1
00:00:18,033 --> 00:00:19,033
مارکی

2
00:00:19,900 --> 00:00:22,783
دو زن از طبیبان ارتش از بخش تدارکات

3
00:00:22,833 --> 00:00:23,933
درخواست ملاقات با شما دارن

4
00:00:27,833 --> 00:00:28,833
طبیبان زن؟

5
00:00:32,833 --> 00:00:33,833
بفرستشون داخل

6
00:00:35,300 --> 00:00:36,866
مارکی، بهتره که خودتون رو آماده کنید

7
00:00:37,866 --> 00:00:47,866
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

8
00:00:54,800 --> 00:00:56,566
من موقتاً مقام طبیب سلطنتی رو پذیرفتم

9
00:00:56,600 --> 00:00:58,533
و از طرف عالیجناب راهی
شدم تا به ارتش روحیه بدم

10
00:00:59,600 --> 00:01:02,383
توی راه، شنیدم که در رودخانه‌های کوه وو
گیر افتادید

11
00:01:02,433 --> 00:01:03,583
بخاطر همین تغییر مسیر دادم و اومدم اینجا

12
00:01:03,633 --> 00:01:05,900
یواشکی مراسم دعا با عود رو پیچوندید، نه؟

13
00:01:07,933 --> 00:01:10,683
اینجا میدان نبرده
جای بازی و تفریح شما نیست

14
00:01:10,733 --> 00:01:13,300
اگه یه بار دیگه بخواید از این کارا بکنید
عواقب سختی در انتظارتونه

15
00:01:13,900 --> 00:01:15,283
راستش

16
00:01:15,333 --> 00:01:17,300
من خیلی خوش اقبالم

17
00:01:18,466 --> 00:01:20,066
تازه با حمایت جوخه قصابی خوک

18
00:01:20,700 --> 00:01:23,133
تونستم از محاصره عبور کنم و خطر رو
بسلامتی پشت سر گذاشتم

19
00:01:23,833 --> 00:01:25,333
چند نفر روی صخره‌‌ان. شلیک کنین

20
00:01:26,233 --> 00:01:27,733
ای داد بیداد، پیدامون کردن

21
00:01:28,500 --> 00:01:29,500
سرها پایین

22
00:01:36,433 --> 00:01:37,433
دستت رو بده بهم

23
00:01:49,933 --> 00:01:51,283
صرفاً شانس آوردید

24
00:01:51,333 --> 00:01:53,866
که موقع فرار
گذرتون خورده به محدوده کماندرهای ما

25
00:01:55,033 --> 00:01:56,850
اگه گیر افراد شی‌یو افتاده بودید

26
00:01:56,900 --> 00:01:58,333
هیچ می‌دونید چه بلایی سرتون می‌اومد؟

27
00:01:58,866 --> 00:02:01,533
در بهترین حالتش بی عفت می‌شدید
در بدترین حالتش تیکه تیکه‌تون می‌کردن

28
00:02:09,100 --> 00:02:11,050
عجولانه عمل کردم

29
00:02:11,100 --> 00:02:12,533
به هیچ کدوم از این مسائل فکر نکردم

30
00:02:13,833 --> 00:02:16,433
هرطور که صلاح می‌دونید تنبیهم کنید

31
00:02:22,800 --> 00:02:25,333
سرورم، رزم‌آرا شما رو فراخوانده
تا درباره مسائل نظامی مباحثه کنید

32
00:02:27,466 --> 00:02:28,533
رزم‌آرا؟

33
00:02:29,466 --> 00:02:33,666
منظورتون مدیر گونگ‌سانه؟

34
00:02:40,266 --> 00:02:43,100
علیاحضرت، واسه اینجا اومدن

35
00:02:43,633 --> 00:02:45,033
جونتون رو به خطر انداختید

36
00:02:45,600 --> 00:02:48,066
ولی مثل اینکه قصد و غرضتون از اومدن
چیز دیگه‌ای بوده

37
00:02:49,200 --> 00:02:51,166
مارکی، شماها برای مردم می‌جنگید

38
00:02:51,200 --> 00:02:52,983
من هم در مقام شاهدخت اعظم

39
00:02:53,033 --> 00:02:55,683
وظیفه‌ خودم می‌دونم که دغدغه‌م
صحت و امنیت شماها باشه

40
00:02:55,733 --> 00:02:57,483
در اون صورت

41
00:02:57,533 --> 00:02:58,533
ترتیبش رو می‌دم که

42
00:02:59,133 --> 00:03:01,616
به پاس قدردانی از توجه عالیجناب

43
00:03:01,666 --> 00:03:04,400
یه چادر جداگانه برای طبیبان ارتش برپا کنن

44
00:03:08,633 --> 00:03:11,466
ـ شیه‌چی، تا اقامتگاه همراهیشون کن
ـ چشم، سرورم

45
00:03:12,733 --> 00:03:14,633
از مهمان نوازیتون ممنونم، مارکی

46
00:03:17,733 --> 00:03:18,733
بفرمایید

47
00:03:22,533 --> 00:03:23,966
چند سرباز نجیب رو مامور کن

48
00:03:24,000 --> 00:03:25,166
که در خدمت شاهدخت اعظم باشند

49
00:03:25,200 --> 00:03:27,433
اون سربازهای لات‌ یه لا قبا رو دور نگه دار

50
00:03:28,200 --> 00:03:30,266
مبادا دردسر درست کنن
یا از تشریفات سلطنتی سرپیچی کنن

51
00:03:31,033 --> 00:03:32,033
چشم، سرورم

52
00:03:37,200 --> 00:03:38,666
بازم پای این جوخه قصابی خوک در میونه

53
00:05:06,066 --> 00:05:10,633
برگرفته از رمان ژو یو
اثر توان زی لای شی

54
00:05:17,100 --> 00:05:18,100
چه بوی خوبی می‌ده

55
00:05:19,633 --> 00:05:22,450
چند وقتی می‌شد که کمبود آذوقه داشتیم
بالاخره امروز یه چیزی داریم بخوریم

56
00:05:22,500 --> 00:05:24,800
شنیدم دیشب یکی غلات آورده

57
00:05:25,500 --> 00:05:28,133
آره، بالاخره می‌تونیم
یه وعده غذای درست و حسابی بخوریم

58
00:05:28,933 --> 00:05:30,650
ببخشید، شما یان‌ژنگ رو می‌شناسید؟

59
00:05:30,700 --> 00:05:31,833
نه

60
00:05:34,833 --> 00:05:37,500
ـ ببخشید، شما یان‌ژنگ رو می‌شناسید؟
ـ نمی‌شناسمش

61
00:05:38,200 --> 00:05:39,966
ـ ببخشید، شما یان‌ژنگ رو می‌شناسید؟
ـ نه نه

62
00:05:40,000 --> 00:05:42,216
ببخشید، شما یان‌ژنگ رو می‌شناسید؟

63
00:05:42,266 --> 00:05:43,400
نمی‌شناسم

64
00:05:44,266 --> 00:05:46,500
ـ شما یان‌ژنگ رو می‌شناسید؟
ـ نه والا

65
00:05:47,266 --> 00:05:49,383
شما دو نفر، یان‌ژنگ رو می‌شناسید؟

66
00:05:49,433 --> 00:05:50,383
یکی از سربازان لین‌آنه

67
00:05:50,433 --> 00:05:52,533
اسمش به گوشمم نخورده. شوهرته؟

68
00:05:55,866 --> 00:05:57,033
قدرش حدوداً انقدره

69
00:05:58,733 --> 00:06:01,266
چشم‌هاش تقریباً کشیده و بزرگن

70
00:06:01,833 --> 00:06:03,133
روی اینجای دماغش یه خال داره

71
00:06:04,400 --> 00:06:06,000
وقتی نمی‌خنده یکم خشن به نظر می‌آد

72
00:06:06,600 --> 00:06:09,600
ولی وقتی می‌خنده چهره‌ش بی شیله پیله می‌شه
اهل لین‌آنه

73
00:06:10,200 --> 00:06:11,266
تا حالا ندیدمش

74
00:06:12,033 --> 00:06:13,683
تو یگان ما صدها سرباز هست

75
00:06:13,733 --> 00:06:15,450
که دائم تو رفت و آمدن

76
00:06:15,500 --> 00:06:16,816
خیلی‌ها هستن که ما نمی‌شناسیمشون

77
00:06:16,866 --> 00:06:17,900
آره همینطوره

78
00:06:19,000 --> 00:06:21,000
ـ ممنون
ـ خواهش می‌کنم

79
00:06:24,900 --> 00:06:26,383
اینجا سه تا لشکر متفاوت اسکان دارن

80
00:06:26,433 --> 00:06:28,866
بیشتر از هزار تا سرباز هست
از کجا می‌خوای پیداش کنی؟

81
00:06:30,133 --> 00:06:32,283
اون شاهینه رو دیدم
که پایین کوه داشت پیغام می‌رسوند

82
00:06:32,333 --> 00:06:33,733
با خودم فکر کردم شاید اینجا باشه

83
00:06:34,900 --> 00:06:36,583
شوهر جونت یه پیاده‌نظام عادیه

84
00:06:36,633 --> 00:06:38,633
حالا گیریم که کسی هم دیده‌‌تش
کی یادش می‌مونه؟

85
00:06:47,900 --> 00:06:50,433
شیه

86
00:07:01,333 --> 00:07:02,700
هنوز تو فکر شوهر جونتی؟

87
00:07:07,533 --> 00:07:08,533
دارم فکر می‌کنم

88
00:07:10,933 --> 00:07:12,500
شاید تو نبرد کشته شده

89
00:07:19,133 --> 00:07:20,800
خیر سرم این وقت شب می‌خوام بخوابم

90
00:07:22,133 --> 00:07:23,850
از پشت کدوم کوه اومدی؟

91
00:07:23,900 --> 00:07:26,666
ـ برو بگیر بکپ
ـ باشه بابا، پاچه‌م رو نگیر

92
00:07:27,933 --> 00:07:28,783
شانس آورد که جلوم رو گرفتی

93
00:07:28,833 --> 00:07:30,133
و گرنه می‌رفتم به حسابش می‌رسیدم

94
00:07:36,833 --> 00:07:38,500
فکرم مشغول یه چیزیه

95
00:07:39,633 --> 00:07:42,000
یادته چندتامون اومدیم خونه‌ت دنبال طلبمون؟

96
00:07:42,700 --> 00:07:44,183
چطوریه که یه مشت پیر خرفت

97
00:07:44,233 --> 00:07:46,933
که آقای ژائو سردسته‌شون بود
ما رو گرفتن به باد کتک؟

98
00:07:47,533 --> 00:07:48,850
بعداً فهمیدم

99
00:07:48,900 --> 00:07:51,066
که کار شوهرت بوده

100
00:07:52,700 --> 00:07:55,200
واسه همین می‌گم، نگران شوهرت نباش

101
00:07:59,100 --> 00:08:00,283
نگرفتی منظورش چیه؟

102
00:08:00,333 --> 00:08:01,250
منظورش اینه که

103
00:08:01,300 --> 00:08:03,900
کونگ فوی شوهرت به خوبی کونگ فوی خودته
چیزیش نمی‌شه

104
00:08:05,400 --> 00:08:07,700
دفعه آخر که حقتون بود کتک بخورید

105
00:08:10,033 --> 00:08:12,050
بعد واسه چی بهش می‌گید "شوهر سرخونه‌م"؟

106
00:08:12,100 --> 00:08:13,266
عجیبه

107
00:08:15,100 --> 00:08:16,016
ولی الحق و والانصاف

108
00:08:16,066 --> 00:08:18,783
این شوهر سرخونه‌ت عجب چیزیه ها

109
00:08:18,833 --> 00:08:20,450
من با این همه ابهت

110
00:08:20,500 --> 00:08:22,433
وقتی باهاش چشم تو چشم شدم

111
00:08:23,533 --> 00:08:24,933
مثل بید شروع کردم به لرزیدن

112
00:08:25,733 --> 00:08:26,850
برادر بزرگ که سهله

113
00:08:26,900 --> 00:08:28,500
پاش بیوفته پدربزرگ صداش می‌زنم

114
00:08:29,300 --> 00:08:30,466
همون شوهر خواهر صداش کن

115
00:08:32,066 --> 00:08:33,766
از همین لحظه، ما خانواده محسوب می‌شیم

116
00:08:34,600 --> 00:08:35,966
همین الانش هم مان‌دی بهم می‌گه خواهر

117
00:08:36,000 --> 00:08:37,183
خواهر؟

118
00:08:37,233 --> 00:08:39,200
آره، خواهر

119
00:08:40,000 --> 00:08:41,000
خواهر جون

120
00:08:46,066 --> 00:08:47,066
چیه؟

121
00:08:47,833 --> 00:08:49,133
دارین از خوبیم سواستفاده می‌کنید؟

122
00:08:49,666 --> 00:08:52,066
بذار از اول تکلیفم رو باهات روشن کنما
من بمیرم هم نمیگم خواهر

123
00:08:52,666 --> 00:08:53,650
همین الان گفتی خواهر

124
00:08:53,700 --> 00:08:55,483
من؟ من الان بهش گفتم خواهر؟

125
00:08:55,533 --> 00:08:57,233
دیدی، دیدی؟ الان هم دوباره گفتی خواهر، نه؟

126
00:08:58,100 --> 00:09:00,450
ای بی شرف، دلت کتک می‌خواد؟

127
00:09:00,500 --> 00:09:02,416
داری جا می‌زنی

128
00:09:02,466 --> 00:09:04,233
ـ از جات جم نخور
ـ وای وای خیلی ترسیدم

129
00:09:04,833 --> 00:09:07,483
ـ بیا ببینم
ـ خواهر، این من رو زد

130
00:09:07,533 --> 00:09:09,166
ـ خواهر
ـ ای پدرسگ

131
00:09:09,200 --> 00:09:10,566
ـ همین چهارپایه رو می‌زنم تو سرت
ـ نه

132
00:09:10,600 --> 00:09:11,983
خوبه یه دفعه بهتون گفتم ساکت

133
00:09:12,033 --> 00:09:13,216
هنوز درگیرید؟

134
00:09:13,266 --> 00:09:14,850
ـ چیه، می‌خوای بیام برات لالایی بخونم؟
ـ می‌رم بخوابم

135
00:09:14,900 --> 00:09:15,883
که خوابت نمی‌بره، ها؟

136
00:09:15,933 --> 00:09:16,983
بذار الان میام خودم می‌خوابونمت

137
00:09:17,033 --> 00:09:17,883
بذار بیام

138
00:09:17,933 --> 00:09:19,583
خودم کپه‌ی مرگت رو می‌ذارم

139
00:09:19,633 --> 00:09:21,366
داداش غلط کردم

140
00:09:21,400 --> 00:09:23,200
داداش

141
00:09:23,866 --> 00:09:24,783
بیدارم، اصلاً خواب چیه

142
00:09:24,833 --> 00:09:25,783
به جوونیم رحم کن

143
00:09:25,833 --> 00:09:27,850
تروخدا یواش‌تر بزن

144
00:09:27,900 --> 00:09:29,500
ـ خوابت گرفت؟
ـ رحم کن

145
00:10:35,100 --> 00:10:36,850
سرورم، شما مجروحید

146
00:10:36,900 --> 00:10:39,266
کشیک دادن رو بسپرید به ما

147
00:10:41,466 --> 00:10:43,633
باشه، پس شما ادامه بدید

148
00:12:35,100 --> 00:12:37,616
برگردید عقب
مارکی دستور دادن

149
00:12:37,666 --> 00:12:40,266
که شما، طبیب، اجازه خروج از چادر رو ندارید

150
00:12:41,433 --> 00:12:43,733
سربازهای زخمی توی اردوگاه زیادن
اینطور نیست؟

151
00:12:45,500 --> 00:12:48,016
تعدادشون کم نیست، ولی ما از قبل ترتیب دادیم
که به درمانشون رسیدگی کنن

152
00:12:48,066 --> 00:12:49,500
نیازی به زحمت شما نیست، طبیب

153
00:12:50,333 --> 00:12:53,266
واضحه که کمبود نیروی درمانی دارید
چرا اجازه نمی‌دید کمک کنم؟

154
00:12:54,266 --> 00:12:55,616
یه مشت سرباز لاتن

155
00:12:55,666 --> 00:12:58,200
بددهن و بی‌ادبن
نگرانم که به شما بی‌احترامی کنن

156
00:12:58,866 --> 00:13:01,133
کدوم مهم‌تره؟
تشریفات سلطنتی یا جون آدم‌ها؟

157
00:13:01,933 --> 00:13:04,333
تحمل داری که ببینی هم‌رزم‌هات زجر می‌کشن؟

158
00:13:30,400 --> 00:13:31,366
من که گفته بودم

159
00:13:31,400 --> 00:13:32,616
این مکان مناسب شما نیست

160
00:13:32,666 --> 00:13:34,200
به چادرتون برگردید و استراحت کنید

161
00:13:42,333 --> 00:13:45,100
این استخوان اشتباه جوش خورده
باید باز بکشنیمش که از نو جوش بخوره

162
00:13:45,800 --> 00:13:46,800
چی؟

163
00:13:47,233 --> 00:13:50,283
تازه پام رو برام بستن، واسه چی باید
به حرف تو گوش بدم و دوباره بشکنمش؟

164
00:13:50,333 --> 00:13:51,983
هنوز حتی بهش دست هم نزدی نسخه می‌پیچی

165
00:13:52,033 --> 00:13:54,233
ـ چشمات جادویی چیزی دارن واسه تشخیص؟
ـ چطور جرئت می‌کنی؟

166
00:13:54,500 --> 00:13:55,783
آهای گستاخ

167
00:13:55,833 --> 00:13:56,900
ایشون

168
00:13:58,133 --> 00:14:00,483
پزشک سلطنتی‌ان که از قصر اومدن
احترامشون رو نگه دار

169
00:14:00,533 --> 00:14:01,850
قربان

170
00:14:01,900 --> 00:14:03,083
متوجهم

171
00:14:03,133 --> 00:14:04,966
راستش پای من دیگه تقریباً خوب شده

172
00:14:05,000 --> 00:14:07,466
ببینید، ببینید

173
00:14:08,000 --> 00:14:09,616
می‌تونم راه برم، می‌بینید؟

174
00:14:09,666 --> 00:14:11,250
نیازی نیست بشکنیدش که دوباره جوش بخوره

175
00:14:11,300 --> 00:14:13,083
ـ اگه بشکنیدش خیلی دردم می‌گیره
ـ تکون نخور

176
00:14:13,133 --> 00:14:14,133
خوبِ خوب شدم

177
00:14:15,133 --> 00:14:16,500
ـ بشین
ـ چشم

178
00:14:17,100 --> 00:14:18,633
ـ استراحت کن
ـ چشم

179
00:14:19,233 --> 00:14:20,500
چشم

180
00:14:21,600 --> 00:14:22,700
یکم استراحت کن

181
00:14:32,333 --> 00:14:34,633
این دوا فقط علائم رو التیام می‌بخشه
مشکل رو برطرف نمی‌کنه

182
00:14:41,333 --> 00:14:44,483
برای این زخم
لازمه که اول بافت مرده رو بتراشیم

183
00:14:44,533 --> 00:14:46,216
برای پاکسازی خارجی
روش مرهم زخم بذاریم

184
00:14:46,266 --> 00:14:47,883
و برای پاکسازی داخلی
جوشانده سم زدا بهش بدیم

185
00:14:47,933 --> 00:14:49,133
حالت به زودی خوب می‌شه

186
00:14:50,000 --> 00:14:51,416
مرهم زخم چیه؟

187
00:14:51,466 --> 00:14:53,083
مهم‌ترین ماده سازنده‌ش قارچ گانودرماست

188
00:14:53,133 --> 00:14:54,566
بقیه ترکیباتش گیاهان دارویی عادی‌ان

189
00:14:54,600 --> 00:14:55,983
قارچ گانودرما؟

190
00:14:56,033 --> 00:14:57,216
طبیب سلطنتی

191
00:14:57,266 --> 00:14:59,566
واسه قوت گرفتن ما

192
00:14:59,600 --> 00:15:00,666
یکم جنسینگ قاطیش نمی‌کنی؟

193
00:15:05,300 --> 00:15:06,300
نیازی نیست

194
00:15:06,733 --> 00:15:08,333
جنسینگ شما رو به هیجان می‌آره
مناسب نیست

195
00:15:13,666 --> 00:15:14,666
طبیب سلطنتی

196
00:15:15,466 --> 00:15:16,783
نمیدونم که

197
00:15:16,833 --> 00:15:18,683
این گانودرمای شما من رو شفا می‌ده یا نه

198
00:15:18,733 --> 00:15:22,016
ولی خب اندازه خون بابام قیمتشه

199
00:15:22,066 --> 00:15:24,450
واقعاً گانودرما از سر کثافتی مثل تو زیادیه

200
00:15:24,500 --> 00:15:26,000
لیاقتت یه تیکه چوب خشکه

201
00:15:26,600 --> 00:15:28,483
چطور جرئت می‌کنید، یکم رعایت کنید

202
00:15:28,533 --> 00:15:29,533
کافیه

203
00:15:30,100 --> 00:15:30,983
بساط خنده‌تون رو جمع کنید

204
00:15:31,033 --> 00:15:32,366
یهو دردتون خوب شد؟

205
00:15:32,400 --> 00:15:33,400
مرخصید

206
00:15:34,800 --> 00:15:35,783
خیلی درد می‌کنه هنوز

207
00:15:35,833 --> 00:15:37,133
همینه دیگه

208
00:15:38,233 --> 00:15:39,566
تو همچین اردوگاه نظامی مجهزی

209
00:15:39,600 --> 00:15:41,700
همین داروهای عادی هم گیر نمی‌آد؟

210
00:15:43,266 --> 00:15:45,166
شما توی قصر زندگی کردید، اطلاع ندارید

211
00:15:45,200 --> 00:15:46,816
توی ارتش ما

212
00:15:46,866 --> 00:15:48,833
داشتن همین داروهای عادی هم نعمت بزرگیه

213
00:15:49,433 --> 00:15:51,466
چه برسه به اون داروهای گرانبها

214
00:16:08,200 --> 00:16:09,600
رفتار همه‌تون بی‌نهایت گستاخانه بود

215
00:16:09,900 --> 00:16:11,300
هر چی باشه، ایشون طبیب سلطنتی هستن

216
00:16:12,100 --> 00:16:15,983
قربان، اگه توی نبرد بمیریم حداقلش اینه
که به خانواده‌هامون یه پولی می‌رسه

217
00:16:16,033 --> 00:16:19,083
ولی اگه زیر دست این طبیب خانم بمیریم

218
00:16:19,133 --> 00:16:20,466
مرگمون مفت و مجانیه

219
00:16:21,066 --> 00:16:22,066
دقیقاً

220
00:16:24,800 --> 00:16:27,500
مارکی ووآن

221
00:16:30,333 --> 00:16:31,400
دستاتون رو صاف نگه دارید

222
00:16:38,750 --> 00:16:48,750
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

223
00:16:56,100 --> 00:16:57,383
با توجه به مهار‌ت‌های یان‌ژنگ

224
00:16:57,433 --> 00:16:59,166
و اینکه انقدر تواناست

225
00:16:59,200 --> 00:17:01,100
احتمالش کمه که به شدت این‌ سربازها
زخمی شده باشه

226
00:17:01,200 --> 00:17:03,083
نه، یه نگاهی به این سربازهای زخمی بنداز

227
00:17:03,133 --> 00:17:04,283
تک تکشون بزرگ و قوی‌ان

228
00:17:04,333 --> 00:17:07,683
از شوهر تو خیلی فربه‌ترن
و با این حال، وضعشون اینه

229
00:17:07,733 --> 00:17:11,400
تو میدان نبرد، نمی‌تونی پیش‌بینی کنی
کِی قراره دست و پات قطع بشه

230
00:17:12,700 --> 00:17:13,883
بیخیال چیزی که گفتم

231
00:17:13,933 --> 00:17:16,250
همه خدایان حافظ شوهرت باشن
حافظ همه‌مون باشن

232
00:17:16,300 --> 00:17:18,033
اگه دست و پاش هم قطع بشه
ازش پرستاری می‌کنم

233
00:17:19,133 --> 00:17:20,883
قبلاً هم سرتا پا زخمی

234
00:17:20,933 --> 00:17:22,366
از چونگ‌ژو فرار کرده بود

235
00:17:22,400 --> 00:17:23,983
و من اون موقع هم ازش پرستاری کردم

236
00:17:24,033 --> 00:17:25,700
زخم‌هاش در چه حالن؟

237
00:17:30,466 --> 00:17:32,833
ـ خانم فن
ـ آقای سان

238
00:17:34,633 --> 00:17:35,866
اینجا چیکار می‌کنی؟

239
00:17:37,266 --> 00:17:38,766
با جوخه قصابی اومدم

240
00:17:38,800 --> 00:17:40,800
شما اینجا چیکار می‌کنید؟

241
00:17:42,833 --> 00:17:43,900
دنبال چانگ نینگ اومدی، نه؟

242
00:17:45,033 --> 00:17:46,400
چانگ نینگ اینجاست؟

243
00:17:47,533 --> 00:17:48,383
آره اینجاست

244
00:17:48,433 --> 00:17:50,200
بیرونه، دنبالم بیا

245
00:18:08,233 --> 00:18:10,066
آبجی

246
00:18:26,533 --> 00:18:27,733
نینگ

247
00:18:32,666 --> 00:18:34,500
بیا بغلم، ببینمت

248
00:18:37,500 --> 00:18:39,266
بالاخره پیدات کردم

249
00:18:40,500 --> 00:18:44,616
آبجی، بالاخره اومدی دنبالم

250
00:18:44,666 --> 00:18:47,033
دلم خیلی برات تنگ شده بود

251
00:18:49,266 --> 00:18:52,500
اون آقا بدجنسه اومد لین‌آن و آدم‌هارو کشت

252
00:18:55,633 --> 00:18:57,366
آروم باش عزیزم، لازم نیست عجله کنی

253
00:18:57,400 --> 00:18:58,816
و بائوئر

254
00:18:58,866 --> 00:19:04,283
خاله جون نباید با آقا بدجنسه
که موهاش سفیده می‌رفت

255
00:19:04,333 --> 00:19:06,616
واسه همین شوهرخواهر با آقا بدجنسه جنگید

256
00:19:06,666 --> 00:19:08,450
من رو نجات داد

257
00:19:08,500 --> 00:19:10,300
زخمی شد

258
00:19:11,100 --> 00:19:12,333
شوهرخواهر زخمی شد؟

259
00:19:14,533 --> 00:19:16,166
کجا دیدیش؟

260
00:19:16,200 --> 00:19:17,466
کِی بود؟

261
00:19:21,533 --> 00:19:23,033
از اون بیدا نیست که با این بادا بلرزه

262
00:19:23,733 --> 00:19:24,733
خیالت راحت باشه خانم فن

263
00:19:25,300 --> 00:19:27,300
شوهرت خیلی پوست کلفته
به این راحتی‌ها نمی‌میره

264
00:19:29,300 --> 00:19:31,400
آقای سان، شما می‌دونید یان‌ژنگ کجاست؟

265
00:19:34,400 --> 00:19:35,400
اون

266
00:19:38,000 --> 00:19:39,016
زود باشید، بیاید کمک

267
00:19:39,066 --> 00:19:41,033
ـ زود باشید
ـ سریع

268
00:19:43,400 --> 00:19:44,400
اومدم

269
00:19:45,066 --> 00:19:47,066
چی شده؟ چرا این همه زخمی داریم؟

270
00:19:48,333 --> 00:19:50,583
رزم‌آرا، یه گروهان کوچیک دشمن
تلاش کردن از کوه عبور کنن

271
00:19:50,633 --> 00:19:52,266
گیر آرایش جنگی ما افتادن
و نصفشون کشته شدن

272
00:19:52,333 --> 00:19:53,583
ولی تلفات ما هم زیاده

273
00:19:53,633 --> 00:19:55,183
مارکی دستور دادن پیشروی کامل انجام بشه

274
00:19:55,233 --> 00:19:57,283
ـ متوجهم، الان می‌رم پیششون
ـ بله، قربان

275
00:19:57,333 --> 00:19:58,800
برادر سان، شما رزم‌آرایید؟

276
00:20:02,033 --> 00:20:03,216
خانم فن، می‌خوام راستش رو بهتون بگم

277
00:20:03,266 --> 00:20:04,566
سان جین اسم مستعارم بود

278
00:20:04,600 --> 00:20:06,283
اسم کاملم گونگ‌ سان یین‌ـه

279
00:20:06,333 --> 00:20:08,166
در حال حاضر رزم‌آرای ارتش شیه هستم

280
00:20:08,200 --> 00:20:10,050
فعلاً اوضاع ارتش، اضطراریه
بعداً برات توضیح می‌دم

281
00:20:10,100 --> 00:20:11,233
آقای گونگ‌سان

282
00:20:11,900 --> 00:20:13,966
من تجربه مراقبت از زخم‌های یان‌ژنگ رو دارم

283
00:20:14,000 --> 00:20:15,733
بلدم دوا درست کنم

284
00:20:16,266 --> 00:20:18,933
نظرتون چیه که بمونم و به زخمی‌ها کمک کنم؟

285
00:20:21,400 --> 00:20:23,533
به نظرم خوبه، راحت باش

286
00:20:29,600 --> 00:20:30,600
بیا اینجا

287
00:20:31,833 --> 00:20:34,800
نینگ، تو می‌دونی خواهر شوهر کجاست؟

288
00:20:51,233 --> 00:20:52,466
شما شدیداً مجروح شدید

289
00:20:53,066 --> 00:20:54,483
ولی اصرار دارید خودتون
به همه امور رسیدگی کنید

290
00:20:54,533 --> 00:20:56,050
این وسط، دشمن هم مرتباً داره حمله ور می‌شه

291
00:20:56,100 --> 00:20:58,650
ـ براتون کمی مسکن گیر می‌آرم
ـ لازم نکرده

292
00:20:58,700 --> 00:21:01,333
تمام داروهای اینجا رو برای سربازان نگه دار

293
00:21:02,000 --> 00:21:03,666
تعدا زخمی‌های اردوگاه خیلی زیاده

294
00:21:04,266 --> 00:21:06,250
یه تعدادیشون رو به چادر اصلی من منتقل کن

295
00:21:06,300 --> 00:21:08,083
حضور زخمی‌ها حین رسیدگی به امور نظامی

296
00:21:08,133 --> 00:21:09,683
مزاحمتون نمی‌شه؟

297
00:21:09,733 --> 00:21:10,933
نه نمی‌شه

298
00:21:12,333 --> 00:21:15,166
کسانی که جراحتشون کمتره رو
به چادر من منتقل کن، مزاحمم نمی‌شن

299
00:21:15,200 --> 00:21:17,883
چادرهای خالی رو می‌تونی
برای اون‌هایی که جراحتشون زیاده استفاده کنی

300
00:21:17,933 --> 00:21:18,933
اما

301
00:21:20,000 --> 00:21:21,266
همین که گفتم

302
00:21:22,266 --> 00:21:23,300
چشم، قربان

303
00:21:25,700 --> 00:21:27,583
مارکی، بازجویی از اسیران دشمن، تازه تمام شد

304
00:21:27,633 --> 00:21:30,333
بنا به گفته اون‌ها، دشمن قصد داره
هنگام طلوع به کوهستان حمله کنه

305
00:21:33,000 --> 00:21:34,783
دفاع از کوهستان، از حمله کردن بهش راحت تره

306
00:21:34,833 --> 00:21:36,133
شی یو هم به این مسئله آگاهه

307
00:21:37,200 --> 00:21:39,900
هرگز وارد نبردی نمی‌شه
که در اون ده برابر ما تلفات بده

308
00:21:40,700 --> 00:21:43,433
مسئله اینه که چند روزی می‌شه من رو ندیده

309
00:21:44,700 --> 00:21:46,400
و داره از این گروه سربازان استفاده می‌کنه

310
00:21:46,900 --> 00:21:48,666
که از حال و اوضاع من سر در بیاره

311
00:21:58,066 --> 00:22:00,333
بعدش چی شد؟ آقا بدجنسه چی شد؟

312
00:22:01,100 --> 00:22:03,166
نمیدونم
بعد از اینکه شوهرخواهر نجاتم داد

313
00:22:03,200 --> 00:22:05,766
این آقای رزم‌آرا ازم مراقبت کرد

314
00:22:05,800 --> 00:22:09,100
آبجی به نظرت بائوئر و خاله‌جون می‌میرن؟

315
00:22:09,800 --> 00:22:12,283
برادر اون آقا بدجنسه دیوونه‌ست

316
00:22:12,333 --> 00:22:14,566
دائم خاله‌جون رو اذیت می‌کنه

317
00:22:14,600 --> 00:22:16,833
بائوئر انقدر یواشکی گریه می‌کرد

318
00:22:17,500 --> 00:22:18,566
نه، نمی‌میرن

319
00:22:18,600 --> 00:22:20,583
خاله چیان‌چیان و بائوئر خیلی باهوشن

320
00:22:20,633 --> 00:22:22,250
وقتی خواهر شوهر رو پیدا کنیم

321
00:22:22,300 --> 00:22:24,050
با هم از کوه می‌ریم پایین و نجاتشون می‌دیم

322
00:22:24,100 --> 00:22:25,233
ـ خوبه؟
ـ آره

323
00:22:28,600 --> 00:22:29,633
اینجا چیکار می‌کنی؟

324
00:22:33,233 --> 00:22:35,766
بیکار بودم
واسه همین دارم تو آماده کردن دوا کمک می‌کنم

325
00:22:35,800 --> 00:22:38,166
همه داروهای این اتاقک رو ما طبیبان سلطنتی

326
00:22:38,200 --> 00:22:40,900
شخصاً آماده و امتحان کردیم

327
00:22:42,033 --> 00:22:43,283
وای خیلی دارو هست

328
00:22:43,333 --> 00:22:45,233
یعنی انقدر مریضید که همه رو لازم داشتید؟

329
00:22:46,466 --> 00:22:47,783
انگار تو باغ نیستی‌ها

330
00:22:47,833 --> 00:22:49,966
ما طبیبان سلطنتی
شخصاً داروها رو امتحان می‌کنیم

331
00:22:50,000 --> 00:22:52,416
تا تضمین کنیم که داروها
سربازان رو به درستی درمان می‌کنن

332
00:22:52,466 --> 00:22:53,816
ذخیره داروییمون خیلی کمه

333
00:22:53,866 --> 00:22:55,433
همه این داروها رو از کوهستان پیدا کردیم

334
00:22:56,200 --> 00:22:59,266
راستی، تو دفعه پیش جونم رو نجات دادی

335
00:23:00,666 --> 00:23:02,050
می‌خوام ازت تشکر کنم

336
00:23:02,100 --> 00:23:03,250
نیازی نیست

337
00:23:03,300 --> 00:23:04,866
اسمتون رو نمی‌دونم

338
00:23:05,466 --> 00:23:07,833
ـ فامیلیم چی‌ـه
ـ چی بنگونگ

339
00:23:08,600 --> 00:23:09,900
چی بنگونگ؟

340
00:23:10,833 --> 00:23:12,000
چه اسم بامزه‌ای

341
00:23:12,600 --> 00:23:13,600
عجب آدمیه

342
00:23:15,866 --> 00:23:17,900
آبجی، این کیه؟

343
00:23:22,400 --> 00:23:24,483
ایشون طبیب‌خانومه

344
00:23:24,533 --> 00:23:27,866
یادت میاد؟ مثل اون طبیبی که
تو نمایش سایه‌ای، امپراطور رو درمان می‌کرد

345
00:23:29,633 --> 00:23:31,366
سلام طبیب‌خانوم

346
00:23:31,400 --> 00:23:32,533
سلام

347
00:23:34,500 --> 00:23:36,983
اینجا که میدان نبرده

348
00:23:37,033 --> 00:23:38,616
چرا خواهر کوچولوت اینجاست؟

349
00:23:38,666 --> 00:23:41,300
شوهرخواهرم من رو آورد اینجا که جام امن باشه

350
00:23:43,266 --> 00:23:45,400
منظورش شوهرمه، اسمش یان‌ژنگه

351
00:23:47,500 --> 00:23:49,333
پس بگو چرا انقدر اصرار داشتی بیای بالای کوه

352
00:23:49,933 --> 00:23:50,933
اومدی

353
00:23:51,633 --> 00:23:52,900
که دنبال شوهرت بگردی

354
00:23:54,066 --> 00:23:55,816
محموله غلات رو آوردم بالا

355
00:23:55,866 --> 00:23:57,866
اصلاً انتظار نداشتم نینگ اینجا باشه

356
00:23:58,600 --> 00:23:59,866
گفت که شوهر خواهرش هم اینجا بوده

357
00:24:00,466 --> 00:24:01,883
ولی اردوگاه خیلی بزرگه

358
00:24:01,933 --> 00:24:03,450
هنوز موفق نشدم پیداش کنم

359
00:24:03,500 --> 00:24:05,683
شوهرخواهرم خیلی قویه

360
00:24:05,733 --> 00:24:07,883
از چنگ آدم بدها نجاتم داد

361
00:24:07,933 --> 00:24:10,583
حتی از اون ژنرال‌های نمایش سایه‌ای
هم قدرتمندتره

362
00:24:10,633 --> 00:24:11,583
با شمشیرش ووش ووش می‌کرد

363
00:24:11,633 --> 00:24:13,600
و همه آدم بدا شتک می‌شدن

364
00:24:14,200 --> 00:24:15,800
حتی از مارکی ووآن هم قدرتمندتره؟

365
00:24:16,466 --> 00:24:17,833
شوهرخواهر من از همه بهتره

366
00:24:18,500 --> 00:24:21,166
بچه‌ست نمی‌فهمه، زیاد نمایش عروسکی دیده

367
00:24:21,200 --> 00:24:23,650
آخه مگه می‌شه از مارکی ووآن قدرتمندتر باشه؟

368
00:24:23,700 --> 00:24:25,166
اگه اونقدر کارش خوب بود

369
00:24:25,200 --> 00:24:27,666
که با یه زن قصاب ازدواج نمی‌کرد

370
00:24:34,066 --> 00:24:35,100
نیاز نیست به من رسیدگی کنی

371
00:24:36,000 --> 00:24:37,100
بجاش برو از اونا مراقبت کن

372
00:24:38,333 --> 00:24:40,000
و حواست باشه نفهمن من کی‌ام

373
00:24:40,733 --> 00:24:42,416
نمی‌خوام حین بهبودیشون معذب بشن

374
00:24:42,466 --> 00:24:44,666
چشم. فعلاً کمی استراحت کنید

375
00:25:02,300 --> 00:25:04,400
شیه

376
00:25:36,866 --> 00:25:37,866
سلام برادر

377
00:25:38,600 --> 00:25:39,816
این چادر چیه؟

378
00:25:39,866 --> 00:25:41,233
اقامتگاه سربازانیه که جراحتشون کمه

379
00:25:41,633 --> 00:25:42,733
برای سربازان کم‌جراحته

380
00:25:46,300 --> 00:25:48,183
سلام، لی‌گویی اینجاست؟

381
00:25:48,233 --> 00:25:49,233
دومین تخت

382
00:25:50,800 --> 00:25:53,000
بفرمایید. وانگ‌فا کجاست؟

383
00:25:53,800 --> 00:25:54,800
اینجا

384
00:25:56,066 --> 00:25:58,066
ـ بفرمایید
ـ ممنونم

385
00:25:58,600 --> 00:26:00,066
ـ ژانگ‌جیان؟
ـ اینجام

386
00:26:00,733 --> 00:26:03,083
بفرمایید
باید دو نوبت دیگه هم از این دارو بخوری

387
00:26:03,133 --> 00:26:04,883
یه نوبت امشب، یه نوبت هم فردا صبح

388
00:26:04,933 --> 00:26:06,650
دو روز آینده خوب خودتون رو بپوشونید

389
00:26:06,700 --> 00:26:08,333
ـ و کلی استراحت کنید
ـ باشه

390
00:26:11,400 --> 00:26:12,700
بخورید

391
00:26:26,800 --> 00:26:28,216
بدو برو دنبال طبیب سلطنتی

392
00:26:28,266 --> 00:26:30,700
زخمش باز شده. باید دوباره پانسمان بشه

393
00:26:31,400 --> 00:26:32,400
چشم

394
00:27:00,200 --> 00:27:01,233
چانگ‌یو

395
00:27:05,466 --> 00:27:06,500
یان‌ژنگ

396
00:27:14,600 --> 00:27:16,666
ـ خیلی وقت بود دنبالت می‌گشتم
ـ وایسا

397
00:27:24,133 --> 00:27:25,700
اینجا چیکار می‌کنی؟

398
00:27:27,000 --> 00:27:28,266
اومدم دنبال تو بگردم

399
00:27:29,433 --> 00:27:30,600
اومدی دنبال من بگردی؟

400
00:27:34,533 --> 00:27:36,066
زخمت به استخوان رسیده؟

401
00:27:38,066 --> 00:27:39,266
طبیب چی تشخیص داد؟

402
00:27:41,333 --> 00:27:42,500
زخمم سطحیه

403
00:27:43,300 --> 00:27:44,600
جراحت به اندام‌های حیاتیم نرسیده

404
00:27:45,266 --> 00:27:46,833
چند روز دیگه خوب می‌شم

405
00:27:54,200 --> 00:27:55,616
مجروح شدنت مهم نیست

406
00:27:55,666 --> 00:27:57,300
حتی معلول شده باشی هم عیبی نداره

407
00:27:58,600 --> 00:28:01,166
ارتش رو ول کن و با من برگرد خونه

408
00:28:01,200 --> 00:28:03,200
خودم با قصابی کردن خرجی رو در می‌آرم

409
00:28:09,266 --> 00:28:10,450
ببین داداش

410
00:28:10,500 --> 00:28:11,833
شانست رو بنازم

411
00:28:12,433 --> 00:28:14,483
همچین زن خوشگلی داری
که این همه راه اومده دنبالت بگرده

412
00:28:14,533 --> 00:28:15,616
من اگه جای تو بودم

413
00:28:15,666 --> 00:28:17,216
همین الان درجا هم که می‌مردم

414
00:28:17,266 --> 00:28:18,466
اصلاً غصه‌م نبود

415
00:28:19,233 --> 00:28:20,183
دختر جون

416
00:28:20,233 --> 00:28:22,000
می‌دونم نگران شوهرتی

417
00:28:22,600 --> 00:28:24,050
ولی اینجا اردوگاه نظامیه

418
00:28:24,100 --> 00:28:26,283
مجازات فرار، اعدامه

419
00:28:26,333 --> 00:28:28,533
الان تحت فرمان مارکی ووآنیم

420
00:28:29,133 --> 00:28:30,783
اگه قوانین رو زیر پا بذاریم
و سرمون رو به باد بدیم

421
00:28:30,833 --> 00:28:33,100
ـ دیگه از کجا می‌خوای همچین شوهر نازی پیدا کنی؟ 
 والا

422
00:28:35,233 --> 00:28:37,850
این بانوی جوان
از قوانین سر در نمی‌آره، مگه نه؟

423
00:28:37,900 --> 00:28:39,383
که همچین چیزهایی می‌گه

424
00:28:39,433 --> 00:28:40,966
مارکی هم توی چادره

425
00:28:41,000 --> 00:28:43,233
ممکنه مجازات نظامی در انتظارش باشه

426
00:28:44,266 --> 00:28:46,166
قصدم این نبود که فراریت بدم

427
00:28:46,200 --> 00:28:49,600
همینطوری از سر نگرانی یه چیزی گفتم
جدی نگیر

428
00:28:49,966 --> 00:28:51,183
بریم

429
00:28:51,233 --> 00:28:52,400
ـ بریم
ـ بریم

430
00:28:54,866 --> 00:28:57,333
هنوز گزارش علوفه اسب‌ها رو به مارکی ندادم
باید بدم

431
00:28:57,366 --> 00:28:58,966
حالا چه عجله‌ایه

432
00:29:00,900 --> 00:29:04,466
مارکی خیلی قانونمندن
اگه دیر گزارش بدم بدبخت می‌شم

433
00:29:05,566 --> 00:29:08,233
اگه الان بری داخل چادر بدبخت‌تر می‌شی

434
00:29:09,500 --> 00:29:12,166
باور کن. یه ساعت صبر کن

435
00:29:13,500 --> 00:29:16,266
من رزم‌آرای خردمندم، نابغه‌ی این ارتشم

436
00:29:18,700 --> 00:29:20,300
دروغ دارم بگم؟

437
00:29:23,433 --> 00:29:24,433
بریم

438
00:29:26,266 --> 00:29:27,266
چانگ‌یو

439
00:29:28,866 --> 00:29:30,216
شوهرت رو پیدا کردی؟

440
00:29:30,266 --> 00:29:32,533
شنیدم زخمی شده

441
00:29:32,566 --> 00:29:33,850
مارکی ووآن هم زخمی شدن

442
00:29:33,900 --> 00:29:36,050
باید اول می‌رفتم ملاقات ایشون

443
00:29:36,100 --> 00:29:38,550
عوضش اومدم اینجا
ترسیدم یه موقع نگران بشی

444
00:29:38,600 --> 00:29:39,850
ممنونم

445
00:29:39,900 --> 00:29:40,900
بیاید

446
00:29:43,833 --> 00:29:44,866
یان‌ژنگ

447
00:29:45,433 --> 00:29:47,500
ایشون خانم چی بنگونگ هستن

448
00:29:48,100 --> 00:29:50,433
هم خوشگلن، هم طبیب ماهری‌ان
حتماً درمانت می‌کنن

449
00:29:55,033 --> 00:29:56,800
این شوهرته؟

450
00:29:57,633 --> 00:29:59,433
این اون طبیب سلطنتیه که گفته بودی؟

451
00:30:04,600 --> 00:30:07,366
چی شده؟ غرق خوشگلی شوهرم شدید؟

452
00:30:08,900 --> 00:30:10,666
تو ازدواج کردی؟

453
00:30:12,366 --> 00:30:14,300
اصلاً در مخلیه‌م هم نمی‌گنجید

454
00:30:15,233 --> 00:30:16,400
هم دیگه رو می‌شناسید؟

455
00:30:17,500 --> 00:30:19,900
تازه آشنا شدیم

456
00:30:20,766 --> 00:30:22,383
پس می‌شه الان معاینه‌ش کنید؟

457
00:30:22,433 --> 00:30:23,466
لازم نیست

458
00:30:24,900 --> 00:30:26,800
در این حد بهم بی‌اعتمادی؟

459
00:30:30,033 --> 00:30:31,900
درسته که سن خانم بنگونگ کمه

460
00:30:32,700 --> 00:30:34,333
ولی خیلی توی کارش متعهده

461
00:30:34,366 --> 00:30:36,766
از جون و دل برای سربازهای زخمی مایه می‌ذاره

462
00:30:43,266 --> 00:30:45,100
جدی جدی باهات ازدواج کرده؟

463
00:30:45,766 --> 00:30:47,000
قشنگ عروسی و اینام گرفتین؟

464
00:30:47,800 --> 00:30:49,250
گولت که نزده؟

465
00:30:49,300 --> 00:30:51,533
گوش کن ببین چی می‌گم
تو این دوره زمونه کلاه بردار زیاده

466
00:30:51,566 --> 00:30:54,433
خصوصاً این دغل‌بازهایی که از قیافه‌شون
استفاده می‌کنن تا زن‌هارو تیغ بزنن

467
00:31:00,233 --> 00:31:01,833
نه بابا، بهم دروغ نمی‌گه

468
00:31:02,500 --> 00:31:04,600
آسیب داخلی که تشخیص ندادید؟

469
00:31:05,600 --> 00:31:07,150
یکم پیش زخم‌هاش رو معاینه کردم

470
00:31:07,200 --> 00:31:08,266
چیز جدی‌ای نیست

471
00:31:09,166 --> 00:31:10,950
ولی ارتش کمبود ذخیره دارویی

472
00:31:11,000 --> 00:31:13,033
و کمبود گوشت و نمک داره

473
00:31:13,666 --> 00:31:15,100
سرعت درمان جراحاتش کنده

474
00:31:15,766 --> 00:31:16,933
این چندوقت چندین تا
داروی متفاوت امتحان کردم

475
00:31:16,966 --> 00:31:18,566
بزودی گیاه دارویی مناسبش رو پیدا می‌کنم

476
00:31:19,466 --> 00:31:20,466
ممنونم، بنگونگ

477
00:31:31,733 --> 00:31:33,216
تو اردوگاه کمبود همه چی هست

478
00:31:33,266 --> 00:31:34,833
مگه می‌شه یه بادبزن سالم هم اینجا نباشه

479
00:31:39,133 --> 00:31:41,900
اعلی حضرت
طبیب، بادبزن پیدا کردم

480
00:31:48,700 --> 00:31:49,700
این که

481
00:31:50,466 --> 00:31:51,700
این رو از کجا پیدا کردی؟

482
00:31:52,300 --> 00:31:53,816
از دست یکی قاپیدمش

483
00:31:53,866 --> 00:31:55,833
خیلی عجله داشتم، نفهمیدم کی بود

484
00:31:57,933 --> 00:31:58,933
علیاحضرت

485
00:32:03,766 --> 00:32:06,433
ـ برو یه بادبزن دیگه پیدا کن
ـ چشم

486
00:32:17,433 --> 00:32:18,833
سلام و درود، علیاحضرت

487
00:32:19,966 --> 00:32:21,533
مدیر گونگ‌سان، مشتاق دیدار

488
00:32:22,866 --> 00:32:23,866
به همچنین

489
00:32:27,233 --> 00:32:28,816
علیاحضرت اصلاً فکر نمی‌کردم

490
00:32:28,866 --> 00:32:30,966
که شما رو اینجا تو اردوگاه نظامی ببینم

491
00:32:33,366 --> 00:32:35,533
ـ من
ـ دنبال من که نیومدید؟

492
00:32:36,266 --> 00:32:38,416
اگر به گوش ملکه مادر برسه

493
00:32:38,466 --> 00:32:39,766
خیلی نگران می‌شن

494
00:32:43,533 --> 00:32:45,866
چنین گمانه‌زنی‌هایی
کمی گستاخانه‌ست، اینطور نیست؟

495
00:32:46,766 --> 00:32:48,050
شما و مارکی

496
00:32:48,100 --> 00:32:50,466
اینجا اومدید تا شورش رو سرکوب کنید
و اسم و رسمی در کنید

497
00:32:51,166 --> 00:32:52,266
اون وقت من

498
00:32:53,833 --> 00:32:54,900
که طبیبم

499
00:32:55,500 --> 00:32:58,233
فقط به درد این می‌خورم
که توی قصر زندانی باشم

500
00:32:58,833 --> 00:33:00,433
و دنبال امور بی اهمیت و مسخره بدوم؟

501
00:33:01,300 --> 00:33:02,250
من جسارت کردم

502
00:33:02,300 --> 00:33:04,666
طبیب، بادبزن رو آوردم

503
00:33:15,966 --> 00:33:17,233
چیز دیگه‌ای هست که بخواید بگید؟‎

504
00:33:18,633 --> 00:33:19,866
نه، من

505
00:33:24,433 --> 00:33:25,466
دیگه از خدمتتون مرخص می‌شم

506
00:33:37,933 --> 00:33:38,933
برگرد سر کارت

507
00:33:54,266 --> 00:33:56,700
این جراحتت هم مایه خیر شد

508
00:33:57,666 --> 00:34:00,183
خودم همه چی رو دیدم
خانوم فن داشت برات های های گریه می‌کرد

509
00:34:00,233 --> 00:34:01,383
تو هم که

510
00:34:01,433 --> 00:34:02,600
گمشو اون طرف

511
00:34:13,200 --> 00:34:14,600
ـ اومدم صحبت جدی بکنم
ـ خب بکن

512
00:34:17,033 --> 00:34:18,766
سوی یوان چینگ نامرد

513
00:34:18,800 --> 00:34:21,866
با خواهر خانم فن تهدیدت کرد

514
00:34:22,533 --> 00:34:24,583
اگه جریان خانم فن

515
00:34:24,633 --> 00:34:26,400
به گوش صدر اعظم وِی برسه

516
00:34:27,833 --> 00:34:29,566
با اخلاقی که داره

517
00:34:29,600 --> 00:34:31,200
خودت می‌دونی چه کارهایی ممکنه بکنه

518
00:34:33,100 --> 00:34:35,633
وقایع امروز رو مخفی نگه دار

519
00:34:36,433 --> 00:34:37,733
هیچ حرفی نباید به بیرون درز کنه

520
00:34:40,000 --> 00:34:42,450
نگهبانان خانواده شیه دهنشون قرصه

521
00:34:42,500 --> 00:34:45,200
سربازهای خط مقدم هم که
اصلاً نمی‌دونن چه شکلی هستی

522
00:34:46,733 --> 00:34:48,016
ولی این رو می‌دونن که

523
00:34:48,066 --> 00:34:52,200
خانم فن اومده اردوگاه و شوهرش رو پیدا کرده

524
00:34:55,600 --> 00:34:56,800
بهتره که

525
00:34:57,633 --> 00:34:59,200
یه چادر مجزا برام در نظر بگیری

526
00:35:00,133 --> 00:35:01,400
محض احتیاط

527
00:35:04,400 --> 00:35:06,733
آها، بعد واسه اینه که
هویتت رو مخفی نگه داریم

528
00:35:07,333 --> 00:35:08,800
یا واسه اینه که با یار خلوت کنی؟

529
00:35:11,466 --> 00:35:12,466
جدی باشیم

530
00:35:13,033 --> 00:35:15,133
تا کی می‌خوای این جریان رو ازش مخفی کنی؟

531
00:35:19,500 --> 00:35:21,600
زمان مناسبش رو پیدا می‌کنم که بهش بگم

532
00:35:23,633 --> 00:35:25,233
یه بانوی جوان

533
00:35:26,033 --> 00:35:28,683
خطر رو به جون خریده
و اومده میدان نبرد دنبال شوهرش بگرده

534
00:35:28,733 --> 00:35:31,433
حق چنین آدم شجاع و متعهدی نیست
که حقیقت رو ندونه

535
00:35:33,433 --> 00:35:43,433
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M