی...‬

311
00:22:46,698 --> 00:22:47,824
‫بی‌سر و صدا.‬

312
00:22:48,283 --> 00:22:49,534
‫مگه اولین بارمه؟‬

313
00:23:14,768 --> 00:23:16,478
‫«جولیای عزیزم،»‬

314
00:23:17,104 --> 00:23:18,772
‫«به اون اولین نامه فکر می‌کنم،»‬

315
00:23:19,356 --> 00:23:21,483
‫«کلمات بیچاره‌گونه خودم‬
‫که به دست باد سپرده بودم،»‬

316
00:23:21,608 --> 00:23:23,443
‫«بدون اینکه انتظار جوابی داشته باشم.»‬

317
00:23:23,819 --> 00:23:26,696
‫«بعد درست مثل یه معجزه،»‬

318
00:23:26,863 --> 00:23:28,198
‫«تو جواب دادی.»‬

319
00:23:28,949 --> 00:23:31,701
‫«تبدیل به دلیلم واسه‬
‫زنده‌موندن توی سنگرها شدی.»‬

320
00:23:32,119 --> 00:23:34,621
‫«هر نامه‌ات مثل وعده‌ای بود‬
‫که یه جایی،»‬

321
00:23:34,788 --> 00:23:36,415
‫«یکی منتظرمه.»‬

322
00:23:37,833 --> 00:23:39,835
‫«حالا دوباره توی جنگم.»‬

323
00:23:40,335 --> 00:23:42,879
‫«ولی این بار چهره‌ات رو می‌شناسم،»‬

324
00:23:43,046 --> 00:23:45,674
‫«گرمای دست‌هات و صدات رو می‌شناسم.»‬

325
00:23:46,591 --> 00:23:49,428
‫«وقتی بلژیک بودم، تو صرفا‬
‫کلماتی روی صفحه کاغذ بودی.»‬

326
00:23:49,761 --> 00:23:50,971
‫«زیبا...»‬

327
00:23:51,138 --> 00:23:53,682
‫«کلمات دست‌نیافتنی‌ای که‬
‫من رو زنده نگه داشتن.»‬

328
00:23:54,599 --> 00:23:57,185
‫«نوشته بودی: وقتی این جنگ تموم بشه،»‬

329
00:23:57,269 --> 00:23:59,271
‫«بالاخره همدیگه رو می‌بینیم.»‬

330
00:23:59,771 --> 00:24:01,606
‫همدیگه رو دیدیم عشق من.‬

331
00:24:02,315 --> 00:24:03,859
‫زندگی‌مون رو ساختیم.‬

332
00:24:05,152 --> 00:24:06,486
‫الان هم...‬

333
00:24:25,505 --> 00:24:28,341
‫کمکی از دستم برمیاد قربان؟‬

334
00:24:58,038 --> 00:24:59,539
‫چی شده؟ ویلیام...؟‬

335
00:24:59,706 --> 00:25:02,959
‫نه، حالش خوبه. صحیح و سالمه.‬

336
00:25:03,126 --> 00:25:04,252
‫وای.‬

337
00:25:04,836 --> 00:25:06,421
‫عزیزم.‬

338
00:25:06,588 --> 00:25:07,631
‫وای.‬

339
00:25:07,797 --> 00:25:09,841
‫هنری، این جای زخم‌ها...‬

340
00:25:10,008 --> 00:25:12,177
‫مال جاییه که بعد از سنگ‌ها رفتم.‬

341
00:25:12,719 --> 00:25:14,137
‫یهو دیدم غیب شدی.‬

342
00:25:14,471 --> 00:25:15,764
‫می‌خواستم دنبالت بیام، ولی ویلیام...‬

343
00:25:15,972 --> 00:25:18,558
‫نه، کار درستی کردی.‬
‫از پسرمون محافظت کردی.‬

344
00:25:20,310 --> 00:25:21,770
‫برگشتی خونه؟‬

345
00:25:22,354 --> 00:25:23,939
‫سال ۱۹۲۴...‬

346
00:25:24,856 --> 00:25:26,441
‫توی دشت‌ها سرگردون بودم‬
‫که پیدام کردن.‬

347
00:25:27,108 --> 00:25:29,444
‫من رو انداختن تیمارستان اینورنس.‬

348
00:25:30,153 --> 00:25:32,322
‫فکر کردن دیوونه شدم‬
‫که از تو حرف می‌زدم.‬

349
00:25:32,864 --> 00:25:34,074
‫از برگشتن به اینجا می‌گفتم.‬

350
00:25:35,033 --> 00:25:38,578
‫سعی کردن با وصل کردن برق‬
‫به مغزم، درمانم کنن.‬

351
00:25:39,287 --> 00:25:40,664
‫وای هنری.‬

352
00:25:40,872 --> 00:25:42,749
‫به هر کسی که می‌رسید گفتم...‬

353
00:25:43,208 --> 00:25:44,960
‫که همسرم...‬

354
00:25:45,460 --> 00:25:46,962
‫توی یه زمان دیگه است.‬

355
00:25:48,588 --> 00:25:50,382
‫ولی راه لندن رو پیدا کردی؟‬

356
00:25:51,049 --> 00:25:52,384
‫رفتی پیش کلر؟‬

357
00:25:52,801 --> 00:25:53,843
‫کلر؟‬

358
00:25:55,303 --> 00:25:56,429
‫دخترمون، تو...‬

359
00:25:57,639 --> 00:26:00,183
‫تو... رفتی دخترمون رو‬
‫توی لندن ببینی، مگه نه؟‬

360
00:26:00,892 --> 00:26:02,394
‫من... نمی‌دونم...‬

361
00:26:03,270 --> 00:26:04,771
‫دخترمون؟‬

362
00:26:05,230 --> 00:26:06,398
‫جولیا، من...‬

363
00:26:06,523 --> 00:26:07,649
‫هنری...‬

364
00:26:09,317 --> 00:26:10,443
‫کلر دیگه.‬

365
00:26:10,652 --> 00:26:12,070
‫دختر کوچولومون...‬

366
00:26:13,238 --> 00:26:14,906
‫بیستم اکتبر به دنیا اومد.‬

367
00:26:15,073 --> 00:26:18,076
‫تـ... تازه شش سالش شده.‬

368
00:26:18,660 --> 00:26:19,995
‫بیستم اکتبر...‬

369
00:26:20,704 --> 00:26:22,998
‫بیستم اکتبر، اون تاریخ یادم بود.‬

370
00:26:23,456 --> 00:26:25,083
‫مدام... مدام بهشون می‌گفتم.‬

371
00:26:25,584 --> 00:26:27,877
‫فقط... یادم نمیومد...‬
‫فقط یادم نمیومد چرا.‬

372
00:26:28,044 --> 00:26:29,713
‫یادم نمیومد... معنیش چی بود.‬

373
00:26:29,879 --> 00:26:34,509
‫- هیچ‌کس به حرفم گوش نمی‌داد. من...‬
‫- موی مشکی و فر داره...‬

374
00:26:34,676 --> 00:26:36,094
‫- آره.‬
‫- چشمش... شبیه چشم خودته.‬

375
00:26:36,303 --> 00:26:38,680
‫پیش برادرت توی لندن‬
‫گذاشتیمش.‬

376
00:26:40,140 --> 00:26:41,600
‫وای خدای من.‬

377
00:26:43,602 --> 00:26:45,437
‫وای خدای من کلر.‬

378
00:26:46,396 --> 00:26:48,732
‫- بابا!‬
‫- کلر.‬

379
00:26:49,566 --> 00:26:50,442
‫نه.‬

380
00:26:50,942 --> 00:26:53,570
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.‬

381
00:26:54,696 --> 00:26:56,656
‫چیکارت کردن؟‬

382
00:27:00,619 --> 00:27:02,621
‫دکتر گفت این شوک‌ها...‬

383
00:27:03,663 --> 00:27:05,624
‫بدترین خاطراتش رو پاک می‌کنه...‬

384
00:27:06,708 --> 00:27:08,043
‫سنگرها رو،‬

385
00:27:08,168 --> 00:27:10,003
‫علاوه بر جیغ و بوی تعفن.‬

386
00:27:11,004 --> 00:27:12,881
‫گفت دردم رو پاک می‌کنه.‬

387
00:27:15,300 --> 00:27:17,093
‫ولی جنگ رو ازم نگرفت.‬

388
00:27:18,678 --> 00:27:20,347
‫همه‌اش هنوز سر جاشه...‬

389
00:27:21,765 --> 00:27:23,767
‫چون اون‌ها‬
‫بدترین بخش ماجرا نبودن.‬

390
00:27:26,102 --> 00:27:28,021
‫بدترین دردی که تا حالا کشیدم،‬

391
00:27:28,980 --> 00:27:31,024
‫بغل نکردن دخترم بود...‬

392
00:27:32,317 --> 00:27:33,902
‫نشنیدن خنده‌هاش،‬

393
00:27:34,444 --> 00:27:36,154
‫نشنیدن «بابا» گفتنش.‬

394
00:27:37,364 --> 00:27:39,282
‫همین رو ازم گرفت.‬

395
00:27:39,449 --> 00:27:40,742
‫اون دخترم رو ازم گرفت.‬

396
00:27:44,120 --> 00:27:46,164
‫گذاشتم اون رو از وجودم‬
‫بسوزونن و بیرون بکشن،‬

397
00:27:46,831 --> 00:27:49,334
‫کلر رو با اون سیم‌ها‬
‫و جریان برقشون...‬

398
00:27:49,501 --> 00:27:51,211
‫از وجودم سوزوندن.‬

399
00:27:53,505 --> 00:27:55,674
‫دختر کوچولومون پاک شد و رفت.‬

400
00:27:57,050 --> 00:28:00,512
‫یه زنی بود که حرفم رو باور کرد...‬
‫اِم، خانم گراهام.‬

401
00:28:00,679 --> 00:28:02,722
‫همون کسی بود که کمکم کرد‬
‫فرار کنم.‬

402
00:28:05,016 --> 00:28:08,019
‫گاهی اوقات دیگه حتی مطمئن نیستم‬
‫چی واقعیه.‬

403
00:28:10,814 --> 00:28:12,190
‫من واقعی‌ام.‬

404
00:28:13,650 --> 00:28:15,318
‫ویلیام واقعیه.‬

405
00:28:15,694 --> 00:28:16,903
‫کلر واقعیه.‬

406
00:28:17,112 --> 00:28:18,530
‫بقیه‌اش چی؟‬

407
00:28:18,697 --> 00:28:21,199
‫چیزهایی که فکر می‌کنم یادمه،‬
‫ولی شاید خواب دیدم؟‬

408
00:28:30,458 --> 00:28:31,584
‫جولیا؟‬

409
00:28:33,253 --> 00:28:34,337
‫جولیا،‬

410
00:28:34,462 --> 00:28:36,339
‫هر چی که هست،‬
‫می‌تونی بهم بگی.‬

411
00:28:37,006 --> 00:28:38,133
‫خواهش می‌کنم.‬

412
00:28:40,593 --> 00:28:42,762
‫مگه یه شمشیرزن هم‬
‫باید بره جنگ؟‬

413
00:28:46,224 --> 00:28:47,517
‫این یکی باید بره.‬

414
00:28:48,226 --> 00:28:49,728
‫ارباب دستور داده.‬

415
00:28:52,021 --> 00:28:53,440
‫ببین جولیا، خواهش می‌کنم...‬

416
00:28:54,649 --> 00:28:56,568
‫حس می‌کنم‬
‫یه چیز دیگه‌ای هم هست...‬

417
00:28:58,653 --> 00:28:59,821
‫خواهش می‌کنم.‬

418
00:29:00,530 --> 00:29:02,782
‫فقط...‬
‫یه کم فرصت می‌خوام، خواهش می‌کنم.‬

419
00:29:27,307 --> 00:29:28,475
‫ازش برام بگو.‬

420
00:29:31,102 --> 00:29:32,187
‫از جنت.‬

421
00:29:33,396 --> 00:29:34,647
‫بخشی از وجودت بود.‬

422
00:29:38,234 --> 00:29:39,903
‫می‌خوام تمام وجودت رو بشناسم.‬

423
00:29:40,820 --> 00:29:42,280
‫از تو خوشش می‌اومد،‬

424
00:29:43,281 --> 00:29:44,824
‫بالاخره خوشش می‌اومده.‬

425
00:29:44,949 --> 00:29:48,620
‫با این‌که از خاندان فریزرم؟‬

426
00:29:48,787 --> 00:29:49,579
‫هوم.‬

427
00:29:50,371 --> 00:29:52,957
‫نقطه ضعفش‬
‫امید واهی بود.‬

428
00:29:56,044 --> 00:29:57,629
‫من امید واهی‌ام، هوم؟‬

429
00:30:01,049 --> 00:30:04,093
‫فریزری که به جای قبیله‌اش،‬

430
00:30:04,302 --> 00:30:05,678
‫یه مک‌کنزی رو انتخاب کرده؟‬

431
00:30:07,680 --> 00:30:08,598
‫آره،‬

432
00:30:09,390 --> 00:30:10,016
‫گم‌شده.‬

433
00:30:16,189 --> 00:30:17,190
‫یا پیدا شده.‬

434
00:30:24,823 --> 00:30:26,533
‫دوگال شجاعتش رو داره...‬

435
00:30:27,492 --> 00:30:28,868
‫کالوم درایتش رو...‬

436
00:30:29,953 --> 00:30:31,788
‫جوکاستا زیرکیش رو.‬

437
00:30:34,624 --> 00:30:35,792
‫ولی جنت...‬

438
00:30:38,628 --> 00:30:40,338
‫قلب مهربونی داشت.‬

439
00:30:45,760 --> 00:30:46,886
‫تو چی؟‬

440
00:30:49,180 --> 00:30:50,723
‫من چیزهای الزامی رو دارم.‬

441
00:30:52,851 --> 00:30:53,893
‫تو...‬

442
00:30:54,769 --> 00:30:56,729
‫فراتر از چیزهای الزامی رو هم داری.‬

443
00:30:59,983 --> 00:31:02,360
‫اگه پدرم بود،‬
‫بهت می‌گفت احمقی...‬

444
00:31:04,028 --> 00:31:05,864
‫که همین‌جوری مقام...‬

445
00:31:06,614 --> 00:31:07,657
‫و جایگاه به باد می‌دی.‬

446
00:31:09,158 --> 00:31:10,493
‫من چیزی به باد ندادم.‬

447
00:31:12,161 --> 00:31:13,121
‫ندادی؟‬

448
00:31:14,956 --> 00:31:16,374
‫از همه‌چیز گذشتی...‬

449
00:31:18,585 --> 00:31:19,961
‫به خاطر یه زن...‬

450
00:31:22,130 --> 00:31:24,424
‫و خانواده‌ای که هنوز تشکیل نشده.‬

451
00:31:28,303 --> 00:31:29,012
‫الن.‬

452
00:31:29,429 --> 00:31:31,180
‫پس به نظر خودت چی هستی؟‬

453
00:31:31,264 --> 00:31:33,558
‫مردی که از همه‌چیزش می‌گذره...‬

454
00:31:34,434 --> 00:31:36,895
‫واسه قول‌هایی که هنوز عملی نشدن؟‬

455
00:31:46,404 --> 00:31:47,322
‫مال تو هستم.‬

456
00:31:54,787 --> 00:31:55,663
‫مال من.‬

457
00:32:35,453 --> 00:32:37,080
‫تقریبا اصلا نگاهم نکردی.‬

458
00:32:39,290 --> 00:32:41,709
‫جولیا، خواهش می‌کنم فقط بگو‬
‫چی شده.‬

459
00:32:44,379 --> 00:32:46,255
‫یه زنی توی لدرز هست،‬

460
00:32:46,965 --> 00:32:48,216
‫یه خدمتکار مطبخ.‬

461
00:32:49,175 --> 00:32:51,219
‫قبلا به خاندان گرنت خدمت می‌کرد.‬

462
00:32:52,011 --> 00:32:53,513
‫یه چیزهایی می‌دونست،‬

463
00:32:53,680 --> 00:32:54,973
‫چیزهایی خصوصی...‬

464
00:32:56,015 --> 00:32:58,184
‫درباره آویز‬
‫سنت آنتونی تو...‬

465
00:32:59,185 --> 00:33:02,105
‫درباره حرف‌هات از من و کلر.‬

466
00:33:05,024 --> 00:33:06,025
‫می‌گفت باهاش مهربون بودی...‬

467
00:33:07,193 --> 00:33:09,112
‫و با هم وقت گذروندین.‬

468
00:33:12,323 --> 00:33:13,700
‫اسمش سیماست.‬

469
00:33:18,413 --> 00:33:19,956
‫پس می‌شناسیش.‬

470
00:33:21,499 --> 00:33:22,959
‫اشتباه تصور کردی.‬

471
00:33:23,960 --> 00:33:25,545
‫بهم بگو جریان چیه.‬

472
00:33:27,005 --> 00:33:29,173
‫تو یکی از مراکز شهر کار می‌کرد.‬

473
00:33:32,635 --> 00:33:33,386
‫زن خیابونی بود.‬

474
00:33:33,594 --> 00:33:34,971
‫داشتم دنبال تو می‌گشتم.‬

475
00:33:35,680 --> 00:33:37,181
‫یکی بهم گفت یه دختر انگلیسی اونجاست...‬

476
00:33:37,348 --> 00:33:39,475
‫فکر کردی من رو‬
‫تو مراکز شهر پیدا می‌کنی؟‬

477
00:33:40,935 --> 00:33:42,353
‫درمونده بودم.‬

478
00:33:42,729 --> 00:33:44,856
‫حاضر بودم جهنم رو‬
‫هم دنبالت بگردم.‬

479
00:33:46,024 --> 00:33:47,233
‫خب، بعدش...‬

480
00:33:49,152 --> 00:33:50,528
‫باهاش صمیمی شدی؟‬

481
00:33:51,904 --> 00:33:53,740
‫نه اون‌جوری که تصور می‌کنی.‬

482
00:33:54,824 --> 00:33:55,908
‫پس چطور؟‬

483
00:33:56,576 --> 00:33:58,536
‫بهم گفتن تو مردی،‬

484
00:33:59,370 --> 00:34:00,872
‫هم تو، هم ویلیام،‬

485
00:34:01,372 --> 00:34:03,416
‫گفتن سر زایمان مردی.‬

486
00:34:04,375 --> 00:34:05,418
‫من هم...‬

487
00:34:06,085 --> 00:34:07,628
‫طاقت نداشتم.‬

488
00:34:09,338 --> 00:34:10,548
‫واسه همین فرار کردم.‬

489
00:34:11,549 --> 00:34:13,426
‫تا به خودم اومدم‬
‫دیدم تو پارکم،‬

490
00:34:13,634 --> 00:34:15,303
‫نزدیک واحدمون تو لندنم و...‬

491
00:34:16,012 --> 00:34:17,805
‫و بعدش دیدم همون‌جام...‬

492
00:34:18,306 --> 00:34:19,474
‫خونه‌ام.‬

493
00:34:19,932 --> 00:34:21,434
‫تو هم اونجا بودی،‬

494
00:34:22,310 --> 00:34:24,729
‫تو تختمون بودی، زنده بودی.‬

495
00:34:25,688 --> 00:34:28,441
‫اومدم کنارت، باهات حرف زدم،‬

496
00:34:28,566 --> 00:34:30,401
‫بهت محبت کردم.‬

497
00:34:30,568 --> 00:34:32,653
‫خیلی واقعی بودی جولیا،‬

498
00:34:32,820 --> 00:34:35,031
‫اون‌قدر واقعی بودی‬
‫که بوت رو حس می‌کردم.‬

499
00:34:35,156 --> 00:34:36,699
‫عطرت رو استشمام می‌کردم.‬

500
00:34:36,824 --> 00:34:39,702
‫صدای ضربان قلبت رو می‌شنیدم.‬

501
00:34:39,869 --> 00:34:40,870
‫اما بعدش...‬

502
00:34:42,538 --> 00:34:45,166
‫بعدش که چشم باز کردم،‬
‫دیدم اونه.‬

503
00:34:46,042 --> 00:34:47,085
‫خیال کرده بودی...‬

504
00:34:47,752 --> 00:34:49,504
‫من سیما بودم؟‬

505
00:34:50,213 --> 00:34:51,464
‫اون سوگ...‬

506
00:34:51,964 --> 00:34:53,299
‫یه چیزی رو توی وجودم شکست.‬

507
00:34:53,466 --> 00:34:54,801
‫اون هم گذاشت چنین خیالی بکنی؟‬

508
00:34:54,926 --> 00:34:56,135
‫نمی‌دونم اون چه فکری می‌کرد.‬

509
00:34:56,344 --> 00:34:57,762
‫فقط می‌دونم‬
‫وقتی فهمیدم،‬

510
00:34:57,845 --> 00:35:00,640
‫ای خدا، انگار دوباره‬
‫از دستت داده بودم.‬

511
00:35:07,855 --> 00:35:09,982
‫وایستا.‬
‫نه، جولیا، کجا داری می‌ری؟‬

512
00:35:10,149 --> 00:35:11,609
‫- باید هوا بخورم.‬
‫- نمی‌تونی بری بیرون.‬

513
00:35:11,776 --> 00:35:14,946
‫- جولیا، خواهش می‌کنم.‬
‫- تو به یه زن دیگه محبت کردی.‬

514
00:35:15,113 --> 00:35:16,322
‫خودت بودی!‬

515
00:35:16,656 --> 00:35:20,243
‫تو قلبم، تو ذهنم،‬
‫تو بودی.‬

516
00:35:20,409 --> 00:35:22,954
‫ولی نبودم، مگه نه؟‬

517
00:35:23,579 --> 00:35:26,749
‫در حقیقت اون بود!‬

518
00:35:26,874 --> 00:35:30,962
‫عمرا اگه من آگاهانه‬
‫بهت بی‌وفا می‌شدم.‬

519
00:35:31,129 --> 00:35:32,880
‫پس چرا بهم نگفته بودی؟‬

520
00:35:33,506 --> 00:35:35,925
‫تو بریمار، تو راه؟‬

521
00:35:36,425 --> 00:35:38,094
‫چون بزدل بودم.‬

522
00:35:38,970 --> 00:35:40,346
‫تازه برگشته بودی پیشم.‬

523
00:35:40,513 --> 00:35:42,306
‫طاقت نداشتم دوباره از دستت بدم.‬

524
00:35:42,473 --> 00:35:44,684
‫واسه همین گذاشتی‬
‫از زبون خودش بشنوم؟‬

525
00:35:48,146 --> 00:35:49,689
‫تو سوگوار بودی...‬

526
00:35:51,315 --> 00:35:52,525
‫به جنون رسیده بودی،‬

527
00:35:53,151 --> 00:35:54,569
‫تو حال خودت نبودی.‬

528
00:35:55,403 --> 00:35:58,322
‫این رو می‌تونم درک کنم.‬

529
00:36:00,241 --> 00:36:02,410
‫اما نمی‌تونم درک کنم...‬

530
00:36:03,786 --> 00:36:04,871
‫که چرا دروغ گفتی.‬

531
00:36:07,165 --> 00:36:08,541
‫خیلی شرمنده‌ام.‬

532
00:36:09,834 --> 00:36:12,628
‫خیلی شرمنده‌ام جولیا.‬

533
00:36:17,175 --> 00:36:18,426
‫می‌دونم شرمنده‌ای.‬

534
00:36:20,386 --> 00:36:22,054
‫می‌تونی من رو ببخشی؟‬

535
00:36:24,307 --> 00:36:25,266
‫آره.‬

536
00:36:29,270 --> 00:36:31,022
‫آره، می‌تونم ببخشم.‬

537
00:36:33,566 --> 00:36:35,109
‫ولی فراموش کردنش...‬

538
00:36:36,736 --> 00:36:38,946
‫یه کم طول می‌کشه.‬

539
00:36:40,823 --> 00:36:42,033
‫چه کاری از دستم بر میاد؟‬

540
00:36:44,493 --> 00:36:47,205
‫هنری‌ای که قبل از سنگ‌ها‬
‫می‌شناختم،‬

541
00:36:48,456 --> 00:36:49,999
‫قبل از تیمارستان...‬

542
00:36:51,500 --> 00:36:53,920
‫قبل از کل این دیوونگی‌ها...‬

543
00:36:56,005 --> 00:36:57,340
‫دوباره پیداش کن...‬

544
00:36:59,008 --> 00:37:00,176
‫به‌خاطر من...‬

545
00:37:01,385 --> 00:37:02,803
‫به‌خاطر بچه‌هامون.‬

546
00:37:04,055 --> 00:37:05,056
‫پیداش می‌کنم.‬

547
00:37:05,765 --> 00:37:06,891
‫قسم می‌خورم.‬

548
00:37:09,936 --> 00:37:11,103
‫بعدش...‬

549
00:37:13,439 --> 00:37:15,024
‫باهم فراموشش می‌کنیم...‬

550
00:37:17,026 --> 00:37:18,444
‫کنار هم...‬

551
00:37:21,072 --> 00:37:22,490
‫وقتی برگشتی.‬

552
00:37:49,934 --> 00:37:51,060
‫اجازه هست؟‬

553
00:37:58,859 --> 00:38:01,028
‫بانو الن امشب دیگه‬
‫رفته بخوابه.‬

554
00:38:02,029 --> 00:38:03,406
‫نیاز داره با خودش خلوت کنه.‬

555
00:38:05,574 --> 00:38:06,742
‫برایان هم همین‌طور.‬

556
00:38:14,583 --> 00:38:16,460
‫آقای کامرون که اذیتت نکرد؟‬

557
00:38:22,800 --> 00:38:24,135
‫شامش رو خورد،‬

558
00:38:24,844 --> 00:38:26,012
‫بعدش هم نوشیدنی خورد.‬

559
00:38:26,721 --> 00:38:29,265
‫سوالم این نبود.‬

560
00:38:37,690 --> 00:38:39,233
‫هوا سرد شده.‬

561
00:38:43,362 --> 00:38:44,238
‫آره.‬

562
00:38:48,159 --> 00:38:51,162
‫فردا... راهی جنگ می‌شی.‬

563
00:38:55,291 --> 00:38:56,500
‫درسته.‬

564
00:39:02,340 --> 00:39:04,133
‫مادرم همیشه می‌گفت...‬

565
00:39:05,343 --> 00:39:07,386
‫آتش مثل امیده.‬

566
00:39:11,015 --> 00:39:12,224
‫اگه بهش برسی،‬

567
00:39:12,933 --> 00:39:14,185
‫جون می‌گیره.‬

568
00:39:14,894 --> 00:39:16,187
‫اگه به حال خودش رهاش کنی...‬

569
00:39:18,189 --> 00:39:19,565
‫خاموش می‌شه.‬

570
00:39:21,692 --> 00:39:23,194
‫مادرت زن داناییه.‬

571
00:39:25,738 --> 00:39:26,864
‫بود.‬

572
00:39:29,325 --> 00:39:30,576
‫- تسلیت می‌گم.‬
‫- نه بابا.‬

573
00:39:32,161 --> 00:39:33,579
‫خیلی وقت پیش از دنیا رفت.‬

574
00:39:40,503 --> 00:39:42,630
‫مادرم گل درست می‌کرد،‬

575
00:39:42,797 --> 00:39:44,507
‫با تکه‌پارچه‌ها...‬

576
00:39:46,258 --> 00:39:48,719
‫هر وقت پارچه بنفش گیر می‌آورد.‬

577
00:39:49,845 --> 00:39:52,640
‫می‌گفت بنفش‬
‫رنگ رویاست.‬

578
00:39:53,015 --> 00:39:54,100
‫هوم.‬

579
00:39:54,517 --> 00:39:56,102
‫می‌ذاشتشون روی تخت‌هامون.‬

580
00:39:57,645 --> 00:39:59,397
‫تا وقتی بیدار می‌شین به یادش بیفتین.‬

581
00:40:03,234 --> 00:40:04,110
‫آره.‬

582
00:40:18,791 --> 00:40:19,834
‫بیا.‬

583
00:40:21,293 --> 00:40:22,795
‫عه.‬

584
00:40:23,170 --> 00:40:24,755
‫منظوری نداشتم...‬

585
00:40:25,339 --> 00:40:27,842
‫- معذرت می‌خوام. من...‬
‫- شب‌به‌خیر آقای فریزر.‬

586
00:40:29,260 --> 00:40:30,344
‫وایستا.‬

587
00:40:54,577 --> 00:40:58,789
‫♪ سربازها شمشیر به‌دست‬
‫به سوی باروها میان ♪‬

588
00:40:58,956 --> 00:41:02,918
‫♪ سواره‌نظام توی کوچه‌ها‬
‫می‌تازن و می‌دون ♪‬

589
00:41:03,085 --> 00:41:07,256
‫♪ دیدبان‌ها روی دیوارها‬
‫فریاد نبرد سر می‌دن ♪‬

590
00:41:07,465 --> 00:41:11,302
‫♪ بمب‌ها بر دروازه‌ها می‌کوبن‬
‫آتش به هوا پر می‌کشه ♪‬

591
00:41:11,469 --> 00:41:16,098
‫♪ وقتی توپ‌ها می‌غرن‬
‫گلوله‌ها به پرواز درمیان ♪‬

592
00:41:16,265 --> 00:41:20,436
‫♪ هر که خواهان افتخاره‬
‫نباید از مرگ بترسه ♪‬

593
00:41:20,644 --> 00:41:22,855
‫♪ شیپورها‬
‫بر فراز برج‌ها... ♪‬

594
00:41:23,022 --> 00:41:25,316
‫رو راه‌پله پارک هاید‬
‫آشنا شدیم...‬

595
00:41:29,487 --> 00:41:31,280
‫بعد از کلی نامه.‬

596
00:41:33,282 --> 00:41:34,950
‫بعد یهو دیدم اون‌جایی...‬

597
00:41:37,286 --> 00:41:38,704
‫واقعی...‬

598
00:41:42,166 --> 00:41:43,459
‫و از گوشت و خونی.‬

599
00:41:50,132 --> 00:41:52,051
‫نمی‌تونستی سریع دست به کار بشی...‬

600
00:41:53,552 --> 00:41:54,970
‫دست‌پاچه بودی.‬

601
00:41:56,555 --> 00:41:58,015
‫دقیقا همون‌جا...‬

602
00:41:59,016 --> 00:42:00,309
‫وسط همون اوضاع...‬

603
00:42:01,936 --> 00:42:04,563
‫خواستگاری کردی.‬

604
00:42:05,689 --> 00:42:07,066
‫بدترین زمان ممکن.‬

605
00:42:08,108 --> 00:42:09,610
‫با این حال بله رو گفتی.‬

606
00:42:10,361 --> 00:42:11,862
‫من قبلا بله رو گفته بودم...‬

607
00:42:12,738 --> 00:42:14,114
‫تو تک‌تک نامه‌ها.‬

608
00:42:15,074 --> 00:42:16,784
‫از بس نامه نوشته بودیم...‬

609
00:42:19,203 --> 00:42:21,455
‫که روحمون رو‬
‫روی کاغذ کشیده بودیم.‬

610
00:42:54,822 --> 00:42:55,739
‫پارچه انداختنم...‬

611
00:42:56,991 --> 00:42:58,617
‫خیلی زشت بود.‬

612
00:42:59,660 --> 00:43:00,869
‫نباید...‬

613
00:43:03,205 --> 00:43:04,707
‫بهم برنخورد.‬

614
00:43:05,249 --> 00:43:06,709
‫فقط...‬

615
00:43:08,168 --> 00:43:09,670
‫غیرمنتظره بود.‬

616
00:43:23,601 --> 00:43:24,935
‫خودت این رو درست کردی؟‬

617
00:43:26,812 --> 00:43:27,813
‫همین امروز صبح،‬

618
00:43:28,230 --> 00:43:30,399
‫از زیردامنی خودم.‬

619
00:43:34,486 --> 00:43:35,738
‫حرف نداره.‬

620
00:43:40,034 --> 00:43:42,953
‫تا یادت بمونه توی این دنیا‬
‫مهربونی هست...‬

621
00:43:44,663 --> 00:43:45,789
‫حتی وسط جنگ.‬

622
00:43:48,959 --> 00:43:50,336
‫فراموش نمی‌کنم.‬

623
00:44:07,853 --> 00:44:09,688
‫خدا پشت و پناهت آقای فریزر.‬

624
00:44:29,750 --> 00:44:31,210
‫گذاشتی خوابم ببره.‬

625
00:44:35,297 --> 00:44:36,674
‫نیاز داشتی.‬

626
00:44:47,434 --> 00:44:49,687
‫دفعه قبل اول تو نامه نوشتی.‬

627
00:44:52,648 --> 00:44:53,774
‫حالا نوبت منه.‬

628
00:44:55,693 --> 00:44:57,444
‫نامه‌هات زنده نگهم داشتن.‬

629
00:45:01,490 --> 00:45:03,075
‫این یکی فرق داره.‬

630
00:45:08,080 --> 00:45:10,624
‫فقط برای زنده نگه داشتنت نیست.‬

631
00:45:11,875 --> 00:45:13,168
‫واسه برگشتت به خونه است.‬

632
00:45:20,467 --> 00:45:23,554
‫هنری، نمی‌خوام در جوابش نامه‌ای بنویسی.‬

633
00:45:23,929 --> 00:45:25,389
‫خودت برگرد...‬

634
00:45:26,807 --> 00:45:27,975
‫همون‌طور که بودی...‬

635
00:45:29,184 --> 00:45:29,935
‫سالم و سلامت.‬

636
00:45:30,602 --> 00:45:33,439
‫این تنها پیغامیه‬
‫که ازت قبول می‌کنم.‬

637
00:45:49,496 --> 00:45:52,124
‫گروهان! به خط شین!‬

638
00:45:53,625 --> 00:45:56,003
‫صبر کن تا ما بریم،‬
‫بعد جیم بزن.‬

639
00:46:26,366 --> 00:46:27,534
‫یه کلمه هم نگو.‬

640
00:46:31,205 --> 00:46:33,499
‫اگه برنگردم،‬
‫کله‌ام رو می‌کنه.‬

641
00:46:35,209 --> 00:46:36,877
‫پس بهتره سرت سر جاش بمونه.‬

642
00:46:38,670 --> 00:46:39,713
‫آره.‬

643
00:46:45,594 --> 00:46:48,555
‫قبل حرکت از لئوک،‬
‫به مارا قول دادم...‬

644
00:46:49,181 --> 00:46:50,849
‫دوگال رو برگردونم خونه.‬

645
00:46:52,434 --> 00:46:54,061
‫می‌دونم داداشم عوضیه.‬

646
00:46:54,770 --> 00:46:56,563
‫ولی اگه در توانت هست،‬
‫سعی کن خودت نکشیش،‬

647
00:46:56,980 --> 00:46:58,565
‫اگه تونستی.‬

648
00:46:59,817 --> 00:47:00,984
‫تمام تلاشم رو می‌کنم.‬

649
00:47:05,239 --> 00:47:06,824
‫باید باهات می‌اومدم...‬

650
00:47:07,908 --> 00:47:09,201
‫تا مراقبت باشم.‬

651
00:47:12,246 --> 00:47:14,540
‫اگه الان بهشون پشت کنم،‬
‫دست‌کمی از پدرم ندارم.‬

652
00:47:15,040 --> 00:47:17,000
‫من دیگه تو لئوک جام امنه.‬

653
00:47:22,047 --> 00:47:24,091
‫- اگه برنگشتم...‬
‫- برمی‌گردی،‬

654
00:47:24,842 --> 00:47:25,467
‫پیش خودمون.‬

655
00:47:26,552 --> 00:47:27,511
‫قسم بخور.‬

656
00:47:28,262 --> 00:47:29,388
‫قسم بخور طوری بجنگی...‬

657
00:47:30,264 --> 00:47:31,849
‫که انگار ممکنه همه‌چیزت رو‬
‫از دست بدی.‬

658
00:47:33,183 --> 00:47:34,101
‫قسم می‌خورم.‬

659
00:47:42,067 --> 00:47:43,819
‫عشق من هیچ‌وقت از بین نمی‌ره،‬

660
00:47:44,528 --> 00:47:45,779
‫حتی اگه خودم از بین برم.‬

661
00:47:50,784 --> 00:47:52,160
‫چیزی ندارم که بهت بدم...‬

662
00:47:54,079 --> 00:47:55,455
‫تا با خودت یادگاری ببری.‬

663
00:47:56,582 --> 00:47:57,666
‫دادی...‬

664
00:48:04,756 --> 00:48:07,968
‫بیشتر از چیزی که فکر می‌کردم‬
‫نصیبم بشه.‬

665
00:49:09,071 --> 00:49:10,405
‫داوینا؟‬

666
00:49:16,411 --> 00:49:17,621
‫داوینا!‬

667
00:49:57,619 --> 00:49:58,662
‫داوینا؟‬

668
00:49:59,955 --> 00:50:02,416
‫تو تاریکی از تو برام می‌گفت...‬

669
00:50:04,251 --> 00:50:06,211
‫اسمت رو مثل دعا زمزمه می‌کرد.‬

670
00:50:08,255 --> 00:50:09,631
‫پسرم کجاست؟‬

671
00:50:10,257 --> 00:50:11,758
‫من رو به اسم تو صدا می‌زد...‬

672
00:50:13,010 --> 00:50:14,761
‫جولیا، جولیا،‬

673
00:50:15,721 --> 00:50:16,555
‫همیشه جولیا.‬

674
00:50:16,722 --> 00:50:17,889
‫پسرم کجاست؟‬

675
00:50:18,640 --> 00:50:20,183
‫فکر می‌کرد من توئم.‬

676
00:50:21,351 --> 00:50:23,228
‫حس می‌کردم ارزشمندم،‬

677
00:50:23,729 --> 00:50:25,439
‫انگار عامل رستگاریش بودم.‬

678
00:50:28,108 --> 00:50:29,943
‫ولی من تو نبودم، مگه نه؟‬

679
00:50:31,528 --> 00:50:33,321
‫فقط یه جسم توی تاریکی بودم،‬

680
00:50:33,488 --> 00:50:35,657
‫فقط یه مترسک که بتونه‬
‫باهاش تظاهر کنه.‬

681
00:50:35,824 --> 00:50:36,783
‫سیما...‬

682
00:50:39,494 --> 00:50:40,954
‫من عاشقش بودم...‬

683
00:50:43,081 --> 00:50:46,084
‫از همون شب اول،‬
‫اون هم عاشق من شد.‬

684
00:50:53,258 --> 00:50:56,011
‫فقط نمی‌دونست عاشق من بود.‬

685
00:50:58,011 --> 00:51:08,011
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M