1
00:00:11,600 --> 00:00:13,566
ـ نگهبان‌ها
ـ بله سرورم

2
00:00:13,600 --> 00:00:16,233
ـ فقط یان‌ژنگ رو مجازات کنید

3
00:00:16,800 --> 00:00:17,700
ـ حکم رو اجرا کنید
ـ مارکی

4
00:00:18,600 --> 00:00:20,066
مارکی، همسرم واقعاً روحش هم خبر نداشت

5
00:00:21,000 --> 00:00:22,050
از هیچی خبر نداشت

6
00:00:22,100 --> 00:00:22,850
ـ مارکی
ـ حکم رو اجرا کنید

7
00:00:22,900 --> 00:00:24,633
ـ عقب وایسا
ـ دست نگه دارید

8
00:00:25,633 --> 00:00:35,633
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

9
00:00:46,033 --> 00:00:47,583
اگه قراره اون رو مجازات کنید
من رو هم مجازات کنید

10
00:00:47,633 --> 00:00:49,666
من هم در اتفاقی که امروز افتاد نقش داشتم

11
00:00:51,466 --> 00:00:52,616
تو چه نقشی داشتی آخه؟

12
00:00:52,666 --> 00:00:55,066
بنگونگ خانوم
این جریان اصلاً کاری با تو نداره

13
00:00:55,833 --> 00:00:58,733
من هم خبر داشتم که خانم فن
زندانی رو با خودش برده

14
00:00:59,433 --> 00:01:01,616
چون طبیب ارتشم
 اینکه گزارشش رو ندادم جرم محسوب می‌شه

15
00:01:01,666 --> 00:01:03,700
من هم که طبیب ناچیزی بیش نیستم

16
00:01:05,533 --> 00:01:06,800
اشکالی نداره
تا سرحد مرگ کتک بخورم، مگه نه؟

17
00:01:08,433 --> 00:01:10,033
بحث قوانین نظامی وسطه

18
00:01:11,533 --> 00:01:12,400
قوانین نظامی؟

19
00:01:13,300 --> 00:01:14,266
اگه اینطوریه که خب من اول زانو بزنم

20
00:01:21,466 --> 00:01:22,633
دست نگه دارید

21
00:01:28,666 --> 00:01:29,500
مارکی

22
00:01:32,466 --> 00:01:34,133
توی غار یه اتفاقی افتاده

23
00:01:34,800 --> 00:01:36,633
شی‌یو چندتا سرباز متخصص فرستاده بوده

24
00:01:37,133 --> 00:01:39,200
اون‌ها هم توی دیوار تونل کنده بودن
که سوی یوان چینگ رو نجات بدن

25
00:01:40,033 --> 00:01:42,616
اگه خانم فن زندانی رو
 به موقع جابجا نکرده بود

26
00:01:42,666 --> 00:01:44,666
تا الان خودشون اون حرومزاده رو
 آزاد کرده بودن

27
00:01:46,200 --> 00:01:48,250
درسته که خانم فن

28
00:01:48,300 --> 00:01:50,400
بدون تایید و دستور شما عمل کرد

29
00:01:51,033 --> 00:01:52,533
ولی خب اسیر رو هم برامون حفظ کرد

30
00:01:53,833 --> 00:01:56,633
به نظر بنده حقیر
سود کارش ضررش رو خنثی می‌کنه

31
00:01:57,233 --> 00:01:58,900
اینطور نیست، مارکـ
 اینطور نیست، مارکی؟

32
00:02:02,933 --> 00:02:05,666
از اونجایی که هم رزم‌آرا
هم طبیب سلطنتی دارن

33
00:02:06,300 --> 00:02:07,266
براتون میان‌جگری می‌کنن

34
00:02:08,000 --> 00:02:09,266
میگن ببخشمتون

35
00:02:09,933 --> 00:02:10,833
یان‌ژنگ

36
00:02:12,066 --> 00:02:13,933
نظر تو چیه؟

37
00:02:29,333 --> 00:02:30,233
سپاسگزارم مارکی

38
00:02:31,666 --> 00:02:33,000
سپاسگزارم مارکی

39
00:04:00,133 --> 00:04:04,733
برگرفته از رمان ژو یو
اثر توان زی لای شی

40
00:04:08,700 --> 00:04:10,783
خانم فن اصلاً آدم عادی‌ای نیست

41
00:04:10,833 --> 00:04:12,483
نبودید ببینید، از دست دادید

42
00:04:12,533 --> 00:04:14,216
چهارتا کیسه نمک، هر کدوم 20، 30 کیلو

43
00:04:14,266 --> 00:04:16,766
همه رو با هم گذاشته بود
روی دوشش و می‌برد

44
00:04:16,800 --> 00:04:17,966
کیسه‌های نمک رو دوشش

45
00:04:18,000 --> 00:04:20,483
و یه گوسفند کبابی تو دستش بود
تازه تندتر از همه هم می‌دوید

46
00:04:20,533 --> 00:04:22,050
هیبت و هیکل قهرمانانه‌ش

47
00:04:22,100 --> 00:04:24,383
ـ شبیه الهه‌های آسمونیه
ـ جدی؟

48
00:04:24,433 --> 00:04:26,100
من هم شنیدم که

49
00:04:26,633 --> 00:04:29,483
وقتی خانم فن داشته تو اردوگاه وو
 آجر جابجا می‌کرده

50
00:04:29,533 --> 00:04:32,450
ـ  150 کیلو رو یه تنه بار می‌زده
ـ چند کیلو؟

51
00:04:32,500 --> 00:04:33,850
ـ 150 کیلو
ـ یا خدا

52
00:04:33,900 --> 00:04:34,983
ـ از کی این حرف‌هارو شنیدی؟
ـ جلل‌الخالق

53
00:04:35,033 --> 00:04:37,450
ـ وزن یه سبد 150 کیلو بود
ـ نه بابا؟

54
00:04:37,500 --> 00:04:39,050
خانم فن دوتا سبد رو یه تنه بلند می‌کرد

55
00:04:39,100 --> 00:04:40,133
می‌شه 300 کیلو

56
00:04:40,733 --> 00:04:42,166
ـ 300 کیلو؟
ـ یا خود خدا

57
00:04:42,200 --> 00:04:43,266
مگه می‌شه همچین اعجوبه‌ای
وجود داشته باشه؟

58
00:04:43,866 --> 00:04:45,166
آها الان شناختمتون

59
00:04:45,200 --> 00:04:47,566
شما همون جوخه خوکید
که همراه خانم فن

60
00:04:47,600 --> 00:04:49,066
افتخارآفرینی کردید؟

61
00:04:50,100 --> 00:04:51,983
جوخه قصابی خوک

62
00:04:52,033 --> 00:04:53,816
آها همون همون، جوخه قصابی خوک

63
00:04:53,866 --> 00:04:55,383
ـ بفرما برادر، بشین
ـ بفرما بشین

64
00:04:55,433 --> 00:04:57,900
شما هم بفرما بشین

65
00:05:00,500 --> 00:05:01,500
بذارید از اون شب بگم

66
00:05:02,333 --> 00:05:03,283
چشم چشم رو نمی‌دید
باد زوزه می‌کشید

67
00:05:03,333 --> 00:05:06,616
خانم فن یهو شستش خبردار شد
که بیرون اردوگاه یه خبریه

68
00:05:06,666 --> 00:05:10,183
بعدش تو یه حرکت
شترق زد توی در چوبی و بازش کرد

69
00:05:10,233 --> 00:05:12,566
اونم چه دری
شبیه در قلعه بود از بس غل و زنجیر داشت

70
00:05:12,600 --> 00:05:14,000
خلاصه، خانم فن

71
00:05:14,500 --> 00:05:16,700
با یه لگد دروازه اردوگاه رو چهارطاق باز کرد

72
00:05:17,300 --> 00:05:19,883
بعد یه تنه با اسبش 100 فرسنگ
دنبال دیده‌بان‌های دشمن رفت و کشتشون

73
00:05:19,933 --> 00:05:22,216
دروازه فولادین اردوگاه رو
با یه ضربه از جا درآورد

74
00:05:22,266 --> 00:05:23,983
ـ 50 فرسنگ بدون استراحت پیاده دویده
ـ 50 فرسنگ؟

75
00:05:24,033 --> 00:05:26,683
با یه ضربه شمشیر سر سه نفر رو
از تنشون جدا کرده و برگردونده اردوگاه

76
00:05:26,733 --> 00:05:30,283
خانم فن قبلاً قصاب بوده

77
00:05:30,333 --> 00:05:33,416
همه تو روستای لین‌آن می‌شناختنش

78
00:05:33,466 --> 00:05:37,133
با یه سیلی می‌تونست
یه خوک چاق و چله رو از پا در بیاره

79
00:05:38,100 --> 00:05:41,583
همون موقع‌ها هم بی‌نظیر
 و شجاع و قهرمان‌صفت بود

80
00:05:41,633 --> 00:05:43,183
با راهزن‌ها که می‌جنگید

81
00:05:43,233 --> 00:05:45,983
از پس 100 نفرشون یه تنه برمیومد
تازه ذره‌ای هم کم نمی‌آورد

82
00:05:46,033 --> 00:05:47,983
یه بار با یه لگد خشک و خالی
دروازه شهر رو باز کرد

83
00:05:48,033 --> 00:05:51,366
هزارتا سرباز راهزن پشت دروازه بودن
 ولی نتونستن جلوش رو بگیرن

84
00:05:51,400 --> 00:05:53,683
وقتی وارد اردوگاه شی‌هو شد

85
00:05:53,733 --> 00:05:55,166
یه تنه، 4 تا کیسه نمک

86
00:05:55,200 --> 00:05:57,050
5تا کیسه برنج و 6 تا سبد سبزیجات

87
00:05:57,100 --> 00:05:58,883
و 4 تا بره کبابی رو روی دوشش آورد

88
00:05:58,933 --> 00:06:00,016
انگار اومده باشه گردش. خوش و خرم

89
00:06:00,066 --> 00:06:03,300
من هم شنیدم که با یه سیلی، یه خرس رو کشته

90
00:06:04,666 --> 00:06:07,250
یه زن به قدرتمندی اون
اندازه ده تا مرد می‌ارزه

91
00:06:07,300 --> 00:06:08,566
واقعاً کارش درسته

92
00:06:08,600 --> 00:06:10,483
شوهرش خیلی خرشانسه

93
00:06:10,533 --> 00:06:11,850
ولی

94
00:06:11,900 --> 00:06:13,783
مثل اینکه شوهرش
 الان بدجوری زخمیه

95
00:06:13,833 --> 00:06:16,050
هی خون بالا می‌آره

96
00:06:16,100 --> 00:06:18,166
ممکنه عمرش قد نده

97
00:06:18,200 --> 00:06:19,250
آره داره می‌میره

98
00:06:19,300 --> 00:06:20,666
بردنش توی یه چادر خصوصی

99
00:06:21,300 --> 00:06:23,650
حتی اگه زنده بمونه هم
 وضعش خیلی خرابه

100
00:06:23,700 --> 00:06:26,850
واسه همینه خانم فن این بار
فقط گوشت بار کرد آورد

101
00:06:26,900 --> 00:06:29,400
احتمالاً داره شام آخر شوهره رو می‌پزه

102
00:06:30,266 --> 00:06:32,433
به به، بنازم این عشق و وفاداریش رو

103
00:06:59,666 --> 00:07:00,900
خواهر

104
00:07:02,133 --> 00:07:03,666
دنبال بوی غذا راه افتادی، نه؟

105
00:07:04,200 --> 00:07:05,900
وقتی سوپ آماده شد
برات یه کاسه نگه می‌دارم

106
00:07:09,533 --> 00:07:11,566
برادربزرگت و دار و دسته‌ش کجان؟

107
00:07:11,600 --> 00:07:15,200
تا نیستن

108
00:07:15,900 --> 00:07:17,616
می‌خواستم بهت یه چیزی بگم

109
00:07:17,666 --> 00:07:18,666
چیزه

110
00:07:19,600 --> 00:07:20,533
بگو

111
00:07:21,666 --> 00:07:23,483
ـ شنیدم که
ـ چانگ‌یو

112
00:07:23,533 --> 00:07:25,166
مشغول آشپزی‌ای

113
00:07:25,200 --> 00:07:26,766
به موقع اومدی

114
00:07:26,800 --> 00:07:29,033
ـ وقتی حاضر بشه برات یه کاسه می‌آرم
ـ چه عالی

115
00:07:30,033 --> 00:07:31,833
ـ داشتی می‌گفتی
ـ عجب بویی داره

116
00:07:37,233 --> 00:07:38,466
امان از دست این بچه

117
00:07:39,066 --> 00:07:39,900
چانگ‌یو

118
00:07:40,600 --> 00:07:43,466
می‌گن تو یه دفعه با لگد
دروازه شهر رو از جا درآوردی

119
00:07:44,200 --> 00:07:46,200
وا مگه می‌شه آخه

120
00:07:46,800 --> 00:07:47,983
تازه بازم می‌گن

121
00:07:48,033 --> 00:07:52,100
که یه گوسفند برداشتی آوردی
که شام آخر شوهرت رو بپزی

122
00:07:53,233 --> 00:07:54,166
چه حرفایی در می‌آرن

123
00:07:54,200 --> 00:07:55,050
توجه نکن

124
00:07:55,100 --> 00:07:56,616
همه‌ش بی‌خوده یعنی؟

125
00:07:56,666 --> 00:07:59,416
اگه به گوش مارکی ووآن برسه

126
00:07:59,466 --> 00:08:02,333
ممکنه بده همه رو از دم اعدام کنن

127
00:08:04,100 --> 00:08:05,300
دیگه اعدامشون که نمی‌کنه

128
00:08:05,866 --> 00:08:09,483
مارکی ووآن درسته که یکم تته پته می‌کنه

129
00:08:09,533 --> 00:08:12,100
ولی به نظر آدم حسابی می‌آد

130
00:08:12,800 --> 00:08:15,166
هر چی باشه اونقدرم بهمون سخت نگرفت

131
00:08:15,200 --> 00:08:18,050
وسیله تشکر درست و حسابی ندارم

132
00:08:18,100 --> 00:08:19,450
ولی براشون

133
00:08:19,500 --> 00:08:21,816
سوپ بره و خوراک ماهیچه
و چندتا غذای دیگه درست کردم

134
00:08:21,866 --> 00:08:23,500
می‌دمشون به تو که ببری براشون

135
00:08:25,233 --> 00:08:26,700
دیگه از مارکی ووآن گلایه نداری؟

136
00:08:28,866 --> 00:08:30,583
چه گلایه‌ای

137
00:08:30,633 --> 00:08:32,583
بهرحال هر جایی قوانین خودش رو داره

138
00:08:32,633 --> 00:08:33,850
حتی ما قصاب‌های خوک هم

139
00:08:33,900 --> 00:08:35,833
قوانین خودمون رو داریم
مثلاً برای کسی گوشت بیشتر هدیه نمی‌ذاریم

140
00:08:36,433 --> 00:08:38,000
اینجا که دیگه جنگه. قوانین خودش رو داره

141
00:08:38,666 --> 00:08:41,016
این دفعه من سرخود عمل کردم

142
00:08:41,066 --> 00:08:42,966
شانس آوردیم
که نیروهای پشتیبان به دادمون رسیدن

143
00:08:43,000 --> 00:08:46,366
وگرنه که من و اون حرومزاده
الان جفتمون سینه قبرستون بودیم

144
00:08:46,400 --> 00:08:47,933
اونطوری خیلی حیف می‌شد

145
00:08:48,533 --> 00:08:50,850
دفعه بعد، از دستورات پیروی می‌کنم

146
00:08:50,900 --> 00:08:51,866
هر جا که بهم دستور بدن می‌رم می‌جنگن

147
00:08:55,066 --> 00:08:57,300
شوهرت لابد حسابی تو زندگی‌های قبلیش

148
00:08:58,200 --> 00:09:00,200
کار خیر کرده که الان همچین زنی گیرش اومده

149
00:09:01,066 --> 00:09:02,050
بذار من هم کمکت کنم

150
00:09:02,100 --> 00:09:04,250
بیا، یه کاسه بخور ببین مزه‌ش چطوره

151
00:09:04,300 --> 00:09:05,183
باشه

152
00:09:05,233 --> 00:09:06,600
ـ بیا
ـ بفرما

153
00:09:08,100 --> 00:09:09,566
ـ ببین نمکش خوبه؟
ـ باشه

154
00:09:09,600 --> 00:09:11,600
شیه

155
00:09:13,733 --> 00:09:14,900
یان‌ژنگ

156
00:09:19,466 --> 00:09:20,283
همه‌ش رو بخور

157
00:09:20,333 --> 00:09:21,466
باید خوب تقویت بشی

158
00:09:22,533 --> 00:09:23,400
خودت نمی‌خوری؟

159
00:09:24,100 --> 00:09:26,783
همون حین آشپزی نتونستم جلوی خودم رو بگیرم

160
00:09:26,833 --> 00:09:28,133
سهم خودم رو خوردم

161
00:09:52,733 --> 00:09:54,666
جراحاتت هنوز کامل خوب نشدن

162
00:09:55,300 --> 00:09:56,333
باید بیشتر بخوری

163
00:09:57,666 --> 00:09:58,700
که درست و حسابی خوب بشی

164
00:10:19,900 --> 00:10:20,900
امروز

165
00:10:21,600 --> 00:10:23,283
از اینکه مارکی ووآن
 می‌خواست مجازاتمون کنه

166
00:10:23,333 --> 00:10:24,600
عصبانی نشدی؟

167
00:10:26,033 --> 00:10:27,466
مارکی حق داشتن که ما رو تنبیه کنن

168
00:10:28,700 --> 00:10:32,416
من و جوخه قصابی این دفعه قسر در رفتیم

169
00:10:32,466 --> 00:10:33,666
اون هم چون شانس آوردیم

170
00:10:35,100 --> 00:10:38,183
بعداً از آقای گونگ‌سون
همه قوانین نظامی رو می‌پرسم

171
00:10:38,233 --> 00:10:39,700
قول می‌دم اشتباهم دیگه تکرار نشه

172
00:10:40,300 --> 00:10:42,966
بعدشم، اگه مارکی دوباره خواستن مجازاتت کنن

173
00:10:43,000 --> 00:10:44,050
بهشون بگو بیان سراغ خودم

174
00:10:44,100 --> 00:10:45,250
تو مجروحی

175
00:10:45,300 --> 00:10:46,783
دیگه جون نداری که باز مجازاتت کنن

176
00:10:46,833 --> 00:10:48,000
من جون دارم کتک بخورم

177
00:10:52,200 --> 00:10:53,400
عوض شدی

178
00:10:54,866 --> 00:10:57,600
وقتی تو لین‌آن بودیم
هیچ وقت اشتباهاتت رو گردن نمی‌گرفتی

179
00:11:00,900 --> 00:11:02,650
بعد از این همه بلایی که سرم اومده

180
00:11:02,700 --> 00:11:04,183
معلومه که دیگه

181
00:11:04,233 --> 00:11:06,666
اون دختر ساده قصاب نیستم که
 خوک می‌کشت و گوشت می‌فروخت

182
00:11:08,300 --> 00:11:11,600
هر قانونی که بخوان رو رعایت می‌کنم
 تا بتونم تهش سوی یوان چینگ حرومزاده رو

183
00:11:12,500 --> 00:11:14,000
تا می‌خوره بزنم

184
00:11:16,666 --> 00:11:18,533
بهت قول می‌دم که بزنیش

185
00:11:20,400 --> 00:11:21,483
قول چی می‌دی؟

186
00:11:21,533 --> 00:11:22,633
تو که اینجا کاره‌ای نیستی

187
00:11:23,333 --> 00:11:24,600
تو هر چی که بگی

188
00:11:25,533 --> 00:11:26,700
من می‌ذارم روی چشم‌هام

189
00:11:33,733 --> 00:11:36,200
این داروت رو هم باید تا داغه بخوری

190
00:11:38,633 --> 00:11:39,766
راستی

191
00:11:39,800 --> 00:11:42,733
وقتی داشتم رو سد کار می‌کردم
 یه پیرمردی دیدم

192
00:11:43,333 --> 00:11:45,466
ظاهرش خشن بود ولی قلبش خیلی پاک بود

193
00:11:46,000 --> 00:11:46,833
واسه نجات دادنم

194
00:11:47,433 --> 00:11:49,466
برگه قرعه‌کشی مرگ و زندگیش رو با من عوض کرد

195
00:11:50,233 --> 00:11:51,166
اگه به تو خوبی کرده

196
00:11:51,200 --> 00:11:53,200
من هم در آینده بهش پست و مقام می‌دم

197
00:11:55,000 --> 00:11:56,300
تو چه پست و مقامی می‌تونی بهش بدی؟

198
00:12:07,900 --> 00:12:09,200
منظورم آینده‌ست

199
00:12:10,800 --> 00:12:11,666
که یه کاره‌ای شدم

200
00:12:12,900 --> 00:12:17,066
انقدر مطمئنی که یه روزی قراره ژنرال بشی؟

201
00:12:29,700 --> 00:12:30,866
اگه اگه

202
00:12:32,033 --> 00:12:33,133
بر فرض محال

203
00:12:35,866 --> 00:12:37,050
من یه روزی

204
00:12:37,100 --> 00:12:39,500
یه مقامی حتی بالاتر از ژنرال بگیرم، چی؟

205
00:12:40,266 --> 00:12:41,433
مثلاً چه مقامی؟

206
00:12:43,600 --> 00:12:44,733
مثلاً

207
00:12:46,300 --> 00:12:47,733
مارکی بشم

208
00:12:50,733 --> 00:12:53,100
مارکی بشی

209
00:12:55,400 --> 00:12:57,166
اون وقت من که یه زن قصاب ساده‌ام

210
00:12:57,200 --> 00:12:58,800
می‌شم همسر مارکی، نه؟

211
00:13:00,200 --> 00:13:01,100
دلت نمی‌خواد؟

212
00:13:01,866 --> 00:13:03,183
معلومه که دلم می‌خواد

213
00:13:03,233 --> 00:13:05,466
باید خیلی احمق باشم که دلم
همچین چیز خوبی رو نخواد

214
00:13:41,233 --> 00:13:42,400
بیا داخل

215
00:13:44,233 --> 00:13:46,283
رزم‌آراست، تازه رییست هم هست

216
00:13:46,333 --> 00:13:48,200
اینطوری باهاش حرف می‌زنی
نمی‌ترسی کینه‌ای چیزی به دل بگیره؟

217
00:13:50,533 --> 00:13:51,816
توی ارتش خیلی کار هست، سرمون شلوغه

218
00:13:51,866 --> 00:13:54,066
وقت نداریم دائم درگیر این تشریفات بشیم

219
00:13:56,000 --> 00:13:57,233
مگه نه؟

220
00:13:57,733 --> 00:13:59,866
صد در صد. امور نظامی مهم‌تره

221
00:14:01,000 --> 00:14:02,900
شما صحبت کنید
من می‌رم یکم آب گرم کنم

222
00:14:12,133 --> 00:14:13,266
نقشه‌مون جواب داد

223
00:14:13,800 --> 00:14:15,733
شنیدم یه پیغام فوری از لوچنگ بهت رسیده

224
00:14:18,133 --> 00:14:21,266
شاهزاده چانگ‌شین احتمالاً داره
نیروهای اصلیش رو جمع می‌کنه

225
00:14:22,666 --> 00:14:25,300
حتماً داره نقشه یه حمله غافلگیرانه رو می‌کشه

226
00:14:26,466 --> 00:14:27,816
شی یو و سربازان یاغیش

227
00:14:27,866 --> 00:14:29,616
با اطمینان کامل به سمت سوی یوان چینگ
تیر پرتاب می‌کردن

228
00:14:29,666 --> 00:14:31,700
این نشون می‌ده
گروگان‌ ما ارزشش رو از دست داده

229
00:14:32,500 --> 00:14:34,250
قبلاً از ترس اینکه گروگان آسیب نبینه
 خودداری می‌کردن

230
00:14:34,300 --> 00:14:36,333
حالا درسته که با هزار نفر
 تونستیم جلوی سی هزار نفر از اونا در بیایم

231
00:14:36,933 --> 00:14:38,233
ولی چیزی که من امروز دیدم

232
00:14:39,700 --> 00:14:42,533
نشون می‌ده که این گروگان
 دیگه به درد نمی‌خوره

233
00:14:44,033 --> 00:14:45,200
به نظر می‌آد

234
00:14:46,700 --> 00:14:48,200
نبرد سرنوشت سازی در پیش داریم

235
00:14:54,266 --> 00:14:55,050
برادر

236
00:14:55,100 --> 00:14:56,816
وارث نظر قطعی خودشون رو اعلام کردن

237
00:14:56,866 --> 00:14:58,383
خودشون گفتن نگرانشون نباشیم

238
00:14:58,433 --> 00:14:59,733
و طبق نقشه پیشروی کنیم

239
00:15:01,500 --> 00:15:03,433
ولی ایشون وارثن

240
00:15:04,466 --> 00:15:06,616
چطور می‌تونیم دست روی دست بذاریم
 و نجاتشون ندیم؟

241
00:15:06,666 --> 00:15:10,766
توی نبرد امروز، تصادفی زخمی شدن

242
00:15:10,800 --> 00:15:13,166
جفتمون اخلاقشون رو می‌شناسیم
کینه شتری به دل می‌گیرن

243
00:15:13,200 --> 00:15:14,383
و با کوچکترین خطایی خشمگین می‌شن

244
00:15:14,433 --> 00:15:16,000
به همین راحتیا از این اتفاق

245
00:15:16,900 --> 00:15:19,083
چشم پوشی نمی‌کنن

246
00:15:19,133 --> 00:15:21,216
منظورت اینه که

247
00:15:21,266 --> 00:15:22,266
بعد اینکه این جریان بخوابه

248
00:15:23,000 --> 00:15:24,433
وارث می‌خوان پدرمون رو در بیارن؟

249
00:15:26,833 --> 00:15:29,300
برادر، دستورات شاهزاده قاطع و مطلقند

250
00:15:29,900 --> 00:15:31,266
اگه تو این ماموریت شکست بخوریم هم

251
00:15:31,800 --> 00:15:34,100
باز کارمون ساخته‌ست. در هر دو صورت بدبختیم

252
00:15:35,500 --> 00:15:37,733
اگه برای وارث اتفاقی بیوفته و
 کینه‌مون رو به دل بگیرن

253
00:15:38,866 --> 00:15:41,100
حتی اگه نقشه شاهزاده رو با موفقیت عملی کنیم

254
00:15:41,800 --> 00:15:43,733
وقتی تاج و تخت برسه به وارث

255
00:15:44,800 --> 00:15:47,100
زندگی من و تو به فنا می‌ره

256
00:15:47,700 --> 00:15:49,666
از هر طرف تقصیر می‌افته گردن ما

257
00:15:50,866 --> 00:15:52,583
برادر، دیگه شک و دو دلی بسه

258
00:15:52,633 --> 00:15:53,533
تصمیم بگیر چیکار کنیم

259
00:15:57,133 --> 00:15:58,100
باشه

260
00:15:59,333 --> 00:16:00,600
فردا با کل قوا حمله می‌کنیم

261
00:16:03,933 --> 00:16:05,850
اگه شانس بیاریم، وارث رو نجات می‌دیم

262
00:16:05,900 --> 00:16:07,533
اگه نه

263
00:16:08,466 --> 00:16:10,433
سر شیه‌ژنگ رو

264
00:16:11,233 --> 00:16:13,300
به عنوان جبران مافات
 می‌بریم برای شاهزاده

265
00:16:22,233 --> 00:16:23,333
همه سربازان جمع بشید

266
00:16:26,300 --> 00:16:27,266
سریع باشید

267
00:16:31,900 --> 00:16:33,033
زود

268
00:16:40,300 --> 00:16:41,633
پراکنده نشید

269
00:16:58,100 --> 00:16:59,216
مدیر گونگ‌سون

270
00:16:59,266 --> 00:17:01,033
همه چیز برای

271
00:17:02,233 --> 00:17:03,633
این نبرد حاضر و آماده‌ست؟

272
00:17:05,233 --> 00:17:06,183
خیالتون راحت باشه

273
00:17:06,233 --> 00:17:07,850
همه چیز به دقت برنامه ریزی شده

274
00:17:07,900 --> 00:17:09,066
اصلاً جای نگرانی نیست

275
00:17:13,866 --> 00:17:14,900
علیاحضرت

276
00:17:16,733 --> 00:17:18,266
من دیگه باید برم

277
00:17:39,733 --> 00:17:41,083
این کتابچه راهنمای "چی" رو بگیرید

278
00:17:41,133 --> 00:17:42,466
برام نگهش دارید

279
00:17:45,066 --> 00:17:46,166
قوانین ناگفته بازی چی

280
00:17:46,200 --> 00:17:49,383
وقتی بچه بودم یه بار یه تیکه
از یه کتابچه راهنمای بازی چی خوندم

281
00:17:49,433 --> 00:17:51,366
اسمش "قوانین ناگفته بازی چی" بود

282
00:17:51,400 --> 00:17:52,300
از این کتاب

283
00:17:52,900 --> 00:17:54,366
تو کتابخونه خاندان گونگ‌سون

284
00:17:54,400 --> 00:17:55,800
یه نسخه کامل موجوده

285
00:17:56,400 --> 00:17:58,800
ولی از دارایی‌های ارزشمند پدربزرگمه

286
00:17:59,300 --> 00:18:00,333
اجازه نمی‌ده امانتش بدن

287
00:18:05,300 --> 00:18:06,733
توی میدان جنگ
شمشیر و تیر، غریبه و آشنا سرش نمی‌شه

288
00:18:09,500 --> 00:18:11,733
باید مراقب خودتون باشید

289
00:18:13,633 --> 00:18:16,183
وقتی اینهمه سرباز شیه ازم محافظت می‌کنن

290
00:18:16,233 --> 00:18:17,466
قطعاً چیزیم نمی‌شه

291
00:18:25,900 --> 00:18:27,400
فرزندان غیور و شجاع دایین

292
00:18:28,700 --> 00:18:29,666
همگی شما هم

293
00:18:30,433 --> 00:18:32,400
باید به سلامت برگردید

294
00:18:36,200 --> 00:18:38,666
مارکی، سربازان پیشرو
به همراه رزم‌آرا راهی شدن

295
00:18:39,300 --> 00:18:40,383
دیشب یاغی‌ها، مخفیانه

296
00:18:40,433 --> 00:18:42,166
تعدادی از سربازانشون رو
برای شبیخون زدن مستقر کردن

297
00:18:43,233 --> 00:18:44,350
فوراً راه بیوفتید

298
00:18:44,400 --> 00:18:46,366
وقتی دشمن گیر افتاد
 از ضعفشون استفاده کنید و دنبالشون کنید

299
00:18:46,966 --> 00:18:47,800
اطاعت

300
00:18:49,366 --> 00:18:50,300
مارکی

301
00:18:51,800 --> 00:18:52,866
خانم فن اینجان

302
00:18:54,400 --> 00:18:55,616
شما زودتر برید
من یکم دیگه می‌آم

303
00:18:55,666 --> 00:18:57,600
ـ چشم سرورم
ـ چشم سرورم

304
00:18:58,633 --> 00:19:00,983
ژنرال وو، ژنرال جیو

305
00:19:01,033 --> 00:19:02,100
بانو

306
00:19:11,233 --> 00:19:12,700
زخمت هنوز خونریزی داره

307
00:19:13,266 --> 00:19:15,366
زخمم سطحیه، چیز حادی نیست

308
00:19:30,966 --> 00:19:31,800
منتظرم بمون

309
00:19:39,066 --> 00:19:40,100
بیا

310
00:19:40,666 --> 00:19:41,450
نینگ

311
00:19:41,500 --> 00:19:42,866
یادت نره چی بهت گفتم ها

312
00:19:49,216 --> 00:19:59,216
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

313
00:20:05,566 --> 00:20:06,516
رییس

314
00:20:06,566 --> 00:20:07,700
خواهره اونجا

315
00:20:13,866 --> 00:20:14,650
اینجا چیکار می‌کنی؟

316
00:20:14,700 --> 00:20:15,816
آره خواهر، اینجا چیکار می‌کنی؟

317
00:20:15,866 --> 00:20:17,000
باز چی تو سرته؟

318
00:20:17,033 --> 00:20:19,450
خواهر، لطفاً برگرد، باشه؟

319
00:20:19,500 --> 00:20:20,600
میدان نبرد خیلی بی‌رحمه

320
00:20:20,633 --> 00:20:21,816
هر لحظه ممکنه بمیری

321
00:20:21,866 --> 00:20:23,600
یادت رفته وقتی سد شکست چی شد؟

322
00:20:23,633 --> 00:20:24,616
یادمه

323
00:20:24,666 --> 00:20:26,666
بخاطر همینه که نمی‌ذارم یان‌ژنگ بره نبرد

324
00:20:27,166 --> 00:20:28,216
دارو خورش کردم

325
00:20:28,266 --> 00:20:30,650
اگه خودم به جاش نیام، فکر می‌کنن فراریه

326
00:20:30,700 --> 00:20:31,666
تو

327
00:20:32,166 --> 00:20:33,600
چرا انقدر هواش رو داری؟

328
00:20:33,633 --> 00:20:35,316
چرا یه بار هم که شده به فکر خودت نیستی؟

329
00:20:35,366 --> 00:20:36,600
جنگه

330
00:20:36,633 --> 00:20:37,816
دقیقاً

331
00:20:37,866 --> 00:20:39,233
می‌دونم جنگه

332
00:20:40,233 --> 00:20:42,216
فقط دارم جای خالیش رو پر می‌کنم

333
00:20:42,266 --> 00:20:44,000
وقتی رسیدیم میدان نبرد

334
00:20:44,033 --> 00:20:46,850
از یه جسد یه جفت گوش می‌بُریم و می‌آریم

335
00:20:46,900 --> 00:20:48,616
اینطوری اگه کسی از بالادستی‌ها هم بو ببره

336
00:20:48,666 --> 00:20:50,916
یه مدرکی داریم که ثابت کنیم ما هم جنگیدیم

337
00:20:50,966 --> 00:20:52,116
به همین راحتی؟

338
00:20:52,166 --> 00:20:53,433
به این راحتی‌ها نیست

339
00:20:53,933 --> 00:20:55,316
بگو ببینم، کی اینجا قبلاً رفته جنگ؟

340
00:20:55,366 --> 00:20:56,250
من که نرفتم

341
00:20:56,300 --> 00:20:57,900
ـ میدان نبرد خیلی خطرناکه
ـ این قال و قیل واسه چیه؟

342
00:20:59,466 --> 00:21:01,516
مال کدوم دسته‌اید؟

343
00:21:01,566 --> 00:21:03,233
تو گردان من چیکار می‌کنید؟

344
00:21:04,833 --> 00:21:08,050
مال جناح چپیم، یگان سوم

345
00:21:08,100 --> 00:21:09,616
مسئول جمع‌آوری بقایای تسلیحات و اجسادیم

346
00:21:09,666 --> 00:21:10,816
ـ یگان سوم؟
ـ بله

347
00:21:10,866 --> 00:21:12,066
جناح چپ؟

348
00:21:12,566 --> 00:21:13,916
اینجا یگان سوم نداریم

349
00:21:13,966 --> 00:21:15,433
فقط لشگر پیشرو داریم

350
00:21:16,333 --> 00:21:18,600
آهای کوچولو
نکنه داری خودت رو سرباز جا می‌زنی؟

351
00:21:18,633 --> 00:21:19,916
حرف دهنت رو بفهم

352
00:21:19,966 --> 00:21:21,200
ـ منظورت از این حرف‌ها چیه؟
ـ ارتش می‌خواد راه بیوفته

353
00:21:21,233 --> 00:21:22,466
این همه سر و صدا واسه چیه؟

354
00:21:23,166 --> 00:21:24,033
ارباب وو

355
00:21:24,533 --> 00:21:25,500
این‌ها

356
00:21:29,833 --> 00:21:30,733
تو

357
00:21:38,433 --> 00:21:39,850
ـ همگی سربازان
ـ تو اینجا چیکار می‌کنی؟

358
00:21:39,900 --> 00:21:40,866
جمع بشید

359
00:21:41,500 --> 00:21:43,900
ژنرال وو، جراحات شوهرم شدیدن

360
00:21:44,766 --> 00:21:48,166
لطفاً برادری کنید
 و این یه بار رو نادیده بگیرید

361
00:21:48,766 --> 00:21:51,483
وقتی با افتخارات نظامی از این نبرد برگردم

362
00:21:51,533 --> 00:21:53,616
حتی اگه کسی هم بخواد
 یان‌ژنگ رو جریمه کنه، عیبی نداره

363
00:21:53,666 --> 00:21:54,633
....مارکـ

364
00:21:56,333 --> 00:21:57,766
یعنی، شوهرت هم موافقت کرده؟

365
00:21:58,966 --> 00:22:00,533
ـ دارو به خوردش دادم
ـ تو

366
00:22:01,866 --> 00:22:02,883
واسه چی انقدر کله‌خرابی؟

367
00:22:02,933 --> 00:22:05,916
اصلاً می‌دونی توی نبرد امروز 
چه نقش مهمی داره؟

368
00:22:05,966 --> 00:22:07,250
مقامی نداره که

369
00:22:07,300 --> 00:22:08,800
چه نقش کلیدی‌ای می‌تونه داشته باشه؟

370
00:22:08,833 --> 00:22:10,516
فوق فوقش چهار پنج نفر از دشمن رو بکشه

371
00:22:10,566 --> 00:22:13,116
با وضعیتی که الان داره
 حتی از من هم قراره بدتر مبارزه کنه

372
00:22:13,166 --> 00:22:14,400
کجاست؟ می‌رم پیداش کنم

373
00:22:14,433 --> 00:22:15,333
دیگه دیره

374
00:22:16,033 --> 00:22:18,083
دارویی که بهش دادم قویه

375
00:22:18,133 --> 00:22:19,700
حالا حالاها بیهوشه

376
00:22:21,533 --> 00:22:23,816
افراد شی‌یو در لشگر پیشرو شکاف ایجاد کردن

377
00:22:23,866 --> 00:22:24,883
به دستور رزم‌آرا

378
00:22:24,933 --> 00:22:26,600
جناح چپ باید فوراً برای پشتیبانی برن

379
00:22:26,633 --> 00:22:27,566
یالا

380
00:22:32,266 --> 00:22:34,250
ـ لشگر پیشرو، جناح چپ به گوش 
ـ به گوشیم

381
00:22:34,300 --> 00:22:36,433
ـ با تمام سرعت به پیش
ـ اطاعت قربان

382
00:22:40,233 --> 00:22:41,466
تو، برو جزو نیروهای ذخیره جناح راست وایسا

383
00:22:42,066 --> 00:22:44,316
شماها، مراقبش باشید

384
00:22:44,366 --> 00:22:45,466
چشم

385
00:22:47,966 --> 00:22:49,000
سریع برو به مارکی خبر بده

386
00:22:49,033 --> 00:22:50,966
بگو زنش رفته میدان نبرد

387
00:23:06,433 --> 00:23:07,966
گونگ‌سون یین

388
00:23:08,766 --> 00:23:10,216
اگه راست می‌گی 
بیا پایین با من تن به تن بجنگ

389
00:23:10,266 --> 00:23:11,933
بیا قال قضیه رو بکنیم

390
00:23:12,533 --> 00:23:15,400
من محققم، تو جنگ که به پای تو نمی‌رسم

391
00:23:15,433 --> 00:23:19,066
ولی مارکی ووآن منتظره
که با ژنرال شی‌یو چای بزنن بر بدن

392
00:23:29,466 --> 00:23:30,683
واقعاً این روش خانم فن

393
00:23:30,733 --> 00:23:33,400
واسه تحریک کردن دشمن خوب جواب می‌ده‌ها

394
00:23:33,433 --> 00:23:35,133
دیگه داری از حد می‌گذری

395
00:23:35,666 --> 00:23:36,500
گونگ‌سون یین

396
00:23:37,300 --> 00:23:38,216
ای بزدل ترسو

397
00:23:38,266 --> 00:23:40,866
اگه راست می‌گی بیا پایین و مردونه بجنگ

398
00:23:44,966 --> 00:23:46,566
ای به چشم

399
00:23:55,700 --> 00:24:00,666
یگان ذخیره، جمع بشید

400
00:24:01,966 --> 00:24:03,450
ـ عجله کنید
ـ نیروی ذخیره رو هم دارن می‌فرستن تو؟

401
00:24:03,500 --> 00:24:04,883
دیگه فکرشو بکن وضعیت خط مقدم چه افتضاحیه

402
00:24:04,933 --> 00:24:06,333
یگان ذخیره، جمع بشید

403
00:24:06,866 --> 00:24:08,233
سریع

404
00:24:10,833 --> 00:24:11,866
جمع بشید

405
00:24:15,566 --> 00:24:16,900
چطور باید بجنگیم؟

406
00:24:18,366 --> 00:24:19,700
باید حواسمون جمع زنده موندن باشه

407
00:24:20,833 --> 00:24:21,866
مان‌دی

408
00:24:22,433 --> 00:24:24,200
وقتی وارد میدان نبرد شدیم، نزدیک من بمون

409
00:24:24,233 --> 00:24:25,083
گم نشی

410
00:24:25,133 --> 00:24:26,916
اگه اوضاع خیلی خیط شد، پشت من قایم شو

411
00:24:26,966 --> 00:24:28,333
چشم، خواهر

412
00:24:29,900 --> 00:24:31,216
بعد این نبرد

413
00:24:31,266 --> 00:24:32,900
می‌تونیم برگردیم خونه و
 یه غذای مشتی بخوریم دیگه؟

414
00:24:34,266 --> 00:24:35,100
آره احتمالاً

415
00:24:35,633 --> 00:24:36,650
فعلاً زنده بمونیم

416
00:24:36,700 --> 00:24:37,600
دیگه حرف نباشه

417
00:24:37,633 --> 00:24:39,366
منتظر دستور از جلو باشید

418
00:24:54,366 --> 00:24:56,066
نگاه کن، مه شده

419
00:25:20,833 --> 00:25:21,966
توی مه خون هست

420
00:25:23,166 --> 00:25:25,366
همه سربازان گوش به زنگ
شمشیرهاتون رو بکشید

421
00:26:55,133 --> 00:26:57,066
یه جا نایستید، حمله کنید

422
00:26:58,333 --> 00:26:59,333
تکون بخورید

423
00:27:01,966 --> 00:27:05,033
چهل و هفت، چهل و هشت

424
00:27:05,933 --> 00:27:09,033
چهل و نه، پنجاه

425
00:27:14,766 --> 00:27:17,733
یک، دو

426
00:27:21,166 --> 00:27:23,966
شوهرخواهر چرا بیدار شدی؟

427
00:27:25,133 --> 00:27:28,266
خواهر بهم گفت تا هزار بشمرم 
و بعد بهت بزنم بیدار بشی

428
00:27:28,766 --> 00:27:32,050
ولی بلد نیستم تا هزار بشمرم

429
00:27:32,100 --> 00:27:34,316
واسه همین گفت وقتی رسیدم به پنجاه

430
00:27:34,366 --> 00:27:36,683
یه سنگ بذارم

431
00:27:36,733 --> 00:27:39,416
باید 20 تا سنگ بذارم

432
00:27:39,466 --> 00:27:41,666
چرا زود بیدار شدی؟

433
00:27:46,833 --> 00:27:47,933
شوهرخواهر؟

434
00:27:50,433 --> 00:27:51,333
شیه جیو

435
00:27:53,833 --> 00:27:54,666
شیه جیو

436
00:27:55,366 --> 00:27:56,200
شیه جیو

437
00:27:58,166 --> 00:28:00,083
ـ مارکی، پس اینجایید
ـ چه خبره؟

438
00:28:00,133 --> 00:28:01,416
اوضاع جنگ بحرانیه

439
00:28:01,466 --> 00:28:02,916
شی‌یو جدی جدی بیخیال سوی یوان چینگ شده

440
00:28:02,966 --> 00:28:05,483
داره هر کی تو راهشه رو سلاخی می‌کنه
 دیگه زیاد نمی‌تونیم جلوش رو بگیریم

441
00:28:05,533 --> 00:28:07,500
خواهرم کجا رفت؟

442
00:28:08,366 --> 00:28:09,466
خانم فن

443
00:28:10,433 --> 00:28:11,566
تو خط مقدمه

444
00:28:19,133 --> 00:28:19,966
مارکی، حالتون خوبه؟

445
00:28:27,100 --> 00:28:28,600
نینگ، پشتت رو بکن

446
00:28:28,633 --> 00:28:29,933
باشه

447
00:28:31,266 --> 00:28:33,333
پنج، شیش

448
00:28:34,566 --> 00:28:37,600
هفت، هشت

449
00:28:37,633 --> 00:28:40,616
نه، ده

450
00:28:40,666 --> 00:28:42,933
ـ زره‌م رو بیار
ـ چشم

451
00:29:32,666 --> 00:29:34,033
تو این زندگی خوک خوبی بودی

452
00:29:34,866 --> 00:29:36,266
تو زندگی بعدی آدم خوبی باش

453
00:29:38,333 --> 00:29:40,666
چندنفرتون برید منجیق‌هارو خراب کنید

454
00:29:44,066 --> 00:29:46,066
همینطوری نایستید
حمله کنید

455
00:29:47,066 --> 00:29:48,200
حمله

456
00:29:48,233 --> 00:29:49,733
حمله

457
00:30:04,466 --> 00:30:05,500
همسر مارکی

458
00:31:29,733 --> 00:31:31,216
این لشکر یان‌ژو هم که واسه جرز دیوار خوبه

459
00:31:31,266 --> 00:31:32,966
حتی یه نفرهم نیست که
 عرضه جنگیدن داشته باشه

460
00:31:33,566 --> 00:31:34,433
ژنرال وو

461
00:31:35,366 --> 00:31:36,966
برو به مارکی ووآن بگو 
بیاد بیرون که نفله‌ش کنم

462
00:31:39,533 --> 00:31:40,916
اگه غذا تحویل ندین

463
00:31:40,966 --> 00:31:43,766
وارث بی وارث

464
00:31:44,733 --> 00:31:47,066
تو همون زنه‌ای 
که اون روز آبروی وارث رو بردی

465
00:31:47,666 --> 00:31:48,866
پاشدی با یه چاقوی ریزه میزه اومدی نبرد

466
00:31:49,866 --> 00:31:50,866
مسخره‌مون کردی؟

467
00:31:51,700 --> 00:31:54,033
امروز خرد و خاکشیرت می‌کنم

468
00:32:01,700 --> 00:32:02,966
فن، خوبی؟

469
00:32:26,633 --> 00:32:27,766
برو به درک

470
00:34:14,866 --> 00:34:16,433
فن

471
00:34:29,100 --> 00:34:31,666
شی‌هو مرده! پیروز شدیم

472
00:34:32,900 --> 00:34:35,016
شی‌هو مرده! پیروز شدیم

473
00:34:35,066 --> 00:34:36,766
فن، حالت خوبه؟

474
00:34:37,700 --> 00:34:39,933
پیروز شدیم

475
00:34:41,833 --> 00:34:43,266
نگاه کنید، مارکی ووآن اومده

476
00:34:46,133 --> 00:34:47,800
مارکی اومده

477
00:34:47,833 --> 00:34:49,066
مارکی ووآن

478
00:34:49,666 --> 00:34:57,216
مارکی ووآن

479
00:34:57,266 --> 00:34:58,333
یکم شبیهه، نه؟

480
00:35:00,666 --> 00:35:01,866
آره بگی نگی

481
00:35:03,300 --> 00:35:04,600
چیزه

482
00:35:04,633 --> 00:35:05,700
هی هرچی نزدیک‌تر می‌شه شبیه‌تر می‌شه

483
00:35:45,833 --> 00:35:46,833
داد بیداد

484
00:35:48,833 --> 00:35:58,833
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M