1
00:00:11,000 --> 00:00:13,583
ـ چی شده؟
ـ ‌بسه

2
00:00:13,633 --> 00:00:15,016
ـ یه بار دیگه بگو
ـ ‌کافیه

3
00:00:15,066 --> 00:00:16,366
ـ گفتم یه بار دیگه بگو
ـ ‌برو عقب

4
00:00:16,400 --> 00:00:18,066
کافیه، عقب وایسید

5
00:00:18,866 --> 00:00:19,866
همین الان تمومش کنید

6
00:00:20,900 --> 00:00:22,016
بابت اون زندانی ها

7
00:00:22,066 --> 00:00:24,066
ارتش یان ژو پدرش در اومد
تا اون ها رو اسیر کنه

8
00:00:24,600 --> 00:00:26,366
ارتش جی ژو به چه حقی نصفِ
اون ها رو برای خودش برداشته؟

9
00:00:26,400 --> 00:00:28,283
ـ دقیقاً
ـ ‌چه حقی دارید؟

10
00:00:28,333 --> 00:00:29,050
بگو به چه حقی؟

11
00:00:29,100 --> 00:00:32,283
فرمانده فن و مسئول نظامی ما
عمیقاً عاشق همدیگه هستن

12
00:00:32,333 --> 00:00:34,416
ـ درسته
ـ ‌به زودی با هم وصلت می کنن

13
00:00:34,466 --> 00:00:36,400
نصفش؟

14
00:00:36,900 --> 00:00:38,616
باید همه‌شون رو بهمون بدید

15
00:00:38,666 --> 00:00:40,216
این جوری درسته

16
00:00:40,266 --> 00:00:41,366
ـ دقیقاً
ـ ‌فقط همین جوری درسته

17
00:00:41,400 --> 00:00:42,666
خفه شو

18
00:00:43,400 --> 00:00:44,400
چرت و پرت نگو

19
00:00:44,933 --> 00:00:47,166
فرمانده فن شوهر داره

20
00:00:47,200 --> 00:00:49,966
چطوری می تونه ارتباط خاصی
با مسئول نظامی لی داشته باشه؟

21
00:00:50,000 --> 00:00:51,416
مزخرف نگو

22
00:00:51,466 --> 00:00:54,733
خیلی وقته که شوهر فرمانده فن
تو میدان نبرد کُشته شده

23
00:00:55,266 --> 00:00:56,416
حتی اگه زنده بود هم

24
00:00:56,466 --> 00:00:59,650
نمی شد اون رو با مسئولِ
نظامی ما، مقایسه‌ کرد

25
00:00:59,700 --> 00:01:00,966
آفرین

26
00:01:01,000 --> 00:01:04,450
مگه قرار نبود که جناب لیِ شما
با شاهدخت اعظم ازدواج بکنه؟

27
00:01:04,500 --> 00:01:06,383
پس برای چی با فرمانده فن
وقتش رو می گذرونه؟

28
00:01:06,433 --> 00:01:08,966
ـ درسته
ـ ‌به شما هیچ ربطی نداره

29
00:01:09,000 --> 00:01:11,216
گیرم که مسئول نظامی لی، هر روز
با فرمانده فن ملاقات داره، خب که چی؟

30
00:01:11,266 --> 00:01:14,833
البته، نکنه که فرمانده‌ی خودت

31
00:01:15,333 --> 00:01:16,650
اسیر نگاهِ فرمانده فن شده؟

32
00:01:16,700 --> 00:01:17,883
ـ چرت و پرت نگو
ـ چی گفتی؟

33
00:01:17,933 --> 00:01:18,783
مشکل داری؟

34
00:01:18,833 --> 00:01:20,400
ـ خب دعوا کنید
ـ ‌چرا تو اول حمله کردی؟

35
00:01:21,133 --> 00:01:22,283
ـ تمومش کنید
ـ ‌بریم

36
00:01:22,333 --> 00:01:23,683
ـ توجه کنید
ـ ‌حواستون به خودتون باشه

37
00:01:23,733 --> 00:01:25,983
صلح و سلامتی در کنار مرز ها

38
00:01:26,033 --> 00:01:27,400
همگی ما، همرزم و برادریم

39
00:01:28,200 --> 00:01:30,466
ولی بابت چند زندانی، دعوا می کنید
و به همدیگه آسیب می زنید

40
00:01:30,866 --> 00:01:32,133
نظم و نزاکت نظامی‌تون، کجا رفته؟

41
00:01:32,733 --> 00:01:35,283
ارباب لی، خودت قضاوت کن

42
00:01:35,333 --> 00:01:37,800
شما و فرمانده فن، عملاً یه خانواده شدید

43
00:01:38,400 --> 00:01:40,850
چرا به راحتی غنیمت های نظامی
رو تقسیم کنیم؟

44
00:01:40,900 --> 00:01:42,000
چطور جرأت می کنی؟

45
00:01:43,000 --> 00:01:45,016
این شایعات بی اساس
رو نباید به راحتی پخش کرد

46
00:01:45,066 --> 00:01:47,166
مهم نیست که آیا مسئول نظامی لی
از فرمانده فن خوشش میاد یا نه

47
00:01:47,200 --> 00:01:49,450
ولی محروم کردن جنگجو های یان ژو
از حق و حقوق نظامی‌شون ، مهمه

48
00:01:49,500 --> 00:01:50,416
قابل قبول نیست

49
00:01:50,466 --> 00:01:51,816
ـ درسته؟
ـ ‌خب که چی؟

50
00:01:51,866 --> 00:01:54,283
ـ مشکل داری؟
ـ ‌تو نداری؟

51
00:01:54,333 --> 00:01:55,383
تمامی گروهان، گوش به فرمان

52
00:01:55,433 --> 00:01:56,433
علامتِ فرماندهی

53
00:01:59,833 --> 00:02:01,733
خیلی وقته که من و فرمانده فن
با همدیگه آشنا هستیم

54
00:02:02,266 --> 00:02:03,600
مثل همه‌ی شما

55
00:02:04,100 --> 00:02:06,100
پیوندی داریم از جنگیدن کنار هم
تو شرایط مرگ و زندگی

56
00:02:06,666 --> 00:02:10,400
امروز، من و فرمانده فن قسم خوردیم
که رابطه‌ی برادر و خواهری داشته باشیم

57
00:02:11,400 --> 00:02:12,583
از این به بعد

58
00:02:12,633 --> 00:02:14,466
مثل خواهر خودم، باهاش رفتار می کنم

59
00:02:15,800 --> 00:02:19,000
خدای نکرده اگه کسی جرأت کنه که
شایعه‌ای پخش کنه و یا دردسر درست بکنه

60
00:02:19,733 --> 00:02:21,633
و یا خدشه‌ای به اعتبار فرمانده فن بندازه

61
00:02:22,133 --> 00:02:24,766
سی ضربه شلاق می خوره تا
درس عبرتِ همه بشه

62
00:02:24,800 --> 00:02:25,800
ـ چشم، قربان
ـ ‌چشم، قربان

63
00:02:34,433 --> 00:02:35,433
بریم

64
00:02:44,133 --> 00:02:45,133
فرمانده فن

65
00:02:49,333 --> 00:02:50,333
شما برید، من میام

66
00:02:51,900 --> 00:02:52,900
بریم

67
00:02:57,833 --> 00:02:59,216
این که الان گفتم خواهرم هستی

68
00:02:59,266 --> 00:03:00,416
فقط یه راه حل موقته

69
00:03:00,466 --> 00:03:02,216
تو ارتش شایعات زیادی می گن

70
00:03:02,266 --> 00:03:04,466
اگه یه وقت بهت بر خورده
لطفاً به دل نگیر

71
00:03:05,333 --> 00:03:06,333
چرا بهم بر بخوره؟

72
00:03:06,866 --> 00:03:09,033
همیشه تو رو به عنوان
برادر بزرگ تر خودم می دونستم

73
00:03:09,700 --> 00:03:10,883
می ترسم که لایقش نباشم

74
00:03:10,933 --> 00:03:14,066
آخه کتاب های نظامی
زیادی رو مطالعه نکردم

75
00:03:14,600 --> 00:03:15,700
و خیلی زبان چینی‌م، خوب نیست

76
00:03:17,600 --> 00:03:19,566
آدم رو از ویژگی‌ های درونی‌ش می شناسن

77
00:03:19,600 --> 00:03:21,066
ربطی به کتاب خوندن
و میزان سوادش نداره

78
00:03:21,866 --> 00:03:25,300
پس به عنوان خواهرت
بهت ادای احترام می کنم، برادرم

79
00:03:26,466 --> 00:03:27,466
درست گفتم؟

80
00:03:32,100 --> 00:03:34,300
من هم متقابلاً، به شما احترام می ذارم
این جوری گفته می شه

81
00:03:35,433 --> 00:03:36,533
پس، از خدمتت مرخص می شم

82
00:03:37,533 --> 00:03:47,533
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

83
00:05:27,133 --> 00:05:28,816
تالار اسلحه ها

84
00:05:28,866 --> 00:05:30,900
واقعاً عصبانی کننده‌ست

85
00:05:31,700 --> 00:05:33,366
حتی توی دربار هم

86
00:05:33,400 --> 00:05:35,933
این طور با بی احترامی
باهام رفتار نشده بود

87
00:05:40,233 --> 00:05:41,050
چه کار می کنی؟

88
00:05:41,100 --> 00:05:43,566
توقع داری که این رو بخورم؟

89
00:05:43,600 --> 00:05:45,333
نه، چند روزه که گذشته

90
00:05:46,800 --> 00:05:48,966
هنوز مارکیِ وو آن برنگشته

91
00:05:49,000 --> 00:05:51,000
و شاهدخت اعظم هم
حاضر به دیدنم نمی شه

92
00:05:51,800 --> 00:05:52,933
بذار یه چیزی بهت بگم

93
00:05:53,466 --> 00:05:56,783
اگه امروز هم معطلم بکنید

94
00:05:56,833 --> 00:05:59,483
سریعاً به سمت پایتخت می رم

95
00:05:59,533 --> 00:06:02,733
و پیش اعلی حضرت، یه شکایتِ
رسمی تنظیم می کنم

96
00:06:05,100 --> 00:06:06,333
این سر و صدا ها بابت چیه؟

97
00:06:08,866 --> 00:06:12,233
درود بر شما شاهدخت اعظم

98
00:06:13,833 --> 00:06:15,683
علیاحضرت، اون قدر
حواست به سرباز ها هست

99
00:06:15,733 --> 00:06:16,683
که توی این چند روز

100
00:06:16,733 --> 00:06:19,250
فرصتی برای دیدن من نداشتی

101
00:06:19,300 --> 00:06:21,566
باعث ناراحتی بنده شد

102
00:06:21,600 --> 00:06:22,600
می تونی بری

103
00:06:25,400 --> 00:06:26,883
این چند وقت، خیلی سرم شلوغ بود

104
00:06:26,933 --> 00:06:28,850
واقعاً فرصت نداشتم

105
00:06:28,900 --> 00:06:30,466
امیدوارم که درک کنی

106
00:06:31,600 --> 00:06:34,816
می شه بپرسم که چرا
به دنبالم اومده بودی؟

107
00:06:34,866 --> 00:06:36,966
علیاحضرت، چند وقتی هست
که از دربار دور بودی

108
00:06:37,000 --> 00:06:40,683
اعلی حضرت و ملکه‌ی مادر، بانو آن
به شدت نگران هستن

109
00:06:40,733 --> 00:06:44,466
پس، مخصوصاً من رو فرستادن
تا جویای حال شاهدخت اعظم بشم

110
00:06:46,833 --> 00:06:48,333
مادر و اعلی حضرت

111
00:06:48,866 --> 00:06:51,033
می دونن که این جا هستم
یعنی تو مرزِ شمال غربی

112
00:06:51,900 --> 00:06:53,133
ولی هنوز بابتش عصبانی نشدن؟

113
00:06:56,900 --> 00:06:58,633
خواجه، شما هم غیر مستقیم صحبت نکن

114
00:06:59,800 --> 00:07:01,850
علیاحضرت به شدت باهوشه

115
00:07:01,900 --> 00:07:04,050
بله، قبل از اومدنم

116
00:07:04,100 --> 00:07:08,966
اعلی حضرت و ملکه‌ی مادر آن
مخصوصاً از من خواستن که

117
00:07:09,000 --> 00:07:11,800
پیامی رو به شما برسونم

118
00:07:12,933 --> 00:07:16,683
حالا که شورشی های
چونگ ژو سرکوب شدن

119
00:07:16,733 --> 00:07:19,000
و همزمان، مردم جشن می گیرن

120
00:07:19,600 --> 00:07:21,566
ازدواج بین شما و جناب مارکی

121
00:07:21,600 --> 00:07:24,533
ـ باید هر چه زود تر برگزار بشه
ـ ‌چی گفتی؟

122
00:07:25,733 --> 00:07:27,600
ازدواجم با کی؟

123
00:07:29,133 --> 00:07:30,800
مارکیِ وو آن

124
00:07:31,300 --> 00:07:32,300
مسخره‌ست

125
00:07:34,133 --> 00:07:35,300
برادرم به راحتی فریب خورده

126
00:07:36,200 --> 00:07:38,983
تقصیر شما خدمتکار های احمقه
که زخم های قدیمی رو باز می کنید

127
00:07:39,033 --> 00:07:41,866
و آتش قضیه رو زیاد می کنید و باعث
می شید که این فکر ها، توی ذهنش بیاد

128
00:07:42,400 --> 00:07:45,033
این ازدواج رو قبول نمی کنم

129
00:07:48,900 --> 00:07:51,250
علیاحضرت، شش ماه
نشده که دربار رو ترک کردی

130
00:07:51,300 --> 00:07:54,666
کی فرصت کردی که
فحش دادن یاد بگیری؟

131
00:07:58,033 --> 00:07:59,783
مارکیِ وو آن شایستگی زیادی
توی نبرد از خودش نشون داده

132
00:07:59,833 --> 00:08:03,066
هر طور که حساب بکنی
ایشون بهترین گزینه‌ست

133
00:08:03,900 --> 00:08:08,016
تازه، این ازدواج، حکم اعلی حضرته

134
00:08:08,066 --> 00:08:09,500
نکنه که به این فکر می کنی

135
00:08:10,266 --> 00:08:12,666
که از حکم سلطنتی سرپیچی بکنی؟

136
00:08:24,466 --> 00:08:25,866
بابت این ازدواج

137
00:08:26,466 --> 00:08:28,866
بهتره که اول با مارکیِ وو آن مطرح کنی

138
00:08:30,000 --> 00:08:31,133
اگه قبول کرد

139
00:08:31,900 --> 00:08:33,200
من هم می پذیرم

140
00:08:36,233 --> 00:08:37,933
خیلی راحته که

141
00:08:39,066 --> 00:08:41,533
همین الان پیگیرش می شم

142
00:08:49,400 --> 00:08:51,700
لطفاً این موضوع رو از طرفم
به اعلی حضرت بگو

143
00:08:52,500 --> 00:08:53,600
سپاسگزارم

144
00:08:54,633 --> 00:08:56,783
از این که برادرم، نگرانمه

145
00:08:56,833 --> 00:09:00,000
با اجازه، مرخص می شم

146
00:09:09,433 --> 00:09:11,133
بالاخره حرف دلم رو زدم

147
00:09:14,033 --> 00:09:15,700
هه

148
00:09:17,700 --> 00:09:19,933
چند روز گذشته

149
00:09:20,466 --> 00:09:24,333
حتی اگه سرش هم شلوغ باشه، مارکی
حق نداره که حکم سلطنتی رو معطل بکنه

150
00:09:25,333 --> 00:09:27,200
این جا اردوگاه‌ نظامیه
لطفاً همین جا منتظر باشید

151
00:09:30,033 --> 00:09:31,200
باشه

152
00:09:31,700 --> 00:09:34,566
چشم های بی ارزشت رو باز کن
و قشنگ نگاه بکن

153
00:09:34,600 --> 00:09:36,833
حکم سلطنتی همراهمه

154
00:09:38,600 --> 00:09:42,000
ببینم کی امروز جرأت می کنه
که من رو متوقف بکنه؟

155
00:09:43,666 --> 00:09:44,666
بریم

156
00:09:52,000 --> 00:09:53,100
وایسا

157
00:09:55,300 --> 00:09:57,850
می دونم که مارکی، مشغولِ
انجام دادن امورات حکومته

158
00:09:57,900 --> 00:09:59,483
اما تو چند روز گذشته

159
00:09:59,533 --> 00:10:03,450
فرصتی برای دیدنم پیدا نکرده

160
00:10:03,500 --> 00:10:06,783
چاره‌ای نبود جز این که
شخصاً، حکم سلطنتی رو بیارم

161
00:10:06,833 --> 00:10:10,266
و با اومدنم، مزاحم شما بشم

162
00:10:12,900 --> 00:10:13,900
بیا داخل

163
00:10:18,200 --> 00:10:19,200
بفرمایید

164
00:10:27,133 --> 00:10:29,700
درود به جناب مارکی

165
00:10:33,700 --> 00:10:35,733
جناب خواجه، چه موضوع مهمی
باعث شده که به این جا بیای

166
00:10:36,433 --> 00:10:38,266
و جرأت کنی که بدون هیچ اجازه‌ای
وارد یک اردوگاه نظامی بشی

167
00:10:38,300 --> 00:10:40,000
تا فقط با من ملاقات بکنی؟

168
00:10:43,600 --> 00:10:47,666
مارکی، خبر بسیار خوبی رو دارم

169
00:10:50,933 --> 00:10:53,233
اعلی حضرت حکمی رو صادر کرده

170
00:10:58,066 --> 00:10:59,066
مارکیِ وو آن

171
00:11:04,500 --> 00:11:07,066
جناب مارکی، نکنه لازم نیست
که برای شنیدن حکم، زانو بزنی؟

172
00:11:08,600 --> 00:11:11,366
اعلی حضرت حکم فرموده که
آسمان، به خاندان ما لطف کرده

173
00:11:11,400 --> 00:11:14,616
حالا که شورشی های چونگ ژو
کاملاً از بین رفتن

174
00:11:14,666 --> 00:11:17,816
و مردم، جشن و شادمانی می کنن

175
00:11:17,866 --> 00:11:21,166
باید ازدواج شاهدخت اعظم
با مارکیِ وو آن

176
00:11:21,200 --> 00:11:23,800
ـ هر چه زود تر، انجام شود
ـ ‌خواجه، ادامه نده

177
00:11:24,400 --> 00:11:26,133
برگرد و به امپراطور جوان بگو

178
00:11:26,833 --> 00:11:28,533
که مسائل ضروری، مانع دریافت حکم

179
00:11:29,066 --> 00:11:30,450
توسط مارکی شد

180
00:11:30,500 --> 00:11:33,533
فرض کن حرف هایی که امروز
گفته شد، هیچ وقت‌ بیان نشدن

181
00:11:34,533 --> 00:11:38,066
و هیچ کسی هم تو این جا
کلمه‌‌ای راجعش حرف نمی زنه

182
00:11:39,666 --> 00:11:43,600
من جرأت ندارم که
اعلی حضرت رو فریب بدم

183
00:11:44,300 --> 00:11:49,650
در ضمن، این موضوع، لطفِ
اعلی حضرت نسبت به شماست

184
00:11:49,700 --> 00:11:52,983
فقط کافیه سرت رو به نشونه‌ی
تأیید کردن تکون بدی، همین

185
00:11:53,033 --> 00:11:57,666
تا بتونم به پایتخت برگردم
و به اعلی حضرت گزارش بدم

186
00:11:59,300 --> 00:12:00,700
ولی اگه من

187
00:12:02,066 --> 00:12:03,533
سرم رو تکون ندم چطور؟

188
00:12:04,833 --> 00:12:06,133
تکون ندی؟

189
00:12:08,200 --> 00:12:13,066
مارکی،‌ منظورت اینه که از
حکم اعلی حضرت سرپیچی می کنی؟

190
00:12:13,900 --> 00:12:16,733
من جرأت ندارم که به اعلی حضرت
واقعیت رو نگم

191
00:12:18,633 --> 00:12:19,633
سرپیچی از حکم؟

192
00:12:27,133 --> 00:12:29,733
مارکی، داری چه کار می کنی؟

193
00:12:35,933 --> 00:12:37,066
مارکیِ وو آن

194
00:12:37,600 --> 00:12:41,033
واقعاً قصد داری که شورش کنی؟

195
00:12:47,666 --> 00:12:51,200
خاندان شیه، صد ها ساله که به امپراطوری
دا یین وفادار بوده و خدمت کرده

196
00:12:52,533 --> 00:12:54,600
پدرم هم، با افتخار، جونش رو فدا کرد

197
00:12:56,466 --> 00:12:58,666
فقط دوست ندارم که به
اعتبارش و نامش، خدشه بیفته

198
00:13:02,666 --> 00:13:04,533
برگرد و به امپراطور جوان بگو

199
00:13:05,533 --> 00:13:07,466
اگه دلش نمی خواد که
روی تخت سلطنت بشینه

200
00:13:08,200 --> 00:13:10,266
به راحتی می تونم یکی رو پیدا کنم
تا به جاش، حکومت کنه

201
00:13:10,866 --> 00:13:12,250
هفده سال پیش

202
00:13:12,300 --> 00:13:14,300
وِی یان بهش کمک کرد تا به حکومت برسه

203
00:13:15,600 --> 00:13:16,733
امروز

204
00:13:17,700 --> 00:13:19,600
به راحتی می تونم اون رو
از تخت سلطنت پایین بکشم

205
00:13:20,433 --> 00:13:22,033
چی؟

206
00:13:22,600 --> 00:13:23,600
مارکیِ وو آن

207
00:13:24,000 --> 00:13:26,733
می فهمی که داری اعلی حضرت
رو تهدید می کنی؟

208
00:13:29,400 --> 00:13:31,250
خواهش می کنم مارکی، من رو نکُش

209
00:13:31,300 --> 00:13:34,800
من فقط حامل حکم سلطنتی‌ام

210
00:13:42,033 --> 00:13:46,300
من فقط می خوام که توازن بین حاکم
و زیردست، حفظ بشه

211
00:13:47,433 --> 00:13:49,666
اگه حرف های من رو
اشتباه به گوشش برسونی

212
00:13:51,100 --> 00:13:52,733
ممکنه که امور مملکت، به مشکل بخوره

213
00:13:54,633 --> 00:13:55,633
ممنونم

214
00:13:56,033 --> 00:13:59,233
ممنونم جناب مارکی، بابت بخشیدن جونم

215
00:14:09,866 --> 00:14:11,333
خودت اون رو بِبر

216
00:14:22,100 --> 00:14:23,200
سریع برید

217
00:14:23,900 --> 00:14:26,066
آروم باش

218
00:14:27,500 --> 00:14:29,500
مسلح و استوار

219
00:14:37,333 --> 00:14:39,133
شیه جیو هنگ

220
00:14:39,833 --> 00:14:42,566
خواجه لی به دستورِ
اعلی حضرت اومده بود

221
00:14:42,600 --> 00:14:45,766
بُریدن گوشش عملاً به معنی
سیلی به صورت امپراطوره

222
00:14:45,800 --> 00:14:47,266
حالا چی؟

223
00:14:47,933 --> 00:14:49,100
قراره که با دربار سرشاخ بشیم؟

224
00:14:51,266 --> 00:14:54,966
امپراطور جوان، هنوز
بازیچه‌ی دستِ وِی یانه

225
00:14:55,000 --> 00:14:56,466
جرأت داره که باهام دَر بیفته؟

226
00:14:59,933 --> 00:15:01,883
اعلی حضرت از زمان بچگی
روی تخت سلطنت نشسته

227
00:15:01,933 --> 00:15:04,250
تو این سال ها، زیر سایه‌ی صدراعظم وِی
حکومت کرده و قدرت آنچنانی نداره

228
00:15:04,300 --> 00:15:07,166
اما حتماً تا الان، حسابی
تشنه‌ی قدرت گرفتن شده

229
00:15:07,200 --> 00:15:09,400
فکر نکنم که بی خیال این قضیه بشه

230
00:15:10,000 --> 00:15:11,983
اگه دلش نمی خواد که حکومت کنه

231
00:15:12,033 --> 00:15:13,533
یکی رو پیدا می کنم تا سر جاش بشونم

232
00:15:14,800 --> 00:15:15,933
تو این چند وقت اخیر

233
00:15:17,066 --> 00:15:18,666
به فکر عزل امپراطور از قدرتش بودم

234
00:15:21,066 --> 00:15:22,133
عزل امپراطور؟

235
00:15:23,200 --> 00:15:24,200
جدی حرف می زنی؟

236
00:15:32,033 --> 00:15:36,333
می دونم که اوضاع دربار دا یین
داغون تر از این حرف هاست

237
00:15:37,033 --> 00:15:39,633
می دونم که دوست نداری به چنین
امپراطور بی ارزشی، خدمت بکنی

238
00:15:40,400 --> 00:15:41,400
اما

239
00:15:41,900 --> 00:15:44,366
اگه از نوه‌ی امپراطور حمایت بکنیم
بعد از ده، بیست سال

240
00:15:44,400 --> 00:15:47,866
کی گفته که یو بائوی عزیز، کسی مثل
چی شنگ نخواهد شد؟

241
00:15:52,300 --> 00:15:54,283
این که یو بائوی عزیز
در آینده چه می شه رو

242
00:15:54,333 --> 00:15:55,433
آگاهی ندارم

243
00:15:56,333 --> 00:15:58,700
اما خودم تبدیل به یه
وِی یان دیگه، نمی شم

244
00:16:02,266 --> 00:16:04,266
خیلی خب، راستی

245
00:16:05,066 --> 00:16:06,266
به یامنِ جی ژو بر نمی گردی؟

246
00:16:07,033 --> 00:16:08,033
بابت چی؟

247
00:16:09,866 --> 00:16:13,016
اون یارو لی هوای آن، یه روز در میون
با خانم فن ملاقات می کنه

248
00:16:13,066 --> 00:16:14,600
واقعاً نگران نیستی؟

249
00:16:19,200 --> 00:16:20,733
اون طوری نگاهم نگن

250
00:16:21,266 --> 00:16:23,850
چند وقته که همدیگه رو خواهر و برادر
صدا می زنن، صمیمی شدن

251
00:16:23,900 --> 00:16:26,383
و وقتی که آسیب پذیر بشه
اون یارو از فرصت استفاده می کنه

252
00:16:26,433 --> 00:16:28,333
ـ ساده ترین شیوه‌ی ارتباط گیریه
ـ ‌کافیه

253
00:16:28,866 --> 00:16:30,650
ـ اصلاً تو خدای ارتباط گیری، خوبه؟
ـ ‌من

254
00:16:30,700 --> 00:16:31,700
حواست به کار خودت باشه

255
00:16:32,233 --> 00:16:33,233
خبر جدید

256
00:16:34,600 --> 00:16:35,683
مارکی

257
00:16:35,733 --> 00:16:38,300
سوی یوآن چینگ، با باقی مونده‌ی دشمنان
از چونگ ژو، بهمون حمله کرده

258
00:16:46,200 --> 00:16:47,250
چند نفر هستن؟

259
00:16:47,300 --> 00:16:48,883
چندین نفر بیش تر نیستن

260
00:16:48,933 --> 00:16:51,566
مثل دیوانه‌ ها به سمت دروازه حمله کردن
بدون هیچ نیروی پشتیبانی که پُشتشون باشه

261
00:16:51,600 --> 00:16:53,633
انگار اومدن که بمیرن

262
00:17:00,666 --> 00:17:02,266
شیه ژنگ

263
00:17:03,200 --> 00:17:05,566
بیا بیرون، ترسو

264
00:17:06,700 --> 00:17:09,800
بیا تا امروز، قضیه‌مون رو حل کنیم

265
00:17:27,800 --> 00:17:29,633
چرا خودت رو به این زحمت
انداختی، وارث جوان؟

266
00:17:30,200 --> 00:17:31,633
این‌ همه راه رو اومدی تا بمیری؟

267
00:17:34,900 --> 00:17:36,666
دلسوزی الکی‌ت، ارزونیِ خودت

268
00:17:37,266 --> 00:17:39,500
تو و فن چانگ یو، پدرم رو کُشتید

269
00:17:40,333 --> 00:17:41,700
اگه نتونم ازش انتقام بگیرم

270
00:17:42,466 --> 00:17:43,700
بهتره که بمیرم

271
00:17:44,466 --> 00:17:45,866
وقته مُردنته

272
00:18:04,500 --> 00:18:08,033
چونگ ژو

273
00:18:08,633 --> 00:18:10,483
اگه باورش شد، که هیچی

274
00:18:10,533 --> 00:18:11,633
اگه نه

275
00:18:12,666 --> 00:18:14,566
همون جا، مُهر کاخ شرقی رو از بین ببر

276
00:18:14,600 --> 00:18:16,633
به هیچ وجه نباید دست کسی بیفته

277
00:18:17,133 --> 00:18:18,133
خیالت راحت باشه، ارباب

278
00:18:24,266 --> 00:18:26,200
بانو یین، شاهدخت چانگ شین

279
00:18:28,800 --> 00:18:29,800
مادر؟

280
00:18:36,066 --> 00:18:37,066
چرا بی خبر اومدی؟

281
00:18:38,333 --> 00:18:40,233
چرا با برادرت این رفتار رو کردی؟

282
00:18:44,233 --> 00:18:47,500
یوآن چینگ می خواست
که انتقام پدر رو بگیره

283
00:18:48,300 --> 00:18:50,983
وظیفه‌ی فرزندی‌ش بود
نمی تونستم که مانعش بشم

284
00:18:51,033 --> 00:18:52,166
وظیفه‌ی فرزندی؟

285
00:18:52,200 --> 00:18:54,333
خب، چرا خودت انجامش ندادی؟

286
00:18:56,333 --> 00:18:58,700
باید بمونم و از تو مراقبت کنم، مادر

287
00:18:59,600 --> 00:19:02,633
خودت بهتر می دونی که مارکیِ وو آن
همه جا به دنبالتون می گرده

288
00:19:03,433 --> 00:19:05,450
بعدش تو، یوآن چینگ رو تحریک
کردی که انتقام پدرتون رو بگیره؟

289
00:19:05,500 --> 00:19:06,666
خیلی بی چشم و رویی

290
00:19:14,200 --> 00:19:16,266
پدر هیچ وقت من رو دوست نداشت

291
00:19:17,866 --> 00:19:19,433
و شما هم، همیشه ته دلت

292
00:19:20,300 --> 00:19:22,033
همیشه یوآن چینگ رو بهم
ترجیح می دادی، درسته؟

293
00:19:22,833 --> 00:19:23,833
پسرمه

294
00:19:24,433 --> 00:19:25,533
معلومه که ترجیحش می دم

295
00:19:31,333 --> 00:19:32,333
مادر

296
00:19:33,833 --> 00:19:35,033
منظورت چی بود؟

297
00:19:36,033 --> 00:19:37,200
کدوم مادر رو دیدی

298
00:19:38,433 --> 00:19:41,233
که بچه‌ی خودش رو نشناسه؟

299
00:19:44,933 --> 00:19:47,433
بعد از اون آتش سوزیِ هفده سال قبل

300
00:19:47,933 --> 00:19:49,500
تو رو برگردوندم

301
00:19:51,800 --> 00:19:52,933
اولش

302
00:19:54,000 --> 00:19:56,433
بعد از این که دیدم انقدر
آسیب دیدی، دلم سوخت

303
00:19:57,900 --> 00:20:01,500
اما وقتی که فهمیدم یوآن هوا نیستی
دلم بیش تر سوخت

304
00:20:06,600 --> 00:20:08,033
پس تو خبر داشتی؟

305
00:20:12,333 --> 00:20:13,333
پس

306
00:20:13,933 --> 00:20:15,866
چرا همون موقع، حقیقت رو برملا نکردی؟

307
00:20:16,466 --> 00:20:19,800
تو اون موقع، فقط یه پسر کوچولو بودی

308
00:20:21,266 --> 00:20:24,133
که توسط شاهدخت ولیعهد، آسیب دید
تا بتونه که زنده بمونه

309
00:20:25,100 --> 00:20:27,416
موقعی که تو عمارت
چانگ شین درمان می شدی

310
00:20:27,466 --> 00:20:29,500
خیلی مظلوم بودی

311
00:20:30,033 --> 00:20:32,433
هر روز برای مادرت گریه می کردی

312
00:20:33,066 --> 00:20:35,333
باعث شد که قلبم نرم بشه

313
00:20:36,500 --> 00:20:37,500
با خودم گفتم

314
00:20:38,533 --> 00:20:42,466
حالا که آسمان اجازه داده تا به جای پسرم
زندگی کنی، پس بذارم که خوب زندگی کنی

315
00:20:44,600 --> 00:20:48,000
تا عاقبت خوبی برای یوآن هوای که
غیرمنصفانه و مظلومانه فوت کرد، باشه

316
00:20:49,866 --> 00:20:51,600
اما اشتباه فکر می کردم

317
00:20:52,633 --> 00:20:54,450
فکر می کردم که یه طفل معصوم گُمشده‌ای

318
00:20:54,500 --> 00:20:56,500
ولی تصور نمی کردم که
یه گرگ گرسنه باشی

319
00:20:58,133 --> 00:20:59,866
بزرگ ترین حسرت زندگی‌م اینه که

320
00:21:00,500 --> 00:21:02,100
یه مار افعی رو به جای پسرم، قبول کردم

321
00:21:02,900 --> 00:21:05,033
مادر کسی بشم که انقدر سَمی و زهرآلوده

322
00:21:15,133 --> 00:21:20,866
من چی مین‌ام، نوه‌ی ولیعهد کاخ شرقی

323
00:21:28,000 --> 00:21:30,033
مگه مادر من بودن

324
00:21:32,066 --> 00:21:33,066
چیز بدیه؟

325
00:21:38,333 --> 00:21:39,600
فقط

326
00:21:40,300 --> 00:21:42,633
یوآن چینگ و یوآن هوای
پسر های من هستن

327
00:21:44,133 --> 00:21:45,133
تو

328
00:21:45,900 --> 00:21:47,033
لیاقتش رو نداشتی

329
00:22:27,100 --> 00:22:28,600
فکر نکن که چون با من مهربون بودی

330
00:22:29,833 --> 00:22:31,500
جرأت نمی کنم که تو رو بُکشم

331
00:22:36,233 --> 00:22:38,433
بهت یه شانس دادم

332
00:22:41,833 --> 00:22:43,133
اما نگران نباش

333
00:22:44,433 --> 00:22:48,166
شیه ژنگ، به زودی سوی یوآن چینگ رو

334
00:22:48,200 --> 00:22:50,500
می فرسته به اون دنیا تا وظایف
فرزندی‌ش رو به سرانجام برسونه

335
00:23:18,466 --> 00:23:21,933
ـ جنازه‌ش رو ببر، شاید هنوز به درد بخوره
ـ ‌بله، قربان

336
00:23:30,800 --> 00:23:33,933
هه

337
00:23:40,933 --> 00:23:42,200
بیا تو

338
00:23:47,000 --> 00:23:48,000
فن

339
00:23:48,600 --> 00:23:50,833
راست می گن که شوهرت قراره
همسر شاهدخت بشه؟

340
00:23:53,433 --> 00:23:55,016
فکر می کردم که لی مِن کان
قراره با شاهدخت ازدواج بکنه

341
00:23:55,066 --> 00:23:57,666
داماد عوض کردن تو دقیقه‌ی نود
برای چنین مورد بزرگی؟ مگه داریم؟

342
00:23:58,733 --> 00:24:00,000
دوست ندارم که راجع بهش حرف بزنم

343
00:24:05,066 --> 00:24:06,066
باشه

344
00:24:11,900 --> 00:24:14,500
ازم خواستی که درباره‌ی سوی یوآن هوای
تحقیق بکنم، یه چیزی پیدا کردم

345
00:24:16,400 --> 00:24:19,166
گفته‌ شده که امشب می خوان
تعداد زیادی نیرو رو بفرستن

346
00:24:19,200 --> 00:24:21,466
احتمالاً یه عملیات عظیم
برای دستگیری اون عوضیه

347
00:24:22,733 --> 00:24:25,066
اون خائن خیلی زیرکه

348
00:24:25,600 --> 00:24:27,216
از روباه مکار تر، از مار مرموز تره

349
00:24:27,266 --> 00:24:28,700
حتی نیرو هایی که همسرت

350
00:24:31,866 --> 00:24:33,800
منظورم، مارکی وو آن بود

351
00:24:34,300 --> 00:24:36,266
قبلاً فرستاده بود، چندین بار
اون ها رو هم فریب داده

352
00:24:38,700 --> 00:24:40,000
داره رد گم می کنه

353
00:24:41,333 --> 00:24:44,600
وقتی که از پیدا کردنش خسته بشیم
سریع فرار می کنه

354
00:24:48,066 --> 00:24:50,283
پس گفتی پسر یه ولیعهده؟

355
00:24:50,333 --> 00:24:51,500
یعنی می تونه

356
00:24:52,933 --> 00:24:54,066
می تونه که امپراطور بشه؟

357
00:24:55,866 --> 00:24:57,266
آره، یه دفعه می تونست

358
00:25:00,466 --> 00:25:02,700
خب اگه این جور که می گی
اشراف زاده‌ست

359
00:25:03,700 --> 00:25:06,133
چرا وانمود می کنه که سوی یوآن هوایه؟

360
00:25:07,133 --> 00:25:09,800
نمایش عروسک خیمه شب بازی رو که
دیدی، حتماً کلی ازشون تماشا کردی، نه؟

361
00:25:10,033 --> 00:25:12,866
اشراف زاده ها و ارباب ها، دائماً نقشه
می کشن و با همدیگه درگیر هستن

362
00:25:13,400 --> 00:25:16,500
همه‌ش به خاطر طمع به قدرت و حکومته
مثل مگس به دنبال شیرینی‌ان

363
00:25:23,833 --> 00:25:25,000
فن، به چی نگاه می‌ کنی؟

364
00:25:27,200 --> 00:25:28,600
چیان یه بار گفت

365
00:25:29,100 --> 00:25:30,850
که از آتش می ترسه

366
00:25:30,900 --> 00:25:32,733
حتی یه شمع رو توی شب روشن نمی‌ کنه

367
00:25:37,000 --> 00:25:38,900
خب اگه این طور باشه

368
00:25:40,133 --> 00:25:43,900
می تونیم دنبال خونه هایی بگردیم
که داخلشون باید روشن باشه

369
00:25:44,666 --> 00:25:46,450
اما کاملاً تاریک هستن

370
00:25:46,500 --> 00:25:48,766
باعث می شه که محدوده‌ی
جست و جو، کم تر بشه

371
00:25:48,800 --> 00:25:50,883
راستی، چرا انقدر دنبال این هستی
که پیداش کنی؟

372
00:25:50,933 --> 00:25:53,033
تا فقط به خاطر خانم یو، بی حساب بشی؟

373
00:25:55,133 --> 00:25:57,400
درک نمی کنی، اون مرد

374
00:25:59,733 --> 00:26:01,500
ممکنه به یه جریان بزرگ تری مرتبط باشه

375
00:26:02,400 --> 00:26:04,816
یه بار یه نشان ببر بهم نشون داد

376
00:26:04,866 --> 00:26:06,966
گفت که به ماجرای تراژدی جین ژو مربوطه

377
00:26:07,000 --> 00:26:08,433
به جین ژو مربوطه؟

378
00:26:12,066 --> 00:26:14,016
پس یان ژنگ قطعاً می خواد
که گیرش بندازه

379
00:26:14,066 --> 00:26:15,400
و به جواب هایی برسه

380
00:26:16,600 --> 00:26:19,616
نشان من رو بگیر، بهشون بگو
که امشب، مأموریت داریم

381
00:26:19,666 --> 00:26:21,333
تمرین خوبی برای گروهمونه

382
00:26:22,700 --> 00:26:23,700
حله

383
00:26:55,700 --> 00:26:57,333
ـ یکی داخله، محاصره کنید
ـ ‌چشم

384
00:27:04,433 --> 00:27:07,600
مهربانی در قلب، پاکی در ظاهر

385
00:27:24,233 --> 00:27:27,133
گلوش بُریده شده، گویا خیلی وقته که مُرده

386
00:27:28,333 --> 00:27:29,733
چطوری مُرده؟

387
00:27:32,133 --> 00:27:34,666
به گَشتن ادامه بده، ببین
آیا نشان ببر، همراهش هست؟

388
00:27:35,800 --> 00:27:36,833
کدوم ببر؟

389
00:27:37,500 --> 00:27:39,783
نشان ببر، مثل نمایش ها
تو فقط بگرد

390
00:27:39,833 --> 00:27:40,833
باشه

391
00:28:10,900 --> 00:28:12,833
فرمانده چانگ یو به جناب
مارکی درود می فرسته

392
00:28:15,333 --> 00:28:18,200
جین چانگ شن، به همسر شاهدخت
درود می فرسته

393
00:28:19,333 --> 00:28:21,666
یه کلمه دیگه بگید، به بخش
آشپزخانه منتقل می شید

394
00:28:22,833 --> 00:28:24,033
بله، همسر شاهدخت

395
00:28:24,733 --> 00:28:26,833
من می رم، همسر شاهدخت

396
00:28:37,500 --> 00:28:38,666
سوی یوآن هوای کُشته شده

397
00:28:39,800 --> 00:28:42,233
اون رَد، از بین رفته

398
00:28:55,433 --> 00:28:57,400
سوی یوآن هوای همین جوری مُرد؟

399
00:29:07,600 --> 00:29:09,100
خیلی شبیه سوی یوآن هوایه

400
00:29:11,466 --> 00:29:12,533
همه‌ی شواهد

401
00:29:13,300 --> 00:29:15,200
نشون می ده که اون مُرده

402
00:29:16,333 --> 00:29:18,433
اما هر چی که مدارک بیش تر بشن
قضیه هم، مشکوک تر می شه

403
00:29:19,133 --> 00:29:20,933
به ژائو شون بگو که شخصاً
بیاد و شناسی‌ش بکنه

404
00:29:21,466 --> 00:29:22,816
در هر صورت

405
00:29:22,866 --> 00:29:25,333
دیگه توی این دنیا
سوی یوآن هوایی، وجود نداره

406
00:29:34,433 --> 00:29:36,450
سال ها، شایعاتی بود

407
00:29:36,500 --> 00:29:39,083
وِی یان نشان ببر رو به دستور اعلی حضرت
همراه داشته تا نیروی پشتیبانی پیدا کنه

408
00:29:39,133 --> 00:29:40,633
و محاصره جی ژو رو بشکنه

409
00:29:41,233 --> 00:29:43,816
اما توی مسیر، یه دفعه
به سمت پایتخت بر می‌ گرده

410
00:29:43,866 --> 00:29:45,200
و عملیات نجات رو به تأخیر میندازه

411
00:29:47,700 --> 00:29:50,733
اون موقع، وِی چی لین آذوقه رو حمل می کرده
اما یه دفعه، به سمت چونگ ژو رفت

412
00:29:51,533 --> 00:29:53,166
حتماً وِی یان بهش دستور داده بوده
که از نشان ببر استفاده بکنه

413
00:29:53,200 --> 00:29:54,633
تا نیرو ها رو توی اون جا عملیاتی کنه

414
00:29:56,300 --> 00:29:57,483
اما آخرش

415
00:29:57,533 --> 00:29:59,366
شاهزاده چانگ شین نیرو نفرستاد

416
00:29:59,400 --> 00:30:00,833
و آذوقه‌ای هم به موقع نرسید

417
00:30:01,466 --> 00:30:02,733
و کسی نفهمید که چرا اینطور شد

418
00:30:09,100 --> 00:30:11,583
اگه شاهزاده چانگ شین نشان ببر
رو اون موقع دیده باشه

419
00:30:11,633 --> 00:30:13,800
ولی ادعا کرده باشه که تقلبیه
و مانع ارسال نیرو شده باشه

420
00:30:16,200 --> 00:30:19,633
پس معنی‌ش این می شه که
وِی چی لین، واقعاً اشتباهی نکرده

421
00:30:21,900 --> 00:30:22,900
به نظر میاد که

422
00:30:24,666 --> 00:30:27,033
درباره‌ی تراژدی جینگ ژو

423
00:30:28,066 --> 00:30:29,100
به حقیقت نزدیک تر می شیم

424
00:30:29,700 --> 00:30:31,700
اگه بتونیم اون نشان ببر رو پیدا کنیم

425
00:30:32,466 --> 00:30:34,416
وسایل شاهزاده چانگ شین رو گشتم

426
00:30:34,466 --> 00:30:36,783
حتی وسایل سوی یوآن چینگ
رو هم نگاه کردم

427
00:30:36,833 --> 00:30:37,850
هیچی نبود

428
00:30:37,900 --> 00:30:39,166
سوی یوآن چینگی که من می شناسم

429
00:30:39,200 --> 00:30:41,766
ترجیح می ده که شکنجه بشه تا این که
بگه اون نشان، کجاست

430
00:30:41,800 --> 00:30:43,466
حتی جرأت کرد که من رو مسخره بکنه

431
00:30:44,066 --> 00:30:46,300
باید اجازه می دادم که خانم فن
با یه ضربه کارش رو می ساخت

432
00:30:53,700 --> 00:30:54,700
جناب مارکی

433
00:30:55,700 --> 00:30:57,483
ژائو شون جنازه رو بررسی کرد

434
00:30:57,533 --> 00:30:58,416
همون طور که شک کرده بودید

435
00:30:58,466 --> 00:31:00,383
اون جنازه، سوی یوآن هوای نیست

436
00:31:00,433 --> 00:31:02,133
بَدلیه که توسط پرستار لَن بزرگ شده

437
00:31:03,266 --> 00:31:04,666
نه تنها خیلی شبیه‌شه

438
00:31:05,266 --> 00:31:08,000
تک تک آثار سوختگی روی بدنش هم
با دقت زیاد، مشابه سازی شده

439
00:31:08,666 --> 00:31:11,500
هویت اون زنی که تو عمارت مُرده بود
چطور؟ هویتش مشخص شده؟

440
00:31:12,200 --> 00:31:13,283
ژائو شون شناسایی‌ش کرد

441
00:31:13,333 --> 00:31:14,633
قطعاً شاهدخت چانگ شینه

442
00:31:19,433 --> 00:31:22,433
نامادری‌ش رو کُشت تا
بتونه خودش رو نجات بده

443
00:31:23,600 --> 00:31:26,133
برای دستگیر کردن سوی یوآن هوای، نه

444
00:31:26,933 --> 00:31:28,600
وقتشه که اسم واقعی‌ش رو صداش کنیم

445
00:31:30,033 --> 00:31:31,400
برای دستگیر کردن چی مین

446
00:31:31,900 --> 00:31:33,633
به سرنخ های بیش تری نیاز داریم

447
00:31:34,400 --> 00:31:35,400
مطلب دیگه‌ای هم هست؟

448
00:31:37,333 --> 00:31:38,600
همه‌ی سرنخ ها، بی نتیجه بودن

449
00:31:39,500 --> 00:31:40,766
عجیب اینه که

450
00:31:40,800 --> 00:31:42,283
هر بار که ما بهشون نزدیک می شیم

451
00:31:42,333 --> 00:31:44,000
انگار که از قبل، آماده‌ی اومدنمون هستن

452
00:31:44,700 --> 00:31:47,833
مشکوکم به این که تو مرکز فرماندهی
جاسوس هایی رو داشته باشه

453
00:31:54,133 --> 00:31:56,966
گویا یکی این وسط، بازیچه شده

454
00:31:57,000 --> 00:31:59,100
و فکر می کنه که برای عدالت می جنگه

455
00:32:00,800 --> 00:32:03,000
مارکی، حرکت بعدی ما چیه؟

456
00:32:05,133 --> 00:32:06,800
ژائو شون رو ببر تا سوی یوآن چینگ رو ببینه

457
00:32:07,266 --> 00:32:09,933
بهش خبر فوتِ شاهدخت
چانگ شین رو بده

458
00:32:11,900 --> 00:32:13,866
گروه اول، سمت چپ
گروه دوم، سمت راست

459
00:32:14,633 --> 00:32:16,016
از هر طرف پخش بشید

460
00:32:16,066 --> 00:32:17,066
ـ بله قربان
ـ ‌بله قربان

461
00:32:17,500 --> 00:32:18,583
بوته ها و صخره ها رو بررسی کنید

462
00:32:18,633 --> 00:32:21,250
ـ اطاعت
ـ ‌همه چیز رو بررسی کنید، جایی نَمونه

463
00:32:21,300 --> 00:32:22,533
ـ بزن بریم
ـ ‌اون جا رو نگاه کن

464
00:32:24,033 --> 00:32:25,450
این جا چیزی نیست

465
00:32:25,500 --> 00:32:26,616
اون جا

466
00:32:26,666 --> 00:32:27,666
دنبالم بیا

467
00:32:30,800 --> 00:32:32,733
ارباب، ارتش شیه اومده

468
00:32:35,866 --> 00:32:37,633
سوی یوآن چینگ کافی نبود

469
00:32:38,733 --> 00:32:40,200
گویا مارکی هم

470
00:32:40,700 --> 00:32:43,233
تا سَر من رو نزنه، ول کن نیست

471
00:32:44,533 --> 00:32:45,866
اوضاع بانو چطوره؟

472
00:32:46,700 --> 00:32:48,033
هنوز اثری ازش نیست

473
00:32:57,266 --> 00:33:00,083
ارباب، خاندان لی، خیلی
از ما استفاده کردن

474
00:33:00,133 --> 00:33:02,050
اما هنوز اثری از حمایتشون نیست

475
00:33:02,100 --> 00:33:04,183
اجازه دادن که مارکی، دنبالمون بگرده

476
00:33:04,233 --> 00:33:05,733
به نظرت، بهمون خیانت نکردن؟

477
00:33:07,833 --> 00:33:09,450
اگه خاندان لی خیانت کرده بود

478
00:33:09,500 --> 00:33:11,266
خیلی وقت پیش دستگیر شده بودیم

479
00:33:12,733 --> 00:33:15,633
ولی با وجود پدربزرگ و نوه بودن

480
00:33:16,866 --> 00:33:21,033
استاد اعظم لی و لی هوای آن
اصلاً هم عقیده نیستن

481
00:33:27,833 --> 00:33:29,083
تقریباً زمانش رسیده

482
00:33:29,133 --> 00:33:30,233
کم کم باید پیداش بشه

483
00:33:31,066 --> 00:33:32,800
البته اگه حرفم رو باور کرده باشه

484
00:33:37,133 --> 00:33:38,133
ارباب

485
00:33:46,900 --> 00:33:48,533
از کمک استاد اعظم لی

486
00:33:49,066 --> 00:33:51,066
خیلی خوشحالم

487
00:34:28,500 --> 00:34:30,650
ـ باید یه چیزی رو بهت بگم
ـ ‌نمی خوام بشنوم

488
00:34:30,700 --> 00:34:32,100
فقط می خوام که بدونی

489
00:34:34,233 --> 00:34:36,233
هر کسی تو این دنیا می تونه
همسر شاهدخت بشه

490
00:34:37,066 --> 00:34:38,266
ولی من، شیه ژنگ، نمی خوام

491
00:34:40,500 --> 00:34:42,233
من قبلاً با خانواده‌ت وصلت کردم

492
00:34:42,733 --> 00:34:44,633
فقط متعلق به فن چانگ یوئم

493
00:34:46,300 --> 00:34:47,500
تو تمام عمرم

494
00:34:48,933 --> 00:34:50,166
قلبم فقط برای توست

495
00:35:14,533 --> 00:35:15,533
تو

496
00:35:19,266 --> 00:35:20,900
می شه انقدر باهام خوب نباشی؟

497
00:35:21,933 --> 00:35:23,200
هر چقدر که مهربون تری

498
00:35:24,866 --> 00:35:25,866
بیش تر خجالت می کشم

499
00:35:27,866 --> 00:35:29,500
به خاطر خانواده‌ت؟

500
00:35:31,800 --> 00:35:32,900
خبر داری؟

501
00:35:37,833 --> 00:35:39,333
می دونم که از چی ترسیدی

502
00:35:40,900 --> 00:35:42,500
ولی دلم می خواد که بدونی

503
00:35:43,333 --> 00:35:45,033
به تحقیق کردن ادامه‌ می دم

504
00:35:46,166 --> 00:35:47,466
تا حقیقت رو کشف کنم

505
00:35:49,633 --> 00:35:50,933
و تو این مسیر

506
00:35:52,300 --> 00:35:53,366
دوست دارم که کنارت باشم

507
00:36:10,800 --> 00:36:12,633
ـ می تونی بری
ـ ‌بله

508
00:36:17,633 --> 00:36:18,633
وارث جوان

509
00:36:19,533 --> 00:36:21,116
ژائو شون

510
00:36:21,166 --> 00:36:22,816
ای خائن

511
00:36:22,866 --> 00:36:24,533
به برادر بزرگم خیانت کردی

512
00:36:26,366 --> 00:36:27,366
وارث جوان

513
00:36:28,000 --> 00:36:30,066
برادر خودت بود که بهت خیانت کرد

514
00:36:33,766 --> 00:36:35,000
یه خائن؟

515
00:36:36,266 --> 00:36:38,433
حالا که فرار کردن برادر بزرگم رو دیدی

516
00:36:39,166 --> 00:36:40,866
می‌خوای با چرب زبونی برای
مارکی اعتراف بگیری

517
00:36:41,733 --> 00:36:43,833
و بین ما برادر ها، اختلاف بندازی

518
00:36:44,633 --> 00:36:46,600
خودت رو به زحمت ننداز

519
00:36:47,533 --> 00:36:49,233
حتی اگه نتونم که امروز بُکشمت

520
00:36:51,200 --> 00:36:53,633
برادرم به زودی انتقام می گیره

521
00:36:55,666 --> 00:36:59,333
خب انتقام مرگ شاهدخت
چانگ شین چی می شه؟

522
00:37:04,166 --> 00:37:05,333
مادرم فوت کرده؟

523
00:37:10,166 --> 00:37:11,766
مارکیِ وو آن

524
00:37:12,266 --> 00:37:13,700
عجب قهرمانی هستی

525
00:37:13,733 --> 00:37:16,400
دستت روی یه زن بلند شده؟

526
00:37:17,000 --> 00:37:19,383
قاتل شاهدخت، مارکیِ وو آن نیست

527
00:37:19,433 --> 00:37:20,733
سوی یوآن هوای بود

528
00:37:21,333 --> 00:37:22,333
نه

529
00:37:22,733 --> 00:37:24,633
باید بهش بگیم چی مین

530
00:37:28,066 --> 00:37:29,350
کی؟

531
00:37:29,400 --> 00:37:30,633
این همه سال گذشته‌

532
00:37:31,166 --> 00:37:32,900
برادر بزرگِ عزیزت

533
00:37:32,933 --> 00:37:34,433
اون سوی یوآن هوای نیست

534
00:37:34,966 --> 00:37:36,266
چی مینه

535
00:37:36,866 --> 00:37:40,666
نوه‌ی سلطنتی سابق تو کاخ شرقیه
که توسط شاهزاده چانگ شین کُشته شد

536
00:37:41,433 --> 00:37:42,900
سوی یوآن هوای واقعی

537
00:37:42,933 --> 00:37:45,100
هفده سال پیش، مُرد

538
00:37:45,133 --> 00:37:47,233
تو آتش سوزی کاخ شرقی فوت شد

539
00:37:55,966 --> 00:37:56,966
نه

540
00:37:59,966 --> 00:38:00,966
امکان نداره

541
00:38:04,733 --> 00:38:08,133
می خوای ازم استفاده کنی
تا برادرم رو پیدا کنی

542
00:38:09,166 --> 00:38:10,333
وارث جوان

543
00:38:11,033 --> 00:38:12,233
از خواب غفلت بیدار شو

544
00:38:13,266 --> 00:38:17,000
چی مین، شاهدخت رو کُشت تا مرگ
خودش رو صحنه سازی بکنه و فرار کنه

545
00:38:20,233 --> 00:38:23,066
همین الان هم، هویت نوه‌ی سلطنتی
رو پس گرفته و باهاش ادامه می ده

546
00:38:23,866 --> 00:38:27,566
اون چی مینه، کسی که خانواده‌ت رو نابود
و عمارت چانگ شین رو خراب کرد

547
00:38:32,033 --> 00:38:33,033
نه

548
00:38:34,233 --> 00:38:35,333
این جوری نیست

549
00:38:36,433 --> 00:38:37,566
این جوری نیست

550
00:38:40,966 --> 00:38:43,033
مگه تو نوکر برادرم نیستی؟

551
00:38:44,200 --> 00:38:45,600
چرا این ها رو بهم می گی؟

552
00:38:46,200 --> 00:38:47,200
درسته

553
00:38:48,033 --> 00:38:50,066
قبلاً از چی مین اطاعت می کردم

554
00:38:51,066 --> 00:38:52,966
اما این کار به خاطر نسل
واقعی امپراطوری بود

555
00:38:54,166 --> 00:38:56,016
اون ذاتاً بی‌ رحمه

556
00:38:56,066 --> 00:38:57,866
مناسب جانشینی سلطنت نیست

557
00:38:58,966 --> 00:39:00,233
مجبور بودم

558
00:39:01,666 --> 00:39:02,933
که به مارکی وو آن رو بزنم

559
00:39:14,333 --> 00:39:15,833
سوی یوآن هوای

560
00:39:16,766 --> 00:39:17,766
نه

561
00:39:18,400 --> 00:39:19,933
چی مین

562
00:39:20,533 --> 00:39:22,600
تیکه و پاره‌ت می کنم

563
00:39:23,133 --> 00:39:25,433
انتقام پدر و مادرم رو ازت می گیرم

564
00:39:28,866 --> 00:39:29,866
ارباب جوان

565
00:39:30,800 --> 00:39:31,933
می تونم که آزادت کنم

566
00:39:33,366 --> 00:39:34,366
آزادم کنی؟

567
00:39:35,366 --> 00:39:36,183
چرا؟

568
00:39:36,233 --> 00:39:37,933
مادرم، پرستار لَن

569
00:39:39,000 --> 00:39:40,566
چی مین رو بزرگ کرده

570
00:39:41,333 --> 00:39:42,766
و به دستش کُشته شده

571
00:39:44,933 --> 00:39:47,100
حسرت می خورم که
به اندازه‌ی کافی قدرت ندارم

572
00:39:47,133 --> 00:39:49,066
اگه بتونی چی مین رو از بین ببری

573
00:39:49,600 --> 00:39:51,933
انتقام گیری جفتمون انجام می شه

574
00:39:59,866 --> 00:40:02,033
تو فقط یه نوکری

575
00:40:06,266 --> 00:40:07,866
ولی اگه ولم کنی

576
00:40:09,533 --> 00:40:11,466
هر چیزی که بخوای، بهت می دم

577
00:40:20,866 --> 00:40:22,766
وارث جوان، از این سمت

578
00:40:32,366 --> 00:40:35,400
به نظرت واقعاً می تونه
که چی مین رو پیدا کنه؟

579
00:40:37,866 --> 00:40:39,833
سال ها مثل برادر همدیگه بودن

580
00:40:40,366 --> 00:40:41,600
یه راهی پیدا می کنه

581
00:40:42,966 --> 00:40:45,600
روز نوزدهم از ماه هفتم از سال هفدهم
سلسله‌ی ژنگ پینگ

582
00:40:57,200 --> 00:40:59,133
سوی یوآن چینگ از زندان فرار کرد

583
00:41:00,166 --> 00:41:01,166
چی؟

584
00:41:05,400 --> 00:41:08,116
این رو به افسر نامه بر برسون،
سریعاً به پایتخت بره، بدون معطلی

585
00:41:08,166 --> 00:41:09,166
بله، قربان

586
00:41:24,066 --> 00:41:26,433
یامِن

587
00:41:28,433 --> 00:41:38,433
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M